فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
222 - 197
حوزههای تخصصی:
تمدن اسلامی با وجود شکوفایی نخستین، به تدریج بر اثر عواملی دچار آسیب شد که آن را به انحطاط کشاند. این عوامل، برخی درون ساختاری بودند که از درون جامعه اسلامی بر آن تأثیر منفی گذاشت و برخی برون ساختاری بودند؛ یعنی عواملی که از جهان پیرامونی و حوادث بیرونی، تمدن اسلامی را دچار تخریب و ضعف کرد. همان گونه که برآمدن و گسترش این تمدن مورد توجه اندیشمندان بوده، رکود و انحطاط آن نیز از نظر آنان دور نمانده است و هرکدام به برخی از این عوامل پرداخته اند. در این مقاله، به شیوه توصیفی تحلیلی، این پرسش مطرح شده که از منظر اندیشمندان مسلمان معاصر عرب چه عوامل درونی بر انحطاط تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده است؟ هدف اصلی مقاله، بررسی آسیب ها و آفات درونی تأثیرگذار بر انحطاط تمدن اسلامی است و رسیدن به پاسخ این پرسش را دنبال می کند که «از منظر اندیشمندان مسلمان معاصر عرب، چه عوامل درونی بر انحطاط تمدن اسلامی مؤثر بوده اند؟» فرضیه پژوهش، بر دوگانه عوامل درونی و برونی انحطاط در رویکرد این اندیشمندان دلالت دارد که در این مقاله، به عوامل درونی این انحطاط پرداخته می شود. این پژوهش، از نوع تاریخی است و در مرحله گردآوری اطلاعات، به روش کتابخانه ای و در مرحله تبیین، با رویکرد توصیفی تحلیلی سامان یافته است . در این پژوهش، مراد از تمدن اسلامی، تمامی میراث و جنبه های مادی و معنوی مسلمانان است که در دوران مجد و عظمت تمدنی خود به آن دست یافته و به بشریت عرضه کرده اند؛ مراد از انحطاط تمدن اسلامی نیز بروز حالت عقب ماندگی، پاشیدگی و تنزل تمدنی در میان مسلمانان است که درخشش علمی ایشان، به ضعف و رکود تبدیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مقوله افول اقتدار جهان اسلام، اندیشه بسیاری از نویسندگان از شمال آفریقا تا جنوب آسیا را از سده 13ق به بعد درگیر ساخت. مفهوم انحطاط توسط ترکان، اعراب، ایرانیان و همچنین مسلمانان در هند و اندونزی، بسیار استفاده شده است. اینکه چرا مسلمانان عقب ماندند و دیگران پیشرفت کردند، موضوعی شد که نویسندگانی با ملیت های مختلف اسلامی بدان پرداختند. در محیط عربی معاصر، یک بحران اجتماعی چندبُعدی وجود داشت که از نتایج انحطاط و زوال اسلامی بود و به ظهور جنبش های اصلاحی انجامید. غالب اندیشمندان جهان عرب همچون: محمد عبده، محمد رشید رضا، عبدالرحمن کواکبی، مالک بن نبی، سمیح عاطف الزین، شکیب ارسلان و دیگران، به مقوله انحطاط بر اساس وضعیت کنونی جوامع اسلامی پرداخته و عقب ماندگی جهان اسلام را پذیرفته اند؛ هرچند در علل این عقب ماندگی، مناقشه هایی رخ داده است. ازاین رو، بیشتر به راه های برون رفت از این عقب ماندگی و زوال در قالب اندیشه اصلاحی پیشرفت پرداخته اند و نوین سازی جوامع اسلامی را برخی با بازگشت به اسلام و تعالیم آن، و بعضی با اخذ الگوهای پیشرفت غربی طرح کرده اند. با این دیدگاه است که اصلاح طلبان مسلمان راه حل های گوناگونی برای احیا و پیشرفت جامعه اسلامی و برون رفت از وضعیت زوال و عقب ماندگی ارائه داده اند. در تحلیل و بررسی این اندیشمندان، بحران های اعتقادی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و علمی درازدامنه از درون جامعه اسلامی، بر انحطاط تمدن اسلامی تأثیرگذار بوده اند. همین مساعد بودن شرایط درونی، تأثیر عوامل بیرونی را هموار کرده است. اندیشمندان مسلمان، در صدر علل انحطاط تمدن اسلامی، بحران یا انحطاط اعتقادی مسلمانان را مطرح کرده اند. در بحران سیاسی، استبداد حکام اسلامی یا استبداد داخلی و ظلم و فساد حکّام، در اندیشه غالب اصلاح گران معاصر به عنوان یکی از علل مؤثر عقب ماندگی مسلمانان مطرح شده است. برخی از عواملی که اندیشمندان مسلمان در باره انحطاط تمدنی مطرح کرده اند، در حوزه انحطاط اجتماعی است؛ مانند فقدان وحدت ملی و همبستگی اجتماعی، جدایی و تفرقه میان مسلمانان به عناوین مذهبی و غیرمذهبی (قومیت گرایی و تعصب های قومی و نژادی) ، ناکامی در کسب نیرومندی مادی و معنوی، غرب زدگی و ازخودبیگانگی و خودباختگی در برابر غرب. بحران یا ضعف و زوال علمی، از دیگر عواملی است که اندیشمندان مسلمان در بررسی انحطاط تمدن اسلامی به آن پرداخته اند . زوال اخلاقی مسلمانان، چه زمامداران و چه مردم، از عواملی بوده که اندیشمندان آن را در انحطاط تمدن اسلامی مؤثر دانسته اند. تغییر اخلاق اسلامی به اخلاق دنیاگرایانه و مادی و دور شدن از ارزش ها و فضایل اخلاقی و انسانی، غالب شدن تجمل گرایی و تنعم گرایی بر مسلمانان، فساد اخلاقی، گرایش به رکود و سستی، فساد مالی و اقتصادی ، مسلمانان را از وظایف و مسئولیت های فردی و اجتماعی آنان دور ساخت. مقاله با این نتیجه گیری به پایان می رسد که اندیشمندان مسلمان جهان عرب، به پدیده انحطاط تمدن اسلامی قائل بودند و در علت یابی آن هم بر عوامل درونی و هم عوامل برونی تأکید کرده اند و عوامل درونی را مقدمه تأثیرگذاری عوامل برونی این انحطاط دانسته اند. متفکران اسلام گرا، دوری مسلمانان از اندیشه توحیدی اسلام و تغییر فرهنگ و سبک زندگی آنان را در انحطاط و عقب ماندگی آنان مؤثر دانسته اند و برخلاف دیدگاه اندیشمندان غیراسلام گرا، اسلام را نه تنها عامل عقب ماندگی مسلمانان ندانسته اند، بلکه بازگشت دوباره به حقیقت اسلام را در زایش تمدنی آنها کاملاً نقش آفرین می دانند.
