"لزوم دادرسی تناظری و فراهمکردن زمینهای که اصحاب دعوا بتوانند در شرایطی برابر، خواستهها ادله و استدلالات خود را بیان کرده، در خصوص خواستهها، ادله و استدلالات طرف مقابل مناظره کنند از اصول بنیادین دادرسی عادلانه است. چهره دیگر این اصل در اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون حقوق بشر اروپایی تحت عنوان «دادرسی منصفانه» مورد اشاره واقع شدهاست.
لزوم رسیدگی تناظری اگر چه در هیچیک از قوانین ایران بهصراحت بیان نشده، ولی به دلیل منشأ عقلی و فطری آن، همواره مورد توجه قانونگذاران و رویه قضایی کشور در وضع و اجرای قوانین آیین دادرسی به نحو اعم بودهاست.
با وجود این، رعایت تناظر در پارهای دادرسیهای خاص، نظیر رسیدگی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در ابطال آییننامههای دولتی خلاف قانون– به دلیل سکوت قانون– مورد تردید واقع شدهاست، بهگونهای که بعضاًً آرایی بدون رعایت اصل تناظر از سوی هیأت مذکور صادر گردیدهاست.
تحقیق حاضر، ضمن بیان مفهوم و سابقه تناظر در صدد بیان مصادیق آن در دادرسی اداری و توجیه این امر در رسیدگی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در مقام ابطال آییننامههای دولتی خلاف قانون است."
ظهور عصر تجدید حیات فرهنگی (رنسانس) در اروپا مسبوق به علل و عواملی بوده که از زمره آنها میتوان به رشد نوعی عقلانیت - یا اصالت عقل فلسفی - اشاره کرد. در منابع مربوط به تحولات سدههای میانی آمده است که عقلانیت یاد شده ریشه در برخی آثار یا سنتهای فلسفی فرهنگ و تمدن اسلامی داشته و از مهمترین آنها، نوعی اصالت عقل برآمده از تفاسیر ابن رشد قرطبی بر آثار ارسطو است. این سنت فلسفی - کلامی با عنوان "مکتب ابن رشدی لاتینی" شهرت یافته و گرچه قضاوتهای گوناگونی در خصوص اصالت و ارزش آن ابراز شده، ولیکن در مورد نفوذ و تأثیر گسترده آن در تحولات فکری - فرهنگی قرون وسطی تردیدی وجود ندارد. فاصله زمانی این موضوع از قرن سیزدهم میلادی، یعنی از هنگام آشنایی گسترده غرب لاتینی با آثار و منابع علمی و فلسفی مسلمانان آغاز و با پشت سر گذاشتن تحولاتی در محتوا و مطاوی آن منابع، دامنه آن تا قرن هفدهم میلادی کشیده شده است. این نوشتار در حکم گزارشی توصیفی است از مکتب مذکور که گزیدهای از شرایط ظهور، چهرهها و آرای مکتب یاد شده را در مهمترین مرکز علمی - کلامی آن عصر یعنی دانشگاه پاریس عرضه میدارد.
در این پژوهش، ابتدا یک سیاهه وارسی جامع در دو دسته معیار کلی محتوا و کارایی شامل 42 شاخص در زیرگروههای صحت، اعتبار، جدید بودن، کیفیت نوشته، کاربرپسندی، قابلیت جستجو و قابلیت مرور، براساس سیاهه های وارسی در دسترس، تدوین گردیده و سپس کیفیت محتوا و کارایی سایتهای وب بازیابی شده در حوزه علوم کتابداری و اطلاع رسانی در چهار مقوله بازیابی اطلاعات، مدیریت دانش، راهنماها و مراکز تحقیقاتی در دو راهنمای YAHOO و ODP براساس این سیاهه وارسی مورد مقایسه قرار گرفته است.نمونه مورد پژوهش شامل 14 سایت از راهنمای YAHOO و 28 سایت از راهنمای ODP میباشد که به روش تصادفی نظام یافته انتخاب گردیده است. روش مورد استفاده برای انجام این پژوهش که توصیفی و از نوع کاربردی است، تحلیل محتوا بوده است.این تحقیق نشان داد که به جز در مورد شاخصهای «زمان ایجاد سایت»، «روزآمدبودن پیوندها»، «وجود HELP»، «امکان ایجاد تغییر در اندازه حروف متن»، «مشخص بودن جعبه جستجو» و «امکان جستجو در سایت»، در مورد سایر شاخصها در دو راهنمای مورد بررسی تفاوتی معنا دار وجود ندارد و در تمامی شش شاخص فوق ، راهنمای YAHOO دارای وضعیت بهتری نسبت به راهنمای ODPمیباشد. در خاتمه نیز سیاهه وارسی تدوین شده در این پژوهش که به عنوان ابزار گردآوری داده ها مورد استفاده قرار گرفته، برای طراحی و نیز ارزیابی محتوا و کارایی سایتها توصیه گردیده است.
بیژن نجدی از داستان نویسان پرآوازة معاصر است که حاصل تراوش های قلم او شگفتی و تحسین مخاطبان عام و خاصّ ادبیّات داستانی را برانگیخته است. به کار بستن خلاّقانة تمهیدهای شکل گرایانه ای همچون تلفیق امکانات نثر و نظم در نحوة به کارگیری زبان، پیچیده سازی ساختار روایی به واسطة کاربست روایات ذهنی و نیز بهره جویی از شگردهای گسست در روایت، در هم آمیختن عین و ذهن و گذشته و حال در سطحی گسترده، بهره گیری از پیرنگ های حذفی و استعاری و بسیاری از تکنیک های روایی دیگر که در این نوشتار به تفصیل بدان ها پرداخته ایم، افزون بر آنکه سیاق داستان نگاری وی را به عنوان سبکی مستقل، منحصر به فرد و با قابلیّت پیروی و تداوم در حافظة تاریخ داستان نویسی ادب فارسی به ثبت می رساند، مشابهت ها و مطابقت های گسترده ای را در ساختار روایی تکنیکی داستان های او با آنچه نظریّه پردازان مدرنیستی همچون چارلز می و سوزان فرگوسن در آرای خود به شرح و تبیین آن پرداخته اند، رقم می زند. بر همین اساس، در این جستار بر آن بوده ایم که داستان های او را از منظر نظریّات این دو منتقد صاحب نام بازخوانی کنیم تا ضمن شناسایی و ارزیابی وجوه کمّی و کیفی این تطابق ها، ابداعات و خلاّقیت های سبک آفرین نجدی در این زمینه را نیز با نگاهی تحلیل گرانه بکاویم.
خون سومین جزء سیستم گردش خون است که همراه با افزایش متابولیسم به هنگم فعالیت های ورزشی ، تغییراتی نیز درآن به وجود می آید. زمانی که مدت فعالیت های ورزشی رو به فزونی می گذارد، تغییر مایعات بدن به منظور حفظ کارایی مهارت های ورزشی اهمیت خاصی پیدا می کند واین موضوع نه تنها زمان تمرین ومسابقه را تحت الشعاع قرار می دهد، بلکه بری حفظ سلامتی نیز جنبه ی حیاتی دارد. برخی از تغییرات هماتولوژیکی موجود، غیر معنی دار وبرگشت پذیرند،در حالی که بعضی نیز متاثر از شدت ومدت فعالیت ورزشی حاکی ازسندرم پرتمرینی است. در این راستا مطالعه ی حاضر نیز به بررسی برخی از شاخص های گلبول قرمز از جمله تعدادگلبولهای سرخ‹RBC›،هموگلوبین‹HGB›،هماتوکریت‹HCT›،حجم متوسط گلبول های سرخ ‹MCV› حجم متوسط هموگلوبین‹MCH› وغلظت متوسط هموگلوبین‹MCHC›، قبل وبعد از فعالیت های هوازی در قالب یک روش نیمه تجربی می پردازد.بدین ممنظور 15 ورزشکار نخبه به عنوان آزمودنی انتخاب شدند از افراد در حالت استراحت ‹نیم ساعت قبل از فعالیت› 10 سی سی خون گرفته شد.سپس فعالیت شدید هوازی در قالب آزمون بروس تا سر حد خستگی انجام شد .دراین بین ضربان قلب افراد نیز اندازه گیری گردید.بلافاصله پس از فعالیت نمونه های خون جهت بررسی شاخص های فوق در لوله های آزمایش محتوی هپارین جمع آوری شد.داده های حاصل از پیش وپس آزمون توسط برنامه ی 7.5 SPSS تجزیه وتحلیل گردید.