فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی موارد نابارور در تعلیمات دینی دوره دوم متوسطه بود. روش تحقیق پیمایش کیفی و مشارکت کنندگان آن 48 دانش آموز دوره دوم متوسطه شهر قم در رشته علوم انسانی بودند. داده ها از طریق مصاحبه جهت دار و قاعده مند جمع آوری شد. یافته ها نشان داد تعلیمات دینی دارای مطالبی تکراری (هدف آفرینش، معاد، نماز، روزه، بعثت و استعمار)، کلیشه ای (ضرورت معاد، تفاوت انسان و حیوان، حجاب و آزادی، خواستگاری دختر از پسر، حکومت اسلامی، جنگ عقیده، توبه اجتماعی، پاکی و صافی قلب نوجوان در عشق به خدا)، پیچیده و غیرقابل فهم (فشار قبر، قضا و قدر الهی، و غیبت امام زمان، شرک در جهان امروز، موسیقی حلال، سنت املاء و استدراج)، متعارض (چگونگی خلقت انسان)، بی تفاوت به جنسیت (ویژگی ها و نقش های جنسیتی، آمادگی در ازدواج، زمینه سازی ظهور، عزت نفس، زمینه های گناه)، غیرکاربردی در زندگی فردی و اجتماعی (امیدزدایی در آخرت، معرفی جمهوری های لیبرال، سوسیالیستی و دموکراتیک، وضعیت اروپا در قرون وسطی، زمینه های پیدایش تمدن جدید)، کلی و جزئی غیرضرور (موانع رسیدن به هدف، وضعیت انسان در برزخ، رعایت حجاب در دیگر ادیان الهی، کم توجهی به اصل وجود امام، احکام ازدواج موقت، اثبات وجود خدا، رهایی از شرک، اختیار)، کم توجه به درگیری ذهنی (آخرت و حالات انسان در آن، رانده شدن شیطان از درگاه الهی، علل فرستادن پیامبران متعدد، صلح امام حسن(ع) با معاویه، فلسفه عمل به احکام الهی، چگونگی افول جدی تمدن اسلامی) است که همه مصادیقی از ناباروری هستند. تداوم این وضعیت می تواند منجر به کاهش علاقه، افت درونی سازی مفاهیم دینی و تضعیف روند شکل گیری و تعالی هویت دینی شود.
نقد مبانی فلسفی انسان فرهیختل ترسیم شده در سند آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، نقد مبانی فلسفی انسان فرهیخته در آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران است. روش ها: برای دست یابی به این هدف، از روش فلسفی (تحلیل تفسیری، انتقادی و استنتاجی) بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج بررسی نشان داد که مبانی فلسفی تربیت در سند در بستر دینی؛ یعنی اسلام شکل گرفته است، درنتیجه، بنیان های نظری در تربیت انسان فرهیخته آموزه های دینی و قرآنی است. بررسی مبانی فلسفی تربیت نشان داد که تصویر انسان فرهیخته را نمی توان تنها ذیل مبحث مبانی انسان شناسی مشاهده کرد. این تصویر در سند در لابه لای مباحث حوزه های هستی شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی قابل بازیابی است. بسیاری از اهداف و ویژگی های اشاره شده در سند آموزش وپرورش در تربیت انسان فرهیخته، جنبه آرمانی داشته و تحقق آن ها در نظام آموزشی با توجه به امکانات آموزشی و پرورشی دشواراست. نتیجه گیری: با توجه به این که مباحث اساسی مطرح شده در هریک از مبانی فلسفی انسان فرهیخته در چگونگی و نوع تربیت انسان فرهیخته دخیل هستند و بین مبانی فلسفی انسان فرهیخته و مؤلّفه های اساسی آن رابطه وجود دارد؛ لذا انتظار براین است که در مرحله بازنگری سند نقدهای مطرح شده مورد توجه قرار گیرد. این نقد می تواند یک سری دستاوردهایی را برای نظام آموزشی کشور داشته باشد؛ می تواند به مبانی فلسفی سند آموزش وپرورش قوام و استحکام بخشد و نقاط قوت آن را نشان دهد و اگر کاستی ها و خلأهایی در آن وجود داشته باشد در جهت برطرف کردن آن ها تلاش شود.
مشارکت کنندگان برنامه ریزی درسی مدرسه محور، روایت یک دهه تجربه مدرسه ای ابتدائی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، روایت تجربه یک مدرسه ابتدایی از برنامه ریزی درسی مدرسه محور با توجه به مشارکت کنندگان آن است. در متون تخصصی از مدیران، معلمان، خانواده، دانش آموزان و تسهیلگران بیرونی به عنوان مشارکت کنندگان اصلی برنامه ریزی درسی سطح خرد نام برده می شود. در این مقاله حسب تجربه مدرسه مورد مطالعه، به روایت تجارب سه دسته اول یعنی مدیران، معلمان و خانواده پرداخته شده است. تجارب دانش آموزان به دلیل اهمیت محوری آن در همه این سه دسته مدنظر بوده است. مدرسه درمنطقه 2 شهر تهران واقع شده است. ملاک در تعیین این مدرسه حضور پژوهنده به مدت 10 سال در نقش راهبر برنامه درسی بوده است. روش پژوهش روایت پژوهی است. داده ها از تجارب زیسته نویسنده اول این مقاله از یک دهه فعالیت در مدرسه ابتدایی به عنوان معلم، معاون آموزشی و مدیر در نقش راهبر آموزشی گردآوری شده است. تحلیل داده ها براساس رویکرد فضای سه بعدی کلاندینین وکانلی انجام شده است. یافته ها در 5 صحنه روایت شده است. صحنه اول،"آغاز"، به مشارکت کنندگان دسته اول، صحنه دوم، "دغدغه ای از جنس معلمی"، به دغدغه های مرتبط با معلمیِ محقق اول مقاله می پردازد. "به دنبال تغییر" مراحل آغازین تغییر از برنامه درسی متمرکز به برنامه درسی مدرسه محور را روایت می کند. صحنه چهارم"در تمنای معلمی" به تجارب معلمان به عنوان مشارکت کنندگان در برنامه درسی می پردازد و در صحنه پایانی به تجارب مدرسه مورد مطالعه در ارتباط با خانواده ها پرداخته شده است. درنهایت در پاسخ به پرسش ها در قالب دسته بندی های مشارکت کنندگان در مواجهه با فرایند تغییر توجه شده است.
شناسایی مؤلفه های تفکر فلسفی لیپمن در کتاب داستان شازده کوچولو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جدی ترین فعالیت هایی که در زمینه آموزش مهارت های فکری انجام شده است، برنامه فلسفه برای کودکان است. صاحب نظران تعلیم و تربیت معتقدند، ذهنیت فلسفی در کودکان از طریق داستان شکل می گیرد. از این رو هدف از پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه های تفکر فلسفی در کتاب داستان شازده کوچولو است. به منظور دست یابی به این هدف، داستان شازده-کوچولو نوشته آنتوان دوسنت اگزوپه ری گزینش و مورد تحلیل قرارگرفته است. ملاک مقایسه در این پژوهش، استناد به مؤلفه های تفکر فلسفی از دیدگاه لیپمن بود که به سه بعد مؤلفه های تفکر انتقادی، خلاق و مراقبتی تقسیم بندی شده است. سپس باتوجه به چهارچوب نظری فراهم شده و بااستفاده از روش تحلیل محتوای قیاسی، مؤلفه های تفکر فلسفی در داستان یادشده شناسایی و مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که این داستان از منظر مؤلفه های تفکر فلسفی از ظرفیت مناسبی برخوردار بوده و حضور این مؤلفه ها در آن مشهود است. همچنین این داستان در بعد تفکر انتقادی نسبت به دو بعد دیگر غنای بیشتری داشته و مؤلفه های حساسیت نسبت به زمینه و مبتنی بر ملاک در مقایسه با دیگر مؤلفه ها نقش بیشتر و پررنگی دارند. در عین حال این داستان از نظر مؤلفه های تفکر خلاق نیز پرمایه است و در سراسر داستان مؤلفه های اصالت و کل نگری دیده می شود. علاوه براین حضور مؤلفه تفکر عاطفی توان فلسفی داستان را در بعد تفکر مراقبتی نشان می دهد. بنابراین در سه بعد تفکر خلاق، نقاد و مراقبتی دربردارنده مؤلفه-هایی از تفکر فلسفی است، از توانایی لازم به منظور پرورش این نوع تفکر برخوردار بوده و می توان در حلقه های کندوکاو فلسفی از آن سود برد.
طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
221 - 244
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی افغانستان بود. تاکنون هیچ تحقیقی در مورد طراحی الگوی برنامه درسی دانشگاهی کشور افغانستان انجام نشده است. حال آنکه هر کشوری مطابق با نیازمندی ها و شرایط خود به طراحی برنامه درسی ویژه ای نیاز دارد. بنابراین در پژوهش حاضر تلاش بر آن شد که خلأ موجود در برنامه درسی دانشگاهی کشور افغانستان تا حدودی رفع گردد. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل مضمون استقرایی و ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. مشارکت کنندگان در پژوهش، متخصصان برنامه درسی و اعضای هیئت علمی دانشگاه های افغانستان بودند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند و انجام مصاحبه با 15 نفر از آنان به اشباع نظری رسید. گفتنی است شرط انتخاب اعضای هیئت علمی، 5 سال فعالیت در بخش برنامه ریزی درسی دانشگاهی بود. مصاحبه ها ابتدا به صورت صوتی ثبت و سپس توسط پژوهشگر به شکل متن تنظیم شد. در مرحله اول تحلیل مضمون، 230 کد باز حاصل شد و در مرحله ی دوم تعداد کد ها به 61 کد تقلیل یافت. در نهایت 8 کد نظری حاصل شد که در نتیجه آن الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی کشور افغانستان با ابعاد مختلف، به این ترتیب به دست آمد: نقاط قوت برنامه درسی دانشگاهی موجود، نقاط ضعف برنامه درسی دانشگاهی موجود، عناصر برنامه درسی دانشگاهی مطلوب، ویژگی های عناصر برنامه ریزی درسی دانشگاهی مطلوب، موجودیت تمام جوانب ذینفع در نهاد مشترک تصمیم گیری، رعایت تمامی مراحل طراحی برنامه ریزی درسی دانشگاهی، رعایت ارزش های دینی-ملی و ارزش های جهانی به شرط مغایر نبودن با ارزش های دینی و ملی کشور، استفاده از فناوری های موردنیاز در مطابقت با امکانات و سطح دانش استادان و دانشجویان، عوامل اثربخش داخلی و خارجی بر طراحی برنامه درسی دانشگاهی مطلوب کشور. ابعاد مذکور چارچوب الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی افغانستان را تشکیل می دهند.
آموزش فلسفه برای کودکان با استفاده از داستانهای متون کلاسیک ادب فارسی بر رشد قضاوت های اخلاقی دانش آموزان ابتدایی شهر تبریز
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: داستانهای متون کلاسیک ادب فارسی سرشار از مفاهیم و مباحث اخلاقی است که بازنگری و تامل در آنها می تواند در رشد دانش و عمل اخلاقی کودکان نقش مهمی را ایفا کند. پژوهش حاضر به منظور اثر بخشی آموزش فلسفه برای کودکان با استفاده از داستانهای متون کلاسیک ادب فارسی بر رشد قضاوت های اخلاقی کودکان شهر تبریز صورت پذیرفته است. روش ها : پژوهش حاضر یک پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه است. 60 نفر از کودکان مدارس شهر تبریز به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (30 نفر) و کنترل (30 نفر) جایگزین شدند. از ابزار پرسشنامه آزمون قضاوت اخلاقی (MJT) به عنوان پیش آزمون- پس آزمون در این پژوهش استفاده شد. برنامه آموزشی طراحی شده مبتنی بر داستانهای متون کلاسیک ادب فارسی به عنوان متغیر مستقل در 8 جلسه یک ساعته، هفته ای دو جلسه بر روی آنها اجرا گردید و در نهایت، داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس و در نرم افزار SPSS نسخه ی 13 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس داده ها نشان داد که آموزش داستانهای متون کلاسیک ادب فارسی بر رشد قضاوت های اخلاقی و تک تک مولفه های آن در کودکان شهر تبریز تاثیر معناداری داشت. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که متون کلاسیک ادب فارسی یکی از منابع غنی برای تدوین و طراحی محتوی برنامه های درسی دوره ابتدائی برای آموزش مفاهیم اخلاقی است.
هنجاریابی و بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس کیفیت خدمات در آموزش عالی (براساس مدل HEdPERF)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، بررسی روایی، پایایی و ساختار عاملی پرسشنامه ارزیابی کیفیت خدمات در آموزش عالی بود. روش ها : جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه ارومیه در سال تحصیلی 1401-1400 (به تعداد 17000) دانشجو بود که تعداد 380 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. جهت محاسبه روایی همگرا و واگرا از پرسشنامه کیفیت خدمات آموزشی مؤسسات عالی آموزشی براساس مدل AQIP و کیفیت خدمات آموزشی Parmason et al (1985) استفاده شد. روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار گرفت. پایایی به کمک روش آلفای کرونباخ و بازآزمایی و تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارهای اس. پی. اس. اس. نسخه 25 و لیزرل نسخه 8/8 انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی همانند فرم اصلی، 6 عامل جنبه های اداری، جنبه های تحصیلی، تصویر، دسترسی، برنامه های ارائه شده و امکانات فیزیکی را مورد تأیید قرار داد. همچنین، ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس برابر با 86/0 و برای خرده مقیاس های جنبه های اداری، جنبه های تحصیلی، تصویر، دسترسی، برنامه های ارائه شده و امکانات فیزیکی به ترتیب ضریب آلفای کرونباخ برابر با 82/0، 80/0، 81/0، 86/0، 83/0 و 89/0 به دست آمد. علاوه بر این، ضریب بازآزمایی با فاصله چهار هفته برای کل پرسشنامه 79/0 و برای خرده مقیاس های جنبه های اداری، جنبه های تحصیلی، تصویر، دسترسی، برنامه های ارائه شده و امکانات فیزیکی به ترتیب 74/0، 73/0، 72/0، 80/0، 77/0 و 84/0 به دست آمد. همچنین ضرایب همبستگی نشان دهنده روایی همگرا و تشخیصی مطلوب پرسشنامه بود (001/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که پرسش نامه ارزیابی کیفیت خدمات در آموزش عالی ابزاری قابل اعتماد و روا برای اندازه گیری کیفیت خدمات در آموزش عالی است.
The nexus of intercultural communicative competence and speaking ability: A critical analysis(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۵, Issue ۴ , ۲۰۲۴
117 - 145
حوزههای تخصصی:
The relationship between intercultural communicative competence (ICC) and the speaking ability of language learners has been a focal point in foreign language education. This study aimed to investigate the relationship between ICC and speaking ability as demonstrated by Iranian EFL learners in an online Advanced Communication course, as well as their perceptions of how it impacted their language learning needs and objectives. The research utilized an explanatory mixed-method approach, incorporating both qualitative and quantitative methodologies for gathering and analyzing data. The testing group consisted of 154 undergraduate English language translation students, encompassing both male and female. Participants selected through convenience sampling. Data collection involved a homogeneity test, a speaking test evaluated by two raters, an ICC questionnaire, and a semi-structured interview. By employing Pearson Correlation and thematic analysis to analyze the data, the study unveiled a significant relationship between ICC and speaking ability, demonstrating potential benefits for both language learners and educators aiming to enhance linguistic and cultural speaking proficiency.
شناسایی الگوی غنی سازی برنامه درسی برای دانش آموزان دارای استعداد برتر در دوره دوم ابتدایی: پژوهش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
227 - 256
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی الگوی جاری غنی سازی برنامه درسی دانش آموزان دارای استعداد برتر در دوره دوم ابتدایی است و با روش داده بنیاد سیستماتیک انجام شد. مشارکت کنندگان 27 نفر از معلمان دوره دوم ابتدایی شهر بیرجند بودند که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و دیدگاه آنان با مصاحبه باز و عمیق بررسی گردید. داده ها با رویکرد کوربین و استراوس تحلیل و یافته ها شامل 175 کد باز، 32 کد محوری و 13 کد انتخابی بود. نتایج نشان داد مؤلفه های غنی سازی برنامه درسی (پدیده محوری)، ارتباطات درون مدرسه ای، هماهنگی عوامل درون و برون سازمانی، فرهنگ سازی (عوامل علی)، شرایط و امکانات، حمایت از استعدادهای برتر (عوامل زمینه ای)، محدودیت های انگیزشی، ساختاری و اجتماعی (عوامل مداخله گر)، استفاده از ظرفیت های خارج از مدرسه، متناسب سازی فعالیت ها و محتوای یادگیری با تفاوت های فردی، استفاده از منابع و محیط های یادگیری غنی، استفاده از روش های یاددهی یادگیری متنوع (راهبردها)، رشد همه جانبه دانش آموز، بهبود یادگیری و کاربرد آن در زندگی (پیامدها) عملکرد معلمان را در غنی سازی برنامه درسی تحت تأثیر قرار می دهد.
الگوی جاری تلفیق بهزیستی در برنامه های درسی فراگیران دوره دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۳
185 - 214
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی الگوی جاری تلفیق بهزیستی در برنامه های درسی فراگیران دوره دوم ابتدایی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره دوم مقطع ابتدایی که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با شانزده نفر از معلمان دوره دوم ابتدایی اداره آموزش و پرورش شهر اصفهان به دست آمده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دهنده بیست و هفت مفهوم محوری است که در قالب مدل پارادیمی شامل ضعف نگاه علمی به بهزیستی در برنامه درسی به عنوان مقوله محوری و شرایط علی (طراحی و تدوین نامناسب برنامه های درسی، نگاه غیرعلمی به بهزیستی در برنامه های درسی و ضعف نیازسنجی)، عوامل زمینه ای (خانواده و بستر اجتماعی، بافت فرهنگی مدرسه، همسالان و گروه های دوستی و بسترهای ارتباطی و تعاملی)، شرایط مداخله ای تسهیل گر (امکانات اوقات فراغت، نشاط در مدرسه و امید به آینده)، شرایط مداخله گر محدودکننده (چالش های خانوادگی، سازمانی و فردی)، راهبردها (تجدید رویکرد برنامه ریزی، اجرای مناسب برنامه های درسی، بهبود زمینه های برنامه درسی کسب شده، برنامه درسی مدرسه محور و برنامه درسی والدین) و پیامد (دلزدگی تحصیلی و عدم توجه به بهزیستی) سازمان یافت.
واژگان کلیدی کتب ریاضی دوره اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یادگیری واژگان ریاضی برای رشد زبان و همچنین ارتقای دانش ریاضی دانش آموزان، امری ضروری است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی، هدف آن کاربردی و رویکرد آن کیفی است. ابتدا به روش سنتزپژوهی، تحقیقات انجام شده در زمینه آموزش واژگان ریاضی بررسی گردیده و انواع واژگانی که نیاز به آموزش دارند، دسته بندی شد. سپس با استفاده از روش تحلیل محتوا، واژگان کلیدی کتب ریاضی استخراج گردید. نمونه پژوهش به صورت تمام شماری، کتب ریاضی پایه اول تا سوم ابتدایی ایران است. در بخش سنتزپژوهی، جامعه پژوهش کلیه مقالات مرتبط با آموزش واژگان ریاضی و نمونه پژوهش، ۳۶ مقاله در دسترس است که از طریق جستجو در پایگاه های داخلی و خارجی منتخب، انتخاب شدند. نتایج سنتزپژوهی نشان می دهد می توان کلماتی را که نیاز به آموزش دارند، به یازده دسته تقسیم نمود. کلمات استخراج شده از کتب ریاضی پایه اول تا سوم ابتدایی، در این یازده دسته قرار گرفتند.
تأثیر یادگیری مبتنی بر استیم بر درک مفهومی دانش آموزان دوره ابتدایی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
121 - 138
حوزههای تخصصی:
در مطالعه حاضر، اثربخشی آموزش مبتنی بر استیم بر درک مفهومی دانش آموزان ابتدایی یکی از مدارس روستایی شهرستان بابل از مبحث گیاهان مورد بررسی قرار گرفت. طرح پژوهش شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه آزمایش و گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر پایه پنجم در سال تحصیلی 1404-1403 می باشد. نمونه مورد بررسی شامل 24 دانش آموز دختر پایه پنجم که با روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس دانش قبلی خود در درس علوم به دو گروه دوازده نفره آزمایش و گواه تقسیم شدند. گروه آزمایشی به مدت 5 هفته در معرض آموزش مبتنی بر استیم قرار گرفته و گروه گواه در همان مدت، آموزش معمول و سنتی را دریافت نمودند. همسانی درونی پیش آزمون و پس آزمون به ترتیب با ضریب آلفای کرونباخ 793/0 و 762/0 تأیید و نرمال بودن داده های حاصل از آن ها به روش شاپیرو-ویلک محاسبه شد. بر اساس یافته ها، یادگیری استیم-محور در بهبود درک مفهومی دانش آموزان اثرگذار است.
الزامات و دلالت های جایگاه نهادی مشاور برنامه درسی در نظام آموزش عمومی؛ بر اساس نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
289 - 310
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی الزامات و دلالت های نهادی «مشاور برنامه درسی» در ساختار آموزش عمومی، با رویکرد کیفی و استفاده از نظریه داده بنیاد کلاسیک انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۲ متخصص علوم تربیتی (گرایش برنامه درسی) و فعالان آموزشی که به نوعی مجری برنامه های درسی بودند، گردآوری شد. نمونه گیری به روش هدفمند از نوع موارد ویژه انجام گرفت و اعتبار داده ها با معیارهای چهارگانه گلیسر (تناسب، کارایی، ارتباط، و اصلاح پذیری) سنجیده شد. یافته ها نشان داد ایجاد موقعیت نهادی مشاور برنامه درسی مستلزم تعریف دقیق جایگاه قانونی، استخدام متخصصان آموزش دیده، طراحی دوره های توانمندسازی مهارتی، و ایجاد نهادهای حمایتی-نظارتی است. از سوی دیگر، دلالتهای این موقعیت شامل ارتقای کیفیت برنامه های درسی، پاسخگویی به چالش های آموزشی (مانند شکاف های برنامه ریزی)، بهبود یادگیری دانش آموزان، و تقویت همکاری بین ذینفعان (معلمان، مدیران، مشاوران، والدین) است. همچنین، حضور مشاوران متخصص با حمایت از معلمان و کاهش موانع اجرایی، نقش کلیدی در کارآمدی نظام آموزشی ایفا می کند. پژوهش نتیجه گیری می کند که تدوین ساختارهای مشاوره ای شفاف و تعریف وظایف عملیاتی برای مشاوران، گام ضروری در پاسخ به نیازهای واقعی محیط های آموزشی است.
واکاوی تجارب مربیان بهداشت از آموزش جنسی در مدارس (مطالعه موردی: مدارس پسرانه متوسطه اول شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
194 - 220
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف واکاوی تجارب مربیان بهداشت از آموزش جنسی در مدارس، با استفاده از رویکرد کیفی پژوهش و روش نظریه داده بنیاد (رویکرد سیستماتیک) به انجام رسیده است. مشارکت کنندگان تعداد سی نفر از مربیان بهداشت مدارس متوسطه اول شهر اصفهان بوده اند. شیوه نمونه گیری هدفمند – نظری و تکنیک گردآوری داده ها مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بوده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از سه شیوه کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام گردید. یافته های پژوهش بیانگر این است که تجارب مربیان از آموزش جنسی در مدارس پیرامون تعدادی مقوله اصلی و در قالب اجزای مدل پارادایمی شامل شرایط علی (زیست بوم خانوادگی، زیست بوم اجتماعی و زیست بوم آموزشی)، شرایط مداخله گر (مجازی شدن فهم جنسی و محدودیت های گفتمانی)، شرایط زمینه ای (واقعیت گریزی آموزشی و تغییرپذیری منابع)، راهبردها (بازسازی نظام خانوادگی، بازسازی نظام آموزشی، تعامل گرایی نهادی و هم راستایی فرهنگی) و پیامدها (پیامدهای فردی و اجتماعی) و یک مقوله هسته یا مرکزی تحت عنوان «آموزش جنسی فراگیر» صورت بندی شده اند.
واکاوی بایدها و نبایدهای بقای برنامه درسی در آموزش عالی؛ مرور ارزیابانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
307 - 364
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از انجام این پژوهش، شناسایی مولفه های موثر در بقا یا عدم بقای یک برنامه درسی در آموزش عالی بود. رویکرد پژوهشی در این مطالعه سنتز پژوهی و روش آن مرور ارزیابانه بود که بر اساس آن ابتدا کلمات کلیدی شامل ارزشیابی برنامه درسی، کیفیت برنامه درسی، بقای برنامه درسی و زیست پذیری برنامه درسی به صورت فارسی و لاتین در پایگاه های معتبر فارسی و لاتین جستجو شدند و نهایتا 31 منبع مشخص شده و پس از تحلیل محتوای این منابع، چارچوب بقای برنامه درسی مشتمل بر دو مضمون سازمان دهنده تسهیل گران بقای برنامه درسی (یا همان استانداردهای کیفیت و اعتباربخشی برنامه درسی ) و موانع یا بازدارندگان بقای برنامه درسی (یا همان موانع عدم تحقق کیفیت برنامه درسی) طراحی گردید. اعتبار داده ها با استفاده از سه تکنیک اعتبارپذیری، انتقال پذیری و همسوسازی داده ها و اعتماد به داده ها با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و همسوسازی پژوهشگران تائید شد
مسئله های باز-پاسخ: پیوند دهنده دانش ریاضی و زندگی واقعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش سؤال های باز-پاسخ در ایجاد پیوند بین دانش ریاضی و زندگی واقعیِ دانش آموزان پایه هشتم انجام گرفت. زمان اجرای این پژوهش، سال تحصیلی 1401-1400 بود و شرکت کنندگان، 10 دانش آموز پایه هشتمِ در یکی از شهرهای شمالی ایران بودند و نویسنده اول، معلم ریاضی شان بود. داده های پژوهش شامل حل مسئله انفرادی و گروهی دانش آموزان، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و مشاهده ها و یادداشت های بازتابی معلم/نویسنده اول بود. جمع آوری داده ها ازطریق برگه های حل مسئله های باز-پاسخ به صورت فردی و گروهی، یادداشت های نویسنده اول و مصاحبه های فردی انجام شد. در حل مسئله انفرادی، شرکت کنندگان به 10 سؤال پاسخ دادند و برای حل مسئله گروهی، دانش آموزان چهارمسئله از بین آن 10 مسئله، به همراه یک مسئله زمینه مدار جدید را حل کردند که دراین مقاله، نتایج تجزیه وتحلیل پاسخ ها به سه مسئله، ارائه می گردد. مصاحبه ها بارضایت دانش آموزان، ضبط شنیداری شد. برای تحلیل داده ها، از پاسخ های دانش آموزان، متن پیاده شده مصاحبه ها و یادداشت های بازتابیِ پژوهشگران، استفاده شد. یافته ها نشان دادند که «زمینه»های زندگی واقعی، نقش با اهمیتی در مسئله های باز-پاسخ دارند و علاقه مندی دانش آموزان را برای حل آن ها، بیشتر می کند. همچنین تنوع راه حل ها و پاسخ ها، فرصتی برای درگیرکردن دانش آموزان با مسئله به وجود می آورد که کمک می کند تا میان دانش ریاضی و زندگی واقعیِ دانش آموزان، پیوند برقرار شود.
شناسایی مولفه ها و خرده مولفه های برنامه درسی آینده پژوهانه و تحلیل جایگاه آن در اسناد بالادستی آموزش و پرورش
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
25 - 50
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه ها و خرده مولفه های برنامه درسی آینده پژوهانه و تحلیل جایگاه آن در اسناد بالادستی آموزش و پرورش انجام شد. روش پژوهش توصیفی شامل؛ تحلیل اسنادی و تحلیل محتوا و رویکرد آن کاربردی بود. جامعه پژوهش در بخش تحلیل اسنادی کلیه متون مرتبط با برنامه درسی آموزش آینده پژوهانه و در بخش تحلیل محتوا چهار سند بالادستی نظام آموزش و پرورش می باشد؛ با توجه به ماهیت موضوع از نمونه گیری صرف نظر و کل جامعه بررسی شد. ابزارهای اندازه گیری فرم، فیش برداری و سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته است. داده های اسنادی به شیوه کیفی و داده های تحلیل محتوا با استفاده از شاخص های توصیفی در فرایند تحلیلی آنتروپی شانون مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد: چارچوب مفهومی برنامه درسی آینده پژوهانه را می توان در پنج مولفه تربیت چند فرهنگی، تربیت شهروندی، تربیت فناوری اطلاعات و ارتباطات، تربیت هنری و زیبا شناسانه و تربیت جنسی نشان داد. میزان توجه به مولفه های برنامه درسی آینده پژوهانه در اسناد بالادستی متفاوت است، به طوری که بیش ترین تأکید بر مولفه «هنر و زیبایی شناسی» و کم ترین تأکید بر مولفه «فناوری اطلاعات و ارتباطات» و «تربیت جنسی» است. در بین اسناد مورد بررسی، بیش ترین ضریب اهمیت مربوط به سند چشم انداز بیست ساله (439/) و کم ترین مربوط به سند نقشه جامع علمی کشور (232/) بوده است؛ بنابراین لازم است مولفان و تدوین کنندگان اسناد بالادستی در ویراست های آتی اسناد، به مولفه ها و خرده مولفه های کم تر مورد تاکید قرار گرفته اند، توجه بیش تری داشته باشند.
شناسایی مؤلفه های تفکر فلسفی لیپمن درکتاب داستان پینوکیو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۴
123 - 153
حوزههای تخصصی:
یکی از جدی ترین فعالیت هایی که در زمینه آموزش مهارت های فکری انجام شده است، برنامه فلسفه برای کودکان (فبک) است. صاحب نظران تعلیم و تربیت داستان را بهترین نثر برای برقراری ارتباط و ابزار مناسبی برای پرسش و پاسخ با کودکان می دانند و معتقدند، ذهنیت فلسفی در کودکان از طریق داستان شکل می گیرد. از این رو هدف از پژوهش پیش رو شناسایی مؤلفه های تفکر فلسفی در کتاب داستان پینوکیو است. به منظور دست یابی به این هدف، داستان پینوکیو نوشته کارلوکلودی گزینش و مورد تحلیل قرارگرفته است. ملاک مقایسه در این پژوهش، استناد به مؤلفه های تفکر فلسفی از دیدگاه لیپمن بوده، که به سه بعد مؤلفه های تفکر انتقادی، خلاق و مراقبتی تقسیم بندی شده است. سپس باتوجه به چهارچوب نظری فراهم شده و با استفاده از روش تحلیل محتوای قیاسی، مؤلفه-های تفکر فلسفی در داستان یادشده شناسایی و مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این داستان از منظر مؤلفه های تفکر فلسفی از ظرفیت مناسبی برخوردار هستند و حضور این مؤلفه ها در آن مشهود است. به این صورت که، این داستان در بعد تفکر خلاق نسبت به دو بعد دیگر یعنی تفکر انتقادی و مراقبتی غنای بیشتری داشته اند.
طراحی و اعتباربخشی الگوی برنامه درسی هنر اوان کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۳
215 - 244
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف طراحی و اعتباربخشی الگوی برنامه درسی هنر اوان کودکی (3 تا 8 سال) انجام شده است. روش پژوهش از نوع کیفی است. منابع اطلاعات، اسناد بالادستی در دسترس در حوزه هنر و کشورها و رویکردهایی که در حوزه برنامه درسی هنر دارای تجارب موفق و چشم گیر هستند، بوده است که استراتژی انتخاب کشورها و رویکردها بر اساس پیشروبودن در آموزش اوان کودکی بود و به منظور تعیین اعتبار الگوی طراحی شده نظرات 12 نفر از متخصصان برنامه ریزی درسی و هنر که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، مد نظر بوده است. ابزار جمع آوری داده ها، اسناد، منابع مرتبط و پرسشنامه محقق ساخته بوده است. روایی پرسشنامه با نظر متخصصان و خودبازبینی پژوهشگر تأیید و پایایی با استفاده از ضریب توافقی برای مولفه ها، بالای 0.8 بدست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی و روش دلفی استفاده شد. الگوی برنامه درسی هنر اوان کودکی با 25 مولفه در عنصر آرمان های تربیتی- هنری، 52 مولفه در عنصر محتوا، مواد و فعالیت های خلاقانه آموزشی، 28 مولفه در عنصر راهبردهای خلاقانه یاددهی- یادگیری، 10 مولفه در عنصر محیط و فضای هنری، 10 مولفه در عنصر نقش و تعامل مربی با کودک و 13 مولفه در عنصر ارزشیابی خلاقانه تدوین شد. اعتبار الگو با نتیجه آزمون کندال، w=0.95 شده است که حاکی از اتفاق نظر بسیار خوب در بین متخصصان برای تایید الگوی هنر و زیبایی شناسی در اوان کودکی بوده است.
شناسایی فوائد طرح «مدرسه به عنوان کانون تربیتی محله» از دیدگاه گروه های همیار(مورد مطالعه: مدارس دوره ابتدایی شهرستان مهاباد)
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
85 - 99
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی فوائد طرح «مدرسه به عنوان کانون تربیتی محله» از منظر گروه های همیار مدارس ابتدایی شهرستان مهاباد است. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد کیفی و به روش پدیدار شناسی به انجام رسید. شرکت کنندگان این پژوهش، گروه های همیار مدارس ابتدایی شهرستان مهاباد هستند که در این پژوهش 10 نفر از این افراد وارد مصاحبه شدند. این افراد با استفاده از دو روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد که روایی آن به وسیله درگیری طولانی، بررسی فردی توسط اعضا و کسب اطلاع از همگنان و پایایی آن از طریق تهیه و به کارگیری چارچوبی مدون برای مصاحبه به دست آمد. این چارچوب پس از تایید متخصصان و اطمینان از کارایی آن در پوشش اهداف در تمام مصاحبه ها به کار گرفته شد. همچنین برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از شیوه تحلیل مضمون استفاده گردید. بر اساس مصاحبه ها از گروه های همیار مدارس ابتدایی شهرستان مهاباد در خصوص فواید طرح مدرسه به عنوان کانون تربیتی محله بیست و شش مضمون پایه و شش مضمون سازمان دهنده با عناوین 1 توسعه اجتماعی، 2- ارتقای پیوند مدرسه و محله، 3- بهبود کیفیت یادگیری، 4- افزایش بهره وری محله، 5- رشد اثربخشی مدرسه و 6- ارتقای چرخه مالی و در خصوص عوامل مؤثر بر اجرای مطلوب طرح مدرسه به عنوان کانون تربیتی محله سی و سه مضمون پایه و سه مضمون سازمان دهنده با عناوین 1 عوامل انسانی، 2- عوامل ساختاری و 3- عوامل برون سازمانی و در خصوص مشکلات و چالش های اجرایی طرح مدرسه به عنوان کانون تربیتی محله نه مضمون پایه و چهار مضمون سازمان دهنده با عناوین 1 کاستی در حمایت های برون سازمانی، 2- موانع ساختاری، 3- مشکلات شناختی و 4- چالش پیوند مدرسه و محله آشکار شد. نتیجه کلی این مطالعه بیانگر آن است که این طرح به تقویت ارتباط مدرسه و محله و ارتقای ظرفیت های یادگیری و آموزشی مدرسه و محله بسیار کمک می کند.