تأثیر عوامل سیاسی بر کاهش ارزش پول ایران در سده دوازدهم هجری قمری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
248 - 223
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهمّ اقتصادی قرن دوازدهم هجری قمری، کاهش ارزش پول ایران بوده است. هدف این پژوهش، بررسی عوامل سیاسی مؤثر بر روند کاهش ارزش پولی ایران در سده دوازدهم هجری قمری است که با روش وصفی- تبیینی صورت گرفته است. در این نوشتار، با بررسی متغیر سیاست به عنوان متغیر مستقل و اقتصاد به عنوان متغیر وابسته، میزان تأثیرپذیری این دو بر یکدیگر ارزیابی شده تا نقش عوامل سیاسی در کاهش ارزش پول ایران در این دوره روشن گردد. به همین منظور، ضمن بررسی تحولات پولی ایران در قرن دوازدهم قمری، نقش عوامل سیاسی مؤثر بر کاهش ارزش پول ایران در طول حاکمیت افاغنه (1135-1142ق)، افشاریه (1148-1210ق) و زندیه (1173-1209ق) تشریح و تبیین شده است. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که سده دوازدهم هجری، هم زمان با برافتادن صفویه تا روی کار آمدن قاجاریه، از وجوه گوناگون در تاریخ ایران دارای اهمیت است؛ زیرا نشان دهنده دوران ناتوانی و انحطاط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران بوده است. در این دوره، در نتیجه وقوع شورش ها، جنگ های متمادی داخلی و خارجی و خط مشی سردمداران قدرت، هزینه های سنگین اقتصادی و اجتماعی زیادی بر کشور تحمیل گردید و سبب بحرانی شدن اوضاع اقتصادی کشور شد. نبود ثبات و امنیت سیاسی، پیدایش مراکز متعدد قدرت، اخذ مالیات های سنگین، ناامنی راه ها، قتل و غارت و کاهش جمعیت فعال کشور، به رکود و انحطاط اقتصادی و توقف تولید و تجارت داخلی و خارجی و اختلال در نظام پولی و تولیدی و کاهش هرچه بیشتر ارزش پول منجر شد. یکی دیگر از تأثیرات منفیِ متأثر از سیاست های غلط داخلی و خارجی، کمبود فلز پول بود که بر اثر آن، حاکمیت مجبور شد برای تأمین هزینه ها، میزان عیار و وزن مسکوکات را کاهش دهد. بیشتر حکومت هایی که در تنگنای مالی قرار می گرفتند و به پول احتیاج داشتند، با این روش می توانستند مشکلات اقتصادی خود را حل کنند؛ اما تنزل عیار که نشان دهنده کاهش ارزش پول در این دوره بود، باعث افزایش بی رویه قیمت ها و تورم فراگیر شد. از این رو، در تعیین ارزش داخلی پول، سطح عمومی قیمت ها را باید در نظر گرفت؛ بدین معنا که اگر قیمت ها بالا رود، ارزش پول پایین می آید و اگر قیمت ها تنزل کند، ارزش پول بالا می رود. بر پایه آنچه گفته شد، مهم ترین علل کاهش ارزش پولی ایران در این قرن، با تأکید بر نقش عوامل سیاسی، عبارت اند از ضعیف شدن بنیه اقتصادی کشور در پی بی ثباتی سیاسی ناشی از بروز جنگ های زیاد داخلی و خارجی و تنزل عیار مسکوکات پول توسط حاکمیت مرکزی.
سهم تاریخ نگاری طبری در ایجاد انگاره های مغرضانه؛ مطالعه موردی استفاده رسول خدا(ص) از خشونت برای گسترش اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
52 - 31
حوزههای تخصصی:
در کنار توجه خاص به ثبت دقیق آیات قرآن، زندگانی و سیره حضرت محمد(ص) نیز به عنوان الگوی دینی مسلمانان، مورد توجه دانشمندان و نویسندگان سده های نخست اسلامی قرار گرفته است، به گونه ای که حتی مسیر نگاه حضرت رسول(ص) و یا رنگ صورت ایشان به هنگام مواجهه با یک واقعه، از چشم تیزبین و مشتاق مسلمانان دور نمانده و سریع در متون تاریخی ثبت می شد. به این ترتیب تاریخ نگاری اسلامی از دل این توجه شکل گرفت و به یکی از نخستین علوم ایجاد شده در فرهنگ و تمدن اسلامی بدل شده و تأثیر شایان توجهی بر ایجاد انگاره هایی گذاشت که درباره پیامبر اسلام(ص) در دوره های بعدی ساخته شد. انگاره هایی که گاهی خواسته یا ناخواسته با ایستارهای مغرضانه، تصویری ناصواب از سیره رسول خدا(ص) ارائه می دهند. بخشی از این بازتاب نادرست به شکل تلاش حضرت محمد(ص) برای گسترش اسلام بازمی گردد و انگاره اسلام دین شمشیر، در اعصار بعدی بروز و ظهور می یابد. بخش زیادی از فرایند تولید این تصویر، با اهمیتی که نویسندگان سده های نخستین اسلامی به غزوات رسول اکرم(ص) دادند، در سیره پیامبر(ص) برجسته سازی شد و بخش دیگر را کسانی بازتولید کردند که به عمد یا اشتباه و به دلیل عدم احاطه علمی یا نداشتن رویکرد انتقادی، متاثر از این منابع شدند. این روند بعد از قرن هجده میلادی و مدعای علمی شدن متون با گواهی آوردن از منابع اسلامی، چهره ظاهراً آکادمیک گرفت و به همان نسبت قدرت گفتمانی بیشتری پیدا کرد. حال سوال پژوهش حاضر این است که آیا منابع اسلامی چنین ظرفیتی ایجاد کرده اند که به این ایستار سوگیرانه دامن زده شده باشد؟ در این میان، محمد بن جریر طبری (218-301ه.ق) و کتاب بزرگ وی، «تاریخ الامم والملوک» با نام مشهور «تاریخ طبری»، نقش غیرقابل انکاری در تاریخ نگاری اسلامی داشته است، چرا که مطالعه تحلیلی سیره پیامبر(ص) بدون استفاده و بررسی تاریخ طبری کاری ناتمام خواهد بود، به ویژه اینکه تاریخ طبری تعدادی از منابع با ارزش مفقود پیش از خود را نیز زنده نگاه داشته و بخش غیرقابل انکاری از اطلاعاتی که پیرامون پیامبر(ص) تا زمانه وی هنوز در دسترس بوده است را بازتاب می دهد. همچنین با تلاش برای ارائه اغلب روایت ها پیرامون یک واقعه، یکی از جامع ترین منابع تاریخ نگاری صدر اسلام به حساب می آید. چنین جایگاهی باعث شده تا تاریخ طبری نقش موثری در متون بعدی و طبیعتاً سهم بسزایی در شکل گیری انگاره هایی داشته باشد که درباره پیامبر اسلام(ص) بروز و ظهور یافته است. انگاره هایی که در طول تاریخ، مورد استناد گروه های مختلف قرار گرفته و بخشی از آن نیز در متون مستشرقان بازتاب یافته است. یکی از مهم ترین انگاره های سوگیرانه درباره پیامبر(ص)، روش ایشان در گسترش اسلام می باشد. تحقیق حاضر درصدد بوده تا میزان برجسته سازی خشونت به عنوان روش مورد استفاده پیامبر(ص) برای گسترش اسلام و به حاشیه راندن روش های دیگر ایشان همچون تبلیغ، آموزش، معاهده و جلب اعتماد را مورد بررسی قرار دهد. در این پژوهش برای روش های مسالمت آمیز و روش های سخت گیرانه، متغیرهای مستقلی مشخص شد. دعوت و تبلیغ کلامی و رفتار نیکو با مخالفان، از نخستین روش های مسالمت آمیز ایشان برای گسترش اسلام دانسته شده و در بخش روش های سختگیرانه، مواردی مانند نزاع، تهدید، جنگ، ترور، تبعید، کشتن اسیر و قصاص، بدون اینکه مورد بررسی سندی و محتوایی قرار گیرند، مورد تصریح قرار گرفته اند. این درحالی است که یافته های این تحقیق نشان داد که تاریخ طبری به شکل قابل توجهی جنگ، ترور، نزاع و خشونت را در زندگی ایشان برجسته ساخته و دعوت، آموزش و تبلیغ به صورت قابل توجهی به حاشیه رانده می شود.
ارزش ها و ضدارزش ها در حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در قلمروی جهان اسلام، شاهکارهای دینی و تعالیم معنوی کم نظیری خلق شده که یکی از آن ها نهج البلاغه امام علی (ع) است که پس از کتاب مقدس قرآن کریم، بالاترین و عمیق ترین الفاظ و معانی و حکمت ها را شامل می شود. آخرین بخش از این کتاب ارزشمند، کلمات قصار یا حکمت های نهج البلاغه است، در این نوشتار کوشیده ایم با بهره گیری از روش تحلیلی، ارزش ها و ضدارزش ها را معرفی و مورد کنکاش قرار بدهیم؛ اصولی مانند: عدالت، حق طلبی، رعایت انصاف، مساوات، اعتدال و میانه روی، قناعت، اهمیت نماز، اهمیت علم، تقوا، مشورت، بخشش، تواضع، یاد مرگ و ... از مهمترین ارزش ها و مواردی چون: عجب و خودپسندی، ظلم، بخل، تندخویی، طمع، غصه دنیا را خوردن، لجاجت، ستیزه با حق، ناامیدی، دوستی با نادان، دوستی با بخیل، شهوت و ... از جمله ضدارزش ها در میان حکمت های نهج البلاغه به شمار می آیند.
ارائه الگوی جامعه پذیری فناوری های هوش مصنوعی در حسابداری با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
183 - 209
حوزههای تخصصی:
با توسعه امور حسابداری شرکت های خصوصی و دولتی استفاده از هوش مصنوعی امری واجب به نظر می رسد، تا هم از حجم فعالیت ها بکاهد و هم اطلاعات مالی شفاف تر و دقیق تر استخراج گردد. در این راستا، استفاده از هوش مصنوعی برای جامعه حسابداران ضروری به نظر می رسد. که نیازمند پذیرش هوش مصنوعی در حسابداران می باشد. هدف مطالعه حاضر ارائه الگوی جامعه پذیری فناوری های هوش مصنوعی در حسابداری با رویکرد داده بنیاد می باشد. روش مطالعه حاضر با رویکرد داده بنیاد و با مصاحبه های نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. که در این رابطه با 12 نفر از از مهندسان تحصیل کرده در هوش مصنوعی، اعضای هیات مدیره، مدیران مالی، حسابداران و حسابرسان تا رسیدن به اشباع نظری مصاحبه صورت گرفته است. نتایج حاصل از کدگذاری های ثانویه در 11 مقوله اصلی و 35 مقوله فرعی و در 6 دسته مولقه علی، محوری، راهبردها، مداخله گر، کنش ها و پیامدها دسته بندی شدند. نتایج نشان داد که برای جامعه پذیری از هوش مصنوعی در حوزه حسابداری برخی زیرساخت ها و فناوریه ای اساسی وجود دارند که می توانند به این امر کمک کنند. همچنین حسابداران می توانند با ارائه اطلاعات مالی مربوطه به ذینفعان مالی و پشتیبانی از اطلاعات مالی نقش مهمی در استفاده مؤثر از هوش مصنوعی داشته باشند.
زبان دین از دیدگاه قاضی عبدالجبار معتزلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۴)
177 - 188
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به بررسی دیدگاه قاضی عبدالجبار معتزلی درباره زبانِ دین با روش توصیفی تحلیلی پرداخته ایم. هدف اصلی تحلیل نظریه های قاضی عبدالجبار درباره شکل گیری زبان، رابطه زبان و دین، و چگونگی انتساب صفات به خداوند است. قاضی عبدالجبار معتقد است که زبان از طریق توافق و قصد انسان ها شکل می گیرد و اسامی خاص و اسم جنس ها صرفاً برای ارجاع و فاقد معنای وصفی هستند. دیدگاه وی در این باره تا حدی به برخی نظریات معاصر در فلسفه زبان نزدیک است. در مبحث زبان دین، وی با تأکید بر اشتراک معنوی صفات بین انسان و خدا معتقد است که این اشتراک به تشبیه نمی انجامد و بحث مجاز را راهکار مناسبی تلقی می کند. دیدگاه نهایی وی تا حدی به دیدگاه استنادی آکویناس در نظریه تمثیل شباهت دارد.
بررسی انتقادی رابطه «علم و دین» در ادراک حقیقت معنوی از دیدگاه دن براون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۴)
203 - 213
حوزههای تخصصی:
براون در قالب داستان های معنوی رمزآلود به مفاهیم گوناگونی اشاره دارد که جملگی بر بنیاد رابطه علم و دین تحلیل پذیر است. بدین سان، پرسش این است که آیا دیدگاه او درباره «علم و دین» می تواند درک جدیدی از حقیقت معنوی ارائه دهد؟ مقاله حاضر، با روش تحلیلی انتقادی، به بررسی خوانش براون تحت ایده «نمادشناسی» می پردازد؛ بدین معنا که دوگانه علم و دین برای فهم حقیقت در دو نسبت قوام می یابند: «نزاع علم و دین» و «پیوستگی حقیقت و معنویت». لکن، یافته های پژوهش نشان می دهد که ایده براون از اعتبار کافی برخوردار نیست. چون ارزیابی داده های اولیه که شالوده معرفتی داستان ها را شکل می دهند به لحاظ سندیت و پشتوانه مخدوش است. از یک سو، در تبیین رابطه بر نوعی اندیشه تعارض و تمایز تأکید می کند؛ حال آنکه در «رویکرد تعاملی» نه علم به عنوان تنها ابزار کشف حقیقت معرفی می شود نه دین مانعی در برابر پیشرفت علمی به شمار می رود، بلکه هر دو در چارچوبی مبتنی بر گفت وگو و هماهنگی به درک عمیق تر حقیقت یاری می رسانند. از سوی دیگر، علم را به عنوان ابزار اصلی رمزگشایی حقیقت مطرح می سازد؛ حال آنکه این رویکرد یک جانبه نگرانه نقش دین را در کشف حقیقت کم رنگ می کند و اهمیت باورهای دینی را در فهم حقیقت معنوی نادیده می گیرد. بدین سان، نگرش او به لحاظ روش و محتوا و به دلیل عدم ارائه مدل جامع برای تعامل محل تردید است.
