فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۲۶۱ تا ۱۱٬۲۸۰ مورد از کل ۷۶٬۸۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
ترجمه «ابهام» به ویژه در قرآن کریم یکی از چالش برانگیزترین مسائل زبان شناسی است که برای برون رفت از آن انواع راهبردها ارائه شده است. گارسس با بهره گیری از آراء نیومارک ،تکنیک هایی برای ترجمه آن ها ارائه داده و در نهایت براساس این الگو «میزان ویژگی های مثبت و منفیِ بیانگر بسندگی و پذیرفتگی ابهام در متن ترجمه شده» مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی از نوع مقابله ای، ترجمه های مجتبوی با محوریت سبک ارتباطی و صفارزاده با محوریت سبک آزاد را از جزء سی ام قرآن کریم با هدف بهبود بخشیدن به کیفیتِ متن ترجمه شده به ویژه در چالش های ابهام زبانی، براساس یک نظریه و الگوی علمی، مورد بررسی قرار داده است. سپس با تکیه بر آمار، مقادیر به دست آمده از این تکنیک ها، مقایسه شده و میزان کفایت و مقبولیت هر کدام در ابهام زدایی بخش های مختلف سطح واژگانی شش سوره اول جزء سی ام مشخص گردیده است. برآیند پژوهش بیانگر این است که ترجمه مجتبوی از واژگان چندمعنا و مجازی، بسندگی و پذیرفتگی بالاتری نسبت به صفارزاده برخوردار است. صفارزاده با ارائه متنی مقصدمحور و به دور از ابهام، دچار افزوده های خلاقانه و پیچیده در شفاف سازی ابهام ها شده است؛ به ویژه در واژگان مجازی. اگرچه در برخی موارد که نیازمند «شرح مبسوط» است همچون تلمیحات قرآنی، ترجمه مجتبوی نسبت به صفارزاده کفایت و مقبولیت کمتری به خود اختصاص داده است. به طور کلی براساس الگوی گارسس، راهبردهای مجتبوی از کفایت و مقبولیت بالاتری نسبت به صفارزاده در ابهام زدایی برخوردار است.
بایسته های نظری و عینی امتداد نظریه ولایت فقیه در فرآیند تکاملی انقلاب اسلامی با تأکید بر گام دوم انقلاب
منبع:
نظام ولایی سال دوم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳
35-58
حوزههای تخصصی:
هرچند تاریخچه فقه سیاسی شیعه به تاریخ فقه باز می گردد، اما بیش از 40 سال از نوآوری امام خمینی(قدس سره) یعنی «نظام سازی» بر اساس فقه سیاسی شیعه و تأسیس حکومتی بر اساس نظریه مترقی «ولایت فقیه» می گذرد. بازخوانی منصفانه این چهل سال گویای این است که این الگو اجمالاً کارآمد بوده است، اما به نظر می رسد در آغاز گام دوم انقلاب، لازم است فارغ از پرداختن به مباحث نظری ولایت فقیه، امتداد این نظریه در اداره جامعه مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر تلاش می کند ضمن پیش فرض گرفتن الگوی «ولایت مطلقه فقیه» بر اساس منظومه فکری امامین انقلاب، با توجه به به آسیب شناسی امتداد «نظری» و «عینی» نظریه ولایت فقیه در چهل سال اول انقلاب، با توجه به مراحل پنجگانه تکامل انقلاب و همچنین مراحل سه گانه رسیدن به اهداف نظام اسلامی در «بیانیه گام دوم انقلاب»، بایسته های امتداد نظری و عینی نظریه ولایت فقیه را برای گام دوم و ادامه مسیر تکاملی انقلاب پیشنهاد کند.
مبانی قرآنی و روایی مقاومت در کلام مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال دوم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۳)
145 - 164
حوزههای تخصصی:
مقاومت ایستادگی و سازش ناپذیری با ظلم و آمادگی همه جانبه برای حفظ داشته های مادی و معنوی و به دست آوردن ارزش های مادی و معنوی، چه در وجه فردی و چه در وجه جمعی برای رسیدن به مقصودها و مقصدهای مادی و معنویِ تعریف شده در هویت فرهنگی و دینی و تمدنی یک جامعه یا یک امت کبیر است. وقتی چنین آمادگی ای به وجود آید، دیگر آن فرد و جامعه «مقاومت یافته» به آرامش مطلوب رسیده و هیچ عامل درونی و بیرونی نمی تواند آن فرد یا جامعه را به نابودی و ازهم پاشی بکشاند. در این مقاله بر آنیم تا مبانی قرآنی و روایی پیدایش چنین مقاومتی را در کلام مقام معظم رهبری بررسی و تحلیل کنیم؛ البته در کلام رهبری مباحث مهم مربوط به مقاومت مطرح شده است، لیکن در این مقاله فقط به مباحث مربوط به مبانی قرآنی و روایی مقاومت به اختصار می پردازیم. معظم له تنها راه برون رفت از مشکلات موجود در جهان اسلام را ایستادگی و مقاومت امت اسلامی دانسته است؛ زیرا از سنت های الهی، حصول پیروزی قاطع به دنبال مقاومت است. این مبانی از مجموع کلام ایشان برای مقاومت به دست می آید: 1. ایمان به خدا؛ 2. دستور خدا به مقاومت؛ 3. اتکا و توکل به خدا؛ 4. اعتماد به وقوع حتمی وعده های الهی؛ 5. بصیرت؛ 6. عزم و اراده قوی در راستای رسالت انسانی در دفاع از هم نوع و رفع مظالم. روش این مقاله مبتنی بر روش تحلیلی - توصیفی و متکی به کلام رهبری است.
وامداری سهروردی به ابن سینا در نظریه قیاس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه قیاس در منطق سهروردی بر سه گونه تبدیل استوار است: 1. تبدیل گزاره های سالب به موجب از طریق عدول محمول؛ 2. تبدیل گزاره های جزئی به کلّی از راه افتراض؛ 3. تبدیل گزاره های ممکن و ممتنع به ضروری بر پایه ضرورت بتّات. با این تبدیل ها، چهار ضرب شکل اوّل به یک ضرب، چهار ضرب شکل دوم نیز به یک ضرب، و شش ضرب شکل سوم هم به یک ضرب فروکاسته می شوند. درستیِ تک ضرب اشراقیِ شکل اوّل را سهروردی اگرچه بدیهی می داند، درستیِ تک ضرب اشراقی شکل دوم را با یک قاعده، و درستی تک ضرب اشراقیِ شکل سوم را با یک قاعده دیگر به اثبات می رساند. آیا این نظام قیاسی با ارکانی که دارد، چنانکه ضیائی و والبریج می پندارند، یک واگرایی حادّ از منطق ابن سیناست؟ سهروردی تقریباً در همه اینها وامدار ابن سیناست. وی ایده ای را که ابن سینا در المختصر الأوسط به صورت کوتاه و گذرا درافکنده است، کامل کرده و در همه مراحل تکمیل این ایده نیز از بخش های مختلف منطق ابن سینا الهام گرفته است. مورد 1 را از همان المختصر الأوسط وام کرده؛ مورد 2، روشی ارسطویی است که در همه منطق نوشته های ابن سینا به کار رفته؛ و مورد 3، مُلهَم از الشفاء، کتاب القیاس است. افزون بر اینها، قاعده ای که سهروردی با آن درستی تک ضرب اشراقیِ شکل دوم را ثابت می کند برگرفته از النجاه است؛ و قاعده ای که با آن درستی تک ضرب اشراقی شکل سوم را به اثبات می رساند باز مقتبس از الشفاء، کتاب القیاس است. بدین سان، خطای کسانی چون ضیائی و والبریج، که نظریه قیاس سهروردی را یک واگرایی حادّ از نظریه قیاس ابن سینا می دانند، آشکار می شود.
شناسایی مفهوم اعسار و افلاس و تأثیر آن در تفسیر قانون(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ششم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱۸
151 - 179
حوزههای تخصصی:
نهاد اعسار و افلاس در فقه امامیه و مذاهب دیگر اسلامی بحث و بررسی شده است. در ادبیات حقوقی کشور ما نیز تا قبل از سال 1313 ش، سه نهاد حقوقی اعسار، افلاس و ورشکستگی وجود داشت. قانونگذار نیز در قانون مدنی ایران از هر سه عنوان بهره جسته است. پس از نسخ نهاد افلاس در سال 1313ش. و هم پوشانی این مفهوم نسبت به اعسار این سؤال مطرح می گردد که در قانون مدنی موجود، نهاد افلاس را چگونه باید تفسیر کرد؟ ضرورت این مسئله از آن جهت می باشد که در بسیاری از مواد قانون مدنی، قانونگذار به عنوان افلاس اشاره نموده و رویه قضایی در تفسیر آن دچار مشکل است، به ویژه در ارتباط با ماده 380 ق.م. و بحث خیار تفلیس این معضل بیش از پیش نمایان است. هدف از نگارش این مقاله تفسیر صحیح این مواد قانونی بر پایه منابع فقهی و حقوقی است؛ اگرچه دکترین حقوقی دو رویکرد نسبتاً عمده از جمله رویکرد جایگزینی اعسار به جای افلاس و نیز رویکرد جایگزینی ورشکستگی به جای افلاس در تفسیر این نهاد حقوقی پس از نسخ آن از ادبیات حقوقی اتخاذ نموده اند، به این نتیجه رسیدیم که رویکرد صحیح، تفسیر مواد قانونی به اقتضای مبانی فقهی آن می باشد. بدین منظور بازشناسی مفهوم اعسار و افلاس مدّ نظر قرار گرفته تا از این طریق به پاسخ سؤال اصلی برسیم.
التطور البنائی والدلالی للکلمات العربیه الدخیله فی اللغه الترکیه المعاصره بجمهوریه أذربیجان دراسه مصطلحات جدیده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طفقت اللغه الترکیه تتطور فی جمهوریه أذربیجان بفعل الحاجه وتلوذ إلى صنع کلمماتها من صمیم لغتها أو تستعیر کلمات عربیه لتوسیع دائره الإفاده فی بیان الأغراض لدى الأوساط القومیه والدولیه. من هنا، تتبیّن أجواء الدراسه؛ إذ أنّها تهدف إلى معالجه الکلمات والمصطلحات العربیه الدخیله ودراسه سماتها الصوتیه وتتابع من خلالها، التطورات الصرفیه والدلالیه للکلمات، ضمن استعمالها فی الأذربیجانیه. قامت هذه الدراسه بتصنیف الألفاظ فی الجداول تحت عناوین أصلیه وفرعیه، نظراً للتطوّرات البنائیه (الصوتیه والصرفیه) والدلالیه؛ وتمّ اختیار الألفاظ للبحث صدفهً، حسب القراءه فی الصحافه، والکتب، والمقالات العلمیه والأدبیه بلغتها الأذربیجانیه؛ وتمّ اختیارها أیضاً عن طریق المشاهده والاستماع لوسائل الإعلام المرئیه والمسموعه، نظراً لتداولها الکثیر فیها. وحصلت النتائج التالیه: أوّلاً، أنّه لا یکتب فی الأبجدیه الأذربیجانیه اللاتینیه حرفا "ء ، ع"؛ ومن عاده اللغه إشباع الکسره یاءً والوقف على التّاء المربوطه وحذفها فی الکتابه ونقل الضمّه إلى واو مشبعه مضاعفه؛ وثانیاً، تحلیل بناء بعض الکلمات صرفیاً یهتدی بنا إلى قضیّه النحت؛ وقد لا تستعمل الکلمات بصیاغتها الصرفیه فی العربیه، رغم تداولها فی الأذربیجانیه؛ وثالثاً، قد تصنع الکلمه الدخیله نوعاً من المشترک اللفظی، والسبب فیه انتقال الألفاظ من معناها الأصلی إلى معانٍ مجازیّه؛ والکلمه قد لا تتطوّر لفظاً فتبقى على حالها، رغم التّحول المعنوی فیها؛ وعن سبب تحویل المعنى، قد یتبادر إلى الذّهن وجود علاقه مجازیّه شفیفه بین الکلمات؛ واللفظ الأذربیجانی قد یکون قصیر الدلاله؛ بینما اللفظ العربی یتوسّع فی المعنى؛ وقد تجد اللفظه حیاه معنویه جدیده فی الأذربیجانیه دون العربیه؛ وقد تشیع الکلمات فی اللغتین على السواء وبمعنى واحد؛ وقد تختلط الکلمات الدخیله فی الدلاله فتستعملان بمعنى واحد فی الأذربیجانیه دون العربیه .
کارکرد نحو روایی داستان کوتاه «کرامه زوجتی» عبدالقدوس (بر اساس الگوی ساختار روایی تودورف)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات عربی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۲
112 - 126
حوزههای تخصصی:
تودورف با نظریه نحو روایتی خود که جنبه ای از جوانب سه گانه معنایی و کلامی و نحوی بود، سازوکار نو و مستقلی برای هر اثر ادبی خصوصاً در زمینه داستان تعریف نمود و آن را در دو بخش اسطوره ای و ایدئولوژیک قرارداد. این الگو می توان بسیاری از تعارضات و اندیشه های نادرست حاکم بر جوامع بشر را کشف نموده و راه حل مناسبی برای آن ها ارائه داد. این مقاله سعی دارد تا بر اساس نظریه تودورف، به بررسی ساختارهای روایتی داستان کوتاه و ایدئولوژیک ( کرامه زوجتی ) عبدالقدوس بپردازد و ضمن نشان دادن توانایی این نظریه در بررسی ساخت های عمقی داستان در کنار ساخت های سطحی آن، به این پرسش پاسخ دهد که ایدئولوژی حاکم بر این داستان چیست و از چه طریقی به مخاطب انتقال یافته است؟ پس از بررسی لایه های روساختی و معنایی مشخص شد ایدئولوژی حاکم بر داستان معطوف به قربانی شدن زنان در روابطی است که مردان خیانت می کنند که عبدالقدوس آن را با افعال، اسماء و صفات به نمایش می گذارد. و با استفاده از کنش ها و شخصیت ها، تصویری عینی به مخاطب ارائه می دهد.
بررسی تطبیقی و ارزیابی برهان صدیقین ملاصدرا و برهان امکان و وجوب ابن سینا و توماس آکویناس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت صدرایی سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
105 - 116
حوزههای تخصصی:
برهان امکان و وجوب را نخستین بار ابن سینا تقریر کرده و آن را برهان صدیقین نامیده است. توماس آکویناس نیز تحت تأثیر حکمای اسلامی تقریری از این برهان ارائه داده و آن را سومین راه خداشناسی خود قرار داده است. ملاصدرا پس از تقریر برهان امکان سینوی و وارد کردن انتقاداتی برآن، با تکیه بر مبانی اصیل حکمت متعالیه، تقریری تازه از برهان صدیقین طرح ریزی کرده و آن را طریقه انبیاء، عرفا و حکمای الهی دانسته است. نوشتارحاضر، ضمن ارائه تحلیلی از این سه تقریر و بررسی وجوه اشتراک و امتیاز آنها نشان می دهد که اولاً؛ هیچ کدام از این تقریرات، عاری از خطا نیستند. ثانیاً؛ برهان ابن سینا شریف تر از برهان توماس و برهان ملاصدرا نیز شریف تر از هردوی آنهاست. استدلال از ذات بر ذات و صفات، تبیین و توجیه نظام مند علیت و اثبات ارتباطی یکپارچه میان خدا با عالم برمبنای امکان فقری، اصالت و تشکیک عینی وجود و عدم نیاز به ابطال دور و تسلسل از مهم ترین وجوه امتیاز و تفوق برهان صدیقین صدرایی به شمار می روند.
شیوه های معرفی نشده جمع ادلّه در کتاب جواهرالکلام و ارائه الگوریتم متناسب با آن
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ششم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۹
169 - 195
حوزههای تخصصی:
از آنجا که پس از شناسایی یک مسئله فقهی، جست وجو در منابع و سایر مراحل مقدماتی، ممکن است ادلّه ای از منابع به دست آید که نسبت به موضوع دارای حکم متعارض باشد؛ یکی از مراحل الگوریتم اجتهاد بذل توجه به فرآیند جمع ادلّه متعارض است. ابزارهای رفع تعارض بدوی، از حیث عملی مهمترین بخش فرآیند مزبور است. در جستار حاضر، با بررسی استقرایی در کتاب جواهرالکلام به عنوان نمونه انتخابی، تلاش شده شواهدی برای اثبات این انگاره ارائه شود که شیوه های مورد استفاده در فرآیند جمع ادلّه منحصر به شیوه های مرسوم و از پیش تعیین شده نیست. بررسی های صورت گرفته، ضمن تأیید این فرضیه، مصادیقی کاربردی از شیوه های معرفی نشده جمع اخبار متعارض را عرضه می کند. این شیوه ها در قالب سه ساز و کار ناهمسانی در سطح حکم اطراف تعارض، تعدّد موضوع آن ها و استمداد از دلایل خارجی (از قبیل انقلاب نسبت)، در الگوی پیشنهادی برای ترسیم الگوریتم اجتهادی مقبول در حوزه جمع ادلّه متعارض قابل بهره برداری می باشد.
ارزیابی و نقد دیدگاه اتان کلبرگ در یکسان انگاری فرقه های اثنی عشریه و حربیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۰ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۱
259-278
حوزههای تخصصی:
اثنی عشریه، از بزرگترین فرقه های امامیه بشمار می آید و از زمان رسول خدا صلّ الله علیه و آله و سلّم به شیعه معروف بوده اند. اهمیت این فرقه توجه اتان کلبرگ مستشرق شیعه شناس را به خود جلب و او این فرقه را محور مطالعاتی خود قرار داده است. کلبرگ در مقاله نخستین کاربردهای اصطلاح اثنی عشریه، با استناد به کتاب الشجره ابوتمام، فرقه اثنی عشریه را با فرقه حربیه یکی دانسته است. حربیه پیروان عبدالله بن حرب کندی بودند که عبدالله را به عنوان امام بعد از ابوهاشم فرزند محمد حنفیه، می دانستند. یاران او بعد از مدتی به کذب ادعای امامت او پی بردند و از او روی گردان شدند. در مقاله حاضر، نخست فرقه اثنی عشریه را در منابع شیعه و اهل سنت معرفی کرده، سپس با بیان گزارشی از این دو فرقه در کتب ملل و نحلی که قبل از کتاب الشجره ابوتمام، تألیف شده اند، عدم صحت ادعای اتان کلبرگ در یکسان انگاری دو فرقه حربیه و اثنی عشریه، روشن می گردد.
رنج درستکاران و کامیابی شریران و پاسخ های به آن در کتاب مقدس عبری (عهد قدیم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۴۴)
87-104
حوزههای تخصصی:
«رنج» چالش برانگیزترین مسئله در برابر ادیان است. این چالش در برابر خداباوری یا ادیانی که به خدای واحد خیرخواه قادر مطلق اعتقاد دارند، مستقیم است. در این ادیان، اغلب گفته می شود که رنج کیفر گناه است؛ اما دشوار است در برابرِ رنج بی گناهان و کامیابی شریران، از این پاسخ حمایت کرد. به دلیل ناکافی بودن این پاسخ از یک سو، و لزوم پاسخ دادن به این مسئله از سوی دیگر، این مقاله بر آن است که ﺑﺎ روش ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ و ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ «رنج درستکاران و کامیابی شریران و پاسخ های به آن در کتاب مقدس عبری (عهد قدیم)» را به بحث بگذارد. بنا بر عهد قدیم، درستکاران با هدف تطهیر و تأدیب الهی، تقبّل مسئولیت سنگین عروج دیگران، کفاره بنی اسرائیل یا همه مردم جهان، و امتحان، رنج می کشند. گاهی نیز رنج آنان به سبب گناهان پدرانشان و کامیابی شریران به دلیل درستکاری پدران آنهاست. همچنین، بنا بر نظرگاهی، رنج درستکاران و کامیابی شریران فراتر از فهم عقل انسان است. گاهی نیز گفته می شود که رنج درستکاران بنا بر تقدیر خداست.
همسنجی و تحلیل ساختار بیانی ادعای دیگری و پاسخ امام (ع) به آن در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال دوازدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۴
۳۳۹-۳۶۲
حوزههای تخصصی:
تحلیل ساختار از جمله شیوه های بررسی متون ادبی به شمار می رود؛ در این روش با تقسیم بندی متن مورد نظر بر اساس ساختار و علت استفاده از آن، به مطالعه متن پرداخته می شود. جستار پیش روی می کوشد با روش توصیفی تحلیلی، ضمن شناسایی و استخراج گفته و ادعای شخص دیگر درباره امام علیR و عملکرد وی، ساختار و شیوه پاسخ ارائه شده از سوی آن حضرت را مورد دسته بندی قرار دهد و ارزیابی نماید؛ اینکه امیر سخن، ادعای دیگری در مورد خویش را چگونه و با چه شیوه و لحنی نقل کرده است و پاسخ را با استفاده از چه ساختار بیانی و تکنیکی فرادید مخاطب قرار داده است تا وی به پوچ بودن ادعای مطرح شده مطلع شود و در مقابل، به حقانیت او حکم نماید. بررسی ها نشان می دهد که امامR کوشیده تا جایی که ممکن است از لحاظ ساختاری، ادعای دیگری را ساده و غیر فنی ارائه دهد و در عوض، کلام خویش را با کاربست شگردهای متعدد بلاغی و به ویژه قسم، مستحکم و پرمایه سازد تا از رهگذر دخالت دهی آن شیوه های بیانی، به اقناع مخاطب کمک نماید.
