ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۶۲۱ تا ۵٬۶۴۰ مورد از کل ۵۲۸٬۸۲۲ مورد.
۵۶۲۱.

وضعیت مهریه زوجه بعد از انحلال نکاح در حقوق افغانستان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۴۷
مهریه به عنوان یکی از آثار مالی ازدواج، همواره در نظام های حقوقی مبتنی بر نظام حقوقی اسلام، مورد توجه بوده است. قانون گذار نسبت به این حق زوجه، افزون بر زمان استمرار رابطه زوجیت، در زمان انحلال آن نیز احکامی را پیش بینی نموده است. ازآنجایی که انحلال رابطه زوجیت ممکن است از طرق مختلفی همچون طلاق، فسخ یا فوت صورت گیرد، ازاین رو، تأثیر آن بر وضعیت مهریه نیز حسب مورد متفاوت خواهد بود. این پژوهش با روش توصیفی– تحلیلی و با تکیه بر قانون مدنی و قانون احوال شخصیه، به بررسی وضعیت مهریه زوجه پس از انحلال نکاح پرداخته است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که تعیین یا عدم تعیین مهر در زمان عقد، وقوع یا عدم وقوع آمیزش بین زوجین و نوع انحلال نکاح (طلاق، فسخ و وفات) از عوامل کلیدی اند که در استحقاق یا سقوط تمام یا بخشی از مهریه زوجه نقش مؤثری دارند. هدف از تحقیق مشخص شدن وضعیت حقوقی بعد از انحلال نکاح در حقوق افغانستان است.
۵۶۲۲.

بازنمایی رویدادهای مشروطه در رمان معاصر فارسی از منظر رویکرد تاریخ جایگزین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۰
انقلاب مشروطه و رویدادهای پیش از آن و نیز پیامدهایش دست مایه آثار ادبی فراوانی بوده است. رمان معاصر فارسی نیز از این تأثیرپذیری، بی بهره نمانده و رمان نویسان به فراخور دانش و ذوق و دیدگاه خویش، بدان پرداخته اند. در این پژوهش از میان رمان های تاریخی فارسی، رمان هایی مدنظر ماست که رخدادهای مشروطه و به طور مشخص واقعه به توپ بستن مجلس را بستر اصلی داستان قرار داده اند. هدف از نگارش این مقاله، بررسی بازنمایی رویدادهای مشروطه در سه رمان خنده خورشید اشک ماه ، تالار آیینه و بی کتابی از منظر رویکرد تاریخ جایگزین است. یافته های مقاله نشان می دهد که نویسندگان آثار یادشده، برای نوشتن رمان از رویکردی تازه به نام «تاریخ جایگزین» استفاده کرده اند. در این رویکرد، نویسنده مسیر تاریخ واقعی را از نقطه ای مهم به سوی آنچه در ذهن خود از تاریخ انتظار داشته، سوق می دهد. نویسندگان در سه رمان نام برده، یکی از رویدادهای مشروطه را به عنوان بزنگاه تاریخی در نظر گرفته، اما در ادامه، ماجراهایی متفاوت، درباره آن بزنگاه و پیامدهای آن در داستان آورده اند که از آن به تاریخ جایگزین تعبیر می شود. در دو رمان خنده خورشید، اشک ماه و بی کتابی رویداد به توپ بستن مجلس به عنوان نقطه عطف انتخاب شده و در رمان تالار آیینه اعتراضات روز نوزدهم تیرماه و به شهادت رسیدن سیدعبدالحمید اولین شهید مشروطه نقطه عطف است و پیامد آن در به توپ بستن مجلس، سرنوشت شخصیت اصلی رمان را دگرگون می کند. به نظر می رسد ازجمله مهم ترین اهداف نویسندگان از گزینش این رویکرد آن است که از یک سو به توصیف و یادآوری پیامدهای رخدادهای مشروطه و تأثیر آن بر زندگی مردم عادی بپردازند و از سوی دیگر توجه مخاطب را به حقایق این دوره از تاریخ معاصر جلب کنند و با انتقاد از حافظه تاریخی انسان معاصر ایرانی و تأکید بر بازخوانی تجربه های تاریخی، به مسیر آرمان خواهی و اندیشگانی جامعه شکل دهند.
۵۶۲۳.

مدل فرایندی تفکر آینده نگر در نوجوانان 12- 16 ساله بر پایه نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۰
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های روان شناختی تأثیرگذار بر شکل گیری تفکر آینده نگر در نوجوانان و تدوین مدلی فرایندی در چارچوب نظریه داده بنیاد انجام شد. این مطالعه از نوع کیفی بوده و با استفاده از رویکرد نظام مند استراوس و کوربین طراحی گردید. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ نوجوان ۱۲ ۱۶ ساله در بستر کانون های فرهنگی قم گردآوری شد. مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری نظریه ای و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و اعتبار یافته ها از طریق تطبیق با اعضا و ممیزی توسط همکاران تأیید گردید. نتایج نشان داد تفکر آینده نگر بر پایه سه دسته عامل شکل می گیرد: عوامل تعاملی (نقش محیط، تجارب زیسته، نیازها)، عوامل شناختی (توانمندی های شناختی، باورها) و عوامل انگیزشی (انگیزه ها و تمایلات، ملاک ها و ارزش ها). مقوله «آرزومداری» به عنوان پدیده مرکزی (مقوله هسته) در مدل استخراج شد. مدل پارادایمی حاصل، با ترسیم شرایط علّی (ارزش ها و ملاک ها، نیاز ها و انگیزه ها)، زمینه ای (محیط و تجارب زیسته)، واسطه ای (توانمندی های شناختی باورها)، راهبرد (برنامه ریزی) و پیامدهای روان شناختی (تحقق انگیزه ها و برآورده شدن نیازها)، چارچوبی منسجم برای فهم سازوکارهای تفکر آینده نگر در نوجوانان ارائه می دهد. این مدل می تواند زمینه ساز مداخلات آموزشی و بالینی مبتنی بر آینده نگری در دوره نوجوانی باشد.
۵۶۲۴.

بازخوانی اندیشه های اورز و لاکومسکی در حوزه مطالعاتی مدیریت و رهبری آموزشی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۶
این مقاله با رویکردی انتقادی به بررسی توسعه نظریه های مدیریت و رهبری آموزشی با تمرکز بر دیدگاه های طبیعت گرایانه کالین اوورز و گابریل لاکومسکی می پردازد. رهبری آموزشی به عنوان رشته ای نسبتاً جوان، تحت تأثیر پارادایم های کلاسیک مدیریت قرار دارد و از دیدگاه این دو اندیشمند، نیازمند بازتعریف بر اساس اصول علم طبیعی و انسجام گرایی معرفت شناختی است. اوورز و لاکومسکی با تأکید بر پیوند مدیریت آموزشی با علوم طبیعی، رویکردی پساپوزیتیویستی را پیشنهاد می کنند که در آن نظریه ها بر اساس معیارهایی مانند سازگاری، سادگی، و انسجام درونی ارزیابی می شوند. مباحث اصلی مقاله حول سه محور فردگرایی در برابر ساختارگرایی، ذهن متمرکز و خودسازمان دهی، و شناخت توزیع شده و تصمیم گیری متمرکز است. اوورز و لاکومسکی با دفاع از «انسجام گرایی طبیعت گرایانه»، استدلال می کنند که نظریه های مدیریت آموزشی باید با علوم طبیعی همسو باشند و از معیارهای علمی مانند تجربه پذیری و انسجام درونی برخوردار باشند. با این حال، این رویکرد با انتقاداتی مانند تقلیل گرایی عدم کاربردپذیری عملی، و غفلت از روایت های عملی مواجه است. در مجموع مقاله اشاره می کند که هرچند رویکرد طبیعت گرایانه اوورز و لاکومسکی گامی به سوی علمی تر کردن مدیریت آموزشی محسوب می شود، اما نیاز به تعدیل و ترکیب با دیدگاه های اجتماعی و انتقادی دارد. نقد اصلی به آن ها، ایده آلیستی دانستن نظریه شان و فاصله گرفتن از واقعیت های عینی در محیط های آموزشی است. به رغم این محدودیت ها، مشارکت آن ها در احیای بحث های معرفت شناختی در رهبری آموزشی قابل توجه است.
۵۶۲۵.

مقایسه اثربخشی آموزش فلسفه ورزی با فراشناخت بر خودمهارگری و عملکرد اجرایی دانش آموزان وابسته به شبکه های اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۴
هدف پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش فلسفه ورزی و فراشناخت در خودتنظیمی هیجانی، خودمهارگری، عملکرد اجرایی و وابستگی دانش آموزان وابسته به شبکه های اجتماعی بود. روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری، تمامی دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1403-1404 ناحیه 1 شهر قم تشکیل دادند. با روش نمونه گیری در دسترس، 45 نفر از دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی انتخاب شدند و در دو آزمایش و یک گروه کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند. آموزش فلسفه ورزی در 12 جلسه 90 دقیقه ای بر اساس پروتکل فیشر (1392) و آموزش فراشناختی در 14 جلسه 90 دقیقه ای بر اساس پروتکل ولز (2009) اجرا شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه وابستگی به شبکه های اجتماعی مجازی خواجه احمدی و همکاران (1395)، مشکلات خودتنظیمی هیجانی گراتز و رومر (2004)، خودمهارگری تانجی (2004) و کارکردهای اجرایی کولیج (۲۰۰۲) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS. v25 انجام شد. نتایج نشان داد آموزش فراشناخت و فلسفه ورزی بر هر چهار متغیر تاثیر معنی داری دارد. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد آموزش فراشناخت اثربخشی بیشتری در بهبود خودتنظیمی هیجانی، خودمهارگری، عملکرد اجرایی و وابستگی به شبکه اجتماعی دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو روش آموزش فراشناخت و فلسفه ورزی در بهبود خودتنظیمی هیجانی، عملکرد اجرایی و کاهش وابستگی به شبکه های اجتماعی مؤثرند، اما آموزش فراشناخت به ویژه در تقویت خودمهارگری و پایداری اثرات در بلندمدت برتری معناداری دارد. این نتایج ضرورت به کارگیری برنامه های آموزشی فراشناختی را در محیط های آموزشی را پررنگ می سازد.
۵۶۲۶.

An Interdisciplinary Study of the Theriomorphism Component in Human and Animal Figures in Some Illustrations of Literary Texts from the Ilkhanid and Safavid Periods(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۲
Iranian painting, in different periods, has been influenced by Persian literature, relying on the power of imagination, and has been transmitting narratives and moral themes. The topic of this research is related to the painting of Ilkhanid and Safavid periods. In the painting of this tow histori period, it is observed that various techniques such as animism and characterization have been used, which often try to depict imaginary and transformed creatures that originate from a folkloric component in anthropology called theromorphism, which is a combination of the body and spirits of animals and humans mixed together with a special and legendary force. Objective: To show the presence and function of the theromorphism component in two faces - human and animal - in the painting of the Ilkhanid and Safavid periods in Iran. Statement of the problem: On what basis and according to which definitions does the use of the theomorphic component create a two-level distinction between humans and animals? Research method: Descriptive-analytical. The collection of materials is based on library studies, articles, and documentary research methods. This study analyzes the methodological and content of Iranian painting works to examine the role and application of the theromorphic component in the creation of human and animal images. Findings: It seems that the author of the text or the painter was aware of the functional role of theomorphism by that time and used it to pursue two goals with moral and psychological dimensions.
۵۶۲۷.

دهقان ایرانی و سِرف روسی: مقایسه تعهدات و خدمات اقتصادی–اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۰
این پژوهش با روش تحلیل تطبیقی–تاریخی، به بررسی تعهدات و خدمات مالی–اجتماعیِ دهقانان در ایران و سِرف ها در روسیه می پردازد تا نشان دهد صورت بندی های نهادیِ متفاوت چگونه ظرفیت بسیج سیاسی و مسیر تحول اجتماعی را شکل داده اند. مسئله اصلی این است که تفاوت های حقوقی و نهادیِ تعهدات دهقانی در دو جامعه عمدتاً کشاورزی، چرا به پیامدهای سیاسی متمایز انجامیده است. داده ها بر منابع دست اول و ادبیات کلاسیک و جدید استوار است و دامنه زمانیِ روسیه قرون شانزدهم تا نوزدهم و ایران از دوره ایخانان تا قاجار را دربر می گیرد. یافته ها حاکی است که در روسیه، رعیت داریِ مدون/سرواژی، دهقان را به زمین و ارباب مقید کرد و سه گانه «کارِ اجباری (بارشچینا)، اجاره نقدی/جنسی (اُبروک) و مالیات های دولتی» با پشتوانه نهاد «میر» و اصل «مسئولیت تضامنی» تثبیت شد. در ایران، با وجود آزادیِ شرعیِ رعایا، شبکه ای چندلایه از بهره مالکانه، خراج دیوانی، تعهدات تیولی و وقفی، بیگاری و بدهی—با ضمانت های عرفی مانند میرآب و لایروبیِ جمعی—وابستگیِ مؤثر ایجاد کرد. نتیجه آن که تمرکز حقوقی–نهادی در روسیه استثمار یکنواخت و شورش های سراسری را تسهیل کرد، حال آن که پراکندگی عرفی در ایران بسیج ملی را محدود و تغییر ساختاری را به اصلاحات ارضیِ دیرهنگام و از بالا واگذاشت.
۵۶۲۸.

شناسایی چالش های فناوریهای صنعت 4.0 برای عملیات پایدار در صنایع کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۴۲
از مهم ترین پیامدهای چهارمین انقلاب صنعتی، ترکیب فناوری های پیشرفته دیجیتالی مانند اینترنت اشیا، هوش مصنوعی و تحلیل داده های بزرگ در بهبود فرآیندها و افزایش بهره وری صنایع است؛ با این حال، کاربرد این فناوری ها در صنایع کوچک و متوسط ( SMEs ) با چالش هایی مواجه است. تحقیقات محدودی درباره پیاده سازی و به کارگیری فناوری های صنعت 4.0 به خصوص با تأکید بر عملیات اخلاقی و پایدار در SME ها انجام شده است؛ زیرا به کارگیری این فناوری ها با توجه به محدودیت ها، هزینه های عملیاتی و مالی دارد و یک چالش مهم برای این صنایع است. در پژوهش حاضر، پانزده چالش اصلی تأثیرگذار نقش فناوری های صنعت 4.0 در عملیات اخلاقی و اقتصاد دایره ای صنایع کوچک و متوسط شناسایی شدند. در این راستا، طراحی پرسش نامه پس از تأیید روایی از سوی خبرگان و پایایی آن با ضریب الفای کرونباخ 0.875، از سوی 345 کارشناس فعال صنعتی در صنایع مستقر در شهرک های صنعتی استان آذربایجان شرقی تکمیل شدند؛ سپس روابط تعاملی تأثیرگذاری، تأثیرپذیری، ضریب نفوذ چالش ها، دسته بندی و رتبه بندی اهمیت نسبی عوامل علت و معلولی و تحلیل حساسیت آنها بررسی شده اند که در پژوهش های دیگر ملاحظه نمی شود . نتایج پژوهش نشان داد که به ترتیب چالش های اصلی کمبود آگاهی از صنعت 4.0، کمبود زیرساخت مبتنی بر فناوری اطلاعات، کمبود نیروی کارآزموده مرتبط، پایین بودن آگاهی از سیاست های صنعت 4.0 و پشتیبانی پایین مدیریت از این حوزه از چالش های اصلی اند. برای دستیابی به شایستگی و عملیات پایداری و اخلاقی در SME ها، مطابق چالش های اولویت دار نسل چهارم انقلاب صنعتی، با افزایش آگاهی و آموزش نیروها در استفاده از اینترنت توأم با ایجاد زیرساخت نرم افزار و سخت افزار مثل دسترسی به رایانه های رومیزی مبتنی بر فناوری اطلاعات امکان پذیر است.
۵۶۲۹.

ارزیابی عملکرد تأمین کنندگان در مواجهه با داده های ناقص رویکرد ترکیبی DEA فازی و OPA(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۵
در بازار رقابتی، عملکرد تأمین کنندگان یکی از عوامل کلیدی موفقیت کسب وکار است؛ بنابراین ارزیابی، رتبه بندی و انتخاب تأمین کنندگان برای سازمان ها نه تنها عامل مهمی در کسب سود محسوب می شود، عامل مؤثری در کیفیت تولید محصول، ارائه خدمات و فعالیت های تجاری است. این انتخاب نیازمند به کارگیری روش های مناسب ارزیابی عملکرد است که یکی از روش های مناسب، تحلیل پوششی داده هاست. با توجه به اینکه تحلیل پوششی داده ها قضاوت انسانی را در نظر نمی گیرد، رویکرد اولویت ترتیبی با رفع این نقص، داده های دنیای واقعی و قضاوت انسانی را متعادل می کند. ترکیب این دو روش، رویکرد مفیدی برای انتخاب تأمین کننده است، مشکلات مربوط به چندین متخصص و ناقص بودن اطلاعات را حل می کند و همچنین تصمیم گیری با ریسک کمتر را به همراه دارد. در این پژوهش شاخص ها پس از استخراج، با استفاده از آزمون دوجمله ای و روش دلفی فازی در قالب 15 شاخص پالایش شدند. این شاخص ها شامل 8 شاخص ورودی، 7 شاخص خروجی، 4 شاخص کمی و 11 شاخص کیفی اند؛ سپس از طریق پرسش نامه، داده های مورد نیاز هر یک از شاخص ها درباره 45 تأمین کننده جمع آوری شد. به منظور رتبه بندی تأمین کنندگان ابتدا از روش تحلیل پوششی داده ها استفاده شد. طبق نتایج به دست آمده 30 تأمین کننده، واحدهای کارا شناسایی شدند. برای حل این مشکل از رویکرد اولویت ترتیبی استفاده شد. مدل ترکیبی، وزن هر یک از ورودی ها و خروجی ها را محاسبه و از مقادیر از دست رفته پشتیبانی کرد و پس از آن کارایی تأمین کنندگان به شکل دقیق تری محاسبه و اقدام به رتبه بندی تأمین کنندگان شد. نتایج نشان داد قدرت تمیز مدل پیشنهادی بسیار بالاتر از مدل سنتی تحلیل پوششی داده هاست.
۵۶۳۰.

شناسایی مؤلفه های کلیدی توانمندسازی منابع انسانی از دیدگاه امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) براساس آموزه های نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه و اهداف: توانمندسازی منابع انسانی از اصول کلیدی مدیریت نوین است که برای بهبود عملکرد و بهره وری سازمانی حیاتی است. در دنیای پیچیده امروز، سازمان ها به منابع انسانی توانمند و مؤثر نیاز دارند. بهره گیری از دیدگاه های دینی و فلسفی، به ویژه آموزه های اسلامی همچون نهج البلاغه، پایه ای مستحکم برای توسعه سازمانی فراهم می کند. امام علی (ع) با تأکید بر عدالت، صداقت و حکمت، رهنمودهایی برای رهبری و توانمندسازی انسانی ارائه کرده است که می تواند مسیر بهبود توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های معاصر را هموار کند. این پژوهش به بررسی این آموزه ها و استخراج مؤلفه های کلیدی توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های امروز، به ویژه در جوامع اسلامی می پردازد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه کاربردی و توسعه ای با هدف شناسایی مؤلفه های توانمندسازی منابع انسانی از منظر امام علی (ع) در جامعه اسلامی انجام شده است. برای این منظور از تحلیل تماتیک به عنوان روشی کیفی استفاده شده است. این روش به تحلیل داده ها به صورت پویا و کشف الگوهای معنادار در داده های کیفی کمک می کند. تحلیل تماتیک با نرم افزار MAXQDA 2020 انجام شد و ساختارهای تماتیک براساس چهارچوب ارائه شده توسط عبدی جعفری و همکاران (۲۰۱۱) شکل گرفت. نتایج: تحلیل تماتیک جامع بر سخنرانی ها، نامه ها و گفتارهای امام علی (ع) در نهج البلاغه به استخراج ۲۰ گزاره کلیدی منجر شد که در ۳۳ موضوع بنیادی و ۸ موضوع سازمان دهنده طبقه بندی شدند. این تم ها شامل هویت، صلاحیت، خودمختاری، اثربخشی، مشارکت در قدرت، واگذاری مسئولیت، استقلال و ارتباط مبتنی بر اعتماد هستند. نتایج نشان می دهد که پیام های نهج البلاغه رهنمودهای رفتاری برای رهبری توانمندساز و توسعه کارکنان ارائه می دهند. برای مثال، نامه ها بر اعتماد به زیردستان، تفویض اختیار، ارزش گذاری به شفافیت و تخصیص وظایف براساس شایستگی تأکید دارند. این تم ها به عنوان ابعاد اصلی توانمندسازی عمل کرده و مدل مفهومی توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های اسلامی را شکل می دهند. بحث و نتیجه گیری: هدف پژوهش علمی ارائه پاسخ های معتبر و قابل اتکا به سؤالات پژوهشی است. نتایج نشان می دهد آموزه های امام علی (ع) می تواند پایه ای قوی برای تقویت منابع انسانی در سازمان ها باشد. این مطالعه نخستین پژوهش در زمینه استخراج مؤلفه های توانمندسازی از منظر امام علی (ع) است که نقش وی به عنوان رهبر دینی و سیاسی در جامعه اسلامی را مدنظر دارد. مدل مفهومی ارائه شده شامل هویت سازی، صلاحیت، خودمختاری، اثربخشی، مشارکت در قدرت، واگذاری مسئولیت و ارتباط مبتنی بر اعتماد است که می تواند با ایجاد محیطی مبتنی بر احترام، صلاحیت، خودمختاری و اعتماد، عملکرد سازمانی را ارتقا دهد. به کارگیری این اصول رهبری اسلامی می تواند سهم قابل توجهی در موفقیت سازمان ها در جوامع اسلامی داشته باشد. کاربردهای عملی در توانمندسازی منابع انسانی: توانمندسازی منابع انسانی به افزایش انگیزش، رضایت شغلی و تعهد سازمانی منجر می شود. این امر با ایجاد خودمختاری، مسئولیت پذیری و مالکیت در کارکنان، بهره وری را افزایش می دهد. کارکنان توانمند، خلاقیت و نوآوری بیشتری نشان داده و به رشد سازمان کمک می کنند. همچنین، توانمندسازی ارتباط و همکاری را تقویت کرده و عملکرد تیمی را بهبود می بخشد. درنهایت، این روند باعث جذب و حفظ بهتر نیروی کار می شود. پیشنهادات برای تحقیقات آینده: تحقیقات آینده می تواند شامل این موارد باشد: ۱. مقایسه آموزه های امام علی (ع) با نظریه های نوین مدیریت منابع انسانی؛ ۲. بررسی تأثیر توانمندسازی بر فرهنگ سازمانی؛ ۳. مطالعه رابطه توانمندسازی و بهبود عملکرد سازمانی، و ۴. بررسی پیاده سازی مدل های رهبری مبتنی بر آموزه های امام علی (ع) در سازمان های معاصر. تشکر و قدردانی: نویسندگان مراتب قدردانی خود را از همکاری شرکت کنندگان، حمایت های فکری داوران ناشناس و ویراستار علمی و ادبی مجله مطالعات دینی، معنویت و مدیریت ابراز می کنند. تضاد منافع: این پژوهش فاقد تضاد منافع بوده و تمام مراحل آن با رعایت اصول اخلاقی و علمی و بدون وابستگی به نهادها یا منافع شخصی انجام شده است.
۵۶۳۱.

شناسایی عوامل موثر بر مدیریت جهادی در ارتش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۲
پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل مدیریت جهادی در سطح ارتش از طریق روش تحقیق آمیخته اکتشافی انجام شد. جامعه آماری آن بخش کمی اعضاء هیئت علمی، دانشجویان، مدیران و کارکنان دانشگاه دافوس اجا-ارتش، به تعداد 350 نفر بودند و با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی بر اساس فرمول کوکران، تعداد 183 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده ها از طریق تکنیک دلفی با پرسشنامه نیمه ساختاریافته و ساختاریافته و از طریق مدلسازی معادلات ساختاری با پرسشنامه 104 گویه ای جمع آوری شد. برای تعیین روایی و پایایی در مرحله کمی از بررسی های لازم شامل مقبولیت (بازنگری خبرگان) و قابلیت تائید (بازبینی مجدد خبرگان)، استفاده شده، در مرحله کمی، روایی پرسشنامه ها به سه روش صوری، محتوایی و سازه تأیید شد. پایایی هم به سه روش تعیین ضریب بارهای عاملی گویه ها، آلفای کرونباخ مولفه ها (بین 76/0 تا 929/0) و پایایی ترکیبی (بین 853/0 تا 949/0 ) برآورد و تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از دو روش آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزارهای SPSS و Smart PLS استفاده شد. یافته ها نشان داد، مدل نهایی دارای 4 بعد (رفتار رهبری، رفتار پیرو، زمینه ای و ساختاری) و 22 مولفه بوده است. بیشترین اولویت از لحاظ عملکردی مربوط به بعد ساختاری با میانگین رتبه 66/2،وچهارمین اولویت مربوط به رفتار رهبری با میانگین رتبه 31/2 بوده است. تبیین نظام مند و روشمند مؤلفه های اصلی و فرعی «روحیه جهادی» به عنوان یکی از اصلی ترین لایه های شکل دهنده فرهنگ برای دانشگاهیان (مدیران، اساتید و دانشجویان)، از مهم ترین یافته های پژوهش است.
۵۶۳۲.

برندسازی ملی ایران از دیدگاه حکمرانی اقتصادی و تجاری بین المللی: الزام ها، چالش ها و راهبردها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۲
شاخص ارزش برند ملی (NBI) دارای شش بعد است که سه بعد آن یعنی صادرات، گردشگری و سرمایه گذاری خارجی به طور مستقیم تحت تأثیر حکمرانی اقتصادی و تجاری بین المللی کشور قرار دارند. در این پژوهش برندسازی ملی ایران از منظر حکمرانی اقتصادی و تجاری بین المللی مورد بررسی قرار می گیرد. پژوهش در چارچوب رویکرد تفسیری و از نوع اکتشافی است و با روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان دانشگاهی- اجرایی گردآوری شده است. خبرگان به روش گلوله برفی نمونه گیری شدند و فرایند گردآوری داده ها پس از مصاحبه با دوازدهمین خبره به اشباع رسید. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار Maxqda انجام شد و 28 مضمون پایه استخراج شد. سپس این مضمون ها در قالب 3 مضمون سازمان دهنده یعنی «الزام ها»، «چالش ها» و «راهبردها» دسته بندی شدند و شبکه مضمون ها حول یک مضمون فراگیر یعنی «برندسازی ملی از دیدگاه حکمرانی اقتصادی و تجاری بین المللی» تشکیل شد. یافته های پژوهش، راهبردهای حکمرانی اقتصادی و تجاری بین المللی برای برندسازی ملی ایران را احصاء کرده است. همچنین الزام های برندسازی ملی از جمله بازسازی تصویر ایران در اقتصاد جهانی و نیاز مبرم به جذب سرمایه خارجی را شناسایی کرده است. علاوه بر این، چالش های فراروی برندسازی ملی ایران از جمله شناخت ناکافی حکمرانان کشور از مقوله برندسازی ملی و عدم وجود یک نهاد متولی برای برندسازی ملی ایران را مشخص کرده است.
۵۶۳۳.

واکاوی تاثیر پیاده سازی نظام مدیریت جانشین پروری در عملکرد سازمان های بوروکراسی محور و ارائه راهکارهای کاربست پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۱
هدف از مطالعه حاضر واکاوی تاثیر پیاده سازی نظام مدیریت جانشین پروری در عملکرد سازمان های بوروکراسی محور و ارائه راهکارهای کاربست پذیر است. در این پژوهش از رویکرد ترکیبی استفاده شده است. در بخش کیفی، 15 نفر از فرماندهان ارشد، مدیران منابع انسانی و اساتید دانشگاه از ارتش جمهوری اسلامی ایران به روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب و پس از مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته، داده ها با استفاده از روش کدگذاری 3مرحله ای بران و کلارک (2013) مبتنی بر روش تحلیل تم مورد بررسی قرار گرفت. در بخش کمی، در راستای آزمون تاثیر مدل احصاء شده بر عملکرد سازمانی در سازمان منتخب، 384 نفر از پرسنل آجا با حداقل مدرک کارشناسی مبتنی بر نمونه گیری خوشه ای در وهله اول و در ادامه نمونه گیری تصادفی در دسترس مورد آزمون قرار گرفتند.در نهایت داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار Smart-PLS تحلیل گردیدند. یافته ها نشان داد که مکانیزم های پیاده سازی سیستم مدیریت جانشین پروری شامل هفت تم اصلی که به صورت تدریجی و فرآیندمحور اتفاق می افتد. این تم ها عبارت اند از: توسعه فرهنگ سازمانی، ایجاد بستر برای اجرا، اجرای متعهدانه سیستم، تدوین خط مشی ها، ارزیابی کاندیداها برای ایجاد شایسته سالاری، تحلیل شکاف های آموزشی و توسعه پرسنل، و در نهایت ارزیابی سیستم مدیریت جانشین پروری. در بخش کمی، تایج حاکی از تاثیر مثبت و مستقیم پیاده سازی فرایند نظام جانشین پروری بر عملکرد سازمانی را تایید نمود. نتایج همچنین نشان دادند که حدود 20 درصد از تغییرات عملکرد سازمان تحت تأثیر نظام جانشین پروری است.
۵۶۳۴.

ارتقا اثربخشی آموزش الکترونیکی در بحران های زیستی- ویروسی (مورد مطالعه: دانشگاه های ارتش جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۳
بحران های زیستی-ویروسی مانند کووید 19، نه تنها منجر به پیامدهای منفی و تحولات جهانی در تمام ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و غیره می شود، بلکه اصلی ترین تأثیرات خود را بر روی نظام های آموزشی می گذارد. در این شرایط، اهمیت آموزش الکترونیکی بیش ازپیش برای مدیران آموزش نمایان گردیده است. به همین منظور، این پژوهش با هدف ارتقا اثربخشی آموزش الکترونیکی در بحران های زیستی-ویروسی انجام گرفته است. این پژوهش که از نوع توصیفی-اکتشافی است به روش آمیخته (کیفی- کمی) انجام شده است. جامعه آماری شامل 210 نفر از معاونین، مدیران و روسای باسابقه فعالیت های آموزشی در دانشگاه های ارتش و همچنین تعدادی از فراگیران دوره های آموزش الکترونیکی با حداقل مدرک کارشناسی ارشد، سابقه خدمت بالای 20 سال و حداقل 5 سال سابقه مدرسین آجا است. نمونه گیری در بخش کیفی به روش هدفمند قضاوتی و تا مرحله اشباع نظری داده ها به تعداد 12 نفر و در بخش کمی به روش تصادفی طبقه ای به تعداد 136 نفر با محاسبه فرمول کوکران در جامعه محدود انجام شد. در گام نخست به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در گام دوم از پرسشنامه 31 سوالی استفاده شد. داده های بخش کیفی با روش تحلیل تِماتیک و داده های کمی با روش مدلسازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته های بخش کیفی نشان داد که اثربخشی آموزش الکترونیکی در دانشگاه های ارتش در بحران های زیستی- ویروسی مبتنی بر سه عامل انسانی (از طریق ارتقا فراده، فراگیر و مدیران آموزش)، فناورانه (از طریق ارتقا نرم افزار ارایه آموزش الکترونیکی، ارتقا بستر ارایه آموزش و ارتقا پشتیبانی فناورانه) و آموزشی (از طریق ارتقا محتوی آموزش، ارتقا منابع آموزش و ارتقا پشتیبانی آموزشی) ارتقا می یابد. همچنین یافته های بخش کمی نشان داد که میزان اثرگذاری عوامل انسانی، فناورانه و آموزشی بر اثربخشی آموزش الکترونیکی در بحران های زیستی- ویروسی به ترتیب به میزان 908/0، 905/0 و 869/0 بوده است. به منظور ارتقا اثربخشی آموزش الکترونیکی در دانشگاه های ارتش در بحران های زیستی- ویروسی مشابه کووید 19، ضروری است برنامه ریزی آموزشی با تأکید بر بهره برداری از عؤامل انسانی، فناورانه و آموزشی به عمل آید.
۵۶۳۵.

ارائه مدل پارادایمی گزاره های ارزش مشتری مبتنی بر افزایش وفاداری مشتریان صنعت خرده فروشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۴
هدف: این مطالعه به ارائه مدل پارادایمی گزاره های ارزش مشتری با هدف افزایش وفاداری مشتریان در صنعت خرده فروشی می پردازد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی است و بر اساس رویکرد داده بنیاد با ماهیت اکتشافی طراحی شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان و متخصصان صنعت خرده فروشی زنجیره ای در شهر تبریز جمع آوری شد که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. تحلیل داده ها بر اساس رویه های نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین انجام شد و مشتمل بر سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. برای اطمینان از روایی و اعتبار مدل، از روش تطبیق با اعضا و بازبینی همکاران استفاده شد و پایایی نیز با روش بازآزمون مصاحبه های نمونه تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها : تحلیل داده ها منجر به شکل گیری چارچوب مفهومی شامل شش مؤلفه مرتبط شد که عوامل علّی (استراتژیک در مقابل عملیاتی و ادراک در مقابل پیشنهاد)، پدیده محوری، عوامل مداخله گر (مشتری، شرکت، ایجاد مشترک و زمینه)، عناصر زمینه ای (شناسایی گزاره های ارزش مشتری رقابتی، توسعه خدمات و تخصیص منابع)، راهبردها (تسهیل خلق ارزش، تعیین اهداف و اندازه گیری گزاره های ارزش مشتری برای دستیابی به مزیت رقابتی) و پیامدها مرتبط با وفاداری مشتری را در بر می گیرد. این چارچوب نشان می دهد که چگونه شرکت ها می توانند گزاره های ارزش مشتری را طراحی و مدیریت کنند تا وفاداری مشتریان را ارتقا دهند و بین پژوهش های علمی و نیازهای عملی صنعت هم افزایی ایجاد کنند. نتیجه گیری : مدل ارائه شده پایه ای عملی برای ادغام مدیریت ارزش مشتری در استراتژی خرده فروشی فراهم می کند و همچنین به پیشرفت نظری و هم به کاربرد صنعتی کمک کرده و بینش های عملی برای افزایش وفاداری مشتری ارائه می دهد.
۵۶۳۶.

دیپلماسی عمومی به مثابه رسانه و جایگاه آن در موفقیت برنامه های توسعه کشور(با تاکید بر تجربه دولت های هفتم تا دهم جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: دیپلماسی عمومی به مثابه رسانه، ابزاری کلیدی برای پیشبرد منافع ملی است که با استفاده از ظرفیت های ارتباطی رسانه ها، مسیر تعامل مستقیم میان مردم جوامع مختلف، گفتمان سازی، تبادل فرهنگی و تقویت روابط حسنه را فراهم می کند. رسانه در این فرآیند، هم نقش بستر ارتباطی را ایفا می کند و هم به عنوان بازیگر فعال، بازنمایی و چارچوب بندی پیام های سیاسی و فرهنگی را بر عهده دارد. از منظر حکمرانی، پاسخگویی دولتمردان به ویژه رؤسای جمهور نسبت به اهداف برنامه های توسعه و نحوه بهره گیری آنان از رسانه در دیپلماسی عمومی، شاخص مهمی برای سنجش کارآمدی دولت است. در جمهوری اسلامی ایران، جریان های اصلاح طلب و اصول گرا با گفتمان ها و راهبردهای متفاوت، به تناوب در رأس دولت قرار گرفته اند. پرسش اصلی این است که رسانه در قالب دیپلماسی عمومی، چه نقشی در میزان پاسخگویی دولت های هفتم تا دهم به الزامات برنامه های توسعه سوم و چهارم داشته است. روش: این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای، اسنادی، اینترنتی و گفت وگو با متخصصان، عملکرد دولت ها را در بهره گیری از رسانه های داخلی و خارجی برای پیشبرد دیپلماسی عمومی بررسی می کند. یافته ها: در نظام های دموکراتیک، رسانه یکی از اصلی ترین ابزارهای اقناع و بسیج افکار عمومی است. دولت خاتمی با بهره گیری از رسانه های ملی و دیپلماسی رسانه ای در جهت ارتقای تعاملات خارجی و توسعه سیاسی گام برداشت. در مقابل، دولت احمدی نژاد با تکیه بر پیام رسانی مستقیم و بازنمایی رسانه ای مستقل تر، رویکردی تجدیدنظرطلبانه در فضای ارتباطی داخلی و بین المللی برگزید. نتیجه گیری: هرچند هر دو دولت تلاش داشتند سیاست ها و گفتمان خود را با اسناد توسعه و قانون اساسی هماهنگ کنند، اما میزان بهره گیری راهبردی از رسانه و دیپلماسی عمومی متفاوت بود. دولت هفتم و هشتم موفق شدند از رسانه در چارچوب توسعه روابط مسالمت آمیز و ارتقای سرمایه اجتماعی بهره بیشتری ببرند، در حالی که دولت نهم و دهم در برخی موارد کارکرد رسانه در پاسخگویی به اهداف توسعه ای را کمتر مورد توجه قرار دادند.
۵۶۳۷.

شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان و برقراری مدل تعاملی ارتباطات در اجرای خط مشی عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۸
هدف پژوهش: ایده مشارکت کارکنان، صنعت بین المللی گسترده ای از مطبوعات، مشاوران و نشریات حرفه ای را ایجاد کرده است که مدیران را تشویق می کند تا راه های جدیدی برای مشارکت دادن کارکنان خود به عنوان راهی برای افزایش عملکرد سازمانی بیابند. با توجه به اهمیت این موضوع، هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان در اجرای خط مشی عمومی بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر ماهیت کیفی، از حیث بُعد مطالعه از توع کتابخانه ای و میدانی، بر اساس هدف پژوهش، بنیادی و از نظر زمان گردآوری داده ها، مقطعی است. همچنین روش تحلیل داده های مصاحبه از نوع داده بنیاد است. جامعه آماری شامل دو قسمت بود که در بخش اول مدیران با تجربه و نیز اساتید و محققین دانشگاهی را شامل شد و قسمت دوم شامل اسناد و مدارک علمی، کتب، گزارشات و مقالات علمی در سطح ملی و بین المللی بود. در پژوهش حاضر، پس از مصاحبه با 15 نفر، اشباع نظری حاصل شد که بر این اساس تعداد 4 کد اصلی و 12 کد محوری که معرف مولفه های مشارکت کارکنان در سازمان بود، شناسایی شد. همچنین تعداد 90 کد باز مشخص شد که پس از ادغام به 54 کد باز کاهش یافت. یافته های پژوهش:  مهمترین یافته های پژوهش پس از مرور دقیق ادبیات و پیشینه داخلی و خارجی و انجام مصاحبه با خبرگان و صاحب نظران حوزه های مرتبط شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان در اجرای خط مشی عمومی است. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش و مقایسه با پژوهش های انجام شده که در پیشینه پژوهش ذکر شده است یافته های پژوهش در چهار بعد (عوامل ساختاری- عوامل اقتصادی- عوامل رفتاری- عوامل محیطی) شناسایی شد. نتیجه گیری: در این پژوهش سعی شد که با نگاهی جامع به شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان در اجرای خط مشی عمومی پرداخته شد به نحوی که برای علاقه مندان و پژوهشگران این حوزه مورد بهره برداری و استفاده قرار گیرد زیرا با توجه به بکارگیری مشارکت کارآمد می توان با استفاده از خطوط کلی و روند استقرار یک سیستم مدیریت مشارکتی متناسب با اجرا را تسهیل کرد.
۵۶۳۸.

پیوندهای خانوادگی و همبستههای اقتصادی اجتماعی آن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۹
در اهمیت خانواده به عنوان یک ساختار سازمانی اساسی و تاثیر آن بر برخی ابعاد زندگی اجتماعی تردیدی نیست. بر این اساس در این مقاله به بررسی پیوندهای خانوادگی و همبسته های اقتصادی اجتماعی آن در ایران پرداخته شده است. داده های آخرین موج ارزش های جهانی در ایران (سال1399) با 1499 نمونه به کار گرفته شده است. یافته ها نشان داده که 3/44 درصد از پاسخگویان پیوندهای خانوادگی را در سطح بالا، 1/32 درصد متوسط و 6/23 درصد پایین گزارش کرده اند. پیوندهای خانوادگی در متاهلین، سنین بالاتر، قوم ترک و بلوچ، افراد با تحصیلات و طبقه پایین تر، قوی تر بوده و با جنسیت و اشتغال رابطه معناداری نداشته است. آزمون های دومتغیره نشان داده که پیوندهای خانوادگی با اخلاق عمومی؛ فرزندآوری؛ سایز خانوار؛ ترتیبات زندگی؛ نگرش های جنسیتی رابطه مستقیم معنادار داشته است. آزمون های چند متغیره نیز نشان داده که با کنترل متغیرهای زمینه ای (جنسیت، سن، تحصیلات، درآمد خانوار) و دینداری، تاثیر معنادار پیوندهای خانوادگی بر نگرش های جنسیتی و اخلاق عمومی همچنان برقرار بوده است. یافته های تحقیق نشان از تاثیر پیوندهای خانوادگی بر دیگر ابعاد زندگی ایرانیان و تفوق متغیرهای زمینه ای بر آن در برخی ابعاد دارد. پیشنهادات سیاستی و پژوهشی ارائه شده است.
۵۶۳۹.

بررسی تجربه زیسته طلاب از آموزه «تضمین شدنِ روزی طالبان علم»(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۱
مقدمه و اهداف: پژوهش حاضر به بررسی تجربه زیسته طلاب حوزه علمیه قم از آموزه «تضمین شدن روزی جویندگان دانش» می پردازد. این آموزه با تکیه بر مستندات حدیثی و روایی، بر این باور است که خداوند روزی جویندگان دانش و طلاب را تضمین کرده است. این موضوع در میان طلاب علوم دینی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا به دلیل اشتغال به تحصیل، فرصت کافی برای کسب درآمد و تأمین معیشت خود را ندارند. این آموزه بیان می کند که طلاب باید صرفاً به امور طلبگی مانند درس خواندن، مباحثه، تبلیغ و تدریس بپردازند و نباید به دنبال کار برای تأمین معاش خود باشند.تأمین معیشت دانش پژوهان علوم انسانی، از جمله طلاب علوم دینی، همواره مسئله ای با اهمیت بوده است. طولانی بودن دوره تحصیل، درآمدزا نبودن علوم دینی پس از فارغ التحصیلی، و وجهه دینی طلاب که تا حدودی با فعالیت اقتصادی منافات دارد، از جمله دلایلی است که تأمین جداگانه معیشت آنها را ضروری می کند. راه حل های مختلفی از جمله کمک حاکمیت یا انجام فعالیت های اقتصادی برای حل این مشکل پیشنهاد شده است. باوجوداین، آموزه تضمین روزی طلاب، راه حلی متفاوت را ارائه می دهد که به جای پیگیری اسباب متداول، بر اتکا به وعده الهی تأکید دارد.با توجه به اهمیت این آموزه و کمبود پژوهش های میدانی در این زمینه، هدف اصلی این تحقیق، بررسی تجربه زیسته طلاب حوزه علمیه قم از این آموزه و شناسایی دیدگاه ها، باورها و تجربیات آنهاست. این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤالات است: آیا تضمین معیشت و رزق «مِن حَیثُ لَا یَحتَسِبُ» در زندگی آنها اتفاق افتاده است؟ و در صورت عدم وقوع، چه موانعی بر سر راه آن وجود داشته است؟ روش: این پژوهش از رویکرد میدانی و روش تحلیل مضمون برای جمع آوری و تحلیل اطلاعات استفاده کرده است. برای جمع آوری داده ها، نگارنده از سه فن مختلف مردم شناختی شامل مصاحبه، مشاهده مشارکتی، و بررسی اسناد و مدارک بهره گرفته است.مصاحبه: نگارنده با ۳۰ نفر از طلاب، از جمله طلاب شاغل به تحصیل و روحانیون فارغ التحصیل، مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام داده است. مصاحبه شوندگان از لحاظ سن، مقاطع تحصیلی و میزان اهتمام به درس متنوع بوده اند تا نتایج پژوهش، گویای مختصات تمام طلاب باشد. در این روش، سؤالات باز و بسته در یک چهارچوب مشخص مطرح می شوند. هدف از مصاحبه ها، کشف برداشت های محلی و باورداشت ها از آموزه تضمین معیشت و دستیابی به تجربه زیسته طلاب بوده است.مشاهده مشارکتی: نگارنده به عنوان یک طلبه، خود این مسئله را در زندگی خود تجربه کرده و از نزدیک با نحوه رفتار طلاب با مسئله تأمین معاش آشنا بوده است. این روش امکان کشف جنبه های دقیق و محرمانه زندگی افراد را فراهم می کند.بررسی اسناد: برای شناخت تاریخچه و ابعاد مختلف این آموزه، اسناد نوشتاری و کتابخانه ای بررسی شده است. این بخش شامل بررسی روایات، کتاب های زندگی نامه علما، و نظرات آنها درباره تأمین معاش طلاب بوده است.تحلیل داده ها: پس از جمع آوری اطلاعات، مراحل تحلیل مضمون شامل مطالعه و پیاده سازی مصاحبه ها، کدگذاری اولیه (شناسایی کلمات کلیدی)، کدگذاری ثانویه (خوشه بندی جملات مرتبط) و ترسیم شبکه مضامین (حرکت به سمت مدل مفهومی) طی شده است. این روش به تبدیل داده های متنی پراکنده به داده های غنی و تفصیلی کمک می کند. نتایج: نتایج تحقیق نشان می دهد که طلاب تجربه های یکسانی از آموزه تضمین معیشت ندارند. این تجربیات به سه دسته کلی تقسیم می شوند:۱. معتقد مطلقاین گروه از طلاب عمیقاً به این آموزه باور دارند. آنها باورهای خود را به تجربیات مثبتی مستند می کنند که در زندگی خود داشته اند. برای این گروه، شیوه تأمین نیازهایشان به گونه ای بوده که اغلب به صورت «من حیث لایحتسب» (از جایی که گمان نمی برند) اتفاق افتاده است. این افراد معتقدند: خداوند حداقل های زندگی آنها را تأمین کرده تا ذهنشان از مشغله های مالی خالی باشد.۲. غیرمعتقداین گروه از طلاب یا به طورکلی به این آموزه اعتقاد ندارند یا با آن تجربه منفی داشته اند. آنها این آموزه را غیرعقلانی دانسته و معتقدند که شخص باید برای کسب معاش خود بکوشد؛ زیرا «لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى». این دسته از طلاب، مشکلات مالی فراوانی را تجربه کرده اند که با این آموزه همخوانی ندارد.۳. اعتقاد مشروطاین گروه از طلاب به آموزه تضمین معیشت باور دارند؛ اما آن را به شرایطی مشروط می دانند. آنها برای توجیه مشکلات مالی خود و سایر طلاب درسخوان، ضمانت الهی را به عواملی مانند جدیت در تحصیل، عمل به وظیفه، توکل، توسل به خدا و اولیا، پوشیدن لباس روحانیت، تقوای الهی، اخلاص، و قناعت مشروط کرده اند. این افراد معتقدند: اگر در زندگی مشکل مالی پیش می آید، تقصیر از کم کاری یا نقص در انجام وظایف خود آنهاست. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که آموزه «تضمین روزی طالبان علم» صرفاً یک خبر یا روایت دینی نیست؛ بلکه در زندگی طلاب به یک تجربه زیسته تبدیل شده است. تفاوت در برداشت ها و تجربه ها، به تقسیم بندی طلاب به سه دسته معتقد مطلق، غیرمعتقد و معتقد مشروط منجر شده است.نکته قابل توجه این است که حتی طلاب معتقد به این آموزه نیز، تأمین معیشت را به معنای زندگی مرفه یا نبود مشکلات مالی نمی دانند. آنها معتقدند که خداوند حداقل های زندگی را برایشان فراهم کرده است تا بتوانند با فراغ بال به تحصیل بپردازند. چالش اصلی برای باورمندان، مشاهده مشکلات مالی در میان طلاب درسخوان است. به همین دلیل، برای تبیین این تناقض ظاهری، شرایطی را برای تحقق این وعده الهی در نظر گرفته اند. این شرایط شامل جدیت در تحصیل، توکل، توسل، تقوا و قناعت است. این امر نشان می دهد که در ذهن طلاب، این آموزه به صورت یک باور مشروط درآمده است و موفقیت در آن به تلاش و عمل آنها نیز وابسته است.این پژوهش با استفاده از روش های کیفی، به لایه های پنهان تجربه طلاب دست یافته و نشان می دهد که برداشت آنها از این آموزه، پیچیده تر از یک باور ساده است. در مقابل، طلاب غیرمعتقد، به دلیل عدم تحقق این آموزه در زندگی خود، آن را رد و بر لزوم تلاش برای کسب روزی تأکید می کنند. این دیدگاه ها، همگی بازتابی از برداشت های متفاوت از مستندات روایی و قرآنی است که حتی در میان علما نیز وجود دارد. این پژوهش، زمینه را برای تحقیقات بیشتر در زمینه ارتباط بین باورهای دینی و تجربه زیسته افراد فراهم می آورد.
۵۶۴۰.

روایت دانش آموزان از کشاکش ساختار و عاملیت در آموزش: مطالعه ای کیفی در دوره متوسطه اول شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۵
هدف از انجام این پژوهش فهم روایت دانش آموزان از نظام آموزشی بوده است. پارادایم پژوهش تفسیری؛ رویکرد کیفی و روش روایت پژوهی بوده است. میدان مطالعه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول (شهر ایلام) بوده و برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه عمیق استفاده شده و تا مرحله اشباع نظری از 12 نفر مصاحبه به عمل آمد. برای تحلیل داده ها از کدگذاری بهره گرفته شد و از تحلیل تماتیک (مضمونی) برای دسته بندی کد ها استفاده شد. در مجموع 120 مضمون فرعی؛ 33 مضمون اصلی و 10 فرامضمون حاصل شد. که عبارتند از: کشاکش جبر و اختیار در حضور، نهاد مدرسه به مثابه جزیره حبس، رهبری آموزشی همدلانه در مدرسه، زوال سرمایه فرهنگی- اجتماعی در مدرسه، در تکاپوی آرمان، ضرورت بازنگری در فناوری انضباطی، انسداد خلاقیت و تخصص، نابسندگی تام (زیرساخت های آموزشی)، فقدان بازنگری در سیاست های آموزشی و نابرابری در نظام آموزشی. می توان بیان داشت که ارزیابی دانش آموزان از نظام آموزشی، دو وجهی است. این ارزیابی یک وجه مثبت دارد که ناشی از وجود صمیمیت و دوستی میان دانش آموزان در مدرسه است و وجه دوم ارزیابی منفی است و وجهه پررنگ تری دارد که گاه فضای زندان را برای آنان تداعی می کند و در صورت بی توجهی مسئولین امر، به سوی فقدان مرجعیت و رهاشدگی خواهد رفت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان