ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۶۲۱ تا ۱۴٬۶۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
۱۴۶۲۱.

تأثیر مداخله گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی بر حرمت خود و مشکلات اجتماعی دانش آموزان دارای نشانه های اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۵۴۷
زمینه و هدف: اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی یکی از رایج ترین اختلال های عصبی-تحولی دوره کودکی و نوجوانی است و مشکلات مرتبط با حرمت خود و سازش یافتگی اجتماعی در افراد مبتلا به این اختلال بسیار رایج است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر مداخله گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی بر حرمت خود و مشکلات اجتماعی دانش آموزان با نشانه های اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی بود. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر 14 – 13 ساله دارای نشانه های اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی شاغل به تحصیل در مدارس غیرانتفاعی دوره اول متوسطه شهرستان رشت در سال تحصیلی 98-1397 بود. بین 127 دانش آموز که فراخوان دعوت به پژوهش را پذیرفته بودند فرم خودگزارش دهی نوجوان نظام سنجش مبتنی بر تجربه آخنباخ (آخنباخ و رسکورلا، 2001)، اجرا شد. 30 دانش آموز که نمره های بالا در زیرمقیاس مشکلات توجه (65 < T )کسب کرده بودند انتخاب شده و به تصادف در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایدهی شدند. جهت جمع آوری داده ها از فرم خودگزارش دهی نظام سنجش مبتنی بر تجربه آخنباخ و پرسشنامه حرمت خود کوپر اسمیت (1967) استفاده شد. دانش آموزان گروه آزمایش مداخله گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی را در 8 جلسه هفتگی، ، هر جلسه به مدت 120 دقیقه، دریافت کردند اما دانش آموزان گروه گواه این مداخله را دریافت نکردند. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس یک راهه نشان داد که مداخله گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معنادار موجب ارتقا حرمت خود (0/001 P< ، 12/59 F= ) و کاهش مشکلات اجتماعی (0/001 P< ، 16/82 F= ) دانش آموزان با نشانه های اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه شد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر می توان نتیجه گرفت که تمرین های ذهن آگاهی با تشویق نگرش پذیراتر و غیرقضاوت گرانه نسبت به خود و دیگران و همچنین با پرورش نگرش های مشفقانه نسبت به خود، توانسته است تغییرات مطلوبی در نگرش این دانش آموزان نسبت به خود و سبک ارتباط آنها با خود پدید آورد.
۱۴۶۲۲.

پیش بینی مشکلات رفتاری کودکان بر اساس شیوه های والدگری مادران: نقش میانجی سازش یافتگی کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۶ تعداد دانلود : ۵۵۰
زمینه و هدف: مطالعات پیشین نشان دادند که شیوه های والدگری مادر نقش اساسی در سلامت روان کودک دارند و هر یک از سبک های والدگری، تأثیرات متفاوتی بر سرنوشت روان شناختی فرزندان به جا می گذارند. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف پیش بینی مشکلات رفتاری کودکان بر اساس شیوه های والدگری مادران با میانجی گری سازش یافتگی کودک انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان مراکز پیش دبستانی شهر زنجان در منطقه یک و دو آموزش و پرورش شهر زنجان در سال تحصیلی 97-1396 (2201 دختر و 2688 پسر) بودند. نمونه پژوهش، شامل 447 نفر(191دختر و 256 پسر) دانش آموز پیش دبستانی از جامعه مذکور بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها در این مطالعه از پرسشنامه های شیوه های والدگری (۱۹73)، سازش یافتگی کودک دخانچی (1377) ، و چک لیست رفتار کودک- نسخه گزارش معلم آخنباخ (2001) استفاده شد. برای تحلیل داده های به دست آمده از روش همبستگی و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد مؤلفه های شیوه های والدگری مادران به طور مستقیم بر مشکلات رفتاری کودکان تأثیر دارد. همچنین نتایج نشان داد شیوه های والدگری مادران از طریق سازش یافتگی کودک بر مشکلات رفتاری کودکان، تأثیر غیرمستقیم دارد (0/01= P ). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که متغیر سازش یافتگی کودک در رابطه شیوه های والدگری مادران با مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی، از نقش غیر قابل انکاری برخوردار است؛ بنابراین آموزش شیوه های والدگری صحیح به مادران و در نتیجه بهبود سطح سازش یافتگی کودکان، می تواند در کاهش مشکلات رفتاری بسیار مؤثر باشد.
۱۴۶۲۳.

مقایسه نتایج نمونه غیربالینی 12 ساله ایرانی در شاخص های ترکیبی نظام جامع رورشاخ با نتایج نمونه اکسنر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۲ تعداد دانلود : ۵۷۷
زمینه و هدف: آزمون رورشاخ یکی از مشهورترین آزمون های فرافکن است که از زمان ابداع تاکنون، پژوهش های متعددی را به خود اختصاص داده است. با توجه به نقش فرهنگ و وجود هنجارهای لازم برای همه سنین در یک جامعه، پژوهش حاضر با هدف تعیین چگونگی نتایج شاخص های ترکیبی نظام جامع رورشاخ روی نمونه غیربالینی 12 ساله ایرانی و مقایسه نتایج با یافته های نمونه های غیربالینی و غیر ایرانی (اکسنر، 2003 ) در سنین مشابه انجام شده است. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی دانش آموزان 12 ساله بوده که در سال تحصیلی 96-95 در پایه ششم مقطع ابتدایی مدارس شهر تهران مشغول به تحصیل بوده اند. از این تعداد، 99 کودک 12 ساله (48 پسر و51 دختر) از 5 منطقه آموزش وپرورش شهر تهران به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شده و با آزمون رورشاخ مورد آزمایش قرارگرفته اند. بعد از اجرای آزمون، نتایج حاصل از آن با استفاده از آزمون t دو گروه مستقل مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بین نمونه ایرانی و نمونه اکسنر (2003) تفاوت قابل ملاحظه ای در برخی از شاخص های ترکیبی مانند تجربه واقعی و تحریک تجربه شده وجود دارد (0/05> p و 0/01> p ) . نتیجه گیری : بر اساس نتایج به دست آمده مبنی بر وجود تفاوت بین نمونه ایرانی و نمونه اکسنر (2003) می توان به نقش تفاوت های فرهنگی به عنوان یکی از عوامل مؤثر در نتایج، اشاره کرد؛ بنابراین از دیدگاه فرهنگی، تهیه هنجارهای متناسب با جامعه ایرانی، بسیار ضروری است.
۱۴۶۲۴.

تحول هویت در بافت فرهنگی: کلان روایات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۴ تعداد دانلود : ۸۹۲
کلان روایات داستان های مشترک اجتماعی فرهنگی هستند که دارای مضامین مشترک می باشند و قابل استخراج از دل روایت های فردی افراد هستند. این داستان های کلان در اصل به منزله ی بافت برای داستان های فردی محسوب شده و مفاد مورد قبول را برای روایات فردی فراهم می آورند. روایات فرهنگی، منجمد و ثابت شده در زمان نیستند، بلکه مطابق با تاریخ و دوران تغییر می کنند. معانی فرهنگی در طول نسل ها تغییر کرده است، و این روایات چیره ای که در طول تاریخ جایگزین شده اند الهام بخش افراد در نحوه ی شکل دادن به روایاتِ مشروح زندگی شان هستند. در پژوهش حاضر تلاش شد تا با دو روش متفاوت کمی و کیفی از طریق تحلیل داستان های فردی افراد به درونمایه های پرتکرار و مفاد مشترک آنها یعنی شکل نخستین کلان روایات دست یابیم. بدین منظور روایات 30 بزرگسال با کمک مصاحبه ی باز حول محوری متعارض جمع آوری و دو پرسشنامه شخصیت هگزاکو و جهت گیری دینی چرخشی نیز اجرا گردید. در سطح کمی، روایات با استفاده ازنظام نامه ی کدگذاری پایای مک آدامز(1999) تجزیه و تحلیل شد؛ در سطح کیفی، با بهره گیری از مدل کلان روایت مک لین و سید(2015) به بررسی روایات پرداخته شد. نتایج حاکی از وجود درونمایه های مشترک در داستان های فردی افراد است که این ویژگی ها به عنوان داستان های مشترک فرهنگی قلمداد می شوند. در بافت کلان اجتماعی فرهنگی ، کلان روایت دینی سنتی در تقابل با روایت جایگزین مدرن است و این تعارض عظیم در ساختار هویت افراد در سطح خرد، منعکس شده است. گویی افراد درحین درون اندازی مفاد این کلان روایت دینی سنتی و گفتگو با روایت جایگزین، این تعارض موجود را نیز درونی می کنند. سنت به عنوان عاملی مستقل از دین در کلان روایت حاکم اعمال نفوذ می کند.
۱۴۶۲۵.

طراحی الگوی جامع ارتقای سلامت روان در مدارس دخترانه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۰ تعداد دانلود : ۷۴۱
هدف: هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی جامع ارتقای سلامت روان در مدارس دخترانه شهر تهران بود. روش پژوهش: روش تحقیق حاضر از نوع آمیخته (کمّی- کیفی) است. جامعه آماری این پژوهش، شامل تمامی دانش آموزان مدارس دخترانه شهر تهران که در سال تحصیلی 96-97 مشغول به تحصیل بودند، است. نمونه ی این پژوهش متشکل از 150 نفر از دانش آموزان دختر شهر تهران بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار به کار گرفته شده، پرسشنامه های سلامت عمومی، شخصیت نئو، سنجش خانواده، حمایت اجتماعی و عوامل آموزشی بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون گام به گام و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که ویژگی شخصیتی (63/0) نسبت به سایر عوامل؛ روابط خانوادگی (43/0)، عوامل اجتماعی (37/0) و عوامل آموزشی (51/0) توانست واریانس بیشتری از سلامت روان در دانش آموزان را تبیین کند. روابط خانوادگی نقش تعیین کننده ای در سلامت روان دانش آموزان دارند و از میان عوامل خانوادگی، مؤلفه واکنش های عاطفی در خانواده با ضریب مسیر 75/0 توانست نقش مهم تری را ایفا کند. ضریب مسیر رفتار معلمان با سلامت روان دانش آموزان برابر با 59/0 و معنادار است. همچنین، ضریب مسیر کادر آموزشی مدرسه با سلامت روان دانش آموزان برابر با 51/0 و معنادار است. به عبارت دیگر، عوامل آموزشی اعم از رفتار معلمان و کادر آموزشی مدارس می توانند نقش مؤثری در ارتقای سلامت روان دانش آموزان داشته باشند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده می توان پیشنهاد کرد با برگزاری کارگاه های آموزشی و برنامه های آموزشی مرتبط برای دانش آموزان (فراهم کردن جزوات)، ضمن روشن ساختن تأثیر عوامل مختلف بر سلامت روان آن ها، جهت رفع نقص های موجود در این زمینه قدم برداشت.
۱۴۶۲۶.

رابطه مدیریت دانش و ابعاد توانمند سازی کارکنان حوزه آموزش دانشگاه علوم پزشکی مازندران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۴۹۳
مقدمه: بکارگیری مدیریت دانش در سازمان های آموزشی نیز به عنوان یک راهبرد اساسی در توانمندسازی کارکنان درجهت پیشبرد اهداف بشمار می رود. هدف از مطالعه حاضر بررسی رابطه مدیریت دانش و ابعاد توانمند سازی کارکنان در حوزه آموزش دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال 1396 می باشد. روش کار: مطالعه حاضر به روش توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری آن 110 نفر از کارکنان حوزه آموزش دانشگاه علوم پزشکی مازندران بوده که نمونه ای 86 نفری بصورت تصادفی ساده انتخاب شده است. برای گردآوری داده ها از دو نوع پرسش نامه استاندارد مدیریت دانش شرون لاوسن (2003) با 24 سوال و نیز پرسش نامه استاندارد توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر و میشرا با 15 سوال استفاده شده است که دارای روایی مناسبی بوده و پایایی آن ها نیز به ترتیب برابر 79/0 و 83/0 بدست آمده است. روش آماری مورد استفاده در این تحقیق آزمون همبستگی اسپیرمن می باشد . یافته ها : بین مدیریت دانش و توانمند سازی کارکنان رابطه معنادار وجود دارد(05/0> p ). همچنین بین مدیریت دانش و ابعاد شایستگی، خودمختاری، تاثیرگذاری، معنی دار بودن و اعتماد نیز از نظر آماری ارتباط معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: مدیریت دانش به عنوان یک نیاز راهبردی، برای سازمان های آموزشی مطرح بوده و تضمین کننده برتری های بلندمدت در آنهاست. سازمان های آموزشی برای تصرف دارایی های فکری کارکنان خود و نیز توانمندسازی آنها از آن بهره می برند. بررسی رابطه مدیریت دانش و توانمند سازی در دانشگاه نشان می دهد هر قدر مدیریت دانش در سازمان گسترش یابد کارکنان توانمندی و شایستگی بیشتری جهت پیشبرد اهداف بدست می آورند.
۱۴۶۲۷.

مقایسه اثر بخشی آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خود نظم دهی بر مهارت حل مسأله دانش آموزان پایه هفتم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۹ تعداد دانلود : ۵۶۰
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بخشی آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خودنظم دهی بر مهارت حل مسأله دانش آموزان انجام شد. روش بررسی: روش پژوهش حاضر آزمایشی بود. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پایه ی هفتم شهر تهران بود که در سال تحصیلی 1397-1396 مشغول به تحصیل بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 120 دانش آموز (60 دانش آموز دختر- 60 دانش آموز پسر) به عنوان نمونه انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه حل مسأله هپنر و پترستن استفاده شد که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج: یافته ها نشان داد که دو روش آموزش راهبرد تجسم کردن و آموزش خودنظم دهی بر افزایش مهارت حل مسأله دانش آموزان اثر بخش بود، اما بین تأثیر این دو روش تفاوت معناداری مشاهده نشد. همچنین مشخص شد که آموزش راهبرد تجسم کردن موجب افزایش میانگین مؤلفه اعتماد به حل مسایل، سبک گرایش اجتناب و کنترل شخصی می شود، اما آموزش خودنظم دهی تنها در مؤلفه ی اعتماد به حل مسایل و سبک گرایش اجتناب اثر معناداری داشت. همچنین نتایج نشان داد آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن در مؤلفه کنترل شخصی بیشتر از آموزش خودنظم دهی اثر بخش بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش راهبرد یادگیری تجسم کردن و آموزش خودنظم دهی در مهارت حل مسأله بر دانش آموزان پسر بیشتر از دانش آموزان دختر اثر داشت. لیکن در مؤلفه ی اعتماد به حل مسایل آموزش راهبرد تجسم کردن برای دانش آموزان پسر اثر بخش تر از دانش آموزان دختر بود و آموزش خودنظم دهی برای دانش آموزان دختر اثر بخش تر از دانش آموزان پسر بود.
۱۴۶۲۸.

