فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۲ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۷)
66 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف: عملیات والفجر4 در سال1362، را قرارگاه عملیاتی حمزه سیدالشهدا در منطقه مریوان اجرا کرد. این عملیات تغییر تاکتیک جنگ توسط نیروهای مسلح ج. ا. ایران از دشت به کوهستان بود. در این پژوهش ابتدا به علل و چرایی گشایش جبهه شمال غرب و اهمیت منطقه عملیات به لحاظ تاکتیکی، سپس به چگونگی روند عملیات و درنهایت به دستاوردها و عوامل موفقیت آن پرداخته می شود. روش٫ رویکرد پژوهش: پژوهش حاضر با روش تاریخی، با تکیه بر اسناد و مکاتبات دوران جنگ، در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که اهداف و انگیزه کارشناسان و فرماندهان نظامی ایران از طراحی و اجرای عملیات والفجر4 چه بود و اصولاً این عملیات چه نتایج و دستاوردهایی به دنبال داشت؟ یافته ها و نتیجه گیری تحقیق نشان می دهد، عملیات والفجر4 باهدف کاهش فشار بر جبهه های جنوب، انهدام پایگاه ها و عقبه ضدانقلاب، برخورداری از یک خط پدافند مطمئن و دسترسی سریع مریوان به بانه انجام شد. درنتیجه آن، بخش هایی از استان سلیمانیه و پادگان گرمک در دهانه شلیر به تصرف درآمد، علاوه بر این، شهر مریوان و مراکز حساس نظامی اطراف آن، از زیر آتش توپخانه دشمن خارج شد و زمینه وحدت کردهای معارض عراق و استفاده از آنان در عملیات های آتی را فراهم کرد.
مؤلفه های مدیریت راهبردی کتابخانه های عمومی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی دیدگاه خبرگان درخصوص مؤلفه های مدیریت راهبردی کتابخانه های عمومی ایران. یافته ها می تواند به ارائه خدمات کارآمد و دستیابی به اهداف و چشم انداز کتابخانه های عمومی کمک کند و ابزار مناسبی برای عملیاتی کردن مدیریت راهبردی کتابخانه های عمومی باشد. روش: با استفاده از تکنیک دلفی، نظر ۲۰ نفر از متخصصان مدیریت راهبردی و علوم اطلاعات، که به صورت هدفمند در سه نوبت انتخاب شدند، به دست آمد. برای بررسی نرمال بودن داده های فردی از آزمون شاپیرو - ویلک استفاده شد. داده ها با سطح معنی داری کمتر از آلفا ۰/۰۵ و با اطمینان ۰/۹۵ ناپارامتریک (غیرنرمال) بودند. با توجه به کیفیت و توالی طیف لیکرت و موارد ناپارامتریک، از آزمون های دوجمله ای ناپارامتریک استفاده شد که در جدول نتایج آزمون دوجمله ای، نسبت داده ها در دو گروه مشخص شده است. همچنین اگر سطح معنی داری به دست آمده کمتر از آلفای ۰/۰۵ بود، با اطمینان ۰/۹۵ معنی دار درنظر گرفته شد. سطح معنی داری بیشتر از آلفا ۰/۰۵ با اطمینان ۰/۹۵ معنی دار نبود و حذف شد. همچنین برای تعیین میزان هماهنگی بین دیدگاه های بیان شده از آزمون کندال استفاده شد. این ضریب با علامت w نشان داده می شود؛ یعنی مقداری بین ۰ تا ۱. اگر ضریب کندال صفر بود، به معنای نبود توافق کامل و اگر یک بود، به معنای توافق مطلق بود. نتیجه گیری : در ۷۸ مؤلفه اساسی برای مدیریت راهبردی شناسایی و تصویب و در یک چارچوب ارائه شد. فرایند و چارچوب، درک عمیق تری از فرایند توسعه، اجرا و ارزیابی شناسایی می کنند.
مؤلفه های رابط کاربر و اثر آن بر استفاده کاربران از وبگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر سعی دارد تا مؤلفه هایی از رابط کاربر را شناسایی کند که به منزله اجزاء کاربردی و دیداری آشنا و یا عناصر جدید، مورد توجه کاربر قرار گرفته اند. انتظار می رود که نتایج این پژوهش به طراحان رابط کاربر، متخصصان تعامل انسان- رایانه و انسان- اطلاعات کمک کند تا بر پایه یافته های به دست آمده از این پژوهش، مؤلفه هایی را در طراحی رابط کاربر به کار گیرند که ویژگی های لازم برای تمرکز چشم کاربران و در نهایت جلب توجه آن ها داشته باشند. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی و به روش اکتشافی است؛ جامعه آماری را دانشجویان تحصیلات تکمیلی (ارشد و دکتری) تمامی رشته های تحصیلی دانشگاه فردوسی مشهد تشکیل دادند. از نمونه گیری تصادفی برای گردآوری داده ها استفاده شد و فناوری ردیاب چشمی به کار گرفته شد. صفحات ویکی پدیا به عنوان تکلیف ها (محرک در آزمون ردیاب چشمی) استفاده شدند. یافته ها: تعداد خیره شدن ها در مؤلفه محتوا از گرافیک و مسیریابی به طور معنی داری کمتر، در مؤلفه گرافیک به طور معنی داری از مسیریابی کمتر و از ساختار بیشتر و برای مؤلفه مسیریابی بیشتر از ساختار است. در مجموع، بیشترین و کمترین میانگین تعداد خیره شدن ها، به ترتیب برای مؤلفه مسیریابی (0/87) و ساختار (0/34) بود. مدت خیره شدن ها در مؤلفه محتوا از گرافیک و مسیریابی به طور معنی داری کمتر، در مؤلفه گرافیک به طور معنی داری کمتر از مسیریابی و در نهایت برای مؤلفه مسیریابی بیشتر از ساختار است. در مجموع، بیشترین و کمترین میانگین مدت خیره شدن ها، به ترتیب برای مؤلفه مسیریابی (0/81) و محتوا (0/42) بود. نتیجه گیری: تغییر الگوهای طراحی باعث شده که کاربران توجه کمتری به عناصر محتوایی یک وبگاه داشته باشند و در عمل سایر مؤلفه های داخل یک وبگاه، توجه دیداری آن ها را به خود جلب می کند.
شناسایی و اولویت بندی ابعاد توسعه فناوری اطلاعات در مدیریت منابع انسانی با رویکرد چابکی سازمانی: یک رهیافت فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۸ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۲۹)
329 - 358
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش و مطالعه در مورد منابع و توانایی های فناوری اطلاعات که سازمان ها را قادر می سازد در مقابل تغییرات چابک باشند، نوظهور است. ایجاد چابکی در یک سازمان از طریق فناوری اطلاعات، یک فرآیند طولانی مدت و کار دشواری برای هر سازمانی محسوب می شود. در همین راستا، قابلیت های فناوری اطلاعات از چابکی سازمان پشتیبانی نموده و نقش اساسی و محوری در درک و واکنش نسبت به محیط دارند. امروزه استفاده از فناوری اطلاعات در سازمان ها تأثیر شگرفی بر مدیریت منابع انسانی داشته، با اِعمال روش های مختلف، باعث افزایش بهره وری مدیریت منابع انسانی شده است. بر همین اساس پژوهش حاضر نیز برای اولین بار و با هدف شناسایی ابعاد توسعه فناوری اطلاعات در مدیریت منابع انسانی با رویکرد چابکی سازمانی در ستاد فرماندهی انتظامی استان اردبیل انجام گرفته است.
روش: این تحقیق ترکیبی از نوع توصیفی- اکتشافی است. جامعه آماری این پژوهش 20 نفر از کارکنان ستادی فرماندهی انتظامی استان اردبیل بودند که در قسمت انفورماتیک و فناوری اشتغال داشته و به صورت هدفمند و به شیوه نمونه گیری ارجاع زنجیره ای (روش گلوله برفی) انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با خبرگان بوده که با استفاده از روش دلفی و در دو دُور انجام شده است. همچنین برای بررسی پایایی پرسشنامه مورد استفاده، از شاخص آلفای کرونباخ و برای بررسی روایی آن از روش فورنل و لاکر استفاده گردید. در این پژوهش و بعد از مشخص شدن ابعاد، با بهره گیری از رویکرد سلسله مراتبی و با اسفاده از نرم افزار Expert Choice اولویت ها تعیین شد. همچنین از ضریب هماهنگی کندال نیز برای تعیین میزان هماهنگی نظرات خبرگان استفاده گردید. تحقیق حاضر در فاصله زمانی بهمن ماه 1400 تا مرداد ماه 1401 انجام شده است.
یافته ها: هوشمندی و سرعت نیروی انسانی، شایستگی فناوری و نیروی انسانی، اشتراک دانش و مسئولیت پذیری و انعطاف پذیری در فناوری اطلاعات به عنوان ابعاد توسعه فناوری اطلاعات با رویکرد چابکی سازمانی در ستاد فرماندهی انتظامی استان اردبیل شناسایی شدند.
نتیجه گیری: شایستگی فناوری و نیروی انسانی با ارزش 319/0 به عنوان مهم ترین بُعد، در رتبه اول ابعاد توسعه فناوری اطلاعات با رویکرد چابکی سازمانی قرار گرفت. هوشمندی و سرعت نیروی انسانی با ارزش 255/0، اشتراک دانش و مسئولیت پذیری با ارزش 236/0 و انعطاف پذیری در فناوری اطلاعات با ارزش 186/0 به ترتیب به عنوان اثرگذارترین ابعاد توسعه فناوری اطلاعات با رویکرد چابکی سازمانی در ستاد فرماندهی انتظامی استان اردبیل قرار گرفتند. در نهایت نرخ سازگاری نیز در این پژوهش 004/0 بدست آمد.
مدل راهبرد اجرای خط مشیء های وزارت صمت در صنعت خودرو مبتنی بر کاربست دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۸ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۲۸)
121 - 146
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه صنایع خودروسازی برای به کارگیری دانش سازمانی، به دستاوردهای علمی روی آورده اند. اما در این فرایند با کاستی هایی روبه رو هستند که ازجمله آن ها می توان به عدم توجه به تجربیات کاری و مهارت های افراد باتجربه اشاره کرد. در شرایط متغیر و نامطمئن کنونی، وزارت صمت باید منابع ملموس و ناملموس و دانش سازمانی خود را گسترش داده تا بتوانند به تغییرات محیطی پاسخ دهند. لذا، در صورتی می توانند به اهداف کلان و بلندمدت دست یابند که برنامه راهبردی مدونی داشته باشند. هدف پژوهش حاضر ارائه مدل راهبرد اجرای خط مشی ءهای وزارت صمت در صنعت خودرو مبتنی بر عوامل زیرساختی و قابلیت های دانشی است. صنعت خودرو در اقتصاد جهانی همواره عامل رشد اقتصادی بوده و بخش قابل توجهی از ارزش افزوده بسیاری از کشورهای پیشرفته و نوظهور را به خود اختصاص داده است. روش: جامعه پژوهش حاضر مدیران صنعت خودروسازی با تخصص مدیریت دانش و مدیران اجرایی بودند. با استفاده از نمونه گیری هدفمند گلوله برفی 20 نفر به عنوان نمونه در نظر گرفته شدند. با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته نیز به جمع آوری داده ها پرداخته شد. براساس مشاهده تجربی و مطالعات کتابخانه ای، شناسایی مدل راهبردی اجرای خط مشیء انجام شد. 72 معیار در 24 مقوله و در نهایت 6 کد محوری دسته بندی مدل داده بنیاد، بخش بندی شده و در نهایت مدل کیفی با استفاده از مدل داده بنیاد ارائه گردید. یافته ها: براساس نتایج به دست آمده، صنعت خودرو به عنوان یک صنعت مادر با سطح فناوری متوسط، از پیشران های بخش صنعت، معدن و تجارت کشور به شمار می رود و در زمره صنایع اولویت دار و منتخب در بخش تولید و تجارت در راستای تحقق اهداف مندرج در سند چشم انداز کشور محسوب می گردد. با توجه به سیاست های اجرایی تعیین شده در این صنعت، به طور اخص سیاست های تمرکز بر کیفیت و کاهش قیمت تمام شده محصولات، توأم با افزایش تولید و نیز بهبود فضای کسب وکار در جهت سرمایه گذاری های مستقیم خارجی و مشترک با شرکت های دارای نام و نشان تجاری معتبر جهانی، به نظر می رسد صنعت خودروی کشور بتواند محصولات خود را در سبد انتخاب خریداران در سطح بین المللی ارائه نماید. نتیجه گیری: صنعت خودرو به دلیل ارتباط گسترده با دیگر صنایع، میزان تولید و اشتغال زایی بالا، نقشی پررنگ در اقتصاد ایران دارد. از این رو بهبود سیاست گذاری و راهبردپردازی در این صنعت بسیار حائز اهمیت است. ویژگی های دانش و یادگیری، یک روش شناسی ایجاد راهبرد جدید، به همراه دارد. صنعت خودروسازی می تواند کاربست دانش در اجرای خط مشیء سازمانی را به عنوان عامل برتری در بازار رقابتی شناسایی کند.
بازنمایی رتبه درباری رجال و صاحب منصبان در مکاتبات رجال درباری ایران و هند در دوره شاه سلیمان صفوی (1077- 1105ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۲۶)
6 - 24
حوزههای تخصصی:
هدف : بررسی رابطه میان رتبه اجتماعی فرستندگان و گیرندگان مکاتبات رجال درباری ایران و هند هم عصر سلطنت شاه سلیمان صفوی (1077-1105ق) با محتوا و شکل ظاهری این دسته از اسناد. روش/ رویکرد پژوهش : در این مقاله در گام نخست با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا (Content Analysis)، شواهد تاریخی موجود در کتب و سایر اسناد تاریخی و هم چنین اطلاعات یادشده در دست نویسِ شماره 5032 مجلس شورای اسلامی ذیل توصیفات مرتبط با مکاتبات دیوانی دوره شاه سلیمان صفوی استخراج شد و در گام دوم رابطه میان متن و مشخصات ظاهری این مکاتبات با رتبه اجتماعی فرستندگان و گیرندگان در قالب مطالعه تطبیقی (Comparative Study) بررسی شد. یافته ها و نتیجه گیری : شواهدی قوی بر وجود رابطه مستقیم میان محتوای متنی و غیرمتنی مکاتبات رجال درباری ایران و هند در دوره سلطنت شاه سلیمان صفوی و رتبه اجتماعی افراد دخیل در روند صدور این مکاتبات دیده می شود؛ بدین ترتیب که عناصر متنی مانند الگو و واژگان استفاده شده در متن مکاتبات و عناصر غیرمتنی مانند قطعِ نامه، نوع کاغذ، نوع خط، تزیینات و نوع بسته بندی بازنمایاننده رتبه اجتماعی افراد مرتبط با مکاتبات دیوانی اعم فرستنده و گیرنده یا مکتوبٌ الیه است و با تحلیل و بررسی آن می توان علاوه بر قضاوت درباره رتبه اجتماعی، به برخی از مشخصات این افراد ازقبیل منصب، سن و جنسیت پی برد.
بازنمایی عناصر مرتبط با خواندن در ادبیات داستانی تالیفی در مقایسه با آثار ترجمه شده سال های 1390-95(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین کیفیت حضور عناصر مرتبط با خواندن در ادبیات داستانی ایران در مقایسه با عناوین ترجمه شده، طی سال های 95-1390ه.ش به انجام رسید. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی است و با روش تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه آماری شامل پرشمارگان ترین کتاب هایی است که در حوزه ادبیات و برای گروه سنی بزرگسال به رشته تحریر درآمده اند. نمونه گیری هدفمند بوده و پژوهشگر شخصاً به مطالعه و تحلیل 35 عنوان کتاب پرداخته است. کدها شامل عناصری است که به نحوی در ارتباط با خواندن، مطالعه و مضامین مرتبط با کتابداری نظیر کتابخانه و غیره هستند. روایی کدها توسط دو تن از اساتید رشته زبان و ادبیات فارسی و اساتید رشته علم اطلاعات و دانش شناسی مورد تأیید قرارگرفته است. پایایی از طریق تعیین توافق میان کدگذاران به دست آمد. یافته ها: تنوع شخصیت اصلی داستان ها در رمان های ترجمه شده قابل توجه اما در رمان های فارسی محدود است. با این که میزان نمود عناصر مرتبط با خواندن در هر دو گروه آثار مورد مطالعه ضعیف است، اما نویسندگان آثار ترجمه شده توجه بیشتری برای کاربست این مضامین در آثار خود داشته اند و تأثیر آن ها بر روند حوادث داستان مشهود است. نتیجه گیری: تمرکز بیشتر پژوهش های پیشین بر مطالعه کمی عناصر مرتبط با خواندن بود، اما در این پژوهش کیفیت حضور عناصر مرتبط با خواندن مورد نظر است. با توجه به وضعیت موجود بازنمایی مفاهیم مرتبط با خواندن در آثار بررسی شده، نمی توان کارکرد تشویق به مطالعه را از پرشمارگان ترین کتاب های بازار نشر امروز - به ویژه در گروه آثار تألیفی - انتظار داشت.
شناسایی عوامل مؤثر بر عدم مراجعه زنان به کتابخانه های عمومی روستایی: مطالعه موردی شهرستان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر باهدف شناسایی عوامل مؤثر بر مراجعه زنان ناکاربر به کتابخانه های عمومی روستایی شهرستان کرمانشاه انجام گرفت. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شد. جامعه ی آماری زنان ناکاربر در ۸ کتابخانه روستایی شهرستان کرمانشاه می باشند. روش نمونه گیری پژوهش به صورت گلوله برفی است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. متن پیاده شده مصاحبه ها با سه روش کمی، ساختاری و تفسیری، تجزیه وتحلیل و در این راستا از نرم افزار مکس کیودا ۲۰۱۸ استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد ۴ بعد تأثیرگذار بر میزان و کیفیت مراجعه زنان ناکاربر به کتابخانه های روستایی عوامل محیطی، عوامل فردی، عوامل کتابخانه ای و عوامل فرهنگی و اجتماعی است. با توجه به فراوانی مفاهیم تکرار شده «عوامل تخصصی کتابخانه ای» بیشترین تأثیر بر عدم مراجعه زنان به کتابخانه های روستایی دارد و عامل «محیط» کمترین نقش در عدم مراجعه زنان به کتابخانه ها دارد. نتیجه گیری: جذب زنان ناکاربر به کتابخانه های روستایی می تواند منجر به ارتقاء دانش و معلومات این قشر به تبع آن تأثیر مستقیم در کانون خانواده و بهبود جایگاه کتابخانه در اذهان جامعه شود، لذا کتابخانه های روستایی باید نسبت به این مهم اهتمام ورزند و زمینه لازم برای خدمات دهی به این قشر را فراهم آورند. اصالت اثر: پژوهش حاضر با یک زاویه متفاوت به مقوله دسترسی زنان به اطلاعات نگاه کرده و زنان ناکاربر را مورد توجه قرار داده و عوامل مؤثر بر عدم مراجعه زنان به کتابخانه های روستایی را از دیدگاه این جامعه آماری بررسی می کند.
نگرش مبتنی بر تسهیم دانش و واکاوی عوامل مرتبط با آن در بین اعضای هیات علمی دانشگاه یزد در سال 1399(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال نهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۳۰
119 - 137
حوزههای تخصصی:
تسهیم دانش یکی از فرایندهای دانشی است که چرخه حیات دانش درون سازمان به ویژه توزیع دانش را در سراسر دانشگاه شکل می دهد. هدف از این پژوهش بررسی نگرش اعضای هیئت علمی دانشگاه یزد پیرامون تسهیم دانش و واکاوی عوامل مرتبط با آن است. در این پژوهش از روش توصیفی و پیمایشی بهره برده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه یزد بود. که حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران، 115 نفر تعیین گردید. در تبیین عوامل مرتبط با نگرش اعضای هیئت علمی پیرامون تسهیم دانش، ویژگی های فردی شامل جنسیت، سن، سابقه کاری و مرتبه علمی موردتوجه قرار گرفت. همچنین رابطه نگرش با آگاهی، رفتار، ابزارها، ترغیب کننده ها، و موانع تسهیم دانش در بین پاسخگویان بررسی شد. در تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS 21 استفاده شد. یافته ها نشان داد رابطه معناداری (05/0p˃) بین جنسیت، مرتبه علمی، سابقه کاری و سن پاسخگویان از نظر سه متغیر رفتار، نگرش و آگاهی وجود ندارد. اما، رابطه بین نگرش اعضای هیئت علمی و متغیرهای رفتار، آگاهی، ابزارها و عوامل ترغیب کننده و محدودکننده (001/0P˂) معنادار بود. با توجه به وجود رابطه مثبت و معنی دار بین عوامل مؤثر بر تسهیم دانش و نگرش پیرامون تسهیم دانش، می توان گفت که وجود فرهنگ سازمانی قوی منجر به افزایش تمایل به تسهیم دانش در افراد و موفقیت هر چه بیشتر آن ها در انجام این مهم با همکاران می شود.
بررسی قابلیت های شرکت های داخلی دارای محصولات مبتنی بر هوش مصنوعی با قابلیت استفاده در حوزه فعالیت های کتابداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به قابلیت های رو به گسترش فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی، هدف اصلی این پژوهش بررسی قابلیت استفاده از محصولات/ نرم افزارهای ایرانی مبتنی بر هوش مصنوعی در کتابخانه ها و نرم افزارهای کتابخانه ای می باشد. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش کمّی است که به روش تحلیلی و توصیفی-پیمایشی انجام شده است. جامعه پژوهش، کلیه شرکت های ثبت شده رسمی در ایران بوده که نمونه پژوهش شامل 21 شرکت فعال در زمینه تولیدات نرم افزاری هوش مصنوعی هستند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش چک لیست محقق ساخته است که شامل دو بخش، اطلاعات دموگرافی شرکت ها و سوالات پژوهش بوده و پایایی آن با آلفای کرونباخ 84/0، تایید گردید. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد که بیشترین حوزه های فعالیت شرکت های مورد بررسی پردازش متن، تصویر و صوت بوده است و محصولات این شرکت ها قابلیت کاربرد در نرم افزارهای کتابخانه ای را دارند. شرکت های عصر گویش پرداز و سرزمین هوشمند، از قدیمی ترین شرکت ها در این حوزه هستند که از سال 1384تاکنون مشغول فعالیت می باشند. شرکت عامر اندیش هوشمند با داشتن 30 کارمند، دارای بیشترین تعداد کادر متخصص می باشد. نتیجه گیری: بهره گیری از هوش مصنوعی در نرم افزارهای کتابخانه ای در ایران علمی نوپا است و شرکت های مرتبط با این حوزه برای طراحی و تولید نرم افزارهای بومی سازگار با زبان رسمی کشور، در حال طی مسیرهای پیشرفت و توسعه هستند. کتابخانه ها و کتابداران نیز به استفاده از فناوری های جدید در کتابخانه ها علاقمند بوده، هرچند که نیازمند آموزش هایی برای استفاده از آن ها باشند.
واکاوی کارکرد هوشمندی کسب وکار درکتابخانه های دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر هوشمندی کسب وکار بر فعالیت های کلیدی کتابخانه های دانشگاهی انجام شده است. روش: پژوهش از نوع کاربردی با ماهیت اکتشافی به روش آمیخته است. رویکرد آن جزء به کل، و استقرائی است. ابتدا، فعالیت های کلیدی با روش مطالعه اسنادی، شناسایی و از طریق روش کیفی دلفی فازی، طی دو مرحله اعتبارسنجی شدند. سپس، با روش کمی پیمایش تأثیر هوشمندی کسب وکار بر فعالیت های شناسایی شده بررسی شد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه ساختاریافته بود. پایایی پرسشنامه با آلفای کرونباخ محاسبه شد. جامعه آماری با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته ها: 43 فعالیت کلیدی در 11 حیطه عملکردی شناسایی شدند: 1) مدیریت راهبردی، 2) برنامه ریزی، 3) مدیریت منابع انسانی، 4) مدیریت دانش، 5 ) مدیریت فضای فیزیکی، 6) ارزیابی، 7) ارتباطات برون سازمانی 8) مجموعه سازی 9) مشارکت و همکاری، 10) مدیریت اطلاعات و ساماندهی، و 11) خدمات مرجع و اطلاع رسانی. هوشمندی کسب وکار در حیطه های عملکردی برنامه ریزی، بیشترین تأثیر و در مدیریت فضای فیزیکی کمترین تأثیر را داشته است. بیشترین تأثیر در فعالیت کلیدی مدیریت تغییر و کمترین، در چابک سازی در سازگاری با تغییرات محیطی مشاهده شد. نتیجه گیری: کتابخانه های دانشگاهی با همسو کردن فعالیت های خود با پیشرفت های فناورانه به ویژه هوشمندی کسب وکار، می توانند خدمات نوآورانه و خلاقانه با استفاده از داده ها و روش های تحلیلی ارائه داده و به طور مؤثر کارایی را در کتابخانه ها افزایش دهند. پیشنهاد می شود که با افزایش گاهی در سطوح مدیریتی در مورد اهمیت هوشمندی کسب وکار در کتابخانه ها و فرهنگ سازی جزء برنامه های با اولویت بالای مدیران ارشد کتابخانه های دانشگاهی قرار گیرد.
شناسایی مؤلفه های مدیریت دانش در استارت آپ های رشته علم اطلاعات و دانش شناسی و ارائه مدل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، موفقیت حال و آینده در رقابت بین سازمان ها تا حدودی مبتنی بر تخصص راهبردی منابع فیزیکی و مالی و تا حد زیادی مبتنی بر مدیریت راهبردی دانش و دارایی های دانشی است. ظهور شرکت ها و سازمان هایی که شالوده اصلی آن ها مبتنی بر دانش و استفاده از ایده ها، خلاقیت ها و نوآوری هاست، از واقعیت های دنیای کسب وکار الهام می گیرد. هدف کلی این پژوهش شناسایی مؤلفه های مؤثر بر مدیریت دانش در استارت آپ های شاخه علم اطلاعات و دانش شناسی و ارائه مدلی در این خصوص است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش در زمره تحقیقات آمیخته اکتشافی است. پژوهش حاضر در دو بخش کیفی (فراترکیب) و کمّی (دلفی و تحلیل عاملی اکتشافی) صورت گرفت. جامعه پژوهش در بخش کیفی شامل مقاله های فارسی و لاتین مرتبط با مدیریت دانش در استارت آپ هاست که با توجه به معیارهای ورود در روش فراترکیب انتخاب شدند. برای دستیابی به اجماع در خصوص مؤلفه های مستخرج از فراترکیب، از روش «دلفی» و نظرسنجی از ۳۰ نفر از اعضای هیئت علمی این رشته استفاده شد. بخش کمی نیز شامل ۳۲۳ نمونه از شرکت های مرتبط با استارت آپ در زمینه علم اطلاعات و دانش شناسی است که با روش طبقه ای تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است که پایایی آن از طریق آلفای «کرونباخ» برای کل پرسشنامه برابر ۰/۸۱۱ تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نرم افزارهای آماری «اس پی اس اس» استفاده شد. بر اساس تحلیل عاملی اکتشافی ۱۲۸ گویه پرسشنامه در ۹ مؤلفه اصلی و ۵۵ مؤلفه فرعی طبقه بندی شده است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان می دهد که ۹ مؤلفه کاربست دانش (۲۳/۸۷۵)، تسهیم دانش (۱۱/۲۶۱)، خلق دانش (۸/۸۰۵)، سازماندهی دانش (۴/۴۲۶)، شناسایی دانش (۲/۸۲۰)، ارائه دانش (۲/۶۸۴)، توسعه دانش (۲/۳۴۲) تغییر دانش (۲/۰۴۷) و حفاظت دانش (۱/۸۷۶) بر مدیریت دانش در استارت آپ های علم اطلاعات و دانش شناسی مؤثر هستند. بر این اساس «کاربست دانش» دارای بیشترین واریانس و «حفاظت دانش» از کمترین واریانس برخوردار است. با توجه به مطالعات محدود که در زمینه استارت آپ های علم اطلاعات و دانش شناسی در داخل کشور صورت گرفته، نتایج این پژوهش می تواند به عنوان مدلی برای پیاده سازی مدیریت دانش در تبیین و شناخت عوامل مؤثر بر استارت آپ های شاخه علم اطلاعات و دانش شناسی یاری کرده و زمینه را برای رشد و توسعه هرچه بیشتر این گونه استارت آپ ها فراهم آورد.
اولویت بندی معیارهای مؤثر بر استفاده از پیشنهادهای پرسش با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر اولویت بندی معیارهای تأثیرگذار بر استفاده از پیشنهادهای پرسش با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی است. روش پژوهش : این پژوهش از لحاظ رویکرد کمی، از نظر روش توصیفی و از لحاظ نوع، جزء پژوهش های کاربردی است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته ای است که روایی آن را 5 نفر خبره در حوزه بازیابی اطلاعات تأیید کردند و برای بررسی پایایی آن از نرخ ناسازگاری استفاده شد. این پرسشنامه در اختیار 12 نفر از خبرگان قرار گرفت. داده ها با روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی تحلیل شد که در آن خبرگان به مقایسه زوجی معیارهای اصلی، زیرمعیارهای هر یک از معیارها و اولویت نهایی زیرمعیارها پرداختند. یافته ها : از بین معیارهای مرتبط با کاربر، معیارهای «سطح تخصص و دانش حوزه جستجوگر» ، «سطح دانش زبان شناسی» و «پرسش کاربر» و از بین معیارهای مرتبط با سیستم، پیشنهادهای پرسش معیارهای «منبع ایجاد پیشنهادهای پرسش (اصلی و بافتی)»، «ویژگی های معنایی پیشنهادهای پرسش» و «سهولت و آسانی استفاده از پیشنهادهای پرسش» به ترتیب اولویت های اول تا سوم را به خود اختصاص دادند. همچنین بر اساس محاسبه وزن نهایی هر یک از زیرمعیارها، زیرمعیارهای «سطح تخصص کاربر در حوزه مورد جستجو»، «متفاوت بودن زبان اصلی کاربر از زبان اطلاعات مورد جستجو»، «نوع منبع اصلی مورد استفاده در ایجاد پیشنهادهای پرسش» در اولویت های اول تا سوم قرار گرفته است. نتیجه گیری : در پژوهش حاضر، معیارهای «منبع ایجاد پیشنهادهای پرسش» و «سطح تخصص و دانش حوزه جستجوگر» در اولویت بندی معیارهای اصلی، رتبه اول را به دست آوردند. این امر نشان می دهد طراحان پیشنهادهای پرسش در ایجاد پیشنهادهای پرسش باید منبع مناسبی را انتخاب نموده و سطح تخصص و دانش کاربران را مورد توجه قرار دهند.
واکنش موتورهای کاوش وب به پیشینه های فراداده ای نشانه گذاری شده موجودیت شخص (چهارده معصوم(ع)) مبتنی بر فرانمای تولید داده های ساختارمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی واکنش موتورهای کاوش وب به پیشینه های فراداده ای نشانه گذاری شده موجودیت شخص (چهارده معصوم(ع)) مبتنی بر فرانمای تولید داده های ساختارمند در دو سطح نمایه پذیری و پیدانمایی معنایی است. روش : روش پژوهش حاضر از نوع تجربی می باشد. جامعه پژوهش مشتمل بر 42 پیشینه فراداده ای در قالب دو گروه آزمون (14 پیشینه در فرمت داده های خرد و 14 پیشینه در فرمت جی. سان- ال. دی.) و یک گروه گواه (14 پیشینه در فرمت اچ. تی .ام. ال.) هستند. جامعه آماری دیگر، موتورهای کاوش وب می باشند که با روش هدفمند، موتورهای کاوش گوگل و بینگ انتخاب شدند. این پیشینه ها در وب سایتی مستقل منتشر و به صورت مستقیم به موتورهای کاوش معرفی شدند. روش گردآوری داده ها، روش مشاهده ساختارمند و ابزار گردآوری داده ها، سیاهه وارسی محقق ساخته بود. نتایج: یافته ها نشان داد که موتورهای کاوش گوگل و بینگ، پیشینه های فراداده ای موجودیت شخص در دو گروه آزمون (داده های خرد و جی. سان- ال .دی.) را نمایه و همچنین به صورت معنادار پیدانمایی کردند. همچنین پیشینه های گروه گواه در موتورهای کاوش، نمایه شد، اما به سطح پیدانمایی معنایی نرسید. نتیجه گیری: استفاده از فرانمای تولید داده های ساختارمند و بستر نحوی آن برای نشانه گذاری جهت ایجاد خرده های غنی موجب بهبود نمایه پذیری و پیدانمایی معنایی آنها در موتورهای کاوش وب خواهند شد. ایجاد داده های ساختارمند در محیط وب، تحقق وب معنایی، و بازیابی دانش را به دنبال خواهد داشت.
واسپاری قانونی در ایران: تحلیل محتوای اسناد حاکمیتی براساس چهارچوب پیشنهادی ایفلا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: براساس پژوهش های انجام شده، واسپاری قانونی منابع در ایران کامل اجرا نمی شود و ضعف قانون ازجمله دلایل آن است. در این پژوهش، نقاط قوت و ضعف متون قانونی واسپاری منابع براساس چهارچوب واسپاری پیشنهادی ایفلا تحلیل و پیشنهادهایی برای اصلاح آن ها ارائه می شود. روش شناسی: برای بررسی متون قانونی از روش تحلیل محتوای کیفی و از رویکرد قیاسی استفاده شد. جامعه آماری را متون قانونیِ مصوب از 1284 (1323 ق) تا 1395ش تشکیل می دهد.20 مدرک قانونی (واحد تحلیل) با استفاده از اجزای «چهارچوب واسپاری قانونی» ایفلا مقوله بندی و در نرم افزار مکس.کیو.دی.ای کدگذاری شد. برای سنجش روایی دو نفر از اعضای هیئت علمی و نیز دو دانشجوی آشنا به موضوع کدها را مرور کردند و نظراتشان اعمال شد. برای سنجش پایایی از روش درصد توافق استفاده شد. یافته ها: مفهوم واسپاری طی سال ها در قالب قانون، آیین نامه، مصوبه و بخشنامه در ایران مطرح شده است. واژه «واسپاری» فقط در یک مدرک به کار برده شده است. مؤلفه های «جامعیت» و «مؤسسه واسپاری» در همه مدارک، مؤلفه های «اصالت آثار»، «واسپارنده» و «تعداد نسخه ها» در 19 مدرک ذکر شده است. مؤسسه واسپاری در 13 مدرک کتابخانه ملی است. در 16 مدرک واسپاریِ حداقل دو نسخه ذکر شده است. ذکر زمان واسپاری در 9 مدرک با عباراتی مانند «بلافاصله» و «بعد از صحافی» ابهام دارد و لازم است به وضوح ذکر شود. رایگان بودن واسپاری، که فقط در 4 مدرک ذکر شده، نیز مسئله مهمی است که باید به صراحت در متن قانون ذکر شود. نت های موسیقی، شمایل ها، انتشارات برخط و منابع دیداری شنیداری در متون واسپاری قانونی ایران ذکر نشده اند. همچنین منابع ضمیمه مناسب انتشارات الکترونیک برخط و غیربرخط، ازجمله نرم افزاری بازخوانی آن ها، نیز باید همراه این منابع واسپاری شود. این مسئله در مصوبه واسپاری انتشارات الکترونیک نادیده گرفته شده است. نتیجه گیری: وجود مصوبه های مرتبط با واسپاری برای انواع منابع در طول زمان نشان می دهد که مسئولان فرهنگی و کتابداران از اهمیت گردآوری میراث مکتوب و غیرمکتوب و واسپاری منابع آگاه بوده اند و در زمان های مختلف برای تصویب قوانین تلاش کرده اند. درحال حاضر نیز تصویب مصوبه ای برای واسپاری انتشارات برخط ضروری است. قانون واسپاری باید ضمانت اجرا داشته باشد و برای ناقضان باید جریمه درنظرگرفته شود؛ در نوزده مدرک بررسی شده چنین شرطی برای ناقضان مطرح نشده است. همچنین مشخص نبودن چگونگی دسترسی به منابعی که واسپاری می شوند و حق مؤلف آن ها در متن قوانین ازجمله کاستی های این مدارک است. هدف اصلی واسپاری حفاظت و نگه داری از میراث فرهنگی و ملی هر کشور و دسترس پذیرکردن آن برای استفاده در زمان حال و آینده است؛ بنابراین باید علاوه بر توصیف مکان نگه داری و امکانات حفاظتی و امنیتی آن در متن قانون، اطلاعات لازم درباره تهیه نسخه کپی از منابع به ویژه منابع الکترونیک برای حفاظت و یا مهاجرت منابع و رابطه آن با حق مؤلف ذکر شود.
شناسایی و رتبه بندی عوامل انگیزشی معنوی موثر در استقرار مدیریت دانش (با استفاده از تکنیک دیمتل فازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۸ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۲۹)
185 - 212
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اهمیت ایجاد انگیزش معنوی در کارکنان به عنوان عامل موفقیت اجرای مدیریت دانش، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و رتبه بندی عوامل انگیزشی معنوی موثر در استقرار مدیریت دانش و همچنین میزان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری این عوامل نسبت به هم از دیدگاه متخصصان این حوزه انجام شده است. روش : این تحقیق از نظر هدف کاربردی بوده و از نظر روش آمیخته است. ابتدا با بررسی متون، عوامل انگیزشی معنوی موثر در استقرار مدیریت دانش شناسایی و در ادامه از روش نظرسنجی دلفی برای تأیید عوامل شناسایی شده و رسیدن به اجماع کلی استفاده شد. به همین منظور پرسشنامه ای مشتمل بر عوامل شناسایی شده، تهیه و در بین اعضای تیم خبره توزیع گردید. سپس با تهیه پرسشنامه دیگری، موسوم به پرسشنامه روش دیمتل، از اعضای تیم خبره خواسته شد تا شدت اثرگذاری هر کدام از عوامل را به صورت زوجی مشخص کنند. در این تحقیق، از روش دیمتل به منظور اولویت بندی و شناسایی عوامل علّی و معلولی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش 12 نفر از خبرگان فعال و آشنا در هر دو حوزه مدیریت دانش و مدیریت منابع انسانی هستند. یافته ها: از مجموع 27 عامل انگیزشی شناسایی شده، 17 عامل انگیزشی معنوی موثر در استقرار مدیریت دانش به تأیید خبرگان رسید. پس از تعیین شدت روابط موجود بین متغیرها، براساس نظر خبرگان و انجام مراحل روش دیمتل فازی مشخص شد سبک رهبری و اقدامات مدیریتی، فرهنگ سازمانی و عدالت سازمانی سه اولویتی هستند که بیشترین تاثیرگذاری را بر سایر عوامل انگیزشی معنوی در استقرار مدیریت دانش دارند و مشارکت کارکنان در امور، ایجاد حس ارج نهاده شدن و پیشرفت و ارتقاء شغلی تاثیرپذیرترین عوامل انگیزشی معنوی در استقرار مدیریت دانش می باشند. همچنین شرایط محیط کار (شرایط فیزیکی، تجهیزات و...) مستقل است و هیچ گونه تاثیرگذاری و تاثیر پذیری با سایر عوامل ندارد. نتیجه گیری: منابع انسانی با انگیزه به طور مستقیم و غیرمستقیم بر پیاده سازی مدیریت دانش تاثیر می گذارد. در این میان انگیزه های معنوی سنگینی مسئولیت را سبک و راه را هموارتر می سازد. از این رو یکی از وظایف مهم مدیران سازمان هایی که ابتکارات مدیریت دانش را در سازمان خود ایجاد نموده یا در مراحل اولیه پیاده سازی مدیریت دانش هستند، شناخت راه های ایجاد و تقویت انگیزش معنوی در کارکنان است. سرمایه گذاری بیشتر روی عوامل تاثیرگذار علاوه بر تأثیر مستقیم بر روی خود عامل می تواند بر روی سایر عوامل نیز تأثیرگذار باشد و مقداری از بار اجرایی سایر عوامل را به صورت غیرمستقیم پاسخ دهد.
بررسی میزان اثر بخشی قصه گویی بر کاهش ترس های دوران کودکی و کمرویی در کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر بررسی میزان اثربخشی قصه گویی بر کاهش ترس های دوران کودکی و کمرویی در کودکان است.
روش شناسی: روش پژوهش به شیوه پیش آزمون- پس آزمون است. جامعه این پژوهش شامل کودکان 3 تا 8 سال شهرستان اردکان است. نمونه مورد نظر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد و افراد به دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. حجم نمونه بر اساس جدول کوهن برای هر گروه، 25 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات مقیاس های سنجش ترس کودکان و مقیاس کمرویی چک و بریگز بودند. ابتدا بر روی هر دو گروه پیش آزمون اجرا گردید؛ سپس مداخله آزمایشی قصه درمانی، به شیوه گروهی به اجرا درآمد و پس از اتمام برنامه درمانی، پس آزمون اجرا شد .
یافته ها: در این پژوهش پس از گردآوری داده ها به وسیله پرسشنامه های استاندارد شده، جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از روش آماری تحلیل واریانس چند متغیریه استفاده شد.
نتایج: بر اساس یافته های پژوهش درمان قصه گویی بر کاهش ترس های دوران کودکی و کمرویی در کودکان 3 تا 8 ساله تأثیر مثبتی دارد؛ به طوری که گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل بعد از شنیدن داستان های کودکانه در قالب درمان، ترس و کمرویی کمتری نشان دادند. از این رو، توصیه می شود این نوع درمان به دلیل هماهنگی و همپوشی با نیازها و ویژگی های ذاتی کودکان، محدودیت های کارکردهای شناختی، هیجانی و رفتاری آن ها، از طریق معرفی به والدین، مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی مهدکودک ها و مدارس مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی تأثیر شاخص های آلتمتریکس شبکه علمی- اجتماعی ریسرچ گیت بر فعالیت های پژوهشی نویسندگان و پژوهشگران ایرانی حوزه پرستاری در پایگاه های اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی تأثیر شاخص های آلتمتریکس شبکه علمی- اجتماعی ریسرچ گیت بر شاخص های علم سنجی پایگاه های علمی استنادی اسکوپوس، وب او ساینس و گوگل اسکالر صورت گرفته است. پژوهش حاضر یک تحقیق کاربردی و از نوع پیمایشی-توصیفی بود که به روش علم سنجی و با رویکرد آلتمتریکس انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل پژوهشگران و نویسندگان ایرانی حوزه پرستاری بود که در بازه زمانی 2000-2019 و در تاریخ اجرای پژوهش (16/03/2020)، مدرک نمایه شده ای در پایگاه استنادی اسکوپوس داشته و همچنین عضو شبکه اجتماعی علمی ریسرچ گیت بوده اند. نمونه آماری پژوهش شامل 158 نویسنده پرتولید بود که توسط اسکوپوس معرفی شدند. علاوه بر آماره های توصیفی، در بخش آمار استنباطی، به کمک نرم افزار اس پی اس اس و اکسل از آزمون همبستگی بین شاخص های مورد مطالعه استفاده گردیده است. پژوهش نشان داد که بین اغلب شاخص های ریسرچ گیت با شاخص های مورد بررسی در پایگاه اسکوپوس، وب اوساینس، و گوگل اسکالر رابطه ی معناداری وجود دارد. اما بین شاخص دنبال شوندگان با شاخص های اچ- ایندکس و استناد دریافتی در پایگاه های اسکوپوس و وب اوساینس رابطه ی معناداری وجود ندارد. بررسی ارتباط بین میزان استناد دریافتی در پایگاه های گوگل اسکالر، اسکوپوس، و وب اوساینس نشان داد رابطه معناداری بین میزان استناد دریافتی در پایگاه های اسکوپوس، وب او ساینس و گوگل اسکالر وجود دارد. به ترتیب قوی ترین رابطه همبستگی در این مورد بین شاخص استناد دریافتی در پایگاه گوگل اسکالر و اسکوپوس، وب اوساینس و اسکوپوس، و نهایتاً گوگل اسکالر و وب اوساینس است. همچنین رابطه معناداری بین شاخص اچ ایندکس در پایگاه های اسکوپوس، وب او ساینس و گوگل اسکالر وجود دارد. میران همبستگی بین شاخص اچ ایندکس اسکوپوس و گوگل اسکالر از همبستگی بین شاخص اچ ایندکس سایر پایگاه های مورد بررسی در این بخش قوی تر است.
Organizational ambidexterity model for digital innovation in the banking industry(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۳, No.۴, Winter & Spring ۲۰۲۲
153 - 175
حوزههای تخصصی:
This article examined the organizational ambidexterity model for digital innovation in the banking industry and explained the dimensions of the ambidexterity model in this organization. Regarding intense competition and rapid changes and variations in products, processes, and technologies in today's world, organizations and managers must be ambidextrous to remain successful over time; Ambidexterity means the ability to simultaneously succeed in two contradictory abilities, for example, ambidexterity such as taking advantage of present opportunities, and discovering and creating new opportunities for the future, adaptation, alignment, flexibility, and efficiency. But the key questions are “what are the dimensions and components of organizational ambiguity?”, and “What is the current and favorable situation of Saderat Bank of Iran in this regard? Orienting an organization as an integrated set in order to reach ambidexterity and sustain it requires a set of causal, contextual, interventional, and strategic factors which ultimately lead to the consequences of organizational ambiguity. This study identified the dimensions and components of organizational ambidexterity through reviewing the literature on organizational ambidexterity as well as interviewing an expert group and analyzing their viewpoints. Then, by distributing a researcher-made questionnaire and statistical analysis, it examined the research pattern in the current and desirable situation of the organization.
تحلیل مسائل و چالش های حق مؤلف منابع دیجیتالی متنی از دیدگاه مدیران کتابخانه های دیجیتالی دانشگاهی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی، تعیین و اولویت بندی مسائل و چالش های حق مؤلف منابع دیجیتالی متنی از دیدگاه مدیران کتابخانه های دیجیتالی دانشگاه های شهر تهران بود. روش شناسی: پژوهش از نوع کاربردی و با روش پیمایشی-تحلیلی انجام شد و جامعه آماری این پژوهش، 31 نفر از مدیران کتابخانه های دیجیتالی دانشگاه های شهر تهران است. به منظور گردآوری داده ها از دو روش مطالعه اسنادی (کتابخانه ای) و پیمایشی استفاده شد. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و از نرم افزارهای «اس پی اس اس» و «اسمارت پی ال اس» برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: مسائل و چالش های حق مؤلف منابع دیجیتالی متنی از دیدگاه مدیران کتابخانه های دیجیتالی دانشگاهی شهر تهران به ترتیب اهمیت و اولویت عبارتند از: کاستی های قانونی، استثنائات و استفاده منصفانه، ماهیت فضای دیجیتالی، فعالیت کتابخانه ها، فناوری های حفاظتی، سیستمی و شبکه ای، اقتصاد، قراردادها و مجوزها و ملاحظات اخلاقی. نتیجه گیری: مسائل و چالش های متعددی در حوزه حق مؤلف منابع دیجیتالی متنی وجود دارد؛ اما در این میان کاستی های قانونی تأثیرگذارترین مؤلفه بر حق مؤلف منابع دیجیتالی متنی است. در حالی که امروزه با گسترش استفاده از آثار دیجیتالی، نیاز مبرمی به حل مسائل و چالش های مربوط به کاستی های قانونی وجود دارد. بنابراین، نیاز است قانون حق مؤلف مورد توجه بیشتری قرار بگیرد. همچنین، توجه به شاخص های این بعد از جمله محدودیت های حقوق کتابخانه به علت مسائل حقوقی، مستعد تغییر بودن حق مؤلف آثار در قالب های متفاوت و در طول زمان، ابهام در نحوه و اجرای قوانین و پیگیری آن ها در محیط دیجیتالی، فقدان قرارداد نشر بین ناشر و پدیدآورندگان و عدم تنظیم قرارداد نشر یا عرضه اثر مطابق عرف حقوقی ایران به صورت شفاف، نبود ماده واحده ای در خصوص آثار دیجیتالی در قانون حق مؤلف و آئین نامه ها، برای رفع چالش ها ضروری است.