فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
با شکل گیری داده های و گسترش پر شتاب و متنوع کلان داده در سطح کشور و سازمان ها، فرصت ها، تهدیدها، چالش ها و رخ دادهای زیادی به وجود آمد و این سبب شده با یک نیاز جدی روبرو باشیم و آن اینکه برای استفاده و مواجه با این کلان داده چگونه می توان فرآیندها، نقش ها، سیاست ها، استانداردها و معیارها و در نگاه کلی حکمرانی داده را تدوین و بهبود بخشید. در این مسیر این پژوهش در صدد آن است تا در گام اول به پرسش: وضعیت حکمرانی در سطح سازمان ها چگونه است؟ و در گام دوم ضمن بررسی دقیق وضعیت موجود، جایگاه و نتیجه مطلوب شکل گیری حکمرانی داده، به پرسش: چه راهکارهای اجرایی در برای اجرایی شدن حکمرانی داده در سطح سازمان ها به ویژه دانشگاه آزاد اسلامی می توان پیشنهاد داد؟ پاسخ بدهد. از این رو این پژوهش با بهره گیری از مصاحبه عمیق با نخبگان به صورت کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی انجام گرفته است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه عمیق با 18کارشناس، گردآوری و پس از استخراج و کدگذاری در سه موضوع اصلی: الف)بررسی وضعیت حکمرانی داده در سطح سازمان ها، ب)بررسی حکمرانی داده در سطح دانشگاه آزاد اسلامی، ج)راهکارهای اجرایی حکمرانی داده در دانشگاه، دسته بندی شده است و حاصل آن توصیف وضعیت حکمرانی در کشور ، سازمان ها و دانشگاه و همچنین ارائه راهکاره اجرایی برای دانشگاه آزاد اسلامی در حوزه حکمرانی داده بوده است.
ترسیم نقشه علمی هوش مصنوعی در برونداد پژوهشگران دانشگاه های شهر تهران: تحلیل بیبلیومتریک بروندادهای علمی منتشر شده در پایگاه استنادی اسکوپوس در بازه 2015-2025(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
55 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مطالعه، ترسیم نقشه علمی حوزه هوش مصنوعی در برونداد پژوهشگران دانشگاه های شهر تهران در پایگاه استنادی اسکوپوس است.
روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی بوده و با استفاده از روش مطالعه توصیفی- تحلیلی و تکنیک کتابسنجی انجام شده است. برای ترسیم نقشه های علمی، از ابزارهایی مانند نرم افزار VOS viewer استفاده شد. در این مطالعه، داده های علمی مرتبط با هوش مصنوعی که توسط پژوهشگران دانشگاه های تهران در پایگاه استنادی اسکوپوس منتشر شده اند، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. داده های مورد استفاده شامل مقالات منتشر شده در زمینه هوش مصنوعی در بازه زمانی 10 ساله (2015-2025) بودند.
یافته ها: پژوهشگران ایرانی در زمینه هوش مصنوعی به طور عمده در حوزه های یادگیری ماشین، شبکه های عصبی و پردازش زبان طبیعی فعال هستند و همکاری های بین المللی چشمگیری با پژوهشگران کشورهای مختلف دارند. همچنین، بیشترین تعداد مقالات مربوط به این حوزه از سوی دانشگاه های بزرگ و معتبر ایران منتشر شده است.
نتیجه گیری: در سال های اخیر، رشد چشمگیری در تولید مقالات علمی در زمینه هوش مصنوعی در دانشگاه های شهر تهران مشاهده می شود و این روند در آینده نیز به رشد خود ادامه خواهد داد. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاران و پژوهشگران کمک کند تا به بهبود استراتژی های تحقیقاتی و همکاری های علمی در این حوزه بپردازند.
واکاوی حفاظت از حق مؤلف آثار در کتابخانه ها؛ موردکاوی نقش کتابخانه ملی ایران در جایگاه مرجعیت کتابخانه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف واکاوی و تحلیل حق مؤلف آثار در کتابخانه های ایران و به طور خاص کتابخانه ملی ایران به عنوان مرجعیت میان کتابخانه های ایران انجام شد.روش پژوهش: پژوهش کنونی از نظر هدف کاربردی است و با رویکرد پژوهش کیفی انجام شده و از نظر روش گردآوری داده ها، روش تحلیل اسنادی به کار رفته است. جامعه پژوهش شامل آیین نامه ها، قوانین، پورتال های کتابخانه ملی ایران و 36 کتابخانه منتخب ملی، دانشگاهی، علوم پزشکی، عمومی و دیجیتال در داخل و خارج از ایران است و در نهایت نیز با تعداد 7 نفر از کارشناسان و مدیران کتابخانه ها مصاحبه انجام شد. همچنین، در تحلیل داده ها، از کدگذاری باز استفاده شده است. یافته ها: تحلیل داده های حاصل از پژوهش و کدگذاری باز حاکی از آن است که تعداد 116 کد اولیه، 188 کد مفهومی، 227 مقوله و 5 طبقه حقوق مادی و معنوی، استفاده غیرانتفاعی، مجوز و موافقت نامه، استفاده منصفانه و نقض حقوق پدیدآور به دست آمد. پس از بررسی آیین نامه ها و پورتال کتابخانه ملی ایران و سامانه دیجیتال ملی در خصوص وضعیت کتابخانه ملی از نظر حقوق مادی و معنوی منابع، مشخص شد که هنوز سیاست حق مؤلف در مواجه با این منابع وجود ندارد.نتیجه گیری: کتابخانه ها می توانند با داشتن سیاست حق مؤلف و راهکارهایی مانند ایجاد فیلد "حقوق و دسترسی" در نرم افزارهای کتابخانه ای، به کارگیری مجوز در دسترسی به منابع خاص، بهره گیری از اقدامات فنی کنترل کپی و دسترسی در حفاظت از حقوق معنوی صاحبان آثار، استفاده از الگوی "ثبت حق مؤلف آثار"، ایجاد دفتر/ اداره حق مؤلف و نظیر آن در جهت ارائه خدمات به کاربران گام بردارند.
کاربست نظریه دم طولانی در فروشگاه های کتاب الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۶)
109 - 138
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی و امکان سنجی کاربست نظریه دم طولانی در فروشگاه های کتاب الکترونیکی است که فروشگاه طاقچه به عنوان مورد مطالعه انتخاب شد. بدین صورت که محصولات فرهنگی و به طور خاص کتاب های کم فروش که تنوع بالایی دارند؛ اما تعداد فروش هرکدام اندک است، در دم توزیع «دم طولانی» جای می گیرند و کتاب های پرفروش که تعداد اندک، ولی فروش بالایی دارند، در سر توزیع جای می گیرند. این پژوهش درصدد است که نشان دهد هرچقدر تنوع محصولات کم فروش افزایش یابد، سنگینی دم بیشتر شده و درآمد ناشی از فروش محصولات در دم برابر و یا بیشتر از درآمد ناشی از فروش محصولات موجود در سر توزیع (یعنی کتاب های پرفروش) خواهد بود. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کمی بوده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش پیمایشی تحلیلی استفاده شد. جامعه مورد بررسی «فروشگاه کتاب الکترونیکی طاقچه» و نمونه شامل کتاب های گروه ادبیات داستانی بود که معمولاً بیشتر مورد اقبال عمومی قرار می گیرند. داده ها با همکاری گروه طاقچه از طریق پایگاه داده فروشگاه کتاب الکترونیکی طاقچه دریافت و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که با افزایش تعداد کتاب ها، تابع توزیع دم طولانی نسبت به زمانی که تعداد داده ها کمتر بود، بهتر برازش پیدا می کند و دم طولانی به شکل درست تری تشکیل می شود و میزان فروش محصولات افزایش پیدا می کند. همچنین با به دست آوردن نقطه برابری میزان فروش سر و دم نمودار دم طولانی مشاهده شد که هرچه تعداد کتاب ها افزایش پیدا می کند، یافته ها به قانون 98 درصد اندرسون نزدیک می شود؛ یعنی 98 درصد از کتاب ها حداقل یک بار در سال به فروش می رسند. همچنین یافته های حاضر مثال نقضی برای قانون پارتو است. نتیجه گیری: با توجه به این موضوع که افزایش تعداد کتاب ها منجر به افزایش فروش سایر کتاب هایی که از قبل موجود بوده اند می شود، به فروشگاه های کتاب الکترونیکی پیشنهاد می شود که تا حد امکان تنوع کتاب های خود را گسترش دهند؛ زیرا تنوع کتاب ها تأثیر مثبت و مستقیمی روی دیده شدن سایر کتاب ها دارد.
اشاعه دانش مبتنی بر شبکه های اجتماعی: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه شبکه های اجتماعی به یک پلت فرم ارزشمند برای تسهیل اشتراک دانش و ارتباطات، نه تنها در سطح شخصی یا فردی، بلکه برای سازمان ها تبدیل شده است. با این وجود، رشد مهم و سریع پژوهش ها در این زمینه، تلاش های کمی برای بررسی نظام مند و ترکیب یافته های بررسی های قبلی و ارزیابی وضعیت فعلی پژوهش ها در مورد استفاده از شبکه های اجتماعی در اشاعه دانش صورت گرفته است. هدف اصلی این مقاله ارائه درک بهتر و بررسی دقیق وضعیت فعلی پژوهش ها در مورد استفاده از شبکه های اجتماعی برای اشاعه دانش است. روش پژوهش: در این پژوهش از روش مرور نظام مند ادبیات برای جمع آوری و مرور مطالعات با پیروی از یک روش مرور از پیش تعریف شده، ادغام استراتژی های جستجوی خودکار و دستی، به منظور پوشش دادن همه مقالات پژوهشی مرتبط منتشر شده در این بازه زمانی استفاده شده است. جستجوی نظام مند با توجه به کلمات کلیدی به 253 برونداد پژوهشی رسید که در نهایت 37 برونداد پژوهشی منطبق با معیارها جهت تحلیل عمیق تعیین شدند.یافته ها: پس از فرآیند تجزیه و تحلیل داده ها، نتایج حاصل از مطالعات اولیه منتخب، یک نمای کلی روشن و جامع از پژوهش فعلی را نشان می دهد که بر اشاعه دانش از طریق شبکه های اجتماعی متمرکز است و سه فعالیت اصلی کاربرد شبکه های اجتماعی را شناسایی می کند که شامل فرآیندهای جستجوی دانش، اشاعه دانش و تعامل اجتماعی است. علاوه بر این، عواملی شامل دسترسی، واقعی بودن و ماندگاری، شبکه های اجتماعی را به فضایی برای اشاعه دانش در همه زمینه ها تبدیل می کند. یافته های این مطالعه نشان می دهد که جو سازمانی، فقدان رهبری، هزینه های تدوین دانش، ترس از دست دادن قدرت دانش و فقدان منفعت شخصی از جمله چالش های اشاعه دانش در شبکه های اجتماعی است.نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که شبکه های اجتماعی برای اجرای اشتراک دانش با اشکال مختلف رفتار مرتبط هستند و پتانسیل غلبه بر چالش های مرتبط با استفاده از آن را دارند.
ضرورت طراحی دائره المعارف دانشگاه تهران از طریق توسعه گروه های کار فرازمانی و فرامکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: دائره المعارف نویسی و تلاش در جهت توسعه دانش، نیازمند همکاری گروه هایی از افراد متخصص است که برای تحقق این امر، نیاز به گروه های کار فرازمانی و فرامکانی احساس می شود. به گونه ای که در دوره های کاری طولانی و فراتر از یک نسل (فرازمانی و فرانسلی) و فارغ از حضور در یک مکان مشخص و سیستم های سنتی (فرامکانی)، همکاری صورت گیرد.روش: در این پژوهش، طی مطالعه تطبیقی، با بررسی سه دائره المعارف دانشگاهی بزرگ جهان (دائره المعارف آکسفورد، دائره المعارف دانشگاهی آمریکایی و دائره المعارف فلسفه استنفورد) و مقایسه ویژگی های آنها، به ضرورت طراحی دائره المعارف دانشگاه تهران پرداخته شده است و در نهایت، یک الگوی ذهنی از دائره المعارف دانشگاه تهران ارائه می شود.یافته ها: بر این اساس، بر کاربرد اطلاعاتی جامع، دیرپا، منسجم و موثق و کاربرد مفید دائره المعارف دانشگاه تهران تأکید می شود. در این پژوهش، با بررسی چند دائره المعارف بزرگ دانشگاهی، سعی شد نقاط قوت و ویژگی های آنها مورد بررسی و توجه قرار گیرد. به طور کلی، به نظر می رسد که بقاء و توسعه این آثار، به شدت به اهتمام جمعی اعضای یک گروه متخصص به صورت فرازمانی و حتی فرامکانی، وابسته است، به گونه ای که دانش افراد در سیر متوالی زمانی، مدیریت شود.نتیجه گیری: در این پژوهش، به بررسی و مفهوم پردازی اصطلاح «دائره المعارف دانشگاه تهران» پرداخته شده است. مفهومی که توجه به آن در جامعه علمی، احساس می شود. به طور کلی، انتشار دائره المعارف دانشگاهی چون دائره المعارف دانشگاه تهران، بر امکان ایجاد کتابخانه های تعالی گرا و توجه به مدیریت دانش تأکید داشته و موجب مستندسازی دستاوردهای علمی دانش پژوهان و متخصصان در حوزه های علمی گوناگون شود. در این راستا، لزوم برنامه ریزی های بلندمدت و سازماندهی پژوهشگرانی در گروه های بین نسلی و فرانسلی احساس می شود.
نقش مهارت های دیجیتال در ارتقای سواد حریم خصوصی برخط دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به زندگی در عصر اینترنت و استفاده روزافزون دانشجویان از این رسانه تعاملی و از سویی افزایش جرایم نقض حریم خصوصی افراد در فضای مجازی، سواد حریم خصوصی برخط می تواند نقش مؤثری در کاهش این نوع آسیب ها از اینترنت داشته باشد. عوامل مختلفی می توانند در افزایش این سواد مؤثر باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مهارت های دیجیتال در ارتقای سواد حریم خصوصی برخط دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی کرمانشاه است.
روش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 7774 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشگاه رازی کرمانشاه در سال تحصیلی 1399-1398 است. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان، 366 نفر و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعیین شد. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته سواد حریم خصوصی برخط و پرسشنامه مهارت های دیجیتال استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه ها به ترتیب با روش های روایی محتوا و ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. همچنین جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار اس. پی. اس. اس. نسخه 24 استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد سطح سواد حریم خصوصی برخط دانشجویان کارشناسی کمتر از متوسط است. اما سطح مهارت های دیجیتال دانشجویان در حد متوسطی قرار دارد. همچنین براساس تحلیل داده ها، مهارت های دیجیتال با ضریب تأثیر 49/0بر آگاهی از عملکرد ارائه دهندگان خدمات برخط، با ضریب تأثیر 29/0 بر آگاهی از قوانین حفاظت از اطلاعات، با ضریب تأثیر 51/0 بر آگاهی از جنبه های فنّی حریم خصوصی برخط، با ضریب تأثیر 51/0 بر مهارت های فنّی و با ضریب تأثیر 40/0 بر مهارت های اجتماعی تاثیر دارد و با ضریب تأثیر 61/0 بر مقیاس کلی سواد حریم خصوصی برخط مؤثر است. یعنی با بالا رفتن سطح مهارت های دیجیتال، سواد حریم خصوصی برخط و همه مولفه های آن نیز افزایش می یابد.
نتیجه گیری: با توجه به مؤثر بودن سطح مهارت های دیجیتال بر افزایش سواد حریم خصوصی برخط در جهت حفظ حریم خصوصی در اینترنت، باید آموزش و اقدامات لازم در جهت ارتقاء مهارت های دیجیتال دانشجویان ارائه شود تا سبب افزایش سطح امنیت آنان در استفاده از اینترنت گردد و بدین وسیله می توان بسیاری از خطرات و چالش های آنان را در مورد حریم خصوصی شان کاهش داد.
ارائه الگوی عامل هوشمند هوش مصنوعی پایش پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان کیف و کفش در بستر بلاکچین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: عامل هوشمند هوش مصنوعی پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان، سیستمی است که براساس دانش و تجربیات اکتسابی با شناخت نوع سبک غالب رفتاری مصرف کننده، ضمن شناسایی ناهنجاری های رفتاری، به بررسی مدل های رفتاری و ابعاد پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان می پردازد و قادر است تا به صورت هوشمندانه تصمیم بگیرد که از کدام مدل رفتاری برای تأثیرگذاری حداکثری بر رفتارها و عادت های مصرف کنندگان جهت ارزش آفرینی و افزایش چرخه عمر مشتری استفاده نماید. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی عامل هوشمند هوش مصنوعی پایش پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان کیف و کفش در بستر بلاکچین بود. روش : پژوهش حاضر از نوع کیفی است. از دو روش مرور نظام مند و داده بنیاد به صورت ترکیبی استفاده شد. جامعه آماری در روش داده بنیاد، خبرگان رشته های مدیریت بازرگانی، مدیریت اطلاعات و کامپیوتر بودند و حجم نمونه با اشباع نظری 16 نفر با استفاده از نمونه گیری هدفمند مشخص شد. ابزار گردآوری داده ها در روش مرور نظام مند مطالعات کتابخانه ای، و در روش داده بنیاد مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان بود. اعتبارسنجی این تحقیق به استناد معیار کیفی لینکلن و گوبا انجام شد. یافته ها: ابتدا با استفاده از روش مرور نظام مند، پیشایندها و پدیده مرکزی الگو شناسایی گردید. تعداد 361 مقاله با توجه به موضوع تحقیق شناسایی شد که پس از غربالگری، 26 مقاله فارسی و انگلیسی از نظر موضوع و محتوا شمول تشخیص داده شد. با توجه به اینکه ادبیات و پیشینه پژوهش جهت تکمیل الگوی پارادایمی، از غنای لازم برخوردار نبود، در ادامه تحقیق برای شناسایی عوامل مداخله گر، عوامل زمینه ای، راهبردها و پیامدها، از روش داده بنیاد با بهره گیری از نظر خبرگان استفاده گردید. نتیجه گیری: پژوهش حاضر منجربه ارائه الگوی پارادایمی جدیدی با عنوان عامل هوشمند هوش مصنوعی پایش پاسخ های رفتاری مصرف کنندگان کیف و کفش در بستر بلاکچین گردید.
بررسی میزان پیاده سازی فناوری وب معنایی در نرم افزارهای مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لایه های وب معنایی در حوزه های مختلف همچون تلفیق داده ها، مهارت یابی، اتاق فکر برخط، سرویس گذاری مجموعه های چندرسانه ای، خرید برخط و تعامل بین سامانه ها به کار می رود. به نظر می رسد به کارگیری وب معنایی در نرم افزارهای مدیریت دانش مسلماً در ارائه اطلاعات مفید مؤثر واقع خواهد شد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی میزان پیاده سازی فناوری وب معنایی در نرم افزارهای مدیریت دانش است. جامعه آماری پژوهش حاضر سه نرم ا فزار مدیریت دانش که شامل نرم افزار مدیریت دانش دانا، سامانه جامع مدیریت دانش نداک و نرم افزار MTA share است. داده ها از طریق تدوین سیاهه وارسی بر مبنای مقیاس بله/ خیر، گردآوری شدند و تجزیه وتحلیل داده ها نیز با کمک نرم افزار اکسل انجام شد. یافته ها نشان داد معماری فناوری معنایی در هر شش لایه (یو آر ال، ایکس ام ال، آردی اف، هستی شناسی، فراداده و منطق) در نرم افزارهای مذکور، مورداستفاده و در سطح مطلوبی قرار دارد. ولی ابزارهای معنایی برای جستجو و بازیابی اطلاعات در هر سه لایه (هستی شناسی، آردی اف، فراداده) کاربرد چندانی در این نرم افزارها نداشته و موردتوجه قرار نگرفته است. لذا نتایج پژوهش حاضر نشانگر آن است که نیاز است کاربرد معماری فناوری معنایی در نرم افزارهای سامانه جامع مدیریت دانش نداک و MTA share بیشتر موردتوجه قرار گیرد و از آن ها در تمامی لایه های مذکور استفاده شود. همچنین نیاز است که از ابزارهای معنایی برای جستجو و بازیابی اطلاعات در تمامی لایه ها (هستی شناسی، آردی اف و فراداده) در نرم افزار مدیریت دانش دانا و سامانه جامع مدیریت دانش نداک استفاده بیشتری شود. با توجه به نتایج در به کارگیری حوزه کاربرد معماری فناوری وب، در نرم افزار مدیریت دانش دانا نسبت به دو نرم افزار دیگر توجه بیشتری شده است.
Analyzing Process Execution Time for Evidence-Based Policy Making in Information Systems using Process Mining(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Enterprises employ information systems to carry out their day-to-day business operations. Organizations implement business policies to enhance their competitive edge through efficient process management. This paper aims to propose a method that combines two approaches: evidence-based policymaking and process mining, to facilitate process reengineering. While numerous evidence-based approaches utilizing process mining techniques have been employed to assess process performance through measurements, these methods often focus on individual process instances. This is in contrast to Business Process Redesign (BPR) assessments, which encompass more comprehensive performance measurements, including overall process performance. This study proposes a method for analyzing process execution time, which includes Cycle time, Lead time, and Activity time. The aim is to support evidence-based policymaking in information systems through the use of process mining. Several key performance indicators (KPIs) have been defined for evidence-based management of business processes to identify process bottlenecks. The results of this paper demonstrate the application of process mining in analyzing the execution time of business processes. Using a real-world dataset, the study identified time-consuming activities and provided key performance indicators (KPIs) to guide process optimization. These findings demonstrate the effectiveness of process mining in identifying bottlenecks and inefficiencies within operational processes, ultimately leading to improved process performance and efficiency.
نقش آلتمتریکس در تغییر رویکردهای ارزیابی پژوهش ها: از علم سنجی سنّتی تا علم سنجی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
19 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش آلتمتریکس به عنوان یک رویکرد نوآورانه در علم سنجی و تأثیر آن بر تغییر رویکردهای ارزیابی پژوهش ها است. سوال اصلی پژوهش این است که چگونه آلتمتریکس می تواند به عنوان ابزاری مکمّل در ارزیابی تأثیرات پژوهش ها مورد استفاده قرار گیرد و به سیاستگذاران و پژوهشگران کمک کند تا نقاط قوت و چالش های موجود در نظام پژوهش را بهتر شناسایی کنند؟ روش: این پژوهش بر پایه منابع کتابخانه ای و تحلیل جامع مقالات مرتبط با علم سنجی و آلتمتریکس انجام شده است. به منظور گردآوری داده ها، مقالات و منابع معتبر در زمینه ارزیابی عملکرد پژوهش ها مورد بررسی قرار گرفته و داده های مربوط به آلتمتریکس و شاخص های سنّتی استخراج شدند. همچنین با تحلیل داده های موجود، نقاط قوت و ضعف آلتمتریکس در مقایسه با روش های ارزیابی سنّتی شناسایی شده و تأثیر آن بر ارزیابی تأثیر پژوهش ها بررسی گردید. این رویکرد شامل تحلیل نوع تعاملات در شبکه های اجتماعی، بازخوردهای آنلاین و سایر معیارهای غیررسمی است که به ارائه یک سنجش جامع و دقیق از تأثیر پژوهش ها کمک می کند. علاوه بر این، در این پژوهش برای تسهیل استفاده مؤثر از آلتمتریکس، چارچوبی برای تجزیه و تحلیل اطلاعات فراهم شده است که بتواند در سیاستگذاری های علمی و پژوهشی به کار گرفته شود. یافته ها: آلتمتریکس می تواند به عنوان ابزاری مکمّل، پژوهشگران را در توسعه دیدگاه های چندبُعدی و واقع گرایانه تری از تأثیر پژوهش ها یاری نماید. همچنین استفاده از آلتمتریکس می تواند به نوآوری و پیشرفت در سیاستگذاری های علمی کمک کند؛ به ویژه در حوزه هایی که تعاملات علمی و اجتماعی از زوایای مختلف مورد بررسی قرار می گیرند. نتیجه گیری: آلتمتریکس نه تنها می تواند به عنوان ابزاری مکمّل در ارزیابی تأثیر پژوهش ها عمل کند، بلکه با ارائه یک تصویر جامع و چندبُعدی از تأثیرات علمی، اجتماعی و فرهنگی، به سیاستگذاران در اتخاذ تصمیمات مبتنی بر شواهد کمک می کند. پیشنهادات ارائه شده در این پژوهش، شامل استانداردسازی روش های آلتمتریکس و رفع نقاط ضعف کنونی، می تواند به ارتقای کارایی و دقت این ابزار در ارزیابی پژوهش ها کمک کند. در نهایت، هدف این پیشنهادات ایجاد پل ارتباطی مؤثر بین علم و جامعه، و تقویت مشارکت پژوهشگران و سیاستگذاران در راستای توسعه پایدار است.
شناسایی تکنیک های بهینه سازی موتور جست وجوی گوگل و ارائه چارچوبی برای ارتقای رتبه بازدید وبسایت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش در حوزه بهینه سازی موتور جست وجوی گوگل از آن جهت که دنیای اینترنت با زندگی روزمره مردم آمیخته بوده و گوگل به عنوان یک موتور جست وجوی قدرتمند، دستیار روزانه ای برای مطالعات و آگاهی رسانی بیشتر مردم دنیاست، دارای اهمیت است؛ چرا که فرایندی است در جهت تسهیل دسترسی به اطلاعات در سطح اینترنت. هدف اصلی پژوهش حاضر عبارت است از شناسایی تکنیک های بهینه سازی موتور جست وجوی گوگل برای وب سایت ها به منظور ارائه چارچوبی برای ارتقای بازدید وب سایت ها و ارزیابی چارچوب پیشنهادی بر اساس نظرات متخصصان حوزه «سئو». رویکرد تحقیق حاضر کیفی است و از نظر نوع نیز در دسته تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. هرچند بهینه سازی موتور جست وجوی گوگل یک فرایند عملی است و باید در راستای قوانین و خط مشی های گوگل انجام شود، اما در این پژوهش از آن رو که یک کار مطالعاتی است و روش انجام کار با بررسی متون علمی همراه بود، و تکنیک های «سئو» باید ابتدا از متون علمی و نیز بررسی اسناد وب سایت های معتبر در «الکسا» استخراج و سپس در پنل دلفی با حضور متخصصان به بحث گذاشته شده و راستی آزمایی می شد، به ترتیب از روش های مرور متون و دو مرحله پنل دلفی استفاده شد. دلیل استفاده از دو مرحله پنل دلفی این بود که در مرحله اول، تمام تکنیک های استخراج شده در پنل دلفی بررسی شد و در نتیجه، فقط تکنیک هایی معرفی شد که جزو تکنیک های واقعی «سئو» باشند و این نتایج در مرحله دوم با نظر متخصصان در پنل دلفی به دستیابی به لیست مؤثرترین تکنیک ها منجر شد. با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند، مقالات و وب سایت های معتبر، اعضای پنل دلفی، و متخصصان حوزه «سئو» شناسایی شدند. حجم نمونه در بخش اول برابر با 6 مقاله و10 وب سایت بود. اعضای مرحله اول ودوم پنل دلفی به ترتیب، 7 و 4 نفر بودند. این بررسی با استفاده از دو دور روش دلفی (ابتدا از طریق پرسشنامه و بر اساس طیف لیکرت 5 درجه ای و سپس در یک مصاحبه برخط)، راجع به حذف یا ماندگاری تکنیک ها و یا افزودن یا ادغام تکنیک ها به اجماع رسید. نتایج بررسی متون و وب سایت های برتر حاکی از شناسایی 40 تکنیک است که 30 تکنیک آن بر اساس بررسی متون (شامل 11 تکنیک از نوع برون صفحه، 18 تکنیک از نوع درون صفحه، و 1 تکنیک برای بهینه سازی ویژگی های وب سایت) و 10 تکنیک بر اساس بررسی وب سایت های برتر (شامل7 تکنیک از نوع درون صفحه، 2 تکنیک برون صفحه، و 1 تکنیک از نوع بهینه سازی ویژگی های وب سایت) استخراج شد. در بخش دلفی در مرحله اول، از 40 تکنیک شناسایی شده بر اساس بررسی متون و وب سایت های نمونه پژوهش، 4 مورد حذف، و 15 تکنیک جدید توسط اعضای پنل دلفی اضافه شد. در مجموع، چارچوب پیشنهادی اولیه با 51 تکنیک تدوین شد. در مرحله دوم پنل دلفی با حذف، ادغام و اصلاح تکنیک های پیشنهادی، چارچوب ارتقای بازدید وب سایت ها با 37 تکنیک نهایی شد. در انتها، چارچوبی برای ارتقای بازدید وب سایت ها طراحی شد که می تواند به طراحان و مدیران وب سایت ها کمک کند.
The Quality of Decision-Making for School Vocational Principals: An Information System and Decision Support System Technology(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ ویژه نامه انگلیسی ۳ (پیاپی ۱۲۲)
255 - 285
حوزههای تخصصی:
The principal sometimes makes decisions that cannot solve the problem because the principal does not adequately study the factors that influence and hinder the implementation of decisions before making a decision. The low quality of decisions is because of the lack of data availability or current information related to planning parameters. The unavailability of a decision support system as part of an education management information system that manages the data becomes information for school principals and is an obstacle to the quality of decision-making. The main objective of this research is proposing the decision-making model of school principals. This research is a quantitative study with a questionnaire as a research instrument. The research sample was the head of vocational schools in the Special Region of Yogyakarta and Central Java. The data analysis technique used was the analysis technique used by Structural Equation Modeling (SEM) using SmartPLS software. The results showed that the Decision Information System and the Decision Support System must support a practical decision-making quality. Both systems will have an impact on increasing alternative selection ability and analysis of problem-solving ability. Future research may develop an Android-based principal’s decision support system.
طراحی مدل بهسازی منابع انسانی مبتنی بر رایانش ابری در بانک تجارت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بهسازی نیروی انسانی فعالیت های سازمان جهت بهبود قابلیت ها و توانمندی های کارکنان از طریق بهینه سازی شرایط، امکانات و فضای کلی محیط کاری آنها است. عملکرد نیروی انسانی سنگ بنای موفقیت هر سازمانی است. ارزیابی عملکرد سازمان باید در جهت بهبود توانمندی نیروی انسانی طراحی و اجرا شود. در این راستا، هدف پژوهش حاضر طراحی مدل بهسازی منابع انسانی مبتنی بر رایانش ابری در بانک تجارت است.
روش: روش پژوهش حاضر کاربردی بوده که با رویکرد آمیخته اکتشافی (کیفی- کمّی) انجام شده است. جامعه آماری در مرحله کیفی 30 نفر از خبرگان بانکی و اساتید دانشگاهی بودند که دارای ویژگی هایی نظیر تجربه، تناسب رشته تحصیلی، مدرک تحصیلی، اشتغال به تدریس در دانشگاه، سابقه پژوهشی و تألیفی در این زمینه بودند و به شیوه غیرتصادفی (هدفمند) و روش گلوله برفی تا حصول به اشباع نظری انتخاب شدند. برای شناسایی مولفه های بهسازی منابع انسانی از روش دلفی در چهار دور و برای طراحی مدل از روش معادلات ساختاری با نرم افزار Smart PLS3 استفاده شده است.
یافته ها: نتایج دلفی نشان داد بهسازی منابع انسانی مبتنی بر رایانش ابری در بانک تجارت، شامل 46 مؤلفه در قالب 4 بُعد (بهسازی آموزشی، بهسازی حرفه ای، بهسازی سازمانی، بهسازی فردی) است. براساس نتایج مدل سازی معادلات ساختاری می توان گفت ابعاد بهسازی آموزشی، بهسازی حرفه ای، بهسازی سازمانی و بهسازی فردی به ترتیب به میزان 864/0، 571/0، 701/0 و 622/0 بر بهسازی منابع انسانی در بانک تجارت تاثیر مثبت و معنی داری دارند.
نتیجه گیری: پیشنهاد می شود رایانش ابری مورد استفاده در بانک های کشورهای پیشرفته مبنایی برای بهسازی آموزشی نیروهای بانک تجارت کشور قرار گیرد و مهم ترین موانع بهسازی آموزشی و حرفه ای از سوی تیمی متخصص شناسایی و برای از میان برداشتن آن اقدام شود.
Network Analysis of Twitter Users in Iran; Studying Public Sphere Properties(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper aims to evaluate whether features of the public sphere are present in the activities of Iranian Twitter users. To achieve this objective, the paper provides a synthesis of computational social sciences, network analysis, and Habermas's approach to the public sphere. The data comes from all Iranian users, including those who are actively engaged in political issues on Twitter. This method of data collection focuses on the computational aspects of the users. Added information on how they conducted networking and facilitated public opinion, which resulted in increased user interaction, would complete the data-gathering process to align with the theoretical claims. It also indicates that Twitter was a platform on which Iranian users fulfilled the requirements of the public sphere. Some of the findings indicate that there were 48,076 users connected with 25,534,713 edges, and together, they formed three communities. While one of the communities focused solely on social issues, the other two engaged in a rival political challenge. It seems that this situation exemplified the main characteristic of the public sphere, namely, the freedom to express political views and the formation of diverse communities with competing ideas.
ارتقای کاربردپذیری وبگاه های کتابخانه ای برای کاربران با آسیب بینایی با بهره گیری از قابلیت های هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پرداختن به برخی راهکارهای هوش مصنوعی برای کمک به ارتقای کاربردپذیری وبگاه های کتابخانه ای برای کاربران با آسیب بینایی است.پژوهش حاضر کیفی است که با ابزار مصاحبه و پروتکل بلنداندیشی انجام گرفت. در این پژوهش از طریق مصاحبه با کاربران با آسیب بینایی، بهترین و بدترین ویژگی های وبگاه های کتابخانه ای مورد سؤال قرار گرفت. کاربران در حین استفاده از یک وبگاه کتابخانه ای و در حال انجام وظایف در امور روزمره مورد مصاحبه قرار گرفتند و در عین حال افکار، احساسات و نظرات خود را به صورت کلامی در مورد تجربه تعامل خود بیان نمودند. مصاحبه به صورت فردی و به صورت آنلاین یا در مکان مشخصی انجام شد. چهار وبگاه کتابخانه ای بزرگ کشور (سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران؛ سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی؛ کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی؛ و کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران) برای انجام وظایف انتخاب شدند. جامعه پژوهش، کاربران با آسیب بینایی بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به تعداد 33 نفر انتخاب شدند. تحلیل صحبت های کاربران بر اساس تحلیل محتوای کیفی انجام شد و از نرم افزار «مکس کیودی ای» استفاده شد و در 90 کد نهایی و 3 مقوله کلی و 8 زیرمقوله جای گذاری شد. این کدها در حین بررسی رونوشت ها به طور مداوم گسترش و بازنگری شدند. یک محقق دیگر در تحلیل محتوا شرکت کرد و رونوشت ها و مقوله های مستخرج را بررسی کرده و داده ها چندین بار مورد ارزیابی قرار گرفتند.بهترین ویژگی های وبگاه ها از دید کاربران عبارت بودند از: استاندارد و دسترس پذیر بودن عناصر موجود در صفحات، محتوای ارزشمند و صداقت در معرفی و ارائه محتوا، بخش بندی و هدینگ بندی منطقی و سازماندهی مناسب عناصر صفحه، اختصاص تگ Alt برای گرافیک ها، سازماندهی مطلوب نتایج جست وجو و ... . بدترین ویژگی های وبگاه ها عبارت بودند از: کُدهای امنیتی (کپچاها) تصویری و نامعلوم؛ عدم تصحیح خودکار غلط های املایی کلیدواژه ها؛ مشکلات گفت وگوهای اینترنتی و نامعلوم بودن ارسال و دریافت پیام، محتوای پویا، و دینامیک؛ تنظیم نبودن عناصر موجود در صفحه با صفحه کلید، برچسب نداشتن گرافیک ها و عناصر ورودی کاربر، و طراحی غیراصولی صفحات و ... .تصحیح خودکار، دستیارهای صوتی هوشمند، خوشه بندی نتایج، فیلتر هوشمند، پرسش و پاسخ هوشمند، پردازش متن و تصویر/ توصیف تصاویر، خلاصه سازی متن، جست وجوی معنایی و به زبان طبیعی و شخصی سازی رابط کاربری از راهکارهای ارتقای کاربردپذیری وبگاه های کتابخانه ای است.
تحلیل فضایی کتابخانه های عمومی شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش واکاوی نحوه توزیع فضایی کتابخانه های فعلی در سطح شهر رشت و همچنین وضعیت بهینه توزیع کتابخانه ها در آینده است. روش: در این پژوهش از داده های کتابخانه های موجود رشت، بلوک های آماری سرشماری سال 1395 شهر رشت و داده های مکانی شهر رشت در قالب شیپ فایل استفاده شد. این پژوهش بر اساس دستورالعمل نهاد کتابخانه های عمومی کشور، مصوب 1397 انجام شده است. از تحلیل های آمار فضایی برای بررسی نحوه توزیع فضایی کتابخانه های موجود و از تحلیل شبکه برای تعیین محدوده خدمت کتابخانه ها استفاده شده است. برای اولویت بندی محدوده های خدمتِ آینده، از مدل تصمیم گیری ویکور استفاده شد. یافته ها: مقادیر آزمون ها بیانگر توزیع ناهمگون بر اساس جمعیت یا فاصله از مراکز جمعیتی است. توزیع کتابخانه ها در رشت مناسب نیست و بیشتر در مرکز شهر متمرکز و جنوب، غرب و شمال شهر رشت دارای پوشش کتابخانه ای کمی هستند. بر اساس معیار فاصله و جمعیت برای کتابخانه های موجود، چهار محدوده خدمت تعیین و با توجه به نزدیکی برخی کتابخانه ها به یکدیگر، محدوده خدمت آنها با یکدیگر ادغام شد. با توجه به جمعیت شهر رشت 14991 متر مربع کمبود زیربنای کتابخانه ای برای رسیدن به استاندارد دسترسی در این شهر وجود دارد. کتابخانه های موجود فقط 163633 نفر (معادل 2/24 درصد) از جمعیت رشت را تحت پوشش قرار می دهند و با توسعه حدود 3500 مترمربعی فضای کتابخانه ای می توان کل این جمعیت را پوشش داد که در مجموع 4/32 درصد از جمعیت رشت پوشش داده خواهد شد. با انجام تحلیل شبکه و اعمال فیلترهای فاصله و جمعیت، تعداد بیست محدوده خدمت آینده در شهر رشت پیشنهاد شد تا به عادلانه ترین حالت جمعیت شهر رشت را تحت پوشش قرار دهند. این بیست محدوده 3/65 درصد از جمعیت شهر رشت را تحت پوشش قرار خواهند داد که در صورت محقق شدن آنها و افزایش سطح زیربنای کتابخانه های فعلی، در مجموع 7/97 درصد از جمعیت شهر رشت تحت پوشش کتابخانه های عمومی قرار خواهند گرفت. در تعیین اولویت محدوده های خدمتِ آینده، جمعیت اهمیت بیشتری از فاصله داشته و به ترتیب مناطقی با بیشترین جمعیت در جنوب، غرب، شمال و شمال شرق شهر رشت در شش اولویت اول برای احداث کتابخانه های جدید قرار دارند و مناطق حاشیه ای در شمال شهر رشت به دلیل جمعیت کمتر و نزدیک تر بودن به کتابخانه های موجود در اولویت های آخر قرار گرفته اند. 3/2 درصد از جمعیت رشت، نیز حائز شرایط لازم جمعیتی و محدودیت فاصله ای نیستند و در حال حاضر برای آنها نمی توان تأسیس کتابخانه جدید را پیشنهاد کرد که عمدتاً در جنوب شهر رشت مستقر هستند. اصالت/ارزش: انجام مطالعات آمایش سرزمین اساس برنامه ریزی های آینده است. کمبود این نوع مطالعات و نبود آینده نگری منجر به اتلاف منابع و دوباره کاری در پروژه های مختلف خواهد شد. این پژوهش با توجه به معیارهای اساسی به تعیین میزان زیربنای کتابخانه ها بر اساس جمعیت، میزان مورد نیاز افزایش زیربنای کتابخانه های موجود و همچنین تعداد و مساحت کتابخانه های جدید جهت پوشش دادن به نیازهای جمعیت شهر رشت پرداخته است که با عمل کردن به آن می توان به صورت اصولی کتابخانه ها را در رشت گسترش داد و کتابخانه های جدید را در مناطق مناسب شهر رشت تأسیس کرد.
کاربردپذیری سامانه مدیریت کتابخانه های عمومی کشور (سامان) از دید کاربران با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر آگاهی از میزان کاربردپذیری سامانه مدیریت کتابخانه های عمومی کشور (سامان) از دید کاربران با آسیب بینایی است. روش : پژوهش از نوع کاربردی بود و با آزمون رسمی کاربردپذیری انجام گرفت. از طریق مشاهده اکتشافی کاربران با آسیب بینایی (پروتکل بلنداندیشی) و با تعریف وظایف واقعی (3 وظیفه)، وضعیت کاربردپذیری سامانه با روش کیفی ارزیابی شد. 10 نفر از کاربران با آسیب بینایی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تکمیل وظیفه با نرم افزارهای ضبط صفحه رصد شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار اکسل و Maxqda استفاده شد. اعتبار داده ها با معیارهای گوبا و لینکلن تعیین شد. یافته ها: هر کاربر به طور متوسط زمانی را برای مکان یابی منبع (حدود 30/9 دقیقه)، درخواست الکترونیکی عضویت (بیش از 11 دقیقه) و ارسال پرسش به کتابدار (کمتر از 7 دقیقه) صرف کرد. کاربران معدودی می توانستند در استفاده از سامانه بدون کمک پیمایش کنند و برخی کاربران در انجام وظایف خود ناموفق بودند. 90 درصد کاربران سهولت استفاده از سامان را در حد نامطلوب ارزیابی کرده اند و از زمان صرف شده برای پیشبرد وظایف ناراضی بودند. موانع مهم کاربردپذیری سامان در 177 کد و 5 مقوله شناسایی شد. دسترس پذیری کامبوباکس ها یا منوهای کشویی، طراحی اصولی، دسترس پذیری با صفحه کلید، عنوان بندی منطقی، پیچیدگی جستجو، پیام های سیستمی، انتقال اطلاعات با حواس و ... از پربسامدترین این موانع بودند. نتیجه گیری: کاربردپذیری شرط اساسی برای استمرار عملکرد وبگاه هاست. کتابخانه ها و وبگاه های فراگیر بر تنوع ذینفعان تمرکز دارند. درگیر کردن کاربران نهایی جنبه حیاتی در طراحی کاربرمحور است. این امر نیاز به بررسی مداوم انتظارات آنان را نشان می دهد.
جایگاه کتابخانه های عمومی روستایی در توانمندسازی کشاورزان از دیدگاه کتابداران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی جایگاه کتابخانه های عمومی روستایی در توانمندسازی کشاورزان است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی به روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه پژوهش شامل کتابداران کتابخانه های عمومی روستایی زیر پوشش اداره کل کتابخانه های عمومی خراسان جنوبی بود. در این پژوهش از روش نمونه گیری غیراحتمالاتی (غیرتصادفی) و از نوع نمونه گیری گلوله برفی استفاده و در مجموع با 17 نفر مصاحبه انجام شد. یافته ها: چگونگی نقش آفرینی کتابخانه های عمومی در توانمندسازی کشاورزان در دو مقوله اطلاعاتی (آموزشی-مشاوره ای و ترویجی) و خدماتی (کتاب رسانی و خدمات جنبی) گروه بندی شد. یافته ها حاکی از این بود برنامه های کتابخانه های عمومی روستایی در این زمینه بیشتر از نوع «آموزشی-مشاوره ای» بود که در این میان کارگاه های آموزشی کشاورزی از فراوانی بالاتری برخوردار بود. موانع استفاده از کتابخانه های عمومی برای توانمندسازی این قشر نیز در دو مقوله ساختاری (کتابخانه ای و کشاورزی) و فردی (جمعیت شناختی و فرهنگی) دسته بندی شد که موانع کتابخانه ای نسبت به دیگر موانع از فراوانی بالاتری برخوردار بود. در خصوص موانع مرتبط با کشاورزی نیز مصاحبه شوندگان به «اعتقاد نداشتن به کشاورزی نوین» بیشتر اشاره کردند. در مقوله فرعی موانع جمعیت شناختی نیز بی سواد بودن یا کم سواد بودن کشاورزان و همچنین سن زیادشان مطرح شد. نتیجه گیری : کتابخانه های عمومی باید برنامه ریزی لازم برای نقش آفرینی در توانمندسازی کشاورزان را انجام دهند. البته موانعی اساسی در این زمینه وجود دارد که نیازمند توجه جدی از سوی دست اندرکاران کتابخانه های عمومی است. برای تحقق این موضوع ضروری است تعاملات مناسبی بین کتابخانه های عمومی روستایی و دستگاه های متولی در این زمینه انجام شود.
شناسایی مؤلفه های نرم تحول دیجیتال و طراحی چارچوب مفهومی حاصل از آن ها (با روش تحلیل مضمون و مدل سازی ساختاری تفسیری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۳۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۸)
1063 - 1107
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه تحول دیجیتال از دو بخش سخت و نرم تشکیل شده، پژوهش حاضر به شناسایی مؤلفه های بخش نرم این تحول پرداخته است. با توجه به اهمیت روزافزون تحول دیجیتال و ضرورت آن برای بقا و موفقیت سازمان ها، پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوب مفهومی حاصل از مؤلفه های نرم تحول دیجیتال با استفاده از شبکه مضامین حاصل از تحلیل مضمون و سپس سطح بندی مضامین حاصل از تحلیل مضمون با استفاده از روش کمی مدل سازی ساختاری تفسیری انجام شد. در بخش کیفی پژوهش از ابزار مصاحبه نیمه ساختارمند و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته برآمده از تحلیل مضمون مصاحبه ها برای جمع آوری اطلاعات استفاده گردید. در بخش کیفی و کمیِ پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند قضاوتی بهره گیری شد. پس از تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی، 185 مضمون پایه در قالب 44 مضمون سازمان دهنده و 6 مضمون فراگیر شامل قابلیت های حاکمیت سازمانی، راهبری دیجیتال، فرهنگ آفرینی دیجیتال، استراتژی دیجیتال، نوآوری دیجیتال و تخصص گرایی دیجیتال شناسایی گردید. سپس، با استفاده از روش کمی مدل سازی ساختاری تفسیری مضامین فراگیر سطح بندی شده و الگوی نهایی تحول دیجیتال به دست آمد. با توجه به یافته های این پژوهش، مدیران سازمان ها باید ضمن آشنایی و شناخت مؤلفه های نرم تحول دیجیتال در سازمان های خود که مختص بخش نرم تحول دیجیتال است، بستر فنی و غیرفنی ضروری این تحول شگرف را در سازمان خود ایجاد کرده و ارتقا بخشند و از توجه صِرف به بخش سخت تحول دیجیتال پرهیز کنند؛ چرا که غفلت از بخش نرم تحول دیجیتال منجر به شکست این تحول خواهد شد.