فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۱۴۱ تا ۱۰٬۱۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی زیرگونه های شناختی ناتوانی ریاضی با استفاده از خوشه بندی مدل- مبنا در یک نمونه بالینی بود. شرکت کنندگان پژوهش 41 دانش آموز دارای ناتوانی ریاضی مشغول به تحصیل در پایه های سوم، چهارم و پنجم با میانگین سنی 93/9 سال و انحراف استاندارد سنی 11/1 (33/13 ماه) بودند که در مراکز درمان ناتوانی یادگیری آموزش و پرورش به عنوان ناتوان در یادگیری ریاضی آموزش ویژه دریافت می کردند. شرکت کنندگان در دو جلسه به صورت انفرادی با استفاده از مجموعه ای از آزمونها و تکالیف شناختی حوزه - عام و حوزه-ویژه ی مداد-کاغذی و رایانه ای ارزیابی شدند. خوشه بندی داده ها به روش مدل- مبنا حاکی از وجود چهار خوشه مجزا از دانش آموزان بود که روایی آماری و تجربی آنها مورد تایید قرار گرفت: نقص دسترسی (1/31 درصد)، نقص دیداری- فضایی (8/26 درصد)، نقص سرعت پردازش و کنش های اجرایی (8/26 درصد)، نقص سیستم عددی تقریبی (ANS) (2/12 درصد). این یافته ها دلالت هایی برای ارائه تعاریف ایجابی از ناتوانی ریاضی دارد و می تواند برای تدارک مداخله های متناسب با هر زیرگونه پژوهش های بعدی را برانگیزد.
مقایسه میزان کارایی سیستم های حسی درگیر در کنترل پاسچر ناشنوایان و نابینایان مادرزادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه میزان کارایی سیستم های حسی درگیر در کنترل پاسچر ناشنوایان و نابینایان مادرزادی بود. روش : مطالعه حاضر از نوع مقطعی مقایسه ای بود، جامعه آماری پژوهش را کلیه ناشنوایان و نابینایان شهرستان قزوین تشکیل می دادند که از بین آن ها با توجه به معیارهای ورود و عدم ورود به مطالعه، تعداد ۲۱ دانش آموز ناشنوای مادرزادی (۱۱ پسر و 1۰ دختر) و ۱۹ نفر دانش آموز نابینای مادرزادی (۱۰ پسر و ۹ دختر) به صورت نمونه گیری هدفمند موردبررسی قرار گرفتند. از آزمون کنترل پاسچر ناشنر برای به دست آوردن میزان کارایی هر یک از سیستم های حسی درگیر در کنترل پاسچر استفاده شد . داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل در نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شد (0/05≥ P ). یافته ها: با توجه به نتایج به دست آمده، در وضعیت بدون ایجاد تداخل حسی ( p=0/003 ) و وضعیت غالب بودن سیستم بینایی ( p=0/004 ) گروه ناشنوایان دارای عملکرد بهتری در حفظ تعادل بودند، اما در وضعیت غالب بودن سیستم حس پیکری (0/001 p= ) و غالب بودن سیستم دهلیزی ( p=0/001 )، نابینایان عملکرد بهتری نسبت به ناشنوایان نشان دادند. نتیجه گیری: به نظر می رسد در نبود سیستم بینایی افراد نابینا بیشترین وابستگی را به سیستم حس پیکری پیدا می کنند، درحالی که افراد ناشنوا برای حفظ تعادل بیشتر به داده های حاصل از اطلاعات بینایی متکی می باشند و در مرحله بعد سیستم حس پیکری نقش دوم را در این افراد بازی می کند.
کلاس معکوس: کارایی آموزشی و تأثیر آن بر عملکرد درسی و بار شناختی ادراک شده دانشجویان(مورد مطالعه: درس فناوری اطلاعات در روان شناسی، دانشگاه پیام نور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۳ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۴۵
45 - 58
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه کارایی آموزش به روش معکوس و روش معمول بر عملکرد درسی و میزان بار شناختی ادراک شده دانشجویان رشته روان شناسی در درس فناوری اطلاعات در روان شناسی انجام شد. در این بررسی از روش پژوهش شبه آزمایشی، طرح دوگروهی با پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان رشته روان شناسی دانشگاه پیام نور مرکز کرمانشاه در نیم سال اول تحصیلی (1397-1396) بود. برای انتخاب نمونه ابتدا بر اساس ملاک های ورود افراد انتخاب شدند و سپس به تصادف در گروه های کنترل و آزمایش جایگزین شدند. این مطالعه در نیم سال اول تحصیلی 1396/1397 در هشت جلسه اجرا شد. قبل بعد اجرا، از آزمون پژوهشگر ساخته عملکرد درسی در درس فناوری اطلاعات در روان شناسی در دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد. همچنین در پایان هر جلسه تدریس در دو گروه پرسشنامه خودگزارش دهی بار شناختی پاس و ون مرینبوئر (1993) اجرا گردید. جهت تحلیل داده های آماری از تحلیل کوواریانس یک راهه (ANCOVA)، سنجش تکرار، نمره z و آزمون t مستقل به کمک نرم افزار SPSS نسخه 23 بهره گرفته شد. یافته ها نشان داد که گروه آزمایشی، عملکرد درسی بالاتر و بار شناختی پایین تر از گروه کنترل داشتند. همچنین یافته ها نشان داد که کارایی آموزشی در گروه آزمایشی بالاتر از گروه کنترل است؛ بنابراین آموزش به روش کلاس معکوس، رویکردی مفید در آموزش عالی محسوب می شود.
اثربخشی آموزش هوش معنوی بر مقابله با استرس و ارتباط مؤثر دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۳ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۴۵
109 - 125
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش هوش معنوی بر مقابله با استرس و ارتباط مؤثر دانش آموزان بود. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با روش پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان دختر پایه هشتم منطقه 12 آموزش وپرورش شهر تهران در سال تحصیلی 97 1396 بود . تعداد 56 نفر به روش خوشه ای چندمرحله ای به عنوان حجم نمونه انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه به شکل تصادفی جایگزین شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مقابله با استرس اندلر و پارکر (1990) و پرسشنامه مهارت های ارتباطی کرمی (1386) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. تحلیل آماری داده ها نشان داد 9 جلسه مداخله آموزش هوش معنوی موجب افزایش معنادار در مقابله مسئله مدار و ارتباط مؤثر دانش آموزان و همچنین موجب کاهش معنادار مقابله هیجان مدار و مقابله اجتنابی در مواجهه با استرس شده است.
مقایسه تاثیر تحمل پریشانی و هراس اجتماعی بر میزان استفاده از شبکه های اجتماعی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر تحمل پریشانی و هراس اجتماعی بر میزان استفاده از شبکه های اجتماعی دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش علی – مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه و هنرستان شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 بود که با استفاده از فرمول کوکران و با روش طبقه ای نسبتی، 385 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی، مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر و پرسشنامه هراس اجتماعی کانر استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری (مانووا) و آزمون تجزیه تابع تشخیص تحلیل شدند. یافته های مانووا نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه با استفاده زیاد و کم زیاد از شبکه های اجتماعی در تمام مولفه های تحمل پریشانی (تحمل، جذب، ارزیابی و تنظیم) و هراس اجتماعی (ترس و اجتناب) وجود داشت و دانش آموزان با استفاده زیاد از شبکه های اجتماعی ، تحمل پریشانی کمتر و هراس اجتماعی بیشتری داشتند. همچنین تجزیه تابع تشخیص، به یک تابع تشخیص معنادار منجر شد که طبق این تابع مؤلفه تنظیم، جذب، ارزیابی از تحمل پریشانی و مؤلفه ترس و اجتناب از هراس اجتماعی، دارای بالاترین توان در تمایز دو گروه از دانش آموزان بودند. براساس نتایج حاضر، تحمل پریشانی و هراس اجتماعی از عوامل مرتبط با استفاده از شبکه های اجتماعی هستند.
The Relationship between Personality Traits and Vocabulary Learning Strategies(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study examined the possible relationship between Iranian female intermediate EFL learners' personality traits and their vocabulary learning strategies. The participants in this study were 90 female intermediate English language learners. To make sure of their homogeneity, all the participants sat for the Oxford Solution Placement Test. Vocabulary Learning Strategies and Eysenck Personality questionnaires were also administered to the participants. Subsequently, the data were subjected to statistical analyses. The results showed that there was not any statistically significant relationship between Iranian intermediate EFL learners’ personality type and their use of vocabulary learning strategy. However, it appeared that introverts tended to have higher use of memory, cognitive, and metacognitive strategies, while extroverts achieved higher mean scores on determination and social strategies. Furthermore, according to the findings of phi and crammers’ v, the highest degree of relationship was reported for the correlation between social strategy and personality types. In contrast, the lowest amount of correlation was found between metacognitive strategy and personality types.
Comparing the Effects of Physical, Cognitive and Combined Rehabilitation on the Improvement of Working Memory and Cognitive Flexibility of the Elderlyy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to compare the effects of physical, cognitive and combined rehabilitation on improving working memory and cognitive flexibility of the elderly living in the nursing home. This quasi-experimental study was carried out with a pretest-posttest design in four groups with the control group. The statistical population consisted of all elderly residents of a nursing home in Tehran. 48 people were selected randomly and divided into four groups (three experimental groups and one control group). For the experimental groups, intervention programs, including physical, cognitive, and combined rehabilitation, were conducted in three sessions of one hour each week for two months. The data were collected using a working memory capacity scale and a cognitive flexibility inventory (CFI). Data was analyzed using a one-way analysis of covariance (ANCOVA) and Bonferroni post hoc test using SPSS software version 22. The results showed that all three types of rehabilitation programs have a significant effect on improving the working memory and cognitive flexibility of the elderly (P <0.001). Also, the mean of the groups in the pre-test and post-test stages showed that among the three programs, the combined rehabilitation program had more efficacy in improving the working memory and cognitive flexibility of the elderly and there was no difference between the two types of physical and cognitive rehabilitation programs (P> 0.001) According to the findings, combined rehabilitation programs can be effective in improving the working memory and cognitive flexibility due to the focus on both physical and cognitive aspects.
شایستگی های کانونی مربی تربیت جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر با هدف شناسایی شایستگی های کانونی مربیان تربیت جنسی طراحی گردید و جهت تعیین شایستگی های کانونی، از روش پنج مرحله ای بیهام و مایر، بهره گرفته شد. جامعه ی پژوهش حاضر، کلیه متخصصان تربیت جنسی و مربیان عفاف گرایی و تربیت جنسی شهر مشهد، در نظر گرفته شدند که با روش نمونه گیری هدفمند، مورد گزینش قرار گرفتند و مصاحبه نیمه ساختار یافته و پرسش نامه، ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش بودند. با بررسی ادبیات و آرای صاحب نظران و منابع علمی مختلف در خصوص شایستگی های کانونی مربیان و یافته های حاصل از مصاحبه ها و پرسش نامه ها، فهرستی مشتمل بر 785 مفهوم استخراج و گردآوری گردید و مفاهیم به دست آمده در قالب 109 مقوله دسته بندی شدند. پس از تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده، شایستگی های مربیان تربیت جنسی در قالب 16 مضمون و پنج محور قرار گرفتند. مضامین رابطه ی مربی با خدا، رابطه ی مربی با خود و رابطه ی مربی با دیگران، در محور ویژگی های پایه ی مورد نیاز مربی جای گرفتند. مبانی تربیت جنسی، غرب و تربیت جنسی و مفهوم شناسی امر جنسی در محور مباحث نظری مورد نیاز مربی، گنجانده شدند. مضامین مربوط به محور تبیین و توصیف آسیب های جنسی، زمینه سازهای فساد جنسی، آسیب شناسی جنسی و پیامدهای منفی ناشی از آسیب های جنسی، معرفی شدند. مضمون باور های اساسی در محور باور های مورد نیاز در تربیت جنسی و مضامین سواد رسانه ای، چگونگی پاسخگویی به سؤالات و شبهات نوجوانان، مهارت پیشگیری و مواجهه صحیح با سوءاستفاده جنسی، مواجهه با پدیده خودارضایی، روان شناسی مسائل جنسی و توانایی به کارگیری راهبردها و راهکارهای خویشتنداری جنسی نوجوانان نیز، در محور مهارت های مورد نیاز برای مربی تربیت جنسی قرار گرفتند.
بررسی اثربخشی آموزش بازنمایی های تصویری بر توانایی حل مسائل کلامی ریاضی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، بررسی اثربخشی آموزش بازنمایی های تصویری بر توانایی حل مسائل کلامی ریاضی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی بوده است. این پژوهش از نوع تحلیل محتوا و طرح های نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه کنترل است. پس از مطالعه و طراحی آموزشی، 40 نفر از دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی مشغول به تحصیل در یک آموزشگاه در سال تحصیلی 97-1396 در شهر یاسوج به صورت داوطلب آزاد در این پژوهش شرکت کردند. مشارکت کنندگان با انتساب تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شده و گروه آزمایشی برای 9 جلسه (هر هفته یک جلسه) با استفاده از روش آموزش بازنمایی محور تحت آموزش قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها در تحلیل محتوا از تکنیک آنتروپی شانون و در بخش نیمه آزمایشی از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج تحلیل محتوا نشان داده است، بیش ترین توجه برای توزیع و حضور مسائل کلامی به ترتیب به مسائل بازنمایی عریان، بازنمایی ضروری، بازنمایی کمک کننده و در نهایت به مسائل بازنمایی بی فایده شده است. همچنین نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که تفاوت معناداری در میانگین تمام مؤلفه های توانایی حل مسائل کلامی (05/0 P<) بین گروه کنترل و آزمایش وجود دارد؛ لذا آموزش بازنمایی های تصویری موجب افزایش توانایی حل مسائل کلامی ریاضی در دانش آموزان شده است. به علاوه نتایج نشان می دهد که استفاده از بازنمایی های تصویری در حل مسائل کلامی در طول زمان ثبات دارد؛ و نهایتاً نتایج مقایسه زوجی بازنمایی های متفاوت نشان می دهد اثرات بازنمایی های متفاوت یکسان نمی باشند.
نقش طرح واره های ناسازگار اولیه، سیستم فعال سازی- بازداری رفتاری و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی اضطراب اجتماعی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی نقش طرحواره های ناسازگار اولیه، سیستم فعال سازی-بازداری رفتاری و راهبرد های تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی اضطراب اجتماعی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری انجام گرفت. روش: روش تحقیق در این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان مراجعه کننده به مرکز اختلال یادگیری شهر بوشهر تشکیل می دادند. نمونه پژوهش شامل 232 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جمع آوری داده های پژوهش از طریق پرسشنامه های طرحواره یانگ (1999)، سیستم های فعال سازی-بازداری رفتاری کارور و وایت (1994)، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی، کرایچ و اسپینهاون (2002) و اضطراب اجتماعی کانور و همکاران (2000) انجام گرفت. داده های حاصل از اجرای پرسشنامه ها با استفاده از روش آماری رگرسیون تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که طرحواره های ناسازگار اولیه، سیستم فعال سازی-بازداری رفتاری و راهبرد های تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی اضطراب اجتماعی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری نقش دارند. نتیجه گیری: با توجه به نقش طرحواره های ناسازگار اولیه، سیستم فعال سازی-بازداری و راهبرد های تنظیم شناختی هیجان در بروز و نگه داری اضطراب اجتماعی در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری، می توان با شناسایی آنها در جهت پیشگیری از اختلال اضطراب اجتماعی این دانش آموزان اقدام نمود.
Comparison of the Effectiveness of Yoga Training with Emotion Regulation Training on Students' Working Memory and Cognitive Flexibility(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to compare the effectiveness of yoga training with emotion regulation training on students' working memory and cognitive flexibility. The research methodology was quasi-experimental designed as pretest and posttest with control and follow-up groups. Entire second-grade female high schoolers in the 2nd District of Tehran, during 2018-19 academic year, constituted study’s statistical population, of whom 54 students were chosen using cluster random sampling method, and randomly assigned into three groups. The pretest of N-back and Denis and Wenderval’s cognitive flexibility (2010) was administered for all three groups; and then the experimental groups received yoga training and emotion regulation intervention and finally posttest was implemented followed by 4-week follow-up test. Data analysis used by analysis of variance with repeated measurements exhibited that, both trainings significantly resulted in an increase in components of Different recognition and recognition time of working memory and cognitive flexibility (p≤/001). Yoga training had more effect on the component of different recognition and psychological flexibility than on emotional regulation training (p≤/001), while the impact of both two interventions had not a significant difference on the component of recognition time.
بررسی رابطه سواد اطلاعاتی با دانش آفرینی سازمانی دانشجویان تحصیلات تکمیلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺑﺮرﺳﯽ راﺑﻄﻪ ﺑﯿﻦ ﺳﻮاد اﻃﻼﻋﺎﺗﯽ ﺑﺎ دانش آفرینی در بین دانشجویان داﻧﺸﮕﺎه آزاد ﺻﻮرت ﭘﺬﯾﺮفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی، از نوع همبستگی می باشد، جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دوره کارشناسی ارشد و دکتری کلیه ی رشته ها شامل رشته گروههای تحصیلی که در سال تحصیلی94-93 در دانشگاه آزاد بجنورد مشغول به تحصیل بوده اند، می باشد. حجم نمونه آماری بر اساس جدول مورگان، 302 نفر دانشجوی ارشد و44 نفر دانشجوی دکتری که درمجموع346 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم برآورد گردید. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سواد اطلاعاتی و دانش آفرینی بوده است، روایی از نوع صوری و محتوایی بود که مورد تایید اساتید و خبرگان قرار گرفت و پایایی پرسشنامه به کمک روش ضریب آلفای کرونباخ انجام گرفت که آلفای آنها به ترتیب 93/0و 93/0برآورد گردید. برای آزمون فرضیه های پژوهش ازضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون، با کمک نرم افزار16 SPSS استفاده شد. نتایج حاصل بیانگر آن است که بین سواد اطلاعاتی دانشجویان و دانش آفرینی رابطه معنادار و مثبت وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که میزان معنی داری تمامی متغیرها بجز توانایی تعیین وسعت و ماهیت اطلاعات کوچکتر از 0.05 بدست آمد که نشان دهنده این است که تمامی مولفه ها بجز متغیر توانایی تعیین وسعت و ماهیت اطلاعات بر متغیر دانش آفرینی سازمانی اثر گذار هستند.
مقایسه ی دانش آموزان تیزهوش و عادی از لحاظ کمال گرایی، افسردگی و سرزندگی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال نوزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۷۳)
105-114
حوزههای تخصصی:
هدف: دانش آموزان تیزهوش سرمایه های ملی هر کشوری محسوب می شوند و عدم توجه به آنان می تواند موجب آسیب های روانی ایشان گردد. هدف این پژوهش مقایسه دانش آموزان تیزهوش و عادی دوره دوم متوسطه از لحاظ کمال گرایی، افسردگی و سرزندگی تحصیلی است. روش: این پژوهش از نوع علی-مقایسه ای است. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه در سال تحصیلی 1397-1396 شهر خرم آباد است که از این جامعه آماری نمونه ای به تعداد 100 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده و با همتاسازی بر اساس سطح تحصیلات والدین، پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده و تعداد اعضای خانواده به دو گروه 50 نفری (50 نفر دانش آموز تیزهوش و 50 نفر دانش آموز عادی) تقسیم شده اند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه کمالگرایی شورت (1995)، پرسش نامه افسردگی بک (1988) و پرسش نامه سرزندگی تحصیلی مارتین و مارش (2006) استفاده شده است. برای تحلیل داده ها از آزمون تی استفاده شده است. یافته ها: نتایج آزمون تی نشان می دهد که بین دانش آموزان دختر تیزهوش و عادی از لحاظ متغیرهای کمال گرایی مثبت و منفی، افسردگی و سرزندگی تحصیلی تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان می دهد، با توجه به میانگین کمال گرایی منفی (60/52) و افسردگی (06/31) در افراد تیزهوش، کمال گرایی منفی و افسردگی بیشتری نسبت به دانش آموزان عادی وجود دارد. نتایج حاکی از این است که میانگین های کمال گرایی مثبت و سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان عادی از میزان بیشتری برخوردار است. نتیجه گیری: یافته ها از تفاوت کمال گرایی و افسردگی در بین دانش آموزان تیزهوش و عادی حمایت می کند و توجه به این متغیرها در دانش آموزان تیزهوش از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
اثربخشی روش تدریس مبتنی بر شبیه سازی درس فیزیک بر خلاقیت دانش آموزان متوسطه دوم شهر اصفهان در سال تحصیلی 98-1397(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۷
185 - 204
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی روش تدریس شبیه سازی در درس فیزیک بر خلاقیت دانش آموزان متوسطه دوم شهر اصفهان، در سال تحصیلی 1398-1397 بود. پژوهش نیز به روش طرح نیمه تجربی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. برای سنجش خلاقیت فراگیران بر اساس دیدگاه تورنس، که در چهار خرده مقیاس سیالی، بسط، ابتکار و انعطاف پذیری، بیان شده از آزمون 60 سوالی خلاقیت عابدی (1372) استفاده شد. از بین تمام دانش آموزان متوسطه دوم شهر اصفهان در رشته علوم تجربی و در دریزیک، به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، تعداد50 نفر از دانش آموزان، انتخاب شدند. فراگیران در دو گروه 25 نفره با رشته های تحصیلی متفاوت، در دو کلاس درسی مجزا به صورت گروه آزمایش با روش تدریس شبیه سازی و گروه کنترل با روش تدریس سنتی و بدون هیچ مداخله ای به مدت هشت هفته و در جلسه های 90 دقیقه ای آموزش دیدند. برای تمام فراگیران در دو گروه از یک معلم برای آموزش استفاده شد. داده های این تحقیق با استفاده از نرم افزار 25 SPSS و در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی با تحلیل کواریانس چند متغیره (مانکوا) تحلیل گردید. در نهایت نتایج تحلیل این پژوهش نشان داد که؛ روش تدریس مبتنی بر شبیه سازی می تواند تفاوت معناداری در خرده مقیاس های سیالی، بسط و ابتکار آنها داشته(05/0P<) ولی در مؤلفه انعطاف پذیری خلاقیت آنها تفاوت معناداری وجود ندارد(05/0P>) و در مجموع این شیوه از تدریش باعث ارتقای خلاقیت در این فراگیران شد.
مدل سازی ویدئویی: مبانی نظری، انواع، اثربخشی، کاربرد و گام های اجرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مدل سازی ویدئویی یک روش آموزشی است که در آن از ضبط ویدئویی تصاویر و نمایش آنها استفاده می شود تا یک مدل دیداری از مهارت یا رفتار هدف ارائه گردد. انواع مدل سازی ویدئویی عبارتند از مدل سازی ویدئویی مقدماتی، خودمدلی ویدئویی، مدل سازی رفتار هدف، سرنخ دهی یا رهنمود ویدئویی. مدل سازی ویدئویی بر اساس شواهد پژوهشی برای یادگیرندگان از سنین کودکی اولیه تا سال های میانی دبیرستان اثربخش گزارش شده است. این روش آموزش عملی و کاربردی برای دانش آموزان دبیرستانی هم مفید است و به کار می رود. نتیجه گیری: مدل سازی ویدئویی مقدماتی شامل ضبط مهارت های فردی به عنوان مدل می شود که در کنار یادگیرنده، سرگرم انجام رفتار یا مهارت هدف است. بعدها یادگیرنده می تواند در هر زمانی این فیلم را ببیند. خودمدلی ویدئویی یعنی ضبط رفتار یا مهارت هدف در یادگیرنده که امکان بازبینی آن در فرصت های بعدی وجود دارد. مدل سازی دیدگاه موردنظر به معنی ضبط رفتار یا مهارت هدف از دیدگاه یادگیرنده است. رهنمود ویدئویی شامل خرد کردن مهارت رفتاری به گام های کوچک و ضبط و نمایش هر گام با وقفه و مکث تا یادگیرنده تلاش کند آن گام ها را قبل از این که ببیند انجام دهد. رهنمود ویدئویی را می توان با یادگیرنده یا هر فردی به عنوان مدل انجام داد. در این مقاله مبانی نظری، انواع، اثربخشی، کاربرد و گام های اجرای مدل سازی ویدئویی مورد بررسی قرار گرفته است.
اثر بخشی آموزش ذهن آگاهی بر اهمال کاری تحصیلی، عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پایه ی نهم شهر اصفهان
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر اهمال کاری تحصیلی، عزت نفس و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان دختر پایه نهم شهر اصفهان در سال تحصیلی 98-1397 می باشد. در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی، پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری برای دو گروه آزمایش و گواه استفاده شد. جامعه آماری شامل تمام دانش آموزان دختر پایه ی نهم بود که نمونه مورد نظراز میان آن ها با روش نمونه گیری خوشه ای طبقه ای انتخاب گردید و با انجام غربالگری واجرای پرسش نامه اهمال کاری تحصیلی سولمون و راثبلوم (1984) و عزت نفس کوپر اسمیت (1967) 40 نفر ازدانش آموزانی که بیشترین نمره اهمال کاری و کمترین نمره عزت نفس را اخذ نمودند، انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. شاخص پیشرفت تحصیلی با استفاده از میانگین نمرات مستمر و نمرات ترم اول معین گردید. سپس گروه آزمایش 8 جلسه آموزش ذهن آگاهی دریافت نمودندو نتایج آن ها از طریق تحلیل کواریانس و SPSS مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج، تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش وگنترل در هریک از متغیرها در مرحله پس آزمون و پیگیری مشاهده گردید. نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی بر افزایش میزان عزت نفس و پیشرفت تحصیلی و کاهش اهمال کاری تحصیلی در گروه آزمایش تأثیر داشته است. به نظر می رسد تمرین های ذهن آگاهی با افزایش آگاهی افراد از لحظه حال از طریق فنونی مثل توجه به تنفس و بدن، آگاهی از اینجا و اکنون و پردازش اطلاعات و ... برافراد اثر می گذارند. لذا با توجه به اثرات مثبت این آموزش، استفاده گسترده از آن توصیه می شود.
دوزبانگی و نقش آن در عملکرد تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی
حوزههای تخصصی:
زبان می تواند زمینه ساز پیشرفت، انسجام آموخته ها و مشارکت علمی و عملی در دانش آموزان باشد. این موضوع از جنبه های مختلفی قابل بررسی است. با توجه به وجود زبان ها و گویش ها و لهجه های متفاوت در کشور ایران، برآن شدیم که به موضوع دو زبانگی در این مقاله بپردازیم. این پدیده ارتباط مستقیمی با قدرت خلاقیت، تبیین قیاسی، مقوله بندی تحلیل و پردازش و تفسیر کودکان دارد. حفظ زبان اصلی (مادری) نزد کودکان دوزبانه می تواند نقش مهمی در زندگی اجتماعی علمی و فردی آن ها داشته باشد. لذا ضروری است تا معلمانی که با کودکان دوزبانه کار می کنند درک بهتری نسبت به نقش اساسی و عملکرد زبان اصلی نزد شاگردان دوزبانه داشته باشند. شناخت پدیده دوزبانگی و اثرات مثبت و منفی آن بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و رفع تنگناهای احتمالی ناشی از این پدیده ، هدف مهم این مقاله است. در این مقاله به بررسی نقش دو زبانه بودن دانش آموزان دوره ابتدایی در فرآیند تحصیلی آن ها و بیان چالش ها و ویژگی های یادگیری این نوع دانش آموزان و سپس به نتیجه گیری و ارائه راهکار پرداخته شده است روش پژوهش در این مقاله شیوه کتابخانه ای است و از کتاب ها و مقاله ها و سایر وسایل ارتباطی جهت جمع آوری اطلاعات استفاده گردیده است. به امید آن که مورد استفاده همکاران محترم قرار گیرد.
مدیریت سرمایه روانشناختی
حوزههای تخصصی:
در شرایط کنونی که جهان در پی تغییرات فزاینده و پرشتابی است، لازم است کلیه مدیران و سازمان های آنان با شناخت حالات و وضعیت های روانشناختی کارمندان و کارکنان خویش که مهمترین عامل در بهره وری و تولید می باشند، و همچنین توجه به ابعاد سرمایه روانشناختی در دوره های آموزشی ضمن خدمت ، آنان را در درک بهتر توانمندی های خویش یاری دهند تا برخورداری از مولفه های سرمایه زای روانی خود در پی کسب مزیت های رقابتی برای خود و سازمان خویش برآیند، زیرا سازمانی که نیروی انسانی درخوری نداشته باشد، هرگز توانایی رقابت در عصر کنونی را پیدا نخواهند نمود. روان شناسی مثبت فراخوانی است برای علم و تجربه روان شناختی که همانقدر که به ضعف ها می پردازد به نقاط قوت هم بپردازد، همانقدر که به اصالح و ترمیم بدترین چیزها در زندگی علاقمند است به ساختن بهترین چیزها نیزعلاقه نشان دهد و همانقدر که به بهبود آسیب ها می اندیشد به پربارتر کردن زندگی افراد طبیعی و عادی هم بیندیشد.در حقیقت سازمان ها خواهند توانست با استفاده مناسب و به جا از این سرمایه و با اجتناب کردن از اشتغال ذهنی مداوم به ضعف ها و سوء عملکردهای افراد توسط رهبران و همکارانشان و با تکیه بر قوت ها و کیفیت های مطلوب آنها همانند اعتماد به نفس ، خوش بینی ، امیدواری و اعتماد به نفس ، این موارد را در کارکنان خویش افزایش داده و بدین وسیله عملکرد فردی و سازمانی را بهبودی بخشند.
شرحی مختصر بر اختلالات یادگیری
حوزههای تخصصی:
ناتوانی های یدگیری، یکی از بزرگترین و شاید جنجال یرانگیزترین مقوله های آموزش و پرورش استثنایی است.اختلال یادگیری به گروه ناهماهنگی از اختلال ها اطلاق می شود که به شکل مشکلات عمده در فراگیری و به کارگیری توانایی های خواندن ، نوشتن و ریاضیات آشکار می شود.مقاله ی حاضر که به روش کتابخانه ای تهیه گردیده و منابع آن شامل کلیه کتاب ها، پایان نامه ها و نشریات مرتبط در این موضوع می باشد قصد دارد تا نگاهی مختصر بر اختلال یادگیری، انواع ، ویژگی ها، علائم، ملاک های تشخیص و آموزش ها و پیشنهادات لازم برای رفع این اختلال ارائه دهد.
بررسی رابطه عملکرد در آزمون استروپ با تنظیم هیجانی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شهر مشهد
حوزههای تخصصی:
در هر نظام آموزشی، پیشرفت تحصیلی به عنوان مهم ترین شاخص توفیق فعالیت های علمی و آموزشی محسوب می شود، بررسی عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از اهمیت خاصی نزد پژوهشگران علوم تربیتی و روان شناسی برخوردار است.. در همین راستا، هدف این پژوهش، بررسی این موضوع است که آیا بین عملکرد در آزمون استروپ و تنظیم هیجانی با پیشرفت تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد یا خیر؟ مواد و روش کار: روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان شهر مشهد است. با روش نمونه گیری خوشه ای ابتدا از ناحیه های مختلف یک ناحیه به تصادف انتخاب شد و در ادامه از مدارس پسر موجود در مقطع متوسطه، یک مدرسه به تصادف انتخاب شد که 120 نفر از دانش آموزان به تصادف از سه پایه تحصیلی متفاوت، انتخاب شدند. در این پژوهش، از آزمون استروپ، مقیاس تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی(CERQ-P) و معدل دانش آموزان به منظور سنجش متغیرهای پژوهش استفاده شد. روش آماری: برای تجزیه وتحلیل داده ها، از مدل آماری رگرسیون چندمتغیری به منظور مشخص کردن رابطه ی متغیرهای موردنظر، با استفاده از نرم افزار SPSS19 صورت گرفت. نتایج: تحلیل یافته ها نشان داد بین عملکرد در آزمون استروپ و تنظیم هیجانی با پیشرفت تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد (05/0>P). بحث: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، از آموزش های مبتنی بر بهبود کارکردهای اجرایی و تنظیم هیجانی می توان برای بهبود وضعیت تحصیلی دانش آموزان استفاده کرد.