فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۹۰۱ تا ۱۳٬۹۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
مطالعات اندازه گیری و ارزشیابی آموزشی سال ۴ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۸
161 - 186
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف آزمون روایی عاملی نسخه جامع پرسشنامه هیجانات پیشرفت (AEQ؛ پکران، گوئتز و پری، 2005) در گروهی از دانشجویان ایرانی انجام شد. روش: در مطالعه همبستگی حاضر، 317 دانشجوی کارشناسی (141 پسر و 176 دختر) به نسخه اصلی پرسشنامه هیجانات پیشرفت پاسخ دادند. به منظور تعیین روایی عاملی از روش آماری تحلیل عاملی تأییدی و به منظور بررسی همسانی درونی از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد. نتیجه: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نسخه فارسی پرسشنامه نشان داد که ساختار عاملی مرتبه بالاتر پرسشنامه برای اندازه گیری هیجانات لذت، امید، غرور، تسکین، خشم، اضطراب، شرم، ناامیدی و خستگی در موقعیت های تحصیلی مختلف شامل کلاس درس، یادگیری و امتحان به طور تجربی از روایی درونی آن حمایت کرد. علاوه بر این، ضرایب همسانی درونی مقیاس های چندگانه در موقعیت های تحصیلی مختلف بین 74/0 تا 87/0 به دست آمد. در مجموع،نتایج مطالعه حاضر، از یک سو شواهدی را در دفاع از نظریه کنترل ارزش هیجانات پیشرفت ارائه کرد و از سوی دیگر نشان داد که پرسشنامه مورد مطالعه برای سنجش سازه هیجانات پیشرفت در گروه نمونه دانشجویان ایرانی، ابزاری روا و پایا است.
رابطه سلامت و عدالت سازمانی با رشد حرفه ای کارکنان در سازمان های آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی رابطه سلامت و عدالت سازمانی با رشد حرفه ای کارکنان در سازمان های آموزشی به روش توصیفی از نوع همبستگی اجرا گردید. جامعه آماری شامل تمامی کارمندان ادارات نواحی چهارگانه آموزش و پرورش شهر کرج به تعداد600 نفر که، تعداد 235 نفر به عنوان نمونه آماری با روش تصادفی سیستماتیک و بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده سه نوع پرسشنامه استاندارد شامل: پرسشنامه سلامت سازمانی(ﻫﻮی و ﺗﺎرﺗﺮ، 2000)، پرسشنامه عدالت سازمانی (نیهوف و مورمن1993، مورمن1991، ومورمن1991) و پرسشنامه رشد حرفه ای (آکفیلت و کوت، 2005) استفاده گردید. در تحلیل داده ها به منظور بررسی رابطه سلامت و عدالت سازمانی با رشد حرفه ای کارکنان، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که، بین سلامت سازمانی در ابعاد نهادی، اداری و فنی و رشد حرفه ای کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. هم چنین بین عدالت سازمانی در ابعاد توزیعی، تعاملی و رویه ای با رشد حرفه ای کارکنان رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد. در تبیین این رابطه می توان گفت با افزایش و یا کاهش هر یک از ابعاد سلامت و عدالت سازمانی می توان روند افزایشی و یا کاهشی برای رشد حرفه ای کارکنان را پیش بینی نمود.
آسیب شناسی تربیت اخلاقی از منظر برنامه درسی پنهان (مورد پژوهش: دانشگاه کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف آسیب شناسی تربیت اخلاقی دا نشجویان دانشگاه کاشان از منظر برنامه درسی پنهان صورت پذیرفت. روش پژوهش ترکیبی و جامعه آماری آن دانشجویان دانشگاه کاشان در سال 93-1392 می باشدکه تعداد 330 نفر از دانشجویان به شیوه تصادفی طبقه ای ا نتخاب گردیدند. داده های این پژوهش از طریق اجرای یک پرسش نامه محقق ساخته و 3 سؤال باز پاسخ به شیوه مصاحبه جمع آوری گردید که آسیب های تربیت اخلاقی براساس مؤلفه های فردی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت. روایی پرسشنامه به صورت محتوایی و سازه تأیید گردید. پایایی پرسش نامه از طریق ضریب آلفای کرانباخ 94/0 برآورد گردید. تحلیل داده های کمی در سطح استنباطی (t مستقل، تحلیل واریانس و مدل معادلات ساختاری) با استفاده از نرم افزار SPSS و Amos گرافیک انجام گرفت و در تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل ساختاری استفاده گردید. نتایج یافته های کیفی حاصل از این پژوهش نشان داد که رشد و پرورش فضائل اخلاقی و یا آسیب های اخلاقی و روی آوردن دانشجویان به ضد ارزش ها غالباً نتیجه برنامه درسی پنهان و غیر رسمی بوده است تا برنامه درسی رسمی و آشکار. در عین حال، نتایج کمی این پژوهش نشان داد میانگین کلیه مؤلفه های فردی و اجتماعی تربیت اخلاقی بالاتر از حد متوسط (3) است.
رابطه بین توانمندسازی و کیفیت زندگی کاری با فرسودگی شغلی در کارکنان سازمان آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین توانمندسازی و کیفیت زندگی کاری با فرسودگی شغلی در کارکنان سازمان آموزش و پرورش شهر تهران است. جامعه آماری این پژوهش عبارت از کلیه کارکنان سازمان آموزش و پرورش شهر تهران که در سال 2010 در این سازمان مشغول به خدمت هستند. تعیین حجم براساس جدول مورگان از 1027 نفر کارکنان این سازمان که 613 نفر مرد و 414 نفر زن بودند با استفاده از روش تصادفی ساده ابتداد 260 نفر انتخاب شدند که پس از کنار گذاشتن پرسشنامه های ناقص در مجموعه تعداد 250 نفر از کارکنان این سازمان به عنوان نمونه برای پژوهش حاضر انتخاب شدند. پژوه حاضر با توجه به هدف از نوع مطالعات کاربردی و از لحاظ شیوه جمع آوری داده ها و تحلیل آنها؛ روش مورد استفاده روش توصیفی و از نوع طرح های همبستگی است. ابزارهای اندازه گیری پرسشنامه خصوصیات جمعیت شناختی آزمودنی ها و پرسشنامه توانمندسازی کارکنان، پرسشنامه کیفیت زندگی کاری و پرسشنامه فرسودگی شغلی می باشد که روایی و پایایی آن در این پژوهش با استفاده از روش آلفای کرونباخ و روش تحلیل عاملی اکتشافی مورد تایید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و آمار استنباطی با روش های آزمون ماتریس همبستگی از نوع پیرسون و آزمون رگرسیون همزمان استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین توانمندسازی کارکنان و کیفیت زندگی کاری با فرسودگی شغلی کارکنان رابطه منفی و معنادار وجود دارد. هم چنین بین ابعاد مختلف کیفیت زندگی کاری و ابعاد مختلف توانمندسازی با ابعاد مختلف فرسودگی رابطه منفی وجود دارد ولی بین متغیرهای فرسودگی عاطفی و مسخ شخصیت با پرداخت منصفانه حقوق و بین متغیرهای رشد شخصیتی و احساس استقلال رابطه معناداری علیرغم منفی بودن آن ملاحظه نشد. هم چنین ابعاد مختلف توانمندسازی و ابعاد مختلف کیفیت زندگی کاری به صورت جداگانه توانستند فرسودگی شغلی کارکنان را در جهت منفی پیش بینی کنند.
تأثیر به کارگیری نرم افزار آموزشی بر یادگیری فعال دانش آموزان در درس ریاضی (با رویکرد ساختن گرایی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر به کارگیری نرم افزار آموزشی بر یادگیری فعال درس ریاضی دانش آموزان پایه پنجم (با رویکرد ساختن گرایی) بوده است. روش پژوهش، از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با دو گروه آزمایش و شاهد بوده است. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی در سال 1391، به تعداد 1278 نفر و نمونه آماری به تعداد 50 نفر بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای بررسی پیشرفت تحصیلی، به طراحی سؤالات مداد کاغذی در درس ریاضی پرداخته و ضریب پایایی سؤالات با اجرای آزمایشی، 85/0 محاسبه شد. برای تعیین انگیزش تحصیلی، از پرسش نامه استاندارد هارتر و برای سنجش یادگیری خلاقانه، از پرسش نامه استاندارد خلاقیت تورنس استفاده شد. آموزش توسط نرم افزار ActivInspire انجام شد. مراحل اجرایی برای تعیین تأثیر نرم افزار شامل اجرای پیش آزمون، بررسی همتا بودن دو گروه آزمایش و شاهد، آموزش توسط رسانه با نرم افزار ActivInspire، اجرای پس آزمون، و اجرای پرسش نامه ها بود. داده ها با استفاده از آزمون tدو گروه مستقل و با کمک نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل واقع شد. نتایج نشان داد که به کارگیری نرم افزار آموزشی بر پیشرفت تحصیلی و افزایش انگیزه یادگیری فعال دانش آموزان در درس ریاضی مؤثر بوده، ولی بر یادگیری خلاقانه دانش آموزان در درس ریاضی تأثیری نداشته است.
7 ارزیابی هم ترازی کتاب های کارشناسی زبان انگلیسی تخصصی رشته ها ی علوم انسانی انتشارات سمت و استانداردهای آموزشی مربوطه براساس اهداف آموزشی اندرسون و کراتول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به منظور ارزیابی هم ترازی محتوای کتاب های آموزش زبان انگلیسی با اهداف ویژه در (ESP[1]) انتشارات سمت (سازمان مطالعه و تدوین کتب دانشگاهی) و استانداردهای آموزشی رشته های علوم انسانی بر اساس اهداف شناختی اندرسون وکراتول انجام شده است. از آنجا که این پژوهش از نوع ترکیبی است، از روش های کمی و کیفی استفاده شده است. برای پاسخ گویی به سؤالات این پژوهش، 21 کتاب زبان تخصصی انگلیسی در رشته های علوم انسانی و هم چنین استانداردهای آموزشی آنها با استفاده از چک لیست طبقه بندی شناختی اندرسون و کراتول بررسی شدند. از شاخص هم ترازی پُرتر به عنوان روش تحلیلی (کمی) داده ها برای تعیین میزان هم ترازی استفاده شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد، اهداف در نظر گرفته شده در کتاب ها (71.06%) و استانداردهای (87.14%) مربوط به آنها را سطوح پایینی (به یاد آوردن، فهمیدن، به کار بستن) طبقه بندی اهداف آموزشی تشکیل می دهند و تنها 6 12.8درصد استانداردهای آموزشی و 28.94 درصد کتاب ها را اهداف سطوح بالایی اهداف آموزشی (تحلیل کردن، ارزشیابی کردن، آفریدن) به خود اختصاص داده اند. هم چنین نتایج محاسبه ی هم ترازی (0.41) استانداردهای آموزشی و کتاب ها نشان داد که این دو جزء از هم ترازی قابل قبولی برخوردار نیستند.
نقش باورهای معرفت شناختی در پیش بینی ابعاد اهمال کاری تحصیلی دانشجو- معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره سوم بهار ۱۳۹۳ شماره ۱ (پیاپی ۸)
129 - 145
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش باورهای معرفت شناختی در پیش بینی ابعاد اهمال کاری تحصیلی دانشجویان بود. این پژوهش یک مطالعه ی توصیفی- همبستگی است. جامعه ی آماری پژوهش را کلیه ی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان یزد در سال تحصیلی 94-1393 تشکیل داده اند که 300 نفر از این افراد به روش نمونه گیری خوشه ای یک مرحله ای و بر اساس جدول مورگان و کرجسی به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی باورهای معرفت شناختی و پرسشنامه ی اهمال کاری تحصیلی استفاده شد. داده ها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون نشان داد بین باورهای معرفت شناختی و ابعاد اهمال کاری تحصیلی رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که «باور ذاتی تلقی کردن توانایی، یادگیری سریع، سادگی دانش و قطعیت دانش»، اهمال کاری در حوزه ی امتحان، «باور یادگیری سریع، سادگی دانش و قطعیت دانش»، اهمال کاری در انجام تکلیف و «باور یادگیری سریع، سادگی دانش و قطعیت دانش»، اهمال کاری در نوشتن مقاله را به طور معنی دار و مثبت پیش بینی می کنند. با توجه به پیش بینی اهمال کاری تحصیلی از طریق باورهای معرفت شناختی ضروری است که اقداماتی در جهت رشد این باورها انجام گیرد تا زمینه های کاهش اهمال کاری تحصیلی دانشجو- معلمان فراهم گردد.
مقایسه میزان عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در برنامه ارزشیابی کیفی و توصیفی و ارزشیابی سنتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۳ شماره ۴۹
108 - 124
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی مقایسه ای رابطه بین عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی در مدارس با طرح ارزشیابی توصیفی و ارزشیابی سنتی شهر سراوان انجام گرفت. در این تحقیق، برای نمونه گیری، از روش خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد؛ و با توجه به حجم جامعه مورد نظر، 155 دانش آموز که در طرح ارزشیابی توصیفی و 155 دانش آموز که در طرح ارزشیابی سنتی (غیرتوصیفی) بودند، به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری مورد استفاده در این پژوهش عبارت بود از: پرسش نامه عزت نفس کوپر اسمیت ، آزمون پیشرفت تحصیلی ریاضی، آزمون پیشرفت تحصیلی علوم تجربی و آزمون پیشرفت تحصیلی زبان فارسی. برای تحلیل داده ها و آزمون فرض ها از روش آماری t دو گروه مستقل، استفاده شد. نتایج نشان داد که بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان گروه ارزشیابی توصیفی و دانش آموزان گروه ارزشیابی سنتی تفاوت معناداری وجود دارد؛ بدین ترتیب که میزان یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان گروه ارزشیابی توصیفی بیشتر از دانش آموزان گروه ارزشیابی سنتی بود. اما بین عزت نفس دانش آموزان طرح ارزشیابی توصیفی و دانش آموزان طرح ارزشیابی سنتی تفاوت معناداری وجود ندارد.
رابطه بین هوش اجتماعی و رفتار مدنی– تحصیلی با اثربخشی آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه بوعلی سینا همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین رفتار مدنی– تحصیلی و هوش اجتماعی با اثربخشی آموزشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه بوعلی سینا همدان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی (2702) نفر تشکیل دادند که با استفاده از نمونه گیری طبقه ای تصادفی تعداد 336 نفر به عنوان نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از سه پرسشنامه: هوش اجتماعی، رفتارمدنی- تحصیلی و پرسشنامه اثربخشی آموزشی استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t برای گروه های مستقل و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که: وضعیت هوش اجتماعی پایین تر از سطح متوسط است، اما رفتار مدنی- تحصیلی و اثربخشی آموزشی دانشجویان بالاتر از سطح متوسط می باشد. ضریب همبستگی پیرسون نشان دادکه بین هوش اجتماعی و رفتار مدنی- تحصیلی با اثربخشی آموزشی رابطه مثبت و معناداری در حد متوسط وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه بیانگر آن شد که از بین مؤلفه های هوش اجتماعی، مولفه های پردازش اطلاعات و آگاهی های اجتماعی در پیش بینی اثربخشی آموزشی مؤثر هستند. هم چنین از بین مؤلفه های رفتار مدنی- تحصیلی، مؤلفه های پایبندی به قواعد و برقراری روابط صمیمانه بیش ترین تأثیر را در پیش بینی اثربخشی آموزشی دارند.
رابطه کیفیت زندگی در مدرسه و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان با توجه به نقش واسطه ای خودپنداره تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، رابطه کیفیت زندگی در مدرسه و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان با توجه به نقش واسطه ای خودپنداره تحصیلی است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از منظر روش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه پنجم و ششم دبستان شهرستان ثلاث باباجانی (420 نفر) بوده است که با توجه به جدول مورگان و با استفاده از روش تصادفی طبقه ای 201 نفر برای نمونه (90 پسر و 111 دختر) انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های کیفیت زندگی در مدرسه، خودپنداره تحصیلی و اشتیاق تحصیلی استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و LISREL استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که کیفیت زندگی در مدرسه به صورت مستقیم بر خودپنداره تحصیلی و اشتیاق تحصیلی و به صورت غیرمستقیم از طریق خودپنداره تحصیلی بر اشتیاق تحصیلی تأثیر دارد. همچنین اثر مستقیم خودپنداره تحصیلی بر اشتیاق تحصیلی دانش آموزان معنی دار شناخته شد. بنابراین برای افزایش اشتیاق دانش آموزان به تحصیل باید به متغیرهای کیفیت زندگی در مدرسه و خودپنداره تحصیلی توجه کرد.
طراحی و اعتبارسنجی ملاک ها و شاخص های ارزیابی کیفیت دانش آموزان مدارس متوسطه (مطالعه ی موردی: مدارس استان کهگیلویه و بویراحمد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۳ بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۵
127 - 155
حوزههای تخصصی:
تأثیر پایگاه اجتماعی- اقتصادی داوطلبان آزمون سراسری 1389 بر موفقیت تحصیلی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش عالی یکی از مسیرهای تغییر طبقه اجتماعی و دستیابی به اشتغال، ازدواج و سایر زمینه های زندگی اجتماعی در ایران شده است و داوطلبان برای ورود به آموزش عالی می بایست در آزمون سراسری شرکت نمایند.
هدف تحقیق تجزیه و تحلیل پایگاه اجتماعی- اقتصادی نفرات برتر آزمون سراسری است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف از نوع توصیفی، اکتشافی و مقطعی و از نظر روش، تحلیل ثانویه می باشد. جامعه آماری داوطلبان مجاز به انتخاب رشته در آزمون سراسری سال 1389 به تعداد 1099193 نفر بوده است. روش نمونه گیری، خوشه ای با حجم نمونه هزار نفر و در سه خوشه تحت عنوان رتبه های برتر، رتبه های متوسط و رتبه های پایین تر از متوسط درنظر گرفته شد. روش تجزیه و تحلیل داده ها، آماره های توصیفی و استنباطی (، آزمون T و آزمون F) و نرم افزار مورد استفاده SPSS می باشد.
طبق نتایج، تأثیر پایگاه اجتماعی- اقتصادی بر رتبه کشوری و موفقیت تحصیلی تأیید شد و داوطلبانی که متعلق به پایگاه اجتماعی- اقتصادی بالاتری بوده اند، در آزمون رتبه بهتری را کسب کرده اند در مناطق مرفه تر سکونت داشته اند ، تعداد اعضای خانواده آنان کمتر بوده و درآمد ماهیانه خانواده و تحصیلات والدین شان بالاتر بوده است.
رابطه بین سرمایه روانشناختی و رضایت شغلی کارکنان کمیته امداد امام خمینی شرق استان مازندران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه تربیتی سال دهم زمستان ۱۳۹۳شماره ۴۱
1-16
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین سرمایه روانشناختی و رضایت شغلی کارکنان کمیته امداد امام خمینی شرق استان مازندران انجام گرفت. تحقیق از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان شاغل در کمیته امداد امام خمینی شرق استان مازندران می باشد، که در مجموع تعداد آنان برابر 132 نفر در سال 93 بوده است، نمونه آماری از طریق جدول کرجسی و مورگان تعداد 97 نفرکارمند به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای بر حسب جنسیت انتخاب شده بودند. جهت گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه های استاندارد شده سرمایه روان شناختی لوتانز و رضایت شغلی فیلد و روث استفاده شده است. روایی محتوایی و صوری آن توسط صاحب نظران و متخصصان مربوطه مورد تأیید قرار گرفته است. پایایی آن با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ برای هر کدام به ترتیب برابر 81/0 و 89/0 بدست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون) استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داده است که، بین مولفه های سرمایه روانشناختی (امیدواری، خودکارآمدی، تاب آوری، خوش بینی) و رضایت شغلی کارکنان رابطه وجود دارد. و سهم هر یک از مولفه های سرمایه روان شناختی بر رضایت شغلی کارکنان متفاوت است. در بین مولفه های سرمایه روان شناختی، مولفه خودکارآمدی با ضریب تأثیر 78/0، امیدواری با ضریب تأثیر52/0 و خوش بینی با ضریب تأثیر 65/0 قادر می باشند تا سهمی از رضایت شغلی را تبیین نمایند.
بررسی فرایند طرح مسئله در آموزش ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بخش اول این مقاله، ابتدا به معرفی اجمالی طرح مسئله پرداخته می شود و پس ازآن، برخی از چارچوب ها و دسته بندی هایی که در خصوص طرح مسئله طراحی شده اند مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. در بخش دوم مقاله، پژوهشی که در ایران انجام شده، معرفی و تشریح می شود. این پژوهش به روش شبه آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل انجام شده است و هدف آن، بررسی تأثیر پرورش مهارت طرح مسئله بر توانایی حل مسئله ریاضی دانش آموزان پایه سوم راهنمایی است. یافته های بخش اول نشان می دهد که مهارت طرح مسئله، با توانایی حل مسئله، خلاقیت و تفکر واگرا در ارتباط است و باعث ارتقای هم می شوند. همچنین، از فرایند طرح مسئله می توان به عنوان ابزاری جهت به دست آوردن آگاهی بیشتر نسبت به آنچه در ذهن دانش آموزان می گذرد، استفاده نمود. نتایجِ تحلیل آزمون t در بخش دوم پژوهش نشان می دهد که استفاده از فعالیت های طرح مسئله در کلاس درس و پرورش مهارت طرح مسئله در دانش آموزان، توانایی حل مسئله آن ها را ارتقا می بخشد.
بررسی تأثیر تکنیک های مختلف پرورش خلاقیت ریاضی بر باور انگیزشی و شناختی در درس ریاضی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی تأثیر تکنیک های مختلف پرورش خلاقیت ریاضی بر باور انگیزشی و شناختی در درس ریاضی دانش آموزان دختر انجام گردید. در این پژوهش، از طرح پیش آزمون– پس آزمون با گروه گواه استفاده گردید. جامعه آماری کل دانش آموزان دختر سال سوم راهنمایی شهر مشهد بودند. 40 دانش آموز به صورت نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند و در گروه های آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) جایگزین گردیدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر، پرسش نامه الگوهای یادگیری سازشی (میدلتن و میگلی، 1997) بود که متشکل از خرده مقیاس های خودکارآمدی ریاضی (باور انگیزشی) و مشغولیت شناختی (باور شناختی) در درس ریاضی بود. ابتدا پرسش نامه الگوهای یادگیری سازشی به عنوان پیش آزمون بر روی کلیه آزمودنی ها اجرا گردید، پس از آن برنامه پرورش خلاقیت ریاضی بر روی گروه آزمایش اجرا شد در حالی که گروه گواه هیچ گونه آموزشی را دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات آموزشی بار دیگر پرسش نامه الگوهای یادگیری سازشی به عنوان پس آزمون بر روی کلیه آزمودنی ها اجرا گردید. داده ها در نرم افزار spss وارد شد و با استفاده از آماره های توصیفی و آزمون t مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مقایسه میانگین تفاضل نمرات پیش آزمون و پس آزمون خودکارآمدی شغلی و مشغولیت تحصیلی در دو گروه کنترل و آزمایش نشان داد که عملکرد ریاضی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون نسبت به پیش آزمون افزایش معنی داری یافت. بنابراین پرورش خلاقیت ریاضی تاثیر معنی داری بر بهبود خودکارآمدی ریاضی و مشغولیت شناختی دانش آموزان در درس ریاضی داشت. لذا پیشنهاد می شود در طراحی محتوای دوره های آموزشی، به منظور بهبود عملکرد ریاضی دانش آموزان، تکنیک های مختلف پرورش خلاقیت به خوبی گنجانده شوند.
بررسی تاثیر مدل طراحی آموزشی رایگلوث بر یادگیری و یادداری درس علوم تجربی سال دوم راهنمایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر مدل طراحی آموزشی رایگلوث بر میزان یادگیری و یادداری درس علوم تجربی سال دوم راهنمایی پرداخته است. در این پژوهش از روش تحقیق شبه آزمایشی از نوع طرح دوگروهی با پیش آزمون و پس آزمون استفاده گردید. جامعه این پژوهش تمامی دانش آموزان سال دوم راهنمایی پسر شهرستان کلیبر در سال تحصیلی 90-89 و نمونه آن 40 نفر از این جامعه بود که از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و در دوگروهی کنترل و آزمایشی قرار گرفتند. برای هر دو گروه، پیش آزمون و پس آزمون یادگیری، و آزمون یادداری اجرا شد. روش اجرای پژوهش بدین ترتیب بود که گروه آزمایش، فصل 13 کتاب علوم تجربی دوم راهنمایی را به روش مدل طراحی آموزشی رایگلوث آموزش دیدند و گروه کنترل همان فصل را به روش آموزش متداول و سنتی دریافت نمودند. برای تحلیل داده ها در بخش آمار توصیفی، شاخص هایی نظیر میانگین و انحراف استاندارد نمرات مورداستفاده قرار گرفت. و در بخش آمار استنباطی و برای بررسی فرضیه های پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس بهره گرفته شد. یافته ها نشان داد که بین میزان یادگیری و یاد داری گروه آزمایش و کنترل در درس علوم تجربی تفاوت معناداری وجود دارد و گروه آزمایش از یادگیری و یادداری بهتری بهره مند است. بنابراین، با استفاده از مدل طراحی آموزشی رایگلوث می توان میزان یادگیری و یادداری دانش آموزان را بهبود بخشید.