ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۸٬۱۵۲ مورد.
۴۰۱.

دسته بندی مبانی نظری معماری و شهرسازی مبتنی بر لایه ها، راهبرها و ویژگی های شاخص ماهیت شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: راهبر مبانی نظری طبقه بندی شناختی میانجیگری معنایی ساختار شناختی مداخلات محیطی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۵
مقدمه: پژوهش حاضر به مسئله ای بنیادین در معماری و شهرسازی می پردازد که ناشی از دشواری شناخت و دسته بندی مبانی نظری به دلیل گستردگی مفاهیم، پیچیدگی تعاریف و ابهام در روابط متقابل آن ها با مداخلات محیطی است. این وضعیت موجب محدودیت در انتخاب و انطباق نظریات با نیازهای طراحی و تصمیم گیری های محیطی شده و ضرورت ارائه شاخصی شفاف و کارآمد را دوچندان کرده است. هدف پژوهش: تدوین چارچوبی تحلیلی بر پایه شاخص ماهیت شناسانه برای تفکیک مبانی نظری براساس توان بالقوه (نقش شناختی) و بالفعل (نقش میانجی گری) و سازمان دهی آن ها میان شش لایه و هشت ویژگی مشترک است. ضرورت پژوهش از شکاف های موجود در ادبیات و فقدان چارچوبی برای اتصال نظام مند میان نظریات و مداخلات محیطی ناشی می شود. این امر، به ویژه در پروژه هایی که نیازمند انطباق انعطاف پذیر نظریات با شرایط متغیر محیطی هستند، اهمیت دارد. روش شناسی: روش شناسی تحقیق بر تحلیل گفتمان کیفی استوار بوده و با استفاده از نرم افزار MAXQDA، کدگذاری، مدل سازی مفهومی، هم بستگی یابی و اعتبارسنجی شاخص ها انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل ۱۱۱ منبع منتخب تخصصی در پنج دهه اخیر بوده که براساس نمونه گیری هدفمند، گردآوری و تحلیل شدند. یافته ها و بحث: نتایج نشان می دهد که مفهوم «راهبر» برآمده از اشتراک محتوا بین لایه و ویژگی های مشترک مبانی نظری، موجب تفکیک دقیق مبانی نظری به دو دسته درون رشته ای (انواع عینی و توصیه ای) و بین/فرارشته ای (انواع ذهنی و تجویزی) شده است. این دسته بندی توانسته دقت در تطبیق مبانی با نیازهای طراحی و مداخلات محیطی را به طور چشم گیری افزایش دهد. همچنین، خصلت های بنیادین هر دسته و مصادیق انتسابی آنها، همراه با روابط میان لایه ها و ویژگی ها، استخراج و ارائه شده است. نتیجه گیری: شاخص ماهیت شناسانه پیشنهادی، ضمن تقویت قابلیت تفکیک و انطباق مبانی نظری، ابزار تحلیلی ارزشمندی برای طراحان، برنامه ریزان و پژوهشگران فراهم می کند که می تواند به بهبود کیفیت تصمیم گیری های محیطی و ارتقای همگرایی میان نظریه و عمل در معماری و شهرسازی بینجامد.
۴۰۲.

تحلیل طرح واره های گامبریچ در ادراک نقاشی های سالوادور دالی با تأکید بر توهم بصری و دید فریبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نقاشی سوررئال سالوادور دالی ارنست گامبریچ توهم بصری دیدفریبی ادراک بیننده.

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
بیان مسئله: این پژوهش نحوه ادراک بیننده در آثار سالوادور دالی بر مبنای طرح واره ها و تصحیح آن ها با توجه به توهم های بصری و تکنیک های دیدفریبی مطالعه می کند. این مؤلفه ها از کتاب «هنر و وهم» ارنست گامبریچ انتخاب و تشریح شده اند. هدف پژوهش: در آثار دالی مهارت های توهم آفرینی و تکنیک های دیدفریبی، از درک واقعیت فراتر رفته و با خلق عناصر نامتعارف، طرح واره ها را به چالش می کشد. هدف این پژوهش پاسخ به این پرسش است: چگونه نقاشی های منتخب با به چالش کشیدن طرح واره ها براساس مهارت های توهم آفرینی و تکنیک های دیدفریبی، ادراک مخاطب را رقم می زنند؟ برای پاسخ به این پرسش ها، از تأکید گامبریچ بر نقش توهم و تکنیک های دیدفریبی در به چالش کشیدن طرح واره های ذهنی مخاطب استفاده شده است. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و پژوهش می کوشد با مطالعه پنج نقاشی از دهه 40 آثار این هنرمند، براساس هدف معین، نقش طرح واره در ادراک مخاطب را مشخص کند. نتیجه گیری: مطالعه آثار دهه 40 دالی در این مطالعه نشان داد مهم ترین ابزار او برای به چالش کشیدن طرح واره ها و ادراک مخاطب، مهارت های توهم آفرین و تکنیک های دیدفریبی است. وی با استفاده از فریب دید، تصاویر دووجهی، انعکاس ها و تغییر شکل اشیا، دگردیسی ها، ادغام ها یا خلق ترکیب های خاص و نوآور، استفاده معمایی از سایه ها، زوایا و عمق های نامتعارف طرح واره های ذهنی بیننده را به چالش می کشد. او مخاطب را در مرز واقعیت و رؤیا گیر می اندازد. بر این اساس تلاش دالی، فراتر از بازی های ادراکی می رود. دالی از این تمهیدات برای تحریک قوه تخیل بیننده و چندگانگی معنایی، استفاده می کند؛ مخاطب را وامی دارد به طور فعال در فرایند درک اثر هنری و سپس معناکاوی آن شرکت کند. در نقاشی های دالی به کارگیری مهارت های توهم آفرین و تکنیک های دیدفریبی با گذر زمان بیشتر می شود. هرچه زمان بیشتر می گذرد؛ این روش ها و تکنیک ها بیشتر در خدمت معنایابی قرار می گیرند.
۴۰۳.

A Comparative Study of TRIZ and Critical Thinking Perspectives in the Design Process with an Emphasis on Architectural Education(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Architectural design process TRIZ theory Critical thinking approach architectural education

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۹
Architectural education is one of the most complex forms of education, as it does not rely on predetermined answers; instead, students are expected to propose unique and appropriate solutions through their own creativity. Adopting an appropriate design methodology to clarify the design process is among the most critical factors that enhance students’ design quality in architectural studios. Various techniques have emerged worldwide to foster creativity, and their application as design approaches can significantly contribute to the effectiveness of architectural education studios. Among these, the TRIZ theory and the critical thinking approach have proven to be effective architectural design methodologies in the context of architectural education. This study examines and compares these two perspectives, analyzing the results of architectural education through the lens of each. The research employs a descriptive–analytical approach, with data collected through library studies using relevant books, scholarly articles, and documentary data, complemented by the Delphi technique. To this end, in-depth interviews were conducted with professors and experts. Sampling was conducted using the snowball technique, and the study reached a total of 20 interviews, determined by theoretical saturation. Findings indicate that the design process differs significantly depending on which of these two approaches is applied. From the 17 criteria extracted through document analysis and the Delphi study, several similarities and differences emerged. Among the most prominent differences are the approaches to problem definition, assessment methods, and evaluation criteria. A noteworthy point is the substantial influence of the student’s personality in determining which method they can engage with most effectively.
۴۰۴.

تحلیل کیفی پایداری اجتماعی مسکن مهر شهر جدید گلمان ارومیه، حاشیه نشینی نو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پایداری اجتماعی مسکن مهر شهر جدید گلمان تمرکز فقر حاشیه نشینی مدرن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۸۷
رشد فزاینده جمعیت شهری در کشور در چند دهه گذشته، کمبود مسکن را به مسئله اصلی جامعه شهری بدل کرده است. طرح مسکن مهر به عنوان یک سیاست اجتماعی در حوزه مسکن با هدف تأمین مسکن ارزان قیمت برای اقشار کم درآمد جامعه شهری و کنترل قیمت مسکن در دهه گذشته اجرا شد. نتیجه آن شکل گیری مجتمع های مسکونی همگون به لحاظ کالبدی _ فیزیکی ولی ناهمگون به لحاظ فرهنگی و ناپایدار از نظر اجتماعی است. این پژوهش با هدف تحلیل کیفی پایداری اجتماعی در مساکن مهر شهر جدید گلمان ارومیه براساس راهبرد استفهامی _ تحلیلی طراحی شد. روش اجرای تحقیق باتوجه به ماهیت روش، کیفی از نوع مردم نگاری است، ابزار و تکنیک گردآوری اطلاعات، مصاحبه و مشاهدات مستقیم پژوهشگر بوده است. جامعه آماری پژوهش ساکنان مساکن مهر شهر جدید گلمان بوده که باتوجه به ماهیت پژوهش، 22 نفر از مدیران و ساکنان مجنمع های مسکونی به شیوه نمونه گیری هدفمند براساس معیار اشباع نظری به عنوان نمونه آماری تعیین گردید. بعد از  انجام مصاحبه و گردآوری اطلاعات، تحلیل محتوای مصاحبه، مفاهیم و مقولات با ارجاع به دیدگاه امیک(چگونگی تفکر مردم بومی) پاسخگویان و برداشت اتیک (توصیفی از باور یک تحلیلگر اجتماعی) مبتنی بر مشاهدات و دانش تئوریک محقق، مستندسازی و تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از وضعیت ناپایداری اجتماعی در ابعاد ضعف هویت محله ای، ضعف سرمایه اجتماعی، تمرکز فقر، احساس طرد و نابرابری اجتماعی، ضعف فرهنگ آپارتمان نشینی، جدایی گزینی فضایی، عدم تجانس فرهنگی و احساس نارضایتی از کیفیت زندگی باوجود صاحب مسکن شدن در بین پاسخگویان است که تداوم چنین وضعیتی این شهر را به گتوی فقرا و  حاشیه نشینی مدرن تبدیل خواهد کرد.
۴۰۵.

تبیین روابط توانمندسازی و دلبستگی به مکان، مروری نظام مند بر عوامل کلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه محلی توسعه اجتماع محور برنامه ریزی مشارکتی حس مکان چارچوب های حکمرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۹
بیان مسئله: توانمندسازی و دلبستگی مکانی، مفاهیمی بنیادین در توسعه محلی و اجتماع محور هستند. توانمندسازی با ارتقای ظرفیت های مشارکت و دلبستگی با تقویت احساس هویت و تعلق، به پایداری توسعه کمک می کنند. با وجود پژوهش های متعدد، رابطه و مکانیسم های تأثیرگذاری این مفاهیم به طور جامع شناسایی نشده اند. عدم درک صحیح این تعامل در لایه های زیرین، چالش هایی را در اثربخشی طرح های توسعه محلی ایجاد می کند. لذا، شناسایی سازوکارهای تعامل این مفاهیم برای تحقق و توفیق طرح های مشارکتی و توسعه محلی ضروری است. هدف: هدف این پژوهش، بررسی و فهم چگونگی تأثیرگذاری متقابل توانمندسازی و دلبستگی مکانی بر یکدیگر و شناسایی سازوکارهای مؤثر در این تعامل به منظور بهره برداری از آن در راستای اثربخشی فرآیندهای توسعه محلی است. روش: با بهره گیری از مرور نظام مند، مطابق با استانداردهای پریزما، از میان 986 مقاله شناسایی شده در پایگاه های معتبر، پس از غربالگری و ارزیابی کیفیت، 46 مقاله انتخاب شدند. تحلیل محتوای کیفی این منابع منجر به استخراج ۲۸۲ کد مفهومی شد. یافته ها : توانمندسازی و دلبستگی از طریق ایجاد تعامل سازنده در سه ساختار کلیدی شناختی (فردمحور)، عملکردی (میانجی) و حکمرانی(سطح کلان)، شامل مکانیسم های اجتماعی، محیطی و کالبدی، اقتصادی، سیاسی و حقوقی، و ظرفیت سازی آموزش؛ می تواند به شکل گیری هویت مکانی، تقویت حس تعلق، ترویج تعهد و مسئولیت پذیری نسبت به مکان، و ارتقای خودکفایی و استقلال محلی منجر شود. در مجموع، 21 مولفه کلیدی مؤثر در این فرآیند شناسایی شدند. نتیجه گیری: چارچوب ارائه شده، بر اهمیت توزیع عادلانه قدرت، و تقویت ساختارهای حکمرانی برای نهادینه سازی عملکردهای اجتماعی و اقتصادی مشارکتی در راستای اهداف توانمندسازی و دلبستگی در توسعه های اجتماع محور تأکید دارد. این رویکرد می تواند ظرفیت و سرمایه های مختلف جوامع محلی را برای خودکفایی و مدیریت منابع افزایش داده و  بستر تحقق پذیری طرح های توسعه محلی را فراهم آورد.
۴۰۶.

تأملی بر شهر دوستدار زنان در فضاهای تفریحی با تأکید بر رویکرد نظریه حق به شهر (مطالعه موردی: پارک بانوان بوستان ولایت)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر دوستدار زنان فضاهای تفریحی نظریه حق به شهر بوستان ولایت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۸
بیان مسئله: یکی از پیش شرط های تکوین فضاهای عمومی به ویژه حق انسانی هر فرد در جهت برخورداری از فرصت های ارائه شده است که با عنوان نظریه حق به شهر شناخته می شود. حضور زنان در فضاهای عمومی شهر نیز از این مقوله مستثنا نیست، بلکه بازتعریف خلق زندگی بهتر و پاسخ به نیازهای انسانی می باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل شهر دوستدار زنان در بوستان ولایت با رویکرد نظریه حق به شهر است. روش: روش پژوهش حاضر توسعه ای با روشی آمیخته (کمی-کیفی) است که با استفاده از پرسش نامه ای محقق ساخته و مصاحبه ساختاریافته با خبرگان و متخصصان حیطه امور شهری انجام شده است. در راستای سنجش روایی پرسشنامه ها از روش روایی سازه استفاده شده است. در این روش با استفاده از نرم افزار لیزرل، تحلیل عاملی تأییدی متغیرها مورداندازه گیری قرارگرفته است. یافته ها : نتایج حاصل از پژوهش که ابتدا استخراج شاخص های پژوهش از طریق مطالعه پژوهش های کار شده با استفاده از تحلیل محتوا و تائید از طرف کارشناسان و خبرگان سازمانی بود و سپس نتایج در قالب پرسش نامه به صورت کمی مطرح شد و با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم متغیر شهر دوستدار زنان ضرایب معناداری عدد (96/1) را به دست داد که نتایج فوق نشان دهنده تائید روایی سازه پرسشنامه شهر دوستدار زنان است. نتیجه گیری: با توجه به آماره های مورداستفاده برای نیکویی برازش از قبیل CFI، NFI، IFI، RFI و ... بزرگ تر از 9/0 بود که می توان این گونه استنباط کرد که مدل تحقیق از برازش مناسبی برخوردار است. ازآنجایی که RMSEA برابر با 069/0 می باشد و این مقدار، کوچک تر از 1/0 است نشان می دهد که گویه های پرسشنامه به خوبی، قابلیت سنجش شهر دوستدار زنان را با رویکرد حق به شهر را دارند. نگاهی کل گرایانه و بازنگری در الگوی طراحی شهرهای سنتی، بسترسازی برای مشارکت زنان در فضاهای عمومی شهر،  به عنوان راهکاری مهم قلمداد می شود.
۴۰۷.

ارزیابی نقش پارک های محلی بر بهبود آسایش حرارتی فضای باز در اقلیم گرم وخشک؛ بررسی موردی پارک امیرآباد شهرضا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آسایش حرارتی فضای باز آلبدو پارک محله ای Envi-met مدل FVFL شهرضا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۳
پارک های محله ای به عنوان یکی از عناصر کلیدی فضای شهری، نقش مهمّی در ارتقای کیفیت زندگی و بهبود آسایش حرارتی دارند. بااین حال، تأثیر گونه های گیاهی بومی و مصالح محلی در تنظیم شرایط خرداقلیم شهری، به ویژه در مناطق گرم وخشک، به طور جامع بررسی نشده است. این پژوهش با هدف ارزیابی شرایط آسایش حرارتی در پارک های محلی و فضاهای باز کوچک مقیاس، با تأکید بر نقش گونه های گیاهی و مصالح بومی، در بهبود خرداقلیم محله امیرآباد شهرضا طی دو فصل تابستان و زمستان انجام شده است. روش تحقیق شامل مطالعات کتابخانه ای، پایش های میدانی و شبیه سازی رایانه ای با نرم افزار ENVI-met  است. در بخش میدانی، داده های اقلیمی (دما، رطوبت نسبی و سرعت باد) جمع آوری و پرسشنامه های ترجیحات حرارتی کاربران تحلیل شد. همچنین، از مدل «ارزش ها و عوامل سازنده منظر» (FVFL) برای ارزیابی ویژگی های منظر استفاده شد. نتایج نشان داد که انتخاب مصالح و گونه های گیاهی مناسب تأثیر بسزایی در تعدیل شرایط حرارتی دارد. مصالحی مانند گرانیت خردشده با آلبدوی بالا موجب کاهش دمای سطح شده و گونه های درختی بومی مانند زبان گنجشک و نارون با ایجاد سایه مؤثر، آسایش حرارتی کاربران را بهبود می بخشند. همچنین، گنجاندن بدنه های آبی سبب کاهش دما و افزایش رطوبت در تابستان می شوند. این یافته ها می توانند به تدوین راهنماهای طراحی اقلیمی و برنامه ریزی منظر در مناطق گرم وخشک کمک کنند.
۴۰۸.

نقش مؤلفه های زیبایی شناسی زیستی در پیش بینی ادراک از کیفیت محیط مسکونی (مورد پژوهی: محلات منتخب شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زیبایی شناسی معماری زیبایی شناسی زیستی کیفیت محیط مسکونی ادراک محیطی سنندج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۹
بیان مسئله: افزایش نگرانی ها درباره کیفیت محیط های مسکونی در سال های اخیر، توجه پژوهشگران را به شناسایی عوامل مؤثر بر ادراک ساکنان از محیط معطوف کرده است. در این راستا، زیبایی شناسی زیستی به عنوان یکی از ابعاد کلیدی مطرح شده است.هدف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش مؤلفه های زیبایی شناسی زیستی در پیش بینی ادراک از کیفیت محیط مسکونی انجام شده است.روش پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ زمانی مقطعی و از نظر روش توصیفی - همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه ساکنان محلات خسروآباد، آغه زمان، قطارچیان و سرتپوله در شهر سنندج بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 250 پرسشنامه توزیع شد که از این تعداد، 214 پرسشنامه به صورت کامل و صحیح بازگردانده شد. ابزار گردآوری داده ها دو پرسشنامه محقق ساخته بود. برای سنجش مؤلفه های زیبایی شناسی زیستی، از پرسش نامه ای مشتمل بر 49 آیتم و چهار مؤلفه زیبایی شناسی ادراکی، شناختی، اجتماعی و بیولوژیکی استفاده شد. همچنین برای سنجش ادراک از کیفیت محیط مسکونی از پرسشنامه ای مشتمل بر چهار آیتم استفاده شد. روایی پرسشنامه ها با استناد به نظر متخصصان و همچنین پایایی پرسشنامه ها نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد. شایان ذکر است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد.نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد: رابطه میان مؤلفه زیبایی شناسی ادراکی، شناختی، اجتماعی و بیولوژیکی باکیفیت محیط مسکونی مثبت و معنادار بود. همچنین ترکیب مؤلفه های زیبایی شناسی زیستی پیش بینی کننده معنادار کیفیت محیط مسکونی بودند (0/001> p؛ 33/ r2). تأمل در ضرایب رگرسیونی نشان داد که سه مؤلفه زیبایی شناسی ادراکی، بیولوژیکی و شناختی به تنهایی نیز پیش بینی کننده معنادار کیفیت محیط هستند؛ اما تاثیر مؤلفه های زیبایی شناسی شناختی به تنهایی معنادار نبود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که طراحی محیط های مسکونی براساس اصول زیبایی شناسی زیستی، به ویژه با تمرکز بر مؤلفه های ادراکی و بیولوژیکی، می تواند نقش مهمی در بهبود کیفیت سکونتی ایفا نماید.
۴۰۹.

میدان هم حضوری در معماری آیینی اردبیل: تحلیلی پدیدارشناختی-فرهنگی از حضور، خاطره و نشانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میدان هم حضوری سکونت آیینی طنین قدسی حافظه فرهنگی نشانه شناسی فضا پدیدارشناسی معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۷
بیان مسئله: در سپهر پساسکولار، معماری سکونت دیگر صرفاً ظرف زیستن مادی نیست، بلکه به میدانی برای حضور، تعلیق ادراکی و تجربه ژرف قدسی بدل می شود. با وجود اهمیت این تحول، هنوز مدل های دقیقی برای تبیین لایه های درهم تنیده بدن، حافظه، نشانه و طنین ارائه نشده اند. هدف پژوهش: این مقاله می کوشد سازوکار پیدایش معنا در فضاهای سکونت آیینی را در بستر فرهنگی-زیسته و از خلال مدلی چندلایه و پدیدارشناختی تحلیل کند؛ مدلی مبتنی بر ادراک حسی، حافظه زیسته، رمزگان فرهنگی، آرکیتایپ های ناخودآگاه و کیفیت های طنین مند که نشان می دهد چگونه این عناصر می توانند به آیینی شدن تجربه سکونت  بیانجامند. روش پژوهش: تحلیل مقاله بر پایه رویکردی کیفی-تفسیری است که با تلفیق پدیدارشناسی ادراک، نشانه شناسی فرهنگی، روان کاوی رمزگان های ناخودآگاه و معناشناسی زیسته، مدل «میدان هم حضوری» را در سه نمونه تاریخی-آیینی اردبیل می آزماید. روش تحلیل نیز مبتنی بر ترکیب توصیف حسی، تبارشناسی حافظه جمعی، خوانش رمزگان فضایی و واکاوی اتمسفر ادراکی است. نتیجه گیری: فضا، در نقطه تلاقی ادراک و خاطره، نه ظرفی منفعل، بلکه میدانی زنده برای رویداد معنا است؛ جایی که سوژه از خلال مکث، تکرار و مواجهه، دگرگون می شود. حرکت تأملی بدن، بازتاب حافظه های نسلی، رمزهای جهت مند فضایی و طنین نور، صدا و ماده، همگی در تجربه ای درونی به هم می پیوندند و مکانی را می سازند که همچون رحم هستی شناختی، شرایط تولد دوباره درون را فراهم می کند. در این بستر، خاطره ای ژرف و ناگفته از عهد نخستین -که به گونه ای ناخودآگاه و آرکیتایپی در کالبد فضا رسوب کرده است- احضار می شود و سکونت را به امری قدسی بدل می سازد. مدل میدان هم حضوری نشان می دهد که سکونت، درصورتی که میدان هم حضوری را در خود فعال سازد، می تواند به کیفیتی آیینی، مکاشفه ای و تحول بخش دست یابد. چنین فضایی، نه فقط محمل بازنمایی فرم، بلکه بستری برای تجربه آرکیتایپی از حضور، وقفه و بازگشت است؛ جایی برای سکونت قدسی، مواجهه درونی و تبدیل انسان به سوژه ای بیدار در دل هستی.
۴۱۰.

تبیین مناسبت بین رشد تفکر طراحی با آگاهی پیشا تأملی دانشجویان معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رشد تفکر طراحی آگاهی تأملی دانشجویان آگاهی پیشاتأملی توان تجسم معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۰
طراحی پژوهان نشان دادند در مسیر رشد تفکر طراحی دانشجویان معماری رشد آگاهی تأملی به بسط دامنه ی دانش مورد استفاده در طراحی کمک می کند. به نظر می رسد متکی بر فلسفه ادراک بدنمند، بتوان عوامل اثرگذار بر رشد آگاهی تأملی را معرفی کرد. پژوهش حاضر با این هدف و به دنبال پاسخ پرسش های زیر انجام شد: «متکی بر فلسفه ادراک بدنمند عوامل اثرگذار بر رشد آگاهی تأملی دانشجویان معماری چیست؟» «روش تقویت آن ها در آموزش معماری کدام است؟» بدین منظور چارچوب نظری منسجم و مدونی حاصل سال ها پژوهش نگارنده انتخاب شد که مطالب پراکنده و غیرمنسجمی از پژوهش های مختلف گردآوری، سازمان دهی و تدوین شده بود. مبانی نظری پژوهش به عنوان مقدمات استدلال منطقی در دل این چارچوب با مطالعه منابع کتابخانه ای و مکاتبه با دیگر پژوهشگران این حوزه انتخاب شد. روش پژوهش استدلال منطقی است که نتایج این استدلال در بین دانشجویان معماری دانشگاه پیام نور یزد به کار گرفته شد. در مجموع می توان استنتاج کرد رشد آگاهی تأملی دانشجویان متکی به رشد نوعی آگاهی به نام آگاهی پیشاتأملی به مثابه مقدمه ی آگاهی تأملی است. یکی از راه های رشد این آگاهی تقویت توان تجسم معماری دانشجویان است. در این مقاله راهکارهایی جهت تقویت این توان ارائه گردید.
۴۱۱.

ارزیابی روش های کنترل سازه های مقاوم در برابر زلزله با رویکرد دو منظوره سازی و استفاده از روش AHP(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کنترل سازه خروج اضطراری ساختمان بار زلزله روش AHP

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۱
یکی از مسائل چالش برانگیز در حوزه ی مهندسی زلزله، تعیین میزان آسیب سازه ها و نحوه کنترل آن ها در هنگام وقوع زلزله است. در این راستا در ده های اخیر توجه محققین بسیاری در کشورهای زلزله خیز به سمت فناوری سازه های هوشمند معطوف شده است. این سازه ها توانایی ذاتی یا اکتسابی برای پاسخگویی به محرک های خارجی و قابلیت تطبیق رفتار، ترکیب و شکل سازه را با شرایط محیط زیست دارند. روش های مختلفی جهت کنترل ارتعاش سازه ها وجود دارد که یکی از مشکلات این روش ها این است که روش های کنترل سازه ها امروزه فقط جهت مقابله با نیروی زلزله بکار می روند و در واقع جابجایی در اثر نیروی زلزله را کنترل می نمایند. از جمله این روش ها می توان به استفاده از انواع میراگرها در سازه، استفاده از اجسام سنگین مانند آونگ و تعبیه استخر در بام ساختمان، استفاده از جداگر لرزه ای در سازه و ... اشاره نمود. استفاده از میراگرها و جداگرهای لرزه ای نیز هزینه اجرای سازه را بسیار بالا برده که خود سبب غیر اقتصادی بودن طرح ها نیز میگردد. موضوع مهم دیگر استفاده از روش هایی است که بتوان در زمان بحران نیز از آنها استفاده نمود و لذا روش های که کاربردی برای چند منظوره بودن دارند می تواند اهمیت بیشتری داشته باشد.
۴۱۲.

اولویت بندی مؤلفه های ارتقاء حس تعلق به مکان در قرارگاه های رفتاری شهری بر اساس ادراک ذهنی شهروندان؛ نمونه مورد مطالعه: ضلع غربی خیابان امام خمینی اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حس تعلق قرارگاه رفتاری نقشه ذهنی فضای شهری اردبیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۶
تغییرات سریع شهرها و رشد بی رویه توسعه شهری باعث کاهش ارتباط شهروندان با فضاهای شهری و کاهش حس تعلق به مکان شده است. این پدیده در بسیاری از شهرهای تاریخی که دارای هویت های فرهنگی منحصربه فرد هستند، مشهودتر است. با وجود این، برنامه ریزی شهری معاصر به ندرت به ارتباط عاطفی شهروندان با محیط پیرامون خود پرداخته است. خیابان امام خمینی در اردبیل، به عنوان یک فضای شهری با قدمت تاریخی، نمونه ای از چنین مکان هایی است که نیازمند بازتعریف مؤلفه های حس تعلق به مکان و تقویت نقش آن در ایجاد پیوند اجتماعی میان شهروندان است. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های ارتقای حس تعلق در قرارگاه های رفتاری، بر اساس نقشه ذهنی شهروندان در فضاهای شهری انجام شده است. روش پژوهش ترکیبی شامل تحلیل معادلات ساختاری و تحلیل سلسله مراتبی (AHP) بوده و همچنین از داده های کمی برای دستیابی به این هدف استفاده شده است. داده ها از طریق پرسشنامه و مصاحبه با 384 شهروند و 15 متخصص معماری و شهرسازی جمع آوری شد. یافته های تحلیل عاملی نشان داد که مؤلفه های قرارگاه رفتاری به سه گروه اصلی تقسیم می شوند؛ حفظ هویت و افزایش حس تعلق به مکان، ارتقای حس تعلق به مکان و خوانایی فضاهای شهری با استقرار کاربری ها و بنای شاخص و ارتقای تصویر ذهنی از بدنه های شهری. با توجه به یافته ها، معیار ارتقای حس تعلق به مکان و خوانایی فضاهای شهری با استقرار کاربری ها و بنای شاخص بیشترین تأثیرگذاری را در ادراک ذهنی شهروندان داشته است. این نتایج نشان می دهد که توجه به ویژگی های تاریخی، هویتی و فرهنگی سایت مورد مطالعه، همچنین ایجاد فضاهای منحصر به فرد با الگوهای طراحی مناسب و توجه به نیازهای شهروندان، می تواند به افزایش حس تعلق در فضاهای شهری کمک کند. راهکارهایی که با ویژگی های بصری و عملکردی فضا، شناخت خواسته های شهروندان و قرارگیری عملکردهای مناسب در فضاهای مناسب در ارتباط است، بیشترین تأثیرگذاری را در افزایش حس تعلق میان شهروندان دارند. این راهکارها به ویژگی های هویتی و فرهنگی در کالبد فضا اشاره دارند و می توانند بهبودی محسوس در تجربه شهروندان از فضاهای شهری ایجاد کنند. این پژوهش با ارائه چارچوبی تحلیلی برای اولویت بندی مؤلفه های حس تعلق در فضاهای شهری، می تواند به برنامه ریزان و طراحان شهری کمک کند تا بهبود های مدنظر شهروندان را در نظر بگیرند و فضاهای شهری را بر اساس نیازهای واقعی ساکنان بهبود بخشند.
۴۱۳.

تحلیل فرایند طراحی نسل دوم معماران پیشرو پس از انقلاب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرایند طراحی طراحی معماری نظریه کوبرگ و بگنال معماران پیشرو نظریه زمینه ای مکس کیودا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۰
بیان مسئله: معماری معاصر ایران و آثار شکل گرفته در بستر آن، عرصه بازنمایی اندیشه ها و گفتمان های جاری جامعه ایرانی در این دوران است. با خوانش آثار معماری و شناخت حاصل از آن، می توان به درک مناسبی از جهان فکری حاکم بر بستر دست یافت. مسئله پژوهش تلاش برای پاسخ به خلاء دانشی درباره ثبت نشدن دانش های ضمنی است که در حد واسط حرفه و آموزش های دانشگاهی ایجاد می شوند تا فرصت واکاوی جریان معماری پیشرو ایران را مبتنی بر فرایند طراحی ایجاد کند و نحوه تأثیر متقابل بستر حرفه ای و جریان پیشرو را بررسی کند.هدف پژوهش: این تحقیق تلاش دارد تا به واسطه مطالعه و واکاوی سرمایه های فرایندی موجود در دفاتر نسل دوم معماران پیشرو پس از انقلاب در ایران و مستند کردن و تطابق آنها با فرایندها و روش های شناخته شده توسط فرایندپژوهان، در جهت ثبت دانش های ضمنی موجود در این دفاتر، تأثیر کیفیت به کارگیری این فرایندها گام بردارد. هدف از این کار دستیابی به آگاهی از فرایند ارتقاء و بهینه سازی فرایند های طراحی در دفاتر معماری معماران نسل دوم پس از انقلاب و مناسب سازی آنها برای بستر معماری ایران است.روش پژوهش: این پژوهش از دسته پژوهش های کیفی است که از روش نظریه زمینه ای بهره می برد و در گام های نخست از روش کتابخانه ای و اسنادی و پس از آن از روش میدانی (مصاحبه عمیق نیمه باز) در گردآوری داده استفاده می کند. در آخر به تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا نسخه 2020 پرداخته است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد جامعه حرفه ای ایران در حال گذار از نوعی تفکر شهودی به سمت تفکر تحلیلی است. حرفه مندان پیشرو تلاش می کنند تا با نوعی از تجربه گرایی و همینطور تجزیه مسئله و وزن دهی بیشتر به گام های تحلیلی فرایند ها به سمت نوعی تفکر تحلیلی و خردگرایی قدم بردارند.
۴۱۴.

نقش ابعاد اجتماعی در طراحی شهری پایدار با تأکید بر متاورس و مدل سازی معادلات ساختاری؛ نمونه موردی: کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طراحی شهری پایدار پایداری اجتماعی متاورس تعاملات مجازی کلان شهر تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۹
رشد پرشتاب فناوری های نوین و ظهور متاورس به عنوان بستری نو برای تعاملات انسانی، افق های تازه ای در عرصه طراحی و برنامه ریزی شهری گشوده است. این محیط های مجازی تعاملی می توانند ضمن گسترش فضاهای اجتماعی دیجیتال، در ارتقای ابعاد اجتماعی پایداری شهری نیز مؤثر واقع شوند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش ابعاد اجتماعی در طراحی شهری پایدار کلان شهر تبریز با تأکید بر شهر متاورس انجام گرفته است. از منظر هدف، پژوهش کاربردی و از لحاظ روش، کمی و پیمایشی است. داده های تحقیق با استفاده از پرسش نامه و از میان جامعه ای متشکل از خبرگان حوزه شهرسازی و فناوری جمع آوری شد و با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که تعامل متاورسی تأثیری مثبت و معنادار بر ابعاد مختلف پایداری اجتماعی دارد و بیشترین نقش آن در تقویت احساس امنیت ادراک شده و اعتمادنهادی مشاهده شد. همچنین ابعاد مشارکت شهروندی، انسجام اجتماعی، شمول اجتماعی و تعلق مکانی به عنوان مؤلفه های کلیدی پایداری اجتماعی شناسایی شدند که در چهارچوب طراحی شهری مبتنی بر متاورس، از اهمیت ویژه ای برخوردارند. بر این اساس، بهره گیری هدفمند از ظرفیت های متاورس می تواند رویکردی نو در جهت تقویت تعاملات اجتماعی، افزایش عدالت فضایی و ارتقای پایداری اجتماعی در کلان شهرهای آینده، به ویژه تبریز فراهم آورد.
۴۱۵.

بازنمایی هویت ملی و نقد اجتماعی در بستر مدرنیته سوری در نقاشی های توفیق طارق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هنر متعهد نقاشی مدرن مدرنیته عربی هویت ملی نقد اجتماعی توفیق طارق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۶
بیان مسئله: توفیق طارق، از نقاشان برجسته نسل رُوّاد سوری، با بهره گیری از سبک های آکادمیک و شرق گرایانه و تکنیک رنگ وروغن، به بازنمایی هویت تاریخی و ارائه نقد اجتماعی می پردازد. آثار او، در ظاهر محافظه کار اما در باطن هدفمند، به نقد انحطاط اجتماعی پرداخته و مخاطب را به مقاومت در برابر سلطه خارجی فرا می خوانند. تاریخ در آثار وی همچون آینه ای برای مسائل معاصر عمل می کند و او نه تنها پیشگام هنری بلکه هنرمندی متعهد در ابعاد تاریخی، اجتماعی و ملی محسوب می شود. همچنین با توجه به رویکرد مدرن، او در آموزش هنر و شکل دهی به خودآگاهی هنری و ملی در سوریه معاصر که از آموزه های فرانسه الهام گرفته است، آثار طارق ضمن بازتاب دغدغه های اجتماعی، بر هویت ملی و مقاومت فرهنگی تمرکز دارند. هدف پژوهش: این پژوهش با تمرکز بر هشت اثر منتخب توفیق طارق، نقاشی های او را در بستر مدرنیته معاصر سوریه تحلیل کرده و با ارائه جدول های تحلیلی و مستندات بصری، جایگاه او را در تاریخ هنر سوریه بازتعریف کرده و بر تداوم مضامین هویت و مقاومت تأکید می کند. روش پژوهش: روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است و از ابزارهایی چون تحلیل بصری و بررسی متون تاریخی بهره گرفته شده است. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد آثار توفیق طارق با بهره گیری از سبک های آکادمیک، شرق گرایانه و رنگ وروغن، نقدی هدفمند بر انحطاط اجتماعی ارائه کرده و هویت تاریخی، خودآگاهی ملی و مقاومت فرهنگی را تقویت می کند. تعهد هنری او فراتر از زیبایی شناسی صرف، در خدمت نقد اجتماعی و شکل دهی مدرنیته در سوریه بوده و وی را به الگویی پیش رو در هنر متعهد جهان عرب بدل ساخته است.
۴۱۶.

تحلیل مورفولوژی کالبدی بازار در بستر درون مایه های معماری ایرانی: مرور نظام مند و ترسیم شبکه مفهومی با نرم افزار VOSviewer(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مورفولوژی کالبدی بازارهای سنتی معماری ایرانی فرم طراحی شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۳۴
بیان مسئله: بازارهای سنتی ایران به عنوان فضاهایی باارزش های فرهنگی و معماری بومی، نقش مهمی در شکل دهی به منظر کالبدی شهرهای تاریخی ایفا می کنند. بااین حال، در مطالعات معماری و ارتقای کیفیت منظر شهری، به ظرفیت های کالبدی و درون مایه های معماری ایرانی در بازارها کمتر توجه شده است.این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه ساختار فضایی و عناصر معماری بازارهای سنتی بازتاب دهنده مفاهیم فرهنگی و هویتی معماری ایرانی هستند و چه نقشی در حفظ و ارتقای کیفیت منظر شهری ایفا می کنند. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش ارائه بخشی از نتایج مطالعات در زمینه شناخت مورفولوژی کالبدی بازارها با تأکید بر درون مایه های معماری ایرانی است. روش پژوهش: در این راستا، با استفاده از چک لیست ۲۷ گزینه ای پریزما، داده ها از پایگاه های علمی معتبر داخلی و خارجی (WoS، مگیران و گنج) جمع آوری و غربالگری شدند تا مستندات مرتبط با مورفولوژی کالبدی بازارها شناسایی شوند. پس از حذف منابع نامرتبط و محدودسازی موضوعی، 170 منبع خارجی محدود به دوره زمانی2010 تا 2025 و 488 منبع داخلی مربوط به سال های 1390 تا 1404 برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. سپس داده ها با نرم افزار VOSviewer تحلیل موضوعی شدند تا شبکه های علمی و عبارات کلیدی حوزه پژوهش به تصویر کشیده شود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد در پانزده سال گذشته، انتشار پژوهش ها در حوزه مورفولوژی کالبدی بازارها روندی افزایشی داشته است و کشور ایران بیشترین سهم را در مستندات خارجی دارد، درحالی که در منابع داخلی، شهر تهران پیشتاز است. همچنین، سه مفهوم اصلی «فرم بازار»، «مورفولوژی معماری» و «طراحی شهری» در این حوزه شناسایی و کلیدواژه های مرتبط با هرکدام تحلیل شدند. درنهایت، بر ارتقای کیفیت فضایی بازارها از منظر معماری و طراحی شهری به عنوان راهکاری مؤثر برای بهبود کیفیت منظر شهری و حفظ هویت فرهنگی تأکید شد.
۴۱۷.

سنجش اثربخشی آموزش سازنده گرایی بر انگیزه تحصیلی دانشجویان رشته ی معماری

کلیدواژه‌ها: سازنده گرایی انگیزه تحصیلی معماری تدریس فعال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲
انگیزه تحصیلی به عنوان یکی از عوامل مهم در فرآیند یادگیری دانشجویان، می تواند بر ابعاد مختلف عملکردی دانشجویان در فضاهای آموزشی اثرگذار بوده و موفقیت تحصیلی آنان را مورد تأثیر قرار دهد. از این رو مطالعه ی حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش سازنده گرایی برانگیزه ی تحصیلی دانشجویان رشته ی مهندسی حرفه ای معماری آموزشکده ملی مهارت دختران ساری انجام گرفت. این مطالعه از نوع پیمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و با دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. جامعه ی آماری در این مطالعه، دانشجویان رشته ی مهندسی حرفه ای معماری مقطع کارشناسی پیوسته و رشته ی معماری مقطع کاردانی بودند که طرح پیش آزمون و پس آزمون روی دو گروه آزمایش (۲۱ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) اجرا گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند (۱۹۹۲) بود. یافته ها حاکی از آن است که، روش سازنده گرایی به طور معناداری انگیزه درونی را افزایش و بی انگیزگی را کاهش می دهد. این نتایج بر کارایی رویکردهای فعال در آموزش معماری تأکید می کند و پیشنهاد می گردد سیاست گذاران آموزشی، بسترهای لازم برای اجرای گسترده تر این روش را فراهم نمایند.
۴۱۸.

شناسایی عناصر مؤثر بر خوانایی ساکنین در بافت تاریخی - مرکزی شهر تبریز با استفاده از تکنیک نقشه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقشه شناختی عناصر خوانایی گره بافت تاریخی شهر تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۵۵
یکی از نگرانی های فزاینده در شهرهای ایران، توسعه غیرقابل کنترلی است که مکان های تاریخی را برای عابرین پیاده، ناخوانا کرده و تصور ذهنی آن ها از این مکان ها را به مرور زمان کمرنگ تر ساخته است.از این رو مقاله حاضر در تلاش است که به شناسایی عناصر خوانایی در بافت تاریخی- مرکزی شهر تبریز بپردازد چراکه ساخت و ساز و باسازی های مذکور در بافت های تاریخی شهرها باید با شناسایی و اقدام صحیح عوامل و مولفه ها، علاوه بر عدم آسیب به خوانایی موجود، موجب تحکیم حس خوانایی و یکپارچگی در مقیاس های مختلف محلات تا شهر شوند. تحقیق حاضر به شیوه کیفی؛ ترسیم نقشه شناختی در میان 50 نفر از ساکنان بخش مرکزی شهر تبریز و تحلیل نتایج آن با استفاده از رگرسیون خطی در نرم افزار Spss پرداخته است.یافته های تحقیق نشان می دهد که مهم ترین عنصر خوانایی در شناخت ذهنی ساکنین بافت تاریخی، عنصر گره با امتیاز (426/0) است که بر اساس ویژگی های تاریخی، فعالیتی یا تجاری و ارتباطی آن ها به عنوان مکان توقف، اقامت، مشارکت و تعامل با بافت شهری شناسایی شده-اند. گره های ارتباطی، توجه ناظران را به دلیل موقعیت مرکزی آن و عملکرد مهم برای حرکت پیاده جلب کرده و نیز تحت تأثیر تراکم و انواع فعالیت ها در گره ها و بویژه مقیاس عناصر می باشد. همچنین یافته های تحقیق حاکی از آن است که خوانایی یکی از ویژگی های مهم برای ایجاد محیط منسجم در بافت تاریخی شهر تبریز است. بنابراین جهت جذاب تر و خواناتر کردن مراکز شهرها بر بازسازی و حفظ گره ها به عنوان ویژگی ساخت مکان در بافت تاریخی مرکز شهر تأکید دارد.
۴۱۹.

تدوین راهبردهای ارتقای هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری؛ نمونه موردی: خیابان بوعلی، همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زیست شبانه شهر هوشمند طراحی شهری هم افزایی فضای عمومی شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۳
این پژوهش به تحلیل هم افزایی میان دو مفهوم زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری پرداخته است. این مطالعه با تمرکز بر پیاده راه بوعلی شهر همدان، به دنبال درک نحوه تعامل این دو رویکرد و ارائه مدل های کاربردی برای بهبود کیفیت زیست شبانه در فضاهای عمومی شهری است. هدف اصلی این تحقیق، بررسی ابعاد مختلف هم افزایی شبانه هوشمند و ارزیابی اثرات آن بر پویایی و امنیت فضاهای شهری در ساعات شب است. زیست شبانه به عنوان بخش مهمی از فعالیت های شهری، بهبود امنیت، تعاملات اجتماعی و اقتصادی را در ساعات شب فراهم می آورد. از سوی دیگر، شهر هوشمند با بهره گیری از فناوری های نوین اطلاعاتی، به مدیریت بهینه این فضاها کمک می کند. در این راستا، بسیاری از پژوهش ها به تحلیل ابعاد کالبدی و اجتماعی، مدیریت شهری و فناوری های هوشمند پرداخته اند؛ اما کمتر پژوهشی به هم افزایی میان این دو مقوله پرداخته است. این پژوهش از رویکرد ترکیبی (کمی کیفی) استفاده کرده و از ابزار پرسش نامه محقق ساخته برای گردآوری داده ها استفاده کرده است. جامعه آماری شامل ساکنان، کسبه و بازدیدکنندگان پیاده راه بوعلی است. تحلیل داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) انجام شده است. محدوده مکانی این پژوهش، پیاده راه بوعلی در شهر همدان است که یکی از مهم ترین کانون های زیست شبانه شهر محسوب می شود. نتایج تحقیق نشان داد که مدل نهایی ۶۲درصد واریانس هم افزایی شبانه هوشمند را تبیین می کند. بیشترین اثر مستقیم از بُعد کالبدی محیطی (β=0.36) و اجتماعی فرهنگی (β=0.28) گزارش شد. همچنین، اثرات غیرمستقیم میان ابعاد مختلف نیز از طریق مسیرهای مدیریتی حکمرانی و فناورانه زیرساختی تأثیرگذار بودند. شاخص های برازش مدل در سطح مطلوب قرار داشتند (CFI=0.92، TLI=0.90، RMSEA=0.058). این پژوهش نشان داد که هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند، پدیده ای چندبعدی و میان رشته ای است که تحقق آن به ترکیب فناوری های هوشمند با ابعاد اجتماعی، کالبدی و مدیریتی نیاز دارد. پیشنهاد می شود سیاست گذاری های شهری در فضاهای عمومی شبانه با اولویت بهبود کیفیت کالبدی، امنیت و توسعه زیرساخت های هوشمند پیگیری شود تا بستر مناسبی برای تحقق زیست شبانه ای پویا و هم افزا فراهم آید.
۴۲۰.

مطالعه نقش سرمایه فرهنگی در ادراک محیطی آثار هنری شهری؛ نمونه پژوهش: باغ هنر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هنر شهری هویت فرهنگی سرمایه فرهنگی بوردیو باغ هنر شیراز نظریه میدان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۴
درک و تفسیر آثار هنر شهری وابسته به میزان آشنایی مخاطبان با مفاهیم فرهنگی و توانایی آن ها در خوانش نشانه های بصری است. در بسیاری از فضاهای شهری، شکافی میان پیام مدنظر هنرمند و برداشت مخاطب شکل می گیرد که این موضوع می تواند کارکرد فرهنگی و هویتی آثار را کاهش دهد. براساس نظریه سرمایه فرهنگی پیر بوردیو، تفاوت در سطح دانش فرهنگی، تجربه های هنری و سلیقه زیبایی شناختی افراد نقش تعیین کننده ای در نحوه ادراک و تفسیر پدیده های هنری دارد؛ بنابراین بررسی میزان اثرگذاری سرمایه فرهنگی بر ادراک آثار هنر شهری ضرورتی پژوهشی به شمار می آید. هدف این مطالعه، سنجش نقش سرمایه فرهنگی در ادراک فرهنگی مخاطبان از آثار هنری شهری با تأکید بر نمونه باغ هنر شیراز است. پژوهش با رویکرد کاربردی و روش توصیفی تحلیلی انجام شد. داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته گردآوری شد و پس از پالایش، ۱۲۰ پرسش نامه معتبر وارد تحلیل شد. در تحلیل داده ها از آزمون هم بستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی (PCA با چرخش Varimax)، آلفای کرونباخ، شاخص کفایت نمونه KMO، آزمون بارتلت و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. مقدار 0.635KMO و نتایج بارتلت با 0.001p < معنادار بود. سه عامل اصلی استخراج شد که حدود ۵۲.۵درصد واریانس را تبیین کردند. رابطه بین سرمایه فرهنگی و ادراک فرهنگی مثبت و معنادار بود ( 0.38 r =) و نتایج رگرسیون نشان داد سرمایه فرهنگی، پیش بینی کننده مؤثر ادراک فرهنگی است (0.256β = ، 0.0001p =). یافته ها نشان می دهد افزایش سطح سرمایه فرهنگی می تواند زمینه درک عمیق تر و دقیق تر پیام های هنر شهری را فراهم سازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان