فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۶۰۱ تا ۱۲٬۶۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
فضای سایبر به اقتضای ویژگی های بی همتایی که دارد نه تنها از گزند مجرمان مصون نمانده است، بلکه افرادی که پیشتر منحرف نبوده اند را به ارتکاب رفتارِ مجرمانه به طمع انداخته است و مجموعه چالش هایی را برای مراجع قضایی و انتظامی که سعی در کنترل این پدیده دارند ایجاد کرده است. از این رو، کشف ماهیت و روند رشد این گونه جرائم و بررسی دلایل و پیامدهای آن ها ضروری به نظر می رسد . تحقیق حاضر در راستای نیل به هدف اصلی پژوهش، شناسایی عوامل موثر بر ارتکاب جرم در فضای مجازی ، با استفاده از روش کیفی از نوع تحلیل محتوای کیفی صورت گرفته است . جامعه آماری این پژوهش را پرونده های زندانی دار جرائم سایبری در اجرای احکام دادسرای جرائم رایانه ای تهران تشکیل می دهند که در بازه زمانی خرداد 1396، هفتاد و چهار پرونده بود که 18 پرونده به روش نمونه گیری با حداکثر تنوع انتخاب شد. بر اساس نتایج این مطالعه ، علل ارتکاب جرم در فضای مجازی در 5 تم اصلی (عوامل فردی و شخصیتی بزهکار ، عوامل فردی و شخصیتی بزه دیده ، عوامل اقتصادی ، عوامل اجتماعی ، عوامل مذهبی و اعتقادی) قابل طبقه بندی بود.
ردیابی اندیشه انقلاب اسلامی در جریان های فکری سیاسی دهه ۲۰(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار با این پیش فرض آغاز می شود که اندیشه انقلاب اسلامی در بستر اجتماعی- تاریخی دهه 20 و جریانات فکری و سیاسی آن تولد یافت؛ بنابراین پرسش اساسی این است که وضعیت مذهبی، فکری و سیاسی این دهه چگونه بوده که بستری اجتماعی و تاریخی را برای وقوع یک پدیده جامعه شناختی چونان انقلاب اسلامی فراهم آورده است و مسأله عمده این مقاله آن است که برخلاف تصور و برخی مدعاهای مطرح شده پس از انقلاب اسلامی، اندیشه انقلاب اسلامی، عمدتاً با اندیشه های جریان نوگرایی دینی دهه 20 و نه با اندیشه های بنیادگرایانه دینی در آن دهه قرابت دارد. بدین منظور در پژوهشی مجزا اندیشه انقلاب اسلامی با تحلیل تماتیک اندیشه رهبر و نخبگان انقلاب اسلامی به دست می آید. در این پژوهش با بررسی وضعیت مذهبی، فکری و سیاسی دهه 20 این نتیجه حاصل می شود که اندیشه انقلاب به یکی از جریانات فکری و سیاسی این دهه نزدیک تر است. از آ ن جا که در این دهه چهار جریان عمده فکری و سیاسی در فضای آزادی آن دوره حیات اجتماعی داشت، پس از مختصر اشاره ای به وضعیت مذهبی آن دوره به شناخت این جریانات پرداخته می شود، اما از آن جا که انقلاب 57 ایران قیدی اسلامی خورده است، بیشترین تأکید این مقاله به شناخت اندیشه های دو شاخه اسلام گرایی سیاسی یعنی بنیادگرایی دینی و نوگرایی دینی در دهه 20 است. بنیادگرایی دینی جریانی است که در زمینه معرفت دینی نیازی به تغییر نمی بیند و می کوشد پاسخ تمامی پرسش ها و نیازهای تجدد را به طور از پیش موجود از دل دین استخراج کند، نه با فهم جدید از دین و نوگرایی دینی که طیف گسترده ای را شامل می شود و در تلاش است که پاسخ تجدد را با فهم جدید از دین بدهد که این مسأله منجر به تغییر معرفت دینی می شود. در این مقاله به تفصیل به این جریانات پرداخته می شود.
بررسی تحولات سبک سینمایی عباس کیارستمی در گذار از آنالوگ به دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سینمای آنالوگ تصویر بر اثر تابش نور بر روی ماده ی سلولوئید ثبت می شود. در تصویر آنالوگ ارتباط بین دوربین و ابژه ی ضبط شده در نسبت با زمان و فضا درک می شود. بنابراین، ارتباط بین واقعیت و بازنمایی آن در سینمای آنالوگ بسیار اهمیت یافته است. در مقابل، تبدیل اطلاعات ضبط شده به سیستم عددی در فناوری دیجیتال، ارتباط مادی بین شیء و تصویر را از بین برده است. برخی نظریه پردازان سینمایی معتقدند که تصویر دیجیتال به دنبال ارائه ی درست واقعیت نیست، بلکه روشی دقیق در شبیه سازی شیوه های بازنمایی است. هدف اصلی پژوهش حاضر این است که به تحلیل سبک سینمایی عباس کیارستمی در «گذار از سینمای آنالوگ به دیجیتال» بپردازد. عباس کیارستمی در آثار سینمایی خود پیش از ظهور تصویرسازی دیجیتال، بازنمایی تصویری را در ارتباط با ابزار سینما و مفهوم حرکت به ویژه از منظر هستی شناسی ذات رسانه ی سینما به چالش کشیده است. کیارستمی به ویژه در سه گانه کوکر (۱۳۷۳-۱۳۶۵) بر گسست بین واقعیت و بازنمایی آن تأکید می کند. بر این اساس می توان این پرسش را مطرح کرد که تغییر در فناوری رسانه ی سینما چگونه بر واقع گرایی سینمایی کیارستمی تأثیر گذاشته است. رویکرد این پژوهش تحلیل بر مبنای مفاهیم بازتابندگی، خود آگاهی و فاصله گذاری مدرن است؛ مفاهیمی که به طور معمول در توصیف سبک سینمایی کیارستمی مورد استفاده قرار می گیرند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که رهایی حرکت دوربین دیجیتال ساخته شدن فیلمی همانند ده (۱۳۸۰) را ممکن کرده است که در آن کارگردان، بازیگران و مخاطب نقشی همسان دارند. کیارستمی با استفاده از فناوری دیجیتال از گسست بین سوژه و ابژه فراتر رفته که به نوعی زیبایی شناسی تعاملی در آثارش منتهی شده است.
باورپذیری کاراکتر سه بعدی: به سمت دومین ورطه ی غریب نمایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش عوامل تاثیرگذار بر باورپذیری انیمیشن های سه بعدی روایی را با تمرکز بر نقش واقع نمایی و پرفورمنس کاراکتر مورد بررسی قرار می دهد. هدف اصلی این مطالعه مرور نقادانه بر مؤلفه هایی است که بر واقع نمایی ادراکی یک اثر سه بعدی تاثیر می گذارند. منابع نوشتاری مراجعه شده در این مقاله که متشکل از تئوری های رسانه ی نوین و مقالات فنی گرافیک رایانه ای است، مبنای ارائه ی نموداری گرافیکی می شود که آنالیز باورپذیری انواع کاراکترهای سه بعدی را در مقایسه با هم امکان پذیر می کند. در این نمودار که می توان آن را نسخه ی مبسوط نمودار ورطه ی غریب نمایی فرض کرد، تاثیرات نسبی انواع عناصر فرمی بر احتمال باورپذیری کاراکتر سه بعدی به تصویر کشیده شده است. تجزیه ی کاراکتر سه بعدی به مؤلفه های حرکتی و ایستای سازنده اش، ابزاری بصری برای تأمل بر این مؤلفه ها را به شکل منفرد فراهم می کند. استنتاج کلی این پژوهش بر نقش به مراتب موثرتر سبک پردازی در باورپذیری نسبت به واقع نمایی عکاسانه و طبیعت گرایی دلالت می کند. همچنین به تفصیل مشاهده می شود که فارغ از سبک اتخاذ شده، این پرفورمنس کاراکتر سه بعدی و تکنیک متحرک سازی است که نقش حیاتی تری در ایجاد حس باورپذیری نسبت به طراحی ایستا و سبک رندر کاراکتر دارد.
سنجش بینایی در تلگرام تحلیل سواد رسانه های اجتماعی کاربران ایرانی، با تمرکز بر پیامرسان تلگرام و عوامل مؤثر بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نخست مفهوم “سواد رسانه های اجتماعی” تعریف شده و با توجه به فراگیری تلگرام در ایران، سواد رسانه های اجتماعی در این برنامة پیام رسان سنجیده و عوامل مؤثر بر آن مشخص شده است. در بخش نظری، با مرور مفاهیم و نظریه های موجود دربارة سواد رسانه ای، چارچوب نظری سواد رسانه های اجتماعی پیشنهاد شده است که از سه سطح دسترسی و آگاهی، درک و دانش انتقادی و ساخت و درگیرشدگی تشکیل می شود. برای گردآوری داده ها، به منظور سنجش این سطوح از روش پیمایش آنلاین استفاده شد. همچنین، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند، پرسشنامه در کانال ها و گروه های تلگرامی به مدت یک هفته ارسال شد. در این مدت 574 پاسخنامه دریافت شد؛ که 564 عدد از آنها قابل قبول بود. با تحلیل داده های به دست آمده، میزان سواد رسانه های اجتماعی در هر سطح مشخص شد. نتایج تحقیق نشان می دهد، بر خلاف آنچه تصور می شود، سواد رسانه های اجتماعی در بین کاربران ایرانی خیلی پایین نیست. همچنین کاربران بیشتر در کانال/گروه های علمی و شغلی عضو هستند و بیشتر در همین گروه ها فعالیت دارند. پس از این گروه ها، گروه های خانوادگی، دوستی و خبری قرار دارد. علاوه بر این، یافته های تحقیق نشان داد که سواد رسانه های اجتماعی تحت تأثیر متغیرهای درآمد، جنسیت، شغل و رشتة تحصیلی قرار دارد. این مقاله مفهوم جدیدی برای سنجش سواد رسانه ای در رسانه های اجتماعی به دست داده است، همچنین روش شناسی آن می تواند مبنایی برای مطالعات آتی فراهم کند؛ نوع تازه ای از روش پیمایش در آن استفاده شده است که در عین کمّی بودن از تکنیک های سنّت کیفی بهره می برد.
طراحی مدلی برای اجرای خط مش گذاری زیست محیطی در ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
امروزه کشور با مسایل زیست محیطی عدیده ای مواجه است و عموماً اصلی ترین مساله زیست محیطی کشور عدم اجرای موفق خط مش های زیست محیطی است. هرچند رویکردهای نظری متفاوتی در ارتباط با اجرای موفق خط مش ها وجود دارد، اما با توجه به بومی بودن سیاست های کلی محیط زیست توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی به نظر می رسد ارایه الگوی بومی در این زمینه می تواند بسیار کاربردی باشد. بر همین اساس هدف این پژوهش طراحی مدلی برای اجرای خط مش گذاری زیست محیطی در ایران است که به روش کیفی داده بنیاد انجام شده و در این روش برای استخراج الگوی نظری و یا فرایند نظریه سازی، محقق اقدام به انجام مصاحبه هایی عمیق با 22 نفر از نخبگان، مدیران و متخصصان مرتبط با محیط زیست کشور کرده است. نتایج تحلیل داده ها بر اساس مراحل سه گانه کدگذاری نشان داد که در مرحله کدگذاری باز، بیش از 237 مفهوم و گزاره معنادار استخراج شد و در مرحله بعد 135 مفاهیم متناظر از این گزاره های معنادار بیرون کشیده شد. در ادامه فرایند کدگذاری از مفاهیم متناظر تعداد 26 خرده مقوله استخراج شده که دارای ارتباط مفهومی با همدیگر هستند و در مرحله کدگذاری محوری از خرده مقولات تعداد 11 مقوله محوری بیرون کشیده شد که که با انتزاع بیشتر این مقولات در مرحله کدگذاری گزینشی، یک مقوله هسته ای به شرح «یک اجرای موفق خط مشی زیست محیطی مبتنی بر تدوینی فکورانه بر پایه هماهنگی و همسویی نهادی و ارزشی است که در آن توسعه دانش زیست محیطی با استراتژی مدیریت سبز و قوانین مؤثر موجب اعتلای فرهنگ زیست محیطی می شود» ظاهر شد که می تواند تمامی مقولات دیگر را تحت پوشش قرار بدهد.
نفت، کیفیت زندگی و توسعه در ایران 1390-1350(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) بهار ۱۳۹۷ شماره ۸۰
63-87
حوزههای تخصصی:
این مقاله کوشیده است سهم ثروت طبیعی نفت و درآمدهای حاصل از آن را بر کیفیت زندگی مردم ایران در طی سال های 1390 – 1350 شمسی به روش تاریخی اسنادی بررسی نماید. در رویکرد نهادگرایی دولت به عنوان نهاد مهم اثرگذار بر فرآیند توسعه مطرح می شود. تأثیر این نهاد به عنوان مالک انحصاری درآمد نفت بر اساس رویکرد "ساختاربندی انتخاب" بررسی خواهد شد. برای تأثیر پذیری حوزه اجتماع نیز از مدل کیفیت زندگی به مثابه شاخص توسعه اجتماعی استفاده شده است. این مفهوم با لحاظ کردن ابعاد جامع تر، اهمیت تحلیل رشد پایدار و برابر در طیف گسترده ای از مؤلفه ها را برای بهبود کیفیت زندگی به جای رشد کمّی شاخص های معیشتی رفاه نشان می دهد. مشخصه سیاست های اجتماعی دولت ایران طی سال های1390-1350، به رغم تغییر رژیم و دولت ها، شامل شتابزدگی و عدم فرصت برای اصلاحات نهادی، بی توجهی به بستر بومی، تک سویه بودن، و بی توجهی به پایداری است. این مسیله نشان از حک شدن مسایلی در ساختارهای ایران دارد که به طور پیوسته مشکلات را در همه حوزها از جمله حوزه رفاه و کیفیت زندگی باز تولید می کند.
دسترسی به پول و مناسبات قدرت در روابط همسران: مطالعه ای در اجتماع محلی زنان «دستان سبز» و تکیه شهدا»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) بهار ۱۳۹۷ شماره ۸۰
165-208
حوزههای تخصصی:
این مقاله در پی بررسی تأثیر دسترسی زنان به پول در مناسبات قدرت در خانواده های فرودست است. پرسش این است که مناسبات قدرت در روابط همسران در این خانواده ها بر مبنای دسترسی به پول چگونه صورت بندی می شود؟ پژوهش با استفاده از روش مردم نگاری نهادی و ارزیابی مشارکتی روستایی و با تکنیک های مشاهده، مصاحبه، بحث های گروهی و رسم نمودار فعالیت روزانه در اجتماعات محلی زنان تکیه شهدا و دستان سبز در شهر تهران انجام شده است. بر پایه یافته ها پول و قدرت در خانواده، مفاهیمی عمیقاً جنسیتی هستند. پول توجیبی، پول خرجی، پول دیدنی، پول نادیدنی، پس انداز، ارثیه و هدایای والدین، صندوق قرض الحسنه خانگی و مهریه، پول های در دسترس زنان یا منابع آن هستند. عاملیت اقتصادی زنان در اجتماعات مورد مطالعه در کسب پول نادیدنی و مدیریت پول مردانه تعریف می شود. قدرت زنانه با همنوایی با مرد شکل می گیرد و از نوع اقتدار اجرایی و در حوزه مسایل کم اهمیت تر است. کنترل نحوه هزینه کرد درآمد زن، امتناع از دادن پول و منع دسترسی زن یا فرزندان به تأمین نیازهای پایه ای از مصادیق خشونت اقتصادی است که زنان مورد مطالعه تجربه کرده اند؛ در مقابل، طی مدارای همدلانه همسران با وجود تفاوت در میزان دسترسی به پول، می توانند مناسبات قدرت را به طور مسالمت آمیز تنظیم کنند.
بررسی تفاوت های نسلی ارزش های اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن: مورد مطالعه شهر قدیم هشتگرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند دهه اخیر، جامعه ایران تغییرات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را تجربه کرده است و انتظار می رود متأثر از جریان های صنعتی شدن و شهرنشینی تغییراتی در ارزش ها و نگرش های افراد صورت پذیرد. هدف اصلی این مقاله، بررسی تغییرات نسلی ارزش های اجتماعی و تحلیل عوامل مؤثر بر آن است. داده ها با استفاده از پیمایشی که در سال 1393 بر روی 379 نفر از شهروندان شهر قدیم هشتگرد انجام گرفت، جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد تفاوت آماری معنی داری در ابعاد مختلف نظام ارزشی نسل های مختلف وجود دارد و گرایش نسل جوان به ارزش های سنتی کاهش یافته است؛ با این حال این تفاوت ها به قدری نیست که بتوان آن را به تضاد ارزش های نسلی تعبیر کرد. حتی نمی توان طبق نظر اینگلهارت طبقه بندی از مادی و فرامادی ارائه داد. در واقع نسل جوان ترکیبی از ارزش های سنتی و مدرن و یا تلفیقی مادی فرامادی دارد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیونی عوامل مؤثر بر ارزش های اجتماعی نشان داد دو متغیر ارتباطات و نوع رسانه تأثیر آماری معنی داری بر ارزش های اجتماعی در نسل جوان دارد. در نسل میانسال ارزش های اجتماعی تحت تأثیر سه متغیر رضایت از زندگی، پایگاه اقتصادی و اجتماعی و نوع رسانه است و در نسل بزرگسال، ارزش های اجتماعی تحت تأثیر رضایت از زندگی است.
بررسی تأثیر امنیت حق مسکن بر کیفیت زندگی روزمره ی ساکنان محدوده ی اوزون تپه بومهن: یک بازاندیشی انتقادی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات علوم اجتماعی ایران سال پانزدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۵۸
99 - 117
حوزههای تخصصی:
به موازات رشد ابرشهرها، فقر شهری در کشورهای جهان سوم افزایش یافته. تامین حق سکونت در سکونت گاه های غیررسمی می تواند زمینه ساز بهبود محیط زندگی فقرا باشد و در صورت تأمین حق سکونت و منابع لازم آنان قادرند شرایط مسکن و زندگی خود را ارتقاء بخشند. هدف این تحقیق بررسی تأثیر امنیت حق مسکن بر کیفیت زندگی در سکونت گاه های غیررسمی است . تحقیق حاضر توصیفی – تحلیلی است و از روش پیمایشی و اسنادی برای جمع آوری داده ها استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش نمونه موردی اوزون تپه می باشد که بر اساس سرشماری سال 90 جمعیت جمعیتی بالغ بر ۵۰۰۰ نفر می رسد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۲۴۸ نفر به دست آمد و به منظور دسترسی به جامعه آماری از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. ابزار جمع آوری تحقیق پرسشنامه است که از اعتبار صوری برخوردار است و میزان پایایی آن نیز 0.76 است. برای تبیین یافته ها از آزمون رگرسیون و همبستگی استفاده شده است. طبق آزمون های آماری بین تأمین حق سکونت و همه ی ابعاد کیفیت زندگی رابطه ی معنی داری وجود دارد. یافته های این تحقیق نشان داد که تأمین حق سکونت تنها در یک بعد یعنی بعد ادراکی توانسته تاثیر چشم گیری را در وضعیت این قشر ایجاد کند.
بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و هویت محله ای در شهر تهران (مورد مطالعه: محله های حصارک، وحیدیه و ولنجک)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات علوم اجتماعی ایران سال پانزدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۵۸
118 - 137
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف مطالعه رابطه بین سرمایه اجتماعی و هویت محله ای در شهر تهران انجام شد. چارچوب نظری این تحقیق بر اساس آرای ایمری و همکاران، چپ من، لوفور، جیکوبز، هاروی، هال، جنکینز، پاتنام و دیگران تنظیم و پیرو آن مدل نظری ترسیم گردید. روش تحقیق، پیمایش و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ساخت یافته بود. جامعه آماری محله های حصارک، وحیدیه و ولنجک با جمعیتی معادل 56060 نفر در سال1390 است. نمونه گیری با استفاده از فرمول کوکران 382 نفر برآورد شد. برای پوشش پاسخ های غیرمعتبر 428 پرسشنامه توزیع گردید. داده های گردآوری شده در قالب آمار توصیفی، استنباطی و تحلیل مسیر تحلیل شدند. سرمایه اجتماعی رابطه معناداری با هویت محله ای در سطح اطمینان 95 درصد داشت. میانگین هویت محله ای در بازه 11 تا 55 در حصارک برابر 8/33، ولنجک 14/33 و وحیدیه 32/31 بود. میانگین سرمایه اجتماعی نیز در بازه 13 تا 65 در حصارک معادل6/39، ولنجک 6/24 و وحیدیه 2/35 بود. هویت محله ای و سرمایه اجتماعی با ضریب پیرسون 504/0در سطح اطمینان 95 درصد رابطه معنادار با شدت بالایی داشتند. تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد، 8/44 درصد تغییرات هویت محله ای توسط متغیرهای درون مدل تبیین شدند، از میان ابعاد سه گانه سرمایه اجتماعی 661/0 تغییرات هویت محله ای تحت تاثیر انسجام اجتماعی تبیین می گردد.
بازنمایی سریال های تلویزیونی و برساخت گفتمانی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان ها با بهره گیری از ابزارهای گفتمانی (مانند رسانه ها) و متون گفتمانی مختلف از جمله سریال های تلویزیونی، به بازنمایی نهادهای مختلف به ویژه نهاد خانواده می پردازند. دقت به این مهم که در سریال های تلویزیونی، نهاد خانواده چگونه بازنمایی می شود، چه گفتمان هایی در آن نمود می یابند، روابط بین گفتمان ها چگونه اند و این گفتمان ها به کدام فرایندهای نهادی و به کدام فرایندهای اجتماعی تعلق دارند، مسأله ای است که تحقیق حاضر سعی دارد با بررسی یکی از سریالی های محبوب ایرانی (سریال ستایش) به آن پاسخ دهد. در راستای پاسخ به این مسئله از نظریات نورمن فرکلاف به عنوان چارچوب مفهومی استفاده شد و برای گردآوری و تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل گفتمان انتقادی استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد که این مجموعه سریال بیانگر تقابل گفتمانی بین دو گفتمان مذهبی و دنیاگرایی است که محور اصلی این تقابل گفتمانی، تربیت فرزندان است. این سریال با نشان دادن پیروزی گفتمان مذهبی، گفتمان بهتر و برتر در راستای شیوه تربیت نسل جدید را معرفی می کند. دیگر نتیجه تحقیق بیانگر آن بود که سریال «ستایش» تصویری از فرایندهای اجتماعی در جامعه ایران است، زیرا در جامعه ایران نیز تقابل گفتمانی بین گفتمان دنیاگرایی و مذهبی وجود دارد و هر گفتمانی بر آن است که معنای مورد نظرش را تثبیت کند. فرایند اجتماعی حاکی از تقابل طبقاتی است که حامل این گفتمان هاست. بر این اساس در این سریال شاهد تقابل دو طبقه متوسط سنتی و طبقه بورژوازی بازاری هستیم. برای رفع این نزاع اجتماعی، گفتمان مذهبی (به مثابه گفتمان حاکم) از طریق متون گفتمانی (سریال ستایش) برتری گفتمان خود را به اثبات رسانده و سوژه ها (والدین و جوانان) را به گفتمان خود فرا می خواند.
تحلیل فضایی جرم کیف قاپی در شهر ساری با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
125 - 146
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: جرم کیف قاپی از جرایم شایع در نواحی شهری کشور است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل فضایی جغرافیای کیف قاپی در شهر ساری انجام شده است. کیف قاپی یکی از جرایم علیه اموال و اشخاص شناخته می شود که کنترل و مقابله و پیشگیری از آن تأثیر بسزایی در افزایش احساس امنیت شهروندان دارد. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ شیوه اجراء توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری کل جرایم کیف قاپی در شهر ساری طی سال 1396است. داده های جرم از سامانه GIS فرماندهی انتظامی استان مازندران به عنوان یکی از استان های پیش رو در این زمینه و همچنین پرونده های ثبت شده، گردآوری و با نرم افزار ArcGIS تجزیه تحلیل شد. بر این اساس پراکندگی مکانی جرایم کیف قاپی، شناسایی مرکز ثقل و و ترسیم بیضی انحراف معیار جرم کیف قاپی در دستور کار قرار گرفت. یافته ها: اکثریت بالایی از کیف قاپان مردهای جوان و میان سال به شمار می آیند که بیکار و فاقد تحصیلات دانشگاهی، و دارای سابقه کیفری هستند. پراکنش کیف قاپی از پیرامون به سمت مرکز شهر متراکم تر می شود و مرکز ثقل کیف قاپی بر مناطق مرکزی شهر انطباق دارد. الگوی زمانی وقوع کیف قاپی به نیمه دوم شبانه روز، روزهای میانی هفته، و فصل تابستان متمایل است. نتیجه گیری: برآیند یافته های پژوهش بیانگر آن است که امروزه مدیریت انتظامی جرم از جمله کیف قاپی نیازمند بهره گیری از سامانه اطلاعات مکانی جرم است. تحلیل فضایی کیف قاپی در شهر ساری ضرورت پاک سازی نواحی مرکزی شهر ساری از جرم کیف قاپی را آشکار می سازد. موفقیت در این زمینه نیازمند بهسازی و نوسازی بافت شهری بویژه بافت فرسوده بر پایه نقش طراحی شهری در پیشگیری از جرم، و تقویت سیاست ها و برنامه های پیشگیری وضعی، اجتماعی و کیفری از جرم است.
جایگاه فرهنگ سازمانی در ارتقای بهره وری ( مورد مطالعه دانشکده صنعت هواپیمایی کشوری، مرکز آموزش فنون هوایی و شرکت فرودگاهها و ناوبری هوایی ایران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
علوم اجتماعی شوشتر سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۴۳)
273 - 294
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی جایگاه فرهنگ سازمانی بر ارتقای بهره وری در دانشکده صنعت هواپیمایی کشوری، مرکز آموزش فنون هوایی و شرکت فرودگاهها و ناوبری هوایی ایران صورت گرفت. در این راستا از مبانی نظری و نظرات صاحب نظران و متخصصان استفاده گردیده است. جامعه آماری پژوهش 500 نفر از متخصصان خبره، مدیران ارشد، کارکنان و اساتید مرکز یاد شده با تاکید بر گرایش های مختلف مدیریت و بهره وری بوده اند که بر اساس جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 300 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های فرهنگ سازمانی و بهره وری سازمانی که در قالب طیف دوطرفه لیکرت تنظیم شده بود که بین گروه نمونه توزیع شد و در نهایت 300 پرسشنامه عودت داده شد. پایایی فرهنگ سازمانی 0.94 و پایایی پرسشنامه بهره وری سازمانی 0.96 با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد. همین طور از روایی محتوی بمنظور تعیین روایی پرسشنامه ها استفاده شد که برای این منظور به تایید متخصصین مربوطه رسید. تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از اجرای پرسشنامه ها در بخش توصیفی از طریق نرم افزار spss و در بخش استنباطی با استفاده از نرم افزار pls انجام شد. نتایج تحقیق نشان دهنده اهمیت جایگاه فرهنگ سازمانی در ارتقای بهره وری سازمانی می باشد.
هژمونی گفتمان شعر مأیوس در دهه هشتاد؛ مطالعهٔ موردی اشعار علیرضا آذر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال یازدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۴۴)
113 - 139
حوزههای تخصصی:
برمبنای نظریه و روش تحلیل گفتمان، بین معرفت و فرایندهای اجتماعی و تاریخی، پیوند ناگسستنی وجود دارد. فرایندهای اجتماعی و تاریخی، شیوه های فهم انسان ها از جهان را خلق و دگرگون می کنند و ازسوی دیگر، از طریق شیوه های فهم جهان، هدایت می شوند. براین اساس، آثار ادبی و هنری، در خلأ تولید نمی شوند و با متن و بستر اجتماعی و تاریخی خود رابطه ای دوسویه دارند. در مقاله حاضر، گفتمانی که در سال های پایانی دهه 1380 در فضای شعر کشور هژمون شده است، با واکاوی اشعار علیرضا آذر به عنوان یکی از مطرح ترین عرضه کنندگان این گفتمان بررسی می شود و مؤلفه های چهارگانه آن (آرمان گریزی، ناامیدی، شخص محوری، و میل به خودکشی و انهدام خویشتن) در ارتباط با تحولات سیاسی و اجتماعی ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، تبیین می شود. تحلیل انتقادی به روش نورمن فرکلاف، چرایی و چگونگی مفصل بندی جهان به گونه ای خاص را در گفتمان اخیر توضیح می دهد و کارکرد ایدئولوژیک آن را در جاودانه نشان دادن مفاهیم محدود تاریخی نشان می دهد.
مطالعه جامعه شناختی نگرش مردم به فرزندآوری دراستان همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۰۳ و ۱۰۴
59-90
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که امروزه برای پژوهشگران علوم اجتماعی و خاصه جمعیت شناسان جای بحث و بررسی دارد، نگرش مردم به فرزندآوری است. این پدیده که امروزه به صورت یک مساله اجتماعی، نمود پیدا کرده است، نظر طیف گسترده ای از متخصصان را نیز به خود مشغول کرده است؛بنابراین هدف اصلی مطالعه حاضر مطالعهجامعه شناختینگرشمردمبهفرزندآوری در استانهمدان است. روش مطالعه پیمایشی بوده و ابزار جمع آوریداده ها پرسشنامه است. جامعه آماری، تمام زنان 15-49 ساله استان همدان، در سال 1395 است، که تعداد آنها برابر 321562 نفر است. با توجه به تعداد زیاد افراد مورد مطالعه، 384 نفر با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران و با روش تصادفی خوشه ای انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. اما با توجه به عدم عودت تعداد زیادی از پرسشنامه ها، به ناچار تحلیل ها بر روی 305 پرسشنامه صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و برای بررسی فرضیه های پژوهش از تکنیک های آماری مانند آزمون پیرسون، تحلیل واریانس و مقایسه میانگین ها و برای برآورد مدل تجربی، از رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده به عمل آمد. نتایج حاصل نشان می دهد که نگرش به فرزندآوری تحت تأثیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی پاسخگویان، تعداد فرزند دختر، تعداد فرزند دلخواه، تمایل به پدر یا مادر شدن، میزان استفاده از اینترنت، فاصله سنی همسران و سن مناسب ازدواج قرار دارد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون، نشان می دهد که سه متغیر تعداد فرزند دلخواه، پایگاهاقتصادی-اجتماعی و فاصلهسنیبالابرایازدواج به ترتیب میزان اهمیتی که در تبیین متغیر وابسته داشته اند، وارد معادله رگرسیونی شده و رویهم رفته توانسته اند 0.39 از تغییرات متغیر نگرش به فرزندآوری را پیش بینی نمایند.
تبیین ارتباط میان اقناع رسانه ای شبکه های اجتماعی و سبک زندگی- مورد کاوی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شبکه های اجتماعی به محلی برای حضور اقشار مختلف جامعه، به ویژه جوانان و مکان تبادل آرا و افکار و تأمین نیازهای متناسب با زندگی اجتماعی ایشان تبدیل شده اند. علاوه بر اینکه مرجع تأمین بسیاری از نیازهای فرهنگی و اجتماعی اعضای خود هستند، این امکان را برای اعضا فراهم می کنند که هم زمان با انجام دیگر فعالیت های اجتماعی از طریق رایانه یا تلفن همراه، فعالیت خود را در این جوامع مجازی نیز پیگیری کنند. از سوی دیگر برای این که یک رسانه بتواند تأثیرات ژرف بر مخاطب خود بگذارد باید به تکنیک های اغنایی دست یازد. پس از اقناع شدن مخاطب قاعدتاً نحوه نگرش و بینش وی تغییر یافته و سبک زندگی و رفتاری کسی را تقلید می کند که وی را اقناع کرده است. پس رسانه می تواند معبری برای اقناع باشد یا خود سبک خاصی از زندگی را ترویج دهد. این مقاله در پی آن است که مؤلفه های شبکه اجتماعی را با توجه به تعاریف بین المللی و مورد وثوق، استخراج کرده و به این پرسش کلیدی پاسخ دهد که ارتباط میان اقناع رسانه ای شبکه های اجتماعی و سبک زندگی مخاطبان خود چگونه است. در این پژوهش که با روش توصیف، تبیین و تحلیل اطلاعات گردآوری شده، مشخص می شود که اقناع رسانه ای که توسط شبکه اجتماعی انجام می گردد ممکن است باعث تغییراتی در سبک زندگی کاربران شود.
نقش هیجان های دلخواه و هیجان های خوشایند در احساس خوشبختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۳۹۷ شماره ۱۷
191 - 213
حوزههای تخصصی:
بیشترِ روان شناسان، خوشبختی را زیاد بودن هیجان های خوشایند و کم بودن هیجان های ناخوشایند می دانند، امّا به باور ارسطو، انسان ها زمانی خوشبخت هستند که هیجان هایی را داشته باشند که می خواهند داشته باشند، حتّی اگر آن هیجان ها ناخوشایند باشند. پژوهش کنونی باهدف بررسی این نظریه ارسطو، به آزمون این فرضیه پرداخت که ناهمخوانی هیجان هایی که فرد دارد و هیجان هایی که می خواهد داشته باشد، با افسردگی رابطه مثبت و با بهزیستی رابطه منفی دارد. در یک طرح همبستگی، فراخوان شرکت در پژوهش به سی هزار مشترک همراه اوّل و ایرانسل شهر تهران پیامک شد و 1410 نفر (564 مرد) با میانگین سنّی 26 سال در پژوهش شرکت کردند. ابزار پژوهش، یک پرسشنامه ساخته پژوهشگر برای اندازه گیری هیجان های خواسته و داشته، مقیاس افسردگی مرکز پژوهش های همه گیرشناختی و مقیاس رضایت از زندگی بود. تحلیل های همبستگی و رگرسیون نشان دادند که ناهمخوانی مطلق هیجان های خواسته و داشته (که نشان می داد هر آزمودنی تا چه اندازه هیجان های دلخواه خود را تجربه کرده است)، حتّی در آزمودنی هایی که هیجان های خوشایند را بیشتر و هیجان های ناخوشایند را کمتر از آنچه می خواستند تجربه کردند و حتّی پس از کنترل آماری هیجان های تجربه شده، توانست افسردگی بیشتر و بهزیستی کمتر را پیش بینی کند. پس خوشبختی فقط هیجان های خوشایند نیست، بلکه هر هیجانی، اگر دلخواه ما باشد می تواند به خوشبختی ما کمک کند.
تحصیل منضبطانه و کنشگری منفعلانه: نشانه شناسی اجتماعی صف در تجربه تحصیلی دختران جوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال نوزدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
83 - 112
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در نظر دارد با تحلیل نشانه شناختی اجتماعی صف، به عنوان یکی از منابع نشانه ای حاضر در تجربه تحصیلی دختران جوان، به بازنمایی نظام معنایی شکل گرفته در فضای بین الاذهانی عاملان اجتماعی مذکور بپردازد. در این راستا روایت های سیزده تن از دختران جوان مشهدی از صف، مبتنی بر رویکرد نشانه شناسی اجتماعی ون لیوون تجزیه و تحلیل شده است. نتایج این تحقیق نشان داد صف به منزله عرصه ای برای اعمال قدرت انضباطی، دانش آموزان را در فرایندی تربیتی وارد می سازد که مشتمل بر مجموعه ای از تعاملات نابرابر و عمدتا کلیشه ای، و با تمرکز بالا بر تداوم نشانه های صوری وابسته به آن است. به عبارت دیگر صف که ظاهرا، ابزار تربیت و آموزش قانون در مدرسه، به حساب می آید در عمل دانش آموزان را به سمت فرایندی انفعالی و قدرت زدا می کشاند، به گونه ای که آنان تحصیل را جدا از خود می بینند و نهایتا به عاملانی فرمانبردار مبدل می شوند