فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۹۸۱ تا ۷٬۰۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هفتم زمستان ۱۴۰۰شماره ۲۸
111-138
حوزههای تخصصی:
هر رسانه ی اجتماعی سازوکار مختص به خود را برای افزایش مشارکتِ فعال کاربران دارد، علاوه بر این سازوکار، چگونگی تولید محتوا و مصرف رسانه های اجتماعی توسط کاربران، در تغییر و ایجاد ظرفیت های جدید در این رسانه ها مؤثر بوده است. اینستاگرام نمونه ا ی از رسانه های اجتماعی است که موفق به ایجاد بستری برای مشارکت فعال کاربران در راستای تولید محتوا شده است. نوآوری کاربران در تولید محتوا منجر به شکل گیری گونه های نوینی از محتوا در اینستاگرام شده و از این نظر مطالعه روابط تولید محتوا در اینستاگرام ضروری به نظر می رسد. هدف این پژوهش ارائه ی شرحی از عوامل مرتبط در شکل دهی به تولیدات کاربرساخته با تاکید بر رابطه ی اینفلوئنسر و فالوئر است. در این پژوهش از روش توصیفی استفاده شده و اطلاعات مورد نیاز با برگزاری سه نشست گروهی متمرکز با کاربران فعال اینستاگرام گردآوری و با استفاده از تکنیک تحلیل تماتیک تحلیل شده است. پس از کدگذاری اطلاعات 11مقوله ی اصلی مرتبط با تولید کاربرساز احصاء شد و این مقولات حول مقوله ی کانونیِ مشارکت جمعی در تولید محتوا صورت بندی گردید. پس از کدگذاری عناصر موثر بر تولیدات کاربرمحور در بین کاربران ایرانی به 12 مقوله اصلی که بر تولیدات کاربرمحور اثر می گذارند و در نهایت منجر به حفظ شبکه ی ایسنتاگرام می شوند وشناسایی شدند و حول مقوله کانونی چرخه دورانی توجه بین فالوئر و اینفلوئنسر صورت بندی شدند.
ارزیابی عملکرد رسانه های پخش در شبکه های اجتماعی آنلاین با استفاده از مدل های تحلیل پوششی داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هفتم زمستان ۱۴۰۰شماره ۲۸
269-303
حوزههای تخصصی:
چشم انداز رسانه ای در جهان طی دو دهه ی اخیر به دلیل استفاده از اینترنت و عمدتا توسعه ی شبکه های اجتماعی آنلاین، تغییر کرده و به طور چشم گیری بر نحوه ی تولید، توزیع و مصرف رسانه ا ی تاثیر گذاشته است؛ از این رو برنامه ریزان رسانه ای می بایست در فرآیند تصمیم گیری اقدامات مناسب را به دقت شناسایی کنند. اولین قدم برای تغییر رویه ها، اطلاعاتی است که از طریق «ارزیابی عملکرد» حاصل می شود. در این مقاله، عملکرد رسانه های پخش در شبکه های اجتماعی (اینستاگرام و سروش) با استفاده از مدل های CCR و BCC در تحلیل پوششی داده ها ارزیابی شده است. نتایج در دو ماهیت ورودی و خروجی -که سطح فعالیت سازمان و سطح پاسخ مخاطبان نامیده شده است- ارزیابی و نتایج حاصل از اجرای دو مدل مقایسه شده است. در واقع، عملکرد هر یک از این واحدها در استفاده ی بهینه از منابع برای تولید ستاده ها، ارزیابی شده است. جامعه ی آماری در این پژوهش، شبکه های رادیویی و تلویزیونی است که به عنوان واحد تصمیم گیرنده در نظر گرفته شده اند. نتایج نشان می دهد تعدادی از واحدها با اجرای مدل های CCR و BCC در سطوح فعالیت سازمان و پاسخ مخاطبان، به طور مشترک کارا بوده اند؛ اما با اجرای مدل BCC واحدهای دیگری نیز کارا شناسایی شده اند. سپس به کمک تحلیل ابرکارایی، واحدهای کارا رتبه بندی شده اند. در نهایت، واحدهای ناکارا در هر یک از شبکه های اجتماعی شناسایی و به-منظور بهبود عملکرد واحدهای ناکارا، استراتژی مناسب پیشنهاد شده است. این الگو به مدیران رسانه ای کمک خواهد کرد تا عوامل ناکارایی خود را در مقایسه با رقبا شناسایی کرده و به واحدی کارا، تبدیل شوند.
بازیابی تصاویر مبتنی بر محتوای وب از شناسایی شاخص ها تا استخراج ویژگی های مشترک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای در رسانه و فرهنگ سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
141 - 169
حوزههای تخصصی:
اگر دنیای امروز را دنیای دیجیتال در نظر بگیریم، دور از ذهن نیست که سلول مرکزی این دنیا را اطلاعات بدانیم و همچنین خیلی به بی راهه نرفته ایم که یکی از مسائل مهم و کاربردی حوزه اطلاعات دیجیتالی را مسئله بازیابی اطلاعات قلمداد کنیم. همان طور که می دانیم بخشی از اطلاعات به صورت تصاویر ارائه، و لذا ملاحظه می شود که ضرورت پرداختن به بازیابی تصاویر وجود دارد. بازیابی تصاویر میسر نمی شود مگر از طریق آشنایی با معیارهای استخراج ویژگی مبتنی بر محتوای وب. این امر در پژوهش حاضر با روش کتابخانه ای و بهره مندی از پایگاه های اطلاعاتی معتبر فارسی و انگلیسی مورد مداقه قرار گرفته است. بنابر این هدف، سوال پژوهش این گونه بنا نهاده شده است: معیارهای استخراج ویژگی برای بازیابی تصاویر مبتنی بر محتوای وب چیست؟ آیا استفاده از این ویژگی ها در بازیابی تصاویر تاثیرگذار است یا خیر؟ بر اساس یافته های این سطور درمی یابیم که برای بازیابی تصاویر، دو نوع ویژگی موردنیاز است؛ ویژگی های سطح بالا و ویژگی های سطح پایین. این دو نوع شاخصه با توجه به نوع نیاز در بازیابی مبتنی بر محتوای وب مورد استفاده قرار می گیرند.
تبیین اعتباررأی درنظام مردم سالاری دینی باتوّجه به اشکالات دموکراسی ها
حوزههای تخصصی:
دموکراسی نوعی از حکومت است که امروزه اکثر کشورهای جهان جهت کسب مشروعیت و تداوم حیات سیاسی خود اذعان به داشتن آن دارند. دموکراسی پس از فروپاشی نظام کمونیستی به عنوان تنها حکومت بی بدیل و مطلوب ترین شیوه زیست سیاسی مطرح گردید لذا از لحاظ عقلی و عرف سیاسی به انگاره ای بدیهی و قطعی تبدیل شده است.معروف ترین و شناخته شده ترین دموکراسی در جهان، دموکراسی غربی یا لیبرال دموکراسی می باشد که مفهوم و مصداق آن بر نگرش اومانیسم مبتنی می باشد.از طرفی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نوع دیگری از دموکراسی به دنیا معرفی گردید که آن نظام مردم سالاری دینی می باشد. علی رغم محاسن عدیده ای که نظام های مردم سالار دارند، این اشکال بزرگ را هم دارند که چون در یک فرایند مشخص، این عوام هستند که حرف آخر را پای صندوق های رأی می زنند، لذا ممکن است دچار اشکالاتی از جمله: جهل اکثریت رأی دهندگان، خرید آرا، ناصالح بودن منتخبین، نادیده گرفتن حقوق و آرای اقلیت ها، گردند.حال در این نوشتار قصد بر این است که آیا این گونه اشکالات در نظام مردم سالاری دینی نیز وجود دارد؟ اگر وجود دارد چگونه می توان با حفظ اصول و ارزش ها و با لحاظ مصالح نظام، مردم، اسلام و انقلاب، با این گونه اشکالات مقابله نمود؟
آسیب های اجتماعی برآیند شکاف مسجد و جامعه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار درصدد پاسخ به نسبت آسیب های اجتماعی با مسجد به مثابه نماد دین است؟ آسیب های اجتماعی در ایران معاصر، استمرار آسیب های جهانی هستند که تجدد منجر به آن شده است و لذا دین و مسجد که نقشی پیشگیرانه در مواجهه با آسیب های اجتماعی داشتند، با کمرنگ شدن حضور در دوره معاصر، کارویژه دفع آسیب ها را از دست داده و به کارکردهای رفع آسیب ها تقلیل یافته اند. هدف از این مقاله، ترسیم رویکردی پدیدارشناختی نسبت به مساجد در دوران معاصر است و روش تحقیق اسنادی و توصیفی - تحلیلی می باشد. نتایج نشان می دهد، مساجد اگرچه در طول تاریخ با فقدان نهادهای تخصصی مدرن و یا اختلال کارکردی ساختار جامعه، نقش جهادی و مدنی مطلوب را ایفا کرده اند، اما با گستره و هجوم تمدنی و فرهنگی و رسانه ایِ آسیب ها، اولاً نیاز به پاسخ مطلوب از سوی همان نهادهای تخصصی، البته با مدلی ایرانی- اسلامی است و در صورت اضطرار و نیاز به نقش مسجد، تقویت امکانات، تجهیزات و بودجه مناسب در مساجد یک ضرورت و مقدمه است تا مواجهه ای <br /> متوازن برقرار شود و الا این انتظار رفع و درمان آسیب ها از مساجد، بدون منطق بوده و مستلزم تبرئه مدرنیته است.
نقض حقوق بشر در محدودیت های دارویی ناشی از تحریم های واشنگتن علیه ایران؛ نحوه بازنمایی آن در رسانه های آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحریم های ایالات متحده آمریکا، حوزه دارو، درمان و سلامت ایرانیان را تحت تأثیر قرار داده است. بنابراین، مطالعه ابعاد نقض حقوق بین الملل بشر در ایجاد محدودیت دارویی در ایران از منظر قواعد حقوق بشری و تعهدات بین المللی حائز اهمیت است. بر این اساس، این مقاله به سؤالاتی از قبیل مشروعیت حقوقی- بین المللی ایجاد محدودیت دارویی در ایران و ابعاد نقض حقوق بین الملل بشر در ایجاد این محدودیت، پاسخ داده است. روش پژوهش در بررسی قواعد حقوق بین الملل بشر، گزارش های نهادهای حقوق بشری در ایران و رسانه های بین المللی آمریکایی، توصیفی- تحلیلی بوده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تحریم های ایالات متحده آمریکا علیه ایران، بر حق دسترسی ایرانیان به دارو، درمان و تجهیزات پزشکی و نیز حق بر سلامتی به ویژه در زمان مقابله با کرونا، تأثیرات منفی قابل ملاحظه ای گذاشته است. گزارش های اندیشکده ها و رسانه های بین المللی آمریکا نیز نقش تحریم های این کشور در محدودیت دارویی در ایران و ایجاد اخلال در روند ارسال دارو و تجهیزات درمانی به ایران را تائید می کنند که حاکی از تروریسم دارویی واشنگتن علیه تهران است.
تشدید اسلام هراسی در اروپا: عوامل و پیامدها (با تأکید بر نحوه بازنمایی رسانه ای مسلمانان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه رسانه بین الملل سال ششم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۷
205 - 234
حوزههای تخصصی:
امروزه مسلمانان اروپا به عنوان بزرگترین اقلیت دینی به واقعیت غیرقابل انکار تبدیل شده اند. با این وجود، عواملی مانند تقویت گرایش های راست افراطی در اروپا، شکل گیری و ظهور مجدد طالبان در افغانستان و تحولات اخیر در منطقه غرب آسیا با محوریت تروریسم تکفیری داعش، زمینه مناسبی را برای تشدید اسلام هراسی در غرب به وجود آورده است. بر این اساس، این مقاله به مطالعه، شناخت و تحلیل عوامل تشدیدکننده اسلام هراسی در اروپا، نحوه بازنمایی رسانه ای مسلمانان و پیامدهای آن بر این اقلیت مسلمان در جوامع اروپایی با استفاده از رویکردهای نظری شرق شناسی (ادوارد سعید) و برخورد تمدن ها (هانتینگتون) و با روش توصیفی- تحلیلی پرداخته است. یافته های مقاله نشان می دهد نحوه بازنمایی و پوشش خبری رسانه ها از اسلام و مسلمانان در جوامع اروپایی، در ارائه تصویری مخدوش، غیرعقلانی، خشن و هراس آور از اسلام و مسلمانان که با اشکال «رادیکالیسم»، «بنیادگرایی» و «افراط گرایی» همراه است، موجب تشدید پدیده اسلام هراسی و اسلام ستیزی شده است. این موضوع نیز پیامدهایی مانند اعمال محدودیت بر رفتار و عمل به اعتقادات دینی مسلمانان در جوامع اروپایی داشته است.
پوشاک و آرایه های رخت و رخسار عروس در دهه چهل خور بیابانک
منبع:
فرهنگ مردم ایران تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۵
141-149
حوزههای تخصصی:
Providing a Model of Effective Components on Assessment the Quality of Educational Services in Education(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this study was to identify the effective components on assessment the quality of educational services in education and provide a model for it. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was qualitative. The research population was articles of related to research and management experts in the field of educational services in Tehran, which according to the principle of theoretical saturation, number of 10 people of them were selected as the sample by purposive sampling method. The research tool was a semi-structured interview that lasted 30 to 45 minutes for each person and its structure and internal validity and its external reliability was confirmed. Data were analyzed with coding method in NVIVO software version 10. Findings: According to the analysis, the main theme of assessment the quality of educational services in education had 44 free themes in the form of 9 sub-themes including research activities, teachers, curriculum, school physical environment, learning resources, learning process, cultural-religious activities, cultural activities and sports activities. Conclusion: According to the results, to improve the quality of educational services in education can be done by improving the sub-themes and free themes of each of them until provide a basis for improving and promoting the education system.
Validation of the Evaluation Model of the Quality of Combined Education in Higher Education Based on the CIPP Evaluation Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The objective of the present study was to validate the evaluation model of the quality of combined education in higher education based on the CIPP evaluation approach. Methodology: The present study was applied in terms of objective, and cross-sectional in terms of method and data collection. The statistical population included students of the Islamic Azad University of Tehran in 2020 and 140 students participated in this study by power analysis sampling method. A researcher-made questionnaire on a 5-point Likert scale including 9 main categories, 20 sub-categories and 83 items was used for data collection. Convergent validity, divergent validity and Heterotrait-Monotrait Ratio (HTMT) were used to validate the questionnaire and a value greater than 0.7 was obtained from all categories. The reliability of the questionnaire was investigated using Cronbach's alpha, composite reliability and Rho coefficient and calculated greater than 0.7 in all categories. Also, the total Cronbach's alpha of the questionnaire was 0.891. In order to investigate the conceptual model of the research, the partial least squares and Smart PLS software version 2 have been used. Findings: The results showed that the use of appropriate evaluation methods leads to students' increasing knowledge and skills. Finally, this growth will lead to satisfaction with the quality of education, practicality and field of study. Conclusion: According to the study results, it was found that the appropriate selection of managers by increasing the capability and utility of their role will pave the way for appropriate methods of evaluation.
شبکه های اجتماعی در خدمت نوآوری اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی(مطالعه موردی: توییتر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات ارتباطات سیاسی، بین الملل و توسعه ارتباطات و توسعه
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات گروه های ویژه ارتباطات و جامعه
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات فضای مجازی، جهانی شدن و تکنولوژی های نوین ارتباطاتی مطالعات فضای مجازی شبکه های اجتماعی موبایل محور
امروزه، کاربران بسیاری در شبکه های اجتماعی مختلف، عقاید و نظرات خود را با سایرین به اشتراک می گذارند. حجم انبوه داده های خام تولیدشده در شبکه های اجتماعی، آن ها را به مخزنی سرشار از ایده ها، افکار و دغدغه های تعداد بی شماری از کاربران تبدیل کرده که می تواند نقش تعیین کننده ای در تصمیم گیری های خرد و کلان داشته باشند. فلذا پژوهش حاضر درصدد آن است که با استفاده از روش های متن کاوی در توییتر، دغدغه های اجتماعی مردم را شناسایی کرده تا در طرح های آتی نوآوری و کارآفرینی اجتماعی لحاظ شود. برای دستیابی به این هدف، توییت های مرتبط با نوآوری اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی با روشی نوین از توییتر استخراج شدند و با استفاده از تکنیک ها و الگوریتم های متن کاوی از جمله مدل سازی موضوعی LDA و تحلیل احساسات مورد بررسی قرار داده شدند. یافته های متن کاوی نشان داد، کاربران عموما در حوزه کارآفرینی اجتماعی بیشتر به موضوعاتی همچون لزوم اهمیت به مساله ی اشتغال در چابهار، برگزاری رویداد های رایگان برای شناسایی ایده ها و فرصت ها و مشکلات جذب سرمایه در پروژه های کارآفرینی پرداخته بودند. همچنین در حوزه نوآوری اجتماعی نیز کاربران به موضوعاتی چون لزوم اهمیت به معلولین، ساخت مراکز دندانپزشکی و همچنین تاسیس گلخانه در مناطق جنوبی کشور و توانمندسازی بانوان توجه بیشتری نشان داده اند. علاوه براین تحلیل احساسات توییت های فارسی درباره ی کارآفرینی و نوآوری اجتماعی، حاکی از مثبت بودن نتایج داشت. باتوجه به نتایج مثبت حاصل از تحلیل احساسات مردم نسبت به کارآفرینی و نوآوری اجتماعی و موضوعات شناسایی شده، می توان در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری های آینده، طرح هایی را برای رفع دغدغه های مردم .....
شناسایی مؤلفه های مؤثر بر سرمایه اجتماعی در مواجهه با بیگانگی اجتماعی (موردمطالعه دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال دهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۹
357 - 391
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر شناخت عوامل مؤثر بر ارتقا سرمایه اجتماعی و تأثیر آن در کاهش بیگانگی اجتماعی است. روش این مطالعه ترکیبی و از نوع تودرتو (لانه ای) است، جمع آوری داده ها در بخش کمی و کیفی (پیمایش - پدیدار شناختی) به صورت هم زمان انجام شد. در بخش کمی با استفاده از دو پرسشنامه بیگانگی اجتماعی و سرمایه اجتماعی داده ها از 410 نفر دانشجوی دانشگاه علوم تحقیقات و دانشگاه تهران به شیوه نمونه گیری طبقه ای نسبتی گردآوری شد، در بخش کیفی با روش نمونه گیری هدفمند و مصاحبه نیمه ساختاریافته با 16 نفر و رسیدن به مرحله اشباع نظری، داده ها جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS25 & Atlas ti تجزیه وتحلیل شد. یافته های بخش کمی نشان داد، متغیر بیگانگی اجتماعی با متغیرهای همدلی (0.01) 0.13- و اعتماد (0.001) 0.21- رابطه معنی دار و معکوس دارد، از تحلیل یافته های کیفی 19 مقوله شامل جهانی شدن، تغییر در ارزش ها و سبک زندگی، کلیشه های جنسیتی، رسانه، آموزش وپرورش، ارزش های دینی، آموزش عالی، فضاهای عمومی، رفاه اجتماعی، احساس محرومیت نسبی، هنجارهای اجتماعی، خانواده، کفایت اجتماعی، شبکه اعتماد متقابل، حکمرانی خوب، شایسته سالاری، مدیریت در بحران، بی ثباتی اقتصادی، اشتغال و کسب وکار استخراج شد. درمجموع نتایج این مطالعه نشان داد برای ارتقا سرمایه اجتماعی و کاهش آسیب های اجتماعی توجه همه جانبه به حوزه های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی باید موردتوجه برنامه ریزان قرار گیرد.
نقش میانجی شایسته هراسی بر ارتباط تراشکاری سازمانی با عملکرد کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی تأثیر شایسته هراسی به عنوان متغیر میانجی بر رابطه تراشکاری سازمانی و عملکرد کارکنان نیروی انتظامی همدان می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث جمع آوری داده ها پژوهشی توصیفی-پیمایشی است. برای تجزیه وتحلیل از روش مدل یابی معادلات ساختاری با نرم spss و پی ال اس استفاده شده است. با-توجه به پیمایشی بودن پژوهش برای جمع آوری داده از ابزار پرسشنامه استاندارد استفاده شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات برای آزمون سوالات در تحقیق حاضر از پرسشنامه دی و همکاران (2017) و پرسشنامه استاندارد عملکرد شغلی حسنی و سعادت (1395) و برای سنجش شایسته هراسی از پرسشنامه مصلحی (1390)، حیدری تفرشی و همکاران (1395) استفاده شده است. در این پژوهش بر اساس بر اساس جدول مورگان از یک جامعه ی 400 نفری که با استفاده از فرمول نمونه گیری از جوامع نامحدود 201 نفر به عنوان نمونه ی مورد پژوهش انتخاب شده است. نتایج نشان داد که شایسته هراسی به عنوان متغیر میانجی بر رابطه تراشکاری سازمانی و عملکرد کارکنان نیروی انتظامی همدان تأثیر معنادار دارد. همچنین نتایج نشان داد تراشکاری سازمانی بر عملکرد کارکنان، شایسته هراسی نیروی انتظامی همدان تاثیر مستقیم دارد و نیز شایسته هراسی یر عملکرد کارکنان نیروی انتظامی همدان تاثیر معنادار دارد.
ارائه الگوی پیشایندهای احساس امنیت اجتماعی زنان ( مطالعه موردی: دختران و زنان شهر ساری)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های جامعه شناختی سال پانزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۵۳)
165 - 188
حوزههای تخصصی:
امنیت زنان یکی از مسائل اجتماعی بسیار با اهمیت در تمامی جوامع محسوب می شود. تجربه کشورهای مختلف از جمله ایران حاکی از آن است که احساس امنیت اجتماعی زنان علاوه بر اقدامات انتظامی تحت تاثیر عوامل دیگری نیز قرار دارد که پرداختن به آن می تواند رهنمودهای کاربردی مهمی در پی داشته باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی پیشایندهای احساس امنیت اجتماعی زنان انجام شده است. این مطالعه از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و شکل اجراء به صورت توصیفی-پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق کلیه زنان و دختران شهروند ساری می باشد (جامعه نامحدود) که از این میان نمونه ای متشکل از 200 نفر با استفاده از فرمول خاص تعیین اندازه نمونه در معادلات ساختاری انتخاب شده است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته ای شامل 5 بعد و 25 گویه استفاده شده است که روایی آن با روش صوری-محتوایی و روایی سازه مورد تایید قرار گرفته است. ضریب آلفای کورونباخ پرسشنامه نیز بالای 7/0 بدست آمد که نشان دهنده پایایی قابل قبول ابزار اندازه گیری است. داده های بدست آمده از پرسشنامه با روش مدلیابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده در این تحقیق مشخص شد که هر چهار عامل مورد بررسی شامل عوامل کالبدی، عوامل فردی، عوامل اجتماعی-فرهنگی و عوامل انتظامی تاثیر مثبت و معناداری بر احساس امنیت اجتماعی زنان دارد. محاسبه شاخص های نیکویی برازش نیز نشان داد که مدل ساختاری پیشنهادی در این تحقیق از برازندگی مطلوبی برخوردار است. در پایان بر اساس یافته های تحقیق، پیشنهاداتی ارائه شده است.
مطالعه فرایند هویت یابی زنان در شبکه های اجتماعی (مورد مطالعه: زنان کاربر اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظهور شبکه های اجتماعی، به ویژه اینستاگرام با ماهیت تصویری در فضای غیررسمی و جذاب برای زنان، نقش قابل توجهی در ساخت هویت شخصی آنها ایجاد کرده است. ازاین رو، زنان در تلاش اند با فعالیت در این شبکه، هویت و تصویری متمایز و جدید از خود به نمایش بگذارند و آنان بدین طریق در گروه های مختلف احساس تعلق و نقش آفرینی می کنند. تحقیق حاضر با پشتوانه ادبیات مفهومی و نظری موجود در حوزه هویت، با فن مصاحبه نیمه ساختاریافته به گردآوری داده ها پرداخته و با رویکرد کیفی و بهره گیری از روش زمینه ای اشتراوس و کوربین داده ها را تحلیل کرده است. 30 کاربر فعال اینستاگرامی (زن) با روش نمونه گیری گلوله برفی و هدفمند انتخاب و به شیوه حضوری و آنلاین مورد مصاحبه قرارگرفته اند. یافته های به دست آمده، بیانگر 4 مقوله اصلی شامل «انتخاب نمایش خود در زیست جهانی زنانه»؛ «اینستاگرام، ساحت تعامل با مخاطب تأثیرگذار»؛ «بازسازی معنا و هویت یابی فرایندی» و «بازسازی تعاملات حوزه زندگی خصوصی»، است. مقوله هسته ای در این بررسی «هویت نوظهور تلفیقی و فرا مدرن» است که سایر مقولات را درمی گیرد. همچنین در مقوله هویت یابی فرایندی، سه نوع تیپ هویتی پیشین، هویت در مواجهه و هویت پسین با اقتباس از رویکرد نظری شکل گرفته است. مؤلفه ی تیپ ها، پیشینی محصول چارچوب های مشخصی چون تحصیل و اشتغال مرسوم در جامعه بوده درحالی که مؤلفه هویت، در مواجهه ابراز خود دلبخواه نمایشی و هویت پسین، سیالیت و تلفیق است. نتایج نشان می دهد که در اینستاگرام به واسطه شکل کارکردی و ساختاری آن و تغییر نوع و موضوع علقه های اجتماعی، زنان ایرانی با بازنمایی خودی خلق شده و فرامدرن در قالب تلفیقی از نقش های زنانه سنتی مدرن، هویتی خودانتخابی را تعریف کرده اند که نه افسارگسیخته و آزاد و نه دست وپابسته محدودیت های دنیای واقعی و از پیش تعیین شده است.
ارائه مدل رهبری هوشمند اسلامی ایرانی با رویکرد قدرت نرم در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف ارائه الگوی رهبری هوشمند اسلامی ایرانی مبتنی بر قدرت نرم در سازمان های دولتی منتخب استان سیستان و بلوچستان انجام شد. دراین پژوهش سعی شده است ضمن حرکت در مرزهای دانش علم مدیریت و رهبری با تکیه برفرهنگ غنی اسلامی ایرانی ،الگویی بومی ،جامع و به روز ارائه گردد.پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت گردآوری داده ها آمیخته (کیفی – کمی) با رویکرد اکتشافی متوالی است. جامعه آماری این تحقیق در بخش کیفی شامل خبرگان و در بخش کمی 200 نفر از مدیران سازمان های دولتی منتخب استان سیستان و بلوچستان بوده است که با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند در بخش کیفی تعداد 20خبره و به روش تصادفی طبقه ای در بخش کمی 132 نفر از مدیران سازمان های دولتی منتخب استان سیستان و بلوچستان به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. پژوهشگر در بخش کیفی پژوهش ابتدا با مصاحبه با خبرگان و اسناد موجود شاخص های الگوی رهبری هوشمندایرانی اسلامی مبتنی بر قدرت نرم در سازمان های دولتی را از روش تحلیل تم احصا نمود. خروجی این مرحله شناسایی 102 شاخص در قالب 17 مولفه اصلی و 28 ریز مولفه بود. بر اساس نظرات خبرگان و تجزیه و تحلیل های صورت گرفته، مدل رهبری هوشمندایرانی اسلامی مبتنی بر قدرت نرم احصاء و پرسشنامه پژوهش جهت استفاده در بخش کمی طراحی گردید. نتایج تحلیل داده های پژوهش نشان داد ، عوامل علی و زمینه ای رهبری هوشمند بر قدرت نرم در سازمان های دولتی تاثیر ندارد، اما عوامل ساختاری رهبری هوشمند بر قدرت نرم تاثیر دارد.
نقش میانجی طرحواره های هیجانی در رابطه بین پیوند والدینی و صمیمیت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۶
209 - 241
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از پژوهش ها نشان داده شده که روابط اولیه والد کودک بر کیفیت روابط زناشویی فرزندان تأثیرگذار است؛ اما این مسئله که روابط اولیه با والدین از چه مسیرهایی بر کیفیت رابطه زوجی اثرگذار است، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی طرحواره های هیجانی در رابطه بین پیوند والدینی و صمیمیت زناشویی، انجام شده است. روش این پژوهش از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی افراد متأهل ساکن شهر یزد در سال 1398-1397 است. معیارهای ورود به پژوهش عبارت بودند از: متأهل بودن، داشتن سواد خواندن و نوشتن، زندگی زیر یک سقف حداقل به مدت دو سال و این که والدین فرد تا قبل از 16 سالگیِ او فوت نکرده باشند. از بین افرادی که معیارهای ورود به پژوهش را داشتند، تعداد 426 نفر (227 نفر زن و 199 نفر مرد) در پژوهش شرکت کردند. شیوه نمونه گیری به صورت در دسترس و از طریق پرسشنامه کاغذی و فرم اینترنتی بود. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش عبارت بودند از: مقیاس پیوند والدینی (PBI)، مقیاس صمیمیت زناشویی تامپسون و والکر (MIS) و مقیاس طرحواره های هیجانی لیهی (LESS). داده های به دست آمده با استفاده از روش های آمار استنباطی هم چون همبستگی و تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصله نشان داد که تعدادی از طرحواره های هیجانی در رابطه بین پیوند والدینی و صمیمیت زناشویی نقش میانجی داشتند. بنابراین با توجه به نقش طرحواره های هیجانی در تجربه هیجانی و استفاده از راهبردهای کنترل هیجان، می توان گفت که این طرحواره ها از طریق تأثیر بر ادراک افراد از هیجان (مثل باور به غیرقابل کنترل بودن و منحصر بودن هیجانات به شخص) و نیز استفاده از راهبردهای مختلف (هم چون نگرانی، سرزنش دیگران، نشخوار فکری و اجتناب از موقعیت) جهت مقابله با هیجان، در رابطه بین پیوند والدینی و صمیمیت زناشویی نقش میانجی را ایفا می کنند.
تحلیل و کشف چالش های پرورش فرزند کم شنوا از دیدگاه والدین با شنوایی عادی و نوجوانان کم شنوا: یک مطالعه مقدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۶
283 - 301
حوزههای تخصصی:
نوجوانان کم شنوا یکی از گروه های مهم افراد با نیازهای ویژه محسوب می شوند که پژوهش درباره آن ها اندک و گاهی دارای نتایج متناقض است. این پژوهش با هدف تحلیل و کشف چالش های پرورش فرزند کم شنوا از دیدگاه والدین با شنوایی عادی و نوجوانان کم شنوا بر مبنای نظریه داده بنیاد انجام شده است. نمونه پژوهش 10 نوجوان کم شنوای پسر و دختر و 15 والد با شنوایی عادی دارای فرزند نوجوان کم شنوا بودند که به روش نمونه گیری نظری و هدفمند از انجمن خانواده ی ناشنوایان شهر تهران در سال 1399 انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق تا رسیدن به اشباع نظری جمع آوری و با کدگذاری نظری (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) تحلیل شد. بر اساس نتایج حاصل از پژوهش، کدهای باز حول 103 مفهوم، کدهای محوری شامل 15 مفهوم و کدهای انتخابی در چهار مفهوم تحت عناوین عوامل مربوط به والدین، عوامل مربوط به نوجوان، عوامل مربوط به خانواده و عوامل مربوط به جامعه شناسایی و استخراج شدند. با توجه به نتایج به دست آمده، توجه ویژه به چالش های پیش رو در پرورش فرزند کم شنوا اهمیت بسزایی دارد.
بایسته های مدیریت شایعات در روابط سازمانی از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی بایسته های مدیریت شایعات در روابط سازمانی از منظر قرآن کریم است. شایعه، حقیقتی برخاسته از ارتباطات رسمی و غیررسمی است. این پدیده، مشتمل بر گزاره تأییدنشده ای است که از فردی به دیگری منتقل می شود، اغلب برخاسته از گمان اشخاص بوده یا بر دلیل محکم استوار نیست و ممکن است خلاف واقع باشد. بنابراین مواجهه ای مطلوب می طلبد. پرسش اصلی پژوهش آن است که بایسته های مدیریت شایعات در روابط سازمانی از دیدگاه قرآن کریم چیست؟ روش پژوهش، تحلیل مضمون استقرایی است که طی آن داده های لازم از قرآن کریم جمع آوری و مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر شناسایی شد. مهمترین یافته ها در مواجهه با شایعات عبارت اند از: پیشگیری از نشر اخبار انحرافی، حصول یقین در اقدامات بنیادین، جلوگیری از ضرر احتمالی، شفافیت موضع در برابر انحرافات، هوشیاری نسبت به مظاهر فریب، حفظ حرمت ها و پیوندها، برخورد مقتدرانه با عوامل تهدید و...؛ مهمترین یافته ها در ایجاد شایعات نیز عبارت اند از: اجتناب از تضییع حقوق دیگران، رعایت صداقت گفتاری، صیانت از شایعات. براساس بررسی یافته ها، بایسته ها به مقتضای جایگاه های مواجهه پیشینی، مواجهه پسینی و ایجاد، ضروری تلقی می شوند. برخی بایسته ها در شرایط ویژه ضرورت یافته و دسته دیگر بین بعضی موقعیت ها مشترک اند. همچنین در مواجهه با شایعات، اطلاع از صدق یا کذب شایعه و در ایجاد شایعات، ماهیت واقعی یا غیرواقعی آن، در تعیین بایسته ها مؤثر است.
سوء بازنمایی شرق در بازی های دیجیتال: نمونه پژوهی ندای وظیفه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هفتم تابستان ۱۴۰۰شماره ۲۶
209-238
حوزههای تخصصی:
پس از حادثه 11 سپتامبر، موج گسترده ای در رسانه های دنیا مبنی بر بازنمایی غیرواقعی از شرق و مسلمانان ایجاد شد. در این میان، بازی های دیجیتال ازجمله رسانه هایی بودند که هم زمان با ورود به عصر جدیدِ بازنمایی، شرق را به عنوان یک غیریت به مخاطبان در سراسر جهان معرفی کردند. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که شرق به عنوان یک سوژه، چگونه در رسانه بازی بازنمایی شده است؟ ازاین رو، به مطالعه مهم ترین بازی های بازنمایی کننده شرق که مبتنی بر یک روایت واقعی از جنگ های دو دهه اخیر آمریکا در منطقه خاورمیانه بوده اند، پرداختیم تا نحوه بازنمایی شرق را در این بازی واکاوی نماییم. برای این منظور، بازی های انتخاب شده به صورت پیوسته و به مدت 120 ساعت بازی شدند و از بازی ها، فیلم ضبط شد. با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی سه عنوان بازی از مجموعه بازی های ندای وظیفه با عنوان «جنگاوری مدرن»، «جنگاوری مدرن 2» و «جنگاوری مدرن 3» تحلیل شدند و مهم ترین ابعاد بازنمایی شرق به همراه ویژگی های آن استخراج شد. ندای وظیفه با 1. سوءبازنمایی سیاسی-نظامی، 2. سوءبازنمایی فرهنگی، 3. سوءبازنمایی دینی (اسلام هراسی)، 4.سوءبازنمایی نژادی، 5. استیلای فرهنگی بر شرق و 6. استیلای سیاسی-نظامی بر شرق، به بازنمایی منفی از این سوژه پرداخته است.