علی بیانلو

علی بیانلو

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۹ مورد از کل ۹ مورد.
۱.

فشرده گویی (تکثیف) و انواع آن در ومضه های شعری نجاه عبداللّه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شعر معاصر عراق نجاه عبدالله قصیده الومضه تکنیک های فشرده گویی تحلیل محتوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۶
بیان مسئله و هدف: پژوهش حاضر با هدف و بررسی تکنیک فشرده‌گویی در ومضه‌های شعری بانو، نجاه عبداللّه، شاعر معاصر عراقی، همچنین تبیین جایگاه این تکنیک در شکل و محتوای ومضه‌های موجود در دفترهای شعری وی نگاشته شده است. امروزه قالب شعری «قصیده الومضه» با توجه به رشد فزاینده جهان مدرن معاصر از استقبال گسترده‌ای برخوردار بوده است. این نوع شعر برای لحظه‌های ناب است که از برخورد لحظه‌ای شاعر با یک پدیده حاصل می‌گردد و به‌مانند یک برق در ذهن او می‌درخشد. در‌نتیجه، به شکل عبارت‌هایی بسیار فشرده نمود پیدا می‌کند. «قصیده الومضه» در ساختارهای متنی خود از تکنیک‌هایی برخوردار است که مهم‌ترین آنها عنصر «التکثیف» (فشرده‌گویی)، «المُفارقه» (تضادّ) و «الختام المُبهِر» (پایان شگفت‌انگیز) است. شاعر کلاسیک در ساحت شعر با تکیه بر مکانیزم «ایجاز» در تلاش بود تا عنصر تکثیف را برجسته‌تر جلوه دهد، اما شاعر معاصر پا از این امر فراتر می‌نهد و سعی می‌کند تا این ساحت را در حوزه شکل، همچنین ترکیب کلام (ساختار نحوی) نیز با عنصر تکثیف هماهنگ کند. اگر‌چه پایه و اساس شعر به‌طور کلی عنصر تکثیف است و شعر زمانی که موضوعات خود را بیان می‌کند، معانی را بیش از آنچه در ذهن‌های مردم وجود دارد به موضوعات خود تحمیل می‌کند، اما این عنصر در «قصیده الومضه»، که حاصل لحظه‌های ناب شاعرانه است، برجسته‌تر جلوه می‌نماید و شاعر «ومضه» برای بیان اندیشه‌های خود در مساحتی اندک به تکنیک‌های دیگری در حوزه‌های معنا، شکل و ترکیب کلام روی می‌آورد تا این مساحت اندک با لحظه‌های شاعرانه‌اش‌ منسجم‌تر شود. این پژوهش بر آن است تا برای این سؤالات اساسی پاسخی مناسب بیابد که عنصر تکثیف در ومضه‌های شعری نجاه عبداللّه در بخش‌های معنا، شکل و ساختار نحوی با چه اسلوب‌هایی نمود پیدا می‌کند؟ همچنین محتوا و بسامد انواع سه‌گانه این عنصر در ومضه‌های وی چگونه است؟ روش­‌شناسی: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، بدین‌صورت که ابتدا دفترهای شعری نجاه عبداللّه مطالعه و بررسی شده است. با توجه به اینکه ایشان بیشتر متن‌های شعری خویش را در قالب «قصیده الومضه» سروده، عنصر غالب بر ومضه‌های ایشان همان فشرده‌گویی است. در این راستا به منابع مرتبط با موضوع، همچنین به مصادر مختلف اعم از قدیم و جدید مراجعه گردید، سپس دریافته شد که می‌توان این عنصر را در سه سطح معنا، شکل و ساختار نحوی تقسیم‌بندی کرد. شواهد شعری از ومضه‌ها بر‌اساس این سه سطح استخراج، دسته‌بندی و تحلیل شده است. این سه سطح در شیوه‌هایی همچون صور بیانی، هم‌گذاری، سفیدنویسی، نشانه‌های نگارشی، طولی و عمودی‌نویسی، زدودن قیدهای اضافی از جمله‌ها، حذف یک جمله یا جمله‌ها از نحو کلام، غریب‌سازی در نظم جمله و... نمود پیدا می‌کند. بحث و تحلیل: این پژوهش کوشیده است تا عنصر تکثیف را، که از ارکان مهم در «قصیده الومضه» محسوب می‌شود، در آثار شعری نجاه عبداللّه واکاوی نماید. مهم‌ترین مواضعی که تکنیک «فشرده‌گویی» در آنها جلوه می‌نماید، شامل سه بخش معنا، شکل و ساختار نحوی است. شاعر در موضع تکثیف در معنا از روش‌هایی همچون، تمثیل، استعاره، ضرب‌المثل، کنایه، تلمیح، نماد، تناقض، واژگان محوری، تکرار هنرمندانه و... بهره می‌جوید. وی با استخدام انواع صور بیانی، که در آن صاحب‌سبک است، همواره ومضه‌ها را با نامأنوسی واژگان و ابهام‌سازی تعابیر در‌هم می‌آمیزد تا از طرفی زمینه را برای خوانش‌های متفاوت، همچنین انبوه‌سازی دلالت‌ها در برابر خواننده فراهم ‌سازد. از طرف مقابل، خواننده نیز با پیش‌فرض‌های گوناگون از‌جمله افق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، رزمی، دینی و... رو‌به‌رو شود. نجاه عبداللّه در موضع فشرده‌گویی در شکل به اسلوب‌هایی همچون هم‌گذاری، تقسیم‌بندی سطرهای شعری در فضای صفحه، سفیدنویسی، طولی و عمودی‌نویسی کلمات، استفاده از نقطه‌چین‌ها، علامت‌های نگارشی، و... متوسل می‌شود. وی با تکیه بر این شیوه‌ها سعی بر آن دارد تا، علاوه‌بر اینکه به ومضه‌های خویش شکلی مناسب و ابعاد معنایی عمیق‌تری (تکثیف) ببخشد، جایگاه نوگرایی را در آنها نیز استوار سازد. ایشان برای تحقق این امر به حالت‌های موجود در ذات خود توجه بسیاری دارد و هم‌سو با این حالت‌ها به هنرهای دیگری همچون سینما متوسل می‌شود تا تکنیک هم‌گذاری را از آن وام بگیرد و فضای تصویری «قصیده الومضه» را استادانه ترسیم نماید. نجاه عبدالله در موضع تکثیف در ساختار نحوی از شیوه‌هایی همچون غریب‌سازی در نحو کلام، زدودن قیدهای زائد از ساختار جمله‌ها، حذف یک یا چندین جمله از متن شعر، دوری جستن از اغراق در تزیین کلام و... بهره می‌برد. وی برای اینکه احساسات شاعرانه و عواطف زنانه خود را در ومضه‌ها به اشتراک بگذارد، تا حد ممکن به ارکان اصلی جمله بسنده می‌کند تا ومضه‌ها، با حفظ ویژگی تراش‌خوردگی، حُکم جمله‌های قصار را به خود بگیرد و به‌آسانی در ذهن مخاطب بنشیند. دستاوردها: یافته‌های این پژوهش حکایت از آن دارد که عنصر تکثیف، علاوه‌بر اینکه از ارکان مهم «قصیده الومضه» در آثار نجاه عبداللّه به‌شمار می‌رود، با ظرافت‌های هنری ویژه‌ای در ومضه‌ها آشکار می‌گردد. بدین‌صورت تکثیف به‌عنوان رکنی اساسی در سه بخش معنا، شکل و ساختار نحوی در ومضه‌های شعری او خودنمایی می‌کند و، از میان این امور سه‌گانه، فشرده‌گویی در معنا از نظر بسامد بر دو نوع دیگر تقدم دارد. نجاه عبدالله در قسمت‌های معنا، شکل و ساختار نحوی با تکیه بر اسلوب‌هایی که ذکر آنها پیش از این گذشت، سعی بر آن دارد تا هم ساختار کوتاه‌نویسی را در متن شعری خود شدت ببخشد و هم متن را با عناصری همچون غریب‌سازی، ابهام، چند پهلو، حذف، جنبه‌های دیداری، ایجاد شکاف و... هم‌سو کند تا از این رهیافت‌ها بین مخاطب و اثر هنری نوعی چالش ایجاد نماید و خواننده را از حالت انفعال خارج کند و به سمت خواننده فعال بکشاند.
۲.