تبیین تفاوت منزلت انسانی زن و جایگاه و حقوق اجتماعی وی در تفسیر عرفانی- فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
263 - 286
حوزههای تخصصی:
جنبش زنان در دوره معاصر از مرزهای غربی آن فراتر رفته و تمامی جوامع را تحت تأثیر قرارداده است. متفکران و اندیشمندان اسلامی مواجهه های متفاوت و گاهی متعارض در برابر آن داشته اند. برخی از نواندیشان با اصل قراردادن دستاوردهای فمینیسم، کوشیدند تا تفسیری تقلیل گرایانه از دین به دست داده و مطابق با دیدگاه های فمینیسم، فهمی از دین درباره زن به دست دهند. برخی دیگر با اصل قراردادن شریعت، به مخالفت با جریان جنبش زنان دست زده و بنیان های آن را در ناسازگاری با دین مورد فهم قراردادند. راه سومی در میان متفکرانی چون طباطبایی، مطهری و جوادی آملی با بهره بردن از میراث عرفان اسلامی ظهورکرد که در آن ضمن اعتنا به مقام و ارزش انسانی زن، تفسیری بدیع از تمایز ساحت انسانی و اجتماعی زن ارائه داده و کوشیدند تا معضل ناسازگاری دین و مسئله زن را پاسخ دهند. حسب آموزه های دینی، زن بر اساس رویکرد تفسیری طباطبایی از ارزش انسانی برابری با مرد برخوردار بوده و بلکه در منظری بنیادین که بازتابی از دستاوردهای تفسیر عرفانی است زن هم واجد حیث فاعلیتی است و هم دارای ساحت پذیرندگی است در حالی که مرد تنها وجه فاعلیت دارد. طباطبایی حیث انسانی را ذاتی و اصل قرارداده و وجه اجتماعی را امری ثانوی و بالعرض دانسته است. در این مقاله درصدد هستیم تا اولاً شالوده دیدگاه طباطبایی درباره زن را بازخوانی کرده، سپس تفسیر وی از منزلت انسانی زن بر مبنای بنیان های دینی- فلسفی را تبیین کرده و سرانجام دستاوردهای تمایز دو ساحت انسانی و اجتماعی زن برای پاسخ به ناسازگاری را مورد بررسی قراردهیم. کلیدواژه ها: زن، ارزش انسانی، حقوق اجتماعی، روش تفسیری، علامه طباطبایی
نقد و بررسی جایگاه اولیای الهی و انسان کامل در اندیشه ابن تیمیه با تاکید بر آراء قرآنی آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
78-100
حوزههای تخصصی:
با بررسی آثار ابن تیمیه که در جایگاه پدر فکری سلفیان قرار دارد در می یابیم که وی در معرفت شناسی ، ظاهر گرا و درهستی شناسی ، حس گرا بوده است. ایشان به منظور حفظ توحید عبادی، خلافت الهی انسان را نمی پذیرد و منظور از خلافت انسان که در قرآن به آن اشاره شده را خلافت حضرت آدم(ع) از دیگر انسان ها می داند اما از سوی دیگر با توجه به صراحت آیات قرآن مجبور به پذیرش وجود اولیای الهی است اما در این راستا تاکید می کند که بحث ولایت تنها در معنای دوستی قابل طرح بوده و ویژگی خاصی را برای ایشان نمی پذیرد و مساله ولایت به معنای سرپرستی را به عنوان مظاهر کفر و ارتداد معرفی می نماید، در مقابل آیت الله جوادی با استناد به قرآن ضمن پذیرش مساله خلافت الهی انسان با تاکید بر صفاتی چون ولایت تکوینی ، عصمت و علم برای امام، مساله ولایت در معنای سرپرستی را به عنوان حقیقتی در جهان هستی معرفی نموده اند.قابل ذکر است که این تحقیق با روش کتایخانه ای و رویکرد توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است .
تبیین و ارزیابی مبنای کارن بائر در مورد «تأثیر بافت فکری و شرایط اجتماعی بر تفسیر»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات «زن و جنسیت» در دهه های اخیر توجه پژوهشگران معاصر را به خود جلب کرده است. در این میان برخی از اندیشمندان حوزه مطالعات اسلامی میان مطالعات جنسیت و جایگاه زن در قرآن، پیوند ایجاد کرده و در تحلیل های خود به تفاسیر مفسران بر آیات مربوط به زنان رجوع کرده اند. کارن بائر در کتاب سلسله مراتب جنسیتی در قرآن: تفاسیر کهن، پاسخ های نو به بررسی آرای عالمان مسلمان بر تفسیر آیات ناظر به «سلسله مراتب جنسیتی» پرداخته است. از میان مبانی مختلفی که بائر در پژوهش خود اتخاذ کرده، «تأثیر بافت فکری و شرایط اجتماعی بر تفسیر» مهم ترین دیدگاه او محسوب می شود که مبنای نظری او را شکل داده است. بائر پرداختن به دغدغه های اجتماعی را در نتیجه تغییر بافت فکری عالمان مدرن و مبنای مشترک آنان می داند که به مرورزمان باعث تغییر روش نگارش تفاسیر شده است. از میان عالمان مدرن، محافظه کاران با پای بندی به تفاسیر پیشین، توجیهات علمی و عقلی را در دفاع از آن ها می آورند، در مقابل، تجدیدنظرطلبان در پی آن هستند که تفاسیری متناسب با نیازهای عصری ارائه دهند، از همین رو، ضمن دخالت دادن معرفت های پیشینی خود و به کارگیری «هرمنوتیک تفسیری»، به بازتفسیر آیات می پردازند. این در حالی است که باید به مجرای موجه و مجازِ پیش دانسته ها در تفسیر توجه داشت و از تحمیل پیش دانسته ها بر متن و تفسیر به رأی اجتناب کرد. علاوه براین، باید توجه داشت ارائه «تفسیر عصری» باید ضابطه مند و با هدف پاسخ به پرسش های عصر و زمانه باشد، در غیر این صورت به «عصری انگاری معرفت دینی» و «تکثرگرایی فهم ها» می انجامد که با هدف هدایتگری قرآن در تعارض است. در پژوهش حاضر، تأثیر بافت فکری و شرایط اجتماعی بر تفسیر در آیات ناظر به سلسله مراتب جنسیتی تبیین و نتایج مبتنی بر آن به روش توصیفی-تحلیلی ارزیابی می شود.
