فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۸۶۱ تا ۱۳٬۸۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر از روش های داده کاوی به طور گسترده درزمینه ی یادگیری الکترونیکی استفاده شده است. درواقع محققین مختلف با استفاده از روش های داده کاوی سعی در شناخت هر چه بیشتر یادگیرندگان و درنتیجه ایجاد یادگیری تطبیقی داشته اند. در تحقیقات از ویژگی ها، عملکرد، سبک یادگیری و سبک شناختی یادگیرندگان استفاده شده است. این مقاله به شناسایی سطح دانش یادگیرندگان و مدل سازی آن ها به منظور شخصی سازی آموزش ارائه شده، می پردازد. به منظور ایجاد مدل پیشنهادی از شبکه عصبی تابع پایه شعاعی بهبودیافته استفاده شده و برای ارتقاء این شبکه از یک رویکرد آموزش سه مرحله ای بهره گیری شده است. این رویکرد در مرحله اول از الگوریتم بهینه سازی گروه ذرات، در مرحله دوم الگوریتم نزدیک ترین K همسایه و در فاز سوم الگوریتم تندترین کاهش را به کار گرفته است. در ادامه ی مقاله به بررسی مشخصه های یادگیرندگان پرداخته و چهار مشخصه مناسب به منظور پیش بینی متغیر کلاس جهت تعیین سطح دانش یادگیرندگان، ایجادشده است. جهت ارزیابی مدل ارائه شده، یک دوره ی مجازی آموزش مایکروسافت اکسل مورد آزمایش قرارگرفته است. یادگیرندگان دوره ی موردنظر در سه گروه آزمایشی قرار گرفتند. یکی از گروه ها از مدل پیشنهادی استفاده کرده و دو گروه دیگر از یادگیرندگان از ارائه دروس متوسط و الگوریتمی موجود از ادبیات تحقیق بهره بردند. نتایج حاصل از آزمایش ها، موفقیت و رضایت تحصیلی یادگیرندگان گروه مربوط به مدل پیشنهادی را نشان می دهد.
اثر بخشی آموزش مثبت نگری بر افزایش شادکامی و سخت رویی مادران دارای فرزند نابینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی برنامه گروهی آموزش مثبت نگری بر افزایش شادکامی و سخت رویی مادران دارای فرزند نابینا بود. روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل همه مادران دارای فرزند نابینا شهر تهران بود که فرزندان شان در مدارس نابینایان مشغول به تحصیل بودند. نمونه شامل 30 نفر از مادران یادشده بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر درگروه کنترل) قرار گرفتند. گروه آزمایش در 10 جلسه تحت آموزش گروهی مثبت نگری قرارگرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش و کنترل در 2 مرحله، پیش آزمون و پس آزمون از طریق پرسشنامه شادکامی و سخت رویی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده هایگردآوری شده با روش آماری تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش گروهی مثبت نگری بر افزایش شادکامی و سخت رویی مادران دارای فرزند نابینارا افزایش (P≤0/05) داده است.نتایج نشان داد بین مثبت نگری با سخت رویی و شادکامی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و افراد سخت رو از میزان شادکامی بالاتری برخوردارند.
برنامه تربیت دبیر کار و فناوری در دانشگاه فرهنگیان به عنوان برنامه درسی مغفول (پوچ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر تبیین ضرورت طراحی برنامه تربیت دبیر کار و فناوری در دانشگاه فرهنگیان و در نهایت اجرای آن است که می توان از آن به عنوان برنامه درسی مغفول (پوچ) یاد کرد. این پژوهش، مطالعه موردی است که به انگاره تحقیقات کیفی و تفسیرگرایانه تعلق دارد. منبع داده های این پژوهش، تجربیات پژوهشگر و سایر همکاران به عنوان معلم، در دوران تحصیل در مراکز تربیت معلم و همچنین پاره ای از مطالعات کتابخانه ای می باشد. تحلیل داده هانشان می دهد که برنامه تربیت دبیر کار و فناوری در دانشگاه فرهنگیان را می توان از نوع برنامه درسی پوچِ آشکار در نظر گرفت، که حذف کنونی آن در دانشگاه فرهنگیان، نظام تعلیم و تربیت را در حوزه آموزش حرفه گرایی و مهارت آموزی در آموزش و پرورش عمومی کشور را با چالش های اساسی روبه رو می گرداند. از جمله این مشکلات و چالش ها می توان به فرایند ریزش دبیران متخصص کار و فناوری بدون جایگزینی، واگذاری آموزش و تدریس به دبیران غیرمتخصص و غیرمرتبط، جذب افراد ناکارآمد به بدنه آموزش و پرورش، تغییر رشته و دوره های تحصیلی فارغ التحصیلان اسبق مراکز تربیت معلم (دانشگاه فرهنگیان)، امکانات سخت افزاری و نرم افزاری اشاره کرد.
مقایسه عملکرد مدارس هوشمند و مدارس عادی بر خلاقیت دانش آموزان پسر سال اول دوره ی اول متوسطه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۸ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲۷
59 - 77
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به مقایسه عملکرد مدارس هوشمند و مدارس عادی بر خلاقیت دانش آموزان پسر سال اول دوره ی اول متوسطه شهر تهران م یپردازد. این پژوهش از نوع علّی - مقایسه ای است و جامعه آماری آن کلیه دانش آموزان پسر سال اول اول متوسطه مدارس هوشمند و عادی شهر تهران در سال تحصیلی 92 - 1391 است . به منظور نمونه گیری، پس از انجام مصاحبه با کارشناسان هوشمند سازی وزارت آموزش و پرورش، 5 مدرسه هوشمند و 5 مدرسه عادی به شیوه هدفمند از مناطق 1، 3، 4، 5 و 17 و از هر مدرسه 1 کلاس بصورت تصادفی انتخاب شده است. در این خصوص نمونه ای با حجم 250 دان شآموز کلاس اول اول متوسطه انتخاب شده است که 125 نفر را دان شآموزان مدارس هوشمند و 125 نفر دیگر را دانش آموزان مدارس عادی مناطق پیش گفته تشکیل داده است . ابزار های گردآوری داده ها در این تحقیق شامل پرسشنامه خلاقیت عابدی است . در این تحقیق به منظور تحلیل نتایج ازآماره های توصیفی و آزمون تحلیل واریانس چند متغیره ) MANOVA ( استفاده شده است . در تحلیل داد هها، در خلاقیت کل و در زیر مؤلفه ابتکار تفاوت معنی داری میان دانش آموزان مدارس هوشمند و مدارس عادی دیده شد اما در سایر زیر مولفه های خلاقیت شامل بسط، انعطاف پذیری و سیالی تفاوت معنی داری دیده نشد .
بررسی امکان بهره گیری از عدالت تربیتی برآمده از نظریه عدالت جان رالز در ن/ام های آموزشی: رویکرد هرمنوتیک انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۳ شماره ۵۰
100 - 123
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی امکان بهره گیری از عدالت تربیتی برآمده از نظریه عدالت جان رالز در نظام های آموزشی و به ویژه نظام آموزشی ایران از نظر شش متخصص تربیتی بوده است. روش پژوهش این پژوهش، هرمنوتیک انتقادی به عنوان یکی از رویکردهای پژوهش کیفی و ابزار آن مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته است. انتخاب مصاحبه شوندگان بر اساس تخصص و آثار ایشان در زمینه موضوع پژوهش صورت گرفته است. هدف پژوهش با تمرکز بر این چهار محور پی گیری شد: 1. امکان استنتاج عدالت تربیتی از نظریه ای که در درون فلسفه سیاسی شکل گرفته است، 2. امکان عملیاتی کردن دلالت های تربیتی حاصل شده؛ 3. میزان انطباق نظریه عدالت با تاریخ فرهنگی کشور ما و 4. میزان کارایی عدالت تربیتی مأخوذ از نظریه عدالت در نظام آموزشی ایران. نتایج نشان داد که امکان استنتاج عدالت تربیتی از نظریه عدالت به لحاظ روش شناختی مقبول و مورد تأیید است و امکان عملیاتی کردن آن در نظام های آموزشی به لحاظ منطقی وجود دارد. از سوی دیگر جامعه ما به لحاظ تاریخی و فرهنگی پذیرای عدالت تربیتی حاصل از نظریه عدالت بوده و میزان کارایی آن نیز منوط به فراهم شدن زیرساخت هایی همچون نیروی انسانی کارآمد و ساختار اقتصادی عادلانه است.
بررسی اثربخشی آموزش به کمک نقشه مفهومی معلم ساخته و نقشه های مفهومی با تلفیق چند رسانه ای در درس حرفه و فن بر عملکرد یادگیری و انگیزش دانش آموزان دختر پایه سوم راهنمایی شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی اثر بخشی نقشه های مفهومی معلم ساخته و نقشه های مفهومی تلفیقی بر عملکرد یادگیری در دو سطح دانش و بالاتر از دانش و نیز انگیزش دانش آموزان دختر پایه سوم راهنمایی در درس حرفه و فن، شهر زنجان پرداخته است. این پژوهش به روش شبه آزمایشی و با اجرای پیش آزمون و پس آزمون با یک گروه کنترل و دو گروه آزمایش انجام شد به این صورت که ابتدا ناحیه و مدرسه انتخاب شد و 3 کلاس از قبل موجود، با تعداد 25 نفر در هر گروه، برای پژوهش اختصاص یافت.گروه کنترل بدون دریافت مداخله به روش سنتی، گروه آزمایش (1) با نقشه های مفهومی معلم ساخته به مدت 10 جلسه و گروه آزمایش (2) با نقشه های مفهومی معلم ساخته و تلفیقی از چند رسانه ای ها(روش تلفیقی)، به مدت 11 جلسه آموزش دیدند. ابزارهای پژوهش آزمون پیشرفت تحصیلی و پرسشنامه انگیزشMSLQ بود. نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها با آزمون کوواریانس نشان داد که نقشه های مفهومی در هر دو حالت، بر عملکرد یادگیری و ارتقا یادگیری در سطح دانش و سطوح بالاتر از دانش، اثر بخش بوده ولی در انگیزش در مقیاس باورهای انگیزشی (خودکار آمدی، ارزش گذاری درونی و اضطراب امتحان) و مقیاس استراتژی های یادگیری خود نظم دهی(استفاده از استراتژی های یادگیری و خود نظم دهی) مؤثر نبوده است. با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که نقشه های مفهومی و چند رسانه ای ها می توانند در بهبود وضعیت یادگیری دانش آموزان مؤثر باشند.
آسیب شناسی نظام آموزش مهارتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف آسیب شناسی عوامل مؤثر نظام آموزش های مهارتی به منظور تدوین برنامه راهبردی توسعه این آموزش ها در استان مازندران انجام شد. روش شناسی پژوهش بر گرفته از رویکرد تلفیقی، (کیفی و کمی) بود. در بخش کیفی از روش برخاسته از داده ها و تحلیل محتوا و در بخش کمّی از روش توصیفی استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان حوزه آموزش های مهارتی استان در معیار ارزیابی بیرونی و کارشناسان اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان مازندران بر اساس معیار درونی در سال 1393 انجام گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه های نیمه ساختاری به منظور تعیین مؤلفه ها و آسیب های م ت رتب بر اجرای آموزش های مهارتی و پرسشنامه به منظور امتیاز و رتبه به هر مؤلفه انجام گرفت. یافته های پژوهش حاکی از وجود آسیب های متعدد در هر دو نوع بیرونی و درونی اداره کل آموزش فنی و حرفه ای بود. مهم ترین این آسیب ها، عدم هماهنگی آموزش ها با نیاز بازار کار، کمبود افراد متخصص برای ارائه برخی از آموزش های مهارتی، کمبود تسهیلات مالی و اعتباری است، از دیگر آسیب ها عدم به روز رسانی امکانات و تجهیزات موردنیاز آموزش، عدم مواد مصرفی مکفی برای انجام کارهای کارگاهی و همینطور عدم حمایت از افراد کارآفرین و نخبه مهارتی است.
مقایسه ی مؤلفه های کامل گرایی، هوش هیجانی و سلامت روان دختران تیزهوش و عادی مقطع متوسطه ی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه ی مؤلفه های کامل گرایی، هوش هیجانی و سلامت روانی در دانش آموزان تیزهوش و عادی در قالب یک طرح پژوهشی توصیفی از نوع علّی مقایسه ای با تعداد 100 نفر دانش آموز دختر مقطع متوسطه (50 نفر تیزهوش و50 نفر عادی) که به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند، انجام شد. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از پرسشنامه ی سلامت روان جی اچ کیو[1]، پرسشنامه ی هوش هیجانی بارآن[2]، پرسشنامه ی کامل گرایی هیل[3] و تست سنجش هوشبهر ریون[4]. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره[5] مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج نشان داد که بین کامل گرایی، سلامت روان و هوش هیجانی دانش آموزان تیزهوش و عادی در سطح معناداری (P<0.05) تفاوت وجود دارد. کامل گرایی، میزان عدم سلامت روان، اضطراب و بی خوابی، احساس خستگی و نیز عدم توانایی مقابله و افسردگی دانش آموزان تیزهوش بیش از دانش آموزان باهوش متوسط بود. همچنین هوش هیجانی دانش آموزان تیزهوش کمتر از دانش آموزان عادی بود و کامل گرایی دانش آموزان تیزهوش به طور معناداری از دانش آموزان عادی بالاتر بود.
تجارب معلمان پایه ششم ازاجرای برنامه ی درسی کار و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۲۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲
183 - 206
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به مطالعه ی اجرای برنامه درسی کار و فناوری بر اساس تجارب معلمان در پایه ششم ابتدایی در اولین سال اجراختصاص یافته است. .مطالعه از نوع کیفی بوده و با استفاده از روش پدیدارشناسی انجام شده است. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه هایی نیمه سازمان یافته و تعداد شرکت کنندگان در مصاحبه 10 معلم پایه ی ششم ابتدایی در استان کرمانشاه از منطقه ی سنقر کلیایی بوده است. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام و تا رسیدن به اشباع در داده ها ادامه پیدا کرد. داده های حاصل ازمصاحبه ها با استفاده از روش توصیه شده توسط اسمیت 1995 برای مطالعات پدیدار شناسانه تجزیه وتحلیل شد. برای تعیین صحت یافته ها نتایج این تحلیل به مصاحبه شوندگان برگردانده شد سپس تم هایاین مطالعه در سه خوشه استخراج و طبقه بندی شد. یافته های این تحقیق شامل 15 تم بود که 6 تم آن در خوشه ای به نام محدودیت ها شامل: زبان انگلیسی ، فقدان رایانه، پشتیبانی فنی، ابزار، راهنمای معلم و آموزش ضمن خدمت قرار گرفتند.در خوشه ای دیگری باعنوان ترجیحات 5 تم مشخص شد که عبارت از: فنا وری، تعدیل محتوا، توجه به گرایش دانش آموزان ، تلفیق و ارزشیابی تحصیلی. در خوشه ی سوم با عنوان ابتکارات 4 اقدم معلمان برای غلبه بر موانع و تدریس مؤثرتر برنامه درسی برجسته جلوه می کند شامل: استفاده از رایانه های شخصی، استفاده از امکانات مدارس متوسطه، برگزاری مسابقه و بکارگیری دانش آموزان در اداره کلاس.
سنجش نابرابری فضایی در برخورداری از شاخص های آموزشی با استفاده از روش تاپسیس (مطالعه موردی: استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۳ پاییز و زمستان ۱۳۹۳ شماره ۶
115 - 134
حوزههای تخصصی:
موانع تحقق اهداف برنامه درسی فرآیند محور علوم تجربی دوره ی راهنمایی تحصیلی از دیدگاه معلمان مدارس دخترانه شهرستان تبریز در سال تحصیلی 90-89(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۲۱ بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۱
189 - 210
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی موانع تحقق اهداف برنامه درسی فرآیند محور علوم تجربی دوره ی راهنمایی تحصیلی از دیدگاه معلمان انجام پذیرفته است. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی، جامعه آماری معلمان درس علوم تجربی دوره ی راهنمایی تحصیلی شهرستان تبریز، و نمونه آماری با محاسبه فرمول کوکران به تعداد 140 نفر بوده است؛ و برای نمونه گیری از روش تصادفی خوشه ای استفاده گردید. برای گردآوری داده ها از دو نوع پرسشنامه ی محقق ساخته که بر اساس طیف لیکرت طراحی شده بودند استفاده شد که یک پرسشنامه برای گردآوری داده ها در خصوص موانع، و پرسشنامه ی دیگر به نگرش سنجی اختصاص داشت. هر دو پرسشنامه از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آماره های توصیفی و آزمون t تک متغیره استفاده گردید. نتایج تحلیل نشان داد: 1- معلمان عدم همخوانی درونی برنامه درسی و نیز عناصر روش های تدریس و فعالیت های یادگیری، زمان، و ارزشیابی را جزء موانع قوی برای تحقق اهداف درس علوم تجربی برشمرده اند. ضمن این که نتایج آزمون t تک نمونه ای نیز تفاوت معنی داری را در مقایسه با میانگین فرضی نشان می دهد و همچنین عنصر امکانات و منابع یادگیری جزء موانع متوسط ارزیابی گردید. 2- معلمان نسبت به برنامه درسی فرآیند محور علوم تجربی نگرش منفی نداشته اند و نمی توان آن را به عنوان مانع تحقق اهداف آموزشی تلقی نمود.
ارائه الگوی علّی کیفیت محیط دانشگاه، انسجام تحصیلی و اجتماعی و فرسودگی تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی از انجام این پژوهش ارائه ی الگوی علّی کیفیت محیط دانشگاه، انسجام تحصیلی و اجتماعی و فرسودگی تحصیلی دانشجویان در دانشگاه شیراز بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر، دانشجویان دانشگاه شیراز در سال تحصیلی 91- 92 بوده که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای، 289 نفر انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه ی ارتباطات دانشگاه و دانشکده، پرسشنامه ی فرسودگی تحصیلی، پرسشنامه ی انسجام تحصیلی و زیرمقیاس انسجام اجتماعی از پرسشنامه ی تجارب دانشجویان دانشکده بود. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که کیفیت محیط دانشگاه پیش بینی کننده ی منفی و معنادار فرسودگی تحصیلی و همچنین پیش بینی کننده ی مثبت و معنادار انسجام تحصیلی و اجتماعی دانشجویان می باشد. انسجام تحصیلی و اجتماعی با کنترل کیفیت محیط دانشگاه، پیش بینی کننده ی منفی و معنادار فرسودگی تحصیلی دانشجویان می باشد. انسجام تحصیلی و اجتماعی نقش واسطه ای در ارتباط بین کیفیت محیط دانشگاه و فرسودگی تحصیلی دانشجویان دارد. بر این اساس می توان گفت که محیط دانشگاه نمی تواند به طور مستقیم موجب فرسودگی دانشجویان گردد. زمانی که کیفیت محیط دانشگاه در جنبه های مختلف به نحو احسن حفظ شود، زمینه ی ایجاد انسجام در دانشجو فراهم می گردد. بر اساس نتایج فوق، الگوی علی مورد نظر تایید گردید.
تأثیر بازخورد معلم (نوشتاری و کلامی)در ارزشیابی های تکوینی بر خودکارآمدی و میزان استفاده از راهبردهای یادگیری خودتنظیم دانش آموزان دوره راهنمایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی تأثیر بازخورد معلم (نوشتاری و کلامی) در ارزشیابی های تکوینی بر خودکارآمدی و میزان استفاده از راهبردهای یادگیری خودتنظیم دانش آموزان بود. بدین منظور تعداد 66 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند.گروه ها عبارت بودند از گروه آزمایشی اول(دانش آموزانی که بعد از ارزشیابی های تکوینی بازخورد کتبی دریافت می کردند) ، گروه آزمایشی دوم (دانش آموزانی که بعد از ارزشیابی های تکوینی بازخورد کلامی دریافت می کردند) و گروه کنترل. ابزارهای پژوهش؛ پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی مورگان و جینکس، خودکارآمدی عمومی شرر و پرسشنامه راهبردهای یادگیری خودتنظیم پنتریچ بودند. گروه های آزمایشی هر کدام به مدت 10 هفته بعد از ارزشیابی های تکوینی بر اساس مدل بازخورد اصلاحی باتلر و وین(1995) بازخورد دریافت کردند. در طی این دوره افراد گروه کنترل به روش سنّتی بازخورد دریافت کردند. یافته ها نشان داد که آموزش منجر به ارتقای بیش تر خودکارآمدی و راهبردهای یادگیری خودتنظیم دانش آموزان گروه های آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. بنابراین، روش های ارائه بازخورد، اثربخش و آموزش پذیر هستند و کارآمدی یادگیرندگان را در حوزه های انگیزشی و تحصیلی و بهره گیری بهتر از راهبردهای یادگیری خودتنظیم ارتقا می دهد.
بررسی اثربخشی آموزش مؤلفه های یادگیری خودگردان مبتنی بر الگوی پینتریچ بر ارزش گذاری درونی و میزان نمرة درس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مؤلفه های یادگیری خودگردان مبتنی بر الگوی پینتریچ بر ارزش گذاری درونی و میزان نمرة درس ریاضی دانش آموزان تیزهوش شهر کرمانشاه انجام شده است. پژوهش از نوع نیمه تجربی با استفاده از طرح چهار گروهی سالمون است. جامعة آماری 600 نفراست. حجم نمونه 60 نفر به طور تصادفی انتخاب شده که در هر گروه 15 نفر به صورت تصادفی قرار می گیرد. ابزار اندازه گیری پرسش نامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) است که روایی و پایایی آن قبلاً مورد تأیید قرار گرفته است. همچنین به منظور سنجش نمرة درس ریاضی از دو آزمون معلم ساخته که روایی آن توسط دبیران این دروس و سرگروه های آموزشی و استاد راهنما تأیید گردیده، استفاده شد. آموزش مؤلفه های یادگیری خودگردان مبتنی بر الگوی پینتریچ به میزان 9/17 درصد بر ارزش گذاری درونی دانش آموزان تیزهوش تاثیر دارد ولی بر میزان نمرة درس ریاضی تأثیری نداشته است. با این وجود در مقایسة میانگین گروه ها در طرح سالمون، مشخص شد که نمرات پیش آزمون درس ریاضی بر پس آزمون اثر نداشته و میانگین آزمون نهایی گروه تجربی بیشتر از میانگین آزمون مقدماتی گروه شاهد است. نتایج فوق بر ضرورت توجه به آموزش مؤلفه های یادگیری خودتنظیمی و تقویت ارزش گذاری درونی دانش آموزان تیزهوش تاکید دارد.
بررسی و تحلیل معیارهای طراحی فضای آموزشی موجود در مراکز پیش دبستانی و دبستان و تنظیم آن ها براساس معیارهای برنامه ریزی چند بعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۵۱
97 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی و تحلیل معیارهای طراحی فضای آموزشی موجود در مراکز پیش دبستانی و دبستانی و تنظیم آن ها براساس برنامه ریزی چندبعدی است. در این راستا، از هر دو روش کیفی و کمّی بهره گیری شده است. جامعه آماری این مطالعه اسناد و مدارک موجود درباره استانداردهای فضای آموزشی و معیارهای برنامه ریزی چندبعدی بوده است و در بعد کمی، از روش نمونه گیری تصادفی ساده در 20 مرکز پیش دبستانی و دبستان ناحیه 3 شهرستان کرج استفاده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات شامل چک لیست محقق ساخته است. در این مطالعه، برای تحلیل داده های کیفی، از فراوانی و نمودار و داده های کمی آزمون t مستقل استفاده شده است. در جهت مستندسازی این پردازش از مراکزی که این برنامه ریزی را به کار گرفته بودند مشاهده به عمل آمد. نتیجه اینکه اضافه نمودن این معیارها به استانداردهای فیزیکی در طراحی فضا نه تنها می تواند بسیاری از محدودیت های آموزشی در فضاهای غیر استاندارد کنونی را به اتکای برنامه ریزی پوشش دهد، بلکه از ضرورت های طراحی فضای آمورشی مبتنی بر مباحث جدید در حوزه طراحی فضای آموزشیِ این پژوهش به شمار می رود. نکته قابل تأکید حاصل از پژوهش، اهمیت توجه به قابلیت های کاربست برنامه ریزی چندبعدی برای استفاده بهینه از امکانات و محدودیت های فیزیکی و غنی نمودن فرصت های یادگیری از منظر اهمیت برنامه ریزی در طراحی فضای آموزشی بود. مراکز پیش دبستانی علیرغم محدودیت های فضای فیزیکی، براساس برنامه ریزی چندبعدی، موفق به پرورش مهارت ها (معیارهای موجود) در کودکان شده بودند که در سایر مراکز به ویژه دوره ابتدایی امکان آن فراهم نشده بود. این یافته ها رابطه بین معیارهای طراحی فضای آموزشی براساس برنامه ریزی چندبعدی در دوره پیش دبستان را معنادار و مثبت نشان داد ولی در دبستان ها این فضای آموزشی چندان مبتنی بر برنامه ریزی چندبعدی نیست؛ یعنی یا معیاری را که براساس برنامه ریزی چندبعدی تعریف شده ندارد و یا حضور آن به صورت موردی است.
نقش کیفیت تدریس استاد در گرایش دانشجویان بهداشت به تفکر انتقادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: رشد تفکر انتقادی دانشجویان یکی از معیارهای اعتباربخشی به موسسات آموزش پزشکی است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش تعیین کننده کیفیت تدریس استاد در گرایش دانشجویان بهداشت به تفکر انتقادی بود.
روش ها : در یک طرح همبستگی در سال 93-1392، 109 نفر (52 زن و 57 مرد) از دانشجویان رشته بهداشت در دانشگاه علوم پزشکی مشهد به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های ارزیابی دانشجویان از کیفیت تدریس (SEEQ) و گرایش به تفکر انتقادی کالیفرنیا (CCTDI) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 17 و در دو سطح توصیفی (شاخص های میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (آزمون های T مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره گام به گام) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: ابعاد تحلیل گری و قدرت سازمان دهی رابطه معنی داری با هیچ یک از ابعاد ارزیابی کیفیت تدریس نداشتند. میان سایر ابعاد گرایش به تفکر انتقادی و ارزیابی از کیفیت تدریس روابط معنی داری وجود داشت. ابعاد ارزیابی کیفیت تدریس توانستند واریانس متغیرهای حقیقت جویی (32%)، فراخ اندیشی (11%)، تحلیل گری (14%)، قدرت سازمان دهی اطلاعات (15%)، اعتمادبه نفس برای تفکر انتقادی (24%)، کنجکاوی (17%)، میزان رشدیافتگی (23%) و در نهایت، گرایش به تفکر انتقادی (17%) را تبیین نمایند.
نتیجه گیری: کیفیت تدریس استاد در گرایش دانشجویان بهداشت به تفکر انتقادی موثر است.
تاثیر تدریس همزمان آناتومی و فیزیولوژی بدن انسان بر یادگیری دانشجویان بهداشت حرفه ای(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: در اصلاحات برنامه آموزش پزشکی، تلفیق تئوری و عمل در آموزش مورد تاکید قرار گرفته است. دروس آناتومی و فیزیولوژی به عنوان دروس پایه ای اهمیت اساسی دارند. هدف این پژوهش تعیین تاثیر تدریس همزمان آناتومی و فیزیولوژی بدن انسان بر یادگیری دانشجویان رشته بهداشت حرفه ای بود.
روش ها: این بررسی در قالب مطالعه تجربی در میان دانشجویان بهداشت حرفه ای دانشکده بهداشت مشهد در سال93-1392 انجام شد. افراد نمونه به دو گروه آزمایش (25 نفر) و گواه (18 نفر) تقسیم شدند. طرح درس با استفاده از نظرات کارشناسان، تدوین شد. تدریس همزمان دروس آناتومی و فیزیولوژی برای گروه آزمایش و تدریس جداگانه برای گروه گواه، توسط یک مدرس انجام شد. نتایج ارزیابی ها در پایان دوره در قالب نرم افزار SPSS 11 و آزمون T استودنت مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته ها: بین میانگین نمره نهایی فیزیولوژی دو گروه گواه (95/0±36/18) و آزمایش (64/0±40/19) اختلاف معنی داری مشاهده شد (05/0=p). اما بین نمره نهایی آناتومی دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده نشد. اختلاف مشاهده شده در برخی از مباحث دروس فیزیولوژی و آناتومی، معنی دار بود.
نتیجه گیری: تدریس همزمان دروس آناتومی و فیزیولوژی بدن انسان موجب افزایش یادگیری دانشجویان رشته بهداشت حرفه ای در درس فیزیولوژی و به ویژه در مباحث عصب و عضله، ریه و بینایی و شنوایی در فیزیولوژی و اندام های فوقانی و تحتانی و قلب در آناتومی می شود.
اثربخشی برنامه پرورش خلاقیت به شیوه فعالیت های گروهی بازی محور بر مؤلفه های خلاقیت کودکان پیش دبستانی
حوزههای تخصصی:
پرورش خلاقیت کودکان همواره یکی از اهداف بنیادی در حوزه تعلیم و تربیت کودکان است، ازآنجاکه مبانی نظری و تجربی در حیطه خلاقیت مؤید قابل پرورش بودن خلاقیت است، لذا پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش برنامه پرورش خلاقیت از طریق فعالیت های گروهی برافزایش خلاقیت کودکان پیش دبستانی انجام گرفته است. این پژوهش شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل است. جامعه پژوهش عبارت است از کلیه کودکان پیش دبستانی تحت نظارت سازمان بهزیستی در سال تحصیلی 93- 92. نمونه پژوهش شامل 44 کودک پیش دبستانی بودند که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و دو گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش 12 جلسه یک ساعته مداخلات مربوط با مبانی نظری خلاقیت را دریافت نمودند. ابزار پژوهش فرم B تصویری تورنس بود. به منظور تحلیل داده ها روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار به کار رفت. نتایج نشان داد که برنامه پرورش خلاقیت می تواند به طور معناداری باعث ارتقاء خلاقیت و مؤلفه های آن در کودکان گردد. تفاوت برنامه پرورش خلاقیت برحسب جنسیت در نمره کلی خلاقیت معنادار نبود به عبارتی تأثیر افزایشی برنامه روی دختران و پسران در نمره کلی خلاقیت یکسان بود اما در مؤلفه های اصالت و بسط، تفاوت برحسب جنسیت معنادار بود و دختران عملکرد بالاتری نسبت به پسران داشتند؛ بنابراین با توجه به اثربخشی برنامه ضروری به نظر می رسد که چنین برنامه هایی به منظور ارتقاء رشد شناختی و خلاقیت در سطح کلان در مراکز پیش دبستانی اجرا شود.