فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل مؤثر بر حفظ و نگهداشت خادمیاران مشغول به فعالیت در کتابخانه های وابسته به آستان قدس رضوی صورت گرفته است.روش شناسی: این پژوهش کاربردی به روش همبستگی صورت گرفت. جامعه آماری شامل 200 خادمیار مشغول به فعالیت در کتابخانه های آستان قدس رضوی است که با روش نمونه گیری تصادفی ساده و با فرمول کوکران تعداد 131 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ای محقق ساخته است. روایی ابزار با نظر متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی و مدیران کتابخانه های دارای نیروی خادمیار صورت گرفت و هماهنگی درونی گویه های پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که هر سه مؤلفه اصلی مورد مطالعه یعنی عوامل ساختاری، رفتاری و زمینه ای و زیرمؤلفه های آنان در حفظ و نگهداشت خادمیاران مؤثر هستند. از دیدگاه داوطلبان، عوامل رفتاری بیش از دو عامل دیگر اهمیت دارند و از این رویکرد، عوامل ساختاری در رتبه آخر قرار می گیرند. همچنین بین مؤلفه های فرعی مربوط به هر مؤلفه اصلی و همچنین بین خود سه مؤلفه اصلی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.نتیجه گیری: تأثیر و ارتباط تمامی عوامل سازمانی بر حفظ و نگهداشت خادمیاران، نشان می دهد که مدیران مربوطه باید دیدگاهی جامع نسبت به مسئله مدیریت نیروهای خادمیار داشته باشند تا امکان استفاده از حداکثر ظرفیت آنان در کتابخانه های آستان قدس فراهم گردد. در غیر این صورت نیرویی که می تواند در کاهش هزینه های مختلف سازمان مؤثر باشد، پس از مدتی از ادامه فعالیت داوطلبانه منصرف می شود.
رفتار جست وجو و بازیابی اطلاعات دانشجویان دکتری بر اساس انتظار (مطالعه موردی دانشجویان دکتری دانشگاه محقق اردبیلی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۰
109 - 124
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی انتظار دانشجویان دکتری دانشگاه محقق اردبیلی از فرایند جست وجو و بازیابی اطلاعات و شناسایی الگوهای اطلاع یابی آنهاست.روش پژوهش: پژوهش حاضر کاربردی است و به روش ترکیبی(کمی و کیفی) اجرا شده است. در بخش کمی از روش نیمه تجربی و در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی پرسشنامه و مشاهده و در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته است. جامعه آماری شامل 48 نفر از دانشجویان دکتری است که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی، فراوانی، انحراف معیار و آزمون تی تک متغیره تحلیل و در آزمون فرضیه از همبستگی پیرسون استفاده شده است.یافته ها: انتظار دانشجویان از توانمندی و موفقیتشان در جست وجو و بازیابی اطلاعات بالاتر از سطح متوسط (3) است. دانشجویان با انتظار بالا از جست وجو و بازیابی اطلاعات استراتژی ها و فنون مرتبط و دانشجویان با انتظار پایین استراتژی و فنون بیشتر، غیر مرتبط و تکراری استفاده می کنند و زمان بیشتری صرف می شود تا نتایج بازیابی شده بررسی شوند.نتیجه گیری: نظام های اطلاعاتی انگیزشی نظام هایی هستند که بر مبنای انتظارات افراد طراحی می شوند. انتظار فرد از نظام های اطلاعاتی بر مبنای خواسته های ذهنی وی از نتایجی است که از رفتار احتمالی او نشات می گیرد. انتظارات مطلوب سبب بروز رفتار اطلاع یابی انگیزه مند و انتظارات کم از جست وجو و بازیابی اطلاعات بروز رفتار انگیزه مند اطلاعاتی را به حداقل می رساند.
تأثیر بهره گیری از شبکه های همگانی با راندمان شغلی و اثر واسطه ای سواد رسانه در بین کتابداران کتابخانه های عمومی استان قم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۱
11 - 23
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش استفاده از شبکه های همگانی با راندمان شغلی کتابداران استان قم با نقش میانجی میزان سواد رسانه ای است. روش پژوهش: نوع مطالعه این پژوهش توصیفی -تحلیلی به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری تحقیق کلیه کتابداران استان قم که 112 نفر بودند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه های استاندارد بود. پس از انجام یک مطالعه مقدماتی و تعیین واریانس سؤالات ؛ از طریق ضریب آلفای کرونباخ ، ضریب پایایی پرسشنامه ها به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل یافته های این تحقیق از آزمون های t استفاده گردید. یافته ها: بررسی متغیرهای پژوهش نشان داد که شبکه های همگانی با میانگین 20/3 و راندمان شغلی با میانگین 50/3 و سواد رسانه ای با میانگین 36/3 و با سطح معنی داری 001/0 هستند. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد که استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی، راندمان شغلی و سواد رسانه ای از وضیعت مناسبی برخوردار است و استفاده از شبکه های همگانی بر راندمان و سواد رسانه ای و همچنین سواد رسانه ای بر راندمان تأثیر معنی داری داشت . در نهایت استفاده از شبکه های همگانی بر راندمان با نقش میانجی گری سواد رسانه ای در کتابداران استان قم تأثیر معنی داری داشت .
تاکسونومی شناسایی مشتریان صنعت بانکی با بکارگیری یادگیری ماشین: مروری نظامند با رویکرد فرا ترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه مشتری در هیچ صنعتی صرفاً به دنبال محصول نیست و دریافت سرویس شخصی سازی شده مبتنی بر نیازمندی های خود و خلق یک تجربه متفاوت را از سازمان انتظار دارد؛ از نگاه دیگر طراحی سرویس های متناسب با نیاز مشتری مستلزم بررسی موشکافانه داده های مرتبط با مشتری و در ابعاد مختلف خواهد بود. لذا شناخت مشتری نیازمند نگرشی نظامند است تا اهداف، فاکتورهای تاثیر گذار و الگوریتم ها و متد های مناسب این حوزه مورد توجه واقع شود. روش شناسی: در راستا هدف این پژوهش، پژوهش پیشرو با رویکرد فراترکیب، ابعاد حوزه شناخت مشتری صنعت بانکی و ملاحظات آن را با رویکرد داده محور و به کارگیری یادگیری ماشین تحلیل نموده است .از این رو، روش پژوهش بر حسب هدف کاربردی و بر حسب گردآوری اطلاعات فراترکب است. برای انتخاب مقاله ها با جست و جو در پایگاه داده های معتبر وب آو ساینس و اسکوپوس 43 سند که در فاصله زمانی 2016- 2022 منتشر شده است، به عنوان اسناد مرتبط و معتبر شناسایی و در ادامه نیز با رویکرد فراترکیب، اسناد منتخب بررسی و کدگذاری شده اند. نتایج : نتایج حاصل از فراترکیب منجر به شناسایی سه مقوله اصلی: اهداف شناسایی مشتری: درک بینش نسبت به مشتری، شناسایی ریسک مشتری، اهداف سازمانی، تعیین ارزش طول عمر مشتری و مدیریت محصول، فاکتورهای شناسایی مشتری: جمعیت شناختی، مالی و رفتاری و الگوریتم های یادگیری ماشین: Probabilistic، Neural Networks ،Ensemble ، Regularization ، Regression ، Bayesian، Decision Tree ، Dimensionality Reduction ، Instanced Based و Clustering گردید. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش جاری، متناسب با هدف شناسایی مشتری، داده های موجود و فاکتورهای انتخابی، الگوریتم های پایه و ترکیبی می تواند راهگشا باشد اما نکته مهم پیش پردازش دقیق داده ها می باشد. همچنین این مهم با توجه به عدم تاکید بانک ها به شعب مبنی بر لزوم تکمیل اطلاعات مندرج در فرم ها توسط مشتری در زمان افتتاح حساب یا عدم طراحی سرویس مناسب جهت تکمیل اطلاعات در بسترهای الکترونیک نیازمند بازبینی کامل می باشد.
موانع کارآفرینی دانشگاهی و تجاری سازی دانش در رشتۀ علم اطلاعات و دانش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: وضعیت نابسامان اقتصادی و کاهش فرصت های شغلی، از جمله عواملی هستند که در کنار عوامل دیگر، دانشگاه ها را به سمت کارآفرینی دانشگاهی و تجاری سازی دانش سوق داده است. با این حال، شواهد نشان می دهد موانع زیادی بر سر راه کارآفرینی دانشگاهی به ویژه در برخی رشته ها قرار دارد. شناسایی موانع پیش روی کارآفرینی دانشگاهی و تجاری سازی دانش، اولین گام در جهت توسعه آن است. بر این پایه، هدف پژوهش حاضر شناسایی موانع کارآفرینی دانشگاهی و تجاری سازی دانش در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی بود.روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بود که با استفاده از روش کیفی گرندد تئوری انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، اعضای هیئت علمی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی ایران بودند که اعضای نمونه با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. مبنای انتخاب اعضای نمونه این بود که دارای حداقل 5 سال سابقه کاریِ هیئت علمی باشند و همچنین در حوزه های مرتبط با کارآفرینی دارای سوابق علمی باشند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیم ساختاریافته استفاده شد. فرآیند انجام مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری بعد از مصاحبه با 16 نفر از اعضای هیئت علمی ادامه پیدا کرد. به لحاظ مرتبه علمی 4 نفر از اعضای نمونه در مرتبه استاد و 7 نفر دانشیار و 5 نفر استادیار بودند. یافته ها: با تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها، تعداد 90 کد اولیه شناسایی شدند. این کدها در قالب 12 مقوله فرعی و 3 مقوله اصلی دسته بندی شدند. موانع کارآفرینی دانشگاهی در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی در سه دسته عوامل کلان، دانشگاهی و فردی قرار گرفت. موانع کلان بیانگر چالش ها و مشکلاتی بود که در کل کشور وجود داشت و شامل 4 مقوله عوامل اقتصادی، عوامل سیاسی، عوامل فرهنگی و عوامل راهبردی بود. موانع دانشگاهی بیانگر چالش ها و مسائلی بود که در درون دانشگاه ها وجود داشت و از 4 مقوله فرعی ساختار دانشگاه ها، آیین نامه ها و قوانین دانشگاهی، آموزش های دانشگاهی و محتوای رشته تشکیل شده بود. موانع فردی نیز بیانگر ویژگی ها و ضعف هایی بود که در افراد وجود داشت و 4 مقوله فرعی، شامل مهارت های علمی، مهارت های ارتباطی، مهارت های روانشناختی و مهارت های کارآفرینی بود.نتیجه گیری: پژوهش حاضر با مطالعه دیدگاه اعضای هیئت علمی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی، مهم ترین موانع کارآفرینی و تجاری سازی دانش در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی را شناسایی کرده است. اگرچه برخی از موانع کارآفرینی دانشگاهی فراتر از اختیار اعضای هیئت علمی و متخصصان رشته است اما با تقویت و سرمایه گذاری در مواردی که تحت کنترل آن ها است می توان به سمت کارآفرینی دانشگاهی حرکت کرد. در مجموع، یافته های این پژوهش می تواند به برنامه ریزی بهتر برای افزایش کارآفرینی دانشگاهی و تجاری سازی دانش و رفع موانع و کاستی های آن کمک کند.
فرمول بندی پرسش جستجو در کودکان و نوجوانان: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر مرور نظام مند پژوهش های انجام شده در موضوع رفتارهای فرمول بندی پرسش جستجو در کودکان و نوجوانان به منظور شناسایی موانع و راهکارهای فرمول بندی جستجو است. روش : این پژوهش با روش مرور نظام مند براساس سیاهه ارائه شده در پژوهش خو، کانگ و سانگ (2015) انجام شد. بدین منظور، پژوهش های حوزه فرمول بندی پرسش در کودکان و نوجوانان در پایگاه های اطلاعاتی فارسی زبان و پایگاه های معتبر انگلیسی زبان شناسایی شد. در نهایت، 2 پژوهش فارسی و 45 پژوهش انگلیسی جهت بررسی نهایی و پاسخ به پرسش های پژوهش انتخاب شد. یافته ها: نتایج نشان داد در فرایند فرمول بندی پرسش جستجوی کودکان و نوجوانان، ضعف املایی، مهارت نداشتن در تایپ، دانش کم دامنه، محدودیت واژگانی، توانایی شناختی کم، نداشتن مهارت ارزیابی و انتخاب نتایج بازیابی شده، اتکاء به جستجوی مروری، استفاده از کلیدواژه های زبان طبیعی، ناتوانی در استفاده از عملگرهای منطقی، ضعف در فرمول بندی مجدد پرسش، و توان کم در وظایف پیچیده مهم ترین موانع و مشکلات پیش روی کودکان و نوجوانان در فرمول بندی پرسش جستجو است. طراحی رابط کاربر مناسب برای کودکان و نوجوانان با به کارگیری رابط های دیداری و شنیداری، ابزار کنترل املاء و پیشنهاد پرسش و آموزش استفاده از رابط کاربری و فرمول بندی پرسش جستجو به کودکان و نوجوانان، به عنوان راه حل هایی برای رفع موانع فرمول بندی پرسش جستجو ارائه شده است. نتیجه گیری: با توجه به پژوهش های گسترده ای که در سطح جهان در حوزه فرمول بندی پرسش جستجو در کودکان و نوجوانان انجام شده است و با توجه به تفاوت های زبانی، فرهنگی و سواد رسانه ای کودکان و نوجوانان ایرانی، جای این نوع پژوهش ها در بافت ایران خالی است. به نظر می رسد پیش از آموزش استفاده از رابط های کاربری و سواد رسانه های دیجیتالی به این قشر، شناخت رفتارهای فرمول بندی پرسش کودکان ایرانی ضرورت داشته باشد.
واکاوی عوامل علّی مؤثر بر قرارداد هوشمند فروش آنلاین و پیامدهای آن با استفاده از مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
171 - 206
حوزههای تخصصی:
هدف: قرارداد هوشمند فروش آنلاین، پروتکلی است که برای تنظیم توافق نامه هوشمند الکترونیکی بین خریدار و فروشنده تهیه و براساس اطلاعات مربوط به شرایط قرارداد، منعقد و به طور خودکار اجرا می شود. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل علّی مؤثر بر قرارداد هوشمند فروش آنلاین و پیامدهای آن با استفاده از مرور نظام مند پیشینه است. روش : در این پژوهش از مرور نظام مند استفاده شد. این روش یکی از انواع روش تحقیق کیفی است که برای بررسی پدیده ها و شناسایی مقوله ها براساس ادبیات پژوهش مورد استفاده قرار می گیرد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مقالات پژوهشی حاصل از مطالعات کمّی و کیفی در خصوص قرارداد هوشمند و کسب وکارهای هوشمند به دو زبان فارسی و انگلیسی است. با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر قرارداد هوشمند فروش و پیامدهای آن، نهایتاً30 مقاله مرتبط با موضوع تحقیق در بازه زمانی 2009 تا 2022 به زبان فارسی و انگلیسی با رویکرد مرور نظام مند انتخاب و مطالعه شدند و متن مقالات با بکارگیری رویکرد نظریه داده بنیاد و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا شماره 20 کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. از قابلیت اعتماد و ضریب کاپای کوهن به عنوان معیاری برای جایگزینی روایی و پایایی استفاده شد. یافته ها: با تحلیل مقالات جمع آوری شده، در مرحله کدگذاری، 678 مقاله انگلیسی و فارسی شناسایی شد که پس از بررسی های علمی، تعداد 94 مقاله مرتبط با موضوع پژوهش دسته بندی و در نهایت تعداد 30 مقاله شمول تشخیص داده شد. در ادامه فرآیند تحلیل داده ها، از طریق کدگذاری محوری، مفاهیم در شش دسته مقوله پدیده مرکزی، شرایط علّی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها دسته بندی گردیدند. پژوهش حاضر منجر به ارائه الگوی پارادایمی با عنوان قرارداد هوشمند فروش آنلاین و پیامدهای آن با استفاده از مرور نظام مند شد. نتیجه گیری: قراردادهای هوشمند فروش آنلاین، برنامه هایی هستند که روی بلاکچین ذخیره می شوند و در صورت برآورده شدن شرایط از پیش تعیین شده، اجرا می شوند. آن ها به طور معمول برای خودکارسازی اجرای توافق شده، مورد استفاده قرار می گیرند تا همه شرکت کنندگان بتوانند فوراً و بدون دخالت واسطه یا اتلاف زمانی، از نتیجه مطمئن شوند. همچنین می توانند یک گردش کار را به صورت خودکار انجام دهند و در صورت برآورده شدن شرایط، اقدام بعدی را آغاز کنند. قراردادهای هوشمند فروش از این جهت کارآمد هستند که موضوع اعتماد را به کلی حل کرده اند و برای تأیید، اعتبارسنجی، ضبط و اجرای شرایط مورد توافق بین طرفین، از بلاکچین استفاده می کند. مدل ارائه شده، عوامل علّی مؤثر بر قرارداد هوشمند فروش آنلاین و پیامدهای آن به خوبی مشخص می نماید و شرکت های پیشرو می توانند در بستر بلاکچین، از این مدل پیشنهادی در فروش های آنلاین خود استفاده نمایند.
ارزیابی کارآمدی هستان شناسی پزشکی هسته ای در بازنمون دانش و بازیابی مفاهیم با رویکرد آنتومتریک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
253 - 278
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، ارزیابی کارآمدی هستان شناسی پزشکی هسته ای با عنوان NucMedOnt بر اساس روش آنتومتریک با معیارهای نمایش محتوا، محتوا (مفاهیم، روابط، و نمونه ها)، درک کاربر از محتوا و جستجو و بازیابی مفاهیم بود. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی می باشد. ارزیابی هستان شناسی پزشکی هسته ای با عنوان NucMedOnt، با رویکرد کیفی در قالب یک مطالعه کاربردپذیری و با استفاده از آزمون استفاده پذیری انجام شد. جامعه پژوهش شامل 10 نفر از اعضای هیأت علمی و متخصصان موضوعی در حوزه پزشکی هسته ای بود که از میان 26 متخصص در حوزه های فیزیک، مهندسی پرتو پزشکی، داروسازی هسته ای و فیزیک پزشکی شاغل در مرکز تخصصی که تجربه استفاده از اصطلاح نامه اینیس را داشتند، با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ارزیابی کارآمدی هستان شناسی فتحیان دستگردی (1398) مبتنی بر طیف لیکرت بود که به روش آنتومتریک طراحی شده بود. برای ارزیابی، 10 مفهوم در حوزه پزشکی هسته ای که به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شده بودند، در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفت. یافته ها: 94 درصد از کاربران از کاریی معیار نمایش محتوا، 100 درصد از کاریی معیار مفاهیم، 98 درصد از کارایی معیار روابط، 93 درصد از کارایی معیار نمونه ها، 98 درصد از کارایی معیار درک کاربر از محتوا و 89 درصد از کاربران از کارایی معیار جستجو و بازیابی محتوا در هستان شناسی پزشکی هسته ای با عنوان NucMedOnt اعلام رضایت کرده و اثربخشی آن ها را مطلوب و مناسب ارزیابی نمودند. همچنین میان نظرات متخصصان در معیارهای درک کاربر از محتوا، محتوا، نمایش محتوا و نیز جستجو و بازیابی محتوا در هستان شناسی پزشکی هسته ای، تفاوت معناداری وجود نداشت. نتیجه گیری: هستان شناسی پزشکی هسته ای با عنوان NucMedOnt ابزاری کارآمد در بازنمون دانش حوزه پزشکی هسته ای و ارتقاء پایگاه های اطلاعاتی حوزه مذکور می باشد. نتایج پژوهش، نمایانگر رضایت بالای شرکت کنندگان از کارآمدی بازنمون دانش و نیز جسجو و بازیابی مفاهیم در هستان شناسی طراحی شده بود. مجموعه غنی مفاهیم و نیز استناد به پشتوانه انتشاراتی مفاهیم به منظور مستندسازی معادل فارسی مفاهیم مذکور، از دلایل رضایت بالای متخصصان حوزه پزشکی هسته ای و اختصاص نمره بالا در ارزیابی انجام شده توسط آن ها بود.
ارائه و ارزیابی مدل مدیریت دانش طب بومی در منطقه مکران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
381 - 414
حوزههای تخصصی:
هدف: حوزه طب بومی یکی از مهم ترین حوزه های دانش بومی است که با وجود کاربرد بسیار بالای آن و تمایل بالای مردم بومی به بهره گیری از آن، در معرض نابودی قرار دارد. از این رو، هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی برای مدیریت دانش طب بومی است. روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده که با رویکرد ترکیبی اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی، جامعه آماری پژوهش کارشناسان و صاحب نظران آشنا با دانش بومی منطقه مکران بودند که اعضای نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های کیفی با انجام مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. جامعه آماری بخش کمّی پژوهش نیز ترکیبی از کارشناسان حوزه طب بومی و استادان و دانشجویان دانشکده های پزشکی از جمله دانشکده طب سنتی بودند که اعضای نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. برای گردآوری داده های کمّی نیز از پرسشنامه محقق ساخته بهره گرفته شد که کار تحلیل داده های کمّی و بررسی برازش مدل پژوهش با استفاده از روش معادلات ساختاری و با کمک نرم افزار آموس انجام گرفت. یافته ها: با تحلیل داده های کیفی، 64 کد اولیه برای مؤلفه های مدل مدیریت دانش طب بومی شناسایی شدند که این کدها در قالب 14مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی دسته بندی گردیدند. برازش مدل اولیه پژوهش با کمک روش معادلات ساختاری نشان داد، مدل مدیریت دانش طب بومی منطقه مکران از برازش بالایی برخوردار است. بر این اساس، 5 بُعد تولید دانش، کسب دانش، توسعه و تسهیم دانش، انتقال دانش و ثبت و ضبط دانش به عنوان ابعاد مدل مدیریت دانش طب بومی منطقه مکران ارائه شدند. نتیجه گیری: با توجه به ظرفیت بسیار بالای منطقه مکران در حوزه دانش طب بومی، پژوهش حاضر با ارائه مدلی برای مدیریت آن، زمینه مدیریت کارآمدتر این دانش را فراهم نموده است. افزون بر آن، پژوهش حاضر می تواند مبنایی برای انجام پژوهش های بیشتر در این حوزه باشد و باعث توسعه دانش نظری این حوزه به ویژه در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی شود.
شناسایی اجزای ضروری موثر بر استخراج هوشمند دانش در سازمان ها: مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: اهمیت هوشمندسازی در فرایندهای کسب وکار صنایع در سال های جاری به شدت افزایش یافته است. از طرفی اهمیت دانش به عنوان یک مزیت رقابتی همچنان در حال افزایش است. برای به دست آوردن این دانش حیاتی، چارچوبی برای شناسایی اجزای ضروری استخراج دانش مورد نیاز است. شناخت و تقویت هر یک از این منابع دانش، به طور سیستماتیک، در صنایع باعث می شود راهی برای استخراج دانش به روش هوشمند پیدا شود. محققان می توانند الگوریتم های استخراج دانش را به صورت سازمان یافته بیابند و به طور خاص بر اهداف هر جزء در فرایندهای کسب و کار تمرکز کرده و دانش را به شیوه ای هوشمند شناسایی و استخراج کنند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر شناسایی اجزای ضروری موثر در استخراج هوشمند دانش است.
روش: این تحقیق فراترکیب با روش هفت مرحله ای سندلوسکی و بارسو انجام شد. 289 مقاله تحقیقاتی از پایگاه داده ها بازیابی گردید که از این تعداد 36 مقاله برای اهداف پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. هر مقاله تحقیقاتی انتخاب شده یک یا چند مولفه را گزارش کرده است که جداگانه تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: 48 کد در 6 موضوع اصلی (عوامل فردی، آموزش و یادگیری، عوامل فناوری و فناوری هوشمند، دانش، پویایی و چابکی، عوامل سازمانی) طبقه بندی شدند. نتایج نشان می دهد که توانمندسازی افراد در کسب و کار، یکی از مهم ترین مولفه های کسب دانش است که تقویت آن می تواند منجر به استخراج هوشمندانه دانش شود.
نتیجه گیری: با توانمندسازی کارکنان و مطالعه طرز فکر و کار آن ها در سازمان، می توان مدل های هوشمندی را برای انجام وظایف تعریف کرد. این امر می تواند منجر به استخراج دانش مفید شود. به عبارت دیگر، هرچه توانایی کارکنان بیشتر باشد، مطالعه رفتار انسان در محل کار منجر به کشف الگوهای هوشمند قوی تری می شود.
مشارکت کتابداران در شبکه های اجتماعی مجازی برای ارائه خدمات در همه گیری کووید-19 (مطالعه موردی: کتابداران کتابخانه های عمومی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۴) ویژهنامه کووید-۱۹
۳۷۲-۳۵۶
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت مشارکت کتابداران کتابخانه های عمومی شهر تهران در شبکه های اجتماعی مجازی برای ارائه خدمات در همه گیری کووید-19 انجام شده است. روش: نوع این پژوهش کاربردی و روش آن پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه در زمان پژوهش (تیر و مرداد ماه سال 1402) شامل همه کتابداران کتابخانه های عمومی شهر تهران (152 نفر) بود. حجم نمونه پژوهش طبق جدول مورگان، 109 نفر به دست آمد، و در تحلیل نهایی 105 پرسش نامه استفاده شد. برای سنجش میزان روایی ابزار گردآوری داده ها، نظرات سه نفر از صاحب نظران حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی اخذ و در تدوین نسخه نهایی پرسش نامه لحاظ شد. با توجه به اینکه پرسش نامه پژوهش محقق ساخته است، به منظور اطمینان از پایایی ابزار پژوهش، مطالعه ای مقدماتی با مشارکت 30 نفر از جامعه پژوهش اجرا و مقادیر آلفای کرونباخ برای هر سه متغیر اصلی پژوهش، یعنی شناخت، پذیرش و استفاده، محاسبه شد که به ترتیب مقادیر 878/0، 935/0 و 824/0 و برای کل پرسش نامه مقدار 965/0 به دست آمد. تجزیه وتحلیل داده ها با بهره گیری از نسخه 26 نرم افزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. برای بررسی میزان تفاوت میانگین بین متغیرهای اصلی پژوهش، ازآزمون پارامتریک تحلیل واریانس یک-راهه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد کتابداران بیشترین شناخت را نسبت به پیام رسان «بله» و کمترین شناخت را نسبت به «سروش پلاس» داشتند. میزان شناخت کتابداران نسبت به ابزارهای شبکه های اجتماعی و میزان تأثیر سازمان در شناخت ابزارها پایین تر از حد متوسط (کم) بوده است. میزان ضرورت و پذیرش ابزارهای شبکه های اجتماعی در حد «زیاد» بوده است . میزان استفاده کتابداران از ابزارهای شبکه های اجتماعی برای پیشبرد اهداف کتابخانه ای در سطح متوسط ارزیابی شد. بین میانگین نظرات کتابداران در مورد شناخت و پذیرش و همچنین بین پذیرش و استفاده از این شبکه ها تفاوت معنا دار وجود داشت، درحالی که بین میانگین نظرات مشارکت کنندگان در مورد دو متغیر شناخت و استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی تفاوتی معنا دار مشاهده نشد. به عبارت دیگر، شناخت کتابداران از شبکه های اجتماعی و همچنین پذیرش و استفاده از این شبکه ها توسط آن ها به یک میزان نبوده است. اصالت/ارزش: اگرچه براساس نتایج این پژوهش میزان تأثیر سازمان در شناخت نسبت به ابزارهای شبکه های اجتماعی مجازی پایین تر از متوسط گزارش شده و ازسوی دیگر میزان تأثیر سازمان در شناخت ابزارهای تولید محتوا در شبکه های مجازی به میزان اندک گزارش شده است، اما نمی توان نقش سازمان را در شناخت جامعه پژوهش نسبت به شبکه های اجتماعی بی تأثیر دانست. ازاین رو، نتایج پژوهش حاضر با تعیین نگرش جامعه پژوهش نسبت به شبکه های اجتماعی، میزان پذیرش و استفاده از این شبکه ها توسط آن ها و شناسایی نقاط ضعف و قوت کتابخانه های عمومی در استفاده از شبکه های اجتماعی، می تواند برای مدیران و برنامه ریزان نهاد کتابخانه های عمومی در فراهم سازی بستر مناسب، ارتقای خدمات اطلاعاتی و رفع موانع استفاده از شبکه های مذکور مفید واقع شود.
شناسایی و اولویت بندی صلاحیت های حرفه ای کتابداران کتابخانه های عمومی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی و استخراج صلاحیت های حرفه ای کتابداران کتابخانه های عمومی ایران و تعیین میزان اهمیت هریک از آن ها برای اولویت بندی و رتبه بندی صلاحیت ها است. روش : این پژوهش با رویکرد کاربردی و روش آمیخته اکتشافی انجام شده است. در بخش کیفی، با روش فراترکیب، تعداد 61 مقاله از میان متون انگلیسی فارسی به صورت هدفمند انتخاب و بررسی شد. سپس با استفاده از نظرات خبرگان، 104 کد شناسایی شد، و اعتبار این کدها ازطریق روایی محتوایی و پایایی آن ها با آزمون کاپای کوهن تأیید شد. در بخش کمّی، هریک از عوامل ازطریق توزیع پرسش نامه در میان 62 نفر از متخصصان و با استفاده از روش آنتروپی شانون رتبه بندی شدند. یافته ها: چهار عامل 10 مؤلفه اصلی و 72 مؤلفه فرعی به عنوان صلاحیت های حرفه ای کتابداران کتابخانه های عمومی شناسایی شدند. عامل «توانایی» شامل دو مؤلفه اصلی توانایی تخصصی و توانایی فکر است که در ۹ مولفه فرعی مفهوم پردازی شده است. عامل «ویژگی» شامل دو مؤلفه اصلی ویژگی های شغلی و رفتاری است که در 19 مؤلفه فرعی مفهوم پردازی شده است. عامل «مهارت ها» شامل چهار مؤلفه اصلی مهارت های مدیریتی، اجتماعی، شغلی و فناوری است که در 32 مؤلفه فرعی مفهوم پردازی شده است. در نهایت، عامل «دانش» شامل دو مؤلفه دانش مربوط به جامعه و دانش تخصصی است که در 12 مؤلفه فرعی مفهوم پردازی شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که به ترتیب عومل دانش، مهارت، توانایی و ویژگی مهم ترین صلاحیت برای کتابداران کتابخانه های عمومی ایران شناخته می شوند. اصالت/ارزش: این پژوهش با شناسایی نظام مند و اولویت بندی صلاحیت های حرفه ای کتابداران کتابخانه های عمومی ایران، به سهم خود می تواند خلأ این حوزه را پوشش دهد. فرایند اعتبارسنجی جامع، شامل ارزیابی های اعتبار محتوا و قابلیت اطمینان، استحکام شایستگی های شناسایی شده را تضمین می کند. تأکید بر توانایی تخصصی، توانایی تفکر، ویژگی های شغلی و رفتاری، مهارت های مدیریتی، اجتماعی، شغلی و فناوری و همچنین دانش مرتبط با جامعه و دانش تخصصی، درک دقیقی از ماهیت چندوجهی کتابخانه های عمومی را نشان می دهد. به طور خلاصه، این پژوهش چهارچوبی ارزشمند برای ارتقای صلاحیت های کتابداران کتابخانه های عمومی ایران ارائه داده و نه تنها به درک علمی کتابداری کمک می کند، بلکه بینش های عملی برای ارتقای مهارت کتابداران کتابخانه های عمومی ایران ارائه می دهد. همچنین، طبقه بندی و اولویت بندی دقیق ارائه شده، چهارچوبی ارزشمند برای توسعه مداوم صلاحیت های حرفه ای کتابداران کتابخانه های عمومی فراهم می کند.
شناسایی شاخص های مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی کشور ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دانش اساسی ترین سرمایه سازمان ها ازجمله کتابخانه های دانشگاهی است و مدیریت دانش یکی از ابزارهای مهم موفقیت سازمان ها در عصر اطلاعات است. ممیزی دانش، بررسی و اندازه گیری دانش استفاده شده در سامانه مدیریت دانش و همچنین ابزاری برای ارزش گذاری دانش و تعیین فرصت ها و مشکلات مدیریت دانش تعریف می شود. ممیزی دانش، ارزیابی نظام مند سلامت دانش سازمانی است. با توجه به اهمیت کتابخانه های علوم پزشکی در اشاعه اطلاعات سلامت و نقشی که ممیزی مدیریت دانش در اجرای بهینه مدیریت دانش دارد، پژوهش حاضر در نظر دارد شاخص های مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی کشور ایران را شناسایی کند. هدف این پژوهش، شناسایی مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی ایران است.روش شناسی: پژوهش حاضر ترکیبی از نوع کیفی و کمی با رویکرد پیمایشی تحلیلی است. جهت شناسایی شاخص های مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش، پرسشنامه با مقیاس پنج درجه ای لیکرت جهت جمع آوری داده ها به روش دلفی فازی تهیه شد و درنهایت پس از دو دور اعمال دلفی به استخراج 55 گویه بر اساس اتفاق نظر 12 نفر از خبرگان منجر شد.از روش دلفی فازی در دو مرحله توسط 12 نفر خبره بهره جویی شد و جهت اعتبارسنجی شاخص های شناسایی شده از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم از نرم افزار smart pls استفاده شده است. جامعه آماری جهت تأیید مدل، شامل 122 نفر مدیر و کتابدار کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی است.یافته ها: مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش در سه بُعد، 13 شاخص و 55 زیرشاخص به دست آمد. به ترتیب بُعد مرحله بعد از ممیزی مدیریت دانش با (8550/0)، قبل از ممیزی مدیریت دانش با (8460/0) و حین اجرای مدیریت دانش با (8430/0) بیشترین اهمیت را داشتند.نتیجه : معیارها و شاخص های به دست آمده نشان دهنده تأیید و برازش قابل قبول مدل مفهومی ممیزی مدیریت دانش در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی کشور ایران بود.
اعتباریابی مدل برندسازی کتابخانه های دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: از ارزشمند ترین داشته های هر سازمان، برند آن است که کارکردهای گوناگونی برای بازنماییِ درخورِ سازمان، کارکنان و محصولات آن دارد. در این میان کتابخانه ها و به ویژه کتابخانه های دانشگاهی در هماوردی با رقیب های اطلاعاتی خود با چالش های بسیاری برای بازنمایی ارزش های کلیدی خود در عصر اطلاعات رویاروی هستند که می توانند با برندسازی با آن ها مقابله کنند. با همه پژوهش هایی که در جهان انجام شده اند، برندسازی و بایسته های درونی و بیرونی ساخت آن در کتابخانه ها، با کمبود پژوهش های پایه و کاربردی در این زمینه روبه رو هستند. بنابراین نیاز است که چگونگی برندسازی کتابخانه های دانشگاهی برای بازنگری در برند سنتی آن ها بررسی شود. برای این هدف، پیش تر پژوهشی با روش «نظریه داده بنیاد» انجام شده و مجموعه ای از عوامل درونی و بیرونی مؤثر بر ساخت برند کتابخانه های دانشگاهی در قالب یک مدل به دست آمده است. هدف این پژوهش سنجش اعتبار مدل برندسازی کتابخانه های دانشگاهی در بافت وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری (عتف) و ارائه مدل اعتباریابی شده برندسازی آن ها بود.روش: رویکرد این پژوهش، کمّی با روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه بود. جامعه پژوهش مدیران، معاونان، کتابداران کتابخانه های مرکزی و نیز اعضای هیئت علمی علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی زیر پوشش وزارت عتف بودند. برای بررسی فرضیه های پژوهش آزمون ناپارامتریک دوجمله ای به کار رفت، چرا که داده ها نرمال نبودند. بررسی اعتبار مدل پژوهش نیز با کاربرد گونه دومِ روشِ «مدل سازی معادلات ساختاری»، یعنی «حداقل مربعات جزئی (پی ال اس)» و با دو روش «نظریه اندازه گیری» و «نظریه ساختاری» انجام شد.یافته ها: عامل های مؤثر بر ساخت برند کتابخانه های دانشگاهی در دو بُعد درون دانشگاهی و برون دانشگاهی جای می گیرند. در بُعد درون دانشگاهی، نخست ابعاد درونی کتابخانه ها مانند معماری ساختمان کتابخانه، منابع و خدمات اطلاعاتی کتابخانه، برندسازی کتابداران، فعالیت های بازاریابی و مدیریت کتابخانه مطرح هستند. سپس ابعاد بیرونی کتابخانه ها هستند که با نقش سازمان مادر کتابخانه و نقش نظام آموزش عالی نمود یافته اند. در بُعد برون دانشگاهی، نخست وضعیت پرورش علمی و رفتاری جامعه اطلاعاتی کتابخانه است که از نقش کتابخانه های دیگر در پرورش علمی نسل تازه و شخصیت رفتاری و اطلاع یابی ناهمسان جامعه اطلاعاتی تازه کتابخانه اثر می پذیرد. سپس وضعیت فضای اطلاعاتی جامعه است که از وضعیت اقتصاد ملی و وضعیت نشر دیجیتال کشور اثر می پذیرد. دستاوردهای ساخت برند کتابخانه های دانشگاهی نیز تصویرسازی برند، برتری برند و وفاداری رفتاری برند برای کتابخانه ها هستند.نتیجه گیری: رویکرد چیره در ساخت برند کتابخانه های دانشگاهی، «رویکرد هویتی» است؛ یعنی برند، ماهیتی در پیوند با هویت کتابخانه دارد. تصویر برند نیز بر پایه تجربه کاربران از کاربرد کتابخانه است و کتابخانه و کارکنانش مرکز ساخت برند و ارزش ویژه آن هستند. در این میان نیز نشانه هایی از «رویکرد اقتصادی» (به دلیل اهمیت کاربرد ابعاد آمیخته بازاریابی) و نیز «رویکرد مشتری پایه» (به دلیل نقش کلیدی بهره داران در ساخت برند) دیده می شوند.
ارائه مدل برای سیستم های توصیه گر منابع اطلاعاتی در نرم افزارهای کتابخانه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی از انجام پژوهش، تحلیل وضعیت نرم افزارهای کتابخانه ای از نظر پیشنهاد، بررسی جوانب اضافه کردن نظام های پیشنهادگر به آن ها و ارائه الگوی طراحی متناسب در نرم افزارهای کتابخانه ای ایران است.روش/رویکرد پژوهش: پژوهش از نظر هدف کاربردی است. ارزیابی وضعیت پیشنهادگری در نرم افزارهای کتابخانه ای از روش پیمایشی توصیفی استفاده شد. برای پیشنهاد الگوی پیشنهادگر در نرم افزارهای کتابخانه ای از روش طراحی سیستم بهره گرفته شد. داده های این پژوهش از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با مدیران و متخصصان نرم افزارهای کتابخانه ای گردآوری شد. داده ها، به وسیله نرم افزار تحلیل داده های کیفی مکس کیو دی. ای. کدگذاری و استخراج شد.یافته ها: تحلیل کیفی نتایج حاصل از مصاحبه، به شناسایی 5 مقوله اصلی و 16 مقوله فرعی و مفاهیم آن ها انجامید. یافته ها نشان داد، در مقوله راهبردهای فعلی نرم افزارهای کتابخانه ای برای توصیه، بهره گیری از روش سنتی توصیه، تعریف ارتباط میان رکوردها، ارتباط میان موضوعات، ارتباط میان واژگان و تعریف ماژول پالایش جستجو مورد استفاده بوده است. همچنین، در مقوله تعیین میزان آشنایی با نظام پیشنهادگر، 3 مقوله آشنایی کامل (17%)، آشنایی مختصر (50%) و بدون آشنایی (33%) شناسایی شد. از لحاظ امکانات مورد نیاز نظام های پیشنهادگر، زیرمقوله های امکانات فنی، سیستمی و تخصصی (شخصی سازی) شناسایی و مفاهیم آن تبیین شد. چالش های اضافه کردن نظام پیشنهادگر، در 2 مقوله چالش های فنی و چالش های غیرفنی تبیین و مفاهیم آن ها مشخص شد. علاوه بر این، مقوله مزایای اضافه کردن نظام پیشنهادگر، در 3 مقوله مزایا برای اعضا کتابخانه، برای کتابداران و برای شرکت های نرم افزاری تبیین شد. ویژگی های الگوی مناسب طراحی نظام پیشنهادگر در نرم افزارهای کتابخانه ای ایران شناسایی و پیشنهاد شد.بحث و نتیجه گیری: شرکت ها در مسیر حرکت به سوی بهره گیری از فناوری های روز هستند. آن ها برخی از ملزومات اجرای نظام پیشنهادگر را در نرم افزار خود عملیاتی کرده اند. در حال حاضر، ایجاد و تکمیل مشابهت میان منابع را به کتابداران واگذار کرده اند یا بر اساس فنون پالایش جستجو (مانند جستجوی چهریزه ای و خوشه بندی) طراحی کرده اند که این بخش در نرم افزارها قابلیت تبدیل شدن به نظام پیشنهادگر را دارد. نتایج نشان داد که میزان آشنایی مدیران و متخصصان شرکت ها با نظام های پیشنهادگر در حد متوسط است. الگوی سیستم های توصیه گر در نرم افزارهای کتابخانه ای ایران طراحی و پیشنهاد شده است.
بررسی میزان آشنایی اعضای هیأت علمی نسبت به پایگاه های استنادی، شاخص های علم سنجی و شیوه ارزیابی تولیدهای علمی (مورد مطالعه: دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
دانش شناسی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۰
50 - 67
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش بررسی میزان آشنایی اعضای هیأت علمی دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول نسبت به پایگاه های استنادی، شاخص های علم سنجی و شیوه ارزیابی تولیدهای علمی است. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و بر اساس پرسشنامه محقق ساخته می باشد. جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیأت علمی تمام وقت حاضر در دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول (80 نفر) می باشد و نمونه گیری انجام نشده است. داده های به دست آمده در نرم افزارهای اکسل و SPSS نسخه 26 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد بیش از 73 درصد اعضای هیأت علمی دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول با پایگاه های استنادی و 54 درصد با شاخص های علم سنجی، 6/61 درصد با شیوه ارزیابی تولیدهای علمی و 61 درصد با سامانه های اشتراکی دانشگاه آشنایی دارند و این میزان در همه موارد از سطح متوسط بالاتر و رابطه مستقیمی با مرتبه علمی آنان دارد. از نظر جنسیت نیز میزان آشنایی گروه زنان در پایگاه های استنادی و شیوه ارزیابی تولیدهای علمی بیش از گروه مردان و در شاخص های علم سنجی درصد میانگین گروه مردان بیشتر از گروه زنان است. نتیجه گیری: سیاستگذاری های اصولی در خصوص ایجاد نگرش های نوین جهت دانش پژوهی و برگزاری کارگاه های آشنایی با پایگاه های استنادی و شاخص های علم سنجی در رؤیت پذیری و اثرگذاری بیشتر تولیدهای علمی، ارتقاء اعضای هیأت علمی و به تبع آن ارتقاء رتبه دانشگاه تأثیر بسزایی خواهد داشت.
چارچوبی برای تبدیل و انتشار سرعنوان های موضوعی فارسی به داده های پیوندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظهور وب معنایی در جهت تحقق بازیابی معنایی اطلاعات است و در حال حاضر در داده های پیوندی تجلی یافته است. کتابخانه ها در تولید و مدیریت داده های مستند و معتبر فراوانی نقش دارند و می توانند نقشی مؤثر در نظام های اطلاعاتی پیش رو ایفا کنند و می توانند با اجرایی کردن داده های پیوندی گامی در این مسیر بردارند. هدف از انجام این پژوهش ارائه چارچوبی برای انتشار و تبدیل سرعنوان های موضوعی فارسی مورداستفاده کتابخانه ملی ایران به صورت داده های پیوندی و ایجاد پیوند با مجموعه داده ای مشابه است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است؛ با استفاده از روش کتابخانه ای به طراحی چارچوبی برای انتشار سرعنوان های موضوعی پرداخته و برای اطمینان از امکان انتشار داده ها، روش موردنظر مورد پیاده سازی قرار گرفته است. بدین ترتیب ابتدا داده های موضوعی فارسی مورد پاک سازی و ویرایش قرار گرفتند، سپس با نرم افزار اپن ریفاین به آر.دی.اف تبدیل شدند و با سرعنوان های موضوعی کتابخانه کنگره پیوند دریافت کردند. داده های موردمطالعه پس از نگاشت به اسکاس به یک فایل آر.دی.اف در قالب ترتل تبدیل شدند. فایل تبدیل شده ابتدا وارد مخزن آر.دی.اف جینا فوسکی شد و سپس در رابط کاربری اسکاسموس در محیط وب نمایش داده شد. به طورکلی این چارچوب می تواند در فرایند انتشار داده های مستند کتابخانه ملی در قالب داده های پیوندی مورداستفاده قرار گیرد. در این چارچوب امکان برقراری پیوند با مجموعه داده های مشابه نیز در نظر گرفته شده است و پیاده سازی نمونه ای از داده ها با موفقیت انجام پذیرفت.
تحلیل عوامل و مؤلفه های مؤثر بر فعالیت های داوطلبانه کتابخانه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۳)
223 - 242
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در عصر حاضر کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی با فراگیرشدن فعالیت های داوطلبانه، به بهره گیری از حضور نیروهای داوطلب جهت پویاسازی و توسعه ارائه خدمات روی آورده اند. مطالعه حاضر نیز درصدد تحلیل عوامل و مؤلفه های مؤثر بر فعالیت های داوطلبانه کتابخانه های ایران است.
روش پژوهش: مطالعه حاضر از نوع پیمایشی با رویکرد کمی است. در این مطالعه از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شد و داده ها با با ابزار پرسشنامه گردآوری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS مورد تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری شامل اساتید علم اطلاعات و دانش شناسی، متولیان فرهنگی، مدیران اجرایی کتابخانه ها، رؤسای کتابخانه ها، کتابداران و متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی و کارکنان کتابخانه های ایران در 5 استان بوشهر، خراسان رضوی، خوزستان، قزوین و همدان بودند.
یافته ها: یافته ها نشان داد میزان همبستگی بین عوامل بستر حاکم، مداخله گر، راهبردی، پیامدی با متغیر عوامل علّی به ترتیب 419/0، 503/0، 65/0، 448/0 بوده که در سطح p<0.05 معنی دار است. همچنین نتایج نشان داد که مقدار آماره t مشاهده شده در متغیر فعالیت های داوطلبانه و عوامل آن مثبت و معنی دار (p<0.05)، بوده است و میزان بهره مندی کتابخانه های ایران از عوامل و مؤلفه های مؤثر بر فعالیت های داوطلبانه در سطح بالاتر از متوسط یا زیاد قرار گرفته است.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد، کتابداران و کتابخانه های ایران از اجرای طرح به کارگیری نیروهای داوطلب استقبال می کنند و رابطه معنی داری بین عوامل و مؤلفه های فعالیت های داوطلبانه در کتابخانه های ایران وجود دارد. بنابراین، لازم است با ایجاد قوانین، اصلاح سیاست ها و جلب حمایت نهادهای دولتی و غیردولتی زمینه حضور مؤثرتر نیروهای داوطلب در کتابخانه های کشور جهت پویاسازی و توسعه خدمات فراهم گردد.
شناسایی عوامل تأثیرگذار بر استفاده مستمر کاربران از برنامه های کتابخوان الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر استفاده مستمر کاربران از برنامه های کتابخوان الکترونیکی است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نوع پیمایشی است. جامعه پژوهش شامل دانشجویانی است که از برنامه های کتابخوان الکترونیکی (طاقچه، فیدیبو، کتاب راه، و کتاب سبز) استفاده می کنند. از بین آن ها 300 نفر از کاربران فعال برنامه های نامبرده به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. داده های گردآوری شده از طریق پرسشنامه، با روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از نرم افزار اس. پی. اس. اس. نسخه 25 و ایموس نسخه 22 استفاده شد.
یافته ها: شخصی سازی برنامه های کتابخوان الکترونیکی بر سودمندی درک شده کاربران اثر معنی دار دارد. همچنین شخصی سازی برنامه های کتابخوان بر سرگرم کنندگی درک شده کاربران مؤثر است. از دیگر یافته های این پژوهش می توان بر اثر معنی دار سودمندی و سرگرم کنندگی برنامه های کتابخوان بر رضایت کاربران اشاره کرد. اثر رضایت کاربران بر استفاده از برنامه های کتابخوان الکترونیکی نیز معنی دار گزارش شد.
نتیجه گیری: اگرچه بیش از یک دهه از ظهور و استفاده از کتابخوان های الکترونیکی در دنیا سپری شده، اما استفاده از این فناوری در کشور ایران به تدریج و در سال های اخیر رو به رشد بوده است. با توجه به رقابت شرکت های تولیدکننده، انتظار می رود تولیدکنندگان در طراحی برنامه های کتابخوان الکترونیکی، جنبه های شخصی سازی، سرگرم کنندگی، سودمندی و رضایت کاربران را در نظر گیرند. در این راستا مطالعه دقیق کاربران برنامه های کتابخوان الکترونیکی با تأکید بر ویژگی های دموگرافیک و همچنین اطلاع از نیازهای مطالعاتی آنان به مدیران در طراحی برنامه ای کاربرپسند کمک نموده و موجب تداوم استفاده کاربران شود.
شناسایی نقش کتابخانه های عمومی در توسعه اقتصادی جامعه از دیدگاه متخصصان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش شناسایی نقش کتابخانه های عمومی در توسعه اقتصادی جامعه از دیدگاه متخصصان، کتابداران و مدیران کتابخانه های عمومی کشور است. روش : پژوهش حاضر از نوع اکتشافی-کاربردی است و با رویکرد کیفی و با روش نظریه داده بنیاد انجام شده است. در این پژوهش، 26 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، کتابداران، مدیران کتابخانه های عمومی مراکز استان کشور به صورت هدفمند مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. برای تحلیل داده های مصاحبه از روش استروس کوربین که شامل سه مرحله کد گذاری باز، محوری و انتخابی است استفاده شد. یافته ها: بر اساس داده های حاصل از این پژوهش، 6 مقوله اصلی و 36 مقوله فرعی با توجه به ماهیت و پتانسیل های موجود در کتابخانه های عمومی کشور به عنوان راهبردهایی که منجر به توسعه اقتصادی در جامعه خواهد شد مفهوم سازی شدند. این راهبردها به عنوان مؤلفه های توسعه اقتصادی شاملِ ایجاد شغل، کیفیت زندگی، توسعه نیروی انسانی، قدرت خرید، توسعه پایدار و توسعه گردشگری بودند. اصالت/ارزش: از طریق مؤلفه های شناسایی شده در این پژوهش می توان شاهد «جامعه دانش محور»، «رشد مشاغل موجود»، «شکوفایی کارآفرینان جدید»، «کمک به غنا و نشاط جامعه»، «توسعه اقتصاد دانش محور»، «توسعه اقتصاد محلی»، «آموزش مادام العمر»، «صرفه جویی اقتصادی» و «توسعه ساخت وساز کتابخانه های عمومی» که نشان دهنده توسعه یافتگی جامعه است بود.