فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به منظور آماده سازی، بررسی کفایت ویژگی های روان سنجی و اعتبار سنجی پرسشنامه نگرش نسبت به خواندن ایساکسون و همکاران انجام شده است. پرسشنامه نگرش نسبت به خواندن تحصیلی توسط ایساکسون و همکاران در سال 2016 طراحی شده است. روش: به منظور اعتبار سنجی این ابزار، شاخص های روایی ظاهری و محتوایی اندازه گیری شد، همچنین از تحلیل عاملی تاییدی به منظور بررسی روایی سازه استفاده گردید. برای تحلیل گویه های پرسشنامه از مدل های چند ارزشی سوال- پاسخ و برای بررسی پایایی از شاخص آلفای کرونباخ استفاده شد. یافته ها: در توسعه این ابزار، از سازه ای با سه عامل جداگانه استفاده شده است که عبارتند از: رفتارهای خواندن تحصیلی، خودکارآمدی در خواندن تحصیلی، و ارزشگذاری برای خواندن تحصیلی. روایی ظاهری گویه های پرسشنامه و تناسب آن با دانشجویان ایرانی مورد تایید قرار گرفت و همچنین بررسی روایی محتوایی نشان از ارتباط منطقی بین گویه ها و عامل ها داشت. تحلیل عاملی تاییدی برای این سه عامل نشان داد که این مدل سه عاملی ساختاری مناسب برای اندازه گیری نگرش به خواندن تحصیلی را ایجاد می کنند و برازش مناسبی بین این مدل پیشنهادی و داده های تجربی وجود دارد. گویه های این پرسشنامه ضمن داشتن برازندگی مطلوب با مدل های سوال پاسخ چند ارزشی، دارای قدرت تمیز مناسب در سطوح مختلف نگرشی افراد هستند. بررسی ضریب پایایی در این پرسشنامه نشان داد که هم عاملها به طور جداگانه و هم پرسشنامه به طور کلی در سطح مطلوبی از ثبات و پایایی قرار دارند. ارزش/اصالت: بررسی های ما نشان داد در زبان فارسی ابزار مناسبی که بتواند به خوبی نگرش نسبت به خواندن تحصیلی را مورد سنجش قرار دهد وجود ندارد. بنابراین جای خالی ابزار ی مناسب در این حوزه به شدت مشاهده می شد. این ابزار می تواند برای استفاده در پژوهشهای آموزشی و به منظور ارزیابی علل پیشرفت یا افت تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان، و همچنین بررسی سبک های مطالعه و یادگیری آنها استفاده شود. شاخص ترین کاربرد این ابزار بهره گیری از آن در آزمون ها سنجش توانایی خواندن در ابتدای دوره های بهبود خواندن در مدارس و دانشگاه ها یا سایر برنامه های مداخله ای آموزش خواندن است.
بررسی تأثیر مدیریت دانش شخصی و رفتار اطلاع یابی بر خوداثربخشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر مدیریت دانش شخصی و رفتار اطلاع یابی بر خودکارآمدی دانشجویان انجام گرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر روش شناسی همبستگی با رویکرد ارائه معادلات ساختاری است. روش شناسی : جامعه آماری پژوهش حاضر دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز، در سال 99 بودند. تعداد آنها 800 نفر برآورد شد. تعیین حجم نمونه با استفاده از قواعد خاص مدل سازی معادلات ساختاری با حداقل مربعات جزئی انجام گرفت. 190 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب گردید. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه استاندارد بود. برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها : نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین متغیرهای جنسیت، سن و مدیریت دانش شخصی در بین دانشجویان دوره های تکمیلی دانشگاه اختلاف معنی داری وجود ندارد. با توجه به مقادیر ضریب مسیر بین متغیرهای مدیریت دانش شخصی و رفتار اطلاع یابی با خودکارآمدی رابطه معنی داری برقرار است. نتیجه گیری : زمانی که کتابداران بتوانند از بین انبوه اطلاعات گسترده به درستی دست به انتخاب و دسته بندی اطلاعات بزنند، زمینه ساز افزایش ادراک آنها از توانمندی هایشان و افزایش خودکارآمدی می شود. از سوی دیگر با بهبود مدیریت دانش شخصی و رفتار اطلاع یابی نیز می توان انتظار داشت که خودکارآمدی آنها بهبود یابد.
Organizational Adequacy Promotion Model for Digital Maturity of Organizations in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۳, No.۴, Winter & Spring ۲۰۲۲
111 - 132
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this study is to improve the organizational adequacy model for the digital maturity of Iranian offices with a data-based approach. Methodology: This research was conducted with a qualitative-inductive approach and the Strauss-Corbin contextual theory method. The research tool (data collection) was a semi-structured interview, which means that by analyzing qualitative data, it identifies the unknown aspects of the research variables. Using the grounded theory method, the data obtained from interviews with 10 elites and qualified specialists of the Telecommunication Organization were analyzed in three stages of open, axial and selective coding. Results: 14 general categories were presented in the form of a paradigm model that these factors include causal conditions (law and regulations, organizational culture, organizational structure, need for organizational adequacy, customer relationship management) central phenomenon (promotion of organizational adequacy in the Iranian administrative system), underlying conditions (Organizational development method), intervening conditions (effectiveness of human resources, organizational principles, and criteria, organizational adequacy thinking) and strategies (growth and development of administrative culture, development of basic criteria of organizational adequacy, organizational excellence strategy) and consequences (achievement of organizational goals, achievement of master goals Reference). Conclusion: Human resources are most valuable factor of production and most important capital and main source of competitive advantage and the creation of basic capabilities and real estate wealth in the areas of talent recognition, monitoring of any organization is considered, so performance capital It is necessary to improve it. Telecommunication organization with knowledge developments can continuously improve organizational adequacy to achieve digital maturity.
Modeling the Relational Marketing of Iranian Films in the Digital Age(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۳, No.۴, Winter & Spring ۲۰۲۲
253 - 273
حوزههای تخصصی:
Purpose : Relationship marketing seeks to build relationships with your customers that will make them repurchase from the company in the future and encourage others to do so, which is the best approach to retaining customers. Therefore, Internet service providers should be aware of how to establish lasting relationships with their customers and look for relationships to attract customers. The purpose of this study is to design a relational marketing model in the film sales and screening network in Iran. Method : In the present research method, after analyzing the theoretical and experimental records, the qualitative method and in-depth interviews with 10 managers of film sales companies were carried out using targeted sampling method and theoretical sampling, which has reached theoretical saturation. The obtained information was then analyzed using the content analysis method and a paradigm model of relational marketing was constructed. Findings: The results showed that relational marketing in the sales and film network in Iran is one of the factors of relational marketing (including the themes of causal conditions: communication, relationship quality, innovation; background conditions: marketing, advertising; mediating conditions: Customer gender, customer expectations, customer knowledge, customer focus and ultimately the outcome: customer loyalty, customer satisfaction, customer trust, competitive advantage, business performance, and customer commitment) can have an impact. Conclusion : By focusing on the factors obtained in this research, relationship marketing can create customer loyalty, customer satisfaction, competitive advantage, business performance, and customer commitment in film sales companies.
طراحی الگوی تجاری سازی خدمات کتابخانه های دانشگاهی شهر کرمانشاه (مورد مطالعه: خدمات پایگاه های اطلاعاتی، کارگاه های آموزشی، چکیده نویسی و نمایه سازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: هدف پژوهش حاضر، ارائه مدلی برای تجاری سازی خدمات کتابخانه های دانشگاهی شهر کرمانشاه است. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی توسعه ای بوده و از نظر روش شناسی، در زمره پژوهش های کیفی قرار می گیرد، همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری) استفاده شده است. از روش نمونه گیری گلوله برفی، استفاده شد. با استفاده از شاخص اشباع نظری، 25 نفر از اساتید گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی، اقتصاد، مدیریت کارآفرینی و مدیران و کتابداران کتابخانه های مرکزی دانشگاه های شهر کرمانشاه، مورد مصاحبه قرار گرفتند. یافته های پژوهش: بعد از تجزیه و تحلیل داده ها از طریق انجام مراحل کدگذاری، مقوله ها یا عناصر اصلی زیر برای تجاری سازی به دست آمد: کشف (خلق) ایده، ارزیابی ایده، مخاطبان، قوانین و مجوزها، روش تجاری سازی، تأمین منابع مالی، امکانات و تجهیزات، نحوه تولید و بازاریابی. نتیجه گیری: در نهایت مدلی برای تجاری سازی خدمات کتابخانه های دانشگاهی به دست آمد که به صورت فرایندی متشکل از 9 مقوله اصلی است. همچنین بر اساس مصاحبه های انجام شده و مشاهدات و تجربیات محققان، مواردی همچون ناآگاهی از فرایند تجاری سازی، عدم وجود مدیران متخصص در کتابخانه، کمبود نیروی انسانی متخصص، بکارگیری افراد غیرمتخصص در کتابخانه، ترس از تغییر در کتابداران، عدم وجود بودجه، نبود امکانات و تجهیزات مورد نیاز، نامساعد بودن زیرساخت های قانونی، نامساعد بودن زیرساخت های اقتصادی، فرهنگی و غیره به عنوان موانع تجاری سازی خدمات کتابخانه های دانشگاهی شهر کرمانشاه شناسایی شدند.
تحلیل سلسله مراتبی تسهیم دانش در پارک علم و فناوری گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تسهیم دانش یکی از حوزه های کلیدی برای شرکت های دانش بنیان است و یکی از مهمترین اولویت های دست اندرکاران مدیریت دانش در جهان است. تسهیم دانش در سازمان باعث کاهش هزینه ها در تولید دانش و تضمین انتشار روش های کاری در داخل سازمان شده و سازمان را قادر به حل مسائل و مشکلات خود می نماید و در غیر این صورت سازمان ها در فضای رقابتی با چالش ها و بحران های متعددی روبه رو می شوند. روش پژوهش: با توجه به اینکه هدف مقاله حاضر رتبه بندی عوامل مؤثر بر تسهیم دانش در پارک علم و فناوری گیلان با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی ای.اچ.پی. در نظر گرفته شده است، در گام اول بر اساس مطالعات و ادبیات مدیریت دانش پرسشنامه محقق ساخته پنج گزینه ای طیف لیکرت ساخته شد که در بین دو گروه خبرگان برون سازمانی و درون سازمانی به صورت پرسشنامه توزیع و جمع آوری گردید. این عوامل در چهار بعد 1. عوامل فردی؛ 2. عوامل سازمانی؛ 3. عوامل فرهنگی اجتماعی؛ و 4. عوامل فناوری شناسایی و دسته بندی شدند. در مرحله بعد در قالب پرسشنامه زوجی و به کمک نرم افزار اکسپرت چویس این عوامل اولویت بندی و وزن دهی شدند. یافته ها: این پژوهش با هدف تعیین وزن دهی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر تسهیم دانش در پارک علم و فناوری گیلان با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی به انجام رسید. عوامل فرهنگی اجتماعی (با وزن 340/0) در صدر قرارگرفت و به ترتیب عوامل فردی با (وزن 287/0)؛ عوامل فناوری (با وزن 237/0) و در نهایت، عوامل سازمانی (با وزن 136/)0 در اولویت های بعدی قرار گرفتند. بر این اساس بعد فرهنگی اجتماعی بیشترین تأثیر را بر تسهیم دانش دارد و ابعاد فردی و فناوری و سازمانی به ترتیب در رتبه های دوم تا چهارم جای دارند. ازسویی دیگر عوامل مؤثر بر تسهیم دانش به ترتیب اولویت؛ سرمایه اجتماعی، اعتماد، شبکه های مجازی، آموزش به کارگیری فناوری، انگیزش، تعهد عاطفی، گروه افزار، مهارت های ارتباطی، زیرساخت های فناوری، پاداش سازمانی، فرهنگ سازمانی و ساختار سازمانی هستند که مهمترین آنها؛ سرمایه اجتماعی، اعتماد و شبکه های مجازی بشمار می آیند که نشان می دهد شرکت های دانش بنیان برای رواج تسهیم دانش در سازمان باید، در وهله نخست، به تقویت سرمایه اجتماعی بپردازند. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود که مدیران و سیاستگذاران پارک علم و فناوری گیلان قویاً نسبت به عوامل فرهنگی اجتماعی موجود در واحدهای سازمان به کمک منابع انسانی بپردازند تا بتوانند از نتایج تسهیم دانش بیشترین بهره برداری را نمایند.
پیش بینی روند موضوعی پژوهش های علم اطلاعات و دانش شناسی در ایران با استفاده از شبکه های عصبی عمیق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تداوم پیشرفت های همه جانبه در آینده و تأثیرگذاری آن ها بر حوزه های علمی مختلف، لزوم انجام مطالعاتی نظام مند در خصوص شناخت آینده را آشکار می سازد. یکی از مهم ترین ابعاد تأثیرپذیر رشته ی علم اطلاعات و دانش شناسی از تحولات آینده که ضرورت آینده پژوهی در این زمینه را روشن می کند، مطالعه در خصوص موضوعات پژوهش هاست. در این راستا، پژوهش حاضر در صدد پیش بینی روند موضوعی پژوهش های آینده در این رشته در ایران تا سال ۱۴۰۹ است. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و با رویکرد یادگیری عمیق انجام گرفته است. پس از پیش پردازش و طبقه بندی موضوعی پژوهش ها، از الگوریتم های شبکه های عصبی عمیق برای مدل سازی پژوهش های گذشته و پیش بینی موضوعات آینده استفاده شده است. جامعه ی مورد مطالعه شامل مقالات مستخرج از وبگاه نشریات ایرانی نمایه شده در پایگاه آی. اس. سی. در فاصله ی سال های ۱۳۹۸-۱۳۵۱ و مقالات انجام شده در ایران که از سال ۲۰۱۹-۱۹۴۵ در پایگاه وب آو ساینس نمایه شده اند، هستند. کلیه ی فرآیندهای پژوهش به زبان برنامه نویسی پایتون پیاده سازی و اجرا شده اند. یافته های پژوهش نشان داد که در آینده بیش ترین تعداد پژوهش ها به ترتیب به حوزه های اینترنت و مطالعات وب؛ مدیریت دانش؛ فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ و علم سنجی و اطلاع سنجی اختصاص خواهند یافت. به علاوه، در دهه ی آینده، روند رشد پژوهش ها در محورهای اینترنت و مطالعات وب؛ ارتباطات علمی و اطلاعاتی؛ کتابداران و متخصصان اطلاعات؛ داده کاوی و کشف دانش؛ هوش مصنوعی و مطالعات آینده سریع تر خواهد بود. هم چنین حوزه هایی مانند مدیریت سازمانی، مبانی نظری، مدیریت منابع اطلاعاتی، و پردازش و مدیریت اطلاعات طرفداران کم تری در میان پژوهشگران آینده خواهند داشت و به علاوه، در آینده، محورهای مدیریت سازمانی؛ کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتی و آرشیو؛ مدیریت منابع اطلاعاتی؛ سواد اطلاعاتی و دیجیتالی؛ و سازماندهی اطلاعات و دانش روند رشد آهسته تری را تجربه خواهند کرد. نتایج بیانگر آن است که موضوعاتی که طی سال های گذشته در این رشته مطرح بوده علی رغم تحولاتی که داشته اند، در آینده نیز به همان منوال به حیات خود ادامه خواهند داد و تنها بستر، قالب، روش شناسی و شیوه ی اجرای آن ها متحول خواهد شد. به عبارتی، به دلیل انتقال کارکردهای سنتی این رشته به دنیای دیجیتالی و مجازی و افزایش نقش فناوری های اطلاعاتی، ابزارهای ارتباطی، توسعه ی اینترنت و وب، ابزاهای معنایی و فناوری های هوشمند در ارائه ی خدمات و ابعاد مختلف این رشته، موضوعات پژوهش های آینده بیش از پیش تحت تأثیر این تحولات قرار گرفته و به سوی موضوعات وب محور و مبتنی بر فناوری های نوین سوق پیدا خواهند کرد.
تاثیر تعاملات آموزشی - پژوهشی استاد- دانشجو با کتابداران بر تولیدات علمی در دانشگاه مازندران با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۶)
485 - 508
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر تعاملات آموزشی- پژوهشی استاد- دانشجو با کتابداران بر تولیدات علمی در دانشگاه مازندران با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری است.
روش : این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری نیز اعضای هیأت علمی، دانشجویان دکتری و کتابداران دانشگاه مازندران به تعداد 1434 نفر بودند که از طریق فرمول کوکران، 485 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای سنجش متغیرها و تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای SPSS26 ,SMARTPLS استفاده شد.
نتایج: تأثیر تعاملات آموزشی و پژوهشی استاد- دانشجو با کتابداران بر تولیدات علمی معنادار است. هم تعاملات آموزشی استاد- دانشجو با کتابداران (323/0=β) و هم تعاملات پژوهشی آنان به صورت مستقیم (472/0=β) بر تولیدات علمی اثرگذار است.
نتایج حاصل از معادلات ساختاری بیانگر برازش مناسب مدل پیشنهادی است.
نتیجه گیری: تعاملات آموزشی و پژوهشی استاد- دانشجو با کتابداران به عنوان ثابت ترین عامل در توانمند کردن دانشگاه، بر تولیدات علمی در دانشگاه مازندران، باعث افزایش تولیدات علمی می شود.
لذا، با توجه به نقش کتابداران عصر حاضر (مرجع، مشاور و مربی)، می توان با برگزاری همایش ها، نشست ها و کارگاه های آموزشی، این تعاملات را برجسته تر نمود. همچنین می توان تصویری روشن از تجربیات اساتید، دانشجویان و کتابداران دانشگاه ارائه داد که در تصمیم گیری های کلان دانشگاه برای پیشبرد و توسعه پژوهش راهگشا باشد.
بررسی نگرش کتابداران در خصوص میزان انطباق سامانه مدیریت یکپارچه موجود در کتابخانه های دانشگاه شهیدچمران اهواز و دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور با وب معنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی نگرش کتابداران درخصوص میزان انطباق سامانه مدیریت یکپارچه موجود در کتابخانه های دانشگاه شهید چمران اهواز و دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور با وب معنایی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی بوده و به روش پیمایشی و با رویکرد توصیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه کتابداران دانشگاه شهید چمران اهواز و دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپورتشکیل می دهند که 72 نفر بودند و از این بین 51 نفر نسبت به تکمیل پرسشنامه اقدام کردند. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از سیاهه وارسی محقق ساخته استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اس.پی.اس.اس استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که میزان آگاهی و شناخت کتابداران از وب معنایی به طور کلی و به تفکیک مؤلفه ها به صورت محدود بوده است نتایج همچنین حاکی از آن بود که از نظر کتابداران جامعه مورد بررسی، نرم افزار جامع موجود در کتابخانه های دو دانشگاه با وب معنایی سازگاری محدودی دارد. نتایج نشان داد که بین متغیرهای جمعیت شناختی و میزان آشنایی کتابداران با وب معنایی و مؤلفه های آن رابطه معناداری وجود ندارد. نتیجه گیری: نتایج کلی پژوهش نشان داد که از دیدگاه کتابداران، میزان انطباق نرم افزار جامع موجود در کتابخانه های مورد بررسی با وب معنایی به صورت محدود بوده است وکتابداران از وب معنایی و مؤلفه های آن شناخت محدودی داشته و نیاز است که آموزش هایی در این زمینه برای آنها اعمال شود. اصالت اثر: در نهایت بر اساس یافته های این پژوهش مشحض شد نرم افزار جامع کتابخانه های مورد بررسی با وب معنایی انطباق مناسبی ندارد. سطح دانش و بینش کتابداران کتابخانه های مورد بررسی نسبت به وب معنایی نیز ضعیف ارزیابی شد. بر این اساس دوره های فنی مناسب برای رفع این تقیصه معرفی و پیشنهاد شد. یافته های این پژوهش می تواند در راستای توسعه و گسترش کاربرد وب معنایی در نرم افزارهای کتابخانه ای، مورد استفاده مدیران ارشد کتابخانه های مورد بررسی قرار گیرد.
اولویت بندی کاربردهای اینترنت اشیا در مدیریت زنجیره تأمین با استفاده از رویکرد تصمیم گیری چند معیاره و تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهبود کیفیت عملکرد زنجیره تأمین در بخش های تولیدی، کارخانجات و کسب وکارهای مختلف از مهم ترین اهداف مدیران در هر ک شور اس ت و آین ده اقتصادی ه ر ک شور بستگی به کیفیت عملکرد این نهادها دارد. از طرف دیگر، پیشرفت روزافزون اینترنت اشیا نقش بسیار مهمی در تسهیل روند امور در بخش های مختلف زنجیره تأمین دارد. فناوری اینترنت اشیا در این حوزه کاربردهای متنوعی دارد. هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی کاربردهای اینترنت اشیا در بخش مدیریت زنجیره تأمین با رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره است. در ای ن پ ژوهش روش تصمیم گیری چندمعیاره «کپراس» به کار گرفته شده است. شاخص های ارزیابی بر اساس نظر خبرگان عضو «انجمن فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران» و مدیران شاغل در شرکت هایی که در حال بهره گیری از اینترنت اشیا هستند و به روش تحلیل مضمون انتخاب شده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی اس ت و از لح اظ اب زار گ ردآوری اطلاع ات، توصیفی به شمار می رود. بر اساس یافته های پژوهش، کاربردهایی نظیر «نظارت و کنترل محصولات فاسدشدنی غذا و دارو»، «حفظ سلامت کارکنان در صنایع مختلف»، «خط تولید و دستگاه های هوشمند»، و «تعمیر و نگهداری هوشمند» به ترتیب، بیشترین اهمیت را دارند.
مدل ساختاری عوامل مؤثر بر خودکارآمدی اطلاعاتی عاملان آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۸ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۲۹)
113 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف: آموزش، به لحاظ ماهیت، محتوا و فرایند، امری تعامل محور است؛ با تغییر در اشکال و کیفیت ارتباطات، عاملان درگیر در این امر نیازمند استفاده بهینه از فناوری های اطلاعاتی در جهت برقراری تعاملات کارآمد آموزشی هستند که اولاً وابسته به توسعه صلاحیت های لازم برای کاربرد فناوری های اطلاعاتی در عاملان آموزشی و ثانیاً باور پیدا کردن آنها به صلاحیت های خود شان است؛ هر دو مقوله توسعه صلاحیت و شکل گیری باور به آن، متأثر از عوامل گوناگونی است. تحقیق حاضر با تمرکز بر شناسایی ساختار عواملی انحام شده است که شکل گیری باور به توانمندی های اطلاعاتی و مشخصاً خودکارآمدی اطلاعاتی عاملان آموزشی را تحت تاثیر قرار می دهد. روش: روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش از نوع همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر عاملان آموزشی شهرستان اردبیل بوده که با استفاده از فرمول کوکران 317 نفر از آنان که در مدارس ابتدائی مشغول فعالیت بودند، به روش اتفاقی به عنوان نمونه انتخاب گردیدند و در تحقیق مشارکت داده شدند. برای سنجش عوامل توانمندساز خودکارآمدی از مقیاس دنهو و برای سنجش خودکارآمدی اطلاعاتی از پرسشنامه مورفی، کوور و اوون استفاده شد. داده ها با استفاده از روش های توصیفی و آزمون همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری و از طریق نرم افزارهای SPSS و LISREL تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: مدل عوامل توانمندساز خودکارآمدی اطلاعاتی از طریق داده های واقعی برازش می شود و عوامل «اثرگذاری بالا»، «اجماع در هدف»، «آگاهی از یکدیگر»، «انسجام کارکنان»، «مسئولیت پذیری رهبری» و «نظام کارآمد مداخله» تأثیر مثبت و معناداری بر خودکارآمدی اطلاعاتی دارند. طبق این نتایج مسئولیت پذیری رهبری با ضریب 68/0 بیشترین تأثیر را بر خودکارآمدی اطلاعاتی دارا بوده است و اثرگذاری بالا، انسجام، آگاهی از یکدیگر، نظام کارآمد مداخله و اجماع در هدف با ضرایب تاثیر 63/0، 47/0، 42/0، 39/0 و 29/0 در رتبه های بعدی قرار گرفتند. نتیجه گیری: با توجه به تأیید نقش عوامل توانمندساز بر خودکارآمدی اطلاعاتی و برازش مدل با داده ها، مداخله در جهت ارتقای باور عاملان آموزشی به توانمندی های اطلاعاتی شان می تواند متمرکز بر طرح ها و دستورالعمل هایی باشد که با توجه به عوامل فوق الذکر توسعه داده شده اند. مشارکت و اثرگذاری در تعیین اهداف و فرصت ایفای نقش، این شانس را به عاملان آموزشی می دهد که تجارب موفقیت آمیزی کسب کنند. اجماع بر اهداف گروه آموزشگران را به سمت انسجام، یکپارچگی و هماهنگی هرچه بیشتر سوق می دهد. آگاهی از تجارب یکدیگر فرصت الگوبرداری، مشاهده و یادگیری فراهم می کند. همچنین رهبر آموزشی با مسئولیت پذیری می تواند شرایط، انگیزه و تمرکز لازم برای تمرین، تسلّط، یادگیری از دیگران و کسب تجربه در زمینه فناوری های اطلاعاتی را برای عاملان آموزشی فراهم آورد. نهایتاً عملی سازی مداخلات این باور را در آموزشگران تقویت می کند که آن ها می توانند با تلاش های خود، تغییراتی را در جهت بهبود آموزش ایجاد نمایند.
آگاهی اعضای هیئت علمی با مفاهیم و مصادیق سوءرفتار علمی مورد مطالعه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی میزان آگاهی اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام(ره) شهر ری با مفاهیم و مصادیق سوءرفتار پژوهشی و ارائه راه کارهایی برای کاهش آن است. روش پژوهش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجراء، پیمایشی است. داده ها با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شد. روایی پرسش نامه به وسیله جمعی از استادان متخصص تأیید و پایایی آن با آلفای کرونباخ 788/. محاسبه شد. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام شهر ری، که به صورت تمام وقت با این واحد دانشگاهی همکاری دارند، است. با توجه به کثرت اعضای هیئت علمی، نمونه مورد مطالعه با استفاده از فرمول کوکران به تفکیک حوزه تخصص اعضای هیئت علمی محاسبه و با توجه به ماهیت مسئله و فرضیه های پژوهش، از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون کروسکال والیس) با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس. ویرایش 20 صورت گرفت. یافته ها: بر اساس یافته ها، میزان آگاهی اعضای هیئت علمی با مفاهیم و مصادیق سوء رفتار علمی (جعل، تحریف، سرقت علمی و ادبی) بالاتر از حد متوسط و در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارد؛ اما از میان این سه مؤلفه، آگاهی شان نسبت به مفهوم جعل نسبت به دو مؤلفه دیگر کمتر بود. بر اساس یافته ها، تفاوت معناداری بین شناخت مفاهیم و مصادیق سوءرفتارهای پژوهشی (جعل، تحریف، سرقت علمی-ادبی) با حوزه های تخصص و رتبه علمی و دانشگاهی اعضای هیئت علمی وجود ندارد. نتیجه گیری: افزایش میزان آگاهی اعضای هیئت علمی از مصادیق سوءرفتار علمی، نه تنها به کاهش رفتارهای غیرعلمی در میان اعضای هیئت علمی منجر می شود، بلکه جایگاه ایران در سطح بین المللی در این حوزه را که در سال های اخیر با مشکلاتی همراه بوده، ارتقاء می دهد. مهمترین راهکار پیشنهادی برای کاهش سوءرفتار علمی، راه اندازی و برگزاری دوره های آموزشی اجباری برای آشنایی اعضای هیئت علمی و دانشجویان با مفاهیم و مصادیق سوءرفتار پژوهشی می دانند.
واکاوی مدل رفتار اطلاع یابی مشارکتی سلامت محور کارکنان بالینی از طریق مداخله آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارکنان واحدهای بالینی با مسائل اطلاعاتی مهم و مشترکی مواجه هستند که رفع آن ها نیازمند وجود اطلاعات دقیق، معتبر و قابل اعتمادی است که در کوتاه ترین زمان قابل دستیابی و استفاده باشد. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر مؤلفه های آموزش و آگاهی بر رفتار اطلاع یابی مشارکتی کارکنان بالینی «دانشگاه علوم پزشکی قزوین» بود. این پژوهش مطالعه ای نیمه آزمایشی مبتنی بر طرح پیش آزمون و پس آزمون است. جامعه آماری این پژوهش را ۴۰ نفر از کارکنان حوزه درمانی شاغل در بیمارستان های «دانشگاه علوم پزشکی قزوین» تشکیل می دهند. گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه انجام شد. مداخله آموزشی بر افزایش میزان آگاهی مشارکتی افراد و همچنین، مشارکت آن ها در فرایند جست وجوی اطلاعات تأثیر قابل توجهی داشت (P<۰.۰۵). ارزیابی مدل معادلات ساختاری رفتار اطلاع یابی مشارکتی با شاخص ۰/۰۵۸=RMSEA با سطح معناداری کوچک تر از ۰/۵۰نشان داد که مدل از برازندگی مناسبی برخوردار است. از بررسی مدل اطلاع یابی مشارکتی کارکنان بالینی می توان دریافت که با افزایش آگاهی گروهی در زمینه مشارکت، میزان تعامل و همکاری گروهی افزایش یافته و بازنمون آن در افزایش ارتباطات گروهی و تقسیم وظایف به خوبی نمایان است. به اشتراک گذاری اطلاعات به عنوان فعالیتی که حاصل همکاری افراد است، مشارکت کنندگان را به خلق دانش جمعی، حفظ آگاهی مشارکتی همکاران و ایجاد درک مشترک قادر می سازد و می تواند شامل انتقال نیازهای اطلاعاتی و نتایج بازیابی شده، پردازش بیشتر اطلاعات، و یا انتقال دانش در مخازن دانشی گروه باشد.
تحلیل نقش خدمات کتابخانه های عمومی در توسعه اقتصاد محلی: مطالعه موردی استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف از این پژوهش تحلیل نقش خدمات کتابخانه های عمومی در توسعه اقتصاد محلی استان کرمانشاه از دیدگاه کتابداران شاغل درکتابخانه های عمومی استان در وضعیت موجود و مطلوب کتابخانه های عمومی بود. روش : این پژوهش، از نظر هدف کاربردی بود که به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمانشاه بودند (194 نفر). نمونه مورد نظر (126نفر) که بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران و با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. داده های مورد نیاز پژوهش، با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته گردآوری شد. روایی صوری و محتوایی پرسش نامه را متخصصان تأیید و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ در شرایط موجود 955/0 و در شرایط مطلوب 935/0 محاسبه گردید. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری اس.پی.اس.اس. در دو بخش توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار و همچنین آمار استنباطی تی یک نمونه ای انجام گرفت. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که در وضعیت موجود به ترتیب خدمات جنبی با میانگین 05/3؛ خدمات اطلاعاتی و اطلاع رسانی با میانگین 59/2؛ خدمات آموزشی و پژوهش با میانگین 32/2 در سطح نسبتاً مطلوب و خدمات مشاوره ای و مرجع در وضعیت موجود با میانگین 04/2 در سطح نامطلوب قرار دارند. همچنین، در وضعیت مطلوب به ترتیب خدمات جنبی با میانگین86/2؛ خدمات آموزشی و پژوهشی با میانگین 54/2؛ خدمات اطلاعاتی و اطلاع رسانی با میانگین 34/2 و خدمات مشاوره ای و مرجع با میانگین 26/2 در سطح مطلوب قرار دارند. اصالت/ارزش : پژوهش حاضر از معدود پژوهش های داخلی است که به تحلیل نقش کتابخانه های عمومی در توسعه اقتصاد محلی می پردازد و دیدگاه کتابداران و تصمیم گیران این خدمات که با مشکلات و مسائل ارائه آن در کتابخانه ها مواجه اند را بررسی کرده است. با نتایج برخاسته از این پژوهش، مسئولان نهاد کتابخانه های عمومی کشور می توانند در جهت ایفای یکی از نقش های مهم کتابخانه های عمومی که همان توسعه اقتصاد محلی و بومی است برنامه ریزی های لازم را انجام دهند.
استخراج و دسته بندی مؤلفه های دانشگاه هوشمند به منظور ارائه یک چارچوب مفهومی (یک مطالعه فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر استخراج و دسته بندی مؤلفه های دانشگاه هوشمند به منظور ارائه یک چارچوب مفهومی است. روش : پژوهش کیفی حاضر با استفاده از راهبرد فراترکیب تدوین شده است. در این راستا، کلیدواژه های تخصصی پژوهش شامل دانشگاه هوشمند، آموزش عالی هوشمند، دانشگاه دیجیتال و آموزش عالی دیجیتال در پایگاه های معتبر علمی Science Direct، Springer، Wiley Online Library، ERIC، Sage Journals، Emerald در بازه زمانی (2010 - 2020) جستجو شدند. از میان 75 مقاله به دست آمده در نهایت 25 مقاله به تحلیل نهایی راه یافت. در راستای دستیابی به هدف پژوهش، سه پرسش مؤلفه های اصلی چارچوب مفهومی دانشگاه هوشمند کدام اند؟ چه عواملی سبب به وجود آمدن شرایط پیچیده و پیدایش دانشگاه هوشمند شده است؟ عوامل زمینه ای برای استقرار دانشگاه هوشمند کدام اند؟ طرح ریزی شد. یافته ها: براساس نتایج حاصل، مؤلفه های دانشگاه هوشمند شامل: پداگوژی هوشمند (آموزش هوشمند، یادگیری هوشمند، ارزیابی هوشمند)؛ پژوهش هوشمند (هوشمندسازی پژوهش، ظرفیت سازی پژوهش)، کارآفرینی هوشمند دانشگاهی (تعامل مستمر با صنعت، خدمات مشاوره و شغلی)؛ حکمرانی هوشمند (حکمرانی خوب بر مبنای هوشمندسازی، رهبری هوشمند آموزش عالی)؛ مدیریت نوین هوشمند (مدیریت هوشمند آموزش عالی، مدیریت هوشمند در دانشگاه)؛ پردیس هوشمند (کلاس هوشمند، هوشمندسازی محیط، پایداری سبز و هوشمند پردیس، معماری هوشمند در پردیس)؛ فناوری های هوشمند (فنی-آماری، فناوری های سطح بالا، قوانین و مقررات هوشمند)؛ ظرفیت سازی هوشمند (توسعه زیرساخت های سخت و فناورانه)؛ مالیه هوشمند (سازوکارهای تأمین و تخصیص منابع مالی، مدیریت مالی هوشمند) و نیروی انسانی هوشمند (اعضای هیأت علمی هوشمند، دانشجویان هوشمند، کارکنان هوشمند و مدیریت منابع انسانی هوشمند) است. در پاسخ به پرسش دوم، عوامل سه گانه؛ زمینه های فرهنگی (تغییر در فرهنگ دانشگاهی و فرادانشگاهی)؛ زمینه های تشویقی- نگرشی (زمینه تشویقی، زمینه نگرشی)؛ زمینه های رقابتی (تشدید رقابت داخل و خارج از آموزش عالی) و عوامل دوگانه؛ تکثیر دگرگونی های فناورانه (توسعه فناورهای غیرآموزشی، توسعه فناوری های آموزشی)، پیدایش تحولات زیستی (تحولات زیستی، تحولات دانشگاهی) بر دانشگاه هوشمند اثرگذار بودند. همچنین علاوه بر شبکه مضامین، چارچوب مفهومی سه بُعدی دانشگاه هوشمند نیز ترسیم شده است. نتیجه گیری: با توجه به تحولات پیش آمده در حوزه های فناوری و تغییر ساختار و ماهیت الگوهای گذشته دانشگاهی و حرکت به سمت دانشگاه های هوشمند در کنار وقوع رخدادهای ناشناخته ای همچون اپیدمی کووید-19، بازگشت به شیوه های گذشته دانشگاهی را دشوار ساخته است. لیکن، برای همسویی با این تحولات خواه و ناخواه نظام های آموزش عالی برای بقاء و کنش گری در شرایط پویا، به سمت هوشمندسازی پیش رفته اند. براساس مولفه های ده گانه شناسایی شده در این پژوهش، سیاست گذاران آموزش عالی و مدیران دانشگاه ها می توانند با توجه به این مولفه استراتژی ها و برنامه هایی را برای هوشمندسازی دانشگاه ها تدوین و پیاده سازی کنند.
نقش مشاهده گر در اشتراک دانش سازمانی بر اساس نظریه اتوپوئسیس و ارتباط علمی در سیبرنتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ارتباطاتِ علمیِ سازمانی به عنوان بنیان سازمان های مدرن، تأثیر بسیاری بر پیشرفت سازمان ها داشته و در چرخه مدیریت دانش مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. با توجه به نقش ارتباطات و سیستم ارتباطی به عنوان مهم ترین مفروضه سیبرنتیک، این مقاله با رویکردی سیبرنتیکی، روند تکاملی دانش در انواع سیبرنتیک را با توجه به نقش مشاهده گر و با در نظر گرفتن نظریه اتوپوئسیس ماتورانا و وارلا و ارتباطات علمی لومان مورد بررسی قرار داده است و با مطرح کردن مبانی فلسفی چهارگانه سیبرنتیک سعی دارد اهمیت این رویکرد را در اشتراک دانش سازمانی آشکار سازد. روش شناسی: این مقاله از نوع مروری است که با استفاده از روش مرور روایتی و بررسی منابع نظری و جستجو در پایگاه های معتبر گوگل اسکالر، مگیران و ایرانداک تهیه شده است یافته ها: یافته ها بیانگر آن است که هر چهار رویکرد سیبرنتیکی در اشتراک دانش حائز اهمیت می باشند و اوج این اهمیت را می توان در نظریه ارتباطات علمی لومان و نقش متفاوت مشاهده گر در هر مرتبه از سیبرنتیک در راستای اشتراک دانش، بر طبق نظریه اتوپوئسیس نیز مشاهده کرد. نتیجه گیری : مدیریت دانش به دلیل دارا بودن ماهیتی بین رشته ای زیربنای دانش سازمانی است لذا ضروری است مطالعات اشتراک دانش از دیدگاه نظریه های اتوپوئسیس و ارتباط علمی لومان در سیبرنتیک مورد توجه قرار گیرد. اشتراک دانش مشاهده گران در سیستم های اجتماعی از جمله حوزه هایی است که سیبرنتیک مرتبه چهارم در آن به خوبی متبلور می گردد و برای توسعه علمی جوامع که در نهایت منجر به پیشرفت آنان می گردد، پشتوانه بسیار مناسبی است.
باتلاق اطلاعاتی: مفهومی نوین در بحران کرونا ویروس: بیان دیدگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال نهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۳۰
159 - 163
حوزههای تخصصی:
در واقع، فضایی که حجم زیادی اطلاعات غیرمعتبر در آن تولید و اشاعه می یابد، باتلاق اطلاعاتی نام دارد. این اصطلاح خاص جریان اطلاعات در بحران ها با دامنه وسیع از جمله بحران کرونا ویروس می باشد. تفاوت این واژه با آلودگی اطلاعات این است که در آلودگی اطلاعات، حجم اطلاعات نادرست بسیار زیاد نبوده و اثرگذاری آن بر جامعه مقطعی است و چندان عمیق نیست. اما در باتلاق اطلاعاتی، حجم اطلاعات نادرست تولید شده بسیار زیاد و اثرات نامطلوب آن معمولا بلندمدت و نسبتا عمیق و عمیق است. برای مثال کمبود مواد غذایی خاص در برخی زمان ها می تواند روند عادی جامعه را دچار اختلال کند و فضایی برای تولید و اشاعه اطلاعات نادرست فراهم نماید، اما به دلیل موقتی بودن، اثرات در جامعه، چندوجهی و عمیق نیست. پس از مدتی این آلودگی با شفاف سازی و نیز تلاش برای حل مشکل از بین می رود. اما در بحران کرونا ویروس، تقریبا سراسر جهان با باتلاق اطلاعاتی مواجه شدند. در واقع حجم اطلاعات غیرمعتبر تولید و اشتراک گذاشته شده زیاد و امکان تشخیص اطلاعات معتبر از غیر معتبر تقریبا غیر ممکن شد. در این حالت مردم و دولت ها سردرگم شده و برون رفت جامعه از این شرایط بسیار سخت و زمان بر شد. لذا باید اثرات ایجاد باتلاق اطلاعاتی بر فرد و جامعه را بدانیم و برای حل آن راه حال های علمی و منطقی پیشنهاد دهیم. در این مقاله به تبیین این مساله پرداخته می شود.
مدیریت آرشیوهای دانشگاهی در دانشگاه های برتر جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۲۶)
126 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی فرایندهای مدیریت آرشیوهای دانشگاهی در دانشگاه های برتر جهان و عرضه راهکارهایی برای مدیریت صحیح آرشیوهای دانشگاهی ایران. روش/ رویکرد پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ روش از نوع توصیفی است. جامعه آماری پژوهش، آرشیو 150 دانشگاه برتر جهان است. پژوهش به روش سرشماری انجام شده است. ابزار گردآوری داده های پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته است. داده ها در نرم افزار اس.پی.اس.اس ثبت شده است و نتایج حاصل از آن براساس آمار توصیفی تجزیه وتحلیل شده است. یافته ها و نتیجه گیری: اکثر آرشیوهای دانشگاهی به عنوان ترکیبی از آرشیو اداری، تاریخی، و پژوهشی و تحت نظارت کتاب خانه دانشگاه فعالیت می کنند. در آرشیوهای دانشگاهی، میانگین جمع آوری اسناد رسمی دانشگاه/ پرونده های اداری و مالی، بیشتر از بقیه مدارک است. استادان، دانشجویان و پژوهش گران خارج از دانشگاه، اصلی ترین مخاطبان آرشیوهای دانشگاهی هستند. رایج ترین سطح تنظیم و توصیف اسناد براساس استانداردهای ملی و بین المللی، سطح مجموعه است و رایج ترین استاندارد ملی و بین اللملی در این زمینه، استاندارد ایساد است. استفاده از اسناد و منابع در اتاق مطالعه، رایج ترین خدمت آرشیوهای دانشگاهی برای کاربران است. برنامه های آموزشی برای کارکنان درزمینه تنظیم و توصیف اسناد در رتبه اول قرار دارد. در بین انواع برنامه های آموزشی برای کاربران، برگزاری نمایشگاه ها در رتبه اول قرار دارد. در آرشیوهای دانشگاهی شناسایی شده، تمام فعالیت ها و جنبه های مختلف مدیریت اهمیت بسیاری دارد؛ ولی میزان اهمیت آن ها در هر آرشیو باتوجه به سیاست های دانشگاه متفاوت است.
شناسایی و رتبه بندی ریسک های زنجیره تأمین در کتابخانه های دیجیتالی دانشگاه های دولتی شهر تهران بر اساس استاندارد ایزو 31000(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و رتبه بندی ریسک های زنجیره تأمین در کتابخانه های دیجیتال دانشگاه های دولتی شهر تهران بر اساس استاندارد ایزو ۳۱۰۰۰ ویرایش سال ۲۰۱۸ انجام شده است. این پژوهش به لحاظ ماهیت از نوع کاربردی، و روش اجرای آن پیمایشی-تحلیلی با فنون آنتروپی «شانون» برای وزن دهی ریسک ها و «تاپسیس» فازی برای رتبه بندی ریسک ها بوده است. با استفاده از منابع مرتبط و پژوهش های پیشین، پراهمیت ترین ریسک ها شناسایی شد که به طراحی پرسشنامه ای با پنج مؤلفه و ۱۰۹ گویه انجامید. پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب هماهنگی درونی و با استفاده از ضریب آلفای «کرونباخ» توسط نرم افزار SPSS محاسبه شد، و ارزش آن ها در هر یک از ابعاد پرسشنامه بزرگ تر از مقدار ۰/۹۸ به دست آمد. تحلیل و سنجش ریسک ها با استفاده از فنون ذکرشده انجام شده است. در این پژوهش ریسک های زنجیره تأمین در پنج بخش (تأمین کنندگان، تولید و مدیریت منابع دیجبتال، توزیع منابع دیجیتال، خدمات به کاربران، و ریسک های مشترک بین اجزای زنجیره تأمین) مورد ارزیابی قرار گرفته است. در بخش تأمین کنندگان، ۲۴ شاخص ریسک شناسایی شد که شاخص ریسک «تغییرات و بی ثباتی در نرخ های ارزی» با ۷۳ درصد بالاترین رتبه را داشت. در بخش تولید و مدیریت منابع دیجیتال، ۲۶ شاخص ریسک شناسایی شد که شاخص ریسک «خط مشی مجموعه سازی منابع دیجیتال» با ۷۳ درصد حائز بالاترین رتبه شد. در بخش توزیع منابع دیجیتال، ۱۹ شاخص ریسک شناسایی شد و شاخص ریسک «امکان ارائه خدمات امانت مبتنی بر وب در کتابخانه دیجیتال» با ۸۴ درصد دارای بالاترین رتبه بود. در بخش خدمات به کاربران، ۲۱ شاخص ریسک شناسایی شد و شاخص ریسک «امکان جست وجو با هر مرورگر درکتابخانه دیجیتال» با ۸۸ درصد بالاترین رتبه را از آن خود کرد و در بخش ریسک های مشترک بین اجزای زنجیره تأمین، ۱۹ شاخص ریسک شناسایی شد که شاخص ریسک «افزایش قیمت سخت افزارهای اجزای زنجیره تأمین به جهت تغییرات نرخ ارز» با ۸۲ درصد بالاترین رتبه را کسب نمود. بر اساس رتبه بندی ریسک ها با استفاده از تکنیک «تاپسیس» فازی در زنجیره تأمین کتابخانه های دیجیتال دانشگاه های شهر تهران «ریسک های مربوط به تأمین کنندگان»، «ریسک های مشترک بین اجزای زنجیره تأمین»، «ریسک های مربوط به خدمات به کاربران»، «ریسک های مربوط به تولید و مدیریت منابع دیجیتال» و «ریسک های مربوط به توزیع منابع دیجیتال» به ترتیب، رتبه ۱ تا ۵ را از نظر اهمیت کسب کردند.
همپوشانی کلیدواژه های مقالات مجله ساینتومتریکس با برچسب های بیبسونومی و توصیفگرهای پذیرفته شده در سرعنوان های موضوعی کنگره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: میزان همپوشانی کلیدواژه های مقالات مجله ساینتومتریکس با برچسب های بیبسونومی و توصیفگرهای پذیرفته شده در سرعنوان های موضوعی کنگره. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پژوهش، پیمایشی به شیوه تحلیل محتوای مبتنی بر مشاهده است. گردآوری داده ها با استفاده از سیاهه وارسی محقق ساخته انجام شد و برای تجزیه و تحلیل داده ها درصد همپوشانی درنظر گرفته شد. یافته ها: یافته های حاصل از50 کلیدواژه دارای فراوانی بالای 1000 که به عنوان نمونه انتخاب شده بودند، نشان داد: بین برچسب های اجتماعی سایت بیبسونومی با توصیفگرهای سرعنوان های موضوعی کنگره که به همان برچسب ها اختصاص یافته، 82 درصد همپوشانی وجود دارد و بین کلیدواژه های مقالات علم سنجی در مجله ساینتومتریکس با توصیفگرهای سرعنوان های موضوعی کنگره که به همان کلیدواژه ها اختصاص یافته، 28 درصد همپوشانی وجود دارد. نتیجه گیری: نویسندگان در انتخاب کلیدواژه ها در مقالات خود با برچسب گذاران در بیبسونومی و نمایه سازان سرعنوان موضوعی کنگره، هم فکر نبوده و اگر اندک اشتراک نیز مشاهده می شود، بر اساس یک نظم مشخص نیست. بنابراین نویسندگان در انتخاب کلیدواژه ها بهتر است، از یک استاندارد مشخصی، مانند: سرعنوان موضوعی کنگره استفاده کنند. در واقع با انجام پژوهش حاضر مشخص شد که هیچ رجوعی از طرف نویسندگان به سرعنوان های موضوعی کنگره صورت نگرفته است ولی اندیشه برچسب گذاری کاربران در سایت بیبسونومی با نمایه سازان سرعنوان موضوعی کنگره، نزدیک تر است. پس نویسندگان در انتخاب کلیدواژه ها برای مقاله نگارشی خود، با استفاده از برچسب های سایت های رده بندی مردمی مانند: بیبسونومی و توصیفگرهای سرعنوان های موضوعی کنگره موجب ارتقای دسترسی به اثر خود خواهند شد.