ارزیابی تحلیلی انتقادی دیدگاه های مختلف درباره تعبیر «أُخت هارون» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از شناخته شده ترین شبهات تاریخی درباره قرآن کریم، کاربرد لقب «اُخت هارون» برای مریم، مادر عیسی (ع) است. این مسئله از نخستین موضوعات چالشی در گفتمان میان مسلمانان و مسیحیان بوده است. از همان قرون نخستین، مفسران و صاحب نظران تلاش های بسیاری را برای درک مصداق هارون در این آیه و علت بکارگیری چنین خطابی در قرآن نموده اند. رویکرد ایشان در این زمینه، بیشتر رویکرد سنتی و تاریخی بوده و در مجموع، حدود 14 احتمال را به ارمغان آورده است. مستشرقان نیز در این باره نظرات ارزشمندی را ارائه داده اند؛ بااین حال، برخی از آنان با تأکید بر یکی از این احتمالات یعنی خلط میان مریم (س) و میریام توسط پیامبر (ص) اهداف مغرضانه خویش را دنبال کرده اند. در همین راستا، هدف اصلی این پژوهش، تحلیل و ارزیابی دیدگاه های مختلف درباره تعبیر «أُخت هارون» در قرآن کریم است. پرسش محوری پژوهش، میزان اعتبار احتمالات مطرح شده در مورد تعبیر مذکور و علل آن می باشد. این پژوهش با روش تحلیلی انتقادی و با دو رویکرد تاریخی و ادبی انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که از میان 14 احتمال موجود، قوی ترین احتمال، ارتباط سلالتی و نسَبی غیرمستقیم مریم (س) با هارون است. این دیدگاه، با مؤیدات روایی و سیاقی تقویت شده و موافق تفسیر ادبی قرآن کریم است. پس از آن، احتمال ارتباط نسَبی از طریق برادری ناتنی همنام با هارون، به دلیل عدم تعارض با سیاق آیه و سایر موازین منطقی و درعین حال مخالفت با شیوه بلاغی و رویکرد ادبی تفسیری از جایگاه دوم برخوردار است. در نهایت، احتمال تشابه مریم با هارون در جایگاه کهانت در رتبه سوم قرار گرفته و از جمله محتمل ترین نظریه ها در این باب به شمار می رود.
انسان آرمانی در نگاه اندیشمندان چین باستان با تاکید بر واژه «جون زِ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به مانند همه مکاتب فلسفی و البته ادیان، ویژگی های انسان آرمانی در دو مکتب بزرگ فلسفی چین یعنی "رو" و"دائوئیزم" به تفصیل بیان شده است. گرچه در آثار بزرگان مکاتب فکری چین – و نه نزد عوام - تقریبا هیچ گاه باور به وجود انسان کامل وجود نداشته، با این حال آموزه های زیادی برای خودسازی و تلاش برای رسیدن به جایگاه انسان آرمانی وجود داشته است. حکیم کنفسیوس با برشمردن ویژگی های "جون زِ" او را در قالب الگویی پیش روی جامعه نهاده و ویژگی های اخلاقی او را برشمرده و مخاطب را به سمت کسب فضایل اخلاقی سوق می دهد. گرچه این واژه پیش از این برای خطاب طبقه اشراف استفاده می شد، اما چنین می نماید که در پی تکرار پیاپی در سخنان کنفسیوس واژه جون زِ در قامت انسان آرمانی یا واژه ای برابر با انسان آرمانی ظاهر شد. پس از او و به پیروی از او به عنوان معلم اول در اندیشه چین قدیم، دیگر اندیشمندان چینی نیز به هنگام بازگویی نکات اخلاقی و ویژگی های انسان آرمانی، از همین واژه بهره جسته، آن را انسان آرمانی قرار داده و ویژگی های مورد نظر خود را بازشمردند. با این حال بوده اند اندیشمندانی که با به کارگیری واژگان، اسامی یا اصطلاحات دیگر، نمایی از شخصیت و ویژگی های انسان آرمانی یا کامل را بیان کرده و الگویی را به جامعه معرفی نموده اند که در این پژوهش به آنها نیز اشاره خواهیم کرد. نوشتار پیش روی تنها با بهره گیری از منابع چینی گردآمده و تلاش شده تا بی واسطه زبان های دیگر و منابع ترجمه شده، فهمی درست از نگاه اندیشمندان چین قبل از میلاد به انسان کامل یا انسان آرمانی به دست آید و با توجه به نگاه و جهانبینی ادیان شرقی به انسان، از میان سخنان این اندیشمندان، ویژگی های مهم و برجسته انسان آرمانی بازشمرده شود که البته از این منظر این پژوهش در نوع خود نخستین است.
مبنا یابی فقهی لزوم جبران خسارات مالی ناشی از تأثیرگذاری سلبریتی ها بر افکار عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 14
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه سلبریتی ها از ابزارهای مهم جهت دهی اذهان عمومی، حمایت یا تخریب دولت ها، ایجاد موج های اعتراضی و...محسوب می شوند. در جریان فعالیت های رسانه ها و موج آفرینی سلبریتی ها، ممکن است شخصیتی حقیقی یا حقوقی متضرر گردد و به اموال خصوصی یا عمومی خساراتی وارد شود. این خسارت می تواند ناشی از سبق تصمیم وبرنامه ریزی شده باشد و یا ناشی از هیجانات و عدم سبق تصمیم. ولی در هر حال لزوم جبران این خسارات بر کسی پوشیده نیست؛ اما اینکه مسوول جبران چنین خساراتی مباشر ایراد ضرر بوده یا سبب تحریک کننده یا هردو یکی از مباحث مهم حقوقی در این خصوص می باشد. قواعد فقهی متعددی حاکی از لزوم جبران خسارت مالی ناشی از تأثیرگذاری سلبریتی ها بر افکار عمومی می باشد.
مواد و روش ها: رو ش این نوشتار توصیفی – تحلیلی بوده است
ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.
