درخت حوزه‌های تخصصی

مطالعات مطبوعاتی‏، رادیویی و تلویزیونی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۴۱ تا ۱٬۷۶۰ مورد از کل ۱٬۷۷۰ مورد.
۱۷۴۱.

ویژگی های دراماتیک شخصیت در برنامه های تلویزیونی عروسکی پیش دبستانی (با تأکید بر الگوی یادگیری غیر دستوری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۳۸
هدف این پژوهش، تبیین ویژگی های مؤثر شخصیت عروسکی در برنامه های تلویزیونی عروسکی پیش دبستانی، از طریق استخراج مقوله ها و زیرمقوله های مشترک بین شاخصه های دراماتیک شخصیت و الگوی یادگیری غیردستوری است. روش تحقیق، از نوع کیفی و توصیفی- تحلیلی (مطالعه موردی) با مقوله بندی و رویکرد استقرایی است. به این منظور، شخصیت «بارنی» از مجموعه «بارنی و دوستان»- به عنوان موردمطالعه- به روش نمونه گیری هدفمند از جامعه موردبررسی انتخاب شده است. سپس شش مقوله اصلی افشای ماهیت شخصیت از دیدگاه آلن آرمر و تأثیر الگوی یادگیری غیردستوری، بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد ویژگی های مورد مطالعاتی (شخصیت بارنی)، تا حد زیادی به ویژگی های دراماتیک با تأکید بر الگوی یادگیری غیردستوری نزدیک است. بنابراین، زیرمقوله های استخراج شده با تأکید بر الگوی آموزشی غیردستوری، ارتباط مستقیمی با خلق شخصیت های عروسکی مناسب برای مجموعه های آموزشی دارند. لذا می توان براساس ماهیت و موقعیت آموزشی برنامه از این الگوی آموزشی در طراحی شخصیت عروسکی بهره برد.
۱۷۴۲.

مدل کارکردی رسانه های اجتماعی در جذب کاربر برای رسانه ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۶۸
در حال حاضر، حضور اشکال نوظهور رسانه و ویژگی های آن چون انعطاف پذیری، محتوای متنوع، درگیرسازی، تعامل و گفتمان وسیع تر کاربران که مشخصه استفاده از پلتفرم های رسانه ای جدید است از دغدغه های اساسی دست اندرکاران رسانه ها محسوب می شود و ازآنجاکه رسانه ها در تمامی اشکال خود به دنبال، جلب توجه و جذب مخاطبان هستند، جذب و نگهداشت مخاطب برای رسانه ای چون رسانه ملی نیز امری حیاتی است، لذا برای نیل به این هدف شناسایی عواملی که باعث افزایش و نگهداری مخاطب می شود ضرورت دارد، یکی از روش های مؤثر برای جذب مخاطب استفاده از ظرفیت های موجود در رسانه های اجتماعی است، در پژوهش حاضر نقشی که رسانه های اجتماعی می توانند در جذب مخاطب رسانه ملی داشته باشند بررسی و در قالب یک مدل ارائه می شود. روش این پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد است، داده ها با روش نمونه گیری نظری از طریق مصاحبه عمیق با ۱۶ نفر از صاحب نظران شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، مدیران و کارشناسان سازمان صداوسیما، برنامه سازان و سلبریتی ها انجام گردید.یافته های این پژوهش بیان می کند که رسانه های اجتماعی بر جذب مخاطب رسانه ملی نقش مؤثری داشته و رسانه ملی با اتخاذ راهبردهایی چون بازنگری فرآیندها و سیاست ها در مواجهه با رسانه های اجتماعی، ارتقای سواد رسانه ای مخاطبان در استفاده از محتوای رسانه های اجتماعی، استراتژی بازاریابی محتوا در رسانه های اجتماعی و استفاده از رسانه های اجتماعی به عنوان ابزاری برای شکل گیری حوزه عمومی برای گفتمان سازی و بازتاب مسائل عمومی مبتلابه جامعه که در همیه رسانه ها مطرح است می تواند به نتایجی چون تعهد، اعتماد، وفاداری، جذب مخاطب حداکثری، رضامندی، نوآوری و انگیزش درونی مخاطب دست یابد.
۱۷۴۳.

نقش مصرف انیمه «کی پاپ» و «کی دراما» بر ارزش های دختران نسل زد ساکن تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۹۵
این پژوهش به بررسی نقش مصرف انیمه، کی پاپ و کی دراما در ارزش های نسل زد و میزان مصرف این محصولات در بین این نسل در شهر تهران می پردازد. همچنین مقایسه ای بین ارزش های دو گروه مصرف کننده و غیرمصرف کننده انجام می شود. این پژوهش از نوع آمیخته روش کیفی و کمی با رویکرد جامعه شناختی است. داده های بخش کیفی از طریق مصاحبه عمیق با 21 دختر 12 تا 18 سال مصرف کننده این محصولات و تجزیه و تحلیل آنها انجام شد. براساس یافته های کیفی، پرسشنامه محقق ساخته ای از ارزش های مصرف کنندگان براساس ارزش های ده گانه شوارتز تهیه شد. پرسشنامه به گونه ای تدوین شد که غیرمصرف کنندگان هم قادر به پاسخ گویی به آن باشند. سپس با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای سه مرحله ای، با 445 دختر 12 تا 18 سال در مناطق 22 گانه تهران پرسشنامه مذکور در مصاحبه حضوری تکمیل شد. یافته ها حاکی از آن است که 69 درصد پاسخگویان، مصرف کننده یک یا چند محصول فوق هستند. مقایسه بین ارزش های مصرف کنندگان و غیرمصرف کنندگان، حاکی از آن است که در بسیاری از معرف های سنجش شده، بین ارزش های مصرف کنندگان و غیرمصرف کنندگان تفاوتی معنادار مشاهده می شود.
۱۷۴۴.

واکاوی مؤلفه های اثربخش تئاتر تلویزیونی در رسانه های دوران پساتلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۶۸
تئاتر همواره بر مبنای ارتباط زنده و رو در رو با مخاطب اجرا می شده است تا اینکه با ورود به تلویزیون و ایجاد قالبی به نام تله تئاتر، مسیر تولیدات این رشته در پیوند با قواعد تلویزیونی تغییر کرد. رشد تکنولوژی و تعدد قالب های دراماتیک در اواخر قرن بیستم از اهمیت این گونه برنامه سازی تلویزیونی در دنیا کاست، اما ورود به دوره پساتلویزیون، افزایش هم گرایی رسانه ها، تغییرات پخش شبکه ها و از همه مهم تر، تعطیلی سالن های تئاتر در دوران همه گیری کرونا، باعث احیای تئاتر تلویزیونی با قواعد جدید و استقبال مخاطبان شد. پرسش پژوهش این است که تئاترهای تولیدشده در بستر تلویزیون های اینترنتی و رسانه های نوین، چگونه و با کدام مؤلفه های جدید تئاتر، به مخاطبان عرضه شده اند؟ این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، به بررسی تله تئاترهای منتخب شبکه های صداوسیما، انگلستان، لهستان و آمریکا (2019-2023) می پردازد و درصدد دست یافتن به مؤلفه های اثربخش تله تئاتر در رسانه های شکل گرفته در دوره پساتلویزیون است. براساس یافته ها، سه رویکرد اصلی تله تئاتر در این دوران، وابسته به ویژگی های ذاتی و جدید رسانه ها و مخاطبان متفاوت آنها شکل گرفته است: 1- تله تئاتر های بازسازی شده در استودیو با ابزار های بصری و دیجیتالی، 2- تئاتر های تولیدشده برای سینما؛ و 3- ضبط تئاتر های صحنه ای به طور زنده و غیرزنده. در این پژوهش و در ادامه شناسایی این رویکرد ها، مهم ترین مؤلفه های اثربخش تله تئاتر دوران پساتلویزیون در دو حوزه محتوایی و فرمی تبیین شده اند. روایت بصری نمایش نامه، توجه به دوربین، وقفه و اشتراک مجازی، دانش فنی تلویزیونی، تصویربرداری از فاصله نزدیک، جلوه های بصری و بازیگری تئاتری/ تلویزیونی از جمله ویژگی های تله تئاتر در این دوران هستند.
۱۷۴۵.

تحلیل انسجام درونیِ بر ساخت مفهومیِ دین داری سنت گرا و عقل گرا در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۵۷
این پژوهش با هدف تحلیل انسجام درونی عناصر سبک های دین داری سنت گرا و عقل گرا براساس برساختی که در شبکه اجتماعی اینستاگرام داشتند، انجام شده است. در این راستا، صفحات پرمخاطبی که تولیدکننده محتوای دینی هستند، انتخاب شده اند و از نتنوگرافی یا مردم نگاری آنلاین برای تشخیص مقوله های دین داری سنت گرا و عقل گرا استفاده شده است. در گام دوم، برای ارزیابی انسجام درونی دین داری سنت گرا و عقل گرا، روش تحلیل محتوا به کار گرفته شده است. براساس یافته ها، دین داری سنت گرا با ۱۰ مقوله- که پای بندی به اصول دین در آن محوریت داشت و واجبات دینی با تأکید بر نماز، در آن دارای ارجحیت بود- بازتعریف شده است. در ارزیابی انسجام درونیِ دین داری سنت گرا، مهم ترین تضاد درونی، تلاش برای رهایی از موضوعات تفرقه برانگیز است. همچنین پای بندی به اصول دین و اجتناب از فرقه گرایی- که به حاشیه سازی برای دین و تفرقه افکنی میان پیروان دین منجر می شو د- موردتأکید جدی این نوع از دین داری است. دین داری عقل گرا نیز با ۸ مقوله بازشناسی شده که محوریت مقوله ها را عقلانیت، اندیشیدن و استدلال منطقی تشکیل می دهند. مهم ترین تضاد درونی دین داری عقل گرا، ناشی از ته نشست مفاهیم سایر گونه های دین داری در اذهان حامیان این سبک از دین داری است که انسجام درونیِ این نوع از دین داری را با چالش مواجه کرده است.
۱۷۴۶.

تجلی مفهوم «صنعت فرهنگ» از منظر تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر در فیلم های سینمایی اسپایدرمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۷۶
این مقاله به بررسی ارتباط میان فیلم های سینمایی اسپایدرمن و نظریه صنعت فرهنگ که توسط تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر- از بنیانگذاران مکتب فرانکفورت- مطرح شده، می پردازد. صنعت فرهنگ که از دیدگاه آنان، ابزاری برای بازتولید ارزش های مصرف گرایانه و سلطه جویانه در جوامع سرمایه داری است، در تحلیل فیلم های ابرقهرمانی با استناد به دنباله سازی ها و بازسازی های مداوم فیلم ها، مورد اشاره قرار می گیرد. در این سینما، ارزش های اخلاقی و قانونی، به مثابه تمهیدی برای اشاعه ایدئولوژی غالب در نظام سرمایه داری امریکا در نظر گرفته می شوند. با این حال، آثار اسپایدرمن نقدهایی اساسی به سرمایه داری را به نمایش می گذارند و به بررسی ازخودبیگانگی ناشی از تأثیرات رسانه و فرهنگ مصرفی بر زندگی فردی و اجتماعی می پردازند. لذا با وجود وابستگی سینمای ابرقهرمانی به چهارچوب صنعت فرهنگ، مفهوم آزادی فردی و مقاومت در برابر سلطه فرهنگی در این آثار مورد تأکید قرار می گیرد. در این مقاله، هر سه مجموعه سینمایی تولیدشده با محوریت اسپایدرمن، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، با در نظر گرفتن پژوهش های معاصر در بازتعریف فرهنگ عامه پسند در عصر دیجیتال، مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که فیلم های اسپایدرمن، نه با اهداف تجاری و ایدئولوژیک، بلکه با نگرش انتقادی نسبت به استانداردسازی، مصرف گرایی، بت وارگی، عقلانی سازی، ازخودبیگانگی و کنترل اجتماعی، به مفاهیمی همچون عدالت، فداکاری و اخلاق دست یافته اند.    
۱۷۴۷.

شکل بندی ژانری فیلم های تجربی ایرانی: موردکاوی فیلم های برگزیده جشنواره فیلم کوتاه تهران (1380-1395)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۷۵
سینمای تجربی تمرین و تجربه گری در امکانات رسانه سینما و تصاویر متحرک است و این فرایند را در راستای اهداف زیبایی شناختی و انعکاس دغدغه های فردی و اجتماعی به کار می گیرد. این سینما قواعد و هنجارهای سینمای جریان اصلی را به چالش می کشد و موجب بسط مرزهای رسانه های دیداری و شنیداری و شیوه های درک تصاویر متحرک می شود. هدف این مقاله تحلیل ژانری فیلم های تجربی ایرانی است که عموماً جوایزی در جشنواره ی فیلم کوتاه تهران در بازه ی زمانی 1395-1380 کسب کرده اند. داده ها به شیوه ی مشاهده ای و کتابخانه ای گردآوری شده اند و از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که رویکرد ژانری به سینمای آوانگارد و تجربی ابزاری سودمند برای تحلیل نمونه های تولیدشده است. آثار مورد بررسی مؤلفه های زیرژانرهای ابرژانرهای سینمای بسط یافته، آوانگارد امریکایی و آوانگارد اروپایی را در ساختارشان مد نظر قرار داده اند. درعین حال، بررسی ساختار برخی آثار حاکی از وضعیت هیبریدی یا تلفیقی است. عموماً این فیلم ها از ویژگی های کلی و گاه حداقلی فیلم تجربی برخوردارند. به عبارت دیگر، بیشتر آثار به شکلی محدود از مؤلفه های زیبایی شناختی برخی ژانرهای سینمای تجربی استفاده می کنند. تبیین اصول زیبایی شناختی سینمای تجربی و زیرژانرهای آن تواماً راهکارهایی مطالعاتی و عملیاتی در حوزه ی نظریه و عمل برای پژوهشگران و فیلم سازان به دست می دهد.کلیدواژه ها: سینمای تجربی، صورت بندی ژانری، ابرژانر، جشنواره ی فیلم کوتاه تهران، زیرژانر
۱۷۴۸.

ارائه مدل پارادایمی صداوسیما در جلب رضایت جامعه از طریق دیپلماسی رسانه ای نوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۶۸
مطالعه حاضر با هدف ارائه مدل پارادایمی صداوسیما در جلب رضایت جامعه از طریق دیپلماسی رسانه ای نوین انجام شد. این پژوهش از نظر فلسفی مبتنی بر پارادایم تفسیرگرایی است لذا از استراتژی پژوهش کیفی و به طور مشخص روش گراندد تئوری با رویکردی استقرایی استفاده گردید. همچنین از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و از نظر روش و بازه زمانی گردآوری داده ها یک پژوهش توصیفی است. جامعه مشارکت کنندگان پژوهش شامل مدیران صداوسیما در حوزه خبر درون مرزی و برون مرزی؛ مدیران شبکه های تلویزیونی برون مرزی و درون مرزی؛ مدیران مرکز تحقیقات صدا و سیما و اساتید دانشکده صداوسیما و دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات دانشگاه آزاد بود که در زمینه دیپلماسی رسانه ای آگاهی داشتند. از روش نمونه گیری نظری استفاده و مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت و در نهایت 22 نفر در این مطالعه مشارکت کردند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه بود. مدل پارادایمی پژوهش با روش گراندد تئوری ارائه و شاخص ها با روش سوارای فازی اولویت بندی شدند انجام شد. براساس مدل پارادایمی پژوهش مشخص گردید شرایط علی (همسویی صداوسیما با پلتفرم های جهانی، سواد رسانه ای و مخاطب محوری) بر پدیده محوری (محصول صداوسیما) تاثیر می گذارند. پدیده محوری، شرایط بسترساز (زیرساخت های فناورانه صداوسیما) و شرایط مداخله گر (مخاطب گریزی) بر راهبردها و اقدامات ( دیپلماسی رسانه ای نوین) اثرگذارند. در نهایت راهبردها و اقدامات منجر به حصول پیامدها ( جلب رضایت جامعه، بهره وری صداوسیما و توسعه ارتباطات ملی و بین المللی) می شوند.
۱۷۴۹.

سوژه شدگی در قلمرو گفتمان دین (نشانه شناسی دینداری در سریال تلویزیونی «نون خ1»)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۴۹
تلویزیون به عنوان یکی از اصلی ترین رسانه های ارتباط جمعی در تولید و گسترش شناخت در جهان، در راستای ارائه آموزه های شخصیت های دینی مورد استفاده قرار می گیرد. پژوهشگر در این تحقیق به تحلیل دین داری در سریال عامه پسند تلویزیونی نون خ1 پرداخته است. این پژوهش با نظر به ابعاد شش گانه «دین داری» از منظر نینیان اسمارت، نظریه «گفتمان، قدرت-نظارت و سوژه شدگی» میشل فوکو و مفاهیم «هم ذات پنداری» و «سریال عامه پسند»، به نحوه تأثیرگذاری پیام های دینی بر هم ذات پنداری و سوژه شدگی مخاطبِ سریال های عامه پسند تلویزیونی پرداخته است. در این پژوهش همچنین با استفاده از روش نشانه شناسی، الگوی سه سطحی جان فیسک و محور همنشینی و جانشینی سوسور، پیام های دینی در سریال عامه پسند نون خ1 مورد واکاوی قرار گرفته است. اگرچه این سریال در ژانر اجتماعی- خانوادگی و کمدی است، یافته های تحقیق نشان می دهد این نوع سریال ها، نشانه ها و پیام ها (زنجیره نشانه ها)ی دینی را در پنج نوع به نمایش می گذارند: 1- پایان تلخِ اعمال بد که به صورت تلویحی، از عملی غیر دینی نهی می کند یا به عملی دینی توصیه می کند؛ 2- پایان خوشِ اعمال خوب که در آن عملی دینی تأیید می شود و به نحوی تلویحی، عملی غیردینی نهی می شود؛ 3- امری ذاتی، طبیعی، عام و بی زمان جلوه دادن مفاهیم اعتقادی؛ 4- ارائه مستقیم پیام های دینی به مخاطب؛ 5- ارائه پیام هایی در مکان یا موقعیتی دینی یا با محوریت حضور روحانیت به عنوان نشانه های دینی یا پیام ها (زنجیره نشانه ها)ی دینی در سریال به نمایش گذاشته شده اند. اکثرِ نشانه ها و پیام ها (زنجیره نشانه ها)ی دینی از دسته ابعاد دینیِ اعتقادی- ایدئولوژیکی، اخلاقی- احکامی و مناسکی- شعائری است و نشانه ها و پیام های دینی از دسته ابعاد دینیِ روایی- اسطوره ای، شهودی- احساسی و اجتماعی-نهادی کمتری را شامل شده است.
۱۷۵۰.

سیاست های برون سپاری تولید محتوای تلویزیونی صدا و سیما در حوزه انتخاب و تعامل با شرکای تولیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۲۸
با وجود اینکه سال ها از اجرای استراتژی برون سپاری تولیدات سیما و مشارکت تولیدکنندگان بیرونی در پروژه های برنامه سازی می گذرد، به دلیل نبود سیاست های مشخص در این حوزه و عملکرد سلیقه ای مدیران، اجرای این راهبرد با آسیب های زیادی همراه بوده است. براین اساس، هدف پژوهش حاضر ارائه سیاست های مناسب برای انتخاب و تعامل با شرکای تولیدی سیما در پروژه های برون سپاری شده است. برای نیل به این هدف، تحقیق حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه مورد بررسی پژوهش شامل 20 نفر از مدیران ارشد و میانی سیما، تهیه کنندگان و اساتید دانشگاهی است. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده و به منظور تجزیه وتحلیل آن ها نیز روش تحلیل مضمون به کار گرفته شده است. نتیجه اجرای فرآیند استقراء و تحلیل به شناسایی سیاست هایی در چهار بعد، ذیل مقوله فراگیر مدیریت تعامل با شرکای تولیدی سیما منجر شد. از جمله: ایجاد بازار کار رسانه ای، رتبه بندی شرکت های همکار تولیدی سازمان، طراحی سامانه جامع اطلاعات تهیه کنندگان، ایجاد کانال ارتباطی شفاف و دوسویه با تهیه کننده. نتایج نشان می دهد سازمان صداوسیما برای ماندن در فضای رقابتی باید به سمت برون سپاری دگرگون ساز حرکت کند و از تولیدکنندگانی بهره ببرد که خلاقیت و نوآوری را به درون سازمان تزریق می کنند.
۱۷۵۱.

تحلیل بازنمایی تصویری دنیای پیش از تولد در «پویانمایی روح» با تأکید بر ادراک ذهنی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۲۳
پویا نمایی بلند داستانی «روح» (۲۰۲۰) ساخته پیت داکتر، با رویکردی نوآورانه، به کاوش در مفاهیم انتزاعی و متافیزیکی همچون ماهیت روح و دنیای پیش از تولد می پردازد. نظر به رده بندی سنی اتخاذشده برای این پویانمایی، کودکان، بخش مهمی از مخاطبان آن هستند. یافته های روان شناسان رشدشناختی، حاکی از آن است که تفکر انتزاعی در کودکان، حدوداً تا قبل از سن 12سالگی، به طور کامل توسعه نیافته است، بنابراین به تصویر کشیدن این مفاهیم انتزاعی پیچیده- به ویژه مفهوم دنیای پیش از تولد- به طوری که برای کودکان، قابل درک باشد، در آثار پویانمایی، کمتر موردبررسی قرار گرفته است. این امر یکی از بزرگ ترین چالش های سازندگان این اثر بوده است. هدف این پژوهش، عبارت است از: واکاوی بازنمایی تصویری دنیای پیش از تولد در پویانمایی «روح» با تأکید بر ادراک ذهنی کودکان و ارائه راهکارهای بازنمایی تصویری مفاهیم انتزاعی مشابه برای کودکان. این پژوهش، از نوع توصیفی- تحلیلی است و گردآوری اطلاعات در آن، به روش کتابخانه ای، همراه با مشاهده اثر صورت گرفته است. تحلیل پویانمایی «روح» به کمک روش کیفی و انتخاب پویانمایی، با روش گزینشی هدفمند انجام شده است. نتایج نشان می دهند که سازندگان پویانمایی «روح» با استفاده از رنگ های متنوع و تصاویر جذاب، خط داستانی قوی و گیرا، ساده سازی مفاهیم پیچیده، داستان و شخصیت های ملموس و قابل هم ذات پنداری، به تصویرکشیدن مفاهیم انتزاعی به گونه غیرانتزاعی، جهان شمولی و ایجاد فضایی برای پرسش و گفت وگو، مفهوم پیچیدیه دنیای پیش از تولد را به شکلی قابل درک برای کودکان به تصویر کشیده اند.
۱۷۵۲.

تحلیل مقایسه ای ساختار سازمانی چهار مختلط رسانه ای برتر دنیا (کامکست، والت دیزنی، وارنر برادرز دیسکاوری و پارامونت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۶۸
ساختار سازمانی، یکی از مهم ترین ویژگی های متمایزکننده سازمان های موفق است که می تواند نمایانگر تاریخچه، راهبرد، نوع مخاطبان، ویژگی های خاص و دغدغه های یک شرکت رسانه ای باشد. این پژوهش درصدد است با بررسی ساختار شرکت های موفق رسانه ای از جنبه نقاط اشتراک و افتراق آنها، به درک دقیق تری از الزامات ساختار سازمانی برای طراحی یا بازطراحی ساختار سازمان های رسانه ای برسد. به این منظور، در این تحقیق، از روش مطالعات تطبیقی استفاده شده است. در گام اول، شرکت های رسانه ای برتر که ویژگی های یک مختلط رسانه ای را داشتند، از لیست مربوط به شرکت های رسانه ای برتر یک مجموعه رتبه بندی معتبر انتخاب شدند. سپس جمع آوری داده های مربوط به ساختار سازمانی شرکت های برتر رسانه ای، از طریق بررسی وب سایت های رسمی هریک از شرکت ها انجام شد. براساس نتایج، می توان الگوی نسبتاً مشابهی از ساختار را در هر چهار مختلط رسانه ای بررسی شده یافت که دسته بندی کلی آنها شامل بخش های ریاست، مالی، حقوقی، اجرایی، روابط عمومی و مدیریت برند، تدوین راهبرد و طرح و برنامه و در نهایت، مدیریت رسانه هاست. مطالعه تطبیقی نشان داد که بسیاری از عناوین شغلی در میان چهار شرکت بررسی شده، مشابه یا یکسان اند. این مشابهت ها مانند بخش حقوقی، نشانگر اهمیت و چالش های این بخش برای رسانه هاست. وجوه تفاوت نیز عمدتاً ناشی از برخی کارویژه های شرکت های رسانه ای یا تمایز در راهبرد های آنها در مواجهه با مخاطبان و تولید بودند. 
۱۷۵۳.

مطالعه تطبیقی سیاست گذاری تلویزیون در افغانستان (سال های 1383 الی 1400)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۳۲
بیش از صد رسانه صوتی- تصویری در افغانستان فعالیت دارند که هم در سیاست کلان ملی و هم در سیاست گذاری های کوچک یا محلی به راهبردهای رسانه ای نیاز دارند. در این پژوهش، نقاط ضعف و قوت سیاست گذاری رسانه ای و قوانین و مقررات حاکم بر رسانه ها از دیدگاه مدیران و روزنامه نگاران شاغل در شبکه های تلویزیونی، مورد ارزیابی قرار می گیرد. در این پژوهش، از بین 40 شبکه تلویزیونی فعال در افغانستان، تعداد هشت شبکه که مخاطبان بیشتری داشتند، در سه طیف دولتی، تجاری و حزبی انتخاب شدند. شبکه های تلویزیونی موردبررسی به ترتیب عبارت اند از: شبکه های ملی، معارف؛ خورشید، آرزو، آریانا؛ راه فردا، نور و آئینه. جامعه آماری این پژوهش، شاغلان تلویزیون های موردبررسی با جمعیتی برابر ۴۰۰۰ تن بودند که یک نمونه ۳۰۰ نفری از آنان انتخاب و به روش پیمایش و با تکنیک پرسشنامه ای مورد سنجش قرار گرفتند. داده های به دست آمده در دو سطح توصیفی و تبیینی، تجزیه و تحلیل و ارائه شدند. براساس نتایج به دست آمده، ضعف ها و قوت های متعددی در روند توسعه رسانه ها وجود دارد. ضعف دولت در ارائه اطلاعات دقیق به رسانه ها، عدم پیش بینی چگونگی تأمین مالی و اقتصادی رسانه ها در قوانین حاکم بر نظام رسانه ای افغانستان و نیز نبود کادر فنی و تخصصی در ادارات حکومتی و شبکه های رسانه ای به عنوان سه مانع اساسی ذکر شدند. از طرفی، از دیدگاه دست اندرکاران، حمایت از آزادی بیان، همه شمول بودن قانون رسانه های همگانی، سهولت در ایجاد شبکه های رسانه ای و اجازه پخش برنامه های متعدد و متنوع، نقاط قوت نظام حاکم بر رسانه های افغانستان به شمار می روند.
۱۷۵۴.

الگوهای بهره برداری از عروسک های بومی گیلان در تلویزیون ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف این پژوهش ارائیه الگوی بهره برداری از عروسک های بومی گیلان، برای برنامه سازی تلویزیونی و دست یابی به ویژگی های ساختاری و محتوایی مناسب برای برنامه سازی با عروسک های بومی است. تحقیق حاضر، پژوهشی کیفی، کاربردی و توصیفی است. روش این تحقیق مطالعیه موردی و روش جمع آوری اطلاعات، نمونه گیری هدفمند است. بر اساس یافته های پژوهش، عروسک های بررسی شده، عروسک ها و تن پوش های مربوط به آیین های آهوچره، رابرچره و عروس گولِی و همچنین عروسک های کتراگیشه و وَیو هستند. در این میان عروسک های آیین های آهوچره، رابرچره، کتراگیشه و عروس گولی نمایشی محسوب می شود و عروسک ویو، عروسک-بازیچه می-باشد. با توجه به امکانات فنی و محتوایی موجود در رسانیه تلویزیون، می توان یافته های پژوهش حاضر را به عنوان مواد لازم برنامه سازی عروسکی در تلویزیون استفاده نمود. در آیین آهوچره هم شیء نمایشی یافت می شود و هم تن پوش و شخصیت های نمایشی و اشعار معنادار. در آیین رابرچره تن پوش آهو یا آفو دیده می شود. در نمایش آیینی عروس گولِی سه تن پوش اصلی موجود است که علاوه بر ظاهر آن ها ارتباط شخصیت هایشان می تواند دست ماییه ساخت برنامه های نمایشی عروسکی شود. کتراگیشه یک عروسک بومی است که برای آیین های آفتاب خواهی و باران خواهی با کف گیر چوبی ساخته می شود. در این آیین ها نیز محتوای آیین و شیوه ساخت عروسک، هردو قابل توجه و قابل برداشت هستند. درنهایت عروسک ویل (ویو) که از ویژگی ظاهری و پوشش آن می توان استفاده کرد.بر اساس یافته های فرمی و محتوایی این پژوهش می توان از عروسک های بومی مورد بررسی، برداشت های متنوعی در جهت غنی تر شدن هنر عروسکی تلویزیون انجام داد و آن ها را در قالب های مختلف تهیه و تولید برنامه های تلویزیونی آزمود.
۱۷۵۵.

تحلیل جامعه شناختی اصطلاحات خطاب در سریال های تلویزیونی «کیمیا» و «شهرزاد»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۵۰
یکی از پدیده های مهم در حوزه جامعه شناسی زبان، «اصطلاحات خطاب» است که اطلاعات اجتماعی-زبانی قابل توجهی را درباره مخاطبان و روابط میان آنها ارائه می دهند. این تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی، به مقایسه اصطلاحات خطاب در سریال های نمایش خانگی و تلویزیون ملی ایران با استناد به نظریه های وارداف (2006) و چایکا (1982) می پردازد. داده ها از طریق مشاهده غیرمشارکتی، جمع آوری و اصطلاحات خطاب براساس نوع و کارکرد آنها استخراج شد. براساس داده های استخراج شده، این اصطلاحات، مقایسه و بررسی شد که آیا چهارچوب های نظری موردنظر در تحلیل زبان فارسی کارآمد هستند یا خیر. یافته ها نشان می دهند که از شش نوع اصطلاح خطاب معرفی شده توسط وارداف، پنج نوع در زبان فارسی موجود است. همچنین وجود سه عملکرد مطرح شده توسط چایکا (صمیمیت، قدرت و احترام) در هر دو سریال تأیید شد. به علاوه، کاربرد منفی اصطلاحات خطاب در «شهرزاد» در هر سه مورد، بیشتر از «کیمیا» بود.
۱۷۵۶.

به سوی آرمان سینمای رهایی بخش: کاربست فلسفه تکنولوژی و هنر مارتین هایدگر در پدیدارشناسی فیلم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۵۹
در دوران تسلط تکنولوژی مدرن بر زندگی بشر، مارتین هایدگر معتقد است تکنولوژی نه فقط یک ابزار، بلکه شکلی از آشکارسازی است که جهان را در چهارچوب تسلط و بهره وری قرار می دهد. هدف این پژوهش، بررسی امکان وجود سینمای رهایی بخش است که با تکیه بر فلسفه تکنولوژی و هنر هایدگر، فیلم را وسیله ای برای «رخ داد حقیقت» و رهایی از سلطه تکنولوژی تبیین می کند. این تحقیق به شیوه کیفی و با رویکرد نظری-تحلیلی انجام شده و از تحلیل فلسفی- مفهومی آرای هایدگر و مفسرانِ معاصر او استفاده کرده است. یافته ها حاکی از آن است که سینما، علی رغم وجه تکنولوژیک آن، ظرفیت تبدیل شدن به هنری رهایی بخش را دارد. شرط تحقق چنین سینمایی، گذر از بازنمایی عینی یا بازی فرم گرایانه به سمت «تصویر ناب» و شاعرانه است که کشمکش میان نیروهای پنهانکار «زمین» و آشکارساز «جهان» را برمی انگیزد. این آرمان جز از تلاش یک «دازاین» دغدغه مند نسبت به انکشاف وجود، محقَق نخواهد شد. سینمای رهایی بخش نه تنها نقدی بر چهارچوب بندی ابزاری سینمای معاصر است، بلکه فراخوانی برای بازیابی اصالت تجربه زیسته و انکشاف حقیقت هستی به شمار می رود.
۱۷۵۷.

مطالعه ظرفیت تک بیت های سبک هندی در تولید آگهی خدمات عمومی (مورد مطالعه: تک بیت های صائب تبریزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی ظرفیت های موجود در سبک هندی با مورد مطالعه تک بیت های صائب تبریزی برای تولید آگهی خدمات عمومی نگاشته شده است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و مصاحبه نیمه ساختاریافته با جامعه آماری تک بیت هایی از صائب تبریزی که داری محتوای اجتماعی و اخلاقی هستند و با تکیه بر نظریه «بهره وری و خرسندی» به تبیین الگویی مشترک در بین قالب آگهی خدمات عمومی و تک بیت های صائب تبریزی می پردازد. بر طبقه نظریه «بهره وری و خشنودی» مخاطبان فعال به دنبال محتواهایی هستند که برای آن ها احساس خشنودی را فراهم می کند. از آن جایی که تک بیت های صائب تبریزی به دلیل داشتن مولفه هایی مانند آهنگین بودن، صنایع ادبی، روایت، کوتاه بودن و داشتن شعار یا پیام تاثیرگذار برای ساخت آگهی خدمات عمومی مناسب اند در این پژوهش از آن ها استفاده شده است. آگهی خدمات عمومی یکی از قالب های نوین رسانه ای با هدف آموزش همگانی و یکی از مهم ترین ابزارهای ارتباطی برای تغییر رفتار افراد جامعه از طریق رسانه است. از سوی دیگر سبک هندی به لحاظ تصویرسازی و تولید پیام های کوتاه ظرفیت های بسیاری دارد. نتایج نشان داد که آن دسته از ابیاتی که دارای محتوای اجتماعی و اخلاقی هستند می توانند در ساخت آگهی خدمات عمومی به کار بروند.
۱۷۵۸.

دگردیسی مفهوم مخاطب در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۶
تحولات فناوری های هوشمند، به ویژه هوش مصنوعی مولد، مفاهیم بنیادی در حوزه رسانه را دستخوش تغییر کرده است؛ از جمله مفهوم مخاطب. این پژوهش با هدف بررسی دگردیسی مفهوم مخاطب در عصر هوش مصنوعی و تحلیل کارکردها، چالش ها و ابعاد تعامل مخاطب با رسانه های هوشمند انجام شده است. روش پژوهش، کیفی و اکتشافی است که از طریق تحلیل محتوای کیفی منابع علمی و پژوهشی مرتبط، به استخراج مضامین اصلی اقدام شده است. یافته ها نشان می دهد که مفهوم مخاطب در گذار از رسانه های سنتی به عصر هوش مصنوعی، از «مخاطب منفعل» به «مخاطب فعال» و نهایتاً به «مخاطب هم آفرین» تحول یافته است. این مخاطب، نه تنها مصرف کننده محتوا نیست، بلکه به واسطه ی تعامل با الگوریتم ها، تولید داده، پرامپت نویسی و اصلاح محتوا، به یکی از بازیگران اصلی فرایند رسانه ای بدل شده است. همچنین، کارکردهای متنوع هوش مصنوعی همچون شخصی سازی محتوا، هدایت گری، تولید خودکار، و تحلیل کلان داده ها، تجربه ای تعاملی، جذاب و اختصاصی برای مخاطب فراهم کرده است. با این حال، چالش هایی مانند شکل گیری حباب های فیلتر، کاهش استقلال فکری، تهدید حریم خصوصی و نابرابری اطلاعاتی نیز مورد تأکید قرار گرفته اند. نتایج پژوهش بر لزوم بازتعریف نظری مفهوم مخاطب، ارتقاء سواد دیجیتال و طراحی سیاست های رسانه ای اخلاق محور در مواجهه با رسانه های هوش محور تأکید دارد.
۱۷۵۹.

کاربست هوش مصنوعی در مدیریت راهبردی رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۵۰
رسانه، به ویژه در بخش رادیو و تلویزیون، در دوران معاصر با تحولات بنیادین روبه روست. این پژوهش با هدف ارائه مدل مفهومی به کارگیری هوش مصنوعی در مدیریت راهبردی رسانه، با تمرکز بر سازمان های رادیو و تلویزیون، انجام شده و به شناسایی مؤلفه ها و ابعاد اصلی این مدل می پردازد. ظهور رسانه های نوین و پلتفرم های دیجیتال رقابت را تشدید کرده و تغییر سلایق مخاطبان ضرورت تولید محتوای جذاب و شخصی سازی شده را آشکار ساخته است.هوش مصنوعی به عنوان فناوری تحول آفرین، نقشی کلیدی در بازتعریف مدیریت راهبردی ایفا کرده و با تأثیرگذاری بر حوزه هایی چون تولید محتوا، توزیع هدفمند، تحلیل رفتار مخاطب و خودکارسازی وظایف، به تصمیم گیری آگاهانه و بهبود عملکرد کمک می کند.این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی–تحلیلی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد هوش مصنوعی در تمام مراحل مدیریت راهبردی رسانه، از تحلیل روندها و تدوین برنامه های داده محور تا بهینه سازی اجرا و ارزیابی عملکرد، نقش محوری دارد. مدل مفهومی ارائه شده با قرار دادن هوش مصنوعی در مرکز فرآیند و پیوند آن با ورودی ها، اهداف، انواع راهبردها و محیط پیرامونی، بر ضرورت یکپارچگی و هم سویی عمیق تأکید می کند. موفقیت در بهره گیری از این فناوری مستلزم هم راستایی کامل با جهت گیری های کلان سازمان رسانه ای و فراتر رفتن از ابعاد صرفاً فنی است.
۱۷۶۰.

نقش و تاثیر هوش مصنوعی و علوم شناختی در افزایش اثربخشی محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۴
در عصر حاضر، حجم عظیمی از محتوا در فضای دیجیتال تولید و منتشر می شود. در این میان، اثربخشی محتوا به معنای توانایی آن در جذب مخاطب، انتقال پیام مورد نظر و ایجاد تغییر مطلوب در رفتار یا نگرش او، یکی از چالش های اصلی برای کسب وکارها، رسانه ها و سیستم های آموزشی محسوب می شود. هدف این مقاله به بررسی «نقش هم گرایانه هوش مصنوعی و علوم شناختی در بهبود کیفیت و کارایی محتوا»، «چالش ها و محدودیت ها در استفاده از هوش مصنوعی و علم شناختی» و «آینده تولید محتوا در این همگرایی» است. روش پژوهش این مقاله با استفاده از روشی تحلیلی- مروری، به بررسی و تلفیق یافته های پژوهشی موجود در زمینه های هوش مصنوعی، علوم شناختی و بازاریابی محتوا می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی و علوم شناختی ابزارهای قدرتمندی را برای درک بهتر مخاطبان، تولید محتوای جذاب تر و بهینه سازی فرایند توزیع و ارزیابی محتوا ارائه می دهند. از جمله کاربردهای هوش مصنوعی در این زمینه می توان به «تحلیل احساسات»، «پردازش زبان طبیعی» و «یادگیری ماشین» اشاره و همچنین علوم شناختی با ارائه مدل هایی از نحوه پردازش اطلاعات توسط مغز انسان، به ما کمک می کنند تا محتوایی تولید کنیم که به طور مؤثرتری توجه مخاطبان را جلب کرده، در حافظه آن ها ثبت شده و منجر به تغییرات مطلوب در رفتار آن ها شود. از جمله کاربردهای علوم شناختی در این زمینه می توان به «توجه و ادراک»، «حافظه»، «تصمیم گیری» و «انگیزش» اشاره کرد. همچنین «مدل تلفیقی شناختی- هوشمند» پیشنهاد گردید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان