فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۳۸۱ تا ۱۶٬۴۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱۰
107 - 144
حوزههای تخصصی:
با توجه به افزایش بروز رفتارهای پرخطر در بین جوانان، در این پژوهش ضمن بررسی میزان بروز رفتارهای پرخطر و میزان بیگانگی اجتماعی در بین جوانان شهر مشهد، تأثیر بیگانگی اجتماعی به عنوان یکی از عوامل مؤثر در بروز رفتارهای پرخطر مورد سنجش قرار گرفته است. در پژوهش حاضر ازنظریه عمومی فشار اگینو، همنشینی افتراقی ساترلند، بازدارندگی اجتماعی هیرشی و گادفردسون و نظریه بیگانگی اجتماعی سیمن به عنوان چارچوب نظری بهره گرفته شد. این پژوهش در قالب یک پیمایش و به صورت مقطعی انجام شد. داده های تحقیق از 384 نفر از جوانان شهر مشهد جمع آوری شد. روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای و ابزار سنجش رفتارهای پرخطر، پرسشنامه خطرپذیری جوانان ایرانی بوده است؛ در این راستا، پایایی و اعتبار مقیاس از طریق آلفای کرونباخ و روایی محتوا تأییدشده است. آلفای کرونباخ، در همه سازه ها بیشتر از 7/0 بوده و داده ها به کمک نرم افزارهای آماری SPSS و Amos تحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان داد که رفتارهای پرخطر در بین پسران بیش از دختران بوده اما تفاوت معناداری بین بیگانگی اجتماعی پسران و دختران در شهر مشهد وجود نداشته است. همچنین رابطه سن با رفتارهای پرخطر و بیگانگی اجتماعی معنادار نبود. میانگین رفتارهای پرخطر جوانان مجرد در ابعاد گرایش به الکل، گرایش به خشونت، گرایش به رفتارهای جنسی و گرایش به رانندگی پرخطر بیشتر از متأهلین و میانگین میزان بیگانگی اجتماعی در ابعاد احساس انزوای اجتماعی و احساس تنفر از خود نیز بیشتر از متأهلین بوده است. نتایج نشان داد که بین بیگانگی اجتماعی و ابعاد آن با رفتارهای پرخطر و ابعاد آن رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد، به عبارت دیگر با افزایش میزان بیگانگی اجتماعی، ارتکاب رفتارهای پرخطر نیز افزایش می یابد.
تأثیر عوامل خانوادگی بر توانمندی اجتماعی دختران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱۰
235 - 264
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش، شناخت تأثیر عوامل خانوادگی بر توانمندی اجتماعی دختران است. به همین منظور تعداد 192 نفر از دختران مراجعه کننده به بنیاد خیریه امید مهر، به روش نمونه گیری اتفاقی انتخاب شدند. چارچوب نظری این پژوهش متشکل از نظریه منابع بلود و وولف، نظریه توانمندی سارا لانگه و نظریه الگوی مدیریت خانواده آنتونی گیدنز می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ساختاریافته بود و داده ها توسط نرم افزار SPSS و با استفاده از ضریب های همبستگی پیرسون، اسپیرمن تحلیل شدند. نتایج توصیفی نشان داد که توانمندی اجتماعی 82 درصد از دختران موردمطالعه در سطح متوسط است. آزمون فرضیات بیانگر این بود که بین الگوی مدیریت خانواده و نظرات مادران نسبت به نقش های جنسیتی با میزان توانمندی اجتماعی دختران رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد ولی بین پایگاه اجتماعی پدر و میزان توانمندی اجتماعی دختران رابطه معناداری وجود نداشت. با توجه به همبستگی معنادار متغیرهای "نظرات مادران نسبت به نقش های جنسیتی" و "نوع الگوی مدیریت خانواده" با متغیر وابسته از روش رگرسیون چندمتغیره هم زمان استفاده شد. نتایج این بررسی حاکی از معناداری اثر مدل نظری بر متغیر وابسته بود. به این صورت که نظرات مادران نسبت به نقش های جنسیتی می توانست بیشتر از 30% واریانس در توانمندی اجتماعی دختران را تبیین کند. گفتنی است که متغیر الگوی مدیریت خانواده دراین بین اثر معناداری نداشت. نتایج نشان می دهد که سیاست های اجتماعی- فرهنگی می بایست به توسعه و گسترش برنامه های آموزشی و فرهنگی در راستای تأثیر نقش مادران بر توانمندی های اجتماعی دختران تأکید ویژه داشته باشند.
علل و تعیین کننده های جریان های مهاجرت معکوس در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، نتایج سرشماری ها ظهور روند جدید مهاجرت داخلی با عنوان مهاجرت معکوس در ایران را نشان می دهد. جهت شناخت و تحلیل بهتر مهاجران معکوس، 12100 مهاجر معکوس در زمینه تعیین کننده ها و علل مهاجرت با 23700 مهاجر کلان شهری حاصل از نمونه دو درصد سرشماری 1390 مورد مطالعه تطبیقی قرار گرفته اند. باتوجه به ویژگی های طبیعی و زیست-محیطی متفاوت روستاها و نیز وضعیت زیرساختی، اقتصادی، تجاری و سیاسی متفاوت کلان شهرها، مهاجران معکوس وارد شده به نقاط روستایی استان های مختلف و نیز مهاجران وارد شده به کلان شهرهای تهران، مشهد، اصفهان، کرج، تبریز، شیراز، اهواز و قم، دلایل اجتماعی و اقتصادی متفاوتی را برای این مهاجرت خود بیان داشته اند. مهمترین تفاوت دو گروه از مهاجران در علت مهاجرت انجام و پایان خدمت وظیفه است که درصد به دست آمده برای مهاجران معکوس بسیار بیشتر از مهاجران به کلان شهرهاست. نوع شغل مهاجران مهمترین تبیین کننده احتمال وقوع نوع مهاجرت های مورد مطالعه است. با تمرکز بر این تفاوت های مبنایی بین مهاجران معکوس و کلان شهری و نیز درون خود مهاجران هریک از این دو نوع مهاجرت، می توان برنامه های سیاستی جهت توزیع فضایی مناسب جمعیت در مناطق روستایی و کلان شهرهای کشور ارایه نمود.
سنجش فضایی شاخصهای کیفیت زندگی در محله های شهر بم بعد از زلزله با استفاده از مدلهای تصمیم گیری چندمعیاره(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۶ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۶۱
220-187
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شهر به عنوان بستر زیست بشر نقش اساسی در احساس رضایتمندی داشته و در واقع شکل دهنده سبک زندگی انسان و تعیین کننده کیفیت زندگی اوست. اما رشد فزاینده ابعاد شهرنشینی و پیچدگی ماهیت مسائل شهری موجب شده تا تأکید و توجه مدیران و برنامه ریزان بیش از هر زمان دیگر به سطوح پایین و ملموس کیفیت زندگی شهروندان معطوف شود، به طوری که امروزه کیفیت زندگی، یکی از دغدغه های اصلی حکومتهای محلی و مدیریت شهری شده است. از آنجایی که نتایج حاصل از مطالعات کیفیت زندگی می تواند به ارزیابی سیاستها، رتبه بندی مکانها، تدوین استراتژیهای مدیریت و برنامه ریزی شهری کمک کرده و درک و اولویت بندی مسائل اجتماعی برای برنامه ریزان و مدیران شهری به منظور ارتقای کیفیت زندگی شهروندان را تسهیل سازد؛ لذا مقاله حاضر با هدف سنجش و ارزیابی کیفیت زندگی و سطح بندی محله ها و به منظور ارائه تصویری روشن از وضع موجود توزیع کیفیت زندگی و ارائه راهکارهایی در جهت بهبود و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان شهر بم صورت گرفته است. روش: تحقیق توصیفی-تحلیلی و نوع آن کاربردی است. شاخصهای پژوهش، اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و محیطی است. روشهای گردآوری اطلاعات به دو روش اسنادی و میدانی (پرسشنامه) است. برای بررسی روایی پرسشنامه از روایی صوری و برای تعیین پایایی ، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید که مقدار آن 867/0 به دست آمد. جامعه آماری تحقیق شامل شهروندان بالای 15 سال ساکن در محله های بم (جمعیت سال 1390 ) است که با استفاده از فرمول کوکران 322 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب و سپس با توجه به جمعیت هر محله (بیست وهشت محله) به توزیع پرسشنامه ها اقدام شد. همچنین از مدلهای تاپسیس و ویکور برای محاسبه رتبه بندی محله های شهر از نظر کیفیت زندگی استفاده شد. در عین حال، جهت وزن دهی به معیارها نیز از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی بهره گیری شده است. یافته ها: یافته ها نشان دهنده وجود نابرابری و تفاوت معنادار بین محله های بم از نظر شاخصهای کیفیت زندگی است. 1/32% محله ها دارای وضعیت مطلوب و مناسب، 4/21% آنها در وضعیت نیمه مطلوب و متوسط و 4/46% نیز در وضعیت پایین تر از متوسط قرار دارند. محله های مطلوب از نظر شاخصهای کیفیت زندگی بیشتر در منطقه دو، در غرب و مرکز شهر و در طرف مقابل، محله های نامطلوب از نظر شاخصهای کیفیت زندگی اکثراً در منطقه یک و نیمه شرقی و به طور خاص در ناحیه یک شهر و اطراف ارگ تاریخی بم واقع شده اند. افزایش میزان و کیفیت تسهیلات و خدمات شهری، پایدارسازی امنیت اجتماعی در محله های نامطلوب و توجه ویژه مسئولان به رفع معضل بیکاری در محله های فقیر و نامطلوب شهر و ارائه راهکارهایی جهت ایجاد اشتغال پایدار برای ساکنین آنها از طریق معرفی پتانسیلها و جاذبه های توریستی بم و جذب گردشگر می تواند به ارتقای کیفیت زندگی در این شهر کمک کند. بحث: امروزه نواحی شهری با چالشهای مهمی در زمینه های محیطی، محرومیت اجتماعی، ناامنی، بیکاری، کمبود مسکن و خدمات ناکافی شهری رو به رو هستند که این مشکلات کیفیت زندگی شهری را به شدت کاهش می دهند. با توجه به اینکه شهر بم یک شهر بازسازی شده ناشی از حادثه زلزله است و تمایزات تاریخی بین محله های آن به لحاظ قدمت وجود ندارد، انتظار می رود که در سطح محله های این شهر توسعه برابر، یکسان و همگون وجود داشته باشد و از نظر شاخصهای کیفیت زندگی تعادلی بین محلات برقرار باشد اما با نگاهی به عمق معیشت ساکنان این محله ها چنین استنباط می شود که نابرابریهای زیادی از نظر شاخصهای کیفیت زندگی میان محله های بم وجود دارد و نتایج تحقیق حاضر گویای این واقعیت است که شهر بم امروزه سیمایی از فضای کالبدی و اقتصادی – اجتماعی دوگانه ای به خود گرفته است که در یک سو گروه برخوردار و در سوی دیگر افرادی با حداقلهای زندگی قرار دارند.
مطالعه تجربه ایفای هم زمان نقش شغلی – خانوادگی در زنان سرپرست خانوار با تأکید بر زنان دست فروش مترو(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۶ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۶۲
186-143
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مطالعات خانواده در مناطق مختلف جهان، حاکی از افزایش خانواده های زن سرپرست است. در شرایط کنونی، پیامد افزایش این نوع خانواده ها، فزونی فقر و آسیب پذیری اجتماعی و شیوع بالای فشارهای روانی در جامعه است. افزایش زنان شاغل به ویژه زنان سرپرست خانواری که برای گذران زندگی در مترو به دست فروشی می پردازند، از یک سو در تغییر الگوهای خانوادگی مؤثر است و از سوی دیگر، بازتاب تغییر الگوهای ناشی از تحول ساختاری در خانواده بوده و در مناسبات اجتماعی آشکار می شود. این واقعیتی است که جامعه ما از یک سو، با فشار الگوهای فرهنگی سنت گرا در زمینه نقشهای زن و مرد و تقسیم کار مبتنی بر جنسیت روبه روست و از سوی دیگر، پذیرش نقشهای اقتصادی و اجتماعی گسترده تر از جانب زنان مشارکت بیش ازپیش آنان در مسئولیتها و مشکلات زندگی خانوادگی را می طلبد. هدف از این پژوهش، شناخت آثار ایفای نقشهای چندگانه در زنان دست فروش مترو، نگرش زنان یاد شده نسبت به خودشان و راهکارهای آنان برای رفع فشارهای نقشی بوده است. روش: مقاله حاضر بر پای ه یافت ه های یک مطالعه کیفی با استفاده از تکنیک مشاهده و مصاحبه نیمه ساخت یافته با زنانی است که در مترو به دست فروشی م ی پردازن د. نمونه گیری نیز به شیوه گلوله برفی که یکی از راهبردهای نمونه گیری غیر تصادفی است، انجام شده است. یافته ها: این تحقیق نظریه های تکثر نقش و اعتلای نقش را که در چارچوب نظری تشریح شده تأیید می کند. نقشهای مختلف زنان دست فروش مترو (نقش اقتصادی، نقش مادری، نقش خانه داری) مجموعه ای از فرصتها و محدودیتها را در اختیارشان می گذارد. داشتن شغل با رشد مهارتها، ایجاد یک چهارچوب زمان بندی شده منظم برای زندگی همراه بوده و حتی فشارهای روانی ناشی از برخورد نقشها در آنها را به حداقل رسانده است. درواقع یافته ها دلالت بر این مسئله دارند که در سطح همین نمونه خاص تعدد نقش تأثیر مخربی بر این زنان نداشته است. بحث: نتایج حاکی از این واقعیت است که گرچه رویکردهایی مانند تکثر نقش و فشار بار اضافی نقش باعث شده که این افراد از نظر اختلالات روانی مثل اضطراب، خستگی و افسردگی نسبت به زنانی که فقط به نقشهای سنتی می پردازند در وضعیت نامطلوبی قرار گیرند ولی در مقابل با توجه به نظریه اعتلای نقش، اشتغال به عنوان نقشی جدید موجب عزت نفس، استقلال مالی و کسب حمایت اجتماعی گسترده تری شده است. همچنین با ایجاد حس مفید بودن، بخشی از نیازهای روانی آنان را تأمین کرده و موجب گسترش عاملیت، توانمندی و خودباوری این زنان شده است.
تحولات الگوی مرگ ومیر در ایران با تاکید بر جمعیت سنین نیروی-کار در دهه اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جمعیت سنین نیروی کار، به عنوان جمعیت بالقوه مولد و فعال، در مطالعات اقتصاد و جمعیت شناسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. با این وجود ممکن است الگوی اپیدمیولوژیک مرگ ومیر و روند تغییرات آن با سایر گروه های جمعیتی متفاوت باشد. هدف این مطالعه محاسبه تغییرات سال های عمر از دست رفته زودرس (YLL) افراد گروه سنی 15-64 بر اثر سه علت اصلی فوت در کشور در دو مقطع 1385 و 1394 است. داده های موردنیاز از نظام ثبت مرگ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اخذ شده و YLL با استفاده از روش استاندارد سازمان جهانی بهداشت محاسبه شده است. یافته ها نشان می دهد که علل اصلی مرگ و سال های عمر از دست رفته جمعیت سنین نیروی کار با کل جمعیت و سایر گروه های عمده سنی مانند کودکان و سالمندان در دوره های مورد مطالعه متفاوت است. در گروه های سنی جوان نیروی کار 15-44 سال، حوادث غیرعمدی و در سنین بالای نیروی کار 45-64 سال بیماری های قلبی- عروقی و سرطان ها علل غالب هستند. این نتیجه که روند تغییرات مرگ ومیر در دهه اخیر به گونه ای بوده که از سهم درصدی YLL بیماری های قلبی- عروقی و حوادث غیرعمدی کاسته شده، نتیجه ای امیدوارکننده ولی برعکس، افزایش سهم مرگ ناشی از سرطان ها طی دهه اخیر، قابل تأمل و هشداردهنده است.
عملکرد روزنامه نگاران علم در صفحه علم و فناوری مطبوعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش «روزنامهنگاران علم» به عنوان یکی از ارکان ترویج علم در جامعه و جایگاه «روزنامهنگاری علم» در توسعه علمی کشور بررسی عملکرد آنها در رسانههای گوناگون میتواند توصیفکننده جایگاه واقعی آنها در سپهر علمی جامعه و مقدمهای برای یافتن چالشهای این حوزه باشد. لذا این پژوهش با هدف بررسی عملکرد روزنامهنگاران علم در مطبوعات با استفاده از روش تحلیل محتوای کمَی و با نگاهی بر درسنامههای فدراسیون جهانی روزنامهنگاران علم، به بررسی محتوای تولید شده، در صفحات علم و فناوری چهار روزنامه جامجم، کیهان، خراسان و آفرینش پرداخته است. دادههای پژوهش ضعف عملکرد روزنامهنگاران علم را در برخی حوزهها نشان میدهد:مطالب علم و فناوری در این روزنامهها، به ندرت برجسته میشوند. این مطالب عمدتا، از منابع دیگر استخراج میشوند و تولید، در این حوزه کمتر اتفاق میافتد.مصاحبهها و گزارشهای نقادانه سهم بسیار اندکی در این صفحات دارند، پرداختن به سیاستهای علمی و مناقشات علم، چه در سطح جامعه و چه در سطوح تولید دانش، از جمله مواردی است که مغفول مانده و به آن پرداخته نشده است. در این صفحات از شیوههای غالب علمینویسی، مطابق با درسنامههای فدراسیون جهانی روزنامهنگاران علم، مثل گزارشنویسی به شیوه داستانی و یا فیچر نویسی استفاده نمیشود.
تحلیل انتقادی نظام های رتبه بندی بین المللی دانشگاه ها؛ پیشنهادات سیاستی برای آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال هشتم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳ (پیاپی ۳۱)
۱۳۶-۱۱۱
حوزههای تخصصی:
نظام های رتبه بندی بین المللی دانشگاه ها از اعتبار کارکردی چشمگیری برخوردار شده اند. مطالعات نشان می دهد این نظام ها بر روند بازار جهانی آموزش عالی و ذائقه تحصیلی و کیفیت انتخاب دانشجویان تأثیرگذار هستند. با توجه به مشغولیت ذهنی رهبران آموزش عالی ایران با این پدیده و نیز نبود ادبیات علمی-تحلیلی عمیق به زبان فارسی، این مقاله با اتخاذ یک رویکرد تحلیلی-انتقادی به سویه های مختلف این پدیده می پردازد. با ترسیم ماتریس مقایسه ای نشانگرها و زیر نشانگرهای چهار نظام رتبه بندی بین المللی دانشگاه ها شامل شانگهای، تایمز، کیو اس و لیدن این مقاله به تحلیل ویژگی ها و واقعیت های تکنیکی و روشی این نظام ها و نیز نقد فرایندها و دلالت های سیاستی آن ها برای آموزش عالی ایران می پردازد. این مقاله نشان می دهد، تمرکز نامتوازن بر پژوهش های سخت، مغفول ماندن دانش های تولیدشده غیر از زبان انگلیسی، برجسته سازی نامتقارن سابقه آکادمیک و توزیع نابرابر فرصت های آموزش عالی بخشی از عمده ترین کاستی های این نظام ها هستند. این پژوهش همچنین نشان می دهد، دانشگاه ایرانی به دلایل گوناگون ازجمله افزایش کیفیت آموزش عالی، ضرورت بین المللی شدن دانشگاه ها، توسعه گردشگری علمی و مدیریت مهاجرت نامتعادل سرمایه انسانی از توجه به نشانگرهای نظام های رتبه بندی بین المللی ناگزیر است.
اثربخشی آموزش خویشتن داری بر مثبت اندیشی دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستان مدرسه شبانه روزی فاطمیه قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲
163 - 172
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش خویشتن داری بر مثبت اندیشی دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستان شبانه روزی فاطمیه در منطقه طارم سفلی استان قزوین انجام شد. روش پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور از بین کلیه دانش آموزان که در سال تحصیلی 94-93 در این دبیرستان مشغول به تحصیل بودند؛ 32 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده بعنوان نمونه پژوهش انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 16 نفر) جایگزین شدند. سپس گروه آزمایش طی 8 جلسه 70-60 دقیقه ای تحت تأثیر متغیر مستقل (خویشتن داری) قرار گرفت، پرسشنامه جهت گیری زندگی بعنوان ابزار پژوهش در مورد هر دو گروه، قبل و بعد از اجرای متغیر مستقل مورد استفاده قرار گرفت. در پایان اطلاعات بدست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغییری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین میانگین نمرات دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد؛ بدین معنی که آموزش خویشتن داری موجب افزایش مثبت اندیشی دانش آموزان دختر شده است. با توجه به نتایج حاصل از پژوهش حاضر می توان گفت آموزش خویشتن داری می تواند به عنوان یک روش درمانی و آموزشی از سوی مشاوران و درمانگران و حتی آموزگاران در جهت مثبت اندیشی و بهبود زندگی نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد.
عوامل اجتماعی موثر بر نشاط اجتماعی معلمان (مطالعه موردی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۲ بهار و تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱
186 - 200
حوزههای تخصصی:
شادمانی و نشاط از جمله نیازهای مهم انسان هستند و می توانند در مقابله افراد با مشکلات و رویارویی با فشارها و ارتقاء بهره وری کار نقش بسزایی داشته باشند. با توجه به نقش و جایگاه مهم معلمان در تربیت و جامعه پذیری دانش آموزان، هدف مقاله حاضر بررسی میزان شادمانی اجتماعی معلمان شهر تهران و شناسایی عوامل اجتماعی موثر برآن است. جامعه آماری شامل معلمان نواحی 20 و 21 شهرتهران است که با استفاده از فرمول کوکران، یک نمونه 370 نفری از بین آنها برای مطالعه انتخاب شد. روش تحقیق؛ پیمایش و ابزار جمع آوری داده های مورد نیاز پرسشنامه بود. ابزارتحقیقات از اعتبار صوری برخوردار است. یافته های رگرسیونی و بررسی رابطه بین متغیرها نشان می دهد که در واقع متغیرهای زمینه ای و همچنین عوامل اجتماعی موثر از جمله خودبیگانگی، میزان درآمد، دینداری، ابعاد سرمایه اجتماعی، رضایت زندگی، شغلی، پایگاه اقتصادی و اجتماعی رابطه های معنادار با نشاط اجتماعی افراد مورد مطالعه دارد.
جریان شناسی گروه های تکفیری متحد داعش در اقصی نقاط جهان
حوزههای تخصصی:
گروه تکفیری داعش پس از جریان بیداری اسلامی در سال 2011 با تصرف بخش هایی از سوریه و عراق به طور جدی مطرح شد. هدف اصلی این پژوهش، شناخت شبکه جهانی داعش است. یافته های پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، نشان می دهد شبکه جهانی متحدان داعش شامل گروه های تکفیری فعال در بخش هایی از برخی کشورهای خاورمیانه، آفریقا، آسیای مرکزی و جنوب آسیا و نیز، شبکه پیچیده ای از افراد و امارت های اسلامی انفرادی در کشورهایی است که از طریق مجازی– میدانی عمل می کنند. مجموعه این دو بخش در سراسر جهان، تهدیدی جدی برای امنیت بین المللی تلقی می شود. ماجراجویی شخصی، انگیزه مالی، بحران هویت، اهداف تجزیه طلبانه و عملیات نیابتی مهم ترین انگیزه پیوستن تکفیری ها به شبکه داعش است. می توان پیش بینی کرد، شبکه جهانی داعش حداقل در آینده تا کوتاه مدت فعال خواهد بود. در این رابطه، جمهوری اسلامی به دلیل موقعیت ویژه خود در هم جواری با جریان های تکفیری در منطقه و نیز به علت اشراف اطلاعاتی و بنیان های قوی امنیتی، از سوی جریان تکفیری داعش، تهدید نخواهد شد.
مطالعه صورت بندی مؤلفه های آثار نقاشی زنان در ایران در دهه های 1370 و 1380(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش شناخت مؤلفه های نقاشی زنان در دهه های 1370 و 1380 است. بی شک، گشایش فضای هنری برای فعالیت ِ زنان و افزایش شمار زنان نقاش میدانی برای شناسایی این فضا فراهم می آوَرد. در این پژوهش، از نظریه جیمز پل جی و روش تحلیل متن او استفاده شد. جامعه آماری شامل دَه زن نقاش معاصر است: پنج هنرمند از فعالان دهه 1370 و پنج هنرمند از دهه 1380. از هر هنرمند دَه اثر، بر اساس روش تحلیل متن، برگزیده و تحلیل شد. بر اساس داده ها و نتایج این پژوهش، آثارِ این نقاشان معاصر ایرانی تقریباً دارای مؤلفه های مشترکی است؛ این مؤلفه ها از تجربیات همسان زنان هنرمند در جامعه ایرانی سرچشمه می گیرد.
مقایسه تغییرات رفاه سرانه ایران به دلیل افزایش نابرابری در دو سال 1382 و 1390(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۶ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۶۲
۳۵۸-۳۲۴
حوزههای تخصصی:
مقدمه: معضل اساسی که اقتصاد ایران در دهه 80 با آن مواجه بود، کاهش توان مالی دولت در ادامه دادن یارانه های اقتصادی بوده است که منجر به عدم شروع و همچنین ادامه دادن پروژه های عمرانی و حیاتی کشور شده بود و الگوی مصرف جامعه را از حالت بهینه خارج کرده بود و غیره. این دلایل باعث شد دولت شروع به اصلاحات اقتصادی (از جمله آژادسازی قیمت حامل های انرژی) با عنوان طرح تحول اقتصادی از زمستان 88 نماید که همزمان با آن، شوک های بیرونی مانند افزایش قیمت نفت و غیره نیز اتفاق افتاد و تاثیر عمیقی بر متغیرهای اصلی اقتصاد ایران از جمله نابرابری گذاشت. اینکه تغییرات نابرابری ایجاد شده در این دوره، چه تأثیری بر رفاه سرانه ایران گذاشته است در این تحقیق مورد توجه قرار گرفته است. به عبارت دیگر مساله ای که این تحقیق به دنبال حل آن است برآورد صرفا تاثیرات تغییر در توزیع درآمد (نابرابری) بر رفاه در سال 1390 نسبت به 1382 می باشد نه تغییرات درآمد. روش: در این مقاله از مطلوبیت نهایی مصرف به عنوان شاخص رفاه سرانه استفاده شده است. تابع مورد استفاده رفاه نیز، برگسون-ساموئلسون می باشد که هم تاثیرات درآمد بر رفاه را لحاظ می کند و هم توزیع درآمد را. در تابع مطلوبیت نهایی مصرف برگسون- ساموئلسون که از دو پارامتر مصرف سرانه و کشش مطلوبیت نهایی مصرف/درآمد تشکیل شده است، پارامتر دوم نشان دهنده تغییرات نابرابری است. رویکردهای مختلفی برای برآورد این کشش وجود دارد اما دو رویکرد شواهد رفتاری و ارزش های آشکارشده معتبرتر از بقیه هستند که در این مقاله مورد استفاده قرار گرفته اند. محاسبه تغییر رفاه در اثر نابرابری نیز برای دوره بلندمدت 8 ساله انجام شده است و انتظار می رود نتایج آن تحت تأثیر اثرات کوتاه مدت نباشد؛ یعنی قابل استفاده در سیاست گذاری های بلندمدت می باشد. یافته ها: رفاه سرانه ایران در سال 1390 نسبت به سال 1382، 5.23 درصد به دلیل افزایش نابرابری، کاهش یافته است. شایان ذکر است در دوره مذکور، در جامعه، بیزاری از نابرابری افزایش یافته است. بحث: قدر مطلق کشش مطلوبیت نهایی مصرف در ایران با استفاده از رویکرد شواهد رفتاری برای دوره های 1344-1382 و 1362-1390 به ترتیب برابر 1.56 و 1.92 برآورد شده است که نشان دهنده بیزاری از نابرابری است. در واقع، این افزایش بیزاری از نابرابری، باعث کاهش رفاه سرانه ایران به اندازه 5.23% شده است. شایان ذکر است کشش مطلوبیت نهایی مصرف بر اساس رویکرد دوم (ارزش های آشکارشده) 1 می باشد که به دلیل بالا بودن سهم درآمد نفتی در درآمدهای دولت این رویکرد نتیجه اریبی به دست داده است و قابل اتکا نیست.
حمایت اجتماعی و سلامت عمومی معلمان زن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلالات روانی یکی از نگران یهای عمده جهان امروز است که سبب کاهش بهره وری سیستم آموزش و پرورش می شود . مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین حمایت اجتماعی با سلامت عمومی معلمان زن شاغل در مدارس شهر قدس انجام ش د. این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی است . حجم نمونه 131 نفر و نمونه گیری به روش خوش های بوده اس ت. جهت گردآوری طلاعات از پرسشنام ههای استاندارد سلامت عمومی گلدبرگ و و ضریب همبستگی ANOVA حمایت اجتماعی فلیپیس استفاده ش د. داده های جم عآوری شده با آزمو نهای آماری پیرسون مورد تحلیل قرار گرفت . بدین ترتیب ، ارتباط حمایت اجتماعی با حیطه های علایم جسمانی ، اضطراب ، عملکرد اجتماعی ، افسردگی و سلامت عمومی کل با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون بررسی ش د. نتایج نشان داد که بین حمایت اجتماعی با میانگین نمره اضطراب ، اختلاف آماری معنی دار و معکوس وجود دار د. همچنین ،در بین خرده مقیاس های مختلف سلامت عمومی اعم از علایم جسمانی ، اضطراب ، عملکرد اجتماعی ، افسردگی تنها بین حیطه اضطراب با حمایت اجتماعی ارتباط آماری معنی دار وجود دار د، به گونه ای که با افزایش سطح حمایت اجتماعی در کشده ، میزان اضطراب در بین معلمان کاهش می یابد . بنابراین ، به نظر می رسد با بکارگیری رویکردهای آموزشی و مداخله ای مناسب ، جلب مشارکت مسئولان و سازما نهای ذی ربط بتوان وضعیت سلامت روان معلمان کشور را بهبود بخشید .
بررسی رابطه سرمایه فرهنگی و گرایش والدین به تبعیض جنسیتی (مطالعه موردی والدین شهرستان جوانرود)(مقاله علمی وزارت علوم)
در مطالعه حاضر به بررسی رابطه میان سرمایه فرهنگی والدین و گرایش آن ها به تبعیض جنسیتی پرداخته شده است. به جهت اهمیت و گستردگی نقش سرمایه فرهنگی بسیاری از تحلیلگران و نظریه پردازان اجتماعی از آن به عنوان یک منبع مهم در تعیین ساختار اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی یاد کرده اند. وجه دیگر این تحقیق سنجش میزان گرایش به تبعیض جنسیتی است که از نظریات فمینیستی برای فراهم آوردن چهارچوب نظری این مفهوم استفاده شده است. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه و از یک نمونه 384 نفری از والدین شهرستان جوانرود گردآوری شده است. نتایج به دست آمده از این پژوهش بیانگر وجود رابطه ی معنادار بین دو متغیر سرمایه فرهنگی والدین و گرایش آن ها به تبعیض جنسیتی در سطح اطمینان 95 درصد است. بر این اساس بین میزان سرمایه فرهنگی والدین و گرایش آن ها به تبعیض جنسیتی نسبت به فرزندانشان رابطه معکوس وجود دارد به این معنی که گرایش به تبعیض جنسیتی در میان والدین با سرمایه فرهنگی پایین تر، بیشتر از والدین با سرمایه فرهنگی بالاتر است.
بررسی رابطه ی میزان استفاده از شبکه ی سبلان با میزان پایبندی به هویت ملی در شهر اردبیل، مورد مطالعه: نوجوانان و جوانان شهر اردبیل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی میزان استفاده از شبکه ی سبلان با میزان پایبندی به هویت ملی در شهر اردبیل، مورد مطالعه: نوجوانان و جوانان شهر اردبیل انجام شده است. در این پژوهش آنچه مورد توجه است، ضرورت اهمیت دادن به پایبندی به هویت ملی است. این پژوهش به روش پیمایشی انجام شد، اعتبار پرسشنامه از طریق اعتبار صوری و سازه ای استفاده شد و قابلیت اعتماد نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به دست آمد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه نوجوانان و جوانان 29 15سال شهر اردبیل هستند که تعداد آن ها طبق گزارش اداره کل ورزش و جوانان شهر اردبیل در سال 1390، 179428 نفر اعلام شده است که از بین آن ها با استفاده از فرمول کوکران تعداد 381 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب گردید. یافته های پژوهش نشانگر این بودند که بین تمامی ابعاد هویت ملی (هویت فرهنگی، هویت جغرافیایی، هویت دینی، هویت زبانی، هویت تاریخی) و متغیر زمینه ای جنسیت با متغیر میزان استفاده از شبکه سبلان رابطه معنی داری دارد. همچنین بین متغیر پایگاه اجتماعی و اقتصادی و متغیر میزان استفاده از شبکه سبلان تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
عوامل مرتبط با مدگرایی در بین جوانان شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جوامع امروزی، مد نقش یک رسانه را دارد و در میان برخی از مردم به ویژه جوانان، به ابزاری برای انتقال پیام خود به جامعه تبدیل شده است. هدف این تحقیق، بررسی عوامل مرتبط با مدگرایی جوانان بوده است. روش پژوهش از نوع پیمایش و جامعه ی آماری این تحقیق جوانان شهر یزد بوده است. تعداد نمونه 358 نفر بوده که با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد و نمونه با شیوه خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. تکینک گردآوری داده ها پرسشنامه ی محقق ساخته است که از نظر روایی و پایایی مورد ارزیابی قرار گرفت. براساس یافته های این پژوهش، بین متغیرهای استفاده از رسانه های جمعی، منزلت جویی، مصرف گرایی، جهت گیری اخلاقی فراغت مدارانه، مقایسه اجتماعی، همنوایی اجتماعی و مدگرایی، رابطه ی معنادار وجود دارد. همچنین بین افراد مجرد و متأهل در مدگرایی تفاوت معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان می دهد که با توجه به ضریب تعیین تعدیل شده در معادله رگرسیون 26 درصد از واریانس متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل تبیین می شود. مصرف گرایی قوی ترین رابطه را با مدگرایی نشان داد.
مهاجرت های روستایی در ایران و پیامدهای آن بر جامعه روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افتاده، پیامد این مهاجرت ها بر جامعه روستایی چیست و چشم اندازهای آینده در الگوی مهاجرت داخلی ایران کدامند. روش مطالعه، اسنادی و بر پایه تحلیل ثانویه داده های حاصل از سرشماری های عمومی نفوس و مسکن، آمارگیری های نمونه ای و سایر یافته های مرتبط با موضوع است. بر اساس یافته ها، تحولات در الگوی مهاجرت داخلی ایران نشان می دهد الگوی مهاجرت داخلی در ایران در حال تغییر بوده و از میزان مهاجرپذیری و مهاجرفرستی روستاها کاسته شده و به سمت شهرها جهت پیدا کرده است. الگوی مهاجرت داخلی در ایران به سمت سلسله مراتب شهری و برون کوچی در حال تغییر است. بنابراین چشم اندازهای آینده مطالعات مهاجرتی در ایران، شامل توجه به مهاجرت های شهر به شهر و نقاط مثبت و چالشی آن است.
مطالعه کیفی دلایل و زمینه های زباله گردی در شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، دلایل و زمینه های روی آوردن به زباله گردی را مورد مطالعه قرار داده است. میدان پژوهش این مقاله، فضاهای عمومی شهر زاهدان می باشد و به منظور بررسی این موضوع از نظریه زمینه ای به عنوان یک استراتژی فرایند محور شناخته شده در پژوهش های کیفی، استفاده شده است. مشارکت کنندگان در مطالعه حاضر 9 نفر از زباله گردان بوده اند که در سطح مناطق و محلات شهر زاهدان مشغول فعالیت بودند و به صورت هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. مقوله های عمده حاصل از استخراج و کدگذاری داده های حاصل از مصاحبه ها عبارت اند از: «تنگناهای شغلی و ضرورت تأمین معاش»، «عدم حمایت دولتی/سازمانی»، «اعتیاد»، «فقدان حمایت خانوادگی»، «حفظ کرامت انسانی» و «عدم منع اجتماعی». از انتزاع این مقولات و درسطحی بالاتر، مقوله هسته این تحقیق، «زباله گردی؛ پیامد حمایت اجتماعی ناکافی» حاصل شده است. این یافته ها می توانند تصویری روشن از دلایل و زمینه های روی آوردن به زباله گردی ارائه دهند.
سنجش سرمایه فرهنگی طبقات براساس پایگاه اقتصادی- اجتماعی (مطالعه ی در میان شهروندان اصفهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع مطالعه ی حاضر سنجش سرمایه فرهنگی طبقات بر اساس پایگاه اقتصادی – اجتماعی در میان شهروندان اصفهانی است. رویکرد نظری این پژوهش بر ترکیبی از نظریه ی پیر بوردیو و ماکس وبر استوار شده است. بلحاظ روش شناسی، در مطالعه حاضر روش تحقیق پیمایشی بکار رفته و جهت جمع آوری اطلاعات نیز از تکنیک پرسشنامه بهره گرفته شده است. نمونه ی تحقیق حاضر 400 نفر از شهروندان 20 تا 64 سالة شهر اصفهان در 14 منطقه شهری در سال 1393 بوده که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها نیز تحلیل واریانس یک طرفه، ضریب اتا و رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. در سطح توصیفی نتایج بدست آمده نشان داد که بیشتر شهروندان در طبقه متوسط قرار دارند و میزان سرمایه فرهنگی و ابعاد آن در میان طبقات متفاوت است، بطوریکه کمترین میانگین مربوط به طبقه ی پایین، سپس طبقه ی متوسط و بیشترین آن مربوط به طبقه ی بالا است. در سطح تحلیلی نیز یافته ها نشان داد که پایگاه اقتصادی اجتماعی با سرمایه فرهنگی رابطه ی معناداری دارد و از میان ابعاد آن بیشترین نقش تبیین کنندگی را در زمینه ی سرمایه ی فرهنگی نهادینه شده ایفاء می کند.