ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۴۱ تا ۱٬۱۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۱۴۱.

التفات روایی در مجالس سبعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۹
متون ادبی، تجلّی نگاه ها و نگرش های خاص خالق آن در بیان های ویژه است. یکی از شگردهای ادبی کردن کلام، التفات است که این صنعت بر اساس آرای جاناتان کالر (و نه بر اساس آرای سنّتی ادبیات فارسی) سطوحی به خود می گیرد که آن را به زمان حال گفتمانی پیوند می دهد. در این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای به بررسی و تحلیل مجالس سبعه از مولوی بر اساس صنعت التفات پرداخته شده است. داده های پژوهش حاکی از آن است: التفات، کلید درک بخش مهمی از قدرت تأثیرگذاری کلام مولوی در مجالس سبعه است که در خدمت شرح و تبیین نظام فکری مولوی قرار گرفته است. با توجّه به بُعد وعظی و تعلیمی مجالس سبعه، سطح اول التفات برجستگی بیشتری دارد که از طریق آن، شنونده را از حالت انفعال خارج و در فضای معنوی و دراماتیک سهیم می کند. سطح دوم و سوم، جهان بینی وحدت وجودی مولوی را نشان می دهد که تمام مخلوقات در آن، دارای شعور هستند و حق حیات دارند. در سطح چهارم، بیقراری و شوریدگی مولوی و در سطح پنجم، نفس و خودآگاهی بیشتر تجلی پیدا کرده است.
۱۱۴۲.

تحلیل حرکت های روایی منظومه دِوَلرانی و خضرخان اثر امیرخسرو دهلوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۹
ابوالحسن امیرخسرو دهلوی شاعر و عارف نامدار پارسی زبان هندوستان در سال 651 ق. در هند زاده شد و به سال 725 ق. در دهلی درگذشت. اهمیت امیرخسرو در ادبیات فارسی بیشتر بدان سبب است که وی نخستین پیرو خمسه سرایی نظامی گنجوی است و به بهترین نحو از عهده این پیروی برآمده است. گرچه موضوع داستان های خمسه امیرخسرو نیز به تقلید از نظامی انتخاب شده است، اما در میان مثنوی های وی «دول رانی و خضرخان» موضوعی خاص دارد و حکایت عشقی واقعی و تاریخی است که از نظر ساختار و محتوا با دیگر داستان های وی متفاوت است. ساختار بیان یک کلیت است ؛ یعنی اجزای آن دارای هماهنگی و هم بستگی ِ درونی هستند. در تحلیل نهایی ، عناصر یک ساختار، دیگر زندگی و تکامل مستقلی ندارند؛ آن ها چون درون ساخت یا نظام قرار گرفته اند، کارکردهای تازه ای می یابند که این کارکردها تابع قواعد و قوانینی هستند که الگوی ساختاری اثر را نیز تعیین می کنند. ما در این نوشته در پی آن بودیم تا با آموزه های تحلیل ساختار و محتوا به بررسی این منظومه بپردازیم. نتیجه اینکه پایان این قصه، با خویشکاری های پایانی پراپ تفاوت زیادی را نشان می دهد؛ نوع روایت امیرخسرو دهلوی خاتمه قابل تأملی دارد که برخلاف روایت های مورد بررسی پراپ داستان با ازدواج، پایان خوش و دریافت پاداش به پایان نمی رسد. پایان داستان نه تنها مرگ جسمانی، بلکه مرگ آرمان عشق، اخلاق و انسانیت در برابر قدرت است و این نقطه بزرگ تفارق قصه با زندگی واقعی است.
۱۱۴۳.

تحلیل «فرودستی استعمارزده» درنثرهای نمایشی برگزیده بر اساس نظریه گایاتری اسپیواک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۶
زمینه / هدف: گایاتری اسپیواک مفهوم فرودستی را در مطالعات پسااستعماری به معنای «فرودست استعمارزده» به کار گرفت؛ او معتقد بود نظریات منتقدانی چون فوکو و دریدا هم نمی تواند مانع شنیدن صدای واقعی فرودستان شود. از این رو صدای فرودست یا مصادره می شود یا به سکوت واداشته می شود. روش/ رویکرد: این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر نظریه فرودستی گایاتری اسپیواک، به بازخوانی سه نمایشنامه «موسیو ژوردان»، «ستارگان فریب خورده» و «جعفرخان از فرنگ برگشته» می پردازد. این آثار با بهره گیری از عناصر فرهنگ عامه چون زبان عامیانه، طنز، مناسک آیینی و باورهای خرافی، بازتاب دهنده وضعیت فرودستانی اند که صدای آنان در گفتمان مسلط خاموش یا تحریف می شود. در این نمایشنامه ها، زنان و طبقات فرودست نه به مثابه سوژه ای مستقل، بلکه به عنوان ابژه قدرت بازنمایی می شوند؛ با این حال از خلال کنش های نمادین، زبان کنایه ای و مقاومت های فرهنگی، عاملیتی پنهان و غیرمستقیم بروز می یابد. یافته ها / نتایج: نتایج تحلیل نشان می دهد که فرهنگ عامه در این متون نقش میانجی میان سلطه و مقاومت را ایفا می کند: از یک سو سازوکارهای سلطه گفتمانی را بازتولید می کنند و فرودستان را در موقعیت سکوت تحمیلی قرار می دهد و از سوی دیگر امکان نوعی مقاومت نمادین و دفاع فرهنگی از پایین را فراهم می سازد. بدین سان نمایشنامه های مورد بحث، ضمن نقد سلطه استعماری و مردسالارانه، ظرفیت فرهنگ عامه را برای بازنمایی صداهای به حاشیه رانده و مقاومت های خرد برجسته می کنند.
۱۱۴۴.

La Sémiotique du Silence: Lecture articulée du Masnavi de Rûmî (Peirce et Greimas)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۴
Contrairement à l’idée répandue qui réduit le silence à une absence ou à un simple vide, il importe d’envisager celui-ci comme unélément constitutif du langage et du discours. Dans le Masnavi de Jalâl od-Din Rûmî, figure majeure du soufisme et de la littérature persane, le silence apparaît non pas comme une négation de la parole, mais comme une composante essentielle de la production du sens. L’objectif de cette recherche est d’analyser les fonctions sémiotiques du silence dans le Masnavi et de montrer son rôle fondamental dans la dynamique discursive et spirituelle de l’œuvre. La présente étude relève de la recherche théorique et descriptive, fondée sur une analyse textuelle et sémiotique. Elle mobilise la grille conceptuelle de la sémiotique peircienne, articulée avec la sémiotique discursive, pour examiner le fonctionnement du silence dans le discours mystique de Rûmî. L’approche repose principalement sur l’étude des passages du Masnavi où le silence est explicitement évoqué ou se manifeste implicitement à travers la rétention de l’énonciation, les interruptions narratives ou les injonctions au mutisme. Les résultats montrent que le silence, loin d’être neutre, constitue un signe pluriel et dynamique. Il assume différentes valeurs sémiotiques (icône, indice, symbole) et s’articule aux autres signes matériels et discursifs pour former une chaîne interprétative continue. Sur le plan plus spécifique, il apparaît comme une présence signifiante, à la fois linguistique et spirituelle.
۱۱۴۵.

همزه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۵۴
همزه تحت تأثیر جایگاه واجی، سیاق و سرعت گفتار تظاهر آوایی مختلف دارد و در مقایسه با همخوان های دهانی بیشتر در معرض حذف و کاهش قرار می گیرد. از نظر آوایی، همزه یک انفجاری بی واک چاکنایی است و در توصیف واجی آن فقط مشخصه چاکنای منقبض تمایزدهنده است. هدف این مقاله توصیف و تبیین یکپارچه ای از واج گونه های همزه در چارچوب نظریه بهینگی است. برای این منظور، با استفاده از یک واژگان، همزه در 5 جایگاه ساختاری شامل اول کلمه، بین دو واکه، پایانه هجا، ابتدای تکواژ غیرفارسی و فارسی در کلمات مرکب، و در گونه های رسمی و غیرتأکیدی، رسمی و تأکیدی، و غیررسمی بررسی شده است. عامل اصلی فرایندهای واجیِ همزه محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» است که از رهگذر فرایندهای حذف، کاهش و جایگزینی در تلفظ کلمات تظاهر آوایی پیدا می کند. سرانجام دستور تلفظ همزه برای گونه رسمی تأکیدی و غیرتأکیدی و گونه غیررسمی به صورت رتبه بندی محدودیت ها و در چارچوب رویکردهای دستورهای چندگانه و دستورهای مرتب پاره ای به دست داده شده است. در دستور گونه رسمی تأکیدی و غیرتأکیدی که به تلفظ همزه وفاداری بیشتری دارد، محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» دارای  پایین ترین اولویت در رتبه بندی و در دستور گونه غیررسمی که به تلفظ همزه وفادار نیست، محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» دارای  بالا ترین اولویت در رتبه بندی محدودیت هاست.
۱۱۴۶.

نگاهی به رده شناسی تکیه کلمه بر پایه فراگیری و پردازش زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۲۷
تکیه کلمه را می توان از دید الگوریتم های پردازش و فراگیری زبان بررسی کرد، الگوریتم هایی که زبان را به عنوان توالی پیوسته ای از سیگنال صوتی تحلیل می کنند، نه براساس مجموعه ای از کلمات و تکواژهای ازپیش برچسب خورده. این دیدگاه، با در نظر گرفتن ویژگی ها و محدودیت های شناختی نوزادان، ابعاد جدیدی را از پیچیدگی مواجهه با پدیده های زبانی آشکار می سازد. در این مقاله، تکیه کلمه را براساس الگوریتم های واقع گرایانه فراگیری نوزادان از گفتار پیوسته بررسی کرده و به چالش هایی می پردازیم که در رویکردهای سنتی، که تکیه را براساس صورت های واژگانی و برچسب های صرفی و نحوی توصیف می کنند، مطرح نمی شوند. ابتدا به معرفی مدل شناختی پپرکمپ و دوپو برای فراگیری و پردازش تکیه و تمایزات واجی پرداخته و مفروضات آن را در زمینه رده شناسی تکیه مرور می کنیم. سپس، تفاوت های مشاهده پذیری و دسترسی الگوریتم های یادگیری تکیه را در زبان های مختلف با تکیه های پیش بینی پذیر از لحاظ واجی بررسی می کنیم. در این راستا، تفاوت مهم میان پیش بینی پذیر بودن تکیه از لحاظ واجی و صرفی بحث خواهد شد. در ادامه، چالش های خاص زبان فارسی را مورد توجه قرار داده و سؤالات مهمی را برمی شماریم که تکیه این زبان برای الگوریتم های فراگیری تکیه مطرح می سازد. در نهایت، پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی ارائه می دهیم، پیشنهادهایی که بر همکاری میان رشته ای، جمع آوری داده های واقع گرایانه مقیاس گسترده، و استفاده از مدل های یادگیری ماشین خودنظارتی تأکید دارند.
۱۱۴۷.

بررسی اشتراکات و ارتباط رباعیات برخی مجموعه ها و رباعی نامه های کهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۲۹
گردآورندگان برخی از سفینه های شعری، علاوه بر دیوان شاعران، از سفینه ها و مجموعه های دیگر نیز به منزله منبع استفاده می کرده اند. با بررسی تطبیقی محتویات این منابع می توان اشتراکاتی را یافت که حاکی از این مسئله است. در پژوهش حاضر با بررسی رباعیات عطار نیشابوری در مونس الاحرار و مختارنامه و فصولی که این رباعیات در آن آمده، نشان داده شده است که احتمالاً جاجرمی در تدوین کتاب خود، مختارنامه را پیش چشم داشته و از آن به منزله منبع استفاده کرده است. همچنین، با بررسی شکل فصل بندی و رباعیات مشترک رباعی نامه مجموعه شماره 2051 کتابخانه ایاصوفیا و نزههالمجالس، نشان داده شده است که احتمالاً گردآورنده مجموعه ایاصوفیا در فصل بندی مجموعه رباعیات خود از نزههالمجالس الگوبرداری کرده و در انتخاب و نقل رباعیات، از گزیده جمال خلیل شروانی در کنار منابعی دیگر، بهره برده است. سفینه کهن رباعیات و مجموعه شماره 487 کتابخانه لالااسماعیل دیگر منابعی هستند که رباعیات مشترک آنها در این مقاله بررسی شده است. با بررسی رباعیات فخرالدّین مبارکشاه و چند رباعی مشترک دیگر در این دو منبع نشان داده شده که عبدالکریم بن اصیل جاربردی که یکی از کاتبان مجموعه لالااسماعیل بوده است و گردآورنده سفینه کهن رباعیات، احتمالاً در گزینش برخی رباعیات از منبعی مشترک استفاده کرده اند.
۱۱۴۸.

دگردیسی، مجازات، و بدن گروتسک: خوانشی نمادین از «شلغم میوه بهشته»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۲
در باورهای عامیانه، بدشکلی بدن (گروتسک) به عنوان بازنمایی انحراف از هنجارهای اجتماعی، همواره در تقابل با مفهوم خیر ظاهر می شود. براین اساس هرگونه پندار، گفتار، و کردار پلید به صورت نقصان عضوی تجسد می یابد؛ ولی در ادبیات کلاسیک، بدن گروتسک تنها نمود کهن الگوی شر نیست؛ بلکه لایه های پیچیده ای از مفاهیم نفرین، پوچی، طرد شدگی، و بحران هویت را در بر می گیرد و بستری برای نقد ساختارهای اخلاقی و نظام های سرکوبگر فراهم می آورد. در این مقاله با تحلیل رمان شلغم میوه بهشته از علی محمد افغانی، تلاش می شود به روش توصیفی- تحلیلی و در پرتو نظریه های باختین، و لکان، مفاهیم بدن گروتسک با توجه با نمادهای مرتبط تبیین شود. مقاله نشان می دهد که چگونه شکست نظم نمادین - زبان و فرهنگ- در بازنمایی تجارب عمیق و غیرقابل بیان، به ظهور بدن هایی گروتسک و واژگونی مرزهای بین حیات و مرگ، انسان و غیرانسان منجر می شود. همچنین، با نقد مفاهیم کارناوال و مرحله آینه ای لکان، تعامل پیچیده میان سه مرتبه امر نمادین، امر خیالی و امر واقع تحلیل شده و تأثیر آن بر شکل گیری هویت و تجربیات تروماتیک فرد و جامعه موردبحث قرار گرفته است. بدن گروتسک در این رمان نمادی از آگاهی غیرمجاز و همچنین شکنندگی و ضعف انسان دربرابر حقیقت است.
۱۱۴۹.

نقد ترجمه عربی اشعار فروغ فرخزاد بر پایه نظریه هنجارمحور توری و رویکرد معنایی – ارتباطی نیومارک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۰
ترجمه ی شعر یکی از پیچیده ترین شاخه های ترجمه است که مستلزم انتقال دقیق معنا، تصویرهای شعری و ویژگی های زیبایی شناسانه از زبان مبدأ به زبان مقصد می باشد. این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی، به بررسی ترجمه ی عربی گزیده ای از اشعار فروغ فرخزاد در کتاب مختارات من الشعر الفارسی الحدیث، اثر محمد نورالدین عبدالمنعم، می پردازد. چارچوب نظری پژوهش، مبتنی بر دو نظریه است: نظریه ی هنجارهای گیدئون توری و نظریه ی ترجمه ی معنایی و ارتباطی پیتر نیومارک. توری با دسته بندی هنجارهای ترجمه به سه نوع آغازین، مقدماتی و عملیاتی، به نقش عوامل زبانی و فرهنگی در روند ترجمه می پردازد؛ در حالی که نیومارک میان دو رویکرد ترجمه ی معنایی (وفادار به متن مبدأ) و ترجمه ی ارتباطی (متمرکز بر مخاطب مقصد) تمایز قائل می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که ترجمه ی بررسی شده عمدتاً از رویکرد ارتباطی نیومارک پیروی کرده و با بومی سازی عناصر زبانی و فرهنگی، در پی انتقال پیام اشعار به مخاطب عرب زبان بوده است. با این حال، در برخی مواضع، انتقال کامل معنا و ظرافت های زیبایی شناسانه محقق نشده است که این امر، بیانگر چالش ها و محدودیت های ذاتی ترجمه ی شعر می باشد. این مطالعه، بر ضرورت بهره گیری آگاهانه از نظریه های ترجمه در ارتقاء کیفیت ترجمه های ادبی، به ویژه در حوزه ی شعر، تأکید می ورزد.
۱۱۵۰.

شعر نو: دیالکتیک و معنا نگرشی ساختارگرایانه به شعر نو فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۱۹
دیالکتیک کلمه ای کهن است، که در طول تاریخ و در مباحث مختلف با معانی متفاوت به کار رفته است. یکی از معانی دیالکتیک که در جستار حاضر مبنای پژوهش قرار گرفته، فرایندی است، که از سازش اضداد چیز جدیدی پدیدمی آید و تجمیع دو نقیض به موجود یا مفهوم سومی دلالت می کند. بر این مبنا در جستار پیش رو تعداد پانزده سروده از نیما و شاعران پس از وی بررسی و تحلیل شده است. جامعه نمونه یادشده از میان سروده های برجسته ای همچون «آی آدم ها» و «زمستان» برگزیده شده اند، که حتی المقدور هم از شاخص های شعری قابل تعمیم به اکثر اشعار نو و پسانیمایی برخوردار باشند و هم انواع مختلف اجتماعی، عرفانی و فلسفی به شیوه های متفاوت مناظره و منولوگ های مختلف را دربربگیرند. بررسی ها نشان می دهد، سرایندگان، فرایند دیالکتیک را در مقیاسی گسترده برای پیام رسانی و معنی سازی ثانویه سخن به کار بسته اند، هر چند در تلفیق و سازش متضادها، حسب سلیقه و سبک سراینده و اقتضای موضوع سروده، از امکانات زبانی و معنایی متفاوت بهره جسته اند. این امر، انواع سروده های نو را واجد ریخت و ساختار مشابهی مبتنی بر سه رکنِ تز، آنتی تز و سنتز می سازد. تأمل خواننده در این ساختار دیالکتیک می تواند، ورود وی به ژرف ساخت معنایی سروده (سنتز) را از مسیر ترکیب مفهوم آفرین و معناسازانه دو رکن بیرونی (تز و آنتی تز) تسهیل نماید.
۱۱۵۱.

نقد اسطوره شناختی شعر «لوح» از شاملو بر مبنای نظریه اسطوره های مدرن ارنست کاسیرر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۵
شعر «لوح» یکی از سروده های شاملو است که در آن نمادهای کتابهای مقدس، همچون کنشگران سیاسی به تصویر کشیده می شود. در این مقاله، سعی شده است این شعر با کاربست نظریه اسطوره های مدرن ارنست کاسیرر تحلیل شود. نتایج تحلیل نشاندهنده این است که در «لوح»، اسطوره ها کارکردی نو دارد. شاعر در این شعر، دو نماد عیسی و موسی (علیهما السلام) را در هم می آمیزد و قهرمانی نو را خلق می کند. این قهرمان، گرایشهای مارکسیستی دارد و در پی به فرجام رساندن حرکت تاریخ و محقق ساختن جامعه آرمانی خویش است.
۱۱۵۲.

کاربست نظریه «هژمونی فرهنگی» در رمان طریق بسمل شدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۰
طریق بسمل شدن از رمانهای مدرن محمود دولت آبادی، که در زمره پرفروشترین آثار داستانی دهه نود قرار گرفت، ماجرای درگیری نیروهای ایرانی و عراقی در جنگ تحمیلی است که در نقطه ای مرزی به نام «تپه صفر» به روایت درمی آید و کم کم به صحنه طرح افکار و باورهای قومی و نژادپرستانه پارس و عرب تبدیل می شود. نویسنده با ارتباط دادن زنجیره ای از شخصیت های تاریخی خاص به هم، گفتمانی هژمونیک می آفریند و ارزشهای انسانی را در قالب مفاهیم قومیتی برجسته می کند؛ به این منظور، بارها به روایات تاریخی ایران از زمان ظهور اسلام تا میانه قرن سوم هجری می پردازد. براساس نتایج پژوهش، که به روش توصیفی تحلیلی انجام یافته، بهره گیری از گفتمان ملی گرایی، اشاره به برهه ای دلالتمند از تاریخ سیاسی، تحریف روایات تاریخی از زبان قوم عرب به منظور تحریک احساسات ناسیونالیستی و استفاده از رمزگانهایی همچون قلم، شمشیر، ماده شیر و کبوتر در اسطوره سازی از چهره های ملی گرای سردمدار جنبشهای انقلابی ایران از جمله مهمترین ابزارهای هژمونیک در جذب مخاطب و القای مفاهیم ملی گرایانه بوده است؛ بدین ترتیب، تحلیل ساختار هژمونیک رمان براساس آرای استوارت هال، نظریه پرداز مطالعات فرهنگی، رمزگانهای استعاری متن را آشکار می سازد.
۱۱۵۳.

بررسی الگوی نشانه شناختی پیرس در زبان عرفانی عبدالرحمن اسفراینی در کاشف الاسرار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۹۶
روش های مختلف نقد ادبی نوین به متون فارسی کمتر توجه شده است. این در حالی است که این متون می توانند به عنوان بستری مناسب برای بررسی نظریه ها و کشف رویکردهای جدید در تفسیر زبان ادبی مورد استفاده قرار گیرند. یکی از این روش های نقد، استفاده از نشانه شناسی است. مقاله حاضر به بررسی الگوی نشانه شناختی چارلز سندرز پیرس، یکی از بنیان گذاران نشانه شناسی در زبان عرفانی عبدالرحمن اسفراینی در کاشف الاسرار می پردازد. نشانه شناسی پیرس به عنوان یک چارچوب نظری قدرتمند برای فهم و تحلیل نشانه ها و فرایندهای معناآفرینی به کار گرفته شده است تا شیوه های معناآفرینی و ارتباطات نمادین در متون عرفانی اسفراینی بررسی شود. این الگو، سه نوع نشانه اصلی شبیه سازی، ارتباط مستقیم و ارتباط قراردادی را معرّفی می کند. نویسنده در این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانه ای به بررسی و تحلیل انواع نشانه های آیکونیک، نمایه ای و نمادین در این اثر و چگونگی انتقال مفاهیم عرفانی و تأثیر آن ها بر خواننده پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که زبان عرفانی اسفراینی از الگوهای پیچیده و چندلایه ای برای بیان تجارب و مفاهیم عرفانی بهره می برد که به کمک چارچوب نشانه شناختی پیرس قابل شناسایی و تحلیل است. این تحلیل ها نشان دهنده تعامل عمیق میان فرم و محتوا در متون عرفانی و نقش بسزای نشانه ها در تسهیل درک و تجربه های معنوی است و تلاش می کند تا با بهره گیری از چارچوب نظری پیرس، به تحلیل دقیق تر و جامع تری از زبان و نشانه های عرفانی در اثر عبدالرحمن اسفراینی بپردازد و بدین وسیله فهم عمیق تری از روش های بیان و انتقال مفاهیم عرفانی فراهم آورد.
۱۱۵۴.

مسأله اضطراب مرگ در شعر و اندیشه حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۹۰
انسان تنها موجود شعورمندی است که بر امر اعتباری زمان آگاهی دارد. در نتیجه درک زمان آدمی می فهمد وجودش تحلیل خواهد رفت. مسأله درک «زمان» و «مرگ» یکی از جدّی ترین مسائل بشر از عهد «گیلگمش» تا اکنون بوده است. مردم عادی، زمان و اضطراب مرگ را «احساس» می کنند ولی فیلسوفان و شاعران می کوشند آنها را در چارچوب های استدلالی یا دریافت های شاعرانه بازسازی زبانی کنند. حافظ با بیان شاعرانه ولی با رویکردی معرفت اندیشانه با دو مقوله مذکور مقوله زمان درگیر می شود. در نوشتار حاضر، مسأله زمان و اضطرابِ مرگ را در منظومه فکری حافظ کاویده ایم. حافظ، به عنوان شاعری حکیم تناهی و مرگ را نه در زمانی دیر و دور، بلکه در ذات هستی و وجود آدمی می یابد و دلهره مرگ را اضطرابی مهیب و نابودگر می داند و بعد از این درک، برای کاستن از رنجِ ویرانگرِ مرگ راهکاری عرضه می کند. از دیدگاه حافظ، اگرچه آدمی در پرتگاه فنا ایستاده و « فرصت»ش در این عالم چندان نیست، امّا با کیفیّت بخشیدن به زندگی، می تواند زمانِ محدود را زیستنی کند و تنها راه کیفی کردن آن، لذّت بردن، شاد بودن علی رغم وجود مرگ است و با این حکمت متعالیه حافظ می خواهد «آرامش» را در زندگی آکنده از «رنج» به آدمی تقدیم کند.
۱۱۵۵.

تحلیل گفتمان انتقادی حکایت «قمرالزمان و گوهر» از هزار و یک شب با تکیه بر نظریه مربع ایدئولوژیک وندایک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۱
قصه های عامیانه هزار و یک شب، بازآفرینش جهان واقعیتی است که در فضایی به دور از ملاحظات متن های تاریخی، تصویر راستین چندین اجتماع و گفتمان حاکم بر آن را نمایش می دهد. از این رو تحلیل گفتمان انتقادی، مجال واکاوی لایه های پیدا و پنهان اندیشه بازیگران و بیش از آن راویان گمنام این اثر را فراهم می کند. پژوهش حاضر، با گزینش حکایت «قمرالزمان و گوهر» از هزار و یک شب، به روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر نظریه مربع ایدئولوژیک ون-دایک، چگونگی حضور گفتمان سه گانه «دیانت، خشونت، اشرافیت» را در روایتی عاشقانه تبیین می کند. بررسی و تحلیل تمهیدات زبانی حکایت در سطح معنی، نحو و بلاغت، قطب بندی خودی و دیگری روایت را آشکار و نشان می دهد که راوی چگونه در قالب داستانی عاشقانه، مصر را برتر از بصره معرفی می کند و به این ترتیب گفتمان عشق در سایه تاکید بر گفتمان ایدئولوژیک و قدرت طلب، رنگ می بازد و گاه تا حد ابزاری هژمونیک تقلیل می یابد.
۱۱۵۶.

واکاوی شخصیت دایه در منظومه ویس و رامین با نگاه به شخصیّت دیگر زنان منظومه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۲
دایه، از کلیدی ترین شخصیت های داستانی در ادبیات فارسی است. شیردادن، واسطه گی، محرم اسرار بودن، چاره گری، کارگزاری، جادوگری، طلسم گذاری، از مهمترین نقش ویژه های دایگان شمرده می شود. دایه در منظومه غناییِ ویس و رامین، همه مشخصه ها و کارویژه هایِ مثبت و منفی دیگر دایه های موجود در داستان های ادبیات فارسی را داراست و بنابر بررسی این مقاله، یکی از قوی ترین دایگان ادبیات داستانی فارسی است؛ شخصیتی محوری و کُنشگر که گاه به تنهایی بار روایت داستان را به دوش می کشد . دایه ویس و رامین، علاوه بر ویژگی های پیش گفته، شخصیتی همه فن حریف، کاردان، مهربان و در عین حال سّیاس است که می تواند حتّی شاه را بفریبد و عاشق و معشوق را آن گونه که خود می خواهد به وصال برسانَد. نتیجه حاصل از این پژوهش که با مطالعه کتابخانه ای و به روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته نشانگر آن است که فخرالدین اسعد در مقام داستان پردازی آگاه به اصول شخصت پردازی، در قالب شخصیت دایه تصویری از زنان جسور، بی باک، قوی، هوس باز، صاحب اراده، خودرأی در تصمیم گیری و در عین حال، برخوردار از خصائل زنانه به دست می دهد که به واقعیت جامعه ی زنان بسیار نزدیک است. دایه ای که او خلق کرده واجد ویژگی هایی است که در نمونه های مشابه دیده نمی شود.
۱۱۵۷.

National and Cultural Identity: Comparing Rabindranath Tagore and Ferdowsi(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۱۵
This article explores the themes of national and cultural identity as depicted in the thoughts and works of Rabindranath Tagore- a pivotal figure in specifically sub-continental literature, and Ferdowsi- the legendary Persian poet. Both writers, separated by centuries and cultural contexts, utilized their literary genius to reflect on nationhood and cultural pride. Tagore, writing during the British colonial era in India, and Ferdowsi, during the formation of a unified Persian identity under various rulers, offer unique perspectives on how literature can serve as a vehicle for expressing and shaping national identity. This essay delves into how these literary giants contributed to forming cultural consciousness and national identity in their respective societies by comparing their thoughts and beliefs showcased in their works.
۱۱۵۸.

L’imaginaire du Harem et le discours(anti ?) colonial de Marga d’Andurain(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۰۹
Le harem, lieu de splendeur et d'enchantement, alimentant les fantasmes liés à l'Orient, constitue un pilier de l'Orientalisme tel que théorisé par Edward Said. Ce stéréotype, longtemps fondé sur des témoignages masculins, est remis en question par la redécouverte et l’étude des récits de voyage féminins depuis la fin du XXe siècle ; ceux-ci nuancent voire contredisent le canon masculin. Marga d'Andurain (1893-1948), voyageuse et aventurière, s'installe à Palmyre puis décide de partir en Arabie Saoudite pour participer au pèlerinage du Hajj et rejoindre le Golfe Persique. Cependant, les autorités saoudiennes ne l'autorisent pas à accomplir son projet et, dès son arrivée, elle est cloîtrée dans le harem du sous-gouverneur de Djeddah. Cet article vise à analyser la représentation du harem dans son récit rétrospectif, Le Mari Passeport, à la lumière de la thèse d'Edward Said tout en tenant compte des évolutions critiques postérieures. Nous chercherons à déterminer si ce récit s'inscrit dans le champ intertextuel orientaliste ou s'il propose une vision plus subtile et originale du harem. Notre étude révèle que si Marga d'Andurain, comme d’ailleurs d’autres voyageuses ayant eu accès au harem, offre un regard plus nuancé que ses prédécesseurs masculins sur le monde oriental, son témoignage, traversé par des schémas interprétatifs coloniaux, ne parvient pas à décoloniser totalement sa représentation.
۱۱۵۹.

Étude Herméneutique Du Concept De"La Résurrection" Dans La Traduction Faite Par Jacques Berque De La Sourate "Al-Waqiah"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۲
Le Noble Coran, le livre sacré des musulmans, est révélé en langue arabe, mais il comprend le message divin pour toute l’humanité; et pour apporter ce message aux hommes, il faut le traduire en différentes langues. On remarque plusieurs interprétations concernant la "la Résurrection" dans ce livre sacré, à cause de la complicité de sa structure et de son vocabulaire polysémique. Alors, il est nécessaire de connaître l’origine de ce terme Coranique pour trouver leur équivalent exact en français. Dans ce travail de recherche, en recourant à la méthode herméneutique concentrée sur les réflexions de l'Ayatollah Jafar Sobhani, nous tentons à dégager les difficultés et impasses de la traduction du terme "la Résurrection" à travers la traduction de la sourate " Al-Waqiah " faite par Jacques Berque. Pour arriver à ce but, nous allons suivre les 14 principes pour l’interprétation correcte du Coran selon Sobhani. Nous discutons sur la traduisibilité des expressions et des termes Coraniques et la transmission de la signification correcte de ces éléments en français. Les résultats montrent que dans la majorité des cas, Berque a bien transmis en français les termes exprimant «la Résurrection» et il semble qu'il ait essayé de transmettre le sens général des versets en français, mais n'a pas été en mesure de rendre les nuances sémantiques subtiles.
۱۱۶۰.

کارکرد نامه نگاری الکترونیک در ادبیات نوجوان: بررسی رمان برایم شمع روشن کن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
مقاله ی حاضر به بررسی مقوله ی نامه نگاری الکترونیک و کارکرد آن در ادبیات نوجوان می پردازد. نویسنده با بهره گیری از نظریات منتقدانی نظیر الیزابت کمپل و ویکتوریا فلنگن و تمرکز بر موضوعاتی نظیر «شهروندگری فرامرزی»، ساختار «تکنورئالیستی» و «بیناسوژه گی»، در پی پاسخ به این پرسش بنیادی است که چگونه می توان از تکنیک نامه نگاری الکترونیک در راستای بازتعریف تعامل نوجوان با ساختارهای قدرت بهره جست؟ بدین منظور رمان برایم شمع روشن کن (1397)، نوشته ی مریم محمدخانی بررسی می شود تا بااستفاده از شیوه ی توصیفی تحلیلی به چگونگی تأثیر تکنیک نامه نگاری الکترونیک بر بازتعریف هویت زنانه و چالش ضوابط حاکم بر تعاملات فردی پرداخته شود. چنین استدلال می شود که کاربرد تکنیک نامه نگاری، به ویژه در آثار زنانه، نوعی روایت غیرخطی و چندپاره را به دست می دهد که پدیده ی تکرار و کاربرد غیرمرسوم زبان، جزء جدانشدنیِ آن است. افزودن فضای سایبری به این ساختار به پررنگ شدن ماهیت چندصدایی این آثار و ایجاد تغییری چشمگیر در تعریف هویت زنانه و چگونگی تعامل آن با نهادهای قدرت و سلسله مراتب های جنسیتی می انجامد. به دیگرسخن، با شکل گیری واقعیت مجازی، مقوله ی هویت فردی، دیگر مقهور گفتمان اصالت ِ وجود نیست؛ بلکه متشکل از هویت های واقعی و مجازی وی است. این امر، ماهیت «برساختی» و «کنشی» هویت را برجسته می کند و آن را پدیده ای فرای مقوله های آناتومی، نژاد و مذهب تعریف می کند. درپی این امر، سوبژکتیویته ی زنانه متأثر از ماهیت جمع گرایانه ی فضای سایبری، به مقوله ای سیال تبدیل می شود که زین پس نه تنها محصور هنجارهای جنسیت مدارانه نیست، بلکه ارزش های فرهنگ حاکم را نیز واژگون می کند.    

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان