فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۵۰۱ تا ۴٬۵۲۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۶ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱۵۷
۱۶۱-۱۴۹
حوزههای تخصصی:
از چهارصفه به عنوان کهن ترین الگوی معماری مسکونی در ایران، زیاد نام برده شده است. این الگوی ساختمانی صرف نظر از مباحث اقلیمی و سازه ای، از دیدگاه معناگرایی نیز از دوره باستان حایز اهمیت بوده و در نقوش و طرح های مختلف تکرار شده است. در معماری ایران، این الگو از بیانی خالص در آرایش فضایی نمونه های اولیه به فضایی جزء در نمونه های تکامل یافته تر تبدیل می گردد و به این ترتیب الگوهای متنوع فضایی در خانه ها و کوشک ها را شامل می شود. این مقاله با هدف تبیین اهمیت و گستردگی کاربرد الگوی چهارصفه در معماری مسکونی ایران تدوین شده است و بر این اساس پس از کنکاشی پیرامون بروز این الگو در تهرنگ های معماری مسکونی، به مزیت هایی رجوع می کند که برخی از آن ها نقش اساسی در تداوم الگوی چهارصفه و توسعه آن به عنوان یک جزء فضا داشته اند. این مزایا عبارتند از خلق یک ریز اقلیم مطبوع در منطقه خشک صحرایی، فضایی گشاده در مساحت کوچک میانسرا، الگویی هندسی که پیاده سازی اهداف سازه ای را بسیار ساده می کند و همچنین کارکردهای متنوعی که می توان در فضای مرکزی چهارصفه به آن پرداخت. این تحقیق به روشی توصیفی و تحلیلی بر اساس مطالعات میدانی و کتابخانه ای، پس از مرور و نمایش تهرنگ های چهارصفه در معماری مسکونی، رد پای آن را در فضاهای متنوعی مانند حوضخانه، تالار و برخی دیگر از فضاها پیدا کرده و الگوهای متنوع چهارصفه را در تهرنگ های فرضی و با مقیاس های مختلف ارایه می کند. شهرهای بشرویه و طبس در خراسان، نمونه های خالص تر و جامع تری از کهن الگوی چهارصفه را در خود دارد که عبارت است از خانه هایی درونگرا همراه با یک حیاط مرکزی کوچک و چهار ایوان در پیرامون آن؛ در حالی که خانه های زواره، دارای الگویی پایه با فضای مرکزی سرپوشیده است که برای توسعه و تکامل در خانه های بزرگ و ظهور در حوضخانه آماده شده است. در خانه های حیاط دار فلات مرکزی ایران، الگوی چهارصفه در حیاط ناپدید می شود و در فضاهای جزء پدیدار می شود، حوضخانه شکل اصلی بیان الگوی چهارصفه در این خانه هاست.
بررسی دلبستگی به مکان در میان کودکان (نمونه موردی: محله بازارچه قصردشت شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۸ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱۳
165 - 179
حوزههای تخصصی:
محله های شهری افراد را در خود در بر می گیرند و زندگی افراد در فضای محله ها تعریف و تنظیم می گردد. همچنین به عنوان بخشی از فضاهای عمومی در شهرها، نقش مهمی در رفع نیازهای کودکان ایفا می کنند. بنابراین به منظور پویایی بیشتر این فضاها و برای برآورده ساختن نیازهای مردم، باید به رفتارهای شکل دهنده این فضاها توجه کرد. از آنجایی که کارایی اغلب محله های شهری در نتیجه عدم انطباق نیازهای کاربران با کیفیت محیطی متناسب با قلمروهای رفتاری، در سطح پایینی می باشد، لزوم توجه به برنامه اصولی و مبتنی بر رفتار استفاده کنندگان در اینگونه فضاها، ضروری می باشد. محله قصردشت شیراز و کودکان 7-12سال به عنوان نمونه مطالعاتی این پژوهش انتخاب شده است. هدف از این پژوهش مطالعه، بررسی و تحلیل عوامل تأثیر گذار بر ایجاد دلبستگی به محله در میان کودکان است. پژوهش حاضر، یک تحقیق میدانی با رویکرد توصیفی - تحلیلی است و به دنبال پاسخ به این سوال اساسی است که، عوامل مؤثر و نقش آنها در ایجاد دلبستگی در بافت محله به چه میزان تأثیرگذار است؟ شاخص ها با استفاده از طراحی پرسش نامه و نقشه های رفتاری بر اساس حجم نمونه و تبدیل یافته های کیفی به مؤلفه های کمی از طریق نرم افزارspss پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد، که کودکان حاضر در این پژوهش از قابلیت های محله خود لذت می برند و تحت تاثیر شاخص های مختلفی می باشند، که از میان دلبستگی عاطفی، موجب تعامل حسی انسان و مکان و نقش آن در هویت فردی می شود . همچنین دلبستگی به مکان در میان کودکان محله بازارچه قصردشت با جنسیت و نوع سکونت آنها ارتباطی ندارد و دلبستگی عاطفی، تصویر ذهنی، حس مکان و هویت به مکان از عوامل تأثیر گذار بر ایجاد دلبستگی محسوب می شوند و فضاهای فاقد امنیت و تاریک مهمترین عامل ها برای عدم دلبستگی به مکان در میان کودکان خواهند شد.
بازتعریف عرصه میانه در مسکن آپارتمانی امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۴
145 - 156
حوزههای تخصصی:
انسان در طول دوره زندگی و درهمه حال نیاز به ارتباط با محیط اطراف خود و انسان های دیگر دارد. دامنه این ارتباط درمیان سه عرصه عمومی(خیابان)، میانه و خصوصی(خانه) گسترده شده است. عرصه میانه به مثابه فضای انتقال میان خانه و خیابان است که در محدوده های مسکونی، اتصال دهنده دو عرصه عمومی و خصوصی می باشد، به طوری که از مرز هر خانه در واحد های مسکونی آغاز شده و تا محله و اتصال به فضای عمومی شهر گسترده می شود. امروزه به دلیل محدودیت های زندگی آپارتمانی، از جمله افزایش تراکم واحدهای مسکونی، فضاهای هر واحد مسکونی تقلیل پیدا کرده و عرصه های واسطی که به عنوان حلقه ارتباط دهنده درون و بیرون محسوب می شوند مبهم بوده و یا به فراموشی سپرده شده اند. این پژوهش با مطالعات کتابخانه ای و به روش کیفی درصدد بررسی عرصه میانه و کیفیت آن در مقیاس مسکن آپارتمانی است. از این رو ابتدا براساس ادبیات موضوع به بیان لزوم وجود عرصه میانه در عرصه های زیستی، اهمیت و تأثیر آن بر شکل گیری روابط فضایی و اجتماعی ساکنین واحدهای مسکونی پرداخته می شود. در ادامه مقایسه محدوده عرصه میانه ی خانه های سنتی و خانه های حیاط دار با الگوی رایج در آپارتمان های مسکونی نشان می دهد، محدوده عرصه میانه در مسکن آپارتمانی از پیوستگی لازم برخوردار نیست. از این رو عرصه میانه در سه بخش «رسش به آپارتمان»، «رسش به هر خانه» و «درون هر خانه» بازتعریف شده است. بازتعریف این بخش ها به همراه ارائه راهکارها نشان می دهد، پیوستگی فضایی و اجتماعی عرصه میانه موجب کاهش «خوی خیابانی» افراد و افزایش آرامش روانی در لحظه ورود به خانه خواهد شد. در واقع پیوند با حیاط اصلی،ایجاد فضاهای پویا و مرتبط با بیرون در دسترسی طبقات (کوچه ای در ارتفاع) و الگوی حیاط میانی موجب پیوند فضایی، بصری و اجتماعی با درون خانه و بالعکس خواهد شد.
Green Open Space Housing Public Company Panakkukang Makassar Indonesia(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study is a field research that aims to determine the extent of green open spaces that serve as neighborhood parks in Housing Public Company Panakkukang, which consists of three areas: Toddopuli, Tidung, and Tamalate. Population in this study, is the third of the areas. The selected sample is Tamalate, arguing that the area is in the middle and is central to the whole Housing Public Company Panakkukang. Data collection tool used is the Global Positioning System. Data analysis techniques, qualitative analysis that compares the comparison theory / standard SNI 03-1733-2004. Standard Housing in Urban Environmental Planning with the reality on the field. Based on the results and discussion, it is known that the area of green open space in the area of Housing Public Company Panakkukang Makassar city in general is not in accordance with the provisions of the extent of green open space required in SNI 03-1733-2004.
Analyzing and Specifying the Mechanism of Temporary Landscape(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Although it has physical effects, temporary landscape as a new issue provides various potential as a place events that can’t be ignored because of wide range effects on promoting and upgrading the quality of space. The purpose of this study is to analyze the status and mechanism of temporary landscape. As a basic and practical research, it is done by using the correlation method and descriptive-analytic approach using documents and the researcher’s studies. The mechanism of temporary landscape is specified by logical reasoning. The results of the research show that the components of temporary landscapes include fixed, semifixed and nonfixed (moving) components. Temporary landscapes in various range types as events, disasters and second elevations, by their enriched or corrosive functions can create a new experience, as a stimulus. Therefore they leads to conscious and unconscious social actions. So they can affect people's perception of the space. On the other hand temporary landscapes can create the meaning of space and affects the quality of space. Therefore they can cause a space distinction that lead to create a unique space.
مطالعه تطبیقی دو حکایت با درون مایه جدال از سعدی و بازنمود آنها در دو نگاره از کمال الدین بهزاد و رضا عباسی با نظر به مبانی بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارگری و ادبیات به عنوان دو گنجینه اصلی هنر ایرانی در طول تاریخ پیوندی قوی داشته اند و شناخت هرچه بهتر آنها موجب ارتقای سطح فرهنگی و هویتی ایرانی-اسلامی خواهد شد. با توجه دقیق به وضع موجود و پژوهش های قابل دسترس، می توان دریافت که انتخاب موضوعی واحد در هر دو حوزه، مقوله ای است که کمتر به آن پرداخته شده است. ضرورت این تحقیق دستیابی به شناخت عمیق در راستای شفاف سازی روابط پنهان بین دو مقوله نگارگری و ادبیات و درک روابط انسانی و اجتماعی حاکم بر فضای روحی هنرمندان این دو حوزه است. لذا این پژوهش با مطالعه موردی و تطبیقی دو نگاره، "" مجادله ای در حضور قاضی "" و "" جدال سعدی با مدعی "" از دو نگارگر بنام ایران، کمال الدین بهزاد و رضا عباسی با موضوع واحد "" جدال "" که هر دو بازتابی از داستان های سعدی شیرازی با عناوین ذکرشده است، سعی در بررسی این فرضیه دارد که با توجه به تقدم زمانی نگاره جدال کمال الدین بهزاد، امکان الگوگیری رضاعباسی از کمال الدین بهزاد در هر دو مرحله انتخاب موضوع اثر و نیز نحوه بازتاب وجود دارد. مهم ترین هدف پژوهش حاضر، تحلیل تأثیرگذاری ها و تأثیرپذیری های دو نگاره و تبیین میزان موفقیت هر نگاره در بازنمود درون مایه حکایت مربوط به هر اثر، در کنار نوآوری ها و ترفندهای هنری برآمده از روحیات و مهارت های هریک از آنها است. همچنین ازجمله اهداف ویژه می توان به مستندنگاری دقیق نمونه های مورد مطالعه و تحلیل ویژگی های اصلی دو اثر نگارگری بر مبنای نحوه بازنمود هر نگاره اشاره کرد. مراحل مذکور زمینه ساز پاسخ به این پرسش اصلی است که : "" از میان دو نگاره متعلق به کمال الدین بهزاد و رضاعباسی، کدام یک میزان بیشتری از تناسب با متن حکایت مرجع و نوآوری را در اثر خویش به کاربرده اند ؟"" پژوهش فرضیه محور حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و با رویکرد تطبیقی با نظر به مبانی بینامتنیت به انجام رسیده است یافته های پژوهش حاضر گویای آن است که هر دو هنرمند میزان قابل توجه و تقریباً برابری از نوآوری و همچنین تعهد نسبت به داستان مرجع را در آثار خویش به کاربرده اند، لیکن بر اساس مشخصه های اصلی، نگاره رضا عباسی بازتاب رساتری از داستان مربوط به نگاره خود را دارد. لازم به ذکر است که یافته های پژوهش همچنین مبین اثبات بخشی از فرضیه و رد قسمتی از آن بوده و به نوعی امکان الگوگیری رضا عباسی از نگاره کمال الدین بهزاد برای خلق نگاره خود را کم رنگ می داند.
نقش دلالت های فرهنگی اجتماعی بر شکل خیمه (مطالعه موردی: سیاچادر بختیاری و آغچ اوی ترکمن)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال یازدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۲۹
43 - 52
حوزههای تخصصی:
انسان برای تجلی بودن با بهره از طبیعت و کنش فرهنگ «خانه» را بنا نهاد و در بنیادیترین شکل آن سازه«خیمه» برپا شد. این مقاله با بهره از مفهوم نشانه شناسی در حیطه«وجه کاربردی» ، « نحوی» و « معنایی» نشانگی با روش تحلیل کیفی ناشی از تطبیق دو گونه خیمه با بسترهای ناهمگون، بر چگونگی تأثیر وزنی وجه فرهنگی اجتماعی نسبت به علیت کارکردی اقلیم، مصالح ، تکنیک و تظاهراتش در شکل (دال) می پردازد. نتایج معلوم می دارد که نه تنها«دلالت های» فرهنگی و آرمانی بر تکوین شکل خیمه، با وجود تأثیر علل محسوس طبیعی نقش«محوری» داشته بلکه فراتر از آن علل طبیعی، در بستر هر فرهنگی در مفهوم «چرخه فرهنگ_ طبیعت» به ماهیت فرهنگی بر می گردد بنابر این هیچ علیت طبیعی مؤثر بر شکل خانه در ماهیت خود، طبیعی صرف نبوده بلکه در این چرخه معنا و هیئت فرهنگی اجتماعی به خود می گیرد.
تبیین تأثیرات پارادایم بر تغییرات فرم در معماری معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال یازدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳۱
81 - 96
حوزههای تخصصی:
آنچه امروزه موردنقد بسیار قرارگرفته جایگاه فرم در معماری که ناشی از تکثر آراء می باشد است. جایگاه فرم در معماری طی تاریخ تعاریف مختلفی را به خود اختصاص داده که بازتابی از دیدگاه غالب فلسفی در هر دوره می باشد. آنچه در این بحث به آن پرداخته می شود بررسی روند جریانات فکری معاصری است که بر فرم معماری تأثیرگذار بوده و در هر زمان در قالبی خاص تبلوریافته و تلاش می شود با استفاده از روش تحلیل محتوای متن پارادایم های حاکم بر معماری پس از انقلاب صنعتی در اروپا مورد تحلیل قرار گیرد و سپس تأثیرات آن بر فرم معماری با توجه به مبانی نظری حاکم بر آن موردنقد قرار گیرد .نتایج گویای آن هست که جهان بینی به عنوان بالاترین لایه به صورت مستقیم و غیرمستقیم موجب تغییر در سطوح پایین تر گردیده و فرم معماری همواره نمودی از این تأثیرات هست.
آپارتمان نشینی در شهرهای ایرانی-اسلامی و مشکلات اجتماعی و فرهنگی ناشی از آن؛ نمونه مورد مطالعه: مسکن مهر بروجرد
حوزههای تخصصی:
افزایش سریع جمعیت شهر ها و گسترش شهرنشینی طی ده های اخیر و افزایش تقاضا برای مسکن مردم را به سوی زندگی آپارتمان نشینی سوق داده است، این پدیده موجب بروزمشکلات فراوانی نظیرتضعیف سنت های فرهنگی و از هم گسیختگی پیوند های اجتماعی در خانواده ها گردیده است . هدف این مقاله درک مشکلات فرهنگی و اجتماعی زندگی آپارتمان نشینی و ارائه راهکارهایی برای کاهش این معظلات در آپارتمان های مسکن مهر بروجرد می باشد. روش تحقیق در این مقاله بر اساس هدف از نوع کاربردی که بر پایه مطالعات میدانی و کتابخانه ای استوار می باشد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که این نوع از سکونت با فرهنگ و نگرش جامعه ایرانی-اسلامی مغایرت داشته و محیط های آپارتمانی را به فضایی تنش زا تبدیل کرده است لیکن آنچه نیاز به توجه جدی دارد آموزش چگونگی برقراری تعادل متوازن میان فرهنگ سنتی و فرهنگ آپارتمان نشینی به موازات توسعه فنی در این گونه سازه هاست.
بهره گیری از مصالح بومی–سنتی به منظور بهینه سازی مصرف انرژی حرارتی ساختمان، نمونه موردی: بافت مسکونی-تاریخی بیلند گناباد
حوزههای تخصصی:
مصرف بیش از حد انرژی های فسیلی موجب گرم شدن زمین و خسارات جبران ناپذیری بر محیط زیست جهان شده است. با این فرض که معماری بومی کمترین اثر مخرب را بر اکوسیستم و محیط زیست دارد. و معماری بدون توجه به اقلیم و شرایط بومی مشکلات خاصی را برای ساکنین بناها بوجود آورده است. این پژوهش با رویکرد بهره گیری از مصالح بومی(خشت) سعی در بهینه سازی مصرف انرژی دارد و در این راستا به بررسی نمونه های یکسان(بلحاظ موقعیتی و کاربران) در محیط بومی گرم و بیابانی(گناباد) با مصالح مصرفی متفاوت پرداخته است(نمونه اول خشت، نمونه دوم آجر و نمونه سوم خشت بهینه) تا به استناد نتایج حاصله بهینه سازی انرژی با بومی سازی به وسیله نرم افزار دیزاین بیلدر اثبات شود. این پژوهش با روش ترکیبی انجام شده است و بر اساس مطالعات کتابخانه ای، اسنادی به جمع آوری اطلاعات پرداخته و در پایان با بررسی نمونه ها در نرم افزار دیزاین بیلدر لایسنس 4.2.0.054 نتیجه مقایسه سه نمونه به اختصار بصورت زیر حاصل شده است:
نمونه اول و دوم: در نمونه دوم(مصالح غیربومی) (kwh) 14.5% افزایش مصرف انرژی سرمایشی و (kwh) 21.96% افزایش مصرف انرژی گرمایشی وجود دارد.
نمونه اول و سوم: اختلاف مصرف در ساختمان با خشت قدیم و خشت پیشنهادی در انرژی سرمایشی (kwh) 9.8% و گرمایشی (kwh) 17.3% می باشد.
نمونه دوم و سوم: اختلاف مصرف در ساختمان غیربومی با نمونه پیشنهادی در انرژی سرمایشی (kwh)23% و گرمایشی (kwh)35.5% می باشد. بنابر نتایج پیشنهاد می شود با کاربرد مصالح بومی ساختمان سازی آتی به بهینه سازی انرژی که هم صرفه اقتصادی دارد و هم در این بحران انرژی، کاهش مصرف سوخت فسیلی را، بیانجامد.
روش مرمت منظر مناظر طبیعی بر مبنای رویکرد اکولوژی منظر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال چهاردهم بهمن ۱۳۹۶ شماره ۵۶
5 - 16
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : مداخلات ناآگاهانه در مناظر طبیعی موجبات تنزل کیفی و اختلال در فرآیندهای اکولوژیکی این بسترها را فراهم آورده است. از این رو بازیابی و ایجاد شرایط مناسب در مناظری طبیعی که دچار آشفتگی (اعم از طبیعی و غیر طبیعی) شده اند. در جهت بازیابی ارزش های والای بستر و مرمت جامع امری ضروری است. رویکرد اکولوژی منظر از متأخرترین دیدگاه ها در زمینه چگونگی و فرآیند مداخلات انسان در مناظر طبیعی است و به دنبال ارایه راهکارهای حفظ و احیای تمامی ارزش ها و سرمایه های طبیعی این مناظر در قالب مرمت جامع منظر است. هدف : هدف اصلی در پژوهش حاضر، ارایه روش مرمت منظر در مقیاس منظر بر مبنای رویکرد اکولوژی منظر در مناظر طبیعی است. روش پژوهش : در راستای دست یابی به هدف، پژوهش حاضر در سه مرحله تبیین، تدقیق و ارزیابی با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی در بستری پیمایشی شکل گرفته است. در مرحله تبیین، به تعاریف پایه و رویکردهای نظری و تحلیل و بررسی اطلاعات به دست آمده از مرور متون، اسناد کتابخانه ای و منابع اینترنتی پرداخته شده است. سپس در مرحله تدقیق و ارزیابی با بررسی روش های ارایه شده در حوزه مرمت و اکولوژی منظر در بستر پیمایشی با استفاده از پرسش نامه به عنوان ابزار گردآوری داده ها، به ارایه روش جامع مرمت منظر بر مبانی رویکرد اکولوژی منظر پرداخته شده است. نتیجه گیری : نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که روش مرمت منظر بر پایه مراحل پنج گانه : 1. پیمایش و مشاهده دقیق، 2. ارزیابی در مقیاس منظر، 3. شناخت و ادراک اکولوژیکی، 4. طراحی و اقدام و در نهایت 5. مدیریت و کنترل صورت می پذیرد. این روش که با عنوان روش SARDM نام گذاری شده، بر حضور طراح به عنوان فرد مقیم در مناظر مطالعاتی جهت ادراک صحیح از روابط و سیرکولاسیون فضایی عناصر ساختاری منظر تأکید دارد و امکان تحلیل و ارزیابی منظر در بعد فضایی و توالی زمانی، تطبیق ارزیابی ها با نتایج حاصل از پیمایش و در نهایت ادراک اکولوژیکی طراح از پویایی و پیچیدگی های موجود در مناظر را فراهم می آورد. این روش مرمتی که در قالب مرمت مقیاسی منظر تجلی می یابد، بر ارزیابی ویژگی های فیزیکی و اکولوژیکی بستر تأکید دارد.
نظام تحول درهنر معماری اسلامی آسیای مرکزی در قرون دهم و یازدهم هجری قمری (با تکیه بر برخی نمونه های بارز این دوران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هفتم بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
59-72
حوزههای تخصصی:
معماری اسلامی، عناصر زیبایی شناسانه معماری را با آموزه های اصیل معنوی و الهی در خود جای داده است؛ البته این هنر با توجه به تحولات هر دوره ومنطقه، دارای شاخصه های متفاوتی می شود که بوسیله این ویژگی هااز دیگر دوران جدا می شود. این نوشتار، معماری اسلامی آسیای مرکزی و تحولات آن را در ابتدای سده شانزدهم/دهم تا اواخر سده هفدهم/یازدهم مورد توجه قرار داده است و در این راستا به بیان فشرده تاثیر اوضاع سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی آسیای مرکزی در دوران یاد شده، می پردازد. از معضلات عمده که مانع پیشرفت پژوهش در معماری اسلامی می شود، می توان به عدم دسترسی به همه بناهای عمده تاریخی اشاره نمود. برای گزینش نمونه ها ی مورد بحث در این مقاله بر برخی گونه های پراهمیت معماری اسلامی هم چون مدارس و مساجد تاکید شده است. روش این پژوهش با توجه به نوع نگاه علمی آن و همچنین ابعاد اجتماعی دوران فوق الذکر، تاریخی تحلیلی می باشد. هدف اصلی مقاله: 1- مطالعه تحولات هنر معماری اسلامی و ویژگی های آن در آسیای مرکزی قرون شانزدهم و هفدهم/دهم و یازدهم. سوال اصلی مقاله: 1- شباهت ها و تفاوت های بارز میان آثار هنر معماری اسلامی در آسیای مرکزی قرون شانزدهم و هفدهم/دهم و یازدهم چیست؟ دستاوردهای پژوهش نشان می دهد در آسیای مرکزی سده شانزدهم/دهم استفاده از روش های سنتی متاثر از دیدگاه های عرفان اسلامی و همچنین روش های نوین، بیشتر در ساخت مساجد و مدارس کاربرد داشته ولی در بناهای عمومی، بیشتر تمایل بر ساخت بناهایی با روش نوین بوده است. در نیمه دوم سده شانزدهم/دهم، در تزیینات از مواد نسبتاً ارزان و کم زحمت تزیینی مانند گچ سفید و رنگ استفاده شده است. به طور کل، معماری سده هفدهم/یازدهم در آسیای میانه دچار رکورد گردید و بیشتر به تزیینات بناها توجه نشان داده شده است.
گونه شناسی معماری کپری نیمه جنوبی بلوچستان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کپر، گونه ای خاص از معماری چوبی سکونتگاه های دائمی یا موقّتی است که به علت سبکی وزن و طرح قطعات سازه اش، قابلیت حمل ونقل دارد. منطقه ی بلوچستان ازجمله مناطقی در ایران است که معماری کپری در آن رواج داشته و اکنون با ساخت وسازهای جدید، در حال فراموشی است. مستندسازی معماری کپری این منطقه می تواند در حفاظت از آن و نیز در دستیابی به شیوه های جدید طراحی مفید واقع گردد. ازاین جهت در پژوهش حاضر، قصد بر این است که آثار ارزشمند عشایر بلوچستان باسابقه ای به قدمت تاریخ بلوچستان، مورد تفحص و جستجو قرار گیرد. نکته دیگری که امروزه بررسی های مسکن عشایر ایران را حائز اهمیت و شایان توجه می نماید این است که امروزه نیاز به مسکن متحرک و غیردائمی برای اسکان موقت و غیر دائم به دلایل گوناگون ازجمله بحران های طبیعی، اجتماعی و مشابه روبه توسعه است. به نظر می رسد بامطالعه مسکن عشایری می توان تجربیات تاریخی مربوط به مسکن متحرک را ثبت و ضبط کرد. روش پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی و تطبیقی است. گردآوری اطلاعات، به صورت اسنادی و میدانی صورت گرفت. به این ترتیب که پاره ای از اطلاعات لازم نخست به صورت اسناد گردآوری و سپس طی سفر به نقاط مختلف، به رصد زندگی عشایری و مشاهده و ثبت نمونه های معماری کپری در پهنه های مختلف جغرافیایی و مقایسه ی آن ها بر اساس تفاوت های شکلی و کالبدی با توجه به فرهنگ سکونت و جغرافیای زندگی آن ها پرداخته شد. دستاورد پژوهش، شناسایی چهار الگوی شکلی ساخت کپر در چهار حوزه جغرافیایی سراوان، سرباز، نیکشهر و چابهار است. کپرهای سه حوزه سراوان، سرباز و نیکشهر از منظر سیستم ایستایی یکسان هستند و فرم هلالی دارند. تفاوت ها در پلان و حجم و نوع پوشش سازه است. کپرهای حوزه چابهار از منظر سازه و نوع ایستایی و به طبع آن فرم کلی با سه حوزه دیگر متفاوت است.
Navigation in Determining the Physical Factors Affecting Creativity of Children's in Urban Parks(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Despite the availability of extensive facilities for children, the effect of environment on creativity of children is often ignored. It is a fact that children can attend the playgrounds in city parks, independently, from age 6, therefore they become exposed to influence of the environment during this age period. It is necessary to design playgrounds for children to improve their creativity. The objective here is to assess the effects of physical components of the playgrounds in city parks on creativity of children of ages 6 to 12. A descriptive- analytic method is adopted in this study. This method is adopted to achieve the theoretical perspectives and correlations between the variables and indices, through analysis. At this stage, the data are collected from a selected statistical population through field research and closed response researcher designed questionnaire and the effective variables are determined by factor analysis and correlation. By applying path analysis method using of Smart PLS1 software program based on the relations between the variables, the study model is provided. The results indicate that there exists a significant correlation between the environmental factors and creativity and regarding the rate of effectiveness of the physical factors on creativity, the variety factor is more effective, followed by physical liveliness and flexibility factors, respectively.
گزاره های نقادانه ی اروپاییان درباره ی معماری و شهرهای ایران در سفرنامه های قرن هفدهم تا نیمه ی قرن نوزدهم میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق در پی بارخوانی اندیشه های انتقادی آن دسته از سفرنامه نویسان اروپایی است که بین قرون شانزدهم تا نوزدهم میلادی به ایران سفر کرده اند. چنین تحقیقی از چند جنبه مهم است: اوّلاً، می توان داوری های را برخلاف داوری های امروزین، داوری هایی تاریخی دانست، دوم آن که با پرداختن به این داوری ها، می توان به قیاس معماری ایران و غرب در آن دوران دست زد و ثالثاً می توان به تصویری واقع گرایانه از حیات معماری و شهرهای پیشامدرن ایران دست یافت. سوال اصلی پژوهش بدین قرار است: در آثار سفرنامه نویسان اروپایی چه گزاره های نقادانه ای درباره ی معماری و شهرهای ایران وجود دارد؟ این تحقیق به روش تفسیری-تاریخی انجام شده است. که برحسب شباهت میان گزاره ها در سفرنامه ها و نیز تکرارپذیری شان، این گزاره ها در چهار دسته ی کلّی جای داده شده اند. می توان انتقادهای آن ها را درباره ی معماری ایران به سه دسته تقسیم کرد. در بخش تفسیری به بحث در این باره پرداخته ایم که این گزاره های نقادانه را تا چه حد می توان قابل اتکا دانست و نشان داده ایم که گزاره های نقادانه ی عینی اروپاییان به منزله ی نشانه ای از تفاوت وضعیت در معماری و شهرهای ایران و غرب نسبتاً قابل اتکا، تکرارشونده و مشابه هستند امّا گزاره های ذهنی آنان در توضیح چرایی پدید آمدن این تفاوت ها شبهه برانگیز و قائل به فرد است.
بررسی نقش حیاط در پیکره بندی فضایی مساجد در راستای ارتقاء راندمان عملکردی با استفاده از روش چیدمان فضا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۲ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
91 - 104
حوزههای تخصصی:
نقش حیاط در فضاهای معماری ایران غیر قابل انکار و گاهی از ضروریات طراحی معماری به سبب شرایط اقلیمی و جغرافیایی می باشد . این عضو اصلی بناهای معماری ایران در ساخت و ساز های امروزی به دلیل مشکل زمین و موضوع تراکم شهری از پیکره بندی بسیاری از بناها به خصوص کاربری های جمعی مانند مساجد حذف گردیده است. در حالی ست که نقش آن در تغییر بازده عملکردی بنا نادیده گرفته شده است . هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش متفاوتی است که وجود حیاط ضامن ایجاد و یا افزایش آن می باشد و بر پایه ی ایجاد یا ارتقاء راندمان عملکردی استوار است. اثبات این فرایند با بررسی نقش حیاط در مساجد با استفاده از دو روش ترسیم گراف و استفاده از داده های آن برای روابط ریاضی نحو فضا و همچنین استفاده از نرم افزار Depth map است. برای اثبات میزان راندمان عملکردی ابتدا تعریف راندمان فضایی ارائه می شود و سپس بر اساس این تعریف شش شاخص راندمان عملکردی معرفی و تشریح خواهد شد و به اثبات نقش حیاط در تغییرات میزان راندمان عملکردی انواع الگوی حیاط مساجد پرداخته می شود. نتایج تحقیق نشان داد طرح حیاط مرکزی با هندسه مستطیل بالاترین میزان راندمان عملکردی را در مقایسه با سایر الگوها را دارد.
بازشناسی مؤلفه های تأثیرگذار بر شکل گیری هویت و خاطره جمعی در فضاهای شهری پیرامون پل های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر و تحولات زندگی در شهرهای امروزی، موجب کم رنگ شدن و یا از دست رفتن بسیاری از فضاهای شهری و عملکردهای اجتماعی و فرهنگی آن ها شده است. تغییراتی که اغلب، احساس عدم تعلق، بی هویتی و عدم مشارکت شهروندان در فعالیت های اجتماعی را به دنبال دارد. حال آن که، هویت شهری که زمینه ساز تشخص و اعتبار شهروندان می شود، از طریق تداعی خاطرات و ایجاد حس تعلق در آن ها، پیوند شهر و شهروندان را تقویت نموده، آن ها را به سوی ویژگی های ممتاز اجتماعی هدایت می کند. یکی از راه های تحقق این مهم، بهره گیری از ظرفیت بناهای خاطره انگیز و تاریخی شهرهاست. بر این اساس، هدف از این پژوهش امکان سنجی ارتقای کیفیت فضای شهری پیرامون پل های تاریخی با تأکید بر مؤلفه های هویت و خاطره جمعی شهروندان می باشد. در پژوهش حاضر، فضای شهری اطراف پل تاریخی لنگرود به عنوان نمونه موردی مطالعه شده و مؤلفه های ایجاد خاطره جمعی و هویت برای شهروندان لنگرودی، در خلال یک پیمایش میدانی، بازشناسی شده است. برای این منظور از دو نوع پرسشنامه استفاده شد و اعتبار (پایایی) هر کدام از پرسشنامه ها با توجه به آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. پرسشنامه ها با استفاده از نرم افزار Spss تحلیل شدند. یافته های پژوهش بیانگر آن است که مؤلفه های معنا، کالبد و فعالیت به ترتیب بیشترین تأثیر را در ارتقای فضای شهری محدوده پل تاریخی لنگرود و ایجاد حس تعلق در شهروندان دارند. نتیجه نهایی پژوهش آن است که برنامه ریزی کالبدی محدوده ی پل های تاریخی شهرها می بایست برای تقویت فعالیت های مناسب اجتماعی و فرهنگی و معنا بخشیدن به شهر انجام پذیرد و نقش این عناصر ارزشمند در ایجاد فضای شهری خاطره انگیز و با هویت برای شهروندان بیش از یک بنای تاریخی است.
ارزیابی اثرات زیست محیطی ساختمان با استفاده از سامانه جای پای بوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۶ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۶۰
۳۴-۱۹
حوزههای تخصصی:
بدون استفاده از ابزارهای ارزیابی محیطی، وضع استاندارد و پایش محیطی امکان پذیر نیست و نمی توان پیامدهای فعالیت انسان را پیش بینی نمود. به همین دلیل امروزه رهیافت های ارزیابی محیطی نقش مهمی در طراحی و برنامه ریزی پروژه های بزرگ بازی می کنند. از میان این رهیافت ها، رهیافت جای پای بوم شناختی در حوزه های مختلف از جمله صنعت ساختمان مورد توجه قرار گرفته است. جای پای بوم شناختی تکمیل کننده روش هایی مانند چرخه حیات مواد و همین طور جای پای کربن است. این رهیافت می تواند نتایج چنین روش هایی را به شکل ملموس تر یعنی به صورت میزان زمین مولدی که در اختیار جوامع است، بیان کند. جای پای بوم شناختی در این مقاله به عنوان ابزاری برای محاسبه اثرات زیست محیطی دو گونه ساختمان مسکونی (نمونه اول با اسکلت فلزی و نمونه دوم با پوشش طاق آجری) مورد استفاده قرار گرفته است. این دو گونه ساختمان، نماینده دو شیوه رایج ساخت در یکی از شهرهای متوسط کشور می باشند. هدف از این مقایسه بررسی ویژگی های مؤثر بر پیامدهای زیست محیطی مرحله ساخت و بهره برداری از ساختمان ها است. هدف ثانویه این تحقیق متراکم سازی شیوه محاسبات در روش جای پای بوم شناختی است به نحوی که ضمن حفظ دقت محاسبات تا حد امکان از اطلاعات داخلی که بر شیوه های ساختمانی موجود منطبق است استفاده شود. در پایان پس از بررسی مبانی نظریِ شیوه جای پای بوم شناختی، اثرات محیطی این دو نمونه محاسبه شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد کل اثرات زیست محیطی نمونه اسکلت فلزی به میزان اندکی بیشتر از نمونه آجری می باشد اما اثرات زیست محیطی به ازای زیربنای ساختمان ها نشان از برتری قطعی نمونه اسکلت فلزی دارد. نتایج این تحقیق نشان می دهد برای استفاده از روش های بومی و سنتی باید با احتیاط اقدام نمود و زمینه ای را که یک ساختمان در آن شکل می گیرد در نظر گرفت، شرایطی که در صورت عدم تحقق آن، شیوه های سنتی چندان پر بازده نخواهند بود. همچنین نتایج این بررسی تا حدودی از افزایش تراکم سکونتگاه ها حمایت می کند.
Studying the Effective Factors on urban Densification By Analytical Hierarchy Process Method (AHP) (Case study: Isfahan's fifth district)
حوزههای تخصصی:
Nowadays, urban planners are encountered with Urban sprawl in the large cities, especially in the developing countries. In order to control this condition they have taken different policies, one of these policies are increase density. The aim of this research is to determine the optimal building density in Isfahan's fifth district. To analyze this subject, firstly the selected district was divided into several quarters (neighborhoods), the indicators in each quarter were studied and weighted according to their suitability for the proposed density, then the weight of each index was established by the use of comparison matrix and eventually the suitability of each quarter was determined to propose the increase of density. The findings of the presented research indicate that because of the specific qualifications of the district, such as the existence of the valuable historic fabric of Jolfa and its neighborhood with Zayande-Rood, the historical center of the ChaharBagh-e-Bala and width of the passages and …, it`s better to avoid the increase of density in this district; and finally some suggestions is presented in order to determine an optimal density for this region.
شأن کیفیت در معماری اسلامی، با استناد به آراء ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مخاطبان آثار معماری اسلامی به واسطه حضور در این مکان ها به کیفیتی اذعان می کنند که بی گمان عمق وجود آن ها را نشانه رفته است. اما اگر این تجربه عمیق درونی را که مختص بناهای اسلامی نیز نیست و در اغلب بناهای فرهنگ های سنتی یافت می شود، با نظریه پردازی های رایج در باب فهم معماری مقایسه نماییم کمتر سنخیتی پیدا می کنیم. بر این مبنا اهتمام این مقاله بر آن است که با استعانت از پشتوانه غنی عرفان اسلامی، نکات و ابهاماتی را که درباره مسئله کیفیت وجود دارد، تا حدی روشن نموده و نتایج آن را در حد بضاعت خود، در حوزه معماری جاری سازد. در این راستا با ابتنای بر آنچه از قلمرو اندیشه عارفان اسلامی مستفاد می شود، می توان گفت که یک اثر معماری نیز همچون کلیت پدیده های عالم اعم از مصنوع و طبیعی، زنده و ذومراتب بوده و بسطی طولی در نظام هستی دارد: از مرتبه ماهوی یا باطنی تا نمود بیرونی یا ظاهری. اما مبتنی بر قاعده سلسله مراتب وجودی در پدیده ها، زندگی ذاتی مکان های مختلف نسبی است. در این میان کیفیت و کمیت یک مکان نیز دو مؤلفه اساسی و تعین بخش مرتبه ظاهری آن هستند که میزان هستی ذاتی یک مکان، به آن ها نیز سریان پیدا می کند. نکته مهم تر آنکه در فهم عرفانی از میان دو وجه ظاهری مکان، کیفیات آن تقدم وجودی، مرتبه ای و معرفتی نسبت به کمیت آن داشته و در واقع نسبتی طولی با ذات مکان دارند. پس می توان استنباط نمود تأثیرگذاری عمیقی که به واسطه حضور در آثار معماری اسلامی رخ می دهد، در وهله اول به مناسبت ذات زنده این مکان هاست؛ که این میزان از زندگی از مجرای کیفیات چندسطحی مکان ها از سوی مخاطبان آن ها دریافت می شود.