ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۹٬۴۴۱ مورد.
۱۰۱.

شناسایی و تبیین ویژگی های برنامه درسی تربیت شهروندی در دوره دوم ابتدایی با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: هدف پژوهش شناسایی و تبیین ویژگی های برنامه درسی تربیت شهروندی در دوره دوم ابتدایی با رویکرد داده بنیاد است. روش: این پژوهش دارای رویکردی کیفی و کمی) است که از نظر هدف، توسعه ای -کاربردی است. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بود. جامعه آماری پژوهش اساتید دانشگاه، کارشناسان برنامه ریزی درسی، کارشناسان آموزش وپرورش و مدیران و معلمان با سابقه دوره ابتدایی می باشد حجم نمونه 18 نفر بوده که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش به منظور تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی از نرم افزار NVIVO ویراست 11 و در بخش کمی با استفاده از نرم افزارهای Excel ویراست 2019 و Expert Choice ویراست 11 استفاده گردید. یافته ها: نتایج حاصل از کدگذاری باز داده های کیفی نشان داد کدهای استخراج شده مربوط به الگوی برنامه درسی تربیت شهروندی در دوره دوم ابتدایی شامل 85 کُد باز، 29 کدمحوری و 12 کد انتخابی می باشد که تشکیل دهنده الگوی ویژگی های برنامه درسی تربیت شهروندی در دوره دوم ابتدایی هستند. همچنین نتایج تحلیل وزن کدهای انتخابی نشان می دهد که «هدف گذاری موثر» با وزن نسبی (100/0) در رتبه اول، «تعامل موثر و سازنده» با وزن نسبی (096/0) در رتبه دوم و «تقویت مهارت های اجتماعی» با وزن نسبی (095/0) در رتبه سوم اهمیت قرار دارند. نتیجه گیری: آموزش وپرورش زمانی در رسیدن به اهداف و آرمان هایش موفق خواهد بود که بتواند شهروندانی آگاه، مسئول و خلاق بپرورد و این امر میسر نیست مگر از طریق آموزش بهینه شهروندی و نیز ارتقاء فرهنگ شهروندی. بنابراین بهتر است که این آموزش ها در برنامه های درسی مقاطع پایین تر تحصیلی به ویژه مقطع ابتدایی لحاظ شود و جزو اولویت های نظام آموزش وپرورش قرار گیرد.
۱۰۲.

نقش استفاده از شبکه های اجتماعی در هویت اجتماعی دانشجویان با واسطه گری آموزه های مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۲
هدف: پژوهش با هدف بررسی نقش شبکه های اجتماعی در هویت اجتماعی دانشجویان با واسطه گری آموزه های دینی در دانشجویان دانشگاه ملایر انجام شد. روش: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه ملایر به تعداد 6400 در سال تحصیلی 1404-1403 بود که حجم نمونه 362 نفر به روش طبقه ای- نسبتی تعیین شد. به منظور گردآوری اطلاعات تعداد 400 پرسشنامه در میان نمونه آماری توزیع و در نهایت تعداد 357 پرسشنامه تکمیل شده و قابل تحلیل وارد مرحله تحلیل گردید. داده ها با استفاده از پرسشنامه های هویت اجتماعی صفاری نیا و روشن (1390)، آموزه های دینی شوقی بنا (1392) و پیامدهای استفاده از شبکه های اجتماعی موسسه ایپسوس (2024) گردآوری شد. یافته ها: استفاده از شبکه های اجتماعی به میزان 426/0- بر هویت اجتماعی تأثیر منفی و معنادار دارد (01/0P<). آموزه های دینی به میزان 305/0 بر هویت اجتماعی تأثیر مثبت و معنادار دارد (01/0P<). همچنین اثر میانجی آموزه های دینی به میزان 141/0 در رابطه بین استفاده از شبکه های اجتماعی و هویت اجتماعی معنادار است (01/0P<). نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد آموزه های دینی به عنوان یک متغیر واسطه ای در رابطه بین استفاده از شبکه های اجتماعی و هویت اجتماعی عمل می کند. تحلیل مسیر و آزمون سوبل نشان داد که این متغیر نه تنها نقش واسطه گری معنادار دارد، بلکه به صورت یک مکانیزم تعدیل گر، اثرات شبکه های اجتماعی بر هویت اجتماعی را تحت تأثیر قرار می دهد. این یافته بر اهمیت تقویت بنیان های دینی به عنوان عاملی مؤثر در حفظ و تعالی هویت اجتماعی در عصر دیجیتال تأکید می کند.
۱۰۳.

بررسی نقش استفاده آسیب زای والدین از اینترنت در تفکر انتقادی و هویت دینی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۶
مقدمه: استفاده آسیب زا از اینترنت ممکن است موجب بروز اختلالاتی در تعاملات والد-فرزند شود و مشکلاتی را در روند تکاملی فکری نوجوانان ایجاد کند؛ در خصوص بررسی این تأثیرات، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش استفاده آسیب زای والدین از اینترنت در تفکر انتقادی و هویت دینی نوجوانان بود. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری را نوجوانان شهر اصفهان به همراه والدینشان (پدران و مادران) در سال 1402 تشکیل دادند. بر اساس فرمول کوکران، نمونه ای به حجم 260 نوجوان-والدین به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شد تا پرسشنامه تفکر انتقادی ریکتس (2003)، پرسشنامه هویت دینی خوشاوی (1390) و استفاده آسیب زا از اینترنت کالوو-فرانسیس (2016) را تکمیل نمایند. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک نرم افزار SPSS و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد استفاده آسیب زای پدران از اینترنت 4/45 و استفاده آسیب زای مادران از اینترنت 2/1 درصد از تفکر انتقادی نوجوانان را پیش بینی می کنند (05/0>P). همچنین استفاده آسیب زای پدران از اینترنت 1/47 و آسیب زای مادران از اینترنت 3/2 درصد از هویت دینی نوجوانان را پیش بینی می کنند (05/0>P). نتیجه گیری: بنابراین بر اساس نتایج استفاده آسیب زای پدران و مادران از اینترنت مانعی برای رشد تفکر انتقادی و شکل گیری هویت دینی نوجوانان است و نقش استفاده آسیب زای پدران از اینترنت در تفکر انتقادی نوجوانان پررنگ تر از مادران است. به این ترتیب شناسایی والدین درگیر با استفاده آسیب زا از اینترنت و ارائه مداخلات مبتنی بر سواد رسانه ای کمک می کند تا رشد تفکر انتقادی و شکل گیری هویت دینی نوجوانان تسهیل گردد.
۱۰۴.

تحلیل انگاره مرگ آگاهی در محتوای کتاب های ادبیات فارسی دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۰
هدف: پژوهش حاضر به منظور تحلیل محتوای کتاب های ادبیات فارسی دوره متوسطه دوم از منظر انگاره مرگ آگاهی و بررسی نحوه بازتاب این مفاهیم انجام شد. روش: این پژوهش کاربردی، با روش تحلیل محتوای قیاسی-تماتیک و بر پایه رویکرد مایرینگ انجام شد. واحد زمینه پژوهش شامل: تمام متون، اشعار، تمرین ها و کارگاه های پژوهشی کتاب های فارسی و نگارش پایه های دهم تا دوازدهم چاپ ۱۴۰۳ (در مجموع ۹۰۴ صفحه) بود. واحد تحلیل، مضامین مرتبط با مؤلفه های مرگ آگاهی را در بر می گرفت. روایی مفهومی مضامین با نظر متخصصان تربیتی تأیید شد و پایایی آن با استفاده از ضریب اسکات (80/0) سنجیده شد. یافته ها: تحلیل داده ها ۴۱۵ مصداق مرتبط با چهار مقوله مرگ آگاهی را نشان داد که در قالب های مختلف متنی و ادبی پراکنده بودند. بررسی بسامد مؤلفه ها نشان داد بعد زیست شناختی بیشترین و بعد فرهنگی کمترین نمایانگری را دارد. تحلیل آنتروپی شانون نیز اهمیت نسبی مؤلفه ها را به ترتیب عاطفی (260/0)، زیست شناختی (252/0)، فرهنگی (245/0) و متافیزیک (244/0) نشان داد. همچنین، بیشترین اهمیت مؤلفه ها به پایه دوازدهم (346/0) و کمترین آن به پایه یازدهم (314/0) اختصاص یافت. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که هرچند مفهوم مرگ آگاهی در کتاب های ادبیات فارسی بازتاب یافته است، اما از عمق و تنوع کافی برای پرورش درک چندبعدی دانش آموزان برخوردار نیست. بنابراین، پیشنهاد می شود مؤلفان و برنامه ریزان درسی با بهره گیری از قالب های ادبی و پرسش های فلسفی، محتوای مرتبط با مرگ آگاهی را بازآفرینی و غنی سازی کنند تا زمینه ارتقای آگاهی فلسفی و نگرش معناگرانه در دانش آموزان فراهم گردد.
۱۰۵.

مدارا و حکم مراتب آن، از منظر فقه الاخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۷
در گستره انواع روابط و تعاملات پیچیده زمینه های تنازع در منافع و پیامدهای زیانمند آن، ملاک ها و اصولی عادلانه نیاز است که حیات بشری به صلح و سازش رهنمون شود. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی تلاش دارد از نظرگاه فقه الاخلاق موضوع اخلاقی مدارا را در نسبت با مقتضیات قواعد فقهی بررسی نماید. «مدارا و سازگاری» که خود در نظام اخلاق اسلامی از فضائل برجسته به شمار می رود، هم به عنوان «ذات فعل» و هم به عنوان «صفت فعل» مورد توجه و تعلّق احکام تکلیفی و وضعی قرار می گیرد. عنوان مدارا و مظاهر آن در شریعت اسلامی مبتنی بر ضوابط اصولی و قواعد فقهی بسیاری از قبیل: قبح عقاب بلا بیان، قبح تکلیف مالایطاق، قاعده جُبّ، صحت، الزام و ... است که می توان آنها را مبانی مدارای شرعی برشمرد. اگر چه «مدارا» یک فضیلت و امری مستحسن است و کاربست فقهی آن در مرتبه جعل و عمل لحاظ شده است، اما اطلاق وجوب شرعی آن اقتضای اصول دیگری مانند عدالت، اصل تقدیم مصلحت اهم بر مهم، ملاحظه اهداف شریعت و قاعده وجوب حفظ نظام را دارد که موجب تقیید مدارا در مقام اجرا و عمل می شود.
۱۰۶.

چالش های حقوقی برخاسته از هوش مصنوعی و راهکارهای برون رفت از آن بر اساس اخلاق فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۳۰
پیشرفت شتابان فناوری هوش مصنوعی و نفوذ عمیق آن در لایه های مختلف زندگی اجتماعی، نظام های حقوقی جهان را با چالش های بی سابقه ای مواجه ساخته است. تصمیم گیری های خودکار، پردازش انبوه داده های شخصی و عملکرد مستقل سیستم های هوشمند، مرزهای متعارف مفاهیم حقوقی همچون مسئولیت، رضایت و جبران خسارت را به چالش کشیده است. در این میان، اصول و هنجارهای اخلاقی می توانند نقشی کلیدی در پیشگیری و مدیریت این چالش ها ایفا نمایند. مسئله اصلی پژوهش، چالش های حقوقی نوظهوری است که در اثر توسعه و کاربرد سیستم های هوش مصنوعی در حوزه های مختلف حیات اجتماعی پدیدار گشته و این پرسش را مطرح می سازد که چگونه اصول و ملاحظات اخلاقی می توانند به عنوان عامل پیشگیرانه یا تعدیل کننده، چالش های حقوقی هوش مصنوعی را کاهش دهند. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، اسناد حقوقی و رویه قضایی، سه چالش عمده حقوقی شامل نقض حریم خصوصی اطلاعاتی و حفاظت از داده ها، تعارض میان حقوق فردی و منافع جمعی، و تهدیدات امنیت سایبری در بسترهای هوشمند را مورد بررسی قرار داده است. یافته ها نشان می دهد که اتخاذ رویکردی تلفیقی متشکل از چهارچوب های تنظیم گری، سازوکارهای فنی و راهبردهای اخلاقی، می تواند کارآمدترین شیوه برای مواجهه با چالش های حقوقی یادشده باشد. نتیجه پژوهش آن است که فناوری هوش مصنوعی باید همواره هم سو با ارزش های بشری باشد و بنیان حقوق انسانی را مستحکم سازد.
۱۰۷.

بازخوانی ماهیت «وسع» در پرتو تفاوت های فردی: تحلیلی بر مبنای فرانظریه یکپارچگی اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۳
مسئله اصلی این پژوهش آن است که نظریه های اخلاق هنجاری کلاسیک، به دلیل رویکردهای تک معیار، در تبیین نظام اخلاقی متناسب با پیچیدگی های وجودی انسان با چالش روبه رو هستند. این پژوهش، با هدف پاسخ به همین نارسایی، به بازخوانی ماهیت مفهوم «وسع» به مثابه سنگ بنای تکلیف اخلاقی می پردازد. سؤال اصلی این است که ماهیت و شاخص های وسع چیست و چگونه بر تکلیف اخلاقی تأثیر می گذارد؟ این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی و با مراجعه به متون دینی، تفاوت های فردی مؤثر در وسع را شناسایی می کند. یافته ها نشان می دهد که «وسع» ظرفیتی انتزاعی نیست، بلکه برایندی انضمامی از داشته های درونی و بیرونی است که «شاکله» منحصربه فرد فاعل اخلاقی را می سازد؛ ساختاری که ضمن محفوظ داشتن نقش محوری اراده، زمینه ساز کنش های متفاوت است. درنتیجه، تکلیف اخلاقی امری متناسب با شاکله و وسع هر فاعل است که این امر، ضرورت گذار از معیارهای واحد به سوی «تکثر معیارها» را آشکار می سازد؛ اصلی که «فرانظریه یکپارچگی اخلاق» مبتنی بر آن است.
۱۰۸.

ظرفیت سنجی و چالش های اخلاقی کاربست هوش مصنوعی در فرایند تربیت اخلاقی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۸
این پژوهش به تحلیل انتقادی ماهیت دیالکتیکی هوش مصنوعی در تربیت اخلاقی می پردازد و تعارض بنیادین میان «منطق ابزاریِ فناوری» و «منطق اخلاقیِ تربیت» را صورت بندی می کند. این تحقیق کیفی با روش تحلیل مفهومی و بصورت نظام مند، ضمن ظرفیت سنجی فرصت ها و چالش های این حوزه، به این پرسش کلیدی پاسخ می دهد که چگونه می توان از این تعارض در چهارچوب ارزشی اسلامی ایرانی برون رفت. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی در عین ایجاد ظرفیت های بی بدیل برای شخصی سازی تجربه اخلاقی، با تهدیدهای ماهوی نظیر سوگیری الگوریتمی، فرسایش ارتباط انسانی و تضعیف عاملیت اخلاقی همراه است. برای برون رفت از چالش های مذکور، چهارچوبی «ظرفیت ساز و مسئولیت محور» که بر اصولی چون حاکمیت انسان بر فناوری، مسئولیت پذیری نهایی مربی و ترکیب نظارت انسانی با تحلیل الگوریتمی پیشنهاد می شود. نتیجه نهایی بر ضرورت تدوین یک سیاست نامه ملی مبتنی بر سه گانه «انسان اخلاق فناوری» تأکید می ورزد تا هوش مصنوعی به فرصتی برای تعالی اخلاقی نسل آینده بدل گردد.
۱۰۹.

بررسی و تحلیل نظریه اخلاقی سید مرتضی علم الهدی در پرتو مبانی کلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۴
سید مرتضی علم الهدی (355 436 ق) به عنوان یکی از برجسته ترین متکلمان شیعه، دارای نظریه اخلاقی مبتنی بر مبانی عقلی، حسن و قبح ذاتی، و آزادی اراده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر آثار کلامی ایشان، به بررسی ابعاد مختلف نظریه اخلاقی او می پردازد. یافته ها نشان می دهد که سید مرتضی براساس دیدگاه جسم انگارانه خود درباره انسان، نظریه ای ارائه می دهد که در آن عقل به عنوان مهم ترین منبع معرفت اخلاقی محسوب می شود. وی با تأکید بر امر بین الأمرین و آزادی اراده انسان، مسئولیت اخلاقی را مبتنی بر اختیار می داند و ارزش های اخلاقی را ذاتی و عینی تلقی می کند. در نتیجه نظریه اخلاقی سید مرتضی تأثیر عمیقی بر تکوین مکتب عقل گرایی اخلاقی در تشیع داشته و راه گشای بسیاری از مباحث اخلاقی متأخر بوده است. این نظریه با ترکیب متعادل عقل و نقل، چهارچوب نظری محکمی برای تحلیل مسائل اخلاقی فراهم می کند.
۱۱۰.

شناسایی مسائل هوش مصنوعی مولد در سازمان ها با تأکید بر ابعاد اخلاقی و پایدار(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۴۷
با رشد شتابان فناوری های هوش مصنوعی مولد و گسترش روزافزون کاربردهای آن در حوزه های گوناگون، ضرورت بررسی پیامدها و چالش های ناشی از به کارگیری این فناوری بیش از پیش آشکار شده است. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل چالش های به کارگیری هوش مصنوعی مولد در سازمان ها بود. رویکرد پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون بوده و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان گردآوری شد. یافته ها نشان داد که چالش های شناسایی شده در قالب شش مضمون اصلی شفافیت و پاسخگویی، حقوقی، امنیتی و حاکمیتی، انسانی و فرهنگی، کیفیت و اعتبار محتوا و اقتصادی و عملیاتی دسته بندی می شوند. این شش حوزه در مجموع ۲۴ خرده مضمون را شامل می شوند که طیفی از مسائل فنی، حقوقی، سازمانی و اخلاقی را پوشش می دهند. بررسی عمیق تر نشان داد که بسیاری از این چالش ها ناشی از نبود چارچوب های حکمرانی اخلاقی و شفاف، ضعف کیفیت و تنوع داده های آموزشی، ابهام در فرآیند تصمیم گیری مدل ها، و عدم آمادگی سازمان ها از نظر فرهنگ و ساختار برای پذیرش فناوری های نوین است. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان راهنمای عملی برای مدیران، سیاست گذاران و توسعه دهندگان در مسیر بهره گیری مسئولانه و پایدار از هوش مصنوعی مولد مورد استفاده قرار گیرد.
۱۱۱.

جهت دهی گفتمان توحیدی به اخلاق در علوم پزشکی: پاسخ به چالش های نوپدید با رویکرد توحیدمحور(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۸
پیشرفت های شتابان در حوزه پزشکی ، چالش های اخلاقی نوپدید و پیچیده ای را پدید آورده که پاسخ گویی به آنها مستلزم خروج از چارچوب های سکولار و توجه به مبانی عمیق تر است . این پژوهش به روش تحلیلی۔استنباطی و با هدف تبیین نقش گفتمان توحیدی در جهت دهی به اخلاق پزشکی و ارائه پاسخ ساختاریافته به چالش های نوپدید در چارچوب رویکرد توحید محور انجام شد . در این راستا ، پس از شناسایی و تحلیل چالش های اخلاقی معاصر ، نسبت آنها با مبانی اسلامی ، با محوریت اصل توحید ، بررسی شد . یافته ها نشان می دهد که گفتمان توحیدی ، با توجیه و تقویت سه فضیلت بنیادین «ایمان ، تقوا، و عبودیت» در سطوح بینش ، گرایش و رفتار ، یک گفتمان اخلاقی نظام مند را در چهار ساحت «اخلاق بندگی ، اخلاق اجتماعی ، اخلاق فردی و اخلاق زیست محیطی » پایه ریزی می کند . این نظام نه تنها مولد و توجیه گر دیگر فضایل است ، بلکه با جهت دهی به سوی غایت نهایی (قُرب الهی) ، الگویی نوین برای مواجهه فعالانه با چالش های نوپدید اخلاقی در علوم پزشکی ارائه می دهد . نتیجه اینکه گفتمان توحیدی ، فراتر از یک پشتوانه اخلاقی ، نقش یک نقشه راه جامع و جهت دهنده را برای نیل به یک زیست کرامت محور در عرصه پزشکی ایفا می کند .
۱۱۲.

تبیین اهداف تربیتی حکومت مهدوی (عج) و ابعاد روان شناختی آن (بررسی موردی دعای امام زمان (عج))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۵۵
مقدمه و اهداف: أدعیه مأثوره که از زبان پاک پیامبر (ص) و خاندان مکرمش صادر شده اند، ضمن این که آداب راز و نیاز با خداوند متعال و ابراز ارادت و بندگی به پیشگاه او را به آدمی می آموزند، به دلیل توجه به ابعاد تربیتی و روان شناختی وجودی و نیازهای انسان در برابر پروردگار جهانیان، راهی برای تربیت او در عرصه های گوناگون مادی و معنوی هستند. هدف از انجام پژوهش حاضر تبیین ابعاد تربیتی و روان شناختی دعای (اللهم ارزقنا توفیق الطاعه)، از دعاهای منسوب به امام زمان (عج) بوده است. روش: روش پژوهش حاضر تحلیل محتوای کیفی بوده است. تحلیل محتوای کیفی به فراسویی از کلمات یا محتوای عینی متون می رود و تم ها یا الگوهایی را که آشکار یا پنهان هستند، به صورت محتوای آشکار می آزماید. جامعه پژوهش کل متن دعای امام زمان (عج) (اللهم ارزقنا توفیق الطاعه) و شرح دعا در کتاب امام مهدی (عج) موجود موعود (جوادی آملی، 1388) بود که برای پاسخ به سؤال پژوهش تمامی فرازهای دعا (28 فراز) مورد مطالعه تحلیلی قرار گرفت و عبارات مرتبط با موضوع فیش برداری شد. سپس فیش ها کدگذاری و دسته بندی شدند و محتوای آنها سازماندهی شد و موارد به دست آمده تحت عنوان عرصه های اهداف تربیتی احصا شد. سپس، از طریق با هم نگری و جمع بندی مؤلفه های مذکور، 10 مؤلفه اصلی در باب ابعاد تربیتی و 9 مؤلفه در باب ابعاد روان شناختی دعا به دست آمد. نتایج: براساس تحلیل محتوای کیفی متن دعای مذکور و شرح دعا در کتاب امام مهدی (عج) موجود موعود، چهار عرصه اصلی اهداف تربیتی و سه بعد روان شناختی دعا به دست آمد. دسته بندی مفاهیم در 4 عرصه اصلی، 10 بعد تربیتی و 43 مفهوم(هدف) تربیتی ارائه گردید که به شرح زیر می باشد: عرصه ارتباط با خداوند با 2 بعد اعتقادی(6 مفهوم) و عبادی(5 مفهوم)؛ عرصه ارتباط با خویشتن با 3 بعد اخلاقی(4 مفهوم)، بعد علمی (4 مفهوم) و بعد اقتصادی(2 مفهوم)؛ عرصه ارتباط با خلق با 4 بعد اجتماعی(11 مفهوم)، بعد علمی - فرهنگی(4 مفهوم)، بعد اقتصادی (4 مفهوم) و بعد سیاسی (3 مفهوم)؛ عرصه ارتباط با خلقت با 1 بعد شناخت و بهره برداری صحیح از طبیعت (2 مفهوم). با توجه به مفاهیم ارائه شده در دعا می توان گفت: هدف اصلی متون دینی و از جمله ادعیه که از بزرگان دین بر جای مانده است، سوق دادن آدمی به سوی رفتاری است که علاوه بر انعکاس بارِ ارزشیِ آن در روح و روان انسان، براساس مصلحت های فردی و اجتماعی، تحقق خارجی یابد و علاوه بر احساس رضایت درونی و روحی، با واقعیات زندگی اجتماعی نیز منطبق باشد. بنابراین می توان اهداف تربیتی دعای مذکور را در سه عرصه خداشناسی (ارتباط با خداوند)، خودشناسی (ارتباط با خویشتن) و هستی شناسی (ارتباط با خلق و خلقت) مورد واکاوی قرار داد. ابعاد روان شناختی دعای امام زمان (عج) در سه بعد شناختی با 3 مفهوم اصلی ارتقای سطح معرفت الهی(خداشناسی)، ارتقاء سطح دانش و معرفت فردی (خودآگاهی و خودشناسی)، ارتقاء سطح دانش و معرفت اجتماعی؛ بعد عاطفی با 3 مفهوم اصلی ارتقای نگرش مثبت نسبت به خداوند، ارتقای نگرش مثبت نسبت به خود، ارتقای نگرش مثبت نسبت به اجتماع و بعد رفتاری با 3 مفهوم اصلی عمل به ارزش ها و اصول دینی، توسعه رفتار اخلاقی و توسعه مهارت های اجتماعی شناسایی و استخراج شد. بدین ترتیب، تربیت مبتنی بر اسلام، مثلثی است که اضلاع آن رفتار، فرایندهای ذهنی (معرفت و شناخت) و تمایلات و انگیزه هاست. بنابراین ﺑﯿﻦ رﺷﺪ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و رﺷﺪ ﻋﺎﻃﻔﯽ و ﻋﻤﻠﮑﺮد نوعی هماهنگی وﺟﻮد دارد و ﺗﺤول ﻫﺮ ﯾﮏ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺗﺤﻮل دﯾﮕﺮی را ﺑﻪدﻧﺒﺎل داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. به عبارت دیگر در برنامه تربیتی حضرت مهدی (عج) به تمام ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری توجه شده است. بحث و نتیجه گیری: در پاسخ به سوال اول تحقیق که به دنبال تحلیل ابعاد تربیتی دعای امام زمان (عج) بود، چهار مفهوم اصلی ارتباط با خداوند، ارتباط با خویشتن، ارتباط با خلق و ارتباط با خلقت به عنوان عرصه های اهداف تربیتی دعا شناسایی شد. هر یک از این مفاهیم بیانگر برنامه های حکومت مهدوی (عج) و وظایف مؤمنان راستین در عصر انتظار و ظهور است و مراتب کمالی و نهایی فضائل یادشده با تدبیر آن حضرت و در حکومت الهی ایشان به بار خواهد نشست. بدین جهت مسئولان نظام تربیتی باید آنها را مورد توجه قرار دهند. البته قابل ذکر است که گرد آمدن همه این اوصاف در یک فرد دشوار و یا ناممکن است؛ بنابراین ایشان وظایف هر مؤمنی را به فراخور حال خود و موقعیتی که دارد در خلال دعا مشخص فرموده تا برای عمل به آن بکوشد و جان خویش را به زینت آن فضایل بیاراید و خود را با جریان تحقق و تشکیل جامعه آرمانی آخرالزمانی هماهنگ سازد. اهداف تربیتی در ادعیه امامان معصوم (ع) و از جمله حضرت حجت (عج) با رویکرد تأکید بر عمل گرایی مؤمنان، بیانگر این است در اکتساب فضایل، و دستیابی به مقام قرب الهی در سایه برقراری یک جامعه دینی، ایستایی و رکود روا نیست و مؤمنان باید همواره در حرکت بوده و بکوشند تا مراتب بالاتری از این فضایل را به دست آورند. در پاسخ به سؤال دوم که در ارتباط با ابعاد روان شناختی دعای امام زمان (عج) بود، در قالب سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری و 9 مفهوم اصلی ارتقای سطح معرفت الهی (خداشناسی)، ارتقاء سطح دانش و معرفت فردی (خودآگاهی و خودشناسی)، ارتقاء سطح دانش و معرفت اجتماعی، ارتقای نگرش مثبت نسبت به خداوند، ارتقای نگرش مثبت نسبت به خود، ارتقای نگرش مثبت نسبت به اجتماع، عمل به ارزش ها و اصول دینی، توسعه رفتار اخلاقی و توسعه مهارت های اجتماعی، به تحلیل و شناسایی مفاهیم تربیتی دعا پرداخته شد. نتایج نشان داد که حضرت (عج) در دعای مذکور به هر سه بعد از ابعاد وجودی انسان توجه نمودند بنابراین در طراحی و تدوین اهداف تربیتی در نظام تربیتی باید به سه بعد توجه شود و در راستای شکوفایی هر سه حیطه در متربیان تلاش به عمل آید. نکته دیگر که باید در این زمینه در نظر گرفت این است که سه حیطه شناختی، عاطفی و رفتاری با همدیگر در ارتباط و تعامل هستند و نمی توان به طور کامل آنها را از هم جدا کرد. زیرا وقتی در فرد شناختی نسبت به یک موضوع پیدا می شود، ممکن است به موازات آن گرایش مثبت یا منفی در وی نسبت به آن ایجاد شود، همچنین اگر به مطلبی گرایش پیدا کند، ممکن است این گرایش، علاقه برای شناخت و به دنبال آن رفتار ایجاد کند و یا هر رفتاری که از شخص سرمی زند موجب شناخت و گرایش عاطفی جدیدی در فرد شود.
۱۱۳.

نقش انفاق در تقویت خشوع مومنان براساس آیات سوره حدید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۹۹
خشوع، نمود درونی و باطنی فروتنی و تواضع است و حالتی خاص برای بندگان در درک عظمت و کبریای پروردگار به شمار می رود. این صفت اخلاقی تنها در عمل و با افعال به ملکه ظهور می رسد. از سویی دیگر انفاق، گذشتن از امری تا حد اتمام، گستره وسیعی دارد که از انفاق مال تا انفاق معنوی را فرا گرفته و سر حد آن انفاق جان (جهاد) است. در قرآن کریم اصل عمل انفاق مانند سایر امور عبادی تنها برای تحقق اطاعت امر خدا و رسول است، و این امر بدون خشوع و نیت خالص محقق نمی شود. پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سوال است که  بر اساس آموزه های سوره حدید، انفاق چگونه موجب تقوت صفت خشوع در مؤمنان می شود. بررسی توصیفی تحلیلی این مسئله حاکی از آن است که انفاق اطاعت امر خداوند بعد از درک عظمت الهی او بوده و در واقع انفاق نمود بیرونی خشوع است و تحقق خشوع را می توان در دو مرحله، نخست زمینه های پیدایش و ایجاد خشوع، سپس عوامل تقویت آن تبیین کرد. در مرحله اول (آیات1-15) با ایجاد شناخت نسبت پروردگار و صفاتش و با به تصویر کشیدن حقیقت ایمان مؤمنان در آخرت، ایشان را بر انفاق، ترغیب و تشویق می کند. در مرحله بعد ضمن نمایاندن چهره واقعی دنیا و متعلقات آن، بر فانی بودن اعمال و علائق دنیا و به دوری از حب به آن تاکید کرده است. پس در نتیجه، این حالت اخلاقی در اثر تقویت خشوع و درک عظمت الهی در مؤمنان ایجاد می شود و بذل انفاق در گستره های مختلفی چون جان، مال، امور مادی و معنوی، با قید اخلاص فی سبیل الله محقق می شود.
۱۱۴.

تحلیل مسئل بی طرفی در کمک، بر پایه اخلاق سودگرایانه و سنجش آن در ترازوی آیات و روایات اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۱
«سودگرایی» به عنوان یکی از نظریه های مهم اخلاقی، بر بیشینه سازی سود جمعی تأکید دارد. در سودگرایی رادیکال، بی طرفی کامل به عنوان یک الزام اخلاقی معرفی می شود و فرد موظف است بدون توجه به روابط شخصی، به یاری نیازمندان بشتابد. با این حال، این نگاه در همه ابعاد با آموزه های اخلاقی قرآن سازگار نیست؛ زیرا در سنّت اسلامی، مسئولیت هایی چون حمایت از خانواده، همسایگان و جامعه دینی اهمیت ویژه دارد. در مقابل، سودگرایی معتدل با تأکید کمتر بر بی طرفی مطلق، رویکردی منعطف تر و نزدیک تر به اخلاق قرآنی دارد. این دو رویکرد تفاوت هایی مهم در نحوه کمک رسانی دارند: سودگرایی رادیکال، فرد را به کمک به نیازمندترین افراد - فارغ از هر گونه وابستگی عاطفی یا دینی - فرامی خواند؛ در حالی که سودگرایی معتدل، ترجیح نزدیکان و هم کیشان را در چارچوبی اخلاقی و عقلانی مجاز می شمارد. این مقاله قصد دارد بی طرفی معتدل را در پرتو آیات و روایات ارزیابی کرده و نشان دهد که رویکرد اسلامی - چه در چالش تعیین حدود کمک رسانی و چه در اصل کاربردی بودن آموزه های اخلاقی در زندگی روزمرّه - نسبت به بی طرفی رادیکال ارجحیت دارد.  
۱۱۵.

مقایسه علم حضوری از منظر علامه طباطبایی و شهود از دیدگاه نل نادینگز و دلالت های تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۲۲
«نگاه به درون» آغازی دوباره بر فرآیند تعلیم و تربیت است. علم حضوری از دیدگاه علامه طباطبایی و شهود از دیدگاه نل نادینگز هر دو در حد وسط نگاه به درون بیشترین قرابت مفهومی را دارند. علم حضوری، گونه ای از رؤیت و مشاهده بدون استفاده از ابزارهای حسی است. در این نوع از علم، شیء بدون واسطه نزد ما حاضر است. علامه معتقد است انسان موجودی خالی و تهی نیست، بلکه پُر از ظرفیت های نهفته است که هستی تجلی گاه آن است. از این رو، علامه اصالت را به علم حضوری می دهد و دانش را از طریق علم حضوری محقق می داند. شهود نیز راهی برای شناخت است که در آن نفس ما با ابژه تماس مستقیم برقرار می کند. شهود، مانند دیدن بدون واسطه، واقعیت را مقابل ما به تصویر می کشد. اگر نگاه هستی شناسانه علامه به علم حضوری و نگاه ابزاری نادینگز به شهود در فرآیند تعلیم و تربیت به کار بسته شود، نقطه شروع آموختن، خود فراگیر خواهد بود. در این نوشتار، دیدگاه های دو اندیشمند در حوزه تعلیم و تربیت، با روش تطبیقی-تحلیلی، استخراج و توصیف شد. سپس با بررسی تطبیقی این دیدگاه ها، الگوی منسجم با تأکید بر «نگاه به درون» ساخته شد. هر دو اندیشمند درصدد بودند که انسان را متوجه درون کنند و فرآیند تربیت و آموزش را از درون آغاز کنند. این در حالی است که امروزه تعلیم و تربیت صرفاً در تحمیل انبوهی از داده ها خلاصه شده است. ابزار شناخت بودن، تسهیل گری مربی، کاشفیت و نفس محور بودن ازجمله دلالت های تربیتی علم حضوری و شهود است. این دلالت ها نظام تعلیم و تربیت را از حالت وضع، جعل و تحمیلی بودن خارج می کند و کاربست آن فرآیند علم آموزی و تربیت را برای فراگیر تسهیل می کند.
۱۱۶.

شبکه معنایی مفاهیم اخلاقیِ اغماض، عفو و صفح در قرآن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۴۸
این مقاله به بررسی شبکه معنایی سه واژه اخلاقی قرآنی «اغماض»، «عفو» و «صفح» می پردازد و تلاش می کند تا تفاوت های ظریف معنایی و کاربردی این واژگان را در بافت فرهنگی و زبانی قرآن کشف کند. با توجه به قرابت معنایی این واژگان و وجود تفاوت های ظریف در کاربرد آنها در متون قرآنی، نویسنده با استفاده از روش معناشناسی واژگانی و الگوی ایزوتسو از مکتب بن، ساختار معنایی این سه واژه را در قالب روابط ترادفی، تقابلی و منشأ و پیامدها تحلیل می کند. نتایج نشان می دهد که هر سه واژه مربوط به فضیله گذشت هستند، اما در جنبه هایی مانند شرایط وقوع، منشأ و پیامدها با یکدیگر متفاوتند. «عفو» به معنای گذشت از مجازات در برابر خطاهای بزرگ و پس از عذرخواهی است و منشأ آن شامل صفاتی چون احسان، حلم و غفران است. «صفح» گذشتی کامل تر است که شامل ترک سرزنش و جلوگیری از احساس شرمندگی خطاکار نیز می شود و اغلب بدون نیاز به اعتراف مستقیم به خطا رخ می دهد. «اغماض» نیز به معنای چشم پوشی از خطا یا سهل انگاری است که ممکن است ناشی از خوف، محبت یا کرامت باشد و بدون وجود توبه یا عذرخواهی صورت گیرد. این مقاله همچنین تأکید می کند که درک دقیق این واژگان تنها از طریق تحلیل شبکه معنایی و در نظر گرفتن بافت فرهنگی و زبانی قرآن امکان پذیر است.
۱۱۷.

ارزش های انسانی در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۴۴
انسان برترین مخلوق خداوند، و خلاصه محور آفرینش است. قرآن کریم ارزش و قدر انسان را حاصل تلاش و سعی خود وی می داند «وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَی». از منظر نهج البلاغه، انسان موجودی اجتماعی و دارای قابلیت های فراوان برای تعالی و صعود به بالاترین مقامات بشری است. ایمان و اعتقاد از منظر مولای متقیان مهمترین رکن وجودی انسان است، حضرت ارزش و منزلت هر انسانی را به اندازه همت و تلاش وی می داند. نفس وی را چون گوهری می داند که جوهره اش شخصیت اوست. از نگاه مولا علی (ع) انسان موجودی اجتماعی و دارای قابلیت های فراوان برای تعالی و صعود به بالاترین مقامات بشری است.
۱۱۸.

بررسی و نقد جبرگرایی سوسیالیستی و لیبرالیستی و بازخوانی نظریه اعتباریات علامه طباطبایی به منظور تبیین اصل اختیار و دست یابی به اصول و مولفه های تربیت سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۷۴
هدف اصلی این پژوهش بازخوانی نظریه ی اعتباریات علامه طباطبایی، به منظور نفی جبر طبیعت و تکوین مد نظر نظام های سلطه و تبیین اراده و اختیار انسان است که در ضمن آن اصول ومولفه های تربیت سیاسی بر مبنای نظریه اعتباریات اخذ می گردد. بدین منظور ابتدا نفوذ جبرگرایی سوسیالیستی و لیبرالیستی به روش توصیفی و تحلیل مفهومی بررسی و با رویکرد انتقادی نقد گردید. در ادامه نظریه اعتباریات علامه جهت تبیین اختیار توصیف وتحلیل شد. سپس با روش استنتاجی پیش رونده هدف غایی و مبانی انسان شناسی علامه از نظریه اعتباریات مشخص شد. در نهایت اصول و مولفه های تربیت سیاسی از آنها استنتاج گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که نظام های سیاسی سوسیالیستی و لیبرالیستی با مبانی اومانیستی، بر جبر طبیعت و تکوین تاکید و جبر سیستمی را به بشر تحمیل نموده اند. در مقابل نظریه اعتباریات تحلیلی از نفس آدمی و نحوه کنشگری آن به دست می دهد که توهم جبر تکوینی را توجیه می کند زیرا شخصی که مورد جبر واقع شده از فکر(نکردن) افتاده و تنها در برابر خود یک فکر می بیند و آن فکر( کردن) که آن را اختیار کرده در غیر این صورت فعل محقق نمی شد و حرکتی ایجاد نمی شد. در دیدگاه علامه غایت والای سیاسی توحیدمحوری است. اصل اختیار به عنوان مفهوم میانی در یک ارتباط پیچیده با مبانی، اصول و مولفه ها مرتبط است و مانند روح بر پیکره آن دمیده شده است.
۱۱۹.

مفهوم شناسی ثبات قدم فردی و جمعی از منظر تربیت قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۳۴
هدف این پژوهش، مفهوم شناسی ثبات قدم فردی و جمعی از منظر تربیت قرآنی است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و تحلیل داده ها به کمک روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری پژوهش 389 آیه قرآن کریم با واژگان مرتبط با ثبات قدم بود. با روش نمونه گیری هدفمند، 34 آیه نمونه پژوهش را تشکیل دادند. در این پژوهش شش مضمون کلیدی به عنوان مولفه های ثبات قدم در تربیت وحیانی استخراج شد: ایمان و امید به عوامل غیبی، شجاعت و خطرپذیری، تمرکز برداشته ها، قوت اراده، بزرگی و اهمیت هدف، فضای انگیزشی و وحدت بخش. بر این اساس تعریف ثبات قدم عبارت است از «تداوم حرکت به سمت هدف بلندمدت به گونه ای که فرد در مسیر رسیدن به آن مهم ، دارای نشاط روحی توامان با پذیرش رنج ها است و در موقعیت تحریک کننده به ترک عمل، پایدار مانده و با شوق، اراده قوی و باور به نصرت الهی تمامیت تلاش خود را بکار می گیرد». ثبات قدم درتربیت قرآنی دارای دو بعد فردی و جمعی است که در مفهوم جمعی، تربیت به گونه ای در افراد رقم می خورد که با سه شاخصه اشتیاق فراگیر، الگوگیری از اهل استقامت، هم افزایی بردبارانه و محبت محور، ضعف ها به کمک توان جمعی جبران گردیده و حرکت تا تحقق هدف مداومت خواهد داشت.
۱۲۰.

تبیین نیازهای اخلاقی معنوی نوجوانان مبتلا به بیماری های سخت درمان: تحلیل کاربردی مبتنی بر چهار اصل اخلاق پزشکی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۰
نوجوانان مبتلا به بیماری های سخت درمان با چالش های اخلاقی و معنوی درهم تنیده ای روبه رو هستند که می تواند کیفیت زندگی، کرامت انسانی و مشارکت آنان در تصمیم گیری های درمانی را تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین این نیازهای اخلاقی–معنوی در چارچوب اصول چهارگانه اخلاق پزشکی و اصل مکمل کرامت انسانی بود. روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی ترکیبی (نظریه داده بنیاد و تحلیل مضمون) انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۳ نوجوان (۹ تا ۱۹ سال)، والدین و مراقبان معنوی گردآوری و با کدگذاری و الگوی شش مرحله ای براون و کلارک تحلیل شدند. یافته ها: نیازهای اخلاقی–معنوی نوجوانان در پنج محور اختیار، سودرسانی، نازیان مندی (عدم آسیب)، عدالت دوسویه و کرامت انسانی قابل تبیین است. نوجوانان عدالت را هم در بُعد اخلاقی (توزیع عادلانه امکانات، رفع تبعیض) و هم در بُعد معنوی (پرسش از عدل الهی) تجربه کردند و کرامت انسانی را به صورت ملموس در روابط با خانواده، دوستان و تیم درمان مطالبه نمودند. والدین و مراقبان نیز بر ضرورت حمایت اخلاقی–معنوی برای کاهش رنج، تقویت امید و کاهش تعارضات اخلاقی تأکید کردند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، تلفیق اصول اخلاق پزشکی با بُعد معنوی می تواند چارچوبی بومی و کاربردی برای ارتقای کیفیت مراقبت از نوجوانان مبتلا به بیماری های سخت درمان فراهم آورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان