فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۸۱ تا ۳٬۱۰۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال پنجم بهار و تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱۰
141 - 153
حوزههای تخصصی:
شهر اصفهان صفوی را از منظرهای گوناگونی می توان قرائت کرد. یکی از این منظرها نظام مدیریت آب است. حیات پایتخت صفوی هم به حیات زمین های زراعی پیرامون آن وابسته بود و هم به گردش آب در شهر. درخشش اصفهان صفوی بی تردید مرهون نظام استوار مدیریت آب است، که تاکنون کمتر به آن توجه شده است. در این مقاله، با رویکردی انسان شناسانه و با روش تفسیری تاریخی، به مهم ترین جنبه های مادّی و غیرمادّی نظام مدیریت کلان آب در اصفهان صفوی می پردازیم. در نظام مدیریت آب در اصفهان صفوی، مادی ها را بنا بر قواعدی در شهر می گرداندند؛ هم بهره مصرفی از آنها می گرفتند و هم بهره در فضاسازی شهری؛ سپس آب را به کفایت به مزارع می رساندند. حصول چنین نتیجه ای، گذشته از مهندسی دقیق آب (که موضوع این مقاله نیست)، از طریق تعیین حقابه ها و نظارت دقیق بر اجرای آنها با توجه به نیازها و اوضاع آب وهوایی و قوانین فقهی ممکن می شد. چنین مدیریتی مستلزم تدبیر در اقتصاد آب بود که آن را با ابتنا بر فروش و وقف آب و قوانین فقهی مربوط به آن اداره می کردند. تشکیلات مدیریت آب نیز بسیار مهم بود و میرابی از مهم ترین مشاغل دستگاه صفوی شمرده می شد. در اواخر دوره صفویه، همه مراتب نظام مدیریت آب دچار خلل و فساد شد و رفته رفته فروریخت.
تبیین مولفه های تاثیرگذار امنیت بر شهر امروز
حوزههای تخصصی:
در توسعه پایدار شهری کیفیت زندگی انسان در فضای شهری محور قرار می گیرد به طوری که تداوم زندگی شهروندان توأم با بالندگی و رفاه اجتماعی باشد و به پایداری محیط شهری آسیب نرسد. نقطه قوت نظریه توسعه پایدار توجه به ارتباط و برقراری رابطه میان عناصر و اجزاء توسعه به شکل منطقی و معقول است که می تواند موجب حفظ و بقای توسعه شود. که در صورت تحقق از میزان ناهنجاری های اجتماعی، جرائم، که ریشه در نابسامانی های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی داشته و ازجمله موارد سبب ساز ناامنی در محیط های شهری می باشند، کاسته خواهد شد. مفهوم امنیت در سیر تطور و توسعه خود به عنوان موضوع موردبررسی در حوزه های بیشتری از علوم مدنظر قرارگرفته است و هر یک از علوم مختلف بسته به موضوعات موردبررسی خود، بعدی از ابعاد آن را کانون توجه خود قرار داده و به آن پرداخته اند. این پژوهش یک پژوهش کاربردی و توسعه ای است و با هدف معرفی مفاهیم پایه امنیت در ابعاد مختلف به دنبال پاسخی برای این سوال است که چه مولفه ها و شاخص هایی بر امنیت یک جامعه تاثیرگذارند. در این نوشتار ابعاد کلی امنیت در 4 مقوله ی امنیت سیاسی، امنیت اقتصادی، امنیت زیست محیطی و درنهایت امنیت کالبدی و اجتماعی که بیشترین نقش را در بحث امنیت فضاهای شهری ایفا می کند؛ موردپژوهش و بررسی قرارگرفته است و درنهایت شاخص های جهت سنجش میزان امنیت در فضاهای شهری با استفاده از این تعاریف و پژوهش ها توسط نگارنده استخراج گردیده است.
جهانی سازی و منطقه گرایی در معماری معاصر: تعامل یا تقابل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال یازدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳۱
15 - 27
حوزههای تخصصی:
جهانی سازی فرایندی پیچیده و چند وجهی است که فشردگی فزاینده زمان و مکان و سرعت بخشیِ تعاملات بین فرهنگی را سبب شده، همسانی و همگونی را تداعی می کند. منطقه گرایی دیدگاهی تحلیلی و انتقادی است که بر حفظ ویژگی های خاص مکان و برجسته نمودن تفاوتها، تأکید دارد. مقاله می کوشد تا از رهگذر مطالعه و تدقیق دو فرآیند جهانی سازی و رویکردهای نوین منطقه گرایی، نوع رابطه میان آنها در اثرگذاری بر معماری معاصر را مورد کنکاش قرار دهد. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و متکی بر تکنیک تحلیل محتوا می باشد. نتایج مطالعات حاکی از آن است که درونمایه چند وجهیِ جهانی سازی نشان از وجود نوعی همزمانی روندهای همگون ساز و ناهمگون ساز در ماهیت این فرایند دارد و رویکردهای نوین منطقه گرایی نیز، در پی ایجاد تنوع در حین سود بردن از مزایای جهانی اند. بنابراین مابین پدیده های مذکور، تعاملی دوسویه در جریان است که حاصل آن، شکل گیری نوعی معماری پیوندی و تعامل جهانی–منطقه ای در معماری معاصر است.
بازشناسی ویژگی های معماری تلفیقی در تزئینات عمارت صمیمی شهرستان رامهرمز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تزئینات بخش جدایی ناپذیر از معماری و بناهای هر فرهنگ و سرزمینی است که خود شیوه های متنوع و گوناگونی را شامل می شود و کاربرد آن در معماری موجب کمال و غنای بصری می گردد. شهرستان رامهرمز خوزستان با پیشینه ای باستانی و تاریخی دارای ابنیه و آثار باقی مانده متنوعی است که عمدتاً از دیدگاه کالبدی بیانگر شاخص های فرهنگی و هنری خاص این منطقه جغرافیایی می باشد. به عنوان نمونه می توان به بنای سکونتی- حکومتی عمارت صمیمی، ساخته شده در دو دوره صفوی و قاجار در شهرستان رامهرمز اشاره نمود. این بنا از جمله باغ های سکونتی حکومتی قاجار است که در دو دوره زمانی صفوی و قاجار احداث شده است. در این پژوهش با توجه به خلاء علمی - تحقیقاتی در رابطه با معماری بناهای تاریخی رامهرمز بخصوص در بحث تزئینات، سعی شده است تزئینات بنای فوق مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد و با استفاده از روش تفسیری - تاریخی ویژگی های معماری تلفیقی دوره قاجار و صفوی بنای فوق را بیان نماید. سپس با استفاده از روش تحقیق مورد کاوی و با ابزار مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و همچنین ابزار میدانی شامل بازدید از بنا، عکس برداری و تهیه نقشه، به بازشناسی رویکردهای غیر ایرانی و ویژگی های تلفیقی تزئینات عمارت فوق و همچنین نوآوری های موجود در معماری بنا پرداخته شده است که موجب شناخت هویت فرهنگی بنا گردیده است. سؤال اصلی تحقیق عبارت است از: "تزئینات تلفیقی مورد استفاده در معماری دو دوره صفوی و قاجار بنای عمارت صمیمی چگونه است؟". نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که تلفیق در تز ئینات معماری عمارت صمیمی در سه زمینه شامل: 1. تأثیر تزئینات غرب در ساختمان قاجاری و پیدایش ستون های کلاسیک، 2. تلفیق تزئینات بنا با معماری کشورهای عربی در ساختمان صفوی و شکل گیری چهار نوع قوس نوآورانه و مشابه قوس کنگره دار، 3. ترکیب الگوهای معماری ایرانی با سایر الگوها و تشکیل قوس های ترکیبی؛ قابل مشاهده است. 4. عمده تزئینات آجرکاری عمارت صمیمی رامهرمز، شامل شیوه های آجرکاری گل اندازی و انواع رگ چین با الگوهای فخرومدین، راسته، هره، دندان موشی، گل پنجره و حصیری است که در جداره های بنا می توان مشاهد نمود.
بررسی اثرات سرمایه اجتماعی بر نوسازی بافت فرسوده نمونه موردی شهر قم
حوزههای تخصصی:
یکی از بهترین روشها برای نیل ب ه اهداف نوسازی و بهسازی، استفاده از ظرفیت های سرمایه ی اجتماعی است؛ با توجه به اینکه شهروندان یکی از موثر ترین و اصلی ترین ذی نفع در جریان نوسازی بافت های فرسوده هستند چنانچه ساکنان این نواحی سرمایه اجتماعی و اقتصادی خود را همان روحیه همکاری اجتماعی، ابتکار شخصی و سایر دارایی ها به میان نیاورند اقدامات دستگاه های دولتی نیز در این زمینه عقیم می ماند بر همین اساس در این تحقیق به تبیین نقش سرمایه اجتماعی در نوسازی بافت فرسوده در شهر قم پرداخته شده است. تحقیق حاضر، از نوع کاربردی_علمی می باشد. جامعه آماری ساکنان شهر قم و حجم نمونه با فرمول کوکران برابر 320 نفر است. گردآوری اطلاعات میدانی و کتابخانه ای بوده و جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS و excel استفاده شده و برای تحلیل نتایج از آمار توصیفی و استنباطی با همبستگی پیرسون و رگسیون چندگانه انجام شده که بر اساس نتایج انسجام اجتماعی با ضریب تاثیر 0.337 بیشترین تاثیر را در نوسازی بافت فرسوده داشته و مشارکت اجتماعی با ضریب تأثیر0.290 در درتبه دوم و متغیر اعتماد اجتماعی با ضریب تأثیر 0.161 سومین عامل تأثیر گذار بر نوسازی بافت فرسوده در نظر گرفته شد. و در نهایت پیشنهاداتی در زمینه نوسازی بافت فرسوده با سرمایه اجتماعی ارایه گردید.
تأثیر مؤلفه های کالبدی تبلیغات شهری در آلودگی بصری منظر شهری (مطالعه موردی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
41 - 64
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : از چالش های کنونی حیات کلانشهرها، وجود آلودگی های بصری ناشی از تبلیغات شهری در کنار سایر آلودگی های زیست محیطی است که به نظر همگام با رشد و گسترش شهرها، بر دامنه آن افزوده می شود. امروزه تبلیغات شهری یکی از سرویس های موردنیاز شهرهاست و درصورتی که طراحی و چیدمان مناسبی در فضای شهری نداشته باشد، می تواند کیفیت سیما و منظر شهری را تحت تأثیر قرار داده و طیفی از وضعیت آلودگی بصری را در منظر شهری ایجاد کنند. هدف: پژوهش باهدف اصلی کاهش آلودگی بصری ناشی از تبلیغات شهری از سیما و منظر شهری و همچنین رتبه بندی تأثیر مؤلفه ها و شاخص های کالبدی تبلیغات شهری در ایجاد آلودگی بصری در منظر شهری و ارائه راهکارهایی برای کاهش این آلودگی ها در کلانشهر تهران است. روش: پژوهش مبتنی بر روش کمی پیمایش و ابزار پرسشنامه در حوزه شاخص های کالبدی تبلیغات شهری شامل شاخص های طراحی، مکان یابی سازه تبلیغات شهری و طراحی گرافیکی پیام تبلیغاتی است. پس از اعتبار و پایایی سنجی شاخص ها و گویه ها، از 399 نفر از شهروندان تهرانی به عنوان نمونه ی پژوهش اجراشده و نتایج پرسشنامه در مدل معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شده و تأثیر هریک از آن ها در آلودگی بصری رتبه بندی شده اند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که مهم ترین شاخص های کالبدی تبلیغات شهری زمینه ساز آلودگی بصری، به ترتیب مکان گزینی سازه تبلیغاتی، طراحی سازه و طراحی گرافیکی پیام تبلیغاتی هستند. همچنین مهم ترین زیرشاخص های هریک از شاخص ها نیز بدین ترتیب می باشند: در شاخص مکان گزینی سازه ها به ترتیب تراکم سازه ها، عدم هم ترازی تابلوهای صنفی، مسدود شدن چشم اندازهای طبیعی و خوانایی تابلوهای راهنمای شهری، در شاخص طراحی سازه، شکل، سامانه نورپردازی و ارتفاع سازه و در شاخص طراحی پیام گرافیکی نیز تعداد کلمات، اختصار و تصاویر طرح گرافیکی مهم ترین عوامل هستند.
A Review on Desirable Urban Landscape for Women in Iran
حوزههای تخصصی:
Regarding the increasing presence of women in the community as a result of higher education developments, urban spaces have become more feminine and the significant influence of women in urban spaces and landscape is rapidly increasing following the impacts of lifestyle phenomenon, media and globalization. The increasing influence of women on urban spaces and landscapes intensifies the necessity of deep scrutiny. Recently, security is being considered as an important issue for women and women tend to be present at urban spaces more; however, all different types of space are not considered secured enough for women. The absence of women architects and urbanists in the professional community despite the large population of women graduate from Iranian universities accentuates the problem. This research seeks to understand whether urban spaces and landscapes can be regarded as feminine spaces. This paper a review research and the literature and the research problem are described by emphasis on library documentation research method.
تأثیر تنوع محرک بصری در خلاقیت طراحی دانشجویان طرح یک معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۷
127 - 140
حوزههای تخصصی:
در حوزه خلاقیت، مطالعات متعددی در خصوص انواع محرک بین حوزه (تشابه ساختاری با مساله طراحی) و درون حوزه (مشابه با مساله طراحی) در مرحله ایده پردازی طراحی انجام شده است، با این وجود بررسی تأثیر تنوع یا عدم تنوع این نوع محرکها در خلاقیت دانشجویان چندان مورد توجه نبوده است. در کنار این موضوع، از آنجایی که هر نوع محرک بصری تأثیر متفاوتی در اندیشه واگرا و همگرا دارد در خصوص تفاوت این تأثیر در فرآیند طراحی دانشجویان، مطالعات محدودی انجام شده است. در این تحقیق، تأثیر تنوع محرک بصری در خلاقیت دانشجویان معماری و بر اندیشه های همگرا و واگرا مورد بررسی قرار می گیرد. در آزمونهای مورد نظر، محرک بین حوزه و درون حوزه به تنهایی و همین طور با هم (هم زمان یا با توالی زمانی) ارائه می شوند. آزمونها با دانشجویان درس طرح یک معماری در دانشگاه شهید باهنرکرمان صورت می گیرد. آنها اولین تجربه یک پروژه کامل طراحی را می گذرانند. سنجش خلاقیت از طریق ارزیابی محصول طراحی و نمرهای است که داوران به دو عامل "ابتکار " و "تحقق پذیری " می دهند. داده های حاصل توسط تحلیل واریانس بررسی میشود. نتایج حاکی از عدم تأثیر تنوع محرک در خلاقیت دانشجویان و تأثیر محرک درون حوزه به تنهایی، در ارتقاء ابتکار و تفکر واگرا است. هیچ کدام از انواع محرک دراندیشه همگرا و عامل تحقق پذیری تأثیر معناداری ندارند.
The livability measurements in the old urban fabric of Zone 1 in District 9, Tehran
منبع:
Socio-Spatial Studies, Vol ۳, Issue ۵, Winter ۲۰۱۹
50 - 65
حوزههای تخصصی:
Ever-increasing population and urbanization have had a detrimental effect on the cities and the continuing urbanization resulted in the social, economic, and environmental problems of the cities which is a crisis and the warning for the cities’ sustainability. This situation is also the case in many cities in Iran, which are faced with the consequences of urban rapid growth and the lack of sufficient financial and human resources in the management process. It is well understood that the livability based on the participation of residents in a neighborhood emphasizes on the social capital, public participation and the sense of belonging of the neighborhood residents. This, with an emphasis on the role of people and community in the neighborhood, can provide better outcome to the neighborhood in identifying neighborhood problems and subsequently decision making, planning and the related authorities in a neighborhood. Indicators of this study are socioeconomic, physical, and environmental indicators. The purpose of this research is to identify the threats, opportunities and capabilities of Zone1 in District 9 by using a survey in the form of a five-point Likert scale. This study was done by using the SWOT model and prioritizing them using a Quantitative Strategic Planning Matrix (QSPM). The results of the research show that the construction of class parking, the construction of a hangout, the rehabilitation of existing gardens and parks, defining of the incentive development projects in the state and municipal lands, are of the basic needs of the neighborhood and have the highest priority which are mostly physical and infrastructural.
تدوین مدل مفهومی تحقق پایداری بافت های تاریخی با رویکرد راهبردی برنامه ریزی بازآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال چهاردهم بهمن ۱۳۹۶ شماره ۵۶
57 - 70
حوزههای تخصصی:
بافت های تاریخی به واسطه ویژگی های باارزش خود از سایر بافت های شهری متمایز هستند؛ اما اغلب به دلیل عدم انطباق با سرعت تغییر نیازهای ساکنین وارد فرایند «فرسودگی» می شوند. همین امر لزوم برنامه ریزی و حفاظت را در بافت های تاریخی تائید می کند. سؤال مطرح در این پژوهش آن است که چگونه می توان رویکردی مناسب برای مداخله هدفمند و تحقق پایداری در بافت های تاریخی اتخاذ نمود؟ پاسخ به این پرسش دو مرحله دارد: نخست آنچه بافت تاریخی باید باشد تا آن را «پایدار» دانست و دوم، فرایندی که برای رسیدن به پایداری باید اتخاذ شود. فرضیه این پژوهش عبارت است از استفاده از رویکرد راهبردی در برنامه ریزی بازآفرینی می تواند پایداری بافت های تاریخی را تحقق بخشد. بر همین اساس چارچوب مفهومی از نحوه مداخله در شرایط مختلف تدوین گردیده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوا مورد بررسی قرارگرفته است. مطالعات مستخرج از نظریات مرتبط نشان می دهد محتوای پایداری بافت های تاریخی در ابعاد کالبدی، عملکردی، اقتصادی و اجتماعی بر معیارهای کلی منظرسازی، حفاظت، کیفیت محیطی، ثبات و سرزندگی اقتصادی، کیفیت زندگی و انسجام اجتماعی استوار است. همچنین فرایند مداخله در بافت برای نیل به محتوای پایدار بر اساس رویکرد راهبردی به ارایه مدل پیشنهادی انجامیده است که بررسی ها نتایج نشان می دهد پنج حالت برای مداخله در بافت تاریخی وجود دارد: وجود شرایط کالبدی ناپایدار، پایداری نسبی کالبدی و اقتصادی، پایداری نسبی کالبدی و اجتماعی، پایداری کالبدی و ناپایداری در ابعاد اقتصادی-اجتماعی، و وضعیت کاملاً ناپایدار در تمام مختلف. هر یک از وضعیت های فوق بر اساس فرایند برنامه ریزی بازآفرینی به راهبردهای مختلفی نیازمند هستند که به آن ها پرداخته شده است.
Evaluating the Effects of Architectural Aspects on Student Sociability (Case Study: Tehran University)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۰, Issue ۴ - Serial Number ۳۸, Autumn ۲۰۲۰
57 - 66
حوزههای تخصصی:
The sociability and quality of behavior settings, according to general psychology data, are the most significant environmental values, measuring which helps to assess the success of environmental and architectural aspects. The present study was aimed at investigating the efficient environmental characteristics for the achievement of sociability in educational space. This issue has been addressed by examining the type and manner of interactions of students at the University of Tehran as well as qualified environmental factors facilitating, or restricting these interactions. In this study, data were collected as a combination of three methods of interview, observation, and questionnaire; with a population of students at the University of Tehran. With regards to statistical investigations, the sample size was 386 taken with a simple random sampling, and the data were analyzed using SPSS22 software. The one-sample t-test was also used for data analysis in order to find a logical relationship between variables. The results have shown that all environmental indicators are of significant importance for students in the formation of social interactions between students.
تبیین راهکارهای اجرایی دانشکده معماری پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران با تاکید بر آسیب شناسی و ساماندهی کیفیت وضع موجود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با توجه به تغییرات در ساختار مدیریتی دانشکده هنرهای زیبا که منجر به تبدیل وضعیت قبلی به پردیس گردید و با هدف تهیه ی طرح جامعی که در سه حوزه ی مدیریت اجرایی، میانی و راهبردی در سه مرحله ی زمانی گذشته، حال و آینده به منظور ترسیم نقشه ی راه در ساماندهی و توسعه ی کیفی پردیس هنرهای زیبا باشد شکل گرفته است. این نوشتار، به عنوان بخشی از طرح جامع یاد شده، با پرداختن به بازه ی زمانی "حال " و "تبیین مشکل" به هدف ذکر شده پرداخته است. بر این اساس روش پژوهش شامل راهبرد مشابه سازی همراه با راهکارهای مصاحبه با اساتید صاحب نظر و طرح پرسشنامه از دانشجویان دانشکده معماری و تحلیل این اطلاعات بوده و بر این پایه، مصاحبه با اساتید به صورت انتخاب تصادفی و طرح پرسشنامه نیز بر پایه ی مدل شبکه ای پایا و هدفمند که برای طرح جامع طراحی شده بود و از میان 111 دانشجو در مقاطع کارشناسی تا دکتری با ضریب روایی 0/83 (آلفای کرونباخ) صورت پذیرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد اهداف سه گانه ی پژوهشی، آموزشی و کاربردی با عوامل پنجگانه ی سامانه ی آموزش عالی دارای شرایط مختلف ارتباط در طیفی پنج درجه ای می باشند که نیازمند جبران و یا تقویت در برخی شاخصه ها هستند.
چارچوبی نوین برای تعامل معماری جمعی در طراحی مجموعه های مسکونی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال سوم پاییز و زمستان ۱۳۹۲ شماره ۲
63-73
حوزههای تخصصی:
استفاده از رویکرد "معماری جمعی" و یا روش های مشارکتی معنادار همواره مورد بحث بوده و نکات مثبت و منفی آن موافقان و مخالفان خود را به همراه داشته است. تجارب عملی استفاده از روشهای مشارکتی نشان می دهد، مسکن (مجموعه های مسکونی) بستر مناسبی برای استفاده از روشهای مشارکتی در معماری هستند تا از طریق فهم و درک صحیح الگوهای رفتاری ساکنان بتوان به ارتقاء کیفیت محیط مصنوع و در نهایت بالا بردن میزان احساس جمعی و توسعه افراد بهره جست. در قرن بیستم توجه به استفاده از روشهای مشارکتی که بتواند محیطی پاسخگو را بوجود آورد در سه دوره قابل بازشناسی است: دوره اول در فاصله پس از جنگ های جهانی تا جنبش های مدنی 1969 صورت می گیرد که در این دوران بیشتر روش تجربی مشارکتی قابل مشاهده است ، دوره دوم در فاصله سالهای 1970 تا 1985 است که مباحث نظری مشارکتی در عمل و توسط معماران برجسته مورد استفاده قرار می گیرد و دوره سوم بعد از 1985 به تعیین و تفکیک نقش معمار و کاربر و دیگر افراد دخیل در فرآیند طراحی مشارکتی می پردازد و تاکید آن بر الگوهای رفتاری و درک آن می باشد. در نهایت استفاده از روشهای صحیح مشارکتی در معماری می تواند نتایج موثری در راستای اعتلای زندگی ساکنان به همراه داشته باشد در حالیکه اگر از روشهای صحیح و در مکان مناسب به کار گرفته نشود می تواند نتایج معکوس داشته باشد.
ساحت تخیل در تصویرسازی کتاب کودک گروه سنی (الف و ب) مبتنی بر نظریه «ساموئل تیلور کالریج (مطالعه موردی آثار گلندا اسبورلین، ناتالی پودالف و نیکولتا سیسولی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هفدهم آذر ۱۳۹۹ شماره ۹۰
111 - 126
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: تخیل از عوامل سازنده تصویرسازی است و در عرصه ادبیات و هنر در ساحت اندیشه قرار می گیرد. پرداختن به عنصر تخیل در ادبیات کودکان از قرن 18 میلادی در انگلستان شکل گرفت و نخستین کتاب های مصور با بهره گیری از خیال پردازی در همین دوره مصور شدند. مبحث تخیل در همین زمان به صورت مبسوط در ادبیات انگلستان توسط «ساموئل تیلور کالریج» مورد تأمل قرار گرفت. هدف پژوهش: این پژوهش با نگاهی به رویکرد کالریج، فرایند ذهن خلاق در آفرینش هنر توسط هنرمند را مورد مطالعه قرار می دهد. با توجه به اهمیت تخیل در تصویرسازی، این مقاله سعی دارد بنیان اندیشه های کالریج را که مبتنی بر تداعی تخیل آفریننده و تعلیق ناباوری است، در خلق آثار تصویرسازی کتاب کودک بازشناخته و بحث تخیل در آرای کالریج را مورد مداقه قرار دهد. این پژوهش به این پرسش پاسخ می دهد که آیا تخیل نمایش داده شده در تصویرسازی ادبیات کتاب کودک می تواند دربرگیرنده آرای کالریج باشد؟روش پژوهش: بنابر آنچه بیان شد هدف تحقیق، فهم تخیل در تصویرسازی و ارتباط آن با قوه ذوق و نحوه ادراک هنر توسط هنرمند و ذهن مخاطب با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی و براساس منابع مکتوب است. ازاین رو با ذکر نمونه های تصویری از تصویرگران معروف خارجی، مبحث تخیل مورد تحلیل قرار می گیرد.نتیجه گیری: تصویرسازی کودک به عنوان مقوله ای مستقل، پدیده ای نسبتاً نو در ایران است که کمتر از سایر مقولات تجسمی بدان پرداخته شده است. این عرصه با کمبودها و نقصان های بسیاری روبه رو است که شاید بخش عمده آن را تازگی وکم سالی آن توجیه می کند. از این رو اولین و مهم ترین عامل روی آوری نگارندگان به این عرصه و ضرورت پژوهش، رفع گوشه کوچکی از این کمبودها بوده است. به نظر می رسد برخی شیوه های تصویر سازی در کتاب کودک، جزئی از عناصر تخیل در دیدگاه کالریج را شامل می شود.کودک با رؤیت تخیل در تصویرسازی به امکان کشف معنا و دریافت باطن پدیده ها، به جای ادراک حسی صرف نائل می شود.
توسعه سامانه بام سبز بر اساس معیارهای توسعه پایدار در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال چهارم بهار و تابستان ۱۳۸۹ شماره ۶
15 - 28
حوزههای تخصصی:
مخاطب نقد معماری کیست
حوزههای تخصصی:
نقد آثار معماری با وجود اهمیت فراوان، در مطالعات اخیر از موضوعات مهجور و فراموش شده در جامعه کنونی می باشد. این در حالی است که نقد معماری موضوعی راهبردی و بحث برانگیز هم در جامعه آکادمیک و هم در جامعه عمومی محسوب می گردد و لزوم پژوهش در این حوزه ضروری به نظر می رسد. با توجه به مبانی، سوالات مقاله حاضر این گونه بیان می گردد که، نقد معماری چگونه شکل می گیرد؟ و آیا نقد معماری برای مخاطبی که ارتباط مستقیم با فضا برقرار می کند رخ می دهد؟ هدف مقاله کوششی در جهت تعریف عرصه های مختلف نقد معماری و ارتباط میان نقد صورت گرفته با مخاطب می باشد. مقاله حاضر با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی ابتدا به تعاریف حوزه های مختلف نقد پرداخته است، و سپس نحوه ادراک فضا در طی شکل گیری نقد بررسی گردیده است. نتیجه مقاله بیانگر این موضوع است که، نقد معماری از دیدگاه نقادی شکل گرفته است، که با بیان خویش سعی در نقد فضای معماری برای مخاطبی دارد که نیاز به هیچ گونه اطلاعات ندارد. در این صورت یک خلاء نقد معماری بیان می گردد.
واکاوی اصول و رهنمود های طراحی معماری مدارس از منظر پدافند غیرعامل
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از اصول ضروری در طراحی معماری، توجه به عملیاتی کردن الزامات پدافند غیر عامل به منظور کاهش آسیب پذیری و ایمن سازی آن هاست. معماران به عنوان یکی از تاثیر گذارترین اعضای گروه طراحی لازم است در ارایه طرح های خود به جوانب مختلف تاثیر گذار به آن توجه نمایند. توجه به پایداری طرح در طول عمر ساختمان و تاثیر ملاحظات طراحی معماری، در کاهش آسیب پذیری ساختمان در مقابل تهدیدات انسانی و طبیعی امری ضروری خواهد بود. از اینرو مدارس به دلیل تعداد، شرایط و تنوع گروه های سنی کاربران و همچنین نوع و اهمیت کاربری، در زمره مهمترین فضاهای شهری قرار می گیرند. از طرف دیگر در زمان وقوع حوادث در ساعات بهره برداری، امکان خسارت جانی بسیار وجود دارد. لذا توجه به ایمنی و کاهش آسیب پذیری در این بناها در زمان بروز حوادث از اهمیت خاصی بر خوردار است که، پرداختن به مقوله پدافند غیر عامل و در تقابل با مدیریت بحران به خصوص از حیث اهمیت در درجه ویژه ای قرار دارند، کمک خواهد کرد تا تلفات انسانی در زمان بروز حوادث، کاهش یابد. بدینسان این مساله، بستری لازم را برای نگارش پژوهش حاضر فراهم کرده است. هدف اصلی از نگارش این پژوهش، پرداختن به امر پدافند غیرعامل در مدارس و توجه به گستردگی موضوع به ارایه چهارچوب و راه کارهایی در بخش طراحی می باشد که مدرسه ای طراحی شود که در شرایط بحران، ایمن و برای شرایط پسا بحران، نقش پناهگاه را داشته باشد و بتواند جامعه را از تهدیداتی که بعد از سانحه به وجود می آید حفظ کند. پژوهش حاضربه لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی_تحلیلی است که از ابزار جمع آوری اطلاعات، اسنادی(کتابخانه ایی) در بستر بهره گیری از مطالعات میدانی بهره برده است. با استناد به نتایج این پژوهش می توان این گونه برآورد نمود که، در نظر گرفتن تدابیری همچون نحوه قرارگیری بازشوها، حفاظت سلسله مراتبی فضاها، تاثیرفرم ساختمان بر کاهش اثر موج انفجار، طراحی مناسب مسیرهای حرکت داخلی، فضای عبور موج، انتخاب شیوه مناسب نورگیری، طراحی محوطه و انتخاب مصالح فضایی امن را در اختیار قرار می دهد که در ﻃﺮاﺣﯽ و ﺟﺮای ﻓﻀﺎﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ (ﻣﺪارس) ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﮐﺎﻫﺶ آﺳﯿﺐﭘﺬﯾﺮی ﺿﺮوری ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ.
رتبه بندی پارامترهای موثر بر مصرف انرژی ساختمان با کاربرد فرایند تحلیل سلسله مراتبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال چهارم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۲
47-53
حوزههای تخصصی:
مصرف انرژی ساختمان متاثر از تکنیک هایمتعددی می باشد که شامل تکنیکهای فعال و غیر فعال است. از جمله تکنیک های فعال مرتبط با بدنه ساختمان نوع مصالح، اندازه و نوع پنجره، عایق بندی حرارتی، بهره گیری از انرژی خورشید و جهت گیری ساختمان است. این پژوهش، رویکردی برای تعیین تاثیر و اولویت بندی پارامترهای اصلی تعدادی از تکنیک های ساختمانی بر مصرف انرژی، ارائه می کند.پارامترهای موثر در راستای کاهش مصرف انرژی ساختمان شامل تعداد ساکنین، مساحت ساختمان، تعداد طبقات، میزان همجواری، نسبت پنجره به دیوار، نسبت طول به عرض، تعداد بر (نما) ساختمان است. این پارامترها دارای نقش و اهمیت یکسان در میزان مصرف انرژی ساختمان نیستند؛ از این رو در این مقاله از فرایند تحلیل سلسله مراتبی جهت تعیین وزن پارامترهای اشاره شده استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که موثرترین پارامتر نسبت پنجره به دیوار بود. با توجه به ارزش این پارامتر (0.36)، فضای پنجره و مصالح آن از نظر مصرف انرژی در اولویت اول جای دارد. پارامتر مهم دیگر تعداد نماهای (برَ های) ساختمان بود. اگر ساختمان دارای 1 ، 2، 3 یا چهار بر باشد، مصرف انرژی تفاوت قابل توجهی خواهد داشت. کم تاثیر ترین پارامتر تعداد ساکنین ساختمان بود.
سنجش ارزشهای ایرانی اسلامی و انسانی در ادوار دگردیسی شهر از بافت سنتی به مدرن و شیوه حفظ آن در شهرهای آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۳ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
111 - 128
حوزههای تخصصی:
بیان مسأله: شهرها در حال تحول هستند. تغییرات در شهرها متناسب زمان و تکنولوژی می تواند نقش ارزش های انسانی را در آن تقویت یا تضعیف نمایند، لذا شناختن دگردیسی و ارزش های اسلامی و انسانی در آن، اهمیت می یابد. تا کنون تلاش هایی برای گونه شناسی سیر تحولات انجام شده که در این مطالعات توجهی به سنجش هویت اسلامی و ارزش های انسانی در این ادوار نشده است. هدف: پژوهش پیش رو میزان تحقق ارزش های انسانی و اصول شهر اسلامی را در سیر دگردیسی شهرها از بافت سنتی به مدرن را بررسی می کند. هدف این است تا سیر نامبرده شده را در ایران و غرب مقایسه نماید و با بررسی اصول و شاخص های شهر اسلامی و ارزش های انسانی نهفته در آن، اهمیت هریک از شاخص ها را در این سیر دنبال نماید. در نهایت نیز برای حفظ آن در شهرهای آینده، راهکارهای کلی ذکر نماید. روش:ضمن استفاده از روش استدلالی، پس از بررسی ویژگی ادوار دگردیسی شهرها و شاخص های ارزش انسانی در تعاریف شهری، با استفاده از روش دلفی در دو راند، نظر صاحب نظران (10 نفر متخصص (با توجه به نظریه هوگراث، کلایتون و بسیاری از دیگر نظریه پردازان که به تعداد 5 تا 12 متخصص اشاره می کنند)) در ارتباط با میزان تحقق هر یک از اصول ارزش های انسانی و شهر اسلامی در ادوار دگردیسی، مورد سنجش قرار گرفته است. یافته ها و نتیجه : یافته ها و تحلیل موارد مستخرج از تکنیک دلفی نشان می دهد که مفاهیمی نظیر طبیعت محوری، خدا محوری، جامعه محوری (اجتماع پذیری) و همچنین اقتصاد، در سیر دگردیسی بیان شده حبیبی و در شهرهای متاخر فراموش شده و تنها برخی مفاهیم مانند جامعه محوری (ارتباطات جهانی) پررنگ تر شده است. لذا در بخش انتهایی مقاله با توجه به فرصت ها و تهدیدها در سیر دگردیسی، به ارائه راهکارهایی کلی جهت ارتقا ارزش های انسانی و حفظ هویت ایرانی اسلامی، در شهرهای آتی پرداخته شده است.
تأملی بر ابعاد وجودی انسان در معماری با تاکید بر آیات و روایات
حوزههای تخصصی:
معماری، همواره بر اساس عقاید ساکنان آن خلق شده است و معمار اسلامی تا حد امکان به اصول، قواعد و روش های احداث خانه در آیات و احادیث توجه می نمود؛ لذا اثری که خلق می کرد، بر مبنای آن الگوها شکل می گرفت و همواره روح دینی در مسکن سنتی جریان می یافت. بر این اساس، این مقاله در جهت پاسخ گویی فرضیه ارتباط ابعاد وجودی انسان و معماری شکل گرفته است: فرضیه: بر اساس آیات قرآن و روایات معصومان(به طور مستقیم و غیرمستقیم) الگوهای اسلامی درباره مسکن و محل زندگی، دریافت می شود و می توان آن ها را در طراحی مسکن معاصر به کار برد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف پژوهشی توسعه ای و از لحاظ ماهیت کیفی و اکتشافی و شیوه گرد آوری داده ها کتابخانه ای و میدانی است. نتیجه پژوهش آشنایی با دستورات اسلام در مبحث معماری اسلامی با نگاهی به ابعاد وجودی انسان در دو بعد مادی و معنوی است که بعد مادی نگاه به محیط زیست، جلوه های بصری، نور، بهداشت، هندسه ساخت و وسعت و بعد معنوی آن شامل؛ آرامش، تجلی توحید، عبادت و بندگی، حفظ حریم و ارتباطات است با نگاهی به آیات و روایات درصدد تبیین و توضیح این اصول و مبانی در ایجاد در معماری شهری هستیم.