وام واژه های فارسی و تحوّلات حوزه معنایی آن ها در زبان ترکی آذری دو سوی رود ارس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: زبان آذری معاصر واژه های فارسی دخیل تخصیص معنایی تعمیم معنایی جای گزینی واژگانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۵ تعداد دانلود : ۲۴۹
زبان های ترکی آذری و فارسی از دیرباز واژه های بسیاری را داد و ستد کرده اند. در این میان، فراوانی وام واژه های فارسی در زبان آذری بسیار بوده و حوزه معنایی آن ها دگرگون شده است. در مقاله حاضر برآنیم تا نخست، دگرگونی های حوزه معنایی واژه های قرضی فارسی در زبان آذری معاصر و سپس، سهم دگرگونی های معنایی واژه ها دو سوی ارس را بررسی کنیم. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و بر مبنای انتخاب تصادفی و تکرارپذیری واژه ها انجام پذیرفته که بر پایه مطالعه کتاب ها، مقاله ها، روزنامه ها و مشاهده رسانه های دیداری جمهوری آذربایجان به کار گرفته شده است. در این راستا، گفتار مردم آذربایجان ایران نیز ملاک عمل قرار گرفته است. بر این اساس، یافته هایی به دست آمد که نشان می دهند از میان 22 واژه انتخابی، بیشتر واژه ها (12 مورد) دچار تخصیص معنایی شده و در زبان آذری معاصر مفهوم تازه یافته اند؛ برخی دیگر از آن ها (4 مورد) دایره معنایی گسترده ای نسبت به اصل فارسی خود دارند؛ برخی دیگر از واژه های دخیل (6 مورد)، از قاعده جایگزینی واژه ها پیروی کرده اند. در این حوزه های معنایی، شرایط جغرافیای سیاسی مؤثّر بوده و کاربرد واژه های دخیل در دو سوی ارس متفاوت از یک دیگر شده است. رویِ هم رفته، سهم دخل و تصرّف معنایی و بهره برداری از واژه های قرضی فارسی در زبان معاصر جمهوری آذربایجان به دلیل پویایی زبان در پهنه های ملی و بین المللی، بیشتر است.
۳.

التطور البنائی والدلالی للکلمات العربیه الدخیله فی اللغه الترکیه المعاصره بجمهوریه أذربیجان دراسه مصطلحات جدیده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جمهوریه أذربیجان اللغه الترکیه الأذربیجانیه الکلمات العربیه الدخیله التطورات الصوتیه والصرفیِه والدلالیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۲ تعداد دانلود : ۳۹۶
طفقت اللغه الترکیه تتطور فی جمهوریه أذربیجان بفعل الحاجه وتلوذ إلى صنع کلمماتها من صمیم لغتها أو تستعیر کلمات عربیه لتوسیع دائره الإفاده فی بیان الأغراض لدى الأوساط القومیه والدولیه. من هنا، تتبیّن أجواء الدراسه؛ إذ أنّها تهدف إلى معالجه الکلمات والمصطلحات العربیه الدخیله ودراسه سماتها الصوتیه وتتابع من خلالها، التطورات الصرفیه والدلالیه للکلمات، ضمن استعمالها فی  الأذربیجانیه. قامت هذه الدراسه بتصنیف الألفاظ فی الجداول تحت عناوین أصلیه وفرعیه، نظراً للتطوّرات البنائیه (الصوتیه والصرفیه) والدلالیه؛ وتمّ اختیار الألفاظ للبحث صدفهً، حسب القراءه فی الصحافه، والکتب، والمقالات العلمیه والأدبیه بلغتها الأذربیجانیه؛ وتمّ اختیارها أیضاً عن طریق المشاهده والاستماع لوسائل الإعلام المرئیه والمسموعه، نظراً لتداولها الکثیر فیها. وحصلت النتائج التالیه: أوّلاً، أنّه لا یکتب فی الأبجدیه الأذربیجانیه اللاتینیه حرفا "ء ، ع"؛ ومن عاده اللغه إشباع الکسره یاءً والوقف على التّاء المربوطه وحذفها فی الکتابه ونقل الضمّه إلى واو مشبعه مضاعفه؛ وثانیاً، تحلیل بناء بعض الکلمات صرفیاً یهتدی بنا إلى قضیّه النحت؛ وقد لا تستعمل الکلمات بصیاغتها الصرفیه فی العربیه، رغم تداولها فی الأذربیجانیه؛ وثالثاً، قد تصنع الکلمه الدخیله نوعاً من المشترک اللفظی، والسبب فیه انتقال الألفاظ من معناها الأصلی إلى معانٍ مجازیّه؛ والکلمه قد لا تتطوّر لفظاً فتبقى على حالها، رغم التّحول المعنوی فیها؛ وعن سبب تحویل المعنى، قد یتبادر إلى الذّهن وجود علاقه مجازیّه شفیفه بین الکلمات؛ واللفظ الأذربیجانی قد یکون قصیر الدلاله؛ بینما اللفظ العربی یتوسّع فی المعنى؛ وقد تجد اللفظه حیاه معنویه جدیده فی الأذربیجانیه دون العربیه؛ وقد تشیع الکلمات فی اللغتین على السواء وبمعنى واحد؛ وقد تختلط الکلمات الدخیله فی الدلاله فتستعملان بمعنى واحد فی الأذربیجانیه دون العربیه .
۴.

مظاهر تهمیش هویّه البطل وأسالیبها السّاخره فی قصّه الاستغاثه القصیره لزکریّا تامر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تهمیش هویّة البطل الأسالیب السّاخرة القصة القصیرة الاستغاثة زکریا تامر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۴ تعداد دانلود : ۵۱۴
إنّ السّخریّه لا تعنی الاستهزاء والتّنقیص فحسب، بل إنّها تعتبر أسلوباً فنّیّاً للتّعبیر عمّا فی بال الکتّاب والشّعراء من القضایا السّیاسیّه والاجتماعیّه. زکریّا تامر هو الکاتب السّوریّ یُعتبر ممّن أخذوا الأسالیب الفنّیّه السّاخره أداه فاعله للتّعبیر عن انتقاداتهم تجاه المفاهیم الخاطئه عند المجتمع والنّظام السّوریّ الحاکم آنذاک. وتموج هذه الأسالیب فی قصّته القصیره "الاستغاثه" فی مختلف الألوان. وهذه الدّراسه، عبر المنهج الوصفیّ-التّحلیلیّ واستناداً علی الصّور الکاریکاتیریّه الّتی قدّم اقتراحها الباحثون ورسمها الرّسام الکاریکاتیریّ بطلب منهم، لتقریب الفکره وتجسیدها للقارئ، تهدف إلی الکشف عن ظاهره تهمیش هویّه البطل کمفهوم من تل ک المفاهیم الخاطئه الّتی سخر منها زکریّا تامر، وکذل ک الکشف عن الأسالیب الفنّیّه المستخدَمه فی بیان السّخریّه من هذه الظّاهره عبر القصّه القصیره. وتوصّلت الدّارسه إلی أنّ مظاهر تهمیش هویّه البطل جرت فی الأسلوب السّاخر الّذی یستهدف مفاهیم، منها دمشق النّائمه والجسد المبدّد، والمثقّف الجاهل لمکانه البطل، والسّلاح بغیر مفعول، والوزیر الزّائف الضّائع العازل، ورفض موت الخزی والعار، ومصیر البطل وسیفه. وکانت الأسالیب الفنّیه تشتمل علی تقنیه الواقعیّه السّحریّه، والمجاز اللغویّ، والتّصویر الحسّیّ المؤلم المضح ک، والتّهکّم الظّاهر والخفیّ، والمدح بما یشبه الذّمّ، والتّناقض بین ألفاظ أو معان، والتّناصّ.
۵.

تصویر التّوحّد بین الإنسان والوطن فی روایه «صخره الجولان» لعلی عقله عرسان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: الإنسان والوطن الصور الفنیه صخره الجولان علی عقله عرسان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۰ تعداد دانلود : ۳۹۹
العلاقه بین الإنسان والوطن فی روایه "صخره الجولان" تتبلور حین یسعی الأدیب السّوری علی عقله عرسان (1940م)، إلى إقناع القارئ بفکرته التی أُسّست علی التّوحّد بینهما. وقد تجلّت هذه الفکره عبر الصّور الفنّیّه التی استنفد الأدیب قوه تعبیرها من خلال استخدام أدوات المونولوج والتّداعی وتیّار الوعی. وفی هذا المسار، تهدف المقاله إلی دراسه الرّوایه فی المقاطع التی تعتنی بقضیّه التّوحّد بین الإنسان والوطن، عبر الصّور. واختار بحثنا الحالی المنهج الوصفیّ-التّحلیلیّ فی تبیین نماذج روائیه ترتبط بموضوعیّه التّوحّد، قائماً بتفکیک وحدات الصّور الموجوده فی طیّات الرّوایه، ثمّ یلیه بالشّرح الأدبی. والحصیله هی أنّ مواقف التّفاعل بین الطّرفین، الإنسان والوطن، تکثر ترداداً فی هذه الرّوایه، عبر صور التّشبیه، والاستعاره، والأسطوره، والرّمز. وقدترد صور التّشبیه والاستعاره مجزّأهً مستقلّه فی مقاطع روائیّه، وقدترد فی تداخل فنّی، وتکتمل الواحده منها بوجود الأخری عند تقدیم صوره کامله، وهذه سمه الکاتب الأسلوبیّه فی خلق الصّور المتمازجه. وقد یضفی الأدیب علی روایته عمقاً فکریاً، حینما یلجأ إلی عنصر الرّمز کنوع من الصّور الزّاخره بالدّلالات العدیده. وفی المواقف المتتالیه من نثر الرّوایه، تظهر مفرده الحجاره/ الصّخره بشکل مکرّر ومتکاثف، ویبدو أنّها ترمز إلی الوطن، والأشیاء، والأشخاص. وهی تعتبر دالاًّ تتعدّد مدلولاتها، ولها الصّوره الرّمزیه الأساسیه.
۶.

تبیین مفهوم متناقض نما و کارکرد آن در تعابیر شعری احمد مطر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شعر معاصر عربی احمد مطر متناقض نما زبان طنز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۹ تعداد دانلود : ۶۱۰
متناقض نما شگردی هنریست که به عنوان یکی از مؤلفه های برجسته سازی و آشنایی زدایی در متون ادبی مورد توجه ناقدان قرار گرفته است. این فن در ادبیات جدید به عنوان یکی از مهمترین ویژگی های شعر معاصر به شمار آمده و برای آن انواع، کارکردها و مقاصد خاصی در نظر گرفته شده است. این پژوهش می کوشد تا با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی، کارکرد متناقض نما و انواع آن را در شعر احمد مطر کاویده و به این مساله پاسخ دهد که وی برای بیان چه اغراضی از این شیوه بیانی استفاده کرده است. نتیجه پژوهش حاکی از این است که متناقض نما مهمترین ویژگی اسلوبی شعر احمد مطر به شمار می رود که شاعر آن را در دو گونه متناقض نمای ترکیبی و متناقض نمای معنایی به کار برده است. کارکرد این شگرد در شعر او در جهت تبیین برخی مفاهیم سیاسی، اجتماعی، آزادگی و مفاهیم ذاتی به کار گرفته شده و با استفاده از زبان تمسخر و تهکم و به شکلی طنزگونه در راستای بیان برخی اغراض مثل، تمسخر حکام و سردمداران عرب و سرزنش جامعه عربی به خاطر پذیرفتن ظلم و ستم به کار بسته شده است.
۷.

نقدی بر کتاب النقد و الناقدون فی الأدب العربی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نقد ادبی النقد و الناقدون علی سلیمی

تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۳۰۰
تنظیم مطالب علمی درحد واحد درسی ازجمله ضرورت هایی است که استادان دانشگاه ها را به امر تهیة جزوه و کتاب وامی دارد. در این راستا، کتاب النقد و الناقدون فی الأدب العربی (1387 ش)، نوشتة علی سلیمی، شامل سه فصل با موضوعات تطور نقد، عناصر ادب، و ناقدان سرشناس است که نویسنده هدف کلی آن را نگاهی جامع به نقد ادبی و سیر تحول آن در ادب عربی قدیم و جدید بیان کرده است. ازاین رو، طبق بررسی علمی کیفیت جلد، صحافی، حروف نگاری، صفحه آرایی، عنوان بندی، و سطربندی از نقاط قوّت شکلی آن به شمار می رود. اما طراحی سادة جلد، اغلاط چاپی، ضعف دستور زبان ، اشتباهات املایی ، و نارسایی عبارات از نقاط ضعف شکلی است. فهرست محتوایی خوب، تحلیل بدون سوگیری، سازواری مناسب با مبانی اسلامی، و تناسب حجمی با واحد درسی و سرفصل ازجمله نقاط مثبت محتواست. ضعف در انسجام عناوین، شیوة ارجاع، ابهام در سازواری علمی، نداشتن انطباق عنوان با محتوا، و ضعف معادل سازی اصطلاحات ازجمله نقاط منفی محتوا به حساب می آید. درنتیجه، این کتاب به لحاظ کیفی کاستی فراوان دارد که پیش نهادهایی به منظور بهبود کیفی آن داده شده است. رعایت نکات یادشده می تواند این اثر را در خط سیر هدف آموزشی قرار دهد.
۸.

دراسه أسلوبیه للرتابه التعبیریه فی «النمور فی الیوم العاشر» لزکریا تامر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: زکریا تامر الأسلوبیه العمل القصصی النمط الرتیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۱ تعداد دانلود : ۱۸۷۳
اهتم النقّاد بدراسه الظواهر اللغویه، من خلال الأنماط، ویمتد بحثهم إلی تنویعات فی التراکیب تعتمد مؤثرات یمکن أن تکون لها صله بالمبدع، وهی مؤثرات قد تنحرف عن مجراها لتکون فی النهایه أسلوباً متفرداً. هذا التوجه من الدراسه فی أسالیب الأدباء نسمیه بالأسلوبیه، بما یتوسع فیها من رؤیه ألسنیه، فیتفرع منها منهج إحصائی تهمّه دراسه الظواهر اللغویه فی الأعمال الأدبیه فی إطار المعطیات الکمیه. وهناک توجهات أخری فی الأسلوبیه کالتوجه النفسی، والوظیفی، وغیرها. استقرّ عبر التقصّی، الحاصل من بیانات الجداول- مع استخدم المنهج الإحصائی الیدوی ولیس الآلی - أنّ تامر ذو منهج ثابت فی تعاطی الظواهر الرتیبه. فی مجموعته «النمور فی الیوم العاشر» عبر دراسه للرتابه التعبیریه، فلاحظنا أنّه لجأ إلی النمط الرتیب فی اجتماع (الفعل الماضی+ الباء الجاره +المجرور +النعت مع التناوب فی النوع والعدد) فی التراکیب الحصریه. وحدث أن ینحرف الکاتب عن النمط إلی التنویع، فی إعادته للظواهر اللغویه، وذلک ما یستدعیه أسلوبه القصصی. والحواریه أساساً هی مبدأ رتابه النمط فی التعاطی الألفاظ، خاصهً فی التکرار الفاشی فی مفردات القول والسؤال والصوت واللهجه وغیرها. وهذا یبدو للقارئ إذا ما أکثر من قراءته للکاتب، ویظهر أنّ الفوضی نجمت عن فقر فی الثروه اللفظیه أو عن لاوعی لزکریا تامر، لأنّه لو انتبه للرتابه لاجتنب عن التورط فی الفوضی اللفظیه.
۹.

التکرار و تداخل دلالاته الفنیه فی القصیده الحرّه عند «السیّاب»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: التکرار الدلالات الفنّیه القصیده الحره السیاب تکرار دلالت های فنی شعر نو سیاب

تعداد بازدید : ۷۶۳ تعداد دانلود : ۴۸۲
قد یحمل اللفظ )أو العباره( بواسطه التکرار - و ذلک عن طریق أحد الأسالیب التعبیریه فی اللغه الشعریه - دلالاتٍ فنّیّهً متعدّدهً و أحیاناً متداخلهً تؤثّر فی نفس المتلقّی، و یتمّ ذلک بفضل موهبه الشاعر البارع المتمکن من إخراج الکلام إلی الإفاده و الإمتاع. و تزداد قیمه ذلک التکرار فی تعمیق الدلالات عند ما یرافق الشاعر الحظ اللغوی و الشعوری و الأصاله، إلاّ إذا نقصه ذلک کلّه فلا محاله أن یؤدّی هذا النقص إلی الثرثره اللفظیه المبتذله، إضافهً إلی عجز الشاعر عن السیطره الکامله علی أزمّه تکراره. و القصیده الحرّه بما تحتوی علیه من طاقه التکرار التعبیریه الفائقه قد استطاعت أن تنجح فی أداء المقصود عند کبار الشعراء کما عند «السیّاب» رائد الشعر الحر، بحیث تمکّنت القصیده الحرّه لدیه أن تحمّل هذه الطاقه دلالات ترمی من ورائها تحقیق أهداف النص بما ینحصر علی الدلاله البیانیه، کونها الأصل فی کلّ تکرار، و الدلاله الشعوریه، لأنها أهمّ دلاله و أصعب و أغنی، و الدلاله الإیقاعیه المتّسمه بالدرامیه و الدلاله التصویریه المتلازمه للأخری، فی سته مواضع. و ترسّخت تلک الطاقه فی القصیده السیّابیه الحرّه بغیه الوصول إلی الدلالات الفنّیه، و استطاعت أن تفجّر الجمال الدلالی بنجاح حاسم حین مزجت بین الدلالات، فجاء امتزاج الشعوریه بالإیقاعیه أغزر من غیرها و أغنی. و هذا هو شأن القصیده الجیّده التی تحملنا إلی البحث فی المظهر اللغوی و ما خلفه، و ما یموج وراءه من تیارات ذات دلالات غنیه. تلک الدلالات هی جزء أصیل من التعبیر الأدبی للتکرار.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان