ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۹٬۴۴۱ مورد.
۲۴۱.

طراحی الگوی مدیریت تربیت و آموزش نهضت ها و جنبش های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
زمینه و هدف: هدف نهایی از دورهها و آموزشهای رهبران و اعضای نهضتها و جنبشهای اسلامی، تربیت و آموزش عناصر نهضتی کارآمد و اثربخش می باشد که بایستی بازخورد آن در محیط مأموریتی و میدانی قابل مشاهده و پیگیری باشد. این پژوهش با هدف دستیابی به الگوی مدیریت آموزشهای نهضتها و جنبشهای اسلامی طراحی شد. روششناسی: پژوهش حاضر از نوع توسعهای و از لحاظ روش پیمایشی است. نمونه آماری شامل 18 نفر از خبرگان دانشگاهی و صاحبنظران حوزه مطالعات منطقهای بودند که به روش نمونهگیری غیراحتمالی هدفمند انتخاب شده و از نظریه دادهبنیاد برای طراحی الگو استفاده شده است. ابتدا بر اساس رویکرد نظریه داده بنیاد در مرحله اول مجموعه متون دردسترس کدگذاری شد و در مرحله بعد، از طریق کدگذاری محوری پس از احصاء طبقات اصلی و فرعی، الگوی مدیریت آموزشهای نهضتها و جنبشهای اسلامی مبتنی بر آموزههای اسلام، فرمایشات امامین انقلاب اسلامی و تجربیات عملی در ادوار مختلف ارایه شده است. پس از مراجعه به صاحبنظران و خبرگان متخصص در رشتههای مدیریت، جامعه شناسی، قومنگاری و علوم سیاسی، ضمن اصلاح و تعدیل الگوی گفته شده، الگوی مدیریت آموزشهای نهضتهای اسلامی طراحی شد. یافتهها: از مهمترین نتایج تحقیق این است که در ارائه الگوی برای مدیریت تربیت و آموزش نهضتهای اسلامی، توجه به سه مولفه اساسی نیازسنجی دقیق، شرایط محیطی و فرهنگ سازمانی نهضتها ضروری میباشد. همچنین در این پژوهش شش بعد، 16مؤلفه و 55 شاخص برای مدیریت تربیت و آموزشهای نهضتهای اسلامی ارائه داده شده است.
۲۴۲.

الگوی جاری تربیت دینی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان: رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۵۰
هدف اصلی این پژوهش، صورت بندی الگوی نظری حاکم بر برنامه درسیِ در حال اجرای تربیت دینی دانشگاه فرهنگیان بود. این پژوهش از نوع پژوهش کیفی و با روش نظریه داده بنیاد براساس رویکرد سیستماتیک اشتراوس و کوربین انجام شد. جامعه آماری مورد مطالعه این پژوهش شامل کلیه کارگزاران اصلی دخیل در برنامه درسی تربیت دینی دانشگاه فرهنگیان شامل دانشجومعلمان، اساتید و مدیران گروه های آموزشی دانشگاه فرهنگیان استان خراسان رضوی بودند. نمونه پژوهش حاضر شامل 18 نفر از دانشجو معلمان، 14 نفر از اساتید دانشگاه فرهنگیان و 3 نفر از مدیران گروه های آموزشی بودند که به شیوه هدفمند موارد مطلوب انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و در طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا و رائو و پری استفاده شد. نتایج پژوهش در قالب مدل پارادیمی شامل عدم تجانس و هماهنگی در ابعاد برنامه درسی تربیت دینی دانشگاه فرهنگیان به عنوان مقوله ی محوری و شرایط علی (ضعف بصیرتی دانشجویان، ضعف های آموزشی اساتید، چالش های محیطی دانشگاه)، عوامل زمینه ای (ساختار قانونی و تصمیمات دانشگاه، گروه همسالان، خانواده و جامعه)، شرایط مداخله ای تسهیل گر(حمایت و بسترسازی دانشگاه در زمینه تربیت دینی، توجه به تربیت دینی در برنامه درسی مصوب و استفاده از رویکردهای سازنده گرا در دانشگاه)، شرایط مداخله گر محدودکننده(فرهنگ آموزش محور، نگاه قضاوت گونه به دین و ضعف تخصص اساتید در تربیت دینی)، راهبردهای پیشنهادی (رویکردهای آموزش دینی، طراحی برنامه استراتژیک در زمینه نهادینه سازی تربیت دینی، استفاده از سازوکارهای تشویقی، اعتدال ورزی در تربیت دینی) و پیامدهای جاری (دین دانی به جای دین داری در دانشجو معلمان) سازمان یافت.
۲۴۳.

طراحی و اعتباریابی الگوی توسعه رهبری اخلاقی در مدارس دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۱۹۸
مقدمه و اهداف: یکی از دغدغه های اصلی سازمان ها و پژوهشگران در چهار دهه گذشته، سبک های رهبری بوده است. به خوبی اثبات شده است که سبک های مختلف رهبری با سلامت روانی پیروان مرتبط هستند. رهبری یکی از مفاهیم اصلی در رویکردهای پست مدرن و معاصر به شمار می رود. شفقّت، مراقبت و عدالت اصول اخلاقی اساسی در رهبری و مدیریت هستند. یکی از عواملی که بر اثربخشی معلّمان تأثیر می گذارد، پایبندی آنها به اخلاق است. به نظر می رسد تعهّد اخلاقی یکی از نگرانی های بنیادین هر نظام آموزشی در جوامع مختلف است. اخلاق در قلب رهبری جای دارد. به عنوان تنظیم کننده روابط انسانی، اخلاق همواره از اهمیت قابل توجّهی برخوردار بوده است. در مباحث مدیریتی، این مکانیزم درونی، بدون نیاز به اجرای اجباری خارجی، می تواند عملکرد اخلاقی کارکنان را تضمین کند و یک سازمان اخلاقی ایجاد کند. رهبری اخلاقی به طور مستقیم با عملکرد خلاقانه مرتبط است. رهبری اخلاقی در قرن بیست ویکم توجه زیادی را به خود جلب کرده است. بررسی پژوهش ها نشان می دهد که گستره و تنوع مطالعات در این حوزه ناشی از اهمیت روزافزون رهبری اخلاقی به عنوان یک نگرانی جدی برای سازمان ها و نیز دیدگاه های منحصربه فرد هر پژوهشگر در این زمینه است. بنابراین، با توجه به نکات فوق، پژوهش حاضر قصد دارد مدلی برای توسعه رهبری اخلاقی در مدارس ابتدایی شهر اردبیل طراحی و اعتبارسنجی کند.روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی بوده و از نظر ماهیت داده ها از روش ترکیبی (کیفی و کمی) بهره گرفته است. روش تحقیق، طرح اکتشافی بود. در مرحله کیفی، از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و روش نظریه پردازی داده بنیاد استفاده شد، در حالی که در مرحله کمی، مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) به کار گرفته شد. جامعه پژوهش در بخش کیفی شامل اساتید دانشگاه و کارشناسان حوزه علوم تربیتی استان اردبیل بود. برای نمونه گیری در مرحله کیفی از روش نمونه گیری هدفمند، که یک روش نمونه گیری غیر احتمالی است، استفاده شد. کفایت نمونه براساس اشباع داده ها و تکرارپذیری تعیین شد و تعداد نمونه شامل ۱۵ استاد دانشگاه در حوزه علوم تربیتی از اردبیل بود. جمع آوری داده ها در این مرحله از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد. در مرحله کمی، جامعه آماری شامل تمامی معلمان مقطع ابتدایی شهر اردبیل بود. تعداد کل معلمان ابتدایی اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ تقریباً ۲۶۰۰ نفر بود. براساس حجم جامعه آماری و فرمول کوکران، ۳۳۵ معلم به عنوان نمونه در مرحله کمی انتخاب شدند که از روش نمونه گیری غیرتصادفی و در دسترس استفاده شد. برای تحلیل داده ها، در مرحله اوّل کدهای ساختاری از طریق سه روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی جمع آوری شدند. در مرحله دوّم، تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از داده های مرحله اول انجام شد. با توجه به توزیع غیر نرمال داده ها، از روش حداقل مربعات جزئی (PLS) و تکنیک بوت استرپینگ در نرم افزار Smart PLS برای به دست آوردن شاخص های برازش مدل استفاده شد.نتایج: پس از تحلیل کیفی که به شناسایی کدهای اولیه منجر شد، این کدها براساس شباهت ها و ارتباط داده ها در قالب چندین مضمون دسته بندی شدند. در نهایت، مضامین در دسته بندی های مشخصی سازماندهی شدند. پس از فرآیند مستمر کدگذاری باز، محوری و انتخابی، داده های جمع آوری شده براساس رویکردی نظام مند به ۱۳۰ کد باز، ۹۹ مفهوم، ۱۰ مضمون و ۶ دسته بندی سازماندهی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که مدل توسعه رهبری اخلاقی در مدارس ابتدایی شهر اردبیل در قالب مضامینی ازجمله ویژگی های شخصی و شخصیتی، تقویت ارتباطات و تعاملات، توسعه مهارت های فردی و حرفه ای، مدیریت بحران، تقویت انگیزه، حفظ و پاسداری از ارزش های اخلاقی، شفافیت، اثربخشی سازمانی، رشد حرفه ای و افزایش اعتماد و انسجام دسته بندی شده است. مدل مورد نظر اعتبارسنجی شد و برازش مناسبی داشت (p<0.05).بحث و نتیجه گیری: شرایط علّی در این پژوهش شامل ویژگی های شخصی و شخصیتی بودند. نتایج نشان می دهد که ویژگی های فردی و شخصیتی تأثیر قابل توجّهی بر توسعه رهبری اخلاقی در مدارس ابتدایی دارند. این ویژگی ها می توانند به طور مثبت یا منفی بر اخلاق و رفتار رهبران در مدارس تأثیر بگذارند. همچنین یافته ها نشان می دهد که راهبردها نیز نقش مهمی در توسعه رهبری اخلاقی ایفا می کنند. در این پژوهش، راهبردها شامل تقویت ارتباطات و تعاملات، توسعه مهارت های فردی و حرفه ای، و مدیریت بحران بودند. تحقیق نشان می دهد که بهبود ارتباطات و تعاملات، توسعه مهارت های فردی و حرفه ای، و مدیریت بحران برای پرورش رهبری اخلاقی در مدارس ابتدایی ضروری است. این راهبردها به تقویت روابط بین اعضای جامعه مدرسه، بهبود مهارت های رهبری اخلاقی، و ارتقای کیفیت تصمیم گیری های اخلاقی در محیط آموزشی کمک می کنند. علاوه بر این، نتایج نشان می دهد که شرایط مداخله گر نیز تأثیر قابل توجّهی بر توسعه رهبری اخلاقی دارند. در این پژوهش، تقویت انگیزه به عنوان یک عامل مداخله گر شناسایی شد. یافته ها نشان می دهد که مداخلاتی مانند ایجاد محیط انگیزشی، تقویت تفکر مثبت، ترغیب به شور و اشتیاق، افزایش انگیزه رهبران، و ارتقای پویایی در میان افراد می توانند به توسعه رهبری اخلاقی کمک کنند. تقویت انگیزه به عنوان یک عامل مداخله گر نقش مهمی در پرورش رهبری اخلاقی ایفا می کند. این مطالعه همچنین نشان می دهد که توجه به ارزش های اخلاقی و حفظ آنها، به همراه شفافیت، به عنوان شرایط زمینه ای، تأثیر مثبتی بر توسعه رهبری اخلاقی دارند. پژوهش بیان می کند که این شرایط زمینه ای به پرورش رهبرانی متعهّد به اصول و ارزش های اخلاقی کمک می کنند و محیطی شفاف و اخلاق مدار در مدرسه ایجاد می نمایند. ارزش های اخلاقی نظیر خودسازی، صداقت، امانت داری، و دوراندیشی، هنگامی که به طور دقیق رعایت شوند، می توانند به شکل گیری ذهنیتی اخلاقی کمک کنند و پایداری اصول اخلاقی را در تصمیم گیری ها و اقدامات رهبری تضمین کنند. پژوهش نشان می دهد که پرورش رهبری اخلاقی در مدارس ابتدایی می تواند به ایجاد سازمان هایی سالم و پایدار کمک کند و نتایج مثبت متعدّدی برای این محیط ها به همراه داشته باشد. توسعه رهبری اخلاقی در میان معلّمان و کارکنان مدارس ابتدایی می تواند به افزایش اعتماد و همبستگی منجر شود. درنهایت، محور اصلی این پژوهش حول محور رهبری اخلاقی می چرخد که بدون وجود عوامل و شرایط مناسب ممکن است به نتایج منفی منجر شود. رهبری اخلاقی مهمترین عنصر در مدارس ابتدایی است که می تواند عدالت و ارزش را به فرهنگ و محیط آموزشی مدرسه اضافه کند.
۲۴۴.

ارائه الگوی پرورش تفکر کودک بر مبنای معرفت شناسی اسلامی در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۲۲۰
این پژوهش با هدف ارائه الگوی پرورش تفکر کودک بر مبنای معرفت شناسی اسلامی در برنامه آموزش فلسفه برای کودکان انجام پذیرفت. روش پژوهش کیفی و بر حسب تحلیل محتوا بود. ابزار گردآوری داده، مرور سیستماتیک ادبیات و مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. به منظور تعیین روایی پرسش نامه از روایی محتوایی و سازه، و برای محاسبه پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد، که نتایج بیانگر روا و پایا بودن ابزار بود. روش تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل مضمون شامل مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر با نرم افزار مکس کیودا بود. یافته ها نشان دادند که پرورش تفکر کودک در آموزش فلسفه برای کودکان بر مبنای معرفت شناسی اسلامی شامل 159 شاخص، 32 مؤلفه و 7 بعدِ «اخلاقی شدن کودک و فهم مباحث ارزشی»، «ایجاد تفکر عقلی، استدلالی و منطقی»، «دیدگاه شهودی و فلسفی»، «ارتقای درک سیاسی و اقتصادی»، «ارتقای درک معرفت شناسی و هستی شناسی»، «تأدیب و تربیت کودک» و «درک خداشناسی» بود؛ همچنین شامل ایجاد فضای آزاد برای بحث و انتقاد، تشویق به پرسش و تفکر عمیق، ارائه مسائل فلسفه اسلامی به زبان ساده، ترغیب به تفکر انتقادی و درک چندگانه، و توجه به توسعه قدرت تفکر انتزاعی بود.
۲۴۵.

رویکرد عدم تعهد دکترمصدق به کشورهای خارجی و حمایت از تولید داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۲
هدف ازاین تحقیق رویکرد سیاست عدم تعهد وبیطرفی مصدق در زمان ملی شدن صنعت نفت وپیامدهای ان می باشد.روش تحقیق در این پژوهش توصیفی -تحلیلی وبرپایه مطالعات کتابخانه ای استوار است. مصدق برمنافع انگلیسی ها آسیب ها ی جدی وارد کرده وآن ها درصدد ازمیان برداشتن وی بودند. وی برمخالفت سرسختانه با قدرت های استعماری و تلاش در قطع هر نوع نفوذ خارجی بر همکاری همه جانبه با ملت های استعمار زده خاورمیانه، شمال آفریقا و جنوب آسیا، بویژه با مسلمانان جداً تاکید می ورزید و تا شرکت نفت انگلیس و ایران و قدرت بلا منازع انگلستان در ایران فعال هستند، نمی توان از استقلال سخن راند. دولت مصدق برای آزادی و استقلال کشور تلاش می کند واگر احساس کند که نمی تواند به این هدف برسد می بایست کنار رود. اگر مصدق پس از سالها مبارزه با دولت انگلستان بر سر مهمترین مسأله سیاسی و اقتصادی کشور با آن ها مصالحه می کرد ضرورتی به نهضت ملی نبود.یافته ها ی این پژوهش نشان می دهد که سیاست عدم تعهد در تلاش برای بهره گیری از رقابت کشورهای بزرگ در جهت تأمین حداکثر منافع ایران بود . پس از آنکه توانست در مرحله همراهی تا انسجام موفق به خلع ید از قدرت استعماری انگلستان گردد، به اقداماتی در جهت ایجاد تعادل میان دو ابر قدرت نوظهور ایالات متحد آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی دست زد .از نظر مصدق برای دست یابی به تعادل در درجه اول باید جلوی رقابت آشکار قدرتها در ایران را گرفت و در صورت لزوم با به جان هم انداختن آن دو، منافع ایران را تامین نمود بی آنکه ایران با هیچ یک از آنها متحد شود
۲۴۶.

بررسی مؤلفه «انسجام ملی» در تربیت سیاسی غربی (مورد مطالعه: دو رویکرد محافظه کار و لیبرال-دموکراتیک)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۸
مقدمه و اهداف: «انسجام ملی» برای محفاظت از هر کشوری ضروری است. برای تحقق این امر، علاوه بر وظایفی که مستقیماً مربوط به دولت هاست، لازم است که شهروندان جامعه نیز نگرش ها و حساسیت های لازم را کسب کنند و وظایف خود را در این راستا به درستی انجام دهند. آماده سازی و پروش شهروندان برای نقش آفرینی خود، کاری است که در گسترده ترین و عمیق ترین حالت، توسط نهاد تربیت انجام می شود.واکاوی رویکردهای تربیت سیاسی در جهان می تواند آگاهی و هشیاری ما را نسبت به ابعاد مختلف این گونه برنامه ها و خروجی های آنها تقویت کند. در پژوهش حاضر نحوه پرداختن به بحث «انسجام ملی» در دو رویکرد مهم تربیت سیاسی غربی، یعنی رویکرد محافظه کار و رویکرد لیبرال - دموکراتیک مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد تربیت سیاسی محافظه کار یکی از قدیمی ترین رویکردهای تربیت سیاسی در جهان است که هم اکنون نیز طرفداران بسیاری دارد و جا دارد که مورد بررسی دقیق قرار بگیرد. رویکرد تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک نیز، نظریه غالب در جهان غرب است و این طور ادعا می کند که انسان را به نهایت رشد و تعالی خود می رساند، او را از بیشترین میزان آزادی و رفاه بهره مند می سازد و حقوق مدنی و مشارکت سیاسی همه اقشار جامعه را تضمین می کند. بنابراین، جا دارد که این رویکرد نیز مورد تدقیق قرار بگیرد. با عنایت به اینکه این دو رویکرد تفاوت های زیادی با هم دارند، این بررسی مقایسه ای می تواند ابعاد دقیق تری را درمورد موضوع مورد نظر در اختیار نهد. این تحقیق به این سوالات پاسخ می دهد: «انسجام ملی» چه جایگاهی در برنامه تربیت سیاسی دو رویکرد غربی محافظه کار و لیبرال - دموکراتیک دارد؟ هر یک از این دو رویکرد چگونه به این مؤلفه می پردازند؟ و از این نظر چه شباهت ها و تفاوت هایی دارند؟ روش: این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی-مقایسه ای انجام شد. ابتدا جایگاه مؤلفه انسجام ملی در میان «اهداف» تربیت سیاسی در دو رویکرد مقایسه شد و سپس نحوه پیگیری این هدف در سایرمؤلفه های برنامه تربیتی، از جمله: محتوای آموزشی، روش های تدریس و شیوه های ارزشیابی بررسی شد. یافته ها: براساس یافته ها، انسجام ملی برای هر دو رویکرد تربیت سیاسی غربی، مهم است و در هر دو برنامه تربیتی انعکاس یافته است. اما در رویکرد محافظه کار، به منزله هدف اساسی تربیت سیاسی مطرح است؛ درحالی که در رویکرد لیبرال -دموکراتیک، هدف اساسی چیز دیگری (حداکثر آزادی فردی) است و انسجام ملی نیز گرچه یک ضرورت است، ولی در عین حال، یک «مساله» است که باید برای حل آن، فکری کرد.نظام تربیت سیاسی محافظه کار، پرورش هویت ملی و انسجام اجتماعی را مهم ترین دغدغه خود می داند و به صورت منسجم تری این هدف را از طریق انتقال دانش مشترک، آموزش زبان مشترک، محو کردن خرده فرهنگ ها، آموزش یک دین ملی، ایجاد غرور ملی و میهن پرستی، و ارزشیابی استاندارد ملی دنبال می کند. این رویکرد اساسا به دنبال «ملت سازی» است؛ و «هویت ملی» را – از طریق ایجاد یک سیستم فکری و ارزشی واحد - در شخصیت شهروندان «نهادینه» می کند؛ ولی در نهایت، محدودیت شدیدی بر رشد همه جانبه فرد و جامعه تحمیل می کند، پتانسیل های زیادی را در جامعه بدون استفاده می گذارد و در غیاب پرورش تفکر، منجر به پرورش میهن پرستانی بدون منطق و خردورزی کافی می شود.نظام تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک نیز، بر ضرورت انسجام ملی، وفاداری و میهن پرستی به خوبی واقف است؛ و در این راستا، برنامه درسی مشترک در ذیل محتوای دانش آموزمحور، پرورش تفکر و عقلانیت، استقبال از تضارب آرا، تقویت تساهل، احساس مسئولیت در قبال خیر عمومی، وفاداری و میهن پرستی، آموزش عملی ارزش های دموکراتیک و ارزشیابی منعطف را در برنامه خود دارد. تفاوت این دو رویکرد در این است که نظام تربیتی لیبرال - دموکراتیک در بستر یک سیستم فکری و ارزشی تکثرگرا، ایفای مسئولیت مشارکت جمعی را از طریق قرارداد اجتماعی محقق می سازد؛ نه از طریق هویت سازی؛ و به دلایل مبنایی (ابتنای آن رویکرد بر فردگرایی، خودمختاری و آزادی فردی) در عمل، با مشکل جمع کردن میان این ارزش های متضاد، دست به گریبان است و مسأله سردرگمی دانش آموزان در این رویکرد، یک مسأله جدی است. نظام تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک به دنبال پیش روندگی، تنوع و تکثر، خودمختاری و فردگرایی است و در عین حال، به دلیل ضرورت حفظ جامعه نیز ادعا دارد که در عین دانش آموز محوری، دانش مشترکی را هم در دانش آموزان ایجاد می کند تا علاوه بر پیگیری رشد شخصیت فردی، مسئولیت پذیری و مشارکت اجتماعی را نیز رشد دهد. به عبارت دیگر، لیبرالیسم هم به دنبال تحقق خواسته های فردی است و هم، در پی حفظ اتحاد و یکپارچگی جامعه. با تمام پیشنهادهای عملی که از طرف حامیان این رویکرد مطرح می شود، دشوار است که فرد با وجود آزادی های فردی و انتخاب های آزادانه ، با ارزش های جامعه همخوانی و سازگاری پیدا کند. به همین نسبت، پرورش احساسات ملی، علاقه گروهی مشترک یا میهن پرستی نیز با فردگرایی و خودمختاری و حفظ هویت های کاملاً مجزا در تضاد است.کثرت گرایی و احترام به تنوع فرهنگی، نیز با اتحاد اجتماعی چالش دارد. مردم با ارزش های متضادی که آنها را از یکدیگر جدا می کند، در کنار هم زندگی می کنند و هر کدام سرسختانه به ارزش های خودشان وفادارند. فاصله ارزشی و حتی تضاد منافع می تواند منجر شود که افراد احساس کنند که با هم غریبه هستند یا حتی از ارزش های همدیگر متنفر باشند. گاهی این اختلافات به افزایش احساسات تفرقه افکنانه و تعارضات سیاسی تبدیل می شود و افراد برای تحقق جاه طلبی های فرهنگی و سیاسی شان با یکدیگر رقابت می کنند. بنابراین، تساهل ورزی نیز در جوامع چندفرهنگی، دشوار است. باتوجه به مواردی که در مقاله مورد بحث قرار گرفته است، به نظر می رسد که لیبرالیسم از انسجام نظری کافی برخوردار نیست؛ و تمام این اشکالات و چالش ها، به نظام تربیتی لیبرال - دموکراتیک نیز تسری می یابد. نتایج: نتیجه این تحقیق آن است که هر دو رویکرد تربیت سیاسی غربی، دچار مشکلات و چالش های جدی در این زمینه هستند. پژوهش های بیشتر راجع به راهکارهای برون رفت و حل چالش های به دست آمده در این تحقیق، همچنین، بررسی سایر الگوهای بدیل در جهان و به ویژه، الگوی تربیت سیاسی در اسلام جهت تقویت انسجام ملی، و عرضه الگوهای بومی و قابل رقابت به جهان، در گام های بعد، می تواند جنبه های دقیق تری از این بحث را روشن کند و به خصوص، راهکارهای بدیلی در اختیار دیگر کشورهای جهان نیز قرار دهد.
۲۴۷.

الگوی اخلاق حرفه ای حسابداری : برگرفته از آراء خواجه نصیرالدین طوسی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۶
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی اخلاق حرفه ای حسابداری مبتنی بر آراء خواجه نصیرالدین طوسی انجام شده است. اصول اخلاقی خواجه نصیرالدین طوسی که در آثار مختلف خود به ویژه در زمینه عدالت، صداقت، امانت داری و مسئولیت پذیری تأکید کرده، مبنای این پژوهش قرار گرفت و به تحلیل این اصول و ارتباط آن ها با حرفه حسابداری پرداخته شد. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شد. بدین منظور نشریات منتشره در سه گروه فلسفه و کلام- علوم تربیتی و اخلاق از ابتدای انتشار تا پایان سال 1402 بررسی شد و در نهایت پس از بررسی 263 مقاله، از یافته های 9 مقاله مرتبط با دیدگاه های اخلاقی خواجه نصیرالدین طوسی جهت ارائه الگوی اخلاق حرفه ای حسابداری مبتنی بر دیدگاه وی استفاده شده است. تحلیل ها نشان داد که اصول اخلاقی خواجه نصیرالدین طوسی شامل چهار اصل کلیدی است. الگوی سه سطحی اخلاق حرفه ای حسابداری از نظریات وی عبارت است از: سطح مبانی فلسفی، سطح اصول اخلاقی و سطح احکام و راهبردها. نتایج اخلاقی این الگو شامل افزایش اعتماد عمومی، کاهش تخلفات مالی و بحران های مالی و توسعه مسئولیت اجتماعی در حسابداری است و پیاده سازی این الگو می تواند به بهبود رفتارهای اخلاقی حسابداران و ارتقاء و اعتماد در حرفه حسابداری منجر شود.
۲۴۸.

مبانی هنجاری اخلاق حرفه ایِ امداد و نجات؛ رهیافتی روش شناختی به سه پرسش بنیادین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۳
اخلاق حرفه ای امداد و نجات از زیرمجموعه های حوزه مطالعاتی اخلاق کاربردی است. این حوزه به کاربرد نظریه ها، معیارها و اصول عام اخلاقی در امداد و نجات پرداخته و مسائل و چالش های اخلاقی آن را بررسی و حل می کند. پیش فرض هایی مانند مبنای هنجاری اخلاق امداد، اصول عام اخلاقی در این حوزه و روش مناسب حل تزاحمات در امداد و نجات، در حل مسئله های اخلاقی امداد و نجات تأثیرگذار است. در این مقاله، ضمن تحلیلی از جایگاه امداد و نجات در آموزه های اسلامی، چهار مبنای مهم در اخلاق امداد و نجات در جهت پاسخ به پرسش اصلیِ «مبانی نظری اخلاق امداد و نجات کدام است؟» مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. این پژوهش با هدف صورت بندی مبانی هنجاریِ اخلاقِ امداد و نجات و ارائه الگوریتم تصمیم در بحران انجام شد. اسنادی تحلیلی با استفاده از منابع اخلاق کاربردی و با نگاهی به روش های مرسوم در علوم اسلامی و طراحی چهارچوب اجرایی همساز با تریاژ. برخی از یافته ها و نتایج عبارت اند از: ۱. مسئولیت پذیری بر وجوبِ کفایی / عینیِ نجات استوار است؛ ۲. بی طرفیِ هنجاری الزام شرعی حرفه ای و نافیِ جانبداری هویتی است؛ ۳. ابزارها باید به فضایل (کظمِ غیظ)، تکنیک های تصمیم یار (عکس پذیری) بازطبقه بندی شوند؛ ۴. یک «رویه تصمیم» چهارمرحله ای ضدسوگیری پیشنهاد می شود.
۲۴۹.

الگوی تدریس اخلاق اسلامی در رشته های علوم پزشکی؛ با تأکید بر مسائل موردنیاز دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۰
مسئله اصلی این پژوهش آن است که پیشرفت های شتابان علوم پزشکی چالش های اخلاقی جدیدی را برای دانشجویان این رشته ایجاد کرده است. از سوی دیگر، الگوهای آموزشی موجود نتوانسته اند به خوبی ارزش های اسلامی را با چالش های اخلاقی ناشی از نیازهای نوظهور تلفیق کنند. این پژوهش، با درک ضرورت تربیت نیروهای متعهد که هم زمان از تسلط علمی و توانمندی اخلاقی برخوردار باشند، به طراحی الگویی نیازمحور پرداخته است. با روش تحلیل نظام مند منابع اسلامی و علمی، الگویی پنج مرحله ای طراحی شد که شامل تبیین مبانی نظری متناسب با چالش های بالینی، نیازسنجی سه سطحی (نیازهای بنیادین، فضیلت محور و مهارتی)، تولید محتوای تخصصی مبتنی بر نیازهای شناسایی شده، روش های تدریس انعطاف پذیر و ارزشیابی چندبعدی (سنجش دانش، نگرش و عملکرد) است. یافته ها نشان می دهد نوآوری اصلی این الگو تلفیق آموزه های اسلامی با نیازهای بالینی دانشجویان و نظام ارزشیابی جامع در آموزش علوم پزشکی است. درنتیجه این چهارچوب نوین، با رفع کاستی های نظام آموزش اخلاق و تأکید بر ابعاد اخلاقی، الگویی کارآمد برای آموزش اخلاق اسلامی در علوم پزشکی ارائه می دهد که اجرای موفق آن مستلزم بازنگری برنامه های درسی، آموزش مدرسان و هماهنگی نظام مند آموزش و بالین است.
۲۵۰.

نگرش دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی سمنان به محتوای دروس معارف اسلامی و تأثیر آن بر تحقق اهداف مورد نظر این دروس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۱
پزشکان، پرستاران و دیگر تحصیل کرده های این رشته، وقتی که از تعهد مذهبی و رفتار اسلامی برخوردار باشند، برای ارائه خدمات بهتر و کسب رضایت مندی مردم، کارآیی بهتری خواهند داشت. تحقق این مهم به عنوان بخشی از «اهداف دروس معارف اسلامی»، پیش بینی شده است، این تحقیق برای بررسی و پایش دیدگاه دانشجویان به این درس و تأثیر آن در دستیابی به اهداف مورد نظر طراحی شده است. این پژوهش توصیفی تحلیلی و از نوع هم بستگی است که به صورت مقطعی انجام شده است. در این مطالعه مقطعی 348 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی سمنان وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه سنجش نگرش مک کوچ و سیگل (۲۰۰۳) بود، مشتمل بر 35 گویه که در پنج حیطه را مورد اندازه گیری قرار می دهد. نتایج نشان داد نمره حیطه های مختلف با هم تفاوت معناداری داشت (001/0>p ). بالاترین نمره در حیطه استاد و کلاس و پایین ترین نمره در حیطه محتوا بوده است. با توجه به یافته های تحقیق می توان نتیجه گرفت که دیدگاه دانشجویان در رابطه با اساتید مطلوب بوده و رابطه خوب اساتید دستیابی به اهداف را آسان ساخته؛ اما در رابطه با محتوا رضایت کامل را جلب نکرده، و نشان دهنده این است که وضعیت خوبی نداشته و شایسته است در اصلاح آن جدیت بیشتری صورت گیرد.
۲۵۱.

بررسی استدلال های عقلی موافق و مخالف میهن دوستی با رویکرد اخلاق کاربردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۵
میهن دوستی در میان ملل مختلف مطرح و حتی توانسته بسیاری از عوامل اختلاف مانند قومیت ها را تحت شعاع قرار دهد. با توجه به دغدغه اخلاقی بودن یا نبودنش و نیز رویکردهای افراطی و تفریطی در این مسئله و عدم وضوح ابعاد میهن دوستی و گره خوردن با مفاهیمی مثل ناسیونالیسم، ملی گرایی یا قوم گرایی ممکن است لوازمی غیراخلاقی داشته باشد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به بررسی استدلال های عقلی به نفع و علیه میهن دوستی با رویکرد اخلاق کاربردی پرداخته است. بدین معنا که اولاً ادله عقلیِ مخالف میهن دوستی شامل غریزی دانستن آن، اصالت دادن به هویت انسانی، تمدنی و جهان وطنی است؛ ثانیاً ادله عقلیِ موافق میهن دوستی عبارت اند از ارتقای سرمایه اجتماعی، ایجاد آرامش فردی و اجتماعی، تقویت هم بستگی ملی، اقتدار و حاکمیت ملی، و تحقق اعتدال در فرد و جامعه؛ ثالثاً پذیرش ادله عقلیِ موافق میهن دوستی، موجب رفع چالش های موجود و حل مسئله فرار مغزها و مهاجرت استادان و دانشجویان خواهد شد و عدم پذیرش آن، جامعه را با چالش های گوناگون مواجه خواهد ساخت.
۲۵۲.

غرور و انفعال در جبهه مقاومت؛ الگوی نظری و شیوه مدیریت آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۸
مسئله اصلی این پژوهش آن است که غرور و انفعال دو پدیده روان شناختی مهم اند که تأثیر عمیقی بر پایداری و سرنوشت جبهه مقاومت دارند. این پژوهش، با روش کیفی و رویکرد تحلیل محتوا، به طراحی الگویی نظری برای تحلیل مؤلفه ها، مکانیسم شکل گیری و ارائه راهبردهای مدیریتی این دو پدیده می پردازد. یافته ها نشان می دهد غرور با مؤلفه هایی چون غفلت از حقیقت، اعتماد افراطی به خویشتن و خطای شناختی تحلیل راهبردی را مختل می سازد. درمقابل، انفعال، که از فشارهای بیرونی و یأس درونی نشئت می گیرد، مقاومت را به رکود می کشاند و تعامل مخرب این دو چرخه ای از ناکامی را شکل می دهد. درنتیجه راهبرد مقاومت توحیدی، با تأکید بر اراده الهی، نقشی کلیدی در مدیریت غرور و تبدیل یأس به امید دارد. الگوی قرآنی «تسبیح و استغفار» نیز، با بازگرداندن توجه به قدرت الهی و پذیرش کاستی ها، سازوکاری بنیادین و مؤثر برای کنترل این چالش ها و تضمین انسجام و موفقیت پایدار جبهه مقاومت ارائه می دهد.
۲۵۳.

تبیین و اعتبارسنجی مدل مفهومی صبر فضیلت مندانه مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی آیات و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۴
با وجود جایگاه محوری صبر در متون اسلامی، ادبیات موجود فاقد چهارچوبی منسجم برای تبیین نظام مند روابطِ مفاهیمِ مرتبط با این فضیلت است. پژوهش حاضر با هدف رفع این خلأ، به طراحی و اعتبارسنجی مدل مفهومی «صبر فضیلت مندانه» مبتنی بر آیات و روایات معتبر پرداخت. این مطالعه به روش آمیخته و از نوع طرح متوالی اکتشافی اجرا شد؛ در مرحله کیفی، با تحلیل محتوا و کدگذاری داده بنیادِ مستندات منتخب، مدل اولیه تدوین و در مرحله کمی، روایی محتوایی آن از طریق روش دلفی و شاخص CVI اعتبارسنجی گردید. یافته ها مدل سه بخشی «صبر فضیلت مندانه» را فرایندی فعال و معرفت بنیان معرفی می کند که بر پیشایندهای «عقل»، «اعتقاد به معارف توحیدی» و «تسلیم و عبودیت» استوار است. این فرایند پویای درون زا، با «التفات به معارف توحیدی» و «قصد راسخ الهی» آغاز، با «مدیریت هیجانات» و «شکیبایی» تداوم، در «استقامت» عملیاتی و با «انتظار گشایش» تکمیل می گردد. پیامد اصلی این فرایند، «تعالی و رشد وجودی» است که به «گشایش دنیوی و پاداش اخروی» می انجامد. در نتیجه، صبر در اندیشه اسلامی نه فضیلتی منفعل، بلکه فرایندی فعال و چندوجهی است که از ادراک عقلانی توحیدی برخاسته و به تعالی وجودی و فلاح منتهی می شود.
۲۵۴.

شکاف بین نسلی و نقش آن بر پایبندی دانش آموزان به الگوی زندگی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۷
هدف: در دهه های اخیر، شکاف بین نسلی به یکی از چالش های اساسی فرهنگی، تربیتی و اجتماعی در جوامع اسلامی، از جمله ایران، تبدیل شده است. این شکاف، به ویژه در زمینه پایبندی نسل نوجوان به الگوی زندگی اسلامی، موجب بروز پیامدهایی چون بحران هویت، تضعیف ارزش ها و تغییر در سبک های زندگی دینی شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل ابعاد شکاف بین نسلی و تبیین نقش آن در پایبندی دانش آموزان به الگوی زندگی اسلامی انجام شده است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه این پژوهش شامل مدیران، معاونین آموزشی و پرورشی، مشاوران و دبیران الهیات دبیرستان های دخترانه و پسرانه شهرستان آزادشهر بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند، از نوع ملاک محور، نمونه مورد نظر انتخاب و نمونه گیری تا رسیدن به حد اشباع نظری داده ها ادامه یافت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 12 نفر از مشارکت کنندگان بدست آمده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای گوبا و لینکن استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که (تحول نگرش دینی و استقلال فکری، جابجایی مرجعیت فکری و اعتماد، تغییر نظام ارزش ها و تحلیل انتقادی، تعارض میان سنت و مدرنیته، ناکارآمدی آموزش و یادگیری دینی، تعارضات خانوادگی و سبک زندگی) به عنوان مقوله های اصلی و شرایط علی (ضعف نهاد خانواده در تربیت دینی و تأثیرپذیری نوجوانان از رسانه های نوین)؛ شرایط مداخله گر (اختلال در نقش تربیتی مدرسه و سلطه فضای مجازی بر نظام ارزشی نوجوانان)؛ شرایط زمینه ای (ناتوانی نظام آموزشی در انطباق با تحولات نسلی، بحران هویتی نوجوانان و گسست گفت وگو میان نسل ها)؛ راهبرد (تحول در آموزش دینی، ارتقای نقش خانواده، گفت وگوی بین نسلی و بهره گیری از ظرفیت های مشارکتی دانش آموزان) و پیامد (کاهش اعتماد به نهادهای سنتی، هویت پریشی و سردرگمی نسل جدید، دگرگونی در دینداری و ارزش ها، پیامدهای روانی و اجتماعی) سازمان یافت. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بیانگر آن است که مقابله با شکاف بین نسلی در حوزه تربیت دینی نیازمند رویکردی نوین، چندبُعدی و بومی گرایانه است. بازنگری در سیاست های آموزشی، توانمندسازی خانواده، طراحی محتوای دینی متناسب با اقتضائات نسلی و تقویت نقش رسانه های بومی از جمله پیشنهادهایی است که می تواند به تقویت دینداری و بازسازی پیوند نسلی کمک کند.
۲۵۵.

بررسی حکمت های قرآنی بر مبنای ساحت های بینشی، گرایشی و کنشی در محتوای کتب درسی هدیه های آسمانی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۶
هدف: پژوهش حاضر، با هدف بررسی حکمت های قرآنی براساس ساحت های بینشی، گرایشی و کنشی در محتوای کتب درسی هدیه های آسمانی دوره ابتدایی انجام شد. روش: این تحقیق، توصیفی، از نوع تحلیل محتوا، با رویکرد کمی بود. جامعه آماری، شامل 5 کتاب هدیه های آسمانی پایه دوم تا ششم چاپ1403 و روش نمونه گیری سرشماری بود، بنابراین کل جامعه آماری بررسی شد. بدین ترتیب که علاوه بر متن، آیات، احادیث و تصاویر با استفاده از آمار توصیفی و الگوی آنتروپی شانون تحلیل شد. واحد تجزیه و تحلیل، متون نوشتاری زیرعنوان های هر درس تحت قالب : بدانیم، فکر می کنم، دوست دارم، بازی و نمایش و فعالیت های دانش آموز، تعیین شد و برای بررسی تصاویر از تحلیل مضمون استفاده گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات، سیاهه محقق ساخته مولفه های حکمی قرآنی در کتب مذکور بود که به تأیید سه نفر از اساتید و صاحب نظران تعلیم و تربیت رسید. روایی پژوهش، براساس دیدگاه پنج صاحب نظر دانشگاهی شامل، اساتید معارف اسلامی، کارشناسان سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و یکی از مولفین کتب مزبور، مشخص شد و پایایی آن از طریق ضریب پایایی پی اسکات 89/0 به دست آمد. یافته ها: مطابق یافته ها، از مجموع 704 واحد ثبت در پنج کتاب درسی مذکور، بیشترین میزان توجه متعلق به مقوله های بینشی با فراوانی401 یا 96/56 درصد بود که ضریب اهمیت آن 3368/0 به دست آمد. مقوله های کنشی با فراوانی223 یا 67/31 درصد رتبه دوم را داشت که ضریب اهمیت آن 3351/0 بود و مقوله های گرایشی با فراوانی80 یا 36/11 درصد، دارای پایین ترین میزان توجه بود و ضریب اهمیت آن 3280/0 شد. نتیجه گیری: براساس نتیجه تحقیق، در تدوین محتوای هدیه های آسمانی، توجه به ساحت بینش ها، گرایش ها و کنش های حکمی قرآن، متناسب نیست.
۲۵۶.

امکان های خانواده و مدرسه در تربیت دینی؛تحلیلی بر مبنای تجربه نگاری تربیت دینی دوره کودکی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۶
هدف: با توجه به چالش های تربیت دینی در دوره معاصر و اهمیت و جایگاه دو نهاد خانواده و مدرسه در امر تربیت دینی کودکان و نوجوانان، این پژوهش با هدف بررسی امکان ها و فعالیت های دو نهاد خانواده و مدرسه در تربیت دینی انجام شد. این پژوهش از نوع کیفی است که با روش پدیدارشناسی به بررسی 30 گزارش تجربه نگاری تربیت دینی کودکی و نوجوانی دانشجویان دانشگاه تهران در خانه و مدرسه پرداخته شد. افراد مشارکت کننده در این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه تهران که تنوعی از دانشجویان سرآمد از استان های مختلف کشور هستند، در بازه سنی (20-45 سال) در سال تحصیلی 1400-1401 در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری بود ک روش: استفاده از روش تحلیل مضمون داده های برآمده از متن تجارب، براساس حیطه های یادگیری بلوم، اقدامات این دو نهاد نظام مند شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از تفاوت جدی جایگاه خانواده و دامنه تاثیری به مراتب گسترده تر از حیث امکان تربیت دینی (میزان و تنوع فعالیت ها) در خانواده در مقایسه با مدرسه است. اما مدرسه با داشتن سهم کمتر در ایجاد فرصت و سهم بیشتر در ایجاد تهدید، در معرض ناکامی در تربیت دینی دانش آموزان قرار دارد. نتیجه گیری: هر چند در رویکردهای هر دو نهاد، توجه به شناخت عمیق فاقد اولویت است، اما با توجه به ماموریت اصلی مدرسه به عنوان یک نهاد آموزشی، این ضعف به مراتب بیشتر خودنمایی می کند. هدف: با توجه به چالش های تربیت دینی در دوره معاصر و اهمیت و جایگاه دو نهاد خانواده و مدرسه در امر تربیت دینی کودکان و نوجوانان، این پژوهش با هدف بررسی امکان ها و فعالیت های دو نهاد خانواده و مدرسه در تربیت دینی انجام شد. این پژوهش از نوع کیفی است که با روش پدیدارشناسی به بررسی 30 گزارش تجربه نگاری تربیت دینی کودکی و نوجوانی دانشجویان دانشگاه تهران در خانه و مدرسه پرداخته شد. افراد مشارکت کننده در این پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه تهران که تنوعی از دانشجویان سرآمد از استان های مختلف کشور هستند، در بازه سنی (20-45 سال) در سال تحصیلی 1400-1401 در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری بود ک روش: استفاده از روش تحلیل مضمون داده های برآمده از متن تجارب، براساس حیطه های یادگیری بلوم، اقدامات این دو نهاد نظام مند شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از تفاوت جدی جایگاه خانواده و دامنه تاثیری به مراتب گسترده تر از حیث امکان تربیت دینی (میزان و تنوع فعالیت ها) در خانواده در مقایسه با مدرسه است. اما مدرسه با داشتن سهم کمتر در ایجاد فرصت و سهم بیشتر در ایجاد تهدید، در معرض ناکامی در تربیت دینی دانش آموزان قرار دارد. نتیجه گیری: هر چند در رویکردهای هر دو نهاد، توجه به شناخت عمیق فاقد اولویت است، اما با توجه به ماموریت اصلی مدرسه به عنوان یک نهاد آموزشی، این ضعف به مراتب بیشتر خودنمایی می کند.
۲۵۷.

سیمای اصول دین در کتاب های دین و زندگی دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۷
هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای کتاب های دین و زندگی دوره دوم متوسطه از نظر میزان توجه به توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت بوده است. روش: این پژوهش بنیادی و اسنادی از نوع توصیفی؛ با روش تحلیل محتوا به کمک آنتروپی شانون انجام شده است. جامعه و نمونه کتاب های دین و زندگی چاپ سال 1403 دوره دوم متوسطه بوده که به روش نمونه گیری سرشماری تمام کتاب ها تحلیل شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات فهرست وارسی تحلیل محتوای از قبل تعیین شده روا و پایا بوده است. داده ها به کمک شاخص های آمار توصیفی در فرآیند تحلیلی آنتروپی شانون مورد و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در کتاب های دین و زندگی دوره دوم متوسطه در مجموع 395 مرتبه به اصول دین توجه شده است. در بین اصول دین میزان اهمیت به ترتیب؛ امامت با 255/0، عدل با 211/0، توحید با 201/0، معاد با 167/0 و نبوت با 166/0 بوده است. همچنین در بین پایه ها میزان اهمیت به ترتیب؛ پایه دوازدهم با 368/0، پایه یازدهم با 323/0، پایه دهم با 309/0 بوده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر توزیع نامتعادل، ناهماهنگ و نامتوازن اصول دین در کتاب های درسی بوده است. از نتایج این پژوهش مؤلفان کتاب های درسی برای اصلاح کتاب های دین و زندگی دوره دوم متوسطه استفاده نمایند.
۲۵۸.

از فکر تن تا فکر قلب: تحلیلِ نقطه افتراقِ نگاه مثبت گرای مولوی ازگفتمان مثبت اندیشی نئولیبرال و تبیین راهکارهای تربیتی بارورکننده فکر قلب در اندیشه تربیتی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۸
هدف: این پژوهش با هدفِ شناسایی نقطه تمایز گفتمان مثبت اندیشی نئولیبرال از اندیشه های تربیتی مولوی انجام شده است. روش: روش پژوهش تحلیلی-تطبیقی بوده و به لحاظ هدف از آن جهت که گامی در راستای شکوفایی هدف غایی تربیت اسلامی می باشد، کاربردی محسوب می گردد. جامعه مورد مطالعه، گفتمان مثو دستیابی به آن را برای مسئولان قابل برنامه ریزی می نماید.؛ چرا که انطباقِ تعاریف قرآنی حاصل از این مفهوم با اشعار تربیتی مولوی نشان می دهد که بارور شدنِ فکر قلب، همان رسیدن به حیات طیبه قرب است. بت اندیشی آکادمیک و غیرآکادمیکی است که بر قدرت ذهن در خلق واقعیت بیرونی تاکید می کند. کلیدواژه های نمونه، شادی و ذهن هستند که به مقایسه دو دیدگاه در باب این کلیدواژه ها پرداخته شد. یافته ها: تمایز اصلی مثبت اندیشی نئولیبرال و آموزه های مولوی، تفاوت در دو دستگاه ادارکی ذهن و قلب است. مولوی از ذهن با عنوان ظلمت یاد می کند و معتقد است که ماندن در ظلمات ذهن و متولد نشدن از آن، عامل اصلی تیره روزی و غم در عالم است. او به دو نوع فکر، یعنی فکر تن و فکر قلب اشاره کرده و معتقد است برای رسیدن به شادی غیرآمیخته با غم، لازم است با صبر بر درد هوشیارانه پرهیز از دستورات فکر تن(ذهن) به شرح صدر یا فکر قلب مجهز شد. نتیجه گیری: آموزه های مولوی در باب توجه به قلب و پروش فکر آن، فارغ از آنکه راهکاری بدیع و جدی در رسیدنِ به شادی اصیل می باشد، ایهام مفهومی حیاتِ طیبه به عنوانِ هدف غایی تربیت اسلامی را نیز از بین برده
۲۵۹.

محتوا و شگرد های آموزش اخلاق به کودکان دبستانی در عربستان سعودی و عراق و دلالت های آن در محتوای اخلاقی کتاب های درسی ابتدایی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۲
هدف: آموزش اخلاق در دوره ابتدایی به عنوان یکی از ارکان اساسی تربیت اسلامی، نقش مهمی در شکل گیری شخصیت و رفتار دانش آموزان ایفا می کند. بررسی محتوای کتاب های درسی دینی کشورهای اسلامی می تواند الگوهای موثری برای بهبود نظام آموزشی ایران ارائه دهد لذا هدف این پژوهش تحلیل محتوای آموزش اخلاق در دوره ابتدایی عربستان سعودی و عراق است. روش: این مطالعه با روش تحلیل محتوای کیفی در کتاب های درسی دینی دوره ابتدایی عربستان سعودی («الدراسات الإسلامیه»، ویرایش 2023) و عراق («القرآن الکریم و التربیه الاسلامیه»، ویرایش 2024) انجام شد. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام و کتاب های درسی پایه های اول تا ششم ابتدایی دو کشور به دلیل اهمیت فرهنگی و مذهبی آن ها انتخاب شدند. داده ها از طریق تحلیل دقیق متن، تصاویر و فعالیت های کتاب ها جمع آوری و با کدگذاری توسط پژوهشگران و دو متخصص به صورت مستقل تحلیل شد تا دقت و جامعیت مطالعه تضمین شود. یافته ها: در عربستان، آموزش اخلاق بر آداب اجتماعی مانند سلام کردن، نظافت و احترام به دیگران، اعمال مناسکی مانند اذکار و سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله متمرکز است و از شگرد های محتوایی مانند رنگ آمیزی متن، مکالمه دونفری، داستان گویی، تصاویر واقعی، QR code و یادگیری برای عمل استفاده می شود، اما توجه به فضائل باطنی مانند ایثار و شهادت محدود بوده و شگرد هایی مانند شعر کمتر به کار رفته اند. در عراق، محتوای اخلاقی شامل آداب اسلامی (مانند آداب غذا خوردن و سلام دادن)، مفاهیم اخلاقی (مانند صداقت، ایثار، عفت و پرهیز از غیبت) و سیره پیامبر صلی الله علیه وآله و شخصیت های اسلامی است که با شگرد هایی نظیر داستان گویی، موعظه، حفظ، نقاشی، شعر، مثال و تکمیل جای خالی ارائه می شود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش می تواند برای بهبود محتوای اخلاقی کتاب های درسی ایران با تأکید بر تقویت سیره نبوی، توسعه مهارت های اجتماعی و بهره گیری از شگرد های متنوع تألیفی مفید باشد.
۲۶۰.

نقش میانجی تربیت شهروندی در رابطه بین فعالیت های پرورشی با تربیت دینی و اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۶
هدف: پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی تربیت شهروندی در رابطه بین فعالیت های پرورشی با تربیت دینی و اجتماعی دانش آموزان دوره متوسطه اول شهرستان شهریار در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ انجام شد. روش: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی همبستگی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل مدیران، دبیران و دانش آموزان بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان و با روش نمونه گیری تصادفی ساده، ۱۱۴ مدیر، ۲۹۷ دبیر و ۳۸۴ دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های محقق ساخته فعالیت های پرورشی، تربیت دینی، تربیت اجتماعی و تربیت شهروندی بود که روایی محتوایی آنها با شاخص های CVR و CVI و پایایی با آلفای کرونباخ تأیید شد. تحلیل داده ها با آمار توصیفی و استنباطی و نرم افزارهای SPSS و SmartPLS انجام گرفت. یافته ها: براساس یافته ها، میان فعالیت های پرورشی با تربیت دینی (530/0r=)، تربیت اجتماعی (408/0 r=) و تربیت شهروندی (524/0r=) در سطح 01/0 p= رابطه مثبت، مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین، تأثیر غیرمستقیم فعالیت های پرورشی بر تربیت اجتماعی(501/0r=) از طریق تربیت شهروندی بیش از تأثیر مستقیم آن بود؛ درحالی که تأثیر غیرمستقیم فعالیت های پرورشی بر تربیت دینی از طریق تربیت شهروندی کمتر از تأثیر مستقیم آن بر تربیت دینی گزارش شد (353/0r=). نتیجه گیری: فعالیت های پرورشی مدارس نقش مؤثری در تقویت تربیت دینی و اجتماعی دانش آموزان دارند؛ با این حال، تربیت شهروندی به عنوان متغیر میانجی، تأثیر برجسته تری بر ارتقای تربیت اجتماعی ایفا می کند. ازاین رو، توجه هدفمند به تربیت شهروندی در برنامه های پرورشی مدارس ضروری است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان