فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۲۱ تا ۱٬۸۴۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
پایداری یکی از جنبه مهم در کشورهای درحال توسعه است که روزبه روز توجه به آن توسط گروه های سازنده به خاطر حفظ حیات کره زمین بیشتر شده است. پایداری دارای مؤلفه هایی که در هریک از بناها نیاز به تدقیق سازی دارد که برای باززنده سازی آن ها نیاز است اولویت بندی گردد و تمرکز توجه به ترتیب سهم بندی آن ها به وجود آید. این پژوهش با هدف تدقیق سازی مؤلفه های پایداری منطبق بر نمونه موردی و بیان اولویت بندی آن ها در باز زنده سازی ساختمان صنعتی البرز شکل گرفته است. روش تحقیق ترکیبی تودرتو کیفی در کمی است که در مرحله کیفی ابتدا مرور نظام مند نسبت به مقالات گذشته و تحقیقات درجه یک سعی می شود، مؤلفه های موجود در پایداری تدقیق سازی شود و در مرحله بعد دلفی آینده پژوهی با سه فاز طوفان فکری، تحدید و انتخاب برای تدقیق سازی متغیری صورت می گیرد، سپس پرسشنامه ای با طیف لیکرت تدوین و در اختیار افراد بازدیدکننده متخصص قرار می گیرد در این مرحله برای تحلیل آمارهای استنباطی اولویت مؤلفه ها از نرم افزار JMP بهره گرفته می شود نتایج نشان می دهد که به کارگیری مجدد این بناها در 4 رکن اصلی توسعه پایدار و 9 محور اصلی قرار دارد. همبستگی بین ابعاد موجود در پیامدهای پایداری به کارگیری میراث معماری صنعتی نشان می دهد بیشترین همبستگی بین بعد اجتماعی و محیطی با مقدار(655/0) و کمترین مربوط به اقتصادی و فرهنگی با مقدار(199/0) است. درواقع می توان با تقویت بعد اجتماعی و محیطی، عمر مفید ساختمان را افزایش داد. درنتیجه توجه صرف به افزایش سرمایه نمی تواند یک ساختمان را پایدار کند.
سیر تکوین فضابندی و قاب بندی تذهیب قرآن های صدر اسلام تا ظهور ایلخانان (654ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱
37 - 49
حوزههای تخصصی:
فضابندی و قاب بندی در تذهیب بسیار مهم هستند، چراکه نخستین برخورد مخاطب با اثر به واسطه قاب بندی هایی است که فضاهای رنگ بندی شده را تفکیک می کنند. با توجه به این که تاکنون مطالعه جدی در این حوزه صورت نگرفته است؛ این پژوهش بر بررسی سیر تکوین این دو اصل مورد اشاره در تذهیب قرآن های صدر اسلام تا نیمه سده 7ه.ق، یعنی ظهور ایلخانان، هدف گذاری شده است. دو پرسش اساسی مطرح در این حوزه، بر ارزیابی سیر تحول فضابندی و چگونگی استفاده از نقوش قاب بندی در فضابندی های موجود در آثار این دوره و با در نظر گرفتن انواع قاب و فرم، استوار است. این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی صورت گرفته، از بررسی کتابخانه ای، مشاهدات میدانی و مستندسازی به کمک عکاسی جهت گردآوری اطلاعات بهره برده است. نتایج حاصل نشان می دهد که نخستین نمونه قرآن های کتابت شده فاقد هرگونه فضابندی یا صفحه آرایی منظم و منسجم بوده اند؛ اما بعدها نقوشِ نشان به جهت علامت گذاری بخش های مختلف قرآن کریم بر اساس جزء، حزب، سوره و آیه و به صورت جزیره های پراکنده و فاقد فضابندی منسجم ظاهر می شوند. همچنین هم زمان با تکامل سایر بخش های هنر کتاب آ رایی و تذهیب به تدریج شاهد سیر تحول و تکامل فضابندی هستیم. این سیر تکامل را می توان در قاب بندی آثار مُذَهَب نیز مشاهده کرد، به طوری که پس از نسخ اولیه فاقد قاب بندی می توان به تدریج شاهد ظهور نخستین نمونه ها با استفاده از نقوش جدول کشی بود و بعدازآن به تدریج شیوه های کامل تر و متنوع تری چون قاب اسلیمی، نقوش گره هندسی و کنگره ای-هندسی را در آثار مشاهده کرد.
تفسیرتطبیقی تأثیر جنبش احیای مصر بر آثار معماری آمریکا در قرن بیستم میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۱ خرداد ۱۴۰۳ شماره ۱۳۲
43 - 54
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: بناهای بسیاری در اروپا و آمریکا وجود دارند که بازتابی از معماری مصر باستان هستند؛ اهمیت پژوهش حاضر در پرداختن به خاستگاه «جنبش احیای مصر» و شکل گیری «احیای معماری مصری» به غرب بازمی گردد. جنبش احیای مصر، یک سبک هنری است که هنرمندان آن از اَشکال، نقوش و تصاویر آثار هنری مصر باستان استفاده کرده اند. این امر عموماً به آگاهی هنرمندان آمریکا و اروپا درباره آثار تاریخی مصر باستان که ناشی از فتح مصر توسط ناپلئون در سال 1798م است، نسبت داده می شود.هدف پژوهش: ریشه یابی و نحوه تأثیرگذاری هنر و معماری مصر باستان بر آثار معماری آمریکا در قرن بیستم میلادی است که از این رو به تبیین معماری و وجوه نمادین هنر مصر باستان و سپس تأثیر آن بر معماری آمریکا پرداخته است. روش پژوهش: در این پژوهش کیفی از شیوه تفسیری-تاریخی در آن استفاده شده است. جامعه آماری، تعدادی از بناهای آمریکا را شامل می شود و در مطالعات مقدماتی، تعدادی از بناهای باستانی مصر جهت ریشه یابی و تطبیق مفاهیم و عناصر هنر مصر بررسی شده است؛ بنابراین، پس از تبیین و تفسیر داده های اولیه مذکور که حوزه علّی شکل گیری جنبش احیای مصر را تشکیل می دهند، به تطبیق و تحلیل موردی نمونه های انتخابی پرداخته شده است.نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان می دهند که به واسطه فتح مصر توسط ناپلئون، بسیاری از هنرمندان دهه های بعدی آمریکا به هنر و معماری مصر باستان متمایل شدند که همین امر، سبب شکل گیری جنبش احیای معماری مصری در برخی از کشورهای مذکور شده است. بدین ترتیب، بناهای معماری زیادی با الهام از هنر و معماری مصر باستان در جهت فرم و عناصر هم چون استفاده از مقصوره، دروازه دو بُرجی، رواق، هرم و موتیف های مصری مانند سرستون های پاپیروسی و کتیبه خورشید بالدار، طراحی و اجرا شدند که تاریخ شکل گیری بسیاری از آن ها در جهت جنبش مذکور به قرون اخیر بازمی گردد.
در جست وجوی چگونگی «تجسم معنای تعالی» در پیکر و صورت آسمانه های مرتفع معماری ایرانی- اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۱ آذر ۱۴۰۳ شماره ۱۳۸
15 - 28
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: معماری به عنوان یک اثر هنری، می تواند تداعی گر معانی عینی و ذهنی برای انسان باشد و از این طریق ارتباطی عمیق با احساس او برقرار کند. «تعالی» یک معانی عاطفی است که پرداختن به آن در آراء نظریه پردازان معماری غرب دیده می شود و برخی از سفرنامه نویسان نیز از ادراک این معنا در بناهای تاریخی ایران سخن گفته اند. این معنا به ویژه در برخی گنبدخانه ها و میان تالارهای معماری سنتی ایران و در گستره عملکردی از بناهای مقدس مانند مسجد و مقبره تا بناهای روزمره مانند تیمچه و حمام قابل درک است.هدف پژوهش: هدف از انجام این پژوهش جست وجوی نحوه تجلی معنای تعالی در بناهای معماری ایرانی و ارائه ساختاری است که بتواند برای نحوه پدیداری معنای تعالی، توسط طراحان و دانشجویان استفاده شود. روش پژوهش: این پژوهش از نوع پژوهش کیفی و با روش توصیفی- تحلیلی براساس استدلال منطقی است و تحلیل نمونه های منتخب با رویکرد نقد فرمالیستی صورت گرفته است. نتیجه گیری: معماری حاوی معنای تعالی، فضایی برای تمرکز ذهن خلق می کند و انسان را در درون آن فضا قرار می دهد. در این فضا، کشش روبه بالا، رهاشدن از وزن احساسی ماده و پیوند با امری بیکران به صورت ذهنی تداعی می شود و از این طریق، زمینه برای ادراک تجربه تعالی در انسان مهیا می شود.
مفهوم بدن در تفکر اسلامی و نفی تنانگی در تبلیغات محیطی
منبع:
مطالعات هنر سال ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۷)
87 - 105
حوزههای تخصصی:
تبلیغات محیطی، پدیده ای نو ورود از غرب است و در ایران با اینکه رسانه ای نوپا است، اما می تواند به مثابه نهادی مؤثر، در انظار عمومی و در ابعاد بزرگ با مخاطبان ارتباط برقرار نماید. رویکردهای قانونی تبلیغات در غرب، تحت تأثیر تفکر فردیت گرا، با روش های مدیریت بدن که تصویری بی نقص و فناناپذیر از ابدان انسانی ارائه می کند، از مصورسازی بدن، جهت پیشبرد اهداف سرمایه داری بیشترین سود را کسب می کنند. حال سؤال این است که مفهوم بدن در تفکر اسلامی، چگونه تفسیر و معنا می شود و محدوده مصورسازی از بدن به عنوان عنصری مؤثر و پر اهمیت در تبلیغات محیطی چیست؟ این پژوهش با رویکرد کلامی و با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است، نشان می دهد که سه قانون کلّی: "آیین نامه تأسیس و نظارت بر نحوه کار و فعالیت کانون های آگهی و تبلیغاتی"، "مصوبات کمیته مرکزی سازمان های تبلیغاتی کشور" و "سیاست ها و ضوابط حاکم بر تبلیغات محیطی" مرزهای این نوع تبلیغات را مشخص و معیارهای حضور تصویر بدن در تبلیغات محیطی را به موازین شرعی و عرفی موکول نموده اند. در مبانی فکری اسلام، انسان واجد سه نوع بدن متفاوت یعنی "بدن مادری"، "بدن مثالی" و "بدن ذره ای" معرفی و در آن، تنها بدن ذره ای اساس هویت انسان را تشکیل داده و بقیه فاقد اصالت هستند؛ بنابراین نگاه ضوابط تبلیغات محیطی به ارائه تصویر بدن، با تأکید بر بدن اصلی انسان یعنی بدن ذره ای، صورت گرفته و برخلاف غرب، از ارائه تصویر بدن مادری انسان در تبلیغات محیطی خودداری می نماید.
واکاوی مؤلفه های ریخت شناسی شهری تأثیرگذار بر آسیب پذیری اجتماعی با بهره گیری از روش فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
88 - 113
حوزههای تخصصی:
اهداف: توسعه مبتنی بر ریخت شناسی شهری با توجه به چالش های اجتماعی همچون مهاجرت و تغییر بافت انسانی شهرها و ایجاد سکونت گاه های حاشیه ای غیررسمی، ناامن و ناایمن، تأثیر بسزایی بر آسیب پذیری اجتماعی جوامع شهری دارد. این امر در کشور ما که امواج توسعه را با بازه زمانی قابل توجهی نسبت به کشورهای توسعه یافته، تجربه می کند، مسائل پیچیده تری را ایجاد می کند. از این رو، درونی سازی یا بومی سازی عاملیت توسعه براساس مشخصه های منحصربه فرد تمدنی- فرهنگی یکی از دغدغه ها و چالش های پیش روی برنامه ریزان شهری در سیاست گذاری های در ایران است. هدف از مطالعه حاضر، استخراج و واکاوی آن دسته از عوامل ریخت شناسی شهری در مطالعات بومی است که بر آسیب پذیری اجتماعی مؤثر ارزیابی شده اند تا بتوان به تعریف روشنی از ابعاد، مؤلفه ها و عناصر هر یک از آن ها رسید.
روش ها: این پژوهش، بر اساس هدف، کاربردی- توسعه ای است و با رویکرد کمی، به روش فراتحلیل، به استخراج معیارها و مؤلفه های تأثیرگذار ریخت شناسی شهری بر آسیب پذیری اجتماعی پرداخته شده است تا بتوان از این فرآیند، به خط مشی دقیق تر به برنامه ریزی شهری نائل شد.
یافته ها: تحلیل یافته ها می رساند که ریخت شناسی شهری متأثر از چهار گانه اقتصاد شهری، مدیریت حمل ونقل و آماد شهری، سیاست های کلان توسعه افقی و عمودی شهر و پارادایم شهرنشینی است و آسیب اجتماعی ناشی از ریخت شهری متأثر از مدیریت کاربری اراضی، هندسه معابر، نوع بافت از حیث فرسودگی، هندسه توده پر و خالی و ایجاد لامکان ها، شفافیت و خوانایی بافت شهری، سرزندگی، حضورپذیری و نورپردازی معابر در شب، میزان تحقق عدالت فضایی برای همه اقشار جامعه و ایمنی در فضای شهری به هنگام مخاطرات طبیعی مانند سیل و زلزله است.
نتیجه گیری: عمده ترین رویکردها به مطالعات ابعاد و مؤلفه های ریخت شناسی شهری عبارت از رویکردهای کالبدی- فیزیکی، بومی- اقلیمی، ادراک محیط و علوم رفتاری، تاریخی و جغرافیایی، اقتصادی- سیاسی، علوم اجتماعی، علوم انسانی و زمینه ای- فرهنگی است. ابعاد ریخت شناسی شهری در دو بعد بافت و توده و حرکت میان ساختمان ها یعنی معابر دسته بندی می شود. ذیل بعد بافت و توده می توان شاخصه هایی اعم از گونه های ساختمانی، بلوک ها و چیدمان توده ها و ذیل بعد حرکت میان ساختمان ها می توان شاخصه های هندسه و ساختار معابر و پراکنش دسترسی ها را بازشناسی کرد.
آسیب شناسی ضمانت اجراگذاری تعزیری در قبال رفتارهای جنایی و تأثیر آن بر آثار هنری معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
408 - 423
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی و تحلیل آسیب شناسی ضمانت اجراگذاری تعزیری در قبال رفتارهای جنایی و تأثیر آن بر آثار هنری معاصر است. در این مقاله به دنبال راهکارهای بهینه و کارآمدی برای ضمانت اجراگذاری قصاص، دیه و تعزیر در قبال رفتارهای جنایی می باشیم. باتوجه به اینکه ابهامات و ایراداتی در قانون در حوزه ضمانت اجراهای قصاص، دیه و تعزیر وجود دارد، علاوه بر بررسی آن ها در مباحث پیش رو سعی بر آن شده است تا به صورت کامل مواد قانونی 290، 291، 294، 302،310 ، 612 ، 630 و 718 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مورد نقد و بررسی قرار گیرد. باتوجه به ابهامات و ایراداتی که در مواد قانونی مطروحه در حوزه ضمانت اجراهای قصاص، دیه و تعزیر وجود دارد، ضمن ارائه پیشنهادهای مناسب در جهت رفع ابهامات و ایرادهای موجود در مواد فوق الذکر قانون مجازات اسلامی، به صورت اجمالی به ارائه سه راهکار اصلی با هدف افزایش رغبت اولیای دم به عبور از اجرای قصاص و افزایش بازدارندگی ضمانت اجراگذاری تعزیری در جنایت بر نفس و نیز برقراری مساوات در میزان دیه و خسارات بین زن و مرد و مسلمان و غیرمسلمان از طریق ضمانت اجراگذاری تعزیری نه به عنوان خسارت مازاد بر دیه بلکه به عنوان جزای نقدی تحت عنوان حکم حکومتی یا حکم ثانویه پرداخته شود. آثار هنری متأثر از رخدادهای اجتماعی و فرهنگی از عوامل و وجوه مهمی هستند، به همین دلیل نظم و امنیت اجتماعی و مقابله با جرایم نقش مهمی در رونق آن ها دارد.اهداف پژوهش:بررسی آسیب شناسی ضمانت اجراگذاری تعزیری.بررسی تأثیر آسیب شناسی ضمانت اجراگذاری تعزیری بر آثار هنری معاصر.سؤالات پژوهش:آسیب ها ی ضمانت اجراگذاری تعزیری چیست ؟تاثیر آسیب شناسی ضمانت اجراگذاری تعزیری بر آثار هنری معاصر چیست؟
مقایسه و تحلیل سبک شناسی دو سطح فکری و ادبی در تحمیدیّه های حدیقه سنایی و منطق الطیّر عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
106 - 125
حوزههای تخصصی:
حدیقه سنایی اثری پیشرو در منظومه سرایی ادب فارسی است و به دنبال آن منطق الطّیر نقش مکمل را برعهده دارد. با این وجود، از جهاتی با حدیقه متفاوت است و سبک شخصی خود را داراست. این پژوهش به دنبال مطالعه و بررسی شباهت ها و تفاوت های فکری و ادبی دو تحمیدیه مهم ادب عرفانی (حدیقه و منطق الطّیر) به منظور درک دقیق تر آرا و اندیشه های دو نگارنده آن هاست. همچنین کشف عناصر زیبایی شناسی ادبی و هنری آن ها در نحوه پردازش اندیشه های عرفانی در تحمیدیّه های شان مدنظر است. در تحقیق پیش رو دو سطح فکری و ادبیّ دو تحمیدیّه براساس دیدگاه ساخت گرایان مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج این تحقیق نشان می دهد، مَنِشِ عرفانی سنایی خردمدارانه تر و محتاطانه تر از عطّار است و عناصر ادب تعلیمی در حدیقه او غالب تر است.در مقابل، مَنِشِ عرفانی عطّار، شورانگیزتر و بیقرارانه تر است و عناصر هیجانات عاشقانه به همین دلیل در شعر او بیشتر دیده می شود. در حدیقه، خردِ اجتماعی بازرتر است و در منطق الطّیر، عشق و فردیّت تظاهری بیشتر دارد. تفاوت های موجود به دلیل اندیشه مسلّط توحید عرفانی بر آن ها، به وحدت عقیده شان آسیب نمی زند.اهداف پژوهش:شناخت سطح فکری و ادبی تحمیدیّه های دو اثر بزرگ عرفانی.شناخت دلایل تفاوت های موجود فکری و ادبی دو تحمیدیّه حدیقه و منطق الطیر.سؤالات پژوهش:خردورزی سنایی در تحمیدیّه، مرهون چیست؟عطار در مقابل الگوی خردورزی اجتماعی سنایی، چه الگویی را ارائه می کند؟
اصل مهدویت در ادیان الهی از دیدگاه ملاصدرا و انعکاس آن در خط نگاره های ظروف فلزی صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
211 - 224
حوزههای تخصصی:
اندیشه مهدویت و ظهور منجی عالم بشریت باور سترگی است که ریشه در اعماق تاریخ دارد. این باور نه تنها در اسلام بلکه ریشه در ادیان و مذاهب قبل از اسلام هم دارد و هرکدام به نوعی بر این باور بوده اند. حتی مکاتب غیرمذهبی و دینی مثل زرتشت، بودایی، هندو و غیره هم به یک منجی و نجات دهنده در آخرالزمان اعتقاد و باور دارند. جریان خروشان این تفکر در بستر ادیان و مذاهب و فرهنگ بشری، انبوهی از آگاهی ها- پیشگویی ها- آرمان ها، افسانه ها و تخیلاتی را فراهم آورده است. اما شیعیان، دیو یاس و ناامیدی را از خویش دور رانده و به عاقبت و سرنوشت روشن بشر خوشبین هستند و آینده جهان را پیروز می دانند، ولی عقیده دارند که احکام و قوانین بشری برای اصلاح و اداره جهان، کافی نیست. بلکه فقط قوانین و دستورات جامع ومتین اسلام را که از منبع وحی و الهام سرچشمه گرفته را برای تامین سعادت بشر صالح می دانند. در این پژوهش، مهدویت در اندیشه ملاصدرا مورد بحث و بررسی قرار گرفته است و از حیث مبانی مهدویت، جایگاه مهدویت، اثبات مهدویت از نظر ملاصدرا و معرفت شناسی و ... حضرت را با روش توصیفی و تحلیلی تبیین شده است. از سوی دیگر با شکل گیری حکمت شیعه مذهب صفوی، باورهای شیعی به شکلی فراگیر در ابعاد مختلف نظام اجتماعی تبلور یافته است. هنرهای این دوره نیز از این اندیشه و انگاره های مذهبی برکنار نمانده است و هنری چون فلزکاری تبدیل به یکی از جلوه گاه های اندیشه مذهبی در این دوره تاریخی شده است.اهداف پژوهش:بررسی اندیشه مهدویت و ظهور منجی در منبع وحی و اندیشه ملاصدرا.بررسی اندیشه های مذهبی در فلزکاری دوره صفویه.سؤالات پژوهش:مهدویت در منبع وحی و اندیشه ملاصدرا چگونه می باشد؟اندیشه های مذهبی چه بازتابی در فلزکاری دوره صفویه دارد؟
نقش حاکمیت و اندیشه سیاسی اَبِش خاتون در عرصه فرهنگی شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درباره حاکمیت اَبِش خاتون، تنها فرمانروای زن فارس در قرن هفتم هجری قمری، اطلاعات کافی در دست نیست و آنچه هست اشاراتی محدود در چند منبع تاریخی است. در بررسی شرایط اجتماعیِ شیراز قرن هفتم هجری، نقشِ پررنگ حاکمیت اَبش خاتون در سیاست گذاری های سیاسی، اقتصادی، امنیت اجتماعی و فرهنگی به خوبی مشخص است. شکی نیست که اَبش خاتون با ازدواج سیاسی و پیوند خانوادگی با ایلخانان، برای حفظ امنیتِ سیاسی و فرهنگی راهی باز کرد که مردم و اهل قلم و هنر از آن بهره مند شدند. هدف این مقاله تحلیل گفتمان سیاسی و حاکمیت قدرت اَبش خاتون و بازتاب آن در فرهنگ است و در پی پاسخ به این پرسش که در بحبوحه سیاسی آن زمان چگونه یک فرمانروای زن، توانست با اتکا بر جایگاه قدرت سیاسی، فرهنگ، ادب و هنر را در دامن خود بپروراند. اَبش خاتون (اولین نماینده رسمی ایلخانان در فارس)، مانند اسلافش (اتابکان فارس) نقشی مؤثر در تبدیل شیراز به کانون فضلا و ارباب هنر داشته است. علاوه بر این موارد نمی توان از نقش بسیار حیاتی اَبِش خاتون در رونق اقتصادی که لازمه حمایت از هنر است، چشم پوشید. از این منظر بایست حامیان هنرپرور هرات را به نوعی وام دار همین سیاست گذاری های قرن هفتم هجری شیراز دانست. این مقاله که از رویکردی بینارشته ای، جغرافیایِ انسانی، فلسفه سیاسی، علوم اجتماعی و قوم نگاری، بهره می برد؛ ازنظر هدف، بنیادی نظری بوده و از نظر روش، توصیفی تحلیلی به شمار می رود. همچنین اطلاعات از منابع کتابخانه ای و تارنماهای گوناگون گردآوری شده و نهایتاً اطلاعات با رویکردی کیفی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. بر همین اساس با استنباط های ضمنی، ارتباط بین سیاست و شرایط اجتماعی بررسی شده و زمینه های شکل گیری هنرهای گوناگون در مواضع مورد بحث قرار گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر انطباق فرمانروایی اَبش خاتون با حاکمیت مرکزی و کارایی مناسب سیاست گذاری های او است که با ترکیب میراث هنر پیشامغولی با عناصر فرهنگ جدید، توانست کانون اُدبا، فضلا و هنرمندان را در شیراز قرن هفتم هجری اعتلا بخشد.
تبیین تلاقی هنر و معلولیت در مواجهه با افراد طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
89 - 105
حوزههای تخصصی:
در چند سال اخیر، اختلال طیف اتیسم با دامنه گسترده ای از نابهنجاری های رفتاری، شناختی و عصبی به عنوان یک موضوع اجتماعی و پزشکی در فضای مطالعاتی و انتقادی معلولیت مورد توجه قرار گرفته است. یکی از شاخه های اصلی این مطالعات موضوع تلاقی هنر و معلولیت است که در دو منظر متمایز قابل بررسی است: هنردرمانی و هنر معلولیت. این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده ها از طریق اسناد و منابع مکتوب صورت گرفته است. با تاکید بر مفهوم تنوع عصبی -که اختلالات عصبی را نه به عنوان اختلال که به مثابه تنوع در فهم انسان مطرح می کند- به دنبال چگونگی تبیین این دو چارچوب هنری و تفاوت های آن ها در مواجهه با افراد طیف اتیسم است و به این پرسش کلیدی پاسخ می دهد که چگونه هنر معلولیت می تواند مرزبندی های خلق شده توسط هنردرمانی از جمله: دیگری بودن، سلسله مراتب قدرت، تواناسالاری و ناتوان انگاری را از میان بردارد؟ نتایج به دست آمده نشان می دهد: هنر معلولیت با عاملیت قرار دادن شخص معلول به عنوان هنرمند؛ قوت، هویت و توانمندی های او را مطرح می کند. بدین ترتیب با از بین بردن مرزبندی ها، این هنرمند، آثار و توانایی هایش از سوی جامعه هنری به منزله هنر رسمی پذیرفته شده، در گالری ها، نمایشگاه ها و موزه ها و ... به نمایش درمی آید و حتی در مواردی با عنوان پیشگام سبک های هنری شناخته می شود. این نوع برداشت از هنر در مقابل هنردرمانی قرار می گیرد که به صورت سیستماتیک و اغلب در مراکز درمانی انجام می شود، هنر را وسیله ای برای بهبود و توانبخشی می داند، شخص معلول را به عنوان دیگری قلمداد کرده، پیوند او با درمانگر را بر اساس روابط قدرت شکل می دهد.
شناسایی و ارزیابی دارایی های کلیدی از منظر پدافند غیرعامل (نمونه موردی: استان قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۵
92 - 104
حوزههای تخصصی:
برای دشمن همه دارایی ها ارزش یکسانی ندارند، با توجه به ارزش دارایی های کلیدی و سطح بندی آن ها، احتمال وقوع یک حادثه امنیتی را علیه دارایی های کلیدی تحت تأثیر قرار می دهد. هدف این تحقیق شناسایی و ارزیابی دارایی های کلیدی از منظر پدافند غیرعامل در استان قزوین با تأکید بر شهرستان قزوین بعنوان نمونه موردی می باشد. نوع تحقیق کاربردی و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و ابزار های گردآوری اطلاعات مطالعات اسنادی و مصاحبه با نخبگان و کارشناسان و پرسشنامه می باشد که با استفاده از نمونه گیری هدفمند 50 کارشناس به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات برای سطح بندی دارایی ها از طریق دستورالعمل سطح بندی مراکز ثقل مصوب سازمان پدافند غیرعامل و ارزیابی ارزشمندی دارایی ها نیز از طریق تکنیک FEMA بوده است. نتایج تحقیق در بخش سطح بندی نشان می دهد که آزادراه قزوین کرج، نیروگاه برق شهید رجایی، لشکر 16 زرهی قزوین، اداره کل ارتباطات رادیویی شمال غرب، شرکت مرغ اجداد برکت جزو دارایی های با سطح حساس و استانداری قزوین، فرمانداری قزوین، دانشگاه بین المللی امام خمینی، بیمارستان شهید رجایی و ایستگاه راه آهن قزوین جزو دارایی هایی با سطح مهم می-باشند و در بخش ارزیابی دارایی ها به ترتیب نیروگاه برق شهید رجایی با امتیاز 33/9، استانداری قزوین با 96/7، شرکت مرغ اجداد برکت با 33/7، فرمانداری قزوین با 84/6، لشکر 16 زرهی قزوین 8/6، بیمارستان شهید رجایی با 17/6، دانشگاه بین المللی امام خمینی با 88/5، ایستگاه راه آهن قزوین با 75/5، اداره کل ارتباطات رادیویی شمالغرب با 5/5 و آزادراه قزوین کرج با 48/5 از ارزشمندی بالایی برخوردار هستند.
پیش شرط ها و پیامدهای شهری شدن در سپهرِ نظریه شهری ایران
حوزههای تخصصی:
رهیافت های مختلف در حوزه مطالعات شهری همواره سعی داشته اند تا اَمرِ شهری را بازنمایی کند. با این وجود، امروزه مفهوم شهر به عنوان یک مقوله تحلیلی، بسیار چالش برانگیز شده است. پیدایش مفاهیم شهری گوناگون غالباً متاثر از وجود تمایز بین نقشه نگاری ها، تصویرسازی ها و واژگان موجود در شرایط مکانی و قلمروهای شهری و رویکردهای فکری قرن بیست و یکم است. مقاله حاضر ضمن تلاش برای فهم فرایندهای دگرگونی شهری، سعی دارد چارچوبی را به کار برد تا سپهرِ در حال تحول نظریه شهری (مبتنی بر پیش فرض ها و پیامدها) درک گردد. دستور کار اصلی این مقاله خوانش پیش شرط های عادی شده درباره اوبژه تحلیلی در حوزه مطالعات شهری و دسته بندی پیامدهای آن است. روش تحلیل مضمون در دو سطح اسناد (مرور متون و قوانین مرتبط) و افراد (مصاحبه عمیق/ نیمه ساختار یافته با نخبگان) در راستای شناسایی مضامین اصلی به کار گرفته شده است. مقاله استدلال می کند که حداقل سه مسیر کلان(پیش شرط) و نُه مسیر خُرد (پیامد) برای پاسخگویی به چالش های مفهومی فعلی در سپهر نظریه شهری ایران وجود دارد که هر یک حاکی از آینده متفاوتی برای مطالعات شهری خواهد بود. نتیجه گیری مقاله این است که دگرگونی پدیده شهری و مفاهیم متاثر از آن فرصتی را برای تفکر مجدد پیرامون چگونگی مواجهه با حوزه مطالعات شهری فعلی و پیامدهای ممکن برای حوزه نظریه شهری در آینده فراهم می کند.
زیبایی شناسی فارابی در تحلیل بصری و مفهومی نگارگری ایران ازبک در قرن دهم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
31 - 40
حوزههای تخصصی:
نگارگری ایران ازبک معروف به مکتب بخارا با حضور هنرمندانی چون کمال الدین بهزاد و محمود مذهب به اوج رسیده و بر مکاتب بعد از خود تأثیرگذار بوده است. شناخت بیشتر اندیشه های فارابی، فیلسوف اسلامی، در حوزه هنر و زیبایی رویکردی جدید از مفاهیم هنر دینی را بر ما خواهد گشود که بر اساس آن بتوان با نگاهی متفاوت به هنر و خصوصاً هنر نگارگری بازنگریست. این پژوهش برآن است تا با مطالعه آراء فارابی در حیطه هنر دینی و زیبایی شناسی، به بررسی این رویکرد در نگارگری ایران ازبک بپردازد. پرسش مطروح در پژوهش حاضر عبارت است از؛ رویکرد دینی نگارگری ایران ازبک بر مبنای آراء زیبایی شناسی فارابی چه ویژگی هایی دارد؟ در راستای پاسخ به این پرسش، اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای گردآوری و با روش توصیفی-تحلیلی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری حاوی 9 نگاره از مکتب بخارا است که به-طور هدفمند و از بین نگاره های معتبر و دسترس انتخاب شد. نتایج حاصل حاکی از آن است که مطالعه آراء وی در نگاره های منتخب از مکتب بخارا نشان می دهد که هنرمندان این مکتب، با اتکا به هر سه نوع صور خیالی فارابی، سودمندی و ایجاد لذت مفید، اقناع ذهن مخاطب، همراهی نطق و خیال در شکل گیری آثار و حفظ کمال در رنگ و شکل توانسته اند به اصول زیبایی شناسی بر اساس رویکرد دینی فارابی دست یابند.
تحلیل گفتمان مفهوم تفاوت در هنرهای تجسمیِ نوشتارمحور پس از انقلاب 57 ایران بر اساس آراء ارنستو لاکلاو و شانتل موفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عناصر نوشتاری در آثار تجسمی ایران از دیرباز تاکنون سرگذشتی پیچیده و جذاب دارد. هدف این نوشتار اما مطالعه تأثیر «روابط معنی» در میدان های گفتمانی بر سوژه و متعاقباً شکل گیری جریان های متفاوت در آثار تجسمیِ نوشتارمحور است. از آن جایی که در روش تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه، گفتمان نظامی از «هستارهای افتراقی» تعریف شده است که پیرامون تولید معنا شکل می گیرد؛ پرداختن به «تفاوت ها» می تواند بیان گر چراییِ چرخش های گفتمان فرهنگی و خلق سامانه های معناییِ نو در آثار هنری باشد. معنای یک نشانه در جریان شکل گیری اش به غیریت سازی نیاز دارد. این «غیر» یا «عناصر در حاشیه» همان تفاوت ها هستند که در چارچوب تولیدِ اجتماعیِ معنا به یک «نشانه» تقلیل پیدا نکرده اند و از راه فروپاشی زنجیره های هم ارزی موجود و مفصل بندیِ دگرباره این عناصر در نظم های جدید عمل می کنند. پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه عناصر نوشتاری در هنرهای تجسمی معاصر از سامانه معنایی غالب فاصله گرفته و با قرارگرفتن در نظام معنایی جدید موجب خلق آثارِ متفاوت می گردند؟ روش تحقیق در مقاله پیش رو، تحلیل گفتمان است و شیوه جمع آوری داده ها، به صورت میدانی و کتابخانه ای و مراجعه به اسناد آرشیوی بصورت فیش برداری انجام شده است. با تحلیل گفتمان های فرهنگیِ موردنظر و بررسیِ آثار هر دوره، درمی یابیم که با هژمونی شدن دالِ مرکزیِ «اسلامی» در دهه اولِ پس از انقلاب، عناصری مانند فرمالیسمِ حروف، وجوه ملی گرایانه، جهانی شدن، روایت های شخصی، امر روزمره و دغدغه های معاصریت از سیاست فرهنگیِ ایرانی-اسلامی غیریت سازی شدند. با «ازجاشدگی» و بی قراری دالِ مرکزی اسلامی در دهه 70 و امکانِ سرریزشدنِ سایر معناها به درون کلیتِ گفتمان، تفاوت ها و آثار متفاوت رو به فزونی گرفته است. با آن که مجدداً در دهه 80 دال مرکزیِ اسلامی با هدف بازگشت به سیاست گذاری فرهنگیِ گذشته بازمفصل بندی شد، اما آفرینش آثار متفاوت همچنان به قوت خود باقی ماند. گرچه غیریت سازی ها در کلیه گفتمان های پس از انقلاب از طریق مرزبندی منفی در سیاست گذاری فرهنگی صورت گرفته، اما اثر آن در افزایش آثارِ متفاوت مثبت و مولد بوده است.
بازشناسی دستگاه زمان سنجی مجموعه رکنیه یزد مبتنی بر متن وقف نامه جامع الخیرات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۵)
61 - 84
حوزههای تخصصی:
یکی از عناصر شاخص تاریخی شهر یزد را می توان دستگاه زمان سنجی مدرسه رکنیه یزد یا همان رصد وقت و ساعت دانست. عملکردهای پیچیده، کاربردی و شگفت انگیز این دستگاه، آن را به موضوعی جذاب در مطالعات تاریخی یزد، به ویژه در حوزه تاریخ علم تبدیل کرده است. این امر موجب شده تا تعداد قابل توجهی از پژوهشگران به توصیف این مجموعه و رصد آن بپردازند و مبتنی بر منابع تاریخی قرن نهم هجری قمری یعنی دو کتاب تاریخ یزد و تاریخ جدید یزد شرحی از آن ارائه دهند. با این وجود تاکنون در کمتر پژوهشی از متن وقف نامه جامع الخیرات برای بازخوانی این ساعت بهره برده شده است. در این نوشتار با تکیه بر متن کتاب جامع الخیرات و بازخوانی متن این کتاب در انطباق با سایر منابع و داده ها، اطلاعات جدیدی از این دستگاه قرائت شده است. مطالعه بر پایه روش تحلیل محتوا و تفسیر متن است. در تفسیر متن کتاب جامع الخیرات علاوه بر رجوع به دو منبع تاریخی مهم یعنی کتاب تاریخ یزد و تاریخ جدید یزد، از شواهد میدانی تازه به دست آمده در محدوده مجموعه رکنیه بهره برده شده است. نتایج پژوهش اطلاعات مهمی از دستگاه را در اختیار قرار می دهد که شامل ماهیت منبع تأمین نیروی محرکه دستگاه است که وابسته به قنات زارچ بوده است، به نحوی که این دستگاه را می توان یک سازه آبی وابسته به قنات زارچ دانست. ازطرفی بررسی های این مقاله نشان می دهد که موقعیت نهر قدیم واقع در انتهای پایاب قنات زارچ که به تازگی در مجموعه رکنیه آشکارسازی شده است، منطبق با موقعیت استقرار این رصد در قرن هشت هجری قمری است. هم چنین پژوهش در ارتباط با هزینه های نگه داشت این دستگاه در قرن هشت هجری قمری مطالبی را ارائه می کند که منجر به افزایش شناخت ما از سازوکار راه اندازی و نگه داری این دستگاه می شود.
ارزیابی شاخص های کالبدی سپهرهای خصوصی در شکل گیری مرز-فضاهای خاکستری؛ نمونه موردی منطقه 22 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره معاصر، مرزخاکستری یا مرز-فضاهای خاکستری، دستهای از فضاهای بینابینی بوده که بدلیل ماهیت وجودی آنها، کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. از آنجاکه میزان امکان رمزگشایی یک فضا به توانایی خوانش از آن فضا بستگی دارد، شناخت عوامل کالبدی تاثیرگذار در کشف مرزهای بینابین معماری و شهر، میسر نخواهد بود مگر با شناخت عناصر تشکیل دهندهی شکل و گونههای تشکیل دهنده فرم شهری، نحوه شکل گیری سیستم فضاهای عمومی و خصوصی، بررسی وضعیت فضاهای همگن و ناهمگن، فضاهای مربوط به حرکت و مکث که همگی در شکلدهی مرز-فضاهای خاکستری حائز اهمیت هستند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی، ارزیابی و تدوین معیارها و عوامل و شاخصهای تاثیرگذار در پیدایش این دسته فضاها در منطقه 22 شهر تهران صورت گرفته که با توجه به گونههای کالبدی موجود، در 6 محدوده منتخب، بررسیها انجام شده است. رویکرد استفاده شده در این پژوهش از ترکیب روشهای کیفی و کمی به صورت تو در تو، برای ارزیابی امکان شکلگیری مرز-فضاهای خاکستری استفاده میشود. بدین منظور در گام اول، به منظور انتخاب موضوع مورد مطالعه از ابزار تحلیل محتوی اسناد، مشاهدات میدانی و طرح پرسشنامه استفاده شده است. سپس چهار معیار، دسترسی، نوع مرز، شرایط مالکیت و تنوع کاربری، شناسایی، و تحلیل این شاخصها با استفاده از نرم افزارSocNetV صورت گرفته و در نهایت مقایسهای تطبیقی و توصیفی، میان مشاهدات، ادبیات جهانی و تحلیلهای صورت گرفته در نرمافراز، جهت ارزیابی شاخصهای موثر انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد؛ اهمیت فضاهایی با مالکیت خصوصیِ عمومی شده(یا مالکیت عمومیِ خصوصی شده) در پیدایش مرزهای خاکستری بیش از فضاهایی با مالکیت خصوصی یا عمومیِ صرف است. همچنین در ساختمانهایی با شاخصههای کالبدی فرم آزاد و مرزهای نرم و غیرقابل پیشبینی، میتوان شاهد شکلگیری فضاهای خاکستری قویتری بود. در این میان، نقش دسترسی و نحوه ارتباط نقاط و فضاهای موجود، به طور اخص به صورت پیاده، در شکلگیری تعاملات و مشارکت در این فضاها حایز اهمیت است.
استفاده از سایبان چوبی برای حفاظت از محوطه های تاریخی و فرهنگی پس از کاوش های باستان شناسی، نمونه موردی: حمام صدقیانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف یافتن راه حل مناسب برای پوشش سقف حمام صدقیانی صورت گرفته است. بقایای حمام صدقیانی هنگام انجام علمیات عمرانی در محوطه ی دانشکده معماری و شهرسازی دانشکده هنرهای اسلامی تبریز یافت شده و مورد کاوش های باستان شناسی قرار گرفته است. این حمام متعلق به دوره قاجار است و در فهرست آثار ملی ثبت شده است. با توجه به اینکه بنای مذکور فاقد سقف است و در کد ارتفاعی پایین تر از محوطه قرار دارد، نیازمند پوششی است که هم مانع نفوذ نزولات جوی شود و هم بنا را در مقابل تابش محافظت کند. از این رو با هدف توسعه سیاست های درسی دانشگاه در حوزه فناوری معماری، تلاش شد با استفاده از فناوری های جدید پوششی مناسب با شرایط اثر، طراحی و ساخته شود. در همین راستا، پس انجام تحقیقات و ارائه طراح های مختلف توسط دانشجویان رشته فناوری معماری این دانشکده و تأمین اعتبارات لازم، سازه لملای1 قوسی شکل با پوشش پارچه انتخاب و اجرا شد. این سازه ی محافظ هم به لحاظ مصالح و هم شکل، با بنای حمام و دیگر بناهای موجود در محوطه همخوانی دارد و با حداقل وزن و تکیه گاه که موجب به حداقل رساندن آسیب های احتمالی به بنای اصلی می شود، ساخته شد.
فرهنگ دعا، باورهای درمانی و شفا و انعکاس آن در هنر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
77 - 96
حوزههای تخصصی:
انسان اولیه تمام بیماری ها یا مصایب خود را به ارواح شیطانی، جنیان و نیروهای مافوق طبیعی نسبت می داده است. با گذشت زمان، و حتی آگاهی او از دلایل برخی از رخدادهای طبیعی و عادی، ترس وی از ارواح شیطانی کاهش نیافت. به همین جهت به استفاده از حرز، طلسم و تعویذ تمایل شدید پیدا نمود. این موضوع منجر به خلق فرهنگی شد که نیاز به درمان و شفا و استجابت دعا، دفع بلایا و شر و جذب نیروهای خیر و مثبت، اساس آن را تشکیل می دادکه تا به امروز به حیات خود ادامه داده است. پرسش اصلی پژوهش این است که اهمیت ساخت ابزار و اشیاء هنری، رابطه و کاربرد آن در فرهنگ آیینی و مذهبی طلب دعا، درمان و دفع بلا در چیست؟ فرهنگ دعا و شفا و دفع بلا سبب خلق آثار هنری مرتبط شده و از سوی دیگر ساخت این اشیاء باعث باوری ملموس به کارآمدی این فرهنگ نزد مومنین به آن گردیده است. استفاده از حرز و طلسم در واقع همانند یک عمل سحرآمیز است و در جهان بینی جادویی، نیاز به یک عمل سحرآمیز زمانی افزایش می یابد که یک بیماری یا مصیبت رخ دهد، یا با نگاهی مثبت اندیش، در کاربرد آن یک هدف خیر همچون شفا به شدت مورد نیاز باشد. بنابراین، حرز، طلسم و تعویذ می تواند دارای سه کاربرد اصلی باشد: دفع بلا و مصیبت و شر؛ جذب نیروهای مثبت و خیر؛ برآوردن حاجات و آرزوهای انسان. از یک سو، این اشیاء به دلیل اینکه آیات قرآن، اسماء الهی، نام پیامبر(ص)، ائمه معصومین(ع)، دعاها و نمادهای مقدس بر روی آن حک شده، به عنوان اشیاء متبرک و مقدس محسوب می شوند، از سوی دیگر قداست این اشیاء می تواند به دلیل این باور باشد که آنها واسطی بین متوسلین و خداوند یا پیامبران و ائمه (ع) باشند و به همین دلیل می توان از نگاه معتقدین به این نگرش و باور، اصطلاح «اشیاء متبرک» و «مقدس» به آنها اطلاق نمود. قداست این اشیاء نه تنها درمیان عوام رواج داشته بلکه حاکمان و اشراف نیز برای گرفتن حاجات خود به این اشیاء روی آورده بودند و همین امر و سفارش های درباری سبب تولید اشیاء فاخر هنری در دوران اسلامی گردید. از اهداف این پژوهش، نشان دادن وابستگی وجودیِ دوطرفه بین فرهنگ شفا و دعا، و ساخت ظروف و اشیاء هنری نیز هست. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای است.
کاربرد نظریه نحو فضایی هیلیر در سنجش کیفیت فضای شهری؛ مطالعه موردی: خیابان کوئین در اوکلند (نیوزلند)
منبع:
مطالعات طراحی شهری ایران دوره ۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
213 - 232
حوزههای تخصصی:
طراحی شهری با در نظر گرفتن نیازهای اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی، فضاهای شهری را به گونه ای سامان می دهد که هم به نیازهای شهروندان پاسخ دهد و هم تعاملات اجتماعی و کیفیت زندگی را بهبود بخشد. این فرآیند با تمرکز بر پایداری و بهره وری، فضاهایی سازگار با محیط زیست و فرصت آفرین از نظر اقتصادی ایجاد می کند که حس تعلق شهروندان را تقویت و محیط زندگی را ارتقاء می بخشد. به همین دلیل، یک طراحی شهری خوب می تواند کیفیت فضای شهری و در نهایت کیفیت زندگی شهری را بهبود بخشد. تلفیق فرآیند طراحی شهری با روش های تحلیلی که در مراحل خاص فرآیند طراحی به کار می رود، نه تنها در مرحله ایده پردازی تاثیرگذار خواهد بود بلکه سبب می شود تا خروجی های به دست آمده در مراحل مختلف، قابلیت ارزیابی و اصلاح داشته باشند و راه حل های سودمند که احتمال شکست کمتری دارند را، برگزید. این پژوهش به بررسی کاربرد نظریه نحو فضا در خیابان کوئین، در منطقه تجاری مرکزی شهر اوکلند پرداخته و به دنبال پاسخ به این سوال است که چگونه می توان کیفیت فضاهای شهری در این خیابان را با استفاده از نظریه نحو فضا ارزیابی کرده و چه چالش هایی در این زمینه وجود دارد. روش پژوهش آمیخته (کمی و کیفی) بوده و داده ها در نرم افزار Depth Map تحلیل شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که این خیابان به خوبی نقش خود را در شبکه معابر شهری ایفا کند و یکپارچگی و اتصال کافی با سایر معابر دارد. با این وجود، اقداماتی لازم است تا این عملکرد تقویت شود. در هنگام بکارگیری نظریه نحو فضا در این خیابان چالش هایی چون الزامات پیچیده تجزیه و تحلیل داده ها، ذهنی بودن تفاسیر، ترکیب عوامل زمانی، حساسیت های فرهنگی، پیش بینی پذیری محدود، شناسایی شد که ضرورت انجام تحقیقات بین رشته ای مستمر و همکاری برای غلبه بر این چالش ها را می طلبد.