فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۱۴۱ تا ۸٬۱۶۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
استان چهارمحال و بختیاری با دارا بودن فرهنگ و پیشینه ای کهن در طول تاریخ، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. وجود برخی دیدگاه ها و اعتقادات در میان مردم منطقه، حلقه های پیوسته با آیین ها و ادیان باستانی نظیر «کیش مهر» را یافته است. این نوع دیدگاه ها در قالب افسانه ها و داستان های محلی متبلور می شوند. نکته قابل توجه اینکه شکل گیری اسطوره ها و افسانه ها، مستلزم مکانی اسرارآمیز و باستانی نظیر غار است، که غارهایی نظیر «پیرغار» و غار«آقاسیدعیسی» در استان چهارمحال و بختیاری نمونه های بارز این واقعه، گشته اند. هدف از انجام این پژوهش موردی، شناخت ریشه های اعتقادی این دو مکان تاریخی -که مورد تقدس مردم منطقه هستند- می باشد. لذا، این تحقیق موردی برپایه روش توصیفی-تحلیلی سامان یافته و گردآوری داده ها از طریق کتاب خانه ای و میدانی)مشاهده ، مصاحبه و مستندنگاری(، حاصل شده اند و نتایج حاکی از آن است که ریشه های عمیقی از آیین مهر و مقدسات آن در فرهنگ مردمان منطقه چهارمحال و بختیاری وجود دارند و این اعتقادات در قالب نوین و با شکلی منطبق با دین اسلام، به حیات خود ادامه می دهند و تقدس آنها کماکان حفظ گردیده است. هم چنین حضور عناصری نظیر غار و پیر یا بزرگی به نام سید، نقاط مشترک افسانه های این دو غار با مهر یا میترا در آیین مهر شده است.
مطالعه تطبیقی آرایه های گچی در دو بنای شاخص در خراسان بزرگ: رباط شرف و مسجد فریومد (سلجوقی، خوارزمشاهی و ایلخانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۲
101 - 121
حوزههای تخصصی:
از هنر گچبری قرون پنجم تا هشتم هجری قمری در خراسان بزرگ، آثار نفیسی چون آرایه های گچی رباط شرف (سلجوقی) و مسجد جامع فریومد (سلجوقی، خوارزمشاهی، ایلخانی) باقی مانده است که در نوع خود کم نظیر هستند. شباهت ها و تفاوت های آرایه های این دو بنا در خراسان بزرگ همواره مورد توجه متخصصان امر بوده است، اما تا به امروز به نتیجه ای درخور دست نیافته اند. بدین سبب هدف این پژوهش مقایسه آرایه های گچی این دو بنا برای بیان ویژگی های مشترک و شناسایی تغییرات رخ داده در گذر زمان از حیث نوع ترکیب بندی و گونه تزیین گچی از دوره سلجوقی تا دوره ایلخانی است. عمده ترین سوال این پژوهش عبارت است از: شباهت ها و تفاوت های آرایه های گچی این دو بنای شاخص در خراسان، از منظر تحولات ترکیب بندی نقوش و گونه های تزیینی کدامند؟ روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است و شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی است. نتایجِ مطالعات حاکی از تشابه سبک آرایه های این دو بنا هستند، اما با تفاوت های ظریفی که نشان از رشد و تکامل هنر گچبری از دوره سلجوقی تا دوره ایلخانی دارد. در مسجد جامع فریومد شیوه «بسیار برجسته» در کنار دیگر گونه های تزیینی رایج از دوره سلجوقیان بکار رفته است. علاوه بر آن، در دوره سلجوقیان آجر و گچ در ترکیب بایکدیگر یک تزیین را ایجاد می کردند، اما در دوره ایلخانی این سنت تغییر کرده و گچ به تنهایی نقش عمده را در تزیین سطوح به عهده گرفت. در رباط شرف، نقش آرایه ها عمدتاً گیاهی با ترکیب بندی حلزونی بوده، اما در دوران بعدی نقوش تلفیقی (گیاهی، هندسی و کتیبه) با ترکیب بندی مواج، حلزونی و هندسی رواج بیشتری یافته است. همچنین نقش هندسی «گره» از جمله نقوشی است که در آرایه های گچی دوره ایلخانی خصوصاً مسجد جامع فریومد بسیار استفاده شده است. بطور کلی، نقش ها در مسجد جامع فریومد ظریف تر و پیچیده تر هستند و در ترکیب با کتیبه های تزیینی، سطوحی پُرکار در چند لایه را ایجاد کرده اند که نقش بسزایی در ترکیب بندی آرایه های هم دوره خود داشته است.
بَررسیِ تَطبیقیِ ارتباطِ انسان نگاره هایِ کاخ ها ونقوشِ منسوجاتِ عصرِ صفوی(نمونه موردی : کاخِ چهلستونِ اصفهان)
حوزههای تخصصی:
"نگارگری"در روزگار صفویان یکی از هنرهای رایج زمان و از هر لحاظ بی بدیل بوده است. این هنر که زبان گویای هنرمندان و اساطیری چون"رضاعباسی" نیزهست تاثیری عمیق بر تار و پود و پارچه های هم عصرخود نیز داشته است. به نحوی که حتی دسته بندی این پارچه ها بر اساس همین نقوش صورت می گیرد. نقوش مورد استفاده در پارچه های این دوره علاوه برنقوش تزئینی حاوی نقوش زیبای انسانی و مضامین و معانی مربوط به آن نیز می شود. در این نوشتار سعی نگارنده بر آنست تا ریشه ها و ارتباط این دو هنر گرانمایه ایرانی در روزگار صفوی را به تماشا و قیاس بنشیند. در این راستا مطالعاتِ میدانی وکتابخانه ای به صورت پایاپای انجام پذیرفته وکاخ پذیرایی چهلستون به عنوان منبعی از انسان نگاره های این عصر چراغ راه بوده است.
تبیین الگوی منظر معنوی از سفر ارزان قیمت بررسی موردی گردشگران هیتچهایک زن و مرد
منبع:
هنر و تمدن شرق سال هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۲۳
39 - 48
حوزههای تخصصی:
سفرهای ارزان قیمت راه حلی برای کاهش هزینه های سفر و مدیریت آن است به شکلی که گردشگران علاقمند به تجربیات پرمخاطره بتوانند دو مؤلفه مهم تجربه سفر خاص و سفرکردن با هزینه های پایین را به دست آوردند. مقوله هیتچهایک یا سواری مجانی دارای سابقه دیرینه بین المللی است، اما در ایران اصل جدیدی به حساب می آید. شاید محدودیت ها و سختی های این گونه از سفرها در ایران دلیلی بر بعد نظری این موضوع به حساب آید. آنچه مسلّم است گونه های خاص گردشگری با تفسیرها و حالات معنوی متفاوتی همراه است و این پژوهش به دنبال این است که مؤلفه های معنوی قابل تجربه در گونه گردشگری هیتچهایک را به شکلی نظری الگوسازی کند. لذا این پژوهش از نوعی کیفی است که با استفاده از روش گراندد تئوری و استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با زنان و مردانی که تجربه این سفر را داشته اند صورت گرفته است. 28 مصاحبه موفق برای رسیدن به اشباع نظری صورت گرفت و پس از کدگذاری های باز محوری و گزینشی، یافته های پژوهش به شکل الگوی پاردایمی استخراج شد. تمایل به آشنایی با فرهنگ ها، ریسک کردن و ساده سفرکردن به عنوان عوامل علّی و مزاحمت های همسفرها، مقاومت اجتماعی و سختی در جامعه میزبان به عنوان عامل مداخله گر و تعاملات بین فرهنگی و غیرقابل پیش بینی بودن اتفاقات به عنوان عوامل زمینه ای شناخته شدند. در لحظه زندگی کردن، صلح و دوستی و اعتماد به غریبه ها راهبردهایی هستند که پدیده محوری تغییرات روحانی در سفر پر مخاطره را به پیامدهای خداشناسی، حسنات اخلاقی، افزایش تعداد دوستان و تغییر بینش منتهی می سازد. نتایج نشان می دهد که گونه گردشگری ارزان و پرمخاطره، دارای مؤلفه های معنوی متمایزی است که شناسایی و مدیریت آنها می تواند تجربه معنوی را به ارمغان آورد.
بررسی تطبیقی رسم الخط میرعلی بن حسن تبریزی با میرعلی بن الیاس تبریزی بر اساس نسخه خسرو و شیرین نظامی (3134، گالری فریر) و سه مثنوی خواجوی کرمانی (18113، کتابخانه بریتانیا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۹
100 - 113
حوزههای تخصصی:
میرعلی بن حسن تبریزی ملقب به «قدوه الکتاب معلی» و میرعلی بن الیاس تبریزی دو نستعلیق نویس معروف عصر جلایری در بغداد هستند. تنها اثر اصیل و رقم دار میرعلی بن حسن نسخه خسرو و شیرین نظامی محفوظ در گالری فریر (3134) است و شناخته شده ترین اثر میرعلی بن الیاس نسخه مصور سه مثنوی خواجوی کرمانی در کتابخانه بریتانیا (18113) است. احتمال می رود این دو خوشنویس همشهری، هم دوره و همنام که فقط در نام پدر اختلاف دارند، در شیوه کتابت و رسم الخط نیز متمایز باشند. از این رو در این پژوهش این دو نسخه خطی مورد مطالعه و مقایسه قرار گرفته است. هدف این پژوهش شناسایی شیوه نگارش هر یک از این دو خوشنویس براساس نسخه خسرو و شیرین نظامی و سه مثنوی خواجو و در پی پاسخ به این پرسش است که چه تفاوت هایی میان رسم الخط این دو کاتب نستعلیق نویس وجود دارد؟ این پژوهش به لحاظ هدف در زمره پژوهش های بنیادین است و براساس ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی است. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی است. این پژوهش نشان می دهد که این دو خوشنویس در شیوه نگارشِ چهار دسته از حروف کشیدگی ها، دوایر، مفردات و نقطه ها با یکدیگر تفاوت دارند و رسم الخط میرعلی بن حسن از قاعده نسبتاً مشخص تری تبعیت می کند. شکل (ب) کشیده در حروف کشیده و (ن) در حروف گرد به عنوان الگوی پایه تکرار شده است. ارتفاع اکثر مفردات یکسان و برابر 5/1 نقطه است. زاویه نقطه گذاری 60 درجه است و نسبت به کرسی 15 درجه به سمت چپ تمایل دارد. در نگارش میرعلی بن الیاس حروف دارای تنوع بیشتری هستند و کشیدگی ها به نسبت بلندتر است. انحراف زیاد قسمت گردی دوایر به سمت مخالف، ارتفاع 2نقطه ای مفردات و زاویه نقطه گذاری 45 درجه به گونه ای که محور نقطه ها با کرسی موازی باشد، از دیگر مشخصات رسم الخط این خوشنویس است.
مطالعه ساختاری سفال های منطقه هورامان استان کردستان (محوطه های سرچم، برده مار و کناچه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در کاوش های نجات بخشی سد داریان منطقه هورامان در استان کردستان چندین مکان کاوش شدند که محوطه های سرچم، برده مار و کناچه ازجمله آن ها هستند. در این سه محوطه آثار دوره اسلامی، دوران تاریخی، عصر آهن I، مفرغ متأخر، و دوره مس سنگی شناسایی شد که شناخت منابع خاک سفال های آن به دلیل شیوه معیشت این ناحیه که جمعیتی متحرک دارد، حائز اهمیت است. کوهستانی بودن منطقه هورامان و قرارگیری آن در مجاورت منطقه زاگرس مرکزی و بین النهرین باعث شده تا شیوه معیشت مردمان باستانی آن مورد سؤال باشد و شناخت منابع خاک سفال ها می تواند اطلاعات مفیدی در مورد منشأ جغرافیایی سفال های ناحیه و استفاده کنندگان آن در اختیار قرار دهد. برای این هدف تعداد 42 عدد سفال از سه مکان شامل غار کناچه و دو محوطه برده مار و سرچم برای آزمایش XRD و XRF انتخاب شد. علاوه بر نمونه های سفال، 3 نمونه خاک از اطراف این محوطه ها نیز مورد آزمایش XRD و XRF قرار گرفت. محوطه برده مار و کناچه متعلق به دوره اسلامی و محوطه سرچم چهار دوره زمانی از دوران تاریخی تا دوره مس سنگی را دربر می گیرد. تنوع محوطه ها، تنوع کاربری مکان ها و نیز گوناگونی سبک های سفالی بر جامع بودن شناخت ما از منابع خاک سفال های باستانی منجر شده است. بر اساس نمونه های موجود، احتمالاً سفال های هر سه محوطه در دوره های شناسایی شده تولید محلی است و تشابه زیادی باهم دارند. این تشابه در طول زمان و نیز در مقایسه با ترکیب خاکه ای منطقه دیده می شود و تمامی گونه های سفال حتی نمونه هایی که دارای نسبت کمی در مجموعه سفال ها بودند از خاک های محلی ساخته شده اند. این نتایج برای غار کناچه که احتمالاً توسط رمه گردانان مورد استفاده بوده اند نیز صادق است.
محتوای آموزش معماری در ایران و میزان موفقیت دوره کارشناسی در انتقال این محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۵
91-112
حوزههای تخصصی:
معماری یک مقوله چندمحوری چندبُعدی است. به همین علت، تحقق معماری و یادگیری آن، نیازمند برخورداری از مجموعه ای از معرفت ها و دانش های گوناگون است. مسئله پژوهشی حاضر، بررسی محتوای لازم برای آموزش معماری و تحلیل میزان موفقیت دوره کارشناسی در انتقال این محتواست. این تحقیق یک پژوهش کاربردی به شیوه پیمایش کمّی است. ابتدا محتوای آموزش و آنچه دانشجوی معماری باید بیاموزد، بحث و ارائه گردید و سپس دیدگاه استادان، کارفرمایان، دانش آموختگان و دانشجویان در خصوص میزان موفقیت دوره کارشناسی در انتقال این محتوا، از طریق پرسشنامه اخذ و بررسی شد. بر اساس یافته ها سه بنیان دانش، توانش و بینش، محتوای آموزش معماری را تشکیل می دهد و ارز ی اب ی میزان موفق ی ت دوره کارشناسی معماری در انتقال این محتوا نشان م ی دهد ب ی شتر ی ن موفق ی ت آموزش در انتقال بنیان توانش است که در سطح متوسط قرار دارد و در دو مؤلفه دانش و بینش، سطح موفق ی ت درمجموع پایین تر از حد متوسط است.
Urban regeneration of a dysfunctional historic texture: a reflection on social theme in the northern zone of Naqsh-e Jahan Square of Esfahan
منبع:
Socio-Spatial Studies, Vol ۳, Issue ۷, Summer ۲۰۱۹
21 - 30
حوزههای تخصصی:
Nowadays, an important matter has emerged which is to pay attention to the problems of releasing historic textures. Urban regeneration with emphasis on social themes has always been a fundamental approach to eliminate the shortcomings of historic textures. Redefining social life and public events, creating unity and integrity, and social justice and etc. are of the main approaches to urban regeneration according to historical values and the existing identity in these textures.<br style="box-sizing: border-box;" /> This research is trying to identify the social themes of dysfunctional historic textures in the northern zone of Naqsh-e Jahan Square of Esfahan, and suggest proper solutions based on the current and past situation of this neighborhood, so that it can revitalize this area through a comprehensive plan and become able to play novel roles alongside its historic identity, in coordination with new urban centers. To do so, methods of desk research, survey research and questionnaire have been employed. The volume of the samples have been calculated with Cochran formula method and the data analyses have been done with SPSS software first, and then using GIS, they have been positioned on a limited-blocks level and by overlaps of indicators, known factors of the inefficiencies have been introduced so that the problems causing inefficiencies in textures with social themes can be tackled.
واکاوی تاثیر ضوابط و مقررات شهرسازی و معماری بر سازمان کالبدی محله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۳ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
71 - 83
حوزههای تخصصی:
محلات جدید به عنوان یکی از روشهای توسعه شهری در حوزه تامین نیازهای مسکونی در ایران همواره در حال شکل گیری و احداث هستند. برنامه ریزی و طراحی اینگونه محلات می توانند در صورت ارایه و رعایت ضوابط و مقررات موثر بر سازمان کالبدی محله، تاثیر خویش را در ساکنان آن داشته باشند. مسئله اصلی تحقیق حاضر اینست که محلات جدید به عنوان یکی از روشهای توسعه شهری در حوزه تامین نیازهای مسکونی در ایران همواره در حال شکل گیری و احداث هستند، از این رو هدف تحقیق اینست که تاثیر ضوابط و مقررات بر سازمان کالبدی محلات شهری سنجیده و ارزیابی شود. روش تحقیق حاضر بر مبنای تلفیقی یعتی کمی- کیفی می باشد، این بدان معناست که در مطالعه کمی از روش پرسشنامه استفاده گردیده و در روش کیفی از روش مشاهدات میدانی استفاده شده است. جهتبررسیسوالات، گردآوریاطلاعاتبه کمکپرسشنامهمشتملبر 15 شاخص و 79گویهدرطیف لیکرت صورتپذیرفت. حجم نمونه آماریبرایمحدودهآماری مورد نظرمعادل 760 نفر میباشد. ارزیابیصحتودقتفرضیههاییادشدهبهکمک مدل معادلاتساختاری (SEM) درنرمافزار SPSSارزیابیشدهاند. از نتایج تحقیق اینگونه برمی آید که متخصصان مطلوب ترین شاخص را ضوابط و مقررات نماسازی با میانگین (9.45) انتخاب کرده و پس از آن ضوابط و مقررات سایه اندازی، استقرار بنا و مشرفیت (8.65) و ضوابط و مقررات سطح زیربنا (7.71) قرار دارد. نامطلوب ترین شاخص از نظر ایشان نیز ضوابط و مقررات مجموعه سازی با (2.98) می باشد. این بدان معناست که ضوابط و مقررات شهر جدید سهند به صورت معنایی و عملکردی تنظیم گردیده است.
مدل سازی عامل محور پارادایمی برای مواجه با عدم قطعیت و پیچیدگی در مسایل معماری و محیط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال نهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
145-155
حوزههای تخصصی:
تلاش برای توصیف عمل طراحی به عنوان فرآیند، ریشه در نظریه سیستم ها دارد. بنابراین اشاره می شود که بسیاری از مسایل طراحی و برنامه ریزی محیطی از عناصر ناهمگونی ساخته شده اند که در تعامل با یکدیگر قرار دارند، دارای ویژگی های پیدایش هستند، در طول زمان ادامه پیدا می کنند و با شرایط در حال تغییر سازگار می شوند. ازاین رو طراحان و برنامه ریزان توجه ویژه ای به تفکر محاسباتی کرده اند. با وجود آن که طی سال های اخیر روش های مدل سازی محاسباتی و شبیه سازی موفقیت های زیادی را کسب کرده اند، اما همچنان بسیاری از آنها در نمایش پدیده پیدایش، ایجاد تعامل میان عامل های ناهمگن و رویارویی با پدیده های توزیع شده در طول زمان ناتوان باقیمانده اند. در چند سال اخیر، پارادایم مدل سازی عامل محور مورد توجه قرار گرفته است تا توصیفی از نحوه رفتار این گونه مسایل ارایه و نتایج متعدد بالقوه، در قالب طیف وسیعی از گزینه ها و پیش بینی آینده مورد بررسی قرار گیرد. هدف این مقاله بررسی مدل سازی عامل محور و تبیین خطوط فکری اصلی آن در کاربردهای معماری و بررسی شکاف های تحقیقاتی است. بدین منظور ۲۰۳ مقاله مرتبط در بازه زمانی ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۶ بررسی شد. سپس مقالات براساس موضوعات مشترک گروه بندی شدند، و هر دسته تبیین شد تا وضوح بیشتری از چشم انداز پیشرو برای مطالعات آتی فراهم شود. مطالعات نشان داد که استفاده از این مدل ها می تواند بینش های بیشتری در فرآیندهای برنامه ریزی، طراحی و مداخلات محیطی فراهم آورد، همچنین بررسی خطوط اصلی فکری در کاربردهای آن نشان می دهد که در این حوزه طراحی مشارکتی دیگر مورد توجه طراحان نیست و ربات ها از زمینه های جدید و نوظهور این حوزه هستند.
نقش نقاشان زن، در احیا و حفظ سنت نگارگری در نقاشی معاصر ایران (در دهه 50 تا 80)
منبع:
پیکره دوره هشتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۸
1 - 17
حوزههای تخصصی:
علیرغم گسترش همه جانبه مبانی هنرهای تجسمی مدرن، و انبوه سبک ها و تکنیک های مختلفی که به سرعت در دنیا منتشر می شوند، نگارگری ایرانی، چه به صورت بالفعل و چه به صورت بالقوه کارکردهای بصری و بیانی فراوانی یافته است. با حضور پر شمار زنان به عنوان نقاش در تاریخ هنر ایران در دوران معاصر، نقاشان زن ایرانی، علاوه بر کاربست روش ها و تکنیک های غربی، در به کارگیری برخی شگردهای تصویری این گنجینه بصری در نقاشی معاصر ایران، موفقیت هایی را کسب نموده اند. هدف این پژوهش، جمع آوری و معرفی این نقاشان معاصر و بررسی و تحلیل آثار آنان با در نظر گرفتن حضور نگارگری در آثارشان است. سؤال این است که زنان نقاش ایرانی در زمینه احیای نگارگری در نقاشی معاصر ایرانی، چه نقشی را ایفا نموده اند و چگونه و از کدام ویژگی های نگارگری برای بیان شیوه های نو در نقاشی معاصر، بهره گرفته اند؟ این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، اینترنتی و آرشیوی، به نتایجی دست یافت که در آن مشخص گردید، نقاشان زن ایرانی با استفاده از تلفیق نقوش گیاهی و جانوری و حروف الفبای فارسی، همچنین با استفاده از نقش اسب در شیوه های متنوع، یا تغییر مصالح، ایجاد نمودهای بصری جدید از طریق تحلیل سطوح نگارگری، تحول در کارکرد سطوح معماری و همچنین با بهره گیری از مبانی تجسمی غربی، موفقیت هایی را در جهت غنای نقاشی معاصر با استفاده از عناصر سنت نگارگری به دست آورده اند.
ویژگی های بصری و ساختاری ارسی های شهر تاریخی ماسوله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال پانزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۴
72 - 92
حوزههای تخصصی:
ارسی ها پنجره های مشبک بالارونده با شیشه های رنگی هستند که می توانند نور خورشید را متناسب با ساعات و شدت تابش آن در رنگ های متعددی عبور دهند. شهر تاریخی ماسوله نیز ازجمله مناطقی است که در معماری آن از ارسی های منحصربه فردی استفاده شده است. در پژوهش حاضر تلاش گردیده است تا انواع ارسی های شهر تاریخی ماسوله دسته بندی گردند و همچنین تلاش گردیده است تا ویژگی های بصری، ساختاری، عملکردی و میزان نور دریافتی حاصل از هریک از ارسی ها را مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرند. جهت دستیابی به این اهداف در تحقیق حاضر از شیوه های میدانی و مطالعات توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان دهنده آن است که ارسی های ماسوله را می توان در غالب 6 گونه از ارسی های متفاوتی همچون، ارسی های غیرمنفذدار بازار، ارسی های 1 درکی دوجداره، ارسی های 2درکی، ارسی های 3درکی، ارسی های 4درکی و ارسی های 5درکی دسته بندی کرد. همچنین با بررسی و تحلیل های صورت گرفته در ویژگی های بصری و ساختاری ارسی های ماسوله می توان عمده ترین دلایل در پیدایش انواع مختلف ارسی ها را از قبیل، خلق ابعاد انسانی تر در ابعاد بازشوها، ایجاد پوشش (حجاب) متناسب برای کاربران در فضاهای داخلی، ایجاد دید بصری متناسب با شرایط دلخواه کاربران (متحرک سازی)، افزایش حافظت فیزیکی از کاربران کهن سال و خردسال، کاهش مصرف انرژی های مصنوعی و با سبک سازی در وزن بناها موجب کاهش در برابر تخریب بلایای طبیعی همچون زلزله می گردند دانست.
حفاظت از پل ساسانی- اسلامی کشکان استان لرستان با رویکرد منظرفرهنگی (هنری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال پانزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۵
1 - 25
حوزههای تخصصی:
استان لرستان در غرب ایران با دارا بودن رودهای پرآب و به دلیل قرار داشتن در مسیرهای باستانی بین پایتختهای دوران مختلف، ارتباطات دائمی بین این مناطق را از طریق احداث پلهایی عظیم برقرار میکرده است. ناشناخته ماندن هویت و ارزش والای این آثار برای جامعه بومی، کشور و جامعه بینالملل، تخریب این آثار و محیط طبیعی وابسته به آن توسط مردم بومی و گردشگران[1]، نبود برنامه مطلوب و بودجه لازمِ حفاظت و نادیده انگاشتن بستر طبیعی پلها[2]در امر حفاظت، همگی باعث شده که این آثار ارزشمند در معرض تخریب قرار گیرند. بر این اساس هدف پژوهش مذکور شناسایی منظرفرهنگی پل تاریخی کشکان و چالشهای حفاظت از آن بوده تا بتواند در راستای فهم حفاظت از این اثر قدمی موثر بردارد. در پژوهش پیشرو گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانهای و میدانی (در مسیر رودخانه کشکان[3]) انجام گرفت.پل کشکان به دلیل قرار گرفتن بر مسیر راههای متعدد باستانی، دارا بودن ریشههای معماری ساسانی و معماری منحصر به فرد به عنوان نمونه مطالعاتی انتخابو چالشهای حفاظت از منظرفرهنگی آن از طریق روش تحقیق کیفی، تحلیل دادهها و کدگذاری به دست آمدند.
تصویرسازی حرکات موزون با سماچه در سفال نگاری های ایران پیش از تاریخ
حوزههای تخصصی:
آدمیان در گذر زمان تلاش کرده اند اندیشه ها و باورهایشان را صورتی عینی بخشیده و آن را تصویرسازی کنند. تصاویر ظروف منقوش باستانی باقی مانده که حاوی پیا م های گوناگون است بهترین گواه این مدعاست. مطالعه ظروف کاربردی -هنری بخش اعظمی از هویّت مردمان سرزمین کهن ایران را می تواند آشکار کند و اطلاعات ژرفی از هنرهای دیگر این مرز و بوم را منتقل سازد. نقوش انسانی در حال انجام حرکات موزون از جمله آثاری است که در ورای خود سبقه فرهنگی و معنایی بارز توجه ایی را متبلور می نماید. در این میان حرکات موزون متفاوت و شاخص تر از دیگر نقوش رقصنده برظروف مشاهده می شود که می توان آنها را در یک گروه، به «رقص با سماچه» موسوم دانست. این مقاله با هدفی کاربردی در جهت شناخت و شناساندن این پدیده انجام شده و مسئله اصلی آن واکاوی و هویّت یابی تاریخی هنری رقص با سماچه در ایران می باشد. روش تحقیق کیفی می باشد و با رویکردی تحلیلی- توصیفی، براساس گردآوری اطلاعات مکتوب کتابخانه ایی انجام شده است. نتیجه حاصله نشان از آن دارد که رقص با سماچه پدیده ایی نمایش گونه و کهن در ایران است که می توان با کاربردی کردن آن در هنرهای نمایشی، راه برون رفت از بن بست های کلیشه ای نمایش در ایران و حتی جهان را مهیا ساخت.
تأثیر الگوهای زبانی در فرم های معماری از منظر نشانه شناسی (با مطالعه بروی آثار زاها حدید)
حوزههای تخصصی:
بازخوانی مداخلات و ملاحظات معمارانه ساکنان شهر سوخته در چهارمین دوره استقرار براساس حفاری های باستان شناسی
منبع:
هنر و تمدن شرق سال هفتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۶
57 - 66
حوزههای تخصصی:
مطالعه و واکاوی یافته های دوران کهن، علاوه بر اینکه منجر به کسب آگاهی های تاریخی درباره آن دوران می شود، می تواند خوانش های بشر از رابطه دوسویه میان انسان و محیط زندگی را دچار تغییر کند. منطقه باستانی شهر سوخته از تمدن های حاشیه دلتای رود هیرمند، واقع در استان سیستان و بلوچستان امروزی، است. این منطقه در چهار دوره تاریخی به حیات خود ادامه داده است و از مراکز مهم تمدنی در هزاره سوم پیش از میلاد به شمار می رود. این نوشته در دو بخش معرفی و کلیات و تحلیل داده های معماری و شهری تدوین شده و به دنبال یافتن پاسخ این پرسش است که اعضای تمدن های کهن در نمونه شهرسوخته چه ملاحظات و مداخلات معمارانه ای در محیط زیست خود داشته اند؟ در بخش تحلیل داده ها، نحوه برخورد ساکنین شهر سوخته با مسئله مسکن، معماری و شهرسازی، با توجه به مدارک و شواهد باستان شناسی بررسی شده است. در این قسمت، بیش از سایر مستندات، تکیه بر تصاویر منتشرشده این منطقه باستانی است که یونسکو در جریان ثبت جهانی شهرسوخته گرفته است و نقشه های شهر باستانی به تصاویر سه بعدی قابل درک تبدیل شده اند. نگارنده با انطباق مشخصات اصلی اقلیم سیستان بر یافته های معماری و شهر از حفاری های باستان شناسی، سعی در نشان دادن نوع برخورد ساکنان شهر سوخته با بستر را دارد.
خوانشی در باب معاصریت در هنر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تعریف واژه ی معاصر، برخی تنها وجه امروزی بودن (درزمانی) را مورد نظر قرار داده و گروهی دیگر، با نگاهی فرازمانی، به تعریف آن در نسبت با اجتماع پرداخته اند. هدف از این پژوهش، رسیدن به پاسخی برای این پرسش بنیادی است که آیا دوره معاصر شامل بازه زمانی خاصی از هنر یک سرزمین، با تمامی آثار مربوط به آن دوره است و یا این واژه، تنها بر آثاری که با مصادیق آن همخوانی دارند، قابل اطلاق است؛ مصادیقی که گاه از جنبه نو بودن فراتر رفته و دایره تعلقات این واژه را دگرگون می کند. روش تحقیق در این پژوهش به شیوه توصیفی_تحلیلی بوده و جمع آوری اطلاعات با استفاده از اسناد و منابع کتابخانه ای انجام شده است. بنا بر نتیجه، آنچه بیش از سایر دیدگاه ها می تواند به عنوان تعریفی نسبتاً دقیق از معاصریت قلمداد شود، دیدگاه بازمانی است. بر مبنای این دیدگاه، آثار هنری با وجود ساکن شدن در ظرف زمانی و مکانی معین، به آن محدود نگردیده و ممکن است با گذر زمان، با زمینه های هنری آینده خود همایند شوند. در نتیجه معاصریت در قطب دوم اثر هنری، یعنی مخاطب، ظرف زمان را می پذیرد ولی در قطب اول آن، که مربوط به تولید اثر هنری است، پذیرای ظرف و محدوده زمانی نیست.
بررسی تأثیر متقابل مؤلفه های سرمایه اجتماعی بر کیفیت زندگی در محله های شهری با استفاده از روش معادلات ساختاری (مورد مطالعه: محله های سلطان میراحمد و فین کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۵
217-240
حوزههای تخصصی:
محله های شهری بستر ی مناسب برای شکل گیری ارتباطات پایدار اجتماعی و افزایش اعتماد و مشارکت اجتماعی است. با توسعه شهرها و تغییرات اساسی در الگوی زندگی ساکنان، با تغییرات گسترده در روابط نزدیک و گسست ارتباطات پیونددهنده روبه رو هستیم؛ به طوری که امروزه رویکرد های مبتنی بر افزایش سرمایه اجتماعی در جوامع محلی به عنوان راهکاری مؤثر در جهت توسعه پایدار اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی شناخته می شود . هدف پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی در سطح تحلیل محله های شهری و سنجش میزان تأثیرگذاری متقابل متغیر سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی ، به خصوص در گونه های متفاوت، نظیر دو محله سلطان میر احمد و فین کاشان است که بعد از نتیجه گیری بتوان به عنوان چارچوب سیاست گذاری برای توسعه شهری مورد استفاده قلمداد کرد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی و برحسب گردآوری داده ها ترکیبی (تحلیل متون کیفی و روابط کمی سازی) است . روش نمونه گیری در پژوهش حاضر چندمرحله ای و ابزار گردآوری اطلاعات، به صورت پرسشنامه بوده که اعتبار آن با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ مورد آزمون قرار گرفت. فرضیات به روش آزمون تفاوت میانگین دو نمونه مستقل (آزمون t ) و آزمون همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش حاضر بیانگر وجود ارتباط معنی دار میان ابعاد متغیر سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی است. بیشترین تأثیرگذاری متغیر سرمایه اجتماعی بر متغیر کیفیت زندگی را شاخص اعتماد (۸۵/۰) و بیشترین تأثیر گذاری متغیر کیفیت زندگی بر سرمایه اجتماعی را شاخص سلامت محیط (۸۸/۰) داراست. نتایج پژوهش نشان دهنده آن است که از طریق افزایش اعتماد به عنوان تأثیرگذا رترین شاخص سرمایه اجتماعی می توان به ارتقای کیفیت زندگی محله های شهری دست یافت و همچنین با ارتقای شاخص های سلامت محیط به ارتقای کیفیت زندگی محله های شهری و در نتیجه سرمایه اجتماعی مطلوب تر دسترسی پیدا کرد. از تأثیر متقابل مؤلفه های سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی می توان در راستای بازتولید سرمایه غنی تر و کیفیت زندگی مطلوب تر در محله های شهری استفاده کرد.
بازخوانی و تطبیق معیارهای ارزش گذاری جهانی برای آثار میراث معماری صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال نهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱۷
۳۸-۲۱
حوزههای تخصصی:
برخی آثار تاریخی به دلیل داشتن ویژگی هایی استثنایی، به عنوان میراثی با ارزش جهانی محسوب می شوند .در این میان میراث صنعتی به عنوان بخشی از میراث جهانی، پدیده ای نوظهور و حاصل صنعتی شدن جهان است، که به سبب دارا بودن ارزش های مادی و معنوی نهفته در خود، وارد حوزه فرهنگ جهانی شده است، تا در جهت حفاظت از این آثار ارزشمند، اقدامات جهانی صورت گیرد.لازم به ذکر است، تنها بخشی از مفهوم فراگیر میراث صنعتی، میراث معماری صنعتی است و یکی از پیش نیازهای حفاظت آن، شناخت ارزش ها و جایگاه آن در هویت معماری منطقه است. چگونگی رویارویی و برخورد با آثار و ابنیه صنعتی، به عنوان بقایایی از دوران صنعتی، از مفاهیم جدید مطرح شده در کشورهای در حال توسعه است. در ایران نیز با توجه به پیشینه تاریخی ورود صنعت به کشور و همچنین دارا بودن بناهای صنعتی منحصربه فرد، ضرورت پژوهش در این حوزه در راستای شناخت آن، بیش از پیش احساس می شود چراکه میراث معماری صنعتی ایران، به عنوان بخشی از میراث فراموش شده در خطر از بین رفتن است ودر صورت عدم توجه، بطور قطع شاهد از دست رفتن این بقایای ارزشمند خواهیم شد. از این رو شناسایی این آثار و ارزیابی ویژگی ها و ارزش های نهفته در آن، می تواند نخستین گام در جهت حفاظت از این میراث ارزشمند باشد. با توجه به ضرورت شناخت وضعیّت موجود میراث معماری صنعتی در جهان، پژوهش حاضر با هدف مطالعه و تحلیل آثار میراث صنعتی ثبت شده در فهرست جهانی، اجرا شده است. در این راستا ضمن تبیین مفاهیم، معیارهای میراث جهانی که در ثبت بناها لحاظ شده است، مورد بررسی وتحلیل قرارگرفته است. نتایج و دستاوردهای پژوهش ،در جهت آشنایی هرچه بیشتر و درکی ملموس تر از ظرفیت ها و ویژگی های تعمیم پذیر معیارهای ثبت میراث جهانی، در زمینه میراث معماری صنعتی است.
تبیین عوامل انگیزش حس مکان در جامعه روستایی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (مطالعه موردی: پهنه روستایی استان آذربایجان شرقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۸ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱۶۵
۸۰-۶۵
حوزههای تخصصی:
حس مکان نوعی رابطه حسی و تعاملی میان فرد و محیط زندگی را تبیین می کند و رابطه مثبتی با پیوند میان فرد و مکان و دریافت های کیفی مثبت و رضایتمندی از محل زندگی دارد. از آنجا که به استناد سرشماری های سراسری کشور، مهاجرت روز افزون روستاییان به شهر و دل کندن و ترک روستا از مشکلات گریبانگیر جوامع روستایی می باشد، شناخت عوامل انگیزش حس مکان و حفظ و تقویت آن توسط تصمیم گیران و برنامه ریزان روستایی می تواند در رفع این مشکل تأثیر گذار باشد. این پژوهش با هدف تدقیق مفهوم حس مکان و تبیین مؤلفه های ماهیتی و شاخص های مربوطه در جامعه روستایی انجام شده و در دو مرحله انجام یافته است . در مرحله اول به روش مرور سابقه موضوع، تحلیل و حصول به استدلال منطقی، ابعاد اصلی حس مکان تعریف شد و مدل نظری حس مکان تدوین گردید. سپس در مرحله دوم با روش پیمایشی و آزمون پرسشنامه ای، تعداد 391 نمونه به صورت خوشه ای تصادفی از روستاهای بالای 20 خانوار استان آذربایجان شرقی انتخاب شد و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری، مدل نظری به آزمایش گذاشته شده و جایگاه عوامل آن تبیین شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد ابعاد اصلی حس مکان در سه وجه محیطی/کالبدی، فعالیتی/عملکردی و فردی/اجتماعی در درون تجربه زیستی انسان در مکان مفروض تعریف می شود . وجود کیفیات خاص عوامل سه گانه درون یک تجربه زیستی در تأثیر پذیری از ویژگی های شخصی پس از عبور از فیلتر ادراکی و شناختی فرد، مفهوم حس مکان را شکل می دهد و افزایش کمی و کیفی عناصر و فرایند مطرح شده، میزان عمق آن را می افزاید. همچنین نتایج آزمون در جامعه روستایی انتخابی نشان می دهد مهم ترین عوامل در انگیزش حس مکان به ترتیب عوامل پیوند مکانی، کیفیات محیطی، میزان فعالیت و عملکرد، هویت مکان و پیوند اجتماعی و رفاه مکانی می باشد. در ادامه پژوهش شاخصه های ایجاد این عوامل، تبیین و راهکارهای عملی جهت کاربست در فضاهای روستای ارائه شده است. نتایج حاصل می تواند برای معماران و برنامه ریزان روستایی و متخصصین مربوط به علوم محیطی جهت آفرینش محیط های دارای حس مکان مفید باشد.