رمان نفرین زمین از آثار در خور توجه از لحاظ مطالعات اجتماعی (تحلیل گفتمان) مربوط به دهه 40 است. پژوهش حاضر این رمان را از دیدگاه گفتمان انتقادی براساس مؤلفه حذف در الگوی «ون لیوون» بررسی کرده است. هدف این پژوهش نمایاندن پیوند میان دیدگاه های اجتماعی و فکری با ساخت های گفتمان مدار در متون داستانی است تا اهمیت ساختارهای زبانی در ایجاد گفتمان های اجتماعی و رابطه آن با قدرت و سلطه نشان داده شود. در این گفتار با به کارگیری روش توصیف و تحلیل، براساس مؤلفه های «جامعه شناختی- معنایی» در الگوی بازنمایی کنش گران اجتماعی لیوون نحوه استفاده نویسنده از شیوه های حذف و دلایل آن را در مجموع 3600 عبارت گفتمان مدار نفرین زمین بررسی کرده ایم. نتایج پژوهش بیانگر آن است که نویسنده در این داستان با انتخاب ساختارهای خاص زبانی از جمله: جملات کوتاه همراه با انواع حذف، ترجیح ساخت های مجهول بر معلوم، استفاده از ساخت های مصدری و صفت سازی در عبارات گفتمانی سعی در پنهان سازی نقش کنشگران اجتماعی داشته و این، مستقیم با نهادهای اجتماعی و جامعه نویسنده علی الخصوص «نهاد قدرت و سیاست» مرتبط است. در نفرین زمین تأثیر مسائل سیاسی بر نهادهای اجتماعی، اقتصادی و مردمی آن دوره مشهود است و آل احمد با گزینش های زبانی و سبک خاص خود مظاهر تجدد و تحولات اجتماعی و برهم خوردن توازن قدرت را در جامعه تبیین کرده است.
حدیث غدیر از بارزترین رهنمود های پیامبر اکرم6 در امر پیشوایی جامعه بعد از رحلت آن حضرت است، در ساختار متن این حدیث که از نمونه های سخنان بلیغ ایشان به شمار می رود کاربست واژگان و سبک سخن نشانگر تعمد آن حضرت در کاربست نوعی سخن است که واکاوی این سبک، پیام های نهفته در لایه های پنهان متن را کشف می کند این جستار برآن است تا بر اساس مبانی نظری سبک شناسی و از رهگذر شیوه توصیفی تحلیلی به واکاوی سبک شناسی این خطبه در سطوح واژگانی و نحوی و آوایی برآید. از جمله رهاوردهای این پژوهش آن است که سطح زبانی حدیث غدیر؛ نوع واژگان، تکرار واک و واکه، آواهای برآمده از آن ها، سجع، جناس و مراعات نظیر سطح موسیقایی کلام را بالا برده و مایه جذابیت و اقناع گشته است.. بسامد تکرار علاوه بر ایجاد ضرب آهنگ متناسب، نشانه تأکید پیامبر اکرم6 بر اهمیت مضامین نهفته در تعبیرات تکراری؛ یعنی ابلاغ ولایت امیر مؤمنان علی بن ابی طالب7 و اقناع مخاطب است و هم چنین بررسی سطح واژگانی و نحوی نیز جایگاهی خاص را در اقناع سازی و جذب مخاطب بر عهده دارد.
اندرزنامه ها یکی از گونه های مهم ادبی در دوره ایران باستان بوده است و متون اندرزی بسیاری به ویژه به زبان پهلوی (فارسی میانه) به دست ما رسیده است. تردیدی در این موضوع نیست که اندرزهای پهلوی بر اندرزنامه های فارسی و عربی تأثیر گذاشته است، اما میزان و جهت این تأثیر می تواند موضوع پژوهش های متعدد قرار گیرد. در این پژوهش، اندرزهای فارسی خسرو انوشیروان را برای بررسی مضامین اخلاقی و مقایسه آنها با اندرز های پهلوی برگزیدیم؛ علت این امر این بود که خسرو انوشیروان یکی از شخصیت هایی است که هم اندرزنامه پهلوی از او بر جای مانده است و هم اندرزهای متعدد فارسی و عربی. نتیجه این بررسی نشان می دهد که برای مضامین اخلاقی اندرزهای فارسی انوشیروان، شواهد و مستندات دقیقی در اندرزهای پهلوی می توان یافت؛ همچنین به نظر می رسد مضمون کلی اندرزنامه پهلوی خسرو قبادان که در واقع به صورت وصیت نامه تنظیم شده است، بر پررنگ شدن مضمون گذرایی دنیا در اندرزهای فارسی و همچنین داستان جستجوی مقبره انوشیروان تأثیر گذارده است.
معرفی دقیق یک فرهنگ لغت از طریق پرداختن به ساختار آن شکل می گیرد. این پژوهش ساختار فرهنگ بهار عجم نوشته لاله تیک چند را در سه بخشِ شیوه های مدخل گزینی ، شیوه های آوردن مواد مدخل و ضبط تلفظ بررسی کرده است. پس از مطالعه کامل و دقیق این فرهنگ، در بخش نخست با ارائه آمار، نمودار و شواهد نشان داده شد که مؤلف در این فرهنگِ نوزده هزاروهفتصدوبیست ونه مدخلی، پس از ذکرِ واژه، مشتقات آن را می آورد و بر اساس «یک واژه یا ترکیب»، «قرابت لفظی و معنایی دو واژه یا ترکیب»، «قرابت لفظی و معنایی چند واژه یا ترکیب» و «امثال» مدخل گزینی می کند. این پژوهش در بخش دوم نشان داده است که از میان بیست و پنج روشِ آوردن مواد مدخل در این فرهنگ، بیشترین درصد به «معروف» اختصاص یافته که نشانه پرکاربرد بودن واژه در زبان عموم است و کمترین آن مربوط به «مشهور» است که حاکی از بی نیازی فرهنگ نویس و کاربر از توضیح این نوع مدخل هاست. در بخش سوم پس از بررسی سیر تطور شیوه های ضبط تلفظ در فرهنگ های فارسی پیش از بهار عجم ، شیوه های سه گانه ضبط تلفظ در این فرهنگ با ذکر نمونه آمده است.
بیان مسایل عادی زندگی یا مسائل جدید روز، به شیوه عاطفی و شاعرانه تأثیر بیشتری از بیان معمولی، بر خواننده می گذارد. برای ایجاد تأثیر عاطفی و تخیّل، عوامل و عناصری لازم است که به آن عوامل «صُوَر خیال» گویند. آن چه به کیفیت ویژه تجربه عاطفی شاعر و فضای ذهنی وی کمک می کند، صورت های گوناگون خیال است که به آن IMAGE یا تصویر می گویند. در واقع صورت های خیال شاعر را یاری می کند تا بتواند قدرت کلام را تا حد یک تجربه ویژه روحی افزایش دهد و امکان انتقال عواطف را به دیگران از طریق زبان فراهم آورد. تشخیص، تشبیه، حس آمیزی، استعاره، رمز، اغراق و... صورخیالی و عواملی هستند که در خیال انگیز کردن بیان و نگاه حسی و ساختن تصویر عاطفی بی تأثیر نیستند. مضامین اجتماعی- سیاسی، فرهنگی، دینی و رمانتیک با استفاده از صورخیال دلنشین تر بیان می شوند. محمدعلی بهمنی حاصل ادراکات و تأثرات شاعرانه خود را با نگاهی نو و زبان امروزی بیان می کند. ایجاد ترکیبات بدیع و نو از ویژگی های شاخص اشعار اوست. در اشعار او تصاویر زنده و تازه ای به چشم می خورد و ابداع معانی و تصاویر جدید به شعر او ویژگی خاصی بخشیده است. پژوهشگر در این مقاله ابتدا مختصری از زندگی نامه بهمنی ارائه داده، سپس به بیان صورخیال و تصاویر در شعر محمدعلی بهمنی و عناصر سازنده صور های خیال و مضامین مختلف، درشعر او پرداخته است. و پس ازآن تصویر ها و مضامین شعر بهمنی- موضوعاتی که کاربرد بیشتری دارند مانند تصاویری از روز، شب، طلوع و غروب و...- مورد بررسی قرار می گیرند.
باباطاهر همدانی، شاعر نام آشنای ادب فارسی در قرن پنجم است که به دلیل متصل نشدن به جریان شعر درباری روزگار خود، و عریان مانند از همه تعلقات دنیوی، آن گونه که بایست در نظام پژوهش های ادبی ما به او توجه نشده است، هرچند که عامه مردم، شعرهای بسیاری را از او به یاد و خاطر خویش دارند. در مقاله حاضر، میزان تأثیرگذاری این شاعر را در شعر شاعران پس از خود- به ویژه در دوره سبک عراقی- از سه زاویه ترکیب سازی، شباهت های لفظی و همانندی های معنایی نشان داده ایم. اگر حتی این همانندی ها از روی «توارد» هم باشد، باز نشان می دهد که فکر و بیان باباطاهر از گونه ای است که در شعر دوره بعد، مورد توجه و به کارگیری شاعران دیگر هست.
وحشی بافقی، در بافق یزد بالیده و پرورش یافته و حضور دو پادشاه صفوی را در مسندِ قدرت درک کرده است. درگذشتِ مؤسس این سلسله؛ یعنی شاه اسماعیل صفوی، با تولد وی در سال930 ه .ق اتفاق افتاده است. چند روایت گوناگون از مرگ وحشی وجود دارد و با تأسف باید گفت که هیچ پژوهشی درباره چیستی و چگونگی مرگ در نگاه وی صورت نگرفته است. چنین پژوهشی مشخصاً می تواند برخی از ابهامات را راجع به چراییِ «چندگزاره» بودنِ مرگ وحشی، برطرف کند. به عبارت روشن تر، چرایی و چگونگی مرگ در نگاه وحشی، در هاله ای از ابهام فرو رفته و سبب شده تا چند گزاره درباره مرگ وحشی مطرح شود. چنین به نظر می رسد که در بررسی این «چگونگی» و «چرایی»، از توجه به برخی از اشعار و یا روابط وحشی غفلت شده است. این نوشتار، در تلاش است تا به شکلی مشخص، گزارش های متفاوتی را که از چرایی و چگونگیِ مرگ وحشیِ بافقی در دست است، بررسی کرده، برخی از نکات مورد غفلت را یادآوری کند.
«اغراض السّیاسه فی اعراض الریاسه» تألیف ظهیری سمرقندی به دلیل داشتن آموزه های سیاسی، اجتماعی، حکمی، تعلیمی، اخلاقی، آداب مملکت داری و شیوه های حکمرانی در میان متون کهن نثر فارسی ممتاز و برجسته شده است. آموزه های گوناگون وکاربردی این کتاب سبب شده است این اثر بارها به دست کاتبان نسخه نویسی شود و در نتیجه این امر تصحیفات و تحریفات بسیاری به متن آن راه پیدا کرده است. جعفرشعار با در اختیار داشتن چهار نسخه خطی از «اغراض السّیاسه»، اما بدون استفاده از همه آن ها (به ویژه نسخه خطی مشکوه) به تصحیح و چاپ آن اقدام و در بسیاری از موارد اختلاف نسخه ها را نیز ذکر کرده و مسامحه در امانت داری نسبت به نسخه های خطی به ویژه نسخه اساس، شتاب زدگی در تصحیح و چاپ این اثر و همچنین ضعف و سهل انگاری در حروف چینی، تصحیفات، تحریفات و لغزش های دیگری را به متن این کتاب وارد کرده است. نگارندگان در این مقاله از طریق مقابله متن چاپ شده اغراض السّیاسه با نسخه اساس و نسخه مشکوه و به مدد مقایسه جملات و عباراتی از آن با آثار دیگر ظهیری سمرقندی (سندبادنامه و به ویژه اثر ناشناخته غره الالفاظ و نزهه الالحاظ) وهنجارهای سبک شناختی نویسنده به بررسی و تصحیح چند تصحیف، تحریف و لغزش در متن چاپ شده اغراض السّیاسه می پردازند.
تحاول هذه الدارسه إلقاء الضوء على صوره الشخصیه المثقفه فی القصه القصیره الإیرانیه، وذلک من خلال الترکیز على المجامیع القصصیه للکاتبه الإیرانیه گلی ترقی، وهی "أنا أیضاً غیفارا"(من هم چگوارا هستم) (1348ش/ 1969م)، و"الذکریات المبعثره" (خاطره های پراکنده) (1371ش/ 1992م)، و"مکان آخر" (جایی دیگر) (1379ش/ 2000م)، و"عالمین" (دو دنیا) (1381ش/ 2002م)، "الفرصه الثانیه" (فرصت دوباره) (1393ش/2014م). وتسعى الدراسه إلى تقسیم الشخصیات المثقفه إلى فئات حسب رؤى هذه الشخصیات وأقوالها، ومواقفها من الجمهور والسلطه، وما تتلقاه من ردود تنبثق من مجابهه بین قطبی ما یسمى بثنائیه الأصاله والحداثه. کما تکشف الدراسه عن غیاب النضج المعرفی لدى الشخصیه المثقفه وتأرجحها بین القطبین الحداثه والأصاله بوصفهما سمتین أساسیتین لهذه الشخصیه. کما تراءى للباحثین أن الشخصیات المثقفه فی قصص ترقی القصیره تضطر فی کثیر من الأحیان إلى إداره ظهرها إلى قناعاتها الفکریه الحداثیه، لأسباب أهمها: القمع الذی تمارسه السلطه السیاسیه والشارع ضد هذه الشخصیه، وخضوعها لاستمراریه الحیاه، وتفضیل مصالحها الشخصیه على هواجسها الإصلاحیه. وانقسمت الشخصیات المثقفه فی ضوء ما تقدم إلى (1) الشخصیه التی لا یهمها مصیر المجتمع، (2) الشخصیه المهمشه، (3) الشخصیه الخائنه لقناعاتها، (4) الشخصیه العاجزه عن الارتباط بالناس.
روایت شناسی تطبیقی دانشی است که با کمک آن می توان روایت های مختلف را، از سراسر جهان با زبان و فرهنگ و جزئیات مختلف، با یکدیگر تطبیق و مقایسه کرد و نقاط شباهت و اختلاف آن ها را برکاوید. در این جستار، پژوهنده می کوشد با استفاده از نظریه روایت شناسی تطبیقی تزوتان تودوروف، شش روایت متفاوت با بن مایه اصلی اتهام و تبرئه را از نقاط مختلف سراسر جهان با یکدیگر مقایسه کند. نویسنده بر آن است که به این پرسش پاسخ دهد که آیا این روایت ها از نظر منطق روایی و دستور زبان روایت با یکدیگر مشابه اند یا خیر. این شش روایت عبارتند از: تنس و فیلونوم، کریستیانو و گادلیندا، هرولف کراکا، یوسف و زلیخا، یین کیائو و سوتاکی، شاهزاده و کنیزک. درنهایت یافته های تحقیق این فرض را تقویت می کند که این شش روایت به رغم تفاوت های ظاهری و جزئی، دارای دستور زبانی مشترک و یکسان هستند و با یکدیگر شباهت دارند. همچنین ویژگی های این روایت ها با توجه به نوع گزاره های آنان مشخص می شود.
تا چه اندازه آثار ادبی، به ویژه در قرن نوزدهم فرانسه، از هنر نقاشی تأثیر گرفته اند؟ آیا می توان این تأثیرپذیری را به طور نمونه در رمان مانت سالمون، اثر برادران گنکور جستجو کرد؟ بررسی این رمان، به درستی گویای این الهام هنری است و به خوبی نشان می دهد که چگونه این رمان به تدریج در ذهن نویسنده از تأثیرات نقاشی شکل گرفته و زاده شده است. در طول اعصار، همواره ادبیات و نقاشی بر یکدیگر تأثیرمتقابل گذاشته و آفرینش های ادبی و تصویری از تقابل میان متن و تصویر سود جسته اند، اما از قرن نوزدهم به بعد، نقاشی بیش از هر زمان دیگری بن مایه آثار ادبی گردید. مانت سالمون که رمانی است درباره یک نقاش شکست خورده، از جمله این آثار است. این رمان با نقاشان مناظر در فضای باز، سرو کار دارد و توصیف های آن شبیه نقاشی است و سبک آن در پی آن است تا تأثیرات نقاشی را بازآفرینی کند. برادران گنکور کوشیده اند با تمهیداتی در شیوه نگارش، ویژگی های نقاشی را در زمینه زبان، تعبیرو تفسیر کرده و آن را به کار گیرند. هدف این مقاله دنبال کردن رد پای نقاشی در رمان مانت سالمون است و این که نقاشی در خلق این رمان، قطبی الهام بخش و تأثیرگذار بوده، موضوعی است که سعی شده در این مقاله به آن پرداخته شود.
سروده های ویلیام کارلوس ویلیامز به دلیل تصویرسازی زیبا و کارآمد و نیز ایجاز آن مشهور است. دستاورد شعری ویلیامز تنها در طول چند مصرع، چیزی شبیه به معجزه است. پیوند نزدیکی که این شاعر با جهان پیرامونش بنیان می گذارد، در حالی که به نظر می رسد اهمیت چندانی نداشته باشد، فضایی از امر شگرف را بر شعرهای او حاکم می کند؛ هرچند این احساس شگفتی و حیرت در شعرهای ویلیامز از موضوعاتی مجلل، خارق العاده، و بی کران سرچشمه نمی گیرد. ویلیامز به آشناترین، عادی ترین و ساده ترین لحظات زندگی روزانه، رنگ و بویی متعالی می بخشد. یافتن ویژگی های شگرف در عادی ترین مسائل و اشیاء زندگی مفهومی است که «شِگرفِ خُرد» نامیده می شود. این پژوهش با ترسیم نظریه های موجود پیرامون مفهوم امر «شگرف» (امر والا) و همچنین تعالی گرایی رمانتیک و ژانر هایکو می کوشد تا چگونگی این تعالی، شگفت انگیزی، و شگرف سازی سروده های ویلیامز را بررسی کند. در این راستا به نظریات ادموند برک و امانوئل کانت و نیز نظریه های متاخر درباره امر شگرف اشاره خواهد شد و در کنار آنها از نظریه های ویلیامز نیز بهره خواهیم گرفت.
موسیقی شعر مجموعه ای از وزن عروضی،هماهنگی های صوتی و آوایی، و ردیف و قافیه را شامل می شود که با عنوان موسیقی بیرونی،موسیقی درونی و موسیقی کناری شناخته شده اند .هر کدام از این موسیقیهای چندگانه شعر ، علاوه بر غنای موسیقیایی شعر و آهنگین ساختن آن کارکردهای دیگری نیز برعهده دارند،که یکی از اساسی ترین این کارکردها کمک به انتقال مفاهیم و القاء معانی و اندیشه مورد نظر شاعر است.به این معنی که شاعر با بکارگیری اوزان مناسب،هماهنگیهای صوتی و آوایی کلمات ، ردیف و قافیه در پی انتقال اندیشه و مضمون و عاطفه مورد نظر خود است.در این میان نقش قافیه نیز برجسته است ،به این صورت که قافیه به عنوان یکی از انواع موسیقی شعر-موسیقی کناری-در انتقال معانی و مفاهیم نقش ویژه ای برعهده دارد و شاعران بزرگ، از این کارکرد قافیه در انتقال مفاهیم نهایت استفاده را برده اند و بدین صورت در شعر خود ،نوعی هارمونی و هماهنگی که خود مایه زیبایی و درخشش اثرشان شده است ، خلق کرده اند.در این مقاله به اهمیت قافیه در شعرمعاصر و نقش آن در انتقال مفاهیم مورد نظر شاعر و القاء احساس و عاطفه و اندیشه شاعر خواهیم پرداخت .
آیین قربانی، به عنوان رفتاری دینی اجتماعی ازجمله آیین های کهنی است که در میان اقوام مختلف به شیوه های گوناگون وجود داشته است. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی می کوشد به تحلیل قربانی های حیوانی در متون نظم روایی (تا قرن هفتم) بپردازد. نتایج پژوهش، نشان می دهد که تعدیل قربانی های انسانی به قربانی های حیوانی از آثار نیک پایه گذاران ادیان الهی است. در متون مختلف ادب فارسی، اغلب حیواناتی مانند: گاو، شتر، گوسفند، اسب و گاه مادیان، گورخر، الاغ و ماکیان به مناسبت های گوناگونی مانند بلاگردانی، دفع نحوست و چشم زخم، شکرگزاری، کامیابی در اُمور، تولّد فرزند، تقویت روان مرده، دفع جادو و ابطال طلسم قربانی می شوند. آیین قربانی در متون حماسی و عرفانی به طور یکسان بازتاب یافته است، اما در متون غنایی با توجه به فضای عاشقانه این متون، اغلب سخن از تقدیم و بخشیدن حیوانات به معابد و آتشگاه ها است و به ندرت از ریختن خون حیوانات سخن می رود و نمود برجسته ای ندارد. نظریات بلاگردانی فریزر و خشنودی ایزدان از بویس و تایلور در تحلیل مصادیق قربانی، کارآمدتر و انعطاف پذیرتر از سایر نظریه ها در این باره است.
متون و اشعار تعلیمی یکی از گسترده ترین و رایج ترین ژانرهای ادب فارسی است که گاه به صورت اثری کاملاً مستقل است. رساله انیس الطالبین محمد بن محمود فارس، از جمله آثار مشحون از آموزه های تعلیمی است. این رساله که یکی از آثار نفیس متعلق به سده یازدهم هجری است و در شمار متون ارزشمند اخلاقی حکمی فارسی جای دارد، تاکنون گمنام مانده است. این رساله مشحون از مضامین و معانی تعلیمی و حکمی فراوانی است که نویسنده، آن را به اقتضای زمینه انفعالی و ذوقی به کار برده است. نگارندگان در این پژوهش بر آن اند تا ضمن معرفی اجمالی رساله انیس الطالبین، تأثیر آموزه های اخلاقی به کاررفته در این رساله را در ذهن و درون مخاطب بررسی کنند. نتایج پژوهش حاکی از این است که نویسنده فردی آگاه بوده که با اصول روان شناختی آشنایی داشته و به اقتضای موقعیت از شگردهای مختلف تشویق، ترغیب، حکایت و تمثیل و استدلال و... بهره گرفته است.