شناخت سبک و زبان هر اثری به دریافت و فهم درونمایه و مطالب آن، کمک بسیاری خواهد کرد؛ به ویژه زمانی که متن عرفانی و ادبی باشد. زبان در این متون تاحدّی از شکل معیار و ساختار اصلی خود خارج می شود. معارف،تنها اثر بهاءولد، بیانگر دل نوشته ها و حاصل حالات روحانی و عرفانی نویسنده است. مؤلف در آن با زبانی خاص و بیانی ویژه و شعرگونه عرفان و جهان بینی خود را به تصویر کشیده است؛ به همین سبب ازجمله متونی است که بی تردید در گروه متون ادبی قرار می گیرد و آن را برپایة الگوی سبک شناسی لایه ای (لایه های پنج گانه آوایی، واژگانی، نحوی، بلاغی و ایدئولوژیک) می توان بررسی کرد. این مقاله می کوشد تا با دیدگاهی سبک شناسانه، نحو و ویژگی های نحوی معارفرا بررسی کند و با واکاوی لایه نحوی این اثر، برجستگی های نحوی و دستوری آن را تحلیل و تبیین کند. با این بررسی آشکار می شود که ساختار زبانی و نحوی معارفچه اندازه از شیوه گفتار شفاهی و زبان گفت و شنود رودررو تأثیر پذیرفته است. هم چنین دریافته می شود محتوای عرفانی متن و پیشه وعظ نگارنده آن تا چه اندازه بر ساختمان نحوی کلام تأثیر گذاشته است.
از بدو ورود فضای سایبر به زندگی بشریت، مقوله قانونگذاری و شناخت قانونگذار صالح در این فضا، چالش جدی بوده است. شیوه قانونگذاری در فضای سایبر، مبتنی بر دو نوع نگرش متفاوت به حاکمیت در فضای سایبر است. نگرش نخست، مبتنی بر انحصار دولت ها در عرصه قانونگذاری فضای سایبر است و نگرش دوم که ملهم از دکترین میراث مشترک بشریت است، مخالف ورود انحصاری دولت ها به این عرصه است. هر یک از این دو رویکرد، موجد روش های قانونگذاری مختلفی در فضای سایبر است. روش های قانونگذاری ملی، بین المللی و خودانتظامی در زمره روش های قانونگذاری در فضای سایبر به شمار می آیند. اگرچه توسل به هر یک از روش های قانونگذاری با اشکالاتی در عرصه اجرا روبه روست، در این میان می توان رویکردی بینابین و مختلط را برگزید تا ضمن رفع نواقص دیگر روش ها، زمینه را برای نیل به تفاهم میان کشورها و گروه های فعال در زمینه فضای سایبر هموار سازد. نگرش دولت جمهوری اسلامی ایران، اساساً مبتنی بر شیوه قانونگذاری ملی است. بااین حال، عملکرد ایران در سطح بین المللی و به ویژه در اتحادیه بین المللی مخابرات، حاکی از پذیرش روش مختلط در قانونگذاری در فضای سایبر است.
موقعیت زنان در نهضت خوارج وقتی بهتر درک می شود که به مقام و منزلت زن در جامعه عصر اموی واقف شویم. زن در آن عصر تنها وسیله شهوترانی و تولید مثل بود. حضور زنان در اردوگاه خوارج موجب تمسخر و استهزاء مخالفین آنان قرار می گرفت. خوارج برای اعاده اسلام این وظیفه را محدود به دایره مردان نمی دیدند؛ بلکه زنان را نیز برای این امر خطیر لازم و ملزوم در کنار خود می دانستند و این اندیشه را ترویج داده بودند که کشته شدن در راه عقیده ی خود، آن ها را به بهشت رهسپار می کند؛ و در این راه مرد یا زن برای آن ها تفاوت نمی کرد. تحریک و تشویق مردان در عرصه نبرد از علل دیگر حضور زنان در نهضت خوارج بود. بررسی علل و نحوه تاثیر گذاری حضور زنان خوارج در جنگ ها هدف اصلی این مقاله است
مصدر از اجزای مهمّ هر زبان است که به شناخت مباحث دستوری آن زبان از جمله ریشه، ماده، انواع وندهای ماضی ساز، انواع صفت فاعلی، انواع صفت مفعولی، انواع پیشوندهای اشتقاقی و تصریفی فعل، و... کمک فراوانی می کند. این تحقیق که مستخرج از طرحی پژوهشی در زمینه مصدرِ30 گونه زبانی از زبان های حوزه خزر (تاتی، تالشی و گیلکی) است، دربردارنده ویژگی های مصدر در این زبان هاست. در این تحقیق، مصدر در چهار بخش عمده کارکردهای مصدر، ساختمان مصدر، عناصر سازنده مصدر، و سایر نکات مربوط به مصدر بررسی شده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که مصدر در زبان های حوزه خزر که از زبان های ایرانی شمال غربی اند، ضمن داشتن اشتراکات فراوان صرفی، کارکردهای یکسانی نیز دارند؛ یعنی در اغلب آنها، مصدر کامل در ساخت فعل های غیرشخصی، فعل های ماضی مستمر و مضارع مستمر و فعل نهی دخیل است و به عنوان گروه اسمی و فعل تابع نیز به کار می رود. مصادر ساده و پیشوندی این حوزه در حال فراموشی اند و به جایشان، مصدر مرکّب به سرعت درحال افزایش است. در اغلب گونه های زبانی این ناحیه، نزدیک به دویست مصدر ساده و چهارصد مصدر پیشوندی وجود دارد. در ساختار مصدر این حوزه، علاوه بر وند مصدری، هشت جایگاه برای وندهای مختلف وجود دارد که از جمله آنها می توان به وند واداری، وند مجهول ساز، وند اشتقاقی، و وند ماضی ساز اشاره کرد. در این زبان ها، مصدر دچار دستوری شدگی شده حتی به عنوان حرف اضافه به کار می رود و گاه حتی شناسه می گیرد.
بنگاه های کوچک، متوسط و خرد سهم قابل توجهی را در توسعه اقتصادی و صنعتی کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه دارند. با توجه به موقعیت این بنگاه ها در ساختار اقتصادی کشورها، شناخت میزان فعالیت های نوآورانه، محرک ها و موانع نوآوری در این بنگاه ها اهمیت می یابد. هدف این تحقیق، شناخت میزان فعالیت های نوآورانه، مطالعه موانع نوآوری و عوامل انگیزشی برای نوآوری در منتخبی از صنایع کوچک ایران است. داده های این تحقیق، با انتخاب 40 شرکت حاضر در گروه ماشین آلات و تجهیزات در نمایشگاه صنعت تهران در سال 1384، و بهره مندی از مطالعات کتابخانه ای برای تدوین مبانی نظری تحقیق و همچنین روش مصاحبه نیمه ساخت یافته با مسوولان شرکت های منتخب گردآوری شده است. تجزیه و تحیل داده ها از طریق آمار توصیفی و استنباطی انجام شده، که در آمار توصیفی از میانگین، انحراف معیار و جداول توزیع فراوانی و در آمار استنباطی از آزمون t استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که پاسخ به نیاز مشتریان و بازار (با فراوانی(%65 و افزایش رقابت در مشخصات محصولات بازار (با فراوانی (%37.5 اولویت های اول و دوم در عوامل انگیزشی برای نوآوری در شرکت های مورد مطالعه، و عدم امکان دسترسی به منابع مالی موردنیاز (با فراوانی (%52.5، مهم ترین مانع نوآوری در آن شرکت ها بوده است. در ارتباط با نقش اندازه بنگاه ها در میزان فعالیت های نوآورانه آنها، اختلافی معنادار بین 2 گروه از شرکت های مورد مطالعه مشاهده نشد.
در این مقاله بر آنیم تا چگونگی بازنمایی عامل جنسیت را در تصاویر کتاب های آموزش زبان انگلیسی American English File (2), Four Corners (2) & Interchange (2)مورد بررسی قرار دهیم. چارچوب نظری به کار گرفته شده در نگارش این مقاله، الگوی نشانه شناسی هلیدی و به دنبال آن، به طور مشخص، نشانه شناسی اجتماعی تصویر کرسو فان لیوون(2006[1996]) می باشد.
تولید متن، از جمله تصویر، یک عمل گفتمانی و در نتیجه، اجتماعی است. این کنش اجتماعی در مورد کتاب های درسی که برای زبان آموزان غیر انگلیسی زبان نوشته شده است، در سطحی فراتر، یعنی بینا فرهنگی عمل می کند. در نتیجه، پیوسته این مسئله وجود دارد که آیا ممکن است فرهنگِ مرکز، یعنی جامعة انگلیسی زبان، از طریق متون کتاب های درسی، ساز و کار های گفتمانی تولید کند که در آن دیگری ویژگی های غیر و غریب را پیدا کند و خود، طبیعی و آشنا تلقی شود؟
این پژوهش با بررسی تصاویر، متون و عناوین زبانی و حاشیة آن تصاویر، کاوش می کند که کتاب های آموزش زبان انگلیسی چگونه فرهنگ جامعة انگلیسی زبان را احتمالاً به عنوان فرهنگ بدیهی، طبیعی و اجتناب ناپذیر به تصویر می کشند و دیگران را به غیرهایی که فقط در صورت جذب در این فرهنگ، غیریت خود را از دست می دهند، تبدیل کرده و به تصویر می کشند. هدف اصلی این پژوهش این است که متون آموزش زبان انگلیسی را به طور گسترده، تحلیل کرده و کارکردهای متفاوت گفتمانی، اجتماعی و فرهنگی آن ها را بررسی نماید. همچنین بررسی نقش تصاویر در این عمل گفتمانی بینا فرهنگی، تفاوت های فرهنگی و چگونگی بازتاب آن ها در کتاب های درسی آموزش زبان انگلیسی، کارکردهای ایدئولوژیکی تصاویر و چگونگی وجه نمایی در تصاویر کتاب های درسی، اهداف فرعی این پژوهش را تشکیل می دهند.
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی اهداف پیشرفت در رابطه بین نیاز به خاتمه و درگیری شناختی بر حسب تعلل ورزی دانش آموزان است. روش: به این منظور 268 نفر (161 دختر و 107 پسر) از دانش آموزان پایه سوم دبیرستان های دولتی شهر شیراز به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به پرسشنامه خودگزارشی متشکل از خرده مقیاس های نیاز به خاتمه (NFCS)، مقیاس اهداف پیشرفت (AGS)، مقیاس درگیری شناختی (MSLQ) و مقیاس تعلل ورزی تحصیلی (PASS) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج پژوهش به طور کل ی نشان داد که در یک بافت تحصیلی تعلل ورزی، ابعاد نیاز به خاتمه از طریق واسطه گری اهداف پیشرفت بر راهبردهای شناختی عمیق دارای اثر غیرمستقیم، منفی و معنی دار می باشد؛ در حالی که بر راهبردهای شناختی سطحی دارای اثر غیرمستقیم، مثبت و معنی دار است. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن بود که اثر مستقیم نیاز به ساختار بر اهداف تبحری و رویکرد- عملکرد منفی و معنی دار و بر اهداف اجتناب- عملکرد مثبت و معنی دار است. بعلاوه، اثر مستقیم نیاز به قطعیت بر اهداف تبحری معنیدار و منفی و بر اهداف رویکرد ـ عملکرد معنی دار و مثبت بود. اثر مستقیم نیاز به قطعیت بر اهداف اجتناب ـ عملکرد معنی دار نبود. در ضمن، اثر هر یک از اهداف پیشرفت بر راهبردهای شناختی سطحی و عمیق متفاوت بود.
قانون گذار در نهاد ورشکستگی نیازمند ابزارهایی است تا آن را برای اهداف مورد نظر خود مدیریت کند. یکی از ابزارهایی که نقش مهمی را در این راستا می تواند ایفا کند، نهاد «برائت» است. برائت بدین مفهوم است که ورشکسته پس از ختم آیین ورشکستگی از تأدیه دیون باقی مانده رهایی می یابد. قانون گذار با اعطای برائت به ورشکسته در صدد حمایت از وی برآمده است تا از این طریق ورشکسته دوباره بتواند به عرصة اقتصاد بازگردد. نهاد برائت به این دلیل که ترغیب کنندة ورشکسته به انجام دادن فعالیت اقتصادی، ازبین رفتن بازار کار سایه، تحمیل ضرر بر افرادی که توان مالی بیشتر دارند، نفع اقتصادی جامعه و جز آن کارآمد تلقی شده است. در مقابل، بزرگترین چالشی که این نهاد با آن مواجه شد، غیراخلاقی بودن آن است. از عوامل ناکارآمدی این نهاد به اثر منفی آن بر بازار اعتبار و نارضایتی طلبکاران نام برده شده است. در حقوق ایران نهاد برائت سابقه ندارد و طلبکار پس از ختم ورشکستگی نیز برای مابقی دین می تواند به بدهکار رجوع کند.
روش تحلیل پوششی دادهها، از طریق مقایسه نسبی بخشهای اقتصادی و براساس مقادیر دادهها و ستانده های آنها به برآورد مقادیر کارایی و بهره وری می پردازد. در این روش به کمک دادههای ارائه شده، مرزی به نام ”مرز کارائی“ در نظر گرفته می شود که تمام بخشهای مورد بررسی، با این مرز بهینه مقایسه می شوند. با استفاده از آمار های مربوط به ارزش افزوده، بهره وری بخشهای مختلف اقتصادی محاسبه می شود. نتایج نشان می دهد که اگر چه در مجموع روند بهره وری اقتصادی کشور با روند خفیفی افزایش یافته است لیکن عملکرد کلی بسیاری از فعالیتهای اقتصادی با توجه به منابع مادی و انسانی قابل توجهی که در اختیار داشته اند قابل توجیه نمی باشد. در این زمینه بخش خدمات بهدلیل گسترگی دامنه فعالیتها و خیل عظیم نیرو های شاغل، از مشکلات بیشتری رنج می برد. رشد مداوم و پویایی بخش خدمات، مشخصه عمده نظامهای اقتصادی موفق و توسعه یافته در دنیای معاصر می باشد. بنابراین بی توجهی به مسائل و مشکلات این بخش نظیر پایین بودن بهره وری نسبی علاوه بر اینکه بسیاری از فرصت های رشد و توسعه اقتصادی را سلب می نماید می تواند زمینه ساز بسیاری از مشکلات و مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در آینده باشد.
در نظریه ساخت اطلاع، موضوعات و مفاهیم متنوعی مطرح هستند که یکی از این موضوعات، مفهوم شناختیِ «تشخیص پذیری » است. مفهوم ذهنی تشخیص پذیری در زبان دارای نمود است. در این مقاله، تأثیر پارامتر تشخیص پذیری بر روی نمود زبانی در حوزه های صرف، نحو و نوا به صورت مقابله ا ی در انگلیسی و فارسی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد میزان تشخیص پذیری مصادیق بر روی نمود صرفی آن ها در دو زبان انگلیسی و فارسی تأثیرگذار بوده است؛ مشخصاً اینکه مصادیق تشخیص پذیر به صورت ضعیف (ضمایر) و مصادیق تشخیص ناپذیر به صورت قوی (گروه های اسمی کامل) نمود پیدا می کنند. یافته دیگر اینکه صورت های صرفی ارجح در انگلیسی و فارسی با هم متفاوت هستند. همچنین نتایج این پژوهش نشان می دهد که پارامتر تشخیص پذیری در حوزه های نحو و نوا بر چگونگی نمود زبانی تأثیرگذار بوده است؛ مثلاً عباراتی که دارای مصداق تشخیص پذیر بوده اند، بیشتر با جایگاه نحوی نهاد منطبق شده اند یا به صورت فاقد تکیه نمود یافته اند. یافتة دیگرِ پژوهش این است که برخلاف نحوه نمود صرفی، تأثیر پارامتر فوق الذکر در حوزه های نحو و نوا در دو زبان انگلیسی و فارسی به صورت بندی های زبانی تقریباً مشابهی منجر شده است. در این پژوهش از آزمون های مجذور خی و Z برای تشخیص معنی دار بودن رابطه ها استفاده شده است.