یافته ها: مبانی فقهی جبران خسارت از جمله حرمت مال مسلم وقاعده تسبیب به ویژه در فرض اقواییت سبب از مباشر وقاعده لاضرر، مسوولیت مدنی افراد مشهور در عرصه های مختلف در خصوص تخریب وایراد خسارت به اموال خصوصی وعمومی ناشی از جهت دهی افکار عمومی را تبیین کرده است
نتیجه: این نوشتار با استناد به آرای فقها و نظریات حقوق دانان بر لزوم جبران خسارت های وارده توسط سبب اقوی (سلبریتی ها ) چه در قالب اضرار اثباتی وچه در قالب عدم النفع(فعل سلبریتی ها مانع استیفای منافع شود) تأکید نموده است؛ موضوعی که در تحقیقات گذشته بدان پرداخته نشده است؛ اگرچه بحث مسئولیت کیفری در قالب معاونت جرم مورد تحلیل قرار گرفته است؛ اما اثبات مسئولیت مدنی در این مساله از نوآوری های این پژوهش می باشد.
بازخوانی مفهوم مال در معاملات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
171 - 186
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هر پدیده نوظهوری پیش از اینکه مورد ابتلا آحاد جامعه قرار گیرد ضروری است که با معیارها و ملاکهای قانونی و شرعی سنجیده شود. از همین رو تحقیق و موشکافی از مفهوم مال، به منظور شفافیّت سازی اینگونه فعالیّتهای نوظهور، هدف این تحقیق است.
مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده و روش تحقیق به صورت توصیفی – تحلیلی است و روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.
ملاحظات اخلاقی: در تحقیق حاضر، اصل امانتداری، صداقت، بی طرفی و اصالت اثر رعایت شده است.
یافته ها: ظهور مصادیق جدید از بیع، اقتضای این را دارد که قوانین، متناسب با متون فقهی، مورد بازنگری قرار گیرد.
نتیجه : مستفاد از اثبات تعمیم بیع به غیر اعیان، تبیین مورد معامله در مواد 214 و 338 قانون مدنی، با ابهاماتی روبرو است، لذا از آنجایی که هر مالی اعم از عین، منفعت و حقّ می تواند مورد خرید و فروش واقع شود، این تحقیق، تعاریف ارائه شده در ضمن مواد مذکور را ناتمام می داند.
The Ethics of Peace in the Radawi Culture
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۲, Summer ۲۰۲۵
35 - 50
حوزههای تخصصی:
Peace is the essential core of all religions, and peacemaking is a telos for which all religions offer guidance. Grounded in principles such as justice, rational and social growth, forbearance, and forgiveness, peace—within the Radawi culture—is counted among the most foundational principles of international relations. The creation of peace is, before anything else, a spiritual act rooted in the honoring of genuine human rights. Unlike the negative definition adopted in much international-legal discourse—i.e., peace as nothing but the absence of war—the Radawi culture treats peace as an affirmative concept: amicable coexistence premised on the preservation of human dignity. This descriptive-analytical study argues that, contrary to the ethnocentric and unrealistic claims of certain Western Orientalists such as Bernard Lewis and Samuel Huntington—who portray Islam as incompatible with peace and democracy and as a font of violence and terrorism—Islam is a bearer of peace and friendship, and it is capacious enough to furnish a new and comprehensive paradigm for international relations. In the Radawi culture, the scope of peace embraces not only the narrow sense (the absence of armed conflict) but also the broader sense (justice-centered social flourishing). In this culture—contrary to what is commonly asserted in the law of armed conflict—there is no doctrine of preemptive self-defense; peace is sacred, and jihād is a fundamentally humanitarian measure meant to expand peace and security under divine sovereignty by negating ṭāghūt (illegitimate domination), defending the oppressed, and combating injustice.
بررسی فقهی تعلیق در عقود و معاملات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
33 - 48
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : یکی از شروط مورد بحث فقها، در صحت عقود، تنجیز است. در مقابل آن تعلیق قرار دارد که مورد اختلاف فقها است. با توجه به وجود عقود معلق در معاملات و اهمیت موضوع و آثار عقد معلق از یک سو و وجود تعابیر مختلف و تعریف های گوناگون، بررسی آن ضروری است. بر همین اساس، هدف مقاله حاضر بررسی عقود و معاملات معلق در فقه است.
مواد و روش ها: مقاله حاضر از روش تحلیلی و توصیفی بهره برده و ابزار انجام پژوهش کتابخانه ای است.
ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: در بین فقها در خصوص صحت عقد معلق اختلاف نظر وجود دارد. مشهور فقها تعلیق در انشاء را باطل، ولی تعلیق در منشاء را صحیح می دانند. در مقابل برخی عقیده ای بالعکس دارند. هر یک نیز برای اثبات حقانیت و صحت دیدگاه خود به دلایل عقلی و شرعی تمسک نموده اند.
نتیجه : با توجه به لزوم و رواج معاملات معلق و آثار آن از جهت صحت و بطلان، با وجود اختلاف آرای فقها در عقود معلق، لازم است حکم فقهی وحقوقی در این زمینه با نگاه دقیق تری تدوین شود.
تحلیل جامعه شناختی زیارت به مثابه صنعت توریسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
79 - 108
حوزههای تخصصی:
زیارت یکی از مهم ترین جلوه های دین داری است که مانند سایر پدیده های اجتماعی از پیامدهای مدرنیته در امان نمانده و تحولات چشمگیری را به خود دیده است. این مقاله درصدد «تحلیل جامعه شناختی زیارت به مثابه صنعت توریسم» به عنوان یکی از پیامدهای مدرنیته می باشد. پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون بهره می برد. داده های این پژوهش بر اساس مصاحبه های نیمه ساختارمند و مطالعه منابع علمی معتبر بر اساس نمونه گیری هدفمند جمع آوری شده اند. با استفاده از «کدگذاری باز»، «کدگذاری انتخابی» و «کدگذاری محوری» در نهایت 29 مضمون پایه، 8 مضمون سازمان یافته و 3 مضمون فراگیر، یافته های این پژوهش را تشکیل می دهند. «عوامل مؤثر بر زیارت»، «پیامدها و چالش ها» و «راهکارهای افزایش ابعاد معنوی زیارت» مضامین فراگیر این مقاله می باشند. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که «تأثیرات مدرنیته»، «تأثیر عوامل فرهنگی»، «نقش نخبگان و کنشگران کلیدی (علمی و اجرایی)» و «نقش نهادها و سازمان های مدیریتی» عوامل کلی تأثیرگذار بر زیارت بوده و مهم ترین پیامد نیز «عرفی شدن زیارت» می باشد. در آخر راهکارهایی در دو سطح «فردی» و «سازمانی» جهت مقابله با چالش ها ارائه گردیده است.
خیار عیب و چالش تأخیر در اعمال؛ تحلیل فقهی و حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
49 - 63
حوزههای تخصصی:
خیار عیب حقی است که به خریدار اجازه می دهد در صورت وجود عیب در کالا معامله را فسخ یا ارش (مابه التفاوت قیمت) دریافت کند. نوشتار حاضر به این پرسش می پردازد که آیا تأخیر خریدار در اعمال خیار عیب حق فسخ و مطالبه ارش وی را ساقط می کند یا خیر؟ این نوشتار با شیوه توصیفی تحلیلی و با بررسی تأثیر تأخیر در اعمال خیار عیب بر حق فسخ و ارش نشان داد تأخیر به خودی خود موجب سقوط این حقوق نمی شود، مگر آنکه حاکی از رضایت ضمنی خریدار باشد و در صورت تأخیر غیر موجه و تضرر فروشنده حق فسخ ساقط می شود، اما حق ارش تا زمانی که خریدار صریحاً از آن صرف نظر نکرده یا فروشنده را ابرا نکند باقی می ماند. این دیدگاه می تواند در حمایت از خریداران در معاملات آنلاین و تعیین زمان مرجوعی کالا نقش مهمی ایفا کند. پیشنهاد می شود قانون گذار با به روزرسانی مقررات مربوط به خیار عیب، از جمله تعریف دقیق تر مفهوم فوریت، تعیین مدت زمان مشخص برای اعمال خیار، و تعیین ضمانت اجراهای روشن برای عدم اعمال به موقع آن به شفافیت بیشتر در روابط تجاری و جلوگیری از تضییع حقوق متعاملین کمک کند.
بنیاد مفهوم قانون در نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
93 - 102
حوزههای تخصصی:
علامه طباطبایی نظریه ادراکات اعتباری را در مقاله ششم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم به صورت نظام مند عرضه کرده است. این نظریه امکان های بسیاری را در افق علوم انسانی، از جمله در علم فقه و حقوق می گشاید. ما در این مقاله نخست تلاش می کنیم نظریه ادراکات اعتباری را تبیین کنیم و سپس نشان دهیم که چگونه این نظریه می تواند بنیانی برای شکل گیری مفهوم قانون باشد. علامه با تقسیم اعتبارات عملی به اعتبارات قبل الاجتماع و بعد الاجتماع ریشه های اصلی و ثابت اعتبارات انسانی را در زمینه عمل شخصی و اجتماعی توضیح می دهد. یکی از اعتبارات قبل الاجتماع اصل استخدام است که ضرورت اعتبار کردن قانون و به این ترتیب بنیاد آن را رقم می زند. تحلیل اصل استخدام به ما نشان خواهد داد که اعتبارِ قانون اعتباری محدودکننده برای اعتبار استخدام است، در جایی که انسان هم نوع خود را ابزاری برای رسیدن به احتیاجات و غایات خود قرار می دهد. این تحلیل نه تنها به درک بهتر ماهیت قانون کمک می کند، بلکه نشان می دهد چگونه قانون، به عنوان یک ابزار تنظیم کننده، تعادل میان منافع فردی و جمعی را برقرار می سازد. از این رو، نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی می تواند به عنوان چارچوبی فلسفی برای تبیین نقش قانون در جوامع انسانی و نیز به عنوان پایه ای برای توسعه نظریه های حقوقی مدرن مورد استفاده قرار گیرد.
نظریه اخلاق سیاسی امام خمینی(ره): ثبات یا چرخش های سه گانه؟(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسئله مقاله حاضر این است که آیا امام خمینی(ره) به عنوان یک حاکم اسلامی همیشه قائل به اخلاق اسلامی بود یا نظریه اخلاقی ایشان بعد از انقلاب و برقراری حکومت اسلامی به مقتضای زمان دچار چرخش شد و ایشان بعد از قائل بودن به «اخلاق فضیلت» و «اخلاق دینی»، به «وظیفه گرایی» و «اخلاق نیمه دینی» و در نهایت، به «نتیجه گرایی» و «اخلاق سکولار» متمایل گشت؟ این نوشتار با استفاده از روش «تاریخی و تحلیلی» به این نتیجه رسیده که اولاً مدافعان نظریه «چرخش های سه گانه نظریه اخلاق سیاسی امام خمینی(ره)» دچار خبط تاریخی بزرگی شده اند؛ ثانیاً جملات شاهد گرفته شده از سخنان امام راحل(ره) لزوماً به معنای گرایش ایشان به فضیلت گرایی، وظیفه گرایی و نتیجه گرایی نیست؛ ثالثاً هیچ کدام از نظریه های سه گانه مزبور تهافتی با اخلاق دینی ندارد، بلکه ممکن است از یک سو، هریک از نظریه های اخلاق هنجاری را بپذیریم و از سوی دیگر هم قائل به اخلاق دینی یا اخلاق عرفی گرا (سکولار) باشیم.