مدیریت تحول در برنامه تحول و نوآوری در آموزش علوم پزشکی : پیمایش دیدگاه خبرگان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۹ تعداد دانلود : ۵۴۵
زمینه و ا هداف: برنامه تحول و نوآوری در آموزش علوم پزشکی بادرک واق ع بینان ه از وض عیت آموزش سلامت کشور، راهبردهای هوش مندانه ای را ب رای تحول در آموزش سلامت ترسیم نمود. این پژوهش جهت بررسی وضعیت مدیریت تحول دراین برنامه انجام شد. روش بررسی: این مطالعه مقطعی به روش توصیفی-تحلیلی انجام شد. جامعه آماری، خبرگان کشوری برنامه تحول و نوآوری وروش نمونه گیری، هدفمندو ابزارتحقیق پرسشنامه پژوهشگرساخته مشتمل بر 23 گویه در قالب 7مولفه با مقیاس پنج درجه ای لیکرت بوده است. روایی ابزار ازنظر صاحبنظران تاییدو پایایی با ضریب آلفای کرونباخ 81/0مطلوب ارزیابی شد. توصیف و تحلیل اطلاعات با spss21 ، آماره های توصیفی، آزمون t مستقل و تحلیل واریانس انجام شد. یافته ها: از نظر خبرگان، هدف برنامه، بیشتر"ایجاد و توسعه راه حل نو و خلاقانه"( میانگین91/0±86/ 3)، شیوه پیاده سازی، بیشتر"تحول پیوسته"(میانگین01/1±45/3)، مجریان تحول، بیشتردرحال"اقدام برای نظم دهی بهتر به فعالیت ها"(89/0± 56/3)، راهبردهای ایجاد تحول، بیشتر"مشارکتی"(04/1± 56/3)، چرخه زندگی،بیشتردرمرحله"کم بودن مقاومت دربرابرتغییر"(97/0 64/3)، علل مقاومت، بیشتر"فردی"(74/0± 94/3)و سطوح تحول، بیشتر "تغییر دانش"(76/0 91/3) تشخیص داده شد. میانگین بر اساس سابقه کار، مقطع تحصیلی، مرتبه علمی، سن و محل خدمت فاقد تفاوت معنادارولی از نظر جنسیت معناداربود. نتیجه گیری: تمرکز بیشتر بر ایجاد و توسعه راه حل نو و خلاقانه، شیوه پیاده سازی پیوسته، نظم دهی بهتر به فعالیت ها، راهبرد تحول مشارکتی و ورود به مرحله کم بودن مقاومت در برابر تغییر، نشان از فراهم بودن فرصت برای موفقیت برنامه دارد؛ در عین حال، موفقیت کامل برنامه تحول و نوآوری مستلزم سازوکارهای تخصصی ازجمله انعطاف پذیری زیاد، باز طراحی ساختارها و ارج نهادن به تحول و نوآوری است
۱۴۶۲۹.

بررسی همدلی دانش آموزان و رفتارهای یادگیری مدرسه ای با استفاده از روش های هوش مصنوعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۳ تعداد دانلود : ۸۰۷
مقدمه: مدرسه با نهادینه سازی همدلی، نقش محوری در پرورش شخصیت دانش آموزان دارد. هدف این پژوهش کشف ارتباط همدلی دانش آموزان و رفتارهای یادگیری آنها می باشد. روش: در این پژوهش از روش خوشه بندی مبتنی بر منظق فازی استفاده شده است. پس از طبقه بندی دانش آموزان بر اساس نمرات رفتار یادگیری آنها، قواعدی برای برچسب زنی به طبقات مختلف ارائه گردید. به منظور تعیین سطح همدلی دانش آموزان از یک پرسشنامه ی خود توصیفی با دو زیرمقیاس عاطفی و شناختی استفاده شده است. با اجرای پردازش خوشه بندی، شبیه ترین نمونه ها (دانش آموزان) از نظر سطح نمرات زیرمقیاس های همدلی، در خوشه هایی طبقه بندی شدند. با استفاده از قواعد برچسب زنی، برچسب هایی متناسب با الف) سطح همدلی دانش آموزان در خوشه و ب) گرایش عمومی دانش آموزان خوشه به یکی از زیر مقیاس ها انتخاب شده است. پس از تعیین سطح همدلی خوشه ها، وضعیت رفتارهای یادگیری دانش آموزان در یک خوشه تحلیل گردید. به منظور تعیین سطح و تحلیل وضعیت رفتارهای یادگیری دانش آموزان در هر یک از زیرمقیاس ها، از پرسشنامه ی معلم توصیفی با چهار زیرمقیاس استفاده شده است. یافته ها: ارتباط معناداری بین همدلی و رفتارهای یادگیری دانش آموزان به دست آمده است. همچنین افزایش تعداد خوشه ها منجر به گرایش همدلی دانش آموزان درون خوشه ها به یکی از جنبه های آن شده است. نتیجه گیری . تفاوت های جنسیتی که ناشی از فرهنگ خانواده هاست روی ارتباط بین همدلی و رفتارهای یادگیری موثر بوده است. با توجه به تأثیر جنسیت در نوع همدلی، معلمین می بایست رفتارهای متفاوتی در کلاس درس در تعامل با دختران و پسران داشته باشند همچنین مولفه ی شناختی همدلی نیز نقش تعیین کننده در رفتارهای بادگیری دارند. پیشنهاد انجام پژوهشی با پرسشنامه رفتارهای یادگیری تیمی و ارتباط آن با همدلی دانش آموزان داده شده است.
۱۴۶۳۰.

ساخت پرسش نامه اولیه شجاعت بر اساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۷ تعداد دانلود : ۶۲۴
این پژوهش، با هدف ساخت پرسش نامه اولیه شجاعت بر اساس منابع اسلامی با استفاده از روش توصیفی تحلیل محتوا انجام شده است. ازاین رو، مفهوم شجاعت و مفاهیم مرتبط در منابع معتبر اسلامی مورد شناسایی، دسته بندی و تحلیل مفهومی قرار گرفت. با بررسی آنها پنج مؤلفه انگیزه مقاومت، قوی دل بودن، اقدام و ورود در ناملایمات، دفاع کردن و ایستادگی و مقاومت انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از شاخص ها و روش های آماری متناسب با سؤال های پژوهش استفاده شده است که شامل شاخص نسبت روایی محتوایی (CVR)، شاخص روایی محتوایی (CVI)، همبستگی پیرسون، اسپیرمن، گاتمن و آلفای کرونباخ است. برای تعیین روایی محتوایی، از نظرات 12 تن از کارشناسان علوم اسلامی روان شناسی استفاده شد. روایی ملاکی با محاسبه ضریب همبستگی مقیاس حاضر و مقیاس هم ارز 661/0 بوده و در سطح 01/0 معنادار است. در بررسی اعتبار پرسش نامه، ضریب آلفای کرونباخ در دو مرحله آزمایشی و نهایی به ترتیب 902/0 و 858/0 و همبستگی بین دونیمه مقیاس 602/0 است. بنابراین، با استفاده از منابع اسلامی، امکان ساخت ابزاری برای سنجش موضوع شجاعت وجود داشته و این ابزار از اعتبار و روایی مطلوب برخوردار است.
۱۴۶۳۱.

تأثیر قرائت قرآن بر اضطراب و راهبردهای مقابله ای شناختی / رفتاری در بیماران همودیالیزی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۴۱۱
این پژوهش برای ارزیابی تأثیر قرائت قرآن بر اضطراب و راهبردهای مقابله ای شناختی / رفتاری در بیماران همودیالیزی انجام شد. این پژوهش، از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. آزمودنی های پژوهش به شیوه نمونه گیری تصادفی منظم از میان بیماران همودیالیزی بخش همودیالز بیمارستان امام رضا علیه السلام مشهد، در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گروه گواه (20 نفر) بررسی شدند. همه شرکت کنندگان، در آغاز پژوهش و دو ماه پس از پایان درمان، پرسش نامه اضطراب حالت صفت اشپیل برگر و پرسش نامه مقابله با استرس بیلینگز و موس را تکمیل کردند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج آزمون تحلیل کواریانس نشان داد که قرائت قرآن، میانگین نمرات اضطراب و راهبردهای مقابله ای هیجانی را در پس آزمون به طور معناداری کاهش داد. قرائت قرآن، تأثیر مثبت در کاهش میزان اضطراب و راهبردهای مقابله ای هیجانی بیماران همودیالیزی داشت.
۱۴۶۳۲.

تأثیر آموزش هوش معنوی بر مهارت های اجتماعی و سازگاری کودکان معلول جسمی حرکتی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۸ تعداد دانلود : ۶۱۱
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش هوش معنوی بر مهارت های اجتماعی و سازگاری کودکان معلول جسمی حرکتی شهرستان گنبدکاووس بود. در این پژوهشِ نیمه آزمایشی، تمام 60 کودک 5 تا 10 ساله (40 دختر و 20 پسر) معلول جسمی حرکتی از مراکز بهزیستی و توان بخشی شهرستان گنبدکاووس انتخاب و به طور تصادفی در گروه های 30 نفره گواه و آزمایش (هر یک شامل 20 دختر و 10 پسر) گمارده شدند. پس از انجام پیش آزمون بر روی گروه های آزمایش و گواه، گروه آزمایشی طی 10 جلسه 1 ساعته (در مدت زمان سه ماه) تحت مداخله آموزش مهارت های هوش معنوی قرار گرفتند و در نهایت، پس آزمون برای هر دو گروه انجام شد. داده ها، به وسیله دو پرسش نامه مهارت های اجتماعی ماتسون و سازگاری کودکان راتر در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون گردآوری شد. نتایج به دست آمده از تحلیل کواریانس نشان داد که آموزش هوش معنوی بر مهارت های اجتماعی و سازگاری کودکان معلول جسمی حرکتی تأثیر معناداری دارد. بنابراین، می توان گفت: آموزش هوش معنوی، می تواند مهارت های اجتماعی و سازگاری کودکان معلول جسمی حرکتی را بهبود بخشد.
۱۴۶۳۳.

اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهزیستی روان شناختی مادران کودکان اوتیسم و علائم کودکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹ تعداد دانلود : ۴۱۵
مقدمه: تولد کودک اوتیسم ضربه های زیادی را بر بهزیستی روان شناختی والدین، به ویژه مادران وارد می کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر بهزیستی روان شناختی مادران کودکان مبتلا به اوتیسم و کاهش علائم این کودکان انجام گرفت. روش: روش پژوهشی شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه مادران کودکان مبتلا به اوتیسم است که به مراکز اوتیسم شهر اصفهان مراجعه کرده بودند. به منظور انجام آزمایش، ۳۰ نفر از مادران کودکان اوتیسم به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند و با روش تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش (۱۵ نفر در گروه کنترل و ۱۵ نفر در گروه آزمایش) قرار گرفتند. گروه آزمایش ۱۰ جلسه آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی دریافت کردند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف و مقیاس درجه بندی اوتیسم گیلیام (گارز) بود. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس (با استفاده از spss-۲۲ ) نشان داد که آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی دارای تأثیر معنادار بر بهزیستی روان شناختی مادران است، همچنین نتایج نشان داد که این آموزش بر علائم کودکان اوتیسم در حیطه های رفتارهای کلیشه ای، تعاملات و ارتباطات اجتماعی تأثیر معنادار داشته است (۰۱/۰ p < ). نتیجه گیری : با توجه به نتایج حاصله می توان از این شیوه برای کمک به سلامت روانی والدین و بهبود علائم کودکان اوتیسم استفاده نمود.
۱۴۶۳۴.

مقایسه انعطاف پذیری شناختی و تعامل فرا اجتماعی در پرستشگران و غیرپرستشگران افراد مشهور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۸ تعداد دانلود : ۴۹۴
مقدمه: ابعاد شناختی به طور مشخص انعطاف پذیری شناختی به همراه تعاملات فرا اجتماعی از جمله عوامل برجسته در درآمیختگی با افراد مشهور تلقی می شوند. از این رو، مطالعه حاضر با هدف مقایسه انعطاف پذیری شناختی و تعامل فرا اجتماعی در پرستشگران و غیرپرستشگران افراد مشهور صورت گرفت. روش: با یک طرح علی مقایسه ای از میان جامعه آماری مطالعه متشکل از دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران در سال 1397  یک نمونه کل 350 نفره از دانشجویان دختر و پسر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به مقیاس نگرش نسبت به افراد مشهور،پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی  و مقیاس تعامل فرا اجتماعی با فرد مشهور پاسخ دادند. با در نظر گرفتن نمرات کل بالا و پایین مقیاس نگرش نسبت به افراد مشهور و حذف نمرات متوسط، شرکت کنندگان پژوهش به دو گروه پرستشگران (120=n) و غیرپرستشگران (120=n) افراد مشهور تقسیم شدند و انعطاف پذیری شناختی و تعامل فرا اجتماعی در دو گروه مقایسه شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیره استفاده گردیده شد. یافته ها: بر طبق نتایج بدست آمده، پرستشگران افراد مشهور در مقایسه با غیرپرستشگران، نمرات کمتری در انعطاف پذیری شناختی و نمرات بیشتری در تعامل فرا اجتماعی کسب کردند (0/001>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج، انعطاف پذیری شناختی و تعامل فرا اجتماعی عواملی برجسته در پرستش افراد مشهور هستند که بهبود توانایی انعطاف پذیری شناختی و کاهش تعامل فرا اجتماعی می تواند در کاهش پیوستگی افراطی به افراد مشهور مورد علاقه مؤثر واقع شود.
۱۴۶۳۵.

بررسی و مقایسه کارکردهای اجرائی و حافظه ی کاذب در سالمندان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۲ تعداد دانلود : ۳۶۵
مقدمه: نقایص فرآیندهای شناختی، ویژگی معمول افراد سالمند است و به نظر می رسد هر نقصی در این فرآیندها می تواند بر سایر توانایی ها و رفتارهای دیگر این گروه تأثیر بگذارد . هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه کارکردهای اجرائی و حافظه ی کاذب در دو گروه از سالمندان ۶۰ تا ۷۰ ساله و ۷۱ تا ۸۰ ساله شهر تهران بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی-مقایسه ای است. جامعه ی آماری شامل کلیه افراد بالای ۶۰ سال مراجعه کننده به سازمان امور بازنشستگان شهر تهران در سال ۱۳۹۷ بود که دو گروه ۱۰۰ نفری از سالمندان ۶۰ تا ۷۰ ساله و ۷۱ تا ۸۰ ساله به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند. برای سنجش از آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین و آزمون حافظه ی کاذب استفاده گردید. داده ها با استفاده از روش آمار توصیفی و مانوا تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که سالمندان گروه ۷۱ تا ۸۰ سال عملکرد ضعیف تری در آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین نسبت به گروه ۶۰ تا ۷۰ سال داشتند. همچنین حافظه ی کاذب در گروه سالمندان ۶۰ تا ۷۰ سال در خرده مقیاس های فراخوانی کاذب و بازشناسی کاذب به طور معناداری پایین تر از افراد گروه ۷۱ تا ۸۰ سال بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش کارکردهای اجرائی و حافظه ی کاذب با افزایش سن در سالمندان رو به ضعف می گذارند. بنابراین ارائه ی خدمات توانمندی شناختی جهت ارتقای کارکردهای اجرایی سالمندان اهمیت ویژه ای دارد.
۱۴۶۳۶.

