فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۰۱ تا ۱٬۹۲۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف شناسایی و الویت بندی عوامل مؤثر بر رضایت تحصیلی دانشجویان در راستای اختصاصی کردن مدل رضایت تحصیلی در رشته معماری انجام شده است که مطالعه ای توصیفی از نوع همبستگی محسوب می شود. جامعه آماری تحقیق، دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته معماری دانشگاه هنر اسلامی تبریز در سال های تحصیلی 1397-1400 بوده است که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و با بهره گیری از روش کوکران،170 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های محقق ساخته، با طیف پنج درجه ای لیکرت، استفاده شده است. ضریب پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفا کرونباخ تأیید گردیده است. برای تنظیم پرسشنامه، عوامل رضایت تحصیلی دانشجویان از ادبیات نظری استخراج شده و داده ها با استفاده از دو نرم افزار Spss vs.20 و lisrel.10 و با روش مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج، نشان از برازش مناسب و مطلوب مدل ارائه شده، دارد. طبق نتایج تحقیق، عوامل«خدمات آموزشی»، «فرهنگی-اجتماعی»، و «هوش عاطفی» به ترتیب بیشترین تأثیر را در میان عوامل مؤثر بر رضایت تحصیلی دانشجویان معماری دارند. در مقابل، عامل "اقتصادی-کارآفرینی» کمترین تأثیر را داشته است. تبیین مدل اختصاصی رضایت تحصیلی دانشجویان در رشته معماری که مهمترین بداعت پژوهش حاضر به شمار می آید، می تواند گامی در جهت اختصاصی کردن عوامل مؤثر بر رضایت تحصیلی دانشجویان در رشته های تحصیلی مختلف باشد و بخش تحصیلات تکمیلی دانشگاه ها را برای شناخت همه جانبه عوامل تأثیرگذار بر رضایت تحصیلی دانشجویان مختلف ترغیب کند و با بهبود تصمیم گیری ها و سیاست گذاری های آموزشی و غیر آموزشی، افزایش سطح رضایت تحصیلی دانشجویان را ممکن سازد.
آسیب شناسی نظام برنامه ریزی و تأمین مسکن گروه های کم درآمد در کلان شهر تبریز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بخش مسکن به عنوان مهم ترین بخش توسعه در هر جامعه ای شناخته شده است. با این حال، تأمین مسکن کافی و قابل قبول همواره به عنوان مهم ترین چالش، برای جمعیت رو به تزاید در کشورهای در حال توسعه مطرح بوده است. در این راستا، ضروری است تا با شناسایی نقاط ضعف و چالش های بخش مسکن در کشورهای درحال توسعه به ویژه برنامه ریزی مسکن گروه های کم درآمد به ارائه ی طرح ها و راهبردهای اجرایی نائل آمد. بدین منظور پژوهش حاضر با هدف آسیب شناسی نظام برنامه ریزی و تأمین مسکن گروه های کم درآمد در کلان شهر تبریز نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه ی حاضر از نظر هدف کاربردی و و از نظر ماهیت تحلیلی-اکتشافی می باشد. همچنین در راستای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تکنیک معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بیشترین تحقق پذیری در بین مؤلفه های تأثیرگذار بر تحقق برنامه ریزی مسکن گروه های کم درآمد در کلان شهر تبریز به ترتیب مربوط به مؤلفه های شهرسازی و ساخت مسکن، مؤلفه های ساختاری و مؤلفه های اقتصادی با میانگین ارزش 56/0، 39/0 و 33/0 می باشد. همچنین بر اساس نتایج مدل ساختاری، مقدار بحرانی برای متغیر شهرسازی و ساخت مسکن بالای 96/1 و برای متغیرهای اقتصادی و ساختاری پایین 96/1 در سطح اطمینان 95 درصد محاسبه شده است. از این رو می توان گفت که نظام برنامه ریزی مسکن گروه های کم درآمد کلان شهر تبریز در ابعاد ساختاری و اقتصادی با چالش های جدی مواجه می باشد. بنابراین نیاز به بازاندیشی در نظام و سیاست های برنامه ریزی مسکن گروه های کم درآمد با تأکید بر رویکرد یکپارچه و سیستمی احساس می گردد.
نقش تخیل آفریننده و تئوپوئتیک برآمده از متن مقدس در تحلیل زیبایی شناسی معاصر مسیحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه حکمت هنر دوره ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵)
139 - 146
حوزههای تخصصی:
تئوپوئتیک به عنوان رویکردی نوین در تفسیر متون دینی، سعی دارد تا از طریق تخیل آفریننده و هنری به بازآفرینی و تفسیر مجدد متون مقدس بپردازد. این روش به ما امکان می دهد تا معنای جدیدی از متون دینی استخراج کنیم و آن ها را با زندگی معاصر و چالش های آن ارتباط دهیم. پرسش اصلی در پژوهش حاضر مربوط به نحوهٔ تحقق این رویکرد در دورهٔ معاصر و زیبایی شناسی معاصر مسیحی است.در همین راستا، به کمک تحلیل نظریه ی پل ریکور سعی شده نقش تخیل آفریننده در این فراشد و خوانش تئوپوتیک از متن مقدس بهتر تبیین گردد چراکه ریکور با تأکید بر نقش تخیل به عنوان یک نیروی آفریننده، نشان می دهد که چگونه تخیل می تواند به افزایش و تغییر واقعیت منجر شود. همچنین، مقاله به تحلیل نمونه هایی از مصادیق امر قدسی در زبان و هنرهای دینی پرداخته و نشان می دهد که اثر هنریِ دینی چگونه می تواند، به مثابه اثری از خلاقیت زبانی، تصاویری معنادار و تأثیرگذار خلق کند و پیامد این امر به طور کلی برای تحلیل زیبایی شناسی مسیحی معاصر به شکلی تبیین پذیر است. یکی از نتایج نشانگر این است که تصاویر و استعاره هایی که از طریق تخیل آفریننده به مخاطب منتقل شده، می توانند تحولی در درک و تجربه دینی افراد ایجاد کنند به خصوص وقتی که می بینیم تأکید ابعاد عملی این نگره بر زیست روزانهٔ انسان معاصر مسیحی است. مقاله حاضر به روش کیفی با بررسی انگیزه های شکل گیری تئوپوئتیک در دوران معاصر نشان می دهد که این رویکرد چگونه می تواند به عنوان پاسخی به نیازهای معنوی و فرهنگی انسان معاصر مسیحی مطرح شود و در نهایت تلاش دارد نشان دهد که تئوپوئتیک با تأکید بر خلاقیت و تخیل می تواند راهی نوین برای بازخوانی و تفسیر متون دینی در دورهٔ معاصر ارائه دهد و به بازشناسی مجدد تجربهٔ دینی کمک کند. بازشناسی ای که به دنبال گسترش ابژه های زیبایی شناختی دینی و معنوی در جهان معاصر است.
تأثیرات مورفولوژی شهری برآسایش حرارتی، نمونه موردمطالعه: کلانشهر اورمیه (حد فاصل میدان ولایت فقیه تا بلوار بعثت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
61 - 82
حوزههای تخصصی:
مورفولوژی شهری جریانی عمده در مطالعه ی شکل شهر در جغرافیای شهری است، واژه ی مورفولوژی به این معناست: علم فرم، که کارش بررسی شکل فرم ساختار خارجی یا شیوه ی مرتب شدن است . مورفولوژی شهری نشان می دهد که سکونتگاه ها را می توان توسط عناصر کلیدی ای چون کاربری های زمین، ساختارهای ساخت و ساز، الگوی قطعات و الگوی خیابان مورد بررسی قرار داد و بر تفاوت دوام و طول عمر این عناصر تأکید می کند. این مقاله بر اساس هدف کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی – تحلیلی است. با استفاده از نرم افزار انوی مت شاخص های بدست آمده ، مدلسازی شده اند و به صورت خرد اقلیم نمایش داده می شوند.علاوه بر نرم افزار انوی مت۱،از تحلیل عاملی نیز برای تلخیص تعداد زیادی از متغیر ها به تعداد محدودی متغیر استفاده شده است و امتیاز بندی و رتبه بندی با استفاده از آن صورت گرفته است. هدف از تدوین مقاله بررسی تاثیر مورفولوژی شهری بر آسایش حرارتی (حدفاصل میدان ولایت فقیه تا بلواربعثت) می باشد. با توجه به اطلاعات به دست آمده از پژوهش حاضر : این محدوده دارای بافتی قدیمی و ارگانیک می باشد که بر اساس معیارهای سنتی بنا شده است و دارای مورفولوژی تقریبا مناسبی است اما می توان با ایجاد تغییراتی کوچک شرایط این محدوده را برای زیست بهتر نمود، علاوه بر آن مصالح به کار رفته در ساختمانهای این محدوده ( آجر ، کاه گل و....) دارای شرایطی مناسبی است که انعکاس دما و رطوبت و ذخیره سازی انرژی های حاصل از خورشید را فراهم می نماید، پس می توان گفت زیست پذیری محدوده نیز مطلوب می باشد.
بررسی تطبیقی مولفه های طراحی معماری در نمای شهری به منظور دستیابی به جداره مطلوب در شهر ایرانی- اسلامی (نمونه موردی جداره های منتخب خارج از ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
23 - 40
حوزههای تخصصی:
جداره های شهری نقش مهمی در افزایش کیفیت بصری شهر و رسیدن به لذت بصری دارند، به همین دلیل نقش نماهای شهری به عنوان عناصر اصلی تشکیل دهنده جداره، به وضوح دیده می شود. عناصر و اجزای نماهای شهری، در کنار روش های طراحی، ساختار یک تک نما و در نهایت با کنار هم قرارگرفتن نماها یک جداره را شکل خواهند داد. پژوهش حاضر از نوع کیفی و توصیفی است. ابتدا به کمک استدلال استقرایی و جمع آوری نوشتار نظریه پردازان، مؤلفه های طراحی را مشخص می نماید. سپس به کمک مصاحبه ساختاریافته باز به تحلیل روابط بین مؤلفه ها می پردازد تا ابزار دقیق تری برای گزینش نماها به دست آورد و در پایان به کمک ۸ نمونه منتخب خارجی به گزینش میزان اهمیت هر یک از مؤلفه ها پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تشابه، ترکیب بندی و سبک معماری نمای جانبی همچنین سادگی مصالح یا رنگ نماها در کنار یکدیگر بیشترین مقدار اهمیت را در مطلوبیت جداره های شهری داراست و رعایت تمام مؤلفه ها برای رسیدن به مطلوبیت، موردنیاز نیست. تنها داشتن 30 درصد از مؤلفه ها برای رسیدن به جداره مطلوب کافی است.اهداف پژوهش:دسته بندی و مشخص کردن مؤلفه های طراحی نماها و روش های طراحی برای رسیدن به جداره مطلوب.تطبیق مؤلفه های طراحی معماری در نمای شهری به منظور دستیابی به جداره مطلوب در شهر ایرانی-اسلامی.سؤالات پژوهش:مؤلفه های تأثیرگذار طراحی نمابر جداره شهر کدام اند؟مؤلفه های طراحی معماری در نمای شهری به منظور دستیابی به جداره مطلوب در شهر ایرانی-اسلامی کدام اند؟
گفتمان های رایج کتیبه نگاری در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۴)
107 - 120
حوزههای تخصصی:
کتیبه ها حاوی اطلاعات گران سنگی می باشند و می توان آنان را از دیدگاه های گوناگونی مورد پژوهش قرار داد. از آن جمله می توان کتیبه ها را از بابت کارکرد و مضمون مورد بررسی قرار داد. از این منظر کتیبه ها به چهار دسته کلی تقسیم می گردند: کتیبه های مذهبی که بیش تر کارکرد آن در اماکن مذهبی است. کتیبه های تعلیمی یا پند آموز که کارکرد آموزشی دارند. کتیبه های یادمانی و احداثیه که جهت یاد و اطلاع از مطلبی کارکرد داشته است. در نهایت کتیبه های تزئینی؛ که آراستن بنا، مهم ترین هدف از آن می باشد. این دسته ها در جریان رخدادهای فرهنگی و سیاسی هر دوره چه از بابت انتخاب متن و چه انتخاب نوع خط می توانند تغییر یابند، که نشان دهنده ایده حاکمیت در آن دوره می باشد. با تقسیم گفتمان و حاکمیت فرهنگی و سیاسی ایران معاصر به دو دوره پهلوی و جمهوری اسلامی، و نقد کتیبه های دو دوره، می توان به نتایجی دست یافت که نشان از تسلط گفتمان حاکم بر کتیبه نگاری معاصر ایران دارد. از این رو دو پرسش اصلی مقاله چنین است: در کتیبه نگاری معاصر کدام جریان ها و کارکردهای اجتماعی را می توان مشاهده نمود؟ نگاه و ایدئولوژی حاکم چه تأثیری بر روند کتیبه نگاری معاصر گذارده است؟ پس از پژوهش با رویکرد جامعه شناسی و اتخاذ نظریه لاکلا و موف، به عنوان خلاصه نتایج می توان چنین بیان داشت که؛ گفتمان ملی گرایی در دوره پهلوی با بهره گیری از خط نستعلیق و ادبیات فارسی به کتیبه نگاری یادمانی آن دوران هویتی خاص بخشیده، تا جایی که کتیبه نگاری یادمانی و تا حدودی کتیبه نگاری پندآموز شاخصه ی ویژه ی کتیبه نگاری دوره پهلوی می باشد. دردوره جمهوری اسلامی با افزایش بناهای مذهبی، کتیبه های مذهبی گسترش بی سابقه ای یافته است. استفاده از خط ثلث و به کارگیری آیه های قرآنی و احادیث و ادعیه بیش ترین کارکرد مضمونی کتیبه ها در این دوره را به خود اختصاص داده است.
تبیین نقش ابعاد و مؤلفه های بازآفرینی شهری در بهبود وضعیت بافت های تاریخی ناکارآمد در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
45 - 60
حوزههای تخصصی:
بازآفرینی شهری به مثابه رهیافتی توانمند برای برون رفت از جریان زوال پهنه های ناکارآمد شهرها، به رغم اقبال نسبی در پژوهش های شهرسازی ایران طی دهه گذشته، به ندرت با نگاهی جامع نگریسته شده است؛ در این پژوهش نحوه ترکیب ابعاد و مؤلفه های بازآفرینی شهری طی دهه 1390 در مقالات نشریات علمی پژوهشی شهرسازی و چگونگی نگرش پژوهشگران به آن بررسی شده است. پژوهش، با رویکرد کیفی و به روش استدلال استقرایی در سه فاز انجام شده است. نخست، با استفاده از مطالعه اسنادی، مؤلفه ها و ابعاد بازآفرینی شهری استخراج گردید. سپس به مدد شاخص روایی محتوایی و نظر کارشناسان، ابعاد و مؤلفه های مرتبط ثبت و تأیید شدند. در فاز دوم به کمک انتخاب نظام مند، مقالات مرتبط با بازآفرینی شهری انتخاب و با استفاده از نرم افزار MaxQda2020 و VOSviewerتحلیل محتوای کیفی صورت گرفت. نهایتاً با استفاده از یافته های پژوهش، مدل مفهومی پژوهش تدوین شد. بر اساس یافته ها، ابعاد اجتماع، اقتصاد و فرهنگ و مؤلفه های مشارکت اجتماعی، اقتصاد شهر و محله و میراث فرهنگی بیشترین میزان توجه و مشارکت را در ترکیب محتوای ساختار پژوهش ها داشته و ابعاد محیط زیست، مدیریت و قانون و مؤلفه های قوانین و مقررات و آلاینده های زیست محیطی کمترین میزان توجه را داشته اند. با توجه به نتایج، در دهه گذشته دو رویکرد کاربست اقتصادیِ میراث فرهنگی به منظور رونق اقتصادی و با هدف نهایی رونق اجتماعی پهنه های ناکارآمد شهرها و بهره بردن از بالقوگی های اجتماعی پهنه های شهری به منظور احیای حیات آنها بیشترین میزان توجه را داشته اند. بنابراین پیشنهاد می گردد به منظور افزایش بهره وری پژوهش ها، رویکردی متعادل با بهره گیری از هر دو نو نگرش اتخاذ گردد که در این میان توجه به قابلیت رویدادهای شهری به مثابه مفهومی مرتبط با هر دو جنبه راهگشاست. به علاوه، انطباق چارچوب سیاست گذاری بازآفرینی شهری در ایران با کلان نظریات وحدت بخش همچون نظریه شهر رویدادمدار، نظریه شهر ایرانی اسلامی و نظریه ایرانشهر می تواند منجر به موفقیت آنها در چارچوب برنامه های توسعه در ایران گردد.
اولویت سنجی مؤلفه های فرهنگ مشارکتی در معماری مسکن اقشار کم درآمد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۷
51 - 66
حوزههای تخصصی:
فرهنگ مشارکتی در معماری می تواند باعث ایجاد ارتباط موثر و کارآمد بین کارفرما، سازمان های ذیربط، معماران و کاربران فضا شود. یکی از مهم ترین موضوعات معماری، مسکن است که همه افراد جامعه با آن در ارتباط هستند. مسکن یک الگوی فرهنگی از نحوه زندگی ساکنان را به نمایش می گذارد. از این روی، تنها یک محصول تولید شده نیست بلکه نتیجه یک فرآیند است که موفقیت آن منوط به میزان مشارکت هر کدام از اجزاء و تابعی از فرهنگ مشارکت است. این پژوهش، به دنبال اولویت سنجی مؤلفه های فرهنگ مشارکتی در معماری مسکن می باشد که در آن تاکید ویژه ای بر مسائل مربوط به اقشار کم درآمد شده است تا با توجه به محدودیت های موجود، بتوان به راهکارهای مناسبی برای ایجاد تعامل بین کاربر با دست اندرکاران معماری و شهرسازی دست یافت. استراتژی کلی پژوهش در تحقیق حاضر، پس کاوی است. در بخش مطالعات نظری، با هدف ارائه مؤلفه های فرهنگ مشارکتی، از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی استفاده شده است؛ سپس از روش میدانی و ابزار گردآوری اطلاعات از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه با افراد صاحب نظر در زمینه معماری و شهرسازی، استفاده شد. آزمون آلفای کرونباخ جهت پایایی پژوهش؛ آزمون فریدمن، جهت مشخص شدن اولویت ها و آزمون رگرسیون چندگانه، برای توصیف رابطه خطی بین متغیرهای فرهنگ مشارکتی، استفاده گردید. یافته ها نشان می دهد که در سیاست گذاری مسکن برای اقشار کم درآمد، توجه به فرهنگ مشارکتی، می تواند در مراحل مختلف برنامه ریزی، طراحی، ساخت و بهره برداری از فضا، نقش موثری در کاهش فواصل بین همه گروه های ذینفع ایفا کند و در بهبود وضع مسکن این قشر موثر باشد. فرهنگ مشارکتی در مسکن اقشار کم درآمد، به انسجام بین سه حوزه مشارکت ذی نفعان در طرح مسکن، مشارکت جویی و مشارکت پذیری میان ذی نفعان و نحوه مشارکت کاربران (ساکنان) در طرح مسکن تاکید دارد و نتایج آزمون فریدمن، نشان دهنده معناداری رتبه بندی مؤلفه های فرهنگ مشارکتی از نظر متخصصان و دست اندرکاران معماری و شهرسازی است، بطوریکه رتبه بندی متفاوتی از این مؤلفه ها دارند.
امکان سنجی و اجرای طرح خیابان کامل جهت دستیابی به سرزندگی فضایی- اجتماعی (مطالعه موردی: بلوارهای ارم شیراز و همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
105 - 120
حوزههای تخصصی:
امروزه اغلب فضاهای عمومی ش هری ازجمله خیابان ها به دلیل افزایش بی رویه وس ایل نقلیه موتوری و وابس تگی الگوی زندگی ش هری به آن ها، به شدت تحت سلطه ماشین درآمده و سرزندگی خود را ازدست داده اند. خیابان که زمانی محل تعاملات و فعالیت های انسانی بود، به مکانی بیشتر برای عبور تبدیل شد و به تصرف اتومبیل ها درآمد. مردمانی که زمانی نه چندان دور در خیابان به گفت وگو و دادوستد می پرداختند، کودکانی که خیابان را محلی برای بازی می دانستند، جوانانی که برای تفریح به خیابان می آمدند و موجب ارتقای سرزندگی می شدند، همگی ازآن پس به مخاطبان پیاده ای تبدیل شدند که جز از محل های ویژه خط کشی شده حق گذر از آن را ندارند. بنابراین با توجه به موارد مطرح شده و شواهد موجود توجه به نیازهای تمامی شهروندان ازجمله کودکان و جوانان از طریق افزایش سلامت فکری و روانی آن ها و احساس آرامش از بابت فضایی مناسب با امنیت فیزیکی و اجتماعی برای حضور یافتن به منظور ارتقا سرزندگی و نشاط را در شهرهای کشورمان مهم به نظر می رسد. در این میان طرح خیابان کامل یکی از راهبردهای مناسبی هست که می تواند امنیت، آسایش و دسترسی آسان برای اتومبیل سواران، عابران پیاده، دوچرخه سواران و رانندگان وسایل حمل ونقل عمومی را به طور هم زمان فراهم آورده و آن تعاملات و سرزندگی اجتماعی سال های گذشته را زنده گرداند. هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر سرزندگی فضایی - اجتماعی بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش نظریه زمینه ای انجام شد. ابزار پژوهش مصاحبه ساختاریافته بود. با بهره گیری از روش نظریه زمینه ای، داده های حاصل از مصاحبه های انجام شده با 72 نفر از شهروندان شیرازی و 39 نفر از شهروندان همدانی، طی سه مرحله کدگذاری باز (اولیه)، محوری و گزینشی (انتخابی) کدگذاری شد. کدهای باز شامل 25 مفهوم مربوط به شیراز و 35 مفهوم مربوط به همدان و کدهای محوری شامل سه مقوله عمده است که مشتمل بر پویایی، جذابیت و مردم و فعالیت ها (فعال و غیرفعال) هست. عدالت فضایی – اجتماعی، به عنوان کد محوری پژوهش حاضر، ز، ایران شناسایی گردید.
تحلیل معماری داخلی مسجد سنگی تَرک
منبع:
اندیشنامه معماری داخلی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
34 - 52
حوزههای تخصصی:
مسجد سنگی ترک، واقع در شهر میانه به دلیل ویژگی های معماری داخلی آن از جمله قرارگیری مقبره درون مسجد، محراب های متعدد و نقش مایه ی نیلوفر که در تعداد زیاد و ابعاد و انحاء گوناگون درون محراب، مقبره و ستون ها کار شده است، فضای داخلی متفاوتی نسبت به دیگر مساجد ایرانی دارد. علاوه بر چیدمان فضایی و عناصر داخلی، آرایه های این مسجد نیز نقش شایان توجهی در شکل گیری ماهیت آن ایفا می کنند. به دیگر سخن در این مسجد آرایه ها عناصری مازاد بر اصل اثر نیستند و نه تنها مایه ی تکمیل بلکه مایه ی تشکیل آن شده اند چرا که در معماری ایرانی زیبنده بودن از همان ابتدا با ساختن همراه بوده است. به همین دلیل هدف اصلی این پژوهش تبیین ماهیت مسجد سنگی ترک با توجه به ویژگی های معماری داخلی آن است. به بیانی دیگر این پژوهش بر آن است تا از طریق تحلیل معماری داخلی مسجد سنگی ترک و آرایه های آن، مفاهیم نهفته در این مسجد را آشکار سازد. به همین دلیل این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، نخست به بررسی تاریخی مسجد سنگی ترک پرداخته و به شکلی جامع آن را توصیف کرده است، سپس معماری داخلی این مسجد را از طریق بررسی چیدمان فضایی، عناصر داخلی و آرایه های آن با رویکردی نمادشناسانه تحلیل کرده است. و در نهایت به این نتیجه رهنمون شده است که این بنا یک مسجد-مدرسه-مقبره است، و هدف بانی یا بانیان از ساخت آن، ایجاد فضا-مکانی برای فرهمندی، فرازروی و تکامل بوده است، چنان که از فضای داخلی، آرایه ها و نقش مایه های آن چنین برمی آید که مقبره ی درون مسجد متعلق به قطب آنان بوده باشد و به نظر می رسد محراب های گوناگون آن مدرس چنان اساتیدی است که موجب فرازروی و تکامل شاگردان خود می شوند و خیر و برکت را برای همگان به ارمغان می آورند.
تحلیل رفتاری میزان مقبولیت عمومی استفاده از دوچرخه در شهر آق قلا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، استقرار و استفاده از دوچرخه در بسیاری از شهرهای جهان رواج داشته ولی بااین وجود استفاده از آن در شهرهای ایران محدود می باشد. هدف از پژوهش؛ بررسی میزان مقبولیت عمومی استفاده از دوچرخه در شهر کوچک آق قلا می باشد. رویکرد پژوهش، کمّی توأم با منطق استدلال قیاسی و ماهیت آن پیمایشی است. به منظور جمع آوری داده ها از یک پرسشنامه محقق ساخته و حجم نمونه 400 نفری استفاده گردیده که در تدوین آن از دو مدل «یوتات» و نظریه «رفتار برنامه ریزی شده» استفاده شده است. براین اساس، یافته های پژوهش نشانگر مقبولیت اندک و نکات ضعف محسوسی در شهر آق قلا در ابعاد اجتماعی استفاده از دوچرخه و عدم تأیید معناداری ضرایب همبستگی متغیرهایی همانند «نگرش»، «هنجارهای تأکیدی» و حتی «سودمندی درک شده» با متغیر رفتار هست. در این زمینه، عدم باور به دوچرخه به عنوان یک وسیله سفر مشاهده می شود و نگرش ورزش به دوچرخه بیشتر نمایان می باشد. نتایج آزمون رگرسیون خطی چندگانه پژوهش نیز نشانگر معناداری کل مدل و وجود رابطه مابین متغیرهای اجتماعی- روان شناختی پژوهش و نیز معناداری سه متغیر اثرگذار «آگاهی» (292/0+)، «هنجارهای توصیفی» (243/0+) و «تأثیرپذیری فردی» (312/0-) و ضریب تعیین تعدیل شده دارای مقدار 23% از تغییرات تبدیل پذیری در متغیر وابسته است. در پایان، نیز یافته های آماری پژوهش بازخوانی و تفسیر گردیده اند.
آشنایی با آرای سنت گرایان در باب هنر و معماری اسلامی با نقد نظرات «تیتوس بورکهارت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۵
48 - 59
حوزههای تخصصی:
اکثر سنت گرایان، متفکرینی با مشی اسلام صوفیانه و با تأکید بر رمز و راز هستند که به حقیقتی فراطبیعی مشترک و جهانی در بطن سنت های دینی باور دارند. این جریان با رنه گنون آغاز و با بورکهارت، شوان، کوماراسوامی، لینگز و... تداوم یافت و بر دین شناسی تطبیقی معاصر تأثیرگذار بود. این امر در جهان اسلام با نحله های عرفانی و از طرفی دیگر با آیین های شرق دور گره خورده است. این طیف از نظریه پردازان آرای خود را در قالب معماری و هنر اسلامی بیان کرده و با مباحث غیرمنطقی و احساسی چنان ایجاد شبهه و ابهام نموده اند که سالیانی است جامعه فرهنگی-هنری ایران را دچار سردرگمی و پریشانی کرده اند. نقد آرای بورکهارت در زمینه مبانی نظری هنر و جلوه های هنر و معماری اسلامی، پرده از تقدس گرایی و گریز از عقل گرایی برداشته و تلاشی برای معرفی و ارزیابی واقعی و منطقی در زمینه هنرهای جهان اسلام است. سنت گرایان با تأکید بر خرد جاویدان، معتقد به سنتی ثابت و مقدس و رمزآلود درتمامی ادیان بشری هستند و اسلام، مسیحیت، یهود و آیین های شرقی آسیا را دارای سنت مشترک می دانند. متأسفانه تعریف ایشان از سنت با تعریف سنت در اسلام و قران کریم خلط شده که انحراف فاحش از همین جا سرچشمه یافته و منجر به تعبیر و تفسیرهای غیرعلمی و خلاف واقع در زمینه های مختلف و به ویژه هنر و معماری اسلامی شده است.
مطالعه تصویرسازی های محسن تاجبخش در کتب چاپ سنگی قاجار و پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پیکره دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۶
92 - 110
حوزههای تخصصی:
مقدمه: به جز تعدادی محدود از تصویرگران کتب چاپ سنگی، مابقی برای مخاطب علاقه مند به این حوزه ناشناخته مانده اند براساس پژوهش های «اولریش مارزلف»، در حوزه صنعت چاپ سنگی ایران عهد قاجار،۴۶ هنرمند تصویرگر کتاب، شناسایی شده اند که ۱۹ نفر آن ها در فهرست سرشناس ترین ها قرار دارند. «محسن تاجبخش» نیز به عنوان یکی از این هنرمندان سرشناس، اما کمتر شناخته شده این عرصه است که «محسن تاجبخش» نیز به عنوان یکی از این هنرمندان سرشناس، اما کمتر شناخته شده این عرصه است که سهم قابل توجهی در بازتاب فرهنگ عامه مردم ایران داشته و آثار ایشان معرف کیفیات فنی و بصری تکثیر تصاویر چاپ سنگی در زمانه خود بوده است. هدف این پژوهش معرفی و آشنایی بیشتر با محسن تاجبخش هنرمند پرکار و فعال اواخر قاجار و اوایل پهلوی است. با توجه به هدف ذکر شده، پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش هاست؛ محسن تاجبخش که بوده، چه کتبی و با چه مضامینی را مصور کرده و تصویرسازی های وی واجد چه کیفیات سبکی و شکلی بوده است؟روش پژوهش: پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و جمع آوری داده ها با دسترسی و مطالعه مستقیم نسخ و نیز استفاده از منابع و اسناد مکتوب کتابخانه ای انجام گرفته است.یافته ها: محسن تاجبخش، تصویرگر پرکار ساکن تهران در اواخر قاجار و واوایل رضاشاه پهلوی اول بود که کتب بسیاری با مضامین مذهبی، عامیانه- عاشقانه و مکتب خانه ای را مصور کرد. تاجبخش، علی رغم گرایش به صورت پردازی واقع نما در دوره های مذکور و دسترسی به نگاره هایی از این دست، به تصویرگری سنتی ایرانی پرداخته و سادگی در بیان، ایجاد تصاویری تخت بدون حجم پردازی و عمق نمایی را برگزیده است.نتیجه گیری: مشخصاتی ازجمله اندام های کوتاه و درشت هیکل انسان ها، صورت های گرد با چشمان بادامی و بی حالت، لب هایی متبسم، اسب هایی بلند قامت با پاهایی کشیده ویژگی های بارز تصویرگری محسن تاجبخش هستند که تشخیص آثار وی را از دیگران ممکن می سازد. او در تصویرگری، سیاق هنرمندان پیش از خود را در پیش گرفته است. همچنین از مقایسه نگاره های وی با سایرین می توان سادگی بیشتر و جزییات کمتر را در تکنیک تصویرسازی ایشان دریافت کرد.
بررسی مؤلفه های شاخص سبک آرت نوو با تأکید بر آثار تلفیقی فلز و شیشه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آرت نوو از اولین سبک های هنری اواخر قرن نوزدهم (م) است که به واسطه ی طیف متنوعی از هنرمندان در رشته های مختلف در بسیاری از کشورها مورد استقبال قرار گرفت. اوج شکوفایی این جنبش در اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم میلادی است که با افزایش نقوش ارگانیک و شکل های منحنی شده در اغلب کشورهای اروپا مشاهده می شود. از مهمترین شاخصه های سبک آرت نوو می توان به بهره مندی از نقوش هنر شرق به خصوص هنر اسلامی، تأکید بر استفاده هم زمان از دو ماده در کنار یکدیگر برای ساخت آثار کاربردی و به کارگیری گسترده از نقوش گیاهی و منحنی در طراحی آثار این سبک اشاره کرد. چگونگی بهره مندی از دو ماده فلز و شیشه در طراحی آثار این سبک مسئله اصلی این پژوهش محسوب می گردد. هدف از این پژوهش بررسی آثار تلفیقی فلز و شیشه در آثار سبک آرت نوو است که درصدد پاسخ به پرسش است که چگونه از شیوه های مختلف ساخت و تزیین دو ماده فلز و شیشه در طراحی و ساخت آثار این سبک استفاده شده است؟ این پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت و روش از نوع توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات آن به صورت کتابخانه ای انجام گرفته است. بر اساس مطالعات صورت گرفته و نتایج حاصل می توان گفت که هنرمندان سبک آرت نوو با تأکید بر تلفیق مواد مختلف در کنار هم تلاش نمودند تا آثار خود را با ماهیت کاربردی با استفاده از نقوش گیاهی و مدور تزیین نمایند. تأکید بر وجوه کاربرد و تزیین در تلفیق مواد مختلف از بارزترین ویژگی های آثار سبک آرت نوو محسوب می گردد.
نقد برنامه ها (طرح ها)ی بازآفرینی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵
۵-۵
حوزههای تخصصی:
درک و سعی در حل مشکلات فضاهای شهری، از بعد از پایان جنگ جهانی دوم همواره در مرکز توجه دولت ها و مدیریت های شهرها بوده اند. تاریخ این تلاش ها نشان می دهند که در کشورهای پیشرفته با وجود شرایط بسیار ویژه، نسبت به اکثریت کشورهای در حال توسعه، مسئولان امر ضمن بهره گیری از پیشرفته ترین روش های موجود در جهان برای سامان دهی محیط های زیست شهری، همواره از حوزه تحقیق و پژوهش مستمر و ارزیابی اقدامات قبلی و استقبال از روش های جدید و مبتی بر کندوکاو در لایه های مختلف آرمان های بهسازی محیط های شهری پشتیبانی می کند. همه این مجموعه ناشی از وجود شفافیت و تعهد به پاسخ گویی مدیران به کسانی است که با رأی آن ها و برای بهبود و ارتقاء محیط زیست شهری آن به میدان آمده اند. اگر مداخله در محیط و از جمله تدارک برنامه ها و طرح هایی برای به اصطلاح «بازآفرینی محیط های شهری» در فضایی غیر از آنچه توصیف شد صورت پذیرد، نمی توان به محصول نهایی به عنوان امری مثبت و سازنده دل خوش کرد. مدیریت شهری در ایران در فضایی کدر، غیرشفاف و اغلب تاریک صورت می پذیرد. بسیاری از اقدامات و مداخلات شهرداری ها به خصوص همین طرح های موسوم به بازآفرینی بافت های فرسوده شهری در کشور هرگز نتوانسته اند حتی به اهداف ادعایی نزدیک شوند. تجربه نشان می دهند که حرف ها و نوشته هایی که در این خصوص گفته و نوشته می شوند اصلاً اهمیتی ندارند. مهم حرف ها و نوشته هایی هستند که هرگز بیان نمی شوند و به رشته تحریر در نمی آیند. مثلاً هرگز گفته نمی شود که اهداف واقعی در حوزه بازآفرینی شهری کدام اند؟ یا هرگز مشخص نمی شود چه منافعی از قبل این برنامه ها و طرح ها تأمین می شوند؟ در برخوردها و سخنرانی ها بیان نمی شود که چرا و چگونه انسان و محیط در طرح های بازآفرینی شهری از هم کاملاً جدا در نظر گرفته می شوند. مشخص نیست این طرح ها برای حل کدام مسائل محیط های محروم و نا برخوردار در دستور کار قرار گرفته اند. به نظر می رسد تمرکز بر کمبودهای ظاهری و فیزیکی محلات و مناطق محروم شهری بیشتر در راستای انباشت چرخه ای قدرت و سرمایه معنا پیدا می کند. به همین علت است که تعارض منافع افراد و خانوارهای محروم با مجموعه مدیریت و اجرای طرح های بازآفرینی شهری اغلب کاملاً مشهود است. زیرا اگر هدف ارتقاء سطح زندگی جمعیت محروم شهری منظور نظر باشد، باید تبعات این حرکت انسانی و توسعه محور در همه شهرهای ایران به خوبی قابل مشاهده، اندازه گیری و ارزیابی باشد. شهر مانند بک کوه یخ بسیار عظیم است. معمولاً آن بخشی از شهر که دیده می شود و مورد قضاوت قرار می گیرد، تنها بخش کوچکی از این کوه یخ است. روند ها و فرایندها در ایران از حدود 100 سال پیش تاکنون به گونه ای رقم خورده اند که مردم عادی فقط بخش کوچکی از شهر را می بینند و درک می کند و بخش مهمی از نخبگان و متخصصان و مدیران شهری ترجیح می دهند برای تأمین منافع خاص خود آن بخش ناپیدا از شهر را عمداً نادیده بگیرند. بدین ترتیب مشخص است که علت شکست و ناکامی طرح های بازآفرینی نواحی فرسوده شهری در ایران به بخشی از ماجرا باز می گردد که اصولاً با چشم غیر مسلح قابل رؤیت نیست.
هفت آفت در پژوهش های هنری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳
55 - 68
حوزههای تخصصی:
پژوهشهای آکادمیک هنر در ایران بسیار دیرتر از دنیای غرب در اواخر دهۀ 1370ش آغاز شد. ازآنجاکه بیشتر مدرسانِ رشتههایی مانند پژوهش هنر در دانشگاههای ایران مورخان هنر نبودهاند، نوعی روششناسی منحصربهفرد در ایران پدید آمده است که نظیر آن در سایر کشورها دیده نمیشود. این مقاله ضمن در نظر گرفتن پژوهشهای اصیل محققان برجستۀ بینالمللی، به آسیبشناسی پژوهشهای هنری ایران در دو دهۀ گذشته پرداخته و به دنبال دستهبندی آسیبها، تبیین ویژگیهای هرکدام و راههای غلبه بر آنهاست. بر اساس روش تحقیق کیفی، این آسیبها را میتوان بدین شرح دستهبندی کرد: 1) روششناسی، 2) ترجمهها، 3) دانش زبانهای خارجی و ضعف منابع کتابخانهای، 4) کتابسازی، 5) مقالات دانشجویی و کمّیگرایی، 6) موضوعات تکراری و فقدان مطالعات میدانی، 7) تعجیل، بیدقتی، تقلب و انتحال. جدیترین آفت، روششناسی است که شامل مواردی مانند تکیه بر نظریات دورۀ تکوینی مطالعات تاریخ هنر، پدیدۀ «رویکرد»، سنتگرایی، نمادشناسی، استنادهای نامناسب و عدم شناخت منابع مهم میشود. مهمترین راه غلبه بر این آفتها توجه به محتواست که لازمۀ آن ریشهکن کردن آفات حوزۀ روششناسی است.
ساختارشناسی تطبیقی مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد مشهد با الگویی خطی از طومار توپقاپی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
129 - 144
حوزههای تخصصی:
معماری تیموری، در معماری دوره های پیشین خود ریشه دارد، لیکن این هنر تا بدان درجه پیش رفت که اعتلا و پیشرفت هنر و معماری ایرانی را رقم زد و تحول تازه ای در تزیینات بنا به وجود آمد. عظمت هنر ممتاز معماری تیموری را می توان در مسجدجامع گوهرشاد مشهد مشاهده کرد. هنر مقرنس کاری در عصر تیموری، نمایانگر خلاقیت و ابتکار معماران و صنعتگران و دارای سیر تکاملی بوده و قابلیت تغییر پلان مربع به دایره و آرایش سه کنج ها، سرستون ها، تاقچه ها، نیم دایره یا ربع گنبد ها و هم چنین پایه گلدسته مناره ها را داشته است. وجود طرح های خطی از انواع مقرنس در طومار توپقاپی که گمانه زنی ها آن را منتسب به دوره تیموری و اوایل دوره صفوی می دانند، این پژوهش را به سمت تطبیق نزدیک ترین طرح طومار با مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد سوق می دهد تا به هدف این تحقیق که شناسایی ساختار مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد و تطبیق آن با مدل خطی طومار توپقاپی است، نائل آید. پرسش های تحقیق عبارتند از: چه ارتباطی بین عناصر ساختاری مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد مشهد با طرح خطی طومار توپقاپی وجود دارد؟ وجوه تشابه و تفاوت موجود در مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد با الگوی خطی طومار توپقاپی چیست؟ این تحقیق، هدفی بنیادی دارد و روش آن توصیفی تحلیلی با رویکرد تطبیقی است. گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای، اسنادی و با مشاهده میدانی صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که فرم شمسه در هردو مقرنس در دو بخش هسته مرکزی و بدنه، به یک شکل رسم شده است. ساختار به کار رفته در هردو مقرنس، هندسه ای از نوع خوشه ای است و سوق آن به بی نهایت را نشان می دهد که از هندسه فراکتال نشأت گرفته است. در عین حال تفاوت هایی بین طرح خطی و الگوی مدل عینی وجود دارد که احتمالاً ناشی از سلیقه هنرمند در حین اجرا بوده و یا طی مرمت های مختلف مقرنس ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد یا الگوی خطی ایجاد شده است.
تبیین و اولویت بندی راهکارهای تحقق مفهوم خلوت در مجتمع های مسکونی میان مرتبه (نمونه موردی: شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
19 - 34
حوزههای تخصصی:
الگوی ساخت مسکن در شهرها تغییر کرده و تعداد قابل توجهی از ساکنین شهرها ملزم به زندگی در مجتمع های مسکونی هستند. انسان علاوه بر نیاز به سکونت، به محلی برای تسلی بخشیدن نوائب روحی، رهاشدن از برخی محدودیت های اجتماعی، خلوت کردن با خویش و راز و نیاز با خدا، نیاز دارد. هدف پژوهش حاضر، شناخت مولفه ها و متغیرهای موثر بر خلوت و تعاملاتاجتماعی ساکنین و ارائه راهکارهای طراحی است. پژوهش حاضر از منظر هدف، کاربردی به لحاظ ماهیت، توصیفی-تحلیلی و از نظر فرایند انجام، ترکیبی است. ابتدا استخراج ابعاد و مولفه های مفهوم خلوت و عوامل موثر بر طراحی مجتمع های مسکونی میان مرتبه و سپس نمونه های مورد مطالعه در مقیاس انتخابی –مطابق چک لیست مشاهده- بررسی و با تکمیل پرسش نامه به ارزیابی ابعاد مفهوم خلوت از دید ساکنین پرداخته شد. خلوت فردی، فرهنگی-اجتماعی، قلمروپایی و حریم خصوصی از مهم ترین مولفه های موثر بر طراحی ابعاد کالبدی، فرهنگی-اجتماعی، زیست محیطی، حریم خصوصی و فضای شخصی است. راهکارهای اساسی در طراحی اولیت بندی و ارائه گردید.
مواجهه دریدا با برنامه پدیدارشناسی هوسرل در تحلیل هنرهای تجسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش هنر سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
۸۲-۷۳
حوزههای تخصصی:
راهبرد اصلی دریدا، واکاوی بنیادی گفتمان متفکرانی چون افلاطون است که متافیزیک حضور شالوده اصلی نظریاتشان بوده و یا متفکری چون هوسرل که سعی داشته اند از متافیزیک حضور گذر کنند. در این پژوهش بخشی از پدیدارشناسی هوسرلِ متقدم که مورد اهتمام برنامه واسازی دریدا بوده مطرح می شود؛ ابتدا نقد دریدا به مفاهیم آگاهی و معنا در اندیشه هوسرل ارزیابی شده و سپس در بخش دوم مبتنی بر واسازی دریدا، از مفاهیم آگاهی و معنا در پدیدارشناسی و به کارگیری مفاهیمی چون ردپا و تعویق دو اثر منتخب نقاشی از آثار علیرضا اسپهبد و نیکزاد نجومی بررسی و تحلیل می شوند. ارزیابی تمایز میان دو رویکرد پدیدارشناسی و واسازی به منظور دستیابی به دلالت های تازه و به طور کلی روش نقد جدید برای تحلیل متن یا هنرهای تجسمی هدف این پژوهش است. روش جمع آوری اطلاعات، برگرفته از داده های کتابخانه ای و اینترنتی و روش نگارش، به صورت کیفی و توصیفی-تحلیلی مبتنی بر به کارگیری راهبرد واسازی است. در اینجا پیوند نظریه های فلسفی با تحلیل آثار تجسمی، مواجهه ای نوین را مطرح می سازد. با واسازی دو مفهوم آگاهی و معنا در رویکرد پدیدارشناسی و تحلیل دو اثر منتخب از نقاشان معاصر ایران، درمی یابیم که معنای عناصر در اثر هنری نه بر اساس آگاهیِ کلی و دربرگیرنده و دلالت های قطعی است که به ماهیات و ذوات در پدیده ها می رسد؛ بل بر اساس معانی تازه ای است که از دگرگون سازی سلسله مراتب مشخص به دلالت های نامتعین به صورت ردپایی زنجیرواریایایای در تفسیر مکرر اثر تجسمی با تعویق به دست می آید و از این رهگذر دریچه ای تازه برای نقد و بررسی هنرهای تجسمی میسر می شود.
تحلیلی بر آموزش معماری از جنبه ی کاربست مدل های نوین با تأکید بر مدل BIM ؛ بررسی تطبیقی دانشگاه فنی استانبول و دانشگاه هنر اسلامی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
195 - 208
حوزههای تخصصی:
امروزه ادغام فناوری های نوین در آموزش معماری، موجبات ارتقاء یادگیری، بهبود مهارت های دانش آموز، افزایش مشارکت، خلاقیت بیشتر، نگرش بهتر نسبت به دوره ها و مشاغل، و علاقه و مشارکت بیشتر مربیان در کلاس ها خواهد گردید. با توجه به اهمیت کاربست فناوری های نوین در آموزش معماری، هدف از تحقیق حاضر ارزیابی ظرفیت های پذیرش فناوری های نوین در آموزش معماری با تأکید بر مدل سازی اطلاعات ساختمان (BIM) در دانشگاه فنی استانبول و دانشگاه هنر اسلامی تبریز می باشد. از این رو، روش تحقیق آمیخته (ترکیبی از روش های کمی-کیفی) با هدف کاربردی و ماهیت توصیفی-تحلیلی می باشد که در راستای تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار Amos و تحلیل عاملی کیو (Q) در نرم افزار SPSS استفاده شده است. جامعه ی آماری تحقیق شامل دانشجویان و اساتید معماری دانشگاه فنی استانبول و دانشگاه هنر اسلامی تبریز می باشد که با استفاده از روش کوکران، حجم نمونه ی دانشجویان برای هرکدام از دانشگاه ها 384 نفر و با استفاده از روش دلفی هدفمند، حجم نمونه ی اساتید برای هرکدام از دانشگاه ها 8 نفر تعیین گردیده است. یافته های تحقیق نشان می دهد در راستای بهره گیری از فناوری های نوین (BIM) در آموزش معماری، مقدار بحرانی هر سه متغیر محتوای آموزشی، فرایند آموزشی، ظرفیت نهادی و اساتید برای دانشگاه فنی استانبول بالای 1/96 محاسبه شده و در سطح اطمینان 95 درصد دارای وضعیت مطلوبی می باشند. در دانشگاه هنر اسلامی تبریز تنها ظرفیت نهادی و اساتید دارای مقدار بحرانی بالای 1/96 بوده و محتوا و فرایند آموزشی در شرایط نامطلوبی قرار دارند. همچنین نتایج حاکی از آن است که سه عامل اصلی تحقق فناوری های نوین در آموزش معماری عبارتند از سازمان آموزشی، محتوای آموزشی و اساتید حرفه ای که بر مبنای مدل تحلیل عاملی کیو 79/581 درصد از تحقق فناوری های نوین در آموزش معماری را تبیین می کنند.