ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۵۴۱ تا ۵٬۵۶۰ مورد از کل ۵۲۸٬۴۴۴ مورد.
۵۵۴۱.

ارزیابی عملکرد تأمین کنندگان در مواجهه با داده های ناقص رویکرد ترکیبی DEA فازی و OPA(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۷
در بازار رقابتی، عملکرد تأمین کنندگان یکی از عوامل کلیدی موفقیت کسب وکار است؛ بنابراین ارزیابی، رتبه بندی و انتخاب تأمین کنندگان برای سازمان ها نه تنها عامل مهمی در کسب سود محسوب می شود، عامل مؤثری در کیفیت تولید محصول، ارائه خدمات و فعالیت های تجاری است. این انتخاب نیازمند به کارگیری روش های مناسب ارزیابی عملکرد است که یکی از روش های مناسب، تحلیل پوششی داده هاست. با توجه به اینکه تحلیل پوششی داده ها قضاوت انسانی را در نظر نمی گیرد، رویکرد اولویت ترتیبی با رفع این نقص، داده های دنیای واقعی و قضاوت انسانی را متعادل می کند. ترکیب این دو روش، رویکرد مفیدی برای انتخاب تأمین کننده است، مشکلات مربوط به چندین متخصص و ناقص بودن اطلاعات را حل می کند و همچنین تصمیم گیری با ریسک کمتر را به همراه دارد. در این پژوهش شاخص ها پس از استخراج، با استفاده از آزمون دوجمله ای و روش دلفی فازی در قالب 15 شاخص پالایش شدند. این شاخص ها شامل 8 شاخص ورودی، 7 شاخص خروجی، 4 شاخص کمی و 11 شاخص کیفی اند؛ سپس از طریق پرسش نامه، داده های مورد نیاز هر یک از شاخص ها درباره 45 تأمین کننده جمع آوری شد. به منظور رتبه بندی تأمین کنندگان ابتدا از روش تحلیل پوششی داده ها استفاده شد. طبق نتایج به دست آمده 30 تأمین کننده، واحدهای کارا شناسایی شدند. برای حل این مشکل از رویکرد اولویت ترتیبی استفاده شد. مدل ترکیبی، وزن هر یک از ورودی ها و خروجی ها را محاسبه و از مقادیر از دست رفته پشتیبانی کرد و پس از آن کارایی تأمین کنندگان به شکل دقیق تری محاسبه و اقدام به رتبه بندی تأمین کنندگان شد. نتایج نشان داد قدرت تمیز مدل پیشنهادی بسیار بالاتر از مدل سنتی تحلیل پوششی داده هاست.
۵۵۴۲.

شناسایی مؤلفه های کلیدی توانمندسازی منابع انسانی از دیدگاه امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) براساس آموزه های نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه و اهداف: توانمندسازی منابع انسانی از اصول کلیدی مدیریت نوین است که برای بهبود عملکرد و بهره وری سازمانی حیاتی است. در دنیای پیچیده امروز، سازمان ها به منابع انسانی توانمند و مؤثر نیاز دارند. بهره گیری از دیدگاه های دینی و فلسفی، به ویژه آموزه های اسلامی همچون نهج البلاغه، پایه ای مستحکم برای توسعه سازمانی فراهم می کند. امام علی (ع) با تأکید بر عدالت، صداقت و حکمت، رهنمودهایی برای رهبری و توانمندسازی انسانی ارائه کرده است که می تواند مسیر بهبود توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های معاصر را هموار کند. این پژوهش به بررسی این آموزه ها و استخراج مؤلفه های کلیدی توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های امروز، به ویژه در جوامع اسلامی می پردازد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه کاربردی و توسعه ای با هدف شناسایی مؤلفه های توانمندسازی منابع انسانی از منظر امام علی (ع) در جامعه اسلامی انجام شده است. برای این منظور از تحلیل تماتیک به عنوان روشی کیفی استفاده شده است. این روش به تحلیل داده ها به صورت پویا و کشف الگوهای معنادار در داده های کیفی کمک می کند. تحلیل تماتیک با نرم افزار MAXQDA 2020 انجام شد و ساختارهای تماتیک براساس چهارچوب ارائه شده توسط عبدی جعفری و همکاران (۲۰۱۱) شکل گرفت. نتایج: تحلیل تماتیک جامع بر سخنرانی ها، نامه ها و گفتارهای امام علی (ع) در نهج البلاغه به استخراج ۲۰ گزاره کلیدی منجر شد که در ۳۳ موضوع بنیادی و ۸ موضوع سازمان دهنده طبقه بندی شدند. این تم ها شامل هویت، صلاحیت، خودمختاری، اثربخشی، مشارکت در قدرت، واگذاری مسئولیت، استقلال و ارتباط مبتنی بر اعتماد هستند. نتایج نشان می دهد که پیام های نهج البلاغه رهنمودهای رفتاری برای رهبری توانمندساز و توسعه کارکنان ارائه می دهند. برای مثال، نامه ها بر اعتماد به زیردستان، تفویض اختیار، ارزش گذاری به شفافیت و تخصیص وظایف براساس شایستگی تأکید دارند. این تم ها به عنوان ابعاد اصلی توانمندسازی عمل کرده و مدل مفهومی توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های اسلامی را شکل می دهند. بحث و نتیجه گیری: هدف پژوهش علمی ارائه پاسخ های معتبر و قابل اتکا به سؤالات پژوهشی است. نتایج نشان می دهد آموزه های امام علی (ع) می تواند پایه ای قوی برای تقویت منابع انسانی در سازمان ها باشد. این مطالعه نخستین پژوهش در زمینه استخراج مؤلفه های توانمندسازی از منظر امام علی (ع) است که نقش وی به عنوان رهبر دینی و سیاسی در جامعه اسلامی را مدنظر دارد. مدل مفهومی ارائه شده شامل هویت سازی، صلاحیت، خودمختاری، اثربخشی، مشارکت در قدرت، واگذاری مسئولیت و ارتباط مبتنی بر اعتماد است که می تواند با ایجاد محیطی مبتنی بر احترام، صلاحیت، خودمختاری و اعتماد، عملکرد سازمانی را ارتقا دهد. به کارگیری این اصول رهبری اسلامی می تواند سهم قابل توجهی در موفقیت سازمان ها در جوامع اسلامی داشته باشد. کاربردهای عملی در توانمندسازی منابع انسانی: توانمندسازی منابع انسانی به افزایش انگیزش، رضایت شغلی و تعهد سازمانی منجر می شود. این امر با ایجاد خودمختاری، مسئولیت پذیری و مالکیت در کارکنان، بهره وری را افزایش می دهد. کارکنان توانمند، خلاقیت و نوآوری بیشتری نشان داده و به رشد سازمان کمک می کنند. همچنین، توانمندسازی ارتباط و همکاری را تقویت کرده و عملکرد تیمی را بهبود می بخشد. درنهایت، این روند باعث جذب و حفظ بهتر نیروی کار می شود. پیشنهادات برای تحقیقات آینده: تحقیقات آینده می تواند شامل این موارد باشد: ۱. مقایسه آموزه های امام علی (ع) با نظریه های نوین مدیریت منابع انسانی؛ ۲. بررسی تأثیر توانمندسازی بر فرهنگ سازمانی؛ ۳. مطالعه رابطه توانمندسازی و بهبود عملکرد سازمانی، و ۴. بررسی پیاده سازی مدل های رهبری مبتنی بر آموزه های امام علی (ع) در سازمان های معاصر. تشکر و قدردانی: نویسندگان مراتب قدردانی خود را از همکاری شرکت کنندگان، حمایت های فکری داوران ناشناس و ویراستار علمی و ادبی مجله مطالعات دینی، معنویت و مدیریت ابراز می کنند. تضاد منافع: این پژوهش فاقد تضاد منافع بوده و تمام مراحل آن با رعایت اصول اخلاقی و علمی و بدون وابستگی به نهادها یا منافع شخصی انجام شده است.
۵۵۴۳.

شناسایی عوامل موثر بر مدیریت جهادی در ارتش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۲
پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل مدیریت جهادی در سطح ارتش از طریق روش تحقیق آمیخته اکتشافی انجام شد. جامعه آماری آن بخش کمی اعضاء هیئت علمی، دانشجویان، مدیران و کارکنان دانشگاه دافوس اجا-ارتش، به تعداد 350 نفر بودند و با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی بر اساس فرمول کوکران، تعداد 183 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده ها از طریق تکنیک دلفی با پرسشنامه نیمه ساختاریافته و ساختاریافته و از طریق مدلسازی معادلات ساختاری با پرسشنامه 104 گویه ای جمع آوری شد. برای تعیین روایی و پایایی در مرحله کمی از بررسی های لازم شامل مقبولیت (بازنگری خبرگان) و قابلیت تائید (بازبینی مجدد خبرگان)، استفاده شده، در مرحله کمی، روایی پرسشنامه ها به سه روش صوری، محتوایی و سازه تأیید شد. پایایی هم به سه روش تعیین ضریب بارهای عاملی گویه ها، آلفای کرونباخ مولفه ها (بین 76/0 تا 929/0) و پایایی ترکیبی (بین 853/0 تا 949/0 ) برآورد و تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از دو روش آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزارهای SPSS و Smart PLS استفاده شد. یافته ها نشان داد، مدل نهایی دارای 4 بعد (رفتار رهبری، رفتار پیرو، زمینه ای و ساختاری) و 22 مولفه بوده است. بیشترین اولویت از لحاظ عملکردی مربوط به بعد ساختاری با میانگین رتبه 66/2،وچهارمین اولویت مربوط به رفتار رهبری با میانگین رتبه 31/2 بوده است. تبیین نظام مند و روشمند مؤلفه های اصلی و فرعی «روحیه جهادی» به عنوان یکی از اصلی ترین لایه های شکل دهنده فرهنگ برای دانشگاهیان (مدیران، اساتید و دانشجویان)، از مهم ترین یافته های پژوهش است.
۵۵۴۴.

برندسازی ملی ایران از دیدگاه حکمرانی اقتصادی و تجاری بین المللی: الزام ها، چالش ها و راهبردها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۷
شاخص ارزش برند ملی (NBI) دارای شش بعد است که سه بعد آن یعنی صادرات، گردشگری و سرمایه گذاری خارجی به طور مستقیم تحت تأثیر حکمرانی اقتصادی و تجاری بین المللی کشور قرار دارند. در این پژوهش برندسازی ملی ایران از منظر حکمرانی اقتصادی و تجاری بین المللی مورد بررسی قرار می گیرد. پژوهش در چارچوب رویکرد تفسیری و از نوع اکتشافی است و با روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان دانشگاهی- اجرایی گردآوری شده است. خبرگان به روش گلوله برفی نمونه گیری شدند و فرایند گردآوری داده ها پس از مصاحبه با دوازدهمین خبره به اشباع رسید. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار Maxqda انجام شد و 28 مضمون پایه استخراج شد. سپس این مضمون ها در قالب 3 مضمون سازمان دهنده یعنی «الزام ها»، «چالش ها» و «راهبردها» دسته بندی شدند و شبکه مضمون ها حول یک مضمون فراگیر یعنی «برندسازی ملی از دیدگاه حکمرانی اقتصادی و تجاری بین المللی» تشکیل شد. یافته های پژوهش، راهبردهای حکمرانی اقتصادی و تجاری بین المللی برای برندسازی ملی ایران را احصاء کرده است. همچنین الزام های برندسازی ملی از جمله بازسازی تصویر ایران در اقتصاد جهانی و نیاز مبرم به جذب سرمایه خارجی را شناسایی کرده است. علاوه بر این، چالش های فراروی برندسازی ملی ایران از جمله شناخت ناکافی حکمرانان کشور از مقوله برندسازی ملی و عدم وجود یک نهاد متولی برای برندسازی ملی ایران را مشخص کرده است.
۵۵۴۵.

واکاوی تاثیر پیاده سازی نظام مدیریت جانشین پروری در عملکرد سازمان های بوروکراسی محور و ارائه راهکارهای کاربست پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۱
هدف از مطالعه حاضر واکاوی تاثیر پیاده سازی نظام مدیریت جانشین پروری در عملکرد سازمان های بوروکراسی محور و ارائه راهکارهای کاربست پذیر است. در این پژوهش از رویکرد ترکیبی استفاده شده است. در بخش کیفی، 15 نفر از فرماندهان ارشد، مدیران منابع انسانی و اساتید دانشگاه از ارتش جمهوری اسلامی ایران به روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب و پس از مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته، داده ها با استفاده از روش کدگذاری 3مرحله ای بران و کلارک (2013) مبتنی بر روش تحلیل تم مورد بررسی قرار گرفت. در بخش کمی، در راستای آزمون تاثیر مدل احصاء شده بر عملکرد سازمانی در سازمان منتخب، 384 نفر از پرسنل آجا با حداقل مدرک کارشناسی مبتنی بر نمونه گیری خوشه ای در وهله اول و در ادامه نمونه گیری تصادفی در دسترس مورد آزمون قرار گرفتند.در نهایت داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار Smart-PLS تحلیل گردیدند. یافته ها نشان داد که مکانیزم های پیاده سازی سیستم مدیریت جانشین پروری شامل هفت تم اصلی که به صورت تدریجی و فرآیندمحور اتفاق می افتد. این تم ها عبارت اند از: توسعه فرهنگ سازمانی، ایجاد بستر برای اجرا، اجرای متعهدانه سیستم، تدوین خط مشی ها، ارزیابی کاندیداها برای ایجاد شایسته سالاری، تحلیل شکاف های آموزشی و توسعه پرسنل، و در نهایت ارزیابی سیستم مدیریت جانشین پروری. در بخش کمی، تایج حاکی از تاثیر مثبت و مستقیم پیاده سازی فرایند نظام جانشین پروری بر عملکرد سازمانی را تایید نمود. نتایج همچنین نشان دادند که حدود 20 درصد از تغییرات عملکرد سازمان تحت تأثیر نظام جانشین پروری است.
۵۵۴۶.

ارتقا اثربخشی آموزش الکترونیکی در بحران های زیستی- ویروسی (مورد مطالعه: دانشگاه های ارتش جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۱
بحران های زیستی-ویروسی مانند کووید 19، نه تنها منجر به پیامدهای منفی و تحولات جهانی در تمام ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و غیره می شود، بلکه اصلی ترین تأثیرات خود را بر روی نظام های آموزشی می گذارد. در این شرایط، اهمیت آموزش الکترونیکی بیش ازپیش برای مدیران آموزش نمایان گردیده است. به همین منظور، این پژوهش با هدف ارتقا اثربخشی آموزش الکترونیکی در بحران های زیستی-ویروسی انجام گرفته است. این پژوهش که از نوع توصیفی-اکتشافی است به روش آمیخته (کیفی- کمی) انجام شده است. جامعه آماری شامل 210 نفر از معاونین، مدیران و روسای باسابقه فعالیت های آموزشی در دانشگاه های ارتش و همچنین تعدادی از فراگیران دوره های آموزش الکترونیکی با حداقل مدرک کارشناسی ارشد، سابقه خدمت بالای 20 سال و حداقل 5 سال سابقه مدرسین آجا است. نمونه گیری در بخش کیفی به روش هدفمند قضاوتی و تا مرحله اشباع نظری داده ها به تعداد 12 نفر و در بخش کمی به روش تصادفی طبقه ای به تعداد 136 نفر با محاسبه فرمول کوکران در جامعه محدود انجام شد. در گام نخست به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در گام دوم از پرسشنامه 31 سوالی استفاده شد. داده های بخش کیفی با روش تحلیل تِماتیک و داده های کمی با روش مدلسازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته های بخش کیفی نشان داد که اثربخشی آموزش الکترونیکی در دانشگاه های ارتش در بحران های زیستی- ویروسی مبتنی بر سه عامل انسانی (از طریق ارتقا فراده، فراگیر و مدیران آموزش)، فناورانه (از طریق ارتقا نرم افزار ارایه آموزش الکترونیکی، ارتقا بستر ارایه آموزش و ارتقا پشتیبانی فناورانه) و آموزشی (از طریق ارتقا محتوی آموزش، ارتقا منابع آموزش و ارتقا پشتیبانی آموزشی) ارتقا می یابد. همچنین یافته های بخش کمی نشان داد که میزان اثرگذاری عوامل انسانی، فناورانه و آموزشی بر اثربخشی آموزش الکترونیکی در بحران های زیستی- ویروسی به ترتیب به میزان 908/0، 905/0 و 869/0 بوده است. به منظور ارتقا اثربخشی آموزش الکترونیکی در دانشگاه های ارتش در بحران های زیستی- ویروسی مشابه کووید 19، ضروری است برنامه ریزی آموزشی با تأکید بر بهره برداری از عؤامل انسانی، فناورانه و آموزشی به عمل آید.
۵۵۴۷.

ارائه مدل پارادایمی گزاره های ارزش مشتری مبتنی بر افزایش وفاداری مشتریان صنعت خرده فروشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: این مطالعه به ارائه مدل پارادایمی گزاره های ارزش مشتری با هدف افزایش وفاداری مشتریان در صنعت خرده فروشی می پردازد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی است و بر اساس رویکرد داده بنیاد با ماهیت اکتشافی طراحی شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان و متخصصان صنعت خرده فروشی زنجیره ای در شهر تبریز جمع آوری شد که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. تحلیل داده ها بر اساس رویه های نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین انجام شد و مشتمل بر سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. برای اطمینان از روایی و اعتبار مدل، از روش تطبیق با اعضا و بازبینی همکاران استفاده شد و پایایی نیز با روش بازآزمون مصاحبه های نمونه تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها : تحلیل داده ها منجر به شکل گیری چارچوب مفهومی شامل شش مؤلفه مرتبط شد که عوامل علّی (استراتژیک در مقابل عملیاتی و ادراک در مقابل پیشنهاد)، پدیده محوری، عوامل مداخله گر (مشتری، شرکت، ایجاد مشترک و زمینه)، عناصر زمینه ای (شناسایی گزاره های ارزش مشتری رقابتی، توسعه خدمات و تخصیص منابع)، راهبردها (تسهیل خلق ارزش، تعیین اهداف و اندازه گیری گزاره های ارزش مشتری برای دستیابی به مزیت رقابتی) و پیامدها مرتبط با وفاداری مشتری را در بر می گیرد. این چارچوب نشان می دهد که چگونه شرکت ها می توانند گزاره های ارزش مشتری را طراحی و مدیریت کنند تا وفاداری مشتریان را ارتقا دهند و بین پژوهش های علمی و نیازهای عملی صنعت هم افزایی ایجاد کنند. نتیجه گیری : مدل ارائه شده پایه ای عملی برای ادغام مدیریت ارزش مشتری در استراتژی خرده فروشی فراهم می کند و همچنین به پیشرفت نظری و هم به کاربرد صنعتی کمک کرده و بینش های عملی برای افزایش وفاداری مشتری ارائه می دهد.
۵۵۴۸.

دیپلماسی عمومی به مثابه رسانه و جایگاه آن در موفقیت برنامه های توسعه کشور(با تاکید بر تجربه دولت های هفتم تا دهم جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۹
هدف: دیپلماسی عمومی به مثابه رسانه، ابزاری کلیدی برای پیشبرد منافع ملی است که با استفاده از ظرفیت های ارتباطی رسانه ها، مسیر تعامل مستقیم میان مردم جوامع مختلف، گفتمان سازی، تبادل فرهنگی و تقویت روابط حسنه را فراهم می کند. رسانه در این فرآیند، هم نقش بستر ارتباطی را ایفا می کند و هم به عنوان بازیگر فعال، بازنمایی و چارچوب بندی پیام های سیاسی و فرهنگی را بر عهده دارد. از منظر حکمرانی، پاسخگویی دولتمردان به ویژه رؤسای جمهور نسبت به اهداف برنامه های توسعه و نحوه بهره گیری آنان از رسانه در دیپلماسی عمومی، شاخص مهمی برای سنجش کارآمدی دولت است. در جمهوری اسلامی ایران، جریان های اصلاح طلب و اصول گرا با گفتمان ها و راهبردهای متفاوت، به تناوب در رأس دولت قرار گرفته اند. پرسش اصلی این است که رسانه در قالب دیپلماسی عمومی، چه نقشی در میزان پاسخگویی دولت های هفتم تا دهم به الزامات برنامه های توسعه سوم و چهارم داشته است. روش: این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای، اسنادی، اینترنتی و گفت وگو با متخصصان، عملکرد دولت ها را در بهره گیری از رسانه های داخلی و خارجی برای پیشبرد دیپلماسی عمومی بررسی می کند. یافته ها: در نظام های دموکراتیک، رسانه یکی از اصلی ترین ابزارهای اقناع و بسیج افکار عمومی است. دولت خاتمی با بهره گیری از رسانه های ملی و دیپلماسی رسانه ای در جهت ارتقای تعاملات خارجی و توسعه سیاسی گام برداشت. در مقابل، دولت احمدی نژاد با تکیه بر پیام رسانی مستقیم و بازنمایی رسانه ای مستقل تر، رویکردی تجدیدنظرطلبانه در فضای ارتباطی داخلی و بین المللی برگزید. نتیجه گیری: هرچند هر دو دولت تلاش داشتند سیاست ها و گفتمان خود را با اسناد توسعه و قانون اساسی هماهنگ کنند، اما میزان بهره گیری راهبردی از رسانه و دیپلماسی عمومی متفاوت بود. دولت هفتم و هشتم موفق شدند از رسانه در چارچوب توسعه روابط مسالمت آمیز و ارتقای سرمایه اجتماعی بهره بیشتری ببرند، در حالی که دولت نهم و دهم در برخی موارد کارکرد رسانه در پاسخگویی به اهداف توسعه ای را کمتر مورد توجه قرار دادند.
۵۵۴۹.

شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان و برقراری مدل تعاملی ارتباطات در اجرای خط مشی عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۷
هدف پژوهش: ایده مشارکت کارکنان، صنعت بین المللی گسترده ای از مطبوعات، مشاوران و نشریات حرفه ای را ایجاد کرده است که مدیران را تشویق می کند تا راه های جدیدی برای مشارکت دادن کارکنان خود به عنوان راهی برای افزایش عملکرد سازمانی بیابند. با توجه به اهمیت این موضوع، هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان در اجرای خط مشی عمومی بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر ماهیت کیفی، از حیث بُعد مطالعه از توع کتابخانه ای و میدانی، بر اساس هدف پژوهش، بنیادی و از نظر زمان گردآوری داده ها، مقطعی است. همچنین روش تحلیل داده های مصاحبه از نوع داده بنیاد است. جامعه آماری شامل دو قسمت بود که در بخش اول مدیران با تجربه و نیز اساتید و محققین دانشگاهی را شامل شد و قسمت دوم شامل اسناد و مدارک علمی، کتب، گزارشات و مقالات علمی در سطح ملی و بین المللی بود. در پژوهش حاضر، پس از مصاحبه با 15 نفر، اشباع نظری حاصل شد که بر این اساس تعداد 4 کد اصلی و 12 کد محوری که معرف مولفه های مشارکت کارکنان در سازمان بود، شناسایی شد. همچنین تعداد 90 کد باز مشخص شد که پس از ادغام به 54 کد باز کاهش یافت. یافته های پژوهش:  مهمترین یافته های پژوهش پس از مرور دقیق ادبیات و پیشینه داخلی و خارجی و انجام مصاحبه با خبرگان و صاحب نظران حوزه های مرتبط شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان در اجرای خط مشی عمومی است. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش و مقایسه با پژوهش های انجام شده که در پیشینه پژوهش ذکر شده است یافته های پژوهش در چهار بعد (عوامل ساختاری- عوامل اقتصادی- عوامل رفتاری- عوامل محیطی) شناسایی شد. نتیجه گیری: در این پژوهش سعی شد که با نگاهی جامع به شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان در اجرای خط مشی عمومی پرداخته شد به نحوی که برای علاقه مندان و پژوهشگران این حوزه مورد بهره برداری و استفاده قرار گیرد زیرا با توجه به بکارگیری مشارکت کارآمد می توان با استفاده از خطوط کلی و روند استقرار یک سیستم مدیریت مشارکتی متناسب با اجرا را تسهیل کرد.
۵۵۵۰.

پیوندهای خانوادگی و همبستههای اقتصادی اجتماعی آن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۱
در اهمیت خانواده به عنوان یک ساختار سازمانی اساسی و تاثیر آن بر برخی ابعاد زندگی اجتماعی تردیدی نیست. بر این اساس در این مقاله به بررسی پیوندهای خانوادگی و همبسته های اقتصادی اجتماعی آن در ایران پرداخته شده است. داده های آخرین موج ارزش های جهانی در ایران (سال1399) با 1499 نمونه به کار گرفته شده است. یافته ها نشان داده که 3/44 درصد از پاسخگویان پیوندهای خانوادگی را در سطح بالا، 1/32 درصد متوسط و 6/23 درصد پایین گزارش کرده اند. پیوندهای خانوادگی در متاهلین، سنین بالاتر، قوم ترک و بلوچ، افراد با تحصیلات و طبقه پایین تر، قوی تر بوده و با جنسیت و اشتغال رابطه معناداری نداشته است. آزمون های دومتغیره نشان داده که پیوندهای خانوادگی با اخلاق عمومی؛ فرزندآوری؛ سایز خانوار؛ ترتیبات زندگی؛ نگرش های جنسیتی رابطه مستقیم معنادار داشته است. آزمون های چند متغیره نیز نشان داده که با کنترل متغیرهای زمینه ای (جنسیت، سن، تحصیلات، درآمد خانوار) و دینداری، تاثیر معنادار پیوندهای خانوادگی بر نگرش های جنسیتی و اخلاق عمومی همچنان برقرار بوده است. یافته های تحقیق نشان از تاثیر پیوندهای خانوادگی بر دیگر ابعاد زندگی ایرانیان و تفوق متغیرهای زمینه ای بر آن در برخی ابعاد دارد. پیشنهادات سیاستی و پژوهشی ارائه شده است.
۵۵۵۱.

بررسی تجربه زیسته طلاب از آموزه «تضمین شدنِ روزی طالبان علم»(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۵
مقدمه و اهداف: پژوهش حاضر به بررسی تجربه زیسته طلاب حوزه علمیه قم از آموزه «تضمین شدن روزی جویندگان دانش» می پردازد. این آموزه با تکیه بر مستندات حدیثی و روایی، بر این باور است که خداوند روزی جویندگان دانش و طلاب را تضمین کرده است. این موضوع در میان طلاب علوم دینی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا به دلیل اشتغال به تحصیل، فرصت کافی برای کسب درآمد و تأمین معیشت خود را ندارند. این آموزه بیان می کند که طلاب باید صرفاً به امور طلبگی مانند درس خواندن، مباحثه، تبلیغ و تدریس بپردازند و نباید به دنبال کار برای تأمین معاش خود باشند.تأمین معیشت دانش پژوهان علوم انسانی، از جمله طلاب علوم دینی، همواره مسئله ای با اهمیت بوده است. طولانی بودن دوره تحصیل، درآمدزا نبودن علوم دینی پس از فارغ التحصیلی، و وجهه دینی طلاب که تا حدودی با فعالیت اقتصادی منافات دارد، از جمله دلایلی است که تأمین جداگانه معیشت آنها را ضروری می کند. راه حل های مختلفی از جمله کمک حاکمیت یا انجام فعالیت های اقتصادی برای حل این مشکل پیشنهاد شده است. باوجوداین، آموزه تضمین روزی طلاب، راه حلی متفاوت را ارائه می دهد که به جای پیگیری اسباب متداول، بر اتکا به وعده الهی تأکید دارد.با توجه به اهمیت این آموزه و کمبود پژوهش های میدانی در این زمینه، هدف اصلی این تحقیق، بررسی تجربه زیسته طلاب حوزه علمیه قم از این آموزه و شناسایی دیدگاه ها، باورها و تجربیات آنهاست. این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤالات است: آیا تضمین معیشت و رزق «مِن حَیثُ لَا یَحتَسِبُ» در زندگی آنها اتفاق افتاده است؟ و در صورت عدم وقوع، چه موانعی بر سر راه آن وجود داشته است؟ روش: این پژوهش از رویکرد میدانی و روش تحلیل مضمون برای جمع آوری و تحلیل اطلاعات استفاده کرده است. برای جمع آوری داده ها، نگارنده از سه فن مختلف مردم شناختی شامل مصاحبه، مشاهده مشارکتی، و بررسی اسناد و مدارک بهره گرفته است.مصاحبه: نگارنده با ۳۰ نفر از طلاب، از جمله طلاب شاغل به تحصیل و روحانیون فارغ التحصیل، مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام داده است. مصاحبه شوندگان از لحاظ سن، مقاطع تحصیلی و میزان اهتمام به درس متنوع بوده اند تا نتایج پژوهش، گویای مختصات تمام طلاب باشد. در این روش، سؤالات باز و بسته در یک چهارچوب مشخص مطرح می شوند. هدف از مصاحبه ها، کشف برداشت های محلی و باورداشت ها از آموزه تضمین معیشت و دستیابی به تجربه زیسته طلاب بوده است.مشاهده مشارکتی: نگارنده به عنوان یک طلبه، خود این مسئله را در زندگی خود تجربه کرده و از نزدیک با نحوه رفتار طلاب با مسئله تأمین معاش آشنا بوده است. این روش امکان کشف جنبه های دقیق و محرمانه زندگی افراد را فراهم می کند.بررسی اسناد: برای شناخت تاریخچه و ابعاد مختلف این آموزه، اسناد نوشتاری و کتابخانه ای بررسی شده است. این بخش شامل بررسی روایات، کتاب های زندگی نامه علما، و نظرات آنها درباره تأمین معاش طلاب بوده است.تحلیل داده ها: پس از جمع آوری اطلاعات، مراحل تحلیل مضمون شامل مطالعه و پیاده سازی مصاحبه ها، کدگذاری اولیه (شناسایی کلمات کلیدی)، کدگذاری ثانویه (خوشه بندی جملات مرتبط) و ترسیم شبکه مضامین (حرکت به سمت مدل مفهومی) طی شده است. این روش به تبدیل داده های متنی پراکنده به داده های غنی و تفصیلی کمک می کند. نتایج: نتایج تحقیق نشان می دهد که طلاب تجربه های یکسانی از آموزه تضمین معیشت ندارند. این تجربیات به سه دسته کلی تقسیم می شوند:۱. معتقد مطلقاین گروه از طلاب عمیقاً به این آموزه باور دارند. آنها باورهای خود را به تجربیات مثبتی مستند می کنند که در زندگی خود داشته اند. برای این گروه، شیوه تأمین نیازهایشان به گونه ای بوده که اغلب به صورت «من حیث لایحتسب» (از جایی که گمان نمی برند) اتفاق افتاده است. این افراد معتقدند: خداوند حداقل های زندگی آنها را تأمین کرده تا ذهنشان از مشغله های مالی خالی باشد.۲. غیرمعتقداین گروه از طلاب یا به طورکلی به این آموزه اعتقاد ندارند یا با آن تجربه منفی داشته اند. آنها این آموزه را غیرعقلانی دانسته و معتقدند که شخص باید برای کسب معاش خود بکوشد؛ زیرا «لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى». این دسته از طلاب، مشکلات مالی فراوانی را تجربه کرده اند که با این آموزه همخوانی ندارد.۳. اعتقاد مشروطاین گروه از طلاب به آموزه تضمین معیشت باور دارند؛ اما آن را به شرایطی مشروط می دانند. آنها برای توجیه مشکلات مالی خود و سایر طلاب درسخوان، ضمانت الهی را به عواملی مانند جدیت در تحصیل، عمل به وظیفه، توکل، توسل به خدا و اولیا، پوشیدن لباس روحانیت، تقوای الهی، اخلاص، و قناعت مشروط کرده اند. این افراد معتقدند: اگر در زندگی مشکل مالی پیش می آید، تقصیر از کم کاری یا نقص در انجام وظایف خود آنهاست. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که آموزه «تضمین روزی طالبان علم» صرفاً یک خبر یا روایت دینی نیست؛ بلکه در زندگی طلاب به یک تجربه زیسته تبدیل شده است. تفاوت در برداشت ها و تجربه ها، به تقسیم بندی طلاب به سه دسته معتقد مطلق، غیرمعتقد و معتقد مشروط منجر شده است.نکته قابل توجه این است که حتی طلاب معتقد به این آموزه نیز، تأمین معیشت را به معنای زندگی مرفه یا نبود مشکلات مالی نمی دانند. آنها معتقدند که خداوند حداقل های زندگی را برایشان فراهم کرده است تا بتوانند با فراغ بال به تحصیل بپردازند. چالش اصلی برای باورمندان، مشاهده مشکلات مالی در میان طلاب درسخوان است. به همین دلیل، برای تبیین این تناقض ظاهری، شرایطی را برای تحقق این وعده الهی در نظر گرفته اند. این شرایط شامل جدیت در تحصیل، توکل، توسل، تقوا و قناعت است. این امر نشان می دهد که در ذهن طلاب، این آموزه به صورت یک باور مشروط درآمده است و موفقیت در آن به تلاش و عمل آنها نیز وابسته است.این پژوهش با استفاده از روش های کیفی، به لایه های پنهان تجربه طلاب دست یافته و نشان می دهد که برداشت آنها از این آموزه، پیچیده تر از یک باور ساده است. در مقابل، طلاب غیرمعتقد، به دلیل عدم تحقق این آموزه در زندگی خود، آن را رد و بر لزوم تلاش برای کسب روزی تأکید می کنند. این دیدگاه ها، همگی بازتابی از برداشت های متفاوت از مستندات روایی و قرآنی است که حتی در میان علما نیز وجود دارد. این پژوهش، زمینه را برای تحقیقات بیشتر در زمینه ارتباط بین باورهای دینی و تجربه زیسته افراد فراهم می آورد.
۵۵۵۲.

روایت دانش آموزان از کشاکش ساختار و عاملیت در آموزش: مطالعه ای کیفی در دوره متوسطه اول شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۲
هدف از انجام این پژوهش فهم روایت دانش آموزان از نظام آموزشی بوده است. پارادایم پژوهش تفسیری؛ رویکرد کیفی و روش روایت پژوهی بوده است. میدان مطالعه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول (شهر ایلام) بوده و برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه عمیق استفاده شده و تا مرحله اشباع نظری از 12 نفر مصاحبه به عمل آمد. برای تحلیل داده ها از کدگذاری بهره گرفته شد و از تحلیل تماتیک (مضمونی) برای دسته بندی کد ها استفاده شد. در مجموع 120 مضمون فرعی؛ 33 مضمون اصلی و 10 فرامضمون حاصل شد. که عبارتند از: کشاکش جبر و اختیار در حضور، نهاد مدرسه به مثابه جزیره حبس، رهبری آموزشی همدلانه در مدرسه، زوال سرمایه فرهنگی- اجتماعی در مدرسه، در تکاپوی آرمان، ضرورت بازنگری در فناوری انضباطی، انسداد خلاقیت و تخصص، نابسندگی تام (زیرساخت های آموزشی)، فقدان بازنگری در سیاست های آموزشی و نابرابری در نظام آموزشی. می توان بیان داشت که ارزیابی دانش آموزان از نظام آموزشی، دو وجهی است. این ارزیابی یک وجه مثبت دارد که ناشی از وجود صمیمیت و دوستی میان دانش آموزان در مدرسه است و وجه دوم ارزیابی منفی است و وجهه پررنگ تری دارد که گاه فضای زندان را برای آنان تداعی می کند و در صورت بی توجهی مسئولین امر، به سوی فقدان مرجعیت و رهاشدگی خواهد رفت.
۵۵۵۳.

واکاوی نسبت دین، فرهنگ و جامعه در منظر متفکران انقلاب اسلامی؛ دلالت هایی برای حکمرانی مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۵
دین، فرهنگ و جامعه سه مقوله محوری در بررسی‌های نظری و عملی برای عرصه‌های حکمرانی هستند. این سه، مفاهیمی بسیار نزدیک به یکدیگر در عرصه اجرا هستند. این پژوهش با هدف بررسی نسبت سه‌گانه دین، فرهنگ و جامعه با تأکید بر اندیشه متفکران انقلاب اسلامی انجام شد تا الگویی برای حکمرانی مطلوب در جوامع دینی ارائه دهد. در صورت عدم تعیین نسبت دقیق این مقولات عرصه حکمرانی مطلوب دینی با چالش مواجه خواهد شد و تداخل نقشی میان این موارد به‌وجود خواهد آمد. این تحقیق با استفاده از روش کیفی انجام‌شده و گردآوری اطلاعات در آن به‌صورت اسنادی بوده و با رویکرد تفسیری ـ انتقادی متون اندیشمندان انقلاب اسلامی و نظریه‌های غربی مورد بررسی قرار گرفت و داده‌ها با استفاده از کدگذاری سه‌مرحله‌ای (باز، محوری، انتخابی) تحلیل شدند. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است نسبت این سه مقوله در منظر متفکران انقلاب اسلامی، دیالکتیکی و چندسطحی است، نه تقلیل‌گرایانه (برخلاف رویکردهای مارکسیستی یا اثبات‌گرا)؛ بنابراین در دلالت‌های حکمرانی بایستی چندبُعدی بودن این مقولات و روابط متداخل آن‌ها را در نظر داشت. همچنین دین به‌عنوان متغیر مستقل، هم نقش فرهنگ‌ساز (ایجاد الگوهای دینی) و هم فرهنگ‌سوز (اصلاح الگوهای ناسازگار) دارد. در حکمرانی مطلوب، فرهنگ به‌مثابه بستر و جامعه به‌عنوان صحنه تعامل این دو عمل می‌کنند. در این مقاله به این نتیجه‌گیری رسیده شده است که فرهنگ بستر حرکت اصلی جامعه و دین محتوا و تغذیه‌کننده فرهنگ است که می‌بایست از گذر تمیز روابط دیالکتیکی خود را در حکمرانی نشان دهند.
۵۵۵۴.

پیشران های مؤثر بر حجاب و پوشش در جمهوری اسلامی ایران؛ رویکردی آینده پژوهانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۶
حجاب و پوشش را می توان یکی از مهم ترین مؤلفه های هویتی و فرهنگی، ایران اسلامی دانست، مؤلفه ای که خواسته و ناخواسته به عنصری پایه ای در جامعه سازی تبدیل شده و هویت ایرانی اسلامی اصیل به آن گره خورده است. پیچیدگی موضوع و حساسیت نظری و اجرایی آن سبب شده است که همواره به عنوان امری چالشی در فضای سیاست گذاری محسوب گردد. در پژوهش حاضر که با رویکردی آینده پژوهانه سیاست گذارانه و با استفاده از روش میک مک تعریف شده است، پس از أخذ مصاحبه های عمیق، 60 پیشران تعریف شده و پس از بررسی های لازم به 19 مورد تقلیل یافتند. در نرم افزار میک مک که به تحلیل و بررسی روابط متقبل این پیشران ها پرداخت متغیرهایی مانند رسانه ها و شبکه های اجتماعی، ارزش های غربی و بازنمایی رسانه ای برخورد با بی حجاب ها به عنوان متغیرهای کلیدی و تأثیرگذار شناسایی شدند که نقش اساسی در جهت دهی کل سیستم ایفا می کنند. همچنین، متغیرهایی نظیر اجرای قانون حجاب و رواداری میان موافقان و مخالفان حجاب به عنوان متغیرهای وابسته شناسایی شدند. متغیرهای واسطه ای مانند نظارت اجتماعی و امربه معروف و نهی ازمنکر نیز به عنوان پل ارتباطی بین متغیرهای تأثیرگذار و وابسته، نقش مهمی در پویایی سیستم ایفا می کنند. نتایج تحلیل پژوهش حاکی از ناپایداری وضعیت داشته و نشان می دهد که تعداد قابل توجهی از متغیرها وضعیتی دووجهی را تجربه می کنند. بر اساس یافته های پژوهش و به عنوان توصیه سیاستی می توان به مواردی نظیر تقویت مدیریت رسانه ها و شبکه های اجتماعی، برنامه ریزی برای کاهش نفوذ ارزش های غربی، بازنگری در شیوه های اجرای قانون حجاب، ارتقای نظارت اجتماعی و تقویت امربه معروف و نهی ازمنکر، ایجاد الگوهای مناسب در خانواده و آموزش وپرورش، استفاده از فناوری های نوین برای ترویج فرهنگ حجاب، کاهش تنش های اجتماعی از طریق ترویج رواداری و ترویج الگوهای فرهنگی و پوشش متناسب اشاره کرد.
۵۵۵۵.

بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر دینداری انسان معاصر (در سه حوزه انسان شناسی، ارزش شناسی و معرفت شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۲۴
هدف این پژوهش، واکاوی پیامدهای گسترش هوش مصنوعی برای الهیات اسلامی با تأکید بر ابعاد انسان شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی است. در این مطالعه، از یک طرح ترکیبی کمّی کیفی با رویکرد اکتشافی متوالی استفاده شده است. در بخش کمّی، داده ها از طریق یک پرسش نامه محقق ساخته با ۳۰ مؤلفه و مقیاس پاسخ لیکرت ۵ درجه ای از ۳۰ نفر از استادان الهیات و فلسفه اسلامی گردآوری شد. در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۲ پرسش راهنما انجام گرفت و مصاحبه ها به صورت صوتی ضبط و سپس متنی شدند. داده های کمّی با استفاده از آزمون های آماری مناسب t-test) و همبستگی پیرسون) برای سنجش رابطه و تفاوت میان متغیرها تحلیل شدند و داده های کیفی نیز بر اساس فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی و استخراج تم ها بررسی شدند. یافته ها نشان می دهد هوش مصنوعی در کنار ایجاد فرصت هایی برای تعمیق آموزش دینی، فهم متون و گسترش دسترسی به منابع، پرسش های جدیدی را درباره ماهیت فاعل شناسا، مرجعیت معرفتی و ارزش های اخلاقی در سنت اسلامی پدید می آورد. نتایج همچنین حاکی است که استادان الهیات ضمن اذعان به ظرفیت های فناوری، بر ضرورت بازاندیشی در برخی مبانی انسان شناسی و معرفت شناسی و نیز تدوین ضوابط ارزشی و فقهی متناسب با عصر هوش مصنوعی تأکید دارند. نوآوری اصلی پژوهش در تمرکز هم زمان بر الهیات اسلامی و به کارگیری روش ترکیبی برای ادغام داده های تجربی و تحلیلی است که می تواند الگویی برای مطالعات بین رشته ای آینده در قلمرو دین و فناوری فراهم آورد.
۵۵۵۶.

دگردیسی مفهوم مخاطب در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۱
تحولات فناوری های هوشمند، به ویژه هوش مصنوعی مولد، مفاهیم بنیادی در حوزه رسانه را دستخوش تغییر کرده است؛ از جمله مفهوم مخاطب. این پژوهش با هدف بررسی دگردیسی مفهوم مخاطب در عصر هوش مصنوعی و تحلیل کارکردها، چالش ها و ابعاد تعامل مخاطب با رسانه های هوشمند انجام شده است. روش پژوهش، کیفی و اکتشافی است که از طریق تحلیل محتوای کیفی منابع علمی و پژوهشی مرتبط، به استخراج مضامین اصلی اقدام شده است. یافته ها نشان می دهد که مفهوم مخاطب در گذار از رسانه های سنتی به عصر هوش مصنوعی، از «مخاطب منفعل» به «مخاطب فعال» و نهایتاً به «مخاطب هم آفرین» تحول یافته است. این مخاطب، نه تنها مصرف کننده محتوا نیست، بلکه به واسطه ی تعامل با الگوریتم ها، تولید داده، پرامپت نویسی و اصلاح محتوا، به یکی از بازیگران اصلی فرایند رسانه ای بدل شده است. همچنین، کارکردهای متنوع هوش مصنوعی همچون شخصی سازی محتوا، هدایت گری، تولید خودکار، و تحلیل کلان داده ها، تجربه ای تعاملی، جذاب و اختصاصی برای مخاطب فراهم کرده است. با این حال، چالش هایی مانند شکل گیری حباب های فیلتر، کاهش استقلال فکری، تهدید حریم خصوصی و نابرابری اطلاعاتی نیز مورد تأکید قرار گرفته اند. نتایج پژوهش بر لزوم بازتعریف نظری مفهوم مخاطب، ارتقاء سواد دیجیتال و طراحی سیاست های رسانه ای اخلاق محور در مواجهه با رسانه های هوش محور تأکید دارد.
۵۵۵۷.

کاربست هوش مصنوعی در مدیریت راهبردی رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۲۴
رسانه، به ویژه در بخش رادیو و تلویزیون، در دوران معاصر با تحولات بنیادین روبه روست. این پژوهش با هدف ارائه مدل مفهومی به کارگیری هوش مصنوعی در مدیریت راهبردی رسانه، با تمرکز بر سازمان های رادیو و تلویزیون، انجام شده و به شناسایی مؤلفه ها و ابعاد اصلی این مدل می پردازد. ظهور رسانه های نوین و پلتفرم های دیجیتال رقابت را تشدید کرده و تغییر سلایق مخاطبان ضرورت تولید محتوای جذاب و شخصی سازی شده را آشکار ساخته است.هوش مصنوعی به عنوان فناوری تحول آفرین، نقشی کلیدی در بازتعریف مدیریت راهبردی ایفا کرده و با تأثیرگذاری بر حوزه هایی چون تولید محتوا، توزیع هدفمند، تحلیل رفتار مخاطب و خودکارسازی وظایف، به تصمیم گیری آگاهانه و بهبود عملکرد کمک می کند.این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی–تحلیلی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد هوش مصنوعی در تمام مراحل مدیریت راهبردی رسانه، از تحلیل روندها و تدوین برنامه های داده محور تا بهینه سازی اجرا و ارزیابی عملکرد، نقش محوری دارد. مدل مفهومی ارائه شده با قرار دادن هوش مصنوعی در مرکز فرآیند و پیوند آن با ورودی ها، اهداف، انواع راهبردها و محیط پیرامونی، بر ضرورت یکپارچگی و هم سویی عمیق تأکید می کند. موفقیت در بهره گیری از این فناوری مستلزم هم راستایی کامل با جهت گیری های کلان سازمان رسانه ای و فراتر رفتن از ابعاد صرفاً فنی است.
۵۵۵۸.

ارزیابی مؤلفه ها و شاخص های جذب دانشجوی خارجی با رویکرد برنامه درسی در دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مؤلفه‌ها و شاخص‌های جذب دانشجوی خارجی با رویکرد برنامه درسی در دانشگاه‌ها صورت گرفته است. روش پژوهش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل تمامی استادان و دانشجویان خارجی واحد بین‌الملل دانشگاه رازی کرمانشاه بود. بر اساس جدول مورگان، 427 نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته بود و تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از تحلیل عاملی تأییدی انجام گرفت. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد بین شرایط علّی، پدیده محوری، شرایط زمینه‌ای و شرایط مداخله‌گر با متغیر راهبردها رابطه معنی‌داری وجود دارد (05/0>p). جهت تمامی روابط مثبت بود و قوی‌ترین همبستگی مربوط به شرایط علّی با ضریب 62/0 گزارش شد. آزمون T تک‌نمونه‌ای نشان داد میانگین دو متغیر پدیده محوری و شرایط زمینه‌ای در سطح متوسط قرار دارد (05/0<p)، در حالی که چهار متغیر شرایط علّی، شرایط مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها بالاتر از حد متوسط بودند. بالاترین میانگین نیز مربوط به پیامدها با مقدار 43/3 بود. بررسی شاخص‌های برازش نشان داد مدل تجربی از برازش مناسب برخوردار است و داده‌های به‌دست‌آمده با مدل مفهومی همخوانی دارد. نتیجه‌گیری: جذب دانشجوی خارجی یکی از راهبردهای مؤثر در بین‌المللی‌سازی دانشگاه‌هاست که می‌تواند به توسعه علمی وفرهنگی، تقویت ظرفیت‌های پژوهشی و آموزشی و افزایش شناخته شدن مراکز علمی و دانشگاهی در سطح بین‌المللی منجر شود. تعامل با دانشجویان خارجی همچنین نقش مهمی در ارتقای کیفیت برنامه درسی و گسترش ظرفیت‌های آموزش عالی کشور در عرصه جهانی دارد.
۵۵۵۹.

گونه شناسی فرم و نقوش قلمدان های فلزی ایران از قرن چهارم تا پایان قرن هفتم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۱
با پیشرفت هنر کتاب آرایی در دوره ی اسلامی، ابزار و لوازم مرتبط با آن نیز دستخوش تحول شدند. از جمله ی این ابزارها می توان به قلمدان ها اشاره کرد که در انواع گوناگون سنگی، چوبی و فلزی ساخته می شدند. بخش قابل توجهی از قلمدان های برجای مانده از این دوره، قلمدان های فلزی هستند که بررسی و مطالعه ی آن ها ضرورت دارد. هدف از پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل فرم و نقوش قلمدان های فلزی ایران از قرن چهارم تا پایان قرن هفتم ه .ق است. در راستای این هدف، دو پرسش اصلی مطرح می شود: قلمدان های فلزی ایران از نظر فرم در چه گروه هایی قابل طبقه بندی اند؟ قلمدان ها شامل چه نقوشی هستند؟ در این راستا، تحقیق پیش رو با روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است و داده ها بر پایه ی منابع مکتوب و تصاویر موجود در مجموعه ها و موزه ها گردآوری شده اند. قلمدان ها بر اساس فرم کلی، قاب بندی و ترکیب بندی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که این آثار از منظر سطح مقطع کف به دو گروه عمده تقسیم می شوند که عبارتند از فرم های مبتنی بر مستطیل (مانند مستطیل ساده و ترنجِ قلمدانی) و فرم های مبتنی بر مثلث (از جمله ذوزنقه ی کشیده و پنج ضلعی کشیده). نتایج به دست آمده، چنین است که در ادوار مختلف از همه ی سطح مقطع ها استفاده می شده، اما از این بین، ترنج قلمدانی استفاده بیش تری داشته است. در مبحث نقش مایه، نقوش در شش گروه گیاهی، نوشتاری، انسانی، هندسی، حیوانی و نجومی،تفکیک شدند. نقوش گیاهی، به صورت های اسلیمی و تلفیقی و پس از آن نقوش نوشتاری، با قلم های توقیع و کوفی بر سطح قلمدان ها به ترتیب بیش ترین کاربرد را داشته اند. نقوش انسانی در حالت های شکار، جنگ، نوازندگی و رقص با فراوانی کم تری نسبت به نقوش گیاهی و نوشتاری اجرا شده اند. در مرتبه ی بعد، نقوش جانوری در حالت های واقعی و اساطیری طراحی شده و پس از آن، نقوش هندسی در نوارهای حاشیه ای به کار رفته اند. کمترین کاربرد و تنوع نقوش متعلق به نقش مایه های نجوم است که تنها در یک مورد به کار رفته است.
۵۵۶۰.

عناصر تأثیرگذار در بازنمایی نقش زن در دوزخ معراج نامه ی میرحیدر و کمدی الهی دانته اثر گوستاو دوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۹
داستان های دینی همواره فضای مناسبی برای بازآفرینی در بستر هنر و فرهنگ یک ملت بوده اند. از جمله ی این داستان ها، ماجرای معراج است که شاخص ترین نمونه ی آن معراج حضرت محمد (ص) در دین اسلام است که هدف بسیاری از هنرمندان برای بازآفرینی گشته است. این قضیه به دین اسلام محدود نیست و در ادیان مختلف از جمله دین مسیحیت، جایگاه ویژه ای دارد؛ از نمونه های آن می توان به کمدی الهی دانته که تا حدودی برگرفته از فضای معراج در اسلام است اشاره کرد. از عناصر مهم پرداخته شده در معراج نامه ها تصویرگری زنان است. زنان در دوزخ، به عنوان نمودی از گناه و در حال عذاب، و در بهشت به عنوان نمودی از تقدس و نور تصویر شده اند. پژوهش حاضر سعی دارد با رویکردی تطبیقی به مطالعه و تحلیل تصویر زن، در دو نسخه از معراج نامه های دینی، معراج نامه ی میرحیدر و کمدی الهی دانته اثر گوستاو دوره بپردازد. روش جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای، آرشیوی و آنلاین بوده و نوع انتخاب داده ها به صورت هدفمند و غیرتصادفی و از میان نگاره های دو نسخه، نگاره هایی هستند که در آن ها زنان در دوزخ ترسیم شده اند. برای پیشبرد اهداف مقاله از نظریه ی نگاه مردانه ی جان برجر، و نظریه ی جنسیتی و فمینیستی لیندا ناکلین در مورد بازنمایی تصویر زن در هنر دینی، بهره گرفته شده است. و هدف از آن بیان جایگاه زن به عنوان عنصری مهم و تأثیرگذار در هنر دینی و چگونگی بازآفرینی اوست. سؤالی که مطرح می شود، تفاوت های بازنمایی زنان در دوزخ دو اثر مذکور تحت تأثیر چه عوامل فرهنگی و دینی است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است، با این که دو نسخه در بازنمایی نقش زنان در دوزخ تفاوت های اساسی، آن هم به خاطر تفاوت در نوع نگرش جامعه و دین، با یکدیگر دارند، ولی در مواردی نظیر نوع گناهان انجام شده توسط زنان، نوع نگاه و رفتارهای نسبت داده شده به آن ها، هدفی که نقاش از بازنمایی دوزخ و عنصر زن در جامعه ی روزگار خود داشته با یکدیگر اشتراکاتی دارند و این اشتراکات حاصل از یکسانی در روح دین و هنر قدسی است که با تفاوت در بستر و بازنمایی هم شباهت های خود را به نمایش می گذارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان