مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
۷.
قابلیت محیط
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی شهری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۲
187 - 204
حوزههای تخصصی:
تجربیات سده بیستم نشان داده است که درک ناکافی از نحوه شکل گیری تعاملات اجتماعی در خیابان های ساحلی شهری وعدم توجه به انسان و نیازهای اجتماعیش که دیدارهای چهره به چهره و برخورد با دیگران است، خیابان ها را ناکارآمد کرده است. رخداد فعالیت در خیابان و پاسخ گویی به نیازهای رفتار اجتماعی وابسته به شایستگی و درک افراد از قابلیت ها و ویژگی های محیط است. بنابراین بررسی تاثیر قابلیت های خیابان ساحلی بر تعامل پذیری محیط در شهر بندرعباس یکی از اهداف اصلی این پژوهش می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق جزء پژوهش های توصیفی- پیمایشی و با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفته است. ابزار اصلی پژوهش جهت گردآوری داده های میدانی ، پرسشنامه محقق ساخته است که روایی و پایایی آن تایید شده است. به این منظور ابتدا پیمایشی مقطعی در باب میزان اثرگذاری شاخص های موثر این پژوهش بر ارتقای تعاملات اجتماعی، میان ۵۰۹ نفر از مردم ساکن شهر بندرعباس انجام پذیرفت. بر این اساس 20 شاخص موثر تأثیرگذار قابلیت محیط بر ارتقاء تعاملات اجتماعی با استفاده از روش تحلیلی عاملی و نرم افزارSPSS در سه دسته عامل قابلیت عملکردی، قابلیت ادراکی و قابلیت کالبدی دسته بندی و به کمک روش تحلیل مسیر و نرم افزار smart pls مدل حاصل از روابط میان این عوامل و ضرایب همبستگی آنها تدوین گردید. نتایج مدل ساختاری نشان داد مدل ساختاری طراحی شده قابلیت برازش بالایی را دارد و توانسته است 67 درصد واریانس متغیر وابسته را تبیین نماید. یافته های پژوهش نشانگر فزونی سطح معناداری 846/10، 525/10 و 685/5 به ترتیب در ارتباط با قابلیت عملکردی، قابلیت ادراکی و قابلیت کالبدی از میزان قابل قبول 96/1 و در نهایت تایید رابطه مستقیم و معنادار این سه متغیر بر شکل گیری تعاملات اجتماعی در خیابان های ساحلی می باشد.
اثر سنجی قابلیت های کالبدی-فضایی مکان توانبخشی در تامین نیازهای شهروندان ناتوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: از مشکلات موجود در توانبخشی، بی توجهی به نیازهای روحی توانخواهان می باشدکه نقش مهمی در مشارکت افراد در توانبخشی ایفا می نماید. ارتقاء توانبخشی، پیامدهای مهم اجتماعی در پی دارد. قابلیتهای کالبدی مکان، انگیزه و تمایل افراد را برای حضور و مشارکت در فعالیت های محیط تحت تاثیر قرار می دهد. ایجادتجربه احساسات مطلوب در محیط توانبخشی افراد را به شرکت در فعالیتهای محیط ترغیب می نماید.
هدف پژوهش: هدف بررسی ارتباط بین مولفه های ایجاد کنندهحس مکان در محیط های توانبخشی و مشارکت توانخواهان در توانبخشی، با ایجاد احساس عزت نفس در آنان می باشد.
روش شناسی تحقیق: پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی بوده که به صورت پیمایشی انجام گرفته و با استفاده از همبستگی وروش معادلات ساختاری تحلیل شده است. جامعهآماری پژوهش افراد ناتوان جسمی - حرکتی مراجعه کننده به مراکز کاردرمانی منطقه1شهر رشت می باشند. با روش نمونه گیری در دسترس 46 نفر توانخواه جسمی به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخت استفاده شد. آلفای کرونباخ متغیرهای تحقیق بالاتر از 7/0 بدست آمد. در تحلیل داده ها، از نرم افزارهای SPSS22, AMOS22 استفاده گردید.
قلمروجغرافیایی پژوهش: محدوده جغرافیایی پژوهش شهرستان رشت در استان گیلان می باشد.
یافته ها: ضریب مسیر مولفه های حس مکان به عزت نفس 74/0، ضریب مسیر عزت نفس به مشارکت توانخواهان 69/0 و اثر غیرمستقیم 51/0 بدست آمده، بنابراین می توان گفت که عزت نفس در ارتباط بین مولفه های حس مکان و مشارکت توانخواهان نقش میانجی دارد.
نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که مولفه های ایجاد حس مکان از طریق تامین احساس عزت نفس، بر مشارکت توانخواهان در توانبخشی تاثیر گذار می باشد.
مطالعه قیاسی ویژگی های محیطی مرتبط با رفتار ازنظر کاربران و مؤلفه های نحو فضا در محله مسکونی با بافت ارگانیک؛ محله چیذر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۳
29 - 52
حوزههای تخصصی:
وجود فاصله میان یافته های مطالعات محیط-رفتار و طراحی، واقعیتی است که امروزه توجه بسیاری از صاحب نظران را به خود جلب کرده است. مقاله حاضر با برقراری ارتباط میان ویژگی های کیفی محیط و مؤلفه های کمی قابل تحلیل با نرم افزار، تلاشی برای نزدیک کردن این نتایج به طراحی محسوب می شود. بافت ارگانیک محله چیذر به عنوان نمونه موردی برای این بررسی انتخاب شده است. روش های کیفی و معمول جمع آوری اطلاعات در مطالعات علوم رفتاری، یعنی مشاهده و پرسش نامه از یک طرف، و روش کمی و نرم افزاری تحلیل نحو فضا، ازطرف دیگر مورد استفاده قرار گرفته اند. ازآنجاکه تحلیل نرم افزاری بر مبنای موقعیت خانه ها انجام شده، نتیجه پژوهش نشان دهنده وجود رابطه میان رفتار و ارزیابی ساکنان از ویژگی های محیطی محله با ویژگی های نحوی موقعیت خانه آن هاست. طبق یافته های پیمایش، بافت چیذر دارای تعاملات اجتماعی گسترده، قرارگاه های رفتاری پویا و قابلیت های محیطی مناسب ازنظر ساکنان است. جدول همبستگی بین مؤلفه های نحو فضا، به عنوان یک گروه متغیر، و نتایج پرسش نامه به عنوان گروه دیگر، که شامل سه محور تعاملات اجتماعی، قرارگاه های رفتاری و قابلیت های محیط است، یافته اصلی این مطالعه محسوب می شود. این جدول نشان می دهد که در بافت چیذر میان یافته های پیمایش و مؤلفه های هم پیوندی کلان، هم پیوندی محلی، عمق میانه، عمق تام محلی، پیوستگی، انتخاب، انتخاب محلی و مرتبه نسبی از نحو فضا همبستگی های بالاتری نسبت به مؤلفه های دیگر برقرار است. این مؤلفه ها را می توان در مطالعه و طراحی بافت های مشابه مهم تر و مؤثرتر دانست، یا در ارزیابی مرحله پیش طرح مورد استفاده قرار داد. به دلیل ماهیت کل نگر و اکتشافی، این پژوهش یافته های متعدد دیگری نیز دارد، که رابطه معکوس هم پیوندی و پیاده روی و رابطه مستقیم پیاده روی و همچنین امنیت با عمق میانه، به دلیل مغایرت با یافته های پژوهش های پیشین، شایسته پیگیری است.
راهکارهای کاهش ناسازگاری شناختی در خانه های معاصر آپارتمانی از طریق انطباق مکان-احساس ها و مکان-رفتارها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانه به عنوان مکانی بی واسطه و بی تکلف ، تاثیر عمیقی بر احساسات ساکنین خود دارد. اما امروزه خانه های آپارتمانی در تاکید صرف بر عملکردها، احساسات ساکنین را نادیده می گیرند و با ایجاد احساسات، افکار و تمایلات متناقض باعث ناسازگاری شناختی و اضطراب عاطفی می شوند. سوال اصلی پژوهش این است که چگونه می توان ناسازگاری شناختی در خانه های معاصر آپارتمانی را کاهش داد؟ و هدف از طرح این پژوهش ارائه راهکارهایی برای ایجاد سازگاری شناختی در خانه های آپارتمانی با تاکید بر مکان-احساس ها در کنار مکان-رفتارهاست. در پژوهش حاضر از روش کیفی و نظریه زمینه ای استفاده شده و پس از مرور ادبیات در حوزه ناسازگاری شناختی و قابلیت محیط، مطالعه میدانی بر سی و چهار نفر از ساکنین بیست خانه ی آپارتمانی انجام شده است تا اینکه داده ها به مرحله اشباع رسیده اند. در این مرحله اطلاعات از طریق مصاحبه و تهیه عکس و کروکی جمع آوری شده و نقشه های مکان-رفتار و مکان-احساس ترسیم شده اند. نهایتاً با انطباق این نقشه ها نتیجه گیری صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد که در خانه های معاصر آپارتمانی مکان-احساس ها و مکان-رفتارها بر یکدیگر منطبق نیستند و این مسئله باعث ایجاد ناسازگاری شناختی و تنش می شود. برای کاهش این تنش ها و ایجاد سازگاری شناختی در سه سطح، راهکارهایی ارائه شده است. در سطح ارتباط بین فضاها، استفاده از ساختار خطی، اتاق های با دو در و تفکیک فضاها پیشنهاد شده. در سطح ابعاد و ماهیت فضا، به راهکارهایی مثل هماهنگی مقیاس فعالیت و مقیاس فضا، اتاق هایی با ابعاد خیلی کوچک، تخلخل در جداره ها، فضاهایی برای پشتیبانی فعالیت های اختیاری و عرض حداقل دو متر برای تراس اشاره شده است و در سطح جزئیات و اجزاء فضا، راهکارهایی از جمله نور طبیعی، فضاسازی احساسی در اطراف منابع گرمایشی، جداره متخلخل در تراس، نشیمنگاه در کنار پنجره و شومینه ارائه شده اند.
کیفیت فضاهای عمومی و افزایش تعاملات اجتماعی( مطالعه موردی: مجتمع مسکونی کوثر و فاز دو مجتمع مسکونی اکباتان )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
براساس مدلهایی که برای تعریف نیازهای انسانی ارائه شده اند، تعاملات اجتماعی، یکی از موارد ضروری می باشد. جدا از مسایل مربوط به باورها، نگرش ها، ترجیحات و دیگر جنبه های شخصیتی ویژه افراد که در نظریه های مربوط به علوم رفتاری به عنوان مهمترین عوامل کنترل کننده رفتار انسان مطرح شده اند، محیط کالبدی نیز در ارتباط با رفتارهای انسان امکانات بالقوه ای دارد. در این راستا، فضاهای عمومی مجتمع های مسکونی بعنوان محیطی که امکان حضور ساکنان درکنار یکدیگر را فراهم می کند، می تواند زمینه ساز ایجاد تعامل بین آنها شود. عدم توجه به این نیاز افراد و عدم قابلیت محیط در تامین آن، موجب می-شود تا محیط کالبدی بسیاری از مجتمع های مسکونی به مجموعه ای از احجام و فضای خالی بین آنها تبدیل گردد. این مسئله می تواند باعث نارضایتی ساکنان از محیط زندگی و متعاقب آن عدم حضور در فضاهای عمومی مجتمع ، بعنوان لازمه ی بروز فعالیت های بعدی، شود. این مقاله به بررسی این مسئله در دو مجتمع مسکونی به عنوان نمونه، ازطریق مشاهده میدانی و مصاحبه و طرح پرسشنامه می پردازد. در پایان با روش تحلیل همبستگی داده ها جمع بندی و نتیجه ارائه شده است.
تبیین فرآیند مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی با تأکید بر قابلیت های محیطی؛ نمونه مورد مطالعه: محدوده زندیه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
3 - 20
حوزههای تخصصی:
کم توجهی به جنبه های بصری مناظر شهری تاریخی منجر شده تا تصاویری مخدوش و ناخوانا از مناظر در ذهن شهروندان ثبت شود؛ بنابراین به فرآیندی برای مدیریت بصری مطلوب مناظر شهری تاریخی نیاز است تا مراحل آن با در نظر داشتن قابلیت های مناظر شهری به طور کامل طی شود. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی مبتنی بر قابلیت های محیطی در نمونه موردمطالعه و تدقیق مراحل انجام مدیریت مطلوب انجام شده است. دلیل انتخاب محدوده زندیه شیراز تغییرات این بخش در فرآیندهای توسعه و ساماندهی های اخیر است. در پاسخ به پرسش های پژوهش که فرآیند مدیریت بصری چه مراحلی دارد و در چه وضعیتی قرار دارد؟ و میزان قابلیت های محیطی در محدوده چقدر است؟ پس از انجام مطالعات کتابخانه ای و شناسایی قابلیت های محیط، با استفاده از تکنیک «شبکه تصویری» محدوده موردمطالعه شبکه بندی گردید. در گام بعد در قالب پرسشنامه تصویری از متخصصان خواسته شد تا به هر یک از قابلیت های موجود در این محدوده، متناسب با تصاویر و شناخت قبلی امتیاز دهند. علاوه بر این، وضعیت مراحل مختلف فرآیند مدیریت بصری در شیراز نیز ارزیابی شد. نتایج نشان داد که «چالش های طراحی و برنامه ریزی»، «چالش های مدیریتی» و «چالش های مرتبط با شناخت بستر» سه دسته مشکلات وضعیت فعلی بافت تاریخی شهر شیراز هستند. در فرآیند مدیریت بصری، مراحل «تدوین اهداف حفاظت بصری» و «ساماندهی منظر» از کمترین میزان برخوردار است و دارای اولویت برای اقدام است. در انتها فرآیند مدیریت بصری مناظر شهری تاریخی قابل کاربست در بافت تاریخی شیراز تبیین گردید و با تأکید بر مرحله چارچوب گذاری و قابلیت های محیطی مشخص شد که پهنه شماره 5 محدوده زندیه (محدوده مجاور مسجد و حمام وکیل) تمامی قابلیت ها را در حد مطلوب دارد و پهنه شماره 2 (محدوده دیوان خانه) از سایر بخش ها امتیاز کمتری را به خود اختصاص داده که نیازمند رسیدگی بیشتر است. نتایج پژوهش حاضر در اتخاذ تصمیمات بهینه و اولویت بندی اقدامات پیشنهادی برای مداخله در محدوده بافت تاریخی کاربرد خواهند داشت.
تحلیل و تبیین ارتباط بین قابلیت های مکان سوم در زیست پذیری شهری (مطالعه موردی: منطقه 6 کلانشهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
135 - 152
حوزههای تخصصی:
مکان های سوم از طریق فراهم کردن شرایط مسکن مناسب، دسترسی به منابع، امکانات اجتماعی و فرهنگی، زیرساخت های پایدار و تعاملات اجتماعی، نقش مهمی در ارتقای زیست پذیری اجتماعی ایفا می کنند. این مکان ها به افراد امکان می دهند در محیطی مناسب و پایدار زندگی کنند و بهبود کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی را تحقق بخشند. هدف این پژوهش، بررسی و تبیین قابلیت های مکان های سوم در افزایش زیست پذیری اجتماعی در شهر تهران است. ماهیت تحقیق از لحاظ هدف، کاربری و روش آن توصیفی - تحلیلی است. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از مدل معادلات ساختاری ایموس (AMOS) استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که قابلیت های مکان های سوم، از جمله مکان های عمومی و جذاب، عرصه های عمومی شهری، تغییر ساختارهای اجتماعی مکان ها، مکان های شاد و سرزنده در شهر، استناد به ارزش های فرهنگی و اجتماعی، و توسعه پایداری انسانی، بهبود زیست پذیری اجتماعی را تسهیل می کنند. اثرگذاری قابلیت های مکان سوم با بارعاملی 0.87 نشان می دهد که این قابلیت ها دارای تأثیر مثبت و مطلوبی در فعالیت ها و زیست پذیری اجتماعی مکان ها و فضاهای زیست هستند. همچنین این نتایج نشان می دهد که وجود مکان های سوم و قابلیت های مرتبط با آنها می تواند منجر به بهبود زیست پذیری اجتماعی، ارتقای کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی شهروندان شود.