ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱٬۴۰۱ تا ۸۱٬۴۲۰ مورد از کل ۸۳٬۴۱۶ مورد.
۸۱۴۰۱.

اعتبارسنجی و تحلیل گزاره «لاتَسقُطُ الصَّلاهُ بحالٍ »(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۵
برای وجوب نماز درصورت ممکن نبودن برخی از اجزا و شرایط و یا تزاحم آن با افعال دیگر، به گزاره «لاتَسقُطُ الصَّلاهُ بحالٍ » استناد شده است. بررسی درستی انتساب این گزاره به امام معصوم(ع)، عیارسنجی محتوایی و گستره دلالت آن با استفاده از منابع کتابخانه ای و به روش توصیفی تحلیلی از اهداف این جستار است. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که این گزاره اولین بار به صورتی حدیث گونه در کتاب جواهر الکلام نقل شده است. هرچند باتوجه به عدم وجود این گزاره با این الفاظ در منابع روایی، در اصطلاح حدیث تلقّی نمی شود، اما همسویی محتوایی آن با قرآن کریم، سنّت، اجماع و دیگر قراین معتبر، درستی محتوایی آن را تأیید می کند. گستره اعتبار گزاره، به جز مواردی چون: نماز در ایام حیض، زوال عقل و بیهوشی غیراختیاری که به اتّفاق فقیهان نماز در آن ها ساقط است، شامل فاقدالطهورین که بیشتر فقیهان قائل به جواز ترک نماز وی شده اند، نیز می شود.
۸۱۴۰۲.

بررسی فقهی و حقوقی مسئولیت مدنی دولت ناشی ازمسدود سازی فضای مجازی با تأکید بر اسناد حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۶
زمینه و هدف: مسدودسازی فضای مجازی در سال های اخیر به یکی از چالش های اساسی حقوق عمومی و حقوق بشر تبدیل شده است؛ از یک سو، فضای مجازی بستر اصلی ارتباطات فردی، آموزش، فعالیت های اقتصادی و مشارکت اجتماعی شهروندان محسوب می شود و از سوی دیگر، گسترش تهدیدات امنیتی، محتوای مضر و آسیب های فرهنگی و اجتماعی، دولت ها را به اتخاذ سیاست های محدودکننده سوق داده است. مواد و روش ها: پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، است. ملاحظات اخلاقی: در تحقیق حاضر، اصل امانتداری، صداقت، بی طرفی و اصالت اثر رعایت شده است. یافته ها: پژوهش نشان می دهد چنانچه مسدودسازی فضای مجازی مستند به قانون، مبتنی بر ضرورت عقلایی و در راستای تأمین مصالح عمومی، حفظ نظم عمومی و امنیت ملی انجام شود، اصل بر عدم تحقق مسئولیت مدنی دولت است؛ حتی اگر این اقدام به طور تبعی موجب ورود زیان به برخی از کاربران گردد. از منظر حقوق بشر و بر اساس معیارهای مشروعیت، ضرورت و تناسب، این اصل مطلق نبوده و هرگونه محدودسازی کلی و فراگیر که منجر به نقض حق آزادی بیان، حق دسترسی به اطلاعات و سایر حقوق بنیادین شود، در صورت احراز تقصیر یا تجاوز از حدود ضرورت، می تواند موجب تحقق مسئولیت مدنی دولت گردد. نتیجه: از آنجا که نص قانونی خاصی در این زمینه وجود ندارد، عرف و بنای عقلا به عنوان ضابطه تشخیص مشروعیت اقدامات دولت نقش تعیین کننده ای دارد. در نهایت، هرچند جبران همه زیان های عمومی ناشی از اقدامات قانونی دولت الزام آور نیست، اما از منظر عدالت و ملاحظات حقوق بشری، جبران بخشی از این خسارات از محل منابع عمومی می تواند به عنوان سیاست حمایتی مورد توجه قرار گیرد.
۸۱۴۰۳.

اعتبارسنجی حکمیت از دیدگاه فقه اهل بیت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۳
داوری یکی از روش های مهم حل اختلاف در حقوق داخلی و بین المللی است. رد پای این نهاد حقوقی را می توان در فقه امامیه نیز یافت که با عنوان قاضی تحکیم بین فقیهان به شهرت رسیده است. فقیهان امامیه برای مشروعیت دادن به داوری با عنوان قاضی تحکیم به ادله شرعی قرآن، سنت و اجماع تمسک جستند. پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی و ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانه ای، به این پرسش پاسخ می دهد که مبنای حکمیت در فقه امامیه چیست؟ آیا قاضی تحکیم باید دارای کلیه شرایط قاضی منصوب باشد یا این که داشتن برخی شرایط قاضی منصوب کافی است؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که مشهور فقیهان با استناد به آیه 35 سوره نساء مبنای حکمیت را تحکیم دانسته اند و تمام شرایط قاضی منصوب را برای قاضی تحکیم نیز شرط می دانند. باید گفت: ادله مشهور فقیهان توان اثبات کلیه شرایط قاضی منصوب از جمله اجتهاد را برای قاضی تحکیم ندارد. روایات معروف مانند روایت معروف ابی خدیجه و حلبی نیز بر عدم شرط اجتهاد در قاضی تحکیم دلالت دارد؛ بنابراین نمی توان شرایط قاضی منصوب را برای قاضی تحکیم شرط دانست، بلکه همین که حَکَم دارای دانش فقهی حقوقی باشد کفایت می نماید که هم با اجتهاد و هم با غیر اجتهاد سازگاری دارد. از این رو، روایت ابی خدیجه به عنوان دلیل خاص منفصل سبب تخصیص روایاتی که به طور عام اجتهاد و علم قاضی را شرط می دانند مطرح می شود. بنابراین، ماده اجتماع بین قاضی تحکیم و داوری، در مسائل شرعی است که چه داوری به معنی سنتی و چه به معنای نوین در این معنا تکیه زده است.
۸۱۴۰۴.

تأملی بر تلقی مشروعیت سیاسی از آیات خلافت(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۴
ادعای مشروعیت بخشی رأی مردم در تعیین حاکم سیاسی، یکی از مشهورترین نظریات سیاسی در حوزه اندیشه و فلسفه سیاسی غرب مدرن است. این نظریه برای عصر غیبت مورد تأیید و تأکید برخی فقه اندیشان معاصر واقع شده است. طرفدران این نظریه کوشیده اند برای اثبات این نظریه مستنداتی از تراث فقهی اعم از عقل و نقل ارائه دهند. ازجمله مستندات نقلی طرفداران این نظریه، تمسک به آیات خلافت است؛ بدین معنا که خلافت نوع انسان از خدای متعال بیانگر آن است که در مواردی که نصب الهی به صورت تعیینی نسبت به حاکم جامعه اسلامی صورت نگرفته باشد، این مردم اند که در جایگاه خلیفه خداوند در روی زمین، یک نفر از میان خویش را به سمت حاکم جامعه سیاسی انتخاب می کنند.  تحقیق حاضر با رویکردی اجتهادی، قوّت استدلال به آیات یاد شده را مورد پرسش قرار داده است. براین اساس در مقام ارزیابیِ استدلال به آیات خلافت، دلالت این آیات بر مشروعیت بخشی رأی اکثریت مردم را، مورد تردید قرار می دهد و بر این مطلب تأکید می ورزد که اگر چه در آیات خلافت _ بر خلاف دیدگاه غالب مفسرین اهل سنت _ مستخلف عنه خدای متعال و خلیفه خود انسان است؛ لکن این مطلب به معنای گستردگی مقام خلافت نیست و صرفاً این مقام برای انبیاء و اوصیاء توجیه پذیر است. بنابراین ادعای مشروعیت بخشی رأی مردم از این آیات سالبه به انتفای موضوع خواهد بود.
۸۱۴۰۵.

سنت الهی دَفع در قرآن کریم؛ نقد آراء مفسران درباره دَفْعُ اللَهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ (بقره/ 251)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۷
این مطالعه با هدف بازخوانی و نقد آراء مفسران درباره آیه ۲۵۱ سوره بقره، با تأکید بر عبارت «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ»، انجام شده است. پرسش اصلی مقاله این است که با توجه به سیاق آیه و نقد دیدگاه های مفسران، مفهوم مناسب و صریح این آیه چیست. نویسندگان با پذیرش مبانی الهیات اسلامی و با اتکاء به روش تحلیلی انتقادی، آراء مختلف در زمینه چیستی دَفعُ الله، فاعلان و مفعولان «بَعْضَهُم بِبَعضٍ»، و مصادیق فَساد الأرض را بررسی می کنند. نتایج مطالعه نشان می دهد که با توجه به سیاق آیات مربوط به داستان طالوت و جالوت و هم چنین آیه ۴۰ سوره حج، مراد صریح آیه تقابل و رویارویی نظامیِ دو گروهِ حق و باطل است. بر این اساس، آرائی مانند دفع کافران و مشرکان به دست مسلمانان و مؤمنان تأیید، و دیدگاه هایی مانند دفع ظالم به دست ظالم دیگر رد می شود. هم چنین، اگرچه هر دو نوع فساد دنیوی و اخروی در تفسیر آیه قابل طرح است، با توجه به فضای نزول، مفاسد دنیوی و اجتماعی مورد تأکید بیش تری قرار دارد. درنهایت نویسنده نتیجه می گیرد که سنت الهی دفع از طریق این تقابل مانع سلطه فراگیر فساد در زمین می شود.
۸۱۴۰۶.

جایگاه خواص در پدیدایی و پیشگیری از جرم از منظر امام علی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۷
جرم و انحراف یکی از معضلات جامعه بشری است که افزایش یا کاهش نرخ جرم متأثر از وضعیت اخلاقی جامعه است. در این میان خواص به معنای آن افرادی است که به هر دلیل، دارای جایگاه اجتماعی هستند و در جایگاه مؤثرترین گروه اجتماعی در افزایش یا کاهش نرخ جرم نقش بارزی ایفا می کنند. بررسی این مهم با روش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر اندیشه های امام علی (ع) و به هدف بهره مندی از آموزه های بلند علوی، موضوع بحث این مقاله است. برایند تحقیق این است که از منظر امام علی (ع)، خواص با رفتار غیر مشروع، ترویج و قبح زدایی از انحرافات، نداشتن روش تبلیغی سالم و کوتاهی در انجام مسئولیت، سبب پدیدایی جرم می شوند؛ در مقابل، پیشگامی در اجرای آموزه های دینی، سعی در از بین بردن خاستگاه های جرم مثل جهل و فقر و انجام امر به معروف و نهی از منکر سبب پیشگیری از جرم می شود.
۸۱۴۰۷.

بررسی دلالی روایات امام صادق (ع) درباره معاد جسمانی- عنصری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۴۹
معاد جسمانی یکی از مهم ترین اعتقادات دینی در حیات بشری است. در دین اسلام نیز این مسئله به عنوان یکی از مسائل بااهمیت، حجم قابل توجهی از منابع دین را به خود اختصاص داده است. آیات قرآن کریم و روایات معصومان k به معاد جسمانی توجه ویژه داشته و در موارد متعدد به تبیین و تحلیل آن پرداخته اند. با وجود این، کیفیت معاد جسمانی و اینکه مفاد آیات و روایات، معاد جسمانی با جسم عنصری است یا جسم مثالی، مورد اختلاف اندیشمندان اسلامی قرار دارد. یکی از منابع روایی مهم در مسئله کیفیت معاد جسمانی، روایات منقول از امام صادق t است که در این نوشتار به بررسی دلالی آن ها پرداخته شده است. این نوشتار با بررسی دلالی این روایات به این نتیجه می رسد که روایاتی که از امام صادق t درباره کیفیت معاد جسمانی نقل شده، ظهور قوی در معاد جسمانی عنصری دارند و بدن های محشور در قیامت را به نحو عنصری تصویر کرده اند.
۸۱۴۰۸.

تبیین نیازهای اخلاقی معنوی نوجوانان مبتلا به بیماری های سخت درمان: تحلیل کاربردی مبتنی بر چهار اصل اخلاق پزشکی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۷
نوجوانان مبتلا به بیماری های سخت درمان با چالش های اخلاقی و معنوی درهم تنیده ای روبه رو هستند که می تواند کیفیت زندگی، کرامت انسانی و مشارکت آنان در تصمیم گیری های درمانی را تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین این نیازهای اخلاقی–معنوی در چارچوب اصول چهارگانه اخلاق پزشکی و اصل مکمل کرامت انسانی بود. روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی ترکیبی (نظریه داده بنیاد و تحلیل مضمون) انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۳ نوجوان (۹ تا ۱۹ سال)، والدین و مراقبان معنوی گردآوری و با کدگذاری و الگوی شش مرحله ای براون و کلارک تحلیل شدند. یافته ها: نیازهای اخلاقی–معنوی نوجوانان در پنج محور اختیار، سودرسانی، نازیان مندی (عدم آسیب)، عدالت دوسویه و کرامت انسانی قابل تبیین است. نوجوانان عدالت را هم در بُعد اخلاقی (توزیع عادلانه امکانات، رفع تبعیض) و هم در بُعد معنوی (پرسش از عدل الهی) تجربه کردند و کرامت انسانی را به صورت ملموس در روابط با خانواده، دوستان و تیم درمان مطالبه نمودند. والدین و مراقبان نیز بر ضرورت حمایت اخلاقی–معنوی برای کاهش رنج، تقویت امید و کاهش تعارضات اخلاقی تأکید کردند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، تلفیق اصول اخلاق پزشکی با بُعد معنوی می تواند چارچوبی بومی و کاربردی برای ارتقای کیفیت مراقبت از نوجوانان مبتلا به بیماری های سخت درمان فراهم آورد.
۸۱۴۰۹.

بیجار در مسیر توسعه پهلوی دوم: تحلیلی اسنادی از سیاست های عمرانی و پیامدهای آن (۱۳۲۷–۱۳۵۲ش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۱
با آغاز دوره پهلوی دوم و شکل گیری اندیشه برنامه ریزی ملی، پنج برنامه عمرانی و توسعه اقتصادی-اجتماعی از سال ۱۳۲۷ تا ۱۳۵۶ش در سطح کشور طراحی و اجرا شد. هدف این برنامه ها ارتقای سطح زندگی مردم در حوزه هایی چون کشاورزی، بهداشت، آموزش، ارتباطات، و صنعتی شدن کشور بود. بااین حال، میزان اثرگذاری این برنامه ها در مناطق کمترتوسعه یافته مانند شهرستان بیجار کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. مسئله اصلی پژوهش آن است که سیاست ها و برنامه های توسعه ای دوره پهلوی دوم تا چه اندازه توانستند زمینه رشد اقتصادی و اجتماعی شهرستان بیجار را در فاصله سال های ۱۳۲۷ تا ۱۳۵۲ش فراهم کنند و آیا اراده ای واقعی برای توسعه همه جانبه این منطقه وجود داشت یا خیر؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد اسنادی، مبتنی بر منابع آرشیوی و گزارش های رسمی سازمان برنامه و آمارنامه های استان کردستان انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه در چارچوب برنامه های عمرانی کشور، در حوزه کشاورزی، آموزش، راه سازی و خدمات اداری در شهرستان بیجار اقداماتی صورت گرفت، اما به دلیل ضعف ساختارهای اجرایی، کمبود سرمایه گذاری و ناهماهنگی میان دستگاه های دولتی، این برنامه ها به نتایج مطلوب نرسید. در نتیجه، شهرستان بیجار تا پایان برنامه چهارم عمرانی همچنان با چالش های مزمن اقتصادی و اجتماعی مواجه بود و توسعه متوازن آن تحقق نیافت.
۸۱۴۱۰.

بررسی تطور ساختار تأویل عرفانی در تفسیر روح البیان و جایگاه آن در عرفان ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۹
قرآن، به عنوان متنی الهی و زنده، محدود به یک ساحت معرفتی خاص نیست و همواره بستر گسترش پذیری معنا را برای قرائت های عقلانی و شهودی فراهم می آورد. عرفان، به ویژه در صیغه ی تأویلی خود، یکی از مهم ترین میدان های این گسترش معنایی است. با این حال، هر تأویل عرفانی که فاقد بنیاد عقلانی و التزام شرعی باشد و صرفاً بر ذوق شخصی مفسر تکیه کند، از اعتبار معرفتی و دینی ساقط می شود و از مسیر مقاصد وحی فاصله می گیرد. در این میان، اسماعیل حقّی بروسوی، مفسر برجسته سده یازدهم هجری، در تفسیر پرحجم و مشهور خود روح البیان، کوشیده است میان ظاهر شریعت و باطن طریقت پیوندی معنادار برقرار سازد و آیات الهی را در پرتو شهود عرفانی و با رعایت ساختار ظاهری آن بازخوانی کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی و رویکرد ساختارشناختی، به بررسی تطور ساختار تأویل عرفانی در روح البیان پرداخته و جایگاه آن را در منظومه عرفانی ابن عربی بازکاوی کرده است. یافته ها نشان می دهد که دستگاه تفسیری بروسوی از یک سو متأثر از مبانی وحدت وجودی و تأویلات اشراقی ابن عربی است، و از سوی دیگر، به سبب تأکید بر مراتب معنا و تقدم ظاهر بر باطن، از پیروی مطلق از مکتب ابن عربی فاصله می گیرد.
۸۱۴۱۱.

برآیند روشی پذیرش فطرت در قرآن، در پارادایم علوم انسانی و روش علوم انسانی اسلامی (با تاکید بر دانش سیاست)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۱۰۵
فطرت وسرشت مشترک انسان در پارادایم طبیعتگرایی به رسمیت شناخته نمی شود و برآیند روش شناختی آن در علوم انسانی از جمله سیاست، کاربست انحصاری روش تجربی در معرفت انسان است و روش غیرتجربی جایگاهی در آن ندارد. نیزموضوع فطرت در فضای اندیشگی قرآنی پذیرفته شده است،لذا امتدادش در ابعاد مختلف علوم انسانی اسلامی باید پیگیری شود. در پاسخ به این مسئله که آیا پذیرش فطرت در قرآن نقش روشی در پارادایم علوم انسانی موجود، و روش علوم انسانی اسلامی دارد؟ تحقیق با تاکید بر این فرض که پذیرش فطرتمندی قرآن بنیان «تاثیرات اصلاحی» در پارادایم علوم انسانی و روش آنها، و «الزاماتی روشی» در علوم انسانی قرآن بنیان دارد، به روش توصیفی تحلیلی، در برآیندهای بخش اول با تاکید بر سیاست، نقد و تصحیح پارادایم اثباتگرایی؛ هرمنوتیکی و انتقادی و روششان را پیشنهاد می دهد و در روش علوم انسانی اسلامی نیز، امکان کل نگری به انسان و مطالعات فرامکانی، زمانی و توجه به امور ثابت در همه انسان ها؛ نیازمندی علوم انسانی اسلامی به روش متناسب با منبعیت فطرت در ادراکات حصولی نظری و عملی؛ و لزوم تناسب روش مطالعه «روابط کنش های سیاسی و... انسان با کمال وی»، با منبع وحیانی را یادآور می شود.
۸۱۴۱۲.

التقنيات شبه المنطقيّة الحجاجيّة في ديوان صلاة النار للشاعرة نبيلة الخطيب وفق آراء ديكرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۱
یُعدُّ الحجاج شبه المنطقیّ أحد أبرز الأسالیب التی یعتمدها الخطاب الأدبیّ لإقناع المتلقّی؛ إذ یقوم على تقنیات لغویّه واستدلالیّه تُعزِّز من قوه الحجه دون أن تقتصر على المنطق الصوریّ وحده. ویعتمد هذا النوع من الحجاج على أدوات مثل الروابط الحجاجیّه والتدرج فی بناء الحجه، مما یجعله وسیله فعاله فی الخطاب الشعریّ، حیث یمتزج الإقناع بالعاطفه والجمالیات البلاغیّه. اعتمد هذا البحث المنهج الوصفیّ – التحلیلیّ فی دراسه التقنیات الحجاجیّه شبه المنطقیّه فی دیوان صلاه النار للشاعره نبیله الخطیب، بالاستناد إلى آراء دیکرو فی الحجاج، والتی ترى أن الحجاج لا یُبنى فقط على قواعد المنطق، بل یعتمد على تنظیم الخطاب بطریقه تؤثر فی مواقف المتلقی ومواقعه التداولیه. یهدف هذا البحث إلى تحلیل التقنیات شبه المنطقیّه فی دیوان الشاعره، من خلال دراسه الروابط الحجاجیّه (مثل "إذا" و"حیث") ودورها فی بناء الخطاب الشعریّ وتوجیه الدلالات، والکشف عن آلیات السُّلَّم الحجاجیّ (النفی، القلب، الخفض) وکیفیه توظیفه فی تقدیم الحجج وتشکیل الرؤیه الشعریّه، مما یسهم فی فهم أعمق لأسالیب الإقناع غیر المباشر والبناء الفنی للقصیده المعاصره. وقد توصلت الدراسه إلى أن الشاعره استخدمت هذه التقنیات ببراعه لبناء خطاب شعری متماسک وإقناعیّ، حیث عملت الروابط الحجاجیّه على خلق علاقات شرطیه ودلالیه بین أجزاء النص، بینما أسهم السُّلَّم الحجاجیّ فی تقدیم الأفکار بشکل متدرج ومنطقیّ. کما کشفت النتائج عن فعالیه نظریه دیکرو فی تفسیر آلیات الإقناع غیر المباشر فی الخطاب الشعریّ، حیث برزت قدره الشاعره على توظیف هذه التقنیات لتوجیه تأویل المتلقی وبناء رؤیه شعریه عمیقه تجمع بین البعد العاطفی والفکری، مما یؤکد تمیز تجربتها الشعریّه وقدرتها على توظیف الأدوات الحجاجیّه فی التعبیر عن رؤاها الوجودیّه.
۸۱۴۱۳.

درنگی روایی- فقهی در گزاره حدیثی «السلطان ظل الله»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۵
رابطه قدرت سیاسی (حکومت) با مقوله مشروعیت، همواره از مباحث بنیادین و چالش برانگیز در سنت دینی بوده است. یکی از گزاره های بحث برانگیز در این زمینه، روایتی است که با تعبیر «السلطان ظل الله»، به مثابه نوعی مشروعیت بخشی به حاکمان، در تراث دینی وارد شده است. مقاله حاضر نظر به خلاء پژوهشی موجود و با هدف تحلیل جامع و انتقادی خبر مزبور، کوشیده است در پژوهشی مسئله محور و با رجوع به منابع کتابخانه ای، از حیث سندی، مفهومی و دلالی، به ارزیابی این خبر بپردازد. رهاورد پژوهش نشان می دهد از منظر سندی، نقل های این حدیث در منابع شیعی، طبق موازین رجالی، قابل مناقشه بوده و فاقد اعتبار کافی می باشند؛ هرچند در منابع اهل سنت، سند این روایت (و روایاتی با مضامین مشابه) گاه تلقی به قبول شده است. از نظر دلالی و در چشم اندازی فقهی، روایت مزبور در برداشتی مطلق، می تواند به توجیه سلطنت های جائر بینجامد؛ حال آنکه جستار حاضر معتقد است تحدید مدلول روایت از رهگذر قاعده جمع عرفی «الجمع مهما امکن اولی من الطرح» و حمل روایات مطلق بر مقید، امری ضروری بوده و آموزه های شرعی و عقلی نیز چنین حملی را ایجاب می کنند. در نهایت، مقاله نتیجه می گیرد که صرفاً حاکم عادل مشمول وصف مزبور در روایت بوده و اطاعت از سلطان جائر، فاقد مشروعیت شرعی و عقلی می باشد.
۸۱۴۱۴.

بازتعریف نسبت ابتلاء و نصر در آیه ۲۱۴ بقره؛ تحلیل کارکرد نحوی-کلامی حرف «حتی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۱
این پژوهش به تحلیل پارادوکس کلامی در آیه ۲۱۴ سوره بقره می پردازد: چگونه رسول(ص) و مؤمنان، در اوج ابتلاء به نقطه ای از «زلزله ایمانی» می رسند که فریاد استغاثه ﴿مَتَی نَصرُ ٱللَّهِ﴾ سر می دهند؟ این مقاله با فراتر رفتن از الگوی تفسیری رایج و خطی «صبر-پاداش»، استدلال می کند که کلید حل این تنش، در تحلیل کارکرد حرف «حَتَّی» نهفته است. پژوهش حاضر با اتخاذ روش «تحلیل محتوای کیفی» و رویکرد «تحلیل نحوی-کلامی»، به پیوند نظام مند میان یافته های نحویان کلاسیک و مباحث کلامی-تفسیری می پردازد . یافته های تحقیق نشان می دهد که «حَتَّی» در قرائت نصب (به مثابه حرف غایت)، صرفاً یک رابط زمانی نیست؛ بلکه لحظه استغاثه را نه نشانه ضعف، بلکه غایت و نهایتِ هدفمند و منطقیِ فرآیند ابتلاء معرفی می کند. بر این اساس، این پژوهش یک مدل فرآیندی سه وجهی (ابتلاء-استغاثه-نصر) را صورت بندی می کند که در آن، ابتلاء به طور قهری به نقطه انقطاع و نیاز محض انسانی منتهی می شود و همین نقطه اوج بحران، شرط کیفی و وجودی برای تحقق «نصر قریب» می گردد. این مدل، نسبت میان رنج و پیروزی را از یک رابطه استحقاقی به یک فرآیند تکاملی بازتعریف می کند.
۸۱۴۱۵.

مقایسه و نقد رویکردهای دو فرقه قادیانیه و یمانی به معجزه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۲
یکی از موضوعات بنیادین در اسلام به ویژه در مکتب امامیه، ظهور مدعیان مهدویت و شکل گیری جریان ها و فرقه های مرتبط با آن از جمله فرقه قادیانیه در میان اهل سنّت و فرقه یمانی در میان امامیه است. با توجه به نوپدید بودن این فرقه و مقایسه آن با فرقه قادیانیه، عضوگیری و گسترش این جریان ها، ضرورت بررسی علمی و انتقادی به این مسئله را دوچندان می سازد. به همین جهت، این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، در صدد پاسخ به این پرسش است که موارد اشتراک و افتراق رویکردهای فرقه قادیانیه و یمانی نسبت به معجزه و مهم ترین نقدهای وارد بر این رویکردها کدام اند؟ با توجه به اینکه غلام احمد قادیانی و احمد اسماعیل فاقد معجزه بوده اند، برای اثبات حقانیت خود و اقناع پیروانشان، با رویکردهای گوناگون در پی تضعیف جایگاه معجزه برآمده اند. از جمله این رویکردها می توان به «کم ارزش جلوه دادن معجزه»، «تأویل معجزات انبیا»، «ادعای معجزه» و «یقین آور ندانستن معجزه» اشاره کرد. در مقابل، «برخورد دوگانه با آیات قرآن»، «عدم امکان صحت سنجی ادعاها» و «تحقق نیافتن پیشگویی ها» از مهم ترین نقدهایی است که بر رویکردهای آنان وارد شده است.
۸۱۴۱۶.

مروری برپیشران های اخلاق درسیره امام رضا (ع)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۲
در نگرش شیعی، امامان معصوم علیهم السلام به عنوان جانشینان بر حق پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، مرجع اصلی هدایت در عرصه های معرفتی محسوب می شوند. لذا بازخوانی سنت های معصومین  علیهم السلام  با هدف ارائه الگویی کاربردی برای جامعه معاصر ضروری می نماید. در این میان دستیابی به سبک تربیتی امام رضا  علیه السلام  با توجه به اثربخشی بی نظیر امام علی رغم جغرافیای خراسان بزرگ و تنگناهای سیاسی، در پرورش و هدایت اقشار مختلف مردم، قابلیت پاسخگویی به نیازهای تربیتی امروز را دارد. اکنون این سؤال مطرح است که امام با به کارگیری کدام روش ها و ابزارها در پیشبرد ارزش های اخلاقی توفیق یافته است! این پژوهش، با شیوه اسنادی– تحلیلی به تبیین پیشران های تربیتی در سیره حضرت می پردازد. روشن است که با کمک این پیشران ها می توان وضعیت موجود را به سمت شرایط مطلوب تغییر داده و حرکت را با شتاب بیشتری ادامه داد. پیشران ها در مقوله تربیت، از سنخ روش یا ابزارند و روند آن را تسهیل می کنند. نتایج این پژوهش نشان می دهد: نهادینه کردن فضایل اخلاقی و پیشگیری از بروز رذایل یکی از اهداف امام در تربیت اخلاقی بوده که در این میان، تثبیت خلق وخوی حسنه، از مهمترین روش های ایشان می باشد. همچنین حضرت برای درونی کردن این ارزش ها از ابزارهایی مانند به کارگیری احساسات و محبت بی شائبه بهره جسته اند.
۸۱۴۱۷.

بررسی مقایسه ای بینش و ویژگی های هنری فروغ فرخزاد و بلاگا دیمیتروا

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۰
فروغ فرخزاد شاعری صاحب نام، صاحب سبک و دارای زبان خاص شعری است و به مضامینی در شعرش پرداخته است که حتی مخاطب عام را برمی انگیزاند؛ مضامینی مانند مرگ و زوال و زندگی، آزادی و تولد دوباره، پرتکرارترین مضامین شعری فروغ هستند که مهمترین و بنیادیترین مضامین شعر شاعر هم عصر و همتای بلغاری او، بلاگا دیمیتروا را نیز تشکیل می دهند. موضوع پژوهش پیش رو،  بررسی مقایسه ای- تحلیلی اندیشه ها، مضامین و ویژگیهای شعر فروغ فرخزاد با شعر بلاگا دیمیتروا (شاعر بلغاری( می باشد. پژوهش حاضر که به شیوه ی تطبیقی انجام گرفته ،مروری بر اندیشه، بینش، آثار و ویژگیهای شعر دو شاعر و پرداختن به شباهتها و تفاوتهای آن است. از اهداف این پژوهش می توان به  بازنمودن مشترکات و جنبه های متفاوت اندیشه و جلوه های شعری دو شاعر، بیان ویژگیهای مشترک و متمایز ادبیات ملتها و مفهوم وحدت اندیشه بشری با بررسی مقایسه ای این دو اشاره نمود. این پژوهش به روش استقرایی و براساس تحلیل محتوا انجام شده است. بدین منظور نخست مقالات و یادداشتهایی که درباره هر دو شاعر نوشته شده مورد مطالعه و بررسی تطبیقی قرار گرفت و از مطالبی که به بررسی اندیشه و شعر این دو شاعر مربوط می شود، یادداشت برداری شد و از آنجا که مطالب فارسی درباره بلاگا بسیار اندک بود، از یادداشتها و مطالبی به  انگلیسی نیز استفاده شد. سپس با مطالعه و تحلیل اشعار این دو شاعر و تلاش در فهم درست آن ها به مقایسه پرداخته و شباهتها و تفاوتها را برشمردیم.
۸۱۴۱۸.

راهکارهای امیرالمؤمنین علی(ع) در مواجهه با چالش های قاعدین(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۹۱
هدف این پژوهش، دستیابی به تدابیر و مواضع امیرالمؤمنین، علی(ع) در مواجهه با چالش های ارتباطی خود با گروهی موسوم به «قاعدین» است که خود را از ورود به عرصه سیاسی در حکومت امام علی(ع) بازداشتند تا بنا بر گفته خودشان، از فتنه در امان باشند. این پرسش، امروز هم مطرح است که با بهره گرفتن از اصول حاکم بر شیوه های رفتاری امام علی(ع) در رویارویی با قاعدین، اصول رفتاری ما برای شیوه مواجهه و برخورد با ساکتین و مخالفین داخلی چگونه باید باشد؟ قعود، به معنای نشستن و قاعدین، یعنی نشستگان. در فرهنگ قرآن، این واژه در مقابل «مجاهدین» به کار رفته است و در اصطلاح، شامل افرادی است که هنگام ضرورت قیام برای حق، قعود کرده و در نزاع حق و باطل، با وجود اینکه مسئولیت دفاع از حق را دارند، از یاری جبهه حق امتناع می کنند. در زمان رسول خدا(ص) گروهی از مسلمانان چنین بودند و در جهاد شرکت نکردند که خداوند در قرآن آنان را سرزنش کرده است. در حکومت امیرالمؤمنین(ع) نیز کسانی از ابتدا با امام(ع) بیعت نکردند یا بیعت نمودند، اما در ادامه، از یاری امام(ع) کناره گیری کردند. آنان با اینکه از خواص در دوران حکومت امام علی(ع) محسوب می شدند، از ورود به عرصه مسائل سیاسی و نظامی خودداری کردند و قعود آنان، تأثیرات اجتماعی و سیاسی نامطلوبی بر جامعه اسلامی، به ویژه توده مردم بر جای گذاشت. عبدالله بن عمر (د.73ق)، سعدبن ابى وقاص (د.55ق)، محمدبن مسلمه (د.43ق) و اسامه بن زید (د.52ق)، شاخص ترین افراد این جبهه هستند. امام علی(ع) درباره آنان چنین فرمود: «حق را واگذاشتند و باطل را یارى نکردند». موضع آنان، موجب تضعیف حاکمیت و خلافت اسلامی و مایه امیدواری مخالفان و معارضان شد. چنین جریانی در تاریخ اسلام، از زمان رسول خدا(ص) بیشتر به عنوان عافیت طلبان وجود داشته و در دوران خلافت امیرالمؤمنین(ع) به شکلی دیگر ظهور و بروز یافت؛ جریانی که به تدریج هویت و مبانی فکری و حتی دینی یافت. قاعدین، با مستندسازی قعود خود به آیات و احادیث نبوی، ناآگاه خواندن مردم، فتنه خواندن جهاد، ناامید ساختن مردم و تعلیق مشارکت خویش در جهاد به امور ناممکن برای حکومت امیرالمؤمنین(ع)، چالش ایجاد کرده و مردم را دچار تردید می کردند. با توجه به نصوص دینی مبنی بر ضرورت شناخت و پیروی از حق، آگاهی از سیره و راهکارهای اهل بیت(ع)، به ویژه امام علی(ع) در مقابله با تفکر و اقدامات قاعدین و وانشستگان از یاری حق، امری ضروری است. پژوهش حاضر، درصدد تبیین این مسئله به شیوه وصفی- تحلیلی است که امیرالمؤمنین علی(ع) چه تدابیر، مواضع و اقداماتی را در برابر این جریان به کار گرفته است؛ جریانی که با وجود عدم معارضه با خلافت حضرت، از یاری حاکمیت اسلامی خودداری کرده و حتی با سکوت خود، موجبات تردید دیگران را نیز فراهم آورده بودند. امیرالمؤمنین علی(ع) در مواجهه با چالش های قاعدین و مدیریت جامعه، راهکارهای گوناگونی به کار بستند؛ از جمله: مماشات با قاعدین در برابر ترک بیعت، خیرخواهی و دلسوزی نسبت به آنان، استدلال و روشنگری نسبت به تناقضات نظری و عملی ایشان، نکوهش و منزوی ساختن آنان، محروم ساختن ایشان از امتیاز مجاهدین، متعهد ساختن ایشان به تعهدات اجتماعی، نظارت و کنترل، صیانت از نظم، اعتماد و بیعت عمومی، تأکید بر عقلانیت و دوری از احساسات، حمایت از تفکر و تحقیق برای تشخیص حق و باطل و نیز نهی جامعه از تندروی در برخورد با آنان.
۸۱۴۱۹.

بازخوانی اعتبارِ «سابقه شرارت» در تحقق جرم محاربه(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۰
محاربه، یکی از مهم ترین جرائم علیه امنیت است که در فقه اسلامی، موضوع مجازات های مذکور در آیه 33 سوره مائده قرار گرفته است. جمعی از فقیهان متقدم و به باور برخی، مشهور قدما معتقدند که شرط تحقق جرم محاربه آن است که فرد محارب، دارای سابقه شرارت بوده و در اصطلاح فقه «اهل ریبه» باشد. در نقطه مقابل، فقیهان متأخر و معاصر، چنین قیدی را معتبر ندانسته اند. قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 نیز به پیروی از فقیهان معاصر، هیچ گونه اشاره ای به لزوم این قید نداشته و جرم محاربه را از جهت دخالت این قید، مطلق می داند. اعتبار این قید، موجب محدودیت دایره صدق این عنوان مجرمانه بر افراد شده و جمعی از مجرمان را از تحت آن خارج می سازد. مقاله پیش رو با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از اطلاعات کتابخانه ای در صدد صحت سنجی فتوای (جمعی از) قدما و پاسخ گویی به این پرسش است که سابقه شرارت چه جایگاهی در تحقق جرم محاربه دارد؟ واکاوی منابع و نیز متون فقهی حاکی از این است که مجموعاً پنج دلیل بر اعتبار سابقه شرارت قابل طرح است. بااین حال ادلّه یاد شده مخدوش بوده و هیچ یک توانایی اثبات دخالت این قید در تحقق جرم محاربه را ندارد.
۸۱۴۲۰.

بررسی تبارشناسی مفهوم «إمساک سماوات و ارض» در گذر از تفسیر کلامی به تحلیل فلسفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۱
مفهوم قرآنی إمساک آسمان ها و زمین (جهان آفرینش) مذکور در آیه ۴۱ سوره فاطر، یکی از مفاهیم کلیدی در فهم رابطه خداوند با جهان و بقای آفرینش است. این واژه در عرصه تفسیر قرآن، توجه مفسران را به نقش خدا در نگهداشت و استمرار هستی معطوف کرده و نشان دهنده ی چگونگی بازخوانی متن قرآنی در افق های فکری مختلف است. پرسش اصلی پژوهش این است: فهم مفسران از إمساک چگونه از معنای نگه داشت فیزیکی آسمان ها و زمین به معنای هستی بخشی و افاضه ی وجودی پیوسته تحول یافته است؟ روش تحقیق بر پایه ی تبارشناسی مفهومی و تحلیل محتوای کیفی سامان یافته است. یافته ها نشان می دهد که در تفسیر های آغازین کلامی، إمساک عمدتاً به معنای جلوگیری از فروپاشی جهان و نشانه ای از حلم و غفران الهی تبیین شده است؛ اما در تفسیر های فیلسوف مشرب، این مفهوم با یک دگرگونی بنیادی در چارچوب فکری، به عنوان علت نگه دارنده وجود و خلقت مستمر معنا شده و بقای عالم را در هر لحظه وابسته به افاضه دائمی واجب الوجود می داند. برآیند تحقیق نشان می دهد که تحول معنایی إمساک، نمایانگر پویایی اندیشه تفسیری و توانایی قرآن در گفت وگو با افق های معرفتی گوناگون است. مفسران هر عصر، بر اساس نیاز های فکری و مبانی دانشی خود، معنای متن را استخراج کرده اند: متکلمان بر بُعد اخلاقی و اعتقادی آن تأکید کرده اند و فیلسوفان آن را در بستر مباحث وجودشناسی بازخوانی نموده اند. این روند، ظرفیت قرآن را برای ارائه ی تفسیری چندلایه، هم زمان اخلاقی، اعتقادی و فلسفی آشکار می سازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان