فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۱۶۱ تا ۸٬۱۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
مطالعه ترکیبات عنصری اشیاء شیشه ای اطلاعات سودمندی در باره بررسی فن ساخت، تعیین مواد اولیه و رنگ دانه های استفاده شده در فرایند ساخت را در اختیار پژوهشگر قرار می دهد . در این پژوهش 19 نمونه از اشیاء شیشه ای به دست آمده از محوطه گنبد جهانگیر و گوریه با استفاده از روش میکروپیکسی باهدف اندازه گیری عناصر تشکیل دهنده این نمونه ها آنالیز شده اند . این محوطه در 50 کیلومتری شمال غرب ایلام در دو سوی رودخانه کنگیر واقع شده، در کاوش های باستانی لایه های دوره ساسانی و اوایل اسلام شناسایی شده است . هدف اصلی این مقاله بررسی صنعت شیشه گری دوره ساسانی و ارزیابی مواد اولیه مورداستفاده در ساخت مصنوعات شیشه ای با استفاده از روش میکروپیکسی است که با پرسش هایی در زمینه ترکیبات عنصری نمونه ها، شناسایی و بررسی منابع سیلیس مورداستفاده جهت تهیه خمیره شیشه، نوع ماده گدازآور و عناصر رنگزا و بی رنگ کننده دنبال شده است . نتایج نشان می دهد اکسید سیلیسیم ( %71 -60) ، اکسید سدیم (%20-11) و اکسید کلسیم ( %8 -4) بیشترین سهم را در ترکیب عنصری نمونه ها دارند . با توجه به درصد وزنی اکسید منیزیم (6-3) و اکسید پتاسیم (5-2) در نمونه ها بیشتر از 5/1 درصد است، می توان نتیجه گرفت که مصنوعات شیشه ای این محوطه از نوع شیشه های سیلیکا - سودا - آهک می باشند که از خاکستر گیاهان به عنوان مواد اولیه سودا که نقش مواد گدازآور را در ترکیبات شیشه دارد، استفاده شده است . همچنین بازه تغییرات گسترده در درصد وزنی اکسید سیلیسیم، اکسید سدیم، اکسید پتاسیم و اکسید منیزیم نشان می دهد که برای تأمین ماده اولیه سیلیس و گدازآور سودا در این نمونه ها از منابع اولیه مختلفی در دو محوطه موردبررسی استفاده شده و این مواد اولیه با مواد استفاده شده در نمونه های ساسانی به دست آمده در عراق متفاوت هستند . از دیگر نتایج به دست آمده می توان گفت که تنها عناصر آهن و مس به عنوان عامل رنگزا و اکسید منگنز به عنوان عنصر رنگبر در نمونه ها استفاده شده است که در نمونه های گنبد جهانگیر این اکسیدها به صورت غیر عمد استفاده شده اند، درحالی که در نمونه های گوریه اکسید منگنز به صورت عمدی به خمیره شیشه اضافه شده است .
نقش طبیعت به عنوان زیرساخت مناظر مردمی در جهت توسعه پایدار شهر کرمان
منبع:
هنر و تمدن شرق سال هفتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۴
5 - 12
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار یکی از اصلی ترین چالش های بشر در سال های اخیر است. علم پایداری به عنوان نگرشی در جهت اصلاح رابطه تعاملی انسان و طبیعت مطرح شده است. این رویکرد، سه مؤلفه شامل اجتماع، محیط زیست و اقتصاد برای پایداری شهرها ارائه کرده است. در یکی از آخرین مدل های ارائه شده، محیط زیست به عنوان زیرساختی برای دو عامل دیگر دیده شده است. به نظر می رسد این الگو را می توان در شهرهایی بازیابی کرد که توانسته اند در طول سالیان پایدار باشند. شهر کرمان مصداق مناسبی از الگوی پایداری است که در آن شهر (عامل اجتماع و اقتصاد)، براساس زیرساخت های طبیعی (محیط زیست) ایجاد شده است. اصلی ترین زیرساخت های طبیعی کرمان را می توان کویر، آب و کوه برشمرد. مناظر مردمی کرمان که حاصل باورها و تعاملات اجتماع و محیط هستند، تحت تأثیر این سه عنصر طبیعی قرار دارند، به طوری که حداقل یکی از این سه بر آنها اثرگذار است. این پژوهش در پی بازشناسی زیرساخت های طبیعی شهر کرمان و پاسخگویی به «چگونگی ارتباط آن با منظر مردمی شهر» است. در این پژوهش با بررسی داده های کیفی نمونه موردی –شهر کرمان- و نتیجه گیری از آن، محتوای به دست آمده تحلیل می شود. این نوشتار ابتدا به معرفی الگوهای توسعه پایدار و زیرساخت های طبیعی می پردازد، سپس با تعریف منظر طبیعی و منظر مردمی به نقش زیرساختی منظر طبیعی برای منظر مردمی شهر اشاره می کند. در پایان با طبقه بندی زیرساخت های طبیعی، دسته بندی ای از مناظر مردمی شهر کرمان براساس ارتباط آن با زیرساخت های طبیعی ارائه می شود.
باز اندیشی در مفهوم شهر اسلامی؛ تحلیلی پیرامون برداشت های مختلف از مفهوم شهر اسلامی و تبیین ضرورت خوانش اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال نهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳
157-166
حوزههای تخصصی:
اهداف: در دهه های گذشته مقالات و کتب متعددی پیرامون مفهوم "شهر اسلامی" هم توسط محققان مسلمان و هم توسط مستشرقین غربی به رشته تحریر در آمده است. برخی مفهوم شهر اسلامی را متناسب با اقتضائات زمان معاصر نمی دانند و در مقابل برخی از لزوم توجه بیشتر به آن سخن می گویند. هدف از این مطالعه در مرحله اول دسته بندی و تحلیل خوانش های مختلف از شهر اسلامی و در مرحله دوم بازاندیشی در این تعریف مبتنی بر اقتضائات کنونی جوامع مسلمان بود. ابزار و روش ها: مطالعه حاضر ماهیتی توصیفی- تحلیلی و اکتشافی دارد. روش جمع آوری اطلاعات برآیندی از مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه های عمیق با صاحب نظران این حوزه در داخل و خارج از کشور بود که در مقایسه با هم مورد بحث، تحلیل و نقد قرار گرفت. این مطالعه ابتدا به دسته بندی و مقایسه بین رویکردهای برون دینی و درون دینی از مفهوم شهرهای اسلامی پرداخت. یافته دیگر این مطالعه افزودن خوانشی درون دینی به خوانش های قبلی از شهر اسلامی بود. در این راستا به موازات بررسی مطالعات مختلف پیرامون شهر اسلامی، لایه های مختلف تفکر اسلامی نیز مورد بررسی قرار گرفت و با خوانش های موجود تطبیق داده شد. نتیجه گیری: در نتیجه گیری مطالعه حاضر به این سئوال پاسخ داده شد که تکیه بر کدام یک از ابعاد اندیشه اسلامی بیشتر با نیازهای جامعه امروزی در حوزه شهرسازی متناسب است؟. با توجه به تحلیل هایی که در مطالعه بیان شد تاکید بر رویکرد اخلاقی بیش از سایر رویکردها می تواند پاسخگوی اقتضائات کنونی شهرها در جوامع اسلامی باشد.
تدوین الگوی بازآفرینی فرهنگ مبنا مبتنی بر رویدادمداری (نمونه موردی: بافت قدیمی شهر سمنان، محله اسفنجان)
حوزههای تخصصی:
بافت تاریخی طلایه دار هویت و فرهنگ شهرهای امروز هستند. هویت، تاریخ و فرهنگ سازندهء بنیاد و شالودهء یک اجتماع و مردم آن است. امروزه به علت ورود مدرنیسم به ابعاد مختلف زندگی انسان، اجتماع و شهر، شاهد غفلت از سنت و تاریخ و درپی آن، فرسودگی بافت تاریخی هستیم. با گسترش نظریات در خصوص شیوهء مداخله در بافت تاریخی، تمرکز ویژه بر کالبد بوده که خود امری ضروری ست؛ اما کافی نه! غفلت از ابعاد اجتماعی، رفتاری و فرهنگی فضا، باعث بی جان شدن بافت تاریخی شده و آن را در بهترین حالت، تبدیل به موزه نموده که در آن، جریان رفتاری ویژه ای رخ نمی دهد. هدف پژوهش حاضر، بازآفرینی شهری فرهنگ مبنا بافت تاریخی سمنان، از طریق رویدادمداری می باشد. سعی بر این است که علاوه بر احیای بافت تاریخی و ارتقا کیفیت پاسخدهی، بتوان فرهنگ و پیشینه شهر و ملت آن را بازشناسانده و رنگ و بوی دیگری به بافت داد؛ رنگ و بویی از جنس حضور، زندگی و حیات! مقصدی جاذب برای ساکنین، شهروندان، مسافرین و گردشگران! محفلی برای شناساندن تاریخی و فرهنگ غنی شهر سمنان و معرفی اثار فاخر معماری و شهرسازی آن! محور اصلی پژوهش، ارتقا حضورپذیری و زیست پذیری در محله اسفنجان و در گام بعدی، طراحی بستری مطلوب، به منظور بروز رویدادهای متنوع به منظور احیاء فرهنگ و هویت بافت و تبدیل بافت تاریخی و به ویژه محله اسفنجان، به عنوان مقصد گردشگری و فراغت در شهر و استان سمنان، می باشد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، روش توصیفی- تحلیل می باشد. در ابتدای امر، به بررسی ادبیات و مبانی پژوهش پرداخته شده است. سپس در گام دوم، طی بررسی و واکاوی تجارب صورت گرفته در این زمینه، معیارهایی را برای مکانیابی بستر رویداد، شناسایی نموده و با انطباق آن با پتانسیل های بالقوه و بالفعل بافت، بستر مناسبی را برای بروز رویداد، برگزیدیم. درنهایت بر طبق اهداف راهبردی پژوهش، سیاست هایی وضع نموده و دو گزینه پیشنهادی را مطرح کرده ایم. سپس از طریق تکنیک نمره دهی بر طبق توانایی محقق ساختن اهداف موردنظر پژوهش، گزینه برتر را انتخاب نموده و طرح نهایی را بر اساس آن، ارائه داده ایم.
نقش بازآفرینی مجازی در حفاظت از آثار تاریخی در نمونه مطالعاتی ایوان موزائیک شهر بیشاپور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۵
143-153
حوزههای تخصصی:
هر اثر تاریخی ممکن است در اثر عوامل مختلف دچار فقدان بخش هایی از کالبد خود شده باشد. میزان کاستی های کمّی و کیفی کالبد با از دست رفتن هویت و یکپارچگی اثر رابطه مستقیم دارد و از میزان صحت بازسازی کالبدی و مجازی آن می کاهد. از طرف دیگر، عدم درک شکل کامل یک بنا، میزان توجیه حفاظت از آن را متأثر می سازد. ایوان موزائیک بیشاپور، که دچار آسیب های مذکور بوده، به عنوان نمونه مطالعاتی انتخاب شده است. موزائیک های کف ایوان در حین کاوش به موزه های ایران باستان در تهران و لوور در پاریس منتقل شده اند و از طاق ایوان نیز اثری باقی نمانده است. عدم درک شکل اصیل این بنا فعالیت های حفاظتی را نیز دچار انحراف کرده و دیوارهای پشتیبان بدون توجه به شکل اصیل بنا و محل کف سازی های مو زا ئیکی احداث شده اند. راهبرد تفسیری تاریخی که بر مدارک اسنادی و تصویری استوار است، در کنار راهبرد شبیه سازی، به عنوان روش پژوهش انتخاب شده است. در این پژوهش، ابتدا ضمن تطبیق وضعیت فعلی اثر با تصاویری که از طرح موزائیک ها در دست است، آسیب های ناشی از عدم تصور صحیحِ شکل اصیل بنا شناسایی و سپس امکان و نقش بازآفرینی در حفظ کالبد و ارزش های بنای تاریخی بیان می شود. بدین منظور، جانمایی عناصر معماری و تزیینی ایوان که از میان رفته ، به صورت تصویری بازسازی شده اند. با توجه به موضوع حفظ اصالت آثار موجود در یک محوطه تاریخی، و اینکه بازسازی های کالبدی می توانند به تولید نمونه های بدل و غیر اصیل منجر شوند، تولید میراث مجازی یکی از راه هایی است که با کمترین مداخلات فیزیکی نیازهای تجسم شکل اولیه بنا را فراهم می کند. به تصویر کشیدن وضعیت اصلی احتمالی اثر خطوط اصلی نحوه حفاظت از آن را ترسیم می کند. به عبارت دیگر، در نتیجه این پژوهش مشخص می شود که بازسازی مجازی ایوان موزائیک می تواند آن را از آسیب هایی که ناشی از عدم درک شکل اصیل بناست، حفاظت کند.
بررسی فضای سبز عمومی مجتمع های مسکونی بر کاهش آسیبهای اجتماعی؛ نمونه موردی: محله نایسر سنندج
حوزههای تخصصی:
عدم توجه به نیاز افراد و عدم قابلیت محیط در تأمین آن، موجب می شود تا محیط کالبدی بسیاری از محلات فرسوده مسکونی به مجموعه ای از احجام و فضای خالی بین آن ها تبدیل گردد. این مسئله می تواند باعث نارضایتی ساکنان از محیط زندگی و متعاقب آن عدم حضور در فضاهای عمومی و نیمه عمومی محلات به عنوان لازمه بروز فعالیت های بعدی شود. امنیت در محلات مسکونی تنها از طریق موانع سخت فیزیکی میسر نبوده، چه بسا همین موانع فیزیکی به لحاظ روحی-روانی حس ناامنی را در مردم تقویت کند. با توجه به رشد جمعیت و افزایش نیاز به مجموعه های مسکونی در شهرها، روشن کردن الگوها و خط مشی هایی برای نیل به اهداف برنامه ریزی شده، ضروری به نظر می رسد که دراین بین ایجاد حس امنیت به عنوان یکی از عوامل انسانی- محیطی نقش مهمی را در رضایت مندی و آسایش افراد در زندگی شان ایفا خواهد نمود. نتایج حاصل این مقاله حاکی از آن است که ایجاد حس امنیت از طریق غیرمستقیم و با بهره گیری از سیاست های پیشگیرانه تلفیقی کالبد معماری و روابط اجتماعی-فرهنگی (از قبیل مسئله اشراف و دید، افزایش قابلیت رؤیت پذیری بصری، برقراری تناسب میان تراکم جمعیتی و مجموعه های مسکونی، ایجاد کاربری های متنوع و متجانس و ...) تحقق پذیر خواهد بود. براین اساس این مقاله به بررسی نقش و جایگاه امنیت در طراحی مجموعه های مسکونی می پردازد. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی می باشد و از منابع کتابخانه ای و اسنادی برای انجام تحقیق استفاده شده است.
شهر تهران در آثار سینمایی دهه 40 از منظر جامعه شناسی سینما با تاکید بر فیلم خشت و آینه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۹
79 - 90
حوزههای تخصصی:
تئوری "بازتاب" در جامعه شناسی سینما به فیلم ها به مثابه سندهایی می نگرد که زندگی اجتماعی در آنها بازتاب پیدا می کند و لذا با بررسی آنها می توان به تحولات و گرایش های اجتماعی پی برد. در این مقاله شهر تهران از منظر جامعه شناسی سینما در آثارسینمای دهه ی 40 (فیلم خشت و آینه ساخته ابراهیم گلستان) تحلیل می شود و دگرگونی های شهر و دگردیسی های رفتارها و هنجارهای فرهنگی اجتماعی و شهری، چگونگی گذارانسان از سنت به مدرنیته ،به روش نشانه شناسی سوسو بازخوانی و تحلیل می شود.با مفروض دانستن اینکه سینما به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای جامعه شناختی می تواند به ما در فهم مسائل اجتماعی شهر تهران یاری رساند.درنتیجه برای دست یابی و شناخت دقیق تر جامعه مخاطب معماری و شهر می توان با استفاده دریچه فیلم و سینما که در بازه زمانی کوتاه گزارش مصوری را از شرایط اجتمایی انسانها و نحوه تعامل انها با فضا دست یافت.
بازشناسی سازمان فضایی مسکن متداول تهران؛ موردپژوهی بناهای آپارتمانی ردیفی تا 6 طبقه، زیرگونه شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۴ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
45 - 56
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، در الگوهای ساخت مسکن متداول تهران، تحولات زیادی ایجاد شده است. این تحولات با تغییر خانه های حیاط مرکزی ساخته شده با مصالح بنایی به خانه های حیاط دار ردیفی آغاز و با تبدیل به بناهای آپارتمانی با فضاهای مشاع، ادامه یافت. به طوری که شکل گیری سازمان فضایی مسکن امروز تهران با تفاوت های عمده نسبت به الگوهای پیشین، تحت تاثیر ساختار ردیفی و ضوابط بناهای آپارتمانی با ارتفاع کمتر از شش طبقه شکل گرفت. هدف این پژوهش، شناسایی سازمان فضایی واحدهای مسکونی متشکل در الگوی ساخت بناهای مسکونی آپارتمانی ردیفی در تهران است. پرسش اصلی این است که الگوی غالب سازمان فضایی واحدهای مسکونی آپارتمانی ردیفی متداول امروز تهران چیست؟ برای این منظور، در چارچوب روش استدلال منطقی، در منطقه ۲ تهران، ۱۲۸ نمونه پلان واحد مسکونی آپارتمانی پس از کدگذاری در نرم افزار اگراف تحلیل شد. یافته های تحقیق، وجود پنج گونه سازمان فضایی متفاوت را نشان می دهد. از میان این پنج گونه، دو گونه غالب، معرف الگوی سازمان فضایی متداول واحدهای مسکونی آپارتمانی ردیفی امروز تهران است. نتایج به دست آمده بخشی از نتایج پژوهشی وسیع تر است که می تواند با بازنگری برخی از ضوابط طراحی، به انعطاف بیشتری در شکل گیری مسکن آپارتمانی در تهران و دیگر کلانشهرهای ایران منجر شود.
افزایش مسرت بخشی در احیای مناظر پساصنعت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال نهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
55-65
حوزههای تخصصی:
جستاری در باب اصالت و «ازآن خودسازی» در آفرینش آثار هنرهای تجسمی
منبع:
پیکره دوره هشتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۸
89 - 101
حوزههای تخصصی:
اهمیت آفرینش آثار هنری یگانه همواره مطرح بوده است و سنجش میزان اصالت آثار هنری از مسائل مهم هنر است. اما با پیدایش هنر پست مدرن، بازگشت مستقیم و صریح به تاریخ و سنت و ارجاع دهی های برون متنی، در آثار هنری، چهره ای متفاوت از هنر به نمایش گذاشت و ازآن خودسازی که به نوعی خوانش جدید از یک اثر هنری دیگر بود، مورد توجه هنر پست مدرن قرار گرفت. با آغاز این دوره، تفاوت ازآن خودسازی در هنر و سرقت هنری و چگونگی ارزیابی اصالت یک اثر که به شیوه ازآن خودسازی خلق شده است، از جمله مباحث چالش برانگیز ارزش گذاری آثار هنری شد. این جستار در پی آن است تا با بررسی شیوه ازآن خودسازی و میزان اصالت آثار هنرهای تجسمی خلق شده طی این فرآیند به کارکرد و تأثیر آن به پردازد و به این پرسش که ازآن خودسازی، تا چه اندازه با سنجه های اصالت در تقابل یا همسو است، پاسخ دهد. این مقاله از لحاظ هدف نظری است و هدف اصلی آن شناخت و آگاهی از مباحث ازآن خودسازی و مفاهیم مرتبط با اصالت و مؤلفه های آن است. روش تحقیق این پژوهش کیفی است و شیوه بیان و ارائه داده های آن توصیفی تحلیلی است. داده های این مقاله برآمده از منابع کتابخانه ای و پایگاه های اطلاعاتی است. در این پژوهش نشان داده شد که در آثار هنری پست مدرن که براساس شیوه ازآن خودسازی خلق شده اند، تغییرات زیادی در شاخص های اصالت مطرح است که از آن جمله، اهمیت کنش اجتماعی نسبت به اثر هنری و ارجحیت اصالت فکری در آفرینش هنری است.
کندوکاوی در ماهیت دگرگونی فضاهای شهری در شهرهای تاریخی ایران، مورد مطالعه: شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال شانزدهم تیر ۱۳۹۸ شماره ۷۳
29 - 40
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله:بررسی تغییر کیفیت فضاهای شهری در دوره معاصر، حکایت از تأثیر نیروهایی خارج از این فضاها دارد که چالش های جدیدی را در مدیریت و ارتقای کیفیت فضای شهری، پیش رو قرار می دهد. مبتنی بر قدرت این نیروها، دگرگونی هایی که در طول تاریخ به صورت تدریجی صورت می گرفته، در زمان هایی کوتاه شکل می گیرد؛ لذا شناخت ماهیت دگرگونی شهری، دریچه های جدیدی را در زمینه نحوه مواجهه با چالش های معاصر را می گشاید. با وجود اهمیت این موضوع ، نگاه به ادبیات موجود نشان می دهد که این حوزه در مقیاس فضای شهری کمتر مورد توجه قرار گرفته است.<br /> هدف:با توجه به تغییرات سریع شهر و فضاهای شهری در دوره های معاصر، شکل دیگری از تحلیل فضای شهری باید مورد توجه قرار گیرد که در مطالعات کلاسیک تحلیل فضای شهری کمتر بدان پرداخته شده است. شهرهای تاریخی بهترین بستر را برای این گونه تحلیل فراهم می آورند.<br /> روش تحقیق:این پژوهش با انتخاب شهر اصفهان به عنوان نمونه مورد مطالعه از یک سو در یک سطح کلان و با روش تفسیری-تاریخی، به تحلیل دگرگونی در کلیت شهر پرداخته و از سویی دیگر با روش تحلیلی-توصیفی و استفاده از ابزارهایی چون تحلیل محتوای اسناد، بازدید میدانی و مصاحبه، به تحلیل نیروهای مؤثر بر شکل گیری و تحول فضاهای شهری جدید در اصفهان می پردازد.<br /> نتیجه گیری:نتایج پژوهش حاکی از آن است که مهم ترین نیروهای مؤثر در تغییر فضاهای شهری عبارت است از: حکومت، دولت، مردم، رویداد، فناوری، محیط و زمان؛ همچنین براساس تحلیل دگرگونی های کلان ساختار اصفهان، چنین برداشت می شود که در طول تاریخِ تحول اصفهان از دوره سلجوقی تا سه دهه اخیر، با وجود جهت های منفی دگرگونی فضاهای شهری در دوره پهلوی، روند تغییرات در کلیت شهر انسجامی دوسویه داشته و عمدتاً در مرکز شهر متمرکز بوده است. در حالی که در دهه های اخیر، مناطق مرکزی و تاریخی شهر تغییرات سریع، مقطعی و گسسته ای را تجربه کرده اند و در مقابل آن، قطب های توسعه فضاهای شهری در خارج از شهر ایجاد شده که سبب شکل گیری دو نیروی متقابل بر دگرگونی کلیت شهر شده است.
تحلیل اثر جریانات فضایی در تحولات کالبدی - فضایی روستاهای پیراشهری (مطالعه موردی: سکونتگاه های روستایی پیرامون کلانشهر کرج، دهستان تنکمان شمالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۸ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۶۶
۹۴-۷۹
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، سکونتگاه های روستایی در جریان دگرگونی های مکانی - فضایی دچار تحولاتی شده اند که متأثر از نوع و ماهیت جریان ها و روابط فضایی بین آن ها و شهرها (به ویژه کلانشهرها) بوده است. جریان مردم و جریان پول مهم ترین جریان هایی هستند که تحولات روستاهای پیرامونی را سبب شده اند. در بین این تحولات اگر چه بیشتر در ساختار کالبدی بوده ولی ساختارهای اجتماعی- اقتصادی را نیز تحت تأثیر قرار داده است . هدف تحقیق حاضر تحلیل روند جریانات فضایی متأثر از تعاملات روستاشهری و دگرگونی کالبدی– فضایی سکونتگاه های روستایی بخش تنکمان شمالی واقع در پیرامون کلانشهر کرج به روش توصیفی- تحلیلی می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، شناختی و به لحاظ نوع داده، کیفی – کمی و به لحاظ زمان مقطعی است. شیوه گردآوری داده نیز از نوع اسنادی – پیمایشی است که تجزیه و تحلیل آن ها با روش توصیفی – تحلیلی، همبستگی انجام شده است. داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته در محدوده مورد مطالعه تکمیل و با بهره گیری از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و با استفاده از Gis نقشه های جریانات ترسیم شده است. نتایج یافته ها نشان دهنده آن است که در فرایند جریانات فضایی، جریان سرمایه از نقش آفرینی بیشتری نسبت به سایر جریان های فضایی برخوردار است. اثربخشی این جریان سرمایه بدون دخالت سرمایه گذاری دولتی و بیشتر توسط بخش خصوصی و روستاییان به منظور کسب سودآوری تحقق یافته است. برایند تمامی جریان های فضایی موجب تغییر در الگوی معماری مساکن، مقاوم سازی و بهبود کیفیت مساکن روستایی همراه با افزایش تعداد واحدهای تجاری، اداری و استقرار کارگاه های صنعتی و خدماتی کوچک است، همچنین تخریب اراضی زراعی، باغی و ایجاد باغ ویلاهای متعدد چشم انداز طبیعی روستاهای دهستان تنکمان شمالی را دگرگون نموده است. نتایج این پژوهش به شرح زیرقابل توجه است: تحول کالبدی – فضایی روستاهای پیرامون شهرها (به ویژه کلانشهر) امری گریزناپذیر است که امروزه در چارچوب مناسبات جدید شبه سرمایه داری در روستاها عینیت فضایی یافته است. تحولات در نظام سکونتگاه های روستایی ارتباط مستقیمی با اندازه آن ها دارد. البته این نتایج به عنوان یک اصل کلی قابل پذیرش نبوده بلکه بعضی از روستاها متوسط و کوچک به دلیل برخورداری از مزیت نسبی بیشتر در تعامل با شهرها از سطح تحولی بالا نیز برخوردار شده اند. روند تحولی سکونتگاه های روستایی صرفاً متأثر از یک نقطه شهری (سکونتی) نیست بلکه می توانند تحت تأثیر چند نقطه شهری باشد. دامنه تعاملات فضایی مهم ترین عامل در این ارتباط است. در ناحیه پژوهش شهر کرج اگرچه به عنوان کلان شهر نسبت به تهران از فاصله کمتری تا سکونتگاه های روستایی از ظرفیت کارکردی بالاتری نسبت به شهر نظرآباد برخوردار است اما نتوانسته تأثیر چندانی بر روی روستاها محدوده داشته باشد.
مطالعه تطبیقی کتیبه های کاشی کاری نگاره های شاهنامه بایسنقری با بناهای قلمرو شرقی تیموریان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوره تیموری، یکی از درخشان ترین ادوار ایران زمین در هنرهای مختلف هم چون معماری و نگارگری است و شاهنامه بایسنقری به عنوان شاهکار مکتب نگارگری هرات که به تاریخ 833 هجری قمری در کتابخانه سلطنتی شاهزاده تیموری؛ بایسنقر میرزا تهیه شده، از باشکوه ترین آثار به جا مانده از این سبک نگارگری است. در 6 نگاره از 22 نگاره این نسخه، بناهای سلطنتی با کارکرد قلعه و کاخ تصویر شده اند که در نگاه نخست، تزئینات کاشی کاری لاجوردی رنگ، نمای بناهای تیموری را در ذهن بینندگان تداعی می کند. ترسیم نقش مایه های گیاهی، هندسی و کتیبه ای این بناها با دقت صورت گرفته است. بناهای 5 نگاره، کتیبه های کوفی و ثلث دارند. این مقاله در صدد پاسخ گویی به این پرسش است که کتیبه های بناهای نگاره های شاهنامه بایسنقری چه ویژگی هایی دارند و تا چه حد بر کتیبه های بناهای تیموری هم زمان منطبق هستند؟ اهداف اصلی پژوهش عبارتند از: مقایسه و تطبیق کتیبه های ابنیه نگاره های شاهنامه بایسنقری با کتیبه های بناهای قلمرو شرقی تیموریان در محدوده زمانی آغاز تشکیل این سلسله در سال 771 هجری قمری تا سال ساخت این نسخه، از لحاظ نوع خط، رنگ، تزئینات و محل قرارگیری. بررسی اهمیت نگاره های این نسخه در مطالعات معماری تیموری با استناد به کتیبه نگاری آنها. اطلاعات به شیوه کتابخانه ای، گردآوری و با روش توصیفی- تطبیقی و تحلیلی ارائه شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهند که اغلب ویژگی های کتیبه های نگاره های شاهنامه بایسنقری با کتیبه های بناهای قلمرو شرقی تیموریان منطبق هستند. با استناد به متن کتیبه های ثلث نگاره های دیدار زال و رودابه و دیدار گلنار و اردشیر، بناهای تصویر شده در نگاره ها، از بناهای بایسنقر میرزا الهام گرفته شده اند. از آنجایی که بسیاری از بناهای متعلق به این شاهزاده و دیگر فرمانروایان تیموری در آسیای میانه در گذر زمان نابوده شده اند، این نگاره ها می توانند به عنوان منبعی قابل استناد، در بازسازی ویژگی های معماری و تزئیناتی آنها مورد توجه قرار گیرند.
شناسایی اولین منابع ابسیدین در شمال غرب ایران جهت منشایابی منابع بومی آثار پیش از تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دست افزارهای ابسیدینی از فراوان ترین مصنوعاتی هستند که در محوطه های باستانی خاورمیانه و خاورنزدیک یافت می گردند. منشأیابی ابزارهای ابسیدین از موضوعات جذاب و مورد بحث در میان باستان شناسان و زمین شناسان است. از آنجایی که مطالعات فراوانی بر روی منشأیابی معادن ابزارهای سنگی ابسیدینی در مناطق همجوار ایران مانند آناتولی و قفقاز انجام گرفته است، لذا بخش های عمده ای از ایران به عنوان یک وقفه مطالعاتی در باستان شناسی خاورمیانه از بابت مطالعات منشأیابی ابزارها و معادن ابسیدین به شمار می آید. مطالعات اخیر ِمعادن و منابع ابسیدینِ ایران و نیز منشایابی ابزارهای سنگی فراوان ابسیدینی، زمینه مساعدی جهت ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی و ترسیم افقی پژوهشی را برای مطالعات ابسیدین منطقه فراهم ساخته است. در این پژوهش با هدف معرفی گروه های جدید ابسیدینی در خاورمیانه و بخش ایران 10 نمونه ابسیدین از منابع شناسایی شده اخیر در منطقه تجرق میانه و قزلجه بستان آباد و اطراف کوه های بزقوش با استفاده از روش آنالیز pXRF به روش قابل حمل ارائه گردیده است. به نحوی که 8 نمونه از منبع ابسیدین تجرق میانه و 2 نمونه از منبع قزلجه شهریار بستان آباد انتخاب و مورد آنالیز قرار گرفتند. نتایج مطالعات و تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد سه گروه عمده جدید ابسیدین قابل تفکیک و شناسایی است که تحت عنوان گروه ابسیدینی A و B تجرق میانه و گروه منبع قزلجه شهریار بستان آباد معرفی می گردند. این یافته ها نخستین نمونه های ابسیدینی شناسایی شده ایران در ارتباط با منابع و منشایابی نمونه های تاریخی و باستانی هستند که زمینه ای جهت مطالعه و مقایسه این منابع با یافته های باستانی و منشاهای مختلف محتمل داخلی و خارجی را فراهم خواهند ساخت.
بهسازی آثار تاریخی شهر گرگان با رویکرد جذب توریسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۶
318 - 337
حوزههای تخصصی:
چالش های موجود در زمینه بهس ازی آثار تاریخی، از موضوع های بحث بر انگیز معماری اس ت. امروزه به دلیل هزینه های گزاف ساخت و ساز و عدم توان اقتصادی مالکین بافت های فرسوده یکی از روش های بهسازی و بازسازی این بافت، شراکت بخش های عمومی و خصوصی می باشد. در این پژوهش سعی شده است که تاثیر این نوع شراکت را در نوسازی بافت فرسوده مرکزی شهر گرگان بررسی گردد. جامعه آماری پژوهش 1040 پلاک، معادل 280 خانوار هستند که در بازسازی و بهسازی بافت های فرسوده بصورت مشارکت با بخش خصوصی و یا دولتی قرار است وارد عمل شوند. با استفاده از فرمول کوکران تعداد 280 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. روش تحقیق دراین پژوهش بصورت توصیفی – تحلیلی و نوع آن کاربردی و توسعه ای می باشد. نحوه جمع آوری اطلاعات بصورت اسنادی و پیمایش میدانی است . ابزار مورد استفاده جهت تحلیل، GIS و SPSS ، نرم افزار Excel و تحلیل سلسله مراتبی AHP می باشد. نتایج نشان می دهند در صورت وجود زیرساخت های قانونی برای مشارکت عمومی و خصوصی، انطباق ضوابط شهرسازی مطابق با اهداف کلان بهسازی و باز زنده سازی بافت های شهری، کافی بودن تسهیلات و بسته های تشویقی، همکاری و مشارکت مالکین، افزایش نظارت نهادهای مربوطه بر مشارکت و همچینین استفاده از سرمایه گذاران متخصص، متمول و بومی منطقه، می توان به موفقیت این شراکت و باز زنده سازی و بهسازی بصورت پایدار امیدوار بود.
بررسی جایگاه حکمروایی شایسته شهری جهت برنامه ریزی راهبردی مناسب با استفاده از مدل SWOT؛ نمونه موردی: شهر قائم شهر
حوزههای تخصصی:
اکثر جوامع درحال توسعه با توجه به علاقه به تمرکز و اجرای طرح ها و برنامه ها در خارج از شهر و داشتن اقتصاد تک بعدی، مدیریت شهری زیر نظر مستقیم دولت کنترل و هدایت می شود. ایران نیز در مدیریت شهری و منطقه ای جزء این گروه قرار دارد. به همین دلیل سبب فاصله گرفتن از مدیریت سیستمی و منسجم گردیده است. امروزه با افزایش علم و تکنولوژی و منسوخ شدن سیستم سنتی تصمیم گیری دیگر خبری از تصمیمات از بالا به پایین نیست، بلکه در آن تصمیم ها با اشتراک کلیه صاحبان منافع اتخاذ می شود. حکمروایی شایسته شهری نیز به دنبال تحقق همین برنامه می باشد. هدف از تحقیق پیش رو، سنجش وضعیت حکمروایی شایسته شهری و نشان دادن نقش مهم شهروندان به اهداف اساسی است. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی – تحلیلی و گردآوری اطلاعات میدانی و با آنالیز پرسشنامه های تکمیل شده از شهروندان به تعداد 770 نفر و کارشناسان و متخصصان شهری به تعداد 64 نفر صورت پذیرفته است. سپس از نرم افزار ARC GIS جهت تهیه نقشه های محدوده مورد مطالعه و مدل SWOT استفاده گردید. نتایج نشان می دهد از میان چهار حالت تهاجمی، محافظه کارانه، رقابتی و تدافعی شهر قائم شهر از نظر موقعیت حکمروایی شایسته شهری در حالت تدافعی قرار دارد. به همین دلیل راهبردهای مناسب جهت موقعیت تدافعی و با استفاده از ماتریس کمی برنامه ریزی راهبردی جهت اولویت بندی هریک از راهبردها مشخص گردید.
بازتعریف شاخص های مکانی ارتقاء دهنده پایداری اجتماعی با رویکرد راهبرد بازآفرینی شهری در بافت تاریخی شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال چهارم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۹
147 - 179
حوزههای تخصصی:
وسعت بافت های تاریخی و فرسوده در ایران و کم توجهی به لایه های اجتماعی در تشخیص این گونه بافت ها، لزوم پرداختن به حوزه های اجتماعی و مکان را روشن می سازد. رویکرد اخیر، «بازآفرینی شهری» است که دید جامعی به بافت های تاریخی و حفاظت آن دارد. هدف این پژوهش بازتعریف شاخص های مکانی ارتقاء دهنده پایداری اجتماعی با رویکرد بازآفرینی شهری در بافت تاریخی شهر سنندج می باشد. روش تحقیق به صورت توصیفی - تحلیلی و نوع آن کاربردی می باشد. نمونه گیری به صورت تصادفی بوده و با فرمول کوکران، 400 نفر برای پرسشگری انتخاب شدند. داده های بدست آمده از طریق نرم افزارهای SPSS و AMOS تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که شاخص های تنوع فعالیتی، تراکم و فشردگی، طراحی منظر محله به ترتیب با ارزش عددی «0.854، 0.748، 0.871» بیشترین تأثیر را بر ابعاد فعالیت پذیری، انسجام فضایی – کالبدی و عدالت مندی دارند. همچنین شاخص های مربوط به «هویت مندی» با میانگین عددی 0.730 و شاخص های مربوط به «عدالت مندی» با میانگین عددی 0.691 بیشترین تأثیر را بر پایداری اجتماعی بافت ناکارآمد مرکزی شهر سنندج دارند.
طراحی محصول با تکیه بر کارکردهای پروتوتایپ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۴ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
113 - 122
حوزههای تخصصی:
پروتوتایپ یکی از شناخته شده ترین ابزارهای پیشبرد فرایند طراحی محصول به حساب می آید. با این وجود کارکردهای این ابزار با کج فهمی هایی همراه گردیده که منجر به کاربری ناقص آن شده است. با این همه، مطالعات داخلی اندکی به تبیین چیستی پروتوتایپ پرداخته اند که بسیاری از وجوه این ابزار را مبهم باقی گذارده است. از این دریچه و با هدف تبیین کارکردهای این ابزار، بازاندیشی کاربری های پروتوتایپ به شیوه ترکیبی ارزشیابی- مطالعه موردی از زیر مجموعه روش تحقیق توصیفی و در قالب تحلیل روند انجام یک پروژه بومی، در دستور کار قرار گرفت. پروژه مذکور، طراحی یک محصول پزشکی را از اولین گام ها تا انتها، شامل می شود. پروتوتایپ در گام های گوناگون این پروژه در اشکالی متنوع و با اهدافی متفاوت به کار گرفته شده است. پس از شرح چیستی و چگونگی پیشرفت پروژه در بخش اول، بحث بر کارکردهای متفاوت این ابزار، در بخش دوم مقاله ادامه یافت که به تبیین برخی زوایای پنهان موضوع انجامید. پروتوتایپ در این مسیر به عنوان ابزاری برای خلق زبان مشترک، اتود کردن راه حل، نمایاندن ایده غلط، تجسم راه حل کلی و نمونه سازی و ارزیابی راه حل نهایی، ایفای نقش نمود. نتایج مقاله در انتها، به جمع بندی گذاره های ناشی از کارکردهای پروتوتایپ پرداخت که هریک می توانند موضوع مطالعات آتی باشند.
بررسی تغییرات مناطق باستانی هگمتانه همدان با استفاده از سنجش ازدور و سیستم اطلاعات مکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۰ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۸۶)
163-148
حوزههای تخصصی:
بحث تبیین حریم یا جانمایی صحیح محدوده عرصه یکی از عوامل مهم حفاظتی محوطه های باستانی و از مباحث مهم در حوزه میراث فرهنگی است، اما به دلیل اینکه این محدوده ها به صورت صحیح و با مختصات واقعی جانمایی نشده اند، دخل و تصرف های گسترده ای به محدوده های مبهم آنها در سال های گذشته صورت گرفته است. در این راستا، این پژوهش با استفاده از امکانات و ابزارهای سنجش ازدور و فتوگرامتری به ارزیابی تغییرات محدوده عرصه تپه باستانی هگمتانه در دوره های مختلف اقدام کرده است. با استفاده از تصاویر هوایی، نقشه تغییرات و روند تغییرات تپه باستانی هگمتانه تولید و مشخص شد که به راحتی می توان اطلاعات سال های بسیار دور را بار دیگر بازخوانی و با دقتی بالا مطالعه کرد. در این خصوص، تصاویر سال های ۱۳۱۴، ۱۳۳۵، ۱۳۵۱، ۱۳۷۷ و ۱۳۸۱ با ضریب دقت بالا (به ترتیب ۸۵، ۸۹، ۸۲، ۸۰ و ۵۸ درصد) ارزیابی شد. نتایج نشان می دهد، استفاده از تصاویر ماهواره ای به تنهایی نمی تواند پاسخ گوی توسعه تحقیقات مربوط به میراث فرهنگی و ابنیه تاریخی باشد و دلیل آن هم قدرت تفکیک زمانی پایین آن است. همان طور که در این پژوهش مشخص شد، یک بازه ۸۴ ساله مطالعه شد که نشان دهنده قدرت تصاویر هوایی در مطالعات باستان شناسی است. از سویی دیگر توان تفکیک بالای تصاویر هوایی کار را به منظور نقشه برداری محدوده عرصه هگمتانه در سال های مختلف بسیار آسان کرده است.
بررسی آزمایشگاهی نقش تثبیت مکانیکی در بهبود مقاومت فشاری، کششی و خمشی خشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۸ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۶۸
۷۶-۶۱
حوزههای تخصصی:
ایران در استفاده از خشت در معماری از کهن ترین کشورها محسوب می شود، شیوه ای که سالیان درازی است در ساختارها و معماری امروز کشور فراموش شده است. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻫﻤیﺖ بلوک های خاکی مانند خشت در معماری معاصر جهان ﻭ فراوانی ساختارهای خشتی ارزشمند در ایران، لزوم استحکام بخشی ﺑﻨﺎﻫﺎی ﺧﺸﺘﯽ درراستای کاربرد آن درمعماری معاصر و همچنین درجهت حفاظت و مرمت آثار تاریخی، مطالعه درباره خشت ضروری است. در طی سال های اخیر راهکارهای گوناگونی با عنوان تثبیت خاک و خشت ﺑﺮای استحکام بخشی ﺑﻨﺎﻫﺎی ﺧﺸﺘﯽ مطرح شده اﺳﺖ. تثبیت مکانیکی به عنوان یکی از این راهکارها، با نیاز به بهبود کیفیت مصالح و افزایش دوام ساختمان ها به وجود آمده و با فشرده سازی مصالح موجب افزایش تراکم خاک و لذا بهبود رفتار بلوک خاکی در برابر عوامل آسیب رسان مانند رطوبت و فرسایش می شود. پژوهش حاضر در پی دستیابی به رابطه بین تثبیت مکانیکی و رفتار مکانیکی خشت بوده و هدف اصلی خود را بررسی اهمیت تراکم خاک و تأثیر آن بر مقاومت فشاری، کششی و خمشی خشت قرار داده است. این مطالعه در قالب یک پژوهش کمی و به شیوه تجربی انجام شده و روش انجام پژوهش مبتنی بر مطالعات میدانی، بررسی های محیطی و روش های تجربی- آزمایشگاهی بوده است. برای این منظور پس از انتخاب 6 معدن خاک واقع در شهرستان اردکان (یزد) و تعیین خواص فیزیکی آن ها، نمونه های خشتی در دو گروه شاهد و آزمایشی ساخته شدند و تحت آزمایش های مقاومت فشاری، کششی و خمشی قرار گرفتند و در نهایت نتایج آن ها تجزیه و تحلیل شده اند. مطالعات آزمایشگاهی انجام شده، رابطه مطلوب بین تثبیت مکانیکی و مقاومت مکانیکی خشت را تأیید کرده و مشخص شد که تراکم خاک در خشت تثبیت شده به روش مکانیکی در مقایسه با خشت بدون اعمال تراکم، به طور میانگین موجب افزایش 43/79 درصدی در مقاومت فشاری، افزایش 42/42 درصدی در مقاومت کششی و افزایش 75 درصدی در مقاومت خمشی شده است.