فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۰۱ تا ۲٬۴۲۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
«زیگفرید کراکوئر» به مثابه آخرین نظریه پرداز واقع گرا در دوران کلاسیک، وجه ذاتی ماهیت بازنمایی رسانه فیلم را «مفاهیم بنیادین» و به تعبیر خودش «رویکرد عکاسانه» تلقی می کند و خلاقیت های فنی را عرضِ ذاتی فیلم می شناسد. «راجر اسکروتن»، «بازنمایی» را حد اطلاق به کنشی می داند که «علت غایی» خودش باشد. اگر عکس «الف»، تصویرگر موضوع «ب» است، به شرطی عکس «الف» مصداق بازنمایی است، که مقصود اصلی دیدار، عکس «الف» باشد و نه دیدن موضوع «ب». بنابراین «رویکرد عکاسانه» در فیلم، که ذهن آگاه و نیت هدف مند را از واسطه ی موضوع «بازنموده» و تصویر آن حذف می کند؛ نه کنش «بازنمایی» تلقی می شود و نه بالمآل «اثر هنری». منازعه ناتمام شکل گرا واقع گرا در دوران کلاسیک، در نظریه های فیلم معاصر یا در مباحث زبان شناختی، نشانه شناختی، معناشناختی، روان کاوی، جامعه شناختی، مفقود می شود و یا در نظریه هایی معطوف به منازعه، چون راجر اسکروتن و موارد مشابه، به انسداد مضاعف می رسد. مدعای این نوشتار آن است که رویکردهای شناختی، همواره در جمع بندی منازعه شکل گرا واقع گرا به بن بست می رسد. راهکار بنیادین، رویکرد هستی شناختی به ماهیت بازنمایی فیلم است، که از ابتدا مورد توجه متفکران و فلسفه ورزان «فلسفه هنر دینی» بوده است.
تدوین روش برآورد تابع تقاضای شبکه های اجتماعی با رویکرد غیرخطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال بیست و ششم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۹۷)
207 - 241
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر سعی شده است با بررسی دقیق پژوهش های انجام شده در خصوص تابع تقاضا، روشی برای استخراج توابع تقاضای ارتباطات میان فردی در شبکه های اجتماعی ارائه شود تا با مدل سازی ریاضی دقیق، امکان مطالعه رفتار کاربران در فضای مجازی و مدیریت آسیب های احتمالی فراهم آید. بر این اساس، واحد تحلیل در این مطالعه، کاربران شبکه های اجتماعی در نظر گرفته شده است. پس از مدل سازی روش استخراج تابع تقاضا در محیط فعالیت رسانه های اجتماعی، به منظور بررسی امکان اجرای روش پیشنهادی در فضای واقعی، اطلاعات مربوط به 621 نفر از کاربران شبکه های اجتماعی جمع آوری شد و بعد از بررسی اولیه 120 نفر انتخاب شدند. همچنین اطلاعات لازم برای اجرای مدل پیشنهادی بر اساس پرسشنامه محقق ساخته (با ضریب CVR و اسپیرمن قابل قبول) جمع آوری شد. روش استخراج توابع تقاضا، رگرسیون غیرخطی لگاریتمی و الگوریتم جستجوی غیرخطی تک بعدی بوده است. یافته ها نشان داد که با ترکیب این دو روش آماری و ریاضی، می توان توابع تقاضا را برای شبکه های اجتماعی و ارتباطات رودررو استخراج کرد.
نقش رسانه های تصویری در گسترش صنعت توریسم سلامت در ایران (مطالعه موردی: شهر رامسر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال پانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۴
215 - 232
حوزههای تخصصی:
امروزه در جهان گردشگری سلامت به عنوان یکی از زیر شاخه های اصلی گردشگری محسوب می شود. توریسم درمانی یا همان توریسم سلامت اگرچه برای کشورها ارز آوری فراوانی دارد، اما به علت نبود همکاری بین بخشی در قبضه دلالان و واسطه گران است. پتانسیل حوزه گردشگری سلامت همچنان در ایران ناشناخته است و علیرغم مزایایی که می تواند برای بخش سلامت کشور داشته باشد هنوز زیرساختی برای آن در نظر گرفته نشده است. هدف اصلی پژوهش، بررسی نقش رسانه های تصویری در گسترش صنعت توریسم سلامت در ایران (رامسر) است. جامعه آماری این تحقیق کلیه شهروندان بالای 18 سال شهر رامسر است. نتایج تحلیل فرضیات در همبستگی پیرسون به کمک نرم افزار spss بر روی نمونه 384 نفری که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای مشخص شده، نشان می دهد که رسانه های تصویری در خصوص گسترش صنعت توریسم سلامت از طریق معرفی و ایجاد انگیزه های سفر در گردشگران، بویژه در شهرستان رامسر نقش اساسی را ایفا می کنند.
انگاره ناکارآمدی نظرسنجی ها (واقعیت یا برساخت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تلاش شده است، ضمن دفاع از قابلیت نظرسنجی ها در انکشاف افکار عمومی، زمینه های «انگاره ناکارآمدی نظرسنجی ها» در سه سطح شهروندان؛ مؤسسات نظرسنجی؛ و مدیران و مسئولان، بررسی شوند. ایده اصلی مقاله این است که «انگاره ناکارآمدی نظرسنجی ها» بیش از آنکه مبتنی بر نتایج واقعی نظرسنجی ها باشد، حاصل برساخت عوامل گوناگونی است که هریک با انگیزه های خود، تلاش در ترویج این انگاره دارند. در حوزه مؤسسات نظرسنجی، برخی افراد و مؤسسات، ناکامی خود در تحلیل نظرسنجی ها را که ناشی از ضعف بینش جامعه شناختی و عدم التزام به استانداردهای علمی و سازمانی است، به مطالعات نظرسنجی نسبت می دهند. در حوزه سازمان های مصرف کننده نتایج نظرسنجی ها، برخی مدیران که قدرت و منافع خود را در نادیده گرفتن صدای مردم می دانند، سعی می کنند با توسل به ایدئولوژی تخصص گرایی و غیرتخصصی جلوه دادن یافته های نظرسنجی ها، از اعتبار، اهمیت و تأثیرگذاری نظرسنجی ها بکاهند. به عبارت دیگر، در حوزه های مختلف برخی افراد و گروه ها، با انگیزه های متفاوت، منافعی در ترویج «انگاره نارکارآمدی نظرسنجی ها» دارند و با تقلیل مسئله «اعتبار عمومی» نظرسنجی ها به مسئله «اعتبار علمی» و تشکیک در اعتبار علمی نظرسنجی ها، سعی در باورپذیر کردن این انگاره دارند.
روشی نوین برای محاسبه اعتماد در شبکه های اجتماعی موبایلی با رویکرد فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال پنجم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۸
31 - 62
حوزههای تخصصی:
شبکه های اجتماعی موبایلی موجب تسهیل ارتباطات از طریق موبایل می شوند. کاربران این شبکه ها از موبایل به منظور دسترسی، اشتراک و توزیع اطلاعات استفاده می کنند. با افزایش روزافزون کاربران در شبکه های اجتماعی، حجم زیادی ازاطلاعات به اشتراک گذاشته شده که مشکلاتی از جمله انتشار مطالب نادرست و شایعات دروغ را در پی دارد. قوی ترین عامل برای سنجش صحت اطلاعات، استفاده از اعتبار هر کاربر به عنوان منبع توزیع اطلاعات می باشد. اعتبار هر کاربر به عنوان منبع پخش اطلاعات می تواند بر اساس اعتماد دیگر کاربران به آن کاربر محاسبه شود. با توجه به ذهنی و ادراکی بودن مفهوم اعتماد، نگاشت اعتماد به یک مدل محاسباتی یکی از مساله های مهم در سیستم های محاسباتی شبکه های اجتماعی است. علاوه بر این ممکن است در شبکه های اجتماعی، اجتماعات گوناگونی وجود داشته باشد. در نتیجه، همه کاربران به صورت مستقیم به یکدیگر متصل نخواهند بود که منجر به پیچیده تر شدن فرآیند محاسبه اعتماد می شود. در این مقاله با استفاده از ویژگی های کاربران در شبکه های اجتماعی، روشی جهت دسته بندی فازی کاربران پیشنهاد شده است و اعتماد بین کاربران واقع در یک دسته با استفاده از یک مدل محاسباتی، محاسبه می شود. هم چنین با استفاده از فرآیندهای ترکیب، انتقال و اجتماع اعتمادها، اعتماد بین کاربرانی که به صورت مستقیم به یکدیگر متصل نیستند نیز بدست می آید. با بررسی نتایج، مشاهده می شود که روش پیشنهادی افراد قابل اعتماد را با دقت بالایی تشخیص می دهد.
ارتباط انسان با خدا از منظر زاویه طلایی 111 درجه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله اشاره به یک راه انفسی برای شناخت خداوند دارد. نسبت طلایی به عنوان مهر تأییدی است که خداوند بر موجودات این جهان زده است. مهر زرّینی که می تواند ذهن کنجکاو شخص را به خود جلب کند. در اینجا می خواهیم اثر جدید دیگری از این مهر زرّین را در چهره ی انسان آشکار و آن را با زاویه ی طلایی کره زمین ربط داده و به نتیجه ای دست یابیم که هدف خداوند متعال از خلقت انسان است. موقعیت کعبه روی کره زمین، در ارتباط با زاویه طلایی درجه است که است. اگر چنین ارتباطی در انسان وجود داشته باشد، مفهوم آن چیست؟ در این مقاله به روش تحلیلی و با رویکرد ریاضی زاویه ی طلایی بر کره ی چشم انسان و عنبیه درون آن ترسیم می شود. به کمک نجوم و دو شاخص مهم، یکی محور چرخش زمین و دیگری مدار گردش زمین، نشان داده می شود که کره ی زمین و کره ی چشم انسان با هم ارتباط معنایی دارند. که یک مدل ریاضی و فیزیکی در خصوص سجده بر خداوند و مناجات با او را ارائه می دهد. یکی از اسماء خداوند «علی اعلی» است. این اسم مقدس بر صورت انسان با یک انطباق هنری جالب و دقیق، ارتباط معناداری با کعبه و پرستش خداوند دارد. بنابراین هر شخص با دید هنری و الهی به این دو موضوع یعنی زاویه طلایی و نقش «علی اعلی» در چهره خود، می تواند مفهوم خلقت خود و لزوم پرستش خالق خود را در ذهن تداعی کند و سیمای پرستش خدا را مشتاقانه با نگاهی دیگر بنگرد.
A Psychoanalytic Reading of Cyberspace: Problematizing the Digitalization of Oedipus Complex and the Dialectic of Subjectivity and Castration in the Cyberspace
حوزههای تخصصی:
In the present paper, a translational model to psychoanalyze the cyberspace is presented with the argument that cyberspace is a translated version of human unconscious that projects both our unfulfilled desires and suppressed anxieties. This Freudian-based line of argument is followed by Lacanian (1950s)and Zizekian (2004) psychoanalysis to problematize the digitalization of Oedipus complex and the dialectic of castration and subjectivity within the cyberspace. By adopting a fuzzy logic-based approach, it is argued that cyberspace has both a panopticon-like and synopticon-like structure. The former is Oedipal in that it induces a sense of paranoia in the subjects and makes them symbolically castrated, but the latter is anti-Oedipal in that it promotes indeterminacy and pushes the subjects to the climax of self-subjectivity and subversion of the Oedipally determined identities. This is a counterargument to Zizek’s (2004) strong view that cyberspace is essentially anti-Oedipal, a transition from the symbolic castration structure to post-Oedipal libidinal economy. The central argument of the paper is that cyberspace is the realm of both the Imaginary and Symbolic Orders where both the pleasure and morality principles are at work and access to the Real Order is maximized.
بررسی اثرات فرهنگی و اجتماعی بخش پولی (اسمی) اقتصاد
حوزههای تخصصی:
اگرچه پژوهش های فراوانی درباره اثرات بخش پولی و بانکی در حوزه اقتصاد انجام گرفته است، اما اثرات این بخش بر حوزه های فرهنگی و اجتماعی -که شاید از اهمیت بالاتری برخوردار است- مغفول واقع شده است. در این پژوهش ضمن ارائه تعریفی از ماهیت پول به مثابه نهاد، با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی اثرات بخش پولی (اسمی) اقتصاد بر حوزه های فرهنگی و اجتماعی پرداخته ایم. نتایج حاکی از آن است که اگرچه اثرات جانبی منفی بخش پولی بر نظامات فرهنگی و اجتماعی، شدید و مخرب بوده اما این اثرات که منجر به کاهش سرمایه اجتماعی شده است، در تحلیل هزینه فایده نظام پولی، مورد توجه قرار نمی گیرد. هدف پژوهش پیش رو احصاء و تحلیل این اثرات است.
معنویت کارگشا و آلترگلوبالیسم عالم گیر؛ دو پاسخ مذهبی به نئولیبرالیسم جهانی
حوزههای تخصصی:
نئولیبرالیسم ادعا می کند که اگر رفاه عمومی با رهاسازی آزادی ها و مهارت های کارآفرینی فردی در یک چارچوب نهادی که توسط حقوق مالکیت خصوصی مشخص شده، بازارهای آزاد و تجارت آزاد باشد، بهتر به پیش رفته است. سیاست های نوین محافظه کارانه که با نومحافظه کاران ترویج می شوند، با نئولیبرالیسم مرتبط هستند. اساساً، این ها درصدد تضعیف لیبرالیسم تعبیه شده هستند. ابتکارات مبتنی بر ایمان، دولت را قادر می سازد تا با آنچه نئولیبرالیسم در ایجاد آن به وجود آورده، سازگار باشد. یک کشور تضعیف شده قادر به مقاومت در برابر نئولیبرالیسم نیست که به قیمت همبستگی های ملی از بازارهای جهانی حمایت می کند. در آمریکای اولیه، جهت گیری های مذهبی ناشی از یک محیط زندگی نسبتاً خودمختار، غالباً ورودی های انگیزشی اساسی و بسیار متعاقب آن را شکل داده است. بخش داوطلبانه در ایالات متحده بیشتر از سقوط است؛ اما هیچ کس شک نمی کند که اشکال بسیاری از مشارکت در مؤسسات و فعالیت های رسمی سیاسی در دهه های اخیر کاهش یافته است یا اینکه آمریکایی ها تمایل کمتری به ابراز اعتماد به رهبران سیاسی و یکدیگر دارند.
تحلیلی از بافت انضمامی سیاست گذاری فرهنگی در ایران؛ پژوهشی درباره عدم شفافیت و ابهام در سیاست گذاری فرهنگیِ ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسیِ نظرات گروهی از نخبگان حوزه سیاست گذاری فرهنگی نشان می دهد نوعی ابهام و عدم شفافیت در شناساییِ چالش های فرهنگیِ جامعه، چگونگی فرایند سیاست گذاری فرهنگی و نقش دولت در این فرایند وجود دارد؛ این ابهام و عدم شفافیت خود را در محتوای سیاست ها، انتظارات از آن ها و نتایج شان نشان می دهد؛ واقعیتی که حوزه سیاست گذاری فرهنگی را در معرضِ تحولات و نزاع های سیاسی و ناهمسویی ها در اجرا و ارزیابیِ برنامه ها قرار می دهد. در این مقاله، ابتدا تفاوت های بینِ ابهام و عدم شفافیت به مثابه انتخابی آگاهانه برای سیاست گذاران و ابهام و عدم شفافیت درنتیجه شرایط ساختاری شرح داده می شود. سپس، پیامدِ این تفاوت ها از نظر انواع سیاست هایی که در حوزه سیاست گذاری فرهنگی ایجاد می شود و چگونگیِ شکل گیریِ عدم توافق درباره این سیاست ها و مشروعیت و منطقِ انتخابِ آن ها به بحث گذاشته می شود و در نهایت تلاش خواهد شد با ارجاع به یافته های پژوهش انجام شده و ادبیات نظری موجود، خطوط کلی یک چارچوب نظری برای تحلیلِ عدم شفافیت و ابهام در سیاست گذاری فرهنگی ترسیم شود.
تبیین الگوی ارتباطات عمومی علم در برنامه سازی علمی در سیمای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۳ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۰
34 - 62
حوزههای تخصصی:
رسانه ملی یکی از بازیگران اصلی فرآیند ترویج علم در کشور است که مسئولیت پیوند حوزه علم و عرصه عمومی و نهادینه سازی گفتمان علمی را بر عهده دارد. هدف از این پژوهش، تبیین الگوی پارادایمی ارتباطات علم در برنامه سازی علمی در تلویزیون است که ضمن احصای شرایط علّی، زمینه ای و میانجی به شناسایی راهبردهای مناسب برای کنش متقابل رسانه در فرآیند رسانه ای سازی علم و سرانجام پیامدهای منتج از این الگو می انجامد.روش تحقیق این پژوهش نظریه مبنایی است و داده هابا روش نمونه گیری نظری ازطریق مصاحبه عمیق غیر ساختار یافته با 12 نفر از صاحبنظران که در طراحی و راهبری برنامه های علمی نقش داشته اند، بدست آمد. یافته های این مقاله حاکی از آن است که الگوی منتخب رسانه ملی در بازنمایی علم، الگوی نقصانی است. دلایل اتّخاذ این الگو عبارت است از دانای کل پنداری رسانه، تصور نادرست از سطح ادراک عامّه از علم، پیچیده انگاری زبان علم، محدودیت منابع در برنامه سازی علمی، فقدان فرهنگ حمایتگر علم و عدم ثبات و تمایز وظایف ساختاری شبکه های عمومی و تخصصی تلویزیون. به این ترتیب با الگوی نقصانی ترویج علم، کنشگری رسانه در حوزه ارتباطات علم با راهبردهایی چون تخصص زدگی، عوام زدگی، کلیشه سازی یا نتیجه گرایی علمی معنا می یابد. درنتیجه، ارائه ایدئولوژیک علم، خلط علم و شبه علم، برجسته سازی دستاوردهای علمی، عدم ورود علم به حوزه عمومی، ترویج علم محض و عدم ارتباط تعاملی رسانه با عموم و جامعه علمی را به دنبال دارد. بنابراین ضروری است که رسانه ملی با اتخاذ الگوی مشارکت در ترویج علم، از رویکرد همگانی سازی علم به رویکرد درگیرسازی عموم در علم تغییر موضع دهد.
تحلیل کلامی گزارشگران فوتبال بر اساس نظریه هالیدی و متیسن (مطالعه موردی: عادل فردوسی پور و محمدرضا احمدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۰ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۷)
93 - 108
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش با تکیه بر نظریه نقش گرایی هالیدی و متیسن (2004) گزارش های دو گزارشگر فوتبال ایران، فردوسی پور و احمدی، مورد بررسی قرار گرفت و از این طریق، سبک هر گزارشگر مشخص شد. نوع پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و جامعه آماری، گزارش های فوتبال نامبردگان است که در مدت پنج ماه از هر کدام پنج گزارش، به صورت تصادفی انتخاب، سپس ضبط و بازنویسی شد. پس از این مرحله، فرایندهای مادی، ربطی، گفتاری، ذهنی، رفتاری و وجودی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. در انتها، با استفاده از نرم افزار EXCEL و SPSS ، داده ها را تجزیه و تحلیل کرده و نتایج نشان داد که از تعداد 480 فرایند مشاهده شده در گزارش های منتخب احمدی، 23/48 درصد فرایند مادی، 2/34 درصد فرایند ربطی، 3/9 درصد فرایند ذهنی و 06/1درصد فرایند وجودی که بیشترین فراوانی مشاهده شده مربوط به فرایندهای مادی و کمترین مورد مربوط به فرایندهای وجودی بود. از تعداد 590 مورد فرایند مشاهده شده در گزارش های منتخب فردوسی پور، 5/39 درصد فرایند مادی، 2/33 درصد فرایند ربطی، 5/16درصد فرایند ذهنی و 1/2درصد فرایند وجودی که بیشترین فراوانی مشاهده شده مربوط به فرایند مادی و کمترین فراوانی مربوط به فرایند وجودی است. بنابراین سبک گزارشگری احمدی سبک عینی بود؛ ولی فردوسی پور سعی دارد تجربه های خود را به صورت ذهنی به شنونده منتقل کند.
سنت گرایان ایدئولوژیک و سیاستگذاری فرهنگی (مورد مطالعه: رویکرد مهدی نصیری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیستم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۸
135 - 166
حوزههای تخصصی:
جریان سنت گرایان ایدئولوژیک پس از انقلاب و از درون جدال های فکری دهه ی هفتاد درباره مدرنیته، مفهوم سازی الگوی توسعه و عملی کردن نظریه های بومی سربرآورد و زمینه برای طرح بیشتر مسئله تقابل سنت و مدرنیته فراهم شد. مهدی نصیری به عنوان نماینده این جریان، نقش فعالی در این زمینه داشته است. بنابراین، با بررسی دیدگاه های او می توان به بن مایه های گفتمان سنت گرایان ایدئولوژیک دست یافت. هدف این پژوهش، بررسی نوع نگاه نصیری به عنوان نماینده جریان فکری سنت گرایان ایدئولوژیک به الگوی توسعه مدرن و پیامدهایی این رویکرد برای برنامه های توسعه و سیاستگذاری فرهنگی است. از این رو، با روش مطالعه موردی می کوشد به این سوال پاسخ دهد که مهم ترین مبانی سنت گرایان ایدئولوژیک در رابطه با توسعه مدرن چیست و این رویکرد چه پیامدهایی برای برنامه های توسعه و سیاستگذاری فرهنگی دارد؟ رویکرد سنت گرایان ایدئولوژیک بر مبنای نفی کلی توسعه مدرن، ردّ نوظهورها، جدال معرفتی با توسعه، استناد به توقیفی بودن و دفاع از ارزش های سنتی و اسلامی بازنمایی شده است. در این گفتمان، توسعه خواهی به شیوه غربی نه تنها محلی از اعراب ندارد بلکه توسعه به شیوه اسلامی نیز جایگاهی ندارد؛ چون بنابر دیدگاه های سنتی نماینده این جریان، ماهیت توسعه، غربی است و با منطق اسلامی ناسازگار است. این دیدگاه ها، موضع انفعالی را به پیش می کشد که باید به انتظار آینده ای نشست که نوسازی آن مبتنی بر بازگشت به سنت است. این گفتمان به رغم تاکید بر ارزش های مثبت، نظر بدیلی برای الگوی توسعه ارائه نداده و برای رویارویی با مشکلات فعلی سیاستگذاری فرهنگی کشور فاقد بن مایه ایجابی است که بتوان از آن بهره برداری عملی کرد.
راهبردهای تدوین برنامه درسی چندفرهنگی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه درسی به عنوان یک سند سیاسی در هر جامعه ای موظف است ارزش ها و سیاست های اساسی جامعه را در خود منعکس سازد. در این تحقیق به ارائه راهبرد در تدوین برنامه درسی چندفرهنگی در آموزش عالی می پردازیم که نتایج آن در کلیه دانشگاه های وزارت علوم کاربرد دارد. این پژوهش از نظر هدف از زمره تحقیقات کاربردی و از نظر روش، پیمایشی وتوصیفی-تحلیلی است که برای تدوین چارچوب نظری تحقیق و مروری بر تحقیقات پیشین، از روش کتابخانه ای(اسنادی) بهره گرفته شده است. برای جمع آوری داده ها از ابزارهای مصاحبه و پرسشنامه استفاده شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران از جامعه آماری10000 نفری اساتید، کارکنان و دانشجویان ورودی سال های 91 تا 96 دوره کارشناسی پیوسته دانشگاه فرهنگیان، تعداد 373 نفر محاسبه شد. در این پژوهش از تحلیل سواتSWOT برای شناسایی قوت ها و ضعف ها، فرصت ها و تهدیدها و ارائه مهم ترین راهبردهای برنامه درسی چندفرهنگی استفاده شده است. همچنین از مدل استراتژیک SOAR برای تدوین استراتژی توسعه و تشریح قوت ها، فرصت ها، آرمان ها و نتایج استفاده شده است. سپس با استفاده از ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی، گزینه های مختلف استراتژی شناسایی شده و مورد ارزیابی قرار گرفت. بهترین استراتژی برای تدوین برنامه درسی چندفرهنگی این گونه به دست آمد: "برنامه های درسی و سرفصل های آموزشی را بر اساس تنوع فرهنگی کشور طوری تنظیم کنیم که سیاست"وحدت در حین کثرت" به معنای واقعی اجرا گردد".
تغییر مالکیت رسانه ای چندقطبی به تک قطبی در ترکیه (دوره حزب عدالت و توسعه)
منبع:
علوم خبری سال هشتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۲
11 - 32
حوزههای تخصصی:
در یک قرن اخیر تقریباً اکثر مؤسسات و بنگاه های رسانه ای و ارتباطی، متأثر از نظام سرمایه داری، به ابزاری سیاسی و حکومتی مبدل شده اند. در اصل، قرار گرفتن رسانه ها در مرکز نظام های سیاسیِ دارایِ تعلقاتِ سیاسی و اقتصادی و تداوم این وضعیت در همه ی ساختارهای سیاسی حاکم، نشانگر وجود روابط بده بستانی میان رسانه ها و ساختارهای سیاسی و حفظ توازن میان کانون های اصلی قدرت در جامعه است؛ طوری که ساختار مالکیتی رسانه ها، همواره در موازات ساختارهای سیاسی تغییر پیدا می کند؛ موضوعی که کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است(مسأله.) پرسش اصلی در این پژوهش، به تبیین و توضیح نوع رابطه میان بنگاه های رسانه ای و ساختار سیاسی و تغییر و تحول نظام مالکیتی رسانه ها به موازات ساختارهای سیاسی در ترکیه باز می گردد(پرسش). نیل به این هدف، به کمک روش «ماتریالیسم تاریخی» و رویکرد «اقتصاد سیاسی» و با استفاه از منابع کتابخانه ای و دیجیتالی دنبال می شود(روش).به نظر می رسد در دوره حکومت حزب عدالت و توسعه، رابطه ی میان بنگاه های رسانه ای و ساختار حکومتی از نوع «تصرف و سلطه» بوده و دولت حاکم نظام مالکیتیِ اکثر رسانه های غیرهمسو را تصرف و تغییر داده است؛ طوری که ساختار مالکیتی رسانه ، از چندقطبی به تک قطبی شیفت کرده است. (یافته)
هابرماس در تلگرام؛ تحلیل حوزه ی عمومی و کنش ارتباطی در مکالمه های روزنامه نگاران ایرانی در رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال پنجم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱۹
1 - 33
حوزههای تخصصی:
هدف ما در این مقاله تحلیل وضعیت کنش ارتباطی و حوزه ی عمومی در مکالمه های روزنامه نگاران ایرانی در تلگرام است. در واقع پرسش اصلی تحقیق این است که آیا مکالمه های روزنامه نگاران به عنوان افرادی که عموماً مدعی تحقق جامعه ی مدنی شناخته می شوند،خود از ویژگی های لازم برای شکل گیری حوزه ی عمومی و همچنین تقویت کنش ارتباطی- که ناظر به تفاهم است نه منفعت شخصی- برخوردار است یا خیر؟ برای پاسخ به این پرسش ایده ی هابرماس درباره ی حوزه ی عمومی و کنش ارتباطی را به عنوان بستر نظری انتخاب کردیم. میدان تحقیق را مکالمات روزنامه نگاران ایرانی در گروه « پیشنهادات برای انجمن صنفی روزنامه نگاران استان تهران» که در تلگرام تشکیل شده بود انتخاب کردیم.برای نمونه گیری از اولین پیام آغاز کرده و تا حصول اشباع نظری ادامه دادیم. بر این اساس، 1117 پیام در این گروه کدگذاری و تحلیل شد. سپس با مثلث بندی روش های مشاهده ی مشارکتی در گروه های تلگرام، تحلیل مکالمه و تحلیل گفتمان انتقادی رسانه های اجتماعی، مکالمه ها را تحلیل کردیم. ما با توجه به تفاوت های مکالمه در گروه های تلگرام و مکالمه در دنیای واقعی، ابتدا این تفاوت ها را شناسایی و تحلیل کرده، سپس مکالمات روزنامه نگاران ایرانی را تحلیل کردیم. در ادامه، یافته های تحقیق نشان داد که با وجود برخی نشانه ها دال بر کنش ارتباطی، آنچه که در این مکالمه ها رخ می دهد فاصله ی زیادی با شکل گیری یک حوزه ی عمومی خرد دارد. در واقع، در مکالمه های خصومت آمیز و چالشی، بسامد موارد مربوط به نقض حوزه ی عمومی زیاد دیده می شود که نشان دهنده ضرورت تلاش روزنامه نگاران ایرانی برای تقویت کنش ارتباطی و همچنین تحقق حوزه ی عمومی خرد در اجتماع خود دارد.
جاز ژورنالیسم؛ بررسی ابعاد شکل گیری و تبیینی بر مولفه ها و آثار
منبع:
علوم خبری سال هشتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۲۹
9 - 35
حوزههای تخصصی:
جاز ژورنالیسم به عنوان رسانه اصلی دوران جاز در دهه 1920، به ویژه در ایالات متحده آمریکا و به طور خاص در شهر نیویورک، پدیدار شده است و علاوه بر این که خود از بستر فرهنگی آن دوران تاثیر پذیرفته، آثار گسترده و زیادی را نیز بر نسل های بعدی رسانه های مکتوب و مطبوعات نیز برجای گذاشته است، این مقاله درصدد بر آمده تا ضمن بررسی ابعاد و وجوه آن با بازخوانی نسبت به تجربیات رسانه ای گذشته ابعاد جدید را از این روزنامه نگاری بکاود. این مقاله با روش اسنادی و کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی تحلیلی نوشته شده است. نتایج یافته ها نشان می دهد که استفاده چشمگیر از تصاویر و روایت های بصری در مطبوعات آن زمان، ضمن این که به گسترش فزاینده روزنامه نگاری تابلوئید کمک کرده، باعث ترویج «غیریت سازی» در رسانه های چاپی نیز شده است.
برآوردی از پیامدهای روندهای دینداری در آینده تبلیغ دین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیستم بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۵
235 - 262
حوزههای تخصصی:
برای تبیین شرایط تبلیغ دین در آینده، نیازمند مطالعه وضعیت آینده آن از طریق مطالعه روندهای اثرگذار بر آینده ایم. یکی از مهمترین روندهایی که بر تبلیغ دین اثر می گذارند، روندهای دینداری اند. در این مطالعه، با به کارگیری روش چرخ آینده و با تشکیل جلسات ذهن انگیزی نخبگان، پیامدهای احتمالی متفاوت و باواسطه روندهای اصلی تغییر دینداری بر آینده تبلیغ دین بررسی شده اند. چهار روند اصلی (افزایش گرایش به دین ورزی احساسی، رشد گزینش گری و ترکیب گرایی در دینداری، چالش های حاکمیت دینی و مطالبه و رواج الگوی درمانگرایی در دینداری) موجب خواهند شد اتفاقات متفاوتی در آینده تبلیغ دین رقم بخورد. در آینده، تبلیغ دین کارِ دشوارتری خواهد شد؛ نقش عموم مردم در آن بیشتر می شود و سازمان ها و نهادهای دولتی با چالشِ نقش در آن مواجه می شوند. تکثر در الگوها و روش های تبلیغی مشهود خواهد بود و نیاز به خلاقیت و مهارت های ابداع، محسوس می شود. اعزام مبلّغ، الگویی ناکارآمد تلقی می شود و گروه ها و مؤسسه های تبلیغی با چاشنی درآمدزایی و ارتباط بده بستان با مخاطبان، به سمت الگوهای جدیدی از تعامل پیش می روند. مبلّغان دین بیش از آنکه ارائه دهندگان اطلاعات دینی باشند، پاسخگویان به نیازهای عاطفی، عرفانی و معنوی مخاطبان خود و نیازمند مهارت های ارتباطی خواهند بود.
خودزندگینامه ها در جامعه شناسی: سنخ شناسی اجتماعی خودزندگینامه های حوزویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال پانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۴
11 - 50
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، تلاش شده است تا با بررسی خودزندگینامه های حوزوی منتشرشده به زبان فارسی در سال های پس از ورود صنعت چاپ به ایران تا سال 1395 شمسی، آورده ها و وانهاده های این متون استخراج شده و با استفاده از روش تحلیل مضمون، مضامین اصلی، نقاط کانونی تمرکز و حاضران و غایبان این برساخت های مدون از زندگی حوزویان مشخص شود. در نهایت با استفاده از این داده ها، سنخ شناسی جامعه شناختی از این خودزندگینامه ها ارائه شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اساتید و پدران و اجداد پدری، حاضران مشترک در غالب این خودزندگینامه ها هستند. امور ماورایی و خداوند، در خودزندگینامه های متقدم به لحاظ زمانی، به صورت مستقیم در این خودزندگینامه ها حضور پررنگی دارند، سپس حضوری غیرمستقیم می یابند و در دهه های اخیر، از روایت کنار گذاشته می شوند. این خودزندگینامه ها از منظر حضور زنان به عنوان شخصیت های حاضر در این برساخته ها، به دو دسته ی «زن گویا» و «زن محذوف» تقسیم می شوند. همین دوگانه را در مورد اشاره یا عدم اشاره به متغیرهای اقتصادی زندگی در این خودزندگینامه ها می توان مشاهده کرد و این متون را به دو دسته ی «اقتصاد محذوف» و «اقتصادگویا» تبدیل کرده اند. در جمعبندی نهایی، با اتکاء به یافته های فوق، خودزندگینامه های حوزوی به دو سنخ کلی «خودزندگینامه های عزلتی» و «خودزندگینامه های اجتماعی» تقسیم شده اند. خویشتن ِ خودزندگینامه ای ارائه شده در خودزندگینامه های عزلتی، در دایره ی محدود آموزش، عبادت و خانواده ای مردانه محدود می ماند و خویشتن ِ هویدا در خودزندگینامه های اجتماعی، در پیوند با وقایع اجتماعی و شبکه ای گسترده تر از کنشگران و وقایع تصویر می شود. خویشتن ِ حوزوی که تنها «حوزوی» نیست بلکه وجودی اجتماعی است که حوزوی «نیز» هست.
حمایت از گیاه درمانی در حقوق مالکیت فکری با تاکید بر کنوانسیون تنوع زیستی و پروتکل ناگویا
منبع:
علوم خبری سال هشتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۲۹
241 - 256
حوزههای تخصصی:
گیاه درمانی به عنوان برآیند تعامل بشر با محیط پیرامون خویش در بکارگیری گیاهان در درمان بیماری ها از جمله دارایی های فکری یک کشور محسوب می گردد. با وقوع انقلاب صنعتی استفاده از داروهای گیاهی به عنوان روشی درمانی به دست فراموشی سپرده شد، لیکن با گذشت زمان و آشکار شدن مضرات داروهای شیمیایی بر بدن انسان، دیگر بار جهانیان به استفاده از خدمات طب سنتی و بکارگیری گیاه درمانی روی آوردند که این ضرورت و نیاز خود زمینه ساز وقوع سرقت زیستی و نادیده انگاشتن حق حاکمیت کشورهای فراهم کننده منابع ژنتیک و دانش سنتی گیاه درمانی نسبت به منابع موجود در قلمرو سرزمینی این کشورها شد. ظهور این مسایل موجب گردیده قانونگزاران ملی و متصدیان امر در سطح نهادهای بین المللی برای حمایت از حقوق جوامع بومی و محلی به چاره اندیشی بپردازند. موضوع مقاله حاضر حمایت از گیاه درمانی در پرتو کنوانسیون تنوع زیستی و پروتکل ناگویا است. در سطور آتی خواهیم دید اگر چه تصویب این اسناد گامی بلند در راستای حمایت از حقوق جوامع بومی نسبت به دانش سنتی مخصوصا گیاه درمانی است، اما دارای ضعف ها و کاستی هایی است که از اثربخشی کامل آن می کاهد.