جلوه های نمادین انوار رنگین در گوهرهای وجودی حُسن، عشق و حُزن شیخ شهاب الدین سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۲
164-137
حوزههای تخصصی:
پدیده انوار رنگین در جهان طبیعت، واقعیتی عینی است. علم اپتیک فیزیک، برای ظهور چنین پدیده ای پاسخی علمی دارد؛ از طرفی، مشاهدات باطنی انوار رنگین عرفای اسلامی نیز حقیقتی انکارناپذیر بوده و جنبه ای تعبیری و تفسیری دارد. شهاب الدین یحیی سهروردی در رساله اش فی حقیقه العشق ، گوهرهای وجودی حُسن، عشق و حُزن را سه صفت نورانی پدیدآمده از عقل دانسته، اما به این صفات ماهیتی رنگین نداده است. پژوهش حاضر با هدفی بنیادین بر اساس ویژگی های ذاتی گوهرهای سه گانه، برایشان ماهیتی رنگی معیّن کرده است. این انوار رنگین در چرخه ترکیبات خود رنگ های ثانوی داشته که به موجب آن، ویژگی ها و مظاهر جدیدی را به وجود آورده اند. شایان ذکر است که اساس تحلیل مقاله بر پایه تقریرات عرفای اسلامی و علم اپتیک فیزیک صورت گرفته و مبانی ای رنگی عرفانی از آن استخراج شده است که نشانگر هماهنگی مراحل سیروسلوک عارف با صفات و رنگ هاست. ضرورت چنین تحلیلی، نشانگر اهمیت نمادین انوار رنگین و معناداری شان بوده و موجب شکل گیری نظریات هستی شناختی و معرفت شناختی می شود. منابع مطالعاتی تحقیق به شیوه کتابخانه ای بوده و به روش توصیفی تحلیلی انجام پذیرفته است. با توجه به تأکید بر ترکیبات رنگ نور، نه ترکیبات مواد رنگی، نتایج حاصل از پژوهش آن شد که می توان با در نظر داشتن صفات سه گانه ای چون حُسن، عشق، حُزن و معادل انوار رنگین آن، و در ترکیبات ثانوی شان، صفات جدیدی چون آگاهی، عرفان و حیرت، معادل نورهای رنگین آنان را نیز تعیین کرده و چرخه ای از انوار رنگین به مثابه سیر نزولی (اشراقی) و صعودی (شهودی) به نمایش گذاشت.
دراسه أسلوبیه فی الدواوین النثریه للشاعر العراقی یحیى السماوی المستوی الصوتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۲
61 - 80
حوزههای تخصصی:
یعدّ المستوى الصوتی مجالاً من مجالات المنهج الأسلوبی، وهو یهتم بمعرفه الدور الذی یلعبه الإیقاع فی النص، لأنالمادهالصوتیهوماتتضمنهمنإیقاع وتکراروموسیقىعذبه وماتحویهمنتأثیراتصوتیهتسهمفی جمالیه النصوإثراءالمعنى. بما أن قصیده النثر بوصفها واحده من أشکال الکتابه الشعریه الجدیده لا تخلو من العناصر الإیقاعیه التی تتلون أشکالها وتتعدد مصادرها وتؤتی القصیده قوتها الإیحائیه والجمالیه، فتحاول هذه الدراسه أن تتلمس أسالیب التشکیل الإیقاعی فی القصائد النثریه للشاعر العراقی یحیى السماوی. وقد اتبع البحث منهجاً وصفیاً تحلیلیاً، وذلک باستقراء القصائد النثریه وتفکک عناصرها الإیقاعیه لاستخراج أسلوب الشاعر الإیقاعی وقیمته الدلالیه والجمالیه. وقد تبین من خلال هذه الدراسه أن قصائد السماوی النثریه مشحونه بطاقات إیقاعیه فذه، مما تؤدی دوراً دلالیاً وجمالیاً لإثاره المتلقی وإثراء تجربته، وبذلک تنتمی إلى قصیده التفعیله وتکتسب صبغه الشعر. ومن أهم أسالیب الشاعر الإیقاعیه فی قصائده النثریه هی: إیقاع التقابل والتضاد، وإیقاع التوازی، وإیقاع تعداد، والتکرار بکافه أشکاله، والتراکم الصوتی، والجناس، والتجانس الصوتی. إن هذهالأسالیبجمیعاتسهمفیتشکیلواقعالإیقاعالصوتیالذیتنهضعلیهالقصیده وتسهم بقدرتها على الإثاره والتأثیر فی المتلقی.
بازخوانی تفسیری جزیه اهل کتاب در آیه 29 توبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۳
۸۱-۱۰۰
حوزههای تخصصی:
دیدگاه مشهور میان فقها در مورد مواجهه با اهل کتاب آن است که اهل کتاب در صورت اسلام نیاوردن، باید به مسلمانان جزیه بپردازند و در غیر این صورت، مسلمانان موظف به قتال با ایشان است. از عمده ترین مستندهای این مسئله، آیه 29 سوره توبه است. این مقاله به بررسی تفسیری این آیه از جهت موضوع و حکم می پردازد و نشان می دهد که بر اساس سایر آیاتی که در مورد اهل کتاب در قرآن وجود دارد، ویژگی های اهل کتابِ مذکور در آیه جزیه شامل همه اهل کتاب نیست و در ضمن با توجه به احکامی از قبیل «اعراض» و «صفح» نسبت به اهل کتاب در سایر آیات، حکم قتال با آنان مربوط به همه شرایط نیست. بنابراین جزیه در مورد دسته ای از اهل کتاب و در شرایط معینی مطرح می شود، نه در مورد عموم ایشان و در مطلق شرایط.
حق تعالی تنها جوهر هستی سیر تحول جوهر و عرض بر مبنای سه مرتبه ی سیر فلسفی ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره بیستم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۷۵
1 - 20
حوزههای تخصصی:
در فلسفه ی مشائی ماهیات به جوهر و عرض تقسیم می شوند و چون حق تعالی ماهیت نیست، بنابراین نه جوهر است و نه عرض. اما در حکمت خاص صدرایی، نه تنها حق تعالی جوهر خوانده می شود، بلکه فراتر از آن، حق تعالی تنها جوهر هستی است. اعراض از مراتب وجود جوهر به شمار مى روند. عرض وجودى مستقل در کنار وجود جوهر نیست. رابطه ی میان جوهر و عرض، عمیق تر از رابطه ی میان دو شیئى است که به هم ضمیمه شده اند. این دو، دو مرتبه از یک وجودند؛ یعنى یک وجود است که از مرتبه اى از آن، ماهیت جوهر و از مرتبه ی دیگر آن، ماهیت عرض انتزاع مى شود، نه آنکه جوهر یک وجود داشته باشد و عرض وجودی دیگر و آنگاه، آن دو وجود به یکدیگر ضمیمه شده باشند. سرّ این مطلب آن است که وجود فى نفسه عرض، عین وجود عرض براى موضوعش است؛ بنابراین وجود عرض عین تعلق و ارتباط و وابستگى به وجود جوهرى است که موضوع آن است و براى چنین چیزى نمى توان وجودى مستقل و مغایر با وجود موضوعش قائل شد، بلکه وجودش لاجرم از مراتب وجود موضوعش است و ماسوای او، هر آنچه می توان سراغ گرفت، عرض اند. حال سخن اصلی این است که ملاصدرا بر چه اساسی به چنین موضعی دست پیدا می کند و آیا می توان به حق تعالی عنوان جوهربودن را اطلاق کرد؟ پاسخ این است که به دلالت قرائن مختلف، ملاصدرا سه مرتبه ی سیر فلسفی را تجربه کرده و در سه مبنای متمایز سخن گفته است: ۱. اصالت ماهوی؛ ۲. اصالت وجودی وحدت تشکیکی؛ و ۳. اصالت وجودی وحدت شخصی. در هر سیر فلسفی صدرا، یک نحوه از تحول در بحث جوهر و عرض صورت می گیرد؛ یک بار با گذر از اصالت ماهیت به اصالت وجود تشکیکی، ملاصدرا انقلاب جوهری خود را عرضه می دارد، بار دیگر هم با گذر از اصالت وجود وحدت تشکیکی به اصالت وجود وحدت شخصی، در بحث جوهر و عرض تحولی ارائه می دهد و بر مبنای آن، حق تعالی را تنها جوهر هستی می خواند.
بررسی نقد برخی از فقها به نسبت حق و خلق در وحدت وجود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۳ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
63 - 78
حوزههای تخصصی:
پس از طرح وحدت وجود در عرفان نظری، همواره برخی از فقها به نسبت حق با خلق در این نظریه نقد وارد کردند. به باور آن ها، تمایزی میان حق و خلق در وحدت وجود نیست و این امر با توجه به تمایز ذاتی حق و خلق در منابع دینی پذیرفتنی نیست. بررسی دیدگاه عرفا نشان می دهد که آن ها به عینیت محض میان حق و خلق قائل نیستند و در آثارشان، دست ِکم، از دو تمایز بطنی و احاطی سخن به میان آمده است. خصوصیت هر دو نوع تمایز این است که به جایِ طرح تمایز در دو وجود، آن را در قلمرو یک وجود تبیین می کند و به همین علت، گریز از عینیت در آن ممکن نیست؛ بنابراین، دو تمایز عرفانی مذکور نقد فقها را که بر اساس تمایز وجودی حق و خلق شکل گرفته، مرتفع نمی سازد.
احتجاج اخلاقی بر ضرورت زندگی پس از مرگ(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
کسی نیست که با پرسش از زندگی پس از مرگ روبه رو نشده باشد. از آنجا که پیامبران الهی و اوصیای ایشان پیغام الهی را در باره زندگی پس از مرگ به مردم ابلاغ کرده اند، در این پژوهش تلاش می شود نشان داده شود درک ضرورت این ابلاغ در نهاد هر انسانی هست و شناسایی آن تنها نیازمند آشکارسازی است؛ از این رو به روش عقلی روشن می شود نظام احسن آن گاه درک خواهد شد که هیچ بخشی از آن نادیده گرفته نشود. اگر جهان طبیعت بدون جهان پسین وارد عقل شود، در برابر پرسش های عقل نظری به خلأ تبیین بر می خورد. این خلأ تبیین در عقل عملی حکایت دیگری دارد. عقل عملی نه تنها آدمی را به سوی فعل اخلاقی سوق می دهد و او را بدان مکلف می سازد، بلکه جهان اخلاق را در کنار جهان طبیعت قرار می دهد تا معقولیت آن را به اتمام رساند. عقل بدون جهان اخلاق و زندگی اخلاقی در پس زندگی در طبیعت نمی تواند از معقولیت عمل اخلاقی پشتیبانی تام کند. در این نوشتار می کوشیم تا با استفاده از مفاهیم اخلاقی بر ضرورت وجود جهان دیگر استدلال کنیم. این استدلال با بهره مندی از مقدماتِ در دسترس همگان می کوشد خود را به مرتبه احتجاج برساند. نقطه عزیمت این استدلال، فهم عام از مفهوم اخلاقی «وظیفه» است.
ایده جهان پویا در تبیین رابطه انسان با خدا «براساس حکمت متعالیه»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهان به عنوان فعل خداوند فرآیندی خلاق و پویا ست که هر لحظه در حال بوجود آمدن است.خلاقیت این فرآیند حاصل حاکمیت سنت های ثابت و تخلف ناپذیر، تحت تدبیر خدایی عالم وحکیم است که موجب پیدایش ساختاری منسجم، منظم و پویا در جهان شده است. با وجود دریافت معنای ثبات و تخلف ناپذیری از واژه نظم و تداعی نوعی جبر و عدم انعطاف از آن،مساله مهمی در موضوع رابطه انسان با خداوند پیش می آید وآن این که چگونه می توان بین نظم و قانونمندی جهان و اختیار انسان جمع کرد.برای حل این مساله ایده «جهان پویا» پیشنهاد می گردد. براساس این ایده جهان تشکیل شده است از نظامی قانونمند، هوشیار و فعال که در متن آن مدبری عالم و حکیم حضور دارد و هر لحظه در شأنی ظهور می یابد.َ بنابراین با روش توصیفی تحلیلی و بهره بردن ازمنابع حکمت متعالیه به این نتیجه می رسیم که نظام احسن و پویای جهان بستری از شرایط و موقعیت های مختلف را فراهم می سازد به گونه ای که انسان مختارمی تواند با علم ودرایت،ازبهترین وضعیت های ممکن بهره جسته و خیرونعم الهی را دریافت نماید؛یا با جهل و بی دقتی، خود را در بدترین موقعیت قرار داده و شر نصیب او گردد.
بررسی تقسیم مخلوقات به مجرد و مادی از منظر آیات شریفه قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با تقسیم موجود به مجرد و مادی در فلسفه و بیان احکام و ویژگی های هریک از آن دو، برخی اندیشمندان بر این اعتقادند که در مواردی میان دیدگاه های فلسفی و ظاهر برخی متون دینی (آیات و روایات) درباره احکام مجردات، تعارضاتی وجود دارد؛ اما آیا اساساً تقسیم مخلوقات به مجرد و مادی از منظر متون دینی مورد توجه و پذیرش است تا بتوان گفت که در بیان احکام آنها میان متون دینی و فلسفه تعارض وجود دارد؟ به نظر می رسد برای اینکه به دیدگاه متون دینی در پذیرش تقسیم مزبور دست یابیم، سه موضع از آیات و روایات را می توانیم مورد بررسی قرار دهیم: 1. مواردی که به بیان خلقت اولین مخلوق خداوند متعال پرداخته شده؛ 2. مواردی که به وجود و اوصاف ملائکه توجه شده؛ 3. مواردی که تقسیماتی درباره عوالم هستی و انواع موجودات ارائه شده است. به نظر می رسد از مجموع آیات و روایاتی که در این مواضع وارد شده اند، بتوان تقسیم موجودات به مجرد و مادی را از متون دینی به دست آورد.