ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۹٬۴۴۱ مورد.
۲۰۱.

نظریه اخلاق سیاسی امام خمینی(ره): ثبات یا چرخش های سه گانه؟(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۵
مسئله مقاله حاضر این است که آیا امام خمینی(ره) به عنوان یک حاکم اسلامی همیشه قائل به اخلاق اسلامی بود یا نظریه اخلاقی ایشان بعد از انقلاب و برقراری حکومت اسلامی به مقتضای زمان دچار چرخش شد و ایشان بعد از قائل بودن به «اخلاق فضیلت» و «اخلاق دینی»، به «وظیفه گرایی» و «اخلاق نیمه دینی» و در نهایت، به «نتیجه گرایی» و «اخلاق سکولار» متمایل گشت؟ این نوشتار با استفاده از روش «تاریخی و تحلیلی» به این نتیجه رسیده که اولاً مدافعان نظریه «چرخش های سه گانه نظریه اخلاق سیاسی امام خمینی(ره)» دچار خبط تاریخی بزرگی شده اند؛ ثانیاً جملات شاهد گرفته شده از سخنان امام راحل(ره) لزوماً به معنای گرایش ایشان به فضیلت گرایی، وظیفه گرایی و نتیجه گرایی نیست؛ ثالثاً هیچ کدام از نظریه های سه گانه مزبور تهافتی با اخلاق دینی ندارد، بلکه ممکن است از یک سو، هریک از نظریه های اخلاق هنجاری را بپذیریم و از سوی دیگر هم قائل به اخلاق دینی یا اخلاق عرفی گرا (سکولار) باشیم.
۲۰۲.

راهکارهای تربیتی پیشگیرانه و مقابله ای با وسواس؛ بر اساس دیدگاه آیت الله مجتبی تهرانی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: وسواس یکی از مشکلاتی است که عملکردهای انسان را دچار اختلال می کند. تحقیق حاضر، به بررسی این مسئله با رویکرد پیشگیرانه و تربیتی بر اساس نظرات آیت الله مجتبی تهرانی پرداخته است. سؤالات تحقیق عبارتند از: 1) عوامل وسواس از دیدگاه آیت الله مجتبی تهرانی چیست؟ و 2) براین اساس، چه راهکارهای تربیتی برای رهایی از وسواس می توان ارائه داد؟ روش: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. جامعه تحلیلی پژوهش شامل کلیه آثار دست اول آیت الله مجتبی تهرانی در ارتباط با نفس و کارکرد قوای نفس است. در این تحقیق تمام آثار فوق الذکر با نظر به سوالات تحقیق، موردبررسی دقیق قرار گرفت. ابزار جمع آوری داده ها فیش بود. سپس فیش ها به صورت نظام مند دسته بندی، کدگذاری و تحلیل شدند و عوامل وسواس به دست آمد. سپس باتوجه به عوامل به دست آمده، راهکارهایی برای پیشگیری و مقابله با وسواس پیشنهاد شد. یافته ها: آیت الله تهرانی وسواس را بر اساس قوای نفس تحلیل کرده اند و عامل وسواس غلبه قوه واهمه بر قوه عاقله؛ و در نتیجه، خطورات قلبی بی فایده و گاه شرآمیز، اغوا در برابر فریب های شیطان و پیروی از هواهای نفسانی است. براین اساس، 12راهکار تربیتی شامل هفت راهکار پیشگیرانه(اجتناب از مرور افراطی گذشته، محدودکردن آرزوهای دورودراز، اجتناب از توجه افراطی بر نداشته های دنیوی، اجتناب از انباشتگی درونی احساسات و افکار منفی، خوش بینی منطقی نسبت به آینده، خوش بینی معقول نسبت به دیگران و تقویت رابطه با خدا) و پنج راهکار مقابله ای و اصلاحی(تفکر در عواقب وسواس، زدودن رذایل نفسانی و بستن راه های نفوذ شیطان، بی اعتنایی به محتوای وسوسه و اجتناب از عمل به مقتضای آن، ذکر خدا و پناه بردن به خدا و ایجاد ملکه تقوا) پیشنهاد شد. نتیجه گیری: باتوجه به تأکید اسناد بالادستی نظام آموزش وپرورش بر ارتقای سلامت جسمی-روانی دانش آموزان و مقابله با عوامل بیماری زا در مدارس، توجه جدی تر نظام تربیتی به ساحت تربیت زیستی بدنی، توجه بیشتر به پرورش قوه عاقله به جهت اهداف سلامت روان، و به کاربستن راهکارهای پیشنهادی، به معلمان و مربیان مدارس پیشنهاد می شود.
۲۰۳.

تبیین الگوی معماری تربیت محورِ مقاومتی با تأکید بر آراء شهیدچمران: طراحی آموزشگاه های مهارتی چندعملکردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: با گسترش مخاطرات طبیعی و اجتماعی، ضرورت ایجاد فضاهایی که ضمن ایفای نقش آموزشی، قابلیت عملکرد اضطراری در بحران ها را داشته باشند بیش از پیش احساس می شود. فضاهای آموزشی به دلیل ماهیت اجتماعی، گستردگی کالبدی و نقش فرهنگی خود، می توانند بستر مؤثری برای ارتقای تاب آوری جامعه باشند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر تبیین و ارائه الگویی از «معماری تربیت محور مقاومتی» بر اساس اندیشه های شهیدچمران است؛ الگویی که طراحی آموزشگاه های مهارتی چندعملکردی را با رویکردی انسان محور و تاب آور در شرایط بحران دنبال می کند. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیلی–تفسیری انجام شده است. داده ها از طریق مطالعات اسنادی و تحلیل محتوا گردآوری شده اند. سپس مؤلفه های کلیدی در زمینه های تربیت، خودسازی و مقاومت شناسایی و با اصول معماری تطبیق داده شده اند. یافته ها: مؤلفه هایی همچون خودسازی، پیوند علم و عمل، ساده زیستی، بومی گرایی و روحیه جهادی از ارکان اندیشه تربیتی و مقاومتی شهیدچمران به شمار می روند. این مؤلفه ها در حوزه معماری به اصولی مانند انعطاف پذیری کالبدی، خودکفایی زیرساختی، پایداری زیست محیطی و شکل گیری فضاهای مشارکتی ترجمه شده اند. نتیجه گیری: الگوی مفهومی «معماری تربیت محور مقاومتی» طراحی آموزشگاه های مهارتی چندعملکردی را به گونه ای ممکن می سازد که این فضاها ضمن ایفای نقش آموزشی در شرایط عادی، در زمان بحران نیز به عنوان پناهگاه، مرکز امدادرسانی یا محل فرماندهی بحران عمل کنند. بدین ترتیب، مفهوم پدافند غیرعامل از حوزه ای صرفاً فنی و نظامی به سطحی فرهنگی، اجتماعی و تربیتی در معماری ارتقا می یابد. این الگو نه تنها پاسخگوی نیازهای فیزیکی جامعه است، بلکه زمینه ساز پرورش انسان های مقاوم، مسئولیت پذیر و خوداتکا خواهد بود.
۲۰۴.

الگوی تعامل اخلاقی با سالمند در منابع اسلامی با نگرش روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۰
سالمندی آخرین مرحله چرخه زندگی است. این پژوهش، با توجه به چالش های عاطفی و جسمانی ناشی از سبک زندگی مدرن و فقدان الگوی تعامل اخلاقی با سالمندان، به دنبال ارائه الگوی عملی برای بهبود روابط با این قشر است. سؤال اصلی تحقیق آن است که بر اساس منابع دینی با نگرش روان شناختی، چه الگویی می تواند تعامل اخلاقی مؤثر با سالمندان را تبیین کند. پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و بر پایه منابع استنادی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که تعامل اخلاقی مطلوب با سالمندان باید در سه بُعد شناختی، عاطفی و رفتاری سامان یابد: در بعد شناختی، آگاهی از ویژگی های روان شناختی سالمندان، در بعد عاطفی، تقویت همدلی و احساس ارزشمندی و در بعد رفتاری، حمایت مستقیم، واگذاری مسئولیت مناسب و پرهیز از انزوای سالمندان اهمیت دارد. نتایج حاکی است که رعایت این اصول موجب ارتقای سلامت روانی، عزت نفس و پیوند اجتماعی سالمندان و درنهایت، تقویت هم بستگی اجتماعی می شود.
۲۰۵.

امکان سنجی معرفت اخلاقی درونی با رویکرد نقلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۸۶
یکی از مسائل مهم در معرفت شناسی عام و به تبع آن در معرفت شناسی خاص مانند معرفت شناسی اخلاق، راه های کسب شناخت است. بر همین اساس، مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد نقلی در صدد پاسخ به این سؤالات است که آیا وجدان یا فطرت یکی از راه های شناخت احکام اخلاقی به شمار می رود؟ به بیان دیگر، آیا نفس انسان می تواند مستقیماً یا باواسطه، حسن و قبح برخی امور را درک کند؟ یافت درونی یا معرفت وجدانی چه نوع علمی است و از چه میزان ارزش و اعتبار معرفتی برخوردار است؟ یافته ها نشان می دهد که از برخی آیات و روایات می توان بینش وجدانی و معرفت درونی به حسن و قبح برخی صفات و افعال را برداشت نمود. اگرچه بنابر برخی از این آیات و روایات، بینش و آگاهی، باواسطه برای نفس حاصل می شود و از قبیل علم حصولی است، اما مطابق برخی دیگر، نفس انسان مستقیماً و بی واسطه، خوبی و بدی برخی امور را می یابد و علم شهودی و حضوری به آنها دارد که به دلیل اتحاد با معلوم یا واقع، از بالاترین اعتبار معرفتی برخوردار است.
۲۰۶.

تبیین وجدان اخلاقی در آرای علامه مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۶
هرچند وجدان اخلاقی که وجود آن برای همه بدیهی به نظر می رسد، اما ابهام در چیستی آن مانع عمده ای در استفاده از این ظرفیت شگرف، برای رشد اخلاقی به شمار می آید. ازاین رو، تحلیل دیدگاه اندیشمندان تأثیرگذاری چون علامه مصباح دراین باره ضروری است. این پژوهش آثار ایشان را با روش توصیفی و تحلیلی بررسی کرده و دیدگاه وی درباره چیستی وجدان اخلاقی را تحلیل می کند. یافته ها نشان می دهد که از نظر علامه مصباح، وجدان اخلاقی نه قوه ای مستقل، بلکه مفهومی فلسفی است که از تعامل نظام های عقلانی و عاطفی در بستر نبود موانع شکل می گیرد. وجدان اخلاقی استعدادی است هدایت پذیر و نیازمند پرورش عقلانی و وحیانی است. بر اساس این تحلیل، نسبت انکار کلی وجدان اخلاقی یا تساوی آن با عقل به دیدگاه علامه مصباح نادرست است.
۲۰۷.

رویکرد قرآن کریم به تجلی توحید در اخلاق معاشرت اجتماعی با تکیه بر تعالیم انبیاء-(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۴۸
اخلاق معاشرت از شاخه های اخلاق کاربردی است و نقش حیاتی در ایجاد و حفظ سلامت اجتماعی جامعه دارد. ویژگی اجتماعی بودن انسان و پیچیدگی مناسبات اجتماعی در عصر کنونی، اهمیت توجه به شیوه و نوع ارتباط با دیگران را دو چندان کرده است. فقدان الگوی ارتباطی مناسب می تواند مسائل و معضلات اجتماعی جبران ناپذیری را رقم بزند. بدیهی ست که یک الگوی ارتباط اجتماعی در صورتی موفق است که با ساختار فطرتِ توحیدی انسان همسو باشد. تنها خالق انسان و عالم به اسرار و ظرائف وجودی او، شأنیت شناخت جامع و دقیق چنین الگویی را دارد. انبیا الهی الگویی های هستند که خداوند برای انجام این رسالت خطیر برگزیده است. هدف مقاله حاضر، واکاوی گزاره های قرآن کریم به منظور کشف الگوی روشمند اخلاقی، به عنوان چارچوبی نظام مند برای تبیین تجلی توحید در اخلاق معاشرت است و از روش توصیفی تحلیلی با رویکرد استقرایی استفاده شده است. یافته های تحقیق، بیانگر تجلی توحید و ارتباط دو سویه ی آن با اخلاق معاشرت در یک نظام فرایندی است که در سه سطح «شناختی» مانند معرفت به کرامت ذاتی و توکل، «عاطفی»، مانند محبت و همدلی و «کنشی» مانند مسئولیت پذیری، عدالت و صبر در اخلاق معاشرت اجتماعی تجلی می یابد و الگویی عملی برای تنظیم روابط اجتماعی در جامعه معاصر ارائه می دهد.
۲۰۸.

ضمانت اخلاقی در نظام حکمت متعالیه صدرایی با تکیه بر آراء آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۰۸
در حکمت صدرایی ملاصدرا، «ضمانت اخلاقی» مسئولیتی تکوینی و وجودی است که انسان نسبت به افعال و کیفیات نفسانی خویش بر عهده دارد. ارزش هر فعل اخلاقی زمانی اصالت می یابد که سه رکن بنیادین نیت خالص، آگاهی کامل و اختیار تام فاعل به طور کامل تحقق یافته باشد. از دیدگاه صدرایی، فعل حقیقیِ اخلاقی، تنها هنگامی از ضمانت اخلاقی برخوردار است که عقل و شرع به طور هم زمان آن را تجویز کنند؛ در غیر این صورت، فاعل به انحطاط جوهری دچار شده و از مسیر کمال انسانی منحرف می شود. آیت الله جوادی آملی، با اتکاء بر مبانی حکمت صدرایی، ثمره نهایی ضمانت اخلاقی را همانند ملاصدرا در «تجسم اعمال» می داند و رابطه نفس و عمل را بر مبنای سنخیت و علیت، همچون رابطه علت و معلول تبیین می کند. هدف این پژوهش واکاوی مبانی هستی شناختی ضمانت اخلاقی در حکمت صدرایی و تحلیل تطبیقی آرای آیت الله جوادی آملی، با تمرکز بر تبیین تجسم اعمال به عنوان عالی ترین ثمره آن است. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل مفهومی-نظری و بررسی تطبیقی بوده، که با اتکا بر مطالعه کتابخانه ای متون اصلی ملاصدرا و آثار آیت الله جوادی آملی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که در هر دو دیدگاه، ضمانت اخلاقی نه بر ترس از پیامدهای حقوقی یا اجتماعی، بلکه بر یقین به عینیت یابی اخروی اعمال و نقش آن در تکوین هویت وجودی انسان استوار است. نتیجه گیری پژوهش آن است که در چارچوب صدرایی، تجسم اعمال، پیوندی علّی و وجودی میان نفس و افعال برقرار کرده و این پیوند، ضامن تداوم هویت انسانی و سرنوشت اخروی او می شود.
۲۰۹.

بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن کریم و اناجیل درباره نیکی در برابر بدی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۰۲
این مقاله به بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن و اناجیل درباره اصل "نیکی در برابر بدی" می پردازد. هدف از این پژوهش، تحلیل و مقایسه آموزه های این دو منبع دینی در مورد پاسخ به اعمال ناپسند دیگران و ارائه تصویری جامع از رویکردهای مختلف در مواجهه با بدی ها است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای تطبیقی، به بررسی و مقایسه دیدگاه های قرآن و اناجیل در مورد نیکی در برابر بدی پرداخته است. داده ها از متون اصلی قرآن و اناجیل استخراج و با رویکردی تحلیلی-انتقادی مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهد که هر دو منبع بر نیکی در قبال بدی دیگران تأکید دارند. با این حال، تفاوت های بنیادینی در رویکرد آن ها مشهود است. اناجیل بر نیکی مطلق و عدم مقاومت در برابر شر تأکید دارند، در حالی که قرآن، ضمن توصیه به نیکی در برابر بدی، بر لزوم اجرای عدالت و مقابله با ظلم در چارچوب حفظ حقوق افراد و مصالح جامعه تأکید می ورزد. این مقاله با بررسی گستره و شمول، حکمت ها و حدود و شرایط نیکی در برابر بدی از دیدگاه قرآن و اناجیل نشان می دهد که قرآن با ارائه رویکردی متعادل، جامع تر و سازگارتر با مقتضیات زندگی فردی و اجتماعی، تصویری کامل تر و حکیمانه تر از مفهوم نیکی در برابر بدی ارائه می دهد. این در حالی است که اناجیل بیشتر بر جنبه فردی و معنوی این اصل تأکید دارند و کمتر به جنبه های اجتماعی و حقوقی آن می پردازند.
۲۱۰.

بررسی انواع تلاقی حکم عقل عملی با سایر ادله با تاکید بر نظر شهید صدر(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
به رغم اهمیت عقل عملی در بسیاری از علوم اسلامی، جایگاه حکم عقل عملی در عرض دیگر ادله کم تر مورد توجه و تحقیق قرار گرفته است. در این مقاله، پس از معرفی مبانی مؤثر در جایگاه سنجی یک حکم عقلی در برابر دیگر ادله، با تأکید بر مبانی شهید صدر، صُور مختلف تلاقی یک حکم عقلی با دیگر ادله بررسی شده است. تلاقی حکم عقل با دلیل دیگر هشت صورت، حاصل از سه ملاک تقسیم (نوع دلیل، همسویی یا تنافی، در مقام جعل یا در مقام امتثال بودن تلاقی) قابل فرض است. تنافی دو حکم عقلی در مقام جعل قابل تصور نیست و در تنافی حکم عقل در مقام امتثال با هر نوع دلیل دیگر، باید طبق قواعد باب تزاحم رفتار شود. در صورت تلاقی دو حکم مثبت عقلی یا حکم عقلی با حکمی نقلی، آن حکم تقویت می شود. در صورت تنافی حکم عقل و نقل در مقام جعل، ضروری است احتمال قرینیت حکم عقل برای نقل و ارشادی بودن دلیل نقلی مورد توجه قرار گیرد. تنافی غیر بدوی حکم عقل با دلیلی دیگر در مقام جعل هیچ گاه اتفاق نمی افتد و خود عقل عملی می پذیرد که حکم نقل مقدم خواهد شد.   
۲۱۱.

جایگاه آموزه های اخلاقی مولانا در کتب درسی فارسی دوره ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۳
جلال الدین محمد بلخی، ملقب به مولانا، از نام آورترین شاعران و عارفان قرن هفتم هجری است که آموزه های اخلاقی و معنوی او جایگاهی برجسته در فرهنگ ایرانی و اسلامی دارد. آشنایی دانش آموزان با مفاهیم اخلاقی و انسانی موجود در آثار مولانا می تواند نقش مهمی در پرورش شخصیت و رشد فضایل اخلاقی آنان داشته باشد؛ از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان حضور و جایگاه آموزه های اخلاقی مولانا در کتب درسی فارسی دوره ابتدایی انجام شده است. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل محتوا است. جامعه مورد مطالعه، شامل کتاب های فارسی پایه های اول تا ششم ابتدایی بوده و تمامی متون این کتاب ها به صورت کامل مورد تحلیل قرار گرفته اند. واحد تحلیل، کلیه پاراگراف ها و بخش هایی از متون بود که به گونه ای مستقیم یا غیرمستقیم به شخصیت مولانا و آموزه های اخلاقی او اشاره داشتند. یافته ها نشان داد که میزان توجه به آموزه های اخلاقی مولانا در کتب فارسی ابتدایی در سطح مطلوبی نیست؛ در این میان، کتاب فارسی پایه ششم بیشترین میزان توجه را داشته، درحالی که در پایه های اول تا سوم هیچ اشاره ای مشاهده نشده است. این نتایج بیانگر ضرورت بازنگری در محتوای کتاب های فارسی دوره ابتدایی به منظور ایجاد توازن میان آموزش مهارت های زبانی و تقویت مفاهیم اخلاقی برگرفته از آثار مولانا است.
۲۱۲.

نقش دانشمندان لاهیجان بر گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی در دوران صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
لاهیجان در این دوره، یکی از ادوار درخشان خود را سپری ودانشمندان لاهیجانی در عصر صفوی از فضای مستعد این دوران بهره بردند، بالیدند و توانستند تأثیرات مهمی در حوزه های علمی مختلفی بر فرهنگ و تمدن اسلامی عصر صفوی بگذارند. نتایج ویافته های این تحقیق نشان می دهد در بین علوم با توجه به افق اندیشه و جهان بینی غالب شیعی در عصر صفوی بسیاری از دانشمندان لاهیجان در علم کلام رشد نموده و تبحر داشته اند. حتی برخی از این مشاهیر زمانی که طبیب یا سیاستمدار و حتی شاعر بودند در کنار تخصص خود به مباحث کلامی تعلق خاطر داشته و در این زمینه آثار قابل توجهی از خود به جای نهاده بودند.برخی از این بزرگان حتی در عالم سیاست هم دستی مستقیم در امور داشته اند. به لحاظ سیاسی وضعیت لاهیجان عصر صفوی زمینه های اصلی پرورش چهره های فرهنگی، علمی، دینی و غیره را ممکن وزمینه مساعدی برای رشد و ارتقای علمی این دیار و دانشمندانش را فراهم ساخت. حوزه هایی همچون فقه، منطق، فلسفه و کلام در میان علوم الهیاتی، حوزه هایی مانند دانش طب، نجوم و ریاضیات و نیز دانش سیاست و البته شعر و ادبیات از زمره مهم ترین بسترهای فرهنگی و تمدنی ای بودند که دانشمندان لاهیجی در این دوران در افق آن بالیدند و نامشان در ایران پرآوازه گردید.
۲۱۳.

مؤلفه های هوش هیجانی در سبک زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۲۴
تربیت در معنای اصیل خود، ایجاد بستر و زمینه برای شکوفایی استعدادهای بالقوه فرد، به منظور رشد و تکامل او در جهت نیل به اهداف مطلوب است تا با تحول بینش، نگرش و کنش ها، فرد در جهت اهداف تعیین شده، حرکت کند. تربیت اسلامی، تربیت مطلوبی است که از جزئی ترین مسائل زندگی تا مسائل عمده آن را در بر می گیرد و کل شخصیت انسان را پوشش می دهد، زیرا تربیت اسلامی به معنای متخلق شدن به اخلاق الهی است. هدف این پژوهش واکاوی و شناسایی ویژگی های الگوی تربیت اسلامی مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی براساس مؤلفه های هوش هیجان است. این پژوهش از نظر روش گردآوری داده ها و طرح تحقیق، پژوهشی کیفی با طرح تحلیل محتوا است، زیرا داده های کیفی این پژوهش از کتاب ها، سخنرانی ها، گزارش ها و مقالات مرتبط با سردار حاج قاسم سلیمانی است. یافته های پژوهش نشان می دهد از میان مؤلفه های هوش هیجانی، به ترتیب هوش میان فردی، سازگاری، درون فردی، خلق عمومی و مدیریت تنیده در زندگی سردار سلیمانی مطرح بود و در ادامه مصادیقی از هوش هیجانی در زندگی سردار حاج قاسم سلیمانی به عنوان الگوی تربیت اسلامی بیان شد.
۲۱۴.

ارتباط مربی و متربی با رویکرد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۱۳۴
مقدمه و اهداف: ارتباط نقش مهمی در زندگی انسان ها دارد. آدمی از طریق پیام های کلامی و غیرکلامی که از محیط دریافت می کند، نظام فکری، عاطفی و رفتار های خود را شکل می دهد. این امر در ارتباط مربی و متربی نیز مطرح است، تا جایی که مربی می تواند الگودهنده و هدایت کننده مسیر زندگی و سعادت متربیان باشد. رابطه مربی و متربی در مراکز علمی محدود به انتقال مفاهیم و دانش نیست، بلکه در کنار مسائل علمی و اطلاعاتی، متربیان با شخصیت و صفات و ویژگی های رفتاری مربی همانندسازی می کنند. رابطه مثبت معلم و شاگرد حمایت اجتماعی مهمی تلقی می گردد که می تواند متربی را در برخورد با مسائل مختلف یاری رساند. در فرایند آموزشی نیز ارتباط میان معلم و شاگرد از اهمیت بسیاری برخوردار است. رابطه مربی و متربی، رابطه اساسی توأم با شناخت یکدیگر است. مهم ترین هدف از برقراری چنین ارتباطی ایجاد تغییر، هدایت و تربیت جنبه های مختلف شناختی، عاطفی و رفتاری متربیان است. مربی که وظیفه تربیت و هدایت متربیان را برعهده دارد، نقش مهمی در برقراری و حفظ ارتباط دارد. وی می کوشد تا از راه های مختلف با متربیان ارتباط بیشتر و موثرتری برقرار نماید تا بتواند در آنان تغییرات مطلوبی ایجاد نماید و توانایی ها و استعدادهای آنان را شکوفا سازد. هدف اصلی از این پژوهش بررسی ارتباط مربی و متربی با رویکرد اسلامی است. در جهت تحقق اصلی پژوهش، اهداف جزیی زیر بررسی می شوند: 1. رویکردها و الگوهای ارتباط مربی و متربی؛ 2. ابعاد و مؤلفه های ارتباط مربی و متربی در رویکردها و الگوهای یادشده؛ 3. ابعاد و مؤلفه های ارتباط مربی و متربی با رویکرد اسلامی. روش: روش این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی و استنتاجی است. در این روش، ابتدا تمام شرایط و روابط توصیف و تشریح می شود و سپس داده ها مورد تحلیل قرار گرفته، استنتاجاتی از آن به عمل می آید. جمع آوری مطالب موجود اسنادی است که در آن، نخست، داده های مورد نیاز از منابع معتبر جمع آوری شده اند و پس از آن، مطالب مورد نظر براساس پرسش ها استخراج گردیده و مورد تحلیل و استنباط قرار گرفته اند. در پاسخ به پرسش اول و دوم، با استفاده از منابع مرتبط با الگوهای ارتباط مربی و متربی، مطالب مورد نظر بیشتر مورد توصیف قرار گرفته اند، ولی در پاسخ به پرسش سوم، افزون بر این، از روش تحلیلی و استنتاجی نیز استفاده شده است تا ضمن تفسیر و تحلیل آموزه های اسلامی موجود درباره علم و دانش و مربی و متربی، رویکرد اسلامی ارتباط مربی و متربی و ابعاد و مؤلفه های آن به صورت ضمنی استنتاج شود. ازاین رو، منابع اطلاعاتی این پژوهش شامل اسناد و مدارک مرتبط با موضوع و منابع دینی است که طیف گسترده ای از کتاب ها، پژوهش ها و مقالات را در بردارد. نتایج: مسئولیت پذیری و مواجهه عادلانه با متربی محورهای اصلی رویکرد اسلامی را تشکیل می دهد. در مقایسه با الگوی ارتباطی لیری که بر محور سلطه گری در برابر سلطه پذیری و هم کاری در برابر مخالفت جویی می چرخد، در رویکرد اسلامی بر مسئولیت پذیری در برابر مسامحه کاری و مواجهه عادلانه در برابر رفتار تبعیض آمیز تأکید می شود. ازاین رو، دغدغه اصلی مربی مسئولیت پذیری و رفتار عادلانه وی با متربی است. همچنین، مؤلفه هایی نیز در رویکرد اسلامی وجود دارد که در برابر هشت نوع رفتار مربی شامل رهبری، کمک کننده و دوستانه، درک کننده و دوستانه، مبتنی بر دادن آزادی و مسئولیت، نامطمئن، ناراضی، سرزنش کننده و رفتار جدی در کلاس در مدل رفتاری تعامل بین فردی وابلز و همکاران قرار دارد. همچنانکه در مدل رفتاری وابلز و همکاران برخی مؤلفه ها مثبت و برخی دیگر منفی اند، در رویکرد اسلامی نیز این دو نوع دسته بندی مطرح است. افزون بر این، مؤلفه رهبری، حمایت کننده، درک کننده و اعطای آزادی و مسئولیت، در هر دو نوع رویکرد مشترک اند. بااین همه، در رویکرد اسلامی، مؤلفه های مثبتی چون توجه به توان و نیاز متربی و رفتار محبت آمیز و نیز مؤلفه های منفی مانند عدم توجه به عواطف و شخصیت متربی، عدم توجه به نیازهای مادی و معنوی، عدم مراقبت و نظارت و رفتار توهین آمیز، وجود دارند که در مدل رفتاری وابلز و همکاران به چشم نمی خورد. در برابر، در مدل رفتاری وابلز و همکاران بر مؤلفه های منفی همچون رفتار نامطمئن، ناراضی، سرزنش کننده و رفتار جدی در کلاس تأکید می شود. بحث و نتیجه گیری: در رویکرد اسلامی، مربی به گونه ای با متربی برخورد می کند که در چارچوب رفتار مسئولانه و عادلانه و توجه به نیازهای آنان و توان شان، به رهبری آنان می پردازد و رفتار یاری کننده و درک کننده و محبت آمیز از خود نشان می دهد. همچنین، وی از تسامح و بی تفاوتی دوری می جوید و نسبت به نیازها و  عواطف شان بی توجه نیست و رفتار توهین آمیز از خود نشان نمی دهد. افزون بر این، مربی رابطه مستحکمی با آنان برقرار می کند و نقش محبتی، حمایتی و مراقبتی، آموزشی، تادیبی، انضباطی دارد. در این رویکرد، مربی از هیچ نوع راهنمایی به متربی خویش دریغ نمی کند، خیر و سعادت آنان را می خواهد و به آنان احترام می گذارد و در تکریم شخصیت آنان می کوشد و آنان را وادار به عصیان در برابر مربیان نمی کند. توان متربی یکی از محورهای مهم الگوی ارتباطی بین مربی و متربی به شمار می رود، چراکه چنانچه مربی بیش ازحد از متربی انتظار داشته باشد، متربی به علت عدم توانایی در انجام آن انزوا و گوشه گیری را در پیش گرفته و به آسیب های اجتماعی و روانی دچار خواهد شد. همچنین، مربی مسئولیت پذیر باید به نیازهای متربیان اعم از جسمانی، روانی، ذهنی، اجتماعی و معنوی متربی توجه نماید و زمینه های تربیتی را به گونه ای فراهم آورد که این نوع نیازها برآورده شود تا وی به عنوان یک فرد جامع پرورش یابد. افزون بر این، رعایت عدالت و انصاف یکی دیگر از محورهای اصلی ارتباط مربی و متربی است. متربیان مواجهه مربی با همنوعان خود را می سنجند؛ اگر رفتار مربی را عادلانه یا تبعیض آمیز ببینند، آن را می آموزند و همان رفتار را در مواجهه با دیگران بکار می گیرند. افزون بر محورهای اصلی ارتباط مربی و متربی که مورد بررسی قرار گرفت، مؤلفه هایی نیز در این رویکرد قرار دارند که مؤلفه رهبری، رفتار یاری کننده و درک کننده، رفتار مبتنی بر اعطای مسئولیت و آزادی، رفتار محبت آمیز و ایجاد انگیزه، از مهمترین مؤلفه های مطلوب به شمار می روند. در مقابل مربی مسئولیت پذیر از رفتار تبعیض آمیز، توهین و تحقیر و عدم توجه به نیازهای متربی پرهیز می کند، به عواطف و شخصیت متربی خود احترام می گذارد و در تمام روند تعلیم وتربیت از متربی خویش مراقبت و نظارت به عمل می آورد تا مبادا دچار لغزش و غفلت گردیده و دچار انحراف گردد.
۲۱۵.

مبانی زیبایی شناختی حیات طیبه در قرآن و دلالت های تربیتی آن با تأکید بر سواد زیبایی شناختی دانشجومعلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۹
این پژوهش، با هدف بررسی مبانی زیبایی شناختی حیات طیبه در قرآن و استخراج دلالت های تربیتی آن (اهداف و اصول) با تأکید بر سوادِ زیبایی شناختیِ دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان انجام شد. روش پژوهش از منظر هدف، بنیادی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی - تحلیلی است و جامعه مورد مطالعه، شامل همه اسناد و منابع موجود و معتبر قرآنی، اسلامی، تربیتی، علمی و فلسفی و نمونه مورد مطالعه شامل آیات وابسته به زیبایی شناختی حیات طیبه و سواد زیبایی شناختی، کتب و مقالات مرتبط با موضوع پژوهش بود. از روش اسنادی و فیش برداری برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، همچنین از شیوه های «تحلیل مفهومی» و «روش استنتاج پیش رونده» استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که عمده ترین مبانی مستخرج از زیبایی شناسی حیات طیبه در قرآن عبارتند از: الله، منشأ زیبایی، انسان رونوشتی از زیبایی مطلق، گستردگی، جامعیت و تنوع زیبایی شناختی در قرآن، زیبایی دوستی امری فطری در انسان و بر اساس مبانی مذکور، هدف غایی، رسیدن به حیات طیّبه است و با توجه به نتایج پژوهش، مهم ترین اهداف واسطه ای برای یافتن حیات طیبه عبارتند از: تعمیق شناخت نسبت به زیبایی مطلق، پرورش درک زیبایی شناختی، آشنایی با تنوع مفهوم زیبایی، تربیت ذوق هنری متعالی و مهم ترین اصول تربیتی عبارتند از: تربیتِ حسّ زیبایی شناختی، تربیت براساس فطرت، اُنس با قرآن، ایجاد محیط آموزشی زیبا، تعادل، پرورش حس کنجکاوی و خلاقیت، توجه به زیبایی در طبیعت؛ فلذا با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که با مهیا کردن زمینه برای سوق دادن دانشجومعلمان جهت درک نقش اسماءالحسنی در زندگی و با کاربرد اهداف و اصول مستخرج از مبانی، می توان به تربیتی جامع و متعادل برای دانشجومعلمان و به تبع آن به پرورش و ارتقای بهتر سواد زیبایی شناختی جامعه به ویژه دانش آموزان دست یافت .
۲۱۶.

بازتعریف آموزش ریاضیات در دانشگاه ها با رویکرد الهی و فرهنگی: الگوی نوین متناسب با نسل Z ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۴۳
مقدمه و اهداف: در جهان امروز که علم و فناوری زیربنای توسعه تلقی می شود، توجه به ابعاد انسانی و معنوی آموزش اهمیت فزاینده ای یافته است. آموزش ریاضیات، با وجود ماهیت انتزاعی و ساختار منطقی خود، نمی تواند از زمینه های فرهنگی، ارزشی و اجتماعی جامعه جدا باشد. به ویژه در ایران، با تمدن اسلامی-ایرانی و نظام آموزشی مبتنی بر اسناد بالادستی دینی، بازنگری در آموزش ریاضی با رویکردی الهی، فرهنگی و هویتی ضروری است. نسل Z، که در فضای دیجیتال و تحولات سریع اجتماعی رشد یافته، دارای ویژگی هایی همچون جست وجوی معنا، عدالت طلبی، علاقه به یادگیری تعاملی و تجربه گرایی است. شیوه های سنتی، خشک و بی روح آموزش ریاضی نمی توانند پاسخگوی نیازهای این نسل باشند و حتی ممکن است موجب گریز از یادگیری و احساس بی ربطی نسبت به علم شوند. هدف این پژوهش، طراحی و ارائه الگویی مفهومی برای آموزش ریاضی با رویکردی الهی و فرهنگی است؛ الگویی که بتواند مفاهیم انتزاعی و گاه خشک ریاضی را در بستری از معنا، ارزش و فرهنگ زنده کرده و دانش آموزان و دانشجویان را به درک عمیق تری از نظم الهی، مسئولیت اخلاقی، و کاربردهای انسانی علم برساند. این الگو می کوشد تا با تکیه بر منابع معرفتی اسلامی، تجربه های علمی روزآمد، و نیازهای روانی-هویتی نسل جدید، چارچوبی ترکیبی و کاربردی برای تحول در تدریس ریاضی ارائه دهد. در همین راستا، محورهایی چون تلفیق مفاهیم ریاضی با آموزه های دینی، بومی سازی محتوای آموزشی، استفاده از روش های تعاملی، توجه به ارزش ها در نظام ارزشیابی، و ایفای نقش مدرس به عنوان راهبر معنوی مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش بر آن است که نشان دهد ریاضی، فراتر از یک دانش ابزاری، می تواند بستری برای تعالی فکری و تربیتی باشد، مشروط بر آن که با نگاهی توحیدی و فرهنگی، طراحی و تدریس شود. روش: این پژوهش از نظر ماهیت، در زمره مطالعات نظری-کاربردی قرار می گیرد و از نظر رویکرد، توسعه ای محسوب می شود؛ چراکه هدف آن طراحی الگویی مفهومی برای تحول در آموزش ریاضی با تأکید بر آموزه های الهی و فرهنگی است. رویکرد اصلی تحقیق، کیفی بوده و از روش تحلیل محتوای کیفی برای تبیین مؤلفه ها و ابعاد مدل پیشنهادی استفاده شده است. گردآوری داده ها به صورت اسنادی، کتابخانه ای و مصاحبه با اساتید حوزه و دانشگاه انجام شده است. منابع مورد استفاده شامل متون دینی معتبر (قرآن، نهج البلاغه، احادیث منتخب)، اسناد بالادستی نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران (مانند سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، نقشه جامع علمی کشور، و بیانیه گام دوم انقلاب)، کتب تخصصی در حوزه تعلیم و تربیت اسلامی و آموزش ریاضی، و مقالات علمی پژوهشی به روز در زمینه آموزش نسلZ ، بومی سازی آموزش، و تلفیق ارزش ها با آموزش علوم بوده اند. پس از گردآوری داده ها، با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی، مفاهیم کلیدی استخراج شدند. در ادامه، مؤلفه های اصلی مدل در چهار محور بنیادین شامل اصول نظری، طراحی محتوا، روش های تدریس، و ارزشیابی آموزشی شناسایی و سازمان دهی گردیدند. برای اطمینان از اعتبار تحلیل ها، از تکنیک بازبینی منابع توسط متخصصان تعلیم و تربیت اسلامی بهره گرفته شد. نتیجه نهایی این فرایند، طراحی چارچوبی بومی و الهام گرفته از معارف اسلامی برای آموزش ریاضی است که ضمن حفظ انسجام علمی، واجد رویکردی ارزشی، فرهنگی و متناسب با ویژگی های نسل جدید باشد. نتایج: یافته های این پژوهش منجر به طراحی الگویی مفهومی برای آموزش ریاضیات شد که مبتنی بر تلفیق آموزه های الهی، اصول فرهنگی-بومی و اقتضائات آموزشی نسل جدید است. این الگو دارای چهار محور اصلی است: اصول بنیادین، طراحی محتوای آموزشی، روش های تدریس، و نظام ارزشیابی. هر محور شامل مؤلفه هایی است که به صورت هم افزا عمل کرده و چارچوبی منسجم برای تحول در آموزش ریاضی ارائه می دهند. در محور اصول بنیادین، تأکید بر مفاهیمی چون توحید و نظم الهی، اخلاق محوری، هویت فرهنگی-ملی، و پرورش تفکر انتقادی و تعمق معنوی قرار دارد. این اصول، زیربنای سایر اجزای آموزشی در این الگو هستند. در محور طراحی محتوا، بومی سازی با بهره گیری از فرهنگ اسلامی-ایرانی دنبال شده است؛ از جمله با پیوند مفاهیم ریاضی با آیات قرآن، بازخوانی نقش مسلمانان در تاریخ ریاضی، و بهره گیری از داستان ها و روایت های اخلاقی. این رویکردها، انگیزه، هویت و درک ارزشی فراگیران را تقویت می کند. در محور روش های تدریس، با توجه به نیازهای نسل Z، بر یادگیری تعاملی، استفاده از فناوری، تدریس پروژه محور، و توجه به تفاوت های فردی تأکید شده است. این روش ها موجب یادگیری عمیق تر، رشد مهارت های شناختی و درگیری فعال دانشجویان می شود. در محور ارزشیابی، رویکردی جامع و ارزش محور اتخاذ شده است که هم دانش مفهومی و مهارت های حل مسئله، و هم ابعاد اخلاقی مانند صداقت، مسئولیت پذیری و تعهد را می سنجد. در این الگو، مدرس نقش راهبر معنوی را ایفا می کند؛ کسی که با بینش دینی و فرهنگی، مفاهیم علمی را در بستری الهام بخش و تربیتی منتقل می سازد. این الگو پاسخی نوآورانه و بومی به چالش های آموزش ریاضی در مواجهه با نسل جدید است. بحث و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش ریاضی، اگر به درستی با آموزه های الهی، ارزش های اخلاقی و بافت فرهنگی ایران تلفیق شود، می تواند به بستری برای رشد همه جانبه دانشجویان -اعم از شناختی، اخلاقی، معنوی و هویتی- تبدیل گردد. در شرایطی که آموزش ریاضیات در بسیاری از نظام های آموزشی عمدتاً با رویکردی صرفاً انتزاعی و مهارت محور دنبال می شود، الگوی پیشنهادی این تحقیق تلاش دارد تا با تأکید بر مفهوم محوری ارزشی، بین تعلیم علمی و تربیت فرهنگی-دینی پیوندی نظام مند برقرار کند. در این الگو، هویت درس ریاضی بازتعریف شده و ریاضیات نه صرفاً یک ابزار محاسبه، بلکه زبانی برای فهم نظم و حکمت الهی در آفرینش معرفی می شود. این نگاه هستی شناختی، درک عمیق تری از مفاهیم ریاضی و یگانگی نظام خلقت برای دانشجویان به ارمغان می آورد. همچنین، با توجه به ویژگی های نسل Z، از جمله گرایش به تعامل، فناوری و معناجویی، الگو بر یادگیری شخصی سازی شده، هدفمند و پویا تأکید دارد و نقش معلم را از یک ناقل صرف به تسهیل گر یادگیری معنادار ارتقا می دهد. در محور ارزشیابی نیز تحول چشمگیری دیده می شود؛ به جای تأکید صرف بر دانش عددی و آزمون های سنتی، رویکردی ترکیبی و ارزشی محور اتخاذ شده که رشد اخلاقی، نگرشی و معنوی را نیز می سنجد. معلم در این چارچوب، الگو و راهبر معنوی است که باید مسلط به دانش تخصصی، روش های نوین تدریس و متخلق به ارزش ها باشد. در جمع بندی، الگوی مفهومی این پژوهش، الگویی بومی و اسلامی سازی شده برای آموزش ریاضی و تربیت انسان تراز انقلاب اسلامی است. پیاده سازی این الگو می تواند به عنوان الگویی بومی در نظام آموزش عالی کشور، به ویژه در دوره های تربیت معلم، مورد بهره برداری قرار گیرد.
۲۱۷.

بررسی شخصیت قهرمان داستان بر اساس نظریه کارن هورنای در رمان خانه ی ادریسی ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
ادبیات با قوای عاطفی و عالم درونی انسان سروکار دارد و ممکن است در برخی موارد به رفع مشکلات روحی و تقویت تعادل روانی افراد کمک کند. از این رو، تحلیل صحیح اثر ادبی می تواند به درک بهتر وجود و ماهیت نویسنده کمک کند. در این مقاله، به بررسی شخصیت قهرمان داستان بر اساس نظریه کارن هورنای در رمان خانه ی ادریسی ها پرداخته شد. هورنای، به عنوان متخصص تجدیدنظرطلب روان کاوی فرویدی، مفاهیم نظریه فروید را یا تکمیل کرده یا در آن ها تجدیدنظر کرده است. دیدگاه هورنای در مورد شخصیت، به ویژه نظریه های او درباره تیپ های شخصیتی، بازتابی از تجربیات شخصی اوست. هورنای بر این باور است که روش ها و ترفندهایی که افراد برای محافظت از خود به کار می برند، منجر به شکل گیری سه تیپ شخصیتی اصلی می شود: مهرطلب، برتری طلب، و عزلت گزین. این نظریه به ما کمک می کند تا با تحلیل دقیق تر شخصیت های داستان، به درک عمیق تری از ویژگی ها و انگیزه های آنان دست یابیم. نتایج حاکی از آن است که در رمان «خانه ی ادریسی ها»، وهاب شخصیتی عزلت طلب و مهرطلب است که به دنبال آرامش درونی و جلب محبت دیگران است. لقا مهرطلبی است که با مهربانی و دلسوزی به دنبال جلب توجه و محبت دیگران است و به راحتی از دستورات پیروی می کند. خانم ادریسی ترکیبی از مهرطلبی و برتری طلبی دارد و همواره تلاش می کند تا به دیگران کمک کند و در عین حال قدرت و مقام خود را حفظ کند. شوکت برتری طلب منتقمی است که با خشم و رفتار تحقیرآمیز، تلاش می کند تا برتری و قدرت خود را حفظ کند و دیگران را به عنوان وسیله ای برای اهداف خود می بیند.
۲۱۸.

بنیان گذاری اخلاق بر اساس امر الهی در اندیشه خواجه عبدالله انصاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۷
در این پژوهش به بررسی جایگاه امر الهی (شریعت) به عنوان بنیان برای شکل گیری اخلاق در آثار خواجه عبدالله انصاری پرداخته شده است. با توجه به اهمیت و ضرورت مسئله، اخلاق در زندگی فردی و اجتماعی افراد از جمله موضوعات کلیدی در عرفان اسلامی است و فهم صحیح آن می تواند به تقویت سلوک عرفانی کمک کند. سوال اصلی این پژوهش این است که چگونه خواجه عبدالله انصاری به ارتباط میان شریعت و اخلاق پرداخته و این ارتباط چه تأثیری بر سلوک عرفانی دارد؟ برای پاسخ به این سوال، از روش تحلیل متن و تبیین مفاهیم عرفانی در آثار خواجه استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که خواجه عبدالله انصاری به سه عنصر اصلی علم به شریعت، جود در بذل معروف و صبر برای دستیابی به حسن خلق تأکید دارد و بر این باور است که تنها با درک صحیح از شریعت و اعمال نیک می توان به حقیقت الهی نزدیک شد. همچنین، او مفاهیم معرفت حق، تطهیر فکر و حسن سلوک را به عنوان پایه های سلوک عرفانی معرفی می کند. در نهایت، این پژوهش نشان می دهد که عمل به احکام شریعت و اخلاق نیکو نه تنها در سلوک فردی مؤثر است بلکه به تحقق جامعه ای سالم و متعالی نیز منجر می شود.
۲۱۹.

تحلیل داده بنیاد مفاهیم اخلاقی سوره بقره: بازخوانی نظام اخلاقی قرآن در محدوده سوره بقره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۴۴
پژوهش پیشِ رو بر آن است تا با استفاده از روش تحلیل محتوای داده بنیاد، مضامین اخلاقی سوره بقره را استخراج و به گونه ای نظام مند، مورد تحلیل قرار دهد. در فرایند کدگذاری، مجموعه آموزه های اخلاقی سوره بقره، ابتدا در سه کلان شاخه «اخلاق بندگی»، «اخلاق فردی» و «اخلاق اجتماعی» دسته بندی شده و سپس هر کدام از آنها به بخش ها و زیرشاخه های مناسب خود، تقسیم شدند. بر پایه کدها و داده های سوره بقره، در ساحت اخلاق بندگی، دو عنصر ایمان و تقوا، مهم ترین جایگاه را دارا هستند. در ساحت اخلاق فردی نیز خودآگاهی اخلاقی، پربسامدترین کدی است که در سایه آن می توان سایر نمایه ها را تحلیل کرد. بخش اخلاق معاشرت را نیز می توان با دو ملاک «دوستی و دشمنی» و همچنین «عدالت و ظلم» تحلیل نمود. سوره بقره در بخش های اخلاق خانواده، اخلاق معاشرت، و اخلاق اقتصادی نیز برخی از مهم ترین آموزه های اخلاقی را دارا است. در این پژوهش، به اقتضای روش خاصی که در پیش گرفت، علی القاعده، هیچ آموزه و هیچ کد اخلاقی در سوره بقره، مغفول نمانده است. این نکته، ضمن آن که جنبه نوآوریِ این پژوهش را رقم می زند، ما را در رسیدن به تحلیل های مستند به متن قرآن یاری می کند. این پژوهش اگر ادامه یافته و به همه سور قرآن کریم گسترش یابد می تواند الگویی جامع و شامل از نظام اخلاق قرآنی، ارائه دهد. نگاه همه جانبه و شمول گرا و مبتنی بر نکات و جزئیات آموزه های قرآن کریم، آنگونه که هست، بدون سوگیری های خارج از منطوق قرآن، ارمغان چنین تحقیق جامعی خواهد بود.
۲۲۰.

بررسی مبنای فقهی حدود مسئولیت بدگمانی اخلاقی در مبتلایان به پارانوئید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۷
اختلالات روانی مفهومی نسبتاً جدید است، اما ادراک و رفتارهایی که این مفهوم را در بر می گیرد، به درازای عمر بشر قدمت دارد. پارانوئیا یکی از شایع ترین اختلالات روانی است که ادراک و رفتارهای ناشی از آن با ادراک و رفتارهای افراد مبتلا به رذیله اخلاقی سوء ظن همخوانی دارد. یکی از راه های درمان مبتلایان به پارانوئیا، درمان شناختی-رفتاری است. باور به ولایت تشریعی الهی و تقید به باید و نبایدهای دینی، از اساسی ترین روش های نیل به سعادت و سلامت است. از این رو، تبیین حدود فقهی ادراک و رفتارهای برخاسته از رذایل اخلاقی مانند سوء ظن، با تغییر در شناخت، می تواند افراد مبتلا را در کاهش و حذف ادراک و رفتارهای بیمارگونه یاری رساند و زمینه ساز سلامت روانی در دنیا و سعادت اخروی آنان گردد. بدین جهت، پژوهش حاضر که از نظر هدف، بنیادی است، با روش اجتهادی به بررسی ادله قرآنی و حدیثی در باب سوء ظن پرداخته و حدود فقهی ادراک و رفتار افراد سوء ظنی را مورد واکاوی قرار داده است. یافته های پژوهش بیانگر این است که سوء ظن دارای دو بعد ادراکی (شناختی) و رفتاری است. اگر سوء ظن منشأ بروز رفتارهای غیراخلاقی چون تهمت، غیبت، تجسس و ورود به حریم خصوصی افراد و... قرار گیرد، با همان عناوین حرام است. اما اگر تنها جنبه شناختی و ذهنی را شامل شود، هرچند نمی توان به طور صریح حرمت آن را اثبات کرد، اما حداقل چون زمینه ساز گناه حرام است، کراهت آن اثبات می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان