فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۰۰۱ تا ۸٬۰۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
مهم ترین رسالت آموزش و پرورش، آماده سازی کودکان و نوجوانان برای ورود موفق به جامعه است. محیط آموزشی به عنوان اولین اجتماعی که کودک بدان پای می گذارد می تواند نقش موثری در هویت یابی و جامعه پذیری دانش آموزان ایفا کند. دانش آموز می تواند در جامعه کوچک مدرسه کفایت های اجتماعی لازم برای حضور در جامعه بزرگ تر را بدست آورد. مطالعات بسیاری بر ناتوانی روش های تدریس کنونی در آماده سازی دانش آموزان برای حضور موثر در جامعه اشاره دارند و روش های تدریس نوین و فعال را جایگزینی اثربخش برای تقویت مهارت های اجتماعی دانش آموزان می دانند. روش های تدریس نوین امکان حضور فعال دانش آموز در جریان کلاس را فراهم نموده، به او امکان نقش یابی در جمع کلاسی را می دهند و در رشد شخصیت وی موثرند. از آنجا که فرآیند آموزش در محیط آموزشی صورت می پذیرد، ساختمان مدرسه نیز در اجرای موفق روش های تدریس نوین اثرگذار است. در هر یک از روش های تدریس نوین، انتظار می رود روند مشخصی در کلاس طی شود و ارتباط موثری میان دانش آموزان و معلم ایجاد شود. این روند آموزشی و ارتباط انسانی، چیدمان کلاسی خاصی را می طلبد و با طراحی مناسب مبلمان کلاسی می توان کلاس را برای اجرای هر کدام از روش های تدریس نوین آماده کرد. لذا هدف از تحقیق حاضر دست یابی به چیدمان مناسب برای فضاهای داخلی مدارس بوده است که بتواند با کنار هم قرار دادن چندین رویکرد آموزشی نوین، ابعاد مختلف کفایت اجتماعی را در دانش آموزان رشد دهد. بدین صورت ابتدا به مفهوم کفایت اجتماعی و ابعاد آن پرداخته شده است و سپس با معرفی سبک های تدریس نوین، ارتباط بین سبک تدریس و رشد کفایت اجتماعی دانش آموزان بررسی شده است و در پایان چیدمان های مناسب فضای داخلی مدرسه با ذکر نمونه معرفی شده اند.
خاتم شاهی و قدرت ازلی: کیفیت تأثیر شاه عباس اول در وضعیت اجتماعی و سیاسی مسجد جامع اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال نهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۰
۹۰-۷۹
حوزههای تخصصی:
شاه عباس اول مانند بسیاری از پادشاهان دیگر، توجهی خاص به مساجد جامع داشت. وی پس از انتخاب اصفهان به پایتختی، سعی در مرمت بازار و مسجد قدیم داشت که با مخالفت زمین داران آن زمان مواجه شد. سپس، تصمیم به احداث میدان نقش جهان گرفت و مسجد جامع عباسی را به عنوان مسجد جامع جدید شهر، برپا ساخت. در این مقاله، دو مؤلفه اصلیِ مشخصه مساجد جامع، نماز جمعه و اعتکاف، مورد بررسی قرار گرفته اند و هدف مقاله، شناخت وضعیت مسجد جامع عتیق، به لحاظ اجتماعی و سیاسی، پس از احداث مسجد شاه است. روش این مقاله، تفسیری- تاریخی بوده و از منابع نوشتاری درجه اول و دوم برای حصول نتیجه استفاده شده است. نماز جمعه به کمک فتوای علمای برجسته شیعه در دوره صفویه احیا و اولین نماز، در مسجد جامع عتیق اصفهان برگزار شد. شاه عباس، پس از اتمام ساخت مسجد شاه، نماز جمعه را از جامع عتیق به مسجد شاه منتقل کرد و این مسجد در دوره های پس از او نیز محل اصلی اقامه نماز جمعه شد. بحث بر سر جواز برگزاری اعتکاف نیز در همین دوره، موجب کشمکش بسیاری میان فقها بود. علمای هم عصر شاه عباس درباره اعتکاف فتواهایی صادر کردند که به موجب آن، در مساجد دیگری چون مسجد شیخ لطف الله، مراسم اعتکاف برگزار می شد. به این سبب، اعتکاف نیز در انحصار مسجد جامع عتیق نماند. شاه عباس اول با انگیزه اقتصادی و تلاش برای رونق بخشیدن به کانون جدید خود در شهر اصفهان، میدان نقش جهان و مسجد شاه را برپا ساخت و برای مقابله با رقبای این کانون، میدان کهنه و مسجد جامع عتیق، کوشید. نتیجه این کوشش او آن بود که مسجد جامع عتیق در سایه مسجد شاه قرار گرفت و فعالیت های مذهبی، سیاسی و اجتماعی مخصوص مساجد جامع مانند؛ نماز جمعه و اعتکاف، از این مسجد به جامع عباسی انتقال یافتند.
تحلیلی بر پایداری اجتماعی مسکن در نواحی شهری؛ مطالعه موردی: نواحی شهر خرم آباد
حوزههای تخصصی:
یکی از ﻣﺴﺎﺋلی که به ﺷﺪت ﺗﻮﺟﻪ ﻫﻤﮕﺎن را ﺑﻪ ﺧﻮد ﻣﻌﻄﻮف داﺷﺘﻪ ﻣﺴکﻦ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺎیدار آن اﺳﺖ. در این میان شهر خرم آباد که در چند سال اخیر با افزایش بی رویه جمعیت روبرو شده است. دچار توسعه نامتقارن در ابعاد متفاوت گردیده که نتیجه آن عدم توجه به اصول معماری پایدار در ساخت و ساز واحدهای مسکونی است. هدف از این مطالعه، سنجش وضعیت پایداری اجتماعی مسکن در نواحی شهری است؛ تا از این رهیافت، به یک نوع سطح بندی پایداری اجتماعی مسکن در نواحی یاد شده، منجر گردد. روش تحقیق حاضر توصیفی – تحلیلی بود. نتایج بدست آمده از آزمون تی تکنمونهای نشان میدهد، ابعاد پایداری مسکن در بعد اجتماعی دارای شرایط پایدار نیستند. و ارزیابی صورت گرفته در بین شاخصهای پایداری اجتماعی نشان داد؛ شاخصهای قابلیت دسترسی، امنیت و مسئولیت پذیری بالاتر از حد نصاب و میانگین بود. و نشان از وضعیت بهتر این شاخصها نسبت به سایر شاخصها بود. همچنین نتیجه آزمون کروسکال والیس نشان داد وضعیت پایداری اجتماعی مسکن در نواحی شهری خرم آباد دارای تفاوت معناداری میباشد. در ادامه برای سنجش وضعیت هر ناحیه از لحاظ پایداری اجتماعی مسکن از میانگین رتبه ها؛ که با توجه به نتایج بدست آمده و اطلاعات میدانی که در 5 گروه تقسیم بندی شد؛ گروه اول که شامل نواحی 4، 12، 13، 15 و 18 میباشند، دارای امکانات از هر لحاظ هستند. دسترسی ها، امنیت، تعلق خاطر بیشتر نسبت به محل سکونت خود، توزیع عادلانه کاربریها و ... در این نواحی به خوبی نسبت به سایر نواحی صورت میگیرد.
رابطه متقابل سیستم ایمنی انسان و شاخص های منظر شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۱ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۸
22 - 31
حوزههای تخصصی:
کانسپت شهرگرایی، در حوزه علوم پزشکی و رابطه متقابل بین این دو حوزه به ظاهر متفاوت به بیش از هفت دهه گذشته برمی گردد. دلیل این کنکاش و مطالعه ارتباط شاخصه های زندگی شهری با سلامت جسم و روان شهروندان، به یافته های علمی و داده های آماری به دست آمده از پژوهش های میان رشته ای هم چون «اکولوژی سلامت» برمی گردد که نشان از معنی داربودن دسته ای از اختلالات حوزه سلامت، هم چون استرس، اختلالات روانی و بیماری های خودایمنی در بین ساکنین شهرهای صنعتی در مقایسه با نواحی حومه و حاشیه شهرها دارد. در آغاز قرن بیستم با ورود واژه «زندگی شهری» یا شهرنشینی به دایره المعارف انسان، شهرنشینی و آثار بالقوه آن بر ابعاد مختلف زندگی انسان از سلامت عمومی گرفته تا اختلالات روانی پررنگ تر شده است. این بحث در فضای آکادمیک مطرح بوده که با شروع انقلاب صنعتی، این دو واژه «سلامت عمومی» و «زندگی شهری» که هر دو از دستاوردهای این جنبش هستند، علی رغم داشتن زادگاه مشترک، به مرور و در آغاز قرن بیستم راه مجزای خود را طی کرده و نوعی واگرایی در برنامه ریزی های کلان این دو حوزه به وجود آمده است؛ به طوری که برنامه ریزان شهری بدون توجه به ابعاد پیچیده جسم و روان انسان به ساخت و ساز مشغول بودند و پزشکان به جستجوی دلیل بیماری ها بدون درنظرگرفتن عامل چندبعدی محیط که المان های متعددی در آن لحاظ شده است. بنابراین اتحاد مجدد این دو حوزه مطالعاتی، یک پارادایم جدید است که ورود به آن نیاز به بازتعریف دو حوزه «برنامه ریزی شهری» و «سلامت عمومی» توسط متخصصین حوزه های میان رشته ای متعددی از جمله «اکولوژی سلامت» و «منظر سلامت» دارد.سوال پژوهشی جستار حاضر این است که چه نوع رابطه ای بین سلامت انسان و مشخصاً سیستم ایمنی بدن به عنوان یک سد دفاعی در برابر عوامل آسیب رسان از یک طرف و محیط زیست وی- مشخصاً در این پژوهش، «کالبد شهری» که کاربری به نام انسان در آن زیست می کند از سوی دیگر، وجود دارد؟ و درصورت آسیب جدی واردشده و معنی دار به لحاظ علمی به کالبد و روان انسان در گذار از این زندگی صنعتی و ماشینی صرف به زندگی پساصنعتی، چه ملاحظاتی را برنامه ریزان شهری لازم است در سازه های شهری آتی لحاظ کنند تا آسیب های وارده بر جسم و روان انسان کمتر و در مواردی به نقطه صفر نزدیک شود؟
طبقه بندی سبکی خانه- مغازه ها، در محله های چینی تبار مالزی (مطالعه موردی: جورج تاون و پنانگ)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۱ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۸
44 - 53
حوزههای تخصصی:
خانه- مغازه یکی از انواع معروف سازه های ساختمانی در شهرهای مالزی است که در آن به صورت هم زمان از طبقه همکف استفاده تجاری و از طبقه بالای آن استفاده مسکونی می شود. نخستین خانه-مغازه ها تحت تأثیر سبک خانه های بومی مالایی قرار گرفتند. بعد از آن، سبک هایی که به تأثیر از غرب از آجر، گچ و تکنیک ها و قواعد ساخت و ساز استفاده می کردند، بسیار محبوب شدند. ماهیت تلفیقی این سبک باعث شده که محققان مخالف طبقه بندی دقیق و منفرد آن باشند. بااین حال، بعضی از سبک ها مانند اتپ (سبک بومی مالایی Attap) و آرت دکو (Art Deco) به دلیل ویژگی های متمایزشان، به آسانی قابل تشخیص هستند. چندین محقق این سبک از خانه -مغازه ها در مالزی را به شیوه های مختلف، طبقه بندی کرده اند. این مقاله، شش طبقه بندی براساس سبک نمای خانه-مغازه ها در مالزی را بررسی می کند و سپس با تمرکز بر انواع آن در مناطق کوچکی مثل جرج تاون و پنانگ سعی در تکمیل انواع آن دارد. در این مطالعه، 403 خانه-مغازه ساخته شده در دوره های مختلف در امتداد هفت خیابان موازی در منطقه جورج تاون بررسی شده است. این مجموعه براساس 28 اصل بصری در 5 دسته بندی معماری از نمای خانه-مغازه ها آغاز شده است. این بررسی تمامی مستندات، مشاهدات و ابزار بصری برای مطالعه اصول نمای بیرونی خانه-مغازه ها را مورد استفاده قرار داده است. یافته های این پژوهش یک طبقه بندی خوب و منظم براساس سبک خانه-مغازه ها که طبق مطالعات قبلی (Hassan & Yahya 2012) انجام شده است معرفی می کند، سبکی که با محیط و موقعیت مالزی متناسب است.
بازخوانی قالی تصویری هوشنگ شاهی با روش اسطوره شناسی تطبیقی کنش گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قالی های تصویری، از جمله مهم ترین دستاوردهای هنر طراحی و بافت قالی در دوره قاجار محسوب می شوند و یک مجموعه نسبتاً پرتعداد از این قالی ها، مجموعه قالی های هوشنگ شاهی است که در آن دوره، به بستری برای تصویرگری شاه زمانه در قالب هوشنگ شاه بدل شده بود. این بازنمایی در طول دوره قاجار در فرش های تصویری، در ابعاد وسیع (به لحاظ تعداد و پراکندگی جغرافیایی) تکرار شد. شکل گیری یک باره این آثار در دوره قاجار و حجم و تنوع آنها، این پژوهش را بدان رهنمون شد که به چرایی و چگونگی بازنمایی شاه زمانه تحت عنوان هوشنگ شاه در دوره مذکور بپردازد. از این رو، پژوهش پیش رو با مد نظر قرار دادن این قالی ها و انتخاب یک نمونه از این مجموعه، در پی یافتن پاسخ به این سؤالات است که چرا بافنده دوره قاجار، در طراحی این قالی ها، دو شخصیت از دو پارادایم کاملاً متفاوت را به صورت هم ارز در نظر می گیرد؟ در پس این این همانی، چه علتی نهفته است؟ مقاله حاضر با شیوه ای تطبیقی، به تجزیه وتحلیل اطلاعات گردآوری شده از منابع کتابخانه ای پرداخته و با مطالعه یک نمونه از قالی های هوشنگ شاهی با روش اسطوره شناسی تطبیقی کنشگری ژرژ دومزیل، به بررسی تأثیرات فرهنگی دوره قاجار بر شکل گیری این قالی ها توجه کرده است. یافته های پژوهش در این مقاله، نشان دهنده آن است که در دوره قاجار با رجعتی که به گفتمان باستان گرایی وجود داشته، هنرمندان طراح (بافنده) این قالی ها سعی کرده تا با بازسازی طرح نظام طبقاتی حاکم در زمان هوشنگ شاه و برقراری مناسبات هدفمند میان اعضای این طبقات، سعادت جامعه را در گرو پیوستگی نظام مند این طبقات معرفی کنند. در این روایت و متعاقباً در این قالی ها، پیوستگی مذکور، در گرو وجود حاکمی است که خود در همه زمینه ها سرآمد باشد تا بتواند همه ارکان جامعه را به هم وصل کرده و یک کل یکپارچه را به وجود بیاورد.
کندوکاوی در فضای عمومی شهری بر اساس نیازهای ملموس و ناملموس
حوزههای تخصصی:
افراد ناتوان جسمی و حرکتی یا سالمندان حضور خود را تا اندازه ای بسیار زیاد وابسته به شرایط مناسب فضای شهری ای که می خواهند وارد آن شوند می دانند. آنچه اهمیت دارد این است که می توان در کوچک ترین مقیاس به طور نمونه در محله ای نمونه به طراحی و مناسب سازی پارک محله ای، کتابخانه ، فرهنگسرا، اماکن ورزشی و مراکز خرید پرداخت تا یاری رسان حضور این افراد در محدوده محل زندگی خود باشد. بیشتر این افراد اکنون برای انجام ابتدایی ترین کارهای روزمره خود به خصوص در اجتماع با مشکلات فراوان روبه رو هستند. با در نظر داشتن آمار و تعداد این افراد می توان حداقل زمینه های مناسب سازی محیط را برای انجام فعالیت های روزمره آنان فراهم کرد تا نگاه ها و چشم ها به دیدن و حضور آنها عادت کند و آنان نیز لذت حضور در جامعه را زیر آسمان خدا، خودکفا و بدون نیاز به همراه درک کنند.ضرورت و اهمیت پرداختن به فضا های مناسب برای سالمندان در كشور ما نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است . زیرا درصد بالای جمعیت جوان امروز گویای بالا بودن نرخ رشد جمعیت سالمند در سال های آتی خواهد بود. لذا توجه ویژه به نیازهای سالمندان در فضاهای شهری از جنبه های گوناگون اجتماعی، اقتصادی (افزایش بازدهی و رونق فضاهای تجاری و اشتغال) فرهنگی و غیره از اهمیت ویژه ای برخوردار است .در این پژوهش سعی بر این است در ابتدا با در نظرگرفتن ویژگی های سالمندان و محدودیت های فیزیکی و جسمی به ارزیابی نیازمندیهای سالمندان در فضای باز (پارک لاله تهران با تاکید بر بررسی انجام شده در بیوک پارک ترکیه وپیاده سازی آن روش در ایران با این تفاوت که فصل و جنسیت نیز مورد توجه قرار گرفته است.) و مقایسه نحوه استفاده آنان از فضای باز در فصل زمستان پرداخته شود.
مشکل یابی سیستم برنامه ریزی شهری تهران برپایه رهیافت یکپارچه برنامه ریزی فضایی راهبردی دانش پایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۵
61 - 43
حوزههای تخصصی:
غلبه رهیافت های نافضایی و جبریت کالبدی در مدیریت تغییرات فضایی و تعیین و گشودن مشکلات شهری در شهر تهران، منجر به وضعیتی شده است که برنامه های شهری تولید شده چون برنامه جامع شهر تهران (1386)، دستاورد مورد انتظار برای سیستم فضایی شهر تهران را به همراه نداشته است. افزون بر آن، نبود سازوکار مدیریت دانش شهری منجر به افزایش پویایی و پیچیدگی مشکلات شهری شده است. این در حالی است که این موضوع به عنوان یکی از عوامل کارامدی سیستم برنامه ریزی شهری، در پژوهش و عمل برنامه ریزی مغفول مانده است. هدف این مقاله، تأکید بر نقش رهیافت های برنامه ریزی فضایی راهبردی و مدیریت دانش در ارتقای سیستم برنامه ریزی شهر تهران است. دستیابی به هدف این مقاله در چارچوب رهیافت پژوهش کیفی برپایه یک فرایند دومرحله ای توصیفی-تحلیلی و تحلیلی-تجویزی استوار شده است. در مرحله نخست، از روش بازبینی متون مدون و در مرحله دوم، از روش های مشکل یابی تجرید تدریجی و مناسبت انگاشت ها، تحلیل محتوا و گروه متمرکز استفاده شده است. یافته های مقاله نشان می دهد مدیریت دانش با تولید و به کارگیری همه گونه های دانش، فراهم کردن زمینه یادگیری از دانش، ایجاد پایه دانش انعطاف پذیر، تبادل دانش و افزایش آگاهی عمومی و ایجاد فرهنگ به کارگیری دانش، کارامدی سیستم برنامه ریزی شهر تهران را در چارچوب رهیافت برنامه ریزی فضایی راهبردی ارتقا می دهد. با این حال، عدم باور به مدیریت دانش و تفکر راهبردی در ساختارهای نهادی رسمی (چون قانون، دولت و سازمان ها) و نهادهای غیررسمی (چون فرهنگ، تاریخ و باورهای عمومی) چالش اصلی سیستم برنامه ریزی شهر تهران است.
نام اشکانی و یونانی محوطه تاریخی «نقش رستم» بر اساس متن کتیبه شاپور بر کعبه زرتشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۰ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۸۴)
88-76
حوزههای تخصصی:
کتیبه شاپور اول ساسانی بر دیواره بنای معروف به «کعبه زرتشت» واقع در محوطه تاریخی نقش رستم استان فارس بی تردید یکی از بزرگ ترین و مهم ترین مستندات تاریخی اوایل سلسله ساسانی در ایران است. این سنگ نوشته به سه خط و زبان اشکانی، فارسی میانه (پهلوی ساسانی) و یونانی، بر سه دیواره ساختمان کعبه زرتشت حک شده است. از زمان حفاری محوطه نقش رستم و خارج کردن این سنگ نوشته از زمین، دانشمندان بارها به بررسی آن پرداخته و نکاتی گران بها درباره وضعیت جغرافیایی، سیاسی، فرهنگی و نظامی دوره سلطنت شاپور از آن استخراج کرده اند. با بررسی دقیق تر این کتیبه، به نظر می رسد می توان یافته های جدیدی از این سنگ نوشته ارزشمند به دست آورد که محققان هنوز به آن توجهی نکرده اند. در پژوهش حاضر، با دلایل منطقی برای واژه nibušt در کتیبه شاپور بر کعبه زرتشت، که بسیاری از محققان را با خطا مواجه کرده است، معنای دقیق تری ارائه شده است؛ بدین ترتیب که واژه اشکانی nibušt اسم خاص و منطبق با اصطلاح «دژنبشت/ دزنفشت» در متون فارسی، عربی و زرتشتی است و احتمالاً نامی به شمار می آید که در اوایل دوره ساسانی برای مجموعه تاریخی «نقش رستم» کاربرد داشته است.
پیشینه ی همنوازی و چگونگی همنشینی سازها در تاریخ موسیقی ایران (دوره ی اسلامی تا پیش از عصر قاجار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر، مطالعه ی چگونگی همنوازی در تاریخ موسیقی ایرانِ دوره ی اسلامی است که تعداد و همچنین چگونگی همنشینی سازها را مورد بررسی قرار می دهد. فقدان مبحث همنوازی در رسالات موسیقی، در میان مباحث متنوع نظریه پردازانِ قدیم نکته ای قابل تأمل است که می توان به کم اهمیت بودن مقوله ی همنوازی و برتری تکنوازی در تاریخ موسیقی ایران پی برد. از معدود مواردی که به همنوازی پرداخته شده، کتاب موسیقی کبیر فارابی است که در آن صرفاً مبحث دونوازی بررسی شده و تمرکز اصلی فارابی از تشریح دونوازی ها، تبیین ساختار نغمگی سازها بوده است. با بررسی نگاره ها نیز، به اهمیت تکنوازی در تاریخ موسیقی ایران پی می بریم. در میان تصاویر، بیشترین فراوانی پس از تکنوازی، مربوط به دونوازی است. در دونوازی ها، همنشینی دو نوع ساز زخمه ای و کششی، فراوان ترین ترکیب را تشکیل می دهد و کمترین فراوانی مربوط به ترکیب دو ساز کششی است. در سه نوازی ها، همنشینی دو ساز زخمه ای و یک ساز کششی فراوان ترین ترکیب هستند. تعداد سازهای ملودیک در تصاویرِ همنوازی ها از پنج ساز فراتر نمی رود. از یافته های تحقیق حاضر می توان دریافت قدما علاوه بر ساختار نغمگی، به تعادل سازهای زخمه ای و کششی در همنوازی ها نیز می اندیشیدند. روش تحقیق در مقاله ی حاضر، تحلیلی توصیفی و گردآوری اطلاعات، با استفاده از اسناد و منابع کتابخانه ای است.
برنامه ریزی توسعه راهبردی بافت فرسوده شهری با تأکید بر مشارکت مردمی (نمونه موردی: بافت فرسوده شهرضا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال نهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱۷
۶۲-۵۳
حوزههای تخصصی:
گسترش بی رویه و بدون برنامه شهرهای بزرگ و متوسط کشور در چند دهه گذشته، باعث شکل گیری بافت های جدید شهری در مجاورت شهرها، جابجایی ساکنان و کاربریهای شهری به نواحی جدید گردیده است. محلات باغ ملی و محله آقا و محله حکیم نصراله و شادمند و شهید یزدانی که به عنوان محلات مورد مطالعه این تحقیق انتخاب شده است، از قاعده فوق مستثنی نبوده و در زمره بافت های فرسوده کشور محسوب می گردد. جامعه آماری این تحقیق خانوارهای ساکن محلات مورد مطالعه شهرضا می باشندکه تعداد آنها طبق سرشماری 1390,10568می باشد جهت انتخاب حجم نمونه از روش کوکران استفاده شده است که120خانوار به عنوان حجم نمونه انتخاب شده است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش انجام توصیفی تحلیلی است. برای جمع آوری اطلاعات، از مطالعات میدانی، از قبیل مصاحبه و پرسش نامه استفاده شده است و با استفاده از مدل هایQSPM-AHP- SWOT و با توجه به تجزیه و تحلیل داده ها، نتایج تحقیق نشانگر آن است که کمبود امکانات، خدمات شهری و تأسیسات زیربنایی سبب مهاجرت ساکنان بومی به مناطق دیگر شهر شده است. که امید است در آینده بتوان با استفاده راهبردها و راهکارهای مناسب گرهی از گره های بافت فرسوده شهرضا را گشود.
پیام رسانی فضای منفی در پوستر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۴ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
117 - 124
حوزههای تخصصی:
نقش اصلی پوستر، انتقال پیام به مخاطب است که غالبا توسط فضای مثبت انجام می شود؛ حال آنکه فضای منفی که عمدتا نقش پس زمینه در پوستر را ایفا می کند نیز می تواند در انتقال پیام به مخاطب، نقش آفرینی کند. بر این اساس، هدف مقاله حاضر شناسایی روش های انتقال پیام به مخاطبان پوستر از طریق فضای منفی است . روش این تحقیق کاربردی، توصیفی- تحلیلی بوده و اطلاعات ضروری آن با استفاده از منابع کتابخانه ای گردآوری شده است. نتایج حاصل، حاکی از آن است که فضای منفی توانایی آن را دارد که از طریق "گستردگی" و یا " محدودیت" آن در پوستر، "رنگ"، "فرم نهفته"و " خطای بصری" مفهومی را به مخاطب منتقل کند. بدین گونه توجه مخاطب به فضای منفی پوستر، معطوف و سبب تاثیر بیشتر پیام در ذهن وی می شود. همچنین شیوه ی خطای بصری در فضای منفی به علت ابهامی که در پیش زمینه و پس زمینه بودن عناصر به وجود می آورد، بیشترین غافلگیری را برای مخاطب به همراه دارد. هر یک از روش های بیان شده به همراه نمونه پوسترهایی از سراسر جهان توضیح داده شده است. بنابراین روش های ذکر شده نقش موثری در انتقال پیام به مخاطب از طریق فضای منفی را دارند.
دگرگونی فرآیند ادراکِ اثر هنری در نسبت میان نشانه و مفهوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۴ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
39 - 48
حوزههای تخصصی:
درک و دریافت مناسب از نسبت میان نشانه ها و مفاهیم، همواره در وابستگی به فرآیند ادراک رخ می دهد و در یک مواجهه هنری، دگرگونیِ مسیر ادراک، ایجاد شگفتیِ فارغ از هر گونه عادت وارگی مألوف را به دنبال دارد. این پژوهش در تلاش است تا با تکیه بر دو ساحت آشنایی زدایی و فرآیند نشانگی، به تحلیلی بر مسئله فرآیند ادراک و چگونگیِ دگرگون سازی مسیر آن بپردازد. هدف پژوهش، بر تبیین زمینه های ایجاد این دگرگونی در وابستگی به ریشه های مشترک میان این دو ساحت استوار است که به شیوه توصیفی– تحلیلی و در راستای مطالعه منابع مکتوب کتابخانه ای، صورت گرفته است. یافته ها نشان داد که طراح اثر در راستای تبیین هستی هنر، هدف و شگردهای هنری، زبان بصری بدیعی خلق نموده و مخاطب نیز به منظور نیل به آن، در دریافت متعلق نشانه شناختی، نمود و تفسیر، با تکیه بر ادراک حسی، عقلی و خیالی خویش، اهتمام می ورزد. لذا دگرگونی حاصل، در فرآیند ادراک و در نسبت با نظام نشانه ای و مفاهیم وابسته، نه تنها در ایجاد لذت ذهنی و عینی مخاطب و تجربه زیبایی شناختی وی اثر می گذارد، بلکه مدت زمان ماندگاری آن را در ذهن افزون می سازد.
ابعاد و مؤلفه های نگرش استمرار و گسست تاریخی در پهنه های زیست اجتماعی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۸ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۶۶
۱۲۲-۱۰۹
حوزههای تخصصی:
بافت تاریخی در مقایسه با بافت های شهری که از اوایل قرن حاضر شکل می گیرند مساحت کمتری را اشغال کرده و براساس ارتباطات پیاده شکل گرفته بود. بافت تاریخی از رشد تدریجی برخوردار بوده و به طور نسبی احداث زیرساخت ها و خدمات، با نیازهای ساکنین آن هماهنگ بوده و بر همین اساس بین کاربری های مسکونی و دیگر کاربری ها تعادل برقرار شده، نیازهای جدید بر سازمان فضایی بافت تحمیل نمی شده و تفکر خانه و تعمیر به جای تفکر مسکن و تعویض مطرح بوده است اما از حدود 1340 به بعد به دلایل بسیار مانند ورود بیش از پیش فرهنگ بیگانه، استفاده سکونتیِ صرف از محل اقامت و وابستگی بیش از حد به امکانات شهر جدید، بافت تاریخی در زمره نامتعادل ترین بافت های شهری قرار گرفت. این روند همچنان ادامه دارد و بیشتر بافت های تاریخی ایران و ساکنان آن ها هر روز با مشکلات جدید و عوامل ناپایدار مواجه هستند. از دید صاحب نظران روند قبلی یک روند مستمر و تحولات دهه های اخیر به مثابه انقطاع تاریخی بوده است. بر این اساس سوالات اصلی مقاله حاضر به این شرح است: ابعاد و مؤلفه های استمرار و در طرف مقابل انقطاع تاریخی در یک پهنه زیست اجتماعی مانند بافت های تاریخی کدامند؟ از نظر خبرگان کدامیک از عوامل و بسترهای مسببِ دو نگرش فوق، از اهمیت بیشتری برخوردار است؟ این نوشتار در پی گردآوری و اهمیت سنجی ابعاد و مؤلفه های استمرار و گسست در بافت های تاریخی است. برای رسیدن به پاسخ پرسش های مطروحه روش تحقیق ترکیبی مورد نظر است. به این صورت که در پس مرور منابع موجود و دستیابی به عوامل دو نگرش استمرار و گسست، ابتدا آن ها را به روش تعداد ارجاعات و سپس پرسشنامه خبرگان مورد سنجش و وزن دهی قرار می دهد. اگرچه اعتبار وزن دهی خبرگان بیش از تعداد ارجاعات است (به دلیل اهمیت بومی سازی مؤلفه ها و گسترگی منابع)، اما همسویی این دو روش می تواند ملاک مورد اعتمادی برای اهمیت بخشی به ابعاد و مؤلفه ها باشد.
شناخت تحولات ریخت شناختی کلیساهای ارمنی جلفای نو در تعامل با معماری اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال شانزدهم دی ۱۳۹۸ شماره ۷۹
15 - 28
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: کشور امروزی ارمنستان، که بخشی از اورارتوی باستانی است، اولین سرزمینی است که مسیحیت را به طور رسمی پذیرفت، قدیمی ترین کلیساها را ساخت و معابد قدیمی را به کلیسا تبدیل کرد. با کوچ ارامنه و همزمان با برپایی جلفای اصفهان در دوره شاه عباس اول، بنای کلیساها با برخورداری از تجربه های کهن و با فرمان عدم تعارض با ابنیه پایتخت به شکل دیگری به منصه ظهور رسیدند. به نظر می رسد در سابقه پژوهش های محققان درباره کلیساهای جلفای نو، به معماری و مناسبات فرهنگی بستر جدید توجه کافی نشده است. شناخت روند نزدیک شدن معماری مذهبی ارامنه جلفا به معماری اصفهان و بهره گیری از نتایج آن در طرح های مرمت شهری خصوصاً در محله جلفا ضرورت این پژوهش است. هدف: پژوهش، با هدف شناخت ساختار کالبدی-فضایی و تحولات ریختی بنای اصلی کلیساهای جلفای نو در تعامل با معماری اصفهان، در جست وجوی پاسخ به این پرسش است که تحولات ریخت شناختی ساختمان اصلی کلیساهای جلفای نو چگونه بوده است؟ کدام گونه مولد و آغازگر پیشرفت طرح های بنای کلیسایی بود؟ در روند تحولات ریختی کلیساها، چگونه معماری ساختمان اصلی کلیساها به معماری اصفهان نزدیک شد؟ روش: پژوهش با روش تفسیری-تاریخی انجام شد و داده ها، با توجه به مدارک و اسناد موجود و برداشت های میدانی، گردآوری شده اند. نتیجه گیری: نتیجه پژوهش حاکی از الزام به رعایت گونه ای محدودیت در فرم تبیین شده بنای کلیساهای ارمنی است. وجود گونه مولد و تأثیرپذیری از تکنیک های معمارانه دوره شاه عباس اول در سیر تحولات ریختی تأیید می شود. در مقایسه با معماری شاخص اصفهانِ این دوره، تحولات ریخت شناختی ساختمان اصلی کلیساها نشانه گرایش به ایرانی شدن سبک معماری دارد. کلیسای گئورگ مقدس اولین بنای کلیسایی با ویژگی های معماری ایرانی است که امکان تحولات کالبدی-فضایی بعدی را فراهم کرد. ساختار کالبدی-فضایی کلیساهای مریم مقدس و بتخهم مقدس با مساجد شیخ لطف الله و جامع عباسی قابل مقایسه است و بخشی از چگونگی تحولات در گونه مولد را به خوبی نشان می دهند.
مطالعه سیر تحولات فناوری ”ترصیع“ در دوره های میانی و متأخرِ تاریخ فلزکاری ایرانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۹
88 - 99
حوزههای تخصصی:
فن ”ترصیع“ یکی از محبوب ترین و پرکاربردترین فنون تزیینی فلزکاری ایرانی اسلامی در سده های میانی و متأخر آن است. کاربرد این فن، همراه با اسامی و اصطلاحات مربوط به آن، طی دوره های مختلف تاریخ این هنر دست خوش تغییر و تحولات متعددی شده است. هدف این مقاله، ضمن معرفی و تعریف تخصصی فن ترصیع در فلزکاری ایرانی اسلامی، ترسیم تصویری واضح تر و مشخص تر از تحولات تاریخی این فن در سده های میانی و متأخر دوره اسلامی است. درکنار این، نوشتار کنونی قصد دارد عوامل تأثیرگذار در شکل گیری و بروز این تحولات را نیز بررسی و تحلیل کند. بدین ترتیب، سؤالات پژوهش کنونی عبارت اند از: در فلزکاریِ سده های میانی و متأخر ایرانی اسلامی، فناوری ترصیع چه تحولاتی را پشت سر گذاشته است؟ چه عواملی در بروز این تحولات نقش داشته است؟ به منظور یافتن پاسخی برای این سؤالات، در اینجا، پس از گردآوری مطالب و داده های مورد نیاز به روش کتابخانه ای، از روش توصیفی تحلیلی برای رسیدن به اهداف تحقیق استفاده شده است. نتایج این بررسی نشان می دهد که فن ترصیع طی یک قرن، از اوایل سده ششم تا اوایل سده هفتم هجری، از سادگی و خامی به پیچیدگی و ظرافت قابل ملاحظه ای رسیده است. اما بعد از گذشت حدود یک سده، و در میانه های سده هشتم هجری، کاربرد این فن دوباره به سادگی گرایش پیدا کرده است. عوامل گوناگونی در ظهور و بروز این فن دخیل بوده اند. به نظر می رسد تقاضای اقشار توانگر جامعه مبنی بر استفاده از فلزات قیمتی، ولو به اندازه کم، در بدنه آثار نه چندان قیمتی در به کارگیری نوع ساده و اولیه این فن نقش مؤثری ایفا کرده باشد. اما در شکوفایی گونه پیچیده و ظریف این فن راه یابی نقوش انسانی و حیوانی در تزیینات بدنه آثار فلزی عاملی اساسی به شمار می رود. همچنین، شکوفایی کتاب آرایی در دوره ایلخانی از یک طرف و کاهش کاربرد برنجینه ها و مفرغینه ها، از طرف دیگر، موجب گرایش هرچه بیشتر به سادگی در کاربرد این فن پرطرفدار در سده های بعدی شده است.
حراجی تهران و تأثیر آن بر روند نقاشی معاصر ایران
منبع:
پیکره دوره هشتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱۵
30 - 41
حوزههای تخصصی:
بحث اقتصادی هنر همواره در سیر خلق ، ارائه و جریان سازی آن جزو مسائل چالشی بوده است. در این میان، جریانی معتقد به بازاریابی یا همان اصطلاح تخصصی آن یعنی اکسپو هستند. این روند در دوره های مختلف و به اشکال متفاوت مطرح گشته و در بسیاری از کشورها به طرق گوناگون طی سالیان گذشته صورت پذیرفته، لیکن در ایران حرکتی نو تلقی می شود. بر طبق این فرآیند میزان فروش آثار نقاشی براساس مخاطب و بازار از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اکسپوی تهران را می توان جزو بهترین های این حوزه در ایران دانست. این اکسپو با سابقه برگزاری یازده دوره توانسته جایگاه مطلوبی را بدست آورد. اما میزان تأثیرگذاری آن در جامعه هنری هنوز به صورت دقیق مورد سنجش قرار نگرفته است. سوالات اصلی تحقیق مبتنی بر این است که آیا برگزاری حراج و به طور اخص حراج تهران چه میزانی از تأثیر را بر جامعه هنری دارد؟ و آیا حیطه عملکردی حراج تهران بر نقاشی و نقاشان معاصر ایران تأثیر مطلوب داشته است؟ در این پژوهش با رویکردی تحلیلی سعی بر این شد که از بین هنرمندان و دانشجویان رشته نقاشی به شیوه تحقیق میدانی و با استفاده از ابزار پرسشنامه میزان تأثیر برگزاری حراجی ها بر اقتصاد هنر بررسی شود. در بررسی نتایج حاصل از آزمون، بخش قابل توجهی از هنرمندان معتقد بودند برگزاری حراجی ها در رشد اقتصاد هنر تأثیر مثبتی دارد.
مکان و فضاهای عمومی در محیط های شهری با رویکرد روانشناسی محیطی
حوزههای تخصصی:
شهرها مکان هایی هستند که مردم یکدیگر را ملاقات می کنند تا با هم گفت وگو کنند، تجارت کنند و یا صرفا" در آرامش باشند و از زندگی لذت ببرند. عرصه ها و فضاهای جمعی مطلوب و هماهنگ با فرهنگ، ویژگی ها و نیازهای اجتماعی و مناسب با شرایط محیطی را می توان ارزشی انکارناپذیر در مطلوبیت فضای زندگی شهری امروز به شماره آورد. ناهنجاری های رفتاری و بی تفاوتی به عرصه های جمعی و عوارض ناشی از زندگی پرسرعت و مهاجرت های پی در پی و عدم ثبات سکونت در مکان های مشخص از سویی و فقدان فضاها و مکان های جمعی مناسب از دیگر سو، نیاز به طراحی و ایجاد آن ها را تشدید می کند. روابط اجتماعی از مهم ترین نیازهای انسانی است که می بایست در چهارچوب فرهنگ، ارزش ها، هنجارها، و قوانین اجتماع در طراحی شهری به آن توجه شود. فضاهای عمومی به عنوان تسهیل کننده و ظرف روابط انسان ها تلقی می شود. روش تحقیق در این مقاله به صورت مطالعات کتابخانه ای می باشد و نتایج مطالعات نشان می دهد که حس مکان فقط یک کیفیت محیطی نیست بلکه یک فرآیند شخصی و اجتماعی است که فضاها به مکان تبدیل می شود، روانشناسی محیطی می کوشد تا ارتباط میان انسان و محیط را در سطوح مختلف به عنوان یک ضرورت در توسعه شهری جدید در جهت عملی کردن این رویکرد ارائه کند.
نخستین یادگار دوران اسلامی کاشان؛ بررسی فرم، سازه و شیوه ساخت مناره مسجدجامع کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آثار معماری به جامانده از گذشته را می توان از جوانب گوناگون و با رویکردهای مختلف، مطالعه کرد. فرم معماری، سازه و فنون ساخت، تزیینات و جزئیات بناها و سیر تحول و تطور آن ها از زمان شکل گیری تا امروز، موضوعاتی کلی است که می توان در بناهای گذشته بررسی کرد. علاوه بر بناها، برخی اجزا و عناصر معماری گذشته نیز به دلیل برخورداری از ویژگی های منحصربه فرد و جالب توجه، واجد ارزش هستند و می توانند موضوع بررسی باشند. در این مقاله، به طور ویژه به مناره مسجدجامع کاشان پرداخته می شود که اولین بنای تاریخ دار کاشان در دوره اسلامی به حساب می آید. پایداری این بنا پس از گذشت قرن ها و با وجود وقوع زمین لرزه های متعدد در کاشان، ضرورت بررسی و مستندنگاری آن را تبیین می کند. بنابراین هدف این پژوهش آن است که ضمن توجه به پیشینه تاریخی مناره و مستندنگاری دقیق اجزای مختلف آن، شیوه ساخت هریک از این اجزا و فرم سازه ای و جریان نیروها در مناره بررسی شود و سپس تحلیل لرزه ای صورت گیرد. برای رسیدن به این هدف، بخش مهمی از داده های پژوهش از راه حضور در مسجدجامع کاشان و پیمایش مناره و برداشت آن به دست آمده است؛ همچنین از منابع کتابخانه ای و شفاهی برای کنترل یافته های میدانی و دانستن سرگذشت مسجد استفاده شده است. راهبرد اصلی این پژوهش توصیفی تحلیلی است و آن بخش از نتایج پژوهش که به تحلیل لرزه ای مربوط است، حاصل تحلیل مناره با استفاده از نرم افزار SAP2000 است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد در ساخت مناره مسجدجامع که به استناد کتیبه روی آن یک مناره سلجوقی است، تدابیری به کار گرفته شده؛ از جمله فرم باریک شونده مناره، کاهش ضخامت اجزای آن با افزایش ارتفاع، کاهش صلبیت بنا، ایجاد فضاهای خالی با اجرای دو پلکان و کاربرد چوب در ساختمان آن. کاربست چنین تمهیدات معمارانه ای است که مناره را از آسیب جدی در طول قرن ها مصون داشته است.
اثر پوشش گیاهی بر تعدیل احساس گرمایی فضای باز منطقه سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۵
155-171
حوزههای تخصصی:
آسایش حرارتی در فضای باز، مبحثی است که از حدود 1970 مطرح شده است و با توجه به تفاوت هایی که با آسایش حرارتی فضای بسته دارد، باید بر اساس شاخص های مناسب خود مورد سنجش قرار گیرد. همچنین ضرورت دارد که آسایش حرارتی فضای باز در هر منطقه جغرافیایی به صورت مستقل ارزیابی شود. بنابراین، هدف از این پژوهش به طور کلی، مطالعه شاخص های اندازه گیری آسایش حرارتی در فضای باز و تعیین مناسب ترین شاخص، و به طور خاص بررسی وضعیت احساس گرمایی در فضای باز در اقلیم گرم و خشک سیستان با توجه به شاخص مناسب و شناخت عوامل ساختاری مؤثر بر تعدیل شرایط آسایش حرارتی فضای باز است. ازاین رو برای مطالعه، دو سایت متفاوت از لحاظ نوع و تراکم پوشش گیاهی، تراکم ساختمانی و پوشش کف در منطقه سیستان در نظر گرفته شد. کار میدانی در روزهایی از ماه های تیر و مرداد 1395 به عنوان نماینده ایام گرم تابستان و با فاصله زمانی 3 ساعت طی روز برای اندازه گیری تعیین شد. مطالعه و بررسی پژوهش های پیشین در فضای باز نشان داد که شاخص «دمای معادل فیزیولوژیکی» ( PET ) مناسب ترین و متداول ترین شاخص برای ارزیابی آسایش حرارتی فضاهای باز به شمار می رود. طبق تحلیل توصیفیِ سایت های منتخب به عنوان نماینده فضاهای باز منطقه سیستان ، میزان شاخص PET سایت شماره 1 که صرفاً پوشش گیاهی و فاقد ساختمان است، از سایت شماره 2 که ترکیبی از پوشش گیاهی و ابنیه می باشد، 5/1 درجه سانتی گراد کمتر، و سایت شماره 1 از شرایط آسایش بهتری برخوردار اس ت. همچنین مشخص شد که به طور کلی، احساس گرمایی منطقه سیستان طی تابستان در وضعیت «خیلی داغ» قرار دارد و تنها در نقاطی که پوشش گیاهی سایه انداز و متراکم وجود داشته باشد، این وضعیت به احساس گرمایی «داغ» تعدیل می یابد. تحلیل استنباطی داده ها نیز نشان داد که بین شاخص PET و متغیرهای اقلیمیِ دمای هوا، رطوبت نسبی و میانگین دمای تابشی و عوامل ساختاریِ نوع گونه گیاهی و تراکم پوشش گیاهی رابطه معناداری وجود دارد؛ بدین نحو که در حالتی که پوشش گیاهی وجود ندارد، بیشترین میزان PET ، در نقاط دارای پوشش گیاهیِ تُنُک و بوته ای PET متوسط و در نقاط دارای پوشش گیاهیِ درختی و متراکم کمترین میزان PET مشاهده شده است .