فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۹۴۱ تا ۸٬۹۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال شانزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵۹
353 - 381
حوزههای تخصصی:
مسئولیت پذیری اجتماعی از مهم ترین مؤلفه های اجتماعی و فرهنگی یک جامعه مدنی و از جمله ویژگی های توسعه یافتگی است که در هر جامعهای افراد و نهادهای دولتی و غیردولتی با تأکید بر تبعیت از قوانین مدنی جامعه، آموزههای ارزشی و هنجاری مطابق با فرهنگ همان جامعه را از دوران کودکی به وسیله ارتباطات اجتماعی، تعاملپذیرى و کنشهاى متقابل اجتماعى رو در رو به صورت هاى مستقیم و غیر مستقیم آموزش مىدهند، این فرایند منجر به توسعه پایدار جامعه مىگردد. بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی رابطه بین هوش فرهنگی و میزان مسئولیتپذیری اجتماعی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه می باشد. این مطالعه با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی و تکنیک پیمایش انجام پذیرفت. جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه توأم با مصاحبه انجام گرفت، سپس برای پردازش و تجزیه و تحلیل آماری دادهها از نرمافزار SPSS22 استفاده گردید. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد بین سن، جنسیت، وضعیت تأهل و محل سکونت با مسئولیت پذیری اجتماعی رابطه معناداری وجود ندارد. هم چنین نتایج حاصل از رگرسیون نشان می دهد متغیر هوش فرهنگی راهبردی با بتای 356/0beta= بیشترین مقدار واریانس متغیر وابسته را تبیین کرده است و در مرتبه ی دوم متغیر مقطع تحصیلی با بتای 354/0beta=، متغیر هوش فرهنگی انگیزشی با235/0beta=، متغیر هوش دانشی با 146/0beta= و در پایان متغیر هوش فرهنگی کلامی با 121/0beta= قرار دارد.
مطالعه جامعه شناختی مشارکت پایدار مردمی در نوسازی و بازسازی بافت های فرسوده شهری (مورد مطالعه بافت فرسوده شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال دهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۳۴
120-154
حوزههای تخصصی:
بافت فرسوده یک ابرچالش برای شهر تهران است. در برنامه پنجم توسعه احیای ده درصدی تکلیف شد که با ورود یکجانبه وزارت راه و شهرسازی عملیاتی نشد، در برنامه ششم موضوع متقن تر شد و 21 دستگاه مکلف شدند، اما ارزیابی برنامه ها گویای عدم تحقق، به دلایل مختلف از جمله برنامه ریزی از بالا به پایین و مشارکت شعاری مردم بود. مساله اصلی این مقاله بررسی جایگاه مشارکتی مردم بعنوان ذینفعان حقیقی این برنامه هاست. با استفاده از روش کیفی، کمی (پرسشنامه و مصاحبه ) و بهره گیری از رهیافت توصیفی-تحلیلی و گراندد تئوری تجزیه و تحلیل اطلاعات مشتمل بر بررسی دلایل، انگیزه ها، ارزش ها، باورها وتجربه زیسته ساکنین بافت فرسوده انجام شد. بر اساس چارچوب نظری تحقیق مشارکت برخواسته از اعتمادسازی، آگاهی بخشی و توانمندسازی ساکنین است. یافته های پژوهش گویای آن است که میزان مشارکت مردم به دلیل عدم آگاهی و یا اطلاعات محدود است که ماحصل آن سست شدن اعتماد اجتماعی و عمیق تر شدن فقر فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. چندبعدی بودن این چالش ها، ضرورت بهره گیری از ابزارهای چندگانه و همراستا مشتمل بر اطلاع رسانی، بهبود تجربه زیسته از طریق خدمات اجتماعی، تقویت احساس مسئولیت اجتماعی و توانمندسازی راهگشاست که مدل زنجیره بلوکی (Block Chain) به عنوان یک بستر اطلاعاتی مبنی بر امنیت، شفافیت و اعتماد ارائه شد.
نقش رسانه ملی در توسعه ارتباطات میان فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توسعه رسانه ها، ارتباطات میان فرهنگی نیز دچار تحولات جدی شده است. گسسته شدن مرزهای زمان و مکان این امکان را فراهم آورده است که ارتباط میان فرهنگ ها تسهیل شود. مقاله حاضر با همین هدف و با تاکید بر روی نقش رسانه ملی در توسعه ارتباطات میان فرهنگی در ایران صورت پذیرفته است. تکنیک به کار رفته در مطالعه حاضر دلفی بوده و جامعه آماری شامل صاحب نظران و کارشناسان مدیریت رسانه، مدیران شبکه های تلویزیونی، مدیران ارشد سازمان صدا و سیما و به طور کل کلیه افرادی بوده که در حوزه سازمان صدا و سیما و ارتباطات میان فرهنگی صاحب نظر بوده اند. نمونه تحقیق توسط لیستی منتخب از 30 نفر از خبرگان این عرصه انتخاب شده اند. نتایج این بررسی نشان می دهد بازتعریف مفهوم قوم گرایی (93.4 درصد)، همگرایی اقوام (90 درصد)، افزایش سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی (87.4 درصد)، بازتعریف مفهوم هویت ملی و افزایش آن (86.6 درصد)، افزایش میزان همدلی فرهنگی و قومی (80.2 درصد)، ارائه و انعکاس مشترکات فرهنگی و عدم نمایش تعارضات میان فرهنگی (76.9 درصد) مهم ترین کارکردهای رسانه ملی از منظر خبرگان بوده اند. لذا بر مبنای یافته ها، پیشنهاداتی برای کاربست در رسانه ملی ارائه شده است.
اثر گردشگری مجازی بر رفاه ذهنی (مورد مطالعه کاربران اینستاگرام و فیس بوک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۲
157 - 184
حوزههای تخصصی:
امروزهصنعت گردشگری با استفاده از فن آوری توانسته است نوع جدیدی از گردشگری، به نام «گردشگری مجازی» را خلق کند. این فن آوری بستری را برای حضور افراد در سرزمین دیجیتالی فراهم کرده است که مشاهده هرگونه اطلاعات صوتی، تصویری و متنی از دنیای واقعی را میسر می سازد. شواهد و قرائن نشان می دهد که این امکان، اثرات قابل تأملی بر روی رفاه ذهنی افراد بر جای می گذارد. بر این اساس هدفِ اصلی این مقاله بررسی و تحلیل تأثیر گردشگری مجازی بر رفاه ذهنی با استفاده از تئوری «سیستم انگیزشی لذت» در نظر گرفته شد. اطلاعات موردنیاز برای تحلیل این اثرات با استفاده از روش پیمایش در بازه زمانی دی تا پایان بهمن ماه 98 استخراج شده است. جامعه آماری این تحقیق به دلیل نامشخص بودن تعداد گردشگران خارجی، نامحدود در نظر گرفته شد و برای تعیین نمونهآماری نیزاز فرمول کوکران استفاده و به کمک نمونه گیری در دسترس، تعداد 384 نفر از بین گردشگران اروپایی انتخاب شدند. تحلیل داده های گردآوری شده به کمک نرم افزار SPSS23 و آموس انجام شد و یافته های تحقیق نشان داد کهسهولت درک شده، سودمندی درک شده و لذت درک شده بر رضایت از زندگی، کیفیت زندگی، شادکامی و سلامت روان به واسطه غرقگی، تأثیر مثبت و معناداری دارند.
Predicting Social Skills in Single Child Adolescents based on Attachment Styles and Creativity: The Mediating Role of Moral Intelligence(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this research was predicting social skills in single child adolescents based on attachment styles and creativity with mediating role of moral intelligence. Methodology: This was a cross-sectional study from type of correlation. The research population was 3957 single child adolescent students in areas one to three of Tehran city in 2019-2020 academic years. Based on Cochran's formula, the sample size was estimated 350 people who were selected by multi-stage cluster sampling method. To collect data used from the questionnaires of social skills (Inderbitzen & Foster, 1992), attachment styles (Hazan & Shaver, 1987), creativity (Torrance, 1992) and moral intelligence (Lennick & Kiel, 2005). Data were analyzed by structural equation modeling method from type of path analysis in LISREL software version 8.8. Findings: The findings showed that secure attachment and creativity had a direct and significant effect on moral intelligence and social skills, avoidant and ambivalent insecure attachments had a direct and significant effect on moral intelligence and social skills and moral intelligence had a direct and significant effect on social skills. Also, secure, insecure avoidant and insecure ambivalent attachments, avoidant and ambivalent insecure attachments and creativity with mediating role of moral intelligence had an indirect and significant effect on social skills (P<0.05). The model had a good fit and moral intelligence was a good mediator between attachment styles and creativity with social skills. Conclusion: According to the results, to improve social skills can be increased the rate of secure attachment style, creativity and moral intelligence and decreased the rate of avoidant and ambivalent insecure attachment styles.
