فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش طراحی مدل هستی شناسی کسب وکار شرکت سنگ آهن بر مبنای مدل های داده ای وب معنایی بود. پژوهش حاضر ازلحاظ ماهیت، توسعه ای-کاربردی بوده و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و طراحی انجام شد. جامعه آماری پژوهش، تمامی موجودیت های شرکت سنگ آهن احیاء سپاهان یعنی منابع داده ای، نیروی انسانی، پست های سازمانی، فرایندهای موردنظر و بخش های گوناگون سازمان مذکور و نیز کلاس ها و صفات هستی شناسی سازمانی بود. در این پژوهش از روش اسنادی و مشاهده ساختارمند و از ابزار سیاهه وارسی برای گردآوری داده ها استفاده شد. یافته ها نشان داد، موجودیت های شرکت سنگ آهن احیاء سپاهان در دو گروه موجودیت های درون سازمانی و برون سازمانی قرار می گیرند. از سوی دیگر، یافته ها نشان داد بیشتر صفات مدنظر برای موجودیت های شرکت، صفات مناسبی در فرانمای تولید داده های ساختارمند (اسکیمادات اُرگ) دارند. بررسی هستی شناسی سازمانی نشان داد این هستی شناسی دارای 9 موجودیت بوده و همه این موجودیت ها برای طراحی هستی شناسی شرکت سنگ آهن احیاء سپاهان مورداستفاده قرار گرفتند. سپس، برای طراحی هستی شناسی سازمانی شرکت با استفاده از مدل داده ای وب معنایی، میان موجودیت ها و صفات آن ها در هستی شناسی سازمانی با موجودیت ها و صفات آن ها در اسکیمادات اُرگ انطباق حاصل شد و درنتیجه هستی شناسی مناسب برای شرکت در نرم افزار کشف و بازنمود دانش (KDR) پیاده سازی شد. درمجموع می توان بیان داشت، توصیف مناسب موجودیت های درون و برون سازمانی با بهره گیری از هستی شناسی های سازمانی موجب کشف دانش از داده های تولیدشده در سازمان، ثبت یکدست و منسجم ارزش های مرتبط با انواع داده ها و نیز جلوگیری از افزونگی داده های ناشی از ثبت داده ها در سامانه های گوناگون خواهد شد.
مطالعه رفتار اجتناب از اطلاعات فرهنگی و اجتماعی دانشجویان کشور و ارائه الگو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۸)
131 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، شناسایی علل و عوامل اجتناب از اطلاعات و همچنین طراحی الگوی نظری رفتار اطلاعاتی اجتناب از اطلاعات فرهنگی و اجتماعی در میان دانشجویان است. روش پژوهش: این پژوهش کیفی با رویکرد نظریه زمینه ای و با استفاده از مصاحبه شوندگان با مصاحبه مفصل نیمه ساختاریافته انجام گردید. نمونه ها شامل 12نفر از دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلی دانشگاه های کشور که تا حدودی با این نوع از اطلاعات آشنایی داشتند، بودند. داده های مؤلفه های شش گانه طی سه مرحله کدگذاری از مصاحبه کدگذاری باز، کدگذاری محوری و انتخابی با کمک نرم افزار مکس کیودای نسخه 2020 استخراج گردید. یافته ها : در کدگذاری باز 526 کد اولیه و در کدگذاری محوری 77 کد و در کدگذاری انتخابی 23 مقوله محوری استخراج گردید. در الگوی به دست آمده شرایط علی عبارت بودند: از علل شناختی، علل روانی، علل مهارتی، علل فرهنگی- اجتماعی و علل مهاجم. همچنین، زیرساخت منابع، عوامل سیاسی، عوامل فرهنگی- اجتماعی، عوامل محیطی دانشگاه، نظام اطلاعاتی، نظام آموزشی و نگرش و رویکردهای دانشگاه شرایط مداخله گر این رفتار اطلاعاتی است. شرایط زمینه ای این رفتار اطلاعاتی نیز عبارت بودند از: شناخت زمینه ای اطلاعات، شناخت زمینه ای فرد، ماهیت و ویژگی اطلاعات و منبع اطلاعاتی، مدل ها و سیاست های اطلاعاتی و هزینه کرد برای اطلاعات. نتیجه گیری : باتوجه به تأثیر اطلاعات فرهنگی و اجتماعی در رشد و شکوفایی دانشجویان و شیوع رفتار اجتناب از اطلاعات در میان دانشجویان با شناخت این رفتار و راهکارهای مقابله ای، آسیب ها و تأثیرات منفی این رفتار را با عواملی می توان کاهش داد.
Performance Evaluation and Accuracy Improvement in Individual Record Linking Problems Using Decision Tree Algorithm in Machine Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ ویژه نامه انگلیسی ۳ (پیاپی ۱۲۲)
81 - 105
حوزههای تخصصی:
Record linkage is vital for consolidating data from different sources, particularly in Persian records where diverse data structures and formats present challenges. To tackle these complexities, an expert system with decision tree algorithms is crucial for ensuring precise record linkage and data aggregation. Adaptation operations are created based on predefined rules by incorporating decision trees into an expert system framework, simplifying the aggregation of disparate data sources. This method surpasses traditional approaches like IF-THEN rules in effectiveness and ease of use and improves accessibility for non-technical users due to its intuitive nature. Integrating probabilistic record linkage results into the decision tree model within the expert system automates the linkage process, allowing users to customize string metrics and thresholds for optimal outcomes. The model’s accuracy rate of over 95% on test data highlights its effectiveness in predicting and adjusting to data variations, confirming its reliability in various record linkage scenarios. The innovative utilization of machine learning decision trees alongside probabilistic record linkage in an expert system represents a significant advancement in the field, providing a robust solution for data aggregation in intricate environments and large-scale projects involving Persian records. Combining decision tree algorithms and probabilistic record linkage within an expert system offers a powerful tool for handling complex data integration tasks. This approach not only streamlines the process of consolidating diverse data sources but also enhances the accuracy and efficiency of record linkage operations By leveraging machine learning techniques and automated decision-making processes, organizations can achieve significant improvements in data quality and consistency, paving the way for more reliable and insightful analytical results in implementing statistical registers. In conclusion, integrating decision trees and probabilistic record linkage in an expert system represents a cutting-edge solution for addressing data aggregation challenges in Persian records and beyond.
Policy analysis of spatial planning in the higher education system of Iran; Policy implications of provincial management policies of the higher education system(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Regional management and spatial planning of higher education in Iran is one of the important policy issues in the field of science, technology, and innovation. In February 2016, the Supreme Council of Cultural Revolution approved the country's spatial planning of higher education. Article 1 and 2 of this document directly refers to the regional management of higher education. In line with the implementation of the document, in October 2020, the Ministry of Science, Research and Technology approved the bylaw "Implementation of the National Spatial Planning of Higher Education - Provincial Management of Higher Education Institutions in the MSRT". In this research, by using the case study strategy, an attempt has been made to provide a policy analysis of the implementation of spatial planning of higher education documents, which led to the approval of the provincial management regulations of higher education institutions. The data used in this research are available documents, evidence, statistics, events, and narratives of 14 experts and policymakers. Based on the results of this research, the process of drafting documents, the commitment and expertise of the implementers of the document, and the integration of operational experiences and policy-making research during the implementation period have an important effect on the correct and faster implementation of national documents and macro policies related to them.
ترویج خواندن به مثابه ایدئولوژی: بازتولید مناسبات سلطه در نشست های کتابخوان نهاد کتابخانه های عمومی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۸)
107 - 129
حوزههای تخصصی:
هدف: مقصود پژوهش حاضر شناسایی سویه های ایدئولوژیک «ترویج خواندن» و مطالعه نحوه برساخت گفتمانی - ایدئولوژیکی سوژگی و کردار در «نشست های کتابخوان» است. روش پژوهش: روش پژوهش تحلیل گفتمان است. داده های پژوهش از 21 متن مرتبط با ترویج خواندن در «نشست های کتابخوان» که به طور هدفمند نمونه گیری شدند، استخراج شد. تحلیل داده ها به واسطه ابزارهای تحلیل متن و فرامتن رویکرد فرکلاف، در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، در نرم افزار مکس کیودا 2 انجام شد. یافته ها: سوژه «ارائه دهنده» در شناسایی و دستیابی به اطلاعات تواناست، راه درمان و پیشگیری بیماری ها را می شناسد، نوع بیماری و اطلاعات مورد نیاز برای درمان و پیشگیری سوژه «مخاطب» را می شناسد. در مقابل، سوژه «مخاطب» بیمار بالقوه یا بالفعلی است که نیازمند درمان یا پیشگیری با اطلاعات است، توان شناسایی اطلاعات، نوع بیماری خود و اطلاعات مورد نیاز برای درمان و پیشگیری را ندارد. در نتیجه به کارگیری گونه «ارائه»، سوژه «ارائه دهنده» در جایگاهی بالاتر از سوژه «مخاطب» قرار دارد، بر جریان سخن و نوبت گیری ها تسلط دارد، در بیشتر مواقع متکلم است و اطلاعات را به سوژه «مخاطب» منتقل و معرفی می کند. در مقابل، سوژه «مخاطب» در جایگاهی پایین تر از سوژه «ارائه دهنده» قرار دارد، کنترل زیادی بر جریان سخن و نوبت گیری ها ندارد، در بیشتر مواقع شنونده است و با دریافت اطلاعات بیماری اش بهبود یافته یا مصون می شود. نتیجه گیری: ایدئولوژی «ترویج خواندن» زمینه انتقال دژ اطلاعات به سوژه «مخاطب»، کنترل خوراک اطلاعاتی وی و سلطه سوژه «ارائه دهنده» بر سوژه «مخاطب» را فراهم می کند، علت نابسامانی به نبود اطلاعات تقلیل پیدا کرده و مناسبات سلطه موجود در نظام اجتماعی، جلوه ای طبیعی به خود می گیرد.
طراحی هستی نگاری کودکان و نوجوانان به عنوان ابزار بازنمون دانش با تکیه بر روش مهندسی مجدد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی و ترسیم روابط موجود میان مفاهیم حوزه کودکان و نوجوانان و طراحی هستی نگاری این حوزه با استفاده از ابزارهای بازنمون دانش است. در این پژوهش طراحی مفهومی هستی نگاری با استفاده از روش مث آنتولوژی صورت پذیرفته و بر اساس مراحل این روش ساختار تاکسونومی آن از رده بندی دهدهی دیویی اقتباس و برای استخراج فرهنگ واژه ها، مدخل های «اصطلاحنامه اصکا (اصطلاحنامه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان)» و «سرعنوان های موضوعی کودکان» استفاده شده است. به منظور مهندسی مجدد اصطلاحنامه و سرعنوان های موضوعی و تبدیل آنها به هستی نگاری، استاندارد ایزو 25964 به کار رفت. همه مفاهیم «اصطلاحنامه» و «سرعنوان های موضوعی» به عنوان کلاس های هستی نگاری و اصطلاحات اصطلاحنامه به عنوان برچسب کلاس ها در نظر گرفته شد. تعاریف، یادداشت های دامنه، و دیگر یادداشت ها و اطلاعات به توضیحات تبدیل شد. روابط سلسله مراتبی به عنوان روابط سلسله مراتبی عام در هستی نگاری در نظر گرفته و از طریق اصل زیرکلاسی نمایش داده شدند. روابط وابسته که نشان دهنده روابط غیرسلسله مراتبی است، توسط پژوهشگر به صورت دقیق به روابط معنایی بین دو مفهوم هستی نگاری تعیین گردید. ابزار به کاررفته براى رسمی سازی، استخراج ساختار مفهومی و رمزگذاری و ساخت هستی نگاری، نرم افزار «پروتژه» ویرایش ۵.۵.۰ است. طی فرایند ساخت این هستی نگاری، خروجی های نرم افزار مورد ارزیابی متخصصان حوزه قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که هستی نگاری کودکان و نوجوانان در سیزده کلاس اصلی تشکیل شده و در آن چهار نوع ویژگی تفسیری به کا ر رفته است. این هستی نگاری شامل 44 نوع ویژگی شیء و 20 نوع ویژگی داده و 305 نمونه است. روایی صوری و محتوایی ساختار مفهومی این هستی نگاری را متخصصان حوزه کودکان و نوجوانان با استفاده از فن «دلفی» تأیید کردند. در مرحله ارزیابی هستی نگاری برای رد یا تأیید صحت کار و اعتبار هستی نگاری، ضریب کاپای فلیس به کار رفت و از آنجا که در پنج مؤلفه پژوهش ضریب کاپای فلیس عددی نزدیک به یک به دست آمد، این موضوع بیانگر توافق بیشتر میان ارزیابان و نشان دهنده این است که هستی نگاری از پایایی مطلوبی برخوردار است. با توجه به یافته های پژوهش می توان بیان کرد که اصطلاحنامه و سرعنوان های موضوعی کودکان از ابزارهای مناسب جهت گردآوری مفاهیم و اصطلاحات هستی نگاری است. همچنین هستی نگاری کودکان و نوجوانان می تواند به عنوان یکی از ابزارهای مفید و کارآمد بازنمون دانش در این حوزه باشد. این ابزار ضروری می تواند مبنایی برای گسترش و توسعه اصطلاحات و مفاهیم آتی این حوزه باشد و با به کارگیری این هستی نگاری در نظام های دانش بنیان می توان به بهبود نظام های بازیابی، فرایندهای خودکار استدلال، طراحی نظام های هوشمند و مهندسی دانش در حوزه کودکان و نوجوانان یاری رساند.
بررسی سیستماتیک عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در شهرهای هوشمند؛ آیا یک پارادایم جدید نیاز است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حالی که هدف اصلی شهرهای هوشمند ایجاد زندگی بهتر برای ساکنان شهرهاست؛ اما به عقیده تعدادی از محققان این هدف بیشتر در حد یک شعار باقی مانده است و اهداف شهرهای هوشمند بیشتر متناسب و به نفع اهداف سایر ذی نفعان شهر هوشمند که نهادهای دولتی و شرکت های خصوصی هستند پیش می رود. حتی در اغلب مواقعی که به شعار شهروند محوری توجه شده و به آن عمل شده است نیز دیده می شود که شهروندان صرفاً استفاده کنندگان از سرویس های شهر هوشمند بوده یا تنها نقش گره های حسگر را در شهر ایفا می کنند و نقشی در خلق و ایجاد ابتکار عمل جهت مشارکت در اداره شهرهای خود ندارند. با درنظر گرفتن این چالش ها در زمینه مدیریت شهرهای هوشمند، تبدیل مدل های مدیریتی شهر هوشمند یک امر ضروری است. در این مقاله با انجام یک مرور سیستماتیک ادبیات با استفاده از پروتکل پریزما، نقش های مختلفی که شهروندان و عوامل مؤثر بر مشارکت شهروندان در شهرهای هوشمند شناسایی شدند. در نهایت به این موضوع می پردازیم که با توجه به آن که روند فعلی بیانگر نقش خلاقانه و مشارکت واقعی شهروندان در پروژه های شهر هوشمند نیست، آیا نیاز به معرفی پارادایم جدیدی برای تکامل ایده شهر هوشمند وجود دارد؟ ما معتقدیم که در حال حاضر این نیاز وجود داشته و این پارادایم جدید را شهر هوشمندِ پاسخگو نامیدیم.
تحلیل دانش مهدویت پژوهی در ایران با رویکرد علم سنجی و خوشه بندی اطلاعات: مطالعه موردی؛ مقالات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۵)
89 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل ساختار دانش حوزه مهدویت پژوهی در ایران است.
روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است. جهت تحلیل دانش مفهوم حوزه مهدویت پژوهی از ترکیب روش های علم سنجی، خوشه بندی اطلاعات و تحلیل شبکه استفاده شده است.
یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که در دو دهه اخیر پژوهش های حوزه مهدویت رشد چشمگیری داشته است. همچنین نویسندگان زیادی از حوزه های علمیه و دانشگاه ها در تولید مقالات آن نقش داشته اند. نتایج مربوط به تحلیل هم واژگانی نشان داد، بیش از 1340 مفهوم یا کلیدواژه مطرح شده و مفاهیم "مهدی موعود، انتظار، ظهور ،آموزه های مهدویت، غیبت، مدعیان دروغین"، بیشترین فراوانی را در بین کلیه مفاهیم داشته اند. همچنین زوج های مفهومی"انتظار-مهدی موعود، انقلاب اسلامی-انتظار، مهدی موعود–آخرالزمان، آینده پژوهی-مهدویت پژوهی و دکترین مهدویت- ظهور" بیشترین هم رخدادی دارند. علاوه بر آن، مفاهیم "مدعیان دروغین، سلفی گری، جهانی شدن، انکار مهدویت"، مضامین اجتماعی و فرهنگ مهدویت" به عنوان مفاهیم نوظهور شناسایی شدند. نتایج مربوط به خوشه بندی نشان داد دانش این حوزه در ایران از 21 خوشه اصلی تشکیل می شود. تحلیل نقشه ها نشان داد مفاهیم این حوزه روابط مفهومی زیادی با هم دارند و درصد تمرکز شبکه در حد 5/0 است که شبکه ای گسسته نیست، اما پرتراکم هم نیست.
نتیجه گیری: در این حوزه مفاهیم زیادی مطرح شده است. نتایج خوشه بندی حاکی از این است مفاهیم شکل گرفته در حوزه مهدویت پژوهی زمینه مناسبی برای پژوهش های کیفی و نظری فراهم خواهد کرد. در مجموع، این پژوهش تصویر کلانی از مفاهیم، خوشه های مفهومی و روابط مفاهیم در مقالات تولید شده حوزه مهدویت را نشان داد.
اهداء و تبادل منابع اطلاعاتی بین کتابخانه ملی ایران و کتابخانه ها و مراکز ایران شناسی در اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی الزامات و اولویت ها در تهیه منابعی که می تواند بین کتابخانه ملی ایران و کتابخانه ها و مراکز ایران شناسی در قاره اروپا مبادله و اهداء شود، انجام شد. نتایج آن را می توان در تدوین خط مشی مبادله و اهدای مجموعه منابع اطلاعاتی (اعم از کتاب، نشریه و نظایر آن) به کار برد. منابع تهیه شده با توجه به ویژگی های فرهنگی – زبانی مناطق و کشورهای هدف تدوین شده و منطبق با سیاست های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران باشد.روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و با روش پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش مشارکت کنندگان از بین سه گروه مطلع شامل اعضای هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، رایزنان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و کتابداران شاغل در واحدهای اهداء و مبادله سازمان اسناد و کتابخانه ملی انتخاب شدند. داده ها با ابزار پرسشنامه گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفت.یافته ها: بر اساس پیمایش انجام شده، مشخص شد که کتابخانه های ملی باید مقصد اول منابع ارسالی برگزیده باشند. از دید پاسخ دهندگان، بین کشورها و مناطق مختلف قاره اروپا ازلحاظ علاقه مندی به انتشارات ایرانی، تفاوت معناداری وجود ندارد و ارسال منابع برای آن ها از اهمیت یکسان برخوردار است. همچنین منابع تاریخی ایران و کتاب های مصور حاوی تصاویری از کشور ایران، در اولویت اول و دوم قرار دارد. در بین منابع تاریخی نیز، آثار مرتبط با تاریخ ایران معاصر و تاریخ ایران قدیم و پس ازآن جذابیت ها و دیدنی های سرزمین ایران از بیشترین اهمیت برخوردار بوده است. در حوزه زبان و ادب فارسی، آثار مرتبط به ادبیات معاصر ایران در اولویت نخست بوده و با فاصله کمی از آن، متون کلاسیک ادبیات فارسی و پس ازآن، متون آموزش زبان فارسی قرار دارد. همچنین از دید اکثر پاسخ دهندگان، در هر سه حوزه ذکرشده، موضوع ایران معاصر در اولویت نخست واقع شده است.نتیجه گیری: اهداء و مبادله منابع بین کتابخانه ملی ایران و کتابخانه های اروپایی فرصت مناسبی برای معرفی فرهنگ و تاریخ کشور ایران به خوانندگان و مراجعان کتابخانه هاست. انتخاب مناسب منابع مرتبط با فرهنگ و تمدن ایران زمین، منطبق بر اولویت های موضوعی و شکلی، می تواند بازدهی این امر را ارتقا بخشد.
بررسی برنامه راهبردی کتابخانه های دانشگاهی دنیا و ارائه الگو برای تدوین برنامه راهبردی کتابخانه های دانشگاهی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تدوین برنامه راهبردی برای کتابخانه های دانشگاهی ایران با الگوبرداری از کتابخانه های دانشگاهی دنیا بود. روش پژوهش حاضر به صورت آمیخته است و از روش های کتابخانه ای، دلفی و پیمایشی توصیفی استفاده شده است. جامعه پژوهش شامل کتابخانه 25 دانشگاه برتر براساس رده بندی تایمز بود. روش تجزیه وتحلیل داده ها از نوع توصیفی بود و برای اجرای پژوهش از روش تحلیل محتوای اسناد و فن دلفی استفاده شد. با بررسی برنامه راهبردی کتابخانه های دانشگاهی دنیا با رویکرد اکتشافی، ساختار و محتوای این برنامه ها استخراج شد. نتایج پژوهش نشان داد که تمامی 25 کتابخانه موردبررسی برنامه راهبردی مدون داشتند؛ اما برنامه راهبردی 4 کتابخانه دانشگاهی به روز نبود و 2 کتابخانه دانشگاهی نیز برنامه راهبردی شان بازه زمانی نداشت. تحلیل برنامه راهبردی کتابخانه های موردبررسی نشان داد چهارچوب ساختاری این برنامه ها متشکل از 11 مؤلفه شامل معرفی، خلاصه، مأموریت، چشم انداز، ارزش های اصلی، هدف، راهبرد، اقدام ها، اولویت های استراتژیک، ارزیابی و زمان بندی بود. نتایج بررسی ها نشان داد که همه کتابخانه های دانشگاهی برتر برنامه راهبردی داشتند و این نشان از اهمیت وجود برنامه راهبردی دارد؛ بنابراین دستاورد این پژوهش، ارائه چارچوبی برای برنامه راهبردی کتابخانه های دانشگاهی ایران بود.
تحلیل میزان همخوانی مقالات با دامنه موضوعی نشریات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بر پایه فنون متن کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بر پایه توصیه کمیسیون نشریات علمی کشور و نیز دفتر سیاست گذاری و برنامه ریزی امور پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مورد پایبندی به محورهای موضوعی اعلام شده از سوی نشریات علمی، همه نشریات باید به سوی این خط مشی حرکت کرده و انتظار می رود محتوای مقالات، انعکاس دهنده پژوهش های مرتبط با دامنه و اهداف و مندرج در نشریه باشد. هدف این رویکرد، فراهم ساختن بستر به گونه ای است که جامعه دانشگاهی اعم از پژوهشگران، نویسندگان مقالات و خوانندگان بتواند هر نشریه را با موضوع یا موضوعات تخصصی شناسایی کنند. از این رو پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از روش تحلیل محتوای مقالات نشریات معتبر وزارت علوم در شش حوزه موضوعی سطح کلان، به تعیین میزان همخوانی مقالات با اهداف و دامنه موضوعی اعلام شده از سوی نشریات بپردازد.
روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به روش توصیفی- اکتشافی انجام شده و از فنون متن کاوی بهره برده است. کاربردی بودن این پژوهش، از آن جهت است که وضع موجود قلمرو پژوهش را بررسی کرده و از نتیجه به دست آمده در تصمیم گیری ها و سیاست گذاری ها و همچنین برنامه ریزی ها استفاده می شود. جامعه آماری پژوهش را 1150 عنوان نشریه فارسی مصوب وزارت علوم، تحققات و فناوری (1400) براساس پرتال نشریات[1] تشکیل می دهند. با توجه به محدودیت های زمانی، منابع انسانی و مالی، امکان بررسی اهداف و دامنه موضوعی مقالات تمام نشریات در پژوهش حاضر وجود نداشت؛ بنابراین، بایستی حجم نمونه مشخص گردد. در همین راستا، جهت تعیین حجم نمونه، از نرم افزار PASS نسخه 11 استفاده شد. با در نظر گرفتن فاصله اطمینان 95/0، توان آزمون 80/0 و همبستگی مورد انتظار 20/0، حداقل حجم نمونه مورد نیاز توسط نرم افزار، 116 عنوان نشریه تعیین شد. حجم نمونه مورد نظر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد؛ به گونه ای که تناسب بین نمونه و جامعه در هر یک از شش حوزه موضوعی سطح کلان نشریات وزارت عتف شامل علوم انسانی، فنی و مهندسی، علوم پایه، هنر و معماری، کشاورزی و منابع طبیعی و دامپزشکی و همچنین حوزه های موضوعی سطح میانی رعایت شود. داده های کتابشناختی مورد نیاز از تمام مقالات سه سال اخیر نشریات نمونه پژوهش استخراج و پیش پردازش شامل نرمال سازی و حذف کلمات اضافی صورت گرفت. موضوع ها با روش تکرار واژگان و خوشه بندی شناسایی شدند. درنهایت شباهت سنجی روی داده های بدست آمده انجام و تجزیه وتحلیل دانش صورت گرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد در 8 درصد نشریات مورد بررسی، میزان همخوانی یا تطابق محتوای مقالات با دامنه موضوعی مندرج در وب سایت به میزان 95 درصد رعایت شده بود. کمترین میزان همخوانی 40 درصد است که در 20 درصد نشریات مورد بررسی مشاهده گردید. در این میان 47 درصد نشریات به میزان 60 درصد، 23 درصد نشریات به میزان 70 درصد و 2 درصد نشریات به میزان 80 درصد به موضوعات اعلامی پایبند بودند.
نتیجه گیری: با توجه به نقش و اهمیتی که نشریات علمی در عرصه علم و دانش دارند، لازم است به صورت دوره ای از وجوه مختلف کمّی و کیفی مورد ارزیابی قرار گیرند. نتایج حاصل از این ارزیابی ها می تواند یاری گر مسئولان بالادستی و سیاستگذاران عرصه علم و دانش کشور در برنامه ریزی های پژوهشی، ارزیابی، رصد پیشرفت های علمی و ارتقای کیفیت فعالیت های پژوهشی باشد. همچنین دست اندرکاران نشریات به منظور ارتقای محتوای نشریه و تدوین شیوه نامه های استاندارد می توانند از نتایج این ارزیابی ها بهره مند گردند. بدون شک برای پژوهشگران و دست اندرکاران نشریات این موضوع دارای اهمیت است که بدانند موضوع مورد علاقه آنها در چه نشریه ای قابل دسترسی و همچنین انتشار است. از این رو، بررسی موضوع هایی که در مقالات نشریه بدان پرداخته شده، تصویری عینی از شرایط موجود و وضعیت انعکاس تحقیقات در آن نشریه را نشان می دهد. نتایج نشان داد در پیش گرفتن رویکرد شفاف موضوعی از سوی نشریات می تواند دستاوردهای سودمندی برای جامعه دانشگاهی داشته باشد. با مشخص شدن گرایش های موضوعی نشریه های علمی، هویت بارزتری برای هر نشریه ایجاد می شود؛ به طوری که هر متخصصی می تواند انتظار داشته باشد که نشریه یا نشریه های خاصی، زمینه های مطالعاتی وی را پوشش خواهد داد. همچنین سردبیران مجلات باید ضمن در نظر گرفتن سیر موضوعی مقالات مجله در گذر زمان، تلاش کنند تا براساس خط مشی و حوزه های موضوعی مجلات، نسبت به انتشار مقالات اقدام نمایند.
The Global Researches Trends in Customer Knowledge Management (CKM)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Although there have been many publications on the subject of CKM, particularly in recent years, not much research has been conducted on the performance analysis and science maps of these studies. To overcome this constraint, a bibliometric study of the current body of academic literature on CKM is conducted the study's methodology involved conducting a bibliometric examination of publications indexed in the Web of Science (WoS) and Scopus from 1992 to 2022. The search strategy employed for this review was guided by the PRISMA standards, resulting in 255 papers being located during the search procedure. To visualize and quantitatively analyze bibliometric networks the VOS viewer tool and the bibliometric R-package were utilized. The descriptive statistics reveal a significant increase in CKM studies since 2011, with the majority of publications occurring in 2021, 2019, and 2013, respectively. China, Iran, and the United States are the countries with the highest number of publications, respectively. The “JOURNAL OF KNOWLEDGE MANAGEMENT” is a core journal in this field, and “Hussin A” is the most prolific author in this scientific domain. The results of the thematic analysis indicate that “co-creation” has gained popularity in recent years, and over the past seven years, “knowledge sharing” and “customer knowledge development” have replaced “market orientation” and “customer relations”, respectively. Additionally, the co-word analysis of the author's keywords identified six clusters, including “Knowledge Management and Market Orientation,” “Knowledge Sharing and Co-Creation,” “CKM and Customer Engagement,” “CKM, Tools and Technique,” “Knowledge Management and CRM,” and “CRM.”By identifying and deriving key CKM themes, this study makes a significant contribution to the CKM literature. Researchers can utilize the scientific analysis of a variety of sectors, such as customer knowledge management, to understand the scientific boundaries and gain a general understanding of the scientific method. Another goal is to identify research goals for policymakers in many scientific disciplines and modify them to meet future societal requirements.
مؤلفه های اثرگذار محیط های اطلاعاتی زنان در به اشتراک گذاری اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناخت نوع محیط اطلاعاتی و میزان استفاده از آن ها در به اشتراک گذاری اطلاعات در تقویت مجراهای اطلاعاتی پراستفاده بسیار مؤثر است. از آنجایی که ارتباطات غیررسمی دارای اهمیت فوق العاده ای در روابط علمی است و زنان به عنوان یکی از گروه های اجتماعی که در موقعیت منزلتی جامعه، بیشتر نیازهای اطلاعاتی خود را از طریق مجراهای غیررسمی اطلاعات برطرف می کنند، لازم است محیط های اطلاعاتی زنان مورد بررسی قرار گیرد. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر، واکاوی مؤلفه های اثرگذار محیط های اطلاعاتی زنان در به اشتراک گذاری اطلاعات با استفاده از نظریه داده بنیاد است.روش: روش پژوهش حاضر از نوع توسعه ای است که با رویکرد کیفی و با به کارگیری روش نظریه داده بنیاد انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر، از 26 نفر از زنان شاغل در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی در یکی از دانشگاه های کشور در مقام استاد و یا شاغل در یکی از مراکز کتابخانه های کشور تشکیل شده است، که به روش نمونه گیری هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شده اند. داده ها از طریق مصاحبه با آن ها جمع آوری و طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری، و کدگذاری انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. در نهایت بر اساس آن ها الگوی پارادایمی شامل شرایط عِلّی، پدیده اصلی، شرایط زمینه ای، مداخله گرها، راهبردهای اصلی، و پیامدهای محیط های اطلاعاتی زنان در به اشتراک گذاری اطلاعات طراحی شد. برای سنجش روایی ابزار مصاحبه از روش پاسخگو و برای سنجش پایایی ابزار از روش دو کد گذاری استفاده شده است.یافته ها: یافته ها نشان می دهد برای محیط های اطلاعاتی زنان و به اشتراک گذاری اطلاعات 18 مقوله اصلی و 48 مقوله فرعی در 6 طبقه شناسایی شدند که عبارتند از: طبقه عوامل عِلّی با 7 مقوله (نوع دوستی، تمایل شخصی، تناسب فردی و شخصیتی، علائق فردی، تناسب محیطی، تناسب اخلاقی، و انگیزه های علمی) و 18 خرده مقوله؛ طبقه عوامل زمینه ای با 3 مقوله (تعامل اجتماعی، عوامل محیطی، و عوامل زمانی) و 7 خرده مقوله؛ طبقه عوامل مداخله گر با 4 مقوله (انگیزه های اجتماعی، انگیزه های اخلاقی، انگیزه های فرهنگی، و انگیزه های سیاسی) و 10 خرده مقوله؛ طبقه عوامل راهبردی با 1 مقوله (نحوه اشتراک اطلاعات) و 3 خرده مقوله؛ طبقه عوامل پیامد با 2 مقوله (کسب آگاهی، و اشتراک اطلاعات و دانش) و 8 خرده مقوله؛ و طبقه پدیده اصلی (واکاوی محیط اطلاعاتی زنان با تأکید بر به اشتراک گذاری اطلاعات) با 2 خرده مقوله.نتیجه گیری: این الگو که برآمده از نظرات و دیدگاه های متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی در کشور است، مشخص می کند که تقویت محیط های اطلاعاتی برای زنان، نیازمند چه راه کارهایی در زمینه به اشتراک گذاری اطلاعات آنان است. نتایج آن، در نهادهای علمی، آموزشی، فرهنگی، و اجتماعی و به خصوص دانشگاه ها و سازمان های متولی سیاست گذاری های علمی و فرهنگی، کاربرد مهم و ویژه ای در ارتقاء رفتار اطلاع یابی و رفتار به اشتراک گذاری اطلاعات زنان و در نتیجه توسعه و پیشرفت علم اطلاع رسانی و توسعه علمی کشور خواهد داشت.
شناسایی و استخراج باهمایی های زبان فارسی با استفاده از روش های رایانشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بازشناسی باهمایی ها در زبان فارسی پرداخته می شود. پژوهش های صورت گرفته زبان فارسی در این زمینه عمدتاً آماری و مقابله ای بوده است. هدف این پژوهش بازشناسی باهمایی ها به روش پیکره بنیاد و رایانشی است. برای این منظور از پایگاه داده زبان فارسی به عنوان پیکره پژوهش استفاده شده است. همچنین به علت نداشتن لغت نامه باهمایی ها در زبان فارسی مجموعه داده ای از باهمایی بر اساس کتاب فرهنگ زبان آموز پیشرفته فارسی ساخته شده است. با استفاده از بردارهای تعبیه fasttext مدل زبانی با شبکه حافظه کوتاه مدت ماندگار آموزش داده می شود. همچنین با تنظیم دقیق «پارس برت» فراخوانی این مدل زبانی با استفاده از لیست های هزارتایی باهمایی ها و ناباهمایی ها محاسبه شد. در انتها، بررسی مقابله ای بازشناسی باهمایی در موتور ترجمه گوگل با استفاده از ترجمه هزار جمله فارسی به انگلیسی که هر یک از جملات دارای یک باهمایی است، انجام شد. نتایج نشان می دهد که مدل «پارس برت» با فراخوانی 93/95 درصد و 8/85 درصد به ترتیب، به بازشناسی باهمایی و ناباهمایی و مدل زبانی آموزش دیده با شبکه حافظه کوتاه مدت ماندگار به ترتیب باهمایی و ناباهمایی را با فراخوانی 6/6 درصد و 0 درصد بازشناسی کرد. همچنین بررسی مقابله ایِ دقت ترجمه موتور گوگل در ترجمه باهمایی ها سه نتیجه را در بر داشت: 1) باهمایی به درستی بازشناسی و ترجمه شد، 2) باهمایی به درستی بازشناسی نشد و ترجمه به صورت تحت اللفظی و واژه به واژه است، و 3) باهمایی بازشناسی نشد و ترجمه غلطی صورت پذیرفته است.
بررسی سطوح همکاری علمی محققان ایران و ارتباط آن با دریافت استناد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
21 - 38
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی همکاری علمی در مقالات منتشر شده پژوهشگران ایرانی در سطوح مختلف همکاری بین المللی، ملی، درون موسسه ای و تک نویسندگی در پایگاه اسکوپوس بود.
روش: این پژوهش کمّی و از نوع توصیفی است و در آن از رویکرد علم سنجی استفاده شده است. داده های پژوهش شامل تمامی تولیدات علمی پژوهشگران ایران مستخرج از پایگاه سای ول، در بازه ده ساله (2014-2023) است. به منظور بررسی روندهای رشد از رگرسیون نمایی و به منظور تاثیر همکاری علمی بر استناد از رگرسیون خطی ساده استفاده و این تحلیل ها با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.اس. و اکسل انجام شده است.
یافته ها: بررسی داده ها نشان می دهد که طی سال های 2014-2023، 635821 مدرک در مجلات نمایه شده در پایگاه اسکوپوس که حداقل یکی از نویسندگان آن وابستگی سازمانی کشور ایران را داشته اند، منتشر شده است. این مدارک در مجموع 9533322 استناد را دریافت کرده اند. به لحاظ سطوح همکاری علمی، بررسی این تولیدات علمی نشان داد که 27.4 درصد از این مدارک با همکاری پژوهشگران بین المللی، 32.5 درصد با همکاری پژوهشگران ملی و 35.6 درصد با پژوهشگران موسسه خود و 4.6 درصد نیز به شکل انفرادی بوده است. این آمار برای کل تولیدات دنیا به ترتیب 20.1، 33.7، 30.6 و 15.6 درصد است. به لحاظ استناد مقالات بین المللی محققان ایران 22.5 استناد به ازای هر مقاله دریافت کرده اند که در کل مقالات جهان این عدد 22 است. همچنین به لحاظ استناد به مقالات با همکاری ملی، در تولیدات علمی ایران 12.7 است که در کل تولیدات علمی جهان، 13.9 استناد به ازای هر مقاله می باشد. استناد به ازای مقاله در صورتی که آن مقاله با همکاری پژوهشگران یک موسسه بوده، در تولیدات علمی ایران 12.1 بوده است که در سطح جهانی 11.1 استناد به ازای هر مقاله بدست آمد. کمترین میزان استناد به ازای مقاله مربوط به مقالات تک نویسنده است که 8..8 استناد به ازای هر مقاله در تولیدات علمی ایران و 4.5 استناد به ازای مقالات تک نویسنده در کل تولیدات جهانی به دست آمده است. به لحاظ تاثیر استنادی وزن دهی شده حوزه ای، برای تولیدات علمی ایران در سطح همکاری بین المللی، ملی، موسسه ای و تک نویسندگی به ترتیب 1.66، 0.84، 0.79 و 0.69 است. همین شاخص برای کل تولیدات جهان به ترتیب، 1.52، 1.01، 0.85 و 0.59 می باشد. بیشترین همکاری علمی با محققان کشور آمریکا بوده است. کانادا و بریتانیا در رتبه های بعدی قرار دارند. بررسی نرخ رشد درصدی از تولیدات علمی پژوهشگران ایران که با همکاری پژوهشگران بین المللی منتشر شده است، با استفاده از رگرسیون نمایی، رشد 7.56 درصد را نشان می دهد. همچنین به لحاظ همکاری علمی ملی، درون موسسه ای و تک نویسندگی، نرخ رشد منفی 1.5 درصد، منفی 3.4 درصد و منفی 5.7 درصد به دست آمد. روند استناد بر مقاله روند کاهشی داشته و نرخ رشد منفی بوده که به ترتیب در سطوح همکاری بین الملل، ملی، درون موسسه ای و تک نویسندگی برابر با منفی 1.72، 1.97، 1.97 و 1.88 درصد بوده است. بررسی شاخص تاثیر استنادی وزن دهی شده حوزه ای در تولیدات علمی پژوهشگران ایرانی نمایه شده در پایگاه اسکوپوس نشان می دهد که این شاخص به ترتیب دارای نرخ رشد 1.44، 0.07، 0.035 و منفی 0.08 درصد به ترتیب برای مقالات در سطوح همکاری بین المللی، ملی، درون موسسه ای و تک نویسندگی است. بررسی مدل رگرسیونی، ارتباط و تاثیر همکاری بین المللی بر دریافت استناد بر مقاله را نشان می دهد.
نتیجه گیری: نسبت به سطوح همکاری علمی در مقالات منتشر شده در دنیا، مقالات منتشر شده توسط پژوهشگران ایرانی از وضعیت مناسب و همسانی برخوردار است. همکاری علمی در سطوح مختلف به خصوص بین المللی باعث دریافت استناد بیشتر می گردد.
بررسی داستان سرایی دیجیتال به عنوان ابزاری برای بهبود/توسعه مهارت های سواد اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۷)
161 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف: داستان سرایی دیجیتال یک ارائه چندرسانه ای از یک داستان مبتنی بر هنر توصیف شده است. این ارائه معمولاً با استفاده از یک ویدئو صورت می گیرد و به این صورت است که افراد در رابطه با موضوع خاصی روایتی را طراحی و به نمایش می گذارند. بنابراین، می تواند به عنوان یک ابزار مدرن نقش مهمی در توسعه سواد اطلاعاتی افراد داشته باشد. این پژوهش با هدف بررسی استفاده از داستان سرایی دیجیتال در گسترش سواد اطلاعاتی انجام شده است.روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و از طریق تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه پژوهش حاضر تمامی مقالات معتبر و مرتبط داخلی و خارجی در بازه زمانی 2024- 2000 است که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 53 مقاله انتخاب شد. برای یافتن مقالات از کلمات کلیدی مانند داستان سرایی دیجیتال، سواد اطلاعاتی، آموزش الکترونیک به صورت تنهایی و ترکیبی استفاده شد. معیارهای ورودی شامل اعتبار منابع، دسترسی و سال چاپ آن ها در بازه زمانی مشخص بود. جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعه مقالات و تا رسیدن به اشباع انجام شد.یافته ها: ابتدا 53 مضمون پایه از متون استخراج شد. سپس مضامین به گروه های بزرگ تر تقسیم شدند و با عنوان مضامین سازنده مشخص شدند. در ادامه، 14 مضمون سازنده و در نهایت 7 مضمون اصلی (یادگیری-یادآوری، مهارت های کلامی–اجتماعی، مهارت های روان شناختی، انطباق پذیری فردی-فرهنگی، خلاقیت، گسترش سواد و عوامل علی) شناسایی شدند.نتیجه گیری: از یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که داستان سرایی دیجیتال نقش مهمی در یادگیری الکترونیک و همچنین گسترش انواع سواد دارد و می تواند به عنوان یک ابزار در گسترش سواد اطلاعاتی نقش مهمی داشته باشد.
واکاوی نقش تعدیلگری ویژگی های اکوسیستم کسب وکار هوشمند در رابطه بین تسهیم دانش و رشد کارآفرینی در صنعت گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: آموزش کارآفرینان در صنعت گردشگری که امروزه در بسیاری از کشورها منبع اصلی درآمد و اشتغال است می تواند به توسعه پایدار کمک کند. همچنین، یکی از ویژگی های عصر حاضر که عصر دانش محوری نامیده می شود تغییرات سریع فناوری است. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر نیز واکاوی نقش تعدیلگری ویژگی های اکوسیستم کسب وکار هوشمند در رابطه بین تسهیم دانش و رشد کارآفرینی در صنعت گردشگری است.روش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از دیدگاه نحوه گردآوری داد ه ها، در حوزه پژوهش های توصیفی از نوع پیمایشی قرار دارد. جامعه آماری این پژوهش شامل متخصصان و خبرگان صنعتی و دانشگاهی در حوزه گردشگری هسنند. حجم نمونه پژوهش حاضر بر اساس قاعده سرانگشتی کلاین و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی در دسترس 300 نفر برآورد گردید که برای جلوگیری از ریزش حجم نمونه تعداد 382 پرسشنامه توزیع شد. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده و متغیرهای مورد بررسی در مطالعه حاضر از طریق نظرخواهی با استفاده از «پرسشنامه الکترونیکی» مورد سنجش قرار گرفته اند. جهت سنجش کسب دانش و اهدای دانش هر کدام با 4 گویه از پژوهش کیم و لی (2014)؛ ویژگی های اکوسیستم کسب وکار هوشمند 7 گویه از مطالعات فرناندز-پورتیلو و دیگران (2024) و نهایتاً رشد کارآفرینی نیز با 5 گویه از مطالعات دی کلرک و دیگران (2015)، بر اساس طیف 5 گزینه ای لیکرت استفاده شده است. همچنین روایی صوری این پرسشنامه با نظر اساتید و صاحبنظران متخصص در این حوزه و روایی محتوای آن با شاخص روایی محتوای نسبی با تکیه بر نظرات 10 نفر از خبرگان آگاه به موضوع پژوهش و پایایی یا اعتبار آن نیز با کمک آزمون ضریب آلفای کرونباخ تأیید شده است. در این پژوهش برای بررسی و آزمون فرضیه ها از نرم افزار spss نسخه 22 و SmartPLS نسخه 3 استفاده شده است.یافته ها: هر کدام از ابعاد تسهیم دانش؛ کسب دانش با ضریب مسیر 0/118 و آماره آزمون معنی داری 5/121 و اهدای دانش با ضریب مسیر 360/0 و آماره آزمون معنی داری 9/385 بر رشد کارآفرینی تأثیر معنی دار دارد. ویژگی های اکوسیستم کسب وکار هوشمند با ضریب مسیر 0/064 و آماره آزمون معنی داری 2/753 توانست بر رابطه بین کسب دانش و رشد کارآفرینی تأثیر گذار باشد. همچنین ویژگی های اکوسیستم کسب وکار هوشمند با ضریب مسیر 0/057 و آماره آزمون معنی داری 2/560 توانست رابطه بین اهدای دانش و رشد کارآفرینی را تعدیل کند.نتیجه گیری: بررسی نتایج این پژوهش نشان داد که تسهیم دانش انتشار گسترده اطلاعات حیاتی را تسهیل و ایجاد شیوه های تجاری نوآورانه را نیز تقویت می کند و به کارآفرینان اجازه می دهد تا به منابع ارزشمند دسترسی داشته باشند، دانش فنی را جذب کنند و روابطی را در شبکه های کارآفرینی صنعت گردشگری ایجاد کنند. همچنین، ویژگی های اکوسیستم کسب وکار هوشمند محیطی را برای به اشتراک گذاری و تسهیم دانش ایجاد می کند تا به فعالیت ها و رشد کارآفرینی تبدیل شود.
ارائه چارچوبی برای شناسایی و تحلیل پیشران های موثر بر آینده استارتاپ های فناوری مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: فناوری مالی با استفاده از نوآوری ها و فناوری های پیشرفته، صنعت مالی و نهادهای سنّتی آن مثل بانک ها و بیمه ها را به کلی دگرگون کرده است. استارتاپ های فین تک در حوزه های مختلفی مثل پرداخت، وام دهی، تأمین مالی، سرمایه گذاری، ارزهای دیجیتال، رگولاتوری، بانک و بیمه فعالیت می کنند. پیشران های مختلفی روی آینده استارتاپ های فین تک اثر می گذارند. در این راستا، تحقیق حاضر درصدد شناسایی و تحلیل پیشران های آینده استارتاپ های فناوری مالی است. روش: پژوهش حاضر از نظر جهت گیری، کاربردی و از حیث روش شناسی، آمیخته است. در این پژوهش از فنون کمّی و کیفی برای تحلیل داده ها استفاده شد. روش دلفی فازی برای غربال پیشران ها، دیمتل فازی به منظور ارزیابی میزان اثرگذاری پیشران ها، بهترین- بدترین فازی برای تعیین وزن پیشران ها از نظر شدت عدم قطعیت و نهایتاً روش تعاریف ریشه ای برای ارائه سناریوی مطلوب پژوهش استفاده شد. جامعه نظری پژوهش، خبرگان متخصص در حوزه فین تک ها و استارتاپ های فین تکی بودند و روش نمونه گیری به صورت قضاوتی انجام شد. برای جمع آوری داده ها از مرور پیشینه، مصاحبه با خبرگان و سه پرسشنامه غربال فازی، اثرسنجی و اولویت سنجی استفاده شد. یافته ها: در ابتدا 21 پیشران از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان استخراج شد. این پیشران ها در ادامه با بکارگیری تکنیک دلفی فازی غربال شدند. 11 پیشران دارای عدد دیفازی کمتر از 7/0 بودند و از محاسبات کنار گذاشته شدند. 10 پیشران باقیمانده از منظر دو شاخص اثرگذاری و شدت عدم قطعیت، با دو تکنیک دیمتل فازی و بهترین- بدترین فازی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. پیشران های میزان آشنایی نهادهای اجرایی، قانونی و نظارتی با مدل های کسب و کار فین تک ها و عملکرد رگولاتور در قانونگذاری، بیشترین خالص اثر را داشتند. همچنین دو پیشران عملکرد رگولاتور در قانونگذاری و میزان آشنایی نهادهای اجرایی، قانونی و نظارتی با مدل های کسب و کار فین تک ها به علت داشتن وزن بیشتر، از عدم قطعیت بیشتری برخوردار بودند. نتیجه گیری: با توجه به پیشران های عملکرد رگولاتور در قانونگذاری و میزان آشنایی نهادهای اجرایی، قانونی و نظارتی با مدل های کسب و کار فین تک ها، سناریوی مطلوب پژوهش توسعه یافت. برای توسعه سناریوی تحقیق از شش مولفه (مشتریان، بازیگران، فرایند دگرگونی، جهان بینی ذی نفعان، محیط مسئله و مالک مسئله) مربوط به تکنیک تعاریف ریشه ای استفاده شد.
طراحی مدل ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش در صنعت نرم افزار با استفاده از شبکه عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
109 - 148
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی مدل ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش در صنعت نرم افزار با استفاده از شبکه عصبی است. روش پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی است و برای گردآوری داده ها از روش آمیخته با رویکرد اکتشافی استفاده شده است. ابتدا از روش کیفی با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و مرور پیشینه های پژوهش در ارزیابی عملکرد مدیریت دانش نسبت به استخراج شاخص های مختلف پرداخته شده است. در مرحله دوم بر اساس داده های گردآوری شده، مطالعه ای کمی برای تائید و تصدیق یافته های به دست آمده از مرحله کیفی انجام شد. برای مطالعه اکتشافی و استخراج مقوله های مربوطه به عوامل ارزیابی از روش فراترکیب (الگوی سندلوسکی و باروسو) استفاده شد. با روش دلفی فازی، با ابزار پرسشنامه و نظرسنجی از خبرگان به اعتبارسنجی و ارائه شاخص های نهایی پرداخته شد. روش پژوهش در قسمت کمی توصیفی -پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را تمامی کارشناسان توسعه دهنده نرم افزار و خبرگان حوزه نرم افزار در دانشگاه ها و شرکت ها تشکیل دادند. حجم نمونه با روش نمونه گیری تصادفی ساده با فرمول کوکران 186 نفر انتخاب شد. به منظور گردآوری داده های کمی از پرسشنامه محقق ساخته (40 گویه ای) استفاده شد که گویه های آن برگرفته از نتایج تحلیل فراترکیب در مرحله اول بود. پایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای عوامل زیرساخت 89/0 و عوامل کارکردی 88/0 برآورد شد. جهت تحلیل داده ها در قسمت کمی از روش های تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. 7 مقوله اصلی شامل عوامل فردی، عوامل سازمانی، فناوری و زیرساخت، عوامل کارکردی، ابزارهای مدیرت دانش، عوامل اقتصادی، ابزارهای مدیریت دانش و 29 مقوله فرعی شناسایی شدند. نوآوری پژوهش ساخت مدلی با استفاده از الگوریتم های شبکه عصبی است که توانایی پیش بینی شاخص ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش و تأثیر هر یک از شاخص ها با استفاده از شبکه عصبی در حوزه نرم افزار را دارد. نتایج به دست آماده از پرسش نامه برای ورودی مدل شبکه استفاده شده است، نتایج نشان داد که مؤلفه هایی مانند عوامل زیرساخت فناوری و عوامل کارکردی بر روی ارزیابی عملکرد مدیریت دانش در توسعه نرم افزار تأثیر بیشتری می گذارند.