فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی و استخراج صلاحیت های حرفه ای کتابداران کتابخانه های عمومی ایران و تعیین میزان اهمیت هریک از آن ها برای اولویت بندی و رتبه بندی صلاحیت ها است. روش : این پژوهش با رویکرد کاربردی و روش آمیخته اکتشافی انجام شده است. در بخش کیفی، با روش فراترکیب، تعداد 61 مقاله از میان متون انگلیسی فارسی به صورت هدفمند انتخاب و بررسی شد. سپس با استفاده از نظرات خبرگان، 104 کد شناسایی شد، و اعتبار این کدها ازطریق روایی محتوایی و پایایی آن ها با آزمون کاپای کوهن تأیید شد. در بخش کمّی، هریک از عوامل ازطریق توزیع پرسش نامه در میان 62 نفر از متخصصان و با استفاده از روش آنتروپی شانون رتبه بندی شدند. یافته ها: چهار عامل 10 مؤلفه اصلی و 72 مؤلفه فرعی به عنوان صلاحیت های حرفه ای کتابداران کتابخانه های عمومی شناسایی شدند. عامل «توانایی» شامل دو مؤلفه اصلی توانایی تخصصی و توانایی فکر است که در ۹ مولفه فرعی مفهوم پردازی شده است. عامل «ویژگی» شامل دو مؤلفه اصلی ویژگی های شغلی و رفتاری است که در 19 مؤلفه فرعی مفهوم پردازی شده است. عامل «مهارت ها» شامل چهار مؤلفه اصلی مهارت های مدیریتی، اجتماعی، شغلی و فناوری است که در 32 مؤلفه فرعی مفهوم پردازی شده است. در نهایت، عامل «دانش» شامل دو مؤلفه دانش مربوط به جامعه و دانش تخصصی است که در 12 مؤلفه فرعی مفهوم پردازی شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که به ترتیب عومل دانش، مهارت، توانایی و ویژگی مهم ترین صلاحیت برای کتابداران کتابخانه های عمومی ایران شناخته می شوند. اصالت/ارزش: این پژوهش با شناسایی نظام مند و اولویت بندی صلاحیت های حرفه ای کتابداران کتابخانه های عمومی ایران، به سهم خود می تواند خلأ این حوزه را پوشش دهد. فرایند اعتبارسنجی جامع، شامل ارزیابی های اعتبار محتوا و قابلیت اطمینان، استحکام شایستگی های شناسایی شده را تضمین می کند. تأکید بر توانایی تخصصی، توانایی تفکر، ویژگی های شغلی و رفتاری، مهارت های مدیریتی، اجتماعی، شغلی و فناوری و همچنین دانش مرتبط با جامعه و دانش تخصصی، درک دقیقی از ماهیت چندوجهی کتابخانه های عمومی را نشان می دهد. به طور خلاصه، این پژوهش چهارچوبی ارزشمند برای ارتقای صلاحیت های کتابداران کتابخانه های عمومی ایران ارائه داده و نه تنها به درک علمی کتابداری کمک می کند، بلکه بینش های عملی برای ارتقای مهارت کتابداران کتابخانه های عمومی ایران ارائه می دهد. همچنین، طبقه بندی و اولویت بندی دقیق ارائه شده، چهارچوبی ارزشمند برای توسعه مداوم صلاحیت های حرفه ای کتابداران کتابخانه های عمومی فراهم می کند.
Factors Underpinning Security and Privacy in the Development of Virtual Banking in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۴, No. ۶, Winter & Spring ۲۰۲۳
271 - 285
حوزههای تخصصی:
This study aimed to identify the factors affecting security and privacy in the development of virtual banking in Iran using a thematic pluralistic research methodology. First, the elements constituting cooperation were identified in a library study. Then, in-depth interviews were conducted with 20 scholars and academic experts to extract the elements and group them according to the theme analysis method. The output was the identification of 27 indicators in two main categories and six subcategories. The convergent and divergent validity methods were used to determine the validity whose results were optimal. The results show that the effectiveness of security and privacy in developing virtual banking in Iran depends on the development of a comprehensive plan and attention to the future needs of the banking system, which will create satisfaction. So, it is necessary to develop general policies for reforming the banking system in the future. Also, according to the experts, customers’ satisfaction with the quality of the banking services, their trust in these services, and the ease of using them are the strengths of the virtual banking services and can be handled for attracting more customers and improving competitiveness in the virtual banking industry. On the other hand, customers’ need for e-services in the modern world is unavoidable. In cyberspace, the e-services of banks have become one of the fastest and most valid ways of financial transactions whose key requirement is trust in these services.
طبقه بندی دستگاه ها و نقاط تماس کانال های الکترونیکی در خصوص رفتار مشتریان خرده فروشی های آنلاین در محیط تجارت الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق به افزایش شناخت در مورد خرده فروشی آنلاین در سراسر کانال های الکترونیکی (مانند دستگاه های موبایل) و نقاط تماس کانال های الکترونیکی (مانند نرم افزارهای خرید موبایل) از دیدگاه مشتری کمک می کند.
روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از لحاظ جمع آوری داده ها، پیمایشی و کتابخانه ای و روش آن توصیفی است. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه آزادشهر تهران بودند. براساس جدول مورگان 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. نمونه گیری با استفاده از روش در دسترس انجام شده و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون LSD صورت گرفته است. متغیر وابسته خرید آنلاین و متغیرهای مستقل عبارتند از سودمندی، سهولت استفاده، لذت خرید، حریم خصوصی، رضایت و قصد خرید.
یافته ها: یافته های میدانی نشان می دهند که مشتریان برای خرید آنلاین از 8 دستگاه مختلف (لپ تاپ/ نوت بوک، رایانه شخصی (PC)، تلفن هوشمند، تبلت، تلویزیون مجهز به اینترنت و کیوسک درون فروشگاهی) استفاده می کنند. این دستگاه های خرید از دیدگاه مشتریان خرده فروشی های آنلاین به چهار دسته از کانال های الکترونیکی طبقه بندی شده اند. این طبقات در 4 دسته A,B,C,D نامگذاری شده و مختصات هرکدام در متن مقاله احصاء گردید. یافته های پژوهش نشان داد که هم کیفیت مربوط به فن آوری و هم مزایای موقعیتی مرتبط با زمینه، بر استفاده مصرف کنندگان از کانال های الکترونیکی تأثیر می گذارد. همچنین مشتریان، خرید آنلاین خود را از طریق چندین کانال الکترونیکی (دسته های دستگاه های مجهز به اینترنت، مانند دستگاه های موبایل) و نقاط تماس چندکاناله (فرمت های مختص خرید دیجیتال، مانند نرم افزارهای خرید موبایل) انجام می دهند.
نتیجه گیری: بین خوشه اول (A) یعنی خرید با استفاده از رایانه های شخصی (PCها)، لپ تاپ و نوت بوک، با خوشه دوم (B)یعنی خرید با استفاده از تلفن های هوشمند و تبلت ها، از لحاظ معیارهای سودمندی، سهولت استفاده، لذت خرید، حریم خصوصی، رضایت و قصد خرید، اختلاف معناداری وجود ندارد. بین خوشه اول (A)و خوشه سوم (C)یعنی تلویزیون مجهز به اینترنت (IE TV)، از لحاظ معیارهای سودمندی، سهولت استفاده، لذت خرید، رضایت و قصد خرید، اختلاف معناداری وجود ندارد. بین خوشه اول (A)و خوشه چهارم (D) یعنی کیوسک درون فروشگاهی، از لحاظ معیارهای سودمندی، سهولت استفاده، لذت خرید، حریم خصوصی، رضایت و قصد خرید، اختلاف معناداری وجود دارد. بین خوشه دوم (B) با خوشه چهارم (D)از لحاظ معیارهای سودمندی، سهولت استفاده، لذت خرید، حریم خصوصی، رضایت و قصد خرید، اختلاف معناداری وجود دارد. همچنین بین خوشه سوم (C) با خوشه چهارم (D)از لحاظ معیارهای سودمندی، سهولت استفاده، لذت خرید، حریم خصوصی، رضایت و قصد خرید، اختلاف معناداری وجود ندارد.
بررسی میزان آشنایی اعضای هیأت علمی نسبت به پایگاه های استنادی، شاخص های علم سنجی و شیوه ارزیابی تولیدهای علمی (مورد مطالعه: دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۰
50 - 67
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش بررسی میزان آشنایی اعضای هیأت علمی دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول نسبت به پایگاه های استنادی، شاخص های علم سنجی و شیوه ارزیابی تولیدهای علمی است. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و بر اساس پرسشنامه محقق ساخته می باشد. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیأت علمی تمام وقت حاضر در دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول (80 نفر) می باشد و نمونه گیری انجام نشده است. داده های به دست آمده در نرم افزارهای اکسل و SPSS نسخه 26 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد بیش از 73 درصد اعضای هیأت علمی دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول با پایگاه های استنادی و 54 درصد با شاخص های علم سنجی، 6/61 درصد با شیوه ارزیابی تولیدهای علمی و 61 درصد با سامانه های اشتراکی دانشگاه آشنایی دارند و این میزان در همه موارد از سطح متوسط بالاتر و رابطه مستقیمی با مرتبه علمی آنان دارد. از نظر جنسیت نیز میزان آشنایی گروه زنان در پایگاه های استنادی و شیوه ارزیابی تولیدهای علمی بیش از گروه مردان و در شاخص های علم سنجی درصد میانگین گروه مردان بیشتر از گروه زنان است. نتیجه گیری: سیاستگذاری های اصولی در خصوص ایجاد نگرش های نوین جهت دانش پژوهی و برگزاری کارگاه های آشنایی با پایگاه های استنادی و شاخص های علم سنجی در رؤیت پذیری و اثرگذاری بیشتر تولیدهای علمی، ارتقاء اعضای هیأت علمی و به تبع آن ارتقاء رتبه دانشگاه تأثیر بسزایی خواهد داشت.
پیش بینی روند همکاری های علمی ایران در پرتو پیوستن به معاهدات بین المللی: شبیه سازی سناریوهای محتمل با رویکرد مدل سازی عامل محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی دو دهه اخیر، برخی از معاهدات بین المللی نقش تعیین کننده ای در تسهیل همکاری علمی بین کشورهای عضو ایفا نموده اند. به همین جهت، مطالعه حاضر درصدد پیش بینی اثر عضویت ایران در این نوع از معاهدات بر سه مورد است: اول، میزان همکاری علمی ایران با اعضای هر معاهده؛ دوم، میزان کل همکاری های علمی بین المللی ایران؛ سوم، میزان وابستگی ایران به همکاری علمی با آمریکا به عنوان کلیدی ترین کنشگر شبکه همکاری علمی بین المللی. براساس پیشینه پژوهش، معاهداتی که تأثیر معناداری بر روابط همکاری علمی بین کشورها دارند عبارت اند از: جی هفت، جی بیست، اتحادیه اروپا، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، اوپک، اَپک و بریکس. این مطالعه مبتنی بر روش شبیه سازی (با رویکرد مدلسازی عامل محور) است. از این روش برای شبیه سازی شبکه همکاری های علمی بین کشورهای مستقل دارای بیش از یک میلیون نفر جمعیت در بازه 2042-2023 استفاده شد. داده های ثانویه موردنیاز برای شبیه سازی از پایگاه وب آو ساینس و پایگاه داده سازمان ملل گردآوری شد. فرضیات مرتبط با سناریوهای محتمل برمبنای مدل آماری تفاوت در تفاوت آزمون شدند. کلیه محاسبات اعم از شبیه سازی شبکه و آزمون فرضیات در محیط نرم افزار R انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که پیوستن ایران به جی بیست، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی و اَپک سبب افزایش معنادار همکاری علمی ایران با اعضای هرکدام از این معاهدات خواهد شد. اما عضویت در بریکس تأثیر معناداری بر همکاری ایران با اعضای این معاهده ندارد. همچنین، پیوستن ایران به هرکدام از این چهار معاهده موجب افزایش معنادار میزان کل همکاری های علمی بین المللی ایران خواهد شد. با این وجود، میزان افزایش حاصل در سناریوی جی بیست بیشتر و در سناریوی بریکس کمتر از سایر معاهدات است. درعین حال، عضویت ایران در جی بیست و بریکس منجربه افزایش معنادار وابستگی ایران به همکاری علمی با آمریکا خواهد شد. در مقابل، عضویت ایران در سازمان همکاری و توسعه اقتصادی و اَپک نقش بارزی در کاهش وابستگی ایران به همکاری علمی با آمریکا خواهد داشت. مزیت دیگر عضویت ایران در سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، تقویت همکاری هایش با دو مورد از کنشگران کلیدی اروپا (فرانسه و ایتالیا) است. از مزایای فرعی پیوستن ایران به اَپک نیز افزایش معنادار همکاری های علمی ایران با کنشگر کلیدی شرق آسیا (چین) است. نتایج حاکی از اینکه پیوستن ایران به اَپک و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی هم به افزایش رؤیت پذیری آن در شبکه همکاری علمی بین المللی و هم به کاهش وابستگی اش به همکاری علمی با آمریکا کمک خواهد نمود.
مدل مبتنی بر بازی وارسازی در بستر شبکه های اجتماعی به منظور شناخت تفکر افراد: مورد مطالعه تاکسی های اینترنتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: جمع آوری داده از کاربران با استفاده از روش های سنتی مرسوم، به جهت رسیدن به یک مقصود خاص، غالباً امری پرهزینه، زمان بر و همراه با معایبی اثرگذار بر نتایج تحقیق است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی بر پایه بازی وارسازی جهت جمع آوری داده، به منظور دستیابی به نحوه تفکر افراد، با مطالعه موردی سه اپلیکیشن تاکسی های اینترنتی در ایران (اسنپ، تپسی و کارپینو) می باشد.
روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی است. گردآوری داده ها به وسیله پرسشنامه محقق ساخته انجام شد که روایی و پایایی آن، براساس نظر خبرگان و با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، مورد تایید قرار گرفت. جامعه آماری، شامل کلیه کاربران اپلیکیشن های مذکور و عضو در شبکه اجتماعی تلگرام بود که با نمونه گیری طبقه ای، تعداد ۱۸۰ نفر به عنوان نمونه آماری تعیین گردید.
یافته ها: مقایسه نتایج حاصل برای تعیین محبوبیت برندها در دو روش حضوری و بازی وارسازی تقریباً یکسان بود که نشان دهنده قابل اتکاء بودن روش ارائه شده می باشد، ضمن اینکه هزینه و زمان استفاده از روش پیشنهادی بطور قابل ملاحظه ای کم تر و درصد مشارکت پرسش شونده ها به شدت در این روش افزایش یافت.
نتیجه گیری: با ارائه مدل پیشنهادی، محدودیت های روش های رایج جمع آوری داده برطرف شده و از داده های دقیق تر و با کیفیت بالاتر جهت شناخت تفکر افراد استفاده گردید. همچنین قابلیت استفاده از این روش برای تمامی محققین و پژوهشگران وجود دارد.
طراحی مدل روابط علّی شاخص های زنجیره تأمین لارج با استفاده از روش دیمتل سلسله مراتبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
431 - 468
حوزههای تخصصی:
هدف: برای رقابت در محیط جهانی، استفاده هم زمان از چهار پارادایم ناب، چابک، تاب آور و سبز که هریک مزایایی را برای مدیریت زنجیره تأمین به همراه دارند، می تواند موجب دستیابی به مزیت رقابتی برای سازمان ها گردد. اما باید توجه داشت که به دلیل وجود اشتراکات و تضادهایی که این پارادایم ها با هم دارند، ادغام همزمان اقدامات(شاخص های) آنها در فرآیندهای زنجیره تأمین، چالش های مدیریتی قابل توجهی در این زمینه ایجاد خواهد کرد. هر چند این موضوع در برخی تحقیقات مورد توجه قرار گرفته است، اما همچنان شکاف های پژوهشی در آن قابل ردیابی است. لذا هدف پژوهش حاضر، تحلیل روابط علّی میان مجموعه شاخص ها به عنوان مبنایی جهت برنامه ریزی مناسب و بکارگیری مرحله به مرحله آنها می باشد. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- پیمایشی بوده و از نظر هدف نیز کاربردی می باشد. جامعه پژوهش، کارشناسان و مدیران صنعت فولاد آلیاژی ایران-یزد در بخش های مرتبط با پژوهش در سال 1401-1400 هستند که از این میان خبرگان پژوهش با استفاده از نمونه گیری هدفمند قضاوتی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل دو پرسشنامه محقق ساخته است. پرسشنامه اول جهت تأیید شاخص ها و پرسشنامه دوم (پرسشنامه روش دیمتل سلسله مراتبی)، برای تعیین روابط علّی میان شاخص ها مورد استفاده قرار گرفت. برای بررسی روایی ابزار گردآوری داده ها نیز از شیوه روایی محتوا بهره گیری شد. جهت تکمیل پرسشنامه روش دیمتل سلسله مراتبی، از خبرگان خواسته شد تا جداول مقایسات را برای دسته ها و همچنین شاخص های هر دسته براساس شدت اثرگذاری هریک از عوامل، به صورت زوجی و براساس طیف لیکرت پنج تایی تعیین کنند. در ادامه جهت تحلیل داده ها از تکنیک دیمتل سلسله مراتبی استفاده شد که روشی جدید بوده و توسعه یافته دیمتل کلاسیک است. این تکنیک تعداد مقایسات زوجی در مسائل با تعداد عوامل زیاد را با درنظر گرفتن ساختار سلسله مراتبی میان آنها کاهش می دهد. در این تکنیک جداول مقایسات با یکدیگر تلفیق شده و سوپر ماتریس تأثیر مستقیم بدست آمده و مبنای تحلیل ها قرار می گیرد. یافته ها: ابتدا شاخص های چهار پارادایم ناب، چابک، تاب آور و سبز از طریق مرور پیشینه پژوهش شناسایی شده و براساس دسته بندی انجام شده در تحقیقات پیشین، در 10 بُعد دسته بندی شدند. سپس روابط علّی میان این شاخص ها با استفاده از روش دیمتل سلسله مراتبی بررسی شد. از میان مجموعه شاخص ها، تعداد 18 شاخص در دسته علت ها و بقیه شاخص ها در دسته معلول ها قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که شاخص های بُعد دانش و تکنولوژی تأثیرگذارترین شاخص ها برای رسیدن به اجرای همزمان این چهار پارادایم هستند؛ که بیانگر توجه روزافزون و انکارناپذیر فرآیندهای سازمانی و تولیدی به دانش و تکنولوژی می باشد. براساس نتایج پژوهش، شاخص گنجاندن استراتژی در فناوری مهم ترین و همچنین تأثیرگذارترین شاخص بوده و رضایت مشتری تأثیرپذیرترین شاخص می باشد. از نظر اهمیت، پس از شاخص لحاظ کردن فناوری در استراتژی، شاخص مدیریت تأمین کنندگان و مشارکت با آنها در جایگاه دوم قرار می گیرد. از نظر تأثیرگذاری نیز شاخص فناوری اطلاعات سبز رتبه دوم را به خود اختصاص داده است؛ که این امر علاوه بر بیان اهمیت توجه به فناوری اطلاعات، اهمیت در نظر داشتن ملاحظات زیست محیطی را نیز نشان می دهد. رضایتمندی مشتری تأثیرپذیرترین شاخص درمجموعه شاخص های مربوط به زنجیره تأمین لارج بوده و از بسیاری از شاخص های دیگر تأثیر می پذیرد و از نظر اهمیت نیز در جایگاه هفتم قرار دارد. پس از آن ارائه محصولات جدید و کیفیت محصول در رتبه های بعدی تأثیرپذیری قرار دارند. نتیجه گیری: تعیین روابط علّی میان شاخص های زنجیره تأمین لارج، به مدیران کمک می کند تا باتوجه به اشتراکات و تضادهایی که در اصول و عملکرد شاخص های این چهار پارادایم وجود دارد، منابع محدود مالی، زمانی و انسانی خود را به پیاده سازی شاخص های دارای اولویت اختصاص داده و برنامه ریزی مناسبی جهت پیاده سازی دیگر شاخص ها داشته باشند. همچنین استفاده از تکنیک جدید دیمتل سلسله مراتبی، موجب آشنایی بیشتر پژوهشگران با این روش، جهت تحلیل روابط علّی میان عوامل، در مسائل دارای عوامل زیاد می گردد.
تأثیر بهره گیری از شبکه های همگانی با راندمان شغلی و اثر واسطه ای سواد رسانه در بین کتابداران کتابخانه های عمومی استان قم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۱
11 - 23
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش استفاده از شبکه های همگانی با راندمان شغلی کتابداران استان قم با نقش میانجی میزان سواد رسانه ای است. روش پژوهش: نوع مطالعه این پژوهش توصیفی -تحلیلی به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری تحقیق کلیه کتابداران استان قم که 112 نفر بودند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه های استاندارد بود. پس از انجام یک مطالعه مقدماتی و تعیین واریانس سؤالات ؛ از طریق ضریب آلفای کرونباخ ، ضریب پایایی پرسشنامه ها به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل یافته های این تحقیق از آزمون های t استفاده گردید. یافته ها: بررسی متغیرهای پژوهش نشان داد که شبکه های همگانی با میانگین 20/3 و راندمان شغلی با میانگین 50/3 و سواد رسانه ای با میانگین 36/3 و با سطح معنی داری 001/0 هستند. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد که استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی، راندمان شغلی و سواد رسانه ای از وضیعت مناسبی برخوردار است و استفاده از شبکه های همگانی بر راندمان و سواد رسانه ای و همچنین سواد رسانه ای بر راندمان تأثیر معنی داری داشت . در نهایت استفاده از شبکه های همگانی بر راندمان با نقش میانجی گری سواد رسانه ای در کتابداران استان قم تأثیر معنی داری داشت .
تبیین مفهوم و مدل های ادغام اطلاعات و کاربست آن در سیستم های مدیریت اطلاعات اصطلاحنامه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش های مختلفی برای تجمیع، تلفیق و ادغام اطلاعات به عنوان فرایندی حیاتی در سیستم های مدیریت اطلاعات وجود دارد، اما رویکرد و الگوی مشخصی در حوزه سیستم های مدیریت اطلاعات مبتنی بر روابط (اصطلاحنامه ای) ارائه نشده است. هدف پژوهش حاضر تبیین مفهوم و مدل های مناسب ادغام اطلاعات و کاربست آن در سیستم های مدیریت اطلاعات مبتنی بر رابطه (اصطلاحنامه ای) است. پژوهش حاضر از نوع مفهومی با رویکرد تحلیلی است. جامعه پژوهش، متون و بروندادهای حوزه ادغام اطلاعات در پایگاه های اطلاعاتی مختلف بود. روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای بود که به صورت هدفمند انتخاب گردید. یافته ها نشان داد که ادغام، تلفیق و ترکیب اطلاعات در سیستم های مدیریت اطلاعات اصطلاحنامه ای، نتایج و تأثیرات متفاوتی ایجاد می کنند. مدل های ادغام اطلاعات در چهار دسته کلی مدل های مبتنی بر گردش اطلاعات، گردش کار و فعالیت، نقش ها و عملکرد موجودیت ها، و درک مفاهیم قرار دارند. مدل گردش کار و فعالیت Omnibus و مدل مبتنی بر نقش ها و عملکرد موجودیت Endsley's به عنوان مدل های انتخابی با توجه به مدل پایه JDL جهت به کارگیری در سیستم های مدیریت اطلاعات مبتنی بر روابط نظیر اصطلاحنامه ها و هستی شناسی ها مناسب است و این قابلیت را دارند که با برخی تغییرات استفاده شوند. عیب اصلی مدل های ادغام اطلاعات، عدم توجه به ویژگی های ساختارهای اطلاعاتی مشخص نظیر اصطلاحنامه هاست. کم توجهی به کاربران خبره در سیستم های اطلاعاتی مبتنی بر تصمیمات کاربری که وظیفه استخراج اطلاعات تخصصی را دارند و نادیده گرفتن سیستم مشارکت جمعی برای حل مسائل پیچیده از جمله تشابه یابی و رفع آن در حجم انبوه اطلاعاتی، عدم شرح ریز عملکردهای مورد نیاز برای حل مسائل، مدیریت تأثیرات در صورت بروز اشتباهات سیستمی یا کاربری و بازگردانی اطلاعات تجمیعی و تلفیق، و همچنین عدم اجرای روش ها با نمونه های عملیاتی در چنین ساختارهایی را می توان از جمله این مشکلات برشمرد. به طور کلی، باید در هر مدل ادغام اطلاعات در سیستم های مدیریت اطلاعات اصطلاحنامه ای، فرایندهای کلی تشابه یابی، بررسی تشابهات، تجمیع پارامترها و ادغام اطلاعات و مدیریت تأثیرپذیری زیرسیستم ها مورد توجه قرار گیرد. بر خلاف روش های سنتی ادغام اطلاعات که بیشتر بر ترکیب داده ها تمرکز دارند، ادغام اطلاعات معنایی به جای ترکیب داده ها و اطلاعات، بر ترکیب دانش های مرتبط و مفاهیم ذخیره شده در اصطلاحنامه ها تأکید دارد. از این رو، توجه به رویکردهای معنایی در فرایند ترکیب و ادغام مدل های جدید پیشنهاد می گردد.
چارچوبی برای تبدیل و انتشار سرعنوان های موضوعی فارسی به داده های پیوندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظهور وب معنایی در جهت تحقق بازیابی معنایی اطلاعات است و در حال حاضر در داده های پیوندی تجلی یافته است. کتابخانه ها در تولید و مدیریت داده های مستند و معتبر فراوانی نقش دارند و می توانند نقشی مؤثر در نظام های اطلاعاتی پیش رو ایفا کنند و می توانند با اجرایی کردن داده های پیوندی گامی در این مسیر بردارند. هدف از انجام این پژوهش ارائه چارچوبی برای انتشار و تبدیل سرعنوان های موضوعی فارسی مورداستفاده کتابخانه ملی ایران به صورت داده های پیوندی و ایجاد پیوند با مجموعه داده ای مشابه است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است؛ با استفاده از روش کتابخانه ای به طراحی چارچوبی برای انتشار سرعنوان های موضوعی پرداخته و برای اطمینان از امکان انتشار داده ها، روش موردنظر مورد پیاده سازی قرار گرفته است. بدین ترتیب ابتدا داده های موضوعی فارسی مورد پاک سازی و ویرایش قرار گرفتند، سپس با نرم افزار اپن ریفاین به آر.دی.اف تبدیل شدند و با سرعنوان های موضوعی کتابخانه کنگره پیوند دریافت کردند. داده های موردمطالعه پس از نگاشت به اسکاس به یک فایل آر.دی.اف در قالب ترتل تبدیل شدند. فایل تبدیل شده ابتدا وارد مخزن آر.دی.اف جینا فوسکی شد و سپس در رابط کاربری اسکاسموس در محیط وب نمایش داده شد. به طورکلی این چارچوب می تواند در فرایند انتشار داده های مستند کتابخانه ملی در قالب داده های پیوندی مورداستفاده قرار گیرد. در این چارچوب امکان برقراری پیوند با مجموعه داده های مشابه نیز در نظر گرفته شده است و پیاده سازی نمونه ای از داده ها با موفقیت انجام پذیرفت.
بررسی وضعیت سرمایه روان شناختی کتابداران و رابطه آن با راهبردهای مدیریت تعارض(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نیروی انسانی اصلی ترین دارایی سازمان ها است. استفاده بهینه از این سرمایه ارزشمند لزوم توجه به این ظرفیت عظیم را بیشتر نموده است. هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین وضعیت سرمایه روان شناختی کارکنان کتابخانه ها و تعیین رابطه آن در پیش بینی راهبردهای حل تعارض بود.روش شناسی: پژوهش حاضر پژوهشی توصیفی از نوع همبستگی و دارای اهداف کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش را کتابداران کتابخانه های عمومی استان سمنان تشکیل می دهند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 89 نفر از این جامعه انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه سرمایه روان شناختی (PCQ) و پرسشنامه حل تعارض (CRQ) استفاده شد. برای تحلیل داده ها، از روش های آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون دوجمله ای و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و Smart-PLS استفاده شد.یافته ها: نتایج حاکی از آن است که سطح سرمایه روان شناختی افراد نمونه به شکل معناداری بالاتر از متوسط و درزمینه راهبردهای حل تعارض سطح آگاهی افراد کمی بیش از متوسط است؛ همچنین در راهبردهای تعارض به عنوان امری طبیعی و مثبت، تمرکز بر آینده و ایجاد توافق مبتنی بر سود متقابل، سطح آگاهی افراد نمونه از این راهبردها فاصله معناداری از سطح متوسط نداشت. علاوه بر این در آزمون مدل های پژوهش نیز مشخص شد که سرمایه روان شناختی به طور مثبت و معناداری قادر به پیش بینی حل تعارض است. همچنین این متغیر از بین 10 مؤلفه حل تعارض، قادر به پیش بینی مؤلفه های دیدن تعارض به عنوان امری طبیعی و مثبت، ایجاد جو و موقعیت حل تعارض، شفاف سازی، و ارائه راهکار و هدف گذاری است.نتیجه گیری: تعیین سطح سرمایه روان شناختی کارکنان کتابخانه ها و بررسی نقش این ظرفیت درونی در تعیین راهکارهای مناسب جهت حل تعارضاتی که برای کارکنان در محیط شغلی به وجود می آید، به لحاظ نظری کاری بدیع و درعین حال، دارای فواید عملی و اجرایی است. درمجموع با بهره گیری از یافته های این پژوهش می توان به کمک نیروها و توانمندی های درونی افراد اقداماتی جهت حل مشکلات میان فردی و بهبود روابط در محیط های شغلی صورت داد.
شناسایی شاخص های مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی کشور ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دانش اساسی ترین سرمایه سازمان ها ازجمله کتابخانه های دانشگاهی است و مدیریت دانش یکی از ابزارهای مهم موفقیت سازمان ها در عصر اطلاعات است. ممیزی دانش، بررسی و اندازه گیری دانش استفاده شده در سامانه مدیریت دانش و همچنین ابزاری برای ارزش گذاری دانش و تعیین فرصت ها و مشکلات مدیریت دانش تعریف می شود. ممیزی دانش، ارزیابی نظام مند سلامت دانش سازمانی است. با توجه به اهمیت کتابخانه های علوم پزشکی در اشاعه اطلاعات سلامت و نقشی که ممیزی مدیریت دانش در اجرای بهینه مدیریت دانش دارد، پژوهش حاضر در نظر دارد شاخص های مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی کشور ایران را شناسایی کند. هدف این پژوهش، شناسایی مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی ایران است.روش شناسی: پژوهش حاضر ترکیبی از نوع کیفی و کمی با رویکرد پیمایشی تحلیلی است. جهت شناسایی شاخص های مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش، پرسشنامه با مقیاس پنج درجه ای لیکرت جهت جمع آوری داده ها به روش دلفی فازی تهیه شد و درنهایت پس از دو دور اعمال دلفی به استخراج 55 گویه بر اساس اتفاق نظر 12 نفر از خبرگان منجر شد.از روش دلفی فازی در دو مرحله توسط 12 نفر خبره بهره جویی شد و جهت اعتبارسنجی شاخص های شناسایی شده از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم از نرم افزار smart pls استفاده شده است. جامعه آماری جهت تأیید مدل، شامل 122 نفر مدیر و کتابدار کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی است.یافته ها: مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش در سه بُعد، 13 شاخص و 55 زیرشاخص به دست آمد. به ترتیب بُعد مرحله بعد از ممیزی مدیریت دانش با (8550/0)، قبل از ممیزی مدیریت دانش با (8460/0) و حین اجرای مدیریت دانش با (8430/0) بیشترین اهمیت را داشتند.نتیجه : معیارها و شاخص های به دست آمده نشان دهنده تأیید و برازش قابل قبول مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی کشور ایران بود.
عوامل مؤثر بر حفظ و نگهداشت خادمیاران کتابخانه های آستان قدس رضوی بر اساس مدل سه شاخگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل مؤثر بر حفظ و نگهداشت خادمیاران مشغول به فعالیت در کتابخانه های وابسته به آستان قدس رضوی صورت گرفته است.روش شناسی: این پژوهش کاربردی به روش همبستگی صورت گرفت. جامعه آماری شامل 200 خادمیار مشغول به فعالیت در کتابخانه های آستان قدس رضوی است که با روش نمونه گیری تصادفی ساده و با فرمول کوکران تعداد 131 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ای محقق ساخته است. روایی ابزار با نظر متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی و مدیران کتابخانه های دارای نیروی خادمیار صورت گرفت و هماهنگی درونی گویه های پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که هر سه مؤلفه اصلی مورد مطالعه یعنی عوامل ساختاری، رفتاری و زمینه ای و زیرمؤلفه های آنان در حفظ و نگهداشت خادمیاران مؤثر هستند. از دیدگاه داوطلبان، عوامل رفتاری بیش از دو عامل دیگر اهمیت دارند و از این رویکرد، عوامل ساختاری در رتبه آخر قرار می گیرند. همچنین بین مؤلفه های فرعی مربوط به هر مؤلفه اصلی و همچنین بین خود سه مؤلفه اصلی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.نتیجه گیری: تأثیر و ارتباط تمامی عوامل سازمانی بر حفظ و نگهداشت خادمیاران، نشان می دهد که مدیران مربوطه باید دیدگاهی جامع نسبت به مسئله مدیریت نیروهای خادمیار داشته باشند تا امکان استفاده از حداکثر ظرفیت آنان در کتابخانه های آستان قدس فراهم گردد. در غیر این صورت نیرویی که می تواند در کاهش هزینه های مختلف سازمان مؤثر باشد، پس از مدتی از ادامه فعالیت داوطلبانه منصرف می شود.
بررسی عوامل مؤثر بر تمایل به ادامه استفاده کاربران از صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی استان آذربایجان غربی در دوران همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۴) ویژهنامه کووید-۱۹
۳۹۴-۳۷۴
حوزههای تخصصی:
هدف: صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی بستری مناسب برای برقراری و حفظ ارتباط با کاربران و ارائه خدمات و اطلاعات مورد نیاز آ ن ها به خصوص در دوران همه گیری بیماری هایی از قبیل کووید 19 بودند. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر تمایل به ادامه استفاده کاربران از صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی استان آذربایجان غربی در دوران همه گیری بیماری کووید 19 بود. روش: پژوهش حاضر ازلحاظ هدف، کاربردی و ازلحاظ شیوه گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی از نوع هم بستگی است. زمان انجام پژوهش سال های 1399-1400 بود. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ای محقق ساخته بود که روایی صوری آن توسط متخصصان این حوزه تأیید شد و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به میزان 72 درصد محاسبه شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دنبال کنندگان صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی استان آذربایجان غربی در دوران همه گیری کووید 19 بود که از میان آن ها 20 صفحه فعال انتخاب شدند و پرسش نامه پژوهش ازطریق خصوصی توسط مدیران صفحات در اختیار آن ها قرار گرفت و در نهایت 212 پرسش نامه برگشت داده شد. در بخش آمار توصیفی، برای تعیین فراوانی، درصد فراوانی، انحراف معیار و میانگین از نرم افزار SPSS، و برای بررسی روابط میان متغیرها و آزمون فرضیه های پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری به روشِ حداقل مربعات جزئی در نرم افزار SmartPLS استفاده شد. یافته ها: یافته های تحلیل ضرایب مسیر نشان داد سودمندی درک شده، پاسخ گو بودن، فواید اجتماعی و رضایت با تمایل به استفاده مداوم از صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی استان آذربایجان غربی، رابطه ای مثبت و معنادار دارد. رضایت با ضریب مسیر 446/0 قوی ترین عامل در پیش بینی تداوم استفاده از صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی استان آذربایجان غربی در دوران همه گیری کووید 19 بود. بعد از رضایت، به ترتیب پاسخ گو بودن، سودمندی و فواید اجتماعی، بیشترین تأثیر را بر تمایل به استفاده مداوم از این صفحات داشتند. جالب توجه اینکه متغیرهای سهولت استفاده، انتظارات، لذت درک شده، نوع پست بارگذاری شده، زمان بارگذاری پست، محتوا، نفوذ اجتماعی و هم بستگی با تمایل به استفاده مداوم از صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی رابطه ای معنادار نشان ندادند. نتایج مربوط به ضرایب مسیر نشان داد که تأثیر عوامل نوع پست بارگذاری شده، زمان بارگذاری پست، سهولت استفاده و محتوا بر سودمندی درک شده کاربران از صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی استان آذربایجان غربی مثبت و معنادار است و نوع پست بارگذاری شده با ضریب مسیر 290/0، قوی ترین عامل پیش بینی سودمندی درک شده است. همچنین، تحلیل ضرایب مسیر نشان داد که ضرایب تأثیر لذت درک شده و سودمندی درک شده بر رضایت کاربران رضایت کاربران از صفحات اینستاگرام کتابخانه های عمومی استان آذربایجان غربی معنادار نیست، اما ضرایب تأثیر سهولت استفاده و انتظارات بر رضایت کاربران مثبت و معنادار است. در کل، مقدار معیار نیکویی برازش، ۶۴۱/0 به دست آمد که نشانگر مناسب بودن برازش کلی مدل است. اصالت/ارزش: با توجه به اینکه داشتن تمایل و قصد ادامه استفاده از رسانه های اجتماعی یک عمل بعد از پذیرش است و تاکنون مطالعات اندکی به شناسایی عوامل مؤثر بر تمایل به ادامه استفاده از رسانه های اجتماعی به ویژه صفحات اینستاگرام در کتابخانه های عمومی پرداخته اند، نتایج این مطالعه می تواند دلالت های علمی و عملی ارزشمندی برای مدیران و سیاست گذاران این حوزه داشته باشد.
بررسی پیشایندها و پیامدهای هوشمندی فروش لوازم و تجهیزات ورزشی در متاورس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
196 - 161
حوزههای تخصصی:
هدف: هوشمندی فروش به مفهوم انجام عملیات فروش در بستر بلاک چین، با استفاده از قراردادهای هوشمند و عامل های هوشمند هوش مصنوعی با نظارت مستقیم تمام اعضای شبکه است. هوشمند سازی فروش و استفاده از داده های مؤثر، در فضای اقتصادی متاورس می تواند یک قدم مؤثر در جلب اعتماد و وفادارسازی مشتریان باشد. استفاده از روش های نوآورانه و هوشمند برای فروش در متاورس، می تواند باعث افزایش سود، بالا رفتن میزان تعامل با مشتری و ایجاد روابط پایدار با آنها شود. مشکل اصلی فروش در متاورس جعل هویت وعدم اطمینان از شرکت ها و کاربران فعال در آن فضا است. استقرار سیستم های هوشمند، توکن های غیرقابل معاوضه، بلاکچین، بازاریابی دیجیتال هوشمند و عامل های هوشمند فروش هوش مصنوعی می تواند اعتماد واطمینان را در بین کاربران افزایش داده و منجر به فروش موثر وسودآوری گردد. هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندها و پیامدهای هوشمندی فروش لوازم و تجهیزات ورزشی در متاورس است.
روش : پژوهش حاضر از نوع کیفی است. بدین جهت از دو روش مرور سیستماتیک و داده بنیاد به صورت ترکیبی استفاده شد. جامعه آماری در روش داده بنیاد، خبرگان رشته های مدیریت بازرگانی، مدیریت اطلاعات و کامپیوتر بودند. حجم نمونه این جامعه با اشباع نظری به تعداد 13 نفر، با استفاده از نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی، به صورت ترکیبی مشخص شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار مکس کیودا 20 استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها در روش مرور نظام مند مطالعات کتابخانه ای، و در روش داده بنیاد، مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق با خبرگان بود. از معیار کیفی قابلیت اعتماد گوبا و لینکن و دو معیار کمّی کاپای کوهن و ضریب هولستی، برای سنجش روایی و پایایی تحقیق استفاده گردید. با توجه به اینکه ادبیات و پیشینه پژوهش مورد مطالعه جهت تکمیل الگوی پارادایمی، از غنای لازم برخوردار نبود، ابتدا با استفاده از روش مرور سیستماتیک و نظام مند، پیشایندها و پدیده مرکزی الگو شناسایی گردید. در ادامه تحقیق، برای شناسایی عوامل مداخله گر، عوامل زمینه ای، راهبردها و پیامدها از روش داده بنیاد، با بهره گیری از نظر خبرگان استفاده شد. در مجموع، تعداد 269 مقاله با توجه به موضوع تحقیق شناسایی شد که پس از غربال گری، 11 مقاله فارسی در فواصل زمانی 1399-1401 و 20 مقاله انگلیسی در بازه زمانی 2022-2023 از نظر موضوع و محتوا طبق نظر اساتید دانشگاهی، مناسب تشخیص داده شدند. پس از جستجوی مقالات فارسی و انگلیسی، عملیات غربال گری مقالات انجام شده و پس از مطالعه کامل مقالات به روش مرور سیستماتیک، مقوله های پیشایند و هوشمندی فروش، شناسایی شدند. در ادامه، با استفاده از روش داده بنیاد و براساس کدگذاری های باز، محوری و انتخابی، نسبت به تکمیل الگو اقدام شد. پس از طراحی سوالات پرسشنامه کیفی و تایید پرسشنامه توسط اساتید راهنما و مشاورین و برخی از خبرگان دانشگاهی، نسبت به جمع آوری داده ها اقدام گردید. برای افزایش روایی پژوهش در حین مصاحبه، به همراه یادداشت برداری، از دستگاه ضبط صوت نیز استفاده شد. پس از جمع آوری داده های کیفی طی کدگذاری باز، داده ها به بخش های مجزا خُرد شده و برای به دست آوردن رویه ها، مشابهت ها و تفاوت هایشان مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا در مرحله کدگذاری باز، مقوله ها شناسایی شدند. سپس در مرحله دوم تجزیه و تحلیل، از کدگذاری محوری استفاده شد. هدف این مرحله، برقراری رابطه بین مقوله های شناسایی شده در مرحله کدگذاری باز بود. این کدگذاری، به این دلیل محوری نامیده شد که کدگذاری حول محور یک مقوله رخ می دهد. در این مرحله، متغیر هوشمندی فروش، طبق روش مرور سیستماتیک تحت عنوان پدیده محوری در مرکز فرایند، مورد کاوش قرار داده شد و تلاش شد تا ارتباط سایر مقوله های تولید شده با آن مشخص گردد.
یافته ها: نتایج بدست آمده به شناسایی 109 کدگذاری باز، 33 کد محوری و 6 کدگذاری گزینشی منجر شد. در نهایت، ارائه الگوی پارادایمی با عنوان هوشمندی فروش لوازم و تجهیزات ورزشی ارائه گردید. با استفاده از روش مرور سیستماتیک، مقوله های ریسک درک شده، انگیزه لذت جویانه، تعاملات جذاب، کاتالوگ سه بعدی واقعیت افزوده، محتوای دیجیتال واقعیت افزوده، تبلیغات دیجیتال واقعیت افزوده، اپلیکیشن های واقعیت افزوده، لید جنریشن واقعیت افزوده، برندینگ واقعیت مجازی، ری برندینگ واقعیت مجازی، توکن های غیرقابل معاوضه و قرارداد هوشمند فروش، به عنوان پیشایندهای موثر بر هوشمندی فروش، با تاثیرگذاری مثبت شناسایی شدند. با استفاده از روش داده بنیاد و نظر خبرگان، مقوله های بهبود متریک های دیجیتال مارکتینگ، محصولات دیجیتال، ارتقای شبکه اجتماعی، فرصت کارآفرینی مجازی، توسعه کسب وکار، پلتفرم محصول و بهبود تجاری سازی، به عنوان پیامدهای اجرای راهبرد شناسایی گردیدند. تاثیر راهبرد بر تمامی پیشایندها، مثبت ارزیابی گردید. با استفاده از روش داده بنیاد، مقوله های فراداده، فضای ابری، کلان داده، رایانش لبه ای، هوش مصنوعی بازاریابی دیجیتال و اینترنت اشیاء، به عنوان عوامل زمینه ای تاثیرگذار مثبت بر راهبرد شناسایی شدند مقوله های شکاف دیجیتالی، نقض حریم خصوصی، هک هویت، امنیت داده و اطلاعات، جرایم سایبری و ابهام قوانین و مقررات، به عنوان عوامل زمینه ای، با تاثیرگذاری منفی بر راهبرد شناسایی شدند.
نتیجه گیری: براساس نتایج بدست آمده، 109 کدگذاری باز، 33 کد محوری و 6 کدگذاری گزینشی شناسایی شدند. همچنین الگوی پارادایمی با عنوان هوشمندی فروش لوازم و تجهیزات ورزشی ارائه شد.
ارائه شبکه پیچیده بدون مقیاس با الگوی ترکیب لایه ای زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
215 - 240
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر روشی را برای بررسی الگوهای ترکیب و ساختار توپولوژیکی زبان فارسی پیشنهاد کرده، و روش بهبودیافته متن فارسی را در قالب گراف شبکه همزمان در چارچوب نظریه شبکه پیچیده بررسی می کند.
روش: یک مدل تهی با اندازه مشابه، با توجه به گراف تصادفی اردوش- رینی، برای مقایسه با شبکه فارسی تولید می شود. مقایسه براساس طول مسیر متوسط، ضریب خوشه بندی و سلسله مراتب هر دو شبکه است. از تجزیه و تحلیل این ویژگی های کلیدی، مشاهده می شود که گراف شبکه فارسی با شبکه تصادفی متفاوت است. طول مسیر متوسط کوچک تر و ضریب خوشه بندی بالا نیز تأثیر مدل جهانی کوچک را در زبان فارسی تأیید می کند.
یافته ها: برای اولین بار، متن فارسی با موفقیت به شبکه پیچیده تبدیل شد. یک مجموعه باز و بدون حاشیه بیش از دو میلیون کلمه، با استفاده از رویکرد جنگل تصادفی ساخته شده است.
نتیجه گیری: شبکه حاصل طراحی شده، با مدل کیسه بایگرام شامل 3256 گره و 79705 لبه می باشد. علاوه بر این، برخلاف شبکه تصادفی که تنها یک جامعه وجود دارد، 12 اجتماع در شبکه فارسی شناسایی شده است. واقعیت های آماری نشان می دهد که شبکه فارسی یک شبکه بدون مقیاس با الگوی ترکیب لایه ای است.
واکاوی عوامل علّی مؤثر بر قرارداد هوشمند فروش آنلاین و پیامدهای آن با استفاده از مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
171 - 206
حوزههای تخصصی:
هدف: قرارداد هوشمند فروش آنلاین، پروتکلی است که برای تنظیم توافق نامه هوشمند الکترونیکی بین خریدار و فروشنده تهیه و براساس اطلاعات مربوط به شرایط قرارداد، منعقد و به طور خودکار اجرا می شود. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل علّی مؤثر بر قرارداد هوشمند فروش آنلاین و پیامدهای آن با استفاده از مرور نظام مند پیشینه است. روش : در این پژوهش از مرور نظام مند استفاده شد. این روش یکی از انواع روش تحقیق کیفی است که برای بررسی پدیده ها و شناسایی مقوله ها براساس ادبیات پژوهش مورد استفاده قرار می گیرد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مقالات پژوهشی حاصل از مطالعات کمّی و کیفی در خصوص قرارداد هوشمند و کسب وکارهای هوشمند به دو زبان فارسی و انگلیسی است. با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر قرارداد هوشمند فروش و پیامدهای آن، نهایتاً30 مقاله مرتبط با موضوع تحقیق در بازه زمانی 2009 تا 2022 به زبان فارسی و انگلیسی با رویکرد مرور نظام مند انتخاب و مطالعه شدند و متن مقالات با بکارگیری رویکرد نظریه داده بنیاد و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا شماره 20 کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. از قابلیت اعتماد و ضریب کاپای کوهن به عنوان معیاری برای جایگزینی روایی و پایایی استفاده شد. یافته ها: با تحلیل مقالات جمع آوری شده، در مرحله کدگذاری، 678 مقاله انگلیسی و فارسی شناسایی شد که پس از بررسی های علمی، تعداد 94 مقاله مرتبط با موضوع پژوهش دسته بندی و در نهایت تعداد 30 مقاله شمول تشخیص داده شد. در ادامه فرآیند تحلیل داده ها، از طریق کدگذاری محوری، مفاهیم در شش دسته مقوله پدیده مرکزی، شرایط علّی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها دسته بندی گردیدند. پژوهش حاضر منجر به ارائه الگوی پارادایمی با عنوان قرارداد هوشمند فروش آنلاین و پیامدهای آن با استفاده از مرور نظام مند شد. نتیجه گیری: قراردادهای هوشمند فروش آنلاین، برنامه هایی هستند که روی بلاکچین ذخیره می شوند و در صورت برآورده شدن شرایط از پیش تعیین شده، اجرا می شوند. آن ها به طور معمول برای خودکارسازی اجرای توافق شده، مورد استفاده قرار می گیرند تا همه شرکت کنندگان بتوانند فوراً و بدون دخالت واسطه یا اتلاف زمانی، از نتیجه مطمئن شوند. همچنین می توانند یک گردش کار را به صورت خودکار انجام دهند و در صورت برآورده شدن شرایط، اقدام بعدی را آغاز کنند. قراردادهای هوشمند فروش از این جهت کارآمد هستند که موضوع اعتماد را به کلی حل کرده اند و برای تأیید، اعتبارسنجی، ضبط و اجرای شرایط مورد توافق بین طرفین، از بلاکچین استفاده می کند. مدل ارائه شده، عوامل علّی مؤثر بر قرارداد هوشمند فروش آنلاین و پیامدهای آن به خوبی مشخص می نماید و شرکت های پیشرو می توانند در بستر بلاکچین، از این مدل پیشنهادی در فروش های آنلاین خود استفاده نمایند.
تدوین الگوی رفتار اشتراک گذاری دانش میان اعضای هیأت علمی در محیط ابری: مطالعه موردی دانشگاه های آزاد اسلامی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
357 - 380
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه الگویی در زمینه اشتراک گذاری دانش در محیط ابری توسط اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی کشور می باشد. روش : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی، و از نظر نوع پژوهش، آمیخته اکتشافی بوده و از نظر روش پژوهش، یک پژوهش برخاسته از نظریه زمینه ای (گرندد تئوری) است. در این پژوهش اعضای هیأت علمی دانشگاه های آزاد اسلامی (بالغ بر 28000 نفر)، در کل کشور مورد بررسی قرار گرفتند و برای تعیین حجم نمونه (397 نفر) از روش نمونه گیری چند مرحله ای و فرمول حجم نمونه کوکران استفاده شد. مصاحبه ساختارمند، و پرسشنامه الکترونیک نیز به عنوان ابزار پژوهش در دو مرحله کیفی و کمّی مورد استفاده قرار گرفت. به منظور رسیدن به اهداف پژوهش، مصاحبه با خبرگان متخصص تا کفایت نظری ادامه یافت. الگوی رفتار اشتراک دانش از داده های مرحله کیفی پژوهش استخراج شد. برای طراحی مدل، از رویکرد داده بنیاد و برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش، رویکرد معادلات ساختاری (مدل حداقل مربعات جزئی) به کمک نرم افزار اسمارت پی.ال.اس. مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: در الگوی اکتشافی رفتار اشتراک گذاری دانش در محیط ابری، شش مؤلفه موثر به ترتیب اولویت شامل پدیده اصلی به عنوان مؤلفه محوری با عامل سطح بلوغ سازمانی، مؤلفه شرایط علّی شامل عوامل مدیریتی و عوامل سازمانی، مؤلفه راهبردها شامل عوامل توسعه امنیت شغلی و بهبود اعتماد در روابط سازمانی، مؤلفه شرایط زمینه ا ی شامل فرهنگ سازمانی و زیرساخت های فناوری، مؤلفه شرایط مداخله گر شامل تقویت مهارت های نیروی انسانی، مؤلفه پیامد شامل عوامل بهره وری نیروی انسانی و توسعه درگیرسازی شغلی می باشند. نتایج به دست آمده گواه این است که عوامل مدیریتی و همچنین عوامل سازمانی به عنوان دو جزء شرایط علّی بر توسعه بلوغ سازمانی اثرگذار بوده اند. نتیجه گیری: در صورتی که حمایت های مدیران از اشتراک دانش در محیط ابری در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشد، بکارگیری این سیستم به بهبود عملکرد اعضای هیأت علمی و افزایش مزیت رقابتی منجر خواهد شد.
روند موضوعی حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی در مجلات معتبر داخلی براساس مدل LDA(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تحلیل محتوای مقالات مجلات علمی، می تواند بیانگر مسیر تحولات و جهت گیری های موضوعی در هر رشته ای باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی روند موضوعی حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی در مجلات معتبر داخلی، براساس مدل LDA انجام شد.
روش: پژوهش حاضر از نظر ماهیت پژوهشی توصیفی- اکتشافی است؛ چرا که از فنون متن کاوی بهره برده است. تکنیک متن کاوی به کار گرفته شده در این پژوهش، برای شناسایی موضوع های پنهان و روند موضوعی حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی، روش مدل سازی موضوعی و الگوریتمLDA است. جامعه آماری پژوهش نیز شامل چکیده و کلیدواژه های مقالات منتشر شده در 11 مجله علمی مصوب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی در فاصله سال های 1395 تا 1399 است که 1581 مقاله را در برمی گیرد. روایی روش LDA در پژوهش های پیشین تأیید شده و پایایی داده های استخراج شده با روش قابلیت اطمینان بین ارزیاب، مورد تأیید قرار گرفت.
یافته ها: به طور کلی، موضوعات تحلیل استنادی، کتابخانه، و وب به ترتیب در رتبه اول تا سوم موضوعات مورد توجه پژوهشگران حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی بودند. طی سال های 1395 تا 1399 به ترتیب، موضوعات فرهنگ سازمانی، شبکه های اجتماعی، سواد اطلاعاتی، مدیریت دانش و اینستاگرام، موضوعات اصلی حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی هستند. دیگر یافته پژوهش نشان داد که در مجلات مختلف، موضوعات متفاوت و بعضاً مشترکی مورد توجه پژوهشگران حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی بوده است. مدیریت دانش و موضوعات مشابه و مرتبط با آن همانند: اشتراک دانش، تسهیم دانش، در دو مجله «مطالعات کتابداری و علم اطلاعات» و «پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات»، بیشتر مورد توجه قرار گرفته و البته در بیشتر مجلات، کتابداران و کاربران جزو موضوعات اصلی مورد بررسی بوده اند. نتیجه گیری: تکنیک های داده کاوی می تواند ابزار مناسبی برای تسهیل و تسریع در زمینه تدوین روند موضوعی در یک حوزه باشد. به منظور همگام شدن با مجلات رشته در سطح جهان، ضروری است موضوعات مرتبط با فناوری، در مجلات بیشتر مورد توجه قرار گیرد. همچنین سردبیران مجلات باید ضمن در نظر گرفتن سیر موضوعی مقالات مجله در گذر زمان، تلاش کنند تا براساس خط مشیء و حوزه های موضوعی مجلات، نسبت به انتشار مقالات اقدام نمایند.
مسائل، چالش ها و حوزه های موضوعی آینده علم اطلاعات و دانش شناسی در ایران: تحلیل دیدگاه های متخصصان این حوزه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ریشه شماری از کاستی ها و مشکلاتِ مربوط به مسئله یابی و انتخاب موضوع و بخشی از آسیب های پژوهش ها در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی می تواند ناشی از نامشخص بودن مسائل و چالش های اساسی این رشته و عدم توجه به نیازها و زمینه های مطالعاتی فعلی و آینده در این حوزه باشد. همین امر لزوم مطالعه و پژوهش در خصوص مسائل و نیازهای پژوهشی آینده در این رشته را روشن می سازد. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد است تا به شناسایی مسائل و چالش های پیش رو و حوزه های مطالعاتی آینده در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی از دیدگاه متخصصان این حوزه بپردازد.
روش: رویکرد پژوهش حاضر برحسب نوع داده ها کیفی بوده و برای گردآوری داده ها از مصاحبه الکترونیک مبتنی بر پرسشنامه باز-پاسخ استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه شامل دانشجویان و دانش آموختگان دکتری، اعضای هیئت علمی دانشگاه های دولتی و آزاد و وابسته به پژوهشگاه ها در این حوزه در ایران بود. به منظور تعیین حجم نمونه، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. ملاک انتخاب نمونه ها، تمایل به شرکت در پژوهش و دارا بودن حداقل 5 سال سابقه خدمت در مراکز آموزشی و پژوهشی مرتبط با حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی بود. با توجه به هدف نهایی پژوهش در خصوص مطالعه مسائل و حوزه های موضوعی پیش رو در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی، بررسی شد که افراد شرکت کننده در پژوهش تا حد امکان از سوابق پژوهشی مرتبط با مطالعه موضوعات و زمینه ها پژوهشی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی، مسائل، نیازها و مشکلات این رشته به صورت های مختلف برخوردار باشند. در ادامه، با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی، از افراد مذکور درخواست شد که در صورتی که افراد دیگری را می شناختند که در زمینه مسائل، چالش ها و موضوعات رشته تجربیات یا دیدگاه هایی دارند، در پایان پرسشنامه، برای شرکت در مطالعه معرفی کنند. نمونه گیری تا جایی ادامه یافت که پژوهشگران براساس شاخص اشباع نظری به این نتیجه رسیدند که اطلاعات دریافتی از سوی شرکت کنندگان، تکرار همان مطالب قبلی و دارای هم پوشانی با آن هاست و اطلاعات مفهومی تازه ای در اظهارات آن ها یافت نمی شود. در نهایت، از نظرات 22 نفر از متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی استفاده شد. برای تحلیل داده های کیفی و شناسایی مؤلفه ها از روش تحلیل تفسیری بهره گرفته شد. مدیریت و کدگذاری داده ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا 2020 صورت گرفت. جهت حصول اطمینان از پایایی نتایج، از روش پایایی بازآزمون (شاخص ثبات کدگذاری) استفاده شد که مقدار آن 83 درصد بدست آمد.
یافته ها: تحلیل متون حاصل از مصاحبه با متخصصان حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی، به شناسایی 54 مسئله در این حوزه انجامید. بر طبق این یافته ها، بسیاری از چالش های شناسایی شده در پژوهش حاضر، تنها مختص رشته علم اطلاعات و دانش شناسی نبوده و شماری از آن ها در سایر رشته ها به ویژه رشته های علوم انسانی و اجتماعی نیز مطرح هستند. منشأ برخی از این مشکلات به شرایط محیطی شامل عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، فناوری و غیره و به طور کلی، به سیاست گذاری ها و شرایط حاکم بر جامعه برمی گردند و برخی دیگر متأثر از شرایط حاکم بر خود رشته هستند. در میان مسائل و چالش های شناسایی شده، متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی تأکید ویژه ای بر مسائل مربوط به آموزش و نظام آموزش عالی داشتند. بیشترین مشکلات مطرح شده از سوی آن ها مربوط به وضعیت بروندادهای علمی این رشته بوده است. به علاوه، با توجه به روند سریع تحولات امروز و تداوم آن ها در آینده، یکی از مهم ترین نگرانی های متخصصان این رشته، توان همراهی و سازگاری با روند تحولات همه جانبه و مدیریت آن ها در راستای رسیدن به اهداف و رسالت های خود است. حوزه های موضوعی آینده از سوی متخصصان این رشته در 10 محور اصلی شامل آموزش، پژوهش و تولید علم، مطالعات کاربران، سازماندهی اطلاعات، بازیابی اطلاعات، کتابخانه های مجازی، مدیریت دانش، خدمات اطلاعاتی، کتابداران و متخصصان اطلاعات، و مبانی نظری و فلسفی دسته بندی شدند. طبق نتایج حاصل از پژوهش حاضر در خصوص مسائل و حوزه های موضوعی آینده در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی، می توان اذعان داشت که به طور کلی، تمرکز مطالعات آینده در این حوزه بر 6 محور اصلی خواهد بود: مسائل مربوط به کاربران و تعامل آن ها با اطلاعات و نظام های اطلاعاتی؛ مباحث مرتبط با علم اطلاعات و مدیریت محتوا در بستر فضای مجازی، شامل سازماندهی داده های بزرگ و بازیابی محتوای دیجیتالی؛ آموزش دانش آموختگان و متخصصان اطلاعات برای اشتغال مؤثر در محیط های کاری متحول آینده و آمادگی برای کارآفرینی و خوداشتغالی؛ ارزیابی و توسعه علم و پژوهش؛ توسعه رابطه علم اطلاعات و دانش شناسی با سایر رشته های مرتبط شامل علوم رایانه، فناوری اطلاعات، هوش مصنوعی، مدیریت؛ مطالعات آینده پژوهی و استفاده از دستاوردهای آن ها در جهت بهبود و همگامی با تحولات آینده؛ دیجیتال سازی و مجازی سازی کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتی، خدمات و فعالیت های مرتبط با رشته علم اطلاعات و دانش شناسی.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش حاضر، از یک سو می تواند به سیاست گذاران و برنامه ریزان علمی، آموزشی و پژوهشی در راستای تخصیص منابع مالی به مسائل و موضوعات اساسی کمک کند و از سوی دیگر، راهگشای پژوهشگران در مسئله یابی و انتخاب موضوعات کاربردی و مسئله محور باشد. این نتایج همچنین می تواند زمینه را برای متولیان این رشته در راستای توجه به مسائل و چالش های پیش رو و برنامه ریزی برای هموار ساختن آن ها فراهم کند.