Develop a Narrative Philosophy Education Program and Evaluate its Effectiveness on Moral Intelligence, Epistemological Beliefs and Emotional Self-awareness in Adolescents(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this study was to develop a program for teaching philosophy in a narrative manner and to evaluate its effectiveness on moral intelligence, epistemological beliefs and emotional self-awareness in adolescents. Methodology: The method of quasi-experimental research was pre-test-post-test design with control and follow-up group, also in terms of exploratory data type. The statistical population in the qualitative section consisted of 15 specialists in educational sciences and philosophy who were selected by purposive sampling method. Also, the statistical population in the quantitative part included 30 students in 2019 who were tested in two groups of 15 using stepwise cluster sampling. The experimental group underwent 8 sessions of 90-minute philosophy training in a narrative manner. The data collection tool was exploratory in the qualitative part of semi-structured individual interviews. In the quantitative part, Lenick and Kiel (2011) Moral Intelligence Questionnaire, Biles (2009) and Grant et al. (2002) Emotional Self-Awareness Questionnaire were used. Qualitative data analysis was used for content analysis and in quantitative part for confirmatory factor analysis, analysis of variance with repeated measures was used. Findings: The findings showed that among the components of teaching philosophy in a narrative way were responsibility, forgiveness, honesty, courageous behavior, moral values and communication skills. The results also showed that teaching philosophy in a narrative way is effective on moral intelligence, epistemological beliefs and emotional self-awareness of adolescents. Conclusion: Therefore, paying attention to the mentioned variables in prevention and designing more appropriate treatments will help researchers and therapists in the field of adolescents.
Identifying the Factors That Shape Collective Trust and Its Consequences in Schools(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of this study was to identify the factors of formation and consequences of collective trust in schools. Methodology: The present study was conducted using a qualitative method using data foundation theory. The statistical population included education professionals and knowledge-based companies. The research sample consisted of 12 experts and experts in the field of education and collective trust, the Institute of Education Studies, the Ministry Office of the Ministry and the General Directorate of Education, experienced managers who were selected by purposive sampling method. . First, 7 people were selected using purposive sampling, and then 5 more people were selected using the snowball method. The data collection tool was a semi-structured interview. By analyzing the data theory, the basic model was extracted and then the components and sub-components were identified. Findings: The components of collective trust formation and its consequences in school were identified with 6 main dimensions, 17 pivotal components, and 85 coding. And the motivation and dynamism of the school community; The underlying conditions were: innovation and new technology, an effective educational program for teachers and school colleagues, and the consequences of the collective trust of schools were: improving the social status of teachers and administrators, students' academic success, setting educational goals and Appropriate teaching content - developing care insights in the school community. Conclusion: The results of the study showed that the causal factors and underlying collective trust in schools are: support of senior school principals and the organization, personality and professional characteristics and motivation and dynamism of the school community; Underlying conditions are innovation and new technology, an effective curriculum for teachers and school staff
بررسی پوشش ثبت مرگ و میر و تأثیر اصلاح آن در امید زندگی (مورد مطالعه: استان ایلام)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال هفدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۷
13 - 23
حوزههای تخصصی:
یکی از مولفه های مهم در برنامه ریزی سلامت، دسترسی به داده های جمعیتی قابل اطمینان از جمله آمارهای مرگ و میر می باشد، این اطلاعات باید بطور مرتب مورد بررسی و از نظر کم ثبتی و بد ثبتی تصحیح گردند. مطالعه حاضر کاربردی و روش آن اسنادی و گذشته نگر است و اطلاعات آن از نوع سرشماری می باشد که با مراجعه به آمارهای مرگ در استان ایلام و داده های جمعیتی سرشماری نفوس سال 1395 انجام شده است. برای رسیدن به اهداف این مطالعه از روش براس برای ارزیابی پوشش داده های مرگ استفاده گردیده است. نتایج این مطالعه نشان داد، ضریب اصلاح موارد مرگ برای استان ایلام 1/68و پوشش ثبت 60 درصد است. همچنین این ضریب برای نقاط شهری، روستایی، مردان و زنان به ترتیب 1/72 ، 1/59 ،1/38، 2 و پوشش ثبت 58 ، 62، 73 و 47 درصد می باشد. یافته های این مطالعه بیانگر اختلاف زیاد امید زندگی قبل و بعد از تصحیح با استفاده از روش براس است. بطوریکه محاسبه امید زندگی برای کل جمعیت قبل از روش براس از 79/8 به 75/2 تغییر یافته است. این شاخص به ترتیب در جمعیت مردان و زنان از 78/9 به 75/1 و از 5/ 81 به 75/3 و در مناطق شهری و روستایی از 79/5 به 74/8 و از 80/1 به 75/9 کاهش یافته است.
کاربرد مدل ارتقاء سلامت پندر در ارزیابی کیفیت زندگی زنان سنین باروری شهرهای استان سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی با هدف مطالعه تعیین کننده های اجتماعی- جمعیتی کیفیت زندگی زنان 49-15 ساله شهرهای استان سیستان و بلوچستان براساس الگوی ارتقاء سلامت پندر و با حجم نمونه 800 نفر انجام شد. روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و ابزار مورد استفاده پرسشنامه بود. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی مستقل، آنالیز واریانس و رگرسیون خطی چندگانه انجام شد. نتایج تحلیل مدل های رگرسیونی نشان داد خودکارآمدی درک شده دارای بیشترین قدرت پیش بینی کنندگی متغیر کیفیت زندگی بود (288/0Beta=). بعد از آن به ترتیب: عامل موانع درک شده، سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، سن، تعداد فرزندان و عواطف درک شده، پیش بینی کننده کیفیت زندگی زنان مورد مطالعه بودند و در مجموع این شش متغیر 8/32 درصد تغییرات کیفیت زندگی زنان را پیش بینی می کردند. با توجه به نتایج مطالعه حاضر می توان نتیجه گرفت که سازه های الگوی ارتقاء سلامت پندر از جمله خودکارآمدی درک شده و موانع درک شده و همچنین سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت جهت پیش گویی کیفیت زندگی زنان مناسب اند.
روند تغییر نسبت جنسی تولد و حذف دختران: زمینه ها و عوامل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسبت جنسی تولد به طور طبیعی 105 پسر به 100 دختر است، اما این نسبت در برخی کشورها با مداخلات انتخاب جنس افزایش یافته است. هدف این مطالعه تعیین روند تغییر نسبت جنسی تولد در ایران و زمینه ها و عوامل مؤثر بر آن است. برای این منظور به داده های آماری سازمان ثبت احوال کشور رجوع شد و با استفاده از روش اسنادی و مرور مطالعات، زمینه ها و عوامل مؤثر بر تغییر نسبت جنسی تولد بررسی شد. بر اساس یافته ها اگر چه نسبت جنسی تولد در ایران فعلاً در محدوده طبیعی است اما دست کم در چهار استان از محدوده طبیعی خارج شده و افزایش یافته که به معنای افزایش تعداد پسران نسبت به دختران است. در ایران ترجیح مذکر به عنوان یک خصلت فرهنگی ماندگار، برخی والدین را به سمت پسرخواهی و حذف دختران سوق می دهد. با وجود چنین مشکل فرهنگی، نظام سلامت وسایل تحقق انتخاب جنس جنین را در اختیار والدین می گذارد. نظر به اینکه ادامه این روند علاوه بر اینکه نقض حق حیات مؤنث است، می تواند تبعات اجتماعی منفی همچون مشکلات ازدواج، خشونت و روسپیگری را به دنبال داشته باشد، لازم است توجه کافی به آن صورت گیرد و تدابیری برای پیشگیری از آن اندیشیده شود.
فهم ذهنی مهاجران از جاذبه و دافعه مقصد و مبدأ مهاجرت: مطالعه موردی مهاجران محله خلیج فارس شمالی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غالب تحقیقاتی که به بررسی نقش دافعه ها و جاذبه ها در مهاجرت پرداخته اند از رویکرد اثبات گرایی و کمّی به مسئله مهاجرت پرداخته اند و عموماً تفاسیر ذهنی مهاجران نسبت به دافعه و جاذبه مبدأ و مقصد را نادیده گرفته اند. روش تحقیق در این پژوهش روش کیفی و حجم نمونه 23 نفر بوده که از طریق نمونه گیری نظری انتخاب شدند. مصاحبه های انجام شده با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای عرفی تحلیل شدند. نتایج بیانگر این است که از دیدگاه مشارکت کنندگان، جنبه های اقتصادی و معیشتی و شغلی عامل اصلی مهاجرت از حاشیه ها به سوی مرکز است. با این حال پس از مهاجرت و استقرار در مقصد، عوامل گوناگونی به نسبت قبل از مهاجرت به دافعه و یا جاذبه تبدیل می گردند که چندان ارتباطی با نظریه های اقتصادی مهاجرت ندارد. تغییرات ذکر شده از طریق در نظر گرفتن نحوه زیست در اجتماع و جامعه یا به عبارت دیگر زیستن در محیط اجتماعی کوچک و خرد مقیاس و زیستن در کلانشهرها قابل تبیین است. به عنوان نتیجه گیری کلی می توان اینگونه بیان کرد که جاذبه و دافعه های یک محل تنها به وضعیت خود آن محل برنمی گردد بلکه این دافعه ها و جاذبه در پیوند با محلی دیگر و در یک مکانیسم مقایسه است که در ذهن فرد شکل و قوام به خود می گیرد.
عوامل اجتماعی موثر بر تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی: رویکرداخلاق پژوهشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال هفدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۶۶
37 - 54
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل اجتماعی تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی با استفاده ازرویکرد اخلاق پژوهشی در دانشگاه های آزاد اسلامی استان اردبیل انجام پذیرفته است. پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پژوهش بصورت آمیخته از نوع اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی، متخصصان و خبرگان دانشگاهی و افراد ذی صلاح دارای پست های اجرایی در زمینه تجاری سازی و اخلاق پژوهشی هستند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری پژوهش در بخش کمی، شامل کلیه اساتید هیئت علمی و حق التدریس دانشگاه آزاد اسلامی استان اردبیل می باشد. ابزار پژوهش در بخش کیفی، شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و در بخش کمی، از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی پژوهش از طریق کد گذاری انجام پذیرفت و در بخش کمی در دو قسمت توصیفی و استنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری) انجام پذیرفت. یافته ها نشان داد که ابعاد ارتقای اخلاق پژوهشی در راستای تجاری سازی تحقیقات دانشگاه آزاد، به ترتیب، شامل مولفه های درون سازمان (19 شاخص)، برون سازمانی (14 شاخص) و فردی (12 شاخص) است. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که وضعیت موجود مولفه های مدل ارتقاء اخلاق پژوهشی در راستای تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی پایین تر از متوسط جامعه است. در نهایت مدل ارائه شده شامل مولفه های پژوهش نظیر فردی، درون سازمانی و برون سازمانی و اهداف و فلسفه، مبانی نظری، راهکارهای ارتقاء اخلاق پژوهشی در راستای تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی بود. همچنین، درجه تناسب مدل از نظر متخصصین تایید شد.
کاوش و تبیین الگوهای فضایی دگرگون شده در پخشایش جمعیتی مناطق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الگوهای پخشایش جمعیتی در بازه های زمانی گوناگون، جلوه های متنوعی از مراحل پیچیده دگرگونی های اجتماعی- فضایی در مناطق سرزمین است. این پژوهش با هدف بررسی الگوهای فضایی ناشی از پخشایش جمعیت در استان ها و شهرستان های کشور در بازه زمانی 1390 تا 1395 سعی دارد تا پیامدهای اجتماعی- فضایی این الگوها را در ارتباط با دگرگونی فرایندهای شهرنشینی و شهری شدن مناطق کشور کاوش نماید. پژوهش حاضر، در دو سطح توصیفی– تحلیلی با استفاده از داده های سرشماری نفوس و مسکن و کاربست تکنیک های ترکیبی در تحلیل یافته ها بر اساس دستورهای Hot Spot و Cold Spot (مبتنی بر ضرایب موران و آنتروپی) در GIS تدوین شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که شهرستان های قرار گرفته در مرکز کشور دارای مهاجرت پذیری بالایی بوده و شهرستان های واقع در مناطق شرقی و غربی کشور در دوره زمانی مهاجرت فرستی قرار دارند. این امر نشان دهنده کاهش فعالیت در بخش کشاورزی در مناطق حاصلخیز و افزایش الگوی اشتغال در بخش خدمات و صنعت در مرکز کشور است. از طرفی این روند باعث تضعیف انسجام و توازن فضایی در مناطق سرزمین شده است. آن چه مشخص است، الگوی پخشایش جمعیت در مناطق سرزمین مغایر با اصول و چارچوب بهینه آمایشی است.
نقش هوش مصنوعی در شکل دهی به روابط انسان و ماشین در آثار سینمایی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و یکم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵۰
171 - 193
حوزههای تخصصی:
گسترش فناوری و توسعه هوش مصنوعی در زندگی مدرن به خصوص در عرصه ارتباطات انسانی به فرصتی برای ایجاد تحولات بنیادین در این عرصه، چه در روابط انسان و ماشین و چه در روابط انسانی شده است. این تحولات به همان اندازه که می توانند باعث توفیق روابط انسانی باشند، ممکن است عامل تحدید آن نیز باشند. از این رو پژوهش پیش رو با تمرکز بر هنر سینما که در سال های اخیر به بازنمایی فرصت ها و چالش های این مقوله پرداخته، این مسئله را در بستر این هنر و به طور خاص فیلم «او» اثر اسپایک جونز بررسی کرده تا به نقش هوش مصنوعی در شکل دهی به ارتباطات انسانی و روابط انسان و ماشین آگاهی یابد. روش انتخابی برای تحلیل این فیلم، روش اسطوره کاوی است که تحلیل آثار هنری را با عنایت به پس زمینه اجتماعی شان فراهم می کند. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که در نمونه مطالعاتی مذکور و دیگر آثاری که هم زمان و با مضامین مشابه خلق شده اند، روایات اسطوره ای مرتبط با هوش نقش محوری در شکل دادن به وقایع فیلم داشته اند؛ که این مسئله، خود نیز متأثر از زندگی شخصی مؤلف و اندیشه غالب مکان-زمان خلق اثر است. درواقع نمونه مطالعاتی این پژوهش، در موضوعی که بدان پرداخته بود، آیینه تمام نمای زمانه خویش است و از همین رو است که اقبال تماشاگران و متخصصان را به صورت توأمان دارد، چراکه همه افرادی که در زمان-مکان خلق این اثر زیست می کنند، نحواً و نوعاً تحت تأثیر روایات اسطوره ای مرتبط با هوش هستند.
ذائقه مصرف موسیقیایی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و یکم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۵۰
195 - 218
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مطالعه ذائقه مصرف موسیقی بین دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه ایلام بر اساس پارادایم کیفی و به روش تحلیل تماتیک انجام گرفته است. از مصاحبه نیمه ساخت یافته برای گردآوری داده ها و از مدل براون و کلارک برای تحلیل استفاده شده است. جامعه هدف شامل کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد دانشکده علوم انسانی دانشگاه ایلام به تعداد ۲۵ نفر و محدوده زمانی و مکانی پژوهش ۹ ماهه اول سال ۱۳۹۷ در دانشگاه ایلام است. در این مطالعه نمونه یابی هدفمند (برای گزینش دانشجویان کارشناسی ارشد) بوده که درنهایت با ۱۱ نمونه اشباع حاصل شد. در مراحل تحلیل تم، ۱۷ تم فرعی و ۴ تم اصلی شناسایی و تعریف شد. یافته های این مقاله الگویی خاص خود را نمایانده و زمینه فرهنگی و زمینه موسیقایی و به طور خاص بک گراند شنیداری افراد را زمینه ساز ذائقه مصرفی آنان نشان می دهد. به نحوی که دانشجویان موسیقی هایی را مصرف می کنند که پیشتر در کانون خانواده، مهمانی های فامیلی و جمع ها و پاتوق های دوستانه شنیده اند. درمجموع باید گفت که ذائقه مصرف موسیقی دانشجویان موردمطالعه، متأثر و متشکل از زمینه فرهنگی خاصه کیفیت مطالعه، دانش و آگاهی و نیز زمینه موسیقایی و به طور خاص بک گراند شنیداری آنان است. زمینه فرهنگی فقیر و ضعیف افراد، زمینه موسیقایی فقیر را به وجود آورده است که به نوبه خود سیالیت ذائقه موسیقایی را به دنبال داشته است. البته به تبعیت از بوردیو می توان ادعا کرد که ذائقه مصرف موسیقی نیز به نوبه خود زمینه فرهنگی و زمینه موسیقایی را بازتولید می کند.
آسیب شناسی اخلاق اجتماعی جامعه اسلامی و راه های برون رفت از آن بر اساس سوره بقره(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و مطالعات اجتماعی سال هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۳۱)
120 - 148
حوزههای تخصصی:
دغدغه اصلی این مقاله آن است که آسیب های اخلاق اجتماعی ناظر به سوره بقره چه بوده و برای برون رفت از آنها چه راهکارهایی پیشنهاد شده است. در فرضیه بر این امر تاکید شده است که با رجوع به آیات سوره بقره می توان در یافت که عمده ترین آسیب اخلاقی در جامعه اسلامی مدینه در فرایند شکل گیری آن، عهدشکنی بوده که آسیب های اخلاقی متفاوت دیگری مانند تعصب، لجاجت، فسادورزی، عدم اطاعت از رهبر، فسق و نفاق را در پی آورده است. لذا خدای متعال در روند نزول آیات، گام به گام و به تدریج در پی شناسایی آن آسیب ها برآمده و راهکارهایی مانند تذکر و یادآوری نعمت های الهی، بردباری، برپایی نماز، انفاق و گسترش تقوا در جامعه اسلامی را برای برون رفت از آنها بیان کرده است. در این روند تلاش شده است تا زمینه های شکل گیری آسیب ها، شناسایی آنها، و راه های برون رفت از آنها معرفی شود و در نهایت گام های آغازین حرکت جامعه اسلامی به سمت جامعه مطلوب فراهم گردد. یافته های تحقیق نشان از آن دارد که عهدشکنی می تواند به آسیب های اخلاقی متفاوتی در عرصه فردی، سیاسی و اجتماعی، از جمله نفاق و تخلف از دستور رهبر جامعه اسلامی منجر شود. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی سامان یافته است.
شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر نشاط شهری در اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش شهرنشینی و افزایش مسائل اجتماعی در شهر اهواز، که سلامت روانی، اجتماعی و به دنبال آن نشاط شهروندان را در معرض خطر قرار می دهد، لزوم توجه به وضعیت نشاط شهروندان را براساس شاخص های مناسب در این شهر مشخص می کند. این پژوهش به لحاظ روش شناسی، توصیفی تحلیلی و در حیطه جغرافیای رفتاری است. ابتدا لیست اولیه ای از متغیرهای کلیدی و تبیین کننده نشاط از منابع و پیشینه موضوع، استخراج و سپس از روش دلفی برای تکمیل این متغیرها و اولویت بندی آنها استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، کارشناسان و متخصصان (شامل استادان دانشگاه، کارشناسان شهرداری ها و امور شهری در اهواز) هستند که با توجه به نبود چارچوب نظری و نداشتن شناخت کافی از تعداد و ویژگی های جامعه آماری و همچنین با در نظر گرفتن ماهیت و هدف پژوهش و روش نمونه گیری، که به طور عمده مبتنی بر رویکرد کیفی-اکتشافی و کارشناس محور است، تعداد 40 کارشناس به عنوان نمونه در نظر گرفته شدند. برای تحلیل و اولویت بندی محیط های اثرگذار در نشاط شهروندان اهواز از مدل شباهت به گزینه ایدئال فازی استفاده شد. براساس یافته های پژوهش، در بخش شناسایی شاخص ها ازنظر کارشناسان، شاخص های مؤثر و مختلفی در قالب محیط های اقتصادی، اجتماعی-رفتاری، کالبدی، فراغتی، سیاسی-اداری، محیط طبیعی و زیست بوم، ذهنی-ادراکی و مذهبی- اعتقادی دسته بندی شدند. تحلیل اولویت های محیط های اثرگذار در نشاط شهروندان شهر اهواز نشان می دهد محیط طبیعی و زیست بوم با کسب امتیاز 5443/0 در رتبه و اولویت اول قرار گرفته است. عوامل محیط اقتصادی با امتیاز 5347/0 در اولویت دوم و محیط فراغتی با امتیاز 5346/0 در اولویت سوم برای ایجاد و تقویت نشاط شهروندان قرار دارند. عوامل مربوط به محیط های کالبدی، اجتماعی-رفتاری، ذهنی-ادراکی، سیاسی-اداری و مذهبی-اعتقادی به ترتیب با کسب امتیاز 5296/0، 5220/0، 5174/0، 5168/0 و 4984/0 به عنوان اولویت چهارم تا هشتم اهمیت برای ایجاد و تقویت شادابی و نشاط شهروندان اهوازی ازنظر کارشناسان پژوهش شناسایی شده اند که پیشنهاد می شود به منظور برنامه ریزی برای ایجاد و تقویت نشاط در شهر اهواز براساس این اولویت بندی اقدام شود.
شناسایی و ارزیابی الگوهای تأثیرپذیری کاربران ایرانی توییتر از نگرش های سیاسی اینفلوئنسرها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، اجزای تشکیل دهنده «توییتر ایرانی» و الگوهای تأثیرپذیری کاربران ایرانی توییتر از نگرش های سیاسی اینفلوئنسرهای توییتر ایرانی را شناسایی و ارزیابی کرده ایم. بدین منظور اینفلوئنسرها و دنبال کننده ها (فالوئرها) براساس گرایش های سیاسی شان دسته بندی شده اند و الگوهای تأثیرپذیری دنبال کننده ها از اینفلوئنسرها به تفکیک گرایش های مختلف، شناسایی و ارزیابی شده است. در دسته بندی اینفلوئنسرها و دنبال کننده ها از تکنیک های داده کاوی و در تحلیل داده های شبکه ای، از تحلیل های نرم افزار گفی (Gephi) استفاده کرده ایم. نتایج این پژوهش نشان می دهد، با وجود آنکه هیچ کدام از گرایش های سیاسی در توییتر ایرانی، از لحاظ مقبولیت در میان کاربران و اینفلوئنسرها، برتری محسوسی به گرایش های رقیب ندارند، بخش قابل توجهی از کاربرانی که طرفدار هریک از گرایش های سیاسی موجودند، معمولاً تمایل کمی دارند که در معرض پیام های سیاسی متفاوت قرار بگیرند و بیشتر سعی می کنند مطالبی منطبق یا نزدیک به نگرش های سیاسی خودشان را بخوانند.
بحران های مدرنیته و ریشه های انسان شناختی آن؛ به مثابه شاهدی بر ضرورت «الگوی نوین پیشرفت»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همچنان که بسیاری از متفکران اذعان دارند، تمدن مدرن، دارای یک روی درخشان و پیشرفته و یک روی تاریک و بحرانی است. موضوع این مقاله، بررسی رویه چالش خیز و بحرانی آن و نیز جستجوی ریشه ها و خاستگاه های نظری و به ویژه انسان شناختی آن است. هدف از این نوشتار نیز این است که ضرورتِ درانداختن طرحی نو و الگویی جدید (مبتنی بر مبانی و اصولی دیگرسان)، به طور محسوس و ملموس هویدا شود و همه ما به ویژه معتقدان به دربست پذیریِ الگوی مدرنیته و منکران تحول و بازاندیشی در توسعه غربی، به طور ملموس تری، این ضرورت را احساس کنیم. این پژوهش با روش اسنادی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای تألیف و به این نتیجه نایل شده است که: بحران ها و چالش های فراگیر که اینک تمام مناسبات انسانی را تهدید می کند، اموری اتفاقی یا ناپیوسته نیستند؛ بلکه همگی ریشه در اصول و مبادی معرفتی و اندیشگی عصر جدید دارند. بر این اساس، به نظر می رسد، زمان آن فرا رسیده است که انسانِ امروز به افق و راهی متفاوت بیندیشد. البته این مقال، مدعیِ ستیز و پرهیز مطلق نیست؛ بلکه داعیِ بهره گیری حکیمانه از تجارب مدرن، در عین حرکت جسورانه به سمت افقی فرامدرن است.
الگوی اسلامی ایرانی شهر مطلوب در اندیشه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه در تئوری شهرسازی، شهرهای مطلوبی از طرف نظریه پردازان غربی ارائه گشته که تأثیر زیادی در شکل گیری شهرهای جهان داشته اند. این اندیشه ها به این دلیل که با الگوی ایرانی اسلامی همخوانی ندارند، سبب ایجاد نوعی سردرگمی میان شهروندان و طراحان گشته است. پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی اسلامی ایرانی شهر مطلوب در اندیشه ملاصدرا، به عنوان گامی در جهت تبیین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت انجام شده است. این پژوهش با رویکردی کیفی، با استفاده از راهبرد مفهوم سازی داده بنیاد به بررسی الگوی اسلامی ایرانی شهر مطلوب در اندیشه ملاصدرا در قالب کتب تألیفی او پرداخته است و به دلیل اینکه اندیشه حکمت متعالیه، اوج تفکر فکری فلسفی ایرانی اسلامی محسوب می شود، آن را جانشینی برای نمونه های مطروحه غربی معرفی می نماید. روش تحقیق به صورت کیفی و مبتنی بر استراتژی تحلیلی توصیفی بر مبنای مطالعات کتابخانه ای استوار است. توجه به اجتماع در عین توجه به فرد، اجتماعی بودن سرشت انسان، فیلسوف بودن حاکمان، توجه به نفس، قوانین توحیدی، توجه به عقل، تعاون و همکاری اجتماع و حرکت جمعی در جهت رسیدن به کمال در میان شهروندان از موارد خاص مورد توجه این فیلسوف شهیر در باب شهر مطلوب بوده است. بیشترین توجه و تأکید این اندیشمند درباره شهر مطلوب، ناظر بر سیر ارتقای توجه به زندگانی مادی و معنوی شهروندان و توجه کافی به امور روحانی و معنوی در فضاهای شهری است.