بررسی تأثیر یادگیری مبتنی بر نرم افزار گوشی هوشمند بر دانش احیای قلبی-ریوی پایه بزرگسالان در دانشجویان کارشناسی پرستاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۷ تعداد دانلود : ۴۴۶
مقدمه: ایست قلبی یک وضعیت اورژانسی حاد و مهم است که اگر بلافاصله احیای قلبی ریوی انجام شود، شانس زنده ماندن فرد تا سه برابر افزایش می یابد. کسب دانش احیای قلبی ریوی برای دانشجویان پرستاری از موارد آموزشی است که توجه ویژه ای به آن شده است. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر یادگیری مبتنی بر نرم افزار آموزشی بر دانش احیاء قلبی ریوی پایه در دانشجویان پرستاری صورت گرفت. روش ها: این پژوهش به روش پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بر روی 64 دانشجوی کارشناسی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال 1397 که به روش تمام شماری انتخاب شده بودند، انجام گرفت. دو کلاس ترم پنج به روش تصادفی ساده به دو گروه مداخله (تعداد 30نفر) و کنترل(34 نفر) تقسیم شدند. به هر دو گروه آموزش های اقدامات حیاتی پایه به صورت رایج و پس از آن به گروه مداخله نرم افزار آموزشی گوشی هوشمند داده شد. دانش دانشجویان قبل، یک و سه ماه پس از مداخله در دو گروه بررسی و مقایسه گردید. جمع آوری داده با استفاده از پرسشنامه تعدیل شده سنجش دانش اقدامات حیاتی پایه انجام شد. یافته ها: براساس نتایج، در مقایسه با گروه کنترل، دانش دانشجویان در گروه مداخله یک ماه پس از مداخله (0/001< P ) و همچنین سه ماه پس از آن (0/001< P ) افزایش معنی دار آماری داشت. اندازه اثر مداخله (فاصله اطمینان 95%) بر دانش دانشجویان یک ماه بعد از آموزش 4.405 (5.25، 3.44) و سه ماه بعد از آموزش 4.21 (5.07، 3.30) بود. نتیجه گیری: آموزش اقدامات حیاتی پایه مبتنی بر نرم افزار آموزشی گوشی هوشمند می تواند باعث افزایش دانش دانشجویان پرستاری در زمینه احیای قلبی ریوی شود. این مطالعه استفاده از نرم افزار گوشی هوشمند برای آموزش دانشجویان پرستاری و اطمینان از پایداری این آموزش ها را توصیه می کند.
۱۴۶۳۷.

مدل یابی رابطه بین فرایندهای نگرانی با نشانه های افسردگی و بی خوابی مراقبان افراد مبتلا به سرطان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۴ تعداد دانلود : ۴۱۹
زمینه و هدف: بیماری افراد مبتلا به سرطان یکی از عوامل عمده پریشانی مراقبان آن ها است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف مدل یابی رابطه بین فرایندهای نگرانی با نشانه های افسردگی و بی خوابی مراقبان افراد مبتلا به سرطان انجام گردید. مواد و روش ها: این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مراقبان افراد مبتلا به سرطان شهر مشهد بود. از بین مراقبان افراد مبتلا به سرطان مراجعه کننده به بیمارستان ۲۰۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل شاخص شدت بی خوابی، مقیاس تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و پرسشنامه های افسردگی بک، اجتناب شناختی، فراشناخت و همچنین پذیرش و عمل بود. برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین فرایندهای نگرانی ازجمله تحمل ناپذیری بلاتکلیفی، اجتناب تجربه ای و نگرانی درباره نگرانی (فرانگرانی) با نشانه های افسردگی و بی خوابی مراقبان بیماران مبتلا به سرطان رابطه وجود دارد، اما رابطه ای بین اجتناب شناختی با افسردگی و بی خوابی مراقبان وجود ندارد. تحمل ناپذیری بلاتکلیفی، اجتناب تجربه ای و فرانگرانی پیش بینی کننده افسردگی بودند، در مقابل تحمل ناپذیری بلاتکلیفی پیش بینی کننده بی خوابی بود. مدل اصلاح شده مربوط به پیش بینی نشانه های افسردگی و بی خوابی مراقبان افراد مبتلا به سرطان بر اساس فرایندهای نگرانی از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش از نقش فرایندهای نگرانی در پیش بینی نشانه های افسردگی و بی خوابی مراقبان افراد مبتلا به سرطان حمایت می کند.
۱۴۶۳۸.

کارآمدی آموزش الگوی گشتاوری السون بر سبک های دل بستگی و تعارض های زناشویی زوجین در معرض طلاق هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۲ تعداد دانلود : ۵۴۶
طلاق هیجانی مهم ترین عامل ازهم گسیختگی خانواده است که آثار و پیامدهای آن بیشتر از طلاق قانونی است. سبک دل بستگی و تعارض زناشویی از عوامل روانشناسی مؤثر در ایجاد فاصله عاطفی میان زوجین است. سبک های دل بستگی چارچوبی را برای فهم دقیق و بهتر روابط زناشویی و شیوه های مقابله با تعارض فراهم می کند. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی مدل گشتاوری السون بر سبک های دل بستگی و تعارض های زناشویی در زوجین در معرض طلاق هیجانی بود. پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. از بین مراجعه کنندگان متقاضی زوج درمانی به کلینیک نیستان در فاصله سال 96- 95، تعداد 16 زوج با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند که پس از مصاحبه به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه (دو گروه 8 زوجی) قرار گرفتند؛ در طول اجرای برنامه، یک زوج از گروه آزمایش خارج شد. قبل و پس از آموزش، پرسشنامه های طلاق هیجانی گاتمن (1995)،سیاهه سبک های دل بستگی کولینزو رید (1990) و پرسشنامه تعارضات زناشویی ثنایی (1387) اجرا و بعد از جمع آوری داده ها، با استفاده از روش تحلیل کوواریانس بررسی شدند. نتایج تفاوت معناداری را در نمرات تعارض (01/0Sig= و 778/7F=) و رفتارهای مخرب برخاسته از دل بستگی اجتنابی (002/0Sig= و 873/11F = ) و اضطرابی/ دوسوگرا (0001/0Sig= و 611/23F = ) بین دو گروه نشان دادند اما در متغیر دل بستگی ایمن (123/0Sig= و 549/2F=) تفاوت معناداری ایجاد نکرد (05/0 p<). بر اساس یافته ها، این روش به نظر می رسد در کاهش رفتارهای متعارض زناشویی و نیز رفتارهای برخاسته از سبک های دل بستگی ناایمن اثربخش باشد.
۱۴۶۳۹.

هم سنجی اثربخشی روان تحلیل گری کارن هورنای و شناخت درمانی بر الگوهای ارتباطی زنان متأهل دچار روان آزردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۸ تعداد دانلود : ۵۵۶
الگوی ارتباطی زوجین یکی از راه های ارزیابی ساختار خانواده است که نحوه تعامل زن و شوهر را با یکدیگر مشخص می سازد و کارایی خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف هم سنجی اثربخشی روان تحلیل گری هورنای و شناخت درمانی بر الگوهای ارتباطی زنان متأهل دچار روان آزردگی انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و با طرح کاربندی کنترل شده تصادفی با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل است جامعه آماری شامل 300 زن متأهلی است که در سال 1395 و 1396 به علت مشکلات ارتباطی با همسر به مراکز مشاوره شرق تهران مراجعه کردند. نمونه پژوهش از نوع نمونه در دسترس و شامل 45 زن متأهل است که با توجه به نتایج پرسشنامه سه وجهی هورنای-کولیج (2011) که قبل از مداخله توزیع شد، دچار روان آزردگی محسوب می شدند. گروه های آزمایشی پانزده جلسه مشاوره فردی به ترتیب با رویکرد شناخت درمانی و روان تحلیل گری هورنای، در فواصل زمانی یک الی دو بار در هفته دریافت کردند. پرسشنامه "الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی (1984) در سه مرحله خط پایه، مرحله میانی و پایان مداخله، در بین گروه های آزمایشی و به صورت هم زمان برای گروه کنترل توزیع شد و سپس با روش آماری تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر موردبررسی قرار گرفت. یافته ها حاکی از اثر معنادار مداخلات بر اثر زمان و اثر تعاملی زمان و گروه در هر سه الگوی ارتباطی بود (001/0P<). الگوی ارتباطی سازنده متقابل در هر دو گروه آزمایشی افزایش معناداری یافت (001/0P<،92/211f= ). الگوی ارتباطی توقع/کناره گیر (001/0P<،19/313f= ) و اجتناب متقابل (001/0P<،35/104f= ) به طور معناداری کاهش یافتند. اثربخشی دو نوع مداخله بر الگوهای ارتباطی سازنده متقابل و اجتنابی متقابل، تفاوت معناداری نداشت، اما روان تحلیل گری هورنای در هم سنجی با شناخت درمانی، تفاوت معناداری بر کاهش الگوی ارتباطی توقع/کناره گیر نشان داد.
۱۴۶۴۰.

پیش بینی استعداد اعتیاد بر اساس خودتنظیمی ارادی و تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان دورۀ دوم متوسطۀ شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۶ تعداد دانلود : ۷۲۶
هدف : هدف پژوهش حاضر پیش بینی استعداد اعتیاد بر اساس خودتنظیمی ارادی و تحول مثبت نوجوانی در دانش آموزان دورۀ دوم متوسطه شهر کرمانشاه بود. روش: روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعۀ آماری شامل دانش آموزان دورۀ دوم متوسطۀ شهر کرمانشاه بود. نمونه ای شامل 198 نفر به روش خوشه ای تصادفی چند مرحله ای از میان آن ها انتخاب شد. شرکت کنندگان مقیاس تحول مثبت نوجوانی (گلدوف و همکاران، 2010)، پرسش نامۀ خودتنظیمی ارادی (فروند و بالتز، 2002) و استعداد اعتیاد (وید و بوچر، 1992) را تکمیل کردند. یافته ها: نتایج حاصل از رگرسیون همزمان نشان داد متغیرهای خودتنظیمی ارادی و تحول مثبت نوجوانی توان پیش بینی استعداد اعتیاد را دارند. نتیجه گیری: می توان با آموزش مهارت های خودتنظیمی و اجرای برنامه های ارتقا دهندۀ تحول مثبت نوجوانی گرایش افراد به اعتیاد را کاهش داد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان