فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
منبع:
Curriculum Research, Volume ۴, Issue ۴ , ۲۰۲۳
1 - 13
حوزههای تخصصی:
Grammatical accuracy has been controversial in L2 writing, and the utility of different types of corrective feedback has been enigmatic. Therefore, the present study attempted to explicate the impact of intensive versus extensive recasts through grammar-focused tasks on Iranian EFL learners’ grammatical accuracy in writing. To do so, 60 Iranian male and female EFL learners were assigned into two experimental groups (i.e., intensive and extensive groups) and one control group. After taking the Oxford Placement Test (OPT), the experimental groups received intended corrective feedback, while the control group did not receive any feedback. Then, the data was analyzed deploying both descriptive and inferential statistics. The results revealed the outperformance of experimental groups compared to the control group in the writing post-test. Also, it was concluded that extensive recast can improve EFL learners’ writing performance much better than intensive recast. The findings have some fruitful pedagogical implications for both teachers and materials developers.
The comparative impact of reasoning gap tasks and opinion gap tasks on young EFL learners’ classroom engagement(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۴, Issue ۴ , ۲۰۲۳
56 - 65
حوزههای تخصصی:
This study examined the differences between the effects of reasoning gap tasks and opinion gap tasks on young EFL learners’ classroom engagement. The participants comprised 63 Iranian young EFL learners within the age range of 9 to 12 years old. These 63 learners were selected out of an initial number of 100 male and female EFL learners at the intermediate level based on their performance on a Flyers test. The 63 selected participants were divided into two intact groups consisting of 31 learners in the opinion-gap task experimental group and 32 learners in the reasoning-gap experimental group. Then, an engagement checklist was used by two raters in the two groups as pretest. After that, for ten sessions each lasting for 90 minutes, in one of the groups, the researcher carried out opinion-gap tasks while reasoning gap tasks were implemented in another experimental group. Upon finishing the treatment, the two raters used exactly the same checklist and obtained the posttest engagement scores. The analysis of the data through the parametric test of paired sample t-test indicated that both task types significantly impacted young EFL learners’ classroom engagement. Besides, the results of Mann-Whitney U Test revealed that there was no significant difference between the effects of reasoning gap tasks and opinion gap tasks on young EFL learners’ classroom engagement. Based on the results, EFL teachers are recommended to use both task types to enhance EFL learners’ classroom engagement.
Designing a native entrepreneurship education model for higher education: A qualitative study(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۴, Issue ۳ , ۲۰۲۳
123 - 139
حوزههای تخصصی:
In today's competitive world, universities and organizations are successful that are able to make the most of information and knowledge. For this reason, many universities have started knowledge orientation through entrepreneurship education. The aim of the present study was to investigate scientific articles and researches in relation to entrepreneurship education model. To identify the elements of the native model of entrepreneurship education, a qualitative approach and content analysis method was used. Therefore, for this purpose, 50 articles developed by local and international authors were reviewed. Findings showed that entrepreneurship education model can be classified in three dimensions of capability-oriented, personality-oriented and lesson-oriented themes, which can be used to design a native model of entrepreneurship education in higher education.
شناسایی مولفه های سواد رسانه ای برای دانشجو معلمان با استفاده از الگوی شش مرحله ای سنتزپژوهی روبرتس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
262 - 299
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های سواد رسانه ای برای دانشجو معلمان براساس روش سنتزپژوهی شش مرحله ای Roberts انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی مقالات معتبر داخلی و خارجی چاپ شده در مجلات معتبر، کتب داخلی و خارجی، پایان نامه ها و اسناد مرتبط با موضوع محدود بر 20 سال اخیر و با بهره گیری از پایگاه های اطلاعاتی و مراکز نگهداری منابع مکتوب در زمینه سواد رسانه ای بود که با توجه به جست و جوی منظم در پایگاه های اطلاعاتی، بر اساس معیارهای ورود تعداد 466 پژوهش علمی شناسایی و در نهایت بر اساس معیارهای خروج تعداد 65 پژوهش برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. برای گردآوری، گزارش و ثبت اطلاعات پژوهش های اولیه، از فرم چک لیست طراحی شده توسط محقق استفاده شد. تحلیل یافته ها با استفاده از الگوی شش مرحله ای سنتزپژوهی Roberts (1983) و روش های کدگذاری باز و محوری انجام شد. چک لیست با استفاده از مطالعه مبانی نظری مربوط به موضوع تحقیق تدوین شد. برای اطمینان از نحوه کدگذاری ها از دو نفر ارزشیاب جهت کدگذاری مجدد یافته ها استفاده شد. به منظور تأیید پایایی، از فرمول ضریب کاپای کوهن، استفاده شد که در این پژوهش میزان توافق بین ارزشیابان عدد 76 /0 بدست آمد که نشان دهنده 76 درصد توافق بین ارزشیابان در کدگذاری ها بود. براساس یافته های پژوهش، ابعاد و مولفه های سواد رسانه ای دانشجو معلمان در 5 مضمون سازمان دهنده اصلی شامل هدف، محتوا، مخاطب، هویت و قالب و 16 مضمون سازمان دهنده فرعی و 56 مضمون پایه شناسایی شدند. مضامین سازمان دهنده فرعی هدف شامل تفکر انتقادی و جامعه پذیری؛ مضامین فرعی محتوا شامل شناختی – ادراکی، احساسی، اخلاقی، زیبایی شناسی؛ مضامین فرعی مخاطب شامل خاص، فعال و منفعل بودن؛ مضامین فرعی هویت شامل مالکیت و کنترل، قانون، فناوری، اقتصاد و مضامین فرعی قالب شامل مکتوب، الکترونیکی، دیجیتالی می باشند. مولفه های شناسایی شده برای سواد رسانه ای می تواند مبنایی برای طراحی برنامه درسی آموزش سواد رسانه ای به دانشجو معلمان باشد.
