فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۵۶۱ تا ۱۴٬۵۸۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۵۲
51-82
حوزههای تخصصی:
هدف: گسترش الگوی جدید تبلیغات درباره مواد مخدر طی سال های اخیر، رشد آمار اعتیاد زنان در موارد پرخطری چون مواد روان گردان و محرک را در پی داشته است. تبلیغ و توزیع مواد مخدر صنعتی در برخی سالن های زیبایی و ورزشی از عوامل این افزایش معرفی شده است. این مطالعه به بررسی کیفی این پدیده نوظهور در جامعه ایرانی پرداخته است. روش: این تحقیق با رویکرد کیفی و با استفاده از مشاهده مشارکتی و مصاحبه عمیق و نیمه ساخت یافته با 42 نفر از زنانی که اصطلاحاً مشتریان، ویزیتورها و میزبانان نامگذاری شده اند انجام شده است. برای تحلیل اطلاعات از تکنیک نظریه زمینه ای و روش کدگذاری نظری استفاده شده است. یافته ها: غلبه هنجارهای مردانه، استرس اجتماعی، دیدگاه ظاهرگرایانه به بدن، جامعه پذیری جنسیتی، احساس فرودستی منزلت اجتماعی و تأثیرپذیری از رسانه های جمعی به عنوان شرایط علی؛ استفاده ابزاری از بدن و کسب هویت زنانه به عنوان شرایط بسترساز؛ جمع های زنانه و بازار پررونق به عنوان شرایط مداخله گر؛ دست کم گرفتن مواد، سهولت استعمال، مصرف خودسرانه و استفاده ابزاری از مواد به عنوان استراتژی ها و تشدید و تغییر الگوی مصرف مواد، طرد و بی اعتباری و احساس گناه به عنوان بعد پیامدی این پدیده شناسایی شده اند. نتیجه گیری: در بسیاری موارد مصرف تفننی مواد به مصرف دائمی منجر می شود. شیوع تجویز مواد در سالن های زیبایی و عرضه داروهای بدن سازی و قرص های لاغری در سالن های ورزشی می تواند این خطر را تشدید کند. بنابراین قرار گرفتن در معرض مصرف مواد به واسطه محیط های زنانه به منزله هسته مرکزی تحقیق به عنوان یک مسأله نوپدید رو به گسترش ضرورت توجه سیاستگزاران حوزه مقابله و پیشگیری را ایجاب می کند.
تحلیل محتوای ساختار مراکز درمان اعتیاد در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۵۳
77-96
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش، ساختار مراکز درمان اعتیاد در ایران با بررسی دیدگاه صاحب نظران در این حوزه مورد بررسی قرار گرفت. روش : این مطالعه به روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار با استفاده از ابزار مصاحبه انجام شد. یافته ها : نتایج نشان داد ساختار کنگره60 و انجمن معتادان گمنام، به ساختار مأموریت ویژه نزدیک است. به دلیل داشتن تقسیم کار محدود، سلسله مراتب ساده و استراتژی ایدئولوژی محور، دارای انعطاف پذیری و پویایی است. اما، کمپ، مراکز اجتماع درمان مدار و متادون درمانی دارای ساختار آمیخته هستند. به این معنا که اگرچه ویژگی هایی از دیوان سالاری حرفه ای در آن ها دیده می شود اما بیش تر به دیوان سالاری ماشینی شبیه اند. نتیجه گیری : مراکز درمان اعتیاد چون دارای کادر و برنامه های تخصصی حرفه ای در زمینه ی درمان هستند به ساختار حرفه ای نزدیکند. اما وجود انبوه مقررات، سیستم اداری گسترده و دقیق آن ها را به ساختار دیوان سالاری ماشینی شبیه می کند.
اثربخشی گروه درمانی به شیوه مهرورزی به خود بر شکوفایی زنان یائسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره پانزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
111-126
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی به شیوه مهرورزی به خود بر شکوفایی زنان یائسه انجام شد. پژوهش حاضر یک مداخله شبه تجربی به شیوه پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری تمامی زنان یائسه 55-47 ساله مراجعه کننده به مرکز بهداشتی درمانی گلشهر شهر چهاردانگه در بهار سال 1397 بودند که از بین آنها 30 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جایگزین شدند. هر دو گروه پرسشنامه شکوفایی را در مرحله پیش آزمون تکمیل کردند و سپس شرکت کنندگان گروه آزمایش در 8 جلسه دو ساعته بصورت هفتگی درگروه درمانی مبتنی بر مهرورزی به خود شرکت نمودند. پس از پایان درمان، هر دو گروه در مرحله پس آزمون و پیگیری مجددا ارزیابی شدند. نتایج حاصل از طرح آمیخته تحلیل واریانس عاملی و اندازه گیری مکرر نشان داد که گروه درمانی به شیوه مهرورزی به خود بر شکوفایی گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و پیگیری اثر داشت. همچنین این درمان بر مؤلفه های هیجانات مثبت، روابط، معنا و پیشرفت شکوفایی نیز اثر گذار بود و موجب افزایش معنی دار آنها درگروه آزمایش گردید و اثر درمان به جز مؤلفه روابط در مورد سایر مؤلفه ها دردوره پیگیری نیز حفظ شد. پیشنهاد می شود درمانگران از این نوع درمان جهت افزایش شکوفایی در دوران انتقالی یائسگی و رفع پاره ای ازمشکلات زنان یائسه بهره بگیرند.
تأثیر آموزش شفقت به خود بر نگرش به یائسگی زنان دارای علائم وازوموتور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، تعیین تأثیر آموزش شفقت به خود بر نگرش به یائسگی در زنان یائسه دارای علائم وازوموتور بود. روش مطالعه، نیمه آزمایشی و با گروه کنترل و پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری (1ماه بعد) بود. جامعه آماری، زنان 55-45 سال شهر تنکابن با یائسگی طبیعی و دارای پرونده و شکایت از علائم وازوموتور در مراکز بهداشتی -درمانی در سال 1397 بود. نمونه گیری به روش دردسترس و پس از غربالگری اولیه با پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ انجام شد. 30 مشارکت کننده پس از امضای رضایتنامه، آگاهانه انتخاب و به روش تصادفی و به طور مساوی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. هر دو گروه، پرسشنامه نگرش به یائسگی نوگارتن را در سه مرحله تکمیل کردند. گروه آزمایش در برنامه 8 هفته ای آموزش شفقت به خود و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفت. داده ها با تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تجزیه وتحلیل شدند. یافته های پس از مداخله، حاکی از تفاوت معنی دار و پایداری در نگرش بین دو گروه تا مرحله پیگیری بود. بدین ترتیب، آموزش شفقت به خود در بهبود نگرش زنان یائسه دارای علائم وازوموتور مؤثر است.
بررسی عوامل و راهکارهای رویارویی با تعارضات زناشویی هنگام بحران اخبار کووید 19
حوزههای تخصصی:
طبق گزارش های به دست آمده، تعارضات زناشویی در هنگام بحران اخبار کووید 19 رو به افزایش بوده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر در تعارضات زناشویی در بحران و ارائه راهکارهایی برای کاهش این تعارضات انجام شد. پژوهش حاضر جزو پژوهش های کیفی شمرده می شود که از روش تحلیل محتوای براون و کلارک (2006) برای شناسایی و استخراج مؤلفه های مؤثر بر تعارضات زناشویی در بحران اخبار کووید 19 و همچنین راهکارهای کاهش این تعارضات استفاده شد. شرکت کنندگان این پژوهش دربرگیرنده 26 نفر از کارآزمودگان و کارشناس های موضوعی در حوزه تعارضات زناشویی بود که به صورت روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند و دلیل انتخاب این حجم از نمونه نیز قاعده اشباع نظری بوده است. داده ها از راه مصاحبه باز پاسخ با کارآزمودگان جمع آوری شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری کوربین و اشتراوس (2014) استفاده شد که سه گام کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی را پیشنهاد داده اند. نرم افزار مورداستفاده برای تحلیل مکس کیو دی ای نسخه 2018 بوده است. یافته های پژوهش منجر به شناسایی یازده عامل اثرگذار بر تعارضات زناشویی و دوازده راهکار برای کاهش تعارضات زناشویی در هنگام بحران اخبار کووید 19 منجر شد. روایی یافته ها بر پایه مؤلفه روایی محتوا و پایایی یافته ها بر پایه آزمون ضریب کاپا موردبررسی قرار گرفت. بر پایه یافته های پژوهش پیشنهاد می شود به منظور کاهش تعارضات زناشویی در هنگام بحران اخبار کووید 19 به عوامل شناسایی شده در این پژوهش توجه شود.
Premature Termination of Psychotherapy in Outpatient Clinic Settings: Structural effects of Patients’ Expectations, Treatment Tolerance, Therapists’ Competencies and Therapeutic Alliance(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۲, Issue ۲ - Serial Number ۴, December ۲۰۱۹
33 - 44
حوزههای تخصصی:
Objective: A great number of patients leave psychotherapy prior to the end of treatment. The present study predicts the premature termination of individual psychotherapy based on patients’ expectations and tolerance and therapists’ competencies with the mediating role of therapeutic alliance. Method: In this descriptive cross-sectional study, 317 patients referred to Mental Health Clinics, Pain Clinics and Substance Use Treatment Centers in Mashhad, Iran were selected by random sampling. The data were collected by Distress/Endorsement Validation Scale, Working Alliance Inventory-Short Revised, the Milwaukee Psychotherapy Expectations Questionnaire, and Outcome Questionnaire. The data were analyzed by SPSS-19 and structural equation modeling with LISREL-8.80 software. Results: The examined model indicated good fitness for the data observed (RMSEA=0.02, GFI=0.99, AGFI=0.99, NFI=1, CFI=1, IFI=1, RMR=0.00253, P value=0.90). Psychotherapy expectations (γ=-0.40) and therapists’ competencies (γ=-0.29) directly influenced the premature termination of individual psychotherapy. Treatment tolerance (γ=-0.17) directly affected the premature termination of individual psychotherapy. Therapeutic alliance (β=-0.13) had an impact on the premature termination of individual psychotherapy. Psychotherapy expectations (γ=0.42) and therapists’ competencies (γ=0.54) significantly influenced the therapeutic alliance, thereby affecting the premature termination of individual psychotherapy. Conclusions: Psychotherapy expectations, treatment tolerance, therapists’ competencies and therapeutic alliance interactively effect in the premature termination of psychotherapy and therefore on the health outcomes of patients. This finding did develop insights into designing the tailored interventions to resolve premature termination and improve the outcomes of psychotherapeutic interventions. Furthermore, clinicians must be concerned with these factors in the clinics and healthcare centers to enhance the successful termination of psychotherapy.
Predicting corona disease anxiety among medical staffs in Tehran based on Five Factor theory of personality(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۲, Issue ۲ - Serial Number ۴, December ۲۰۱۹
113 - 126
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to predict corona disease anxiety among medical staff in Tehran based on five-factor theory of personality. Method: In the present descriptive and correlational study, the statistical population included all medical staff in Tehran in 2020, among which 210 physicians, nurse, and other medical staffs were selected based on snowball sampling method. The instruments included Neo-Five Factor Inventory (NEO-FFI), Corona Disease Anxiety Scale (CDAS). Data were analyzed using Pearson’s correlation and Multiple Regression Analysis. Findings: Regression analysis indicated significantly Beta coefficients for openness personality traits (-0.238) and conscientiousness personality traits (-0.249). a statistically significant correlation is observed between openness (39%), neuroticism (-39%), extraversion (37%), conscientiousness (34%), and agreeableness (25%) with coronavirus anxiety at the 99% confidence level. Further, the correlation between each of the dimensions and the mental component of coronavirus anxiety is more compared to that of physical one. Conclusion: Based on the results of multiple regression analysis, the micro-components of openness and conscientiousness could predict the level of total coronavirus anxiety. Considering standard coefficients, conscientiousness plays a more important role in predicting the level of total coronavirus anxiety in medical staffs, which decreases by increasing openness and conscientiousness. Medical staff who are higher in openness and conscientiousness personality traits are lower in corona disease anxiety.
تحریک غیرتهاجمی مغز به وسیله امواج الکترومغناطیسی (TMS): اصول و کاربردها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحریک مغناطیسی مغز به عنوان یکی از شیوه های مداخلاتی در درمان بیماریهای روانشناختی، مورداستفاده قرارمی گیرد. از کارکردهای شناخته شده این روش در درمان اختلالات بالینی می توان اختلالات حرکتی و گفتاری ناشی از سکته های مغزی، وزوز گوش، پارکینسون، تیک های عصبی را نام برد. از کاربردهای حوزه روانشناختی این شیوه درمانی، می توان به تحریک اختصاصی منطقه مغزی دخیل در بیماری روانشناختی خاص از جمله اسکیزوفرنی اشاره نمود. نتایج علمی اثبات شده ای مبتنی بر تحریک مغناطیسی مغز و در راستای درمان بیماری هایی چون اعتیاد، افسردگی، اختلالات دوقطبی، وسواس فکری-عملی وجود دارد. از طرف دیگر این روش یکی از شیوه های مطالعه و بررسی نحوه عملکرد مغز است . در روش مذکور با استفاده از قانون القای الکترومغناطیس جریان هایی متغیر با شکل و جهت گیری سیم پیچ ها، الگو و فرکانس تحریک بستگی در مغز القا می شود. مزیت این روش نسبت به سایر روش ها این است که مغز با کمترین احساس درد و ناراحتی تحریک و عملکرد جریان ها و ارتباطات درون مغز بررسی می شود. تحریک مغناطیسی مغز از لحاظ نوع پالس به سه دسته تک پالس، جفت پالس و تحریک مغناطیسی مکرر تقسیم می شود. تحقیقات نشان داده است روش مزبور می تواند تحریک پذیری مغز را افزایش یا کاهش دهد و همچنین در درمان بیماری های روحی که وابسته به افزایش یا کاهش عملکرد اعصاب یک ناحیه مغزی است؛ تاثیر معناداری دارد.
نخبه یا غیرنخبه: مقایسه مولفه های ذهن آگاهی در ورزشکاران ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مقایسه ذهن آگاهی در ورزشکاران برتر و غیربرتر می باشد. روش تحقیق علی مقایسه ای بوده و در این تحقیق 112ورزشکار پسر و دختر با میانگین سنی 23.06 مورد مصاحبه و پرسش قرار گرفتند و سوالات جمعیت شناسی و پرسشنامه پنج وجهی ذهن آگاهی شامل 39 سوال پنج وجهی لیکرت را تکمیل نمودند، این پرسشنامه خود گزارشی برای ارزیابی مهارت های ذهن آگاهی است که دارای اعتبار و پایایی خوبی می باشد . داده های حاصل از تحقیق با تحلیل آمار استنباطی، با استفاده از مدل نرمال t مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج بدست آمده در پژوهش نشان می دهد که بین ورزشکاران برتر و غیربرتر در مولفه های توصیف، مشاهده، عملکرد آگاهانه و عدم قضاوت تفاوت معنادار وجود دارد، بنحویکه ورزشکاران برتر از نمره ذهن آگاهی بالاتری برخودارند. با توجه به نتایج بدست آمده ذهن آگاهی و زیر مولفه های آن که در زمینه های بسیاری درحیطه استرس، سلامت روان و توانمندی فردی توام با کارکرد مثبت بوده است در حوزه روان شناسی ورزش و در موفقیت ورزشکاران موثر بوده فلذا بدین ترتیب برای موفقیت بیشتر می توان از شیوه های آموزش ذهن آگاهی ورزشی استفاده نمود.
ویژگیهای روان سنجی و ساختار عاملی نسخه فارسی آزمون خلاقیت تداعی های دور ( تفکر همگرا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خلاقیت به عنوان عملکرد یا توانایی شناخته شده است که به صورت اصیل، ارزشمند و مفید، ظهور پیدا می کند. سطح خلاقیت هر فرد را می توان با استفاده از ارزیابی عملکرد او در آزمون های خلاقیت سنجید. یکی از آزمونهای پر کاربرد در سنجش خلاقیت، آزمون تداعی های دور است. آزمون تداعی های دور که بوسیله مدنیک (1967) ساخته شد به عنوان یک ابزار معتبر سنجش تفکر همگرا شناخته می شود. هدف این پژوهش بررسی ویژگی های روانسنجی و تطبیق نسخه فارسی آزمون تداعی های دور بود. بدین منظور 482 نفر از دانشجویان دانشگاه اراک به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده و در این تحقیق شرکت کردند. بدین صورت که ابتدا تعداد 200 دانشجو انتخاب و به آزمون تداعی های دور پاسخ دادند. پس از پالایش اولیه اصلاحاتی در نسخه اولیه صورت گرفت و سپس 282 نفر متفاوت از نمونه اولیه به آزمون های تداعی های دور، حل مسئله بینشی و استفاده های غیر معمول گیلفورد پاسخ دادند. از دو رویکرد کلاسیک و نظریه سوال-پاسخ جهت بررسی ضریب دشواری و تمیز گویه ها، روایی سازه، و پایایی استفاده شد. همبستگی مثبت معنادار آزمون تداعی های دور با آزمون حل مسئله بینشی، و عدم ارتباط معنادار با آزمون استفاده های غیر معمول گیلفورد به ترتیب نشان دهنده روایی همگرا و افتراقی و در کل روایی سازه مناسب آزمون می باشد. نتایج نشان دهنده ویژگی های روانسنجی مناسب نسخه 30 گویه ایی تداعی های دور ارائه شده در این پژوهش بوده و میتوان گفت این آزمون برای اندازه گیری تفکر همگرا در زبان فارسی کارآمد و مناسب است.
تبیین مولفه های برنامه درسی تربیت معلم بر مبنای نظریه شناخت موقعیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این مقاله به تبیین مولفه های برنامه درسی تربیت معلم بر مبنای نظریه شناخت موقعیتی پرداخته است. این نظریه با نگرش جدید به یادگیری و شناخت معتقد است که شناخت و یادگیری در موقعیت های ویژه مورد کاربرد آن واقع شده اند. بنابراین افراد برای کسب دانش معتبر باید در موقعیت های واقعی مشارکت و تعامل داشته باشند. روش کار: بر اساس چشم انداز نظریه شناخت موقعیتی، با استفاده از روش پژوهش نظریه ای، چهار مولفه اصلی برنامه درسی تربیت معلم هدف، فرصت های یاددهی _ یادگیری، راهبردهای یادگیری و ارزشیابی تبیین شد. ارائه مدل تجویزی برنامه درسی تربیت معلم در قالب راهبرد های یاددهی و یادگیری ارائه شد. این مدل تجویزی در برگیرنده دو مفهوم کارورزی شناختی و جوامع عمل، با به کارگیری فرصت های یادگیری در راستای تحقق اهداف برنامه درسی اقدام می نماید و مولفه ارزشیابی مستتر در مدل تجویزی برای ارزیابی فرآیند و برون داد نتایج صورت می گیرد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر در ذیل مولفه های هدف، فرصت های یاددهی _ یادگیری، راهبردهای یادگیری و ارزشیابی بحث شد. در بخش اهداف به چهار هدف، انتقال دانش کاربردی و مستحکم به فراگیران، ساخت اجتماعی معنا، تربیت معلمان حرفه ای کارا و مولد و شکل دهی هویت حرفه ای فراگیران اشاره شد. فرصت های یادگیری به مواردی چون انجام فعالیت های اصیل، گفتمان، روایت پردازی، سناریو سازی، طراحی و تصویرسازی از ادراک حرفه ای خود پرداخته است. فرصت های یادگیری در بطن دو راهبرد یادگیری کارورزی شناختی و جوامع عمل تحقق اهداف مورد نظر را محقق می سازد. در نهایت، ارزشیابی معتبر و اصیل جهت ارزیابی برنامه درسی طراحی شده پیشنهاد داده شد. نتیجه گیری: پژوهشگران معتقدند به کارگیری چارچوب برنامه درسی ارائه شده بر مبنای نظریه شناخت موقعیتی در تربیت معلم به کاهش فاصله دانش نظری و عملی و در نتیجه نظریه و عمل کمک خواهد کرد.
مدل یابی رابطه بین فرایندهای نگرانی با نشانه های افسردگی و بی خوابی مراقبان افراد مبتلا به سرطان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بیماری افراد مبتلا به سرطان یکی از عوامل عمده پریشانی مراقبان آن ها است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف مدل یابی رابطه بین فرایندهای نگرانی با نشانه های افسردگی و بی خوابی مراقبان افراد مبتلا به سرطان انجام گردید. مواد و روش ها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مراقبان افراد مبتلا به سرطان شهر مشهد بود. از بین مراقبان افراد مبتلا به سرطان مراجعه کننده به بیمارستان ۲۰۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل شاخص شدت بی خوابی، مقیاس تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و پرسشنامه های افسردگی بک، اجتناب شناختی، فراشناخت و همچنین پذیرش و عمل بود. برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین فرایندهای نگرانی ازجمله تحمل ناپذیری بلاتکلیفی، اجتناب تجربه ای و نگرانی درباره نگرانی (فرانگرانی) با نشانه های افسردگی و بی خوابی مراقبان بیماران مبتلا به سرطان رابطه وجود دارد، اما رابطه ای بین اجتناب شناختی با افسردگی و بی خوابی مراقبان وجود ندارد. تحمل ناپذیری بلاتکلیفی، اجتناب تجربه ای و فرانگرانی پیش بینی کننده افسردگی بودند، در مقابل تحمل ناپذیری بلاتکلیفی پیش بینی کننده بی خوابی بود. مدل اصلاح شده مربوط به پیش بینی نشانه های افسردگی و بی خوابی مراقبان افراد مبتلا به سرطان بر اساس فرایندهای نگرانی از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش از نقش فرایندهای نگرانی در پیش بینی نشانه های افسردگی و بی خوابی مراقبان افراد مبتلا به سرطان حمایت می کند.
طرحواره های شناختی پرخاشگر، شیوه های کنترل خشم و رضایت جنسی با گرایش مردان به خشونت علیه زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۹ بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۳
35 - 52
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین طرحواره های شناختی پرخاشگر، شیوه های کنترل خشم و رضایت جنسی مردان با گرایش آنها به خشونت علیه زنان در استان کهگیلویه و بویراحمد انجام شده است. روش: روش پژوهش غیر آزمایشی از نوع همبستگی بوده است. جهت وصول به هدف فوق، از جامعه آماری تحقیق که عبارت بود از کلیه مردان متأهل استان کهگیلویه و بویراحمد در سال 1396، تعداد 400 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به پرسشنامه های گرایش به نزاع خشونت علیه زنان، طرحواره های شناختی پرخاشگر، سیاهه بروز خشم صفت- حالت اسپیلبرگر و رضایت جنسی پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد طرحواره های شناختی پرخاشگر با گرایش به خشونت علیه زنان رابطه مثبت و معنادار دارد. بین شیوه های کنترل خشم و گرایش به خشونت ارتباط منفی و معناداری وجود داشت. همچنین، ارتباط بین رضایت جنسی مردان و گرایش آنها به خشونت علیه زنان منفی و معنادار است. نتایج رگرسیون نشان داد طرحوراه های شناختی پرخاشگر، رضایت جنسی و شیوه کنترل خشم به ترتیب پیش بینی کننده های گرایش به خشونت علیه زنان بودند. نتیجه گیری: طرحواره های شناختی پرخاشگر، رضایت جنسی و شیوه های مدیریت و کنترل خشم می توانند گرایش مردان به خشونت علیه زنانشان را پیش بینی کنند.
مدل ارتباط پرخاشگری و دیدگاه گیری اجتماعی با رفتار جامعه پسند با نقش واسطه ای اعتماد اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: معلمان در بسیاری مواقع نقش الگو را دارند. نظریه پردازان با انجام آزمایش های زیادی نشان داده اند که رفتار جامعه پسند از طریق قرار گرفتن در معرض الگوهای مناسب، تحت تأثیر قرار می گیرد. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل ارتباط پرخاشگری و دیدگاه گیری اجتماعی با رفتار جامعه پسند با نقش واسطه ای اعتماد اجتماعی در معلمان است. روش: طرح پژوهش جزء تحقیقات توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی معلمان شاغل در مدارس شهر سنندج در سال 1396 می باشد که تعداد 425 نفر شرکت کننده، به عنوان نمونه پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، پرسشنامه های پرخاشگری (زاهدی فر، 1375)، دیدگاه گیری اجتماعی (محققی و همکاران، 1395)، مجموعه شخصیت جامعه پسند (پنر، 2002)، اعتماد اجتماعی (صفاری نیا و شریف، 1389) را تکمیل کردند. داده های پژوهش با نرم افزار آماری AMOS و با استفاده از روش تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی روابط بین متغیرهای مذکور از برازش قابل قبولی برخوردار است. ضرایب مسیر نشان دادند پرخاشگری و دیدگاه گیری اجتماعی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم از راه اعتماد اجتماعی با رفتار جامعه پسند در رابطه هستند. همچنین، تمامی فرضیه های پژوهش مورد تأیید قرار گرفتند. نتیجه گیری: با توجه به اثر معنادار پرخاشگری و دیدگاه گیری اجتماعی بر رفتار جامعه پسند و امکان دستکاری و آموزش این متغیرها، نتایج این مطالعه دارای کاربردهایی برای ارتقاء سلامت روان جامعه می باشد.
بررسی ارتباط بین اجتناب تجربی و صفات طیف اوتیسم با رفتارهای احتکاری: نقش میانجی شناختارهای احتکاری
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال احتکار یک وضعیت روان شناختی پیچیده و به درستی درک نشده است که میلیون ها نفر را در دنیا تحت تأثیر قرار می دهد. هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین اجتناب تجربی و صفات طیف اوتیسم با رفتارهای احتکاری با نقش میانجی شناختارهای احتکاری انجام شد. روش : پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد شهر بیرجند در سال تحصیلی ۹۶-۱۳۹۵ تشکیل داد. نمونه این پژوهش ۳۶۹ نفر بود که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه رفتار احتکاری تجدیدنظر شده، پرسشنامه شناختارهای احتکاری، پرسشنامه اجتناب تجربی و چک لیست طیف اوتیسم پاسخ دادند. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که اجتناب تجربی به طور مثبت و معنی دار با جنبه های احتکار رابطه دارد، درحالی که صفات طیف اوتیسم با جنبه های شناختی و رفتاری احتکار رابطه ای نداشت. یافته های مربوط به بررسی نقش میانجی نشان داد که در مدل پیشنهادی فقط متغیر اجتناب تجربی نقش میانجی دارد. نتیجه گیری : یافته های این پژوهش از مدل های شناختی – رفتاری احتکار حمایت کرد و پیشنهاد داد که اجتناب تجربی و شناختارهای احتکاری نقش مهمی را در رشد و حفظ مشکلات مربوط به احتکار بازی می کند.
اثربخشی آموزش شناختی ارتقاء امید بر آشفتگی روان شناختی دانشجویان دانشگاه پیام نور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش : بدین منظور 32 نفر با استفاده از روش نمونه گیری مبتنی بر هدف از میان مراجعه کنندگان به مرکز مشاوره دانشگاه با توجه به معیارهای در نظر گرفته شده انتخاب و به عنوان نمونه منظور گردیدند. روش تحقیق دراین مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه گواه بود. از مصاحبه بالینی و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لویندا (1995) برای سنجش آشفتگی روان شناختی به عنوان ابزارهای پژوهش استفاده گردید. برنامه آموزش شناختی ارتقاء امید طی 8 جلسه 60 دقیقه ای و درمدت 4 هفته ی متوالی به دانشجویان ارائه گردید. بدین منظور نمونه تحقیق به صورت تصادفی در2 گروه 16 نفری (یک گروه آزمایشی و یک گروه گواه) گمارده شدند. گروه آزمایشی، تحت آموزش شناختی ارتقاء امید قرار گرفت، درحالیکه گروه گواه در معرض هیچ مداخله ای قرارنگرفتند. داده های بدست آمده با استفاده از آزمون کوواریانس بوسیله نرم افزارspss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس در سطح 05/0> pبرای گروه وابسته به منظور تعیین اثر بخشی آموزش شناختی ارتقاء امید نشان داد که این کاربندی توانسته است بعنوان مداخله ای موثر موجب کاهش نمره کلی آشفتگی روان شناختی و هر سه مؤلفه آن (افسردگی، استرس و اضطراب) در دانشجویان گروه آزمایش گردد. نتیجه گیری: این کاربندی انتظار پیامدهای مطلوب، باور به اینکه امور به خوبی پیش خواهند رفت، همچنین احساس اعتماد به این که همه این ها در اثر تلاش های مناسب اتفاق خواهد افتاد را در فرد ایجاد کرده، و ضمن کاهش افسردگی، استرس و اضطراب باعث اعمال هدفمند می شود.
رابطه بین بازدهی های رهبری و راهبردهای مدیریت تعارض بر خلاقیت(مورد مطالعه کارکنان بیمارستان امام رضا آمل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف این پژوهش بررسی رابطه بین بازدهی های رهبری و راهبردهای مدیریت تعارض بر خلاقیت کارکنان بیمارستان امام رضا شهرستان آمل بود. روش پژوهش: روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. از نظر هدف، این پژوهش به صورت طرح کاربردی است. جامعه آماری شامل 622 نفر از کارکنان بیمارستان بود. از بین جامعه آماری بر اساس فرمول کوکران تعداد 225 نفر از کارکنان به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب گردید. ابزار پژوهش پرسشنامه خلاقیت عابدی، پرسشنامه راهبردهای مدیریت تعارض رابینز و پرسشنامه بازدهی های رهبری چندگانه باس و آولیو بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه به روش همزمان با استفاده از نرم افزار SPSS21 تحلیل شد. یافته ها: بین مؤلفه های مدیریت تعارض با خلاقیت کارکنان رابطه وجود دارد. بین بازدهی های رهبری با خلاقیت کارکنان رابطه وجود دارد. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که همکاری، اجتناب، رضایتمندی، کوشش مضاعف و اثربخشی خلاقیت کارکنان را پیش بینی می کنند. نتیجه گیری: میزان بازدهی های رهبری و مدیریت تعارض کارکنان می تواند بر خلاقیت تاثیر داشته باشد
نقش سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت در کیفیت زندگی مدرسه و سازگاری تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف تحقیق حاضرتعیین نقش سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت در کیفیت زندگی مدرسه و سازگاری تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه ناحیه 4 کرج می باشد. روش کار : جامعه آماری مشتمل بر 14906 از دانش آموزان مدارس متوسطه بودند که با استفاده از فرمول کوکران، 370 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب گردیدند. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود و به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از سه پرسشنامه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت واکر و همکاران ( ۱۹۸۷) ، کیفیت زندگی مدرسه سلطانی و همکاران (1390) و پرسشنامه سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (1984) استفاده شد. اطلاعات گردآوری شده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS با روش های آماری توصیفی و استنباطی (همبستگی و رگرسیون گام به گام) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که بین سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت و ابعاد آن (تغذیه، ورزش، مسئولیت پذیری در مورد سلامت، مدیریت استرس حمایت بین فردی و خودشکوفایی) با کیفیت زندگی مدرسه و سازگاری تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه ناحیه 4 کرج رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: هر شش بعد سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت (تغذیه، ورزش، مسئولیت پذیری در مورد سلامت، مدیریت استرس حمایت بین فردی و خودشکوفایی) 81% توانایی پیش بینی کیفیت زندگی مدرسه و 86% توانایی پیش بینی سازگاری تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه ناحیه 4 کرج را دارند. لذا پیشنهاد می گردد از نتایج این تحقیق برای ارتقا کیفیت زندگی مدرسه و سازگاری تحصیلی دانش آموزان استفاده شود.
روان درمانی فمنیستی: مفاهیم و کاربست ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روان درمانی فمینیستی دید گاهی معناگرا و برابرنگر نسبت به نوع بشر داشته و معتقد است ابعاد روانی، اجتماعی و زیستی انسان، دائماً با هم تعامل دارند. رویکردهای اخیر روان درمانی فمینیستی به تفاوت های بین فرهنگی توجه داشته و به پیشرفت های قابل ملاحظه ای دست یافته است. روان درمانی فمینیستی رویکردی درمانی است که بر پایه نظریه فمینیسم قرار دارد. انتقادات فراوان به روان درمانی فمینیستی وارد شده اما برخی پژوهش ها حاکی از کارایی این رویکرد هستند. همچنین تناقضات میان ذات حقیقی اسلام و باورهای فمینیست های اسلامی باید مد نظر قرار گیرد. به دلیل محدودیت در نحوه سنجش پیامد درمان و نو پا بودن ملاحظات فرهنگی در روان درمانی فمینیستی رایج، این روش درمانی، هنوز به عنوان رویکرد درمانی مبتنی بر شواهد پذیرفته نشده است. با وجود این می توان گفت، روان درمانی فمینیستی رویکردی در حال رشد است که با در نظر گرفتن ملاحظات فرهنگی-دینی می تواند در حفظ و بهبود سلامت روان جامعه ایران موثر باشد.
تعیین اثربخشی درمان هیجان مدار بر افسردگی معلمان زن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هجدهم پاییز (آبان) ۱۳۹۸ شماره ۸۰
897-904
حوزههای تخصصی:
زمینه: یکی از مشکلاتی که زنان معلم تجربه می کنند تعارض میان کار و خانواده است و آسیب پذیری در برابر مشکلات هیجانی و به دنبال آن افسردگی یکی از پیامدهای این تعارض است. اما آیا درمان هیجان مدار می تواند بر روی این افسردگی تأثیرگذار باشد؟ هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی درمان هیجان مدار بر کاهش افسردگی در معلمان زن بود. روش: طرح این پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و گروه گواه می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه افسردگی بک است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان زن در مقطع متوسطه واقع در شهر قزوین در سال 1396 بود. نمونه پژوهش شامل 30 نفر از معلمان زن شاغل به کار در مقطع متوسطه بود، که به روش نمونه گیری هدفمند و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه قرار داده شدند. گروه آزمایش از 10 جلسه درمانی بر اساس یک پروتکل محقق ساخته (1397) بهره بردند و نمره پرسشنامه افسردگی قبل و بعد از مداخله در دو گروه آزمایش و گواه با استفاده از تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد و مورد مقایسه قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس، تفاوت معناداری را در زمینه نمره افسردگی بین گروه آزمایش و گروه گواه و اثربخشی درمان هیجان مدار بر افسردگی معلمان زن نشان داد. (0/001> p ) نتیجه گیری: بر این اساس می توان گفت که پروتکل درمانی پژوهش حاضر اثربخش واقع شده و می شود از آن برای کاهش افسردگی معلمان زن بهره برد.