فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: فین تک به عنوان یک صنعت نوظهور با ماهیت نوآورانه و چابک، چالش هایی را برای حکمرانان و مراجع ذی صلاحِ قانونی برای اجرای حکمرانی فین تک به وجود آورده است. بنابراین، تعیین جامع و دقیق ابعاد فین تک یک نیاز اساسی برای حکمرانیِ کارآمد و مؤثر فین تک است. به دلیل وجود خلأ پژوهشی پیرامون ابعاد جامع و چند سطحی برای فین تک، پژوهش حاضر با هدف بررسی مطالعات موجود در مورد ابعاد فین تک و معرفی یک چارچوب جامع از ابعاد و مؤلفه های فین تک به انجام رسید. روش: در این پژوهش از روش آمیخته متشکل از روش های کمّی و کیفی استفاده شد. در بخش کیفی، پژوهش های موجود در پایگاه های اطلاعاتی معتبر مانند Google Scholar، Science Direct، Research Gate و برخی دیگر، با بررسی نظام مند ادبیات و تحلیل محتوا بر اساس کلیدواژه های فین تک، فناوری مالی، حکمرانی فین تک، ابعاد فین تک و مؤلفه های فین تک انتخاب شدند تا کار جمع آوری اطلاعات در مورد ابعاد فین تک به همراه مسائل حیاتی که می توانند ابعاد جدیدی را شکل دهند، انجام گیرد. بنابراین، ابعاد اولیه فین تک و مؤلفه های متناظر آن استخراج و طبقه بندی شد. سپس چارچوبی برای ابعاد و مؤلفه های فین تک ارائه شد. سعی بر آن بوده که ابعاد و مؤلفه ها با بیشترین افراز طبقه بندی شوند و هم پوشانی احتمالی به حداقل رسیده یا کاملاً اجتناب شود. در بخش کمّی، چارچوب، ابعاد و مؤلفه ها به ترتیب با استفاده از دلفی فازی و تحلیل عاملی تأییدی اعتبارسنجی شدند. در این راستا، برای فازی دلفی، نظرات 15 نفر از کارشناسان از طریق پرسش نامه استاندارد جمع آوری شد و از Excel برای محاسبات استاندارد بعدی استفاده گردید. همچنین برای تحلیل عاملی تأییدی، نظرات 220 خبره با استفاده از پرسش نامه استاندارد جمع آوری شد و محاسبات بعدی در SPSS انجام گردید. خبرگان با نمونه گیری تصادفی از بین جامعه خبرگان رشته های مدیریت صنعتی، مدیریت فناوری اطلاعات، مدیریت راهبردی، مدیریت مالی، حسابداری، مدیریت دولتی، مهندسی کامپیوتر، مهندسی برق، مهندسی صنایع دارای مدرک کارشناسی ارشد یا بالاتر و حداقل 5 سال سابقه کار در منصب مدیریت یا معاونت مربوط به صنعت فین تک انتخاب شدند. یافته ها: بر اساس پیشینه پژوهش، سه بُعد پیشنهادی شامل کسب وکاری، فنی، تنظیم و نظارت است که هر کدام دارای مؤلفه های متناظر خود هستند. بُعد کسب وکاری به شرکت ها و مدل های کسب وکاری، بُعد فنی شامل فناوری، تجهیزات/ابزار، محصولات/خدمات و بُعد تنظیم و نظارت به بحث قواعد اسلامی، تنظیم گری و نظارت اشاره دارد. در نهایت، هر سه بُعد و هشت مؤلفه توسط خبرگان اعتبارسنجی و چارچوب پیشنهادی مورد تایید قرار گرفت. نتیجه گیری: تعیین ابعاد و مؤلفه های فین تک با هدف دست یابی به حکمرانیِ مناسب فین تک امری ضروری است. چارچوب اعتبارسنجی شده متشکل از سه بُعد و هشت مؤلفه برای فین تک در این زمینه کمک کننده است. این موضوع را می توان از جنبه های مختلف مورد بحث قرار داد. اول، ادبیات مربوط به ابعاد و مؤلفه های فین تک متنوع بود، اما به قدر کفایت غنی و دارای طبقه بندی جامع نیستند. این به این دلیل است که هر پژوهش، این موضوع را از زاویه نگاهِ خود بررسی می کند و طبقه بندی های تکراری برای ابعاد فین تک ارائه شده است. دوم، در طول سال های اولیه ظهور فین تک، مسائل فنی آن به دلیل نوآوری های مبتنی بر فناوری مانند پیشرفت در ذخیره سازی داده ها و زیرساخت ها، بیشتر مطرح بودند، و از این رو، آنها حجم زیادی از اطلاعات را در مورد ابعاد و مؤلفه های فین تک تشکیل می دهند. با معرفی چارچوب های حکمرانی مدرن مانند حکمرانی تنظیم گری، روند معرفی ابعاد فین تک به سمت مسائل تنظیم گری حرکت کرد و این امر توجه گسترده ای را به تنظیم گری فین تک به عنوان یک الزام ضروری، جلب کرد. بحث پیرامون تنظیم گری فین تک در حال حاضر تعداد زیادی از پژوهش ها را تشکیل می دهد و این امر ما را مجاب به اختصاص یک بُعد مجزا علاوه بر سایر ابعاد رایج مانند کسب وکاری و فنی، تحت عنوان تنظیم به ابعاد فین تک نمود. سوم، نوآورانه بودن و جدید بودن چارچوب پیشنهادی تایید شده است. خبرگان تأیید کردند که طبقه بندی ابعاد و انتساب آنها به مؤلفه های مناسب مربوطه، پژوهش های قبلی را با یکدیگر تلفیق کرده و طبقه بندی جدیدی را برای ابعاد فین تک ارائه نموده است. چهارم، درنظر گرفتن قواعد اسلامی به طور جداگانه حاکی از اهمیت رویکرد اسلامی به تنظیم و نظارت حکمران بود و چارچوب را برای کشورهای اسلامی نیز بومی کرده است. پنجم، این چارچوب به حکمرانان و مراجع ذی صلاح قانونی کمک می کند تا فین تک را با رویکردی کل نگر و جامع درک و بررسی کنند و همچنین فین تک را برای خودِ صنعت شفاف می کند. با تعهد به این چارچوب از سوی مراجع ذی صلاح قانونی و صنعت فین تک، آنها حقوق و مسئولیت متقابل خود را نسبت به یکدیگر کاملاً شفاف خواهند داشت. این ابعاد و مؤلفه ها در سطح بین المللی با صنعت فین تک سازگار است و در عین حال، گنجاندن قوانین و مقررات اسلامی، الزامات کشورهای اسلامی از جمله ایران را برای تنظیم و نظارت بر فین تک در نظر می گیرد.
استثنائات و معافیت های کتابخانه ای حق مولف منابع دیجیتال: مطالعه تطبیقی در نظام حقوقی ایران، فرانسه، آلمان و برخی اسناد و معاهدات بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل و مقایسه مستثنیات و معافیت های کتابخانه ای برای منابع دیجیتال با بهره گیری از قوانین داخلی، قوانین، اسناد و معاهدات بین المللی انجام شده است تا با واکاوی قوانین موردمطالعه بتوان به پیشنهادهای کاربردی به منظور اصلاح قوانین و استفاده در کتابخانه ها دست یافت.روش: پژوهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردی و از نوع مطالعات کیفی و با رویکرد تطبیقی و تحلیل قوانین و اسناد بین المللی انجام شده است. در پژوهش کنونی با بهره گیری از روش تحلیل اسنادی (سندکاوی)، قوانین داخلی و برخی قوانین و اسناد بین المللی تحلیل و باهم مقایسه شدند. جامعه پژوهش شامل 13 قانون حق مؤلف ایران، قوانین، معاهدات و اسناد بین المللی بود. قوانین حق مؤلف آلمان و فرانسه به صورت هدفمند برای پژوهش حاضر انتخاب شدند. به این دلیل که نظام حقوقی فرانسه و ایران رومی-ژرمنی است. علاوه بر آن در هر دو قانون فرانسه و آلمان مباحث دیجیتال، استثنائات و معافیت های کتابخانه ای بیان شده است. افزون بر این، مطالعه تطبیقی می تواند علاوه بر تبیین کمبودهای قوانین ایران، استفاده از تجارب سایر کشورها در زمینه های جدید را محقق سازد.یافته ها: دستورالعمل پارلمان و شورای اتحادیه اروپا، معاهده برن، معاهده حق مؤلف وایپو، معاهده اجراها و صفحات صوتی وایپو، معاهده رم، معاهده ژنو، قانون مالکیت فکری فرانسه و قانون حق مؤلف و حقوق مرتبط آلمان بررسی و مطالعه شدند. در کنار اسناد بین المللی، قوانین داخلی مانند حمایت حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان 1348، پیش نویس لایحه حمایت از حقوق مالکیت ادبی و هنری و حقوق مرتبط، قانون ترجمه و تکثیر کتب، نشریات و آثار صوتی 1352 از دیدگاه استثنائات حق مؤلف تحلیل شدند. تحلیل اسناد بین المللی نشان می دهد که توجه به مباحث دیجیتال در زمره موضوعات مهم در برخی اسناد بوده است. در دستورالعمل 2019 اروپا، استثنائاتی همچون تکثیر، استفاده شخصی غیرتجاری، فعالیت های غیرتجاری توسط کتابخانه ها و سایر نهادهای مرتبط و ذخیره موقت به عنوان معافیت و استثنا مدنظر قرار گرفته است. افزون بر آن، دسترسی اشخاص ناتوان به آثار هم با درنظرگفتن استثنائاتی مغفول نمانده است. در معاهده برن که آزمون سه گام ازآنجا مطرح شد به اعمال و کاربست شروط آزمون سه گام در ابزارها و منابع دیجیتال تصریح شده است. بدین سبب که به قوانین ملی اجازه می دهد تا محدودیت ها و استثنائات جدیدی مناسب با فضای دیجیتال اتخاذ کنند. محدودیت ها و استثنائات در قوانین ملی مانند استفاده شخصی، اهداف پژوهشی و کتابخانه ای و معافیت های مورداستفاده در فناوری های جدید شامل ابزارهای دیجیتال و برخط خواهد بود.نتیجه گیری: علی رغم آنکه در قانون حق مؤلف و حقوق مرتبط آلمان و قانون حقوق مالکیت فکری فرانسه، دستورالعمل اروپا و سایر معاهدات موردبررسی به مباحث دیجیتال تا حد بسیار زیادی پرداخته شده بود، اما این موضوع در قوانین حق مؤلف موردمطالعه تا حد بسیاری کمرنگ است. برخی از مواد مطرح شده در مورد تکثیر موقت و سایر استثنائات در پیش نویس لایحه بیان شده بود که ناکافی است. با این توصیفات، پژوهش کنونی پیشنهاد می دهد پیش نویس لایحه قانون مالکیت ادبی و هنری و حقوق مرتبط ایران با درنظرگرفتن منابع دیجیتال مورد اصلاح مجدد و بازنگری قرار گیرد.
رتبه بندی راهبردهای بهینه برای کسب وکارهای کتاب الکترونیکی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این پژوهش، رتبه بندی راهبردهای بهینه برای کسب و کارهای کتاب الکترونیکی در ایران با استفاده از الگوی تعیین راهبرد دیوید است. روش پژوهش : این پژوهش با تکیه بر الگوی تعیین راهبرد دیوید و با رویکرد ترکیبی انجام شده است. جامعه پژوهش، همه کسب وکارهای فروش کتاب الکترونیکی در ایران بود که ساختار و اجزای یک کسب وکار را دارا بودند که 26 کسب وکار را شامل شد و تمام شماری گردید. برای کشف نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید، راهبردهای بهینه در هر یک از موقعیت های راهبردی و اولویت گذاری آنها از ابزار مصاحبه و روش تحلیل محتوای کیفی جهت مقوله بندی استفاده شد. برای نمره گذاری مؤلفه های ماتریس های ارزیابی عوامل داخلی و خارجی، ماتریس سوات و ماتریس کمّی، فایل ماتریس ها ارسال و با گفتگوی تلفنی نمرات مدنظر آنها برای هر مؤلفه کسب گردید. یافته ها : طبق نتایج، بی اعتمادی ناشران نسبت به سوء استفاده کسب وکارهای کتاب الکترونیکی از فایل کتاب ها مهم ترین تهدید این کسب وکارهاست که غلبه قابل توجهی بر وزن قوت ها، ضعف ها و تهدیدهای دیگر داشت. همچنین کمبود سرمایه، نبود تسهیلات تولید و توسعه محتوا، کوچک بودن کسب وکار بزرگ ترین ضعف، زیرساخت نرم افزاری مناسب بزرگ ترین قوت، و افزایش مداوم هزینه تولید، طراحی، چاپ و توزیع کتب چاپی بزرگ ترین فرصت شناخته شد. همچنین طبق یافته ها، راهبرد بازاریابی توسعه محصول یا خدمت (16/8) و بازاریابی کسب وکار به کسب وکار (12/8) مشترکاً در رتبه اول، راهبرد بازاریابی برتری عملیاتی کیفیت محور (74/7) در رتبه دوم، راهبرد بازاریابی کسب وکار به مصرف کننده (69/7) در رتبه سوم، و راهبرد بازاریابی تنوع گرا یا اجتماعی (13/6) در رتبه چهارم قرار گرفت. نتیجه گیری : نتایج پژوهش نشان می دهد که موفقیت در این حوزه مستلزم رفع نگرانی های امنیتی ناشران، بهبود تجربه کاربری اپلیکیشن ها، و تنوع بخشی به خدمات و پشتیبانی است. این نگرانی درواقع درباره امنیت فایل هاست و بخش بزرگی از آن ناشی از بی اعتمادی، ترس از نشر اثر با حفظ محتوا و تغییر شکل، و نبود زمان و چارچوب های منسجم برای پیگیری حقوقی است. کمبود سرمایه نیز دال بر عدم ورود حرفه ای به این حوزه است که خود را در درخواست تسهیلات تولید و توسعه محتوا و کوچک مقیاس ماندن کسب وکار نشان داده است و در نقاط قوت نیز عموماً بر ارزش شبکه و ضریب نفوذ اینترنت و شبکه های اجتماعی بین مردم حساب شده است. همچنین به نظر می رسد هرگونه افزایش هزینه تولید آنالوگ به واسطه قیمت ارز یا رکود تورمی می تواند فرصت مناسبی برای توسعه این نوع کسب وکار برای ناشران باشد.
بررسی میزان همخوانی نقش دهنده های موجودیت عامل و نشانگرهای روابط میان منابع در استاندارد توصیف و دسترسی به منبع (آردی اِی) با نقش دهنده ها و نشانگرها در بافت انتشارات ایرانی – اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، تبیین میزان همخوانی نقش دهنده های موجودیت عامل و نشانگرهای روابط میان منابع در استاندارد توصیف و دسترسی به منبع (آردی اِی) با نقش دهنده ها و نشانگرها در بافت انتشارات ایرانی – اسلامی بود. روش: این پژوهش با روش های تحلیل محتوا و تطبیقی انجام شد. جامعه پژوهش از پیشینه های کتابشناختی مربوط به مجموعه کتاب های دو خانواده بزرگ کتابشناختی نهج البلاغه و مثنوی معنوی در کتابشناسی ملی ایران بودند که به ترتیب از بافت انتشارات اسلامی و بافت انتشارات ایرانی انتخاب شدند. تمامی پیشینه های کتابشناختی مربوط به دو خانواده کتابشناختی بررسی شد و نمونه گیری از آن ها صورت نگرفت. ابزار گردآوری داده ها، پی افزود های آی و جِی استاندارد توصیف و دسترسی به منبع بودند که به عنوان سیاهه وارسی مورداستفاده قرار گرفتند. به منظور نیل به هدف پژوهش، در گام نخست اجرای پژوهش، با بررسی پیشینه های کتابشناختی، عبارات و واژه هایِ نمایانگر نقش دهنده ها و نشانگرها استخراج و همخوانی آن ها با یکدیگر موردبررسی قرار گرفت. سپس در مراحل بعدی، به ترتیب همخوانی نشانگرهای رابطه ای (از پیوست جِی) استاندارد آردی اِی با نشانگرهای بافت انتشارات ایرانی – اسلامی و نقش دهنده های (از پیوست آی) استاندارد آردی اِی با نقش دهنده های بافت انتشارات ایرانی-اسلامی در پیشینه های عضو جامعه پژوهش موردمطالعه قرار گرفت. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد، به طورکلی بین نقش دهنده های موجودیت عامل و نشانگرهای روابط میان موجودیت های چهارگانه مرتبط با منبع (وِمی) در استاندارد آردی اِی با نقش دهنده ها و نشانگرها در بافت انتشارات ایرانی–اسلامی در بسیاری از موارد همخوانی مطلوبی مشاهده شد، ولی همخوانی مناسبی بین نقش دهنده ها با نشانگرهای روابط کتابشناختی مورداستفاده در بافت انتشارات ایرانی – اسلامی وجود ندارد. نتیجه گیری : نتایج پژوهش بیانگر همخوانی کم بین نقش دهنده ها با نشانگرهای روابط کتابشناختی مورداستفاده در بافت انتشارات ایرانی-اسلامی بود؛ اما بین نشانگرهای روابط میان موجودیت های منبع در استاندارد آردی اِی با نشانگرهای روابط مورداستفاده در بافت انتشارات ایرانی-اسلامی همخوانی مناسبی قابل مشاهده بود. همچنین نتایج نشان داد، بین نقش دهنده های مورداستفاده در بافت انتشارات ایرانی-اسلامی با نقش دهنده های استاندارد آردی اِی همخوانی مطلوبی وجود دارد. عدم انسجام و یکدستی در به کارگیری نقش دهنده ها با نشانگرها در پیشینه های کتابشناختی موردبررسی، یکی از دلایل مهم از ناهمخوانی های یادشده است. همچنین، کاربرد نادرست نقش دهنده ها و نشانگرها نسبت به نوع نقش و رابطه در اغلب پیشینه ها به چشم می خورد.
ارزیابی تطبیقی چارچوب های مدیریت تداوم کسب وکار (مورد مطالعه: پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تداوم کسب وکار به معنای توانایی سازمان برای ادامه ارائه محصولات و خدمات حیاتی حتی در شرایط اختلال یا بحران است. این امر اهمیت ویژه ای در سازمان هایی دارد که وابسته به فناوری اطلاعات هستند و در هنگام مواجهه با بحران باید به سرعت به شرایط عادی بازگردند. پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) به عنوان سازمانی که بیشتر خدمات خود را در بستر فناوری اطلاعات ارائه می دهد، نیازمند طراحی و پیاده سازی چارچوب مدیریت تداوم کسب وکار (BCM) است تا در مواجهه با وقفه ها و بحران ها از انعطاف پذیری و کارآمدی لازم برخوردار باشد. این پژوهش با هدف ارزیابی و مقایسه چارچوب های معتبر مدیریت تداوم کسب وکار، به دنبال انتخاب بهترین چارچوب برای ایرانداک است.روش: این پژوهش در سه گلم اصلی انجام شده است. در گام نخست، پیشینه پژوهش و چارچوب های معتبر مدیریت تداوم کسب وکار مورد بررسی قرار گرفت تا شاخص ها و معیارهای مهم شناسایی شود. در گام دوم، چارچوب ارزیابی تطبیقی با تمرکز بر 36 معیار پایه و تطبیقی طراحی شد. در گام سوم، سه چارچوب اصلی مدیریت تداوم کسب وکار یعنی ایزو 22301: 2019، کوبیت 2019: مدیریت تداوم و ITIL-ITSCM با استفاده از روش های آنتروپی شانون (برای محاسبه وزن معیارها) و تاپسیس گروهی (برای رتبه بندی چارچوب ها) ارزیابی و مقایسه شدند. این سه چارچوب بر اساس معیارهای مرتبط با نیازهای خاص ایرانداک مورد بررسی قرار گرفتند تا مشخص شود کدام یک از آنها بهترین تطابق را با وضعیت این سازمان دارد.یافته ها: مبتنی بر دو گام نخست، چارچوب ارزیابی تطبیقی شامل چارچوب ارزیابی تطبیقی شامل 36 معیار پایه و تطبیقی (شامل تعیین نیازهای تداوم، راهبرد تداوم کسب وکار، تدوین سیاست های تداوم، تعیین اهداف و اولویت ها، تعیین مرزها و مسئولیت ها، تعهد مدیران، مشارکت فرهنگی مدیریت تداوم، تحلیل ریسک، تحلیل اثر کسب وکار، ارزیابی احتمال وقوع بحران، طرح بازیابی فاجعه/ بحران، توسعه طرح های اضطراری، راه اندازی فرآیندهای تداوم، تدوین دستورالعمل های عملیاتی، تست طرح تداوم کسب وکار، تجربه ی پیشین در مواجهه با حوادث، اطلاعات مورد نیاز برای طرح تداوم، استفاده از فناوری در تداوم، مدیریت امور مالی، تعامل با ارگان های مرتبط، مدیریت تأمین کنندگان، مدیریت منابع انسانی، تبلیغ، آگاهی رسانی و آموزش، تخصیص منابع، تدوین گزارش های دوره ای، بازبینی تداوم کسب وکار، مدیریت حقوقی، انطباق اندازه سازمان هدف، انطباق سطح کاربری، انطباق سطح مهارت مورد نیاز، سطح پشتیبانی از زبان فارسی و زبان های رایج، میزان سازگاری با استانداردها و مستندات پایه، پوشش تعاریف و اصطلاحات، سرعت، سهولت استفاده، و فرآیند روشن و شفاف مراحل) بدست آمد. نتایج گام سوم نیز نشان داد که از میان سه چارچوب مورد بررسی، استاندارد ایزو 22301: 2019 به عنوان منطبق ترین چارچوب با نیازهای خاص ایرانداک شناسایی شد. این چارچوب به ویژه در مدیریت وقفه ها و بازگرداندن خدمات به حالت عادی به طور سریع و کارآمد موثر است. همچنین، ایزو 22301 با استانداردهای بین المللی و مستندات جامع تطابق داشته و پوشش مناسبی برای نیازهای زبانی و فرهنگی سازمان ارائه می دهد.نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که انتخاب چارچوب مناسب مدیریت تداوم کسب وکار، برای اطمینان از حفظ عملیات حیاتی و حفاظت از منافع سازمانی در زمان بحران ها امری حیاتی است. همچنین مدیران باید اهمیت مدیریت تداوم کسب وکار را در حصول اطمینان از تداوم عملیات حیاتی و حفاظت از منافع سازمانی در طول بحران ها تشخیص دهند. نتایج بیانگر آنست که انتخاب یک چارچوب مدیریت تداوم کسب وکار مناسب، مانند ایزو 22301: 2019، باید بر اساس ارزیابی کامل الزامات، اندازه و قابلیت های خاص سازمان باشد. انتخاب استاندارد ایزو 22301: 2019 به عنوان چارچوب پیشنهادی برای ایرانداک، به دلیل انطباق بالای آن با نیازهای این سازمان، می تواند به بهبود توانایی ایرانداک در مدیریت وقفه ها و بحران ها کمک کند. همچنین، اهمیت داشتن یک چارچوب مدیریت تداوم کسب وکار در کاهش هزینه ها، حفظ اعتبار سازمان و افزایش سرعت بازیابی پس از بحران به وضوح در نتایج این پژوهش نمایان است. نتایج پژوهش کاربردی بودن روش ارزیابی تطبیقی و رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره برای رتبه بندی چارچوب ها را تأیید می کند. در انتها نیز با توجه به محدودیت های پژوهش، پیشنهادهایی در خصوص 1- انجام مطالعات مشابه در سایر سازمان ها یا صنایع برای تایید یافته ها و ارزیابی کاربرد رویکرد پیشنهادی در زمینه های مختلف؛ 2- بررسی ادغام مدیریت تداوم کسب وکار با سایر سیستم های مدیریتی؛ 3- بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی، رهبری و مشارکت کارکنان بر اجرای موفقیت آمیز و پذیرش چارچوب های تداوم کسب وکار؛ و 4- پژوهش به منظور طراحی چارچوب های ارزیابی جامع تر و کمی برای چارچوب های مدیریت تداوم کسب وکار با در نظر گرفتن معیارهای مکمل دیگر ارائه شده است.
تحلیل قیمت گذاری خدمات همانندجو با بهره گیری از نظریه بازی ها (تحلیل قیمت گذاری خدمات همانندجو)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) با هدف تجاری سازی دستاوردهای پژوهشی و حفظ رضایت کاربران از خدمات سامانه های خود، اقدام به درآمدزایی می کند. یکی از این سامانه ها، سامانه «همانندجو»ست که میزان تشابه گزارش های پژوهشی دانشگاه های کشور را می سنجد. بازارهای مختلف خدمات این سامانه به دو دسته اصلی تقسیم می شوند: بازار انحصاری شامل بازار پیشنهاده، پایان نامه و رساله، و بازار چندقطبی نشریات. هدف این پژوهش ارائه یک مدل قیمت گذاری برای سامانه «همانندجو» با استفاده از نظریه بازی هاست. در این راستا، تقاضای بالقوه و اهمیت رقبای هر بازار شناسایی شده و راهبرد های قیمتیِ مناسب برای هر بازار تعیین می شود. این راهبرد ها باید به گونه ای طراحی شوند که با توجه به مزیت رقابتی سامانه، سهم قابل کسب از بازار در وضعیت مطلوب قرار گیرد و سرانجام، سود خدمات این سامانه بیشینه گردد. تقاضای خدمات، تابعی از تقاضای بالقوه و قیمت خدمات است؛ به طوری که با افزایش قیمت، تقاضای خدمات کاهشی خواهد بود و در بازار چندقطبی تابعی از قیمت رقبا هم خواهد بود؛ به گونه ای که با افزایش قیمت رقبا تقاضای خدمات افزایش خواهد شد. نوع رقابت در نظر گرفته شده در بازارهای گوناگون انحصاری و چندقطبی با توجه به قدرت تصمیم گیری یکسان بازیکنان از نوع رقابت همزمان (تعادل نش) است. در این پژوهش، یک مدل ریاضی برای بازیکنان در نظر گرفته شده است و نقطه یکتای تعادل «نش» با برآورد کردن پارامترهای مدل ریاضی به طور دقیق به دست می آید. از مهم ترین نتایج این پژوهش می توان به تأثیر افزایش تقاضای بالقوه و ضریب کش سانی قیمت در افزایش سود و تقاضا اشاره کرد؛ به طوری که با افزایش تقاضای بالقوه، هم قیمت افزایش می یابد و هم سود نهایی سامانه بیشتر می شود و از سوی دیگر، با افزایش ضریب کش سانی قیمت سود نهایی سامانه و قیمت خدمات کاهش می یابد. به گفته دیگر، با رقابتی تر شدن بازار قیمت، ارائه خدمات کاهشی خواهد شد. این یافته ها نشان دهنده اهمیت توجه به عوامل بازار و رقبا در تعیین راهبرد های قیمت گذاری برای خدمات نرم افزاری است.
سازماندهی اطلاعات و دانش در ایران؛ از یاد نسل پیشکسوت و نسل نو تا افق های آینده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازماندهی اطلاعات و دانش یکی از حوزه های بنیادین کتابداری و اطلاع رسانی و از مراحل اساسی مدیریت اطلاعات محسوب می شود. باوجود گسترش کاربرد هوش مصنوعی در فرایندهای سازماندهی، دستاوردهای امروزی این حوزه محصول تلاش مستمر انسان هایی است که در طول تاریخ به سازماندهی منابع اطلاعاتی و دانش بشری پرداخته اند. نسل پیشکسوت سازماندهی در ایران بیش از هر چیز بر تدوین ابزارهای پایه برای فرایند سازماندهی متمرکز بود. پیش از فعالیت این نسل، نه توجه علمی جدی به مقوله سازماندهی در ایران وجود داشت و نه ابزارهای بومی و فارسی برای متخصصان این حوزه در دسترس بود. شخصیت هایی همچون ایرج افشار با تألیف "کتاب های ایران" و "پنج کتابشناسی ایران"، حسین بنی آدم با "کتابشناسی موضوعی ایران"، علی اکبر جانا با ترجمه های رده بندی دیویی، دکتر هوشنگ ابرامی با ترجمه "اصول فهرستنویسی" اثر مارگارت مان، احمد طاهری عراقی، دکتر عباس حری با "فهرست کوچک سرعنوان های موضوعی فارسی" و فرنگیس امید گام های بنیادینی برداشتند. در این میان، پوری سلطانی جایگاه ویژه ای دارد که با تألیف "سرعنوان های موضوعی فارسی" و "واژه نامه کتابداری"، ترجمه و اقتباس آثار مهم جهانی، راه اندازی مرکز آماده سازی کتاب تهران (۱۳۴۸)، تدوین راهنمای مجله های ایران و ساماندهی کتابشناسی ملی ایران، بنیان های سازماندهی در ایران را استوار ساخت. شاگردان و همکارانی چون زهره علوی، کامران فانی و فیروزان زهادی این راه را ادامه دادند. حوزه فهرست نگاری نسخ خطی نیز جایگاهی محوری در تاریخ سازماندهی اطلاعات در ایران دارد.. این فعالیت ها نه تنها میراث علمی و فرهنگی پیشینیان را حفظ کرده، بلکه زیرساختی ارزشمند برای پژوهش های معاصر در حوزه های نسخه شناسی، ایران شناسی و مطالعات فرهنگی فراهم آورده است. از اوایل دهه ۱۳۸۰، نسل جدیدی از پژوهشگران به حوزه سازماندهی روی آوردند. تفاوت اصلی این نسل با پیشینیان، توجه جدی به مباحث نو و جهانی سازماندهی بود، مباحثی چون مدل های مفهومی ایفلا (FRBR، FRAR، BIBFRAME، LRM) و کاربرد هستی شناسی ها در سازماندهی اطلاعات. انتظار می رود نسل نو با پویایی و همت بیشتر، فعالیت های پژوهشی و آموزشی را گسترش دهد و مایه نوآوری ها، تحولات و اثرگذاری های بیشتر در این عرصه شود. اکنون آنچه بیش از همه اهمیت دارد، برجستهساختن جایگاه سازماندهی و معرفی چهره های شاخص و اثرگذار آن است. روشن است که فصلنامه مطالعات کتابداری و سازماندهی اطلاعات رسالت دارد توجه ویژه ای به این حوزه مبذول دارد و بستری برای انتشار پژوهش ها و مقالات مرتبط فراهم آورد. راهبردهای آینده سازماندهی اطلاعات در ایران سازماندهی اطلاعات در ایران امروز در نقطه ای ایستاده است که از یک سو میراث گران سنگ پیشکسوتان و تجربه های عملی نیم قرن گذشته را در اختیار دارد و از سوی دیگر با چالش ها و فرصت های فناوری های نو، به ویژه هوش مصنوعی و مدل های مفهومی جهانی روبه روست. راهبرد آینده باید بر ترکیب هوشمندانه این دو تکیه کند: صیانت و به روزآوری ابزارهای بومی و زبان محور (سرعنوان ها، اصطلاحنامه ها و رده بندی های گسترش یافته) در کنار ادغام تدریجی مدل های مفهومی و استانداردهای بین المللی و فناوری های نوین. اکنون مایه شادمانی است که این حوزه در ایران، با پاسداشت میراث پیشکسوتان و به روزآوری ابزارهای بومی، همگام با جریان های علمی جهان حرکت می کند و با بهره گیری مسئولانه از فناوری های نوین، به مدیریتی معنایی و پیوندی از دانش دست می یابد؛ تا بدین سان، جایگاه خود را به عنوان یکی از ارکان تحول در نظام دانش کشور و بازیگری فعال در عرصه جهانی اطلاعات تثبیت کند.
پیش بینی کاربست مهارت های سواد رسانه ای کتابداران با استفاده از نظریه رفتار برنامه ریزی شده: نقش تعدیل گر شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر به بررسی کاربست مهارت های سواد رسانه ای در ارائه خدمات توسط کتابداران از طریق ادغام مدل پنج عامل بزرگ شخصیت در نظریه رفتار برنامه ریزی شده می پردازد. روش : در پژوهش حاضر از روش پژوهش همبستگی استفاده شد. جامعه آماری شامل 191 نفر از کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمان بود که در سال 1402 در دوره آموزشی سواد رسانه ای شرکت کردند. پرسش نامه به صورت سرشماری میان همه شرکت کنندگان توزیع شد. به منظور گردآوری داده ها، از پرسش نامه محقق ساخته نظریه رفتار برنامه ریزی شده و پرسش نامه استاندارد شخصیت استفاده شد. به منظور تحلیل داده ها، از روش مدل سازی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار اسمارت پی اِل اس استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که سه متغیر نگرش، هنجار ذهنی و کنترل رفتار ادراک شده کتابداران کتابخانه های عمومی استان کرمان بر قصد آن ها برای کاربست مهارت های سواد رسانه ای در ارائه خدمت اثر مثبت و معنادار دارند. همچنین، نتایج نشان داد که کنترل رفتار ادراک شده و قصد کتابداران پیش بینی کننده رفتار واقعی کاربست مهارت های سواد رسانه ای در ارائه خدمت هستند. به علاوه، تحلیل داده ها نشان داد که تنها بُعد وظیفه شناسی شخصیت اثر تعدیل گر بر رابطه قصد-رفتار کاربست مهارت های سواد رسانه ای دارد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر جز اولین تلاش ها برای پیش بینی کاربست مهارت های سواد رسانه ای توسط کتابدار از طریق ادغام نظریه پنج عامل بزرگ شخصیت با نظریه رفتار برنامه ریزی شده است. بعلاوه، مدیران کتابخانه ها و سیاست گذاران می توانند با استفاده از این مدل مداخلاتی را جهت بهبود کاربست سواد رسانه ای توسط کتابداران، به طور اخص و انتقال آموزش، به طور عام برنامه ریزی کنند.
ارائه چارچوبی برای شناسایی و تحلیل مهم ترین روندهای تحقیقاتی زنجیره تأمین کشاورزی هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
93-114
حوزههای تخصصی:
هدف: زنجیره تأمین هوشمند در بخش کشاورزی به عنوان یکی از محورهای اصلی توسعه پایدار و بهره وری منابع در جهان معاصر مطرح است. افزایش تقاضای محصولات کشاورزی، محدودیت منابع طبیعی و ضرورت کاهش ضایعات، نیاز به به کارگیری فناوری های نوین و دیجیتال سازی فرآیندهای زنجیره تأمین را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این راستا، شناسایی روندهای پژوهشی کلیدی و اولویت دار در حوزه کشاورزی هوشمند و زنجیره تأمین هوشمند، می تواند مسیر توسعه علمی و عملی را هموار ساخته و به اتخاذ تصمیم های مدیریتی مبتنی بر داده کمک کند. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی مهم ترین روندهای پژوهشی مرتبط با زنجیره تأمین هوشمند در بخش کشاورزی است.روش شناسی: برای دستیابی به این هدف، پژوهش حاضر از رویکرد کمی چندگانه بهره گرفته است. داده های پژوهش از طریق مرور نظام مند ادبیات علمی و پرسشنامه های خبره سنجی جمع آوری شدند. در گام نخست، روندهای پژوهشی از مطالعات منتشرشده در حوزه کشاورزی هوشمند و زنجیره تأمین هوشمند استخراج و ۳۰ روند اولیه شناسایی شد. سپس با مشارکت ۱۰ نفر از خبرگان دانشگاهی و حرفه ای، این روندها با استفاده از تکنیک دلفی فازی پالایش و غربال گری شدند، به گونه ای که تنها روندهایی با عدد دیفازی بالاتر از ۰٫۷ برای مرحله بعدی باقی ماندند و ۹ روند کلیدی انتخاب شد. در گام بعد، این روندها بر اساس سه شاخص مهم شامل تکرار در مقالات مروری، سطح تأثیر فناورانه و جهت گیری آینده پژوهی با استفاده از روش مارکوس تحلیل و رتبه بندی شدند. وزن شاخص ها در این تحلیل برابر در نظر گرفته شد و داده ها به صورت خطی نرمال سازی و در ماتریس نرمال موزون وارد شدند تا میزان مطلوبیت و اولویت هر روند به صورت کمی تعیین گردد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که پنج روند پژوهشی در صدر اولویت ها قرار دارند: ادغام هوش مصنوعی توضیح پذیر با بلاک چین برای تصمیم گیری و امنیت، استفاده از یادگیری ماشین برای بهینه سازی جریان کالا و کاهش ضایعات، ترکیب داده های حسگری و کلان داده برای پیش بینی تولید و مصرف، گسترش اینترنت اشیا در مدیریت زنجیره تأمین کشاورزی، و توسعه ردیابی و شفافیت زنجیره تأمین با بلاک چین. این روندها نه تنها بازتاب تحولات فناورانه کلیدی در کشاورزی هوشمند هستند، بلکه مسیرهای پژوهشی آینده و استراتژی های توسعه ای برای بهبود کارایی، شفافیت و پایداری زنجیره تأمین کشاورزی را مشخص می کنند.نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که تمرکز بر فناوری های داده محور و دیجیتال سازی فرآیندها می تواند موجب افزایش بهره وری، کاهش ضایعات، ارتقای پایداری و تقویت اعتماد میان ذی نفعان زنجیره تأمین شود. ادغام XAI با بلاک چین، استفاده از یادگیری ماشین و تحلیل داده های حسگری و کلان داده، و گسترش اینترنت اشیا و شفافیت زنجیره تأمین، ابزارهای کلیدی برای تحقق این اهداف هستند. یافته ها می توانند به پژوهشگران، مدیران و سیاست گذاران کمک کنند تا اولویت های تحقیقاتی و توسعه ای خود را به صورت علمی و مبتنی بر داده تعیین نمایند. با وجود محدودیت هایی از جمله حجم نمونه محدود خبرگان، تمرکز بر داده های انتشار یافته و ماهیت کمی تحلیل، این پژوهش پایه ای ارزشمند برای سیاست گذاری علمی، برنامه ریزی توسعه فناوری های نوین و انجام مطالعات آینده با نمونه های گسترده تر و تحلیل های ترکیبی کمی-کیفی فراهم می آورد. تحقیقات آتی می تواند به بررسی اثرات زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی پیاده سازی فناوری های هوشمند و طراحی چارچوب های پایدار و انسان محور برای مدیریت زنجیره تأمین کشاورزی بپردازد.
شناسایی عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش در دانشگاه به منظور ارائه یک الگوی پارادایمی (مورد مطالعه: دانشگاه شهید چمران اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
409 - 372
حوزههای تخصصی:
هدف: جهت پیاده سازی و به کارگیری موفق مدیریت دانش در دانشگاه، نیاز به طراحی و به کارگیری مدل بومی منطبق با ساختار، فرهنگ، اهداف و چشم انداز دانشگاه است. لذا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش در دانشگاه شهید چمران اهواز به منظور ارائه یک الگوی پارادیمی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به صورت کیفی و مبتنی بر روش نظریه زمینه ای است. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل تمامی مدیران ستادی دانشگاه شهید چمران اهواز بود که سابقه اجرایی سه سال به بالا را در کارنامه خود داشتند. در این پژوهش از نمونه گیری هدفمند استفاده شد در این نوع نمونه گیری، نمی توان از قبل مشخص کرد که چه تعداد افراد بایستی در مطالعه انتخاب شوند تا پدیده مورد مطالعه به طور کامل شناسایی شود. بنابراین، مصاحبه ها تا آنجا ادامه پیدا می کنند که احساس شود جواب های ارائه شده با پاسخ های قبلی مشابهت داشته و چیزی به یافته ها اضافه نمی شود و اصطلاحاً یافته های مصاحبه به حد اشباع رسیده باشند. بنابراین، مصاحبه ها تا آنجا ادامه پیدا کرد که پاسخ های تکراری دریافت شد و یافته جدیدی در مصاحبه ها وجود نداشت که اصلاحاً مصاحبه به حد اشباع رسد. یعنی تا موقعی که داده های جدیدی در ارتباط با مقوله ظاهر نمی شد؛ گسترش مقوله به حد کافی منظور شده و روابط بین مقولات برقرار و تأیید شده بودند. تعداد نمونه ها با استفاده از نمونه گیری هدفمند شامل 21 نفر بود. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختارمند بود. ملاک انتخاب مصاحبه شوندگان علاوه بر سابقه اجرایی سه سال به بالا، تخصص و علاقه به مشارکت در پژوهش بود. برای اطمینان از روایی داده ها، از مفهوم اعتبارپذیری و انتقال پذیری استفاده شد. همچنین برای پایایی داده ها از اطمینان پذیری، تأییدپذیری (در این پژوهش، برای تأمین تأییدپذیری اطلاعات، از همان ابتدای پژوهش تمامی مستندهای مربوط به داده های پژوهش و همچنین استنتاج ها، تفسیرها و یافته ها به روشی نظام مند ثبت و ضبط شدند. مفاهیم و مقوله های استخراج شده به همراه یافته ها دوباره به اطلاع مصاحبه شوندگان رسید و نظرات اصلاحی آنان اعمال گردید و پس از اعمال اصلاحت مجدداً موارد به تأیید نهایی متخصصان رسید) و بررسی همکار (بررسی یافته ها و اظهارنظر درباره مؤلفه های استخراج شده در طی چندین مرحله توسط اساتید راهنما و مشاور)، استفاده شد. مصاحبه ها طی سه مرحله شامل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی با استفاده از نرم افزار MAXQDA کدگذاری شدند. برای اطمینان از روایی داده ها، از مفهوم اعتبارپذیری، انتقال پذیری، اطمینان پذیری و تأییدپذیری استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد مدل پارادایمی استقرار مدیریت دانش در دانشگاه شهید چمران اهواز در 5 بُعد شرایط علّی، مداخله گر، زمینه ای، راهبردها و پیامدها دارای 20 کد محوری و 68 کد باز است. پدیده ی اصلی، استقرار مدیریت دانش در دانشگاه اشهید چمران اهواز بود. شرایط علّی اثرگذارشامل مدیریت و رهبری، منابع مالی و منابع انسانی است. شرایط مداخله گر شامل تحریم های بین المللی، مقاومت در برابر تغییر، آگاهی اندک از ماهیت دانش و هدف دانشگاه، شرایط سیاسی دانشگاه و شرایط اقلیمی و موقعیتی دانشگاه هستند. شرایط محیطی، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی و فناوری شرایط زمینه ای هستند. آموزش و توسعه، مالکیت مادی و معنوی، توسعه ارتباط با صنعت و جامعه و توسعه و استفاده از زیرساخت های فناوری و اطلاعات از راهبردهای استقرار مدیریت دانش بودند و در نهایت پیامدهای حاصل از این مدل ارتقاء بهره وری و کارایی، افزایش سطح علمی دانشگاه، توسعه و مشارکت دانشگاه در جامعه و ارتقاء نوآوری و خلاقیت نیروی انسانی می باشد.نتیجه گیری: در مجموع، این مدل نشان می دهد که موفقیت در استقرار مدیریت دانش نیازمند توجه به عوامل مختلف و به کارگیری راهبردهای مؤثر است. با توجه به شرایط علّی، زمینه ای و مداخله گر، و راهبردها دانشگاه می توانند به نتایج مثبت و پایدار دست یابند که بهبود عملکرد و نوآوری را در پی خواهد داشت. به همین ترتیب، توجه به تمامی این ابعاد می تواند به عنوان راهنمایی برای مدیران و سیاست گذاران در جهت بهبود فرآیندهای مدیریت دانش در دانشگاه ها عمل کند.
تاثیر عوامل سازمانی، فردی و اطلاعاتی بر استفاده از سیستم اطلاعاتی بهداشتی (مورد مطالعه سیستم اطلاعاتی بهداشتی بیمارستان امیرالمومنین اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مطالعه تأثیر ابعاد سازمانی شامل فرهنگ اطلاعاتی، مالکیت سازمانی اطلاعات و استقلال شغلی؛ ابعاد فردی شامل گرایش به اشتراک اطلاعات و راحتی با رایانه و بُعد اطلاعاتی ویژگی های اطلاعات مبتنی بر رایانه بر استفاده از سیستم اطلاعاتی بهداشتی بیمارستان امیرالمؤمنین اهواز بود. پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازلحاظ ماهیت توصیفی- علّی بود. جامعه پژوهش تمامی کاربران سیستم های اطلاعاتی بیمارستان به تعداد 250 نفر بودند که 151 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب گردیدند. داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته مبتنی بر ابزار پژوهش های پیشین گردآوری شد. روایی ابزار به صورت محتوایی و سپس تحلیل عامل تأییدی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (85/0=α) تائید شد. داده ها با نرم افزارهای اس پی اس اس و ایموس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که فرهنگ اطلاعاتی (20/0=β و 440/2=t-value)، مالکیت سازمانی اطلاعات (18/0=β و 165/2 =t-value)، گرایش به اشتراک اطلاعات (22/0=β و 708/2 =t-value)، استقلال شغلی (17/0=β و 119/2 =t-value)، راحتی با رایانه (24/0=β و 929/2=t-value) و ویژگی های اطلاعات مبتنی بر رایانه (17/0 =β و 055/2=t-value) بر استفاده از سیستم اطلاعاتی بیمارستان امیرالمؤمنین اهواز تأثیر دارد. نتیجه این که استفاده از سیستم های اطلاعاتی بیمارستانی یک مسئله پیچیده چندبعدی است و ویژگی های مختلف فردی، فرهنگی، سازمانی و فناورانه در آن تأثیر دارند.
مشارکت اطلاعاتی کودکان و نوجوانان در طراحی شهرهای هوشمند آینده: وضعیت موجود و نقش مدیریت اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت توسعه شهرهای آینده و طراحی شهرهای هوشمند بر اساس نیازها و خواستههای ساکنان، مشارکت اطلاعاتی کودکان و نوجوانان توجه مراکز آکادمیک را جلب کرده است. هدف این مطالعه، بررسی نقش مدیریت اطلاعات در مشارکت یا به حاشیه راندن کودکان در مشارکت اطلاعاتی بود. اینکار با روش مرور منظم ادبیات موجود انجام شد؛ بهطوری که در 6 پایگاه اطلاعاتی جستوجو صورت گرفت و با مرور مقالات بر اساس معیارهای شمول یا حذف مقالات و غربالگری 4 مرحلهای «پریزما»، در نهایت، تعداد 24 مقاله به فرایند مرور تماممتن وارد شدند که از آنها 5 مقاله فارسی بودند. این پژوهش با هدف پاسخگویی به 4 پرسش پژوهشی شامل چگونگی توضیح و تبیین مشارکت کودکان و نوجوانان در مقالات، شیوههای جلب مشارکت آنها، اقدامات انجامشده برای پرورش ذهنیت هوشمند کودکان و نوجوانان در شهر هوشمند، و ابتکارات بررسی یا پیشنهادشده برای مشارکت اطلاعاتی کودکان در شهر هوشمند انجام گرفت. یافتهها نشان داد که در بازۀ زمانی 1390 تا 1403، تنها 24 متن مرتبط منتشر شده که در سال 1399بیشترین میزان را داشته است. طی این مطالعه، 6 دیدگاه مختلف برای مشارکت کودکان و نوجوانان در شهر هوشمند شناسایی شد که یادگیری و کسب مهارت و آمادگی برای مشارکت مفهوم غالب در مباحث نظری بود. در این مقالات مشارکت اطلاعاتی کودکان بهصورت شرکت در فرایند تصمیمسازی، تولید اطلاعات درباره ترجیحات و نیازهایشان و دریافت اطلاعات مورد نیاز تعریف شدهاند. بر اساس این مطالعات، طراحی پروژهمحور، یادگیری مشارکتی، و دانشوندی بهمثابه سه شیوه اصلی برای جلب مشارکت این گروه سنی هستند و مدیریت اطلاعات برای پرورش ذهنیت هوشمند و یادگیری کودکان لازم است تا به ایجاد محیطهای یادگیری الکترونیک، هوشمند و مادامالعمر اقدام شود. همچنین مدیریت اطلاعات برای عملیاتی ساختن مشارکت اطلاعاتی کودکان و نوجوانان لازم است دو دسته اقدام انجام دهد: 1) آمادهسازی ساختارها، و 2) آموزش مهارتها. بهعنوان نتیجهگیری، این مرور منظم نشان میدهد که کودکان تاکنون در طراحی شهرهای هوشمند، چندان مورد توجه نبودهاند؛ اما برای کمک به هویتبخشی به کودکان و افزایش عزت نفس آنها وظیفه اخلاقی مدیریت اطلاعات این است که مشارکت کودکان و نوجوانان در شهرهای هوشمند به رسمیت شناخته شود و رابطه کودکان با شهرهای هوشمند دو-سویه باشد؛ یعنی از یکسو شهر هوشمند خدماتی را به این گروه عرضه کند و از سوی دیگر، به کودکان بهعنوان تولیدکنندگان و پردازشگران داده توجه شود و از دیدگاهها و نظرات آنها در سیاستگذاری و تصمیمگیری استفاده شود. برای این منظور لازم است که مدیریت اطلاعات در سطح نظری و فلسفی، رویکرد مشارکتی و پایین-بالا در پیش گیرد، و در سطح اجرایی، زیرساختهایی برای گردآوری و پردازش دادهها از سوی کودکان و نوجوانان و استفاده از آنها برای سیاستگذاری شواهدمحور فراهم سازد.
کشش، ابزار حرفه ای سازمان دهی داستان و ارتباط آن با خُلق خواننده بر پایه نظریه «خُلق به عنوان اطلاعات»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : بررسی ارتباط میان خُلق خوانندگان و کشش های داستان های انتخابی آن ها در کتابخانه های عمومی شهرستان مشهد به منظور شناسایی نقاط دسترسی دقیق تر به منابع داستانی است. روش : این پژوهش از حیث هدف توسعه ای و کاربردی و از حیث شیوه جمع آوری داده ها، پیمایشی است. رویکرد پژوهش نیز کیفی است و از جمع آوری داده های کیفی و تبدیل و کدگذاری به داده های کمی برای تحلیل و نتیجه گیری استفاده شد. جامعه پژوهش ۹۸۰ نفر اعضای بالای ۱۸ سال علاقه مند به آثار داستانی کتابخانه های عمومی شهرستان مشهد هستند که در طول یک سال ماهانه بیش از 4 کتاب داستانی مطالعه کرده اند. این شمار با گزارش گیری و به کارگیری پالایه های موردنیاز در نرم افزار مدیریت کتابخانه های سامان، تعیین شد. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی مورگان به روش نمونه گیری تصادفی نظام مند 274 نفر تعیین شد. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسش نامه پاناس و پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. روایی پرسش نامه محقق ساخته با کسب نظر 6 نفر از متخصصین حوزه منابع و کتابخانه های عمومی، یک نفر از متخصصان حوزه ادبیات و سه نفر از اساتید حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی تائید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ 0/83 محاسبه شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اس. پی. اس. اس.، جدول توافقی و آزمون خی 2 بر روی ۴ نوع اصلی خُلق و هر یک از پنج کشش اصلی داستان انجام شد. یافته ها : بین نوع خُلق و انتخاب کشش های پنج گانه داستان ارتباط معنا داری وجود دارد و نوع خُلق بر انتخاب کشش های داستان تأثیرگذار است. در نوع خُلق خشنود کم انرژی و ناخشنود کم انرژی نوع کشش های انتخابی داستان مشابه است و افراد با این دو نوع خُلق علایق مشابهی دارند، اما در نوع خُلق خشنود پرانرژی و ناخشنود پرانرژی اشتراک علایق افراد در کششهای انتخابی تنها در ضرب آهنگ، لحن و جو داستان است. همچنین در هر چهار خُلق، ضرب آهنگ سرعت بالا و لحن شاد انتخاب اکثریت افراد است و در تمامی نوع خُلق ها به جز نوع خُلق خشنود پرانرژی، افراد به شخصیت پردازی قابل تشخیص و شفاف، صحنه پردازی بی مکان و زمان، سبک نویسنده ساده و خوش خوان و طرح داستان ساده بیشتر علاقه مند هستند و به طورکلی بدون در نظر گرفتن نوع خُلق، افراد به داستانی با ضرب آهنگ سرعت بالا، شخصیت پردازی قابل تشخیص و شفاف، لحن داستان شاد، تمایل بیشتری دارند. نتیجه گیری : شناسایی اینکه خوانندگان با خُلق های متفاوت، چه کتاب های داستانی را برای خواندن می پسندند می تواند در فرایند مجموعه سازی منابع کتابخانه ها، رشد و بهبود نظام های بازیابی منابع داستانی در کتابخانه های عمومی و همچنین گسترش دایره خدمات نظام های پیشنهاددهنده منابع داستانی و مشاوره خوانندگان مؤثر واقع شود.
تنوع ساختاری و موضوعی آثار فقهی استنساخ شده در نیمه دوم دوره صفویه و تطبیق آن با آثار فقهی نیمه نخست صفوی با استناد به نسخ خطی کتابخانه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی تحلیلی تنوع ساختاری آثار فقهی دوره دوم صفوی، اعم از کتاب و رساله، مستقل یا غیر مستقل بودن آن ها و تعیین تنوع موضوعات رساله های این دوره و تطبیق آن ها با تألیفات دوره اول صفویه، هدف پژوهش کنونی را شکل می دهد. روش : این پژوهش به روش پژوهش پیمایشی از نوع تحلیل محتوا انجام شد؛ یکی از ابزارهای روش پیمایشی، سیاهه وارسی است که در این پژوهش، از آن استفاده می شود. با توجه به دامنه موضوع، پژوهش به شیوه سرشماری انجام می شود. دامنه موضوعی این پژوهش آثار فقهی استنساخ شده در نیمه دوم دوره صفویه، از عصر پادشاهی شاه صفی (1038 ق.) تا زمان سقوط این سلسله (1135 ق.) است. یافته ها: پس از بررسی نسخ خطی فقهی که در دوره دوم صفوی استنساخ شده و تطبیق آن با نسخه های فقهی دوره اول، می توان به این نتیجه رسید که افزایش میزان تعلیم و تعلم و تألیف و استنساخ کتب فقهی شیعه در مدارس و کانون های استنساخ به ویژه از میانه دوره حکومت صفویه، آشکارا از فزونی و پیشرفت برخوردار بوده است. گرایش فقهای این دوره بیشتر به سمت تألیف موضوعات خاص فقهی موردنیاز جامعه بوده و درنتیجه، آنان بیشتر به تألیف رساله هایی با یک موضوع خاص پرداخته اند. یافته های تطبیقی پژوهش عبارت اند از: فراوانی آثار فقهی نیمه دوم، 885 اثر است که 75% از این آثار با ساختار رساله و 25% از آن ها به صورت کتاب هستند. فراوانی آثار فقهی نیمه نخست صفوی، 554 اثر است که 38% از آن آثار با ساختار کتاب و نزدیک 62% از آن ها با ساختار رساله تألیف شده است. تألیف رساله در موضوعات با استنساخ های زیاد مانند نماز، نکاح، طهارت، ارث، نماز جمعه و حج در نیمه دوم، نسبت به تألیف رساله در همین موضوعات در نیمه نخست افزایش قابل توجهی داشته است؛ همچنین تألیف رساله در موضوعات با فراوانی نسبتاً زیاد و متوسط در نیمه دوم نیز افزایش قابل توجهی داشته است. نتیجه گیری : افزایش کتاب های مستقل فقهی در این دوره، عمدتاً حاصل تلاش های فقهای بزرگ دوره نخست صفوی است که در روند تأسیس و گسترش مدارس مذهبی و تداوم مباحثات علمی، جدای از آنکه بر کتاب های فقهای پیشین شرح و حاشیه نوشته اند، خودشان هم کتاب های مستقل فقهی را تألیف کرده اند تا بر غنای منابع فقهی و درسی موردنیاز در مدارس مذهبی بیفزایند. با توجه به تربیت شاگردان متعدد در مدارس شیعی نیمه نخست و افزایش آثار فقهی در نیمه دوم، در رأس عبادات فردی و جمعی، موضوع نماز و مقدمه آن طهارت و تکمله آن نماز جمعه از اهمیت بالاتری در نیمه دوم صفوی برخوردار می شود؛ و دانستن احکام آن ها مطابق با مذهب امامیه بیشتر موردتوجه و نیاز توده مسلمان شیعه قرار می گیرد؛ و درنتیجه نسخه های متعددی از آثار فقهی مرتبط با این موضوعات به کرات استنساخ شده تا در دسترس فضلا قرار گیرد. همچنین موضوعات شرعی که جنبه اجتماعی و خانوادگی دارد و ارتباط و تعامل افراد با یکدیگر را مشخص می کند مانند نکاح و ارث نیز لازم می شود تا نسخه های متعددی از آن ها استنساخ شود و شیعیان بتوانند زندگی شخصی و خانوادگی خود را مطابق با احکام شرعی برنامه ریزی کنند.
شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر اجرای طرح شهر الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین و رتبه بندی عوامل مؤثر بر اجرای طرح شهر الکترونیک با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی است. روش پژوهش برحسب ماهیت آن توصیفی و با توجه به هدف، کاربردی و شیوه انجام آن پیمایشی و مبنای نوع داده ها، کمی است. در این پژوهش جامعه آماری شامل 21 نفر از خبرگان است. در جامعه آماری به دلیل محدود بودن جامعه آماری (21 نفر)، حجم نمونه با جامعه آماری یکسان در نظر گرفته می شود. نمونه گیری هدفمند در این پژوهش از دو شیوه روش کتابخانه ای و پرسش نامه جهت جمع آوری داده ها استفاده گردیده است. در پژوهش حاضر برای سنجش روایی پرسش نامه های پژوهش از نظر خبرگان استفاده گردید. بر این اساس، پرسش نامه ها به چند نفر از صاحب نظران و اساتید مدیریت داده شده و از آن ها در مورد سؤالات نظرخواهی گردید. نهایتاً روایی پرسش نامه ها تائید گردید. برای تعیین پایایی پرسش نامه (مقایسات زوجی)، به ازای هر ماتریس مقایسه زوجی یک بار محاسبه نرخ ناسازگاری انجام پذیرفته است و به طور میانگین نرخ ناسازگاری کل 06/0 بوده که با مقیاس 1/0 قابل قبول و ماتریس ها پایا محسوب می شوند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Choice Expert و تحلیل سلسله مراتبی بود. مطابق دیدگاه خبرگان، عوامل سازمانی دارای بیشترین اهمیت (وزن 29/0) و عوامل سیاسی دارای کمترین اهمیت (وزن 19/0) است. در بین شاخص های عوامل سازمانی، شاخص راهبرد سیستم های اطلاعاتی دارای بیشترین اهمیت (وزن نسبی 26/0 و وزن نهایی 076/0) و شاخص توزیع قدرت دارای کمترین اهمیت (وزن نسبی 12/0 و وزن نهایی 037/0) است. در بین شاخص های عوامل فناوری، شاخص مسئله امنیت و حریم خصوصی دارای بیشترین اهمیت (وزن نسبی 39/0 و وزن نهایی 100/0) و شاخص مسئله دسترسی و درگاه دولت الکترونیک دارای کمترین اهمیت (وزن نسبی 13/0 و وزن نهایی 034/0) است.
بررسی تأثیر شاخص های سایت اسکور، اس.ان.آی.پی. و اس.جی.آر. نشریات حوزه وب معنایی بر تعداد استنادات دریافتی مقالات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به این که استناد یکی از معیارهای مهم در سنجش میزان ارتباط و تأثیر انتشارات پژوهشی است، این پژوهش به بررسی امکان پیش بینی تعداد استنادات دریافتی تولیدات علمی حوزه وب معنایی از طریق شاخص های سایت اسکور، اس.ان.آی.پی. و اس.جی.آر. نشریات این حوزه پرداخته است. پژوهش حاضر از نوع بنیادی است که به شیوه توصیفی و با رویکرد علم سنجی صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل 42270 مدرک تولیدشده در حوزه وب معنایی است که توسط مجلات نمایه شده در پایگاه اسکوپوس در بازه زمانی 2021-1960 منتشر شده اند. پس از بررسی اولیه تعداد 10 عنوان از نشریات پرتولید حوزه وب معنایی که 15182 مدرک از تولیدات علمی این حوزه را منتشر نموده اند به منزله نمونه آماری انتخاب گردید. به منظور بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه به کمک نرم افزارهای اکسل و اس.پی.اس.اس. استفاده شده است. با توجه به سطح معناداری 812/0 و ضریب همبستگی 860/0، بین تعداد استنادات با شاخص اس.ان.آی.پی. همبستگی وجود ندارد. همچنین با توجه به سطح معناداری 874/0 و ضریب همبستگی 580/0 بین تعداد استنادات با اس.جی.آر. رابطه معناداری وجود ندارد. مقدار سطح معناداری 896/0 و ضریب همبستگی 480/0 بین تعداد استنادات با سایت اسکور نیز مؤید عدم وجود رابطه معنادار در این زمینه است. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که هیچ یک از شاخص های سه گانه سایت اسکور، اس.ان.آی.پی. و اس.جی.آر. توان پیش بینی تعداد استنادات دریافتی در پایگاه اسکوپوس را ندارند. عدم وجود رابطه معنادار بین شاخص های سایت اسکور، اس.ان.آی.پی. و اس.جی.آر. با تعداد استنادات دریافتی توسط نشریات پرتولید حوزه وب معنایی بیان کننده سهم ناچیز تعداد استنادات دریافتی از تولیدات حوزه وب معنایی نسبت به تعداد کل استنادات دریافتی این نشریات است.
تشخیص متن در اسناد فارسی چاپی بر اساس شبکه های عصبی بازگشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تشخیص خودکار متن فارسی به دلیل ویژگی های یکتای خط فارسی از جمله ساختار پیوسته، اشتراک بالای ویژگی های بصری بین حروف، و تنوع بالای نوشتاری حروف با توجه به موقعیت آنان در کلمه همواره چالش برانگیز بوده است. هدف این پژوهش ارائه یک مدل نویسه خوانی نوری است که بتواند اسناد چاپی و علمی فارسی را که شامل پایان نامه ها، مقالات و کتب فارسی است، به متن قابل ویرایش تبدیل کند. این امر برای برچسب گذاری، فهرست بندی و بازیابی اطلاعات در پایگاه داده ها یک ضرورت محسوب می شود. این مقاله رویکردی ترکیبی مبتنی بر معماری های یادگیری عمیق برای تشخیص متن فارسی ارائه می دهد. در این روش از شبکه های عصبی پیچشی برای استخراج ویژگی ها و از شبکه های عصبی بازگشتی برای تشخیص کلمات استفاده می شود. مزیت اصلی این مدل، توانایی آن در تشخیص مستقیم متن چاپی فارسی بدون نیاز به پیش پردازش های پیچیده مانند ناحیه بندی حروف است. مدل پیشنهادی با استفاده از یک مجموعه داده اختصاصی و بزرگ، شامل بیش از دو میلیون نمونه که با پنج فونت متداول فارسی تولید شده ، آموزش داده شده است. مدل معرفی شده دقت 81 درصد در تشخیص حروف فارسی و 60 درصد در تشخیص کلمات دارد. عمده ترین خطاها در کلمات مرتبط با نیم فاصله و علائم بود.
Low-Latency Communication with Drone-Assisted 5G Networks(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
765 - 796
حوزههای تخصصی:
Background: Unmanned Aerial Vehicles (UAVs) utilizing and active interface with 5G networks has become the new frontier to tackling problems of latency and energy efficiency, interference, and resource management. Although prior researches explained the benefits of UAV integrated networks; overall assessment of various parameters and cases is still scarce. Objective: The article seeks to assess the performance of UAV integrated 5G network in terms of latency, power, signal quality, task coordination and coverage optimization and to ascertain the efficiency of optimization algorithms in the improvement of the integrated 5G network. Methods: Emulations were done in MATLAB and NS3 platforms in urban / suburban / emergency call settings. Latency, power consumption, SINR, and completion time were the performance indicator chosen in the paper. Optimization algorithms: Particle Swarm Optimization (PSO), and Genetic Algorithm (GA), and the Multi-Objective Evolutionary Algorithm (MOEA) is evaluated in terms of Convergence time and Solution quality. Results : UAV-aided networks showed 36.7% and 29.2 % improvement in latency and energy consumption, while 33.6 % enhancement in SINR. MOEA offered the best results with 98.3% solution quality, and the PSO being the most convergence oriented. Minor deviations between simulation and real results highlight the need for adaptive mechanisms. Conclusion: The results presented focus on the enough potential of UAV-assisted 5G networks and their potential influence on improving performances in case of different criteria. Further research should focus on successfully implementing and deploying the proposed solutions and broadening the context of study to include 6G technologies.
نقش کتابخانه های عمومی در حفاظت از دانش بومی: مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل نقش کتابخانه های عمومی در حفاظت از دانش بومی بر پایه متون علمی بین المللی انجام شده است. روش : این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. داده ها از طریق جست وجوی نظام مند در پایگاه های علمی اسکاپوس، وب آوساینس و گوگل اسکالر گردآوری شدند. معیارهای شمول شامل بازه زمانی 2005 تا 2022، زبان انگلیسی و تمرکز بر نقش کتابخانه های عمومی در حفاظت از دانش بومی بود. مدارک غیرمرتبط، مقاله های همایشی، کتاب ها و منابع غیرفارسی حذف شدند. پس از پالایش و غربالگری اولیه، 20 منبع به صورت تمام متن بررسی شد و در نهایت 10 مطالعه (مقاله و پایان نامه) انتخاب گردید. داده ها با نرم افزار مکس کیودا در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد که به استخراج 394 کد، 15 مفهوم و پنج مقوله منجر گردید. برای سنجش روایی از ابزار ارزیابی حیاتی و برای پایایی از توافق میان دو کدگذار (90 درصد توافق) استفاده شد. یافته ها : کتابخانه های عمومی در پنج نقش کلیدی شامل ارتقای رفاه و آگاهی جوامع بومی، مستندسازی و سازماندهی منابع، تعامل اعتمادساز با بومیان، همکاری نهادی، و مقابله با چالش هایی چون شکاف دیجیتال ایفای نقش می کنند. نتیجه گیری: الگوی ارائه شده نشان می دهد که کتابخانه های عمومی می توانند با تکیه بر اقدامات هدفمند و همکاری های میان سازمانی، نقش مؤثری در حفظ و ترویج دانش بومی ایفا کنند. این یافته ها راهنمایی برای متخصصان اطلاعات، مدیران کتابخانه ها و تصمیم گیران فرهنگی فراهم می آورد.
سواد هوش مصنوعی: ضرورت تحول در برنامه های درسی و نقش کتابداران در آموزش آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، سواد هوش مصنوعی به عنوان یک مهارت ضروری برای همه افراد مطرح است. سواد هوش مصنوعی فراتر از دانش فنی است و درک پیامدهای اجتماعی، اخلاقی و اقتصادی این فناوری را شامل می شود. این سواد به افراد کمک می کند تا با هوش مصنوعی به صورت انتقادی تعامل کرده و از آن به شکلی مسئولانه استفاده کنند. هدف اصلی این پژوهش، تبیین ضرورت تحول در برنامه های درسی بر اساس سواد هوش مصنوعی و نقش کتابداران در آموزش آن است. این مطالعه به صورت کیفی، و به روش تحلیل مفهوم و کاربرد الگوی شش-مرحله ای Levac, Colquhoun & O’Brien (2010) انجام شده است. همچنین برای انتخاب صحیح مقالات در مرحله سوم الگوی مذکور، از فرایندِ انتخابِ مقالات Silva (2015) استفاده شده است. جامعه آماری متونی را شامل می شود که به زبان انگلیسی در پایگاه های «اسکوپوس» و «وب آوساینس» نمایه شده اند. پس از جست وجو در پایگاه های اطلاعاتی و بازیابی 912 مقاله، به پاکسازی و غربالگری مقالات پرداخته شد و سرانجام، 34 مقاله مرتبط باقی ماند. مرور متون حاکی از عدم ادغام سواد هوش مصنوعی در برنامه های درسی مدارس و دانشگاه هاست. در ضمن، هنوز رویکردی جامع و یکپارچه برای آموزش آن وجود ندارد. در این بین، کتابداران می توانند نقش مهمی در ترویج سواد هوش مصنوعی ایفا کنند. کتابداران با توجه به دانش و مهارت های خود در زمینه جست وجو و ارزیابی اطلاعات می توانند به عنوان راهنما و مشاور در زمینه هوش مصنوعی عمل کنند. آن ها می توانند به کاربران کمک کنند تا اطلاعات دقیق و قابل اعتمادی در مورد هوش مصنوعی پیدا کنند، از ابزارهای هوش مصنوعی به طور مؤثر استفاده نموده، و درک درستی از محدودیت ها و چالش های این فناوری به دست آورند. با این حال، برای اینکه آن ها بتوانند این نقش خود را به خوبی ایفا کنند، نیاز به آموزش و توانمندسازی در زمینه هوش مصنوعی دارند. همچنین، کتابخانه ها باید به منابع و ابزارهای لازم برای ارائه خدمات مرتبط با هوش مصنوعی مجهز شوند. در مسیر توسعه سواد هوش مصنوعی، چالش هایی نیز وجود دارد؛ از جمله فقدان منابع آموزشی جامع و به روز در زمینه سواد هوش مصنوعی؛ مسائل اخلاقی مرتبط با هوش مصنوعی مانند سوگیری، حریم خصوصی و شفافیت؛ سرعت بالای تغییرات در حوزه هوش مصنوعی و نیاز به به روزرسانی مداوم دانش و مهارت ها؛ و عدم آگاهی و مقاومت در برابر تغییرات و پذیرش فناوری های جدید. بنابراین، برای تحقق جامعه ای هوشمند و مبتنی بر دانش باید به طور جدی به آموزش سواد هوش مصنوعی در همه سطوح توجه شود. با توجه به چالش های موجود، نیاز به همکاری و تعامل بین همه بهره داران از جمله دولت ها، مؤسسات آموزشی، کتابخانه ها و بخش خصوصی برای توسعه و ترویج سواد هوش مصنوعی احساس می شود. در این راه، توسعه برنامه های آموزشی جامع، حمایت از تحقیقات، ترویج همکاری های بین کتابخانه ها، مدارس، دانشگاه ها و سایر نهادها، ایجاد زیرساخت های لازم، و توجه به ابعاد اخلاقی پیشنهاد می شود. با به کارگیری این اقدامات، انتظار می رود به جامعه ای دست یافت که در آن افراد توانایی درک، ارزیابی، و استفاده مسئولانه از فناوری های هوش مصنوعی را داشته باشند.