طراحی الگوی برنامه درسی مبتنی بر تربیت عاطفی با رویکرد تربیت مغز
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش طراحی الگوی برنامه درسی مبتنی بر تربیت عاطفی با رویکرد تربیت مغز است. روش ها: روش تحقیق پژوهش حاضر کیفی است به گونه ای که از روش سنتزپژوهی استفاده شد و برای رتبه بندی هر کدام از عناصر از آزمون فریدمن استفاده شد. جامعه پژوهش بر اساس اهداف، سؤالات و مراحل پژوهش شامل دو بخش اسناد مکتوب کتابخانه ای و در تعیین رتبه بندی عناصر نه گانه برنامه درسی از 15 معلم جهت امتیاز دهی استفاده شد. در این روش به بررسی و تحلیل تحقیقات انجام شده در زمینه تربیت عاطفی و تربیت مغز پرداخته شد و با شناسایی نقاط اشتراک و افتراق پژوهش های مختلف، تحلیل شد. با استفاده از نرم افزار SPSS (ضریب آلفای کرونباخ)، 748/0 محاسبه شد. یافته ها: در ابتدا جهت یافتن مؤلفه ها، مطالعه و بررسی منابع مرتبط با تربیت عاطفی و رویکرد تربیت مغز با بیش از 60 منبع داخلی و خارجی، در نهایت با 32 منبع به اشباع رسید و 10 مؤلفه اصلی از قبیل، تحریک ذهنی، فعالیت های ذهنی، انعطاف پذیری مغز و اعصاب، علوم مغز و اعصاب، پرادزش های عددی، علوم اعصاب آموزشی، آموزهای اخلاقی، اصل ارتقای عاطفی و تنظیم و کنترل عواطف شناسایی شدند. طبق نتایج آزمون فریدمن جهت رتبه بندی عناصر الگوی برنامه درسی پیشنهادی، معلمان عنصر محتوا را دارای بالاترین اهمیت و رتبه و عنصر هدف را در رتبه دوم معرفی کردند. نتیجه گیری: در نتیجه می توان تربیت عاطفی با رویکر مغز محور را با استفاده از برنامه درسی پیشنهادی برای مدارس ابتدایی بکار گرفت.
اثربخشی روش تدریس علوم تجربی دوره ابتدایی بر اساس رویکرد فولن بر تفکر انتقادی و خلاقیت دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
168 - 183
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی روش تدریس علوم تجربی دوره ابتدایی بر اساس رویکرد فولن بر تفکر انتقادی و خلاقیت دانش آموزان بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش را دانش آموزان پسر دوره ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1399-1400 تشکیل دادند. از مدارس شهر اصفهان یک مدرسه پسرانه به صورت در دسترس انتخاب و از آن مدرسه دو کلاس پایه سوم دوره ابتدایی که هر کدام 25 دانش آموز داشتند، به تصادف به عنوان گروه آزمایش و کنترل در نظر گرفته شدند و به پرسشنامه تفکر انتقادی (CTQ) و پرسشنامه خلاقیت (TTCT) به عنوان پیش آزمون پاسخ دادند. در ادامه، گروه آزمایش با روش تدریس علوم تجربی دوره ابتدایی بر اساس دیدگاه فولن مورد آموزش این درس در یک نیم سال و طی چهار ماه قرار گرفتند در حالی که گروه کنترل آموزش مرسوم را دریافت نمودند. در نهایت بعد از اتمام نیم سال تحصیلی، پس آزمون به اجرا درآمد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و به روش تحلیل کواریانس انجام شد. نتایج نشان داد با کنترل نمرات پیش آزمون هر دو گروه، اثر تدریس علوم تجربی دوره ابتدایی بر اساس دیدگاه فولن بر تفکر انتقادی و خلاقیت معنی دار بوده و این روش تدریس باعث شده است تا تفکر انتقادی و خلاقیت دانش آموزان، افزایش یابد. بنابراین از این روش تدریس به عنوان روشی کارآمد در آموزش علوم تجربی دوره ابتدایی می توان بهره برد.
محتوای برنامه درسی آموزش شایستگی های دوست داشتنی ترین خویشتن معلمان: مطالعه فرا ترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۰
177 - 210
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوب محتوای برنامه درسی آموزش شایستگی های دوست داشتنی ترین خویشتن برای تربیت معلمان بود.طرح سنتزپژوهی حاضر با رویکرد کیفی و به روش فراترکیب مبتنی بر الگوی سندلوسکی و باروسو انجام شده است. 44 مقاله تحقیقاتی از پایگاه داده ها بازیابی شد و از این تعداد 33 مقاله برای اهداف پژوهش استفاده گردید. براساس تحلیل فراترکیب انجام شده، 93 کداولیه، 18 مقوله و 3 بعد شناسایی شدند. مؤلفه های محتوای برنامه درسی دوست داشتنی ترین خویشتن معلمان در سه بعد نگرشی(خودمختاری،ذهن آگاهی یا اکنون زیستی، خودتأییدی و ...) ، مهارتی (تصویرسازی تجربیات، تصویر سازی فردی، اتوبیوگرافی، ...) و دانشی(آشنایی با پیوندهای اجتماعی و راهبردهای داستان سرایی و روایت گویی، راهبردای ارتقاء و توسعه خویشتن،راهبردهای ساخت و بازسازی دانش ، ...) نام گذاری گردیدند.درنهایت مبتنی بر یافته های پژوهش، یک چارچوب محتوایی برای آموزش شایستگی های دوست داشتنی ترین خویشتن به معلمان استخراج گردید، تا به عنوان یک نقشه راه برای تولید محتوا در برنامه درسی تربیت معلمان مورد استفاده برنامه ریزان قرار گیرد
بررسی تطبیقی پیامدهای تربیتی وطن دوستی در شاهنامه و آموزه های اسلامی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی تطبیقی پیامدهای تربیتی وطن دوستی و مولفه های آن در شاهنامه فردوسی و آموزههای اسلامی است. این پژوهش با روش کیفی و از نوع تحلیل اسنادی انجام شد. در بخش یافته ها ابتدا با موضوع وطن دوستی به بررسی مولفه هایی در شاهنامه فردوسی از جمله؛ عشق به وطن، توجه به سرنوشت وطن و حساسیت به آن، دفاع از وطن، ایجاد حس وطن دوستی و افتخار به وطن، ایثارگری در راه وطن، ایجاد حس مثبت نسبت به وطن و آزادی و آزادگی مردمان وطن پرداخته است. همچنین در ادامه در بخش آموزه های اسلامی مولفه هایی همچون امنیت وطن شهر و زندگی، دفاع از وطن، حساسیت بر سرزمین، ارزش ذاتی وطن، حب وطن، اهمیت وجود امنیت و رفاه در وطن مورد بررسی قرار گرفت و در پایان به بررسی و تطبیق تفاوت ها و شباهت های نگاه شاهنامه و آموزه های اسلامی در ارتباط با بحث وطن دوستی پرداخته شد. در نتیجه با الهام از یافته های به دست آمده می توان با آشنایی نسل جدید به ارزش های ملی و دینی خود، بهترین راهکار را جهت حفظ غیرت و عزت وطن، و پاسداری از خاک و میهن در نسل جدید ارائه داد؛ لذا از اهداف این پژوهش، تامین محتوای نظری در جهت استفاده در کتب درسی دوره ابتدایی و متوسطه است.
طراحی و اعتباریابی الگوی آماده سازی دانشجو معلمان دانش آموزان با نیاز ویژه بر مبنای رویکرد شایستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۳
106 - 139
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفه ها و چارچوب آماده سازی دانشجو معلمان آموزش ویژه بر مبنای رویکرد شایستگی و اعتباریابی درونی آن بود. روش پژوهش آمیخته، از نوع طرح اکتشافی بود. در بخش کیفی اسناد، مقالات، کتاب ها که بواسطه جستجوی نظامند بدست آمدند و متن های استخراج شده از مصاحبه با 21 نفر از استادان متخصص و کارشناسان و صاحب نظران که به شیوه هدفمند انتخاب شده بودند، مورد تحلیل محتوای قیاسی قرار گرفت. به منظور تعیین روایی تحقیق کیفی از مثلث سازی، بازبینی توسط مصاحبه شوندگان و بازبینی همکار و برای پایایی آن از توافق میان دو کد گذار استفاده گردید. جمع آوری داده ها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته و تحلیل محتوا از اسناد و در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفت. نتایج تحلیل محتوا منجر به شناسایی 14 مولفه برای الگوی آماده سازی دانشجو معلمان آموزش ویژه بر مبنای رویکرد شایستگی و 60 زیر مولفه آن شد که در قالب الگو ارائه گردید. ابتدا الگوی مفهومی و سپس الگوی روندی طراحی و تدوین گردید. به منظور بررسی اعتبار درونی الگو از پرسشنامه استفاده شد که روایی از طریق بررسی متخصصان و پایایی با آلفای کرونباخ 91.2/0 بدست آمد. نمونه شامل 42 نفر از متخصصان تکنولوژی آموزشی و آموزش ویژه بود. میانگین کل گویه ها 4.76 و بالاتر از میانگین فرضی3 بود و تفاوت میانگین معنا دار بود و با اطمینان 99 درصد می توان گفت الگوی طراحی شده از اعتبار درونی برخوردار است.
طراحی الگوی مهارت آموزی در دوره ابتدایی در برنامه درسی نظام تعلیم و تربیت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی تعلیم و تربیت و آموزش دوره ۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
22 - 50
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر، میزان توجه برنامه درسی دوره ابتدایی به مهارت آموزی را مورد کاوش و بررسی قرار داده است. داده های مورد مطالعه بر اساس پژوهش کیفی از طریق مصاحبه جمع آوری شده است. حجم نمونه را 22 نفر از کلیه متخصصان وفعالان برنامه درسی و آموزش ابتدایی تشکیل دادند. تحلیل داده ها از طریق تحلیل تم صورت گرفت. نتایج نشان داد نتایج تحلیل مصاحبه ها حاکی از آن بود که جهت طراحی برنامه درسی مهارت آموزی در دوره ابتدایی نیاز به مورد توجه قرار دادن 102 شاخص (برگرفته از کدگذاری باز) 26 مولفه (برگرفته از کدگذاری محوری) 10 بعد (برگرفته از کدگذاری انتخابی) است. بعد مهارت فردی شامل مولفه های خود شناسی و جرایت مندی وکنترل هیجانات که شاخص هایی نظیر داشتن تصویر واقع بینانه از خود برخورداری از احساس خوب نسبت به خود، برخورداری از احساس خوب نسبت به خود، برخورداری از احساس خوب نسبت به خود، عزت نفس و خودپنداره مثبت، آگاهی از حقوق و مسئولیت های خود، پاسخ مناسب به درخواست های دیگران، شروع دوستی و خاتمه دادن به دوستی های ناسالم، جرات ورزی و توانایی نه گفتن به درخواست های غیرمنطقی دیگران، استقلال و خودباوری در کارهای روزمره و امور، مقابله با موقعیت های غیرقابل تغییر (ناکامی، شکست، بی حوصلگی، ترس و اضطراب)، قادر به آرام نگهداشتن خود در شرایط فشار، شناخت و مهار هیجان، خشم، خوشحالی در شرایط و موقعیت های مختلف رادر بر دارد.
نسبت ایدئولوژی، تربیت و برنامه درسی: مناقشه یا مغالطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
318 - 306
حوزههای تخصصی:
مواضع گوناگونی پیرامون نسبت ایدئولوژی، تربیت و برنامه درسی در محافل علمی و تربیتی ایران مطرح شده است که هر کدام پنداشت ها و برداشت های ویژه ای را در این باره بیان نموده اند. جمع بندی این مواضع را می توان در طیفی از دیدگاه های معتقد به ایدئولوژی ستیزی، ایدئولوژی زدایی و ایدئولوژی گرایی مورد بررسی قرار داد. از نظر رویکردهای ایدئولوژی ستیزی و ایدئولوژی زدایی، ایدئولوژیک کردن تربیت و برنامه درسی فاقد وجاهت تربیتی است و نباید تربیت ممزوج و ملحوظ در رویکردهای ایدئولوژیک باشند. در مقابل، ایدئولوژی گرایان بر این باورند که تربیت بالذات و ماهیتاً امری ایدئولوژیک است و ایدئولوژی ستیزی و ایدئولوژی زدایی از بطن مقوله تربیت و برنامه درسی غیرممکن و نامیسور است. از نظر رویکرد ایدئولوژی گرایان، رویکردهای ایدئولوژی زدایان که اغلب از پارادایم های فکری جریان انتقادی چپ گرای تعلیم و تربیت ارتزاق می کنند، خود وامدار و داعیه نظامی از ایدئولوژی های جایگزین و بدیل در جریان تعلیم و تربیت و برنامه درسی هستند. در این نوشتار سعی می گردد تا نسبت ایدئولوژی، تربیت و برنامه درسی و رویکردهای مطرح شده در این خصوص مورد بررسی قرار گیرد.
تحلیل محتوای کتاب های زبان انگلیسی دوره اول متوسطه بر اساس فرمول خوانایی Fog
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی کتاب های زبان انگلیسی دوره متوسطه اول بر اساس فرمول خوانایی Fog در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ صورت گرفته است. روش ها : به همین منظور از تحلیل محتوای کمی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش کتب زبان انگلیسی سه پایه مقطع متوسطه اول بوده است که تمامی حجم جامعه مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار پژوهش هم شامل سیاهه تحلیل محتوا بر اساس روش خوانایی Fog است که در سه بخش تعداد جملات، تعداد لغات و تعداد لغات چندسیلابی هر کتاب قرار گرفت . واحد تحلیل در متون و درک مطلب، لغت قرار گرفت. یافته ها:یافته ها نشان داد که میزان درجه دشواری متون و درک مطلب در سه پایه به ترتیب پایه هفتم ۴.۸۹، پایه هشتم ۷.۰۹ و پایه نهم ۸.۹۵ می باشد که این میزان حاکی از آن است که کتاب پایه هفتم دارای درجه دشواری پایین تر از حد مطلوب و پایه های هشتم و نهم دارای درجه دشواری ایده آل و متوسط برای زبان آموزان مبتدی هستند. همچنین نتایج بیانگر این است که بیشترین تعداد لغات به ترتیب در پایه های هفتم با ۳۹.۳۶ درصد، پایه نهم با ۳۱.۷۹ درصد و پایه هشتم با ۲۸.۸۵ درصد وجود دارد. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که یکی از عوامل ضعف و ناتوانی دانش آموزان در خواندن و فهمیدن متون در سطوح بالاتر به خاطر ساده بودن بیش از حد مطالب در متوسطه اول می باشد.
بررسی تطبیقی دوره کارورزی دانشگاه فرهنگیان (ایران) و مراکز تربیت معلم فنلاند
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف از پژوهش حاضر، مطالعه تطبیقی دوره کارورزی در دانشگاه فرهنگیان ایران با دانشگاه های تربیت معلم فنلاند است زیرا کیفیت تربیت معلمان به میزان زیادی وابسته به کیفیت برگزاری دوره کارورزی و میزان اهمیت به این دوره می باشد. روش ها : به این منظور با استفاده از روش تطبیقی، تفاوت و شباهت های دوره کارورزی دو کشور بررسی شد. اطلاعات مورد نیاز برای پاسخگویی به پرسش ها از طریق وب سایت رسمی مجموعه های تخصصی، منابع کتابخانه ای و هم چنین اسناد رسمی، مقالات معتبر در دو کشور گردآوری شد. پژوهش از نظر ماهیت کیفی و از نظر روش اجرا تطبیقی و توصیفی است. جامعه پژوهش شامل کلیه دانشگاه های فرهنگیان دو کشور ایران و فنلاند که دوره کارورزی را ارائه می دهند، بود. یافته ها: مقایسه کارورزی این دو دانشگاه در دو بعد ویژگی های دوره کارورزی و محتوای برنامه درسی انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که از نظر دوره های کارورزی تمام وقت، شباهت هایی بین دو کشور وجود دارد اما برنامه کارورزی این دو کشوربه لحاظ ساختار و سرفصل های برنامه درسی متفاوتند. تعداد دوره های کارورزی در فنلاند و ایران مشابه یکدیگر هستند. همچنین در هر دو کشور دوره کارورزی رویکردی مشابه دارد. اما بین نظام تربیت معلم فنلاند با ایران در مواردی همچون میزان واحدهای کارورزی، اهداف، طول دوره (ساعت وترم)، مکان تفاوت هایی اساسی وجود دارد. نتیجه گیری: یافته های تحقیق نشان می دهد که از نظر دوره های کارورزی تمام وقت، شباهت هایی بین دو کشور وجود دارد. یافته های پژوهش حاضر می تواند به تصمیم گیران و برنامه ریزان نظام تربیت معلم ایران در رفع نقیصه های احتمالی موجود در اجرای دوره های کارورزی در دانشگاه فرهنگیان کمک کند.
توسعه مهارت های مورد نیاز دانشجویان مهندسی برای انطباق با تقاضاهای صنعت 4.0: رهنمودهایی برای طراحی و اجرای برنامه های درسی جدید دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
101 - 135
حوزههای تخصصی:
امروزه این نگاه نهادینه شده است که دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، می توانند رویکردهای آموزشی و یادگیری خود را از طریق برنامه درسی ارتقا دهند. مطالعات اخیر نشان داده است که بسیاری از دانشگاه های جهان در حال انطباق برنامه های درسی و رویکردهای آموزشی خود با نیازهای صنعت 4.0 هستند. هدف از مطالعه کنونی، شناسایی مهارت های دیجیتالی قابل تامل در تدوین برنامه درسی دانشجویان مهندسی و ارائه سازوکارهایی جهت انطباق شایستگی های دانشجویان مهندسی با صنعت 4.0 می باشد. روش مطالعه، فراترکیب یا سنتز پژوهی با استفاده از گام های شش گانه سندلوسکی و باروسو (2006) بوده است. با جستجو در پایگاه های معتبر تعداد 61 مطالعه مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفته و مضمون سازی گردید. یافته های پژوهش نشان داد که مهارت های موردنیاز دانشجویان مهندسی در برنامه های درسی شامل: 1. مهارت های فناورانه و دیجیتالی؛ 2. مهارت مهندسی و 3. مهارت های پایه می باشد. همچنین یافته های پژوهش 21 سازوکار ازجمله 1. طراحی برنامه درسی منطبق با الزامات صنعت 4.0؛ 2. استفاده و کاربرد عملی فناوری های دیجیتال در برنامه های درسی موسسات آموزش عالی 3. تدوین برنامه درسی همگرا براساس فناوری های نوین و تغییرات بنیادین در ساختار آموزش، محتوای دروس و تدریس 4. آموزش آزمایشگاه محور و عملی در برنامه های درسی آموزش مهندسی؛ 5. آموزش دانشجویان بر اساس یک بستر فناورانه را جهت توسعه مهارت های دیجیتالی در برنامه های درسی مهندسی برای انطباق با تقاضاهای صنعت 4.0 الزامی می داند. در پایان این مقاله، رهنمودهای عملیاتی برای به روزرسانی برنامه های درسی دانشگاهی ارائه می نماید.
تحلیل کیفی محتوای سند ملی برنامه درسی ایران بر اساس مهارت های ده گانه یونسکو برای سال 2020 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۰
114 - 162
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر «تحلیل کیفی محتوای سند ملی برنامه درسی ایران بر اساس مهارت های ده گانه یونسکو برای سال 2020 میلادی » است. روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا است.جامعه آماری پژوهش را اسناد بالادستی آموزش و پرورش یعنی سند برنامه درسی ملی تشکیل می دهد. در پژوهش حاضر حجم نمونه پژوهش برابر با جامعه آماری است. و کل متن سند برنامه درسی ملی به عنوان نمونه برای تحلیل محتوای کیفی انتخاب شده است. در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات از فهرست وارسی(چک لیست) محقق ساخته جهت تحلیل متن سند برنامه درس ملی استفاده شد. برای تعیین روایی محتوا، فهرست وارسی دراختیار چند نفر از متخصصان قرار گرفت و روایی آن تایید شد. برای تفسیر و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا از نوع قیاسی استفاده شد. مقوله ها در این پژوهش، مهارت های ده گانه مورد نظر یونسکو و گویه های ساخته شده برای هر مهارت، معیار(مولفه) تحلیل متن است. یافته های پژوهش حاکی از آن است میزان تاکید بر تمامی گویه های مهارتهای ده گانه یونسکو در سند ملی برنامه درسی ایران یکسان نیست. نتایج تحلیل محتوا نشان داد به تمامی گویه های مهارت شایستگی های فرا فرهنگی، مهارت فرارشته ای،مهارت تفکر محاسباتی،مهارت هوش اجتماعی،مهارت تفکر طراحی، در سند برنامه درسی ملی ایران توجه شده است. اما در سایر مهارت ها ناهمسانی در تاکید بر گویه ها مهارت های تفکر بدیع و انطباق پذیر، مشارکت مجازی، معنی یابی، سواد رسانه ای جدید، مدیریت بارشناختی در سند ملی برنامه درسی ایران وجود داشت.
طراحی و اعتبارسنجی برنامه درسی مکمل سازگار با مغز دانش آموز ADHD(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۳
140 - 173
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه ی درسی مکمل سازگار با مغز دانش آموزان ADHD بود.این پژوهش آمیخته، نوع اکتشافی بود در بخش کیفی از تحلیل اسنادی، تحلیل محتوای کیفی و مصاحبه با 17 نفر از خبرگان انجام و در بخش کمی، پرسشنامه ای با 10 مؤلفه و 180 خرده مؤلفه طراحی و با 40 نفر از خبرگان برنامه ریزی درسی، روانشناسی، علوم مغز اجرا شد. بر اساس بازخوردها، پرسشنامه اصلاح و در اختیار 419 نفر از خبرگان برنامه ریزی درسی، روانشناسی، علوم مغز و کارشناسان آموزش، مشاوره و معلمان مقطع ابتدایی مشهد قرار داده شد. اعتبار پرسشنامه را صاحبنظران تایید و روایی و پایایی داده ها به وسیله بررسی اعضا و آلفای کرانباخ (83/0) تائید شد. روش نمونه گیری کیفی، هدفمند و در بخش کمی از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شد. برای اعتباریابی الگو از تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری استفاده و با تحلیل عاملی مرتبه اول الگوی مزبور تأیید شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم نشان داد که مؤلفه های 11 گانه (منطق، اهداف، محتوا، راهبردهای یاددهی یادگیری،ارزشیابی، فضای یادگیری، مواد و منابع، نقش معلم، زمان یادگیری، گروه بندی و ویژگی های فراگیر )احصا شده بار عاملی کافی را برای پیش بینی الگوی برنامه ی درسی مکمل سازگار با مغز دانش آموزان ADHD دارند. همچنین شاخص های(842/0= CMIN/DF )، (000/0= RMSEA)، (000/1 = CFI)، (005/1 = TLI)،( 003/1 = IFI) و (974/ =RFI) بود. نتایج نشان داد که الگوی طراحی شده از برازش بسیار مطلوبی برخوردار است.
فراتحلیل آثار معلمان پژوهنده استان زنجان از سال 1389 تا 1396 (با موضوع آموزش و یادگیری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف فراتحلیل آثار معلمان پژوهنده استان زنجان با موضوع «آموزش و یادگیری» انجام گرفت. در این مقاله از روش فراتحلیل ترکیبی و مراحل شش گانه کریپندورف استفاده شد. از جامعه ی هدف آن که شامل 129 اثر برگزیده استان(1396-1389) بود، تعداد 51 اثر در موضوع «آموزش و یادگیری» به عنوان نمونه مورد مطالعه تعیین و داده ها با کمک سه تحلیل گر و با استفاده از سه چک لیست(سیمای شکلی، ساختاری و محتوایی) استخراج گردید. یافته های پژوهش از لحاظ شکلی بیانگر توجه بیشتر معلمان پژوهنده(زن، دوره ابتدایی، دارای سابقه شغلی متوسط، مدرک تحصیلی کارشناسی و رشته های علوم پایه) به حوزه آموزش و یادگیری، در سیمای ساختاری(روش شناختی)بیانگر استفاده بیشتر معلمان پژوهنده از رویکرد انتقادی در مسأله یابی، از روش ترکیبی در گردآوری و تحلیل داده ها، از پیشینه نظری در پیشنهاد راه حل ها و همچنین؛ در سیمای محتوایی(مفهوم شناختی) بیانگر مرتبط بودن اغلب مسائل آموزش و یادگیری، با ساختار و روش آموزش است.
تاثیر آموزش برنامه درسی کار و فناوری مبتنی بر تفکر طراحی بر شایستگی هیجانی_ اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
172 - 145
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش برنامه درسی کاروفناوری با تاکید بر رویکرد تفکر طراحی بر شایستگی های هیجانی_ اجتماعی دانش آموزان دختر انجام شد. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهرستان بهارستان در سال تحصیلی 1400-1399 بودند. از میان اعضای جامعه 40 نفر به شیوه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 45 دقیقه ای تحت آموزش کار و فناوری مبتنی بر تفکر طراحی قرار گرفت و گروه کنترل آموزشی ندید. داده ها با پرسشنامه شایستگی هیجانی_اجتماعی جمع آوری و با روش آزمون تحلیل واریانس چندگانه ترکیبی در نرم افزار Spss23 تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند که میانگین نمرات شایستگی های هیجانی_اجتماعی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، در مرحله پس آزمون افزایش معناداری داشته است. با توجه به یافته های به دست آمده از اجرای برنامه آموزشی برنامه درسی کار و فناوری مبتنی بر تفکر طراحی و افزایش معنادار نمرات شایستگی هیجانی اجتماعی دانش آموزان در مرحله پس آزمون می توان گفت که برنامه مذکور اثربخش بوده است. به عبارت دیگر آموزش برنامه درسی کار و فناوری مبتنی بر تفکر طراحی باعث افزایش خرده مؤلفه های شایستگی هیجانی_ اجتماعی (خودآگاهی، تصمیم گیری مسئولانه، روابط بین فردی، آگاهی اجتماعی و خود مدیریتی) در دانش آموزان دختر شد (05/0p<). در نهایت با استفاده از رویکرد تفکر طراحی فرد می تواند از قابلیت های فردی و شرایط محیطی خود استفاده مؤثری کند و به خوبی می تواند این قابلیت ها و توانایی ها را توسعه دهد.
طراحی الگوی مناسب برنامه درسی دوره پیش دبستانی در ایران مبتنی بر نظریه زیست بوم شناختی برونفن برنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۰
105 - 130
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی الگوی مناسب برنامه درسی دوره پیش دبستانی در ایران مبتنی بر نظریه زیست بوم شناختی برونفن برنر انجام شده است. تحقیق حاضر اکتشافی و مبتنی بر استراتژی پژوهشی کیفی بود. بطوریکه با استفاده از روش تحلیل محتوای قیاسی، ابعاد و مولفه های موثر بر طراحی این الگو بررسی و برنامه درسی مناسب ارائه شد. حوزه پژوهش تحقیق، مشتمل بر بررسی کلیه مقالات علمی معتبر و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری بود. یافته ها نشان داد، در شکل دهی الگوی تحقیق، ابعاد: مدیریت کلان حاکمیتی،توجه به آگاه سازی خانواده ها،تناسب بخشی برنامه های دوره پیش دبستانی با فرهنگ جامعه،امکانات آموزشی، بکارگیری شیوه های خلاقانه تدریس، جامعیت محتوای آموزشی و توجه به محیط آموزشی تاثیرگذارند. سپس مبتنی بر عناصر برنامه درسی کلاین، الگوی برنامه درسی دوره پیش دبستانی در ایران مبتنی بر نظریه زیست بوم شناختی برونفن برنر ارائه شد.
ارائه الگوی جاری برنامه درسی با نشاط در دوره ابتدایی: رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
184 - 205
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی الگوی جاری نشاط در برنامه های درسی مقطع ابتدایی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. مشارکت کنندگان بالقوه پژوهش شامل کلیه کارگزاران دخیل در نشاط در برنامه های درسی دوره آموزش ابتدایی بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته چهارده نفر از معلمان، پنج نفر از مدیران مدارس، هشت نفر از اولیا دانش آموزان جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و گوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دهنده ی بیست و یک مفهوم محوری و هشت مقوله منتخب است که در قالب مدل پارادیمی شامل غفلت از نشاط در برنامه های درسی و تربیتی مدارس به عنوان مقوله ی محوری و شرایط علّی (ضعف مدیریتی مدارس، ضعف در فرهنگ آموزشی مدارس، ضعف در روابط اجتماعی دانش آموزان)، عوامل زمینه ای (عوامل فرهنگی- اجتماعی، عوامل سازمانی و عوامل آموزشی)، شرایط مداخله ای تسهیل گر(عوامل شخصیتی و فردی، جذابیت محتوایی کتب درسی، توجه به تفاوت های فردی و ارزشیابی کیفی)، شرایط مداخله گر محدودکننده (چالش های فردی، چالش های فرهنگی و چالش های مدرسه ای)، راهبردها (تعاملات و ارتباطات دانش آموزان، صمیمی سازی فضای کلاسی توسط معلمان، توجه به روش های فعال تدریس، پویاسازی فضای فیزیکی) و پیامد (افزایش افسردگی و سرخوردگی تحصیلی) سازمان یافت. بنابراین می توان نتیجه گرفت توجه به زمینه های فرهنگی- اجتماعی، سازمانی و آموزشی در تلفیق نشاط در برنامه های درسی مورد نیاز است.