اندیشمندان مسلمان در مواجهه با اخلاق و سیاست به دو گونه عمل کرده اند. برخى چون فارابى با رویکرد سیاسى به ضرورت اخلاق رسیده اند و برخى چون مسکویه و نراقى از مجراى اخلاق نظریات سیاسى خود را مطرح ساخته اند. مهم ترین سوال فرا روى دسته دوم آن است که آیا سیاست و حکومت چیزى جز ایجاد فضیلت و تقوا و تهذیب شهروندان و شهریاران است؟ ملااحمد نراقى مى کوشد تا بر اساس نظریه ((اخلاق فلسفى ـ شرعى)) اصول و قواعد رفتارى جامعه سیاسى خود را تبیین نماید. از نظر او جامعه سیاسى مجموعه شهروندان فاضل و شهریاران عادلى است که با رعایت حقوق و وظایف متقابل, جامعه مطلوب و نظام سیاسى عادلانه را به وجود مىآورند.
آینده نگاری فناوری یکی از ابزارهای مهم در حوزه سیاست گذاری صنعت و فناوری می باشد . مسلما تحقق پیش نیازهای بهره گیری از چنین ابزاری بر توفیق آن موثر است . بررسی متون و ادبیات موضوع ، بیانگر الزام های و پیش نیازهای متعددی است که یکی از مهمترین آنها ، عوامل اجتماعی و فرهنگی هستند . در این مقاله ، پس از ارائه مطالبی در زمینه ادبیات آینده نگاری فناوری ، ابتدا به تشریح ضرورت توجه به ارزش های اجتماعی و فرهنگی در فرایند آینده نگاری خواهیم پرداخت و در ادامه نیز با توجه به تعاریف و روشهای ارائه شده در جهت لحاظ نمودن این ارزش ها در فرآیند ، پیشنهاد خود را طرح می کنیم ...
خودشناسی از عناصر بنیادی هر نظام اخلاقی است. جهت گیری روان شناختی در نظام اخلاقی رازی و سلامت محور بودن آن، خودشناسی را در مفهوم «شناخت عیوب نفس» به کار برده است. شناخت عیوب نفس گام نخست در پیشگیری و درمان بیماری های دل است. رازی در این مقام، «خود نقدی» را توصیه نمی کند، بلکه رؤیت عیوب نفس در آینه دیگران را مورد بحث قرار می دهد. چنین رهیافتی محتاج بیان مهارت های نقدپذیری است. مقاله حاضر با تحلیل منابع رازی و مقایسه آن با میراث روایی به نقد و سنجش ره آورد وی در خودشناسی می پردازد.
این نوشتار، بیان نظریه اخلاقی محمد بن زکریای رازی است که با توجه به مبانی و مؤلفه های نظریه اخلاقی آن دانشمند به تلخیص درآمده است. رازی که در تراوشات فکری خود، بویژه در نگرش به موضوعات اخلاقی از سقراط و افلاطون پیروی کرده، خود نیز از نظامی اخلاقی برخوردار بوده است. این نظریه که به اخلاق سلامت محور و فرد گرایانه خلاصه می گردد، ویژگی ها و جهت گیری های خاصی هم بدنبال داشته است. رازی همچون یک اپیکوری، مناسب ترین وضعیت اخلاقی را در یک زندگی معتدل می بیند که در آن، نیازهای طبیعی، بدون اینکه از حالت اعتدال خارج گردند، برآورده می شوند. او جوانب اخلاقی را متمرکز بر خاستگاه عقل می داند و به واسطه عقل، مراقبت از انفعال و سرکوبی هوی را توصیه می کند و در عمل نیز، طبیبانه به اخلاق می پردازد و بر آن شده است تا با روش پیشگیری – بهبود و درمان، پیشرفت اخلاقی را محقق سازد.
در سوره ها و داستان های قرآن، گفتگوهایی بین شخصیت ها و افراد مختلف صورت گرفته که می توان براساس آن ها، به مؤلفه های گفتگوی تربیتی صحیح دست یافت. برای این منظور، گفتگوهای قرآنی - شامل 132 مورد- تحلیل و بررسی تربیتی شد. هدف این پژوهش که با روش تحلیلی- تفسیری انجام شده، دستیابی به پاسخی برای این پرسش است که «از گفتگوهای قرآنی چه مؤلفه هایی جهت بکارگیری در گفتگو - به عنوان یک روش تربیتی- به دست می آید؟»
مؤلفه های به دست آمده برای کاربرد در ساختار گفتگوی تربیتی بدین شرح است: استفاده از ادبیات پرسشی به جای ادبیات خطابی، رعایت ادب جایگاهی، سخن گفتن درسطح فهم مخاطب، اعتمادسازی برای مخاطب در گفتگو، ژرف کاوی در جریان گفتگو، توجه به درخواست های معقول مخاطب، طلب شواهد برای مدعا، حاکمیت منطق در گفتگو، ساماندهی گفتگو در شرایط واقعی، تعمیق بخشی به باور مخاطب، اعطای فرصت طرح پرسش، آموزش غیرمستقیم، نیازسنجی مخاطب در گفتگو، استفاده از فن تشویق و تنبیه و به کارگیری قضاوت های پسینی.
فقه الاخلاق و فقه التربیه رویکردی میان رشته ای است که در آن گزاره های فقهی نگاهِ اخلاقی تربیتی بررسی می شود و علاوه بر اینکه حکم فقهی مسئله تربیتی بیان می شود، برای احکام فقهی تحلیل های اخلاقی تربیتی ارائه می گردد و تعامل و ارتباط فقه و اخلاق و تربیت در عرصه های گوناگون نشان داده می شود و با استفاده از احکام فقهی اخلاقی، نظام سازی اخلاقی به وجود می آید. فیض کاشانی دانشور برجستة جهان اسلام به دلیل جامعیت علمی و برخورداری از علوم متعدد و متنوع در زمینه های گوناگون، علاوه بر اینکه در ساحت اخلاق و تربیت نظریه پردازی کرد و آرای سترگ خود را در آثاری چون «المحجهٔ البیضاء»، «الحقایق فی محاسن الاخلاق» و «زاد السالک» ارائه کرده است، به نوپردازی نیز دست یازید و در ساحت فقه به پژوهشِ اخلاقی تربیتی پرداخت و از زاویة اخلاق و تربیت، پاره ای از احکام فقهی را بررسی کرد. در این زمینة کتاب «النخبهٔ فی الحکمهٔ العملیه والاحکام الشریعه» را نگاشت. این پژوهش ضمن معرفی این اثر سودمند و ماندگار، نگاه اخلاقی تربیتیِ فیض را به پاره ای از احکام فقهی بیان می کند و پیوند فقه و اخلاق را در زمینه های مختلف نشان می دهد.
هزاره سوم، دوره ای از سکونت بشر بر روی زمین است که برای نخستین بار در تاریخ، اکثریت جمعیت جهان شهرنشین هستند و آنچه قطعی است، شهرها در آینده به دلیل ایجاد تنش های زیست محیطی با چالش های متعددی مواجه خواهند بود. نتایج به دست آمده نشان می دهد که حکمرانی زیست محیطی هر چند برای اجرای سیاست های توسعه شهری پایدار یک شرط ضروری است، امّا قادر به مهار خودبینی و خودخواهی انسان، علّتِ حقیقی بروز مشکلات زیست محیطی، نیست. اگر سناریوهای «شهر خبیث» و «پراکندگی شهری»، به ترتیب وضعیت بدترین و بد را برای آینده شهرها ترسیم می کنند، سناریوهای «بدل شهر پایدار» و «شهر پایدار» گذار از وضعیت های بدترین و بد را در جهت رسیدن به وضعیت خوب فراهم می سازد تا رسیدن به وضعیت خوب ترین (شهر طیّب). با تأکید بر حکمرانی، قصد و انگیزه از رفتار اخلاقی با طبیعت به اهدافی محدود می شود که نمی تواند در افراد تحرک لازم را برای انجام فعل اخلاقی ایجاد کند. عمل اخلاقی با طبیعت، عملی که معطوف به خیر آدمی شود، به طور همزمان، علاوه بر نظام به هم پیوسته و بسیار یکپارچه از قوانین رسمی و غیررسمی، نظام های قانون گذاری و شبکه بازیگران در تمام سطوح جامعه بشری (از سطح محلی تا جهانی)، همچنین به تغییر در نگرش انسان و آگاهی او از اینکه، «خداوند بر همه چیز محیط است»، وابسته است.
رویکرد عقل گرا سال های متمادی بر فضای آموزش ارزش ها حاکم بوده است. تمرکز یک جانبه و افراطی بر این رویکرد، سبب غفلت از بخش وسیعی از یادگیری های ضمنی انسان و داوری های اخلاقی شهودی او که منشأ بسیاری از رفتارهایی اخلاقی هستند شده است. مسئله این پژوهش آن است که چرا آموزش های مستقیم و استدلالی در حوزه ارزش ها، به تنهایی تحقق اخلاق را در رفتار متربیان تضمین نمی کند؟ به نظر می رسد آموزش مستقیم و کلامی ارزش ها، تنها منبع یادگیری اخلاقی انسان نیست؛ بلکه بخش وسیعی از یادگیری های انسان به صورت ضمنی و در قالب تجارب واقعی او صورت می پذیرد. برای بررسی این فرضیه، دیدگاه های جدید در مورد یادگیری های ضمنی، عملی و ادراکات شهودی بررسی و اثبات شده است که یادگیری اخلاقی انسان از دو طریق مستقیم و ضمنی صورت می گیرد و البته با وجود همکاری و تعامل این دو شیوه، اغلب داوری ها و اعمال اخلاقی ما به صورت شهودی انجام می گیرد. این داوری ها ریشه در تجارب اولیه زندگی و تعاملات غیرکلامی فرد محیط دارد که از یادگیری های ضمنی ناشی شده اند. در پایان نیز پیشنهادهایی برای اثربخشی بیشتر برنامه های آموزش اخلاقی مطرح شده است.
با توجه به جایگاه ویژه دولت در سیاست و حیات سیاسى - اجتماعى مردم، فرجام آن، مورد توجّه خاص مکاتب، ادیان و اندیشمندان بوده است. در این راستا محورىترین اندیشه سیاسى شیعه، تبیین آینده دولت و ارائه تصویرى جامع و نسبتاً دقیق و تحقّق قطعى آن (براساس وحى و غیب) است که با تشکیل دولت جهانى امام مهدىعج عینیت مىیابد. دولت مهدوىعج دولتى اخلاقى (کمالگرا و احیاگر نفوس) است و مهمترین برنامه آن رشد اخلاقى و فکرى بشر و رساندن او به کمال نهایى (تقرّب الى الله) است. در عین حال که سایر کارویژههاى دولت را در ذیل این هدف اصلى، اعمال مىکند تا بشر از هر لحاظ به سعادت و خوشبختى دست یابد.
در این مقاله برآنیم تا به مسأله ی سقط جنین بپردازیم و آن را از منظر اخلاق هنجاری نقد و ارزیابی نماییم. پرسش های اخلاقی و باید و نبایدهای زیادی پیرامون این مسأله وجود دارد؛ همان گونه که به لحاظ سیاسی و حقوقی نیز حایز اهمیت است. با استفاده از نظر یات وظیفه گرایانه و غایت گرایانه، که دو شاخه ی بزرگ نظریات اخلاق هنجاری را تشکیل می دهند، به بررسی این مسأله خواهیم پرداخت تا شاید دریچه ای به سوی حل این مسأله گشوده شود. افزون بر آن، درصدد هستیم تا با این بررسی، کارایی نظریات فوق را در برخورد با این گونه مسایل بسنجیم.