فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۳۲۱ تا ۱۰٬۳۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
برای لولی (کولی یا لوری) در لغت نامه ها معانی مختلفی بیان شده است. حضور لولیان در ادبیات شفاهی و کتاب های اسطوره و تاریخ کهن و آثار معاصر، متفاوت است. در ادب فارسی این کلمه همراه با ملازماتش در کلیات شمس کاربرد برجسته ای دارد. پیش از مولانا، این واژه تنها در حد یک کلمه، بدون نماد و استعاره و رمز کاربرد داشت؛ اما مولانا لولی را هم رتبه رند حافظ و گاه بالاتر از آن قرار داد. در کلیات شمس، سرنا (ساز لولیان) همراه با رقص، موسیقی، بی خانمانی، کارهای خلاف عادت و دیگر ملازمات لولی (مانند نی در مثنوی ) بسیار معنا می آفریند. بازتاب این واژه در کلیات شمس از چند منظر درخور بررسی است؛ گاهی حضور لولی تنها در سطح نشانه است؛ در این هنگام بیشتر، جزیی از تشبیه به شمار می رود؛ گاهی نیز از نشانه و کلمه فراتر می رود و به صورت یک نماد پرمفهوم عرفانی جلوه گر می شود. نتیجه این پژوهش نشان می دهد لولی و ملازمات آن آن چنان که از نقش آن در غزل مولانا برمی آید برخلاف جایگاهش در متون پیش از مولانا، به یک نماد عرفانی تبدیل شده است؛ نمادی که ایستایی و گمنامی و بی نشانی این واژه را به پویایی و شهرت تبدیل می کند و بسیاری از مفاهیم عرفانی را در آن جای می دهد.
تأویل آیات قرآن در تمهیدات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال چهاردهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵۳
321 - 354
حوزههای تخصصی:
تمهیدات نوشته عین القضات همدانی سرشار از آیاتی قرآنی است که تعدادی از این آیات مکرراً در جایگاه استشهاد قرار گرفته اند. عین القضات به دلیل انس با قرآن و تأمل ژرف و عمیق در معانی آن، در مواردی تأویل های خلاقانه و منحصر به فردی از آیات قرآن داشته است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که شیوه های تأویل آیات قرآن در تمهیدات چگونه است. پس از بررسی این نتیجه حاصل شد که عین القضات با توجه به شیوه های زیر از لفظ آیه، به معنا رسیده است: تأویل بر اساس اشتراک لفظی، تأویل استعاری الفاظ قرآن ، ترادف در حوزه واژگانی یکسان، خوشه تأویلی، تأویل بر پایه تداعی، قیاس مساوات، فرارفتن از شأن تاریخی آیه، تأویل آیه بر مبنای حدیث و تأویل بر مبنای صبغه عرفانی. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی در ذیل هر عنوان، روش تأویل و سپس شواهدی از متن تمهیدات با ارائه توضیحی آمده است. همچنین در مواردی آیه مد نظر با تفاسیر عرفانی دیگری که با تمهیدات قرابت زمانی نزدیکی داشته، مقایسه شده است. با توجه به تمثیل آینه که عین القضات درباره شعر به کار برده، می توان چنین برداشت کرد که از دیدگاه او، قرآن به مثابه متن با توجه به جهان ذهنی خواننده، عوالم کثیری در خود دارد.
بررسی و تحلیل مضامین تعلیمی در منظومه عاشقانه هشت بهشت امیرخسرو دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اکثر مضامین و درون مایه داستان های ادبیات فارسی را اندرزهای اخلاقی تشکیل می دهد. شاعران عارف و اخلاق گرا کوشیده اند تا مباحث تعلیمی را در لفافه داستان بیان کنند؛ که این امر به سبب جذابیت و تأثیرگذاری بیشتر داستان بوده است. امیرخسرو دهلوی از عارفان نامدار پارسی گوی هندوستان، در نیمه دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. هشت بهشت داستانی غنایی و عاشقانه است که با رویکرد تعلیمی و زبان ساده سروده شده و در مقابل هفت پیکر نظامی گنجه ای است. امیرخسرو در سرودن منظومه عاشقانه هشت بهشت هدفی والاتر و بالاتر از بیان قصه ای عاشقانه داشته است و هر جا که موقعیت را مناسب می دید، مبانی تعلیمی و اخلاقی را ذکر می کرد. تأکید و ترغیب امیرخسرو در منظومه هشت بهشت به اخلاق اجتماعی بوده و او در اشعارش رفتار و اخلاق خوب را توصیه می کند. در این ابیات اندرزی با بیانی حکمت آمیز و خردمندانه، حال و کار آدمی در عرصه گیتی به سنجش درمی آید و بی وفایی، عهدشکنی، فزون خواهی ها و دیگر صفات اهریمنی سرزنش می شود. هدف از تدوین این مقاله آن است که مضامین تعلیمی و انگیزه کاربرد آن در هشت بهشت بررسی شود. از آنجایی که این منظومه از تنوع مضامین اندرزی بسیاری برخوردار است، مقاله حاضر می کوشد تا این محتوای آموزشی را تبیین و تفسیر نماید. به همین دلیل محور کلی این تحقیق، بررسی امکانات معانی نهفته تعلیمی در این منظومه غنایی و علل به کارگیری آن است.
مضامین، آیین ها و باورهای مردمی در رباعیات مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی فرهنگ عامه در آثار ادبی، از جمله رویکردهایی است که می تواند در مطالعات میان رشته ای، همچون علوم اجتماعی، قوم شناسی، پژوهش های فرهنگی و... سودمند افتد. این قبیل پژوهش ها، افزون بر بازنمایی فرهنگ پیشین هر سرزمین، تفاوت ها و فاصله های جامعه امروز را با گذشته نیز آشکار می سازد. بازتاب آداب و سنن، دانش ها و باورهای مردمی را در متون ادبی نیز می توان دید. شاعران و نویسندگان که برآمده از فرهنگِ پایه سرزمین خویش اند، فرهنگ غالب اجتماع خود را در آثارشان بازتاب می دهند. از این رو، متون ادبی می توانند این گزاره های فرهنگی و اجتماعی را به خوانندگان نسل های بعد منتقل کنند. در این پژوهش تلاش بر آن بوده است تا رباعیات مولوی، از منظر غلبه و نفوذ باورهای عامیانه در آن، بررسی شود. هدف، تعیین بسامد و نیز چگونگی به کارگیری این قبیل عقاید در رباعیات مولوی بوده است. پژوهش در دو حوزه «بازتاب آداب و رسوم و باورهای اجتماعی در رباعیات مولوی» و «بازتاب باورها و عقاید مردمی در رباعیات مولوی» سامان یافته است. حاصل بررسی، بیانگر بسامد بالای این آیین ها و باورها در رباعیات مولوی است. همچنین، پژوهش حاضر نشان می دهد شاعر تنها روایتگر برخی آداب و آیین ها و باورهای عصر خویش نبوده و عمدتاً با دست مایه قرار دادن این اندیشه ها و رسوم و آداب و عقاید، به مضمون پردازی هنری یا ملموس ساختن اندیشه های عرفانی، مذهبی و انسان شناسانه خویش، برای مخاطب پرداخته است.
بررسی داستان شیر و گاو از کلیله ودمنه بر اساس نمود نحوی نظریه روایت شناسی تودوروف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۲۵)
67 - 76
حوزههای تخصصی:
«روایت شناسی» یکی از مفاهیم مربوط به تحلیل ادبی است که ریشه در ساختارگرایی دارد. در پژوهش های روایت شناسانه خواننده با شخصیت های داستان و اندیشه های آنان همسو می شود و با قواعد مشخص به نقد این آثار می پردازد. «تودروف» در جایگاه یکی از روایت شناسان ساختارگرا، داستان را از سه منظر نمود کلامی، نحوی و معنایی مطالعه می کند. نگارنده در این پژوهش نیز قصد دارد بر اساس نظریات وی، سطح نحوی روایت را در داستان شیر و گاو کلیله و دمنه بررسی کند. بنابر نتایج این تحقیق، داستان با پی رفت ها، اپیزودها و عناصری که نمود نحوی روایت را نشان می دهد، طرح را پیش می برد. در حکایت مورد نظر، چهار پی رفت به همراه گزاره های آن، خواننده را با دنیایی از حکایات و داستان های درونه ای روبه رو می کند. آنچه موجب تفاوت این داستان با داستان های روایی دیگر می شود، نخست وجود برائت استهلال و چگونگی کاربرد آن در متون ادبی فارسی است که نویسنده آن را برای آشنایی خواننده با مضامین داستان به کار گرفته است؛ دوم داستان های درونه ای است که با آنچه در نظریه تودوروف مطرح است تفاوت دارد. نویسنده از چندین داستان درونه ای که در خود داستان های درونه ای دیگری را جای داده است استفاده کرده و قدرت خود را در داستان پردازی نشان داده است؛ او همچنین روایت داستان را به گونه ای پرداخته است که با نظریه روایت شناسی تودوروف متفاوت است.
بررسی تطبیقی مفهوم بخت و کنش در اندرزهای دینکرد ششم و شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۱۹ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۷
95 - 124
حوزههای تخصصی:
بخت و کنش(تقدیر و کوشش) و جایگاه آن ها در زندگی دنیایی و مینوی انسان، مبحثی مهم در کتاب ها و اندرزنامه های پهلوی بویژه دینکرد ششم است. این پندنامه که ششمین کتاب از مجموعه نه جلدی دینکرد به شمار می آید، مفصل ترین اندرزنامه پهلوی است که احتمالا بخش هایی از آن به شکل مکتوب و بخش هایی هم به طور شفاهی در دسترس بوده و در قرن سوم هجری بازنویسی شده است. در شاهنامه فردوسی نیز که چکیده فرهنگ ایران باستان و میراث دار اندیشه ها و ذخایر اندرزی پیش از اسلام است، بخت و کنش نمود بارزی دارد، بنابراین با مقایسه این دو اثر می توان به اطلاعات ارزشمندی درباره پیشینه ادبیات اندرزی ایران، بویژه سرچشمه های شاهنامه فردوسی دست یافت. در این مقاله کوشیده ایم با شیوه تطبیقی و تحلیل محتوا، مفهوم و جایگاه بخت و کنش را دینکرد ششم و شاهنامه بررسی کنیم. نتایج پژوهش حاکی از آن است که اندرزهای این دو کتاب- در مورد بخت و کنش- همسانی های بسیاری دارند؛ این همانندی در بخش تاریخی شاهنامه که تحت تاثیر مستقیم منابع پهلوی است، به اوج خود می رسد. تفاوت های دینکرد ششم و شاهنامه -در این زمینه- نیز به ماهیت و نوع هر اثر و هدف از نگارش آن ها بستگی دارد.
جستجوی امر ناموجود مقدمه ای بر دلایل فقدان نظریه و نظام نقد ادبی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از نخستین سال های ورود مظاهر مدرن به ایران، نظریه ها و شیوه های نقد متون، یکی پس از دیگری از طریق ترجمه از فرهنگ غربی به فضای علمی و ادبی ما راه یافتند؛ اما گروهی از محققان می کوشند بگویند که اولاً در سنت ادبی کهن ما آنچه که امروزه نظریه و نقد نامیده می شود، وجود دارد و بدون پشتوانه نظری امکان آفرینش آثار درخشان ادبی به زبان فارسی نیست؛ و در ثانی، نظائر آنچه را اندیشمندان غربی می گویند متفکران ما سده ها پیش گفته اند. از دیدگاه ما در سنت ادبی ایرانی امکان شکل گیری نظریه و نظام نقد ادبی نبود؛ زیرا این دو پدیده، محصول مستقیم دوران مدرنیته، برخورد علمی انسان عصر جدید با همه مظاهر هستی و نتیجه تفکیک عالم «خلاقه ادبی» از «علم ادبیات» است. آفرینش ادبی نیز با منطقی متمایز از منطق علم ادبی صورت می گیرد و منوط به وجود نظریه و نظام نقد ادبی نیست. اگرچه تفکر نقادانه در الهیات، کلام و فلسفه در عصر زرین تمدن اسلامی در ایران وجود داشت، ولی به دلیل زیست حاشیه ای ادبیات از قدرت سیاسی، این تفکر به فضای ادبی ما راه پیدا نکرد. استبداد سیاسی نیز، چنانکه به خطا پنداشته می شود، نقش تعیین کننده ای در فقدان نظریه و نظام نقد نداشت. در مقابل، باور به منشأ الهی و متافیزیکی شعر و هنر ادبی، راه را بر نقادی ادبی تا حد زیادی می بست. در این نوشتار مسأله فقدان نظریه و نظام نقد ادبی در ایران را با طرح هفت دلیل عمده بررسی کرده ایم.
مقایسه بینامتنیت (تناص) اشعار قرآنی ابوالعتاهیه و مولوی درباره راهکارهای رسیدن به زهد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال دوم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۵
14 - 34
حوزههای تخصصی:
یکی از گنجینه های ادبی، اشعار شاعران است، در این میان بسیاری از شاعران مسلمان، متأثر از قرآن کریم بوده و در اشعار خود معارف آن را بازنشر داده اند. بررسی مقایسه ای بین برخی از این شاعران با هدف شناخت دیدگاه های ایشان و کیفیت اثرپذیریشان از قرآن درباره راه کارهای رسیدن به زهد، هدف این نگاشته را تشکیل می دهد، برای انجام این کار دو شاعر مسلمان یعنی ابوالعتاهیه به عنوان شاعر عرب زبان و مولوی به عنوان شاعر پارسی گوی انتخاب شد، در ابتدا اشعار زهدی ابوالعتاهیه و مولوی شناسایی و سپس با استفاده از روش تحلیل محتوا و لفظ مورد بررسی قرار گرفته و با استفاده از شناسایی آیه ای که شاعر آن را سرلوحه بیان خود قرار داده به تبیین نوع رابطه شعر با قرآن در سه قالب نفی جزیی، نفی کلی و نفی متوازی بر اساس دیدگاه کریستوا اقدام گردیده است. نتایج این تحقیق نشان داد؛ دیدگاه های این دو شاعر در زمینه راه کارهای رسیدن به زهد بسیار وسیع است؛ مواردی چون: مبارزه با هوای نفس، تأکید بر معادباوری، یادکرد نظارت دائمی خداوند و توجه دادن به پایان دنیا؛ از جمله این نتایج به شمار می رود، هم چنین می توان گفت: اشعار زهدی ابوالعتاهیه بیشتر تک بعدی با رویکردی زاهدانه و اشعار مولوی چند بعدی و بیشتر عارفانه است.
به مهمانی زبان شیرین فارسی خوش آمدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سایه پتوفی بر سایه (نگاهی به تأثیرپذیری امیر هوشنگ ابتهاج از شاندور پتوفی، در اشعار انقلابی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
می توان گفت تمام انقلاب های سیاسی دنیا متشکل از امواج گوناگونی ازجمله موج اقتصادی، موج فرهنگی، موج اجتماعی (باهدف عدالت اجتماعی) و دیگر امواج و جریان ها می باشد. در این میان ادبیات موج عظیم و قدرتمندی است که علاوه بر تأثیرپذیری، توانایی تأثیرگذاری بر جریانات انقلابی و تهییج آن را نیز دارد؛ اما همیشه تکثر امواج موجب دخالت توده های مردمی شده و آثار ادبی و هنریِ شعله های هراس انگیز این انقلاب ها می تواند نماینده این توده ها باشد. در این مقاله سعی شده ت ا ت أثیرگذاری شاندور پتوفی، شاعر انقلابی مجارست ان بر اشع ار انقلابی- اجتماعی امیر هوشنگ ابتهاج «سایه» را نشان دهیم و علاوه بر این، به تشابهات زندگی و وضعیت جامعه این دو شاعر اشاره کنیم. جوامعی که سنگینی ناعدالتی و فقر را متحمل می شوند و درنهایت صدای امواج دریای خشم توده های خود را با دهان هنرمندان و مخصوصاً شاعرانشان به گوش آنان که در ساحل شاد و خندان نشسته اند، می رسانند.
شگردهای حافظ در تبدیل گزاره های مرده ی اخلاقی به صورت های هنری
حوزههای تخصصی:
وجهی از شعر حافظ حکمی و اخلاقی است. شعر اخلاق مدار حافظ در یکی از بی اخلاق ترین دوره های تاریخی سروده می شود، و این سخن را به استناد تاریخ عصر حافظ، گواهی اشعار خود خواجه و نوشته های طنزآمیز عبید، خصوصاً رساله اخلاق الاشرافش، می گوییم . اما بیان اصول و توصیه های اخلاقی در شعر، آن هم غزل، با دو مشکل اساسی روبرو است: اول اینکه توصیه های اخلاقی به دلیل کاربرد بسیار، دستمالی شده و کلیشه ای است و تبدیل به گزاره هایی خنثی و گاه مرده شده است و دوم نصیحت و موعظه، خواه ناخواه در مذاق شنونده و خواننده تلخ می نماید و هر کسی نسبت به آن احساس نفور و بیزاری دارد. حافظ برای زنده کردن این اصول اخلاقی و ارائه آن ها در قالب شعرش، به شگردی هنری متوسل می شود که به تعبیر فرمالیست های روسی، « آشنا زدایی » خوانده می شود. خواجه با «غرابت بخشیدن» به این گزاره های مستعمل اخلاقی آن ها را رنگ نو می زند و چون کالایی تازه به خواننده عرضه اش می دارد. یکی از وجوه عمده آشنا زدایی « طنز » است که حافظ افزون بر بهره گیری از «هنر سازه»های دیگر، از آن برای نشان دادن جامعه ی ریا زده و محفل ها و اشخاصی که باید میزان و معیار صلاح و اخلاق باشند، اما خود مظهر سالوس و دروغ و بی اخلاقی اند، استفاده می کند و در مرحله دیگر برای زنده کردن گزاره های اخلاقی سرد و بی مصرف، و رساندن آن ها به گوش مخاطب، با ترفند های گوناگون هنری، به نو کردن و برگرفتن غبار عادت از چهره هایشان می پردازد، و به قدری وجه هنری این گزاره ها، هنری، دل فریب و زیبایند، که خواننده و یا شنونده با کوشش بسیار می تواند خود را از جاذبه ی زیبایی آن ها برباید و به سطح پیام دست یابد.
بررسی اصول مملکت داری و حکومت در نهج البلاغه و سیاست نامه (با تکیه بر اخلاق و مسئولیت های حاکمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنچه در این پژوهش مورد توجه قرارگرفته است، بررسی مملکت داری و حکومت و شیوه کشورداری با توجه به سخنان امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج البلاغه و خواجه نظام الملک توسی در سیاست نامه با تکیه بر اخلاق و مسئولیت های حاکمان است. چگونگی تحقق اهداف و آرمان های حکومت و نیاز آن به حاکمی با ویژگی ها و توانمندی های خاصّ تربیتی، اخلاقی، علمی، عقیدتی و سیاسی، تعامل و تأثیر باورهای دینی در شیوه کشورداری، بهره گیری از اصول انسانی در رفتارهای حکومتی و در نهایت، مقایسه و تطبیق اصول حکومت و مملکت داری در دو اثر ادبی- سیاسیِ نهج البلاغه امام علی (ع) از سرزمین عرب و سیاست نامه خواجه نظام الملک توسی از سرزمین پارس از مواردی است که در این پژوهش بدان پرداخته شده است. در این مقاله، ضمن بررسی ابعاد گسترده حکومت داری در نهج البلاغه و بیان تأثیرات آن بر سیاست نامه (سیرالملوک) که از کتب ادبی و سیاسی ارزشمند ایرانی است، به مقایسه دیدگاه های این دو کتاب در زمینه اخلاق و مسئولیت های حاکمان پرداخته می شود. بررسی های تطبیقی و دست آوردهای این مطالعه نشان می دهد که امام در هر شرایطی کتاب آسمانی را سرلوحه کار خویش قرار می دهد، اما خواجه در زمانی که هویت ایرانی اسلامی در معرض چپاول ترکان سلجوقی در گیرودار نابودی است، آرمان خواهی ایران باستان را به واقع بینی سیاسی اسلامی پیوند می دهد. امام در هر شرایطی در جستجوی اصل عدالت است و خواجه در هر شرایطی در جستجوی اصل سیاست. تأثر خواجه از کلام و منش امام علی (ع) در بخش هایی از کتاب او کاملاً مشهود است. هر دو هدف تعریف شده یکسانی را دارند اما در شیوه اجرا و راه رسیدن به آن متفاوت عمل می نمایند.
بررسی انتقادی مقاله های علمی درباره مینی مالیسم در حکایت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۴۳
183-215
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله، بررسی انتقادی سی مقاله نوشته شده درباره شباهت های حکایت ها با داستان های مینی مالیستی است. بدین منظور، مقاله های مورد بحث در دو زمینه رعایت اخلاق و اصول پژوهش های علمی، و دقت و صحت تحلیل ها و یافته ها، به روش توصیفی تحلیلی بررسی شده اند. نتایج این بررسی نشان می دهد اِشکال مقاله ها از نظر رعایت اخلاق و اصول پژوهش های علمی عبارت اند از: سرقت از خود، ساختار قالبی مقالات، عناوین تکراری و شبیه به هم، بی توجهی به پیشینه پژوهش و نقص در ساختار منطقی قسمت های مختلف مقالات و نیز رعایت نکردن امانت داری یعنی گرته برداری و نقل قول از منابع بدون ارجاع به منبع اصلی یا واسطه، نقل نادرست یا تغییر گفته های منابع پیشین. همچنین پرداختن به متن های غیرداستانی، حاشیه روی و ذکر موضوعات غیرضروری و نامربوط، آوردن شواهد و تحلیل های نادرست، دقت نکردن در صحت گزاره ها و درنهایت فقدان یافته های جدید، بدیع و صحیح، مهم ترین مواردی است که نشان می دهد تمام مقاله های مورد بررسی فاقد دقت و صحت شایسته پژوهش های علمی هستند. با توجه به اینکه هدف همه مقاله ها اثبات این همانی دو نوع ادبی است، نوشته شدن این تعداد مقاله در موضوع مورد بحث، ضرورتی ندارد و به علاوه پرداختن به موضوع حتی در یک مقاله، نه تنها کمکی به درک بهتر این دو نوع ادبی نمی کند، بلکه به دلیل مخدوش کردن احکام و قواعد نهادی دو نوع ادبی، مشکلاتی را پیشِ روی مخاطبان و پژوهشگران قرار می دهد.
توجّه به قرینه های همسان در تصحیح اشعار عربی خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۱۹ بهار ۱۳۹۷ شماره ۳۶
89 - 111
حوزههای تخصصی:
بخشی از دیوان خاقانی را اشعار عربی وی به خود اختصاص داده؛ این بخش به سبب فقدان تصحیح موفّق همچنان آشفته و غامض است. از مطالعه نسخه های خطّی و چاپی دیوان خاقانی بدین نتیجه می رسیم که ناسخان و مصحّحان در ضبط و گزینش مصاریع، عبارات و واژگان به قرینه های همسانِ آن که اغلب به شیوه های مختلفی در بیتی یا ابیاتی و یا در دیگر آثار شاعر تکرار و نمود یافته است؛ توجّه و عنایتی نداشته و از این روی ضبط های نامعتبر و گزینش های غلط را در تصحیحات خود وارد کرده اند. مراد از قرینه های همسان هرگونه قرینه ای است که بتواند ذهن ما را به سوی قرینه دیگر سوق بدهد. این قرینه از ساختار های یکسان نحوی و صرفی گرفته تا صناعات ادبی نظیر: ترصیع، موازنه، انواع جناس، طباق، مراعات النّظیر و لفّ و نشر و... قابل تعمیم است. پژوهش حاضر با عنایت به این قرینه ها، ابیاتی را که دقیق نقل نشده اند، نقد و بررسی می کند و صورت صحیح آنها را نشان می دهد.
کارکرد ماورائی اسطوره در بخش اساطیری شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسطوره را نباید صرفا افسانه هایی روایی اغراق آمیز و استحاله شده از وقایع تاریخی دانست؛ چرا که این روایت ها در جنب پر کردن خلاء علمی و تاریخی بشر، پاسخ دهنده بسیاری از نیازهای از روحی و روانی جوامع انسانی از عصر باستان بدین سو نیز بوده اند. با چنین رویکردی، جوزف کمبل، صاحب نظریه تک اسطوره (سفرقهرمان)، به پشتوانه سال ها مطالعه و تحقیق در باب اساطیر مختلف تمدن های گوناگون، قائل به چهار کارکرد اصلی برای اسطوره است. این کارکردها عبارتند از: کارکرد ماورائی، کارکرد کیهان شناختی، کارکرد جامعه شناختی و کارکرد تعلیم و تربیتی. به باور وی این کارکردها جهان شمول بوده و بر تمام آثار اسطوره ای جهان، قابلیت تطبیق دارد. از آن جا که شاهنامه ی فردوسی، عرصه ی ظهور و بروز اساطیر بزرگ ایرانی را فراهم آورده است؛ مصادیق این کارکردهای چهارگانه را می توان در داستان های مختلف آن مشاهده وتبیین کرد. در این پژوهش کارکردهای ماورائی اسطوره که حالتی آمیخته از هراس واحترام و بهت در برابر عظمت و مجهولات عالم هستی در ذهن آدمی پدید می آورد و تضمین کننده امنیت عاطفی و روانی انسان ها است؛ در بخش اساطیری شاهنامه مورد بررسی و کنکاش قرار گرفته و جلوه های مختلف آن به تصویرکشیده می شود.
شخصیت پردازی در مجموعه داستان «کاش کسی جایی منتظرم باشد» اثر آناگاوالدا نویسنده معاصر فرانسوی
منبع:
شفای دل سال اول بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱
61 - 77
حوزههای تخصصی:
آناگاوالدا، نویسنده معاصر فرانسوی است که در داستان های کوتاهش برداشت ها و تجربیات روزمره خود را با جزئیات فراوان بیان کرده است. ویژگی بارز آثار او همذات پنداری خواننده با شخصیت های داستان هاست. تصویری که او از انسان مدرن در داستان هایش ارائه می دهد منجر به خلق شخصیت هایی شده است که در واکنش به شرایط اجتماعی حاکم بر عصر مدرن، به زندگی اجتماعی عینیت می دهند. شخصیت هایی که در قالب گفتار، رفتار، نام، چهره ظاهری و ... به خواننده معرفی می شوند. او در داستان هایش، سعی در بیان برشی از زندگی دارد که گاهی مورد بی توجهی و غفلت قرار گرفته است و با روایتی که از زندگی افراد خلق می کند نحوه ادراک خواننده را دگرگون می سازد. او خود را ملزم به آوردن تم ام عناص ر داستان نمی داند و از روش های نوینی در پردازش شخصیت ها استفاده می کند. مانند بیان احساسات زودگذر، استفاده از صحنه پردازی های نمایشنامه ای، بیان بخشی از زندگی روزمره و عواطف شخصیت ها، پایان بندی باز و آزاد داستان ها و درگیر کردن خواننده در نتیجه گیری. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی شیوه و تکنیک خلق شخصیت در اولین مجموعه داستان آناگاوالدا می پردازد و در پی پاسخ به این سؤال است که او چه ش گردها و روش هایی را در شخصیت پردازی داستان های خود به کارگرفته است؟ حاصل تحقیق نشان می دهد که شخصیت پردازی در این مجموعه بیشتر به صورت غیرمستقیم صورت گرفته و از حالت سطحی و ابتدایی خود به سطحی پیچیده تر ارتقاء یافته است.
جلوه های پایداری در نهضت شیعی سربداران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال دهم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۸
327-346
حوزههای تخصصی:
مغولان با هجوم به سرزمین ایران و تصرف کامل آن مردم این سرزمین را تحت سیطره سیاسی و نظامی خود قرار دادند و با هر پایداری(مقاومت) مردمی به شدت برخورد کردند. با مرگ ابوسعید ایلخانی آخرین فرمانروای این سلسله، سرزمین ایران را هرج و مرج و نا امنی فرا گرفت .در بحران ایجاد شده پس از مرگ ابوسعید ایلخانی ظلم و ستم بر مردم ایران افزایش یافت. تعالیم قرآن کریم و اهل بیت (ع) برای مردم خراسان زمینه ای را فراهم آورد تا در مقابل متجاوزان به پایداری بپردازند. به همین منظور در قسمت شرقی ایران نهضت شیعی سربداران بر علیه ظلم و ستم مغولان ایلخانی شکل گرفت. نهضت سربداران اولین پایداری موفقیت آمیز مردم ایران در قرن هشتم بود که با تاکید بر جلوه های پایداری چون: ظلم ستیزی، میهن پرستی ، عدالت طلبی روی کار آمد و پس از پیروزی به حمایت از دیگر جنبش های آزادی خواه پرداخت . با عنایت به مطالب فوق، این پژوهش می کوشد تا پاسخی به پرسش های ذیل بیابد: 1- نهضت شیعی سربداران چگونه شکل گرفت ؟ 2- کدام جلوه های پایداری باعث پیروزی این نهضت شد؟ . یافته ها در این پژوهش بیانگر آن است که هر چند جلوه های پایداری چون ظلم ستیزی،عدالت طلبی و میهن پرستی در تشکیل نهضت شیعی سربدارن بیشترین نقش را داشته است اما اصلی ترین عامل و تداوم پایداری نهضت سربداران، آموزه های قرآنی و فرهنگ اهل بیت (ع) بخصوص فرهنگ عاشورا بوده است.
نقش ادبیات و تعامل فرهنگی در آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنیمای معشوق در غزل های عطار بر پایه نقد کهن الگویی یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کهنالگوی آنیما، یکی از اصطلاحات بنیادی در روانشناسی یونگ است که در ناخودآگاه فردی و جمعی نوع بشر جای گرفته و تجسم تمامی گرایشهای زنانه در روح مردبه شمار میرود. یکی از نمودگاههای اصلی ناخودآگاه بشری و به تبع آن، آنیما، هنر و ادبیات است. در شعر کهن فارسی، به ویژه غزلهای عطار، این کهننمونه بیشتر در قالب معشوق جلوهگر شده است که در تحقیق حاضر با روشی توصیفی- تحلیلی بررسی میگردد. نقد کهنالگویی غزلهای عطار منجر به کشف ماهیت، ویژگی و نقش اسطورهها در جهانبینی شاعرانه او میشود. آنیما در غزلهای شاعر، روساختی جسمانی و ژرفساختی معنوی دارد و به نوعی ازلی و ابدی و متعلق به همه انسانهاست . معشوقی که عطار در نظر دارد، همسو با دیدگاه یونگ ،غالباً در خواب و رؤیا ظاهر میشود و بیداری مانع تداوم این دیدار است. آنیما در نگاه شاعر، دو وجه دارد: مثبت که عامل اصلی کمال آدمی و منفی که مایه نابودی اوست. عطار برای تبیین هرچه بهتر معشوق مورد نظر خود از تصاویر کهننمونهای متعددی همچون «درخت، پرنده، پری، ماه، خورشید و بت )صنم(» بهره گرفته است.
ثنائیه الموت والحیاه فی شعر معد الجبّوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال دهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۳۷
9 - 20
حوزههای تخصصی:
معد الجبّوری من شعراء جیل الستینیات الذی عاشر الأحداث التی عصفت بالعراق وشرب من الکأس التی شرب منها الشعب حتّی الثماله، وأرسی جذور المقاومه والتصدی فی نفسیه المواطن العراقی بما ینشره من خطاب الإحیاء مقابل خطاب الموت الذی تنشره السلطه الأمریکیه وحاول فی الظروف الم تسمه بعنف دکتاتوریه صدام حسین للحفاظ علی تلاوین الحیاه ولخلق التشبث بها عند المواطن العراقی الذی کان یعانی من عنف الدکتاتوریه. یحاول هذا البحث عبر قراءه استکشافیه معتمداً علی المنهج الوصفی- التحلیلی أن یقارب الفکره المسیطره والمتکرره علی خطاب معد الجبوری ، ألا وهی فکره الموت والحیاه. ومن النتائج التی توصل إلیها البحث هو أنّ معد الجبوری یکرّس بتوظیف الرموز الطبیعیه والإکثار منها و الإشارات الحضاریه الموت الذی أحدق حیاه الإنسان العراقی وأحلامه بتجسید إضطهاده وما تمارس بحقّه الدکتاتوریه والسلطه الأمریکیه کما تکرّس فکره الحیاه وما یلفت الإنتباه هو هیمنه مسحه التفاؤل والأمل بالحیاه والعوده إلی التفتح والزهو علی الموت والإضمحلال فنری الشاعر یتشبّث بالحیاه قابضاً علی جمر الأمل والتفاؤل ذلک لأنَّ الأمل یزیل الغیاب وهو الذی بإمکانه أن یخفّف من الهمّ المتجذر فی ذاکره الوطن العربی ومن ثقل الزمان والمکان علی کاهل إنسانه ویحقق الحضور وتحقیق الحضور فی شعر معد الجبوری یأتی بفعل الموت والشهاده والموت فی سبیل الأرض عند الشاعر هو الموت البطولی الذی یحقق الحضور للأرض وإنسانها.