پژوهش حاضر به بررسی رابطه ی سبک های فراهیجانی والدین با خودکارآمدی و هوش عاطفی دانش آموزان دبیرستان های شهر شیراز پرداخته است. شرکت کنندگان شامل 324 دانش آموز و یکی از والدین آنها بودند که به روش خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. والدین شرکت کننده پرسشنامه ی دیدگاه فراهیجانی والدین و فرزندانشان نیز دو پرسشنامه ی هوش عاطفی و خودکارآمدی را تکمیل کردند. از ضریب آلفای کرونباخ برای بررسی پایایی و روش تحلیل عامل و همسانی درونی برای بررسی روایی مقیاس ها استفاده شد که نتایج بیانگر احراز خصوصیات روان سنجی مقیاس های مورد استفاده بود. داده های گردآوری شده با استفاده از تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که خودکارآمدی و هوش عاطفی نوجوانان تحت تاثیر سبک های فراهیجانی والدین متفاوت است. میانگین نمرات خودکارآمدی و هوش عاطفی فرزندان در سبک های هدایت گر و ردکننده به صورت معناداری از میانگین نمرات دانش آموزان در سبک های بی توجه و تاییدگر بیشتر بود. یافته های این پژوهش در راستای روند پژوهشی مربوطه به بحث گذاشته شده اند و پیشنهاداتی برای انجام پژوهش های بیشتر ارائه شده است.
آگاهی از «زمان و مکان نزول» آیات قرآن یکی از قراینی است که مفسّر میتواند در درک مقصود آیات از آن یاری بگیرد و به کمک آن، تفسیر صحیح را از غیرصحیح بازشناسد. از این رو، بیتوجهی به آن، مراد برخی آیات را مبهم یا متشابه مینمایاند. نقش زمان و مکان نزول بر تفسیر قرآن و تعیین حوزه کاربرد آن در فهم مقصود آیات قرآن کریم نیازمند تبیین است. زمان و مکان نزول در فهم معنا و مفهوم لغات قرآنی، فهم معنای کلی محتوای سوره ها و فهم مقصود آیات ابزاری کارآمد به شمار میآید. این قرینه با تصدیق یا ابطال روایات اسباب نزول، شناخت مصادیق آیات را روشن و راه را برای آگاهی از حکمت نزول هموار میسازد.
ویژگی های منحصر به فرد فناوری های نوین ارتباطی از جمله اینترنت باعث ایجاد کارکردهای متفاوتی در حوزه های مختلف زندگی شده است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی نقش اینترنت به عنوان یک رسانه نوین ارتباطی در ارتقای جایگاه زنان است که به روش پیمایشی انجام شده است. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه جمع آوری شده و در این پژوهش، اینترنت به عنوان متغیر مستقل و مؤلفه های: «حس استقلال و اعتماد به نفس زنان»، «انعکاس رویدادهای زندگی»، «تعاملات زنان»، «کاهش انزوای اجتماعی»، «مشارکت اجتماعی»، «تغییر باورها و اندیشه های سنتی زنان»، «آگاهی زنان از حقوق اجتماعی خود»، «افزایش سطح آگاهی»، «ایجاد فضای عمومی»، «تحرک اجتماعی» و «عضویت زنان در جامعه اطلاعاتی» جهت سنجش ارتقای جایگاه زنان، به عنوان متغیرهای وابسته بررسی شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS انجام شده است. نتیجه کلی تحقیق نشان می دهد که اینترنت امکان حضور زنان را بدون محدودیت زمانی و مکانی فراهم می کند و باعث می شود حس استقلال و اعتماد به نفس آنان بالا برود. زنان با حضور در فضای مجازی، جنبه های شخصی و رویدادهای زندگی خود را منعکس می کنند و این باعث کاهش انزوای اجتماعی و تعاملات زنان با عقاید مشابه هم می شود. زنان با حضور در اینترنت، سطح دانش و آگاهی خود را بالا می برند و خود را عضوی از جامعه اطلاعاتی می دانند. آنان با استفاده از فرصت هایی که اینترنت برایشان فراهم می کند و با ایجاد تحرک اجتماعی، و تغییر عقاید و اندیشه های سنتی می توانند حضور و مشارکت خود را در جامعه افزایش دهند و در نتیجه نقش و جایگاه واقعی خود را در جامعه تثبیت کنند.
مقدمه: در بخش بهداشت و درمان نیز همانند دیگر بخش ها، خود ارزیابی امری اجتناب ناپذیر می باشد. محدودیت منابع این بخش، ضرورت پایش عملکرد، حیاتی بودن خدمات و مراقبت های ارایه شده توسط بخش، اهمیت رعایت کیفیت در ارایه ی خدمات و ... شواهدی دال بر ضرورت خود ارزیابی دقیق و صحیح عملکرد این بخش می باشند. از این رو هدف از پژوهش حاضر، بررسی حوزه های بهبود از طریق خود ارزیابی بر اساس مدل تعالی (EFQM یا European foundation for quality management excellence model) در بیمارستان امام موسی کاظم (ع) بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر کاربردی از دسته ی مطالعات توصیفی- مقطعی بود. جامعه ی آماری شامل 15 نفر از کارشناسان و مدیران ارشد بیمارستان امام موسی کاظم (ع) در سال 1389 بود که به صورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه ی استاندارد EFQM بود که مورد تعدیل قرار گرفت و روایی آن با کمک اساتید و کارشناسان مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن با استفاده از ضریب alpha Cronbach's، 97 درصد تعیین شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات در نه حوزه بر اساس نرم افزار SPSS انجام شد.
یافته ها: بیمارستان امام موسی کاظم (ع) در این ارزیابی، 599 امتیاز به خود اختصاص داد که حوزه ی توانمندسازها 300 و حوزه ی نتایج 299 امتیاز کسب نمودند. همچنین درصد امتیاز هر کدام از عوامل نه گانه به قرار زیر می باشد:
رهبری 60 درصد، خط مشی و استراتژی 58 درصد، کارکنان 68 درصد، منابع و شرکا 60 درصد، فرایندها 56 درصد، نتایج مشتری 58 درصد، نتایج کارکنان 60 درصد، نتایج جامعه 63 درصد و نتایج کلیدی عملکرد 61 درصد.
نتیجه گیری: نتیجه ی خودارزیابی بر اساس مدل تعالی EFQM این بود که منجر به تهیه ی یک سیستم اطلاعاتی از نقاط قوت و ضعف در 9 حوزه و تعیین امتیاز در بیمارستان امام موسی کاظم (ع) شد که بر این اساس و با استفاده از منطق رادار، نقاط ضعف به عنوان حوزه های بهبود مورد مداخله قرار گرفت و پروژه های بهبود تعیین شد.
هدف از انجام این مطالعه بررسی عوامل فرهنگی مرتبط با نگرش نسبت به سقط جنین است و جامعه آماری آن را 600 نفر از جوانان 18 تا 29 ساله شهر شیراز، که به صورت تصادفی انتخاب شده اند، تشکیل می دهند و اطلاعات آن با استفاده از پرسش نامه جمع آوری شده است. این مطالعه در کل دارای هشت فرضیه بوده که از میان آن ها دو فرضیه رد شده است. از بین متغیرهای جمعیت شناختی مطالعه (سن، جنس، و تعداد فرزندان) تمامی متغیرها به جز تعداد فرزندان در نگرش جوانان نسبت به سقط جنین رابطه معنادار آماری داشته است. از بین متغیرهای فرهنگی (ارزش های دینی، اعتقادات دینی، میزان استفاده از رسانه ها، نگرش به روابط جنس مخالف پیش از ازدواج، و تجربه سقط جنین فرد پاسخ گو) همگی به جز تجربه سقط با متغیر وابسته رابطه معنادار آماری داشته اند. نتایج حاصل حاکی از آن بود که زنان نسبت به سقط جنین نگرش مثبت تری نسبت به مردان دارند و بالابودن اعتقاد به ارزش های دینی و اعتقادات دینی منجر به نگرش منفی تر نسبت به سقط جنین می شود.
این که شاعران برخی سروده های خود را تکرار کنند، امری رایج است. در اشعار حافظ نیز، هفده مصراع و یک بیت تکراری در هم ریخته، وجود دارد. به نظر می رسد تکرار این اشعار اتفاقی نبوده و حافظ اهدافی مشخص را پی می گرفته است. حال مسأله این است که حافظ از تکرار این اشعار چه اهداف فکری و اغراض بلاغی را در نظر داشته است؟ در این مقاله با روش تحلیلی توصیفی به این موضوع پرداخته شده است. تاریخ دقیق سروده های حافظ مشخص نیست و نمی توان تقدیم و تأخیر این ابیات را به صورت قطعی مشخص کرد، اما بررسی بلاغی و دقت در سیر عمودی و افقی اشعار و ابیاتی که مصراع های تکراری در آنها آمده، روشن می سازد برخی از این ابیات از دیدگاه هنری و فکری نسبت به مشابه خود تفاوت و در اغلب موارد برتری دارند. از آن جا که می دانیم خواجه اشعار خود را همواره نقد واصلاح می کرده است، می توان حدس زد ابیاتی که از دیدگاه بلاغی و فکری پخته تر و غنی ترند و رنگ و بویی از ادب صوفیانه دارند، متأخرترند. چرخش دیدگاه هنری، بلاغی و فکری حافظ، با توجه به افزایش سن و سال، تحولات سیاسی و اجتماعی عصر او از مهم ترین عوامل