فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هماهنگی میان بخش های مختلف زنجیره تأمین و ایجاد قابلیت تصمیم گیری متمرکز، بر عملکرد زنجیره تأمین و به دنبال آن بر عملکرد سازمان تأثیر بسزایی دارد. این در حالی است که امروزه حجم بالای اطلاعاتی که در این بخش ها تولید شده و درمیان آنها جریان می یابد، مدیریت زنجیره تأمین را با تحولاتی مواجه کرده است. لذا باتوجه به اهمیت جریان اطلاعات برای دستیابی به هماهنگی در زنجیره تأمین، این پژوهش بر آن است تا مروری جامع بر پژوهش های موجود در زمینه جریان اطلاعات در زنجیره تأمین ارائه داده و به بررسی موضوعات داغ و روندهای پژوهشی در این زمینه بپردازد. برای دستیابی به اهداف پژوهش، کلمات کلیدی مرتبط با موضوع پژوهش در پایگاه داده علمی وب آو ساینس و در بخش های عنوان، چکیده و کلمات کلیدی مقالات، مورد جستجو قرار گرفت. از مجموعه مقالات بدست آمده، پس از طی مراحل پالایش، 2357 مقاله انتخاب شد. مجموعه مقالات انتخابی، شامل مقالات چاپ شده در یک دوره 10 ساله (2013-2023) و به زبان انگلیسی می باشد. برای انجام تحلیل ها از نرم افزار R، نرم افزار وُس ویوِر و نرم افزار اِکسل استفاده شده است. براساس نتایج دست آمده، تعداد مقالات با میانگین نرخ رشد سالیانه %10.97 در حال افزایش است، که بیانگر توجه پژوهشگران به اهمیت جریان اطلاعات در زنجیره تأمین می باشد. نتایج پژوهش نشان داد که جریان اطلاعات بر جنبه های مختلفی از زنجیره تأمین تأثیرگذار است. از آن جمله می توان چابکی، تاب آوری، زنجیره تأمین سبز، مدیریت ریسک، لجستیک، لجستیک معکوس، مدیریت موجودی، زنجیره تامین حلقه بسته و پایداری را نام برد. همچنین جریان اطلاعات می تواند به ایجاد اعتماد، همکاری، هماهنگی، قابلیت دید، قابلیت ردیابی، مزیت رقابتی و نوآوری کمک کرده و بر عملکرد زنجیره تأمین از جهات مختلف (مالی، عملیاتی و شرکتی) تأثیر بگذارد. از میان کلمات کلیدی، به ترتیب اشتراک گذاری اطلاعات، مدیریت زنجیره تأمین، زنجیره تأمین و بلاکچین پرتکرارترین کلمات کلیدی بوده اند. در میان مجموعه کلمات کلیدی مقالات پژوهش، جدیدترین کلمات کلیدی که از سال 2018 تا 2020 در موضوعات پژوهشی وارد شده اند را می توان بصورت زیر نام برد: تکنولوژی بلاکچین، صنعت 4.0، امنیت سایبری، یادگیری ماشین، انتقال دیجیتال، قراردادهای هوشمند، هوش مصنوعی، اقتصاد دایره ای و کووید- 19. این موضوعات، زمینه های جدید پژوهشی هستند که طی چند سال آینده نیز همچنان مورد توجه جامعه علمی خواهند بود. جدیدترین موضوع پرتکرار که از سال 2021 مورد توجه قرار گرفته است نیز "دیجیتال سازی/ زنجیره تأمین دیجیتال" است، که مفهومی نوظهور در مدیریت زنجیره تأمین و از دستاوردهای صنعت 4.0 بوده و شامل مدیریت فرآیندهای زنجیره تامین با طیف گسترده ای از فناوری های جدید (کلان داده، بلاکچین، محاسبات ابری، اینترنت اشیاء و ...) می باشد. بنابراین روندهای پژوهشی اخیر، اهمیت توجه به جریان اطلاعات در دستیابی به فناوری های جدید در زنجیره تأمین و حرکت به سوی زنجیره تأمین دیجیتال را نشان می دهد.
مطالعه علم سنجی تولیدات علمی حوزه اخلاق دیجیتال در پایگاه اسکوپوس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۵)
115 - 135
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اهمیت مسائل اخلاقی در فضای مجازی، پژوهش حاضر به بررسی تولیدات علمی در حوزه اخلاق دیجیتال و مفاهیم مرتبط، بر پایه شاخص های علم سنجی در پایگاه اسکوپوس پرداخته است.روش پژوهش: پژوهش از نوع کاربردی است و از رویکرد علم سنجی برای تحلیل یافته ها بهره برده است. جامعه مورد مطالعه را 755 مقاله پژوهشی و مروری نمایه شده در پایگاه اسکوپوس با موضوع اخلاق دیجیتال تشکیل می دهد. در مرحله اول، به منظور ساخت مجموعه داده از انتشارات علمی در حوزه اخلاق دیجیتال، مقالات پژوهشی و مروری نمایه شده از پایگاه اسکوپوس استخراج و در ادامه تحلیل یافته ها به روش توصیفی انجام و نقشه علمی با کمک نرم افزار VOSviewer ترسیم شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد اولین مقاله در این حوزه به سال1981 برمی گردد و تا پایان سال 2023 تعداد 755 مقاله در حوزه اخلاق دیجیتال و مفاهیم مرتبط در پایگاه اسکوپوس نمایه شده است. این مقالات در 160 عنوان نشریه منتشر شده و فعال ترین نویسنده در این حوزه لوسیانو فلوریدی با 29 مقاله است. همچنین، پر استناد ترین مقاله نیز به همین فرد در سال 2018 اختصاص دارد. کشور آمریکا و دانشگاه آکسفورد فعال ترین کشور و سازمان در انتشار مقالات حوزه اخلاق دیجیتال هستند. در این میان تنها 16 مقاله به نویسندگان ایرانی تعلق دارد. نقشه علمی به دست آمده حاکی از آن است که مقالات این حوزه در پایگاه اسکوپوس مشتمل بر 10 خوشه و 635 پیوند است که شامل اخلاق اطلاعات، اخلاق دیجیتال و حریم خصوصی، اخلاق، هوش مصنوعی و اخلاق فناوری، اخلاق کامپیوتری، اخلاق سایبری، الگوریتم ها در سیستم های اطلاعاتی، فناوری اطلاعات و اخلاق کاربردی هستند.نتیجه گیری: آنچه که امروزه بیش از پیش در فضای مجازی مورد توجه قرار گرفته موضوع اخلاق است. تحلیل یافته ها نشان داد که تأکید در پژوهش های علمی حوزه اخلاق دیجیتال همچون سرقت ادبی، اخلاق پژوهش، حمله سایبری، حقوق دارایی فکری به سمت اخلاق در مسائل حوزه فناوری و کامپیوتری مثل فناوری دیجیتال، اخلاق مجازی، حاکمیت داده ها، فناوری های نوظهور، هوش مصنوعی، اخلاق فناوری، حفاظت داده ها و یادگیری ماشینی در حال تغییر است.
هستی شناسی مبتنی بر فولکسونومی: پیوندی از نوع هوش و معنا در حوزه روانشناسی و علوم تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
175 - 208
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر حل تجسّم دوگانه پنداری هستی شناسی و فولکسونومی و ایجاد همزیستی میان این دو فناوری با یکدیگر، برای توسعه هستی شناسی مبتنی بر فولکسونومی، به عنوان ابزار سازماندهی اطلاعات در حوزه روانشناسی و علوم تربیتی است. روش: این مطالعه از نوع کاربردی بوده و روش پژوهش، ترکیبی است. برای اکتساب دانش مفهومی و ساخت نیمه خودکار هستی شناسی از پایه براساس زبان طبیعی (برچسب های مردمی)، از روش سه مرحله ای E3 (استخراج، غنی سازی، و ترکیب)، آلوس و سانتانچه (2013) و رویکرد نوی و مک گینس (2001) استفاده شد. جامعه آماری، برچسب های دانشجویان روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی تهران به منابع این حوزه، در کتابخانه دیجیتال این دانشگاه بود. برای گزینش و گردآوری برچسب ها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. همچنین به منظور اعتبارسنجی و اطمینان از صحّت و درستی مفاهیم و رابطه های شناسایی شده میان مفاهیم استخراج شده، از نظرات 15 متخصص حوزه روان شناسی و علوم تربیتی استفاده گردید. ابزار مورد استفاده برای ایجاد هستی شناسی، نسخه 5.5 نرم افزار پروتژه بود. یافته ها: پس از اکتساب برچسب های بدست آمده به تعداد 15787، این داده ها در پیوند با پایگاه اطلاعاتی اریک، و پس از شناسایی مفاهیم پایه و روابط بین این مفاهیم از حوزه، منجربه ارائه ساختار مفهومی با رویکرد هستی شناسی شد. بر این اساس، پس از تأیید و اعتبار سنجی ساختار مفهومی، هستی شناسی مبتنی بر فولکسونومی، به عنوان یافته اصلی پژوهش، متشکل از 277 کلاس و زیرکلاس، 110 رابطه، 50 نمونه، و 9 مترادف بر گرفته از بانک اطلاعاتی اریک، ارائه و در قالب چند گراف مصور سازی شد. براساس آزمون آماری انجام شده، هستی شناسی با سطح معناداری 0005/0 از صحّت نسبی برخوردار بوده و تمامی مؤلفه ها از نظر خبرگان تأیید شد. نتیجه گیری: فولکسونومی در درک وب معنایی به «هستی شناسی های تولید شده توسط کاربر» تبدیل شده اند. استفاده از تفاوت های ساختاری میان فولکسونومی و هستی شناسی ها، عدم نیاز به دانش اولیه و یادگیری سیستم های پیچیده رده بندی را فراهم می کند که نویدگر تکامل وب معنایی است.
تبیین ملزومات فناوری برای سیاست گذاری فراهم آوری و حفاظت منابع دیجیتال در کتابخانه ملی ایران از دیدگاه ذی نفعان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به تبیین ملزومات فناوری برای سیاست گذاری فراهم آوری منابع دیجیتال در کتابخانه ملی ایران از دیدگاه ذی نفعان می پردازد؛ زیرا این ذی نفعان هستند که سه رکن سیاست یعنی بافت، محتوا و فرایند سیاست را شکل داده و به عبارتی نقشی فعال در فرایند سیاست گذاری دارند.روش: این پژوهش به روش ترکیبی و در سه مرحله انجام شد. در مرحله اول با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی اسناد و مدارک مرتبط تحلیل شد و برای کدگذاری متون از نرم افزار تحلیل داده های کیفی MAXQDA استفاده شد. جامعه پژوهش در این مرحله شامل 29 مقاله لاتین، 24 مقاله فارسی و 17 استاندارد ملی و بین المللی بود. پس ازآن از نظرات تخصصی گروه کانونی خبره بهره برد؛ سپس کدهای حاصل از جلسات گروه های کانونی با کدهای برآمده از متون، تلفیق و 82 کد، نهایی شد. در مراحل بعدی، پرسشنامه تعیین اولویت کدها با بهره گیری از نرم افزارهای پرس لاین در اختیار گروه خبرگان پنل دلفی قرار گرفت و میانگین آن ها نهایی شد.یافته ها: یافته ها در مقوله ملزومات فناوری چهار محور کلی را در برگرفت. در محور حفظ و انتشار میراث ملی دیجیتال سه کد راه اندازی و مدیریت یک سامانه ملی برای حفاظت و دسترسی به منابع دیجیتال، به کارگیری فناوری مدیریت حقوق دیجیتال، به کارگیری راهبرد حفاظت دیجیتال؛ در محور به کارگیری استانداردهای دیجیتال دو کد به کارگیری اصول و الزامات کارکردی رکوردها در محیط های اداری دیجیتال، به کارگیری استانداردها و الزامات امنیتی دولت؛ در محور به کارگیری امکانات سیستمی کاربرپسند کد استفاده از فناوری های تطبیقی دسترس پذیری افراد دارای آسیب های حسی- حرکتی و معلول به کتابخانه دیجیتال ملی و در محور به کارگیری امکانات سیستمی زیرساختی مناسب دو کد امکان بارگذاری منابع دیجیتال در کتابخانه دیجیتالی ملی و تجزیه وتحلیل رفتار کاربران در کتابخانه دیجیتال ملی به منظور بهبود خدمات بالاترین امتیازات را از آن خود کردند. از سوی دیگر به کارگیری و استفاده از فناوری نوین زنجیره بلوکی، فراداده های پرمیس و فراداده های فنی اشیای دیجیتالی پایین ترین امتیازات را گرفتند که به نظر می رسد به دلیل شناخت ناکافی این فناوری ها در ایران و نگرانی استفاده از آن ها در بازیابی، کنترل دسترسی و حفاظت از داده ها باشد.نتیجه گیری: وجود چالش های حفاظتی منابع اطلاعاتی دیجیتال ازجمله قالب های متنوع، ایجاد، قابلیت اطمینان از خطرات آلودگی ویروسی، خرابی، رمزگذاری، مسدودی و مانند آن، اصالت، ذخیره، دسترسی، کمبود سخت افزار و نرم افزار استاندارد، سرعت سریع فرسودگی فناوری یا منسوخ شدن فناوری و بسیاری از نکات در چرخه حیات منابع الکترونیکی وجود دارد که می تواند یکپارچگی آن را به خطر اندازد. برای مدیریت چالش های حفاظتی موجود و آینده، لزوم توجه در به کارگیری استانداردها و امکانات سیستمی زیرساختی مناسب به صورت جامع و در تعامل با سایر سامانه های مشابه در ایران مطرح است. همان طور که انتظار می رفت کدهای این دو محور با کسب بیش از 50% مهم ترین الزامات برای ایجاد یک سامانه ملی قوی و مطمئن انتخاب شدند تا با ایجاد بستر مناسب و قابل اعتماد، درگاه های فراهم آوری منابع دیجیتال به صورت فعال راه اندازی شده و میراث دیجیتالی ایران زمین قابل ذخیره سازی برای حال و آینده در دسترس قرار گیرد.
مروری بر استفاده از هستی شناسی در سازمان دهی دانش بومی کشاورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سازمان دهی دانش بومی در کتابخانه ها، آرشیوها و موزه ها با روش های مرسوم سازمان دهی، فهرست نویسی و طبقه بندی به دلیل فقدان اصطلاحات و واژگان دانش بومی و کمبود منابع مکتوب این دانش امکان پذیر نیست. برای ورود دانش بومی که حاصل قرن ها تجربه مردم محلی است، در وب معنایی استفاده از هستی شناسی مناسب به نظر می رسد. این مقاله بر آن است تا ضرورت استفاده از هستی شناسی ها را به منظور ذخیره و بازیابی دانش بومی کشاورزی با مطالعه هستی شناسی های موجود در حوزه کشاورزی و دانش بومی موردبحث و بررسی قرار دهد.روش: در این مطالعه از مرور نظام مند مبتنی بر شواهد استفاده شد. جستجو بر اساس کلمات کلیدی انتخاب شده در پایگاه داده گوگل اسکالر بدون محدودیت زمانی در عنوان مقالات بود. برای تفکیک بهتر موضوعات، کلیدواژه ها از هم جدا و دوبه دو باهم ترکیب شدند. حاصل جستجو با عبارت «هستی شناسی و دانش بومی» بازیابی 12 مقاله و جستجوی کلمات کلیدی «هستی شناسی کشاورزی» بازیابی 83 مقاله و جستجوی عبارت «دانش بومی کشاورزی» 143 مقاله را به دنبال داشت. درمجموع، 238 مقاله با استفاده از سه عبارت کلیدی Agricultural Ontology،Agricultural Indigenous Knowledge،Indigenous Knowledge Ontology از جستجوی انگلیسی بازیابی شد. 6 مقاله با جستجوی دستی به مطالعه اضافه شد و 9 مقاله نیز پس از جستجوی فارسی کلیدواژه های هستی شناسی، سازمان دهی دانش و سازمان دهی دانش بومی به مطالعه اضافه شد، درنهایت پس از مطالعه چکیده و نتایج مقالات و ارتباط با موضوع موردبررسی 37 مقاله انتخاب و بررسی شد.یافته ها: پس از بررسی مقالات، سه هستی شناسی بزرگ و شناخته شده که عبارت بودند از خدمات هستی شناسی کشاورزی، هستی شناسی گیاهی و هستی شناسی محصول، شناسایی شدند. همچنین بررسی ها نشان داد که کشورهای اسپانیا، چین، ایران، نیجریه، سریلانکا، مالزی، تایلند، ژاپن، اندونزی، هند و پاکستان اقداماتی را برای طراحی هستی شناسی دانش بومی کشاورزی و استفاده از این دانش انجام داده اند. کشاورزان و تعداد مقالات بازیابی شده نشان داد که سریلانکا، مالزی و هند در این زمینه تلاش بیشتری کرده اند.نتیجه گیری: اگرچه استفاده از بروشورهای چاپی آموزشی و ترویجی می تواند در انتشار دانش بومی نقش مؤثری داشته باشد، اما انتشار دانش بومی کشاورزی در سطح جهانی نیازمند ورود به شبکه معنایی است، به همین جهت لازم است شرایط ذخیره سازی منابع دانش بومی کشاورزی در وب فراهم شود تا بتوان آن ها را در جستجوی معنایی بازیابی کرد. ازآنجایی که هستی شناسی ها ابزارهایی در وب معنایی هستند که موضوعات یک حوزه خاص را دسته بندی می کنند و روابط منطقی بین آن ها را تعریف می کنند، طراحی هستی شناسی در این حوزه می تواند راهی برای ذخیره و بازیابی آثار مختلف دانش بومی با حفظ رابطه معنایی بین آن ها باشد. هستی شناسی دانش بومی کشاورزی به اشتراک گذاری این دانش به نسل های آینده در نقاط مختلف جهان را تسهیل می کند و به طراحی پایگاه دانش بومی کشاورزی کمک می کند. سازمان هایی که به حفظ، استفاده و توسعه این دانش وابسته اند می توانند از هستی شناسی برای سازمان دهی دانش بومی بهره گیرند.
کاهش میزان مطالعه بین دانشجویان دانشگاه فرهنگیان استان کردستان: علل، پیامدها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر کاهش میزان مطالعه بین دانشجویان دانشگاه فرهنگیان استان کردستان، بیان پیامدها و ارائه راهکارهایی برای خروج از آن است. روش: در این پژوهش، از پارادایم تفسیرگرایی با رویکرد کیفی و راهبُرد تحلیل محتوا از نوع توصیفی متن نوشتاری و توصیفی - تحلیلی با قالب متنی بهره گرفته شد. مشارکت کنندگان دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1401-1400 با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس بودند. ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته محقق ساخته بود که مصاحبه به صورت مجازی و در فضای نظام مدیریت یادگیری برای 60 نفر ارسال شد. داده ها به روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شد. یافته ها: یافته ها در سه بخش علل، پیامدها و راهکارها بررسی شدند. علل کاهش مطالعه در 9 مقوله و 111 مفهوم شامل فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی، فردی و شخصی، فضای مجازی و رسانه، کتاب، کتابداران و کتابخانه، بخش دولتی، دوستان و خانواده، مدرسه و دانشگاه و نویسنده، ناشر و مترجم بودند. در بخش پیامدها، 3 مقوله شامل فقر ذهنیتی و شناختی، اخلاقی و فقر فرهنگی و اجتماعی در 132 مفهوم بررسی شد و در بخش راهکار ها، 7 مقوله شامل راهکارهای فرهنگی و اجتماعی، راهکارهای اقتصادی، راهکارهای منظر فردی، راهکارهای حوزه کتابداران، کتابخانه ها، ناشران و مترجمان کتاب، راهکارهای بخش دولتی، راهکارهای خانواده و دوستان و راهکارهای دانشگاه در 127 مفهوم شناسایی شدند. نتیجه گیری: پژوهش حاضرتوانسته است علل و پیامدهای کاهش مطالعه بین دانشجومعلمان را شناسایی و سپس راهکارهایی برای کاهش آنها، شناسایی کند. کتابخانه های عمومی می توانند ضمن تعامل با دانشجویان از یک سو و دولت از دیگر سو، در کاربست این راهکارها نقش مؤثری داشته باشند.
بررسی وضعیت و راهکارهایی اجرایی حکمرانی داده در سازمان ها (مطالعه موردی دانشگاه آزاد اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با شکل گیری داده های و گسترش پر شتاب و متنوع کلان داده در سطح کشور و سازمان ها، فرصت ها، تهدیدها، چالش ها و رخ دادهای زیادی به وجود آمد و این سبب شده با یک نیاز جدی روبرو باشیم و آن اینکه برای استفاده و مواجه با این کلان داده چگونه می توان فرآیندها، نقش ها، سیاست ها، استانداردها و معیارها و در نگاه کلی حکمرانی داده را تدوین و بهبود بخشید. در این مسیر این پژوهش در صدد آن است تا در گام اول به پرسش: وضعیت حکمرانی در سطح سازمان ها چگونه است؟ و در گام دوم ضمن بررسی دقیق وضعیت موجود، جایگاه و نتیجه مطلوب شکل گیری حکمرانی داده، به پرسش: چه راهکارهای اجرایی در برای اجرایی شدن حکمرانی داده در سطح سازمان ها به ویژه دانشگاه آزاد اسلامی می توان پیشنهاد داد؟ پاسخ بدهد. از این رو این پژوهش با بهره گیری از مصاحبه عمیق با نخبگان به صورت کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی انجام گرفته است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه عمیق با 18کارشناس، گردآوری و پس از استخراج و کدگذاری در سه موضوع اصلی: الف)بررسی وضعیت حکمرانی داده در سطح سازمان ها، ب)بررسی حکمرانی داده در سطح دانشگاه آزاد اسلامی، ج)راهکارهای اجرایی حکمرانی داده در دانشگاه، دسته بندی شده است و حاصل آن توصیف وضعیت حکمرانی در کشور ، سازمان ها و دانشگاه و همچنین ارائه راهکاره اجرایی برای دانشگاه آزاد اسلامی در حوزه حکمرانی داده بوده است.
ترسیم نقشه علمی هوش مصنوعی در برونداد پژوهشگران دانشگاه های شهر تهران: تحلیل بیبلیومتریک بروندادهای علمی منتشر شده در پایگاه استنادی اسکوپوس در بازه 2015-2025(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
55 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مطالعه، ترسیم نقشه علمی حوزه هوش مصنوعی در برونداد پژوهشگران دانشگاه های شهر تهران در پایگاه استنادی اسکوپوس است.
روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی بوده و با استفاده از روش مطالعه توصیفی- تحلیلی و تکنیک کتابسنجی انجام شده است. برای ترسیم نقشه های علمی، از ابزارهایی مانند نرم افزار VOS viewer استفاده شد. در این مطالعه، داده های علمی مرتبط با هوش مصنوعی که توسط پژوهشگران دانشگاه های تهران در پایگاه استنادی اسکوپوس منتشر شده اند، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. داده های مورد استفاده شامل مقالات منتشر شده در زمینه هوش مصنوعی در بازه زمانی 10 ساله (2015-2025) بودند.
یافته ها: پژوهشگران ایرانی در زمینه هوش مصنوعی به طور عمده در حوزه های یادگیری ماشین، شبکه های عصبی و پردازش زبان طبیعی فعال هستند و همکاری های بین المللی چشمگیری با پژوهشگران کشورهای مختلف دارند. همچنین، بیشترین تعداد مقالات مربوط به این حوزه از سوی دانشگاه های بزرگ و معتبر ایران منتشر شده است.
نتیجه گیری: در سال های اخیر، رشد چشمگیری در تولید مقالات علمی در زمینه هوش مصنوعی در دانشگاه های شهر تهران مشاهده می شود و این روند در آینده نیز به رشد خود ادامه خواهد داد. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاران و پژوهشگران کمک کند تا به بهبود استراتژی های تحقیقاتی و همکاری های علمی در این حوزه بپردازند.
واکاوی حفاظت از حق مؤلف آثار در کتابخانه ها؛ موردکاوی نقش کتابخانه ملی ایران در جایگاه مرجعیت کتابخانه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف واکاوی و تحلیل حق مؤلف آثار در کتابخانه های ایران و به طور خاص کتابخانه ملی ایران به عنوان مرجعیت میان کتابخانه های ایران انجام شد.روش پژوهش: پژوهش کنونی از نظر هدف کاربردی است و با رویکرد پژوهش کیفی انجام شده و از نظر روش گردآوری داده ها، روش تحلیل اسنادی به کار رفته است. جامعه پژوهش شامل آیین نامه ها، قوانین، پورتال های کتابخانه ملی ایران و 36 کتابخانه منتخب ملی، دانشگاهی، علوم پزشکی، عمومی و دیجیتال در داخل و خارج از ایران است و در نهایت نیز با تعداد 7 نفر از کارشناسان و مدیران کتابخانه ها مصاحبه انجام شد. همچنین، در تحلیل داده ها، از کدگذاری باز استفاده شده است. یافته ها: تحلیل داده های حاصل از پژوهش و کدگذاری باز حاکی از آن است که تعداد 116 کد اولیه، 188 کد مفهومی، 227 مقوله و 5 طبقه حقوق مادی و معنوی، استفاده غیرانتفاعی، مجوز و موافقت نامه، استفاده منصفانه و نقض حقوق پدیدآور به دست آمد. پس از بررسی آیین نامه ها و پورتال کتابخانه ملی ایران و سامانه دیجیتال ملی در خصوص وضعیت کتابخانه ملی از نظر حقوق مادی و معنوی منابع، مشخص شد که هنوز سیاست حق مؤلف در مواجه با این منابع وجود ندارد.نتیجه گیری: کتابخانه ها می توانند با داشتن سیاست حق مؤلف و راهکارهایی مانند ایجاد فیلد "حقوق و دسترسی" در نرم افزارهای کتابخانه ای، به کارگیری مجوز در دسترسی به منابع خاص، بهره گیری از اقدامات فنی کنترل کپی و دسترسی در حفاظت از حقوق معنوی صاحبان آثار، استفاده از الگوی "ثبت حق مؤلف آثار"، ایجاد دفتر/ اداره حق مؤلف و نظیر آن در جهت ارائه خدمات به کاربران گام بردارند.
کاربست نظریه دم طولانی در فروشگاه های کتاب الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۶)
109 - 138
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی و امکان سنجی کاربست نظریه دم طولانی در فروشگاه های کتاب الکترونیکی است که فروشگاه طاقچه به عنوان مورد مطالعه انتخاب شد. بدین صورت که محصولات فرهنگی و به طور خاص کتاب های کم فروش که تنوع بالایی دارند؛ اما تعداد فروش هرکدام اندک است، در دم توزیع «دم طولانی» جای می گیرند و کتاب های پرفروش که تعداد اندک، ولی فروش بالایی دارند، در سر توزیع جای می گیرند. این پژوهش درصدد است که نشان دهد هرچقدر تنوع محصولات کم فروش افزایش یابد، سنگینی دم بیشتر شده و درآمد ناشی از فروش محصولات در دم برابر و یا بیشتر از درآمد ناشی از فروش محصولات موجود در سر توزیع (یعنی کتاب های پرفروش) خواهد بود. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کمی بوده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش پیمایشی تحلیلی استفاده شد. جامعه مورد بررسی «فروشگاه کتاب الکترونیکی طاقچه» و نمونه شامل کتاب های گروه ادبیات داستانی بود که معمولاً بیشتر مورد اقبال عمومی قرار می گیرند. داده ها با همکاری گروه طاقچه از طریق پایگاه داده فروشگاه کتاب الکترونیکی طاقچه دریافت و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که با افزایش تعداد کتاب ها، تابع توزیع دم طولانی نسبت به زمانی که تعداد داده ها کمتر بود، بهتر برازش پیدا می کند و دم طولانی به شکل درست تری تشکیل می شود و میزان فروش محصولات افزایش پیدا می کند. همچنین با به دست آوردن نقطه برابری میزان فروش سر و دم نمودار دم طولانی مشاهده شد که هرچه تعداد کتاب ها افزایش پیدا می کند، یافته ها به قانون 98 درصد اندرسون نزدیک می شود؛ یعنی 98 درصد از کتاب ها حداقل یک بار در سال به فروش می رسند. همچنین یافته های حاضر مثال نقضی برای قانون پارتو است. نتیجه گیری: با توجه به این موضوع که افزایش تعداد کتاب ها منجر به افزایش فروش سایر کتاب هایی که از قبل موجود بوده اند می شود، به فروشگاه های کتاب الکترونیکی پیشنهاد می شود که تا حد امکان تنوع کتاب های خود را گسترش دهند؛ زیرا تنوع کتاب ها تأثیر مثبت و مستقیمی روی دیده شدن سایر کتاب ها دارد.
اشاعه دانش مبتنی بر شبکه های اجتماعی: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه شبکه های اجتماعی به یک پلت فرم ارزشمند برای تسهیل اشتراک دانش و ارتباطات، نه تنها در سطح شخصی یا فردی، بلکه برای سازمان ها تبدیل شده است. با این وجود، رشد مهم و سریع پژوهش ها در این زمینه، تلاش های کمی برای بررسی نظام مند و ترکیب یافته های بررسی های قبلی و ارزیابی وضعیت فعلی پژوهش ها در مورد استفاده از شبکه های اجتماعی در اشاعه دانش صورت گرفته است. هدف اصلی این مقاله ارائه درک بهتر و بررسی دقیق وضعیت فعلی پژوهش ها در مورد استفاده از شبکه های اجتماعی برای اشاعه دانش است. روش پژوهش: در این پژوهش از روش مرور نظام مند ادبیات برای جمع آوری و مرور مطالعات با پیروی از یک روش مرور از پیش تعریف شده، ادغام استراتژی های جستجوی خودکار و دستی، به منظور پوشش دادن همه مقالات پژوهشی مرتبط منتشر شده در این بازه زمانی استفاده شده است. جستجوی نظام مند با توجه به کلمات کلیدی به 253 برونداد پژوهشی رسید که در نهایت 37 برونداد پژوهشی منطبق با معیارها جهت تحلیل عمیق تعیین شدند.یافته ها: پس از فرآیند تجزیه و تحلیل داده ها، نتایج حاصل از مطالعات اولیه منتخب، یک نمای کلی روشن و جامع از پژوهش فعلی را نشان می دهد که بر اشاعه دانش از طریق شبکه های اجتماعی متمرکز است و سه فعالیت اصلی کاربرد شبکه های اجتماعی را شناسایی می کند که شامل فرآیندهای جستجوی دانش، اشاعه دانش و تعامل اجتماعی است. علاوه بر این، عواملی شامل دسترسی، واقعی بودن و ماندگاری، شبکه های اجتماعی را به فضایی برای اشاعه دانش در همه زمینه ها تبدیل می کند. یافته های این مطالعه نشان می دهد که جو سازمانی، فقدان رهبری، هزینه های تدوین دانش، ترس از دست دادن قدرت دانش و فقدان منفعت شخصی از جمله چالش های اشاعه دانش در شبکه های اجتماعی است.نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که شبکه های اجتماعی برای اجرای اشتراک دانش با اشکال مختلف رفتار مرتبط هستند و پتانسیل غلبه بر چالش های مرتبط با استفاده از آن را دارند.
ضرورت طراحی دائره المعارف دانشگاه تهران از طریق توسعه گروه های کار فرازمانی و فرامکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: دائره المعارف نویسی و تلاش در جهت توسعه دانش، نیازمند همکاری گروه هایی از افراد متخصص است که برای تحقق این امر، نیاز به گروه های کار فرازمانی و فرامکانی احساس می شود. به گونه ای که در دوره های کاری طولانی و فراتر از یک نسل (فرازمانی و فرانسلی) و فارغ از حضور در یک مکان مشخص و سیستم های سنتی (فرامکانی)، همکاری صورت گیرد.روش: در این پژوهش، طی مطالعه تطبیقی، با بررسی سه دائره المعارف دانشگاهی بزرگ جهان (دائره المعارف آکسفورد، دائره المعارف دانشگاهی آمریکایی و دائره المعارف فلسفه استنفورد) و مقایسه ویژگی های آنها، به ضرورت طراحی دائره المعارف دانشگاه تهران پرداخته شده است و در نهایت، یک الگوی ذهنی از دائره المعارف دانشگاه تهران ارائه می شود.یافته ها: بر این اساس، بر کاربرد اطلاعاتی جامع، دیرپا، منسجم و موثق و کاربرد مفید دائره المعارف دانشگاه تهران تأکید می شود. در این پژوهش، با بررسی چند دائره المعارف بزرگ دانشگاهی، سعی شد نقاط قوت و ویژگی های آنها مورد بررسی و توجه قرار گیرد. به طور کلی، به نظر می رسد که بقاء و توسعه این آثار، به شدت به اهتمام جمعی اعضای یک گروه متخصص به صورت فرازمانی و حتی فرامکانی، وابسته است، به گونه ای که دانش افراد در سیر متوالی زمانی، مدیریت شود.نتیجه گیری: در این پژوهش، به بررسی و مفهوم پردازی اصطلاح «دائره المعارف دانشگاه تهران» پرداخته شده است. مفهومی که توجه به آن در جامعه علمی، احساس می شود. به طور کلی، انتشار دائره المعارف دانشگاهی چون دائره المعارف دانشگاه تهران، بر امکان ایجاد کتابخانه های تعالی گرا و توجه به مدیریت دانش تأکید داشته و موجب مستندسازی دستاوردهای علمی دانش پژوهان و متخصصان در حوزه های علمی گوناگون شود. در این راستا، لزوم برنامه ریزی های بلندمدت و سازماندهی پژوهشگرانی در گروه های بین نسلی و فرانسلی احساس می شود.
نقش مهارت های دیجیتال در ارتقای سواد حریم خصوصی برخط دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به زندگی در عصر اینترنت و استفاده روزافزون دانشجویان از این رسانه تعاملی و از سویی افزایش جرایم نقض حریم خصوصی افراد در فضای مجازی، سواد حریم خصوصی برخط می تواند نقش مؤثری در کاهش این نوع آسیب ها از اینترنت داشته باشد. عوامل مختلفی می توانند در افزایش این سواد مؤثر باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مهارت های دیجیتال در ارتقای سواد حریم خصوصی برخط دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی کرمانشاه است.
روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 7774 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی کرمانشاه در سال تحصیلی 1399-1398 است. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان، 366 نفر و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعیین شد. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته سواد حریم خصوصی برخط و پرسشنامه مهارت های دیجیتال استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه ها به ترتیب با روش های روایی محتوا و ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. همچنین جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار اس. پی. اس. اس. نسخه 24 استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد سطح سواد حریم خصوصی برخط دانشجویان کارشناسی کمتر از متوسط است. اما سطح مهارت های دیجیتال دانشجویان در حد متوسطی قرار دارد. همچنین براساس تحلیل داده ها، مهارت های دیجیتال با ضریب تأثیر 49/0بر آگاهی از عملکرد ارائه دهندگان خدمات برخط، با ضریب تأثیر 29/0 بر آگاهی از قوانین حفاظت از اطلاعات، با ضریب تأثیر 51/0 بر آگاهی از جنبه های فنّی حریم خصوصی برخط، با ضریب تأثیر 51/0 بر مهارت های فنّی و با ضریب تأثیر 40/0 بر مهارت های اجتماعی تاثیر دارد و با ضریب تأثیر 61/0 بر مقیاس کلی سواد حریم خصوصی برخط مؤثر است. یعنی با بالا رفتن سطح مهارت های دیجیتال، سواد حریم خصوصی برخط و همه مولفه های آن نیز افزایش می یابد.
نتیجه گیری: با توجه به مؤثر بودن سطح مهارت های دیجیتال بر افزایش سواد حریم خصوصی برخط در جهت حفظ حریم خصوصی در اینترنت، باید آموزش و اقدامات لازم در جهت ارتقاء مهارت های دیجیتال دانشجویان ارائه شود تا سبب افزایش سطح امنیت آنان در استفاده از اینترنت گردد و بدین وسیله می توان بسیاری از خطرات و چالش های آنان را در مورد حریم خصوصی شان کاهش داد.
ارائه الگوی عامل هوشمند هوش مصنوعی پایش پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان کیف و کفش در بستر بلاکچین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: عامل هوشمند هوش مصنوعی پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان، سیستمی است که براساس دانش و تجربیات اکتسابی با شناخت نوع سبک غالب رفتاری مصرف کننده، ضمن شناسایی ناهنجاری های رفتاری، به بررسی مدل های رفتاری و ابعاد پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان می پردازد و قادر است تا به صورت هوشمندانه تصمیم بگیرد که از کدام مدل رفتاری برای تأثیرگذاری حداکثری بر رفتارها و عادت های مصرف کنندگان جهت ارزش آفرینی و افزایش چرخه عمر مشتری استفاده نماید. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی عامل هوشمند هوش مصنوعی پایش پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان کیف و کفش در بستر بلاکچین بود. روش : پژوهش حاضر از نوع کیفی است. از دو روش مرور نظام مند و داده بنیاد به صورت ترکیبی استفاده شد. جامعه آماری در روش داده بنیاد، خبرگان رشته های مدیریت بازرگانی، مدیریت اطلاعات و کامپیوتر بودند و حجم نمونه با اشباع نظری 16 نفر با استفاده از نمونه گیری هدفمند مشخص شد. ابزار گردآوری داده ها در روش مرور نظام مند مطالعات کتابخانه ای، و در روش داده بنیاد مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان بود. اعتبارسنجی این تحقیق به استناد معیار کیفی لینکلن و گوبا انجام شد. یافته ها: ابتدا با استفاده از روش مرور نظام مند، پیشایندها و پدیده مرکزی الگو شناسایی گردید. تعداد 361 مقاله با توجه به موضوع تحقیق شناسایی شد که پس از غربالگری، 26 مقاله فارسی و انگلیسی از نظر موضوع و محتوا شمول تشخیص داده شد. با توجه به اینکه ادبیات و پیشینه پژوهش جهت تکمیل الگوی پارادایمی، از غنای لازم برخوردار نبود، در ادامه تحقیق برای شناسایی عوامل مداخله گر، عوامل زمینه ای، راهبردها و پیامدها، از روش داده بنیاد با بهره گیری از نظر خبرگان استفاده گردید. نتیجه گیری: پژوهش حاضر منجربه ارائه الگوی پارادایمی جدیدی با عنوان عامل هوشمند هوش مصنوعی پایش پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان کیف و کفش در بستر بلاکچین گردید.
بررسی میزان پیاده سازی فناوری وب معنایی در نرم افزارهای مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لایه های وب معنایی در حوزه های مختلف همچون تلفیق داده ها، مهارت یابی، اتاق فکر برخط، سرویس گذاری مجموعه های چندرسانه ای، خرید برخط و تعامل بین سامانه ها به کار می رود. به نظر می رسد به کارگیری وب معنایی در نرم افزارهای مدیریت دانش مسلماً در ارائه اطلاعات مفید مؤثر واقع خواهد شد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی میزان پیاده سازی فناوری وب معنایی در نرم افزارهای مدیریت دانش است. جامعه آماری پژوهش حاضر سه نرم ا فزار مدیریت دانش که شامل نرم افزار مدیریت دانش دانا، سامانه جامع مدیریت دانش نداک و نرم افزار MTA share است. داده ها از طریق تدوین سیاهه وارسی بر مبنای مقیاس بله/ خیر، گردآوری شدند و تجزیه وتحلیل داده ها نیز با کمک نرم افزار اکسل انجام شد. یافته ها نشان داد معماری فناوری معنایی در هر شش لایه (یو آر ال، ایکس ام ال، آردی اف، هستی شناسی، فراداده و منطق) در نرم افزارهای مذکور، مورداستفاده و در سطح مطلوبی قرار دارد. ولی ابزارهای معنایی برای جستجو و بازیابی اطلاعات در هر سه لایه (هستی شناسی، آردی اف، فراداده) کاربرد چندانی در این نرم افزارها نداشته و موردتوجه قرار نگرفته است. لذا نتایج پژوهش حاضر نشانگر آن است که نیاز است کاربرد معماری فناوری معنایی در نرم افزارهای سامانه جامع مدیریت دانش نداک و MTA share بیشتر موردتوجه قرار گیرد و از آن ها در تمامی لایه های مذکور استفاده شود. همچنین نیاز است که از ابزارهای معنایی برای جستجو و بازیابی اطلاعات در تمامی لایه ها (هستی شناسی، آردی اف و فراداده) در نرم افزار مدیریت دانش دانا و سامانه جامع مدیریت دانش نداک استفاده بیشتری شود. با توجه به نتایج در به کارگیری حوزه کاربرد معماری فناوری وب، در نرم افزار مدیریت دانش دانا نسبت به دو نرم افزار دیگر توجه بیشتری شده است.
Analyzing Process Execution Time for Evidence-Based Policy Making in Information Systems using Process Mining(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Enterprises employ information systems to carry out their day-to-day business operations. Organizations implement business policies to enhance their competitive edge through efficient process management. This paper aims to propose a method that combines two approaches: evidence-based policymaking and process mining, to facilitate process reengineering. While numerous evidence-based approaches utilizing process mining techniques have been employed to assess process performance through measurements, these methods often focus on individual process instances. This is in contrast to Business Process Redesign (BPR) assessments, which encompass more comprehensive performance measurements, including overall process performance. This study proposes a method for analyzing process execution time, which includes Cycle time, Lead time, and Activity time. The aim is to support evidence-based policymaking in information systems through the use of process mining. Several key performance indicators (KPIs) have been defined for evidence-based management of business processes to identify process bottlenecks. The results of this paper demonstrate the application of process mining in analyzing the execution time of business processes. Using a real-world dataset, the study identified time-consuming activities and provided key performance indicators (KPIs) to guide process optimization. These findings demonstrate the effectiveness of process mining in identifying bottlenecks and inefficiencies within operational processes, ultimately leading to improved process performance and efficiency.
ارائه مدل مفهومی عوامل مؤثر بر سرعت انتشار نشریات (مورد مطالعه: نشریات حوزه موضوعی علوم انسانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با در نظر گرفتن این موضوع که نشریات علمی از مهم ترین کانال های نشر برای انتشار جدیدترین یافته های علمی هستند، لذا مسئله سرعت انتشار در نشریات علمی اهمیت ویژه ای می یابد. در واقع نشریات علمی یکی از مهم ترین راه های انتقال پیام و یکی از منابع مهم و قابل اطمینان در هنگام بروز مشکلات در مورد مسائل متعدد جامعه در بازه زمانی مشخص می توانند باشد. با توجه به تعداد بالای نشریات در حوزه علوم انسانی و نیز تحول در این حیطه، ضروری است که انتقال اطلاعات با سرعت متناسب در جوامع مختلف اتفاق افتد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل مفهومی عوامل مؤثر بر سرعت انتشار در نشریات حوزه موضوعی علوم انسانی بود.
روش: این پژوهش از نوع کاربردی بوده، و با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل 18 نفر از متخصصان در حوزه نشریات (شامل مدیران مسئول، سردبیران، مدیران داخلی و کارشناسان نشریات) بودند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. از 18 مصاحبه عمیق صورت گرفته، 3 مصاحبه آخر منجربه ایجاد کد جدید نشد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. گردآوری داده ها تا رسیدن به مرحله اشباع ادامه داشت. در نهایت داده ها با روش های کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. در ادامه فرایند کدگذاری باز از طریق مجموعه ای از مضامین اولیه گردآوری و از درون آن ها مقوله های اصلی (محوری) استخراج شدند و در نهایت از میان پیوند این مقوله های اصلی، کدهای انتخابی (طبقات) تعیین گردیدند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا 11 انجام شد. برای اطمینان از روایی داده ها، از مفهوم اعتبارپذیری، انتقال پذیری، اطمینان پذیری و تأییدپذی استفاده شد.
یافته ها: براساس یافته های پژوهش می توان عوامل مؤثر بر سرعت انتشار در نشریات را در چهار دسته کلی: عوامل مرتبط با تیم اجرایی (در 10 بعد)، عوامل مرتبط با داوری (در 5 بعد)، عوامل مرتبط با نویسندگان (در 5 بعد) و عوامل مرتبط با نشریه (در 8 بعد) جای داد. یافته های پژوهش نشان داد مقوله مرکزی، سرعت انتشار نشریات است. درنهایت 104 کد باز و 28 کد محوری، شامل عوامل علّی (7 مقوله) شامل ضوابط ارسال مقاله، کیفیت مقالات ارسال شده، انجام اصلاحات مطابق با نظرات داوران، نحوه تصمیمات سردبیری، نیروی انسانی متخصص، همکاری در انجام داوری، چارچوب استاندارد داوری؛ عوامل زمینه ساز (4 مقوله) شامل زیرساخت مناسب، سیاست ها، خط مشی ها، و الزامات، مسئولیت داوران، رعایت ضوابط اخلاقی و الزامات؛ عوامل مداخله گر (6 مقوله) شامل شهرت، بودجه و منابع مالی، هزینه های نشر، نفوذ برخی افراد، جلسات هیأت تحریریه، مسئولیت پذیری و وظیفه شناسی منابع انسانی؛ راهبردها (8 مقوله) شامل عوامل ساختاری- مدیریتی، تشویق و ایجاد انگیزه در تیم اجرایی، کنترل مقالات ورودی ؛ تأمین نیروی انسانی و وظایف آن؛ الزامات داوری؛ ارائه راهنمای جامع و شفاف برای نویسندگان ؛ حمایت و انگیزش داوری؛ سامانه جامع داوری در سراسر کشور و نهایتاً پیامدها (3 مقوله) شامل روزآمدی در انتشار، نمایه شدن نشریه در پایگاه های استنادی و اطلاعاتی ملی و بین المللی، و تازگی اطلاعات، به دست آمد. درنهایت با توجه به شرایط علّی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها، و پیامدها، مدل مفهومی ارائه شد.
نتیجه گیری: بی تردید نشر تولیدات علمی در حوزه علوم انسانی با توجه به ماهیت، الگوی ارتباط و رفتار علمی در جامعه مهم است. لذا، سرعت بخشیدن به نشر دستاوردهای علمی این حوزه، متناسب با شرایط و نیاز جامعه، ضرورت دارد. بر این اساس، برای سرعت بخشیدن به فرایند انتشار در نشریات، می بایست با یک دید کلان به موضوع نگریست و کل مدل به دست آمده را مدنظر داشت.برخی علت اصلی، برخی زمینه ساز و در این بین عواملی نیز مداخله گر در سرعت بخشیدن به نشر هستند. لذا، برای تحقق این امر می توان با پیاده سازی راهبردهای شناسایی شده، در سرعت بخشیدن به فرایند انتشار و درنتیجه پیامدهای حاصل از آن منجربه روزآمدی در انتشار، نمایه شدن نشریه در پایگاه های استنادی و اطلاعاتی ملی و بین المللی، و تازگی اطلاعات را شاهد بود. نتایج این پژوهش ضمن غنای پیشینه نظری و پژوهشی می تواند بستر مناسب تری جهت پژوهش های آتی در این حوزه فراهم آورد. در این راستا مدل ارائه شده می تواند به عنوان نقشه راه و راهنمای جامعی برای نشریات کشور استفاده شود.
نقش آلتمتریکس در تغییر رویکردهای ارزیابی پژوهش ها: از علم سنجی سنّتی تا علم سنجی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
19 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش آلتمتریکس به عنوان یک رویکرد نوآورانه در علم سنجی و تأثیر آن بر تغییر رویکردهای ارزیابی پژوهش ها است. سوال اصلی پژوهش این است که چگونه آلتمتریکس می تواند به عنوان ابزاری مکمّل در ارزیابی تأثیرات پژوهش ها مورد استفاده قرار گیرد و به سیاستگذاران و پژوهشگران کمک کند تا نقاط قوت و چالش های موجود در نظام پژوهش را بهتر شناسایی کنند؟ روش: این پژوهش بر پایه منابع کتابخانه ای و تحلیل جامع مقالات مرتبط با علم سنجی و آلتمتریکس انجام شده است. به منظور گردآوری داده ها، مقالات و منابع معتبر در زمینه ارزیابی عملکرد پژوهش ها مورد بررسی قرار گرفته و داده های مربوط به آلتمتریکس و شاخص های سنّتی استخراج شدند. همچنین با تحلیل داده های موجود، نقاط قوت و ضعف آلتمتریکس در مقایسه با روش های ارزیابی سنّتی شناسایی شده و تأثیر آن بر ارزیابی تأثیر پژوهش ها بررسی گردید. این رویکرد شامل تحلیل نوع تعاملات در شبکه های اجتماعی، بازخوردهای آنلاین و سایر معیارهای غیررسمی است که به ارائه یک سنجش جامع و دقیق از تأثیر پژوهش ها کمک می کند. علاوه بر این، در این پژوهش برای تسهیل استفاده مؤثر از آلتمتریکس، چارچوبی برای تجزیه و تحلیل اطلاعات فراهم شده است که بتواند در سیاستگذاری های علمی و پژوهشی به کار گرفته شود. یافته ها: آلتمتریکس می تواند به عنوان ابزاری مکمّل، پژوهشگران را در توسعه دیدگاه های چندبُعدی و واقع گرایانه تری از تأثیر پژوهش ها یاری نماید. همچنین استفاده از آلتمتریکس می تواند به نوآوری و پیشرفت در سیاستگذاری های علمی کمک کند؛ به ویژه در حوزه هایی که تعاملات علمی و اجتماعی از زوایای مختلف مورد بررسی قرار می گیرند. نتیجه گیری: آلتمتریکس نه تنها می تواند به عنوان ابزاری مکمّل در ارزیابی تأثیر پژوهش ها عمل کند، بلکه با ارائه یک تصویر جامع و چندبُعدی از تأثیرات علمی، اجتماعی و فرهنگی، به سیاستگذاران در اتخاذ تصمیمات مبتنی بر شواهد کمک می کند. پیشنهادات ارائه شده در این پژوهش، شامل استانداردسازی روش های آلتمتریکس و رفع نقاط ضعف کنونی، می تواند به ارتقای کارایی و دقت این ابزار در ارزیابی پژوهش ها کمک کند. در نهایت، هدف این پیشنهادات ایجاد پل ارتباطی مؤثر بین علم و جامعه، و تقویت مشارکت پژوهشگران و سیاستگذاران در راستای توسعه پایدار است.
شناسایی تکنیک های بهینه سازی موتور جست وجوی گوگل و ارائه چارچوبی برای ارتقای رتبه بازدید وبسایت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش در حوزه بهینه سازی موتور جست وجوی گوگل از آن جهت که دنیای اینترنت با زندگی روزمره مردم آمیخته بوده و گوگل به عنوان یک موتور جست وجوی قدرتمند، دستیار روزانه ای برای مطالعات و آگاهی رسانی بیشتر مردم دنیاست، دارای اهمیت است؛ چرا که فرایندی است در جهت تسهیل دسترسی به اطلاعات در سطح اینترنت. هدف اصلی پژوهش حاضر عبارت است از شناسایی تکنیک های بهینه سازی موتور جست وجوی گوگل برای وب سایت ها به منظور ارائه چارچوبی برای ارتقای بازدید وب سایت ها و ارزیابی چارچوب پیشنهادی بر اساس نظرات متخصصان حوزه «سئو». رویکرد تحقیق حاضر کیفی است و از نظر نوع نیز در دسته تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. هرچند بهینه سازی موتور جست وجوی گوگل یک فرایند عملی است و باید در راستای قوانین و خط مشی های گوگل انجام شود، اما در این پژوهش از آن رو که یک کار مطالعاتی است و روش انجام کار با بررسی متون علمی همراه بود، و تکنیک های «سئو» باید ابتدا از متون علمی و نیز بررسی اسناد وب سایت های معتبر در «الکسا» استخراج و سپس در پنل دلفی با حضور متخصصان به بحث گذاشته شده و راستی آزمایی می شد، به ترتیب از روش های مرور متون و دو مرحله پنل دلفی استفاده شد. دلیل استفاده از دو مرحله پنل دلفی این بود که در مرحله اول، تمام تکنیک های استخراج شده در پنل دلفی بررسی شد و در نتیجه، فقط تکنیک هایی معرفی شد که جزو تکنیک های واقعی «سئو» باشند و این نتایج در مرحله دوم با نظر متخصصان در پنل دلفی به دستیابی به لیست مؤثرترین تکنیک ها منجر شد. با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند، مقالات و وب سایت های معتبر، اعضای پنل دلفی، و متخصصان حوزه «سئو» شناسایی شدند. حجم نمونه در بخش اول برابر با 6 مقاله و10 وب سایت بود. اعضای مرحله اول ودوم پنل دلفی به ترتیب، 7 و 4 نفر بودند. این بررسی با استفاده از دو دور روش دلفی (ابتدا از طریق پرسشنامه و بر اساس طیف لیکرت 5 درجه ای و سپس در یک مصاحبه برخط)، راجع به حذف یا ماندگاری تکنیک ها و یا افزودن یا ادغام تکنیک ها به اجماع رسید. نتایج بررسی متون و وب سایت های برتر حاکی از شناسایی 40 تکنیک است که 30 تکنیک آن بر اساس بررسی متون (شامل 11 تکنیک از نوع برون صفحه، 18 تکنیک از نوع درون صفحه، و 1 تکنیک برای بهینه سازی ویژگی های وب سایت) و 10 تکنیک بر اساس بررسی وب سایت های برتر (شامل7 تکنیک از نوع درون صفحه، 2 تکنیک برون صفحه، و 1 تکنیک از نوع بهینه سازی ویژگی های وب سایت) استخراج شد. در بخش دلفی در مرحله اول، از 40 تکنیک شناسایی شده بر اساس بررسی متون و وب سایت های نمونه پژوهش، 4 مورد حذف، و 15 تکنیک جدید توسط اعضای پنل دلفی اضافه شد. در مجموع، چارچوب پیشنهادی اولیه با 51 تکنیک تدوین شد. در مرحله دوم پنل دلفی با حذف، ادغام و اصلاح تکنیک های پیشنهادی، چارچوب ارتقای بازدید وب سایت ها با 37 تکنیک نهایی شد. در انتها، چارچوبی برای ارتقای بازدید وب سایت ها طراحی شد که می تواند به طراحان و مدیران وب سایت ها کمک کند.
The Quality of Decision-Making for School Vocational Principals: An Information System and Decision Support System Technology(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ ویژه نامه انگلیسی ۳ (پیاپی ۱۲۲)
255 - 285
حوزههای تخصصی:
The principal sometimes makes decisions that cannot solve the problem because the principal does not adequately study the factors that influence and hinder the implementation of decisions before making a decision. The low quality of decisions is because of the lack of data availability or current information related to planning parameters. The unavailability of a decision support system as part of an education management information system that manages the data becomes information for school principals and is an obstacle to the quality of decision-making. The main objective of this research is proposing the decision-making model of school principals. This research is a quantitative study with a questionnaire as a research instrument. The research sample was the head of vocational schools in the Special Region of Yogyakarta and Central Java. The data analysis technique used was the analysis technique used by Structural Equation Modeling (SEM) using SmartPLS software. The results showed that the Decision Information System and the Decision Support System must support a practical decision-making quality. Both systems will have an impact on increasing alternative selection ability and analysis of problem-solving ability. Future research may develop an Android-based principal’s decision support system.