ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۵۸۱ تا ۵٬۶۰۰ مورد از کل ۵۲۸٬۴۴۴ مورد.
۵۵۸۱.

تحلیل فضایی – مکانی قابلیت های کارآفرینی در مناطق روستایی شهرستان فومن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۷
کارآفرینی از ابتدای خلقت بشر و همراه با او تمام شئون مختلف زندگی انسان حضور داشته و مبنای تمامی تحولات و پیشرفتهای بشری بوده است. در اکثر کشورها توجه خاصی به کارآفرینی و کارآفرینان می شود و تقویت کارآفرینی و ایجاد بستر مناسب برای توسعه آن از ابزارهای پیشرفت اقتصادی کشورها و به ویژه در حال توسعه به شمار می آید. هدف از این مطالعه شناسایی و معرفی روستاهای کارآفرین، شناسایی پتانسیلهای کارآفرینی، بررسی و تحلیل عوامل تاثیرگذار در کارآفرینی و ارائه پیشنهادات در زمینه بالفعل کردن پتانسیلهای کارآفرینی در شهرستان فومن می باشد. مطالعه حاضر با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی همراه با مطالعات اسنادی، کتابخانه ای و میدانی به تحلیل فضایی - مکانی قابلیتهای کارآفرینی مناطق روستایی شهرستان فومن پرداخته است. نتایج مطالعات میدانی و بررسی وضعیت موجود در مناطق روستایی شهرستان نشان می دهد که از مجموعه 156 روستای دارای سکنه شهرستان فومن تعداد 42 روستا نوع کارآفرینی خود را ثبت نموده و تعداد 116 نفر در مشاغل مختلف کارآفرینی می کنند. همچنین در نظر سنجی از مجموعه 156 نفر جامعه آماری بیش از 80 درصد پاسخ دهندگان معتقدند مولفه های توانایی های فردی، انگیزش و پشتکار و قابلیتهای مناطق روستایی در کارآفرینی، با زیر مولفه های خود نقش متوسط، زیاد و بسیار زیادی در کارآفرینی مناطق روستایی شهرستان دارند. نتایج الگویابی فضایی- مکانی کارآفرینی در روستاهای شهرستان فومن از بعد قابلیت ها (توانایی های فردی، انگیزش و پشتکار، قابلیت های روستا)، و معیارهای مکانی مناطق روستایی کارآفرین (معیارهای مکانیابی و عوامل موثر در مکانیابی اجتماعی اعم از پتانسیلها و محدودیتها) نشان داد که الگوی حاکم از نوع تصادفی بوده و رفتار غیر تصادفی در برخی از نقاط روستایی بصورت محدود وجود داشته است که این رفتارها با آماره I موران محلی به اشکال مختلف خوشه ای و غیر خوشه ای یعنی بالا-بالا (HH)، پایین-پایین (LL)، بالا-پایین (HL) و پایین-بالا (LH) ظاهر شده است.
۵۵۸۲.

تحلیل ویژگی های زنان در حکایات نوادر زنانِ مجمع النوادر بنبانی از منظر عدالت جنسیتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۲۸
مجمع النوادر اثر فیض الله بنبانی از دولتمردان، مورّخان و نویسندگان (سده 9ه ) است. او این کتاب را با بهره گیری از از متون پیشین عربی و پارسی به رشته تحریر درآورده و بر چهل نادره، مقدمه و خاتمه مرتب نموده است. در این اثر، هر نادره بر اساس یک طبقه یا گروه اجتماعی نامگذاری شده است. «نوادر زنان» شامل ۲۹ حکایت است که زنان را در طبقات مختلف (کنیزکان، زنان آزاد و حاکمان)، به عنوان کنشگرانی پویا در بستر فرهنگ ایرانی-اسلامی به تصویر می کشد. این پژوهش با استفاده از تحلیل کیفی مضمون محور و چارچوب عدالت جنسیتی نانسی فریزر (بازشناسی، توزیع عادلانه منابع، مشارکت)، به بررسی ویژگی های زنان، چون هوش، بلاغت، شجاعت و آگاهی دینی می پردازد. یافته ها نشان می دهند در این حکایات بازشناسی و توانایی های زنان برجسته است، درحالی که توزیع عادلانه منابع و مشارکت، کمتر به چشم می خورد یا نامشخص است. زنانی مانند سیّده با رهبری سیاسی و فائزه به عنوان یک کنیز، با استناد به آیات قرآنی، کلیشه های جنسیتی را به چالش کشیده و کرامت خود را تثبیت می کنند. در مقابل، حکایاتی مانند زن و جحظه کلیشه های منفی مانند حسادت را نشان می دهد و موانع ساختاری نظیر برده داری و پرده نشینی، تحقق کامل عدالت جنسیتی را محدود می سازد. این مطالعه بر نقش محوری دین، به ویژه آیات قرآنی، در توانمندسازی گفتمانی زنان تأکید دارد، هرچند تأثیر این توانمندی بر تغییرات ساختاری، محدود است. بازخوانی این متون، ظرفیت های تاریخی کنشگری زنان را آشکار کرده و برای ترویج برابری جنسیتی الهام بخش است.
۵۵۸۳.

بررسی استراتژی های یادگیری خودراهبر و رضایت فراگیران در یادگیری آنلاین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۲
در دهه گذشته، با افزایش چشمگیر دوره های آنلاین و به ویژه با شیوع کووید-19، آموزش آنلاین رشد بی سابقه ای یافت. بسیاری از دانشجویان و مدرسان آمادگی کافی برای این تغییر نداشتند، در حالی که موفقیت در این نوع آموزش مستلزم برخورداری از مهارت های یادگیری خودراهبر است. این مطالعه ی کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی، به بررسی استراتژی های یادگیری خودراهبر و رضایت دانشجویان تحصیلات تکمیلی از دوره های آنلاین پرداخت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ دانشجو گردآوری و با تحلیل مضمون بررسی شد. یافته ها نشان داد که انگیزه ی اولیه و راهبردهای انگیزشی، نقش مهمی در یادگیری خودراهبر دارند. همچنین دانشجویان از راهبردهای شناختی و فراشناختی برای نظارت بر یادگیری خود استفاده می کنند. مدیریت زمان و منابع نیز از دیگر استراتژی های کلیدی در این فرآیند بودند. در نهایت، میزان رضایت دانشجویان از دوره های آنلاین به طراحی دوره و شیوه های تدریس بستگی دارد. این نتایج می توانند در بهبود طراحی آموزشی و ارتقای رضایت یادگیرندگان در محیط های آموزش آنلاین مؤثر باشند.
۵۵۸۴.

مدل سازی عوامل موثر بر بهره وری منابع انسانی (مطالعه ای کیفی با استفاده از روش فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۹
با توجه ضرورت شناسایی عوامل موثر بر بهره وری منابع انسانی در قالب چارچوبی منسجم و یکپارچه، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و مدل سازی عوامل موثر بر بهره وری منابع انسانی طراحی و اجرا گردید. پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش در دسته پژوهش های کیفی قرار می گیرد که با روش فراترکیب انجام شد. با توجه به ماهیت روش فراترکیب، جامعه آماری پژوهش را مطالعات پیشین تشکیل می دهند که در این میان پس از جستجو و یافتن منابع موجود، از طریق بررسی و ارزیابی عنوان، چکیده و محتوای منابع یافت شده نسبت به انتخاب منابع مناسب جهت انجام پژوهش به عنوان نمونه، اقدام شد. داده های لازم نیز از طریق بررسی یافته های منابع منتخب گردآوری گردید. پس از تحلیل داده های گردآوری شده، عوامل موثر بر بهره وری منابع انسانی در قالب 4 مضمون اصلی عوامل فردی (متشکل از مضامین فرعی عوامل دانشی، عوامل نگرشی و عوامل مربوط به مهارت و توانایی)، عوامل گروهی (در بر دارنده مضامین فرعی عوامل دورن گروهی و عوامل برون گروهی)، عوامل شغلی (با دو مضمون فرعی عوامل مربوط به محیط شغل و عوامل مربوط به شغل) و عوامل سازمانی (متشکل از سه مضون فرعی عوامل فرهنگی، عوامل مربوط به ساختار سازمانی و عوامل مربو ط به فرایندهای سازمانی) مدل سازی شدند. نتایج، حاکی از این واقعیت است که رفع مشکلات بهره وری منابع انسانی و یا بهبود و ارتقای بهره وری کارکنان نمی تواند موضوعی تک بعدی نگریسته شود و مدل های تک متغیره و خطی ساده از کفایت لازم جهت پاسخگویی به مشکلات و چالش های مربوط به بهره وری منابع انسانی در سازمان ها برخوردار نیستند.
۵۵۸۵.

ارائه الگوی شایستگی های معطوف به ابعاد عملکردی کارکنان (موردمطالعه: شرکت ملی حفاری ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی شایستگی های معطوف به ابعاد عملکردی کارکنان انجام شده است. این پژوهش از لحاظ جهت گیری از نوع کاربردی است که با رویکرد استقرایی و با بهره گیری از استراتژی تحلیل مضمون انجام شده است. نمونه آماری شامل 14 نفر از خبرگان مدیریت منابع انسانی شامل مدیران واحد مدیریت منابع انسانی شرکت ملی حفاری ایران و اساتید دانشگاه بود که با روش هدفمند غیرتصادفی و با تکنیک گلوله برفی انتخاب شده است. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شده است. تحلیل داده های کیفی با رویکرد تحلیل مضمون با روش کدگذاری اترید-استرلینگ انجام شده است. یافته های حاصل از کدگذاری داده ها نشان داد که الگوی توسعه شایستگی های معطوف به ابعاد عملکردی کارکنان شامل 80 مضمون پایه است که در قالب 22 مضمون سازمان دهنده و پنج مضمون فراگیر دسته بندی شده است. مضامین فراگیر شامل شایستگی های وظیفه ای (دانش، مهارت فنی، رفتار مناسب، تعهد کاری، مربیگری و رهبری)؛ شایستگی های نگرشی (جذب شدن در کار، ندای شغلی، توانمندی روان شناختی، روحیه جمع گرایی و دلبستگی شغلی)؛ شایستگی های زمینه ای (رفتار شهروندی سازمانی، کمک به همکاران، از خودگذشتگی، هواخواهی)؛ نوآور بودن (پیش کنش گری، خلاقیت، توانایی حل مسئله، ارائه ایده)؛ و نهایتاً شایستگی های انطباقی (سازگاری پذیری، هوش هیجانی، تاب آوری و مدیریت استرس شغلی) است.
۵۵۸۶.

تاثیر شش هفته تمرینات مقاومتی کل بدن بر سلامت روان و نگرش اختلال خوردن در پسران نوجوان چاق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۰
سابقه و هدف: یکی از مهم ترین پیامدها و عوارض چاقی، تهدید سلامت روان و اختلالات تغذیه ای می باشد. از طرفی، تمرینات ورزشی عاملی موثر در بهبود سلامت روان و اختلالات تغذیه ای محسوب می شود، اما تاثیر تمرینات مقاومتی کل بدن (TRX) بر سلامت روان و اختلالات تغذیه ای در نوجوانان چاق هنوز مشخص نیست. بنابراین، هدف مطالعه حاضر، بررسی تاثیر تمرین TRX بر سلامت روان و نگرش اختلال خوردن در پسران نوجوان چاق بود. روش کار: در این مطالعه 20 پسر 15 تا 17 ساله چاق شرکت کردند. آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه یکسان کنترل و تمرین تقسیم شدند. گروه تمرینی به مدت 6 هفته تمرینات TRX را انجام دادند. گروه کنترل در این مدت هیچ گونه فعالیت ورزش نداشتند. قبل و پس از تمرینات TRX هر دو گروه پرسشنامه سلامت روان و پرسشنامه نگرش اختلال خوردن را پاسخ دادند. یافته ها: سطوح خرده مقیاس های سلامت روان در گروه تمرینی نسبت به گروه کنترل پس از مداخله تمرینی به طور معناداری کمتر بود. همچنین، خرده مقیاس های اختلال خوردن (کم اشتهایی عصبی، پر اشتهایی عصبی و کنترل دهانی) در قبل و پس از مداخله تحقیق بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت. نتیجه گیری: به طور کلی می توان اظهار داشت که تمرین TRX یکی روش تمرینی موثر در ارتقای سلامت روان در نوجوانان چاق می باشد، اما این روش تمرینی علی رغم تمایل به کاهش، تاثیری بر اختلالات تغذیه ای نوجوانان چاق نداشت. پیشنهاد می شود که این نوع تمرین ورزشی در مدارس جهت کاهش شیوع چاقی و همچنین ارتقای سلامت عمومی در مدارس اجرا گردد.
۵۵۸۷.

اثربخشی مداخله حل مسئله بر خودکارآمدی و انگیزه پیشرفت دانش آموزان دوره دوم متوسطه دارای وسواس فکری و عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۱
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت حل مسئله بر خودکارآمدی و انگیزه پیشرفت دانش آموزان دوره دوم متوسطه دارای علائم غیربالینی اختلال وسواس فکری_عملی بود. این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱ اجرا شد. جامعه آماری شامل ۲۳۷ دانش آموز مراجعه کننده به مرکز مشاوره روشن در خرم آباد بود که از میان آنها، ۲۴ نفر واجد شرایط به صورت در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۲ نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه وسواسی_جبری مادزلی، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر و پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس بود. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۳۰ تا ۶۰ دقیقه ای آموزش حل مسئله گروهی شرکت کرد. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش حل مسئله به طور معناداری خودکارآمدی (در ابعاد میل به آغازگری و ادامه تلاش) و انگیزه پیشرفت را در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل افزایش داد و این اثرات در پیگیری دو ماهه پایدار ماند. این یافته ها بر اثربخشی مداخلات شناختی_رفتاری در بهبود مؤلفه های روان شناختی و حمایت از سلامت روان دانش آموزان در نظام آموزشی تأکید دارد.
۵۵۸۸.

بازشناسی و تحلیل روش های قرآن پژوهی مستشرقان با تأکید بر دایرة المعارف قرآن (EQ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۱
این پژوهش به تحلیل روش های اصلی محققان غربی در مطالعات قرآنی می پردازد. با توجه به اینکه دایرهالمعارف قرآن را می توان مجموعه ای جامع از مطالعات قرآنیِ غربیان دانست، پژوهش حاضر به بررسی این مسئله پرداخته که هر یک از روش های نویسندگان EQ در تحلیل متن قرآن، چه مبانی و چه نتایجی دارد. در این راستا، روش های مورد استفاده در دو شاخه کلیِ مطالعه تاریخی و مطالعه ادبی دسته بندی و تحلیل می گردد. در بخش روش تاریخی، دو رویکرد جامعه شناسیِ تاریخی و روان شناسیِ تاریخی بررسی شده است. روش تحلیلِ ادبی نیز، که به درون مایه متن و بیان سبک، ساختار و تغییرات تدریجی آن در طول زمان می پردازد، تحلیل شده است. این پژوهش، به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است و برای هر یک از این دو روش، نمونه هایی از دایرهالمعارف قرآن ارائه شده و در پایانِ هر بخش، نقدهایی بر آن ها مطرح نموده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که روش تاریخی با چالش هایی همچون: تحمیل مقولات اجتماعی مدرن بر متون کلاسیک؛ تقلیل مفاهیم دینی به وقایع تاریخی؛ تأکید صرف بر واقعیت های محسوس و بی توجهی به مسئله «معنا» و تلاش برای اثبات اثرپذیری قرآن از فرهنگ و عقاید عرب جاهلی مواجه است. از سوی دیگر، روش ادبی نیز با دو نقد اساسیِ پیچیدگی اصطلاحات و عدم ارائه دستاوردهای کاربردی برای الهی دانان روبه روست. در نهایت، این پژوهش تأکید دارد که مطالعه قرآن نیازمند بهره گیری از رویکردهای متنوع و تسلط بر تمامی روش های تولید معنا و اثرگذاری آن هاست تا بتوان به درک جامع تر و روش مندتری از این متن مقدس دست یافت
۵۵۸۹.

اثربخشی آموزش داستان نویسی بر عزت نفس و معنای زندگی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۱
هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش داستان نویسی بر عزت نفس و معنای زندگی در بین نوجوانان بود. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی است که با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و مقایسه با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه نوجوانان پسر 14 ساله شاغل به تحصیل در مدارس زیرمجموعه اداره آموزش و پرورش منطقه کامفیروز در استان فارس بود که تعداد 30 نفر از آنان به روش در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. سپس آزمودنی ها در محدوده زمانی آبان تا آذر سال 1402 طی 8 جلسه 90 دقیقه ای در کلاس درس فرهنگ و هنر، مورد آموزش گروهی هنر داستان نویسی توسط معلم مجرب در این زمینه قرار گرفتند. آزمودنی های این پژوهش در سه نوبت پیش آزمون، پس آزمون و آزمون پیگیری پس از 45 روز از اتمام پژوهش با استفاده از مقیاس عزت نفس روزنبرگ (1965) و معنای زندگی استگر (2006) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش هنر داستان نویسی باعث افزایش عزت نفس و تأثیر مثبت بر میزان معنای زندگی اعم از وجود معنا و جست وجوی معنا در بین نوجوانان می شود.
۵۵۹۰.

مدل ساختاری روابط دانش آموزان با والدین، همسالان و معلمان در تمایل به مداخله در قلدری: نقش واسطه ای خودکارآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۵
هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل ساختاری روابط دانش آموزان با والدین، همسالان و معلمان در تمایل به مداخله در قلدری با نقش واسطه ای خودکارآمدی بود. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان 15 تا 18 ساله شهر بهبهان در سال 1402-1403 بود که از بین آنها تعداد 300 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های قلدری ایلی نویز اسپلاگه و هولت (2001)، خودکارآمدی عمومی شوارزر و جروسالم (1995)، رابطه دانش آموز با والدین پیانتا (2011)، رابطه دانش آموز با همسالان هادسون (1992) و رابطه دانش آموز با معلمان موری و زوواک (2011) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر به کمک نرم افزارهای SPSSV19 و AMOSV20 استفاده شد. نتایج نشان داد متغیرهای رابطه دانش آموز با والدین (188/0-b=)، همسالان (194/0-b=)، معلمان (166/0-b=) و خودکارآمدی (193/0-b=) اثر مستقیم، منفی و معنا داری بر قلدری در مدرسه دارند (05/0>P). همچنین نتایج نشان داد که رابطه دانش آموز با والدین (067/0-b=)، همسالان (042/0-b=) و معلمان (029/0-b=) با میانجی گری خودکارآمدی اثر غیرمستقیم، منفی و معنا داری (01/0>P) بر قلدری در مدرسه دارند. در نهایت می توان گفت که مدل ساختاری روابط دانش آموزان با والدین، همسالان و معلمان در تمایل به مداخله در قلدری با نقش واسطه ای خودکارآمدی از شاخص های برازش مطلوبی برخوردار بود و از این رو استفاده از این مدل می تواند به معلمان، مدیران، روان شناسان، مشاوران خانواده و متخصصان تعلیم و تربیت در ارتقای خودکارآمدی و روابط دانش آموز با والدین، همسالان و معلمان و کاهش قلدری در مدرسه کمک نماید.
۵۵۹۱.

روابط ساختاری خود بزرگ بینی با تجارب آسیب زای دوران کودکی: نقش میانجی قلدری سایبری در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۵
تجارب آسیب زای دوران کودکی می توانند تأثیرات بلندمدتی بر ویژگی های شخصیتی و رفتارهای اجتماعی افراد داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و ویژگی خودبزرگ بینی، با نقش میانجی قلدری سایبری در نوجوانان انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی با روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقاطع متوسطه اول و دوم ناحیه دو شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود. نمونه ای به حجم ۳۹۰ نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه قلدری سایبری آنتیادو و همکاران (۲۱۰۶)، پرسشنامه ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (۲۰۰۳) و مقیاس خودبزرگ بینی راسکین و تری (۱۹۸۸) بود. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای spss ۲۶ و Amose24 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی تأثیر مستقیم و معناداری بر قلدری سایبری (β=.51) و خودبزرگ بینی (β=58.) دارد. همچنین، قلدری سایبری تأثیر مستقیم و معناداری بر خودبزرگ بینی (β=.71) داشت. نتایج تحلیل میانجی نشان داد که قلدری سایبری نقش میانجی معناداری در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و خودبزرگ بینی ایفا می کند (β=.58، P<.001). شاخص های برازش مدل (RMSEA=.063، CFI=.964) نشان دهنده تناسب مطلوب مدل بودند. نتایج پژوهش نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی می توانند از طریق افزایش رفتارهای قلدری سایبری، ویژگی خودبزرگ بینی را در نوجوانان تقویت کنند. این یافته ها بر اهمیت شناسایی و مداخله زودهنگام در مورد تجارب آسیب زای دوران کودکی و طراحی برنامه های آموزشی و روان شناختی برای کاهش رفتارهای قلدری سایبری تأکید دارند.
۵۵۹۲.

Estimation of Recycled Paper Demand Function in Iran: Cointegration Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۹
This study aims to estimate the demand function for recycled paper in the Iranian economy during the seasonal period of 2000 to 2021. The Johansen-Juselius cointegration method was used to identify the factors influencing demand in both the long and short term. Quarterly data were generated from annual figures using the Denton method, and the model was specified in a linear logarithmic form. The model’s variables include per capita consumption of recycled paper, its price, the price of virgin paper, the percentage of internet users, and Gross Domestic Product (GDP). A dummy variable was also included to account for the removal of the import tariff in 2018. The results indicate that recycled paper is a necessary and inelastic good. In the long term, it becomes an inferior good, meaning that as income and welfare increase, consumers and producers shift towards higher-quality virgin paper. In the short term, demand is influenced by changes in GDP, the price of recycled paper, and the internet. The price elasticity of demand is very low (0.012%), suggesting that price changes have a negligible impact on the quantity demanded. The error correction model (ECM) coefficient of -0.51 indicates that half of the short-term disequilibrium is corrected in each period. These findings emphasize the importance of government policies in encouraging recycling and managing the market. Given Iran's limited forest resources, focusing on this sector can contribute to economic and environmental sustainability. Future research could explore the impact of tax and subsidy policies on the paper recycling industry.
۵۵۹۳.

ارتباط نشخوار فکری و خودکنترلی هیجانی بر نگرش به اعتیاد: میانجی گری جوّ عاطفی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۳۵
هدف از این پژوهش، بررسی نقش نگرش به اعتیاد بر اساس نشخوار فکری و خودکنترلی هیجانی با میانجی گری جوّ عاطفی خانواده در شهر اردبیل بود. پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش، یک پژوهش توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره متوسطه دوم اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند. تعداد ۲۵۵ نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه های نگرش به اعتیاد کریمی، نشخوار فکری نولن هوکسما و مارو، خودکنترلی هیجانی تانجی و همکاران و جوّ عاطفی خانواده برن استفاده شد. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که نشخوار فکری بر نگرش به اعتیاد اثر مستقیم مثبت و معنادار، خودکنترلی هیجانی و جوّ عاطفی خانواده اثر مستقیم منفی و معنادار بر نگرش به اعتیاد داشتند. اثر غیرمستقیم مسیرها نشان داد که نشخوار فکری و خودکنترلی هیجانی با میانجی گری جوّ عاطفی خانواده بر نگرش به اعتیاد معنادار بود. با توجه به یافته ها توصیه می شود برای آشنایی و نحوه مقابله با نگرش به اعتیاد به برگزاری کارگاه و آموزش در مدارس پرداخته شود
۵۵۹۴.

نقش میانجی خودسرزنشگری و خودشفقتی در رابطه بین تجارب ناگوار کودکی با افسردگی در بین دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۶
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودسرزنشگری و خودشفقتی در رابطه بین تجارب ناگوارکودکی با افسردگی بود. در قالب یک طرح توصیفی_ همبستگی، ۳۲۴ نفر از دانشجویان دانشگاه مراغه در سال تحصیلی 1401 - 1400 به روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات، شرکت کنندگان پرسشنامه تجارب ناگوار کودکی، مقیاس سطوح خودسرزنشگری، مقیاس خودشفقتی و مقیاس افسردگی بک را تکمیل کردند. برای تحلیل آماری داده ها از روش همبستگی پیرسون و تحلیل میانجی چندگانه استفاده شد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که تجارب ناگوار کودکی با سطوح خودسرزنشگری همبستگی مثبت، با ابعاد مثبت و منفی خودشفقتی به ترتیب همبستگی منفی و مثبت و با افسردگی همبستگی مثبت داشت. همچنین خودسرزنشگری با افسردگی همبستگی مثبت و ابعاد مثبت و منفی خودشفقتی با افسردگی به ترتیب همبستگی منفی و مثبت دارد. نتایج تحلیل میانجی نشان داد سطوح خودسرزنشگری و ابعاد خودشفقتی، به استثنای ذهن آگاهی، ارتباط بین تجارب ناگوارکودکی و افسردگی را به صورت جزئی میانجی گری می کنند. این یافته ها حاکی ازاین هستند که تجارب ناگوار کودکی گرچه مستقیما عامل خطری برای افسردگی هستند، اما همچنین منجر به افزایش خودسرزنشگری و نیز سه بعد منفی خودشفقتی مانند خودقضاوتی، انزوا و همانندسازی افراطی شده و برعکس منجر به کاهش دو بعد مثبت خودشفقتی مانند مهربانی با خود و انسانیت مشترک شده و آنها نیز به نوبه خود منجر به افزایش افسردگی می شوند.
۵۵۹۵.

کنشگری شهری و بازآفرینی شهری در ایران: از مقاومت های بی برنامه تا بازتملک سازمان یافته فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۶
مقدمه: شهرنشینی در ایران طی دو دهه اخیر فضاهایی نابرابر ایجاد کرده که با پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی، شکاف میان برنامه ریزی رسمی و واقعیت زیسته را عمیق تر ساخته است. تمرکزگرایی نهادی، حذف نهادهای میانجی و امنیتی سازی عرصه عمومی، مشارکت و کنش جمعی را محدود و گفتمان های دموکراتیک را به حاشیه رانده است. این وضعیت بستر مناسبی برای مطالعه کنشگری شهری فراهم می کند. در چنین شرایطی، تحلیل گفتمان می تواند ابعاد زبانی، نهادی و اجتماعی مقاومت ها را آشکار و امکان فهم چندلایه «حق به شهر» را فراهم سازد. هدف پژوهش: با تکیه بر مفاهیم «تولید اجتماعی فضا» (لوفور)، «عدالت فضایی» (سوجا) و «حق به شهر» (هاروی و مارکوزه)، سه میدان گفتمانی (دولتی، رسانه ای و عمومی) بررسی شده است تا نحوه بازنمایی و تحدید عاملیت شهری و گونه شناسی کنشگری روشن شود. روش شناسی: پژوهش از رویکرد توصیفی-تحلیلی و چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف استفاده کرده است. داده ها شامل اسناد رسمی، سیاست های شهری، گزارش های رسانه ای و تولیدات عمومی (بیانیه ها، شعارها، گرافیتی و محتوای شبکه های اجتماعی) مابین سال های 1380 تا 1400 است که با کدگذاری کیفی و تحلیل مفهومی در نرم افزار مکس کیودی ای بررسی شد. یافته ها و بحث: گفتمان دولتی با زبان فنی، فضا را ابژه مدیریتی بازنمایی و مقاومت را بی نظمی معرفی می کند. رسانه های اصلی این چارچوب را بازتولید و اعتراض ها را «غیرقانونی» یا «کانون بحران» توصیف می کنند. در برابر، گفتمان عمومی بر هویت، حافظه جمعی و حق به ماندن تأکید دارد و فضا را به عرصه ای معنادار و مقاومتی بدل می سازد. سه نوع کنشگری شناسایی شد: نمادین/فرهنگی، شبکه ای/غیررسمی و جمعی/سازمان یافته. نتیجه گیری: هرچند بسیاری از کنش ها پراکنده اند، ظرفیت گذار به اشکال سازمان یافته تر وجود دارد. تحقق عدالت فضایی در ایران مستلزم فاصله گرفتن از منطق تکنوکراتیک و شناسایی کنش های زیسته است. پیوند گفتمان عمومی و شبکه های محلی می تواند به سیاست های شهری مبتنی بر عدالت فضایی بینجامد و سهمی در ادبیات جهانی «حق به شهر» داشته باشد.
۵۵۹۶.

تأثیر طراحی محیطی در پیشگیری از جرم و بهبود امنیت زنان در پارک های شهری؛ مطالعه موردی پارک کاردانش بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۱
پارک های شهری به عنوان بخش جدایی ناپذیر شهرهای معاصر، نقش کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان ایفا می کنند. با رشد جمعیت شهری و افزایش چالش هایی نظیر آلودگی محیطی و گسترش فضاهای کالبدی، ضرورت توجه به امنیت این فضاها، به ویژه برای گروه های آسیب پذیر مانند زنان، بیش از پیش آشکار شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و ارزیابی امنیت زنان در پارک کاردانش شهر بهبهان انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی بوده و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و توزیع ۱۰۰ پرسش نامه در محدوده پارک جمع آوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری نظیر آزمون تی و هم بستگی انجام شد. یافته ها نشان داد که مؤلفه قلمروبندی، مهم ترین عامل در طراحی محیطی برای بهبود امنیت زنان در پارک کاردانش است؛ به طوری که تعریف دقیق فضاهای عمومی و خصوصی به افزایش احساس امنیت کمک کرده است. همچنین، متغیر نفوذپذیری در سطح رضایت بخشی قرار دارد و رعایت سلسله مراتب دسترسی، جداسازی مسیرهای پیاده وسواره و یکپارچگی شبکه معابر به تقویت ارتباط فضایی و افزایش ایمنی منجر شده است. نظارت طبیعی و کنترل دسترسی نیز رابطه معناداری با امنیت اجتماعی زنان نشان داد؛ به گونه ای که تقویت این مؤلفه ها به کاهش ترس و افزایش حضور زنان در پارک کمک می کند. بااین حال، مشکلاتی نظیر آلودگی های محیطی و کمبود مبلمان مناسب از موانع اصلی رضایت کاربران شناسایی شد. این یافته ها بر ضرورت بهره گیری از اصول پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی (CPTED) برای ارتقای امنیت زنان در فضاهای شهری تأکید دارد و پیشنهادهایی نظیر افزایش روشنایی، نصب دوربین های مداربسته و بهسازی کالبدی ارائه می دهد.
۵۵۹۷.

تحلیل فقهی- سیاسی فتوای حرمت سلاح های هسته ای؛ بازخوانی دیدگاه آیت الله خامنه ای(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۲۶
در سپهر روابط بین الملل معاصر، فتوای حضرت آیت الله خامنه ای مبنی بر حرمت مطلق تولید، انباشت، نگهداری و به کارگیری سلاح های هسته ای و دیگر سلاح های کشتار جمعی، پدیده ای منحصر به فرد در تلاقی فقه، اخلاق و سیاست راهبردی است. این فتوا در سی ام بهمن ماه ۱۳۸۸ به صورت رسمی اعلام گردید و در پیِ آن در قالب پیام به نخستین کنفرانس بین المللی خلع سلاح در تهران (فروردین ۱۳۸۹) ثبت و به عنوان سند رسمی در سازمان ملل متحد به یک مؤلفه بنیادین در سیاست خارجی و دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران بدل شد؛ با این حال به رغم اهمیت آن، ماهیت و استحکام این حکم شرعی در محافل آکادمیک و سیاست گذار غربی، اغلب با بدفهمی و ساده سازی مواجه شده و به عنوان یک ابزار دیپلماتیک موقت، یک موضع گیری تاکتیکی برآمده از شرایط زمانه و یا یک حکم تغییر پذیر تفسیر شده است. این تلقی های نادرست، ضرورت یک تحلیل عمیق و موشکافانه را برای تبیین ماهیت واقعی این دیدگاه دوچندان می کند. مقاله حاضر با هدف رفع ابهام های موجود و ارائه یک چارچوب تحلیلی دقیق، به این پرسش اصلی و محوری پاسخ می دهد که ماهیت فقهی- سیاسی فتوای هسته ای آیت الله خامنه ای چیست؟ آیا این فتوا یک «حکم ثانوی» است که بر مبنای اصل «تقیّه» و برای گذر از یک شرایط اضطراری صادر شده و از این رو موقتی است؟ آیا یک «حکم حکومتی» است که بر پایه «مصلحت» نظام و در نتیجه به شرایط متغیر زمانی و مکانی و قابل تجدیدنظر وابسته است؟ یا در نهایت یک «فتوای شرعی اولیه» و دایمی است که در اصول تغیر ناپذیر فقهی ریشه دارد و از استحکام یک حکم الهی برخوردار است؟ این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیلی- توصیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای، به واکاوی مبانی نظری فقه امامیه در خصوص مفاهیم کلیدی «فتوا»، «حکم حکومتی»، «حکم ثانوی»، «تقیّه» و «مصلحت» می پردازد و هر یک از سه فرض مطرح شده را جداگانه ارزیابی می کند. در بررسی فرضیه نخست، یعنی تلقّی فتوا به عنوان یک «حکم ثانوی» مبتنی بر «تقیّه»، نتایج پژوهش نشان می دهد که این انگاره از اساس باطل است. «تقیّه» در فقه شیعه، یک راهکار دفاعی برای حفظ جان، مال یا دین در شرایط خطر و ضعف است؛ اما دارای خطوط قرمز مشخصی است. مهم ترینِ این محدودیت ها، حرمت مطلق تقیّه در اموری است که به «سفک دماء» (ریختن خون ناحق و کشتار انسان ها) بینجامد. از آنجا که ذات سلاح های کشتار جمعی، ابزار قتل عام بی گناهان و نابودی گسترده حیات هستند، استفاده از آنها تحت هیچ عنوانی، از جمله تقیّه مجاز نیست؛ افزون بر این احکام تقیّه ای معمولاً به صورت پنهانی یا بدون استناد صریح به ادله شرعی صادر می شوند؛ حال آنکه فتوای هسته ای به صورت علنی و با استناد روشن به مبانی عقلی و نقلی (مانند حرمت «ضایع کردن حرث و نسل» و «فساد فی الارض» در قرآن کریم) بیان شده است. در گام دوم، فرضیّه تلقی این دیدگاه به عنوان یک «حکم حکومتی» مبتنی بر «مصلحت» نیز رد می شود. حکم حکومتی، دستوری اجرایی است که ولیّ فقیه در مقام حاکم اسلامی برای اداره امور جامعه و بر اساس مصالح و مفاسد روز صادر می کند. چنین احکامی ذاتاً «جزئی» (ناظر به یک قضیه شخصیه)، «موقّت» و «تغییرپذیر» هستند. اما فتوای حرمت سلاح هسته ای، یک حکم «کلّی» (ناظر به یک قضیه حقیقیه)، جهان شمول و ابدی است که موضوع آن، فارغ از زمان و مکان، حرمت ذاتی یک عمل است. این فتوا محصول فرایند «اجتهاد» برای «کشف» حکم الهی است، نه یک تصمیم گیری مدیریتی برای اداره حکومت؛ همچنین مفهوم «مصلحت» در اندیشه شیعی با تلقّی ماکیاولیستی که هدف را توجیه کننده وسیله می داند، تفاوت ماهوی دارد. در فقه امامیه، رسیدن به یک مصلحت (مانند امنیت ملی) از طریق یک وسیله ذاتاً نامشروع و حرام (مانند تولید سلاح کشتار جمعی) جایز نیست. نتیجه نهایی اینکه دیدگاه آیت الله خامنه ای، یک «فتوای شرعی اولیه» است که تمامی ارکان و مؤلفه های تحقق یک فتوا را داراست. اولاً این دیدگاه در «دستگاه اجتهاد» و برآمده از فرایند استنباط از منابع چهارگانه (کتاب، سنت، عقل و اجماع) شکل گرفته و یک نظر شخصی یا سیاسی نیست؛ ثانیاً بارها و به صراحت «اعلام» شده و هیچ ابهامی در آن وجود ندارد؛ ثالثاً با توجه به جایگاه دوگانه ایشان به عنوان مرجع تقلید و ولیّ فقیه، مقلدان و مهم تر از آن، تمامی ارکان نظام جمهوری اسلامی (از جمله تصویب «قانون اقدام متناسب و متقابل» در مجلس شورای اسلامی)، این فتوا را لازم الاتباع تلقی کرده و بدان «عمل» کرده اند. این فتوا دایمی است؛ مگر آنکه مجتهد به خطای خود در استنباط پی ببرد؛ حتی شرایطی مانند اضطرار نیز نمی تواند حکم اولیه حرمت را نقض کند؛ زیرا شرط تحقّق اضطرار در فقه، انحصار طریق نجات به امر حرام است که در حوزه نظامی و دفاعی با وجود سلاح های متعارف و بازدارند
۵۵۹۸.

تبیین نظام بصری حاکم بر نشان ها در فرش های ایران، هندوستان و اروپا متعلق به قرون 1۵-17 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۰
مقدمه: نشان ها، ساختارهای بصری و هویتی با ویژگی های خاصی هستند که بر روی اشیاء مختلف به کار می روند. مطالعه این نشان ها به منظور شناخت اجزای تشکیل دهنده و تحلیل مؤلفه های بصری و ضرورت های کاربردی آن ها، زمینه مناسبی برای پژوهش فراهم می کند. در فاصله قرون پانزدهم تا هفدهم میلادی، فرش ها یکی از بستر های اصلی نمایش این نشان ها بودند. اهداف و سؤال ها: هدف این مقاله، تحلیل قالی های نشان دار در بازه زمانی مشخص و جغرافیای متنوع است تا با در نظر گرفتن چارچوب های بصری نشان شناسی، تمایزات این قالی ها در مناطق مختلف تولید آشکار شود. مقاله به این پرسش ها پاسخ می دهد: 1. نشان های منعکس شده بر فرش ها قرون 15-17 میلادی از کدام عناصر بصری موجود در ساختار استاندارد نشان ها برخوردارند؟ 2. نمایش نشان ها بر فرش ها، با توجه به تحلیل مختصات آن ها از چه ضرورت های کاربردی پیروی کرده است؟ روش ها: مقاله حاضر با روش تحلیلی- توصیفی بر پایه اطلاعات کتابخانه ای نوشته شده است. جامعه آماری به شیوه هدفمند، شامل 9 تخته قالی کامل و یک قطعه قالی نشان دار از دو حوزه بافندگی آسیا (ایران و هند) و اروپا (انگلستان و اسپانیا) است که با روش تحلیل مضمون موردبررسی قرارگرفته اند. یافته ها و نتایج: نتایج تحقیق نشان داد که ساختار بصری نشان های موردمطالعه، عمدتاً در مقایسه با نظام بصری استاندارد نشان شناسی، متنوع است. تعداد نشان های موجود بر قالی ها نیز از یک تا سه نشان، متغیر بود. همچنین، نمایش نشان ها بر قالی ها از ضرورت های کاربردی گوناگونی تبعیت کرده است. برخی از این نشان ها بر قالی هایی بافته شده اند که هیچ سنخیت بومی با منطقه تولید خود، (ایران و هندوستان) نداشتند. با تحلیل نشان ها و مستندات مرتبط با انتساب آن ها به خاندان های مختلف، مشخص شد که عموماً کاربست نشان بر قالی ها به منظور القای مالکیت خاندان های سلطنتی یا طبقه اشراف بر قالی های سفارشی بوده و در موارد کمتری، نشان ها با مؤسسات تجاری یا مراسم آئینی مرتبط هستند.
۵۵۹۹.

گردشگری و معمای هویت: حکمرانی چند سطحی و تعادل بین تعلقات ملی و قومی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۹
پژوهش حاضر باهدف تبیین سازوکار تحقق توازن میان هویت محلی-قومی و هویت ملی در مناطق قومی ایران، بر نقش حکمرانی چندسطحی و ظرفیت های گردشگری تمرکز دارد. پرسش اصلی این است که چگونه می توان با بهره گیری از الگوهای حکمرانی چندلایه و سیاست گذاری مبتنی بر توسعه گردشگری، همزمان به همزیستی سازنده هویت های قومی و تحکیم انسجام ملی دست یافت. این مطالعه ماهیت پیچیده مدیریت هویت در بستر چندقومیتی ایران و ضرورت عبور از رویکردهای متمرکز به الگوهای مشارکتی و تعاملی را بررسی می کند. روش شناسی پژوهش کیفی و بر اساس نظریه داده بنیاد است؛ داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحب نظران حوزه هویت، حکمرانی و گردشگری، بررسی اسناد و مشارکت در نشست های علمی تا اشباع نظری گردآوری و با سه مرحله کدگذاری تحلیل شده اند. مدل پارادایمی پژوهش، با مقوله هسته ای «حکمرانی چندسطحی و تعادل هویتی پایدار» و شش محور علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها، پیامدهای ایجابی و سلبی سازمان یافته است. یافته ها نشان می دهد تمرکزگرایی و ضعف در تعامل میان سطوحی، زمینه تقلیل گرایی هویتی و واگرایی قومی را ایجاد می کند و تحقق توازن هویتی به استقرار حکمرانی چندسطحی، تقویت ساختارهای بومی، توزیع عادلانه منافع و توسعه هدفمند گردشگری قومی وابسته است. تأسیس نهادهایی چون «خانه اقوام ایرانی» و ارتقاء مشارکت محلی، بنیان های تعامل و انسجام اجتماعی-ملی را شکل می دهد و صنعت گردشگری ابزاری محوری برای بازتولید وحدت در عین کثرت فراهم می آورد.
۵۶۰۰.

مطالعه تطبیقی نسبت عقلانیت و سعادت در مبانی انسان شناختی آزادی از دیدگاه مرتضی مطهری و جان استوارت میل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۳
مفهوم آزادی به عنوان محوری ترین مسئله در فلسفه سیاسی و اخلاقی، همواره در کانون توجه مکاتب فکری مختلف قرار داشته است. تمایز در تعاریف ارائه شده از آزادی عمدتاً ناشی از تفاوت در مبانی انسان شناختی هر مکتب است. در این میان، آرای جان استوارت میل به عنوان نماینده برجسته لیبرالیسم غربی و اندیشه های مرتضی مطهری به عنوان متفکر نامدار اسلامی، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. این پژوهش با هدف تبیین نسبت میان عقلانیت و سعادت در مبانی انسان شناختی آزادی، به مطالعه تطبیقی آرای جان استوارت میل و مرتضی مطهری می پردازد. با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به متون اصلی این دو اندیشمند، یافته های تحقیق نشان می دهد که در منظومه فکری میل، عقلانیت خودبنیاد انسانی جایگاه محوری دارد و سعادت به مثابه امری زمینی و تجربی، در پرتو انتخاب های عقلانی فرد تحقق می یابد. در این چارچوب، آزادی عمدتاً به معنای «آزادی از» مداخله (آزادی منفی) فهمیده می شود که بستر لازم برای انتخاب های عقلانی فرد فراهم می سازد. در مقابل، در اندیشه مطهری، سعادت به عنوان غایتی متافیزیکی و الهی، جهت دهنده عقلانیت است و آزادی در قالب «آزادی برای» شکوفایی فطرت (آزادی مثبت) معنا می یابد. این تفاوت بنیادین در نسبت عقلانیت و سعادت، ریشه در مبانی انسان شناختی متمایز این دو اندیشمند دارد؛ درحالی که انسان شناسی میل سکولار و عقل محور است، انسان شناسی مطهری دینی و فطرت محور می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان