فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۶۰۱ تا ۷٬۶۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) تابستان ۱۴۰۰ شماره ۹۳
169 - 197
حوزههای تخصصی:
بدن انسان به طور عام و جذابیت جسمانی به طور خاص یکی از موضوعاتی که در دنیای امروز تحت تأثیر رسانه های ارتباطی جدید، رشد فرهنگ مصرفی و شکل گیری گفتمان های مدرن و پست مدرن اهمیت زیادی پیدا کرده است و از عوامل اصلی تشکیل دهنده روابط بین افراد به شمار می رود. تحقیق با پژوهش کیفی و راهبرد نظریه زمینه ای انجام شده است. داده ها با استفاده از نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری از طریق مصاحبه عمیق با 15 نفر از مردان 15 تا 35 ساله باشگاه های بدن سازی مناطق مختلف شهر شیراز که حداقل 6 ماه سابقه عضویت در باشگاه را داشتند، به دست آمده و بر اساس کدگذاری کوربین و اشتراوس تجزیه وتحلیل شده اند. نتیجه تحلیل داده ها، دستیابی به بیست مقوله محوری و یک مقوله هسته بوده است. برخی از مقولات عبارت اند از: اقبال عمومی در جامعه نسبت به مدیریت نمایشی بدن، کسب نفوذ اجتماعی در بین دوستان و اطرافیان، مصرف به مثابه نمایش در بستر خانواده و جامعه، شرایط و وضعت منزلتی فرد، حس خوب نسبت به تناسب اندام، مقایسه اجتماعی خود با دیگران، پایداری در روابط اجتماعی و تمایز خود و مقبولیت بیشتر در نزد دیگران. مقوله هسته نیز عبارت است از مدیریت و خودنمایی بدن به مثابه استراتژیی برای تمایز اجتماعی.
Intra/Inter communications in Social Network and Intermediary of the Media Influencers
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۵, Issue ۱, January ۲۰۲۱
1 - 24
حوزههای تخصصی:
This paper focuses on the role of influencers as an element of modern governance. As the fields of media, entertainment industry, and politics become increasingly interconnected, the phenomenon of influencer potentially affects many aspects of political life, such as campaigning and voting, policymaking, and international affairs. Using the network analysis method and applying a triple typification of influencers consists of media influencers, influencer politicians in power, and influencer opposition politicians out of power, and selecting 245 nodes on Instagram accounts, the article focuses on how do influencers interact within communication networks? Based on the triple typification, the article tries to find the pattern of networked political communications between influencers in the social network. The results prove that all three types of influencers are more interested in intra-group communication. However, both influencer politicians in power and influencer opposition politicians out of power have relatively similar tendencies to associate with media influencers.
واکاوی بسترها و پیامدهای اجتماعی شدن قلیان در میان جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
369 - 397
براساس شواهد میدانی، مصرف قلیان در جامعه روبه افزایش است و به نوعی مصرفی همه پسند شده است. بنابراین هدف اصلی پژوهش حاضر، مطالعه ای کیفی از بسترهای شکل دهنده مصرف قلیان در بین جوانان شهر یزد است. این پژوهش در پارادایم کیفی و به روش نظرییه زمینه ای انجام شده و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق با 21 نفر از جوانان 15 تا 29 ساله شهر یزد گردآوری شده است. داده ها طی سه مرحله متوالی باز، محوری و گرینشی کدگذاری و به منظور شناسایی مقولات، روابط میان آنها و ساختار مفهومی نهایی پالایش شده اند. یافته های پژوهش شامل 33 مقوله از جمله هنجار گروه مصرف، اپوخه مشکلات، عادت وارگی مصرف قلیان، عاطفه بحرانی، فراغت های مصرف محور و غیره و یک مقوله هسته ای تحت عنوان «پذیرش اجتماعی قلیان» می باشد. تبیین نتایج نشان می دهد که مصرف قلیان در جامعه و در میان خانواده ها با پذیرش اجتماعی همراه است و قلیان در حال تبدیل شدن به ابزاری مشروع برای تفریح و وقت گذرانی است، به طوری که پیش از هر نهاد یا گروه مرجعی، خانواده و بسترهای افتراقی خانوادگی زمینه ی مناسب برایمصرف قلیان را مهیا می کند. این امر لزوم توجه بیش ازپیش به تغییرات فرهنگی و ارزشی خانواده ها، و ایجاد و جایگزینی زمینه های تفریحی و فراغتی جدید برای خانواده را گوشزد می کند.
Designing a Suitable Leadership Model to Achieve New Missions of Higher Education(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Considering the role of leadership in achieving the education missions, present research done with the aim of designing a suitable leadership model to achieve new missions of higher education. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation was exploratory combined (qualitative and quantitative). The research population in the qualitative part was the higher education experts and in the quantitative part were the personnel of Islamic Azad University of Tehran province in 2018-19 academic years. The research sample in the qualitative part according to the theoretical saturation principle were estimated 13 people who were selected by purposive sampling method and in the quantitative part according to Cochran’s formula were estimated 385 people who were selected by cluster random sampling method with respect to classes (number of staff in universal branches). To collected data in the qualitative part used from interview and in the quantitative part used from researcher-made questionnaire (51 items) which the its content validity was confirmed by experts and its convergent validity by average variance extracted indicator was confirmed and its reliability was obtained by Cronbach’s alpha method 0.84. To analyze data were used from methods of open, axial and selective coding and exploratory factor analysis in SPSS-22 software. Findings: The findings of the qualitative part showed that suitable leadership had 79 concepts, 63 categories and 7 dimensions and new missions of higher education dad 20 concepts, 15 categories and 3 dimensions. The findings of the quantitative part showed that the suitable leadership model to achieve new missions of higher education had 51 indicators or items and 15 components. Also, a suitable leadership model to achieve new missions of higher education was designed and approved by experts. Conclusion: Based on the findings of the present study, higher education specialists and planners can design and implement programs to realization the new missions of higher education.
Provide a Comprehensive Model of Human Resource Empowerment for the Social Security Organization(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this study was to present a comprehensive model of empowerment in the Social Security Organization. Methodology: This research was based on the applied purpose and in terms of quantitative and qualitative research method (mixed) and in terms of data collection was descriptive-survey. The statistical population of the study consisted of two groups of experts and thinkers. The first group consisted of university professors whose field of study and field of study was related to the field of research and the second group included organizational experts with a master's degree or higher with managerial and experimental backgrounds related to human resources in the qualitative section after counting the criteria and indicators extracted. From the theoretical foundations, a researcher-made questionnaire based on the Looshe and Likert spectrum was prepared and after passing the Delphi survey, a conceptual model was extracted. Then, in the quantitative part, exploratory factor analysis method was used to identify the model factors and confirmatory factor analysis method was used to fit the model. In order to check the validity of the questions, purposive sampling method was used among organizational and academic experts, of which 15 people were included as a statistical sample. In the second and third stages of validity of the questions, to strengthen the screening process, the snowball method was used to compile the sample, which after saturating the data of 32 final experts for the exploration section and building a conceptual model participated. Statistical analysis was performed using SPSS software to cluster the indicators and create research components and Smart PLS software to confirm the research model. Findings: The results of this study identified 11 components and 37 indicators as the most important factors of comprehensive empowerment and showed that individuals will be empowered individually when intra-individual intelligence, creativity-oriented education, psychological self-knowledge, internal performance, knowledge-based decision making and individual self-efficacy. Together, they will be empowered in the collective, team, and organizational spheres when the culture of bureaucracy, internal reward, fundamental self-efficacy, and interactive policy come together. Conclusion: After exploratory factor analysis and component classification, the fit of the model obtained from the previous step was investigated and confirmed with a good fit.
سبک زندگی مبتنی بر زیست شبانه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال هفتم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۲
99 - 116
حوزههای تخصصی:
امروزه، اهمیت سبک زندگی و تأثیر رفتارهای مرتبط با آن بر بینش، آگاهی و سلیقه افراد جامعه آشکار است. ازسویی، گرفتاری های روزمره و نوع سبک زندگی سرعت روند زندگی شهری را افزایش داده است و کمبود وقت به شدت احساس می شود. این امر به آسیب دیدن تعاملات اجتماعی، به ویژه در روابط خانوادگی، منجر شده است. بنابراین، به مدیریت زمان با سبکی نوین نیاز است تا بتوان از زمان باقی مانده برای تعاملات اجتماعیِ بهتر بهره برد. در پژوهش پیش رو، با معرفی دیدگاه های نظریه پردازان بزرگ و تبیین عناصر تأثیرگذار بر حیات شبانه، به بررسی ابعاد و مؤلفه های سبک زندگی مبتنی بر زیست شبانه، که نوع جدیدی از زیست در دنیای کنونی و ایران است، پرداخته شده است. این پژوهش از نوع کاربردی و از منظر روش گردآوری داده ها، توصیفی- تحلیلی از نوع پیمایش/ زمینه یابی است. پژوهشگر با استفاده از ابزار پرسش نامه به دنبال استخراج و بررسی مجموعه عواملی بود که به تبیین رابطه بین سبک زندگی به طورکلی و زیست شبانه بپردازد. نمونه آماری شامل 134 زوج از سه منطقه شهر تهران انتخاب شد که اوقات بیشتری از ساعات شب را در خارج از منزل به فعالیت های گوناگون می پردازند. پرسش نامه زیست شبانه، که ابزاری محقق ساخته با چهارده پرسش و ضرایب اعتبار بین 75 تا 80 درصد است، دارای ضریب آلفای کرونباخ 74 درصد بود. داده های پژوهش احساس رضایت زوج ها از سبک زندگی مبتنی بر زیست شبانه را نشان داد. براساس نتایج به دست آمده، سبک زندگی مبتنی بر زیست شبانه بر همه ابعاد زندگی گروه نمونه اثرگذار بوده و از بین ابعاد چهار گانه سبک زندگی (جسمانی، روان شناسی، معنوی و اجتماعی)، بعد روان شناسی بیشترین، و بعد جسمانی کمترین رابطه را با زیست شبانه دارد.
اثر درآمد بر کاهش سوءتغذیه در ایران: شواهدی بر اساس طرح آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارهای شهری طی سال های ۱۳۸۷ و ۱۳۹۵(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع سوءتغذیه یکی از چالش های سیاست گذاری در حوزه جمعیت و مقابله با فقر است. سوءتغذیه می تواند بهره وری و در نتیجه درآمد را کاهش دهد و منجر به تله ی فقر غذایی شود. عوامل اقتصادی-اجتماعی متنوعی روی سوءتغذیه اثرگذار است. افزایش درآمد خانوار می تواند یکی از عوامل موثر بر کاهش سوءتغذیه باشد. امّا این مهم تنها در صورتی اتفاق می افتد که میزان مصرف کالری و سایر درشت مغذی ها با درآمد افزایش یابد. در این مقاله کشش درآمدی کالری و درشت مغذی های پروتئین، کربوهیدرات و چربی برای مناطق شهری ایران به دو روش غیرپارامتریک و پارامتریک تخمین زده می شود. بدین منظور از داده های طرح آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارهای شهری طی سال های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۵ برای محاسبه میزان کالری و درشت مغذی خریداری شده خانوار و نیز درآمد خانوار استفاده می شود. نتایج تخمین غیرپارامتریک نشان می دهد در دهک های پایین درآمدی با افزایش درآمد این کشش بزرگتر از صفر و معنادار است اما در دهک های بالای درآمدی نزدیک به صفر است. نتایج تخمین پارامتریک نیز کشش درآمدی مقدار کالری و درشت مغذی ها را بین 0.18 و 0.27 نشان می دهد. در نتیجه سیاست های افزایش درآمد در ایران به بهبود وضعیت تغذیه کمک می کند.
مدل یابی روابط ساختاری کنش های اجرایی با درگیری تحصیلی بامیانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی در دانش آموزان دخترمتوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
299 - 309
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، مدل یابی روابط ساختاری کنش های اجرایی با درگیری تحصیلی با میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی در دانش آموزان متوسطه اول شهرستان ساری بود.روش: این پژوهش همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول در پایه نهم شهرستان ساری در سال 1398 بودند.280 دانش آموز به عنوان حجم نمونه بدین صورت که ابتدا از بین تمامی12 مدسه شامل دولتی 8 مدرسه به صورت تصادفی ساده انتخاب شد و در مرحله دوم 10 کلاس (30 نفر) به صورت تصادفی از بین تمامی کلاس ها با توجه به معیارهای ورودی و رعایت ملاحظات اخلاقی انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری شامل پرسشنامه های درگیری تحصیلی زرنگ (1391)، پرسشنامه کنش های اجرایی نجاتی (2013)، پرسشنامه عدم تحمل بلاتکلیفی فریستون و همکاران (1994) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS-18 و Amos-23 و روش های آماری توصیفی وآمار استنباطی در سطح معناداری 99/0 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که کنش های اجرایی با درگیری تحصیلی با میانجی گری عدم تحمل بلاتکلیفی ارتباط داشت (987/0=AGFI، =042/0RSMEA). از طرفی رابطه مستقیم معناداری بین عدم تحمل بلاتکلیفی و کنش های اجرایی(34/0- r= ،01/0>p) و درگیری تحصیلی (31/0- r= ،01/0>p) مشاهده شد. همچنین بین کنش های شناختی و درگیری تحصیلی همبستگی مستقیم معناداری(34/0 r= ،01/0>p) وجود داشت. به طور کلی مدل برازش شده نشان داد اثرات مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم 83 درصد از متغیر درگیری تحصیلی توسط عدم تحمل بلاتکلیفی و کنش های اجرایی قابل تبیین می باشد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، کنش های شناختی و عدم تحمل بلاتکلیفی با درگیری تحصیلی دانش آموزان در مقطع متوسطه اول در ارتباط بود.
تحلیل ساختاری روابط هواداران داعش در شبکه ی اجتماعی آنلاین توییتر: یک مطالعه ی موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هفتم بهار ۱۴۰۰شماره ۲۵
107-134
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر با استفاده از روش تحلیل شبکه های اجتماعی (SNA) به بررسی اکتشافی شبکه ای متشکل از 7885 نفر و 9927 پیوند از کاربران عربزبانِ هوادار گروه تروریستی داعش در شبکه ی اجتماعی آنلاین توییتر پرداخته است. هدف از این پژوهش، کشف و استخراج ساختار روابط کاربران مذکور، بررسی مزایا و معایب کارکردی این ساختار برای گروه تروریستی داعش، و شناسایی افرادی (گره هایی) بود که به لحاظ سنجه های مرکزیت به عنوان گره های کلیدی بالقوه در این شبکه محسوب می شدند. بر اساس یافته های این پژوهش، شبکه ی روابط هواداران عرب زبان گروه تروریستی داعش در توییتر در بازه ی زمانی بهمن ماه تا اسفندماه 1397 از ساختاری نامتمرکز با قطر شبکه ای بالا، و خوشه هایی تشکیل شده بود که با یکدیگر و کل شبکه، پیوندی ضعیف داشتند. این ساختار سبب انعطاف، پایایی و چابکی شبکه ی مورد مطالعه و نیز حفظ ناشناسی کاربران مرکزی آن می شد. همچنین ضمن تعیین گره های دارای بالاترین سنجه های مرکزیت شبکه ای، مشخص شد کاربران شبکه ی مورد مطالعه ی این پژوهش، در سه دسته ی کلی قابل تقسیم بندی هستند: «اعضای کلیدی»، «رابطان» و «پیروان».
راهکارهای همگرایی میان صدا و سیما و فضای مجازی در حوزه تولید محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هفتم بهار ۱۴۰۰شماره ۲۵
359-392
حوزههای تخصصی:
یکپارچگی و ادغام رسانه های سنتی و تحولات و تغییرات فناوری ها و رسانه های نوین باعث همگرایی رسانه ای شده است. قطعا همگرایی یکی از مهم ترین و در عین حال، بحث برانگیزترین مفاهیمی بوده است که در دو دهه گذشته، در حوزه صنعت رسانه مطرح شده است؛ به طوری که برخی از نظریه پردازان در آستانه قرن بیست و یکم، از همگرایی با عنوان انقلاب دوم صنعتی یاد می کنند. بنابراین این پدیده، فرآیندی مداوم و در حال پیشرفت است که تمامی حوزه های مرتبط با رسانه، از جمله فناوری، صنایع، محتوا و مخاطب را شامل می شود. بدین ترتیب در این پژوهش مساله این است که روش-های همگرایی میان صدا و سیما و فضای در حوزه تولید محتوا چیست؟ پژوهش حاضر به صورت کیفی انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه عمیق با 12 کارشناس، گردآوری و پس از استخراج و کدگذاری، مقوله بندی شده است. در نهایت، در پاسخ به پرسش اصلی پژوهش،راهکارهایی ارائه شد، که عبارتند از: 1- آموزش سواد رسانه ای مخاطب 2- تغییر کارکردهای رسانه 3- حذف پارازیت ها 4- استفاده متفاوت از هر دو فضای رسانه ای 5- تعامل با مخاطب 6- تغییر استراتژی ها 7- تغییر سیاست ها از طریق طراحی آرایش رسانه ای، ایجاد سیاست رسانه ای، ایجاد گفتمان مشترک و برخورداری از نیروی متخصص 8- بهره مندی از آرشیو غنی، اعتماد اجتماعی و مزیت تشکیلاتی صدا و سیما 9- قابلیت تبدیل شدن و فرآوری محتوا 10- بهره مندی از مزیت نعمت تصویر در صدا و سیما 11- استفاده از محتوای مردم ساخت 12- استفاده از سرعت انتشار بالا در فضای مجازی 13- استفاده از موج سازی.
تأثیر میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و تغییر در ابعاد سرمایه اجتماعی دانشجویان (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هفتم تابستان ۱۴۰۰شماره ۲۶
267-294
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و تغییر در ابعاد سرمایه اجتماعی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی است که در سال تحصیلی 98-97 در این دانشگاه مشغول به تحصیل بوده اند. در این پژوهش از روش پیمایش استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در همان سال تشکیل داده اند که از بین آنان 383 نفر بر اساس محاسبه با فرمول کوکران، به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. روش نمونه گیری، احتمالی و از نوع طبقه بندی شده متناسب است. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه بود که برگرفته از پرسشنامه استاندارد سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال و نیز پرسشهای محقق ساخته است. همچنین از آزمون اسپیرمن رو برای بررسی میزان همبستگی بین متغیرها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که بین متغیرهای روابط تعاملی ، اعتماد اجتماعی و روحیه مشارکت و همکاری با میزان ساعات استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی رابطه مستقیم و معنی داری وجود داشت. همچنین بین متغیرهای اعتماد به نفس، پایبندی به هنجارها و قوانین توسط دانشجویان و باورها و اعتقادات دینی با میزان ساعات استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی، رابطه معکوس و معنی داری مشاهده شد.
نقش تفکر انتقادی در نظم جویی هیجان(مورد مطالعه : دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی امین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش انتظامی سال بیست و سوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۹۱)
209 - 234
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نظم جویی هیجان مؤلفه ی مرکزی در سازمان دهی رفتار سازگارانه و جلوگیری از بروز هیجانات منفی و رفتارهای ناسازگارانه است. هدف پژوهش حاضر نقش تفکر انتقادی بر نظم جویی هیجانی دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی امین بوده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، از نظر روش پیمایشی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان کاردانی بوده است. حجم نمونه 210 نفر با فرمول کوکران به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به پرسش نامه های تفکر انتقادی ریکتس و نظم جویی هیجان گروس و جان پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها در نرم افزار spss و amos صورت پذیرفت. یافته ها: مطابق یافته های پژوهشی، تفکر انتقادی بر نظم جویی هیجان و نیز خلاقیت، بالندگی، تعهد بر نظم جویی هیجان تأثیر مثبت و معناداری داشتند. میانگین تفکر انتقادی 155/3 و نظم جویی هیجان 722/4 و آزمون کفایت (926/0) و بارتلت (05/0< p) بوده، کلیه بارهای عاملی مدل دارای مقادیر بالای 3/0 و اعداد معناداری مربوط به ضرایب فرضیه ها بزرگ تر از 96/1 که معنادار بودن را نشان داد. پایایی پرسشنامه ها با آلفای کرونباخ محاسبه و تمامی عوامل بالاتر از 7/0 بود و روایی از نظر متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. نتایج: تفکر انتقادی دانشجویان را در رفتارهای قاطعانه صحیح، توانایی برقراری ارتباط با دیگران، مدیریت هیجان، کنترل خشم سرکوبی هیجانات منفی و اضطراب کمک کرده و در نتیجه از آسیب های اجتماعی و فردی حفظ و در راهبردهای نظم جویی شناختی همچون توانمندسازی روان شناختی و هیجان، کیفیت زندگی، عزت نفس، بهداشت روانی، سلامت جسمانی، خود سنجی، خود نظم دهی، خلاقیت و... مؤثر واقع می شود.
معرفی و نقد کتاب: دوران کرونا ویروس: جهان در بحران تاج پنج گرمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب " دوران کرونا ویروس: جهان در بحران تاج پنج گرمی "، نوشته محمدعلی نویدی است که از سوی نشر دایره دانش به چاپ رسیده است. محمدعلی نویدی، دارای مدرک دکترای فلسفه غرب می باشد و تاکنون کتاب ها، مقالات و پژوهش های متعددی از وی منتشر شده است. تدریس دروس تخصصی فلسفه، تبارشناسی تفکر، فلسفه هگل، فلسفه علوم و فلسفه معاصر و تدریس در دانشگاه های، تهران، علامه طباطبایی، تهران مرکزی و برخی از مؤسسه های معتبر فرهنگی و آموزشی از جمله «موسسه بهاران خرد و اندیشه» از دیگر فعالیت های وی در حوزه تخصصی اوست.
شناسایی عوامل کلیدی انتخاب راهبردی رسانه در ارتباطات تجاری؛ مطالعه موردی: صنعت مواد غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کانال ارتباطی یکی از مهمترین دغدغه های موفقیت وعملکرد ارتباطات تجاری بوده و انتخاب رسانه ها یک کار مهم برای مدیران بازاریابی محسوب میشود.مرور ادبیات پژوهش درحوزه انتخاب رسانه در ارتباطات تجاری نشان می دهد تاکنون مدل جامعی که بتواند با شناسایی همه عوامل کلیدی موثربرانتخاب رسانه دغدغه مدیران را دراین زمینه رفع نماید در تحقیقات پیشین علمی وجود ندارد. براین اساس و به منظور رفع این مشکل هدف از این پژوهش درک مفهوم " فرایند انتخاب رسانه " در ارتباطات تجاری از منظر مدیران به صورت جامع است. پژوهش حاضربا مدنظر قرار دادن این موضوع و با بکارگیری روش تحلیل دلفی به دنبال شناسایی عوامل کلیدی انتخاب رسانه درارتباطات تجاری ازمنظر مدیران بوده است. یافته های پژوّهش حاضر که درنتیجه مصاحبه با 33 نفر ازمدیران صنعت مواد غذایی و باآزمون T به دست آمده است نشان می دهد که مدل نظری پژوهش موردتائید بوده وبیشترین امتیاز عوامل راهبردی انتخاب رسانه به ترتیب به متغیرهای ضریب مواجهه، هزینه و رفتار رقبا اختصاص یافته است.لذا مدیران صنعت مواد غذایی در انتخاب رسانه کارآمد برای ارتباطات تجاری خود با مشتریان می بایست از میان رسانه های مختلفی که به آنها پیشنهاد می شود ابتدا رسانه ای را برگزینند که دارای بیشترین ضریب مواجهه با مشتریان خودوکمترین هزینه است.
گونه شناسی اطلاعات غلط متنی-ویدئویی در رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۲ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۲)
5 - 27
حوزههای تخصصی:
گونه شناسی متناسب با تحول رسانه ها همواره مورد توجه بوده است. ظهور اینترنت و به طور خاص تر شکل گیری رسانه های اجتماعی، زمینه توجه به گونه های جدیدی را فراهم کرده است. با توجه به اینکه یکی از قابلیت های رسانه های اجتماعی ایجاد محملی برای انتشار اخبار و اطلاعات مختلف اعم از درست و نادرست است، در این مقاله تلاش شد گامی برای دسته بندی آرتیفکت های نادرست منتشرشده در رسانه های اجتماعی از جنبه گونه شناسی برداشته شود. سؤال های مقاله این است که آیا مجموعه ای از آرتیفکت های نادرست منتشرشده در رسانه های اجتماعی می تواند گونه خاصی را به وجود آورد؟ اگر چنین گونه ای شکل گرفت چه مشخصه هایی دارد؟ آیا می توان برای این گونه " زیرگونه" نیز شناسایی کرد؟ برای پاسخ به این سؤال ها، محتواهای نادرست (متنی ویدئویی) منتشرشده در رسانه های اجتماعی بین سال های 95 تا 98 که تارنمای صحت سنجی ویکی هواکس نادرستی آن ها را تأیید کرده بود (داده های تحقیق)، با روش نقد رتوریک تحلیل شدند. نتایج این تحلیل، گونه جدیدی را تحت عنوان " ناواقعیت" با مشخصه های سبکی و ذاتی پیشنهاد می دهد. مشخصه های سبکی این گونه، بر اساس نمونه تحقیق، کوتاه بودن، روایت میانه رخداد، دارای متن و ویدئوی جداگانه با رابطه متقابل و مشخصه های ذاتی این گونه، فقدان صحت در عین درست نمایی، فقدان راه صحت سنجی در مواجهه اول، برانگیزاننده احساس و آسیب رسانی در معنای موسع هستند. همچنین چهار زیرگونه ناواقعیت، ناواقعیت خبری، ناواقعیت سرگرم کننده، ناواقعیت هنری و ناواقعیت ماورایی شناسایی شده اند.
خوانش انتقادی فضا و زمان برنامه ریزی توسعه در حاکمیت اقتدارگرای پهلوی (طرح جامع شهر تهران در دهه چهل شمسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی فضا و زمان برنامه ریزی توسعه در دهه چهل شمسی از خلال طرح جامع شهر تهران می پردازد. برای تحلیل این مسئله از نظریه تولید فضا و مفهوم فن حکمرانی لیبرالیستی استفاده شده و بنابراین در میان سه لحظه تولید فضا، بر لحظه بازنمایی های فضایی تأکید شده است؛ زیرا مسئله تحقیق که بررسی برنامه ریزی شهری است، چنین تأکیدی را ضروری می سازد. از لحاظ روش شناختی از روش پس روندی-پیش روندی لوفور استفاده شده و تکنیک روشی این پژوهش، بررسی اسناد است. طرح جامع شهر تهران که در سال 1348 نوشته شد، مبنای تحلیل قرار می گیرد. هدف این مقاله نشان دادن بررسی فضا و زمان توسعه نهفته در طرح جامع است تا بتوانیم نسبت مذکور را توضیح دهیم. مطابق نتایج، فضا و زمان طرح جامع تبلور نوعی فضا و زمان سرمایه است. دلالت های آن، تعریف سعادت مبتنی بر نوعی آینده است که اصول آن را انباشت سرمایه، جمعیت و دوگانه فراغت و کار، و استراتژی های آن را کارایی، کفایت و غیره تشکیل می دهد. همچنین نظم خطی طراحی زیرساخت ها و مصرف محوری و تقلید طرح از مدمحوری شهرهای بزرگ، میانجی های قلمروگستری سرمایه به شمار می آیند. شرایط تاریخی نسبت دولت و سرمایه در ایران که به ضرورت، دولت را به شکل دهی بازار سرمایه و حمایت از بورژوازی بوروکرات ملزم کرد، با شکست در برنامه های توسعه و طرح جامع، بحران مشروعیت دولت پهلوی را عمق بخشید و درنهایت در انقلاب 1357 نتایج آن آشکار شد. از این رو می توان در حاکمیتی اقتدارگرا، از فن حکمرانی لیبرالیستی و فضا و زمان سرمایه صحبت کرد که در آن، هرگونه بحران در این نسبت، به بحران مشروعیت دولت دامن خواهد زد.
واکاوی مؤلفه ها و ارکان تحولات دینی اجتماع از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دین به عنوان یکی از مهم ترین و پرسابقه ترین نهادهای بشری همواره، در رابطه ای متقابل با نظام های اجتماعی بوده است. به گونه ای که از این نظام ها تأثیر پذیرفته و بر آن ها تأثیر نهاده است. رهیافت دینی جوامع و تحولات دینداری آن ها که در سبک های مختلف دینی نمود می یابند، نمونه ای بارز از این روابط متقابل است. تحولات دینداری بر مبنای الگوی نظری «گی روشه» مبتنی بر سه رکن عوامل، شرایط و کارگزاران تغییر است. این مقاله بر آن است تا با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی به مطالعه ی نقش ارکان سه گانه یاد شده در تحولات دینداری از منظر قرآن کریم بپردازد. یافته های به دست آمده مؤید آن است که در قرآن کریم «عوامل» از جمله جمعیت، زیربنای اقتصادی و ارزشها به وسیله کنش اثرگذار خود زمینه تغییرات دینداری را به وجود می آورند و «شرایط»، در میزان به فعلیت رسیدن «عوامل» نقش مهمی ایفا می کنند. کارگزاران و نخبگان هم از طریق «تصمیم گیری» و «الگوسازی» در تغییرات دینداری سهیمند و در برخی موارد می توانند از طریق جریان سازی، تغییرات دینداری را به سمت دلخواه خود هدایت کنند. نتیجه اینکه در یک تغییر دینداری، هر سه عنصر با هم سهیمند اما «شرایط» می تواند آن دو عنصر را متأثر از خود سازد.
پژوهش های مرتبط با مدیریت تعارض در سازمان های دولتی و خصوصی جمهوری اسلامی ایران (مرور نظام مند مدل ها، چالش ها و راهکارها)
پژوهش حاضر باهدف بررسی پژوهش های مرتبط با مدیریت تعارض در سازمان ها دولتی و خصوصی ایران انجام شده است. در این مقاله با روش نظام مند کلیدواژه «مدیریت تعارض» در عنوان و چکیده مقالات چاپ شده در پایگاه های علمی مختلف مورد جست وجو قرار گرفت و تمامی مقالات مرتبط پس از فهرست و بررسی تعدادی به علت عدم همخوانی با عنوان و محتوای تحقیق در طول فرایند بررسی حذف شدند درنهایت 20 مقاله که موردبررسی نهایی قرار گرفت و داده های استخراج شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد 65 درصد پژوهش هایی که با مفهوم مدیریت در سازمان ها انجام شده به دست اعضای هیئت علمی دانشگاه ها و 35 درصدِ باقی مانده به دست دانشجویان نوشته شده است. همچنین پژوهش های مذکور در شهرهای مختلف ایران انجام شده که بیشترین فراوانی در سطح ملی بوده است.80 درصد پژوهش های انجام شده از روش های تحقیق کمّی استفاده کرده اند. درنهایت نتایج حاکی از آن است که در پژوهش های انجام شده پژوهشگران به مؤلفه ها و متغیرهایی نظیر این اثربخشی کارکنان، گشودگی ارتباط، ارتقای اعتماد، سبک های تعارض، علل بروز تعارض، عملکرد کارکنان، تیپ های شخصیتی، ویژگی های شخصیتی، بهروزی نیروی انسانی، هوش سازمانی، هوش هیجانی، راهبردهای مدیریت تعارض، ساختار سازمانی، عملکرد سازمانی، مهارت های سه گانه مدیریت، عدالت سازمانی، کیفیت ارتباط، فرسودگی شغلی، استرس شغلی، بیشتر توجه کرده اند.
Artificial intelligence in MBA education: Perceptions, ethics, and readiness among Iranian graduates
منبع:
Socio-Spatial Studies, Vol ۵, Issue ۱, Winter ۲۰۲۱
31 - 42
حوزههای تخصصی:
This study explores the perceptions of Iranian MBA graduates regarding the integration of AI into business education. Drawing on survey data from 379 alumni across a range of Iranian universities, the research assesses five core dimensions: perceived usefulness of AI, ethical concerns, faculty preparedness, job market implications, and interest in AI-focused coursework. The study also investigates whether demographic factors such as age, gender, income level, and marital status significantly influence these perceptions. Results indicate a generally favorable view of AI integration, with particularly strong support for incorporating AI coursework into MBA programs. Despite broad enthusiasm, respondents expressed concerns about data privacy, algorithmic bias, and the limited readiness of faculty to teach AI-related content. Inferential tests and path analysis reveal that demographic variables had little predictive power over AI perceptions or preferences, suggesting widespread acceptance across social strata. The findings underscore both the readiness of Iranian MBA graduates for AI-related curricular reform and the need for targeted institutional responses, including faculty development and ethical frameworks.
سبک زندگی سلامت محور در ترک پایدار مواد مخدر در شهر کاشان: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره سوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
94 - 76
حوزههای تخصصی:
سبک زندگی سالم یا سلامت محور، به عنوان شاخه ای از سبک زندگی، درصدد است تا رفتارهایی را شکل دهد که بر حفظ سلامتی افراد و جلوگیری از رفتارهای پرخطر نظیر اعتیاد مفید هستند. پژوهش حاضر به تبیین سبک زندگی سلامت محور در ترک پایدار اعتیاد می پردازد. این پژوهش یک مطالعه کیفی- تطبیقی و به لحاظ هدف، کاربردی است. میدان تحقیق در این پژوهش دربرگیرنده سه گروه متخصصین درمانی و پژوهشی اعتیاد، افراد موفق به ترک اعتیاد وخانواده های این افراد در سال 1398 در شهر کاشان می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و نظری، 31 نفر از آن ها به عنوان نمونه برگزیده شدند. تکنیک گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه متمرکز بوده که با استفاده از نرم افزارMAXQDA و با توجه به انواع کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. سبک زندگی سلامت محور در سه حوزه بر پایداری ترک اعتیاد مواد مخدر اثر گذار است؛ حوزه نخست، بعد جسمی می باشد، بدین معنی نقش ابعاد جسمی در ترک پایدار اعتیاد اثرگذاراست. حوزه دوم، بعد روانی سبک زندگی سلامت محور بوده و حوزه سوم بعد اجتماعی سبک زندگی سلامت محور مورد بررسی قرار گرفت. سبک زندگی سلامت محور به مثابه یک پدیده چند علیتی و چندبعدی، منبع ارزشمندی برای کاهش شیوع و تأثیر مشکلات بهداشتی، ارتقای سلامت، تطابق با عوامل استرس زای زندگی و بهبود کیفیت زندگی می باشد.