زمینه: اختلال استرس پس از سانحه، شایع ترین مشکل روانی پس از بلایا و حوادث است. مضامین دینی حاکی از این است که انسان به هنگام برخورد با شرایط تهدیدکننده، خدا را می خواند. تحقیقات آسیب شناسی روانی نیز نشان داده است که وقایع تکان دهنده و تهدیدکننده ممکن است در برخی از افراد مستعد، علائم اختلال استرس پس از سانحه را ایجاد نماید. همچنین پژوهش ها نشان داده اند که ویژگی روان رنجورخویی می تواند ابتلا به استرس پس از سانحه را تشدید نماید. هدف: این مطالعه با هدف، بررسی روابط ساختاری روان رنجورخویی و وظیفه شناسی در زلزله زدگان دارای تجربه استرس پس از سانحه با نقش میانجی گر باورهای دینی است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی، توصیفی-پیمایشی و همبستگی با مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل بازماندگان، زلزله منطقه ازگله کرمانشاه سال 1396 بود که در سال 1401 به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شدند. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان و کرجسی به تعداد 384 نفر برآورد شد که مقیاس استرس پس از سانحه وددرز و همکاران (1993)، مقیاس باورهای دینی آلپورت (1967) و ویژگی های شخصیت مک کری و کوستا (2021) را تکمیل کردند. برای بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها از آزمون کلموگروف-اسمیرنوف و جهت بررسی همبستگی بین متغیرها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. آزمون فرضیه ها با استفاده از نرم افزار ایموس 24 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از آن بود که باورهای دینی، نقش میانجی در رابطه روان رنجورخویی با استرس پس از سانحه را دارد. همچنین نتایج نشان داد که باورهای دینی، به طور معناداری رابطه وظیفه شناسی با استرس پس از سانحه را نعدیل می کند. نتیجه گیری: با توجه نتایج پژوهش حاضر مبنی بر نقش واسطه ای باورهای دینی در رابطه شخصیت و استرس پس از سانحه در افراد زلزله زده پیشنهاد می شود درمانگران مداخلات درمانی خویش را با تأکید بر منابع و باورهای دینی طراحی کنند و در آموزش ها، ظرفیت ها و منابع مثبت آیینی افراد، مورد توجه متولیان سلامت روان قرار گیرد.