فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
155 - 172
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر نظریه هوش های چندگانه گاردنر بر عملکرد عمومی یادگیری زبان انگلیسی در نوآموزان ده و یازده ساله بوده است. نوع پژوهش کاربردی با رویکرد کمی و روش آن نیمه آزمایشی با طرح پس آزمون با گروه کنترل و جامعه آماری آن نوآموزان مؤسسه زبان بود که از میان آنها تعداد 42 دانش آموز ده و یازده ساله (پایه چهارم و پنجم ابتدایی) بدون سابقه زبان آموزی قبلی با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جای داده شدند. کتاب First Friends 1 به همراه کتاب های داستان و شعر به مدت یک ترم تحصیلی برای گروه کنترل با رویکردهای سنتی (ارائه، تمرین، تولید) و برای گروه آزمایش با رویکردهای مبتنی بر نظریه هوش های چندگانه آموزش داده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون استاندارد پیشرفت تحصیلی با پایایی 0.72 با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل و با آزمون t مستقل مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که عملکرد عمومی زبان انگلیسی (مهارت های شنیداری، واژگان، املا، آشنایی با اعداد و شمارش ریاضی، آشنایی با حروف الفبا) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری بهتر بود. نتایج این مطالعه از این ایده حمایت می کند که بهتر است یادگیری زبان انگلیسی از دوره ابتدایی به روش های مختلف و بر اساس علایق زبان آموزان در برنامه درسی گنجانده شود. نتایج این پژوهش می تواند به طور کلی برای مدرسان زبان، آموزشگاه ها و مؤسسات آموزش زبان در انتخاب راهبردهای آموزشی مؤثر برای دستیابی به موفقیت در آموزش زبان انگلیسی و به طور ویژه، در آموزش زبان انگلیسی نوآموزان ده و یازده ساله مفید باشد. این نتایج همچنین، از شروع برنامه درسی زبان انگلیسی در دوره ابتدایی حمایت می کند.
ارزیابی عملکرد حرفه ای نو معلمان دانش آموخته دانشگاه فرهنگیان از دیدگاه مدیران و معاونین مدارس ابتدایی استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۰
265 - 302
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارزیابی عملکرد حرفه ای نو معلمان مدارس ابتدایی استان اصفهان به روش توصیفی–پیمایشی بود. جامعه آماری 533 دانش آموخته دانشگاه فرهنگیان بود. 255 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای مبتنی بر منطقه تدریس انتخاب و عملکرد آن ها توسط مدیران و معاونین ارزیابی شد. ابزار پژوهش پرسشنامه بود که بر اساس مدل قهرمانی فرد و سید عباس زاده (1397) تنظیم شد. روایی پرسشنامه توسط متخصصین و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از 8/0 تأیید شد. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. نتایج نشان داد، عملکرد حرفه ای نو معلمان در مؤلفه های محیط یادگیری، رهبری، دانش و مهارت های برنامه ریزی و طراحی، دانش و مهارت های تدریس، نظارت و ارزشیابی، استفاده از فناوری، مسئولیت های قانونی، اخلاقی و دانش و مهارت های توسعه حرفه ای از حد متوسط بالاتر بود؛ اما با وضعیت مطلوب فاصله داشت. لذا آموزش دانشجومعلمان و همچنین آموزش نومعلمان در سال های اولیه خدمت نیازمند بذل توجه به استانداردهای تدریس کیفی و اثربخش می باشد.
ارائه الگوی مطلوب برنامه درسی مطالعات اجتماعی براساس رویکرد نظریه سازنده گرایی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۱۲
62 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتبار یابی الگوی مطلوب برنامه درسی مطالعات اجتماعی مقطع متوسطه اول با توجه به رویکرد سازنده گرایی بود. روش مورد نظر تحلیل محتوای کیفی است. ﺑﺮای ﺷﻨﺎﺳﺎیی الگوی ﻣﻄﻠﻮب از ﻃﺮیﻖ ﺑﺮرﺳی و ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﺒﺎﻧی ﻧﻈﺮی مطالعات اجتماعی ﻫﻢﭼﻨیﻦ به دست آوردن ﺗﺼﻮیﺮی از وﺿﻌیﺖ ﻣﻮﺟﻮد، ﺗﻼش ﺷﺪ ﺑﺎ بهره گیری از ﻧﻈﺮ ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن و ﻫﻢﭼﻨیﻦ ﻣﺮوری ﺑﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ و ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺗﺨﺼﺼی، ﺗﺼﻮیﺮی از وﺿﻌیﺖ ﻣﻄﻠﻮب ﺗﺮﺳیﻢ ﺷﻮد. ﻟﺬا در ایﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﺎ بهره گیری از نمونه گیری هدفمند با استفاده از اﺳﻨﺎد و ﻣﺪارک و ﻫﻢﭼﻨیﻦ از طریق مصاحبه ﺑﺎ 12 نفر از کﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن برنامه ریزی درسی و آموزش مطالعات اجتماعی؛ زمینه شناسایی ﻋﻨﺎﺻﺮ آﻣﻮزش مطالعات اجتماعی اﻟﮕﻮی ﻣﻄﻠﻮب ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درسی مطالعات اجتماعی دوره متوسطه اول ﻓﺮاﻫﻢ ﺷﺪ. نتایج بدست آمده بدین صورت مطرح شده که عناصر نه گانه برنامه درسی تربیت اجتماعی که شامل: اهداف کلی تربیت اجتماعی سازنده گرا، معلم تسهیل گر، ارزشیابی اصیل، محیط یادگیری سازنده دانش، دانش آموز فعال در ساخت دانش، تجربه های یادگیری، محتوا، جامعه و خانواده، روش های یاددهی_ یادگیری است که باید از سه حوزه مبانی برنامه ریزی درسی منطبق با برنامه درسی تربیت علوم اجتماعی سازنده گرا برگرفته شده باشد و در انتها با عناصر و رویکرد سازنده گرایی؛ چرخه فرایند تجربه یادگیری سازنده گرا با چهار مرحله (مفاهیم معلم (مفاهیم اولیه ذهن معلم. رویکرد و دیدگاه معلم و محتوا)، ایجاد فرصت یادگیری توسط معلم، ساخت ذهنی دانش آموز (ادراک و مفاهیم کسب شده توسط دانش آموز)، ظهور یادگیری (در خانه، جامعه و مدرسه)) را در پی دارد.
طراحی و اعتبارسنجی برنامه درسی مکمل سازگار با مغز دانش آموز ADHD(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۳
140 - 173
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه ی درسی مکمل سازگار با مغز دانش آموزان ADHD بود.این پژوهش آمیخته، نوع اکتشافی بود در بخش کیفی از تحلیل اسنادی، تحلیل محتوای کیفی و مصاحبه با 17 نفر از خبرگان انجام و در بخش کمی، پرسشنامه ای با 10 مؤلفه و 180 خرده مؤلفه طراحی و با 40 نفر از خبرگان برنامه ریزی درسی، روانشناسی، علوم مغز اجرا شد. بر اساس بازخوردها، پرسشنامه اصلاح و در اختیار 419 نفر از خبرگان برنامه ریزی درسی، روانشناسی، علوم مغز و کارشناسان آموزش، مشاوره و معلمان مقطع ابتدایی مشهد قرار داده شد. اعتبار پرسشنامه را صاحبنظران تایید و روایی و پایایی داده ها به وسیله بررسی اعضا و آلفای کرانباخ (83/0) تائید شد. روش نمونه گیری کیفی، هدفمند و در بخش کمی از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شد. برای اعتباریابی الگو از تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری استفاده و با تحلیل عاملی مرتبه اول الگوی مزبور تأیید شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم نشان داد که مؤلفه های 11 گانه (منطق، اهداف، محتوا، راهبردهای یاددهی یادگیری،ارزشیابی، فضای یادگیری، مواد و منابع، نقش معلم، زمان یادگیری، گروه بندی و ویژگی های فراگیر )احصا شده بار عاملی کافی را برای پیش بینی الگوی برنامه ی درسی مکمل سازگار با مغز دانش آموزان ADHD دارند. همچنین شاخص های(842/0= CMIN/DF )، (000/0= RMSEA)، (000/1 = CFI)، (005/1 = TLI)،( 003/1 = IFI) و (974/ =RFI) بود. نتایج نشان داد که الگوی طراحی شده از برازش بسیار مطلوبی برخوردار است.
بررسی میزان رضایت مهارت آموزان ماده 28 از برنامه درسی اجرا شده دوره بدو خدمت دانشگاه فرهنگیان (مطالعه موردی استان کهگیلویه و بویر احمد)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی برنامه های درسی همواره یکی از بهترین راه های ارزیابی کیفیت آموزش در نظام های آموزش عالی به شمار می رود. دانشگاه فرهنگیان به عنوان مجری اصلی آموزش های شروع و ضمن خدمت معلمان، ارزیابی برنامه درسی اجرا شده آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این پژوهش با هدف بررسی میزان رضایت مهارت آموزان ماده 28 از برنامه درسی اجرا شده دوره بدو خدمت دانشگاه فرهنگیان انجام گرفت. نوع پژوهش با توجه به هدف کاربردی و روش انجام آن پیمایشی است. جامعه آماری کلیه مهارت آموزان ماده 28 رشته آموزگار ابتدایی استان کهگیلویه وبویراحمد بود که در سال 1401 در پردیس شهید ایزدپناه یاسوج درحال گذراندن دوره مهارت آموزی بودند. باتوجه به حجم پایین جامعه آماری، تمامی آن ها به تعداد 50 نفر برای انجام پژوهش انتخاب شدند. ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بر اساس مقیاس پنج گزینه ای لیکرت بود که روایی محتوایی آن مورد تایید 5 نفر صاحبنظر قرار گرفت و پایایی آن نیز بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 892/0 به دست آمد. داده های حاصل با استفاده از نرم افزار آماری SPSS محاسبه و در سطح آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که معلمان از برنامه درسی اجراشده دوره مهارت آموزی رضایت ندارند. این نارضایتی در بعد روش های ، راهبردهای اجرایی و آموزشی برنامه درسی بیشتر بود.
نگاهی به برنامه های درسی بازنگری شده ی رشته های کارشناسی علوم تربیتی، روان شناسی و زبان و ادبیات فارسی از حیث موفقیت آنها در حصول به اهداف قصده-شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۲
133 - 168
حوزههای تخصصی:
روش این تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان مقطع کارشناسی ورودی سال 95 رشته های علوم تربیتی، روانشناسی و زبان و ادبیات فارسی که در زمان اجرای پژوهش در نیم سال هفتم تحصیل خود بودند و تعداد آنها 439 دانشجو بود. حجم نمونه با مراجعه به جدول کرجسی و مورگان و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی 205 نفر انتخاب گردید. ابزار مورد استفاده پژوهش، پرسشنامه های محقق ساخته بود که پایایی پرسشنامه نیز از طریق آلفای کرونباخ 847/0 به دست آمد. یافته های پژوهش نشان داد که در حیطه شناختی و نگرشی (عاطفی)، برنامه های درسی جدید منجر به کسب دانش و اطلاعات لازمه و حصول نگرش های مطلوب نسبت به رشته تحصیلی در دانشجویان گردیده است؛ اما در حیطه روانی- حرکتی(مهارتی) برنامه های درسی جدید منجر به کسب مهارت های مطلوب نشده است.
بررسی میزان توجه به مؤلفه های طرح خوانا در محتوای برنامه درسی فارسی دوره دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان توجه به مؤلفه های طرح خوانا در محتوای برنامه درسی فارسی دوره دوم ابتدایی انجام گرفت که از نظر روش، با تکنیک تحلیل محتوا و بر اساس آنتروپی شانون بود. جامعه پژوهش کتاب های فارسی دوره دوم ابتدایی و نمونه گیری مطرح نبود. ابزار گردآوری، سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته بود که روایی آن با نظرات استادان محترم برنامه درسی و مدرسان استانی طرح خوانا تأیید گردید. پایایی آن نیز توسط مدرسان طرح خوانا انجام و ضریب توافق 85 صدم بدست آمد. بر اساس یافته های این پژوهش، میزان توجه به مؤلفه مهارت های زبانی طرح خوانا در محتوای برنامه درسی فارسی چهارم 80، پنجم 80، ششم 85 درصد؛ و در مجموع فارسی سه پایه دوره دوم 82 درصد و میزان توجه به مؤلفه آداب و مهارت های زندگی طرح خوانا (ادب، مسئولیت پذیری و جرأت ورزی) در محتوای فارسی چهارم 55، پنجم 47، ششم 42 و در مجموع 48 درصد می باشد.
مطالعه اثربخشی مهندسی ارزش در ارتقا کیفیت آموزش دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهندسی ارزش یکی از موفق ترین رویکردهای حل مسئله، کاهش هزینه و بهبود عملکرد و کیفیت است. ارتقای مستمر کیفیت آموزش و پرورش، هدف غایی ارزیابی آموزشی کشور است. در این راستا ارزیابی درونی، قضاوت در مورد کیفیت و دستیابی به اهداف نظام آموزش را ممکن می سازد. در سال های بعد از انقلاب اسلامی توجه به کیفیت آموزشی به خصوص در آموزش و پرورش بیش از پیش اهمیت یافته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش شبه آزمایشی بود. تعداد 50 دانش آموز دختر مقطع متوسطه که در نیم سال اول سال تحصیلی 1400 – 99 تحصیل می کردند،در این نوع نمونه گیری از کل دانش آموزان به تعداد 50 نفر با انجام عمل قرعه کشی دو کلاس ۲۵ نفره یک کلاس به عنوان گروه کنترل و یک کلاس به عنوان گروه آزمایش انتخاب شد. در این پژوهش دو شاخص عمده میزان ناثیر مهندسی ارزش و کیفیت آموزش دوره متوسطه در دو گروه با یک پیش آزمون و دو پس آزمون مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان می دهد،اختلاف معناداری بین استراتژی مهندسی ارزش در به کارگیری حداکثر اندیشه ها و خلاقیت معلمان و کارکنان مدرسه و نیز والدین و دانش آموزان بین دو گروه کنترل و آزمایش وجود دارد. پس با نتایج حاصل شده از پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه می توان گفت که استراتژی مهندسی ارزش در به کارگیری حداکثر اندیشه ها و خلاقیت معلمان و کارکنان مدرسه و نیز والدین و دانش آموزان موثر است.
شاخص های کیفی یکپارچگی دانش در برنامه درسی؛ مطالعه موردی : تحلیل محتوای علوم تجربی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۳
174 - 213
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر قابل ارزیابی نمودن دیدگاه یکپارچگی دانش در برنامه درسی و بهره بردن از فواید آموزشی و تربیتی آن است؛ لذا از همه دیدگاه های علمی، فلسفی و دینی در تعیین معیارها استفاده شده است. در این مقاله اصول اساسی وحدت علوم بر اساس انطباق با اسناد بالادستی تعلیم و تربیت کشور و همسو با دیدگاه توحیدی مورد نظر قرار گرفته است. روش تحقیق حاضر تحلیل محتوا است که در تعریف شاخص های کیفی وحدت علوم و تطبیق آن بر کتابهای درسی علوم تجربی ابتدایی مورد استفاده بوده است. یافته های تحقیق حاکی است که شش معیار اصلی برای تقویت هدف وحدت علوم می توان ذکر نمود که عبارتند از : 1- رویکرد بین رشته ای(بر اساس 11 حوزه معرفتی طرح تحول)، 2- فلسفه علم، 3- تاریخ علم، 4- جهان بینی توحیدی و فطری، 5- شعارها و استعاره های علمی و تربیتی، 5- گفتگو و تعامل. در نتیجه گیری به نظر رسید کتابهای علوم تجربی ابتدایی در برخی شاخص های ذیل معیار اول قابل قبول و در برخی دیگر قابل قبول نیست. معیارهای دوم تا چهارم نیز وضعیت قابل قبولی ندارند. معیار پنجم شامل مشارکت، کار گروهی و بحث و بررسی در کلاس وضعیت قابل قبولی دارد.
تحلیل محتوای کتب جامعه شناسی متوسطه دوم بر اساس الگوی خلاقیت گیلفورد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز برنامه درسی و آموزش سال دوم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
31 - 44
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کمی متن، تمرین و خودآزمایی های کتب جامعه شناسی متوسطه دوم بر اساس عوامل خلاقیت گیلفورد (حافظه شناختی، تفکر همگرا، تفکر واگرا و تفکر ارزشیاب) می باشد. روش: روش پژوهش حاضر تحلیل محتوا می باشد و جامعه آماری آن کتب جامعه شناسی(1)، جامعه شناسی(2) و جامعه شناسی(3) چاپ سال1400 می باشد. ابزار گردآوری داده های این تحقیق شامل فرم تحلیل محتوای محقق ساخته می باشد که بر مبنای شاخص خلاقیت گیلفورد تهیه شده است. یافته-ها: بررسی زمینه ی میزان تطبیق محتوا در متن با عوامل خلاقیت گیلفورد نشان داد که سطح حافظه شناختی با تبیین 83.8 درصد از محتوای کتب مورد بررسی بیشترین اهمیت را داراست و بعد از آن تفکر همگرا با 8.33 و تفکر واگرا با 4.51 و تفکر ارزشیاب با 0.13 درصد کمترین میزان را به خود اختصاص دادند. در زمینه تطبیق تمرین ها و خودآزمایی ها، حافظه شناختی با 56.98 بیشترین میزان و پس از آن تفکر واگرا با 24.30 درصد و سپس تفکر همگرا با 52/7 درصد و در آخر تفکر ارزشیاب با 0.86 درصد کمترین عبارات را به خود اختصاص دادند؛ نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که هم در متن و هم تمرین و خودآزمایی های کتب جامعه شناسی به حافظه شناختی توجه بیشتر و به سطوح خلاقیت توجه کمتری شده است.
چالش های رشد تفکر خلاق و زیباشناسی(هنری) کودکان دوره پیش دبستانی از دیدگاه مربیان شهرستان سقز
حوزههای تخصصی:
هدف ازپژوهش حاضر بررسی چالش های رشد تفکر خلاق و زیبایی شناسی در کودکان پیش دبستانی بود. روش این پژوهش کیفی، از نوع پدیدارشناختی است و جامعه آماری آن را مربیان پیش دبستانی شهرستان سقز که در سال 1400-1399 تشکیل می دادند که با نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به حد اشباع (21 نفر)ادامه یافت. ابزار اندازه گیری مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. نتایج حاصل از مصاحبه در نه دسته کد محوری و چهارکد انتخابی« نقد و سخت گیری و تحمیل کودکان، عدم تمرکز در کودکان یا پراکنده ساختن ذهن، عدم توسعه مهارت های حرفه ای کودکان و عدم ارتقا تفکر انتقادی» طبقه بندی شده است. لذا می توان نتیجه گرفت هنر و زیبایی می توانند به عنوان بستر ذهنی مناسبی برای ایجاد معرفت و تربیت حقیقی تلقی شوند
رابطه آموزش مجازی با هوش تجربی، ادراک شایستگی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضربا هدف تعیین رابطه آموزش مجازی با هوش تجربی، ادراک شایستگی و اشتیاق تحصیلی در دانش آموزان پایه چهارم مقطع ابتدایی ناحیه دو شهر کرمان در سال 1402 انجام گرفته است. تحقیق موجود یک تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان پایه چهارم مقطع ابتدایی ناحیه دو شهر کرمان در سال 1402 که به تعداد 7886 نفر می باشند. نمونه پژوهش 290 نفر (153 پسر و 137 دختر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و براساس جدول مورگان بوده است. ابزار این پژوهش، پرسشنامه آموزش مجازی، هوش تجربی، ادراک شایستگی، اشتیاق تحصیلی بوده است. ضریب پایایی و روایی پرسشنامه به ترتیب 71/.،78/. و 63/. بود. تجزیه و تحلیل داده ها به روش رگرسیون چند متغییری و ضریب همبستگی نشان داد آموزش مجازی باعث افزایش هوش تجربی و کاهش ادراک شایستگی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان می گردد
الگوی شایستگی های برنامه درسی دوره کارشناسی مشاوره و راهنمایی دانشگاه فرهنگیان: مرور سیستماتیک براساس مدل رایت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
155 - 204
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی الگوی شایستگی های برنامه درسی دوره کارشناسی رشته مشاوره و راهنمایی دانشگاه فرهنگیان است. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و روش آن مرور سیستماتیک براساس مدل رایت و همکاران (2007) است. جامعه پژوهش، متشکل از 326 مقاله درباره شایستگی های مشاوران است که بین سال های 2010 تا 2022 میلادی در مجلات علمی معتبر ارائه شده اند. نمونه پژوهش شامل36 مقاله است که به صورت هدفمند جمع آوری و براساس پایش موضوعی داده ها انتخاب شده اند. داده های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد مورد مطالعه، گردآوری شده اند. بر اساس تجزیه و تحلیل داده ها، شایستگی های مشاوران در 3 بُعد و 20 عامل طبقه بندی شدند. این ابعاد شامل شایستگی فردی (مشتمل بر ویژگی شخصیتی، تعهد دینی، هوش عاطفی، آراستگی، توان سازش، مهارت های ادراکی، مسئولیت پذیر فردی، انگیزش، مهارت های ارتباطی)، شایستگی های حرفه ای (مشتمل بر عوامل؛ تخصص حرفه ای، آشنایی با نقش های حرفه ای، مدیریت فرآیند مشاوره، توجه به توسعه حرفه ای، مؤلفه های سازمانی حرفه ای، مدیریت دانش پداگوژیک، تعهد حرفه ای، اخلاق حرفه ای، مهارت های تشخیصی) و شایستگی های اجتماعی- فرهنگی (مشتمل بر عوامل؛ بینش فرهنگی و توجه به هنجارهای اجتماعی) می باشد.
شناسایی عوامل مؤثر در اجرای یادگیری ترکیبی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
205 - 232
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف شناسایی و سطح بندی عوامل مؤثر در اجرای آموزش ترکیبی در آماده سازی دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان انجام شد. در این مقاله از روش ترکیبی (کمی – کیفی) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی اساتید و کارشناسان حوزه فناوری بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و مصاحبه با آنان تا اشباع نظری (نفر دوازده) ادامه یافت. جامعه آماری در بخش کمی را، متخصصان موضوعی تشکیل می دادند که بر اساس جدول مورگان نود نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. در مرحله کیفی برای تأیید روایی محتوا از راهبرد تفسیری مذاکره با مصاحبه شوندگان و در بخش کمی به منظور بررسی روایی و پایایی پرسشنامه، از روایی محتوایی و روایی سازه، به کمک تحلیل عاملی اکتشافی و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج بدست آمده با استفاده از تکنیک مدلسازی تفسیری – ساختاری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و ارتباط و توالی فاکتورها به دست آمد. ارتباطات بدست آمده نشان داد که ساختارسازی اجرایی و آموزشی، زیرساخت فنی، پشتیبانی مالی و مشوق های آموزشی، اساس بکارگیری آموزش ترکیبی را تشکیل می دهند. بینشی که این مدل به مسئولین دانشگاه ارائه می کند می تواند به آنها در برنامه ریزی استراتژیک در شرایط بحرانی کمک نماید.
تبیین مؤلفه های معلّم فضیلتمند از منظر دیوید کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۰
211 - 236
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بازشناسی و تبیین مؤلفه های معلّم فضیلت مند از دیدگاه فضیلت گرای معاصر «دیوید کار» است که با روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد استقرایی انجام شده است. در فرایند تربیت اخلاقی، کار ضمن تأکید بر رشد منش و فضیلت معتقد است معلمان به عنوان عاملان و الگوهای اخلاقی بایستی واجد طیف وسیعی از ارزش ها و فضایل باشند. یافته های این تحقیق نشان داد بر اساس دیدگاه کار، مؤلفه های معلّم فضیلت مند در سه محور منش فردی، منش آموزش گری و منش اجتماعی قرار می گیرند. مؤلفه های محور منش فردی عبارت اند از جلوه های معلّم فضیلت مند؛ باورهای معلّمی؛ در محور منش آموزش گری: مؤلفه ی تدریس اثربخش و در محور منش اجتماعی: مؤلّفه های همدلی با دیگران؛ و مسئولیت پذیری شناسایی شد. این نتایج نشان از ارتباطی وثیق و متقابل میان هر سه محور منش فردی، آموزش گری و اجتماعی داشته و از نظر دیوید کار معلّم فضیلت مند، در زندگی شخصی خود نیز باید هماهنگ با زندگی حرفه ای خود رفتار کند.
The role of spaced and massed instruction on Iranian EFL learners' reading comprehension and reading motivation(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۴, Issue ۲ , ۲۰۲۳
96 - 118
حوزههای تخصصی:
Strong reading comprehension skills and reading motivation are essential for personal growth, academic success, and overall well-being. Developing these skills can positively impact individuals' lives in various ways. Thus, this investigation aimed to examine the influence of massed and spaced instructions on the reading comprehension and reading motivation of Iranian EFL students. The researchers selected 150 Iranian participants from 300 based on their Oxford Quick Placement Test (OQPT) performance. The selected intermediate participants were randomly assigned into two experimental groups (massed and spaced) and one control group. The participants were given a reading comprehension pretest and post-test and a reading motivation questionnaire before and after the treatment. Three groups were provided with instruction on reading skills by English texts and new words from American English File 3. The massed group received a 90-minute session for each text, whereas the spaced group received three 30-minute sessions; the first session lasted 30 minutes, followed by two more sessions, each lasting 30 minutes, scheduled two days apart. The results of data analysis utilizing one-way ANOVA showed a considerable difference between the post-tests of the spaced and massed groups compared to the control group. The findings demonstrated that the spaced group outperformed the massed and control groups (p < .05) in terms of reading comprehension and reading motivation. The results have some pedagogical implications for English instructors, learners, and curriculum developers.
Designing and developing job fatigue scale for elementary school teachers(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۴, Issue ۴ , ۲۰۲۳
42 - 54
حوزههای تخصصی:
The present research was conducted with the aim of designing and developing Job Fatigue Scale for Elementary school Teachers in 2024 employing both qualitative-quantitative data. In the qualitative phase, official documents and opinions from experts in this field were used to obtain the basic structure of the tool, and in the quantitative section, the basic structure of the tool was given to samples of three target communities in three stages to check the validity and reliability of the tool. The findings of the qualitative section showed 51 effective components in reducing job fatigue, based on which the initial pool was prepared with 81 items. The Holsti's coefficient of reliability was 0.864 and the results of the content validity investigation led to the removal of 29 items. Therefore, a 52-item questionnaire was formed based on the qualitative and quantitative data. Consequently, using factor analysis and Cronbach's alpha coefficient led to the removal of 7 items from the final form. Finally the structure of 45 items with 4 educational-psychological, psychological, behavioral-organizational and managerial-organizational factors was confirmed. Among the 4 factors affecting job fatigue, the educational-psychological factor took the first rank and then the psychological, behavioral-organizational and management-organizational factors took the second to fourth ranks respectively. In general, considering the validity and reliability of the developed model, it can be used to evaluate the level of job fatigue of primary school teachers.
آسیب شناسی برنامه درسی دوره ابتدایی از تولید تا مصرف
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی برنامه درسی دوره ابتدایی با استفاده از روش تحقیق کیفی از نوع پدیدارشناسی و با مصاحبه نیمه ساختاریافته بامولفان کتب درسی ابتدایی از سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی تهران، سرگروه های آموزشی، معلمان و دانش آموزان پایه ششم شیراز انجام شد. سپس داده ها با استفاده از فن تحلیل مضمون در نرم افزار Nvivo (8.8) تحلیل و در قالب مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر دسته بندی شد. بر اساس یافته های این تحقیق موارد آسیب زا در برنامه درسی دوره ابتدایی از تولید تا مصرف، در هفت طبقه شناسایی گردید. 1. شامل موارد نادیده گرفته شده، 2. شامل موارد حذف شده، 3. شامل موارد منسوخ شده، 4. شامل موارد تحریف شده، 5. شامل موارد ناقص گفته شده، 6. موارد تکراری و بیش از حد نیاز گفته شده و 7. شامل مواردی بود که ممنوع اعلام شده است.
مقایسه TPACK معلمان مدارس هوشمند و عادی و ارتباط آن با اضطراب فناورانه دانش آموزان متوسطه دوره اول شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در جهت مطالعه وضعیت دانش و مهارت TPACK معلمان مدارس هوشمند و عادی و به طبع آن تبیین تفاوت میانگین نمره اضطراب فناورانه دانش آموزان و سطح دانش و مهارت TPACK معلمان مدارس متوسطه دوره اول شهر اردبیل اجرا شده است. پژوهش حاضر در صدد بررسی و بیان تفاوت میانگین نمره اضطراب فناورانه دانش آموزان و سطح دانش و مهارت TPACK معلمان می باشد. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه معلمان و دانش آموزان متوسطه دوره اول شهر اردبیل در سالتحصیلی 99-1398بود. ابزار پژوهش بدین ترتیب بود که برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه که یکی برگرفته از پرسشنامه TPACK و دیگری برگرفته از پرسشنامه اضطراب فناورانه استفاده شد. در رابطه با فرضیه بیان تفاوت میانگین نمره اضطراب فناورانه دانش آموزان با توجه به نوع مدرسه و سطح دانش و مهارت TPACK معلمان، با اینکه تعامل بین مدرسه و دانش تربیتی، مدرسه و دانش محتوایی با اضطراب فناورانه دانش آموزان رابطه معنی داری دارد اما چون در سایر مولفه ها رابطه معنی دار آماری مشاهده نگردید. به همین دلیل میانگین نمره اضطراب فناورانه دانش آموزان در مدارس هوشمند و عادی و سطح دانش و مهارت TPACK معلمان یکسان و برابر است و این فرضیه تأیید نشد. دانستن عوامل اضطراب فناورانه می تواند به معلمان در اصلاح برنامه درسی و اثربخشی شیوه های تدریس کمک کند تا دانش آموزان در یادگیری خود موفق باشند.
نیازسنجی روانی و آموزشی از والدین دانش آموزان کم توان ذهنی با توجه به دوران قرنطینه بیماری کووید-19 به منظور طراحی برنامه های آموزشی خانواده محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
282 - 261
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف نیازسنجی روانی و آموزشی از والدین دانش آموزان کم توان ذهنی با توجه به دوران قرنطینه بیماری کووید-19 به منظور طراحی برنامه های آموزشی خانواده محور انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایش ی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه والدین دانش آموزان کم توان ذهنی استان تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بود. از بین جامعه هدف تعداد200 والدین با روش نمونه گیری هدفمند از آموزشگاه استثنایی طلوع و موسسه آموزشی حیات ارغوانی انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته نیازسنجی روانی و آموزشی بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. نتایج نشان داد که در بخش روانی به ترتیب الویت والدین به دریافت خدمات مشاوره ای آنلاین به دلیل شرایط ویژه فرزندشان؛ به دریافت مشاوره درباره نحوه ارتباط مؤثر با دیگر فرزندان؛ به دریافت کمک و حمایت همسر در مراقبت از فرزندان و به دریافت مشاور های خاص برای افزایش روحیه در دوران قرنطینه خانگی نیاز دارند و در بخش آموزشی به کسب اطلاعات صحیح از سوی متخصصان در مورد آینده آموزشی فرزندشان؛ به پیگیری ها و انجام اقدامات آموزشی به موقع در مورد مباحث تحصیلی فرزندشان توسط معلمان و به دریافت آموزش های لازم جهت استفاده صحیح از فضای مجازی جهت بهره مندی مناسب از آموزش های مربوط به فرزندشان در دوران قرنطینه نیاز دارند. پیشنهاد می شود با توجه به این نیازهای روانی و آموزشی والدین در دوران قرنطینه خانگی، برنامه های آموزشی خانواده محور توسط متخصصان طراحی و اجرا شود.