فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۳۴۱ تا ۱۳٬۳۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۹ بهار ۱۳۹۴ شماره ۲۸
59 - 86
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به روش پیمایشی و جامعه پژوهش، کلیه دانشجویان کارشناسی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی هستند. با توجه به حجم جامعه آماری ) 1607 نفر(، گروه نمونه به تعداد 310 نفر بر اساس جدول مورگان و به روش تصادفی ساده انتخاب شده است. ابزار پژوهش، پرسشنامه عادات و نگرش خواندن است. به منظور انجام تحلیل های آماری از آزمون مان- ویتنی و آزمون کروسکال والیس استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که بیشترین مواد خواندنی در بین دانشجویان، کتب درسی و کمترین آن مجله عام هپسند است. همچنین بیشترین مقدار زمانی که دانشجویان صرف خواندن م یکنند متعلق به کتب درسی ) 31 تا 60 دقیقه در روز( است. اینترنت بیشترین مجرای دسترسی به مواد خواندنی برای دانشجویان و فروشگاه های کتابفروشی کمترین بوده است. همچنین بیشترین مکانی که دانشجویان در آن م یخ وانند، خانه و کمترین، فضای باز بوده است. بر اساس یافته های پژوهش، ترغیب و تشویق از سوی دیگران، بیشترین سهم را در شک لدهی نگرش به خواندن در آزمودنی ها دارد و سایر عوامل به ترتیب عبارتند از: لذت و سرگرمی در خواندن، نگرانی و سختی و دشواری در خواندن، و چگونگی رویایی با فعالیت خواندن. یافت هها همچنین نشان داد که بین نگرش دانشجویان به خواندن بر حسب جنسیت و رشته های تحصیلی تفاوت معنا داری وجود ندارد. با توجه به یافته های پژوهش، به نظر م یرسد هدف دانشجویان از خواندن، کسب لذت و سرگرمی نیست و بیشتر برای کسب دانش، به صورت هدفمند تمایل به خواندن کتب درسی دارند.
تأثیر آموزش علوم تجربی با رویکرد زمینه محور بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه هفتم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال چهاردهم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۵۶
150 - 172
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش علوم تجربی با رویکرد زمینه محور بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه هفتم بوده است. روش پژوهش در این مطالعه نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه هفتم دوره اول متوسطه شهرستان بهارستان (استان تهران) در سال تحصیلی 93- 1392 می باشد. حجم نمونه متشکل از 67 نفر دانش آموز پسر پایه هفتم بود که 33 نفر آن ها گروه آزمایش و 34 نفر گروه گواه بودند و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری این پژوهش شامل آزمون هوش ریون و آزمون پیشرفت تحصیلی (دانشی، مهارتی و نگرشی) بر اساس مطالب درس علوم تجربی پایه هفتم بود. در ابتدا از هر دو گروه آزمایش و گواه، پیش آزمون پیشرفت تحصیلی به عمل آمد، سپس متغیر آزمایشی (آموزش زمینه محور) در 12 جلسه به گروه آزمایش آموزش داده شد درحالی که گروه گواه با همان رویکرد مرسوم آموزش دیدند. در پایان، پس آزمون بر روی هر دو گروه انجام شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و در بخش استنباطی از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که میزان پیشرفت تحصیلی درس علوم تجربی گروه آزمایشی که با رویکرد زمینه محور آموزش دیده بودند نسبت به گروه گواه که با رویکرد مرسوم آموزش داده شدند بیشتر و تفاوت بین میانگین های آن ها معنادار است. بنابراین می توان گفت که آموزش زمینه محور می تواند به عنوان یک رویکرد مناسب در تألیف کتب درسی و آموزش علوم تجربی مورد استفاده قرار گیرد.
تأثیر تدریس با الگوی مدیریت آموزش بر پیشرفت تحصیلی علوم تجربی و مهارت حل مسئله دانش آموزان سال ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۳۷
23 - 40
حوزههای تخصصی:
الگوی مدیریت آموزش، نظریه ای جدید و هم خانواده ی الگوهای پردازش اطلاعات است که بر سازماندهی اطلاعات و ساختن مفاهیم در روندی استقرایی- قیاسی به منظور توانمندتر شدن دانش آموز در یادگیری، درک بهتر روابط میان اطلاعات، پرورش مهارت های بنیادی تفکر و ... تأکید دارد. هدف از انجام این تحقیق بررسی تأثیر تدریس علوم تجربی با استفاده از الگوی مدیریت آموزش بر پیشرفت تحصیلی و مهارت حل مسئله دانش آموزان سال ششم دوره ابتدایی است. روش تحقیق از نوع شبه آزمایشی بوده و با استفاده از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه انجام شده است. در این تحقیق جامعه آماری 58 نفر از دانش آموزان پسر پایه ششم در یکی از دبستان های دولتی ناحیه 2 شهرری است و انتخاب نمونه به صورت تمام شماری در سال تحصیلی 94-93 انجام گرفت و جهت تحلیل داده های آماری از تحلیل کواریانس و تی مستقل استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که آموزش علوم تجربی با استفاده از الگوی مدیریت آموزش بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت دارد و مهارت حل مسئله دانش آموزان را بهبود می بخشد.
مقایسه تفاوت های جنسیتی دانش آموزان دوره دوم متوسطه از لحاظ هوش اجتماعی، تنظیم هیجان و تعلل ورزی تحصیلی
منبع:
آموزش پژوهی دوره اول بهار ۱۳۹۴ شماره ۱
41 - 53
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه تفاوت دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه از لحاظ متغیرهای هوش اجتماعی، تنظیم هیجان و تعلل ورزی تحصیلی می باشد. روش پژوهش حاضر توصیفی واز نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش 276 دانش آموز پسر و دختر بودند که به شیوه ی نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی، از بین دانش آموزان دبیرستان های دوره ی متوسطه شهر گنبد کاووس انتخاب شدند. پرسشنامه های تعلل ورزی تحصیلی، هوش اجتماعی و تنظیم هیجانی به روش گروهی توسط آزمودنی ها تکمیل شد . روایی پرسشنامه ها با استفاده از تحلیل عاملی و پایایی آنها از طریق آلفای کرونباخ احراز شدند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش های آماری توصیفی و استنباطی استفاده شد. نشان داد که بین گروه های دختر و پسر از لحاظ متغیرهای هوش اجتماعی، تنظیم هیجان تفاوت وجود دارد، اما از نظر تعلل ورزی تحصیلی تفاوت معناداری مشاهده نشد. همچنین یافته ها مؤید آن است که دانش-آموزان پسر در هوش اجتماعی بالاتر از دختران است و میانگین نمرات دانش آموزان دختر در متغیر تنظیم هیجان بالاتر از دانش-آموزان پسر می باشد.این پژوهش دارای تلویحاتی برای معلمین، مربیان و مشاورین مدرسه می باشد که می توانند از نتایج آن برای بهبود پیشرفت دانش آموزان استفاده نمایند.
دانش مورد نیازِ آموزگاران برای تدریس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی دانش مورد نیاز آموزگاران برای تدریس ریاضی، از موضوع های جدی پژوهشی در حوزه آموزش معلمان ریاضی است، زیرا همة درس های دورة ابتدایی را تدریس می کنند و علاوه بر دانش ها و مهارت های ضروری برای یک معلم عمومی، نیارمند آموزش های تخصصی برای تدریس ریاضی نیز هستند. بدین سبب، آموزش های حرفه ای و ضمن خدمت آموزگاران، با معلمان موضوعی، تفاوت بسیاری دارد، زیرا این آموزش ها در حالی که شامل دانش ها و مهارت های زیربنایی و عمومیِ مربوط به معلمی است، به نوع خاصی از دانش ها و مهارت های موضوعی هم که بتواند به گونه ای کارآمد، با دانش ها و مهارت های عمومی آن ها تلفیق شود، نیازمندند. این مقاله، مطالعه ای را ارائه می دهد که به قصد شناخت دانش های مورد نیاز آموزگاران برای تدریس ریاضی به منظور بهبود دانش حرفه ای و تدریسی ریاضی آنان، تدوین شد که در آن، 30 آموزگار از شهر تهران، در آن شرکت کردند. هم زمانی این مطالعه با تعییرات همه جانبه در دوره ابتدایی، زمینه مناسبی ایجاد نمود تا از منظرهایی واقع-بینانه و ملموس، به انواع دانش های مورد نیاز شرکت کنندگان، پرداخته شود، زیرا مسأله بازآموزیِ محتوای کتاب های تازه تألیف و روش های ارائه آن، چالشی واقعی برای آموزگاران بود. به همین منظور، ابتدا بر اساس مؤلفه های مدل ارایه شده توسط کرینر(2011)، پنج پرسش نامه طراحی، آزمایش و اجرای نهایی شد. هدف از این پرسش نامه ها و ضرورت پرداختن به آن ها در واقع، بررسی میزان اهمیت هر یک از این مؤلفه ها در برنامه های ارتقای حرفه ای آموزگاران برای تدریس ریاضی بود. سپس، از طریق برگزاری یک جلسه هم اندیشی، بدون در نظر گرفتن هیچ مؤلفه ای برای ارتقای حرفه ای آموزگاران برای تدریس ریاضی، نظرات آنان نسبت به انواع دانش های ضروری برای چنین ارتقایی به بحث گذاشته شد و در آخر، مدل پیشنهادی برای دانش مورد نیاز آموزگاران برای تدریس ریاضی تبیین شد.
ارائه مدلی کاربردی برای بهسازی نظام سنجش مهارت های عملی آموزش فنی و حرفه ای کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهارت آموزی دوره ۳ بهار ۱۳۹۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱)
97-67
حوزههای تخصصی:
مروری بر مطالعات نشان می دهد که در بین پژوهش ها، موضوع ارائه مدل و یا چارچوب استاندارد برگزاری آزمون های عملی مهارت در سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور چندان مورد توجه پژوهشگران قرار نگرفته است و موضوعی جدید در ادبیات آموزش های سازمان به شمار می رود. هدف اصلی این پژوهش «ارائه مدلی کاربردی برای بهسازی نظام سنجش مهارت های عملی آموزش فنی و حرفه ای کشور» است. پژوهش حاضر از روش ترکیبی اکتشافی مدل تدوین گونه شناسی به عنوان راهبرد پژوهش استفاده شده است. مشارکت کنندگان در مرحله کیفی، کارآموزان و آزمون دهندگان مشتمل بر (200 نفر)، طراحان سؤال (10نفر) و مدیران و کارشناسان (20 نفر) از اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان بوشهر هستند. کدگذاری باز، محوری برای تحلیل داده های کیفی مورد استفاده قرار گرفته است. یافته های پژوهش می تواند در سیاست گذاری، طراحی و بهسازی نظام سنجش مهارت های عملی آموزش فنی و حرفه ای کشور مورد استفاده قرار گیرد.
تأثیر سرمایه اجتماعی و مسئولیت پذیری اجتماعی بر تعهد سازمانی (مطالعه موردی کارکنان دانشگاه رازی کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مسئولیت پذیری اجتماعی و سرمایه اجتماعی بر تعهد سازمانی انجام شده است. این پژوهش از نوع توصیفی و از نظر روش پژوهشی پیمایشی است. روش جمع آوری اطلاعات استفاده از پرسشنامه و نمونه گیری، از نوع تصادفی طبقه ای بود که متناسب با حجم هر طبقه، 203 نفر از کارکنان دانشگاه رازی کرمانشاه انتخاب شدند. روش تجزیه و تحلیل داده ها، همبستگی و معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار های آماری (SPSS)- LISREL)) است. نتایج تحلیل الگویابی معادلات ساختاری، برازندگی الگو را با داده ها، مورد حمایت قرار دادند. نتایج الگویابی معادلات ساختاری نشان داد که اثر مستقیم مسئولیت پذیری اجتماعی بر تعهد سازمانی (21/0) در سطح 05/0 مثبت و معنی دار است، همچنین اثر مستقیم سرمایه اجتماعی بر تعهد سازمانی (59/0) در سطح 001/0 مثبت و معنی دار است. در نتیجه از عوامل مؤثری که هر سازمان در راستای تعهد سازمانی کارکنان باید مد نظر قرار دهد، مسئولیت پذیری اجتماعی و سرمایه اجتماعی است. در این بین ایجاد شبکه ها و مجاری ارتباطی و زمینه سازی بستری که منجر به افزایش مسئولیت پذیری کارکنان شود می تواند در افزایش تعهد سازمانی کارکنان مؤثر واقع شود.
ارزیابی کیفیت برنامه های آموزشی دانشگاه پیام نور قم بر اساس الگوی (NADE-TDEC)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف، ارزیابی کیفیت برنامه های آموزشی دانشگاه پیام نور قم بر اساس الگوی (NADE-TDEC) انجام شد. روش پژوهش توصیفی و رویکرد آن نیز کاربردی است. از میان همه دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه پیام نور قم (14232 نفر) 375 دانشجو به روش نمونه گیری تصادفی سهمیه ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود و داده های حاصل نیز با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و استنباطی در محیط نرم افزار SPSS تحلیل شدند. نتایج ارزیابی نشان داد کیفیت برنامه های آموزشی در مؤلفه های طراحی مطالب و مواد درسی (14/3)، موارد مربوط به آموزش (61/3)، امور اجرائی (28/3) بیش از حد متوسط و در مؤلفه استفاده از فناوری های جدید آموزشی (49/2) کمتر از حد متوسط است و بین نظرات پاسخگویان از لحاظ جنسیت و سابقه تحصیلی تفاوت معنی داری در سطح 05/0 < p دیده نشد. با توجه به وضعیت مؤلفه های الگوی (NADE-TDEC) لازم است دانشگاه پیام نور قم در خصوص بهبود کیفیت فناوری های نوین آموزشی اقدام کند.
نقش عدالت سازمانی ادراک شده بر درگیری شغلی با آزمون میانجی گری هویت سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اندازه گیری و ارزشیابی آموزشی سال ۵ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۱۲
153 - 174
حوزههای تخصصی:
درگیری شغلی به عنوان نگرش، عامل مهمی است که به کارایی و اثر بخشی سازمان کمک می کند. درگیری شغلی مبتنی بر نحوه ادراک کارکنان از محیط کاری و شغل خود و درهم آمیختن کار و زندگی شخصی است که سطح پایین آن، در بین کارکنان منجر به کاهش عملکرد در سطوح مختلف سازمان می شود. با درک این مهم، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش عدالت ادراک شده سازمانی، بر درگیری شغلی با میانجی گری هویت سازمانی در میان اعضای هیئت علمی دانشگاه های دولتی استان همدان انجام شده است. روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی است. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، متناسب با حجم هر طبقه، تعداد 255 نفر به عنوان نمونه آماری برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده های تحقیق، پرسشنامه استاندارد بود. داده های تحقیق، پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزارهای آماری لیزرل (Lisrel) و اس پی اس اس (SPSS) تحلیل شد. نتایج نشان داد که عدالت ادراک شده سازمانی و هویت سازمانی بر درگیری شغلی اثر مثبت و معنی داری دارد؛ ولی اثر عدالت سازمانی ادراک شده بر درگیری شغلی با نقش میانجی هویت سازمانی معنی دار نبود. درنتیجه، از عوامل اثرگذار بردرگیری شغلی اعضای هیئت علمی، توجه به عدالت سازمانی و هویت سازمانی آنان است.
بررسی مقایسه ای نتایج ارزشیابی اساتید توسط دانشجویان دانشکده علوم پزشکی اسدآباد بر مبنای دو پروتکل اجرائی متفاوت در سال تحصیلی 92-93(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: فرآیند ارزش یابی اساتید توسط دانشجویان به عنوان رایج ترین روش ارزیابی اساتید دارای نقاط قوت و ضعف فراوان در نحوه اجراست. هدف این مطالعه، بررسی همسانی نتایج ارزش یابی اساتید توسط دانشجویان براساس دو پروتکل مختلف بود.
ابزار و روش ها: در این پژوهش مداخله ای در دانشکده علوم پزشکی اسدآباد در سال تحصیلی 93-1392، تعداد 174 دانشجو در در دو نیم سال تحصیلی متفاوت در مجموع 26 مدرس را براساس دو روش ""کاغذمبنا یک هفته قبل از اتمام نیم سال تحصیلی"" (پروتکل الف) و ""کامپیوترمبنا پس از برگزاری آزمون و ارایه نمره"" (پروتکل ب) مورد ارزش یابی قرار دادند. پرسش نامه مورد استفاده، ابزار تعریف شده در دانشگاه علوم پزشکی همدان بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای Excel 2013 و SPSS 20 و آزمون های T مستقل، T زوجی و ضریب همبستگی پیرسون مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: میانگین نمرات در پروتکل الف (73/17±99/68) از میانگین نمرات در پروتکل ب (40/5±78/91) به طور معنی داری کمتر بود (001/0p<). در تمام گزاره ها، همبستگی بین نمرات در دو پروتکل اجرایی به لحاظ آماری معنی دار بود (001/0p<). بین میانگین نمره ارایه شده توسط دانشجویان براساس رشته تحصیلی بین دو پروتکل اختلاف معنی داری وجود نداشت (05/0p>).
نتیجه گیری: انجام ارزش یابی اساتید توسط دانشجویان با شیوه کاغذی و قبل از ارایه نمرات در مقایسه با روش کامپیوتری به هنگام ارایه نمرات مناسب تر است و منجر به قدرت تفریق بالاتری بین اساتید می شود.
سیر تحول دوره کارشناسی ریاضی در دانشگاه های ایران با تمرکز بر دانشگاه صنعتی شریف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه تاریخی این دوره و چگونگی شکل گیریِ لیسانس ریاضی در ایران، از جهات متعدد، آموزنده است و می تواند راهنمای عملی برای ایجاد تغییرات جدید در برنامه درسی دره کارشناسی ریاضی، در ایران باشد. بدین سبب در این مقاله، ابتدا اشاره کوتاهی به سیر تحول تاریخی دوره لیسانس ریاضی در ایران می شود. سپس با استفاده از روش تحقیق تاریخ پژوهی و مطالعه موردی، پس از پرداختن به چگونگی تأسیس دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) در ایران و راه اندازی دوره لیسانس ریاضی در آن، تغییرات اساسی در ساختار، آموزش و پژوهش در این دانشگاه، بررسی می شود؛ تغییراتی که به دلیل سطح و عمق آن، به عنوان «جنبش اصلاحات آموزشی»، نام برده شده است. در انتها، با نقد آن چه که رخ داده، به عنوان جمع بندی، چند توصیه برای برنامه ریزان درسی ریاضی در آموزش عالی ارائه می شود تا با آموختن از تاریخ و توجه به یافته های پژوهشی، بتوانیم تغییرات را به گونه ای هدایت کنیم که هم در راستای پاسخگویی به نیازهای متنوع جامعه ایرانی باشد و هم توانایی تربیت ریاضی دان های برجسته را داشته باشد تا افتخارات بین المللی را نصیب ایران کنند.
آموزش به شیوه یادگیری سیار و تأثیر آن بر یادگیری، یادداری و انگیزه پیشرفت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، مطالعه ای است که هدف آن بررسی تأثیر آموزش به شیوه یادگیری سیار بر سه مؤلفه یادگیری، یادداری و انگیزه پیشرفت و مقایسه آن با روش سنتی است. از نظر روش شناسی، پژوهش حاضر، از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان رشته مهندسی آب در درس خاک شناسی دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه است که تعداد آنها 74 نفر بود. با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 38 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. قبل از اجرا، پیش آزمون یادگیری (محقق ساخته) و انگیزه پیشرفت هرمنس بر روی هر دو گروه در شرایط یکسان به عمل آمد. برای گروه گواه از روش سنتی و برای گروه آزمایش از روش آموزش به شیوه یادگیری سیار، استفاده شد. پس از پایان سه هفته آموزش، پس آزمون یادگیری و انگیزه پیشرفت برای هر دو گروه اجرا شد و پس از گذشت یک ماه، آزمون یادداری از گروه ها به عمل آمد. داده های این پژوهش با استفاده از آزمون t گروه های مستقل، در نرم افزار SPSS تحلیل شد.یافته ها نشان داد که میزان یادگیری و یادداری در میان افراد آموزش دیده با روش یادگیری سیار، بیشتر از روش سنتی است؛ اما، در روش آموزش به شیوه سنتی، انگیزه پیشرفت بیشتر از یادگیری سیار بود.
فلسفه ای برای تربیت دینی افراد کم توان ذهنی با نگاهی به فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارائه مبانی فلسفی پیشنهادی برای تربیت دینی افراد کم توان ذهنی(بر اساس نظرات ملاصدرا) هدف اصلی این مقاله است. تاکید مقاله به طور عمده بر سرنوشت نهایی و سعادت اخروی این افراد، متمرکز است. تحلیل(متون صدرایی) و استنتاج، روش مورد استفاده درتدوین نوشته حاضر بوده است. تشکیکی بودن وجود، خیریت وجود، جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا بودن نفس و حرکت جوهری، مبانی فلسفی منتخب برای تربیت دینی افراد کم توان ذهنی است. مراتب سعادت اخروی افراد کم توان ذهنی، وابسته به تربیت دینی آنان است.آنچه تفاوت مراتب وجودی و در نتیجه اختلاف در درجات سعادتمندی افراد کم توان ذهنی را همانند بقیه انسان ها، رقم می زند،کمیت وکیفیت ملکات و صورت های علمی متحد شده با نفسشان است که در فرایند حرکت جوهری کسب شده است. انجام فرایض دینی و خودداری از ارتکاب معاصی(با کمک بزرگسالان) هرچند با فهم اندک و اختیار محدود صورت پذیرد، برای افراد کم توان ذهنی بی نتیجه نیست و موجب ارتقا کیفیت زندگی اخروی آنها می گردد. تربیت دینی افراد کم توان ذهنی به دلیل این برداشت غلط که آنها مکلف نبوده و خداوند آنها را به عذاب دچار نمی سازد، نباید مورد کم توجهی قرار گیرد.
رابطه علّی بهزیستی ذهنی، کیفیت زندگی و سبک های هویت با پیشرفت تحصیلی از طریق خود کارآمدی تحصیلی در دانش آموزان پسر دوره متوسطه شهر بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۹ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳۰
123 - 145
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور تعیین رابطه علی بهزیستی ذهنی، کیفیت زندگی و سبک های هویت با پیشرفت تحصیلی از طریق خودکارآمدی تحصیلی انجام شده است. طرح این پژوهش توصیفی- همبستگی و از نوع مدل یابی علی است. نمونه مورد بررسی 328 نفر پسر دانش آموز پایه اول تا چهارم دبیرستان شهر بندرعباس در سال تحصیلی 94 - 93 می باشند که از طریق نمون هگیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند. ابزارهای استفاده در این پژوهش، پرسشنامه بهزیستی ذهنی ) PANAS ( فرم کوتاه پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی ) WHOQOL (، سیاهه تجدید نظر شده سبک های هویت برزونسکی ) ISI6G (، معدل تحصیلی و پرسشنامه باورهای خودکارآمدی تحصیلی ) ASEBQ (بودند. ارزیابی الگوی پیشنهادی نشان داد که مدل پیشنهادی معادلات ساختاری روابط علی بین متغیرهای یاد شده از برازش قابل قبولی برخوردار هستند و همه مسیرهای یاد شده در سطح 0001p >/ معنی دار بودند. به طور کلی، نتایج نشان داد که بهزیستی ذهنی، کیفیت زندگی و سبک های هویت از طریق خودکارآمدی تحصیلی با پیشرفت تحصیلی رابطه معن یدار دارد
رابطه استفاده از مهارت های اساسی تدریس و بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان؛ دانشکده پرستاری لامرد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: گسترش مهارت های حرفه ای اساتید، عاملی محوری در بهبود عملکرد حرفه ای استادان و بازده آموزشی دانش آموزان به شمار می رود. هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین میزان استفاده از مهارت های اساسی تدریس و بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری لامرد بود.
ابزار و روش ها: در این پژوهش توصیفی- همبستگی، کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشکده پرستاری دانشگاه دولتی لامرد در سال تحصیلی 93-1392 (95 نفر) به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه ای محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات، با استفاده از شاخص های آمار توصیفی (فراوانی، درصد، درصد تجمعی و نمودار) و روش های آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، T مستقل و تحلیل واریانس) انجام شد.
یافته ها: بین میزان استفاده از مهارت های اساسی تدریس و عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری رابطه معنی داری مشاهده شد (001/0=p). همچنین بین میزان استفاده از مهارت های پیش از تدریس، ضمن تدریس و بعد از تدریس و عملکرد تحصیلی دانشجویان رابطه معنی داری وجود داشت (001/0=p). نظرات دانشجویان ترم های مختلف در مورد میزان استفاده اساتید از مهارت های اساسی تدریس دارای تفاوت آماری معنی دار بود (001/0=p). نتیجه گیری: با افزایش مهارت های اساسی تدریس اساتید، عملکرد تحصیلی دانشجویان بهبود می یابد.
اثر میانجی مدیریت دانش، بر رابطه بین فرهنگ سازمانی و گرایش کارآفرینانه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی بر گرایش کارآفرینانه افراد با توجه به نقش میانجی مدیریت دانش انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ گردآوری داده ها، کمی و مبتنی بر رویکرد همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، شامل دانشجویان ورودی سال 93 دوره دکتری دانشگاه تهران بود که تعداد آن ها در حدود 3110 نفر گزارش شد و بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و فرمول کوکران، تعداد 324 نفر به عنوان حجم نمونه، تعیین گردید. به منظور گردآوری داده ها، از پرسش نامه های استاندارد فرهنگ سازمانی دنیسون (2000)، گرایش کارآفرینانه هاگِس و مورگان (2007) و مدیریت دانش داروچ (2003) بهره گرفته شد. به منظور سنجش پایایی از ضریب آلفای کرون باخ و ضریب پایایی ترکیبی و همچنین به منظور سنجش روایی از روایی محتوا و سازه استفاده شد که نتایج بیانگر روا و پایا بودن ابزار بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و به کمک نرم افزار Lisrel-v8.8 در دو بخش مدل اندازه گیری و بخش ساختاری انجام پذیرفت. نتایج پژوهش حاکی از تأثیر مثبت و معنادار فرهنگ سازمانی بر گرایش کارآفرینانه دانشجویان از یک سو و از سوی دیگر تأثیر معنادار متغیر میانجی مدیریت دانش بر رابطه میان این دو می باشد.
تحلیل محتوای میزان توجه به ابعاد هفت گانه اهداف مصوب در کتاب های درسی ادبیات فارسی دوره متوسطه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل میزان توجه به ابعاد هفت گانه اهداف مصوب در کتاب های درسی ادبیات فارسی دوره متوسطه ایران است. روش پژوهش توصیفی از نوع تحلیل محتوا بوده و رویکرد آن نیز کاربردی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه کتاب های درسی ادبیات فارسی دوره متوسطه در سال تحصیلی 93- 1392 است که با توجه به ماهیت موضوع پژوهش و محدودیت جامعه آماری از نمونه گیری صرف نظر شده، کل آن ها به عنوان نمونه در نظر گرفته شده اند. ابزار اندازه گیری چک لیست تحلیل محتوای محقق ساخته بوده و نتایج پژوهش با استفاده از شاخص های آمار توصیفی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند. عمده ترین نتایج پژوهش بیان گر آن است که: 1. از مجموع 2656 مرتبه توجه به ابعاد هفت گانه اهداف مصوب، پایه اول با 637 فراوانی یا 24 درصد، پایه دوم با 634 فراوانی یا 9/23 درصد، پایه سوم با 508 فراوانی یا 1/19 درصد و پایه چهارم با 877 فراوانی یا 33 درصد؛ به ابعاد و مقوله های مورد بررسی پرداخته اند. 2. بُعد فرهنگی و هنری با 730 فراوانی یا 5/27 درصد، بیش ترین و بُعد اقتصادی با 71 فراوانی یا 7/2 درصد، کم ترین توجه را به خود اختصاص داده اند.
راهکارهای توسعه حرفه ای معلمان در کشورهای توسعه یافته با تأکید بر ضرورت توجه به آن در دانشگاه فرهنگیان
حوزههای تخصصی:
در نظام آموزشی کارآمد، عناصر مختلف اعم از برنامه و مواد درسی، یادگیرنده ها، معلم، وسایل آموزشی، فضا و تجهیزات، بودجه و اعتبارات با یکدیگر تأثیر متقابل دارند تا دستیابی به هدف های مورد نظر را امکان پذیر سازند. پس لازم است هر یک از عناصر از کیفیت و کارآمدی لازم برخوردار باشند. در این میان «معلم به عنوان کارشناس یادگیری اثربخش» مهم ترین نقش را در فراهم سازی شرایط مناسب برای یادگیری ایفا می نماید و باید صلاحیت های لازم را برای انجام چنین نقشی در نظام آموزشی دارا باشد. هدف این پژوهش، شناسایی راه های عملی توسعه حرفه ای معلمان در کشورهای توسعه یافته و ارائه پیشنهاد برای ارتقا حرفه ای معلمان در دانشگاه فرهنگیان است. روش مطالعه، تحلیلی– توصیفی بوده و بر تحلیل یافته های تحقیقات مرتبط و اسناد معتبر در باب این موضوع تأکید داشته است. اطلاعات مورد نیاز آن از طریق اسناد و مدارک کتابخانه ای و گزارش های تحقیقی و جستجو در شبکه جهانی اینترنت گردآوری شده است. یافته ها علاوه بر بحث درباره توسعه حرفه ای معلمان و تربیت معلم حرفه ای در گستره آموزش و پرورش نوین، بر ضرورت توجه به آن ها در دانشگاه فرهنگیان به منظور برنامه ریزی های آتی خاطرنشان می کند.
دیدگاه دانشجویان درباره نقش عوامل اجتماعی در تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۹ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲۹
144 - 162
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی دیدگاه دانشجویان درباره نقش عوامل اجتماعی در تعلیم و تربیت انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است.همه ی شرکت کنندگان در این پژوهش دانشجویان دوره ی کارشناسی دانشگاه یزد در نیمسال دوم سال تحصیلی 91 - 1390 بودند. بدین منظور 405 نفراز دانشجویان دانشگاه یزد به روش نمون هگیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزارتحقیق پرسشنامه ای نگرش سنج با 63 ماده بود. داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون، من ویتنی وکروسکال والیس تحلیل شدند. نتایج نشان داد تمام عوامل اجتماعیِ مورد بررسی، شاملِ فرهنگ، خانواده، گروه های دوستی، ورزش و سرگرمی و ارتباطات و اطلاعات، به ترتیب ذکر شده بیشترین تأثیر را برتعلیم و تربیت دارند و روابط معناداری بین جنسیت و اعتقاد به نقش عامل فرهنگ، وضعیت تاهل و شغل پدر و اعتقاد به نقش عامل خانواده، نوع سکونت با اعتقاد به نقش عامل گروه دوستی در تعلیم و تربیت مشاهده گردید. لذا در نظر گرفتنِ نقش این عوامل در برنامه ربز یهای فرهنگی و اجتماعی دانشگاه ها توصیه می شود.